1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:11,210 --> 00:00:12,620
‫زفلد!

3
00:00:18,290 --> 00:00:19,720
‫رفت اون‌جا!

4
00:00:20,660 --> 00:00:21,470
‫لعنتی!

5
00:00:21,470 --> 00:00:22,430
‫این‌طرف!

6
00:00:24,380 --> 00:00:29,010
‫امپراتور گفت اگه اتفاقی افتاد،
‫ارتش رو می‌فرسته.

7
00:00:29,330 --> 00:00:31,630
‫یعنی این کار رو کرده؟

8
00:00:31,630 --> 00:00:32,890
‫مگه نه، سنسه؟

9
00:00:32,890 --> 00:00:34,830
‫اون‌طوری صدام نکن.

10
00:00:34,830 --> 00:00:38,580
‫منظورم اینه که قرار بود به‌عنوان
‫یه سنسه یواشکی بیای تو، مگه نه؟

11
00:00:38,580 --> 00:00:39,730
‫چرا نمی‌ری؟

12
00:00:39,990 --> 00:00:42,720
‫چون، معلومه دیگه...

13
00:00:44,150 --> 00:00:49,040
‫هر کسی با یه نگاه به من
‫می‌فهمه که پروفسور نیستم.

14
00:00:49,200 --> 00:00:51,450
‫فعلاً، ترجیح می‌دم دخالت نکنم.

15
00:00:52,030 --> 00:00:54,810
‫به‌زودی وقت یه کم راهزنی می‌رسه.

16
00:01:02,700 --> 00:01:08,700
Translate By SorenA

17
00:02:24,470 --> 00:02:27,010
‫کلواتس

18
00:02:27,010 --> 00:02:31,010
‫قسمت ۷:
‫دنیایی که می‌بینیم، و دنیای پنهان

19
00:02:35,510 --> 00:02:37,270
‫اون کلنه...

20
00:02:37,270 --> 00:02:39,300
‫اگه تا خود برج تاریک
‫ببرمت...

21
00:02:39,300 --> 00:02:41,460
‫نمی‌تونم چیزی بفهمم.

22
00:02:41,460 --> 00:02:42,730
‫پس همین‌جا پیاده‌ات می‌کنم.

23
00:02:42,730 --> 00:02:43,620
‫هی، صبر کن!

24
00:02:44,430 --> 00:02:46,920
‫هر چی باشه، من که برای کلواتس کار نمی‌کنم.

25
00:02:54,170 --> 00:02:56,470
‫من می‌تونم حرفاش رو بفهمم.

26
00:02:56,470 --> 00:02:57,910
‫برات ترجمه می‌کنم.

27
00:02:59,100 --> 00:03:00,910
‫حدس می‌زنم چاره‌ای جز باور کردنت ندارم.

28
00:03:01,300 --> 00:03:03,840
‫خب، آلیشیای قهرمان چی می‌گه؟

29
00:03:06,190 --> 00:03:10,040
‫برای شروع، ازت ممنونه که نجاتش دادی.

30
00:03:10,800 --> 00:03:13,800
‫ا-اوه. خواهش می‌کنم.

31
00:03:31,320 --> 00:03:33,630
‫محل قرار زیرزمینه.

32
00:03:33,860 --> 00:03:36,290
‫چقدر می‌گذره
‫از آخرین باری که احضار شدیم؟

33
00:03:36,470 --> 00:03:39,540
‫دو سال... بد نمی‌شد اگه
‫بیشتر از این جلسات داشتیم.

34
00:03:39,540 --> 00:03:42,830
‫از دیدگاه
‫کلیسای الدز، ما یه فرقه‌ایم.

35
00:03:42,830 --> 00:03:46,050
‫مایه تأسفه که نمی‌تونیم
‫فعالیت‌هامون رو علنی‌تر کنیم.

36
00:03:46,190 --> 00:03:49,300
‫فرض می‌کنم این‌جا
‫کاملاً امنه، معاون مدیر؟

37
00:03:49,300 --> 00:03:51,250
‫جای هیچ نگرانی‌ای نیست.

38
00:03:51,250 --> 00:03:54,280
‫ساختمون مدرسه با یه
‫مانع قدرتمند محافظت می‌شه.

39
00:03:54,280 --> 00:03:56,600
‫فقط کسایی که
‫دعوت شدن می‌تونن وارد بشن.

40
00:03:56,600 --> 00:04:02,600
‫و گفتم بررسی کنن
‫که همه دانش‌آموزا تو خواب عمیق باشن.

41
00:04:03,640 --> 00:04:04,500
‫امنه.

42
00:04:04,500 --> 00:04:05,260
‫خوبه.

43
00:04:11,290 --> 00:04:12,690
‫خوبه.

44
00:04:12,690 --> 00:04:13,740
‫این آخریشه.

45
00:04:19,630 --> 00:04:20,540
‫غیرممکنه!

46
00:04:20,650 --> 00:04:21,500
‫تو...

47
00:04:25,310 --> 00:04:27,930
‫این یه نقاب مرگه، احمق.

48
00:04:28,340 --> 00:04:30,830
‫یه نوع جادوی گیاهی که توش...

49
00:04:30,830 --> 00:04:33,940
‫با پودر آرکانیت و خاک رس
‫از صورت یکی نقاب می‌سازی.

50
00:04:33,940 --> 00:04:38,080
‫و صورت‌های بعدی‌ای که
‫قراره برداریم مال شماهاست.

51
00:04:41,330 --> 00:04:44,690
‫ما برای کلاه‌گیس وقت نداریم...

52
00:04:45,270 --> 00:04:47,870
‫ولی با کلاه‌های کشیده‌مون
‫هیچ‌کس نمی‌تونه تشخیص بده.

53
00:04:48,690 --> 00:04:50,970
‫برج تاریک برام جالبه...

54
00:04:50,970 --> 00:04:53,980
‫ولی این‌جا برای سرک کشیدن
‫جای خیلی بهتریه.

55
00:04:54,230 --> 00:04:55,480
‫دانش‌آموزا چی؟

56
00:04:55,730 --> 00:04:57,490
‫همه‌شون خواب بودن.

57
00:04:57,490 --> 00:04:58,630
‫منم همین رو دیدم.

58
00:04:58,630 --> 00:04:59,230
‫خوبه.

59
00:04:59,230 --> 00:05:00,160
‫برین داخل.

60
00:05:03,650 --> 00:05:05,910
‫اون مهِ جلویی یه مانعه؟

61
00:05:06,510 --> 00:05:09,630
‫نمی‌دونستم این‌جا زیرزمین داره.

62
00:05:11,190 --> 00:05:12,650
‫خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم!

63
00:05:12,650 --> 00:05:14,920
‫برج بیرون رو دیدی؟

64
00:05:14,920 --> 00:05:17,090
‫جمعیت زیاده.

65
00:05:17,090 --> 00:05:19,270
‫خیلیاشون رو می‌شناسم.

66
00:05:19,270 --> 00:05:24,170
‫کلی آدمای مهم
‫از اسلین و بویلات.

67
00:05:24,170 --> 00:05:28,030
‫به‌عنوان یه جادوگر، می‌دونستم که
‫انجمن‌های مخفی‌ای وجود دارن.

68
00:05:28,030 --> 00:05:29,690
‫ولی فکر نمی‌کردم یکیشون
‫این‌قدر بزرگ باشه...

69
00:05:29,690 --> 00:05:31,150
‫غافلگیرکننده‌ست، نه؟

70
00:05:31,340 --> 00:05:32,240
‫کی اون‌جاست؟

71
00:05:32,240 --> 00:05:33,650
‫هیس! هیس!

72
00:05:33,880 --> 00:05:35,480
‫ببخشید! منم!

73
00:05:35,480 --> 00:05:37,290
‫تایگل-کون! لئون-کون!

74
00:05:37,290 --> 00:05:39,300
‫تو چطوری اومدی این‌جا؟

75
00:05:39,300 --> 00:05:41,830
‫و از کجا فهمیدی ماایم؟

76
00:05:41,980 --> 00:05:44,610
‫ببخشید. من تمام مدت
‫داشتم تماشاتون می‌کردم...

77
00:05:45,370 --> 00:05:48,480
‫خب، این جمع برای چیه؟

78
00:05:48,480 --> 00:05:50,350
‫حتی بدون این‌که بدونی اومدی؟

79
00:05:50,350 --> 00:05:52,080
‫اونم بدون تغییر قیافه؟

80
00:05:52,080 --> 00:05:54,010
‫سرت رو بنداز پایین وگرنه می‌بیننت!

81
00:05:54,010 --> 00:05:57,320
‫اگه حس و دانش ما
‫درست باشه...

82
00:05:57,320 --> 00:05:59,720
‫اینا عضو «اتحادیه» هستن.

83
00:05:59,720 --> 00:06:00,690
‫اتحادیه؟

84
00:06:00,690 --> 00:06:02,100
‫سرت رو بنداز پایین، لعنتی!

85
00:06:03,470 --> 00:06:09,230
‫اتحادیه انجمنی‌ئه که از وقتی جادو
‫در حد حقه‌های شعبده‌بازی بود، وجود داشته.

86
00:06:09,230 --> 00:06:15,240
‫هدفشون اینه که جادوی توصیف‌شده تو
‫افسانه‌های قهرمان رو کاملاً شبیه‌سازی کنن.

87
00:06:15,510 --> 00:06:19,120
‫هر وقت جادوی مدرن پیشرفت کرده،
‫اونا همیشه تو سایه‌ها حضور داشتن.

88
00:06:19,630 --> 00:06:24,090
‫برای اتحادیه، جنگ بین ملت‌ها
‫فقط فرصتی برای آزمایش جادوئه.

89
00:06:24,090 --> 00:06:25,920
‫اونا این‌قدر خطرناکن.

90
00:06:27,880 --> 00:06:31,670
‫انتظار داشتم اتحادیه یه جوری
‫با این مدرسه درگیر باشه، ولی...

91
00:06:31,670 --> 00:06:33,500
‫قضیه فراتر از این حرفاست.

92
00:06:33,790 --> 00:06:38,290
‫مدیر مدرسه
‫رهبر اتحادیه‌ست.

93
00:06:38,290 --> 00:06:40,880
‫این یکی رو اصلاً پیش‌بینی نمی‌کردم.

94
00:06:47,510 --> 00:06:49,160
‫رفقا!

95
00:06:49,160 --> 00:06:53,320
‫سرزمین مقدس سولسین
‫تو خطر بزرگیه!

96
00:06:53,580 --> 00:06:55,770
‫ظاهر شدن برج تاریک...

97
00:06:55,770 --> 00:06:58,520
‫مانع مِهی مرموز...

98
00:06:58,820 --> 00:07:03,350
‫جادوی من بهتون اجازه ورود داده،

99
00:07:03,350 --> 00:07:05,730
‫ولی ورود با پای پیاده
‫احتمالاً غیرممکنه.

100
00:07:06,410 --> 00:07:09,720
‫و اما این‌که چرا تو این شرایط اضطراری
‫شما رو احضار کردم...

101
00:07:10,170 --> 00:07:12,800
‫جوابش ساده‌ست.

102
00:07:13,630 --> 00:07:16,260
‫زمانش فرا رسیده!

103
00:07:17,870 --> 00:07:19,790
‫زمانی که آرزوی دیرینه‌مون...

104
00:07:19,790 --> 00:07:24,530
‫یعنی احیای کامل
‫افسانه قهرمان، به حقیقت می‌پیونده!

105
00:07:29,280 --> 00:07:32,290
‫احیای کامل افسانه قهرمان؟

106
00:07:32,290 --> 00:07:34,870
‫اوضاع داره حسابی دیوانه‌وار می‌شه.

107
00:07:34,870 --> 00:07:38,500
‫می‌دونستم اومدن به این‌جا انتخاب درستی بود.

108
00:07:39,610 --> 00:07:42,360
‫بویلات،
‫پایتخت، بالث

109
00:07:50,010 --> 00:07:51,000
‫امپراتور.

110
00:07:51,610 --> 00:07:54,170
‫امشب چی شما رو به این‌جا آورده؟

111
00:07:54,170 --> 00:07:57,730
‫برای دیدن دخترم
‫که به دلیل نیاز ندارم، مگه نه؟

112
00:07:57,730 --> 00:08:02,410
‫می‌خوام با میلیا،
‫رئیس سولسین حرف بزنم.

113
00:08:02,410 --> 00:08:03,630
‫اما، سرورم...

114
00:08:04,130 --> 00:08:06,140
‫اسلین،
‫پایتخت، اسلبورگ

115
00:08:09,190 --> 00:08:10,960
‫می‌دونستم.

116
00:08:10,960 --> 00:08:13,770
‫یه جای کارِ کاردینال الرو رومین
‫می‌لنگه.

117
00:08:14,210 --> 00:08:18,890
‫وقتی هنوز تو کلیسای اسلین کار می‌کرد،
‫قبل از این‌که کاردینال بشه،

118
00:08:18,890 --> 00:08:21,330
‫به نظر می‌رسه که یه
‫کشیش متواضع و باایمان بوده.

119
00:08:21,770 --> 00:08:26,300
‫هیچ نشونه‌ای از ارتباطش
‫با جادو یا اتحادیه نیست.

120
00:08:26,300 --> 00:08:27,530
‫این تغییر...

121
00:08:28,060 --> 00:08:30,240
‫بعد از رسیدنش به سولسین اتفاق افتاد؟

122
00:08:30,610 --> 00:08:34,330
‫نه، بعد از این‌که ملاقات‌هاش
‫رو با ژنرال درل شروع کرد.

123
00:08:34,330 --> 00:08:36,210
‫انگار کاملاً یه آدم دیگه شده.

124
00:08:37,650 --> 00:08:41,110
‫و هم‌زمان، یه نفر دیگه هم هست...

125
00:08:41,680 --> 00:08:43,050
‫تو این لحظه،

126
00:08:43,050 --> 00:08:45,370
‫تمام قدرت‌ها این‌جا تو سولسین جمع شدن!

127
00:08:45,370 --> 00:08:48,100
‫منظورم از قدرت، متن مقدسمونه!

128
00:08:48,860 --> 00:08:56,100
‫منبع تاریخ بشریت،
‫چیزی که بهش کتاب توآ می‌گیم!

129
00:08:56,100 --> 00:09:00,900
‫اغراق نیست اگه بگیم
‫بشریت در کنار این کتاب متولد شده!

130
00:09:00,900 --> 00:09:04,340
‫این خودِ قلمروی بشریته!

131
00:09:04,530 --> 00:09:10,000
‫و داخل این کتاب، راهی
‫برای گسترش این قلمرو وجود داره!

132
00:09:10,000 --> 00:09:12,450
‫من از افسانه قهرمان حرف می‌زنم!

133
00:09:12,450 --> 00:09:16,500
‫و کلمات خدا که باید ازشون اطاعت کنیم!

134
00:09:16,500 --> 00:09:19,250
‫قضیه داره خیلی بزرگ می‌شه.

135
00:09:19,510 --> 00:09:23,380
‫فصل دوم،
‫کتاب روستای پیدایش...

136
00:09:23,380 --> 00:09:25,510
‫تو دستای منه!

137
00:09:25,990 --> 00:09:27,220
‫و همون‌طور که می‌دونین...

138
00:09:27,220 --> 00:09:32,470
‫بقیه کتاب‌ها به‌جز یکی
‫هم جمع شدن!

139
00:09:34,360 --> 00:09:37,220
‫و محافظت‌شده‌ترینشون...

140
00:09:37,220 --> 00:09:40,080
‫آخرین کتاب، همونی
‫که به دست آوردنش از همه سخت‌تر بود...

141
00:09:40,650 --> 00:09:43,630
‫فصل سوم، کتاب کوره...

142
00:09:43,630 --> 00:09:46,400
‫در کنار برج تاریک ظاهر شده!

143
00:09:49,010 --> 00:09:50,040
‫همگی!

144
00:09:50,550 --> 00:09:55,290
‫بیاید از قدرتمون استفاده کنیم
‫تا آرزومون رو به حقیقت تبدیل کنیم!

145
00:09:55,580 --> 00:09:58,660
‫آرزوی اتحادیه رو!

146
00:10:03,160 --> 00:10:07,930
‫دیگه نیازی نیست
‫فرم واقعیم رو پنهان کنم...

147
00:10:11,320 --> 00:10:13,170
‫یهو یه چیزی به ذهنم رسید.

148
00:10:13,520 --> 00:10:16,180
‫تصویری از خودم که
‫جلوی یه آینه ایستادم.

149
00:10:16,180 --> 00:10:17,390
‫یه آینه...

150
00:10:17,390 --> 00:10:20,190
‫این کلمه یه جورایی مهم به نظر می‌رسید.

151
00:10:20,460 --> 00:10:21,770
‫درل...

152
00:10:21,770 --> 00:10:26,200
‫اون تو اتاقش یه آینه داشت که
‫اصلاً به شخصیتش نمی‌خورد.

153
00:10:26,200 --> 00:10:30,230
‫فکر کنم قبلاً
‫تو اتاق میلیا بوده.

154
00:10:30,690 --> 00:10:35,240
‫چرا همون آینه تو اتاق درل بود؟

155
00:10:38,880 --> 00:10:40,450
‫میلیا تو اتاقشه؟

156
00:10:40,450 --> 00:10:42,550
‫اگه خوابه، با سیلی بیدارش کن.

157
00:10:42,550 --> 00:10:45,690
‫همین چند لحظه پیش باهاش حرف زدم.

158
00:10:45,690 --> 00:10:47,380
‫بهم گفت نذارم کسی بیاد تو...

159
00:10:47,380 --> 00:10:48,960
‫امپراتور بهت دستور می‌ده!

160
00:10:48,960 --> 00:10:49,830
‫برو کنار!

161
00:10:52,090 --> 00:10:53,660
‫اون رو نگاه!

162
00:10:53,660 --> 00:10:54,550
‫آره.

163
00:10:55,710 --> 00:10:57,520
‫یه نقاب مرگ...

164
00:10:57,520 --> 00:11:00,520
‫پس مدیر واقعی...

165
00:11:06,390 --> 00:11:11,210
‫الان وقتشه که درِ
‫اتاق مهروموم‌شده رو باز کنیم!

166
00:11:12,990 --> 00:11:15,240
‫۱۴ سال قبل

167
00:11:15,350 --> 00:11:16,310
‫امپراتور...

168
00:11:16,310 --> 00:11:18,460
‫حال میلیا چطوره؟

169
00:11:25,780 --> 00:11:28,370
‫تمام روز همین‌طوریه.

170
00:11:28,370 --> 00:11:31,410
‫مرگ مادرش
‫حتماً خیلی روش تأثیر گذاشته.

171
00:11:31,410 --> 00:11:33,440
‫اون هنوز فقط چهار سالشه.

172
00:11:33,440 --> 00:11:36,700
‫اوه، پرنسس میلیای بیچاره...

173
00:11:41,390 --> 00:11:47,400
‫اون اغلب با یه چهره بی‌تفاوت
‫به فضای خالی خیره می‌شد.

174
00:11:47,400 --> 00:11:51,160
‫می‌گفت این به خاطر
‫خون آلوزار تو رگ‌هاشه...

175
00:11:53,580 --> 00:11:57,570
‫به دخترم بگو... میلیا...

176
00:11:58,670 --> 00:12:01,100
‫«ممنون که به دنیا اومدی.

177
00:12:02,160 --> 00:12:06,130
‫و متأسفم.»

178
00:12:15,080 --> 00:12:16,510
‫احمق...

179
00:12:16,720 --> 00:12:18,850
‫این‌طوری خودش رو از لبه پرت کرد!

180
00:12:18,850 --> 00:12:22,450
‫اگه می‌دونستم این‌طوریه،
‫هیچ‌وقت باهاش ازدواج نمی‌کردم!

181
00:12:22,450 --> 00:12:23,770
‫سرورم...

182
00:12:23,770 --> 00:12:25,730
‫دیگه هیچ حرفی نزن!

183
00:12:25,730 --> 00:12:30,020
‫حتی بدون مادرش هم،
‫اون رو درست بزرگ می‌کنم!

184
00:12:30,270 --> 00:12:35,040
‫هر چی باشه، اون دختر
‫امپراتور بیس ورزه!

185
00:12:35,040 --> 00:12:35,950
‫سرورم!

186
00:12:36,220 --> 00:12:37,120
‫چی می‌خوای؟

187
00:12:37,850 --> 00:12:42,410
‫یه نفر تو تالار ملاقاته،
‫و می‌خواد با شما صحبت کنه...

188
00:12:42,410 --> 00:12:45,250
‫بدون وقت قبلی
‫گذاشتین بیاد تو؟

189
00:12:45,510 --> 00:12:47,130
‫راستش، می‌دونین...

190
00:12:47,410 --> 00:12:51,290
‫هیچ‌کدوم از نگهبانا نتونستن جلوش رو بگیرن.

191
00:12:59,960 --> 00:13:01,650
‫درل؟

192
00:13:01,650 --> 00:13:05,810
‫شنیدم ده سال گذشته رو
‫تو دنیا سرگردون بودی.

193
00:13:06,490 --> 00:13:10,060
‫بعد از این همه مدت چی تو رو به این‌جا آورده؟

194
00:13:10,370 --> 00:13:13,250
‫می‌خواستم وفاداریم رو
‫به این کشور ثابت کنم.

195
00:13:13,250 --> 00:13:18,570
‫می‌خوام قدرت من،
‫و تمام دانش جادوییم رو بخرین.

196
00:13:19,690 --> 00:13:22,580
‫و در عوض باید چی بهت بدم؟

197
00:13:22,580 --> 00:13:26,990
‫جوابت مشخص می‌کنه
‫که استخدامت کنم، یا بکشمت.

198
00:13:26,990 --> 00:13:29,580
‫من فقط یه چیز می‌خوام.

199
00:13:29,770 --> 00:13:32,210
‫آزادی برای دنبال کردن مسیر جادو.

200
00:13:32,580 --> 00:13:34,090
‫مسیر جادو؟

201
00:13:34,090 --> 00:13:36,600
‫می‌خوای جادو رو دنبال کنی؟

202
00:13:36,750 --> 00:13:37,680
‫بله.

203
00:13:37,680 --> 00:13:42,920
‫تو عصر آینده، جادو
‫بخش ضروری هر ارتشی خواهد بود.

204
00:13:42,920 --> 00:13:46,850
‫و دنبال کردن این مسیر
‫در حالی که خودت رو پنهان می‌کنی سخته.

205
00:13:47,520 --> 00:13:50,050
‫با دانشی که من دارم...

206
00:13:50,050 --> 00:13:55,070
‫می‌تونم با نصف سربازا
‫پیروزی‌های خیلی بیشتری رو براتون به ارمغان بیارم.

207
00:13:55,070 --> 00:13:56,760
‫خب که چی؟

208
00:13:56,760 --> 00:14:02,860
‫پس می‌خوای حکیم بزرگ
‫تو افسانه قهرمان باشی؟

209
00:14:03,080 --> 00:14:06,480
‫متأسفانه، من نمی‌تونم
‫حکیم بزرگ بشم.

210
00:14:06,480 --> 00:14:12,180
‫ولی می‌تونم کسی رو پیدا کنم
‫که می‌تونه، و پرورشش بدم.

211
00:14:12,620 --> 00:14:15,360
‫از این بابت مطمئنم.

212
00:14:16,470 --> 00:14:18,100
‫جالبه!

213
00:14:18,100 --> 00:14:21,050
‫درل! پس من تو رو می‌خرم!

214
00:14:21,050 --> 00:14:23,520
‫البته، اگه بهم خیانت کنی،
‫می‌کشمت!

215
00:14:23,740 --> 00:14:28,020
‫ولی مسیر جادوت رو
‫تو این کشور دنبال کن!

216
00:14:29,460 --> 00:14:30,980
‫ممنونم.

217
00:14:42,210 --> 00:14:43,370
‫کجا می‌رین، پرنسس؟

218
00:14:49,810 --> 00:14:52,710
‫این چیه؟ یه صدایی می‌شنوم...

219
00:15:04,930 --> 00:15:06,050
‫می‌دونستم.

220
00:15:06,050 --> 00:15:08,180
‫می‌تونی صدا رو بشنوی، نه؟

221
00:15:08,880 --> 00:15:14,730
‫پس تو آینه نگاه کن
‫و بپرس، «تو کی هستی؟»

222
00:15:17,190 --> 00:15:20,900
‫صدا داره با تو حرف می‌زنه.

223
00:15:21,280 --> 00:15:22,500
‫صدا؟

224
00:15:24,290 --> 00:15:29,060
‫خون آلوزار تو رو راهنمایی می‌کنه.

225
00:15:30,330 --> 00:15:32,530
‫خون آلوزار...

226
00:15:45,590 --> 00:15:48,590
‫تو کی هستی؟

227
00:15:51,890 --> 00:15:55,090
‫تو کی هستی؟

228
00:16:05,200 --> 00:16:07,770
‫دیگه به‌سختی میلیا رو می‌شناسم.

229
00:16:07,770 --> 00:16:10,570
‫این همون چیزیه که دلم می‌خواد
‫تو یه پرنسس بویلاتی ببینم.

230
00:16:10,830 --> 00:16:13,620
‫نمی‌دونم چی براش تغییر کرده،

231
00:16:13,620 --> 00:16:16,330
‫ولی حدس می‌زنم برای یه بچه
‫همین‌طوریه دیگه.

232
00:16:16,870 --> 00:16:20,580
‫و حضور درل
‫ارتش ما رو قوی‌تر می‌کنه.

233
00:16:20,580 --> 00:16:23,590
‫از این به بعد، عصر جادوئه.

234
00:16:24,180 --> 00:16:26,660
‫بله، پدر...

235
00:16:31,640 --> 00:16:35,130
‫از این به بعد، عصر جادوئه.

236
00:16:35,910 --> 00:16:40,890
‫من میلیا رنو آلوزار ورز هستم!

237
00:16:40,890 --> 00:16:43,900
‫دختر امپراتور بیس ورز،

238
00:16:43,900 --> 00:16:47,550
‫و صاحب کتاب سولسین،

239
00:16:47,550 --> 00:16:49,890
‫که یه زمانی بهش
‫روستای پیدایش می‌گفتن.

240
00:16:49,890 --> 00:16:52,910
‫از نوادگان اسقف آلوزار!

241
00:16:53,220 --> 00:16:55,620
‫اعضای محترم اتحادیه،

242
00:16:55,620 --> 00:16:57,330
‫کتاب رو ستایش کنین!

243
00:16:58,410 --> 00:17:04,760
‫این کلمات خداست، که ما رو
‫تو مسیر جادو راهنمایی می‌کنه!

244
00:17:07,590 --> 00:17:10,800
‫پرنسس میلیا خیلی زیباست...

245
00:17:10,800 --> 00:17:15,050
‫اولین باری رو که
‫جلویمون ظاهر شد یادمه...

246
00:17:15,640 --> 00:17:18,690
‫اون موقع خیلی غافلگیر شدم!

247
00:17:18,690 --> 00:17:25,190
‫اون به‌راحتی رهبر قبلیمون رو
‫تو یه دوئل جادویی تن‌به‌تن شکست داد!

248
00:17:25,190 --> 00:17:28,900
‫همون موقع بود که از کتاب توآ
‫و قدرتش باخبر شدیم، نه؟

249
00:17:28,900 --> 00:17:33,590
‫غافلگیری بزرگ‌تر
‫وقتی بود که ۱۴ سالش بود...

250
00:17:40,130 --> 00:17:41,410
‫چی؟

251
00:17:43,020 --> 00:17:44,780
‫این چیه؟

252
00:17:44,780 --> 00:17:46,780
‫چطوری اومدیم این‌جا؟

253
00:17:46,780 --> 00:17:49,310
‫نگرانش نباش، مدیر.

254
00:17:49,810 --> 00:17:51,630
‫به من گوش کنین، همگی.

255
00:17:51,630 --> 00:17:54,560
‫من حاکم سولسینم!

256
00:17:54,850 --> 00:17:57,800
‫امروز، من رئیس این‌جا شدم.

257
00:17:58,270 --> 00:18:01,690
‫به‌طور رسمی، من مسئول
‫مدیریت مدرسه‌ام.

258
00:18:01,690 --> 00:18:04,270
‫ولی اگه قراره تو مسیر جادو استاد بشم،

259
00:18:04,270 --> 00:18:07,560
‫باید قدرت مدیر رو
‫هم داشته باشم.

260
00:18:08,070 --> 00:18:12,570
‫پس من مدیر مخفی می‌شم.

261
00:18:16,210 --> 00:18:17,440
‫یه آینه؟!

262
00:18:18,330 --> 00:18:21,080
‫من فرم تو رو می‌گیرم.

263
00:18:21,080 --> 00:18:23,600
‫د-داری چی‌کار می‌کنی؟

264
00:18:38,110 --> 00:18:41,970
‫به‌سختی می‌تونستم چیزی رو که می‌دیدم باور کنم!

265
00:18:43,610 --> 00:18:47,180
‫اون جادویی که حتی
‫فرم و صداش رو هم تغییر می‌ده...

266
00:18:47,180 --> 00:18:50,580
‫می‌گفت این یه نسخه تغییریافته
‫از یکی از وردهامونه.

267
00:18:50,580 --> 00:18:53,700
‫ولی قدرت
‫کتاب توآ باورنکردنیه.

268
00:18:53,700 --> 00:18:57,590
‫چطوری چهره‌های
‫عمومی و مخفیش رو از هم جدا می‌کنه؟

269
00:18:54,450 --> 00:18:55,570
‫این دیوانه‌کننده‌ست.

270
00:18:55,570 --> 00:18:57,330
‫آره. دیوانه‌کننده‌ست.

271
00:18:58,630 --> 00:19:01,380
‫بدجوری اون قدرت رو می‌خوام.

272
00:19:01,380 --> 00:19:02,710
‫موافقم.

273
00:19:04,690 --> 00:19:06,890
‫امم، صبر کنین... بچه‌ها!

274
00:19:07,210 --> 00:19:09,190
‫بذار برن، ادی.

275
00:19:09,190 --> 00:19:12,220
‫ولی خطرناکه...

276
00:19:12,220 --> 00:19:15,970
‫اگه اتفاقی افتاد،
‫مطمئن می‌شم که زنده بری بیرون.

277
00:19:15,970 --> 00:19:18,390
‫من بیشتر به وردین علاقه دارم.

278
00:19:18,390 --> 00:19:20,800
‫اون با اون زن چه ارتباطی داره؟

279
00:19:20,800 --> 00:19:24,930
‫و اگه قراره پیداش بشه،
‫کِی، و تو چه فرمی؟

280
00:19:25,800 --> 00:19:28,170
‫می‌تونم حسش کنم.

281
00:19:28,170 --> 00:19:30,480
‫پیداش می‌شه.

282
00:19:31,170 --> 00:19:34,960
‫شاید همین الانشم بدونه من این‌جام.

283
00:19:36,460 --> 00:19:38,950
‫خودت رو نشون بده، وردین.

284
00:19:39,490 --> 00:19:42,250
‫چند تا سؤال ازت دارم.

285
00:19:44,670 --> 00:19:47,220
‫مدیر می‌تونه از قدرت آینه استفاده کنه...

286
00:19:47,220 --> 00:19:49,990
‫تا بین این دنیا
‫و دنیای پنهان سفر کنه.

287
00:19:50,460 --> 00:19:52,410
‫اگه قدرت مدیر تو رو بگیره...

288
00:19:52,410 --> 00:19:54,380
‫فرمت تو دنیای فیزیکی
‫شبیه یه هیولای تاریک می‌شه.

289
00:19:54,380 --> 00:19:59,890
‫و تو دنیای پنهان،
‫همه‌چیز زشت و پوسیده به نظر می‌رسه.

290
00:20:00,260 --> 00:20:03,690
‫اون می‌گه که این شبیه همون چیزیه
‫که تو آزمون افسانه قهرمان اومده.

291
00:20:04,050 --> 00:20:06,530
‫اگه زنده بمونی،
‫قدرت نشان رو دریافت می‌کنی...

292
00:20:06,530 --> 00:20:10,890
‫چیزی که بهش می‌گن «مهارت».

293
00:20:13,670 --> 00:20:16,210
‫ولی خاطراتت رو
‫از اتفاقاتی که اون‌جا افتاده از دست می‌دی.

294
00:20:16,650 --> 00:20:21,370
‫و می‌گه که ارباب هیولاهای تاریک
‫شمال، وردین، هم تو این قضیه دخیله.

295
00:20:21,370 --> 00:20:23,050
‫وردین؟!

296
00:20:23,050 --> 00:20:26,970
‫فکر کنم این‌جا
‫یه لایه حتی عمیق‌تر هم داره.

297
00:20:26,970 --> 00:20:29,740
‫اتاق مخفی احتمالاً اون‌جاست.

298
00:20:30,060 --> 00:20:31,800
‫یه سرنخی از مکانش هست.

299
00:20:31,800 --> 00:20:35,730
‫دنیای پنهان تو بعضی جاها ترک خورده...

300
00:20:35,730 --> 00:20:38,180
‫و یه نور قرمز داره ازش بیرون می‌زنه.

301
00:20:38,180 --> 00:20:41,370
‫ترک؟ من که نمی‌بینمشون.

302
00:20:41,370 --> 00:20:42,680
‫همین فکر رو می‌کردم.

303
00:20:42,680 --> 00:20:45,800
‫فکر کنم اونا درز باشن...

304
00:20:46,430 --> 00:20:48,360
‫درزهای دنیا.

305
00:20:48,360 --> 00:20:51,240
‫این‌جا هنوز نباید کامل شده باشه.

306
00:20:51,820 --> 00:20:56,410
‫شاید برای همینه که الان
‫می‌تونم یه کم کلن رو حس کنم.

307
00:20:58,490 --> 00:21:03,530
‫و برای همینه که بدن شکسته‌ام
‫یه کم ترمیم شده.

308
00:21:04,000 --> 00:21:08,770
‫بسیار خب، می‌خوام بپرم
‫تو یکی از این ترک‌ها.

309
00:21:10,220 --> 00:21:11,520
‫و اما تو، گارت...

310
00:21:11,520 --> 00:21:15,510
‫اگه می‌تونی، به کلن بگو.

311
00:21:15,900 --> 00:21:18,470
‫و رود، برو دنبال مدیر.

312
00:21:18,470 --> 00:21:20,570
‫فکر کنم کتاب دست اونه.

313
00:21:20,570 --> 00:21:22,770
‫بسوزونش، یا هر کاری دلت می‌خواد باهاش بکن.

314
00:21:23,090 --> 00:21:24,290
‫...این چیزی بود که گفت.

315
00:21:24,290 --> 00:21:26,640
‫من که مشکلی ندارم، ولی...

316
00:21:27,060 --> 00:21:31,370
‫هرچند انتظار ندارم آتیش
‫هیچ اثری روش داشته باشه.

317
00:21:32,230 --> 00:21:34,330
‫مطمئنی که با این قضیه مشکلی نداری؟

318
00:21:34,330 --> 00:21:36,150
‫حتی اگه راهت رو به اون‌جا پیدا کنی...

319
00:21:36,150 --> 00:21:40,160
‫کاملاً تنها، درست وسط
‫لونه دشمن می‌افتی.

320
00:21:40,380 --> 00:21:43,370
‫تو این مورد صددرصد حق با توئه...

321
00:21:46,490 --> 00:21:50,010
‫ولی رفتن تو دل موقعیت‌های مرگبار
‫کاریه که یه قهرمان می‌کنه!

322
00:21:55,000 --> 00:21:59,010
‫اگه اون این‌جا بود، قبل از این‌که من رو بندازه پایین
‫همین حرف رو می‌زد.

323
00:21:59,430 --> 00:22:01,490
‫راستش یه جورایی خنده‌داره.

324
00:22:02,030 --> 00:22:05,030
‫دارم می‌آم سراغت، اتاق مخفی!

325
00:22:05,050 --> 00:22:20,050
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
