WEBVTT

00:00.870 --> 00:03.380
‫قلبی که به فکر یه دوست باشه؟

00:04.110 --> 00:07.650
‫اگه تو یه زندگی جدید هم دوباره متولد بشی،

00:07.650 --> 00:09.840
‫مطمئنم بازم درکش نمی‌کنی.

00:19.000 --> 00:29.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:29.100 --> 00:39.100
Translate By SorenA

01:47.430 --> 01:50.020
‫کلواتس

01:50.520 --> 01:54.770
‫قسمت ۹:
‫هزارتوی آینه‌ها

01:51.210 --> 01:53.670
‫الان تقریباً اندازه
‫یه سنجاب شدم.

01:53.670 --> 01:56.430
‫ولی اگه این پایین دوباره به فرم قبلیم برگردم،
‫چه بلایی سرم می‌آد؟

01:58.260 --> 01:59.470
‫یه راه خروج؟

02:05.650 --> 02:07.730
‫این‌جا هم داره اتفاق می‌افته؟!

02:08.260 --> 02:11.320
‫نمی‌خوام دوباره له بشم!

02:11.320 --> 02:14.280
‫وای، لعنتی! کلن!

02:14.730 --> 02:16.090
‫بسیار خب.

02:16.090 --> 02:17.570
‫کلن؟!

02:19.920 --> 02:22.000
‫چه خبر شده؟!

02:22.410 --> 02:24.690
‫لعنتی! لعنتی! کلن!

02:24.690 --> 02:27.130
‫هنوز اون‌جایی، مگه نه؟ یه کاری بکن!

02:27.130 --> 02:30.390
‫اگه با یه سایه در تماس نباشی،
‫کاری از دستم برنمی‌آد.

02:30.390 --> 02:32.220
‫فقط صبر کن تا سقوطت تموم بشه.

02:32.220 --> 02:33.430
‫تا سقوطم تموم بشه؟!

02:33.430 --> 02:37.430
‫وقتی به بدن اصلیت برت گردونم،
‫آسیب‌ها رو ترمیم می‌کنم.

02:37.890 --> 02:39.410
‫همه‌چی روبه‌راه می‌شه.

02:39.410 --> 02:40.970
‫عمراً اگه بشه!

02:40.970 --> 02:42.830
‫فکر کردی من چی‌ام...

02:48.550 --> 02:49.570
‫ریدم.

02:49.570 --> 02:51.290
‫واقعاً برگشتم!

02:59.450 --> 03:00.560
‫لعنتی.

03:00.560 --> 03:02.790
‫دردِ درمان شدن داره
‫یهو با هم هجوم می‌آره...

03:02.790 --> 03:05.170
‫اون‌قدر درد داره که دارم می‌میرم!

03:08.210 --> 03:10.010
‫هی، کلن.

03:10.010 --> 03:12.720
‫حداقل می‌تونم یه دست لباس داشته باشم؟

03:14.360 --> 03:16.650
‫خیلی رفتی تو عمق.

03:16.650 --> 03:18.910
‫قدرت خون تاریک منم ته کشیده.

03:18.910 --> 03:22.280
‫تا وقتی برسم، تنهایی بجنگ.

03:22.520 --> 03:25.170
‫باشه. همین کار رو می‌کنم.

03:26.980 --> 03:29.140
‫من کجام؟

03:34.650 --> 03:35.790
‫یه صندلی؟

03:36.990 --> 03:39.310
‫برای حبس کردن کسیه؟

03:43.420 --> 03:45.310
‫اتاق شکنجه‌ست؟

03:46.370 --> 03:47.990
‫این‌جا گیر افتادم؟

03:57.300 --> 04:00.430
‫اصلاً همچین دری این‌جا بود؟

04:02.290 --> 04:05.050
‫خب، باید برم خودم از نزدیک ببینم.

04:09.380 --> 04:12.730
‫خب، همین که می‌تونم تکون بخورم،
‫فعلاً کافیه.

04:21.120 --> 04:22.550
‫یه در!

04:34.780 --> 04:37.620
‫این همون لباسی نیست که همین الان درآوردم؟

04:37.930 --> 04:40.860
‫من که مستقیم رفتم جلو. پس چرا این‌طوری شد؟

04:40.860 --> 04:43.660
‫راستی، اون‌جا اصلاً دری بود؟

04:45.770 --> 04:48.570
‫این چه کوفتیه؟

04:50.530 --> 04:54.170
‫من یه کم از ارواح می‌ترسم...

05:13.670 --> 05:16.420
‫نمی‌دونم این دیگه چیه،
‫ولی عمراً بتونه فرار کنه!

05:21.360 --> 05:24.060
‫دل‌رحم شدی.

05:24.240 --> 05:29.170
‫اگه مثل قدیما بودی، درجا می‌کشتش
‫و می‌رفتی سراغ وردین.

05:29.850 --> 05:32.760
‫تازه، خودِ قبلیت کتاب رو هم
‫از دست نمی‌داد.

05:33.270 --> 05:37.530
‫تو هم اگه می‌خواستی، می‌تونستی
‫با مِهِت معطلش کنی.

05:37.920 --> 05:39.960
‫نگران شمنتی؟

05:40.250 --> 05:42.810
‫تو همیشه زیادی با انسان‌ها مهربونی.

05:42.810 --> 05:45.920
‫تو جایگاهی نیستی که با این وضع بتونی حرف بزنی.

05:46.450 --> 05:52.840
‫خب، اگه قرار به گفتن باشه، این وردینه
‫که حسابی به انسان‌ها علاقه‌مند شده.

05:52.840 --> 05:54.450
‫یا اگه بخوام دقیق‌تر بگم...

05:54.450 --> 05:58.850
‫انگار علاقه عجیبی
‫به «قهرمان واقعی» پیدا کرده.

05:59.220 --> 06:02.510
‫هنوز چیزای دیگه‌ای هم هست که
‫درباره‌اش به من نگفتی، مگه نه؟

06:03.750 --> 06:08.840
‫احتمالاً ریشه تو ماجرای آخرین
‫قهرمانی داره که باهاش جنگید.

06:08.840 --> 06:10.740
‫آخرین قهرمان؟

06:11.130 --> 06:13.440
‫چی باعث می‌شد با قهرمان‌های
‫دوران فعلی فرق داشته باشه؟

06:14.250 --> 06:15.730
‫همه‌چیز.

06:19.210 --> 06:22.250
‫زاوتیر-ساما، برگشتم.

06:22.250 --> 06:24.750
‫خوبه. اوضاع چطوره؟

06:25.050 --> 06:27.310
‫آلیشیای قهرمان رو پیدا کردم.

06:27.310 --> 06:29.970
‫به دنبال پیدا کردن اتاق مخفی رفته و...

06:29.970 --> 06:32.750
‫به اعماق چیزی پشت دنیای پنهان پریده.

06:33.040 --> 06:35.870
‫چیزی پشت دنیای پنهان؟

06:36.410 --> 06:37.360
‫کلواتس.

06:37.360 --> 06:38.740
‫در جریانم.

06:38.740 --> 06:41.840
‫ارتباطم باهاش دوباره وصل شده.

06:41.840 --> 06:43.180
‫هرچند فاصله‌اش یه کم زیاده.

06:43.850 --> 06:45.150
‫داری می‌ری؟

06:45.610 --> 06:48.210
‫حواست به دانش‌آموزا باشه.

06:48.210 --> 06:51.850
‫قبل از این‌که ضربات مهلک بهشون بخوره،
‫با مِهِت مخفیشون کردی، نه؟

06:52.490 --> 06:54.590
‫متوجه شدی؟

06:54.890 --> 06:56.990
‫اگه نمی‌خوای شمنت بمیره،

06:56.990 --> 06:59.660
‫پس دیگه از قدرتت استفاده نکن.

06:59.660 --> 07:02.060
‫خودم این قضیه رو تمومش می‌کنم.

07:06.590 --> 07:12.120
‫دیدن این‌که کلواتس نگران یه انسانه،
‫خیلی عجیبه.

07:13.550 --> 07:19.010
‫بذار خودمون از نزدیک ببینیم چطوری
‫می‌خواد «تمومش کنه».

07:23.640 --> 07:25.850
‫من واقعاً از روح و جن بدم می‌آد...

07:25.850 --> 07:26.930
‫نه، ولی...

07:27.780 --> 07:29.770
‫نه، نه، من خوبم.

07:30.160 --> 07:33.650
‫اون سقوط باعث شد بتونم
‫چند باری از قدرتم استفاده کنم.

07:33.930 --> 07:36.550
‫خوبه که هنوز دارمش.

07:37.300 --> 07:38.490
‫بریم.

07:40.690 --> 07:41.570
‫بازم؟

07:42.080 --> 07:44.050
‫چی داره می‌شه؟

07:44.050 --> 07:45.620
‫صداها هم قطع شدن.

07:46.330 --> 07:48.660
‫من از اون‌جا اومدم تو، مگه نه؟

07:49.810 --> 07:51.800
‫این دیگه چیه؟

07:52.580 --> 07:55.280
‫واقعاً چه خبره این‌جا؟

07:59.640 --> 08:01.620
‫خیالاتی شدم؟

08:02.540 --> 08:05.380
‫مطمئنم حس کردم یکی داره نگاهم می‌کنه.

08:40.640 --> 08:41.970
‫تو...

08:42.780 --> 08:46.290
‫پرنسس بویلاتی؟

08:48.230 --> 08:50.100
‫خب، همگی.

08:50.100 --> 08:55.100
‫قبل از این‌که قفل اتاق مهروموم‌شده رو باز کنیم،
‫یه نفر هست که می‌خوام باهاش آشنا بشین.

08:55.100 --> 08:57.430
‫کسی که من رو به این‌جا هدایت کرد، و...

08:57.430 --> 09:02.490
‫ترتیبی داد تا من و ژنرال درل
‫بتونیم کتاب‌های توآ رو جمع‌آوری کنیم.

09:03.350 --> 09:04.830
‫بالاخره!

09:04.830 --> 09:07.580
‫به نام فصل دوم
‫کتاب توآ!

09:07.580 --> 09:11.240
‫با قدرت کتاب روستای پیدایش
‫پدیدار شو!

09:19.260 --> 09:21.670
‫این دهانه آتشفشانی کوه ولته.

09:21.670 --> 09:22.890
‫کوه ولت؟

09:22.890 --> 09:24.720
‫تو شمال دوردست؟

09:24.720 --> 09:26.060
‫ای وای...

09:26.060 --> 09:27.300
‫شوخی می‌کنی دیگه.

09:27.820 --> 09:31.220
‫از هیبتش به لرزه بیفتین، رفقا.

09:40.260 --> 09:46.490
‫شما در محضر ارباب بزرگ هیولاهای
‫تاریک شمال، وردین، ایستاده‌اید!

09:47.440 --> 09:51.170
‫در برابرم زانو بزنید، ای انسان‌ها.

09:56.160 --> 09:59.010
‫نـ-نمی‌تونم سرم رو بیارم بالا...

09:59.010 --> 10:01.030
‫این فشار واقعاً وحشتناکه.

10:01.040 --> 10:02.170
‫پس این...

10:02.380 --> 10:04.750
‫...یه ارباب واقعیِ هیولاهای تاریکه؟!

10:07.830 --> 10:09.960
‫سلام بهت، وردین.

10:10.620 --> 10:14.980
‫میلیا رنو آلوزار ورز.

10:15.180 --> 10:15.780
‫بله.

10:15.780 --> 10:17.360
‫این رو بگیر.

10:20.080 --> 10:22.430
‫فصل سوم! کتاب کوره!

10:22.430 --> 10:26.510
‫تکه‌های روح هم
‫به‌زودی دور هم جمع می‌شن.

10:27.090 --> 10:30.010
‫حالا همه‌چیز مهیاست.

10:30.010 --> 10:32.290
‫مقدمات کار چیده شده.

10:32.290 --> 10:35.450
‫حالا نوبت به حقیقت پیوستنِ
‫آرزوی بزرگمونه!

10:35.610 --> 10:38.080
‫پس شروع کن.

10:38.090 --> 10:39.280
‫فوراً.

10:46.480 --> 10:47.650
‫بازم یه آینه؟!

10:57.600 --> 11:01.280
‫این عمیق‌ترین سطح
‫از اتاق مخفیه.

11:01.280 --> 11:04.720
‫فقط ژنرال درل به این‌جا دعوت شده بود.

11:05.250 --> 11:07.400
‫هدف اصلی این‌جا اینه که قهرمان...

11:07.400 --> 11:09.690
‫بعد از پشت سر گذاشتن آزمون دوم، یعنی هزارتوی آینه‌ها،

11:09.690 --> 11:13.910
‫بتونه صدای خدا رو بشنوه
‫و از سرنوشتش باخبر بشه.

11:14.570 --> 11:16.250
‫ما این‌جا صدای خدا رو می‌شنویم؟

11:16.250 --> 11:17.750
‫خودمون می‌تونیم بشنویمش؟

11:18.010 --> 11:20.720
‫الان سکوت حاکمه.

11:20.720 --> 11:22.480
‫ولی امروز همه‌چیز تغییر می‌کنه.

11:23.250 --> 11:25.630
‫به همراه کتاب من...

11:28.760 --> 11:32.250
‫با قدرت هر پنج کتاب توآ در کنار هم...

11:32.250 --> 11:35.180
‫اون یه دونه کتاب کلی دردسر داشت،
‫حالا پنج تا ازشون هست؟

11:35.180 --> 11:37.330
‫اوضاع داره بد و بدتر می‌شه...

11:37.330 --> 11:38.680
‫لعنتی.

11:38.680 --> 11:44.210
‫برای استفاده از قدرت هر کتاب،
‫به کلیدِ کتاب قبلی نیاز دارین.

11:44.210 --> 11:45.940
‫با وصل کردن همه‌شون به هم...

11:46.170 --> 11:49.940
‫چرخه قدرتمند جادویی که
‫بهش «افسانه قهرمان» می‌گن...

11:50.180 --> 11:52.450
‫می‌تونه دوباره به گردش دربیاد!

12:12.200 --> 12:13.360
‫نگاه کنین!

12:13.970 --> 12:19.890
‫هر کدوم از دروازه‌ها به خاستگاه اصلی
‫همون کتاب وصل شده.

12:21.360 --> 12:25.170
‫برای مثال، دروازه کتاب سوم،
‫یعنی کتاب کوره...

12:25.170 --> 12:27.360
‫به کوره قلعه هایدرات وصل می‌شه.

12:27.550 --> 12:30.110
‫اون تو جایگاه اصلیش زنده می‌شه.

12:30.110 --> 12:33.610
‫یعنی تمام سرزمین‌های مقدس
‫پشت دروازه‌ها دوباره احیا شدن؟

12:34.020 --> 12:37.110
‫این‌جا نه‌تنها برای گفت‌وگوی قهرمان با خدا،

12:37.110 --> 12:40.890
‫بلکه برای رفتن به هر کدوم از این مکان‌هاست.

12:41.650 --> 12:44.300
‫افسانه در شرف آغاز شدنه.

12:44.300 --> 12:46.910
‫پس ما باید بریم به...

12:47.250 --> 12:48.380
‫اون‌جا.

12:49.970 --> 12:53.170
‫دروازه اولین کتاب،
‫کتاب «معبد».

12:53.580 --> 12:56.490
‫این دروازه همراه با خودِ کتاب آسیب دید.

12:56.490 --> 12:59.410
‫تعمیرش می‌کنیم و واردش می‌شیم.

13:00.050 --> 13:02.440
‫و توی تابوت سنگیِ
‫وسط معبد،

13:02.440 --> 13:07.400
‫پیکر قهرمان واقعی منتظر
‫بازگشت روحشه.

13:07.920 --> 13:11.680
‫روح قهرمان تکه‌تکه شد
‫و تو سرتاسر ادتیا پراکنده گشت.

13:11.690 --> 13:14.630
‫جمع‌آوری این تکه‌ها و برگردوندنشون...

13:14.630 --> 13:17.420
‫به جایگاه اصلیشون، هدف نهایی اتحادیه‌ست!

13:17.420 --> 13:19.580
‫و وقتی قهرمان واقعی بیدار بشه،

13:19.580 --> 13:21.360
‫زمان منجمدشده درون معبد...

13:21.360 --> 13:23.910
‫و افسانه قهرمان، دوباره
‫به جریان خواهند افتاد!

13:24.310 --> 13:27.380
‫تمام قربانی‌ها، تمام گناهانی که مرتکب شدیم،

13:27.380 --> 13:29.270
‫همه‌شون به خاطر امروز بودن!

13:30.170 --> 13:32.600
‫بیاین بریم دیدنش!

13:32.600 --> 13:38.130
‫ناجی ما، کسی که صدای خدا
‫و عصر طلایی رو برامون به ارمغان می‌آره!

13:45.610 --> 13:47.860
‫این از چیزی که فکر می‌کردم خیلی بدتره.

13:47.860 --> 13:51.790
‫من به این قهرمانی که یه ارباب
‫هیولاهای تاریک می‌خواد زنده‌اش کنه، اعتمادی ندارم.

13:51.790 --> 13:54.200
‫باید از این‌جا جیم بزنیم.

13:57.970 --> 14:02.200
‫یه نفر وارد دومین آزمون،
‫یعنی هزارتوی آینه‌ها شده.

14:02.200 --> 14:03.340
‫چی؟

14:03.340 --> 14:05.210
‫کی می‌تونه باشه؟

14:05.210 --> 14:06.950
‫فکر کنم می‌دونم کار کیه.

14:08.450 --> 14:12.470
‫من جادوی دفاعیِ
‫هزارتوی آینه‌ها رو فعال می‌کنم.

14:12.470 --> 14:16.090
‫از چند نفرتون که عقب ایستادین می‌خوام
‫برین و متجاوز رو نابود کنین.

14:16.090 --> 14:17.550
‫بسپارش به ما.

14:17.550 --> 14:20.930
‫طبقات پایینی هزارتو جاییه که
‫ما تکه‌تکه‌کننده‌ها کارمون رو انجام می‌دیم.

14:20.930 --> 14:23.650
‫بدنش رو تیکه‌پاره می‌کنیم!

14:26.040 --> 14:26.930
‫این فرصت ماست.

14:26.930 --> 14:29.680
‫آره. می‌تونیم از این فرصت
‫برای فرار از این‌جا استفاده کنیم.

14:29.680 --> 14:30.730
‫صبر کنین.

14:31.570 --> 14:35.260
‫اگه چیزی با صورت من اون‌جا دیدین،

14:35.260 --> 14:37.730
‫فقط یه بدل بی‌ارزشه.

14:38.150 --> 14:40.180
‫بدون هیچ تردیدی بکشیدش.

14:44.680 --> 14:47.490
‫باید یه راهی برای بیرون رفتن پیدا کنیم.

14:47.490 --> 14:50.380
‫آره. کل این ماجرا خیلی مسخرست.

14:50.750 --> 14:52.770
‫ولی با وجود این...

14:52.770 --> 14:54.130
‫باید بریم!

14:58.490 --> 15:01.180
‫یه پرنسس بویلاتی این‌جا چی‌کار می‌کنه؟

15:01.180 --> 15:02.840
‫بالای سرت رو نگاه کن!

15:14.520 --> 15:16.770
‫اینا دیگه چه کوفتی‌ان؟!

15:30.250 --> 15:31.770
‫حالت خوبه، پرنسس؟

15:31.770 --> 15:32.410
‫بله!

15:32.410 --> 15:34.670
‫بقیه تسمه‌ها رو
‫خودت باز کن!

15:34.960 --> 15:37.480
‫وقتی وسط معرکه‌ای
‫جنگیدن سخته!

15:37.480 --> 15:38.170
‫باشه!

15:38.170 --> 15:43.570
‫فکر کنم تا وقتی چیزی که کنترلشون
‫می‌کنه رو نابود نکنم، دست‌بردار نیستن!

15:43.580 --> 15:45.550
‫هی دوباره سرپا می‌شن!

15:47.130 --> 15:48.890
‫به‌به، چه جالب.

15:48.890 --> 15:51.570
‫کی فکرش رو می‌کرد متجاوزا دختر باشن.

15:51.960 --> 15:55.000
‫حسابی از تیکه‌تیکه‌کردنشون لذت می‌برم.

15:55.650 --> 15:56.570
‫نگاه کنین!

15:56.570 --> 16:00.600
‫یکیشون کپِ رهبرمونه!

16:07.260 --> 16:08.300
‫لعنتی!

16:08.300 --> 16:11.010
‫این‌طوری به جایی نمی‌رسیم!

16:11.010 --> 16:12.970
‫آزاد شدی، پرنسس؟

16:13.890 --> 16:14.640
‫بله.

16:14.640 --> 16:18.550
‫بدم می‌آد روی همچین دشمن‌های ضعیفی
‫ازش استفاده کنم، ولی چاره‌ای ندارم.

16:19.010 --> 16:22.490
‫بعد از شنیدن اسمی که اون پسره باغبون
‫انتخاب کرد، منم یه اسم گذاشتم.

16:23.250 --> 16:24.860
‫موج عذاب!

16:25.920 --> 16:27.130
‫انتشار!

16:32.620 --> 16:34.730
‫اون یه نشانه؟

16:35.180 --> 16:37.230
‫یه نشان از نوع پرتابی؟

16:37.810 --> 16:39.320
‫دارن فرار می‌کنن!

16:39.710 --> 16:42.010
‫در هر صورت برمی‌گردن همین‌جا،

16:42.010 --> 16:44.840
‫مگه این‌که مسیر درست رو بلد باشن.

16:45.660 --> 16:46.930
‫فرار کردیم،

16:46.930 --> 16:48.430
‫ولی می‌دونم آخرش سر از همون‌جا درمی‌آریم!

16:48.430 --> 16:50.110
‫چی‌کار کنیم؟

16:50.110 --> 16:51.760
‫امم...

16:51.760 --> 16:56.130
‫فکر کنم یه سرنخ برای حل
‫معمای این راهرو دارم.

16:57.310 --> 16:58.490
‫سرنخ؟

16:59.220 --> 17:03.130
‫در مورد این‌که اصلاً چرا من این‌جام...

17:08.400 --> 17:10.670
‫مدیر الرو رومین...

17:10.670 --> 17:12.260
‫تو چی هستی؟

17:13.230 --> 17:15.180
‫اوه، پرنسس...

17:15.180 --> 17:17.490
‫نیمه دیگرِ نادانِ من...

17:18.330 --> 17:21.720
‫مطمئنم من رو واضح می‌بینی،

17:21.720 --> 17:23.680
‫ولی این واقعی نیست.

17:24.320 --> 17:29.080
‫هیچ‌کس تا حالا ما دو تا رو
‫کنار هم ندیده.

17:29.400 --> 17:31.310
‫حتی اگه خاطراتی از با هم بودنمون داری،

17:31.310 --> 17:33.870
‫اونا فقط توهمین که فقط خودت می‌بینی.

17:34.240 --> 17:36.090
‫حقیقت اینه که تو تنهایی.

17:36.090 --> 17:38.430
‫همیشه تنها بودی.

17:38.430 --> 17:40.800
‫حتی تو همین لحظه...

17:41.250 --> 17:43.090
‫به آینه نگاه کن.

17:43.890 --> 17:46.810
‫این نفرین خون آلوزاره.

17:46.810 --> 17:48.330
‫سرنوشت دودمان آلوزار،

17:48.330 --> 17:51.340
‫کسایی که مسئولیت کتاب
‫روستای پیدایش بر عهده اوناست.

17:51.940 --> 17:55.390
‫مادرم بدون این‌که از سرنوشتش
‫باخبر باشه، عذاب کشید و مرد.

17:55.780 --> 17:57.430
‫همه‌چیز از قبل مقدر شده،

17:57.430 --> 18:00.360
‫و بر اساس کلمات کتاب پیش می‌ره.

18:01.340 --> 18:02.260
‫درد داره!

18:02.260 --> 18:03.490
‫داری با من چی‌کار می‌کنی؟

18:03.490 --> 18:06.120
‫تو در آینده سر راهم سبز می‌شی.

18:06.400 --> 18:09.250
‫پس باید بری تو آینه.

18:09.610 --> 18:11.310
‫تو آینه؟

18:19.730 --> 18:21.750
‫حتی اگه بمیری...

18:21.970 --> 18:25.250
‫خیلی راحت می‌تونم هر دو تا نقش رو بازی کنم.

18:26.090 --> 18:27.990
‫موفق باشی.

18:29.250 --> 18:31.960
‫پس اون مدیری که من می‌شناسم
‫در واقع خودِ پرنسسه؟

18:31.960 --> 18:33.130
‫درسته.

18:33.470 --> 18:39.150
‫من تو این هزارتو سرگردون بودم
‫تا این‌که اون عروسک‌ها من رو گرفتن.

18:39.770 --> 18:41.770
‫و متوجه شدم که...

18:43.130 --> 18:43.890
‫هی!

18:44.400 --> 18:46.210
‫این همون جاست!

18:46.210 --> 18:47.670
‫زود ببندش!

18:49.530 --> 18:51.650
‫چیزی که مهمه اتفاقیه که بعدش می‌افته.

18:55.130 --> 18:56.860
‫به یه جای دیگه راه داره؟

18:57.090 --> 18:59.750
‫هر بار که باز و بسته‌اش کنی، تغییر می‌کنه،
‫تا حداکثر شش بار.

18:59.750 --> 19:02.210
‫و دفعه هفتم، ریست می‌شه.

19:02.970 --> 19:04.770
‫همه درها همین‌طوری بودن.

19:05.100 --> 19:06.790
‫به درد می‌خوره؟

19:06.790 --> 19:09.120
‫فوق‌العاده مهمه.

19:09.470 --> 19:11.770
‫بیا همه حالت‌هاش رو امتحان کنیم!

19:12.020 --> 19:14.800
‫برنگشتن.

19:18.780 --> 19:20.530
‫خودشونن!

19:21.730 --> 19:24.800
‫فهمیدن چطوری درها رو
‫چندین بار باز کنن؟

19:26.730 --> 19:28.150
‫لعنتی! بریم!

19:28.150 --> 19:29.440
‫برین جلوشون رو بگیرین!

19:32.610 --> 19:34.520
‫حالا این‌جا چه خبره؟

19:34.520 --> 19:36.760
‫دیوارهای دو طرف آینه‌ان.

19:36.760 --> 19:38.120
‫تالار آینه‌هاست؟

19:38.120 --> 19:41.090
‫بزرگ به نظر می‌رسه،
‫ولی فقط یه راهروی طولانیه.

19:43.520 --> 19:44.500
‫شماها.

19:45.510 --> 19:46.850
‫می‌دونستم!

19:46.850 --> 19:48.340
‫تایگل و لئون!

19:49.630 --> 19:52.890
‫شماها تا این پایین اومدین؟

19:52.890 --> 19:54.250
‫فوق‌العاده‌ست!

19:54.250 --> 19:56.410
‫این دختر نیمه‌لخت کیه؟

19:56.410 --> 19:57.620
‫تو اصلاً کی هستی؟

19:57.620 --> 19:59.810
‫منم! من!

19:59.810 --> 20:00.850
‫من تا حالا تو رو ندیدم!

20:00.850 --> 20:02.850
‫و اون دختری که پشت سرته!

20:02.850 --> 20:05.610
‫اون همونیه که
‫تظاهر می‌کرد مدیره!

20:05.810 --> 20:06.940
‫صبر کنین، صبر کنین.

20:06.940 --> 20:09.950
‫فکر نکنم این همون
‫پرنسسی باشه که دیدین.

20:10.910 --> 20:12.410
‫و خوب نگاه کنین.

20:12.610 --> 20:15.610
‫این زخم روی چشمم رو می‌شناسین، نه؟

20:15.610 --> 20:17.330
‫ما با هم متحد شدیم.

20:17.330 --> 20:18.650
‫متحد؟

20:19.000 --> 20:20.330
‫تو...

20:20.330 --> 20:21.650
‫آلیسایی؟!

20:21.650 --> 20:22.570
‫آره.

20:22.570 --> 20:24.490
‫البته اسم واقعیم آلیشیاست.

20:27.650 --> 20:28.970
‫که این‌طور.

20:28.970 --> 20:30.850
‫پنج تا دروازه؟

20:30.850 --> 20:35.770
‫درل گفت افسانه‌ای که می‌شناسیم قلابیه،
‫و هدفش نابود کردنش بود.

20:36.550 --> 20:40.140
‫اونا می‌خوان دورانی رو برگردونن
‫که قهرمان واقعی زنده بود.

20:40.790 --> 20:42.500
‫خیلی عجیبه.

20:42.500 --> 20:46.390
‫همین که مخفیانه دارن انجامش می‌دن،
‫نشون می‌ده یه جای کار می‌لنگه.

20:46.390 --> 20:50.160
‫داشتن بچه‌های معصوم رو
‫برای اهداف خودشون جمع‌آوری می‌کردن.

20:50.800 --> 20:54.070
‫دلیلشون هر چی که بوده،
‫باید تاوانش رو پس بدن.

20:54.440 --> 20:57.290
‫من این کار رو... مخفیانه می‌کردم...؟

20:59.830 --> 21:02.250
‫شما پرنسس رو بردارین
‫و از این‌جا برین بیرون.

21:02.250 --> 21:04.500
‫اگه برین بالا،
‫به سطح زمین می‌رسین.

21:04.730 --> 21:07.480
‫منظورت اینه که اگه بتونیم فرار کنیم.

21:07.870 --> 21:09.970
‫نگاه کنین! یه چیزی
‫پشت آینه‌هاست!

21:10.170 --> 21:11.630
‫و داره نزدیک‌تر می‌شه!

21:11.630 --> 21:13.340
‫فرار کنین! عجله کنین!

21:13.340 --> 21:14.740
‫به سمت اون در!

21:15.730 --> 21:16.650
‫نه!

21:16.650 --> 21:18.110
‫کف زمینم آینه‌ست!

21:18.650 --> 21:19.720
‫هی!

21:19.890 --> 21:21.730
‫هوای پرنسس رو داشته باشین!

21:24.090 --> 21:26.350
‫بدون من برین!

21:27.650 --> 21:30.380
‫نمی‌تونیم! با وجود اون هیولا نمی‌شه!

21:35.020 --> 21:38.530
‫حس می‌کنم کل زندگیم
‫شده سقوط کردن.

21:51.450 --> 21:54.370
‫حالا من کجام؟

21:55.900 --> 21:57.570
‫استخون؟

21:57.590 --> 22:07.590
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

22:07.620 --> 22:22.620
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
