1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000

2
00:00:01,420 --> 00:00:03,650
‫این یه تمرین آموزشیه.

3
00:00:04,770 --> 00:00:08,040
‫کسایی از شما که اون‌قدر قوی نیستن
‫که بتونن در برابر صدای من مقاومت کنن،

4
00:00:08,040 --> 00:00:10,450
‫باید فوراً به اتاق‌هاشون برگردن،

5
00:00:10,450 --> 00:00:12,740
‫در رو قفل کنن و
‫به خواب عمیقی فرو برن.

6
00:00:13,660 --> 00:00:15,620
‫بله، فهمیدیم.

7
00:00:16,970 --> 00:00:18,430
‫حالت خوبه، میکوئل؟

8
00:00:18,700 --> 00:00:20,710
‫من خوبم.

9
00:00:20,710 --> 00:00:23,890
‫ولی اون صدای مدیر بود...

10
00:00:23,890 --> 00:00:27,100
‫برو! نباید این فرصت رو از دست بدیم!

11
00:00:27,290 --> 00:00:28,070
‫باشه.

12
00:00:30,050 --> 00:00:30,980
‫تو حموم بودی؟

13
00:00:31,440 --> 00:00:32,420
‫آره.

14
00:00:33,090 --> 00:00:34,610
‫حسابی کفریم.

15
00:00:34,610 --> 00:00:38,450
‫بسیار خب، این پیام
‫برای کساییه که باقی موندن.

16
00:00:38,790 --> 00:00:42,900
‫تو ساختمون مدرسه جمع بشین
‫و برای مبارزه آماده بشین.

17
00:00:42,900 --> 00:00:43,970
‫همین.

18
00:00:45,240 --> 00:00:50,020
‫این توهین به
‫کتابه... نه، توهین به خداست!

19
00:00:50,450 --> 00:00:52,860
‫به سربازای
‫دروازه بیرونی بگین که

20
00:00:52,860 --> 00:00:55,700
‫مهم نیست اون داخل چه اتفاقی می‌افته،
‫حق دخالت ندارن!

21
00:00:55,990 --> 00:00:58,710
‫این اراده خداست!

22
00:00:58,710 --> 00:01:00,530
‫فـ-فهمیدم!

23
00:01:03,760 --> 00:01:05,480
‫اوپس. ای بابا.

24
00:01:10,060 --> 00:01:13,610
‫حالا، وقت شکاره.

25
00:01:14,040 --> 00:01:15,680
‫همون‌طور که اون می‌خواست.

26
00:01:16,640 --> 00:01:20,010
‫عه؟ حالا مه؟

27
00:01:21,850 --> 00:01:23,970
‫همم... این مه...

28
00:01:24,400 --> 00:01:25,970
‫زاوتیر؟

29
00:01:26,330 --> 00:01:27,410
‫کلواتس!

30
00:01:32,000 --> 00:01:42,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

31
00:01:42,020 --> 00:01:46,020
SorenA : ترجمه و زیرنویس

32
00:02:59,420 --> 00:03:01,970
‫کلواتس

33
00:03:02,960 --> 00:03:08,460
‫قسمت ۵:
‫نبرد با خویشتن

34
00:03:03,590 --> 00:03:05,580
‫خیلی وقت ندیدمت، گارت.

35
00:03:05,580 --> 00:03:08,590
‫از زمان «گودال البه» تا حالا
‫همدیگه رو رودررو ندیدیم، نه؟

36
00:03:08,970 --> 00:03:11,510
‫اون موقع، گفتی که یه خدمتکاری.

37
00:03:11,680 --> 00:03:15,510
‫دلیلی نداشت که حقیقت رو
‫به یه غریبه بگم.

38
00:03:15,510 --> 00:03:19,580
‫من بیشتر کنجکاوم بدونم
‫دقیقاً می‌خوای این‌جا به چی برسی.

39
00:03:19,580 --> 00:03:23,550
‫چرا خودت رو نشون دادی؟ چرا تحریکشون می‌کنی؟

40
00:03:23,900 --> 00:03:28,740
‫فقط از این‌که مجبور بودم
‫خودم رو مخفی کنم خسته شده بودم.

41
00:03:28,740 --> 00:03:31,310
‫مگه تصمیم نگرفته بودی
‫که از اون فرم استفاده کنی

42
00:03:31,310 --> 00:03:34,290
‫تا بزرگ شدن اون بچه انسان،
‫یعنی لونا رو تماشا کنی؟

43
00:03:34,290 --> 00:03:36,870
‫از کجا می‌دونستی؟

44
00:03:36,870 --> 00:03:39,570
‫اگه نمی‌خوای من چیزی رو بفهمم،

45
00:03:39,570 --> 00:03:42,630
‫نباید وقتی نزدیک جنگل هستی
‫درباره‌اش حرف بزنی.

46
00:03:44,110 --> 00:03:48,550
‫می‌تونم حدس بزنم که
‫از اون بچه چه انتظاری داری.

47
00:03:49,230 --> 00:03:51,450
‫از زمان مرگ قهرمان...

48
00:03:51,450 --> 00:03:53,050
‫برای تو،

49
00:03:53,050 --> 00:03:56,570
‫هزار سال فقدانی که از زمان
‫تولدت تجربه‌اش کردی...

50
00:03:56,570 --> 00:03:59,560
‫تنها چیزی که داشتی وظیفه‌ات
‫به‌عنوان ارباب هیولاهای تاریک بوده.

51
00:03:59,560 --> 00:04:02,770
‫چون هدفی نداشتی،
‫احساس پوچی می‌کردی.

52
00:04:03,290 --> 00:04:08,090
‫اما یه برخورد تصادفی بهت
‫یه هدف محکم برای تلاش کردن داد.

53
00:04:08,420 --> 00:04:12,130
‫همین الان، واقعاً زنده به نظر می‌رسی.

54
00:04:12,130 --> 00:04:14,290
‫منظورت چیه، پیرزن خرفت؟

55
00:04:14,460 --> 00:04:17,600
‫دارم بهت می‌گم که
‫هدفت رو گم نکنی.

56
00:04:18,050 --> 00:04:20,870
‫اگه بقیه بفهمن که کلن،

57
00:04:20,870 --> 00:04:23,140
‫پسر هایدنی، در واقع همون کلواتسه،
‫برات گرون تموم می‌شه.

58
00:04:23,140 --> 00:04:24,700
‫خودم خوب می‌دونم.

59
00:04:25,350 --> 00:04:28,050
‫پس چرا این کارا رو می‌کنی؟

60
00:04:28,810 --> 00:04:30,800
‫دو تا چیز هست که می‌خوام بهشون برسم.

61
00:04:30,800 --> 00:04:32,820
‫اول این‌که، چون از گشتن خسته شدم،

62
00:04:32,820 --> 00:04:35,630
‫می‌خوام طعمه بذارم تا دشمنمون
‫خودش رو نشون بده.

63
00:04:35,630 --> 00:04:40,250
‫دوم این‌که، می‌خوام اون‌قدر آشوب به پا کنم
‫که خدمتکارم بتونه فرار کنه.

64
00:04:40,810 --> 00:04:45,610
‫اگه بهش فرصت داده بشه، خودش می‌تونه
‫از هر گوری که توشه بیاد بیرون.

65
00:04:46,370 --> 00:04:50,000
‫با وجود همه ایراداتش، اون تنها قهرمانی بود
‫که تونست خودش رو به من برسونه.

66
00:04:50,680 --> 00:04:51,930
‫که این‌طور.

67
00:04:51,930 --> 00:05:01,070
‫دلم می‌خواد ببینم چه اتفاقی برای تو،
‫اون بچه، و آلیشیای قهرمان می‌افته.

68
00:05:01,360 --> 00:05:05,750
‫چطوری قراره اون
‫هزار سال فقدان رو تغییر بده...

69
00:05:05,750 --> 00:05:07,340
‫هر کاری دلت می‌خواد بکن.

70
00:05:08,470 --> 00:05:13,950
‫حدس می‌زنم هر چیزی که وردین رو پیش می‌بره،
‫ریشه تو همین هزار سال فقدان داره.

71
00:05:13,950 --> 00:05:16,750
‫برام سؤاله که کدومشون پیروز می‌شه؟

72
00:05:16,750 --> 00:05:18,380
‫راستی، این مه چیه؟

73
00:05:19,470 --> 00:05:21,710
‫روش کوچیک خودم برای کمک کردنه.

74
00:05:22,240 --> 00:05:26,380
‫باعث می‌شه مجبور نباشی
‫با همه‌شون هم‌زمان بجنگی.

75
00:05:26,800 --> 00:05:30,980
‫می‌دونی، دلم می‌خواد تعداد
‫دانش‌آموزایی که می‌میرن رو به حداقل برسونم.

76
00:05:30,980 --> 00:05:34,700
‫مثل همیشه، طرف آدمایی.

77
00:05:35,170 --> 00:05:37,660
‫الان دیگه این‌طوری‌ام.

78
00:05:41,490 --> 00:05:44,250
‫بال داره،
‫ولی خودش پرواز نمی‌کنه...

79
00:05:44,580 --> 00:05:47,280
‫حدس می‌زنم یعنی
‫به حد خودش رسیده.

80
00:05:48,100 --> 00:05:51,560
‫خب، خودمم نمی‌تونم
‫خیلی بیشتر از این ادامه بدم.

81
00:05:52,260 --> 00:05:55,310
‫همین الان بیا بیرون، خدمتکار.

82
00:06:07,090 --> 00:06:09,350
‫از همه‌تون ممنونم که این‌جا جمع شدین،

83
00:06:09,350 --> 00:06:12,230
‫جادوگران جوان آینده.

84
00:06:12,560 --> 00:06:19,240
‫چیزی که اون‌جا می‌بینین یه موجود ناپاکه
‫که به این سرزمین مقدس تعلق نداره.

85
00:06:19,240 --> 00:06:21,490
‫باید از بین بره.

86
00:06:21,990 --> 00:06:28,620
‫اون دو تا دانش‌آموز هایدنی، کلن واتیس
‫و آلیسا اسلیهانت، پشت این قضیه‌ان.

87
00:06:28,840 --> 00:06:35,450
‫اونا یه کتاب مقدس رو از خزانه دزدیدن
‫و احمقانه مهرومومش رو شکستن،

88
00:06:35,460 --> 00:06:37,630
‫که باعث به وجود اومدن اون برج شد.

89
00:06:38,250 --> 00:06:42,640
‫باید کتاب رو پس بگیریم
‫و مجازاتشون کنیم!

90
00:06:42,950 --> 00:06:45,950
‫نیازی نیست زنده‌ دستگیرشون کنین.

91
00:06:46,390 --> 00:06:51,670
‫کسایی که امروز موفق بشن، پاداش‌های
‫به مراتب بزرگ‌تری از طرف خدا دریافت می‌کنن.

92
00:06:52,370 --> 00:06:55,570
‫اوضاع داره حسابی از کنترل خارج می‌شه...

93
00:06:55,570 --> 00:06:58,350
‫حالا، نشان‌هاتون رو به نمایش بذارین!

94
00:07:07,170 --> 00:07:09,030
‫آینه!

95
00:07:09,030 --> 00:07:11,200
‫باشد که خدا با ما باشد!

96
00:07:13,540 --> 00:07:15,760
‫بچه‌های جوان...

97
00:07:16,170 --> 00:07:19,160
‫بهتون قدرت می‌بخشم!

98
00:07:29,420 --> 00:07:30,810
‫این دیگه چیه؟

99
00:07:30,970 --> 00:07:33,610
‫قدرت کریستالم داره سرریز می‌کنه...

100
00:07:33,610 --> 00:07:35,420
‫شیفونلیتس سنسه.

101
00:07:35,420 --> 00:07:36,370
‫بله؟

102
00:07:36,370 --> 00:07:38,370
‫حواست رو جمع کن.

103
00:07:38,370 --> 00:07:41,320
‫ما تجربه مبارزه داریم.
‫باید رهبری رو به عهده بگیریم.

104
00:07:41,320 --> 00:07:42,810
‫بـ-باشه!

105
00:07:44,820 --> 00:07:47,200
‫بـ-بریم!

106
00:07:49,080 --> 00:07:51,210
‫ری فورستر.

107
00:07:52,190 --> 00:07:54,770
‫حالا وقتشه که ارزش واقعیت رو نشون بدی.

108
00:07:55,130 --> 00:07:59,030
‫تمام محدودیت‌هایی رو
‫که روت گذاشته بودم برمی‌دارم.

109
00:08:00,580 --> 00:08:02,880
‫اگه بتونی کتاب دزدیده‌شده رو پس بگیری،

110
00:08:02,880 --> 00:08:06,220
‫تو رو به‌عنوان جانشین واقعی
‫ژنرال درل به رسمیت می‌شناسم،

111
00:08:06,220 --> 00:08:09,210
‫و تمام حقوق «اتاق مخفیش» رو
‫به تو می‌دم.

112
00:08:09,600 --> 00:08:12,850
‫این همون چیزیه که دنبالشی، مگه نه؟

113
00:08:13,740 --> 00:08:14,590
‫بله.

114
00:08:16,610 --> 00:08:21,350
‫مهم نیست چند نفرشون بمیرن،
‫تا وقتی که کتاب کوره رو به دست بیارم...

115
00:08:21,350 --> 00:08:23,730
‫اوه، درسته.

116
00:08:24,370 --> 00:08:25,630
‫اندرو.

117
00:08:26,760 --> 00:08:28,510
‫یه کار دیگه برات دارم.

118
00:08:39,290 --> 00:08:45,200
‫داره ازم قدرت می‌کشه
‫و هی بزرگ و بزرگ‌تر می‌شه.

119
00:08:45,900 --> 00:08:48,260
‫این قفس دیگه داره می‌ترکه.

120
00:08:48,700 --> 00:08:51,360
‫ولی من هنوز حالم خوبه!

121
00:08:51,870 --> 00:08:56,810
‫تو فقط بخش کوچیکی از قدرت ارباب
‫هیولاهای تاریکِ درون من رو مصرف کردی.

122
00:08:57,270 --> 00:08:58,520
‫بیشتر بنوش.

123
00:08:58,520 --> 00:09:00,280
‫بیشتر رشد کن!

124
00:09:00,690 --> 00:09:03,150
‫اگه لازمه لهم کن!

125
00:09:03,150 --> 00:09:05,010
‫در هر صورت من نمی‌تونم بمیرم.

126
00:09:05,010 --> 00:09:08,490
‫بهم نشون بده چی تو چنته داری!

127
00:09:14,080 --> 00:09:16,420
‫تونستم بیام بیرون...

128
00:09:18,130 --> 00:09:20,590
‫هنوز پنج-شیش تا دنده شکسته دارم.

129
00:09:21,050 --> 00:09:24,830
‫شاید نامیرا باشم،
‫ولی بدون توانایی ارتباط با کلن،

130
00:09:24,830 --> 00:09:27,450
‫نمی‌تونم انتظار داشته باشم زخم‌هام خوب بشن.

131
00:09:29,800 --> 00:09:33,410
‫چون این‌قدر سریع رشد کرد
‫دیگه بهم حمله نمی‌کنه؟

132
00:09:34,130 --> 00:09:35,600
‫خب، مهم نیست.

133
00:09:35,600 --> 00:09:38,480
‫قبل از این‌که دوباره شروع به
‫حرکت کنه از این‌جا می‌رم.

134
00:09:38,480 --> 00:09:42,480
‫این‌جا شبیه اون واقعیتی
‫که من می‌شناسم نیست...

135
00:09:42,480 --> 00:09:47,490
‫ولی احتمالاً جاییه که تمام گیاهای
‫کمیابی که جمع کرده رو نگه می‌داره.

136
00:09:58,870 --> 00:10:00,130
‫اون‌جا.

137
00:10:04,970 --> 00:10:08,500
‫احساس سبکی می‌کنم، احتمالاً چون
‫تو واقعیت هنوز یه موشم.

138
00:10:08,890 --> 00:10:13,670
‫چیزی هم که تو
‫شیشه منعکس می‌شه واقعیته.

139
00:10:15,470 --> 00:10:18,840
‫ها؟ دم من قبلاً این‌قدر بزرگ بود؟

140
00:10:23,640 --> 00:10:27,570
‫اون همون حلزونیه که
‫قبل از اومدن به این‌جا دیدم؟

141
00:10:28,450 --> 00:10:30,030
‫چیه؟

142
00:10:30,510 --> 00:10:33,530
‫یه نشونه، احمق.

143
00:10:48,900 --> 00:10:53,690
‫تو واقعاً کوچولویی... من.

144
00:10:55,770 --> 00:10:57,390
‫خودمم؟

145
00:10:57,390 --> 00:10:59,800
‫این منم قبل از این‌که چشمم رو از دست بدم؟

146
00:11:00,940 --> 00:11:04,810
‫خیلی کوچولو... خیلی کوچولو و رقت‌انگیز.

147
00:11:04,810 --> 00:11:07,090
‫تو اینی.

148
00:11:07,450 --> 00:11:13,650
‫یه موجود کوچولو که تو سایه یه چیزی
‫قایم شده، تو واقعاً همینی!

149
00:11:29,650 --> 00:11:32,260
‫خیلی کوچولو، خیلی کوچولو...

150
00:11:32,260 --> 00:11:36,690
‫مگه قرار نبود قهرمان‌ها بزرگ‌تر باشن؟

151
00:11:41,500 --> 00:11:43,280
‫حداقل جیغ‌هات بلنده!

152
00:11:46,770 --> 00:11:48,640
‫چه خبره؟

153
00:11:48,640 --> 00:11:50,530
‫این دیگه چه کوفتیه؟

154
00:11:50,530 --> 00:11:53,730
‫چرا دارم خودم رو می‌بینم؟

155
00:11:53,730 --> 00:11:58,790
‫من؟ منظورم اینه که همیشه می‌گی...

156
00:11:59,550 --> 00:12:02,170
‫می‌خوای دنیا رو بزرگ‌تر کنی.

157
00:12:03,730 --> 00:12:07,650
‫می‌خوای یه قهرمان باشی،
‫تا چهار ارباب هیولاهای تاریک رو شکست بدی...

158
00:12:09,590 --> 00:12:11,670
‫مسخره‌ست! چطوری می‌خوای این کار رو بکنی؟

159
00:12:11,670 --> 00:12:13,840
‫باید همون موقعی که اولین ارباب هیولاهای تاریک
‫حسابی لت‌وپارت کرد،

160
00:12:13,840 --> 00:12:16,400
‫می‌فهمیدی که این کار غیرممکنه!

161
00:12:16,400 --> 00:12:19,560
‫که تو بی‌ارزشی!

162
00:12:22,810 --> 00:12:27,050
‫همش در حال دیدن رویاهای غیرممکنی هستی
‫که هیچ‌وقت نمی‌تونی بهشون برسی!

163
00:12:27,050 --> 00:12:30,120
‫برای همینه که این‌قدر کوچولویی!

164
00:12:33,040 --> 00:12:35,570
‫آره، من کوچولوم...

165
00:12:36,380 --> 00:12:43,070
‫من تو یه میلیون سال هم نمی‌تونم
‫چهار ارباب هیولاهای تاریک رو شکست بدم...

166
00:12:43,070 --> 00:12:48,080
‫و بزرگ‌تر کردن دنیا
‫از این طریق... فقط یه رویاست.

167
00:12:48,080 --> 00:12:51,270
‫پس بالاخره فهمیدی، من.

168
00:12:51,270 --> 00:12:53,250
‫ولی...

169
00:12:54,860 --> 00:12:57,550
‫وقتی تلاش کردم، یه چیزی به دست آوردم.

170
00:12:57,770 --> 00:13:00,160
‫چیزی که اگه تلاش نمی‌کردم
‫هیچ‌وقت به دستش نمی‌آوردم.

171
00:13:00,150 --> 00:13:02,850
‫یه راه برای بزرگ‌تر کردن دنیا!

172
00:13:04,730 --> 00:13:06,580
‫تو منی، درسته؟

173
00:13:07,180 --> 00:13:09,730
‫ولی تو منِ قبل از مرگی.

174
00:13:10,370 --> 00:13:12,590
‫پس معلومه که نمی‌دونی!

175
00:13:12,940 --> 00:13:16,330
‫حرفات اصلاً با عقل جور درنمی‌آد!

176
00:13:18,970 --> 00:13:21,170
‫می‌دونستم...

177
00:13:21,170 --> 00:13:23,830
‫یه حسی بهم می‌گفت که این چطوری کار می‌کنه...

178
00:13:23,830 --> 00:13:26,380
‫این چه قدرتیه؟

179
00:13:26,380 --> 00:13:29,250
‫یه حس عجیبی
‫پایین کمرم دارم...

180
00:13:29,250 --> 00:13:33,090
‫هر چی بیشتر زجر می‌کشم...

181
00:13:33,480 --> 00:13:36,300
‫این باید یه آزمون باشه.

182
00:13:36,600 --> 00:13:39,850
‫چیزی که یه قدرت جدید رو بیدار می‌کنه!

183
00:13:39,850 --> 00:13:43,430
‫و هر چی بیشتر زجر می‌کشم،
‫بیشتر رشد می‌کنه...

184
00:13:43,650 --> 00:13:47,020
‫این قدرت همینه!

185
00:13:49,300 --> 00:13:51,660
‫به لطف تو، حسش کردم...

186
00:13:51,660 --> 00:13:54,740
‫شعله کوچیکی که درون من زبانه می‌کشه!

187
00:13:54,740 --> 00:13:56,360
‫خفه شو!

188
00:13:58,480 --> 00:13:59,740
‫حقیقت داره.

189
00:13:59,740 --> 00:14:02,420
‫ارباب هیولاهای تاریک من رو کشت،

190
00:14:02,420 --> 00:14:05,730
‫و حالا من برده نامیرای اونم،
‫که با قدرتش زنده شدم!

191
00:14:05,730 --> 00:14:07,970
‫باید از هر دستورش اطاعت کنم،

192
00:14:07,970 --> 00:14:10,360
‫و هر وقت بخواد می‌تونه من رو
‫دوباره به یه جسد تبدیل کنه.

193
00:14:10,360 --> 00:14:13,770
‫ولی اون بهم گفت...

194
00:14:14,220 --> 00:14:19,140
‫که هیچ‌وقت بهم دستور نداده
‫که دست از قهرمان بودن بردارم!

195
00:14:19,140 --> 00:14:25,350
‫مسخره‌ست، ولی اون کلمات...
‫دنیای من رو بزرگ‌تر کردن!

196
00:14:27,490 --> 00:14:32,030
‫با این‌که من کسی بودم
‫که می‌گفت دنیا رو بزرگ‌تر می‌کنه!

197
00:14:44,940 --> 00:14:49,730
‫باورم نمی‌شه...
‫منم استعداد جادویی داشتم...

198
00:14:49,730 --> 00:14:51,280
‫عه، از بین رفت.

199
00:14:52,930 --> 00:14:56,230
‫بی‌صبرانه منتظرم تا بعد از این‌که
‫کلن مسخره‌ام کرد، برم بهش پز بدم.

200
00:14:59,440 --> 00:15:02,310
‫اون فقط جادو نیست.

201
00:15:02,310 --> 00:15:05,120
‫این صدا... درله؟

202
00:15:08,410 --> 00:15:11,370
‫حالا، عبور کن.

203
00:15:11,640 --> 00:15:14,410
‫این بهت یه مهارت می‌ده.

204
00:15:14,920 --> 00:15:19,690
‫ولی هر چیزی که این‌جا گفتی،
‫شنیدی، و دیدی رو فراموش می‌کنی.

205
00:15:20,610 --> 00:15:22,310
‫به سه گروه تقسیم می‌شیم.

206
00:15:22,310 --> 00:15:24,940
‫گروه الف جاده رو دنبال می‌کنه.
‫گروه ب از تو جنگل دور می‌زنه.

207
00:15:24,940 --> 00:15:27,090
‫و گروه ج مستقیم حمله می‌کنه.

208
00:15:27,090 --> 00:15:29,760
‫ شیفونلیتس سنسه گروه الف رو رهبری می‌کنه.

209
00:15:29,760 --> 00:15:32,010
‫مری مری‌ودر دستیارش می‌شه.

210
00:15:32,010 --> 00:15:35,590
‫همون‌طور که پیش می‌رین، مطمئن بشین که
‫کسی تو ساختمون‌های کنار جاده نمونده باشه.

211
00:15:36,180 --> 00:15:38,500
‫ری فورستر گروه ب رو رهبری می‌کنه.

212
00:15:38,500 --> 00:15:40,370
‫شما واحد اصلی ما هستین.

213
00:15:40,370 --> 00:15:42,240
‫قوی‌ترین دانش‌آموزا رو با خودت ببر،
‫از تو جنگل برو،

214
00:15:42,240 --> 00:15:44,590
‫و از اون‌طرف دریاچه
‫غافلگیرشون کن.

215
00:15:44,590 --> 00:15:49,350
‫ما که تو گروه ج هستیم
‫از راه دور پشتیبانی می‌کنیم.

216
00:15:49,350 --> 00:15:52,360
‫از جلو حمله می‌کنیم، واکنش دشمن رو
‫می‌سنجیم، و حواسشون رو پرت می‌کنیم.

217
00:15:53,770 --> 00:15:57,900
‫اگه دشمنمون، کلن واتیس،
‫واقعاً کتاب مقدس توآ رو داشته باشه،

218
00:15:57,900 --> 00:16:02,070
‫اونوقت نمی‌شه گفت چقدر قویه.

219
00:16:02,070 --> 00:16:05,120
‫همین که کتاب دست اونه
‫نشون می‌ده که اون یه هیولاست.

220
00:16:05,620 --> 00:16:09,610
‫من در طول تحقیقاتم
‫فقط یه بار بهش دست زدم،

221
00:16:09,610 --> 00:16:11,890
‫و نصف بدنم رو سوزوند.

222
00:16:11,890 --> 00:16:15,370
‫پس حتی اگه کتاب رو
‫پیدا کردین، بهش دست نزنین.

223
00:16:16,070 --> 00:16:18,740
‫این اولین نبرد واقعی شما می‌شه.

224
00:16:19,130 --> 00:16:21,790
‫باید پیروز بشین، و زنده بمونین!

225
00:16:22,380 --> 00:16:24,890
‫من اولین شلیک رو انجام می‌دم.

226
00:16:24,890 --> 00:16:26,550
‫وردخوانی سه‌بخشی!

227
00:16:26,550 --> 00:16:28,520
‫جادوی حمله دوربرد!

228
00:16:29,620 --> 00:16:32,390
‫سینل! اوسترن! فرولا!

229
00:16:41,330 --> 00:16:44,660
‫پس کشتن همه‌تون
‫حداقل یکم سرگرم‌کننده می‌شه.

230
00:16:45,710 --> 00:16:47,620
‫احضار پیروان.

231
00:16:50,820 --> 00:16:52,970
‫پیشگامان سایه،

232
00:16:52,970 --> 00:16:55,120
‫من به هیچ‌کدومشون
‫به‌جز وردین علاقه‌ای ندارم.

233
00:16:55,120 --> 00:16:56,370
‫ببلعیدشون.

234
00:17:02,630 --> 00:17:05,770
‫تو می‌تونی حداکثر دو تا مهارت داشته باشی.

235
00:17:06,270 --> 00:17:10,470
‫اونا راه رسیدن به جادویی هستن
‫که به آرکانیت وابسته نیست.

236
00:17:10,470 --> 00:17:14,410
‫از طریق وردها و ذکرهایی که
‫توسط فردی دارای مهارت اجرا می‌شه،

237
00:17:14,410 --> 00:17:18,270
‫جادو بی‌نهایت امکان‌پذیر می‌شه.

238
00:17:18,270 --> 00:17:22,720
‫صداش شبیه درله،
‫هرچند یه چیزی درست نیست.

239
00:17:23,160 --> 00:17:25,800
‫ولی چیزایی که می‌گه حس واقعی بودن می‌ده.

240
00:17:25,800 --> 00:17:28,570
‫نیتن و بقیه
‫دانش‌آموزای نشان‌دار...

241
00:17:28,570 --> 00:17:32,060
‫این‌که از این دروازه رد شدن
‫یا نه، سرنوشتشون رو رقم زد.

242
00:17:32,060 --> 00:17:34,810
‫حالا عبور کن.

243
00:17:36,080 --> 00:17:40,330
‫چون تو آزمون موفق شدم،
‫حدس می‌زنم باید ازش رد بشم.

244
00:17:43,890 --> 00:17:45,970
‫چرا نمی‌ری؟

245
00:17:46,810 --> 00:17:51,930
‫خب، دلم نمی‌خواد با رد شدن ازش
‫خاطراتم رو از دست بدم.

246
00:17:52,210 --> 00:17:53,190
‫و...

247
00:17:53,630 --> 00:17:55,390
‫این حس یه تله رو می‌ده.

248
00:17:55,870 --> 00:18:00,340
‫یه بوی گندی ازت می‌آد.

249
00:18:04,860 --> 00:18:06,320
‫می‌دونستم!

250
00:18:06,590 --> 00:18:09,030
‫از کجا فهمیدی؟

251
00:18:09,030 --> 00:18:14,190
‫فقط یه احمق باور می‌کنه که تو
‫بهم قدرت می‌دی و همین‌جوری ولم می‌کنی برم.

252
00:18:14,190 --> 00:18:16,330
‫مگه نه، مدیر؟

253
00:18:18,040 --> 00:18:19,740
‫تو از کتاب توآ استفاده کردی،

254
00:18:19,740 --> 00:18:22,930
‫احتمالاً فصل دوم،
‫درباره روستای پیدایش،

255
00:18:22,930 --> 00:18:25,290
‫تا این‌جا رو بسازی!

256
00:18:25,290 --> 00:18:28,720
‫تو همون کسی هستی که
‫اتاق مخفی رو به درل داد!

257
00:18:29,180 --> 00:18:34,090
‫و پشت سر تو وردینه،
‫ارباب هیولاهای تاریک شمال!

258
00:18:35,910 --> 00:18:37,590
‫می‌دونستم حق با منه.

259
00:18:37,940 --> 00:18:40,110
‫دفعه بعد که خواستی کسی رو گول بزنی،

260
00:18:40,110 --> 00:18:44,090
‫سعی کن این‌قدر بوی گند
‫آرایش غلیظت رو ندی.

261
00:18:49,120 --> 00:18:52,430
‫فکر می‌کنی می‌تونی منو بگیری؟

262
00:18:55,620 --> 00:18:56,810
‫دنبالم نمی‌آد؟

263
00:18:57,580 --> 00:18:58,620
‫خب، مهم نیست.

264
00:18:58,830 --> 00:19:00,740
‫حتی برای یه ثانیه هم که شده، دیدمش.

265
00:19:01,000 --> 00:19:03,930
‫یه دنیای قرمز اون‌سوی آینه.

266
00:19:04,330 --> 00:19:07,600
‫احتمالاً اون اتاق مخفی درله.

267
00:19:08,130 --> 00:19:12,350
‫این دنیای آینه‌ای ممکنه
‫بیشتر از یه لایه داشته باشه.

268
00:19:13,340 --> 00:19:14,350
‫اون؟

269
00:19:15,720 --> 00:19:17,500
‫لعنتی!

270
00:19:19,790 --> 00:19:21,090
‫گرفتمش.

271
00:19:23,990 --> 00:19:27,370
‫انتظار نداشتم تو آزمون
‫موفق بشه.

272
00:19:27,370 --> 00:19:31,400
‫ولی هنوزم تو مشتمه...

273
00:19:33,000 --> 00:19:36,770
‫کار خوبی کردم که برای
‫محکم‌کاری فرستادمش.

274
00:19:36,770 --> 00:19:40,630
‫اون به هیچ‌چیزی غیر از گیاهان
‫رحم نمی‌کنه.

275
00:19:40,950 --> 00:19:45,040
‫ازم کینه به دل نگیر. مدیر گفت
‫که فوراً بکشمت.

276
00:19:45,040 --> 00:19:47,210
‫لعنتی... من ضعیفم.

277
00:19:47,210 --> 00:19:49,240
‫تمام قدرتم رو مصرف کردم؟

278
00:19:49,240 --> 00:19:50,920
‫و در واقع...

279
00:19:52,180 --> 00:19:55,430
‫این موشه چطور... هنوز زنده‌ست...؟

280
00:19:56,150 --> 00:19:59,030
‫حالا می‌تونم بفهمم چی می‌گه.

281
00:19:57,310 --> 00:20:01,940
‫قرار بود غذای
‫اون گیاه جهش‌یافته کمیاب بشه...

282
00:19:59,960 --> 00:20:01,970
‫چون تو آزمون برنده شدم؟

283
00:20:02,310 --> 00:20:03,130
‫پس شاید...

284
00:20:03,660 --> 00:20:04,730
‫هی، به من گوش کن!

285
00:20:06,510 --> 00:20:07,950
‫شروع کرد به جیرجیر کردن.

286
00:20:08,150 --> 00:20:08,780
‫چندش‌آوره.

287
00:20:09,370 --> 00:20:10,550
‫شانسی ندارم، نه؟

288
00:20:11,080 --> 00:20:12,730
‫خیلی خب، پس...

289
00:20:13,810 --> 00:20:14,770
‫آخ!

290
00:20:16,730 --> 00:20:20,530
‫دلم نمی‌خواد با کسی بجنگم
‫که می‌دونم یه دانش‌آموزه.

291
00:20:20,890 --> 00:20:22,880
‫پس بهتره فرار کنم!

292
00:20:23,570 --> 00:20:25,620
‫می‌تونم برم تو نقطه کورش
‫و پشت سرش بدوم.

293
00:20:25,800 --> 00:20:28,300
‫الان دیگه به چهار دست‌وپا
‫راه رفتن عادت کردم.

294
00:20:28,560 --> 00:20:30,810
‫اگه نتونه من رو ببینه نمی‌تونه دنبالم بیاد.

295
00:20:32,080 --> 00:20:33,670
‫بولو، سسریوس.

296
00:20:33,920 --> 00:20:34,930
‫یه ورد؟

297
00:20:41,520 --> 00:20:44,570
‫عه، اون‌جایی.

298
00:20:45,580 --> 00:20:47,770
‫خیلی تند می‌دوی، نه؟

299
00:20:47,770 --> 00:20:50,890
‫اینم قدرت نشانشه؟

300
00:20:51,240 --> 00:20:55,290
‫هر کسی برای نشان خودش
‫یه اسمی می‌ذاره.

301
00:20:55,290 --> 00:20:59,000
‫من اسم مال خودم رو گذاشتم «کلمات باغ».

302
00:20:59,630 --> 00:21:03,970
‫این قدرت رو داره که به حرف گیاهان
‫گوش بده و راهنماییشون کنه.

303
00:21:04,520 --> 00:21:10,380
‫جادوی من شامل کلمات باغ
‫و قدرت افزایش رشدشونه.

304
00:21:10,840 --> 00:21:13,650
‫نه این‌که گفتن این چیزا به
‫یه موش فایده‌ای داشته باشه.

305
00:21:14,120 --> 00:21:17,250
‫ولی شاید تو یه موش نباشی.

306
00:21:18,340 --> 00:21:22,750
‫درختی که توش گیر افتادی
‫درخت خفه‌کننده نام داره.

307
00:21:23,470 --> 00:21:26,090
‫من دانه‌هاش رو از قبل کاشتم،

308
00:21:26,090 --> 00:21:29,420
‫و ازشون خواستم اگه هدفم رو
‫پیدا کردن سریع رشد کنن.

309
00:21:30,000 --> 00:21:31,720
‫درد داره...

310
00:21:32,010 --> 00:21:35,370
‫ولی این آسیبی که داره
‫کم‌کم جمع می‌شه...

311
00:21:35,580 --> 00:21:38,360
‫...بهم این فرصت رو می‌ده که
‫دوباره از اون قدرت استفاده کنم!

312
00:21:38,530 --> 00:21:39,880
‫داشتم فکر می‌کردم...

313
00:21:41,040 --> 00:21:43,470
‫من واقعاً نمی‌دونم چطوری

314
00:21:43,960 --> 00:21:46,960
‫قفس اون رز
‫جهش‌یافته رو شکستی.

315
00:21:47,630 --> 00:21:50,880
‫شاید یه جور
‫قدرت خاصی داشته باشی.

316
00:21:51,050 --> 00:21:53,590
‫اون گیاه به طرز عجیبی
‫رشد کرد و ضعیف شد.

317
00:21:53,930 --> 00:21:56,850
‫برای همین نمی‌خواستم فقط بشینم
‫و مردنت رو این‌جا تماشا کنم.

318
00:21:58,260 --> 00:21:59,270
‫پس...

319
00:22:01,270 --> 00:22:06,520
‫شاید بهتر باشه
‫فقط سرت رو قطع کنم.

320
00:22:06,540 --> 00:22:16,540
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
