1
00:00:01,530 --> 00:00:03,980
‫این هیولا دیگه چه کوفتیه؟

2
00:00:04,790 --> 00:00:06,980
‫چی توشه؟

3
00:00:07,840 --> 00:00:08,660
‫نکنه...

4
00:00:08,920 --> 00:00:12,410
‫داره این عروسک‌ها رو پرورش می‌ده؟

5
00:00:18,540 --> 00:00:20,250
‫غافلگیر شدی؟

6
00:00:20,250 --> 00:00:25,300
‫چیزایی که اون توئن، بقایای بچه‌هایی‌ان
‫که روحشون از بدنشون کشیده شده.

7
00:00:25,410 --> 00:00:26,970
‫بقایا؟

8
00:00:27,300 --> 00:00:29,730
‫چرا این‌قدر عصبانی هستی؟

9
00:00:29,730 --> 00:00:32,070
‫این بچه‌ها که خانواده‌ای نداشتن.

10
00:00:32,730 --> 00:00:35,780
‫اتفاقاً باید خوشحال باشن
‫که داریم ازشون استفاده می‌کنیم.

11
00:00:35,780 --> 00:00:40,610
‫دارن ملکه کایمرا رو تغذیه می‌کنن
‫و می‌شن غذای عروسک‌های جدید.

12
00:00:40,610 --> 00:00:44,360
‫دارن از بچه‌ها عروسک می‌سازن؟

13
00:00:44,360 --> 00:00:49,860
‫استخون‌ها، عصب‌ها و بافت‌های ماهیچه‌ای هم
‫از بچه‌های هیولاهای تاریک گرفته شدن.

14
00:00:49,860 --> 00:00:54,250
‫این چیزایی هم که رو زمین ریخته، تفاله‌هاشونه
‫که بعد از کشیدن شیره‌شون باقی مونده.

15
00:00:56,200 --> 00:00:58,670
‫نلورو سه تا بچه از دست داد.

16
00:00:59,040 --> 00:01:04,320
‫و خودش هم شاهد برده شدن خیلی از بچه‌هایی بود
‫که بهشون شیر می‌داد.

17
00:01:05,410 --> 00:01:09,010
‫حداقل دلش می‌خواست زنده باشن.

18
00:01:09,010 --> 00:01:11,300
‫و آخرش سر از این‌جا درآوردن؟

19
00:01:11,970 --> 00:01:12,810
‫چرا؟

20
00:01:13,930 --> 00:01:17,930
‫برای توسعه تکنولوژی‌ای که بهمون اجازه می‌ده
‫عروسک‌ها رو به ظرف روح تبدیل کنیم،

21
00:01:17,930 --> 00:01:22,650
‫و بعد روح‌های ترکیب‌شده رو بهشون برگردونیم.

22
00:01:22,650 --> 00:01:24,790
‫بدن قهرمان واقعی
‫توی معبد خوابیده.

23
00:01:24,790 --> 00:01:29,530
‫ما تکه‌های پراکنده روحش رو
‫جمع می‌کنیم و بیدارش می‌کنیم.

24
00:01:29,530 --> 00:01:33,290
‫ما همه این کارا رو می‌کنیم
‫تا افسانه قهرمان رو زنده کنیم!

25
00:01:33,290 --> 00:01:37,290
‫بچه‌ها و توله‌های هیولای تاریک
‫دارن فدای یه هدف بزرگ‌تر می‌شن!

26
00:01:37,290 --> 00:01:41,130
‫اتفاقاً باید به خودشون افتخار کنن.

27
00:01:43,100 --> 00:01:45,640
‫منطقتون رو خیلی خوب درک کردم.

28
00:01:52,850 --> 00:01:55,690
‫بگیرش، ملکه کایمرا!

29
00:02:03,790 --> 00:02:05,730
‫تو همچین لحظه مهمی،

30
00:02:05,730 --> 00:02:08,440
‫همه‌شون این‌قدر بی‌عرضه‌ان.

31
00:02:08,440 --> 00:02:10,970
‫یکی از بازمانده‌های سیزده
‫قهرمان قلابی که...

32
00:02:10,970 --> 00:02:13,370
‫...کلواتس، ارباب هیولاهای تاریک
‫جنوب رو به چالش کشیدن...

33
00:02:13,370 --> 00:02:19,880
‫و بنا به دلایلی،
‫انگار الان خدمتکارش شده.

34
00:02:19,880 --> 00:02:22,390
‫آلیشیا گلنفال.

35
00:02:22,390 --> 00:02:26,130
‫مجبورم خودم کلکت رو بکنم.

36
00:02:29,030 --> 00:02:30,300
‫این چیه؟

37
00:02:34,000 --> 00:02:44,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

38
00:02:45,000 --> 00:02:51,000
Translate By SorenA

39
00:04:02,440 --> 00:04:04,980
‫کلواتس

40
00:04:05,230 --> 00:04:09,490
‫قسمت ۱۰:
‫آزمون دوم

41
00:04:17,660 --> 00:04:18,560
‫ود.

42
00:04:23,880 --> 00:04:25,880
‫یو، وردین.

43
00:04:26,350 --> 00:04:27,700
‫اومدم یه سری بهت بزنم.

44
00:04:28,550 --> 00:04:30,720
‫راثول؟

45
00:04:30,720 --> 00:04:33,140
‫شاید دنیا داره
‫برای همیشه تغییر می‌کنه.

46
00:04:33,140 --> 00:04:35,290
‫نمی‌شه که فقط من بی‌نصیب بمونم.

47
00:04:37,380 --> 00:04:42,290
‫داری سعی می‌کنی
‫قهرمان واقعی رو زنده کنی، نه؟

48
00:04:42,760 --> 00:04:47,810
‫و این «افسانه قهرمان» رو
‫تو کامل‌ترین شکلش برگردونی.

49
00:04:48,710 --> 00:04:50,020
‫آخه چرا؟

50
00:04:50,020 --> 00:04:52,930
‫تو همون کسی بودی که
‫به اون دوران پایان داد...

51
00:04:52,930 --> 00:04:54,750
‫...برای همین می‌خواستم ازت بپرسم.

52
00:04:55,690 --> 00:04:58,570
‫می‌خوای به اون روزا برگردی؟

53
00:04:58,570 --> 00:05:02,270
‫وقتی ما و قهرمان‌ها سعی می‌کردیم
‫همدیگه رو بکشیم.

54
00:05:02,570 --> 00:05:08,080
‫تو هیچ‌وقت اون روزا رو ندیدی، راثول.

55
00:05:08,080 --> 00:05:10,840
‫دیدمشون، هرچند خیلی کم!

56
00:05:10,840 --> 00:05:14,900
‫ارباب قبلی من قبل از
‫کلواتس شکست خورد،

57
00:05:14,900 --> 00:05:18,220
‫برای همین من خیلی زودتر تناسخ پیدا کردم.

58
00:05:18,490 --> 00:05:23,340
‫من فروپاشی دنیای انسان‌ها رو دیدم.

59
00:05:23,340 --> 00:05:26,130
‫اون موقع دنیا یه خرده بزرگ‌تر بود،

60
00:05:26,130 --> 00:05:30,220
‫و دنیای انسان‌ها
‫خیلی آبادتر بود.

61
00:05:30,880 --> 00:05:34,930
‫اونا... اونا همه‌شون بی‌احساس بودن.

62
00:05:34,930 --> 00:05:37,990
‫انگار سرنوشتشون رو پذیرفته بودن.

63
00:05:38,370 --> 00:05:41,480
‫البته اتفاقات بعدش
‫رو هم دیدم.

64
00:05:41,720 --> 00:05:43,750
‫زمین با خاک یکسان شد.

65
00:05:43,750 --> 00:05:46,620
‫انسان‌های کمی هنوز جون داشتن.

66
00:05:47,010 --> 00:05:51,340
‫احتمالاً همون موقع‌ها بود که
‫کلواتسِ فعلی دوباره متولد شد.

67
00:05:52,090 --> 00:05:57,020
‫به نظر می‌رسید... همم، زنده‌ان؟

68
00:05:57,290 --> 00:06:01,760
‫دنیا رو همون‌طوری که بود پذیرفتن
‫و برای زنده موندن تمام تلاششون رو کردن.

69
00:06:02,530 --> 00:06:08,770
‫برای همین با خودم فکر کردم،
‫«اصلاً چرا ما با اینا جنگیدیم؟»

70
00:06:08,770 --> 00:06:11,770
‫اصلاً ارباب هیولاهای تاریک چیه؟

71
00:06:12,340 --> 00:06:17,800
‫همه‌مون قلمروی خودمون رو داریم
‫که سرزمین انسان‌ها رو احاطه کرده.

72
00:06:17,800 --> 00:06:23,000
‫ولی وقتی قهرمان واقعی رفته،
‫این کار چه فایده‌ای داره؟

73
00:06:23,800 --> 00:06:27,840
‫چرا از قلمرومون آزاد نیستیم؟

74
00:06:27,840 --> 00:06:31,050
‫اگه دلیلش افسانه قهرمانه،

75
00:06:31,050 --> 00:06:36,090
‫نمی‌تونستیم همه کتاب‌ها رو نابود کنیم
‫و کلاً از شر خودِ افسانه خلاص بشیم؟

76
00:06:36,270 --> 00:06:39,410
‫حداقل می‌تونستیم کتاب دوم
‫و آموزه‌های جادوییش رو بدزدیم،

77
00:06:39,410 --> 00:06:41,520
‫و کتاب سوم و سلاح‌هاش رو،

78
00:06:41,520 --> 00:06:44,250
‫اون‌وقت دیگه قدرتی
‫برای جنگیدن با ما نداشتن.

79
00:06:44,730 --> 00:06:46,770
‫پس چرا این کار رو نکردیم؟

80
00:06:46,770 --> 00:06:52,740
‫و چرا الان داری سعی می‌کنی
‫افسانه‌ها و قهرمان رو برگردونی؟

81
00:06:53,350 --> 00:06:55,610
‫جوابم رو بده، وردین.

82
00:07:02,110 --> 00:07:03,330
‫هی، هی.

83
00:07:03,330 --> 00:07:05,870
‫یهو حمله می‌کنی؟ خیلی نامردی.

84
00:07:06,190 --> 00:07:11,080
‫بهتره به بعضی چیزا کاری نداشت.

85
00:07:11,080 --> 00:07:13,630
‫داریم درباره این‌جا حرف می‌زنیم؟

86
00:07:13,630 --> 00:07:16,620
‫یا قلب تو؟

87
00:07:21,390 --> 00:07:23,460
‫این‌قدر جوش نیار.

88
00:07:23,460 --> 00:07:25,210
‫خفن نیست؟

89
00:07:25,210 --> 00:07:27,330
‫ادیسون روکرِفت.

90
00:07:27,330 --> 00:07:29,750
‫تواناییش بهش اجازه می‌ده کربن تولید کنه.

91
00:07:30,010 --> 00:07:32,530
‫بیشتر شبیه یه مهارته تا جادو.

92
00:07:32,530 --> 00:07:33,990
‫من بهش کمک کردم تا پرورشش بده،

93
00:07:33,990 --> 00:07:37,160
‫و قدرتش رو چهار برابر کردم.

94
00:07:37,160 --> 00:07:40,060
‫می‌تونم هر چیزی که
‫تصور می‌کنم رو از زغال بسازم.

95
00:07:40,060 --> 00:07:42,890
‫تازه می‌تونم مثل الماس سفتش کنم.

96
00:07:42,890 --> 00:07:45,790
‫یا از سبکیش استفاده کنم
‫تا همچین کارایی بکنم.

97
00:07:45,790 --> 00:07:47,930
‫همین الان من کنترلش می‌کنم،

98
00:07:47,930 --> 00:07:50,160
‫ولی اون فقط یه بچه‌سوسول ضعیف نیست.

99
00:07:50,810 --> 00:07:52,260
‫گوش کن، وردین.

100
00:07:52,260 --> 00:07:54,660
‫من برای دعوا نیومدم.

101
00:07:54,980 --> 00:07:57,500
‫می‌خوام باهات حرف بزنم.

102
00:08:08,740 --> 00:08:09,430
‫هی...

103
00:08:09,850 --> 00:08:11,780
‫اون فرمت...

104
00:08:13,230 --> 00:08:15,270
‫نشون دادنش سریع‌تره.

105
00:08:19,160 --> 00:08:20,720
‫بیا دنبالم.

106
00:08:23,770 --> 00:08:25,040
‫جدی؟

107
00:08:27,070 --> 00:08:29,200
‫دروازه تقریباً تعمیر شده!

108
00:08:29,200 --> 00:08:30,530
‫تقریباً تموم کردیم، ولی...

109
00:08:30,530 --> 00:08:32,490
‫به‌اندازه کافی جادو نداریم!

110
00:08:32,490 --> 00:08:33,680
‫برین کنار.

111
00:08:34,250 --> 00:08:35,500
‫کی اون‌جاست؟

112
00:08:47,350 --> 00:08:50,440
‫این یاروها
‫طرف تو بودن، نه؟

113
00:08:54,940 --> 00:08:56,440
‫باز شو.

114
00:09:19,680 --> 00:09:22,220
‫دروازه معبد باز شد؟

115
00:09:23,090 --> 00:09:24,800
‫کار وردین-ساما بود؟

116
00:09:25,300 --> 00:09:26,300
‫باید عجله کنم.

117
00:09:27,210 --> 00:09:28,730
‫قهرمان قلابی،

118
00:09:28,730 --> 00:09:33,090
‫تو فقط یه غریبه‌ای که هیچ ربطی
‫به افسانه قهرمان نداری.

119
00:09:34,280 --> 00:09:36,390
‫مهم نیست چقدر دست‌وپا بزنی،

120
00:09:36,390 --> 00:09:38,730
‫تو عصر آینده
‫هیچ نقشی برای تو نیست.

121
00:09:40,650 --> 00:09:42,890
‫این زندان آینه‌هاست.

122
00:09:43,310 --> 00:09:48,820
‫سخت‌ترین جایی رو که تا حالا
‫باهاش روبه‌رو شدی بهت نشون می‌ده.

123
00:09:49,290 --> 00:09:54,640
‫تو این‌جایی، ولی اون‌جا هم هستی.

124
00:09:54,640 --> 00:09:56,580
‫احتمالاً قبلاً یه چیزی
‫شبیه به این دیدی.

125
00:09:59,330 --> 00:10:01,040
‫نکنه...

126
00:10:03,380 --> 00:10:06,050
‫موجود باستانی تو گودال البه؟

127
00:10:06,240 --> 00:10:11,600
‫بذار تو رو ببلعه تا حسرت اینو بخوری
‫که چرا حتی یه شمشیرم با خودت نیاوردی.

128
00:10:12,100 --> 00:10:14,780
‫نه، داره من رو می‌کشه تو!

129
00:10:22,510 --> 00:10:27,990
‫حالا باید به چیزی
‫مناسبِ عصر جدید تغییر شکل بدم.

130
00:10:28,320 --> 00:10:34,840
‫لباسی در شأن چهره پنهانِ کسی
‫که قلمرویی در اختیار داره... یه آلوزار.

131
00:10:39,330 --> 00:10:43,770
‫تو عصر آینده،
‫فقط چیزای واقعی زنده می‌مونن.

132
00:10:45,340 --> 00:10:48,090
‫وقتی بمیره، این طلسم هم می‌شکنه.

133
00:10:48,290 --> 00:10:51,350
‫تا اون موقع حواست بهش باشه، ملکه کایمرا.

134
00:10:51,530 --> 00:10:53,600
‫من می‌رم به معبد.

135
00:10:57,520 --> 00:10:58,430
‫چی؟

136
00:10:59,350 --> 00:11:00,850
‫موج عذاب!

137
00:11:00,850 --> 00:11:05,490
‫شکافِ تک‌نقطه‌ای! اژدهای برخاسته!

138
00:11:06,270 --> 00:11:07,320
‫چی؟

139
00:11:10,200 --> 00:11:11,360
‫یه شمشیر؟

140
00:11:11,360 --> 00:11:13,370
‫اون رو از کجا آورد؟

141
00:11:31,800 --> 00:11:36,220
‫تونست قیدوبندهای طلسم رو
‫بشکنه و فرار کنه؟

142
00:11:36,580 --> 00:11:37,890
‫ولی چطوری؟

143
00:11:37,890 --> 00:11:39,600
‫اون رو از کجا آوردی؟

144
00:11:40,290 --> 00:11:42,600
‫این رو تو شکمش پیدا کردم.

145
00:11:43,530 --> 00:11:46,160
‫معلومه که یه عالمه سلاح بلعیده.

146
00:11:46,160 --> 00:11:48,740
‫بیشتر شمشیرها
‫اون‌قدر ذوب شده بودن که به درد نمی‌خوردن،

147
00:11:48,740 --> 00:11:50,930
‫ولی این احتمالاً یه رگالیاست.

148
00:11:50,930 --> 00:11:52,490
‫برای همین ذوب نشده.

149
00:11:52,690 --> 00:11:54,980
‫دسته‌اش داغونه،

150
00:11:54,980 --> 00:11:56,990
‫ولی فقط کافیه برای یه مبارزه دووم بیاره.

151
00:11:57,360 --> 00:12:00,750
‫جای بدی رو برای
‫کشتن من انتخاب کردی، مدیر.

152
00:12:01,120 --> 00:12:04,010
‫نه، باید بهت بگم
‫«پرنسسِ پشت‌پرده».

153
00:12:04,290 --> 00:12:06,730
‫تو حق نداری تعیین کنی چی صدام بزنن.

154
00:12:06,730 --> 00:12:11,130
‫حتی با یه رگالیا،
‫هنوزم مالی نیستی.

155
00:12:11,130 --> 00:12:13,380
‫نمی‌دونم این چیزا چطوری کار می‌کنن،

156
00:12:13,380 --> 00:12:16,930
‫ولی هر کی هر چی می‌خواد بگه،
‫من یه قهرمانم.

157
00:12:16,930 --> 00:12:21,140
‫و اونم داره می‌آد.

158
00:12:21,460 --> 00:12:23,460
‫می‌تونم حسش کنم.

159
00:12:24,760 --> 00:12:27,590
‫تقریباً رسیده.

160
00:12:29,300 --> 00:12:30,120
‫عجله کنین!

161
00:12:30,120 --> 00:12:32,650
‫عالیجناب تالا رو خبر کنین!

162
00:12:32,650 --> 00:12:33,860
‫بله، قربان!

163
00:12:33,860 --> 00:12:35,650
‫این اصلاً خوب نیست...

164
00:12:36,210 --> 00:12:39,570
‫یه چیزی داره از جایگاه کوره
‫می‌زنه بیرون.

165
00:12:40,340 --> 00:12:42,040
‫نکنه این...

166
00:12:42,340 --> 00:12:44,940
‫فرم واقعی کوره‌ست؟

167
00:12:48,000 --> 00:12:49,300
‫ تالا-ساما!

168
00:12:49,450 --> 00:12:51,300
‫بله، می‌دونم.

169
00:12:51,540 --> 00:12:53,690
‫صدا از سمت کوره اومد.

170
00:12:53,690 --> 00:12:55,170
‫یه اتفاقی افتاده.

171
00:12:55,700 --> 00:12:57,690
‫تا وقتی پیام‌رسان برسه،
‫آماده باشین.

172
00:12:57,690 --> 00:12:58,530
‫چشم!

173
00:13:03,390 --> 00:13:06,180
‫لونا، تو و نلورو باید...

174
00:13:06,400 --> 00:13:07,330
‫لونا؟

175
00:13:07,330 --> 00:13:08,930
‫ لونا-ساما؟!

176
00:13:26,620 --> 00:13:28,340
‫کلن!

177
00:13:29,120 --> 00:13:29,780
‫کلن!

178
00:13:29,780 --> 00:13:31,250
‫خوش برگشتی!

179
00:13:32,230 --> 00:13:35,610
‫انگار آدما واقعاً زود بزرگ می‌شن.

180
00:13:36,050 --> 00:13:39,670
‫از آخرین باری که دیدمت
‫خیلی قوی شدی، لونا.

181
00:13:41,290 --> 00:13:42,560
‫کلن-دونو؟

182
00:13:42,560 --> 00:13:43,730
‫تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

183
00:13:43,730 --> 00:13:45,200
‫و پادشاه جوان!

184
00:13:45,200 --> 00:13:46,110
‫لونا!

185
00:13:46,110 --> 00:13:47,530
‫این‌جایی!

186
00:13:47,530 --> 00:13:49,610
‫بهت گفتم دور نشو...

187
00:13:49,800 --> 00:13:50,970
‫کلن-دونو!

188
00:13:50,970 --> 00:13:53,860
‫ارباب! برگشتین؟

189
00:13:54,180 --> 00:13:56,360
‫یه کار خیلی فوری دارم.

190
00:13:56,360 --> 00:13:58,610
‫«فوری» یعنی چی؟

191
00:13:58,610 --> 00:14:00,930
‫یعنی خیلی عجله دارم.

192
00:14:00,930 --> 00:14:01,860
‫فهمیدم!

193
00:14:02,210 --> 00:14:03,790
‫آفرین، بچه خوب.

194
00:14:03,790 --> 00:14:04,810
‫خیلی باهوشی.

195
00:14:05,520 --> 00:14:09,040
‫البته یه کم جا خوردم
‫وقتی پرواز کردی اومدی پیشم.

196
00:14:09,040 --> 00:14:11,290
‫منم می‌تونم قدرت یه
‫قلمرو رو حس کنم.

197
00:14:11,290 --> 00:14:13,290
‫پس حدس می‌زنم پادشاها خاصن، نه؟

198
00:14:13,290 --> 00:14:15,810
‫نه، به خاطر پادشاه بودنش نیست.

199
00:14:16,050 --> 00:14:18,680
‫این یه قدرت خاصه که فقط اون داره.

200
00:14:19,320 --> 00:14:24,790
‫هیچ پادشاهی تا حالا قدرت تکون دادن
‫اشیا، یا خودش رو نداشته.

201
00:14:24,790 --> 00:14:26,270
‫درباره این موضوع هیچ‌چیزی...

202
00:14:26,270 --> 00:14:29,100
‫...تو تاریخ هایدن
‫یا قدیمی‌ترین افسانه‌هاش نوشته نشده.

203
00:14:29,330 --> 00:14:31,000
‫و هوشش هم همین‌طور.

204
00:14:31,000 --> 00:14:33,790
‫لونا بچه‌ایه که کمتر
‫از ده ماهشه،

205
00:14:33,790 --> 00:14:36,480
‫ولی ذهن یه بچه ده‌ساله رو داره.

206
00:14:36,480 --> 00:14:38,490
‫این در حالت عادی ممکن نیست.

207
00:14:38,490 --> 00:14:39,860
‫می‌فهمم.

208
00:14:40,180 --> 00:14:42,410
‫ولی فکر کنم دلیلش رو می‌دونم.

209
00:14:43,240 --> 00:14:47,170
‫این یعنی چرخ‌دنده‌ها تو هم چفت شدن.

210
00:14:51,260 --> 00:14:52,010
‫نلورو.

211
00:14:52,010 --> 00:14:53,290
‫بـ-بله؟

212
00:14:53,530 --> 00:14:55,570
‫تا الان کارت تو محافظت ازش عالی بوده.

213
00:14:55,570 --> 00:14:57,380
‫همین‌طور مراقب لونا باش.

214
00:14:57,380 --> 00:15:01,420
‫تـ-تنها کاری که از دستم برمی‌آد اینه که کنارش باشم.

215
00:15:01,420 --> 00:15:03,330
‫همین کافیه، نلورو.

216
00:15:03,330 --> 00:15:05,770
‫اینم یکی از چرخ‌دنده‌های لازمه.

217
00:15:06,370 --> 00:15:08,290
‫حالا، برسیم به کار فوریم...

218
00:15:08,290 --> 00:15:09,960
‫اوه، راستی!

219
00:15:09,960 --> 00:15:10,770
‫کوره...

220
00:15:10,950 --> 00:15:14,050
‫کوره سلطنتی... یهو برگشت!

221
00:15:15,490 --> 00:15:16,660
‫طلا؟

222
00:15:16,660 --> 00:15:19,490
‫دیشب این‌جا هیچی نبود.

223
00:15:19,490 --> 00:15:22,160
‫همین‌طوری مستقیم از تو زمین اومد بیرون!

224
00:15:22,330 --> 00:15:23,590
‫می‌دونستم.

225
00:15:23,590 --> 00:15:26,620
‫بعد از این‌که کتاب فصل سوم،
‫یعنی کوره، دزدیده شد،

226
00:15:26,620 --> 00:15:30,210
‫تونستم حس کنم که همون قدرتِ
‫قلمرو داره به این‌جا برمی‌گرده.

227
00:15:30,680 --> 00:15:32,180
‫و فقط این‌جا نیست.

228
00:15:32,180 --> 00:15:35,420
‫سرزمین‌های مقدس تو افسانه قهرمانِ
‫هر سرزمینی دارن احیا می‌شن.

229
00:15:35,420 --> 00:15:37,070
‫فقط این‌جا نیست؟

230
00:15:37,080 --> 00:15:41,150
‫احتمالاً یه اتفاق مشابه
‫تو هر پنج مکان داره می‌افته.

231
00:15:41,500 --> 00:15:42,600
‫چه خبر شده؟

232
00:15:44,840 --> 00:15:47,610
‫تپه سمت جنوب غربی داره می‌آد بالا؟

233
00:15:47,610 --> 00:15:51,100
‫اون همون معبد احیای
‫توی افسانه‌هاست؟

234
00:15:52,810 --> 00:15:56,500
‫نگاه کنین، شمشیرزن مقدس! تنگه اسلادا...

235
00:15:57,100 --> 00:16:00,180
‫دریا... ناآرومه.

236
00:16:06,120 --> 00:16:08,980
‫که این‌طور... بالاخره...

237
00:16:10,490 --> 00:16:12,050
‫جاژاک! نگاه کن!

238
00:16:12,260 --> 00:16:14,310
‫دریای شمال سولسین...

239
00:16:14,310 --> 00:16:15,500
‫اون چیه؟

240
00:16:16,490 --> 00:16:18,860
‫یعنی بالاخره داره شروع می‌شه.

241
00:16:21,130 --> 00:16:23,870
‫این داره تو کل دنیا اتفاق می‌افته؟

242
00:16:23,870 --> 00:16:27,890
‫آره، تو پنج مکانِ
‫افسانه قهرمان.

243
00:16:28,250 --> 00:16:33,390
‫افسانه قهرمانی که خوب می‌شناسیش،
‫داره تو شکل واقعیش شروع می‌شه.

244
00:16:33,390 --> 00:16:35,250
‫شکل واقعیش؟

245
00:16:35,250 --> 00:16:37,140
‫درست مثل بیش از
‫هزار سال پیش،

246
00:16:37,140 --> 00:16:40,440
‫زمانی که قهرمان‌های واقعی وجود داشتن.

247
00:16:41,020 --> 00:16:46,790
‫خدمتکارم بهم گفت که «قهرمان واقعی» هم
‫داره بیدار می‌شه.

248
00:16:46,790 --> 00:16:51,290
‫این همون چیزیه که درل و اون موجودی
‫که پشتشه می‌خواستن.

249
00:16:51,780 --> 00:16:54,760
‫درل از نابودی دنیا حرف می‌زد.

250
00:16:54,760 --> 00:16:58,550
‫منظورش این بود که تغییری
‫به این عظمت قراره رخ بده.

251
00:16:59,340 --> 00:17:01,840
‫البته اگه بذاریم قسر دربرن.

252
00:17:03,210 --> 00:17:05,220
‫که مسلماً من نمی‌ذارم.

253
00:17:10,470 --> 00:17:12,200
‫کـ-کلن-دونو...؟

254
00:17:12,200 --> 00:17:13,330
‫عذر می‌خوام.

255
00:17:13,330 --> 00:17:15,650
‫برای یه لحظه غفلت کردم.

256
00:17:16,090 --> 00:17:21,670
‫یکی از دلایلی که برگشتم این بود که
‫تمام قدرتی رو که این‌جا جا گذاشته بودم پس بگیرم.

257
00:17:22,360 --> 00:17:23,550
‫کشیش!

258
00:17:23,550 --> 00:17:24,610
‫چی شده؟

259
00:17:24,610 --> 00:17:25,990
‫کلواتس...

260
00:17:26,000 --> 00:17:29,290
‫کره خونی که کلواتس رو
‫مهروموم کرده بود... داره فرو می‌ریزه.

261
00:17:29,290 --> 00:17:30,530
‫چی؟

262
00:17:31,350 --> 00:17:35,710
‫من قاعدتاً نباید بتونم
‫این قدرت رو از قلمروم خارج کنم.

263
00:17:35,710 --> 00:17:37,130
‫ولی یه جایی پیدا کردم
‫که این قانون توش صدق نمی‌کنه.

264
00:17:37,620 --> 00:17:41,010
‫جایی که تمام سرزمین‌های مقدسِ
‫توی افسانه رو به هم وصل می‌کنه.

265
00:17:41,010 --> 00:17:44,170
‫همون چیزی که بهش می‌گفتین «اتاق مخفی».

266
00:17:44,560 --> 00:17:48,890
‫کلن-دونو... تو واقعاً کی هستی؟

267
00:17:49,310 --> 00:17:50,460
‫من؟

268
00:17:51,320 --> 00:17:54,200
‫من کسی‌ام که مراقب
‫بزرگ شدن لونا خواهد بود.

269
00:17:55,320 --> 00:17:57,020
‫فهمیدم، کلن.

270
00:17:57,020 --> 00:17:57,930
‫لونا؟

271
00:17:57,930 --> 00:18:02,530
‫من پادشاهم، پس باید برم اون‌جا
‫و دروازه رو باز کنم، مگه نه؟

272
00:18:02,780 --> 00:18:04,270
‫زود می‌گیری.

273
00:18:04,270 --> 00:18:05,150
‫آفرین.

274
00:18:06,010 --> 00:18:07,240
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

275
00:18:07,530 --> 00:18:08,700
‫سعی می‌کنم!

276
00:18:08,700 --> 00:18:09,590
‫لونا!

277
00:18:09,590 --> 00:18:10,450
‫ لونا-ساما!

278
00:18:10,620 --> 00:18:13,170
‫برین عقب، مادر.

279
00:18:13,170 --> 00:18:14,570
‫این‌جا خطرناکه.

280
00:18:14,570 --> 00:18:15,830
‫خطرناک؟

281
00:18:15,830 --> 00:18:19,580
‫نمی‌دونم اگه یه آدم عادی بهش...

282
00:18:19,580 --> 00:18:23,880
‫...نوری بخوره که وقت باز شدن دروازه و
‫وصل شدن فضاها به وجود می‌آد، چی می‌شه.

283
00:18:23,880 --> 00:18:26,050
‫نلورو، مراقب مادر باش.

284
00:18:26,050 --> 00:18:28,450
‫چشم! بیاین بریم، اعلیحضرت!

285
00:18:29,090 --> 00:18:32,560
‫باید از این‌که داره بزرگ می‌شه
‫خوشحال باشم یا نگران؟

286
00:18:33,390 --> 00:18:36,170
‫اون هنوز یه بچه‌ست!

287
00:18:36,170 --> 00:18:38,310
‫آره، غافلگیرکننده‌ست.

288
00:18:39,330 --> 00:18:41,560
‫پس همون‌طور که فکر می‌کردم،
‫می‌تونی با اون بازش کنی.

289
00:18:41,860 --> 00:18:43,330
‫چطوری این کار رو می‌کنی؟

290
00:18:44,330 --> 00:18:45,810
‫روش جیش می‌کنم!

291
00:18:46,770 --> 00:18:49,050
‫نه بابا، شوخی کردم!

292
00:18:51,650 --> 00:18:53,090
‫هی، کلن.

293
00:18:53,690 --> 00:18:58,210
‫دلم می‌خواد دوباره
‫وسط یه عالمه پشم بخوابم.

294
00:19:01,110 --> 00:19:02,210
‫بسیار خب.

295
00:19:02,210 --> 00:19:03,720
‫آخ‌جون!

296
00:19:03,720 --> 00:19:06,340
‫ولی باید یه جایی باشه
‫که هیچ‌کس نبینه.

297
00:19:06,340 --> 00:19:07,840
‫باشه، الان بازش می‌کنم!

298
00:19:17,390 --> 00:19:20,610
‫با رد شدن از این راهروی نورانی
‫می‌تونی برسی اون‌جا.

299
00:19:24,260 --> 00:19:25,400
‫من رفتم.

300
00:19:25,400 --> 00:19:27,110
‫در رو سریع ببند.

301
00:19:27,400 --> 00:19:30,360
‫باشه. خداحافظ، کلن.

302
00:19:34,600 --> 00:19:36,190
‫دوباره یه دروازه باز شد؟

303
00:19:36,190 --> 00:19:38,190
‫دروازه فصل سوم، کوره؟

304
00:19:38,190 --> 00:19:39,730
‫بهت که گفتم.

305
00:19:39,730 --> 00:19:41,950
‫تقریباً رسیده.

306
00:19:42,190 --> 00:19:44,010
‫کارت تمومه، پرنسسِ پشت‌پرده.

307
00:19:44,320 --> 00:19:46,650
‫اون واقعاً بی‌رحمه.

308
00:19:46,650 --> 00:19:50,710
‫اون ما دو تا رو چیزی بیشتر از
‫ذرات گردوغبار روی شونه‌اش نمی‌بینه.

309
00:19:50,710 --> 00:19:51,960
‫این همون ارباب هیولاهای تاریکه...

310
00:19:51,960 --> 00:19:53,870
‫این کلواتسه.

311
00:19:54,970 --> 00:20:00,570
‫می‌دونی، سیزده تا قهرمان با رگالیا
‫در برابرش کاملاً بی‌مصرف بودن.

312
00:20:01,730 --> 00:20:03,690
‫مغرور نشو، بازنده.

313
00:20:03,690 --> 00:20:07,240
‫معلومه که می‌دونم
‫یه ارباب هیولاهای تاریک چقدر قدرتمنده.

314
00:20:07,600 --> 00:20:11,590
‫از وقتی خون آلوزار درونم بیدار شد،
‫من کنار وردین-ساما بوده‌ام.

315
00:20:11,590 --> 00:20:13,340
‫معلومه که می‌دونم!

316
00:20:15,040 --> 00:20:18,170
‫حالا چی؟ یه باستانیِ دیگه؟

317
00:20:18,170 --> 00:20:19,890
‫نمی‌دونم چه نقشه‌ای تو سرته،

318
00:20:19,890 --> 00:20:22,910
‫ولی من قراره همه اون آینه‌ها رو خرد کنم.

319
00:20:22,910 --> 00:20:25,170
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

320
00:20:28,160 --> 00:20:34,350
‫این آینه کسی رو بهت نشون می‌ده که بیشتر از
‫همه بهش احترام می‌ذاری، اونم تو اوج قدرتش.

321
00:20:36,310 --> 00:20:37,680
‫پدر؟

322
00:20:44,720 --> 00:20:48,860
‫تا وقتی شکستش ندی،
‫نمی‌تونی از این فضا خارج بشی!

323
00:20:48,860 --> 00:20:53,170
‫باید با کسی بجنگی که
‫به‌هیچ‌وجه دلت نمی‌خواد باهاش بجنگی.

324
00:20:53,170 --> 00:20:56,410
‫این دومین آزمون
‫هزارتوی آینه‌هاست!

325
00:20:56,410 --> 00:20:58,930
‫مهم نیست اگه کلواتس بیاد.

326
00:20:58,930 --> 00:21:01,720
‫وردین-ساما به حسابش می‌رسه.

327
00:21:01,720 --> 00:21:07,760
‫تو همین‌جا به دست
‫کسی که دوستش داری می‌میری، آلیشیا گلنفال!

328
00:21:12,240 --> 00:21:14,640
‫اژدهای تاریک؟

329
00:21:22,730 --> 00:21:23,890
‫فکر کنم اومد.

330
00:21:24,410 --> 00:21:25,890
‫اون کلواتسه.

331
00:21:28,770 --> 00:21:30,410
‫می‌دونم.

332
00:21:33,370 --> 00:21:34,410
‫اون چیه؟

333
00:21:34,710 --> 00:21:37,630
‫تکه‌های قهرمانی که جمع کردم.

334
00:21:37,630 --> 00:21:40,170
‫اونا رو به بدنش برمی‌گردونم.

335
00:21:40,170 --> 00:21:44,500
‫من انسان‌ها رو وادار کردم
‫این تکنیک رو توسعه بدن.

336
00:21:44,660 --> 00:21:46,100
‫و بعدش چی می‌شه؟

337
00:21:46,100 --> 00:21:47,560
‫زنده می‌شه.

338
00:21:47,840 --> 00:21:50,250
‫بهتره که زنده بشه.

339
00:21:50,570 --> 00:21:52,510
‫بهش اجازه نمی‌دم شکست بخوره.

340
00:22:02,970 --> 00:22:04,330
‫وردین.

341
00:22:05,790 --> 00:22:07,600
‫کلواتس.

342
00:22:07,620 --> 00:22:17,620
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
