1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
‫

2
00:01:27,410 --> 00:01:30,000
‫کلواتس

3
00:01:32,760 --> 00:01:36,950
‫برای همین بود که نمی‌خواستم
‫بیشتر از این جلو بریم!

4
00:01:36,970 --> 00:01:46,970
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

5
00:01:47,000 --> 00:01:57,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

6
00:01:57,020 --> 00:02:01,020
SorenA :ترجمه و زیرنویس

7
00:02:02,570 --> 00:02:05,650
‫نزدیک بود! خیلی نزدیک بود!

8
00:02:10,360 --> 00:02:12,370
‫هنوز داره می‌آد!

9
00:02:12,860 --> 00:02:16,410
‫خیلی خوشحالم که اون چیزی که
‫بهم پرت کرد یه طویله بود!

10
00:02:21,040 --> 00:02:24,390
‫می‌تونم با استفاده از قدرتم
‫هر آهنی رو که دوروبرمه کنترل کنم،

11
00:02:24,390 --> 00:02:27,920
‫با کشیدنش به سمت خودم
‫و هل دادنش به عقب.

12
00:02:28,110 --> 00:02:33,930
‫پس می‌تونم با کشیدن و هل دادن،
‫اون رو سریع‌تر و سریع‌تر بچرخونم...

13
00:02:33,930 --> 00:02:36,700
‫اگه فقط همین یدونه باشه...

14
00:02:36,700 --> 00:02:40,530
‫فکر کنم فقط یدونه نیست، نه؟

15
00:02:41,180 --> 00:02:43,930
‫اگه نُه تا ازشون این‌جا باشن...

16
00:02:44,110 --> 00:02:47,990
‫یعنی همه شکست خوردن، درسته؟

17
00:02:48,760 --> 00:02:51,570
‫شانسم همون موقعی ته کشید که
‫تصمیم گرفتن اول برن سراغ

18
00:02:51,570 --> 00:02:54,950
‫مری‌ودر، قوی‌ترینِ
‫بینشون.

19
00:02:54,950 --> 00:02:58,300
‫نجات دادنش یه بهونه بهم داد
‫تا فرار کنم، ولی...

20
00:02:58,300 --> 00:02:59,960
‫اینم از این.

21
00:03:00,200 --> 00:03:03,470
‫مهم نیست چند بار شکستشون بدم،
‫اونا بازم برمی‌گردن.

22
00:03:03,470 --> 00:03:05,960
‫و استقامت و جادوی منم محدوده.

23
00:03:06,340 --> 00:03:10,160
‫برام سؤاله که چرا این احمقا اصلاً
‫به فکر جنگیدن باهاشون افتادن؟

24
00:03:11,190 --> 00:03:12,850
‫فکر کنم نمی‌تونم سرزنششون کنم.

25
00:03:12,850 --> 00:03:16,940
‫هیچ‌کس به اون بچه کوچولو شک نمی‌کرد
‫که یه ارباب هیولاهای تاریک باشه.

26
00:03:18,030 --> 00:03:20,770
‫فکر نکنم بتونم
‫انتظار هیچ رحمی ازش داشته باشم.

27
00:03:20,770 --> 00:03:24,280
‫تو این وضعیت...
‫با این همه اتفاقی که داره می‌افته...

28
00:03:24,280 --> 00:03:28,370
‫فکر می‌کنی اصلاً چرا دارم سعی می‌کنم بجنگم؟

29
00:03:31,230 --> 00:03:35,890
‫من واقعاً از سروصدا متنفرم.

30
00:03:37,050 --> 00:03:39,290
‫همیشه همین‌طور بوده.

31
00:03:39,980 --> 00:03:42,630
‫یه نفری بود که برام مهم بود.

32
00:03:44,010 --> 00:03:46,670
‫می‌خوای کنارم بشینی، مری؟

33
00:03:46,670 --> 00:03:49,670
‫بله، عمه‌جان!

34
00:03:49,670 --> 00:03:53,220
‫اون زنی بود که من تحسینش می‌کردم.
‫کسی که بهم یاد داد چطور آدم خوبی باشم.

35
00:03:53,510 --> 00:03:55,680
‫عمه‌ام از خانواده اصلی.

36
00:03:55,680 --> 00:03:57,880
‫برای همین بود که وقتی...

37
00:03:58,430 --> 00:04:04,560
‫اون دعوای وحشتناک سر ارثیه عظیم
‫شوهرعمه‌ام درگرفت، خیلی دردناک بود.

38
00:04:05,440 --> 00:04:08,050
‫همه‌شون خیلی پرسروصدا بودن...

39
00:04:08,050 --> 00:04:09,960
‫حتی پدر و مادر خودم.

40
00:04:11,250 --> 00:04:14,010
‫عمه‌ام هیچ‌وقت دست از لبخند زدن برنداشت.

41
00:04:14,570 --> 00:04:17,910
‫ولی روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شد.

42
00:04:22,850 --> 00:04:24,280
‫مری...

43
00:04:25,850 --> 00:04:28,670
‫مریِ عزیزم...

44
00:04:29,320 --> 00:04:33,770
‫من برای تو هم دردسر
‫درست می‌کنم، مگه نه؟

45
00:04:34,480 --> 00:04:39,260
‫اینا آخرین کلماتش بودن
‫قبل از این‌که روز بعدش از دنیا بره...

46
00:04:40,050 --> 00:04:43,780
‫و وصیت‌نامه‌ای از خودش به جا بذاره که
‫۷۰ درصد از ثروتش رو به من می‌بخشید،

47
00:04:43,780 --> 00:04:47,440
‫از جمله عمارت و زمین‌هاش.

48
00:04:47,850 --> 00:04:52,760
‫و این‌طوری شد که من در مرکز اون
‫مبارزه زشت برای ارثیه قرار گرفتم.

49
00:04:53,320 --> 00:04:55,450
‫همه‌شون خیلی پرسروصدا بودن...

50
00:04:56,010 --> 00:05:01,100
‫هیچ‌کدومشون دلیل این‌که من
‫به‌عنوان وارث انتخاب شدم رو نمی‌دونستن!

51
00:05:01,100 --> 00:05:03,830
‫فکر می‌کردن به خاطر این انتخاب شدم
‫که براش خودشیرینی می‌کردم!

52
00:05:04,150 --> 00:05:06,520
‫چیزی که عمه‌ام می‌خواست
‫از خودش به جا بذاره...

53
00:05:07,850 --> 00:05:12,840
‫این منظره بود، چیزی که
‫با شوهرعمه‌ام ساخته بود.

54
00:05:13,450 --> 00:05:17,840
‫گذر آروم فصل‌ها...
‫بوی باد...

55
00:05:18,180 --> 00:05:22,330
‫هیچ‌کس جز من نمی‌تونست این رو درک کنه.

56
00:05:22,330 --> 00:05:23,850
‫همین.

57
00:05:24,530 --> 00:05:26,220
‫منم می‌خواستم ازش محافظت کنم.

58
00:05:27,090 --> 00:05:29,620
‫من عاشق سکوتم.

59
00:05:29,620 --> 00:05:31,830
‫و از هر چیزی که ساکت نباشه متنفرم.

60
00:05:32,290 --> 00:05:35,230
‫اگه قراره سروصدا رو بخوابونم...

61
00:05:35,230 --> 00:05:38,300
‫به قدرتی نیاز دارم که هیچ‌کس نتونه ازش سرپیچی کنه!

62
00:05:38,830 --> 00:05:41,750
‫من قدرت می‌خوام!

63
00:05:47,460 --> 00:05:50,380
‫از مقاومت هوا استفاده می‌کنم
‫تا حتی داغ‌ترشون کنم!

64
00:05:52,090 --> 00:05:54,610
‫مبارزه می‌خواین؟ پس بیاین جلو، لعنتیا!

65
00:05:55,570 --> 00:05:58,630
‫می‌دونین، اگه مجبور باشم می‌تونم بجنگم!

66
00:06:03,060 --> 00:06:06,210
‫لازم نیست رشد دادن یه عضو جدید
‫رو این‌قدر آسون جلوه بدی...

67
00:06:08,750 --> 00:06:10,930
‫حدس می‌زدم که از بالا بیای.

68
00:06:11,650 --> 00:06:15,800
‫ولی این یعنی الان پهلوها بازن.

69
00:06:15,800 --> 00:06:20,530
‫اگه تنها باشم، به‌اندازه کافی
‫فضا هست که بتونم فرار کنم.

70
00:06:22,260 --> 00:06:25,610
‫نه... نمی‌تونم این کار رو بکنم.

71
00:06:26,590 --> 00:06:30,170
‫چرا دارم این‌طوری فکر می‌کنم؟

72
00:06:30,710 --> 00:06:32,560
‫چون باعث می‌شه شبیه قهرمان باشم؟

73
00:06:34,230 --> 00:06:36,300
‫فکر کنم به خاطر همینه.

74
00:06:36,740 --> 00:06:40,430
‫وقتی بچه بودم داستان‌های
‫قهرمان رو می‌خوندم...

75
00:06:40,430 --> 00:06:44,640
‫قهرمان همیشه کسی بود که
‫یه بچه دلش می‌خواست شبیهش باشه.

76
00:06:45,560 --> 00:06:47,240
‫مطمئنم برای اونا هم همینه...

77
00:06:47,640 --> 00:06:49,870
‫حتی مینارد!

78
00:06:51,650 --> 00:06:54,030
‫می‌دونم که برای همه همینه!

79
00:06:56,440 --> 00:06:58,320
‫ما همیشه فراموشش می‌کنیم،

80
00:06:58,320 --> 00:07:02,140
‫ولی همه‌مون یه زمانی می‌خواستیم قهرمان باشیم!

81
00:07:04,240 --> 00:07:06,820
‫قهرمانِ ته‌ته قلبمون...

82
00:07:06,820 --> 00:07:10,700
‫به ما دلیلی برای جنگیدن می‌ده!

83
00:07:24,610 --> 00:07:26,480
‫همین بود که داشتم.

84
00:07:26,630 --> 00:07:28,650
‫پنج تا ازشون باقی مونده.

85
00:07:28,650 --> 00:07:31,260
‫متأسفم، مری‌ودر-سان.

86
00:07:31,730 --> 00:07:34,480
‫نتونستم نجاتت بدم.

87
00:07:34,970 --> 00:07:37,410
‫اگه می‌خوای از کسی متنفر باشی،
‫از اون ارباب هیولاهای تاریک متنفر باش...

88
00:07:39,490 --> 00:07:41,980
‫فلارسیس ریولوث.

89
00:07:42,880 --> 00:07:44,070
‫نخِ اسارت!

90
00:07:44,660 --> 00:07:48,480
‫این نخ‌ها کسایی رو که
‫از کنترل خارج شدن می‌بندن،

91
00:07:48,480 --> 00:07:51,210
‫و اونا رو مجبور به سکوت مطلق می‌کنن.

92
00:07:51,520 --> 00:07:53,270
‫تو سکوت بمیرین!

93
00:07:53,830 --> 00:07:55,530
‫ب-بناز...

94
00:07:55,530 --> 00:07:56,710
‫هنوز کارمون تموم نشده.

95
00:07:56,710 --> 00:07:58,890
‫اونا خودشون رو ترمیم می‌کنن.

96
00:07:58,890 --> 00:08:01,590
‫قبل از این‌که طلسم بشکنه...

97
00:08:03,570 --> 00:08:06,250
‫مناس، گانداروا!

98
00:08:12,730 --> 00:08:13,890
‫خاکسپاری.

99
00:08:19,790 --> 00:08:22,520
‫تونستی! تونستی، مری‌ودر-سان!

100
00:08:22,520 --> 00:08:24,070
‫این فوق‌العاده‌ست!

101
00:08:25,020 --> 00:08:26,650
‫مری‌ودر-سان!

102
00:08:27,880 --> 00:08:31,300
‫چیزی که همین الان گفتی...

103
00:08:31,870 --> 00:08:33,740
‫فکر کنم درکش می‌کنم...

104
00:08:34,560 --> 00:08:39,050
‫می‌دونم که درون ما...

105
00:08:39,050 --> 00:08:41,750
‫مری‌ودر-سان! بیدار شو!

106
00:08:41,750 --> 00:08:45,220
‫مری‌ودر-سان! مری‌ودر-سان!

107
00:08:48,900 --> 00:08:51,510
‫مهم نیست چند بار بکشیمشون،
‫اونا بازم برمی‌گردن.

108
00:08:51,510 --> 00:08:55,020
‫فقط تو چند دقیقه
‫دوباره بلند می‌شن.

109
00:08:55,020 --> 00:08:57,110
‫این مه باعث شده ما هم گم بشیم.

110
00:08:57,110 --> 00:08:58,890
‫من دیگه نمی‌تونم ادامه بدم.

111
00:09:00,130 --> 00:09:02,910
‫حالا همه‌چی به تو بستگی داره، ری.

112
00:09:03,600 --> 00:09:09,280
‫اگه من اون‌جا نباشم که سرعتت رو کم کنم،
‫برات بهتره...

113
00:09:14,370 --> 00:09:17,500
‫مری‌ودر-سان! بیدار شو!

114
00:09:17,500 --> 00:09:19,550
‫نمی‌تونی این‌جا بخوابی!

115
00:09:19,550 --> 00:09:20,970
‫مری...

116
00:09:23,780 --> 00:09:25,670
‫یه چیزی داره از دهنت می‌زنه بیرون!

117
00:09:25,670 --> 00:09:28,160
‫احتمالاً این چیزیه که
‫دلت نمی‌خواد از دستش بدی، نه؟

118
00:09:33,930 --> 00:09:37,590
‫نرو... نرو!

119
00:09:43,770 --> 00:09:45,310
‫الان وقتشه...؟

120
00:09:45,310 --> 00:09:46,980
‫داری الان شروعش می‌کنی...؟

121
00:09:47,210 --> 00:09:48,700
‫مدیر؟

122
00:09:50,870 --> 00:09:52,720
‫اون چیه؟

123
00:09:52,720 --> 00:09:54,320
‫داره کجا می‌ره؟

124
00:09:56,300 --> 00:09:58,250
‫به سمت ساختمون مدرسه؟

125
00:10:10,440 --> 00:10:11,570
‫داره می‌آد؟

126
00:10:17,800 --> 00:10:20,740
‫ری فورستر. اسمت این بود؟

127
00:10:22,550 --> 00:10:24,160
‫کلن واتیس!

128
00:10:24,570 --> 00:10:26,690
‫قیافه من رو می‌شناسی؟

129
00:10:27,450 --> 00:10:30,650
‫اگه منظورت قبل از اومدنم
‫به سولسینه، نه.

130
00:10:30,650 --> 00:10:31,650
‫که این‌طور.

131
00:10:32,780 --> 00:10:34,160
‫شتاب حالت!

132
00:10:34,610 --> 00:10:35,810
‫احضار رعدوبرق!

133
00:10:39,420 --> 00:10:40,660
‫هجوم رعدوبرق!

134
00:10:40,660 --> 00:10:42,520
‫دو تا نشان؟

135
00:10:53,560 --> 00:10:55,350
‫قدرت چشمگیریه.

136
00:10:55,350 --> 00:10:58,280
‫با همین قدرت خدمتکارانم رو کشتی؟

137
00:10:58,850 --> 00:11:01,020
‫خیلی بیشتر از اینا تو چنته دارم!

138
00:11:02,440 --> 00:11:04,490
‫باید برام توضیح بدی...!

139
00:11:04,850 --> 00:11:06,250
‫توضیح بدم؟

140
00:11:07,350 --> 00:11:08,570
‫شتاب!

141
00:11:11,260 --> 00:11:12,410
‫احضار رعدوبرق!

142
00:11:17,510 --> 00:11:21,090
‫پس می‌تونی بدون خوندن ورد
‫رعدوبرق احضار کنی؟

143
00:11:23,140 --> 00:11:24,690
‫تو کی هستی؟

144
00:11:24,690 --> 00:11:26,800
‫چطوری اون صورت رو به دست آوردی؟

145
00:11:27,210 --> 00:11:29,480
‫برای ساختن نقاب مرگ به قالب نیاز داری!

146
00:11:29,480 --> 00:11:32,810
‫اون قالب رو کِی و از کجا آوردی؟

147
00:11:32,810 --> 00:11:33,890
‫جوابم رو بده!

148
00:11:34,070 --> 00:11:38,930
‫از طرز حرف زدنت معلومه که
‫این شخص رو می‌شناسی.

149
00:11:39,180 --> 00:11:43,610
‫تا حالا کسی رو ندیده بودم
‫که قبلاً اون رو می‌شناخته.

150
00:11:43,610 --> 00:11:46,450
‫برای همین بود که تمام مدت
‫چشمت به من بود؟

151
00:11:46,450 --> 00:11:48,610
‫اسمش شیرو بود.

152
00:11:48,890 --> 00:11:51,690
‫اون شجاع‌تر و نجیب‌تر
‫از هر کسی بود...

153
00:12:05,680 --> 00:12:06,800
‫بلند شو! زود باش!

154
00:12:06,800 --> 00:12:09,680
‫نمی‌تونم، داداش!

155
00:12:19,020 --> 00:12:23,520
‫و بیشتر از هر کسی قلبی داشت
‫که شایسته یه قهرمان بودن بود!

156
00:12:31,010 --> 00:12:33,080
‫فرار کنین! برین تو اون کوچه باریکه!

157
00:12:33,950 --> 00:12:35,510
‫بذارین کوچیک‌ترا اول برن!

158
00:12:41,180 --> 00:12:42,610
‫بن‌بسته!

159
00:12:43,550 --> 00:12:45,540
‫داره دنبالمون می‌آد!

160
00:12:45,540 --> 00:12:46,680
‫نگران نباش.

161
00:12:47,050 --> 00:12:47,670
‫چی؟!

162
00:12:48,350 --> 00:12:52,050
‫معمولاً، فرو کردن شمشیر تو چشم
‫برای کشتن یه هیولای تاریک کافی نیست.

163
00:12:52,690 --> 00:12:57,720
‫ولی این شمشیر به سمی آغشته شده
‫که براش کشنده‌ست.

164
00:12:58,040 --> 00:12:59,250
‫سم؟

165
00:12:59,250 --> 00:13:00,680
‫فقط یه ترفند کوچیکه.

166
00:13:01,010 --> 00:13:02,690
‫به کسی نگو.

167
00:13:14,530 --> 00:13:15,640
‫دیدی؟

168
00:13:31,290 --> 00:13:35,920
‫خب همگی، نظرتون درباره
‫قدرت این شمشیر چیه؟

169
00:13:35,920 --> 00:13:39,680
‫این یه شمشیر جادویی واقعی از هایدنه.

170
00:13:39,990 --> 00:13:42,600
‫که این‌طور. پس قضیه اینه.

171
00:13:42,600 --> 00:13:44,230
‫چرا برای محافظت از خودتون یدونه نمی‌خرین؟

172
00:13:44,230 --> 00:13:46,330
‫حراج خوردن!

173
00:13:46,330 --> 00:13:47,400
‫من یدونه می‌خوام!

174
00:13:47,400 --> 00:13:48,210
‫فروخته شد!

175
00:13:48,210 --> 00:13:49,440
‫بذار منم یدونه ببینم!

176
00:13:49,440 --> 00:13:50,230
‫حتماً!

177
00:13:51,220 --> 00:13:54,730
‫ببخشید که پات رو تو
‫کسب‌وکار خانوادگیمون کشیدم.

178
00:13:54,980 --> 00:13:56,090
‫تا خونه همراهیت می‌کنم.

179
00:13:56,090 --> 00:13:57,730
‫تو راه می‌تونیم حرف بزنیم.

180
00:14:00,490 --> 00:14:02,480
‫مطمئنی که رفتنت مشکلی نداره؟

181
00:14:02,850 --> 00:14:05,610
‫خب، ازت می‌خوام که هیچی نگی.

182
00:14:06,330 --> 00:14:09,870
‫یه جورایی حس می‌کنم که
‫یه چیزی داره ما رو به هم نزدیک می‌کنه.

183
00:14:13,430 --> 00:14:14,910
‫با این‌که هردومون پسریم؟

184
00:14:14,910 --> 00:14:17,460
‫منظورم اون نبود.

185
00:14:18,190 --> 00:14:23,850
‫سرنوشت آدما زمان‌هایی داره که
‫مثل چرخ‌دنده تو هم چفت می‌شن، نه؟

186
00:14:24,130 --> 00:14:27,650
‫مثل دو تا چرخ‌دنده که به هم می‌رسن
‫و شروع به حرکت می‌کنن.

187
00:14:27,650 --> 00:14:29,050
‫مثل یه ساعت!

188
00:14:29,480 --> 00:14:32,030
‫و بقیه چرخ‌دنده‌ها هم
‫شروع به حرکت می‌کنن.

189
00:14:32,030 --> 00:14:33,320
‫این‌طوری!

190
00:14:34,220 --> 00:14:37,030
‫فکر کنم بعضی از برخوردها این‌طوری‌ان.

191
00:14:37,370 --> 00:14:39,720
‫یه چرخ‌دنده داره یه طرفی می‌چرخه،

192
00:14:39,720 --> 00:14:42,820
‫و بعد یه برخورد جدید
‫باعث می‌شه اون‌طرفی بچرخه.

193
00:14:43,550 --> 00:14:45,230
‫این حسیه که الان دارم.

194
00:14:45,690 --> 00:14:48,740
‫مطمئنم که ملاقات ما
‫دنیا رو تغییر می‌ده.

195
00:14:49,540 --> 00:14:52,880
‫دنیایی که من و تو توش زندگی می‌کنیم!

196
00:14:53,950 --> 00:14:56,030
‫این طرز فکر خیلی عجیب غریبه

197
00:14:56,030 --> 00:14:58,010
‫مردم بهت می‌گن عجیبی، مگه نه؟

198
00:14:58,010 --> 00:14:59,490
‫نمی‌گن.

199
00:14:59,490 --> 00:15:01,590
‫البته بعضی وقتا می‌گن که
‫تو هپروتم.

200
00:15:01,590 --> 00:15:03,200
‫هپروت؟!

201
00:15:03,200 --> 00:15:05,750
‫من می‌خوام برم! من رو ببر اون‌جا، داداش!

202
00:15:05,750 --> 00:15:06,890
‫باشه؟

203
00:15:07,890 --> 00:15:09,170
‫دفعه بعد.

204
00:15:09,640 --> 00:15:13,370
‫به هر حال، چیزی که می‌خواستم بگم این بود که...

205
00:15:13,710 --> 00:15:17,400
‫چرخ‌دنده‌ها تا وقتی که چفتشون نکنی
‫شروع به حرکت نمی‌کنن.

206
00:15:18,410 --> 00:15:19,600
‫رسیدیم.

207
00:15:19,600 --> 00:15:20,660
‫همین‌جاست.

208
00:15:22,690 --> 00:15:23,770
‫ما برگشتیم!

209
00:15:23,150 --> 00:15:24,690
‫یه یتیم‌خونه؟

210
00:15:23,770 --> 00:15:25,150
‫ما برگشتیم!

211
00:15:24,710 --> 00:15:25,990
‫درسته.

212
00:15:25,990 --> 00:15:27,910
‫بیشترشون یتیم‌های جنگ
‫و بچه‌های سرراهی‌ان.

213
00:15:28,530 --> 00:15:31,070
‫پرنسس کشور این‌جا رو اداره می‌کنه.

214
00:15:31,070 --> 00:15:32,470
‫بعضی وقتا بهمون سر می‌زنه.

215
00:15:32,790 --> 00:15:36,330
‫اگه نمراتت اون‌قدر خوب باشه
‫که توجهش رو جلب کنی،

216
00:15:36,330 --> 00:15:39,020
‫می‌تونی بری به یه مدرسه
‫معروف به اسم سولسین.

217
00:15:39,460 --> 00:15:41,310
‫هدف منم همینه.

218
00:15:42,320 --> 00:15:43,940
‫تو می‌تونی.

219
00:15:43,940 --> 00:15:45,210
‫من تضمین می‌کنم.

220
00:15:45,830 --> 00:15:48,280
‫این حرف از طرف کسی که تازه دیدمش،

221
00:15:48,280 --> 00:15:49,860
‫و حتی اسمش رو هم نمی‌دونم، خیلی معنی نداره.

222
00:15:51,340 --> 00:15:52,720
‫اسم من شیروئه.

223
00:15:52,720 --> 00:15:54,240
‫شیرو کلیتوس.

224
00:15:54,240 --> 00:15:55,210
‫و تو؟

225
00:15:56,990 --> 00:15:59,330
‫ری... فورستر.

226
00:16:00,550 --> 00:16:01,680
‫دست بده دیگه!!

227
00:16:08,440 --> 00:16:11,600
‫صدای چفت شدن چرخ‌دنده‌ها
‫رو شنیدی؟

228
00:16:12,290 --> 00:16:14,500
‫فکر کنم شنیدم.

229
00:16:15,720 --> 00:16:18,590
‫من و پدرم یه مدت
‫تو شهر می‌مونیم.

230
00:16:18,590 --> 00:16:20,470
‫می‌بینمت، ری.

231
00:16:21,520 --> 00:16:25,170
‫ما بهترین دوستای هم شدیم!

232
00:16:25,640 --> 00:16:28,850
‫من تو اون یه قهرمان می‌دیدم!

233
00:16:29,490 --> 00:16:33,020
‫یه قهرمان واقعی، که از
‫تولد و تربیتش فراتر رفته بود!

234
00:16:35,080 --> 00:16:40,030
‫اون تنها کسی تو این دنیا بود
‫که بیشتر از همه شایسته قهرمان بودن بود!

235
00:16:40,030 --> 00:16:41,070
‫ولی...

236
00:16:41,070 --> 00:16:42,880
‫دردسر! دردسر!

237
00:16:45,500 --> 00:16:46,810
‫هایدن...

238
00:16:46,810 --> 00:16:48,690
‫هایدرات... اون‌طرف
‫مرز...

239
00:16:48,690 --> 00:16:50,410
‫مورد حمله هیولاهای تاریک قرار گرفته!

240
00:16:50,410 --> 00:16:51,620
‫به هایدرات حمله شده؟

241
00:16:52,120 --> 00:16:53,150
‫آره...

242
00:16:53,150 --> 00:16:56,730
‫کسایی که فرار کردن
‫دارن به بویلات پناه می‌آرن.

243
00:17:00,000 --> 00:17:01,000
‫بذارین رد شم! لطفاً! بذارین رد شم!

244
00:17:01,230 --> 00:17:03,520
‫من تازه بعد از یه مدت طولانی
‫برگشتم به شهر...

245
00:17:03,520 --> 00:17:04,680
‫چه خبره؟

246
00:17:05,030 --> 00:17:06,660
‫می‌گن کار ارباب هیولاهای تاریکه.

247
00:17:06,660 --> 00:17:08,560
‫هایدرات نابود شده؟

248
00:17:08,930 --> 00:17:12,440
‫شیرو گفت داره می‌ره هایدرات!

249
00:17:13,170 --> 00:17:16,770
‫پدرم داره می‌ره به گودال البه
‫تا شمشیرهای بیشتری بیاره.

250
00:17:17,000 --> 00:17:20,140
‫من مثل همیشه تو هایدرات می‌مونم.

251
00:17:21,090 --> 00:17:24,920
‫و من تصمیمم رو گرفتم، ری...

252
00:17:25,290 --> 00:17:27,570
‫که امسال چهاردهمین قهرمان بشم!

253
00:17:29,070 --> 00:17:30,860
‫تو ازم حمایت می‌کنی، نه؟

254
00:17:34,200 --> 00:17:36,960
‫پسرم مرده!

255
00:17:37,320 --> 00:17:38,690
‫شیرو مرده!

256
00:17:39,260 --> 00:17:42,210
‫چرا رفت به قلعه هایدن؟

257
00:17:42,390 --> 00:17:43,060
‫چرا؟

258
00:17:43,060 --> 00:17:44,710
‫چرا، شیرو؟

259
00:17:45,390 --> 00:17:50,810
‫چرا حتی تو مرگ هم
‫این‌قدر راضی به نظر می‌رسی؟

260
00:17:52,400 --> 00:17:55,470
‫برام توضیح بده، کلن واتیس!

261
00:17:55,800 --> 00:17:57,110
‫تو کی هستی؟

262
00:17:57,610 --> 00:17:59,480
‫چرا اون صورت رو داری؟

263
00:18:00,250 --> 00:18:03,460
‫با شیرو چی‌کار کردی؟!

264
00:18:03,460 --> 00:18:05,550
‫داستان جذابی بود.

265
00:18:05,550 --> 00:18:07,900
‫که این‌طور. اسمش شیرو بود.

266
00:18:08,500 --> 00:18:12,490
‫با یه چهره راضی
‫از دنیا رفت؟

267
00:18:12,490 --> 00:18:13,660
‫کلن!

268
00:18:14,390 --> 00:18:15,250
‫درسته.

269
00:18:15,590 --> 00:18:17,890
‫من کشتمش.

270
00:18:17,890 --> 00:18:19,960
‫البته نه از روی عمد.

271
00:18:19,960 --> 00:18:21,530
‫اون فقط وسط مبارزه گیر افتاد.

272
00:18:21,530 --> 00:18:23,870
‫نمی‌دونم چطوری مرد.

273
00:18:23,870 --> 00:18:25,330
‫تنها دلیلی که صورتش رو برداشتم اینه که

274
00:18:25,330 --> 00:18:28,690
‫برحسب اتفاق تنها صورتی بود
‫که یادم مونده بود.

275
00:18:29,010 --> 00:18:30,400
‫همین.

276
00:18:31,010 --> 00:18:34,760
‫هیچ دلیلی نداشت.
‫برام هیچ ارزشی نداره!

277
00:18:49,910 --> 00:18:54,180
‫سرعت بازیابی... شتاب!

278
00:18:54,180 --> 00:18:57,100
‫سرعت واکنش! تقویت فیزیکی!

279
00:18:58,040 --> 00:18:59,290
‫شتاب!

280
00:19:01,840 --> 00:19:03,130
‫تیغه رعدوبرق!

281
00:19:03,130 --> 00:19:04,790
‫هجوم رعدوبرق!

282
00:19:13,050 --> 00:19:14,430
‫چشماش هنوز دارن دنبالم می‌کنن.

283
00:19:14,430 --> 00:19:16,810
‫پس فقط... بیشتر شتاب می‌گیرم!

284
00:19:21,230 --> 00:19:22,870
‫هنوزم می‌تونه پابه‌پام بیاد؟

285
00:19:22,870 --> 00:19:24,060
‫هیولا!

286
00:19:24,240 --> 00:19:24,990
‫پس...

287
00:19:24,990 --> 00:19:27,490
‫شتاب فوق‌العاده!

288
00:19:32,510 --> 00:19:34,650
‫همینه!

289
00:19:41,580 --> 00:19:42,780
‫گرفتمش!

290
00:19:46,030 --> 00:19:47,250
‫حیف شد.

291
00:19:47,250 --> 00:19:48,710
‫اون یه سایه بود.

292
00:19:51,630 --> 00:19:53,560
‫تو دوستش بودی،

293
00:19:53,850 --> 00:19:56,890
‫پس هویت واقعیم رو بهت نشون می‌دم.

294
00:19:59,830 --> 00:20:02,910
‫من کلواتس، ارباب هیولاهای تاریکم.

295
00:20:02,910 --> 00:20:08,900
‫من قلعه هایدرات رو نابود کردم.
‫من دوستت رو زنده به گور کردم.

296
00:20:08,900 --> 00:20:11,310
‫کلواتس؟

297
00:20:11,770 --> 00:20:12,650
‫چرا...

298
00:20:14,240 --> 00:20:19,520
‫چرا یه ارباب هیولاهای تاریک
‫صورت شیرو رو پوشیده؟

299
00:20:20,490 --> 00:20:22,170
‫داستانش طولانیه.

300
00:20:22,450 --> 00:20:25,620
‫انتقام شیرو رو می‌گیرم!

301
00:20:26,170 --> 00:20:27,470
‫تسلیم شو.

302
00:20:27,470 --> 00:20:30,680
‫خیلی به خودت فشار آوردی.
‫دیگه حتی نمی‌تونی تکون بخوری.

303
00:20:33,180 --> 00:20:35,840
‫رویای تو چیه، ری؟

304
00:20:37,380 --> 00:20:39,420
‫رویای من اینه که قهرمان بشم!

305
00:20:39,420 --> 00:20:42,730
‫بین کار و تمریناتم،
‫تو شمشیرزنی خیلی خوب شدم.

306
00:20:43,020 --> 00:20:44,880
‫خیلی زود،

307
00:20:44,880 --> 00:20:48,090
‫یه قهرمان واقعی می‌شم،
‫مثل همونایی که تو قصه‌ها هستن!

308
00:20:49,330 --> 00:20:52,190
‫مطمئنم که می‌تونی. جدی می‌گم.

309
00:20:53,270 --> 00:20:56,190
‫پس منم یه حکیم بزرگ می‌شم.

310
00:20:56,530 --> 00:20:57,890
‫حکیم بزرگ؟

311
00:20:58,360 --> 00:21:00,930
‫حکیم بزرگی که قهرمان رو راهنمایی می‌کنه.

312
00:21:00,930 --> 00:21:03,060
‫من دانش‌آموز شماره یک سولسین می‌شم.

313
00:21:04,310 --> 00:21:05,490
‫چون...

314
00:21:05,780 --> 00:21:08,460
‫حکیم خیلی مهم‌تر از
‫قهرمان به نظر می‌رسه، مگه نه؟

315
00:21:11,810 --> 00:21:13,220
‫دقیقاً مثل خودته.

316
00:21:18,720 --> 00:21:21,570
‫بالاخره خودت رو نشون دادی، وردین؟

317
00:21:23,600 --> 00:21:28,100
‫انسان‌ها رو خیلی دست‌کم می‌گیری، کلواتس.

318
00:21:28,570 --> 00:21:31,610
‫و قدرتی رو که درونشون خوابیده.

319
00:21:33,130 --> 00:21:35,860
‫شتاب حالت!

320
00:21:36,300 --> 00:21:41,990
‫به همه‌چیز تو بردم شتاب می‌دم
‫به‌جز چیزایی که با بدنم در تماسن!

321
00:21:46,370 --> 00:21:51,930
‫قبل از این‌که کتاب رو بدزدم،
‫بذار یه چیزی بهت بگم، کلواتس.

322
00:21:54,720 --> 00:22:00,970
‫مهم‌ترین بخشِ
‫یه قهرمان واقعی بودن...

323
00:22:01,700 --> 00:22:04,680
‫قلبیه که به فکر یه دوست باشه.

324
00:22:06,980 --> 00:22:09,980
‫قسمت ۸:
‫خاطرات یک دوست

325
00:22:10,000 --> 00:22:20,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
