WEBVTT

00:01.420 --> 00:03.650
‫این یه تمرین آموزشیه.

00:04.770 --> 00:08.040
‫کسایی از شما که اون‌قدر قوی نیستن
‫که بتونن در برابر صدای من مقاومت کنن،

00:08.040 --> 00:10.450
‫باید فوراً به اتاق‌هاشون برگردن،

00:10.450 --> 00:12.740
‫در رو قفل کنن و
‫به خواب عمیقی فرو برن.

00:13.660 --> 00:15.620
‫بله، فهمیدیم.

00:16.970 --> 00:18.430
‫حالت خوبه، میکوئل؟

00:18.700 --> 00:20.710
‫من خوبم.

00:20.710 --> 00:23.890
‫ولی اون صدای مدیر بود...

00:23.890 --> 00:27.100
‫برو! نباید این فرصت رو از دست بدیم!

00:27.290 --> 00:28.070
‫باشه.

00:30.050 --> 00:30.980
‫تو حموم بودی؟

00:31.440 --> 00:32.420
‫آره.

00:33.090 --> 00:34.610
‫حسابی کفریم.

00:34.610 --> 00:38.450
‫بسیار خب، این پیام
‫برای کساییه که باقی موندن.

00:38.790 --> 00:42.900
‫تو ساختمون مدرسه جمع بشین
‫و برای مبارزه آماده بشین.

00:42.900 --> 00:43.970
‫همین.

00:45.240 --> 00:50.020
‫این توهین به
‫کتابه... نه، توهین به خداست!

00:50.450 --> 00:52.860
‫به سربازای
‫دروازه بیرونی بگین که

00:52.860 --> 00:55.700
‫مهم نیست اون داخل چه اتفاقی می‌افته،
‫حق دخالت ندارن!

00:55.990 --> 00:58.710
‫این اراده خداست!

00:58.710 --> 01:00.530
‫فـ-فهمیدم!

01:03.760 --> 01:05.480
‫اوپس. ای بابا.

01:10.060 --> 01:13.610
‫حالا، وقت شکاره.

01:14.040 --> 01:15.680
‫همون‌طور که اون می‌خواست.

01:16.640 --> 01:20.010
‫عه؟ حالا مه؟

01:21.850 --> 01:23.970
‫همم... این مه...

01:24.400 --> 01:25.970
‫زاوتیر؟

01:26.330 --> 01:27.410
‫کلواتس!

01:32.000 --> 01:42.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:42.020 --> 01:46.020
SorenA : ترجمه و زیرنویس

02:59.420 --> 03:01.970
‫کلواتس

03:02.960 --> 03:08.460
‫قسمت ۵:
‫نبرد با خویشتن

03:03.590 --> 03:05.580
‫خیلی وقت ندیدمت، گارت.

03:05.580 --> 03:08.590
‫از زمان «گودال البه» تا حالا
‫همدیگه رو رودررو ندیدیم، نه؟

03:08.970 --> 03:11.510
‫اون موقع، گفتی که یه خدمتکاری.

03:11.680 --> 03:15.510
‫دلیلی نداشت که حقیقت رو
‫به یه غریبه بگم.

03:15.510 --> 03:19.580
‫من بیشتر کنجکاوم بدونم
‫دقیقاً می‌خوای این‌جا به چی برسی.

03:19.580 --> 03:23.550
‫چرا خودت رو نشون دادی؟ چرا تحریکشون می‌کنی؟

03:23.900 --> 03:28.740
‫فقط از این‌که مجبور بودم
‫خودم رو مخفی کنم خسته شده بودم.

03:28.740 --> 03:31.310
‫مگه تصمیم نگرفته بودی
‫که از اون فرم استفاده کنی

03:31.310 --> 03:34.290
‫تا بزرگ شدن اون بچه انسان،
‫یعنی لونا رو تماشا کنی؟

03:34.290 --> 03:36.870
‫از کجا می‌دونستی؟

03:36.870 --> 03:39.570
‫اگه نمی‌خوای من چیزی رو بفهمم،

03:39.570 --> 03:42.630
‫نباید وقتی نزدیک جنگل هستی
‫درباره‌اش حرف بزنی.

03:44.110 --> 03:48.550
‫می‌تونم حدس بزنم که
‫از اون بچه چه انتظاری داری.

03:49.230 --> 03:51.450
‫از زمان مرگ قهرمان...

03:51.450 --> 03:53.050
‫برای تو،

03:53.050 --> 03:56.570
‫هزار سال فقدانی که از زمان
‫تولدت تجربه‌اش کردی...

03:56.570 --> 03:59.560
‫تنها چیزی که داشتی وظیفه‌ات
‫به‌عنوان ارباب هیولاهای تاریک بوده.

03:59.560 --> 04:02.770
‫چون هدفی نداشتی،
‫احساس پوچی می‌کردی.

04:03.290 --> 04:08.090
‫اما یه برخورد تصادفی بهت
‫یه هدف محکم برای تلاش کردن داد.

04:08.420 --> 04:12.130
‫همین الان، واقعاً زنده به نظر می‌رسی.

04:12.130 --> 04:14.290
‫منظورت چیه، پیرزن خرفت؟

04:14.460 --> 04:17.600
‫دارم بهت می‌گم که
‫هدفت رو گم نکنی.

04:18.050 --> 04:20.870
‫اگه بقیه بفهمن که کلن،

04:20.870 --> 04:23.140
‫پسر هایدنی، در واقع همون کلواتسه،
‫برات گرون تموم می‌شه.

04:23.140 --> 04:24.700
‫خودم خوب می‌دونم.

04:25.350 --> 04:28.050
‫پس چرا این کارا رو می‌کنی؟

04:28.810 --> 04:30.800
‫دو تا چیز هست که می‌خوام بهشون برسم.

04:30.800 --> 04:32.820
‫اول این‌که، چون از گشتن خسته شدم،

04:32.820 --> 04:35.630
‫می‌خوام طعمه بذارم تا دشمنمون
‫خودش رو نشون بده.

04:35.630 --> 04:40.250
‫دوم این‌که، می‌خوام اون‌قدر آشوب به پا کنم
‫که خدمتکارم بتونه فرار کنه.

04:40.810 --> 04:45.610
‫اگه بهش فرصت داده بشه، خودش می‌تونه
‫از هر گوری که توشه بیاد بیرون.

04:46.370 --> 04:50.000
‫با وجود همه ایراداتش، اون تنها قهرمانی بود
‫که تونست خودش رو به من برسونه.

04:50.680 --> 04:51.930
‫که این‌طور.

04:51.930 --> 05:01.070
‫دلم می‌خواد ببینم چه اتفاقی برای تو،
‫اون بچه، و آلیشیای قهرمان می‌افته.

05:01.360 --> 05:05.750
‫چطوری قراره اون
‫هزار سال فقدان رو تغییر بده...

05:05.750 --> 05:07.340
‫هر کاری دلت می‌خواد بکن.

05:08.470 --> 05:13.950
‫حدس می‌زنم هر چیزی که وردین رو پیش می‌بره،
‫ریشه تو همین هزار سال فقدان داره.

05:13.950 --> 05:16.750
‫برام سؤاله که کدومشون پیروز می‌شه؟

05:16.750 --> 05:18.380
‫راستی، این مه چیه؟

05:19.470 --> 05:21.710
‫روش کوچیک خودم برای کمک کردنه.

05:22.240 --> 05:26.380
‫باعث می‌شه مجبور نباشی
‫با همه‌شون هم‌زمان بجنگی.

05:26.800 --> 05:30.980
‫می‌دونی، دلم می‌خواد تعداد
‫دانش‌آموزایی که می‌میرن رو به حداقل برسونم.

05:30.980 --> 05:34.700
‫مثل همیشه، طرف آدمایی.

05:35.170 --> 05:37.660
‫الان دیگه این‌طوری‌ام.

05:41.490 --> 05:44.250
‫بال داره،
‫ولی خودش پرواز نمی‌کنه...

05:44.580 --> 05:47.280
‫حدس می‌زنم یعنی
‫به حد خودش رسیده.

05:48.100 --> 05:51.560
‫خب، خودمم نمی‌تونم
‫خیلی بیشتر از این ادامه بدم.

05:52.260 --> 05:55.310
‫همین الان بیا بیرون، خدمتکار.

06:07.090 --> 06:09.350
‫از همه‌تون ممنونم که این‌جا جمع شدین،

06:09.350 --> 06:12.230
‫جادوگران جوان آینده.

06:12.560 --> 06:19.240
‫چیزی که اون‌جا می‌بینین یه موجود ناپاکه
‫که به این سرزمین مقدس تعلق نداره.

06:19.240 --> 06:21.490
‫باید از بین بره.

06:21.990 --> 06:28.620
‫اون دو تا دانش‌آموز هایدنی، کلن واتیس
‫و آلیسا اسلیهانت، پشت این قضیه‌ان.

06:28.840 --> 06:35.450
‫اونا یه کتاب مقدس رو از خزانه دزدیدن
‫و احمقانه مهرومومش رو شکستن،

06:35.460 --> 06:37.630
‫که باعث به وجود اومدن اون برج شد.

06:38.250 --> 06:42.640
‫باید کتاب رو پس بگیریم
‫و مجازاتشون کنیم!

06:42.950 --> 06:45.950
‫نیازی نیست زنده‌ دستگیرشون کنین.

06:46.390 --> 06:51.670
‫کسایی که امروز موفق بشن، پاداش‌های
‫به مراتب بزرگ‌تری از طرف خدا دریافت می‌کنن.

06:52.370 --> 06:55.570
‫اوضاع داره حسابی از کنترل خارج می‌شه...

06:55.570 --> 06:58.350
‫حالا، نشان‌هاتون رو به نمایش بذارین!

07:07.170 --> 07:09.030
‫آینه!

07:09.030 --> 07:11.200
‫باشد که خدا با ما باشد!

07:13.540 --> 07:15.760
‫بچه‌های جوان...

07:16.170 --> 07:19.160
‫بهتون قدرت می‌بخشم!

07:29.420 --> 07:30.810
‫این دیگه چیه؟

07:30.970 --> 07:33.610
‫قدرت کریستالم داره سرریز می‌کنه...

07:33.610 --> 07:35.420
‫شیفونلیتس سنسه.

07:35.420 --> 07:36.370
‫بله؟

07:36.370 --> 07:38.370
‫حواست رو جمع کن.

07:38.370 --> 07:41.320
‫ما تجربه مبارزه داریم.
‫باید رهبری رو به عهده بگیریم.

07:41.320 --> 07:42.810
‫بـ-باشه!

07:44.820 --> 07:47.200
‫بـ-بریم!

07:49.080 --> 07:51.210
‫ری فورستر.

07:52.190 --> 07:54.770
‫حالا وقتشه که ارزش واقعیت رو نشون بدی.

07:55.130 --> 07:59.030
‫تمام محدودیت‌هایی رو
‫که روت گذاشته بودم برمی‌دارم.

08:00.580 --> 08:02.880
‫اگه بتونی کتاب دزدیده‌شده رو پس بگیری،

08:02.880 --> 08:06.220
‫تو رو به‌عنوان جانشین واقعی
‫ژنرال درل به رسمیت می‌شناسم،

08:06.220 --> 08:09.210
‫و تمام حقوق «اتاق مخفیش» رو
‫به تو می‌دم.

08:09.600 --> 08:12.850
‫این همون چیزیه که دنبالشی، مگه نه؟

08:13.740 --> 08:14.590
‫بله.

08:16.610 --> 08:21.350
‫مهم نیست چند نفرشون بمیرن،
‫تا وقتی که کتاب کوره رو به دست بیارم...

08:21.350 --> 08:23.730
‫اوه، درسته.

08:24.370 --> 08:25.630
‫اندرو.

08:26.760 --> 08:28.510
‫یه کار دیگه برات دارم.

08:39.290 --> 08:45.200
‫داره ازم قدرت می‌کشه
‫و هی بزرگ و بزرگ‌تر می‌شه.

08:45.900 --> 08:48.260
‫این قفس دیگه داره می‌ترکه.

08:48.700 --> 08:51.360
‫ولی من هنوز حالم خوبه!

08:51.870 --> 08:56.810
‫تو فقط بخش کوچیکی از قدرت ارباب
‫هیولاهای تاریکِ درون من رو مصرف کردی.

08:57.270 --> 08:58.520
‫بیشتر بنوش.

08:58.520 --> 09:00.280
‫بیشتر رشد کن!

09:00.690 --> 09:03.150
‫اگه لازمه لهم کن!

09:03.150 --> 09:05.010
‫در هر صورت من نمی‌تونم بمیرم.

09:05.010 --> 09:08.490
‫بهم نشون بده چی تو چنته داری!

09:14.080 --> 09:16.420
‫تونستم بیام بیرون...

09:18.130 --> 09:20.590
‫هنوز پنج-شیش تا دنده شکسته دارم.

09:21.050 --> 09:24.830
‫شاید نامیرا باشم،
‫ولی بدون توانایی ارتباط با کلن،

09:24.830 --> 09:27.450
‫نمی‌تونم انتظار داشته باشم زخم‌هام خوب بشن.

09:29.800 --> 09:33.410
‫چون این‌قدر سریع رشد کرد
‫دیگه بهم حمله نمی‌کنه؟

09:34.130 --> 09:35.600
‫خب، مهم نیست.

09:35.600 --> 09:38.480
‫قبل از این‌که دوباره شروع به
‫حرکت کنه از این‌جا می‌رم.

09:38.480 --> 09:42.480
‫این‌جا شبیه اون واقعیتی
‫که من می‌شناسم نیست...

09:42.480 --> 09:47.490
‫ولی احتمالاً جاییه که تمام گیاهای
‫کمیابی که جمع کرده رو نگه می‌داره.

09:58.870 --> 10:00.130
‫اون‌جا.

10:04.970 --> 10:08.500
‫احساس سبکی می‌کنم، احتمالاً چون
‫تو واقعیت هنوز یه موشم.

10:08.890 --> 10:13.670
‫چیزی هم که تو
‫شیشه منعکس می‌شه واقعیته.

10:15.470 --> 10:18.840
‫ها؟ دم من قبلاً این‌قدر بزرگ بود؟

10:23.640 --> 10:27.570
‫اون همون حلزونیه که
‫قبل از اومدن به این‌جا دیدم؟

10:28.450 --> 10:30.030
‫چیه؟

10:30.510 --> 10:33.530
‫یه نشونه، احمق.

10:48.900 --> 10:53.690
‫تو واقعاً کوچولویی... من.

10:55.770 --> 10:57.390
‫خودمم؟

10:57.390 --> 10:59.800
‫این منم قبل از این‌که چشمم رو از دست بدم؟

11:00.940 --> 11:04.810
‫خیلی کوچولو... خیلی کوچولو و رقت‌انگیز.

11:04.810 --> 11:07.090
‫تو اینی.

11:07.450 --> 11:13.650
‫یه موجود کوچولو که تو سایه یه چیزی
‫قایم شده، تو واقعاً همینی!

11:29.650 --> 11:32.260
‫خیلی کوچولو، خیلی کوچولو...

11:32.260 --> 11:36.690
‫مگه قرار نبود قهرمان‌ها بزرگ‌تر باشن؟

11:41.500 --> 11:43.280
‫حداقل جیغ‌هات بلنده!

11:46.770 --> 11:48.640
‫چه خبره؟

11:48.640 --> 11:50.530
‫این دیگه چه کوفتیه؟

11:50.530 --> 11:53.730
‫چرا دارم خودم رو می‌بینم؟

11:53.730 --> 11:58.790
‫من؟ منظورم اینه که همیشه می‌گی...

11:59.550 --> 12:02.170
‫می‌خوای دنیا رو بزرگ‌تر کنی.

12:03.730 --> 12:07.650
‫می‌خوای یه قهرمان باشی،
‫تا چهار ارباب هیولاهای تاریک رو شکست بدی...

12:09.590 --> 12:11.670
‫مسخره‌ست! چطوری می‌خوای این کار رو بکنی؟

12:11.670 --> 12:13.840
‫باید همون موقعی که اولین ارباب هیولاهای تاریک
‫حسابی لت‌وپارت کرد،

12:13.840 --> 12:16.400
‫می‌فهمیدی که این کار غیرممکنه!

12:16.400 --> 12:19.560
‫که تو بی‌ارزشی!

12:22.810 --> 12:27.050
‫همش در حال دیدن رویاهای غیرممکنی هستی
‫که هیچ‌وقت نمی‌تونی بهشون برسی!

12:27.050 --> 12:30.120
‫برای همینه که این‌قدر کوچولویی!

12:33.040 --> 12:35.570
‫آره، من کوچولوم...

12:36.380 --> 12:43.070
‫من تو یه میلیون سال هم نمی‌تونم
‫چهار ارباب هیولاهای تاریک رو شکست بدم...

12:43.070 --> 12:48.080
‫و بزرگ‌تر کردن دنیا
‫از این طریق... فقط یه رویاست.

12:48.080 --> 12:51.270
‫پس بالاخره فهمیدی، من.

12:51.270 --> 12:53.250
‫ولی...

12:54.860 --> 12:57.550
‫وقتی تلاش کردم، یه چیزی به دست آوردم.

12:57.770 --> 13:00.160
‫چیزی که اگه تلاش نمی‌کردم
‫هیچ‌وقت به دستش نمی‌آوردم.

13:00.150 --> 13:02.850
‫یه راه برای بزرگ‌تر کردن دنیا!

13:04.730 --> 13:06.580
‫تو منی، درسته؟

13:07.180 --> 13:09.730
‫ولی تو منِ قبل از مرگی.

13:10.370 --> 13:12.590
‫پس معلومه که نمی‌دونی!

13:12.940 --> 13:16.330
‫حرفات اصلاً با عقل جور درنمی‌آد!

13:18.970 --> 13:21.170
‫می‌دونستم...

13:21.170 --> 13:23.830
‫یه حسی بهم می‌گفت که این چطوری کار می‌کنه...

13:23.830 --> 13:26.380
‫این چه قدرتیه؟

13:26.380 --> 13:29.250
‫یه حس عجیبی
‫پایین کمرم دارم...

13:29.250 --> 13:33.090
‫هر چی بیشتر زجر می‌کشم...

13:33.480 --> 13:36.300
‫این باید یه آزمون باشه.

13:36.600 --> 13:39.850
‫چیزی که یه قدرت جدید رو بیدار می‌کنه!

13:39.850 --> 13:43.430
‫و هر چی بیشتر زجر می‌کشم،
‫بیشتر رشد می‌کنه...

13:43.650 --> 13:47.020
‫این قدرت همینه!

13:49.300 --> 13:51.660
‫به لطف تو، حسش کردم...

13:51.660 --> 13:54.740
‫شعله کوچیکی که درون من زبانه می‌کشه!

13:54.740 --> 13:56.360
‫خفه شو!

13:58.480 --> 13:59.740
‫حقیقت داره.

13:59.740 --> 14:02.420
‫ارباب هیولاهای تاریک من رو کشت،

14:02.420 --> 14:05.730
‫و حالا من برده نامیرای اونم،
‫که با قدرتش زنده شدم!

14:05.730 --> 14:07.970
‫باید از هر دستورش اطاعت کنم،

14:07.970 --> 14:10.360
‫و هر وقت بخواد می‌تونه من رو
‫دوباره به یه جسد تبدیل کنه.

14:10.360 --> 14:13.770
‫ولی اون بهم گفت...

14:14.220 --> 14:19.140
‫که هیچ‌وقت بهم دستور نداده
‫که دست از قهرمان بودن بردارم!

14:19.140 --> 14:25.350
‫مسخره‌ست، ولی اون کلمات...
‫دنیای من رو بزرگ‌تر کردن!

14:27.490 --> 14:32.030
‫با این‌که من کسی بودم
‫که می‌گفت دنیا رو بزرگ‌تر می‌کنه!

14:44.940 --> 14:49.730
‫باورم نمی‌شه...
‫منم استعداد جادویی داشتم...

14:49.730 --> 14:51.280
‫عه، از بین رفت.

14:52.930 --> 14:56.230
‫بی‌صبرانه منتظرم تا بعد از این‌که
‫کلن مسخره‌ام کرد، برم بهش پز بدم.

14:59.440 --> 15:02.310
‫اون فقط جادو نیست.

15:02.310 --> 15:05.120
‫این صدا... درله؟

15:08.410 --> 15:11.370
‫حالا، عبور کن.

15:11.640 --> 15:14.410
‫این بهت یه مهارت می‌ده.

15:14.920 --> 15:19.690
‫ولی هر چیزی که این‌جا گفتی،
‫شنیدی، و دیدی رو فراموش می‌کنی.

15:20.610 --> 15:22.310
‫به سه گروه تقسیم می‌شیم.

15:22.310 --> 15:24.940
‫گروه الف جاده رو دنبال می‌کنه.
‫گروه ب از تو جنگل دور می‌زنه.

15:24.940 --> 15:27.090
‫و گروه ج مستقیم حمله می‌کنه.

15:27.090 --> 15:29.760
‫ شیفونلیتس سنسه گروه الف رو رهبری می‌کنه.

15:29.760 --> 15:32.010
‫مری مری‌ودر دستیارش می‌شه.

15:32.010 --> 15:35.590
‫همون‌طور که پیش می‌رین، مطمئن بشین که
‫کسی تو ساختمون‌های کنار جاده نمونده باشه.

15:36.180 --> 15:38.500
‫ری فورستر گروه ب رو رهبری می‌کنه.

15:38.500 --> 15:40.370
‫شما واحد اصلی ما هستین.

15:40.370 --> 15:42.240
‫قوی‌ترین دانش‌آموزا رو با خودت ببر،
‫از تو جنگل برو،

15:42.240 --> 15:44.590
‫و از اون‌طرف دریاچه
‫غافلگیرشون کن.

15:44.590 --> 15:49.350
‫ما که تو گروه ج هستیم
‫از راه دور پشتیبانی می‌کنیم.

15:49.350 --> 15:52.360
‫از جلو حمله می‌کنیم، واکنش دشمن رو
‫می‌سنجیم، و حواسشون رو پرت می‌کنیم.

15:53.770 --> 15:57.900
‫اگه دشمنمون، کلن واتیس،
‫واقعاً کتاب مقدس توآ رو داشته باشه،

15:57.900 --> 16:02.070
‫اونوقت نمی‌شه گفت چقدر قویه.

16:02.070 --> 16:05.120
‫همین که کتاب دست اونه
‫نشون می‌ده که اون یه هیولاست.

16:05.620 --> 16:09.610
‫من در طول تحقیقاتم
‫فقط یه بار بهش دست زدم،

16:09.610 --> 16:11.890
‫و نصف بدنم رو سوزوند.

16:11.890 --> 16:15.370
‫پس حتی اگه کتاب رو
‫پیدا کردین، بهش دست نزنین.

16:16.070 --> 16:18.740
‫این اولین نبرد واقعی شما می‌شه.

16:19.130 --> 16:21.790
‫باید پیروز بشین، و زنده بمونین!

16:22.380 --> 16:24.890
‫من اولین شلیک رو انجام می‌دم.

16:24.890 --> 16:26.550
‫وردخوانی سه‌بخشی!

16:26.550 --> 16:28.520
‫جادوی حمله دوربرد!

16:29.620 --> 16:32.390
‫سینل! اوسترن! فرولا!

16:41.330 --> 16:44.660
‫پس کشتن همه‌تون
‫حداقل یکم سرگرم‌کننده می‌شه.

16:45.710 --> 16:47.620
‫احضار پیروان.

16:50.820 --> 16:52.970
‫پیشگامان سایه،

16:52.970 --> 16:55.120
‫من به هیچ‌کدومشون
‫به‌جز وردین علاقه‌ای ندارم.

16:55.120 --> 16:56.370
‫ببلعیدشون.

17:02.630 --> 17:05.770
‫تو می‌تونی حداکثر دو تا مهارت داشته باشی.

17:06.270 --> 17:10.470
‫اونا راه رسیدن به جادویی هستن
‫که به آرکانیت وابسته نیست.

17:10.470 --> 17:14.410
‫از طریق وردها و ذکرهایی که
‫توسط فردی دارای مهارت اجرا می‌شه،

17:14.410 --> 17:18.270
‫جادو بی‌نهایت امکان‌پذیر می‌شه.

17:18.270 --> 17:22.720
‫صداش شبیه درله،
‫هرچند یه چیزی درست نیست.

17:23.160 --> 17:25.800
‫ولی چیزایی که می‌گه حس واقعی بودن می‌ده.

17:25.800 --> 17:28.570
‫نیتن و بقیه
‫دانش‌آموزای نشان‌دار...

17:28.570 --> 17:32.060
‫این‌که از این دروازه رد شدن
‫یا نه، سرنوشتشون رو رقم زد.

17:32.060 --> 17:34.810
‫حالا عبور کن.

17:36.080 --> 17:40.330
‫چون تو آزمون موفق شدم،
‫حدس می‌زنم باید ازش رد بشم.

17:43.890 --> 17:45.970
‫چرا نمی‌ری؟

17:46.810 --> 17:51.930
‫خب، دلم نمی‌خواد با رد شدن ازش
‫خاطراتم رو از دست بدم.

17:52.210 --> 17:53.190
‫و...

17:53.630 --> 17:55.390
‫این حس یه تله رو می‌ده.

17:55.870 --> 18:00.340
‫یه بوی گندی ازت می‌آد.

18:04.860 --> 18:06.320
‫می‌دونستم!

18:06.590 --> 18:09.030
‫از کجا فهمیدی؟

18:09.030 --> 18:14.190
‫فقط یه احمق باور می‌کنه که تو
‫بهم قدرت می‌دی و همین‌جوری ولم می‌کنی برم.

18:14.190 --> 18:16.330
‫مگه نه، مدیر؟

18:18.040 --> 18:19.740
‫تو از کتاب توآ استفاده کردی،

18:19.740 --> 18:22.930
‫احتمالاً فصل دوم،
‫درباره روستای پیدایش،

18:22.930 --> 18:25.290
‫تا این‌جا رو بسازی!

18:25.290 --> 18:28.720
‫تو همون کسی هستی که
‫اتاق مخفی رو به درل داد!

18:29.180 --> 18:34.090
‫و پشت سر تو وردینه،
‫ارباب هیولاهای تاریک شمال!

18:35.910 --> 18:37.590
‫می‌دونستم حق با منه.

18:37.940 --> 18:40.110
‫دفعه بعد که خواستی کسی رو گول بزنی،

18:40.110 --> 18:44.090
‫سعی کن این‌قدر بوی گند
‫آرایش غلیظت رو ندی.

18:49.120 --> 18:52.430
‫فکر می‌کنی می‌تونی منو بگیری؟

18:55.620 --> 18:56.810
‫دنبالم نمی‌آد؟

18:57.580 --> 18:58.620
‫خب، مهم نیست.

18:58.830 --> 19:00.740
‫حتی برای یه ثانیه هم که شده، دیدمش.

19:01.000 --> 19:03.930
‫یه دنیای قرمز اون‌سوی آینه.

19:04.330 --> 19:07.600
‫احتمالاً اون اتاق مخفی درله.

19:08.130 --> 19:12.350
‫این دنیای آینه‌ای ممکنه
‫بیشتر از یه لایه داشته باشه.

19:13.340 --> 19:14.350
‫اون؟

19:15.720 --> 19:17.500
‫لعنتی!

19:19.790 --> 19:21.090
‫گرفتمش.

19:23.990 --> 19:27.370
‫انتظار نداشتم تو آزمون
‫موفق بشه.

19:27.370 --> 19:31.400
‫ولی هنوزم تو مشتمه...

19:33.000 --> 19:36.770
‫کار خوبی کردم که برای
‫محکم‌کاری فرستادمش.

19:36.770 --> 19:40.630
‫اون به هیچ‌چیزی غیر از گیاهان
‫رحم نمی‌کنه.

19:40.950 --> 19:45.040
‫ازم کینه به دل نگیر. مدیر گفت
‫که فوراً بکشمت.

19:45.040 --> 19:47.210
‫لعنتی... من ضعیفم.

19:47.210 --> 19:49.240
‫تمام قدرتم رو مصرف کردم؟

19:49.240 --> 19:50.920
‫و در واقع...

19:52.180 --> 19:55.430
‫این موشه چطور... هنوز زنده‌ست...؟

19:56.150 --> 19:59.030
‫حالا می‌تونم بفهمم چی می‌گه.

19:57.310 --> 20:01.940
‫قرار بود غذای
‫اون گیاه جهش‌یافته کمیاب بشه...

19:59.960 --> 20:01.970
‫چون تو آزمون برنده شدم؟

20:02.310 --> 20:03.130
‫پس شاید...

20:03.660 --> 20:04.730
‫هی، به من گوش کن!

20:06.510 --> 20:07.950
‫شروع کرد به جیرجیر کردن.

20:08.150 --> 20:08.780
‫چندش‌آوره.

20:09.370 --> 20:10.550
‫شانسی ندارم، نه؟

20:11.080 --> 20:12.730
‫خیلی خب، پس...

20:13.810 --> 20:14.770
‫آخ!

20:16.730 --> 20:20.530
‫دلم نمی‌خواد با کسی بجنگم
‫که می‌دونم یه دانش‌آموزه.

20:20.890 --> 20:22.880
‫پس بهتره فرار کنم!

20:23.570 --> 20:25.620
‫می‌تونم برم تو نقطه کورش
‫و پشت سرش بدوم.

20:25.800 --> 20:28.300
‫الان دیگه به چهار دست‌وپا
‫راه رفتن عادت کردم.

20:28.560 --> 20:30.810
‫اگه نتونه من رو ببینه نمی‌تونه دنبالم بیاد.

20:32.080 --> 20:33.670
‫بولو، سسریوس.

20:33.920 --> 20:34.930
‫یه ورد؟

20:41.520 --> 20:44.570
‫عه، اون‌جایی.

20:45.580 --> 20:47.770
‫خیلی تند می‌دوی، نه؟

20:47.770 --> 20:50.890
‫اینم قدرت نشانشه؟

20:51.240 --> 20:55.290
‫هر کسی برای نشان خودش
‫یه اسمی می‌ذاره.

20:55.290 --> 20:59.000
‫من اسم مال خودم رو گذاشتم «کلمات باغ».

20:59.630 --> 21:03.970
‫این قدرت رو داره که به حرف گیاهان
‫گوش بده و راهنماییشون کنه.

21:04.520 --> 21:10.380
‫جادوی من شامل کلمات باغ
‫و قدرت افزایش رشدشونه.

21:10.840 --> 21:13.650
‫نه این‌که گفتن این چیزا به
‫یه موش فایده‌ای داشته باشه.

21:14.120 --> 21:17.250
‫ولی شاید تو یه موش نباشی.

21:18.340 --> 21:22.750
‫درختی که توش گیر افتادی
‫درخت خفه‌کننده نام داره.

21:23.470 --> 21:26.090
‫من دانه‌هاش رو از قبل کاشتم،

21:26.090 --> 21:29.420
‫و ازشون خواستم اگه هدفم رو
‫پیدا کردن سریع رشد کنن.

21:30.000 --> 21:31.720
‫درد داره...

21:32.010 --> 21:35.370
‫ولی این آسیبی که داره
‫کم‌کم جمع می‌شه...

21:35.580 --> 21:38.360
‫...بهم این فرصت رو می‌ده که
‫دوباره از اون قدرت استفاده کنم!

21:38.530 --> 21:39.880
‫داشتم فکر می‌کردم...

21:41.040 --> 21:43.470
‫من واقعاً نمی‌دونم چطوری

21:43.960 --> 21:46.960
‫قفس اون رز
‫جهش‌یافته رو شکستی.

21:47.630 --> 21:50.880
‫شاید یه جور
‫قدرت خاصی داشته باشی.

21:51.050 --> 21:53.590
‫اون گیاه به طرز عجیبی
‫رشد کرد و ضعیف شد.

21:53.930 --> 21:56.850
‫برای همین نمی‌خواستم فقط بشینم
‫و مردنت رو این‌جا تماشا کنم.

21:58.260 --> 21:59.270
‫پس...

22:01.270 --> 22:06.520
‫شاید بهتر باشه
‫فقط سرت رو قطع کنم.

22:06.540 --> 22:16.540
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
