WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:11.210 --> 00:12.620
‫زفلد!

00:18.290 --> 00:19.720
‫رفت اون‌جا!

00:20.660 --> 00:21.470
‫لعنتی!

00:21.470 --> 00:22.430
‫این‌طرف!

00:24.380 --> 00:29.010
‫امپراتور گفت اگه اتفاقی افتاد،
‫ارتش رو می‌فرسته.

00:29.330 --> 00:31.630
‫یعنی این کار رو کرده؟

00:31.630 --> 00:32.890
‫مگه نه، سنسه؟

00:32.890 --> 00:34.830
‫اون‌طوری صدام نکن.

00:34.830 --> 00:38.580
‫منظورم اینه که قرار بود به‌عنوان
‫یه سنسه یواشکی بیای تو، مگه نه؟

00:38.580 --> 00:39.730
‫چرا نمی‌ری؟

00:39.990 --> 00:42.720
‫چون، معلومه دیگه...

00:44.150 --> 00:49.040
‫هر کسی با یه نگاه به من
‫می‌فهمه که پروفسور نیستم.

00:49.200 --> 00:51.450
‫فعلاً، ترجیح می‌دم دخالت نکنم.

00:52.030 --> 00:54.810
‫به‌زودی وقت یه کم راهزنی می‌رسه.

01:02.700 --> 01:08.700
Translate By SorenA

02:24.470 --> 02:27.010
‫کلواتس

02:27.010 --> 02:31.010
‫قسمت ۷:
‫دنیایی که می‌بینیم، و دنیای پنهان

02:35.510 --> 02:37.270
‫اون کلنه...

02:37.270 --> 02:39.300
‫اگه تا خود برج تاریک
‫ببرمت...

02:39.300 --> 02:41.460
‫نمی‌تونم چیزی بفهمم.

02:41.460 --> 02:42.730
‫پس همین‌جا پیاده‌ات می‌کنم.

02:42.730 --> 02:43.620
‫هی، صبر کن!

02:44.430 --> 02:46.920
‫هر چی باشه، من که برای کلواتس کار نمی‌کنم.

02:54.170 --> 02:56.470
‫من می‌تونم حرفاش رو بفهمم.

02:56.470 --> 02:57.910
‫برات ترجمه می‌کنم.

02:59.100 --> 03:00.910
‫حدس می‌زنم چاره‌ای جز باور کردنت ندارم.

03:01.300 --> 03:03.840
‫خب، آلیشیای قهرمان چی می‌گه؟

03:06.190 --> 03:10.040
‫برای شروع، ازت ممنونه که نجاتش دادی.

03:10.800 --> 03:13.800
‫ا-اوه. خواهش می‌کنم.

03:31.320 --> 03:33.630
‫محل قرار زیرزمینه.

03:33.860 --> 03:36.290
‫چقدر می‌گذره
‫از آخرین باری که احضار شدیم؟

03:36.470 --> 03:39.540
‫دو سال... بد نمی‌شد اگه
‫بیشتر از این جلسات داشتیم.

03:39.540 --> 03:42.830
‫از دیدگاه
‫کلیسای الدز، ما یه فرقه‌ایم.

03:42.830 --> 03:46.050
‫مایه تأسفه که نمی‌تونیم
‫فعالیت‌هامون رو علنی‌تر کنیم.

03:46.190 --> 03:49.300
‫فرض می‌کنم این‌جا
‫کاملاً امنه، معاون مدیر؟

03:49.300 --> 03:51.250
‫جای هیچ نگرانی‌ای نیست.

03:51.250 --> 03:54.280
‫ساختمون مدرسه با یه
‫مانع قدرتمند محافظت می‌شه.

03:54.280 --> 03:56.600
‫فقط کسایی که
‫دعوت شدن می‌تونن وارد بشن.

03:56.600 --> 04:02.600
‫و گفتم بررسی کنن
‫که همه دانش‌آموزا تو خواب عمیق باشن.

04:03.640 --> 04:04.500
‫امنه.

04:04.500 --> 04:05.260
‫خوبه.

04:11.290 --> 04:12.690
‫خوبه.

04:12.690 --> 04:13.740
‫این آخریشه.

04:19.630 --> 04:20.540
‫غیرممکنه!

04:20.650 --> 04:21.500
‫تو...

04:25.310 --> 04:27.930
‫این یه نقاب مرگه، احمق.

04:28.340 --> 04:30.830
‫یه نوع جادوی گیاهی که توش...

04:30.830 --> 04:33.940
‫با پودر آرکانیت و خاک رس
‫از صورت یکی نقاب می‌سازی.

04:33.940 --> 04:38.080
‫و صورت‌های بعدی‌ای که
‫قراره برداریم مال شماهاست.

04:41.330 --> 04:44.690
‫ما برای کلاه‌گیس وقت نداریم...

04:45.270 --> 04:47.870
‫ولی با کلاه‌های کشیده‌مون
‫هیچ‌کس نمی‌تونه تشخیص بده.

04:48.690 --> 04:50.970
‫برج تاریک برام جالبه...

04:50.970 --> 04:53.980
‫ولی این‌جا برای سرک کشیدن
‫جای خیلی بهتریه.

04:54.230 --> 04:55.480
‫دانش‌آموزا چی؟

04:55.730 --> 04:57.490
‫همه‌شون خواب بودن.

04:57.490 --> 04:58.630
‫منم همین رو دیدم.

04:58.630 --> 04:59.230
‫خوبه.

04:59.230 --> 05:00.160
‫برین داخل.

05:03.650 --> 05:05.910
‫اون مهِ جلویی یه مانعه؟

05:06.510 --> 05:09.630
‫نمی‌دونستم این‌جا زیرزمین داره.

05:11.190 --> 05:12.650
‫خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم!

05:12.650 --> 05:14.920
‫برج بیرون رو دیدی؟

05:14.920 --> 05:17.090
‫جمعیت زیاده.

05:17.090 --> 05:19.270
‫خیلیاشون رو می‌شناسم.

05:19.270 --> 05:24.170
‫کلی آدمای مهم
‫از اسلین و بویلات.

05:24.170 --> 05:28.030
‫به‌عنوان یه جادوگر، می‌دونستم که
‫انجمن‌های مخفی‌ای وجود دارن.

05:28.030 --> 05:29.690
‫ولی فکر نمی‌کردم یکیشون
‫این‌قدر بزرگ باشه...

05:29.690 --> 05:31.150
‫غافلگیرکننده‌ست، نه؟

05:31.340 --> 05:32.240
‫کی اون‌جاست؟

05:32.240 --> 05:33.650
‫هیس! هیس!

05:33.880 --> 05:35.480
‫ببخشید! منم!

05:35.480 --> 05:37.290
‫تایگل-کون! لئون-کون!

05:37.290 --> 05:39.300
‫تو چطوری اومدی این‌جا؟

05:39.300 --> 05:41.830
‫و از کجا فهمیدی ماایم؟

05:41.980 --> 05:44.610
‫ببخشید. من تمام مدت
‫داشتم تماشاتون می‌کردم...

05:45.370 --> 05:48.480
‫خب، این جمع برای چیه؟

05:48.480 --> 05:50.350
‫حتی بدون این‌که بدونی اومدی؟

05:50.350 --> 05:52.080
‫اونم بدون تغییر قیافه؟

05:52.080 --> 05:54.010
‫سرت رو بنداز پایین وگرنه می‌بیننت!

05:54.010 --> 05:57.320
‫اگه حس و دانش ما
‫درست باشه...

05:57.320 --> 05:59.720
‫اینا عضو «اتحادیه» هستن.

05:59.720 --> 06:00.690
‫اتحادیه؟

06:00.690 --> 06:02.100
‫سرت رو بنداز پایین، لعنتی!

06:03.470 --> 06:09.230
‫اتحادیه انجمنی‌ئه که از وقتی جادو
‫در حد حقه‌های شعبده‌بازی بود، وجود داشته.

06:09.230 --> 06:15.240
‫هدفشون اینه که جادوی توصیف‌شده تو
‫افسانه‌های قهرمان رو کاملاً شبیه‌سازی کنن.

06:15.510 --> 06:19.120
‫هر وقت جادوی مدرن پیشرفت کرده،
‫اونا همیشه تو سایه‌ها حضور داشتن.

06:19.630 --> 06:24.090
‫برای اتحادیه، جنگ بین ملت‌ها
‫فقط فرصتی برای آزمایش جادوئه.

06:24.090 --> 06:25.920
‫اونا این‌قدر خطرناکن.

06:27.880 --> 06:31.670
‫انتظار داشتم اتحادیه یه جوری
‫با این مدرسه درگیر باشه، ولی...

06:31.670 --> 06:33.500
‫قضیه فراتر از این حرفاست.

06:33.790 --> 06:38.290
‫مدیر مدرسه
‫رهبر اتحادیه‌ست.

06:38.290 --> 06:40.880
‫این یکی رو اصلاً پیش‌بینی نمی‌کردم.

06:47.510 --> 06:49.160
‫رفقا!

06:49.160 --> 06:53.320
‫سرزمین مقدس سولسین
‫تو خطر بزرگیه!

06:53.580 --> 06:55.770
‫ظاهر شدن برج تاریک...

06:55.770 --> 06:58.520
‫مانع مِهی مرموز...

06:58.820 --> 07:03.350
‫جادوی من بهتون اجازه ورود داده،

07:03.350 --> 07:05.730
‫ولی ورود با پای پیاده
‫احتمالاً غیرممکنه.

07:06.410 --> 07:09.720
‫و اما این‌که چرا تو این شرایط اضطراری
‫شما رو احضار کردم...

07:10.170 --> 07:12.800
‫جوابش ساده‌ست.

07:13.630 --> 07:16.260
‫زمانش فرا رسیده!

07:17.870 --> 07:19.790
‫زمانی که آرزوی دیرینه‌مون...

07:19.790 --> 07:24.530
‫یعنی احیای کامل
‫افسانه قهرمان، به حقیقت می‌پیونده!

07:29.280 --> 07:32.290
‫احیای کامل افسانه قهرمان؟

07:32.290 --> 07:34.870
‫اوضاع داره حسابی دیوانه‌وار می‌شه.

07:34.870 --> 07:38.500
‫می‌دونستم اومدن به این‌جا انتخاب درستی بود.

07:39.610 --> 07:42.360
‫بویلات،
‫پایتخت، بالث

07:50.010 --> 07:51.000
‫امپراتور.

07:51.610 --> 07:54.170
‫امشب چی شما رو به این‌جا آورده؟

07:54.170 --> 07:57.730
‫برای دیدن دخترم
‫که به دلیل نیاز ندارم، مگه نه؟

07:57.730 --> 08:02.410
‫می‌خوام با میلیا،
‫رئیس سولسین حرف بزنم.

08:02.410 --> 08:03.630
‫اما، سرورم...

08:04.130 --> 08:06.140
‫اسلین،
‫پایتخت، اسلبورگ

08:09.190 --> 08:10.960
‫می‌دونستم.

08:10.960 --> 08:13.770
‫یه جای کارِ کاردینال الرو رومین
‫می‌لنگه.

08:14.210 --> 08:18.890
‫وقتی هنوز تو کلیسای اسلین کار می‌کرد،
‫قبل از این‌که کاردینال بشه،

08:18.890 --> 08:21.330
‫به نظر می‌رسه که یه
‫کشیش متواضع و باایمان بوده.

08:21.770 --> 08:26.300
‫هیچ نشونه‌ای از ارتباطش
‫با جادو یا اتحادیه نیست.

08:26.300 --> 08:27.530
‫این تغییر...

08:28.060 --> 08:30.240
‫بعد از رسیدنش به سولسین اتفاق افتاد؟

08:30.610 --> 08:34.330
‫نه، بعد از این‌که ملاقات‌هاش
‫رو با ژنرال درل شروع کرد.

08:34.330 --> 08:36.210
‫انگار کاملاً یه آدم دیگه شده.

08:37.650 --> 08:41.110
‫و هم‌زمان، یه نفر دیگه هم هست...

08:41.680 --> 08:43.050
‫تو این لحظه،

08:43.050 --> 08:45.370
‫تمام قدرت‌ها این‌جا تو سولسین جمع شدن!

08:45.370 --> 08:48.100
‫منظورم از قدرت، متن مقدسمونه!

08:48.860 --> 08:56.100
‫منبع تاریخ بشریت،
‫چیزی که بهش کتاب توآ می‌گیم!

08:56.100 --> 09:00.900
‫اغراق نیست اگه بگیم
‫بشریت در کنار این کتاب متولد شده!

09:00.900 --> 09:04.340
‫این خودِ قلمروی بشریته!

09:04.530 --> 09:10.000
‫و داخل این کتاب، راهی
‫برای گسترش این قلمرو وجود داره!

09:10.000 --> 09:12.450
‫من از افسانه قهرمان حرف می‌زنم!

09:12.450 --> 09:16.500
‫و کلمات خدا که باید ازشون اطاعت کنیم!

09:16.500 --> 09:19.250
‫قضیه داره خیلی بزرگ می‌شه.

09:19.510 --> 09:23.380
‫فصل دوم،
‫کتاب روستای پیدایش...

09:23.380 --> 09:25.510
‫تو دستای منه!

09:25.990 --> 09:27.220
‫و همون‌طور که می‌دونین...

09:27.220 --> 09:32.470
‫بقیه کتاب‌ها به‌جز یکی
‫هم جمع شدن!

09:34.360 --> 09:37.220
‫و محافظت‌شده‌ترینشون...

09:37.220 --> 09:40.080
‫آخرین کتاب، همونی
‫که به دست آوردنش از همه سخت‌تر بود...

09:40.650 --> 09:43.630
‫فصل سوم، کتاب کوره...

09:43.630 --> 09:46.400
‫در کنار برج تاریک ظاهر شده!

09:49.010 --> 09:50.040
‫همگی!

09:50.550 --> 09:55.290
‫بیاید از قدرتمون استفاده کنیم
‫تا آرزومون رو به حقیقت تبدیل کنیم!

09:55.580 --> 09:58.660
‫آرزوی اتحادیه رو!

10:03.160 --> 10:07.930
‫دیگه نیازی نیست
‫فرم واقعیم رو پنهان کنم...

10:11.320 --> 10:13.170
‫یهو یه چیزی به ذهنم رسید.

10:13.520 --> 10:16.180
‫تصویری از خودم که
‫جلوی یه آینه ایستادم.

10:16.180 --> 10:17.390
‫یه آینه...

10:17.390 --> 10:20.190
‫این کلمه یه جورایی مهم به نظر می‌رسید.

10:20.460 --> 10:21.770
‫درل...

10:21.770 --> 10:26.200
‫اون تو اتاقش یه آینه داشت که
‫اصلاً به شخصیتش نمی‌خورد.

10:26.200 --> 10:30.230
‫فکر کنم قبلاً
‫تو اتاق میلیا بوده.

10:30.690 --> 10:35.240
‫چرا همون آینه تو اتاق درل بود؟

10:38.880 --> 10:40.450
‫میلیا تو اتاقشه؟

10:40.450 --> 10:42.550
‫اگه خوابه، با سیلی بیدارش کن.

10:42.550 --> 10:45.690
‫همین چند لحظه پیش باهاش حرف زدم.

10:45.690 --> 10:47.380
‫بهم گفت نذارم کسی بیاد تو...

10:47.380 --> 10:48.960
‫امپراتور بهت دستور می‌ده!

10:48.960 --> 10:49.830
‫برو کنار!

10:52.090 --> 10:53.660
‫اون رو نگاه!

10:53.660 --> 10:54.550
‫آره.

10:55.710 --> 10:57.520
‫یه نقاب مرگ...

10:57.520 --> 11:00.520
‫پس مدیر واقعی...

11:06.390 --> 11:11.210
‫الان وقتشه که درِ
‫اتاق مهروموم‌شده رو باز کنیم!

11:12.990 --> 11:15.240
‫۱۴ سال قبل

11:15.350 --> 11:16.310
‫امپراتور...

11:16.310 --> 11:18.460
‫حال میلیا چطوره؟

11:25.780 --> 11:28.370
‫تمام روز همین‌طوریه.

11:28.370 --> 11:31.410
‫مرگ مادرش
‫حتماً خیلی روش تأثیر گذاشته.

11:31.410 --> 11:33.440
‫اون هنوز فقط چهار سالشه.

11:33.440 --> 11:36.700
‫اوه، پرنسس میلیای بیچاره...

11:41.390 --> 11:47.400
‫اون اغلب با یه چهره بی‌تفاوت
‫به فضای خالی خیره می‌شد.

11:47.400 --> 11:51.160
‫می‌گفت این به خاطر
‫خون آلوزار تو رگ‌هاشه...

11:53.580 --> 11:57.570
‫به دخترم بگو... میلیا...

11:58.670 --> 12:01.100
‫«ممنون که به دنیا اومدی.

12:02.160 --> 12:06.130
‫و متأسفم.»

12:15.080 --> 12:16.510
‫احمق...

12:16.720 --> 12:18.850
‫این‌طوری خودش رو از لبه پرت کرد!

12:18.850 --> 12:22.450
‫اگه می‌دونستم این‌طوریه،
‫هیچ‌وقت باهاش ازدواج نمی‌کردم!

12:22.450 --> 12:23.770
‫سرورم...

12:23.770 --> 12:25.730
‫دیگه هیچ حرفی نزن!

12:25.730 --> 12:30.020
‫حتی بدون مادرش هم،
‫اون رو درست بزرگ می‌کنم!

12:30.270 --> 12:35.040
‫هر چی باشه، اون دختر
‫امپراتور بیس ورزه!

12:35.040 --> 12:35.950
‫سرورم!

12:36.220 --> 12:37.120
‫چی می‌خوای؟

12:37.850 --> 12:42.410
‫یه نفر تو تالار ملاقاته،
‫و می‌خواد با شما صحبت کنه...

12:42.410 --> 12:45.250
‫بدون وقت قبلی
‫گذاشتین بیاد تو؟

12:45.510 --> 12:47.130
‫راستش، می‌دونین...

12:47.410 --> 12:51.290
‫هیچ‌کدوم از نگهبانا نتونستن جلوش رو بگیرن.

12:59.960 --> 13:01.650
‫درل؟

13:01.650 --> 13:05.810
‫شنیدم ده سال گذشته رو
‫تو دنیا سرگردون بودی.

13:06.490 --> 13:10.060
‫بعد از این همه مدت چی تو رو به این‌جا آورده؟

13:10.370 --> 13:13.250
‫می‌خواستم وفاداریم رو
‫به این کشور ثابت کنم.

13:13.250 --> 13:18.570
‫می‌خوام قدرت من،
‫و تمام دانش جادوییم رو بخرین.

13:19.690 --> 13:22.580
‫و در عوض باید چی بهت بدم؟

13:22.580 --> 13:26.990
‫جوابت مشخص می‌کنه
‫که استخدامت کنم، یا بکشمت.

13:26.990 --> 13:29.580
‫من فقط یه چیز می‌خوام.

13:29.770 --> 13:32.210
‫آزادی برای دنبال کردن مسیر جادو.

13:32.580 --> 13:34.090
‫مسیر جادو؟

13:34.090 --> 13:36.600
‫می‌خوای جادو رو دنبال کنی؟

13:36.750 --> 13:37.680
‫بله.

13:37.680 --> 13:42.920
‫تو عصر آینده، جادو
‫بخش ضروری هر ارتشی خواهد بود.

13:42.920 --> 13:46.850
‫و دنبال کردن این مسیر
‫در حالی که خودت رو پنهان می‌کنی سخته.

13:47.520 --> 13:50.050
‫با دانشی که من دارم...

13:50.050 --> 13:55.070
‫می‌تونم با نصف سربازا
‫پیروزی‌های خیلی بیشتری رو براتون به ارمغان بیارم.

13:55.070 --> 13:56.760
‫خب که چی؟

13:56.760 --> 14:02.860
‫پس می‌خوای حکیم بزرگ
‫تو افسانه قهرمان باشی؟

14:03.080 --> 14:06.480
‫متأسفانه، من نمی‌تونم
‫حکیم بزرگ بشم.

14:06.480 --> 14:12.180
‫ولی می‌تونم کسی رو پیدا کنم
‫که می‌تونه، و پرورشش بدم.

14:12.620 --> 14:15.360
‫از این بابت مطمئنم.

14:16.470 --> 14:18.100
‫جالبه!

14:18.100 --> 14:21.050
‫درل! پس من تو رو می‌خرم!

14:21.050 --> 14:23.520
‫البته، اگه بهم خیانت کنی،
‫می‌کشمت!

14:23.740 --> 14:28.020
‫ولی مسیر جادوت رو
‫تو این کشور دنبال کن!

14:29.460 --> 14:30.980
‫ممنونم.

14:42.210 --> 14:43.370
‫کجا می‌رین، پرنسس؟

14:49.810 --> 14:52.710
‫این چیه؟ یه صدایی می‌شنوم...

15:04.930 --> 15:06.050
‫می‌دونستم.

15:06.050 --> 15:08.180
‫می‌تونی صدا رو بشنوی، نه؟

15:08.880 --> 15:14.730
‫پس تو آینه نگاه کن
‫و بپرس، «تو کی هستی؟»

15:17.190 --> 15:20.900
‫صدا داره با تو حرف می‌زنه.

15:21.280 --> 15:22.500
‫صدا؟

15:24.290 --> 15:29.060
‫خون آلوزار تو رو راهنمایی می‌کنه.

15:30.330 --> 15:32.530
‫خون آلوزار...

15:45.590 --> 15:48.590
‫تو کی هستی؟

15:51.890 --> 15:55.090
‫تو کی هستی؟

16:05.200 --> 16:07.770
‫دیگه به‌سختی میلیا رو می‌شناسم.

16:07.770 --> 16:10.570
‫این همون چیزیه که دلم می‌خواد
‫تو یه پرنسس بویلاتی ببینم.

16:10.830 --> 16:13.620
‫نمی‌دونم چی براش تغییر کرده،

16:13.620 --> 16:16.330
‫ولی حدس می‌زنم برای یه بچه
‫همین‌طوریه دیگه.

16:16.870 --> 16:20.580
‫و حضور درل
‫ارتش ما رو قوی‌تر می‌کنه.

16:20.580 --> 16:23.590
‫از این به بعد، عصر جادوئه.

16:24.180 --> 16:26.660
‫بله، پدر...

16:31.640 --> 16:35.130
‫از این به بعد، عصر جادوئه.

16:35.910 --> 16:40.890
‫من میلیا رنو آلوزار ورز هستم!

16:40.890 --> 16:43.900
‫دختر امپراتور بیس ورز،

16:43.900 --> 16:47.550
‫و صاحب کتاب سولسین،

16:47.550 --> 16:49.890
‫که یه زمانی بهش
‫روستای پیدایش می‌گفتن.

16:49.890 --> 16:52.910
‫از نوادگان اسقف آلوزار!

16:53.220 --> 16:55.620
‫اعضای محترم اتحادیه،

16:55.620 --> 16:57.330
‫کتاب رو ستایش کنین!

16:58.410 --> 17:04.760
‫این کلمات خداست، که ما رو
‫تو مسیر جادو راهنمایی می‌کنه!

17:07.590 --> 17:10.800
‫پرنسس میلیا خیلی زیباست...

17:10.800 --> 17:15.050
‫اولین باری رو که
‫جلویمون ظاهر شد یادمه...

17:15.640 --> 17:18.690
‫اون موقع خیلی غافلگیر شدم!

17:18.690 --> 17:25.190
‫اون به‌راحتی رهبر قبلیمون رو
‫تو یه دوئل جادویی تن‌به‌تن شکست داد!

17:25.190 --> 17:28.900
‫همون موقع بود که از کتاب توآ
‫و قدرتش باخبر شدیم، نه؟

17:28.900 --> 17:33.590
‫غافلگیری بزرگ‌تر
‫وقتی بود که ۱۴ سالش بود...

17:40.130 --> 17:41.410
‫چی؟

17:43.020 --> 17:44.780
‫این چیه؟

17:44.780 --> 17:46.780
‫چطوری اومدیم این‌جا؟

17:46.780 --> 17:49.310
‫نگرانش نباش، مدیر.

17:49.810 --> 17:51.630
‫به من گوش کنین، همگی.

17:51.630 --> 17:54.560
‫من حاکم سولسینم!

17:54.850 --> 17:57.800
‫امروز، من رئیس این‌جا شدم.

17:58.270 --> 18:01.690
‫به‌طور رسمی، من مسئول
‫مدیریت مدرسه‌ام.

18:01.690 --> 18:04.270
‫ولی اگه قراره تو مسیر جادو استاد بشم،

18:04.270 --> 18:07.560
‫باید قدرت مدیر رو
‫هم داشته باشم.

18:08.070 --> 18:12.570
‫پس من مدیر مخفی می‌شم.

18:16.210 --> 18:17.440
‫یه آینه؟!

18:18.330 --> 18:21.080
‫من فرم تو رو می‌گیرم.

18:21.080 --> 18:23.600
‫د-داری چی‌کار می‌کنی؟

18:38.110 --> 18:41.970
‫به‌سختی می‌تونستم چیزی رو که می‌دیدم باور کنم!

18:43.610 --> 18:47.180
‫اون جادویی که حتی
‫فرم و صداش رو هم تغییر می‌ده...

18:47.180 --> 18:50.580
‫می‌گفت این یه نسخه تغییریافته
‫از یکی از وردهامونه.

18:50.580 --> 18:53.700
‫ولی قدرت
‫کتاب توآ باورنکردنیه.

18:53.700 --> 18:57.590
‫چطوری چهره‌های
‫عمومی و مخفیش رو از هم جدا می‌کنه؟

18:54.450 --> 18:55.570
‫این دیوانه‌کننده‌ست.

18:55.570 --> 18:57.330
‫آره. دیوانه‌کننده‌ست.

18:58.630 --> 19:01.380
‫بدجوری اون قدرت رو می‌خوام.

19:01.380 --> 19:02.710
‫موافقم.

19:04.690 --> 19:06.890
‫امم، صبر کنین... بچه‌ها!

19:07.210 --> 19:09.190
‫بذار برن، ادی.

19:09.190 --> 19:12.220
‫ولی خطرناکه...

19:12.220 --> 19:15.970
‫اگه اتفاقی افتاد،
‫مطمئن می‌شم که زنده بری بیرون.

19:15.970 --> 19:18.390
‫من بیشتر به وردین علاقه دارم.

19:18.390 --> 19:20.800
‫اون با اون زن چه ارتباطی داره؟

19:20.800 --> 19:24.930
‫و اگه قراره پیداش بشه،
‫کِی، و تو چه فرمی؟

19:25.800 --> 19:28.170
‫می‌تونم حسش کنم.

19:28.170 --> 19:30.480
‫پیداش می‌شه.

19:31.170 --> 19:34.960
‫شاید همین الانشم بدونه من این‌جام.

19:36.460 --> 19:38.950
‫خودت رو نشون بده، وردین.

19:39.490 --> 19:42.250
‫چند تا سؤال ازت دارم.

19:44.670 --> 19:47.220
‫مدیر می‌تونه از قدرت آینه استفاده کنه...

19:47.220 --> 19:49.990
‫تا بین این دنیا
‫و دنیای پنهان سفر کنه.

19:50.460 --> 19:52.410
‫اگه قدرت مدیر تو رو بگیره...

19:52.410 --> 19:54.380
‫فرمت تو دنیای فیزیکی
‫شبیه یه هیولای تاریک می‌شه.

19:54.380 --> 19:59.890
‫و تو دنیای پنهان،
‫همه‌چیز زشت و پوسیده به نظر می‌رسه.

20:00.260 --> 20:03.690
‫اون می‌گه که این شبیه همون چیزیه
‫که تو آزمون افسانه قهرمان اومده.

20:04.050 --> 20:06.530
‫اگه زنده بمونی،
‫قدرت نشان رو دریافت می‌کنی...

20:06.530 --> 20:10.890
‫چیزی که بهش می‌گن «مهارت».

20:13.670 --> 20:16.210
‫ولی خاطراتت رو
‫از اتفاقاتی که اون‌جا افتاده از دست می‌دی.

20:16.650 --> 20:21.370
‫و می‌گه که ارباب هیولاهای تاریک
‫شمال، وردین، هم تو این قضیه دخیله.

20:21.370 --> 20:23.050
‫وردین؟!

20:23.050 --> 20:26.970
‫فکر کنم این‌جا
‫یه لایه حتی عمیق‌تر هم داره.

20:26.970 --> 20:29.740
‫اتاق مخفی احتمالاً اون‌جاست.

20:30.060 --> 20:31.800
‫یه سرنخی از مکانش هست.

20:31.800 --> 20:35.730
‫دنیای پنهان تو بعضی جاها ترک خورده...

20:35.730 --> 20:38.180
‫و یه نور قرمز داره ازش بیرون می‌زنه.

20:38.180 --> 20:41.370
‫ترک؟ من که نمی‌بینمشون.

20:41.370 --> 20:42.680
‫همین فکر رو می‌کردم.

20:42.680 --> 20:45.800
‫فکر کنم اونا درز باشن...

20:46.430 --> 20:48.360
‫درزهای دنیا.

20:48.360 --> 20:51.240
‫این‌جا هنوز نباید کامل شده باشه.

20:51.820 --> 20:56.410
‫شاید برای همینه که الان
‫می‌تونم یه کم کلن رو حس کنم.

20:58.490 --> 21:03.530
‫و برای همینه که بدن شکسته‌ام
‫یه کم ترمیم شده.

21:04.000 --> 21:08.770
‫بسیار خب، می‌خوام بپرم
‫تو یکی از این ترک‌ها.

21:10.220 --> 21:11.520
‫و اما تو، گارت...

21:11.520 --> 21:15.510
‫اگه می‌تونی، به کلن بگو.

21:15.900 --> 21:18.470
‫و رود، برو دنبال مدیر.

21:18.470 --> 21:20.570
‫فکر کنم کتاب دست اونه.

21:20.570 --> 21:22.770
‫بسوزونش، یا هر کاری دلت می‌خواد باهاش بکن.

21:23.090 --> 21:24.290
‫...این چیزی بود که گفت.

21:24.290 --> 21:26.640
‫من که مشکلی ندارم، ولی...

21:27.060 --> 21:31.370
‫هرچند انتظار ندارم آتیش
‫هیچ اثری روش داشته باشه.

21:32.230 --> 21:34.330
‫مطمئنی که با این قضیه مشکلی نداری؟

21:34.330 --> 21:36.150
‫حتی اگه راهت رو به اون‌جا پیدا کنی...

21:36.150 --> 21:40.160
‫کاملاً تنها، درست وسط
‫لونه دشمن می‌افتی.

21:40.380 --> 21:43.370
‫تو این مورد صددرصد حق با توئه...

21:46.490 --> 21:50.010
‫ولی رفتن تو دل موقعیت‌های مرگبار
‫کاریه که یه قهرمان می‌کنه!

21:55.000 --> 21:59.010
‫اگه اون این‌جا بود، قبل از این‌که من رو بندازه پایین
‫همین حرف رو می‌زد.

21:59.430 --> 22:01.490
‫راستش یه جورایی خنده‌داره.

22:02.030 --> 22:05.030
‫دارم می‌آم سراغت، اتاق مخفی!

22:05.050 --> 22:20.050
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
