WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.040 --> 00:14.040
SorenA : ترجمه و زیرنویس

00:15.800 --> 00:17.730
‫بس کن! درش رو نبند!

00:17.730 --> 00:19.720
‫بذار برم بیرون!

00:19.720 --> 00:21.060
‫آهای!

00:25.560 --> 00:27.250
‫نکنه...

00:27.740 --> 00:29.210
‫حشره‌ست؟!

00:29.210 --> 00:30.320
‫بازم حشره؟

00:30.320 --> 00:31.520
‫حشره نه!

00:31.520 --> 00:33.390
‫من ازشون فوبیا دارم!

00:33.680 --> 00:36.760
‫نکن!

02:13.450 --> 02:16.000
‫کلواتس

02:17.990 --> 02:22.990
‫قسمت ۴:
‫برج تاریک

02:18.320 --> 02:24.320
‫پس آلیشیا گلنفال رو دستگیر کردی،
‫همون دختری که به خودش می‌گه قهرمان؟

02:24.320 --> 02:28.440
‫بله. روحش داخل آینه‌ست.

02:29.110 --> 02:33.330
‫تا وقتی این کتاب باز نشه،
‫نمی‌تونه از اون‌جا بیاد بیرون.

02:33.960 --> 02:37.840
‫انگار خوب یاد گرفتی
‫چطوری از کتاب توآ استفاده کنی.

02:37.840 --> 02:39.530
‫معلومه.

02:39.530 --> 02:42.130
‫این کتاب از نسل‌های گذشته
‫تو خانواده من...

02:42.130 --> 02:45.290
‫از زمانی که ما رهبران معنوی روستای پیدایش بودیم،
‫دست‌به‌دست چرخیده.

02:45.720 --> 02:49.710
‫من ژنرال رو ملاقات کردم،
‫از شخص شخیص شما یاد گرفتم،

02:49.710 --> 02:53.690
‫و حالا این کتاب
‫قدرت واقعیش رو پس گرفته.

02:54.090 --> 02:58.190
‫هر کاری می‌کنم، برای برآورده کردن
‫آرزوی بزرگمونه.

02:58.190 --> 03:02.690
‫و برای این کار، باید
‫همه کتاب‌ها رو جمع کنی.

03:02.690 --> 03:05.790
‫آخرین کتاب، یعنی کتاب کوره،

03:05.790 --> 03:08.360
‫تو دست‌های کلواتسه.

03:08.360 --> 03:11.240
‫به هر قیمتی که شده،
‫ازش بگیرش.

03:11.240 --> 03:12.740
‫بسپارش به من.

03:13.310 --> 03:16.720
‫سولسین جاییه که یه زمانی
‫بهش روستای پیدایش می‌گفتن.

03:16.720 --> 03:20.470
‫این‌جا، هیچ‌کس نمی‌تونه در برابر
‫قدرت کتاب مقاومت کنه.

03:21.530 --> 03:24.290
‫حتی یه ارباب هیولاهای تاریک.

03:26.950 --> 03:28.840
‫فقط یکم دیگه بهم وقت بدین...

03:29.180 --> 03:31.160
‫ارباب بزرگ شمال.

03:34.280 --> 03:39.330
‫کی فکرش رو می‌کرد آلیشیای قهرمان
‫تبدیل به همچین هیولای تاریکی بشه...

03:40.610 --> 03:44.680
‫و این اندرو هوایپ بود که دستگیرش کرد.

03:45.610 --> 03:47.610
‫بی‌صبرانه منتظرم ببینم چی می‌شه.

03:50.410 --> 03:52.450
‫خوش اومدی، اندرو.

03:52.870 --> 03:54.550
‫من برگشتم، ری.

03:55.010 --> 03:57.230
‫بازم چیزی شکار کردی؟

03:57.480 --> 03:59.240
‫آره. یه موش.

03:59.240 --> 04:02.090
‫فکر کنم این یکی حسابی عمر کنه.

04:03.900 --> 04:06.960
‫تعهد تو به تحقیقاتت
‫من رو تحت‌تأثیر قرار می‌ده.

04:07.560 --> 04:11.070
‫حتی یه زیرزمین ساختی
‫تا تحقیقاتت رو اون‌جا انجام بدی.

04:12.840 --> 04:14.090
‫مزاحمته؟

04:14.090 --> 04:15.720
‫به‌هیچ‌وجه.

04:16.230 --> 04:21.510
‫هم من و هم مری مری، از فداکاری
‫بی‌سروصدای تو برای کارت قدردانی می‌کنیم.

04:27.390 --> 04:28.160
‫فِل.

04:37.090 --> 04:39.990
‫بعضی وقتا یه صداهایی می‌شنوم،

04:39.990 --> 04:42.120
‫ولی نمی‌تونم بفهمم چی می‌گن.

04:42.120 --> 04:43.800
‫این یه خوابه؟

04:43.800 --> 04:46.400
‫مجبورم کردن که خواب ببینم؟

04:47.990 --> 04:49.480
‫من رو یه جایی گذاشتن؟

04:49.480 --> 04:51.230
‫رو زمین؟ رو میز؟

04:59.490 --> 05:01.100
‫من کجام؟

05:01.100 --> 05:03.360
‫می‌خواد با من چی‌کار کنه؟

05:08.170 --> 05:12.080
‫اینجا چه خبــــــــره!!

05:14.590 --> 05:16.240
‫مشکلی پیش اومده؟

05:16.620 --> 05:20.460
‫خون تاریک همیشه تو این سرزمین
‫ضعیف حس می‌شد،

05:20.460 --> 05:22.360
‫ولی الان کاملاً از بین رفته.

05:22.360 --> 05:24.260
‫یعنی چیزی دستگیرش کرده؟

05:24.260 --> 05:25.630
‫کلواتس.

05:26.000 --> 05:28.080
‫حرف زدن کافیه.

05:28.080 --> 05:30.390
‫فکر کنم به‌اندازه کافی
‫درباره گذشته فهمیدم.

05:30.390 --> 05:34.200
‫و همین‌طور این واقعیت که
‫تو یه تیکه آشغالی، زاوتیر.

05:34.200 --> 05:38.390
‫عذر می‌خوام که بهت نگفتم قبل از
‫به دنیا اومدنت چه اتفاقی افتاده.

05:38.640 --> 05:43.170
‫فکر می‌کردم همه‌چیز تموم شده. اشتباه می‌کردم.

05:43.170 --> 05:45.440
‫پس افسانه داره برمی‌گرده؟

05:45.890 --> 05:49.320
‫باید به هر قیمتی که شده جلوش رو بگیریم.

05:49.320 --> 05:51.360
‫تحت هر شرایطی.

05:52.320 --> 05:56.370
‫هزار و صد سال پیش،
‫وقتی دنیا شکل فعلیش رو به خودش گرفت،

05:56.370 --> 06:01.800
‫خیلی‌ها از جمله
‫پیشینیان شما کشته شدن.

06:01.800 --> 06:06.260
‫کسی که به نبرد دویست‌ساله
‫با قهرمان پایان داد،

06:06.260 --> 06:10.760
‫وردین، ارباب هیولاهای
‫تاریک شمال بود.

06:10.980 --> 06:15.000
‫پس اون همه زخم روی بدنش
‫به خاطر همین بود.

06:15.000 --> 06:18.510
‫یعنی قهرمان واقعی اون‌قدر قوی بود؟

06:18.510 --> 06:21.190
‫وقتی قهرمان به فرم نهاییش
‫تکامل پیدا کرد،

06:21.190 --> 06:23.550
‫از ما هم قوی‌تر شد.

06:23.550 --> 06:25.360
‫یه کابوس واقعی بود.

06:25.360 --> 06:30.950
‫و وردین که بیشتر از همه باهاش جنگیده،
‫این رو بهتر از هر کسی می‌دونه.

06:31.470 --> 06:36.050
‫چرا باید سعی کنه
‫افسانه رو دوباره زنده کنه؟

06:36.400 --> 06:39.200
‫برام مهم نیست.

06:39.650 --> 06:44.170
‫اون دشمنیه که وارد قلمروی من شده
‫و برام دندون تیز کرده.

06:44.170 --> 06:46.410
‫هر کسی هم که باهاش همدست باشه،
‫دشمن منه.

06:46.410 --> 06:47.880
‫همین برام کافیه.

06:48.200 --> 06:50.600
‫همون‌طور که تا الان کردم،
‫هر کاری دلم بخواد می‌کنم.

06:51.100 --> 06:53.110
‫مراقب باش، کلواتس.

06:53.540 --> 06:58.750
‫تو خارج از قلمروت هستی.
‫به آسونیِ هایدن نخواهد بود.

06:58.750 --> 07:02.600
‫برای همین خدمتکارم رو با خودم آوردم.

07:02.910 --> 07:05.740
‫درست مثل کاری که تو کردی، زاوتیر.

07:07.220 --> 07:09.360
‫پس متوجه شدی؟

07:09.690 --> 07:11.070
‫معلومه.

07:11.710 --> 07:14.330
‫من که کسی رو با خودم نیاوردم.

07:14.620 --> 07:19.040
‫انگار فعلاً نمی‌تونم
‫باهاش ارتباط برقرار کنم...

07:19.040 --> 07:21.320
‫خدا می‌دونه کجا داره
‫وقتش رو تلف می‌کنه.

07:23.470 --> 07:26.580
‫لعنتی! مانع رو برداشت!

07:31.550 --> 07:34.200
‫سرم یه جوریه.

07:34.200 --> 07:40.380
‫پس ارتباطمون با آلیشیای قهرمان... نه، آلیسا قطع شده.

07:40.380 --> 07:42.670
‫حالش خوبه؟

07:47.170 --> 07:52.030
‫پس آلیسا اسلیهانت بازم غایبه؟

07:52.460 --> 07:55.310
‫کلن، تو چیزی ازش شنیدی؟

07:55.310 --> 07:56.480
‫هیچی.

07:57.000 --> 07:58.740
‫که این‌طور.

07:59.080 --> 08:02.620
‫شاید برگشته باشه خونه‌اش.

08:02.900 --> 08:04.540
‫بعضی وقتا بچه‌هایی رو می‌بینیم

08:04.540 --> 08:08.230
‫که فرار می‌کنن چون نمی‌تونن
‫خودشون رو با کلاسا وفق بدن.

08:08.230 --> 08:10.000
‫آره، جون خودت.

08:31.700 --> 08:35.620
‫چند روز می‌شه که هیچی
‫نخوردم و ننوشیدم؟

08:36.160 --> 08:39.830
‫انگار همه‌چیز داره می‌پوسه...

08:40.290 --> 08:42.520
‫اینا واقعی نیستن.

08:42.520 --> 08:44.760
‫دلیلی که بهش مطمئنم اینه که...

08:45.440 --> 08:46.460
‫اونه.

08:47.180 --> 08:49.360
‫انعکاس تصویر خودم تو شیشه.

08:49.720 --> 08:51.910
‫شبیه یه موش هیولای تاریک شدم.

08:52.530 --> 08:55.090
‫منظره پشتم عادی به نظر می‌رسه.

08:56.000 --> 08:59.730
‫اون... خودِ واقعی منه؟

09:01.380 --> 09:07.360
‫به‌عبارت دیگه، غولی که من رو
‫دستگیر کرده اندازه یه انسانه.

09:07.700 --> 09:11.770
‫باید دانش‌آموز شماره سه مدرسه باشه.
‫پس اون موقع اون‌جا بوده.

09:12.230 --> 09:15.660
‫اون قورباغه... غذای منه؟

09:16.720 --> 09:18.530
‫می‌خواد من رو به‌عنوان حیوون خونگی نگه داره؟

09:20.110 --> 09:22.480
‫نه، عمراً.

09:24.880 --> 09:26.040
‫چون...

09:28.330 --> 09:31.590
‫این‌جا باغچه اونه!

09:32.720 --> 09:36.520
‫پس من غذای این جونورم؟

09:42.720 --> 09:45.520
‫تو همیشه یهو از ناکجاآباد پیدات می‌شه.

09:46.030 --> 09:47.170
‫گارت.

09:47.170 --> 09:49.400
‫من برات پرواز می‌کنم.

09:49.670 --> 09:52.460
‫تو بهم اطلاعات می‌دی.

09:53.700 --> 09:56.900
‫قراردادمون اینه، رود از اسلین.

09:57.310 --> 09:59.480
‫قراره اون‌قدر سخت کار کنی
‫که ارزش این همه پرواز کردنم رو داشته باشه.

09:59.840 --> 10:02.160
‫این‌جا صدام کن «بارنز».

10:02.870 --> 10:05.340
‫من استاد جدید تاریخم.

10:05.680 --> 10:09.540
‫می‌دونم این‌جایی
‫تا رازهای درل رو پیدا کنی.

10:09.820 --> 10:11.780
‫منم دنبال همون می‌گردم.

10:12.160 --> 10:13.710
‫چیزی فهمیدی؟

10:14.240 --> 10:16.210
‫هنوز نه.

10:16.400 --> 10:19.040
‫فعلاً تنها چیزی که می‌دونم اینه که

10:19.040 --> 10:21.730
‫تو خود ساختمون مدرسه
‫هیچ اتاق مخفی‌ای وجود نداره.

10:22.600 --> 10:24.600
‫میکوئل برام گشت.

10:24.960 --> 10:28.160
‫اون تو جاسوسی، جست‌وجو
‫و گشت‌زنی متخصصه،

10:28.160 --> 10:30.160
‫پس اگه اون می‌گه، حتماً حق با اونه.

10:32.870 --> 10:35.880
‫چیزی که تحقیقات خودم
‫نشون داده اینه که

10:35.880 --> 10:40.170
‫دانش‌آموزای این‌جا اکثراً
‫بدون هیچ هشداری غیبشون می‌زنه.

10:40.170 --> 10:41.260
‫«اکثراً»؟

10:41.520 --> 10:44.710
‫بیشتر دانش‌آموزا برمی‌گردن.

10:44.950 --> 10:49.830
‫ظاهراً این یه مراسم گذره
‫تا بتونن جادوشون رو به دست بیارن.

10:50.340 --> 10:52.970
‫برای همین هیچ‌کس نگرانش نمی‌شه.

10:52.970 --> 10:56.900
‫تازه، دانش‌آموزای بااستعدادتر
‫بی‌صبرانه منتظرشن.

10:57.840 --> 11:02.550
‫کسایی که برمی‌گردن یه جور
‫استعداد جادویی جدید به دست می‌آرن،

11:02.550 --> 11:04.130
‫و اگه به دست نیارن،

11:04.130 --> 11:07.140
‫مثل نیتن فرانک تو چند روز پیش،
‫با یه وضعیت افتضاح برمی‌گردن،

11:07.440 --> 11:10.390
‫و یا یه مرخصی طولانی می‌گیرن
‫یا کلاً مدرسه رو ول می‌کنن.

11:11.200 --> 11:13.210
‫پس بعضی‌ها انتخاب می‌شن،
‫و بعضی‌ها نمی‌شن.

11:13.630 --> 11:17.240
‫مشکل اینه که من هنوز
‫نمی‌دونم چطوری این اتفاق می‌افته.

11:17.240 --> 11:21.030
‫ولی مشخصه که به
‫اتاق درل ربط داره.

11:21.030 --> 11:24.960
‫پس دانش‌آموزای گم‌شده کلید ماجران؟

11:26.120 --> 11:27.910
‫الان کی گم شده؟

11:28.530 --> 11:32.930
‫دانش‌آموز انتقالی
‫از هایدن. آلیسا اسلیهانت.

11:32.930 --> 11:36.470
‫پیدا کردن اون کلید
‫حل این معماست.

11:37.500 --> 11:42.320
‫سه روز گذشته.
‫«انتخاب شدن» ممکنه هر لحظه اتفاق بیفته.

11:42.320 --> 11:45.180
‫من بیشتر نگرانم که
‫به‌عنوان جاسوس کشته بشه.

11:45.490 --> 11:48.420
‫برای کسی به جوونی اون،
‫این سرنوشت خیلی بی‌رحمانه‌ست.

11:48.780 --> 11:51.950
‫نمی‌دونه که اون قهرمانه؟

11:52.830 --> 11:55.600
‫لطفاً هر چی فهمیدی به منم بگو.

11:55.600 --> 11:58.020
‫تنها کاری که می‌تونم بکنم تماشاکردنه.

11:58.310 --> 12:01.530
‫ولی هیچ‌چیزی از چشمام پنهون نمی‌مونه.

12:02.520 --> 12:04.790
‫اگه چیزی پیدا کردم بهت خبر می‌دم.

12:06.240 --> 12:07.160
‫ممنون.

12:13.380 --> 12:17.160
‫قطعاً نمی‌تونم بهش بگم متحد...

12:18.020 --> 12:20.320
‫ولی خوشحالم که این دوروبراست.

12:26.860 --> 12:28.680
‫چی‌کار کنم؟!

12:30.870 --> 12:35.000
‫چرا قهرمان یهو غیبش زد؟

12:35.000 --> 12:38.580
‫برگشته می‌گه، «فکر کنم بدونم
‫اتاق مخفی چیه!»

12:38.580 --> 12:40.320
‫و بعد یهو پا می‌شه می‌ذاره می‌ره...

12:40.960 --> 12:44.050
‫و غیبش می‌زنه!

12:44.050 --> 12:47.190
‫می‌دونی، منم دارم دنبالش می‌گردم!

12:47.190 --> 12:52.830
‫اگه پیداش نکنم، امپراتور
‫ممکنه من رو بکشه، می‌فهمی؟

12:58.800 --> 13:03.160
‫اگه بفهمه من بهش راهنمایی دادم
‫و اون با جواب فرار کرده،

13:03.160 --> 13:05.240
‫واقعاً من رو می‌کشه...

13:05.240 --> 13:07.090
‫این دفعه واقعاً این کار رو می‌کنه!

13:07.400 --> 13:09.570
‫نه! عمراً!

13:09.570 --> 13:13.830
‫مطمئنم فقط با دیدن وسایل اعدام
‫از ترس سکته می‌کنم!

13:13.830 --> 13:18.800
‫من می‌تونم آهن رو کنترل کنم، پس یه جوری
‫من رو می‌کشن که توش از آهن استفاده نشه.

13:20.010 --> 13:22.860
‫خیلی داغه!

13:24.620 --> 13:26.990
‫چی‌کار کنم؟!

13:26.990 --> 13:29.150
‫باید پیداش کنم! باید پیداش کنم!
‫باید پیداش کنم!

13:29.150 --> 13:30.500
‫باید پیداش کنم! باید...

13:30.500 --> 13:32.250
‫یادت بیاد، نایه شیفونلیتس!

13:32.260 --> 13:35.010
‫دیگه چی گفت؟

13:36.770 --> 13:40.480
‫گفت قبل از این‌که جنگی شروع بشه
‫از شر اون راز خلاص می‌شه!

13:40.480 --> 13:44.800
‫و این‌که داره با اون دوقلوهای
‫اسلینی همکاری می‌کنه!

13:45.650 --> 13:46.970
‫چرا دوقلوها؟

13:47.200 --> 13:50.480
‫با اون دوتایی که به‌عنوان
‫استاد این‌جان همکاری نمی‌کنه؟

13:50.760 --> 13:55.560
‫چون می‌خواد جلوی جنگ رو بگیره،
‫تصمیم گرفته با سربازا همکاری نکنه؟

13:56.570 --> 13:58.780
‫تنهایی نمی‌تونم پیداش کنم.

13:58.780 --> 14:02.160
‫به کسی نیاز دارم که بدون
‫پرسیدن سؤال کمکم کنه.

14:03.290 --> 14:05.450
‫اون نه. اون ترسناکه!

14:05.450 --> 14:08.240
‫فقط با نگاه کردن بهش
‫زهره‌ترک می‌شم!

14:09.260 --> 14:12.080
‫پس یکی از دانش‌آموزا؟

14:12.080 --> 14:16.110
‫دانش‌آموزایی که مدتیه این‌جان
‫فقط اوضاع رو بدتر می‌کنن.

14:16.110 --> 14:18.320
‫دانش‌آموزای انتقالی...؟ احمق!

14:18.320 --> 14:21.580
‫چرا باید بخوام اون راز رو
‫بیشتر پخش کنم؟

14:21.580 --> 14:24.110
‫الان چی‌کار می‌تونم بکنم؟

14:24.110 --> 14:26.340
‫الان چی‌کار می‌تونم بکنم؟

14:27.100 --> 14:29.510
‫باشه، وقت فراره!

14:29.510 --> 14:32.420
‫بیشتر برام بگو.

14:34.280 --> 14:36.050
‫تو...

14:36.540 --> 14:39.440
‫چـ-چـ-چـ-چطوری اومدی این‌جا؟

14:39.440 --> 14:42.420
‫من پنجره‌ها رو بستم و در رو قفل کردم!

14:42.420 --> 14:45.680
‫تازه، این‌جا خوابگاه اساتید زنه!

14:45.680 --> 14:48.920
‫من سایه‌هایی رو دنبال کردم
‫که بوی اون رو می‌دادن.

14:48.920 --> 14:51.620
‫یه مکالمه طولانی کافیه
‫تا بو منتقل بشه.

14:51.620 --> 14:53.320
‫بوش؟!

14:53.320 --> 14:56.000
‫البته بعد از سه روز از بین می‌ره.

14:56.000 --> 14:59.410
‫اون برنگشته، برای همین چاره‌ای
‫جز گشتن دنبالش برام نمونده.

14:59.690 --> 15:02.040
‫داری از روی بو ردش رو می‌زنی؟
‫مگه تو سگی؟

15:03.510 --> 15:05.350
‫سگ نیستم، نه.

15:06.100 --> 15:09.610
‫ولی حتی بینی منم نمی‌تونه پیداش کنه.

15:09.610 --> 15:17.170
‫رد بوش تو ساختمون شرقیِ مدرسه
‫که پر از گیاهه، قطع می‌شه.

15:17.170 --> 15:19.440
‫حتی مرگ هم بوی یه نفر رو پاک نمی‌کنه.

15:20.060 --> 15:23.670
‫منطقی نیست که بدون
‫گذاشتن هیچ ردی غیبش بزنه.

15:24.030 --> 15:26.560
‫هر چقدر هم باورش سخت باشه،
‫اون یه قهرمانه.

15:27.010 --> 15:29.310
‫ولی هیچ نشونه‌ای از مقاومت نیست.

15:30.390 --> 15:33.470
‫اگه وسط بحثش با تو
‫فرار کرده،

15:33.470 --> 15:38.200
‫حتماً به یه جوابی رسیده.

15:39.400 --> 15:42.650
‫حرف بزن.
‫هر چی می‌دونی رو بهم بگو.

15:42.650 --> 15:46.920
‫رابطه بین هیولاهای تاریک و قدرتی
‫که می‌شه این‌جا به دست آورد چیه؟

15:47.440 --> 15:50.180
‫کلمه‌به‌کلمه حرفایی رو که
‫بینتون ردوبدل شد بهم بگو.

15:50.680 --> 15:54.720
‫جوابام رو می‌گیرم، حتی اگه مجبور بشم
‫از تو مغزت بکشمشون بیرون.

15:55.600 --> 15:58.480
‫تـ-تو چی هستی؟

15:58.480 --> 16:01.680
‫چطوری می‌تونی این‌قدر حرفای ترسناک بزنی؟

16:02.050 --> 16:05.520
‫از طرز حرف زدنت معلومه
‫که جدی می‌گی، نه؟

16:05.520 --> 16:08.160
‫سایه‌ها، بوها...

16:08.160 --> 16:11.370
‫تو اصلاً انسانی؟

16:13.530 --> 16:18.290
‫این باعث می‌شه بخوای حرف بزنی؟

16:18.920 --> 16:22.580
‫می‌دونی این‌که این فرم رو
‫بهت نشون دادم چه معنی‌ای داره، نه؟

16:22.580 --> 16:26.470
‫یا ازم اطاعت می‌کنی... یا می‌میری.

16:27.490 --> 16:30.260
‫و خیلی هم دردناک خواهد بود.

16:31.450 --> 16:33.460
‫امروز اصلاً روز من نیست.

16:34.310 --> 16:36.780
‫اوه خدایا، من...

16:37.400 --> 16:39.880
‫حالا، شروع کن به حرف زدن.

16:45.290 --> 16:47.610
‫بدون اجازه من حق نداری غش کنی.

16:55.200 --> 17:00.190
‫آخ...

16:56.930 --> 17:00.200
‫حالا بیدار شدی؟ پس حرف بزن.

17:01.360 --> 17:03.790
‫بله، ارباب.

17:04.620 --> 17:09.840
‫آهاهاها، دیگه برام مهم نیست!

17:10.810 --> 17:12.200
‫که این‌طور.

17:12.200 --> 17:17.470
‫پس اتفاقاتی که این‌جا می‌افته
‫با بخشی از افسانه قهرمان همخوانی داره.

17:17.760 --> 17:19.440
‫روستای پیدایش.

17:19.440 --> 17:21.770
‫زاوتیر هم در موردش حرف زد.

17:21.770 --> 17:24.760
‫مستقیماً از خدمتکارم می‌پرسم
‫که چی پیدا کرده.

17:25.570 --> 17:29.320
‫حالا، بیا در مورد این‌که چطوری این انسان‌نماها
‫به هیولای تاریک تبدیل می‌شن بحث کنیم.

17:29.320 --> 17:31.450
‫تـ-تو نسل من،

17:31.450 --> 17:36.080
‫کسایی که نمی‌تونستن به نشان‌هاشون
‫مسلط بشن، همیشه تبدیل به هیولای تاریک می‌شدن.

17:36.080 --> 17:39.620
‫تو خیلی از موارد، اونا هیچ‌وقت
‫دوباره به انسان تبدیل نمی‌شدن،

17:39.620 --> 17:41.750
‫ولی انگار دیگه
‫این‌طور نیست.

17:42.230 --> 17:46.620
‫برای من اتفاق نیفتاد، پس اینا
‫فقط چیزاییه که از بقیه شنیدم.

17:46.900 --> 17:51.000
‫ولی آزمون اینه که بتونی
‫قدرتت رو مجبور به اطاعت کنی.

17:51.200 --> 17:54.520
‫اگه بتونی، اون قدرت مال تو می‌شه.

17:54.520 --> 17:57.830
‫اگه اون بهت غلبه کنه،
‫هیولای تاریک ذهنت رو تسخیر می‌کنه.

17:57.830 --> 18:00.650
‫و اساتید،
‫یا بقیه دانش‌آموزا، تو رو می‌کشن.

18:01.980 --> 18:06.380
‫ممکنه خدمتکار منم
‫گرفتار این «آزمون» شده باشه.

18:07.530 --> 18:10.470
‫اگه این‌طور بود،
‫وقتی یه هیولای تاریک یه جایی پیداش شد

18:10.470 --> 18:12.430
‫یکی باید یه چیزی می‌گفت.

18:12.430 --> 18:16.390
‫یا اگه قدرتش رو به دست آورده،
‫تا الان باید برگشته باشه.

18:16.800 --> 18:22.540
‫یا این‌که تو فرم هیولای تاریک
‫یه جایی گیر افتاده.

18:24.600 --> 18:29.280
‫که یعنی سؤال اینه که
‫کی اون رو گیر انداخته، و چرا.

18:30.210 --> 18:35.020
‫اگه می‌دونن اون همون قهرمانیه که درل رو کشته
‫و بازم دارن این کار رو می‌کنن...

18:35.020 --> 18:36.420
‫این...

18:38.770 --> 18:40.840
‫اونا دنبال اینن.

18:40.840 --> 18:44.470
‫حتماً پیش خودشون فکر کردن
‫که بدون حضور اون در کنارم،

18:44.470 --> 18:47.030
‫دزدیدن این از من کار راحتیه.

18:47.030 --> 18:50.070
‫من این کتاب رو یه جایی دیدم...

18:50.590 --> 18:53.560
‫اونا من رو دست‌کم گرفتن.

18:59.130 --> 19:04.570
‫سقف!

19:26.910 --> 19:28.440
‫چه خبره؟

19:36.490 --> 19:39.040
‫کلواتس... نکنه می‌خوای...

19:43.280 --> 19:45.040
‫اون چیه؟

19:46.800 --> 19:49.470
‫یه برج... تاریک؟!

19:55.160 --> 19:57.640
‫چیزی که می‌خوای این‌جاست.

19:59.880 --> 20:01.630
‫دقیقاً همین‌جاست!

20:01.870 --> 20:04.640
‫اگه می‌خوایش، بیا بگیرش!

20:07.250 --> 20:08.800
‫اون برج چیه؟

20:09.460 --> 20:11.900
‫صدا از اون‌جا اومد، نه؟

20:12.280 --> 20:14.600
‫خودشه، اندرو.

20:15.760 --> 20:18.440
‫نشانم داره درد می‌کنه و می‌لرزه.

20:20.900 --> 20:25.560
‫از همون اولین باری که دیدمش،
‫این درد رو حس کردم.

20:27.110 --> 20:31.140
‫حتماً خودشه که اون بالاست!

20:32.580 --> 20:33.970
‫اوف.

20:34.280 --> 20:38.800
‫انگار ارباب جنوب
‫داره یه کار سرگرم‌کننده می‌کنه.

20:39.440 --> 20:40.540
‫هی، نگاه کن.

20:40.870 --> 20:41.800
‫آره.

20:42.720 --> 20:44.250
‫پروفسور بارنز!

20:44.670 --> 20:46.310
‫منم دارم می‌بینمش.

20:46.870 --> 20:48.580
‫منم اون صدا رو شنیدم...

20:49.450 --> 20:50.760
‫اون دیگه چیه؟

20:53.780 --> 20:56.560
‫اون برج امروز بعدازظهر
‫اون‌جا نبود، درسته؟

20:56.560 --> 20:58.090
‫هی، برو یه نگاهی بنداز!

20:58.090 --> 20:59.190
‫نه!

20:59.520 --> 21:03.390
‫این همون آزمونیه که باید پشت سر بذاریم
‫تا نشانمون رو دریافت کنیم؟

21:03.390 --> 21:04.680
‫امکان نداره!

21:05.260 --> 21:06.930
‫آروم باشین.

21:07.760 --> 21:11.220
‫من مدیر الرو رومین هستم.

21:11.220 --> 21:17.830
‫از دانش‌آموزا و اساتید
‫می‌خوام که آرامش خودشون رو حفظ کنن.

21:18.040 --> 21:20.230
‫این یه تمرین آموزشیه.

21:20.230 --> 21:21.600
‫یه تمرین آموزشی؟

21:21.600 --> 21:23.770
‫کسایی که اون‌قدر قوی نیستن
‫که بتونن در برابر صدای من مقاومت کنن،

21:23.770 --> 21:25.710
‫باید فوراً به اتاق‌هاشون برگردن،

21:25.710 --> 21:29.710
‫در رو قفل کنن و به خواب عمیقی فرو برن.

21:31.150 --> 21:33.060
‫بله. فهمیدیم.

21:39.170 --> 21:42.230
‫مشکلی نداره که الان وارد عمل بشیم؟

21:42.920 --> 21:47.400
‫می‌دونم وضعیت اضطراریه،
‫ولی جاسوسای زیادی این‌جان.

21:47.400 --> 21:49.520
‫مهم نیست
‫چند تا جاسوس این‌جا باشن.

21:49.520 --> 21:51.740
‫اونا در برابر قدرت این کتاب
‫کاملاً عاجزن.

21:52.320 --> 21:55.440
‫ولی اون چیز فرق می‌کنه.

21:55.880 --> 21:59.190
‫اون چیز چندش‌آور
‫هیچ جایی تو این سرزمین مقدس،

21:59.190 --> 22:02.500
‫یعنی سولسین، روستای پیدایش نداره.

22:04.200 --> 22:07.350
‫من نمی‌تونم اجازه بدم این‌جا حضور داشته باشه!

22:07.370 --> 22:17.370
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
