1
00:00:00,870 --> 00:00:03,380
‫قلبی که به فکر یه دوست باشه؟

2
00:00:04,110 --> 00:00:07,650
‫اگه تو یه زندگی جدید هم دوباره متولد بشی،

3
00:00:07,650 --> 00:00:09,840
‫مطمئنم بازم درکش نمی‌کنی.

4
00:00:19,000 --> 00:00:29,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

5
00:00:29,100 --> 00:00:39,100
Translate By SorenA

6
00:01:47,430 --> 00:01:50,020
‫کلواتس

7
00:01:50,520 --> 00:01:54,770
‫قسمت ۹:
‫هزارتوی آینه‌ها

8
00:01:51,210 --> 00:01:53,670
‫الان تقریباً اندازه
‫یه سنجاب شدم.

9
00:01:53,670 --> 00:01:56,430
‫ولی اگه این پایین دوباره به فرم قبلیم برگردم،
‫چه بلایی سرم می‌آد؟

10
00:01:58,260 --> 00:01:59,470
‫یه راه خروج؟

11
00:02:05,650 --> 00:02:07,730
‫این‌جا هم داره اتفاق می‌افته؟!

12
00:02:08,260 --> 00:02:11,320
‫نمی‌خوام دوباره له بشم!

13
00:02:11,320 --> 00:02:14,280
‫وای، لعنتی! کلن!

14
00:02:14,730 --> 00:02:16,090
‫بسیار خب.

15
00:02:16,090 --> 00:02:17,570
‫کلن؟!

16
00:02:19,920 --> 00:02:22,000
‫چه خبر شده؟!

17
00:02:22,410 --> 00:02:24,690
‫لعنتی! لعنتی! کلن!

18
00:02:24,690 --> 00:02:27,130
‫هنوز اون‌جایی، مگه نه؟ یه کاری بکن!

19
00:02:27,130 --> 00:02:30,390
‫اگه با یه سایه در تماس نباشی،
‫کاری از دستم برنمی‌آد.

20
00:02:30,390 --> 00:02:32,220
‫فقط صبر کن تا سقوطت تموم بشه.

21
00:02:32,220 --> 00:02:33,430
‫تا سقوطم تموم بشه؟!

22
00:02:33,430 --> 00:02:37,430
‫وقتی به بدن اصلیت برت گردونم،
‫آسیب‌ها رو ترمیم می‌کنم.

23
00:02:37,890 --> 00:02:39,410
‫همه‌چی روبه‌راه می‌شه.

24
00:02:39,410 --> 00:02:40,970
‫عمراً اگه بشه!

25
00:02:40,970 --> 00:02:42,830
‫فکر کردی من چی‌ام...

26
00:02:48,550 --> 00:02:49,570
‫ریدم.

27
00:02:49,570 --> 00:02:51,290
‫واقعاً برگشتم!

28
00:02:59,450 --> 00:03:00,560
‫لعنتی.

29
00:03:00,560 --> 00:03:02,790
‫دردِ درمان شدن داره
‫یهو با هم هجوم می‌آره...

30
00:03:02,790 --> 00:03:05,170
‫اون‌قدر درد داره که دارم می‌میرم!

31
00:03:08,210 --> 00:03:10,010
‫هی، کلن.

32
00:03:10,010 --> 00:03:12,720
‫حداقل می‌تونم یه دست لباس داشته باشم؟

33
00:03:14,360 --> 00:03:16,650
‫خیلی رفتی تو عمق.

34
00:03:16,650 --> 00:03:18,910
‫قدرت خون تاریک منم ته کشیده.

35
00:03:18,910 --> 00:03:22,280
‫تا وقتی برسم، تنهایی بجنگ.

36
00:03:22,520 --> 00:03:25,170
‫باشه. همین کار رو می‌کنم.

37
00:03:26,980 --> 00:03:29,140
‫من کجام؟

38
00:03:34,650 --> 00:03:35,790
‫یه صندلی؟

39
00:03:36,990 --> 00:03:39,310
‫برای حبس کردن کسیه؟

40
00:03:43,420 --> 00:03:45,310
‫اتاق شکنجه‌ست؟

41
00:03:46,370 --> 00:03:47,990
‫این‌جا گیر افتادم؟

42
00:03:57,300 --> 00:04:00,430
‫اصلاً همچین دری این‌جا بود؟

43
00:04:02,290 --> 00:04:05,050
‫خب، باید برم خودم از نزدیک ببینم.

44
00:04:09,380 --> 00:04:12,730
‫خب، همین که می‌تونم تکون بخورم،
‫فعلاً کافیه.

45
00:04:21,120 --> 00:04:22,550
‫یه در!

46
00:04:34,780 --> 00:04:37,620
‫این همون لباسی نیست که همین الان درآوردم؟

47
00:04:37,930 --> 00:04:40,860
‫من که مستقیم رفتم جلو. پس چرا این‌طوری شد؟

48
00:04:40,860 --> 00:04:43,660
‫راستی، اون‌جا اصلاً دری بود؟

49
00:04:45,770 --> 00:04:48,570
‫این چه کوفتیه؟

50
00:04:50,530 --> 00:04:54,170
‫من یه کم از ارواح می‌ترسم...

51
00:05:13,670 --> 00:05:16,420
‫نمی‌دونم این دیگه چیه،
‫ولی عمراً بتونه فرار کنه!

52
00:05:21,360 --> 00:05:24,060
‫دل‌رحم شدی.

53
00:05:24,240 --> 00:05:29,170
‫اگه مثل قدیما بودی، درجا می‌کشتش
‫و می‌رفتی سراغ وردین.

54
00:05:29,850 --> 00:05:32,760
‫تازه، خودِ قبلیت کتاب رو هم
‫از دست نمی‌داد.

55
00:05:33,270 --> 00:05:37,530
‫تو هم اگه می‌خواستی، می‌تونستی
‫با مِهِت معطلش کنی.

56
00:05:37,920 --> 00:05:39,960
‫نگران شمنتی؟

57
00:05:40,250 --> 00:05:42,810
‫تو همیشه زیادی با انسان‌ها مهربونی.

58
00:05:42,810 --> 00:05:45,920
‫تو جایگاهی نیستی که با این وضع بتونی حرف بزنی.

59
00:05:46,450 --> 00:05:52,840
‫خب، اگه قرار به گفتن باشه، این وردینه
‫که حسابی به انسان‌ها علاقه‌مند شده.

60
00:05:52,840 --> 00:05:54,450
‫یا اگه بخوام دقیق‌تر بگم...

61
00:05:54,450 --> 00:05:58,850
‫انگار علاقه عجیبی
‫به «قهرمان واقعی» پیدا کرده.

62
00:05:59,220 --> 00:06:02,510
‫هنوز چیزای دیگه‌ای هم هست که
‫درباره‌اش به من نگفتی، مگه نه؟

63
00:06:03,750 --> 00:06:08,840
‫احتمالاً ریشه تو ماجرای آخرین
‫قهرمانی داره که باهاش جنگید.

64
00:06:08,840 --> 00:06:10,740
‫آخرین قهرمان؟

65
00:06:11,130 --> 00:06:13,440
‫چی باعث می‌شد با قهرمان‌های
‫دوران فعلی فرق داشته باشه؟

66
00:06:14,250 --> 00:06:15,730
‫همه‌چیز.

67
00:06:19,210 --> 00:06:22,250
‫زاوتیر-ساما، برگشتم.

68
00:06:22,250 --> 00:06:24,750
‫خوبه. اوضاع چطوره؟

69
00:06:25,050 --> 00:06:27,310
‫آلیشیای قهرمان رو پیدا کردم.

70
00:06:27,310 --> 00:06:29,970
‫به دنبال پیدا کردن اتاق مخفی رفته و...

71
00:06:29,970 --> 00:06:32,750
‫به اعماق چیزی پشت دنیای پنهان پریده.

72
00:06:33,040 --> 00:06:35,870
‫چیزی پشت دنیای پنهان؟

73
00:06:36,410 --> 00:06:37,360
‫کلواتس.

74
00:06:37,360 --> 00:06:38,740
‫در جریانم.

75
00:06:38,740 --> 00:06:41,840
‫ارتباطم باهاش دوباره وصل شده.

76
00:06:41,840 --> 00:06:43,180
‫هرچند فاصله‌اش یه کم زیاده.

77
00:06:43,850 --> 00:06:45,150
‫داری می‌ری؟

78
00:06:45,610 --> 00:06:48,210
‫حواست به دانش‌آموزا باشه.

79
00:06:48,210 --> 00:06:51,850
‫قبل از این‌که ضربات مهلک بهشون بخوره،
‫با مِهِت مخفیشون کردی، نه؟

80
00:06:52,490 --> 00:06:54,590
‫متوجه شدی؟

81
00:06:54,890 --> 00:06:56,990
‫اگه نمی‌خوای شمنت بمیره،

82
00:06:56,990 --> 00:06:59,660
‫پس دیگه از قدرتت استفاده نکن.

83
00:06:59,660 --> 00:07:02,060
‫خودم این قضیه رو تمومش می‌کنم.

84
00:07:06,590 --> 00:07:12,120
‫دیدن این‌که کلواتس نگران یه انسانه،
‫خیلی عجیبه.

85
00:07:13,550 --> 00:07:19,010
‫بذار خودمون از نزدیک ببینیم چطوری
‫می‌خواد «تمومش کنه».

86
00:07:23,640 --> 00:07:25,850
‫من واقعاً از روح و جن بدم می‌آد...

87
00:07:25,850 --> 00:07:26,930
‫نه، ولی...

88
00:07:27,780 --> 00:07:29,770
‫نه، نه، من خوبم.

89
00:07:30,160 --> 00:07:33,650
‫اون سقوط باعث شد بتونم
‫چند باری از قدرتم استفاده کنم.

90
00:07:33,930 --> 00:07:36,550
‫خوبه که هنوز دارمش.

91
00:07:37,300 --> 00:07:38,490
‫بریم.

92
00:07:40,690 --> 00:07:41,570
‫بازم؟

93
00:07:42,080 --> 00:07:44,050
‫چی داره می‌شه؟

94
00:07:44,050 --> 00:07:45,620
‫صداها هم قطع شدن.

95
00:07:46,330 --> 00:07:48,660
‫من از اون‌جا اومدم تو، مگه نه؟

96
00:07:49,810 --> 00:07:51,800
‫این دیگه چیه؟

97
00:07:52,580 --> 00:07:55,280
‫واقعاً چه خبره این‌جا؟

98
00:07:59,640 --> 00:08:01,620
‫خیالاتی شدم؟

99
00:08:02,540 --> 00:08:05,380
‫مطمئنم حس کردم یکی داره نگاهم می‌کنه.

100
00:08:40,640 --> 00:08:41,970
‫تو...

101
00:08:42,780 --> 00:08:46,290
‫پرنسس بویلاتی؟

102
00:08:48,230 --> 00:08:50,100
‫خب، همگی.

103
00:08:50,100 --> 00:08:55,100
‫قبل از این‌که قفل اتاق مهروموم‌شده رو باز کنیم،
‫یه نفر هست که می‌خوام باهاش آشنا بشین.

104
00:08:55,100 --> 00:08:57,430
‫کسی که من رو به این‌جا هدایت کرد، و...

105
00:08:57,430 --> 00:09:02,490
‫ترتیبی داد تا من و ژنرال درل
‫بتونیم کتاب‌های توآ رو جمع‌آوری کنیم.

106
00:09:03,350 --> 00:09:04,830
‫بالاخره!

107
00:09:04,830 --> 00:09:07,580
‫به نام فصل دوم
‫کتاب توآ!

108
00:09:07,580 --> 00:09:11,240
‫با قدرت کتاب روستای پیدایش
‫پدیدار شو!

109
00:09:19,260 --> 00:09:21,670
‫این دهانه آتشفشانی کوه ولته.

110
00:09:21,670 --> 00:09:22,890
‫کوه ولت؟

111
00:09:22,890 --> 00:09:24,720
‫تو شمال دوردست؟

112
00:09:24,720 --> 00:09:26,060
‫ای وای...

113
00:09:26,060 --> 00:09:27,300
‫شوخی می‌کنی دیگه.

114
00:09:27,820 --> 00:09:31,220
‫از هیبتش به لرزه بیفتین، رفقا.

115
00:09:40,260 --> 00:09:46,490
‫شما در محضر ارباب بزرگ هیولاهای
‫تاریک شمال، وردین، ایستاده‌اید!

116
00:09:47,440 --> 00:09:51,170
‫در برابرم زانو بزنید، ای انسان‌ها.

117
00:09:56,160 --> 00:09:59,010
‫نـ-نمی‌تونم سرم رو بیارم بالا...

118
00:09:59,010 --> 00:10:01,030
‫این فشار واقعاً وحشتناکه.

119
00:10:01,040 --> 00:10:02,170
‫پس این...

120
00:10:02,380 --> 00:10:04,750
‫...یه ارباب واقعیِ هیولاهای تاریکه؟!

121
00:10:02,380 --> 00:10:04,750
‫...یه ارباب واقعیِ هیولاهای تاریکه؟!

122
00:10:07,830 --> 00:10:09,960
‫سلام بهت، وردین.

123
00:10:10,620 --> 00:10:14,980
‫میلیا رنو آلوزار ورز.

124
00:10:15,180 --> 00:10:15,780
‫بله.

125
00:10:15,780 --> 00:10:17,360
‫این رو بگیر.

126
00:10:20,080 --> 00:10:22,430
‫فصل سوم! کتاب کوره!

127
00:10:22,430 --> 00:10:26,510
‫تکه‌های روح هم
‫به‌زودی دور هم جمع می‌شن.

128
00:10:27,090 --> 00:10:30,010
‫حالا همه‌چیز مهیاست.

129
00:10:30,010 --> 00:10:32,290
‫مقدمات کار چیده شده.

130
00:10:32,290 --> 00:10:35,450
‫حالا نوبت به حقیقت پیوستنِ
‫آرزوی بزرگمونه!

131
00:10:35,610 --> 00:10:38,080
‫پس شروع کن.

132
00:10:38,090 --> 00:10:39,280
‫فوراً.

133
00:10:46,480 --> 00:10:47,650
‫بازم یه آینه؟!

134
00:10:57,600 --> 00:11:01,280
‫این عمیق‌ترین سطح
‫از اتاق مخفیه.

135
00:11:01,280 --> 00:11:04,720
‫فقط ژنرال درل به این‌جا دعوت شده بود.

136
00:11:05,250 --> 00:11:07,400
‫هدف اصلی این‌جا اینه که قهرمان...

137
00:11:07,400 --> 00:11:09,690
‫بعد از پشت سر گذاشتن آزمون دوم، یعنی هزارتوی آینه‌ها،

138
00:11:09,690 --> 00:11:13,910
‫بتونه صدای خدا رو بشنوه
‫و از سرنوشتش باخبر بشه.

139
00:11:14,570 --> 00:11:16,250
‫ما این‌جا صدای خدا رو می‌شنویم؟

140
00:11:16,250 --> 00:11:17,750
‫خودمون می‌تونیم بشنویمش؟

141
00:11:18,010 --> 00:11:20,720
‫الان سکوت حاکمه.

142
00:11:20,720 --> 00:11:22,480
‫ولی امروز همه‌چیز تغییر می‌کنه.

143
00:11:23,250 --> 00:11:25,630
‫به همراه کتاب من...

144
00:11:28,760 --> 00:11:32,250
‫با قدرت هر پنج کتاب توآ در کنار هم...

145
00:11:32,250 --> 00:11:35,180
‫اون یه دونه کتاب کلی دردسر داشت،
‫حالا پنج تا ازشون هست؟

146
00:11:35,180 --> 00:11:37,330
‫اوضاع داره بد و بدتر می‌شه...

147
00:11:37,330 --> 00:11:38,680
‫لعنتی.

148
00:11:38,680 --> 00:11:44,210
‫برای استفاده از قدرت هر کتاب،
‫به کلیدِ کتاب قبلی نیاز دارین.

149
00:11:44,210 --> 00:11:45,940
‫با وصل کردن همه‌شون به هم...

150
00:11:46,170 --> 00:11:49,940
‫چرخه قدرتمند جادویی که
‫بهش «افسانه قهرمان» می‌گن...

151
00:11:50,180 --> 00:11:52,450
‫می‌تونه دوباره به گردش دربیاد!

152
00:12:12,200 --> 00:12:13,360
‫نگاه کنین!

153
00:12:13,970 --> 00:12:19,890
‫هر کدوم از دروازه‌ها به خاستگاه اصلی
‫همون کتاب وصل شده.

154
00:12:21,360 --> 00:12:25,170
‫برای مثال، دروازه کتاب سوم،
‫یعنی کتاب کوره...

155
00:12:25,170 --> 00:12:27,360
‫به کوره قلعه هایدرات وصل می‌شه.

156
00:12:27,550 --> 00:12:30,110
‫اون تو جایگاه اصلیش زنده می‌شه.

157
00:12:30,110 --> 00:12:33,610
‫یعنی تمام سرزمین‌های مقدس
‫پشت دروازه‌ها دوباره احیا شدن؟

158
00:12:34,020 --> 00:12:37,110
‫این‌جا نه‌تنها برای گفت‌وگوی قهرمان با خدا،

159
00:12:37,110 --> 00:12:40,890
‫بلکه برای رفتن به هر کدوم از این مکان‌هاست.

160
00:12:41,650 --> 00:12:44,300
‫افسانه در شرف آغاز شدنه.

161
00:12:44,300 --> 00:12:46,910
‫پس ما باید بریم به...

162
00:12:47,250 --> 00:12:48,380
‫اون‌جا.

163
00:12:49,970 --> 00:12:53,170
‫دروازه اولین کتاب،
‫کتاب «معبد».

164
00:12:53,580 --> 00:12:56,490
‫این دروازه همراه با خودِ کتاب آسیب دید.

165
00:12:56,490 --> 00:12:59,410
‫تعمیرش می‌کنیم و واردش می‌شیم.

166
00:13:00,050 --> 00:13:02,440
‫و توی تابوت سنگیِ
‫وسط معبد،

167
00:13:02,440 --> 00:13:07,400
‫پیکر قهرمان واقعی منتظر
‫بازگشت روحشه.

168
00:13:07,920 --> 00:13:11,680
‫روح قهرمان تکه‌تکه شد
‫و تو سرتاسر ادتیا پراکنده گشت.

169
00:13:11,690 --> 00:13:14,630
‫جمع‌آوری این تکه‌ها و برگردوندنشون...

170
00:13:14,630 --> 00:13:17,420
‫به جایگاه اصلیشون، هدف نهایی اتحادیه‌ست!

171
00:13:17,420 --> 00:13:19,580
‫و وقتی قهرمان واقعی بیدار بشه،

172
00:13:19,580 --> 00:13:21,360
‫زمان منجمدشده درون معبد...

173
00:13:21,360 --> 00:13:23,910
‫و افسانه قهرمان، دوباره
‫به جریان خواهند افتاد!

174
00:13:24,310 --> 00:13:27,380
‫تمام قربانی‌ها، تمام گناهانی که مرتکب شدیم،

175
00:13:27,380 --> 00:13:29,270
‫همه‌شون به خاطر امروز بودن!

176
00:13:30,170 --> 00:13:32,600
‫بیاین بریم دیدنش!

177
00:13:32,600 --> 00:13:38,130
‫ناجی ما، کسی که صدای خدا
‫و عصر طلایی رو برامون به ارمغان می‌آره!

178
00:13:45,610 --> 00:13:47,860
‫این از چیزی که فکر می‌کردم خیلی بدتره.

179
00:13:47,860 --> 00:13:51,790
‫من به این قهرمانی که یه ارباب
‫هیولاهای تاریک می‌خواد زنده‌اش کنه، اعتمادی ندارم.

180
00:13:51,790 --> 00:13:54,200
‫باید از این‌جا جیم بزنیم.

181
00:13:57,970 --> 00:14:02,200
‫یه نفر وارد دومین آزمون،
‫یعنی هزارتوی آینه‌ها شده.

182
00:14:02,200 --> 00:14:03,340
‫چی؟

183
00:14:03,340 --> 00:14:05,210
‫کی می‌تونه باشه؟

184
00:14:05,210 --> 00:14:06,950
‫فکر کنم می‌دونم کار کیه.

185
00:14:08,450 --> 00:14:12,470
‫من جادوی دفاعیِ
‫هزارتوی آینه‌ها رو فعال می‌کنم.

186
00:14:12,470 --> 00:14:16,090
‫از چند نفرتون که عقب ایستادین می‌خوام
‫برین و متجاوز رو نابود کنین.

187
00:14:16,090 --> 00:14:17,550
‫بسپارش به ما.

188
00:14:17,550 --> 00:14:20,930
‫طبقات پایینی هزارتو جاییه که
‫ما تکه‌تکه‌کننده‌ها کارمون رو انجام می‌دیم.

189
00:14:20,930 --> 00:14:23,650
‫بدنش رو تیکه‌پاره می‌کنیم!

190
00:14:26,040 --> 00:14:26,930
‫این فرصت ماست.

191
00:14:26,930 --> 00:14:29,680
‫آره. می‌تونیم از این فرصت
‫برای فرار از این‌جا استفاده کنیم.

192
00:14:29,680 --> 00:14:30,730
‫صبر کنین.

193
00:14:31,570 --> 00:14:35,260
‫اگه چیزی با صورت من اون‌جا دیدین،

194
00:14:35,260 --> 00:14:37,730
‫فقط یه بدل بی‌ارزشه.

195
00:14:38,150 --> 00:14:40,180
‫بدون هیچ تردیدی بکشیدش.

196
00:14:44,680 --> 00:14:47,490
‫باید یه راهی برای بیرون رفتن پیدا کنیم.

197
00:14:47,490 --> 00:14:50,380
‫آره. کل این ماجرا خیلی مسخرست.

198
00:14:50,750 --> 00:14:52,770
‫ولی با وجود این...

199
00:14:52,770 --> 00:14:54,130
‫باید بریم!

200
00:14:58,490 --> 00:15:01,180
‫یه پرنسس بویلاتی این‌جا چی‌کار می‌کنه؟

201
00:15:01,180 --> 00:15:02,840
‫بالای سرت رو نگاه کن!

202
00:15:14,520 --> 00:15:16,770
‫اینا دیگه چه کوفتی‌ان؟!

203
00:15:30,250 --> 00:15:31,770
‫حالت خوبه، پرنسس؟

204
00:15:31,770 --> 00:15:32,410
‫بله!

205
00:15:32,410 --> 00:15:34,670
‫بقیه تسمه‌ها رو
‫خودت باز کن!

206
00:15:34,960 --> 00:15:37,480
‫وقتی وسط معرکه‌ای
‫جنگیدن سخته!

207
00:15:37,480 --> 00:15:38,170
‫باشه!

208
00:15:38,170 --> 00:15:43,570
‫فکر کنم تا وقتی چیزی که کنترلشون
‫می‌کنه رو نابود نکنم، دست‌بردار نیستن!

209
00:15:43,580 --> 00:15:45,550
‫هی دوباره سرپا می‌شن!

210
00:15:47,130 --> 00:15:48,890
‫به‌به، چه جالب.

211
00:15:48,890 --> 00:15:51,570
‫کی فکرش رو می‌کرد متجاوزا دختر باشن.

212
00:15:51,960 --> 00:15:55,000
‫حسابی از تیکه‌تیکه‌کردنشون لذت می‌برم.

213
00:15:55,650 --> 00:15:56,570
‫نگاه کنین!

214
00:15:56,570 --> 00:16:00,600
‫یکیشون کپِ رهبرمونه!

215
00:16:07,260 --> 00:16:08,300
‫لعنتی!

216
00:16:08,300 --> 00:16:11,010
‫این‌طوری به جایی نمی‌رسیم!

217
00:16:11,010 --> 00:16:12,970
‫آزاد شدی، پرنسس؟

218
00:16:13,890 --> 00:16:14,640
‫بله.

219
00:16:14,640 --> 00:16:18,550
‫بدم می‌آد روی همچین دشمن‌های ضعیفی
‫ازش استفاده کنم، ولی چاره‌ای ندارم.

220
00:16:19,010 --> 00:16:22,490
‫بعد از شنیدن اسمی که اون پسره باغبون
‫انتخاب کرد، منم یه اسم گذاشتم.

221
00:16:23,250 --> 00:16:24,860
‫موج عذاب!

222
00:16:25,920 --> 00:16:27,130
‫انتشار!

223
00:16:32,620 --> 00:16:34,730
‫اون یه نشانه؟

224
00:16:35,180 --> 00:16:37,230
‫یه نشان از نوع پرتابی؟

225
00:16:37,810 --> 00:16:39,320
‫دارن فرار می‌کنن!

226
00:16:39,710 --> 00:16:42,010
‫در هر صورت برمی‌گردن همین‌جا،

227
00:16:42,010 --> 00:16:44,840
‫مگه این‌که مسیر درست رو بلد باشن.

228
00:16:45,660 --> 00:16:46,930
‫فرار کردیم،

229
00:16:46,930 --> 00:16:48,430
‫ولی می‌دونم آخرش سر از همون‌جا درمی‌آریم!

230
00:16:48,430 --> 00:16:50,110
‫چی‌کار کنیم؟

231
00:16:50,110 --> 00:16:51,760
‫امم...

232
00:16:51,760 --> 00:16:56,130
‫فکر کنم یه سرنخ برای حل
‫معمای این راهرو دارم.

233
00:16:57,310 --> 00:16:58,490
‫سرنخ؟

234
00:16:59,220 --> 00:17:03,130
‫در مورد این‌که اصلاً چرا من این‌جام...

235
00:17:08,400 --> 00:17:10,670
‫مدیر الرو رومین...

236
00:17:10,670 --> 00:17:12,260
‫تو چی هستی؟

237
00:17:13,230 --> 00:17:15,180
‫اوه، پرنسس...

238
00:17:15,180 --> 00:17:17,490
‫نیمه دیگرِ نادانِ من...

239
00:17:18,330 --> 00:17:21,720
‫مطمئنم من رو واضح می‌بینی،

240
00:17:21,720 --> 00:17:23,680
‫ولی این واقعی نیست.

241
00:17:24,320 --> 00:17:29,080
‫هیچ‌کس تا حالا ما دو تا رو
‫کنار هم ندیده.

242
00:17:29,400 --> 00:17:31,310
‫حتی اگه خاطراتی از با هم بودنمون داری،

243
00:17:31,310 --> 00:17:33,870
‫اونا فقط توهمین که فقط خودت می‌بینی.

244
00:17:34,240 --> 00:17:36,090
‫حقیقت اینه که تو تنهایی.

245
00:17:36,090 --> 00:17:38,430
‫همیشه تنها بودی.

246
00:17:38,430 --> 00:17:40,800
‫حتی تو همین لحظه...

247
00:17:41,250 --> 00:17:43,090
‫به آینه نگاه کن.

248
00:17:43,890 --> 00:17:46,810
‫این نفرین خون آلوزاره.

249
00:17:46,810 --> 00:17:48,330
‫سرنوشت دودمان آلوزار،

250
00:17:48,330 --> 00:17:51,340
‫کسایی که مسئولیت کتاب
‫روستای پیدایش بر عهده اوناست.

251
00:17:51,940 --> 00:17:55,390
‫مادرم بدون این‌که از سرنوشتش
‫باخبر باشه، عذاب کشید و مرد.

252
00:17:55,780 --> 00:17:57,430
‫همه‌چیز از قبل مقدر شده،

253
00:17:57,430 --> 00:18:00,360
‫و بر اساس کلمات کتاب پیش می‌ره.

254
00:18:01,340 --> 00:18:02,260
‫درد داره!

255
00:18:02,260 --> 00:18:03,490
‫داری با من چی‌کار می‌کنی؟

256
00:18:03,490 --> 00:18:06,120
‫تو در آینده سر راهم سبز می‌شی.

257
00:18:06,400 --> 00:18:09,250
‫پس باید بری تو آینه.

258
00:18:09,610 --> 00:18:11,310
‫تو آینه؟

259
00:18:19,730 --> 00:18:21,750
‫حتی اگه بمیری...

260
00:18:21,970 --> 00:18:25,250
‫خیلی راحت می‌تونم هر دو تا نقش رو بازی کنم.

261
00:18:26,090 --> 00:18:27,990
‫موفق باشی.

262
00:18:29,250 --> 00:18:31,960
‫پس اون مدیری که من می‌شناسم
‫در واقع خودِ پرنسسه؟

263
00:18:31,960 --> 00:18:33,130
‫درسته.

264
00:18:33,470 --> 00:18:39,150
‫من تو این هزارتو سرگردون بودم
‫تا این‌که اون عروسک‌ها من رو گرفتن.

265
00:18:39,770 --> 00:18:41,770
‫و متوجه شدم که...

266
00:18:43,130 --> 00:18:43,890
‫هی!

267
00:18:44,400 --> 00:18:46,210
‫این همون جاست!

268
00:18:46,210 --> 00:18:47,670
‫زود ببندش!

269
00:18:49,530 --> 00:18:51,650
‫چیزی که مهمه اتفاقیه که بعدش می‌افته.

270
00:18:55,130 --> 00:18:56,860
‫به یه جای دیگه راه داره؟

271
00:18:57,090 --> 00:18:59,750
‫هر بار که باز و بسته‌اش کنی، تغییر می‌کنه،
‫تا حداکثر شش بار.

272
00:18:59,750 --> 00:19:02,210
‫و دفعه هفتم، ریست می‌شه.

273
00:19:02,970 --> 00:19:04,770
‫همه درها همین‌طوری بودن.

274
00:19:05,100 --> 00:19:06,790
‫به درد می‌خوره؟

275
00:19:06,790 --> 00:19:09,120
‫فوق‌العاده مهمه.

276
00:19:09,470 --> 00:19:11,770
‫بیا همه حالت‌هاش رو امتحان کنیم!

277
00:19:12,020 --> 00:19:14,800
‫برنگشتن.

278
00:19:18,780 --> 00:19:20,530
‫خودشونن!

279
00:19:21,730 --> 00:19:24,800
‫فهمیدن چطوری درها رو
‫چندین بار باز کنن؟

280
00:19:26,730 --> 00:19:28,150
‫لعنتی! بریم!

281
00:19:28,150 --> 00:19:29,440
‫برین جلوشون رو بگیرین!

282
00:19:32,610 --> 00:19:34,520
‫حالا این‌جا چه خبره؟

283
00:19:34,520 --> 00:19:36,760
‫دیوارهای دو طرف آینه‌ان.

284
00:19:36,760 --> 00:19:38,120
‫تالار آینه‌هاست؟

285
00:19:38,120 --> 00:19:41,090
‫بزرگ به نظر می‌رسه،
‫ولی فقط یه راهروی طولانیه.

286
00:19:43,520 --> 00:19:44,500
‫شماها.

287
00:19:45,510 --> 00:19:46,850
‫می‌دونستم!

288
00:19:46,850 --> 00:19:48,340
‫تایگل و لئون!

289
00:19:49,630 --> 00:19:52,890
‫شماها تا این پایین اومدین؟

290
00:19:52,890 --> 00:19:54,250
‫فوق‌العاده‌ست!

291
00:19:54,250 --> 00:19:56,410
‫این دختر نیمه‌لخت کیه؟

292
00:19:56,410 --> 00:19:57,620
‫تو اصلاً کی هستی؟

293
00:19:57,620 --> 00:19:59,810
‫منم! من!

294
00:19:59,810 --> 00:20:00,850
‫من تا حالا تو رو ندیدم!

295
00:20:00,850 --> 00:20:02,850
‫و اون دختری که پشت سرته!

296
00:20:02,850 --> 00:20:05,610
‫اون همونیه که
‫تظاهر می‌کرد مدیره!

297
00:20:05,810 --> 00:20:06,940
‫صبر کنین، صبر کنین.

298
00:20:06,940 --> 00:20:09,950
‫فکر نکنم این همون
‫پرنسسی باشه که دیدین.

299
00:20:10,910 --> 00:20:12,410
‫و خوب نگاه کنین.

300
00:20:12,610 --> 00:20:15,610
‫این زخم روی چشمم رو می‌شناسین، نه؟

301
00:20:15,610 --> 00:20:17,330
‫ما با هم متحد شدیم.

302
00:20:17,330 --> 00:20:18,650
‫متحد؟

303
00:20:19,000 --> 00:20:20,330
‫تو...

304
00:20:20,330 --> 00:20:21,650
‫آلیسایی؟!

305
00:20:21,650 --> 00:20:22,570
‫آره.

306
00:20:22,570 --> 00:20:24,490
‫البته اسم واقعیم آلیشیاست.

307
00:20:27,650 --> 00:20:28,970
‫که این‌طور.

308
00:20:28,970 --> 00:20:30,850
‫پنج تا دروازه؟

309
00:20:30,850 --> 00:20:35,770
‫درل گفت افسانه‌ای که می‌شناسیم قلابیه،
‫و هدفش نابود کردنش بود.

310
00:20:36,550 --> 00:20:40,140
‫اونا می‌خوان دورانی رو برگردونن
‫که قهرمان واقعی زنده بود.

311
00:20:40,790 --> 00:20:42,500
‫خیلی عجیبه.

312
00:20:42,500 --> 00:20:46,390
‫همین که مخفیانه دارن انجامش می‌دن،
‫نشون می‌ده یه جای کار می‌لنگه.

313
00:20:46,390 --> 00:20:50,160
‫داشتن بچه‌های معصوم رو
‫برای اهداف خودشون جمع‌آوری می‌کردن.

314
00:20:50,800 --> 00:20:54,070
‫دلیلشون هر چی که بوده،
‫باید تاوانش رو پس بدن.

315
00:20:54,440 --> 00:20:57,290
‫من این کار رو... مخفیانه می‌کردم...؟

316
00:20:59,830 --> 00:21:02,250
‫شما پرنسس رو بردارین
‫و از این‌جا برین بیرون.

317
00:21:02,250 --> 00:21:04,500
‫اگه برین بالا،
‫به سطح زمین می‌رسین.

318
00:21:04,730 --> 00:21:07,480
‫منظورت اینه که اگه بتونیم فرار کنیم.

319
00:21:07,870 --> 00:21:09,970
‫نگاه کنین! یه چیزی
‫پشت آینه‌هاست!

320
00:21:10,170 --> 00:21:11,630
‫و داره نزدیک‌تر می‌شه!

321
00:21:11,630 --> 00:21:13,340
‫فرار کنین! عجله کنین!

322
00:21:13,340 --> 00:21:14,740
‫به سمت اون در!

323
00:21:15,730 --> 00:21:16,650
‫نه!

324
00:21:16,650 --> 00:21:18,110
‫کف زمینم آینه‌ست!

325
00:21:18,650 --> 00:21:19,720
‫هی!

326
00:21:19,890 --> 00:21:21,730
‫هوای پرنسس رو داشته باشین!

327
00:21:24,090 --> 00:21:26,350
‫بدون من برین!

328
00:21:27,650 --> 00:21:30,380
‫نمی‌تونیم! با وجود اون هیولا نمی‌شه!

329
00:21:35,020 --> 00:21:38,530
‫حس می‌کنم کل زندگیم
‫شده سقوط کردن.

330
00:21:51,450 --> 00:21:54,370
‫حالا من کجام؟

331
00:21:55,900 --> 00:21:57,570
‫استخون؟

332
00:21:57,590 --> 00:22:07,590
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

333
00:22:07,620 --> 00:22:22,620
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
