1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,040 --> 00:00:14,040
SorenA : ترجمه و زیرنویس

3
00:00:15,800 --> 00:00:17,730
‫بس کن! درش رو نبند!

4
00:00:17,730 --> 00:00:19,720
‫بذار برم بیرون!

5
00:00:19,720 --> 00:00:21,060
‫آهای!

6
00:00:25,560 --> 00:00:27,250
‫نکنه...

7
00:00:27,740 --> 00:00:29,210
‫حشره‌ست؟!

8
00:00:29,210 --> 00:00:30,320
‫بازم حشره؟

9
00:00:30,320 --> 00:00:31,520
‫حشره نه!

10
00:00:31,520 --> 00:00:33,390
‫من ازشون فوبیا دارم!

11
00:00:33,680 --> 00:00:36,760
‫نکن!

12
00:02:13,450 --> 00:02:16,000
‫کلواتس

13
00:02:17,990 --> 00:02:22,990
‫قسمت ۴:
‫برج تاریک

14
00:02:18,320 --> 00:02:24,320
‫پس آلیشیا گلنفال رو دستگیر کردی،
‫همون دختری که به خودش می‌گه قهرمان؟

15
00:02:24,320 --> 00:02:28,440
‫بله. روحش داخل آینه‌ست.

16
00:02:29,110 --> 00:02:33,330
‫تا وقتی این کتاب باز نشه،
‫نمی‌تونه از اون‌جا بیاد بیرون.

17
00:02:33,960 --> 00:02:37,840
‫انگار خوب یاد گرفتی
‫چطوری از کتاب توآ استفاده کنی.

18
00:02:37,840 --> 00:02:39,530
‫معلومه.

19
00:02:39,530 --> 00:02:42,130
‫این کتاب از نسل‌های گذشته
‫تو خانواده من...

20
00:02:42,130 --> 00:02:45,290
‫از زمانی که ما رهبران معنوی روستای پیدایش بودیم،
‫دست‌به‌دست چرخیده.

21
00:02:45,720 --> 00:02:49,710
‫من ژنرال رو ملاقات کردم،
‫از شخص شخیص شما یاد گرفتم،

22
00:02:49,710 --> 00:02:53,690
‫و حالا این کتاب
‫قدرت واقعیش رو پس گرفته.

23
00:02:54,090 --> 00:02:58,190
‫هر کاری می‌کنم، برای برآورده کردن
‫آرزوی بزرگمونه.

24
00:02:58,190 --> 00:03:02,690
‫و برای این کار، باید
‫همه کتاب‌ها رو جمع کنی.

25
00:03:02,690 --> 00:03:05,790
‫آخرین کتاب، یعنی کتاب کوره،

26
00:03:05,790 --> 00:03:08,360
‫تو دست‌های کلواتسه.

27
00:03:08,360 --> 00:03:11,240
‫به هر قیمتی که شده،
‫ازش بگیرش.

28
00:03:11,240 --> 00:03:12,740
‫بسپارش به من.

29
00:03:13,310 --> 00:03:16,720
‫سولسین جاییه که یه زمانی
‫بهش روستای پیدایش می‌گفتن.

30
00:03:16,720 --> 00:03:20,470
‫این‌جا، هیچ‌کس نمی‌تونه در برابر
‫قدرت کتاب مقاومت کنه.

31
00:03:21,530 --> 00:03:24,290
‫حتی یه ارباب هیولاهای تاریک.

32
00:03:26,950 --> 00:03:28,840
‫فقط یکم دیگه بهم وقت بدین...

33
00:03:29,180 --> 00:03:31,160
‫ارباب بزرگ شمال.

34
00:03:34,280 --> 00:03:39,330
‫کی فکرش رو می‌کرد آلیشیای قهرمان
‫تبدیل به همچین هیولای تاریکی بشه...

35
00:03:40,610 --> 00:03:44,680
‫و این اندرو هوایپ بود که دستگیرش کرد.

36
00:03:45,610 --> 00:03:47,610
‫بی‌صبرانه منتظرم ببینم چی می‌شه.

37
00:03:50,410 --> 00:03:52,450
‫خوش اومدی، اندرو.

38
00:03:52,870 --> 00:03:54,550
‫من برگشتم، ری.

39
00:03:55,010 --> 00:03:57,230
‫بازم چیزی شکار کردی؟

40
00:03:57,480 --> 00:03:59,240
‫آره. یه موش.

41
00:03:59,240 --> 00:04:02,090
‫فکر کنم این یکی حسابی عمر کنه.

42
00:04:03,900 --> 00:04:06,960
‫تعهد تو به تحقیقاتت
‫من رو تحت‌تأثیر قرار می‌ده.

43
00:04:07,560 --> 00:04:11,070
‫حتی یه زیرزمین ساختی
‫تا تحقیقاتت رو اون‌جا انجام بدی.

44
00:04:12,840 --> 00:04:14,090
‫مزاحمته؟

45
00:04:14,090 --> 00:04:15,720
‫به‌هیچ‌وجه.

46
00:04:16,230 --> 00:04:21,510
‫هم من و هم مری مری، از فداکاری
‫بی‌سروصدای تو برای کارت قدردانی می‌کنیم.

47
00:04:27,390 --> 00:04:28,160
‫فِل.

48
00:04:37,090 --> 00:04:39,990
‫بعضی وقتا یه صداهایی می‌شنوم،

49
00:04:39,990 --> 00:04:42,120
‫ولی نمی‌تونم بفهمم چی می‌گن.

50
00:04:42,120 --> 00:04:43,800
‫این یه خوابه؟

51
00:04:43,800 --> 00:04:46,400
‫مجبورم کردن که خواب ببینم؟

52
00:04:47,990 --> 00:04:49,480
‫من رو یه جایی گذاشتن؟

53
00:04:49,480 --> 00:04:51,230
‫رو زمین؟ رو میز؟

54
00:04:59,490 --> 00:05:01,100
‫من کجام؟

55
00:05:01,100 --> 00:05:03,360
‫می‌خواد با من چی‌کار کنه؟

56
00:05:08,170 --> 00:05:12,080
‫اینجا چه خبــــــــره!!

57
00:05:14,590 --> 00:05:16,240
‫مشکلی پیش اومده؟

58
00:05:16,620 --> 00:05:20,460
‫خون تاریک همیشه تو این سرزمین
‫ضعیف حس می‌شد،

59
00:05:20,460 --> 00:05:22,360
‫ولی الان کاملاً از بین رفته.

60
00:05:22,360 --> 00:05:24,260
‫یعنی چیزی دستگیرش کرده؟

61
00:05:24,260 --> 00:05:25,630
‫کلواتس.

62
00:05:26,000 --> 00:05:28,080
‫حرف زدن کافیه.

63
00:05:28,080 --> 00:05:30,390
‫فکر کنم به‌اندازه کافی
‫درباره گذشته فهمیدم.

64
00:05:30,390 --> 00:05:34,200
‫و همین‌طور این واقعیت که
‫تو یه تیکه آشغالی، زاوتیر.

65
00:05:34,200 --> 00:05:38,390
‫عذر می‌خوام که بهت نگفتم قبل از
‫به دنیا اومدنت چه اتفاقی افتاده.

66
00:05:38,640 --> 00:05:43,170
‫فکر می‌کردم همه‌چیز تموم شده. اشتباه می‌کردم.

67
00:05:43,170 --> 00:05:45,440
‫پس افسانه داره برمی‌گرده؟

68
00:05:45,890 --> 00:05:49,320
‫باید به هر قیمتی که شده جلوش رو بگیریم.

69
00:05:49,320 --> 00:05:51,360
‫تحت هر شرایطی.

70
00:05:52,320 --> 00:05:56,370
‫هزار و صد سال پیش،
‫وقتی دنیا شکل فعلیش رو به خودش گرفت،

71
00:05:56,370 --> 00:06:01,800
‫خیلی‌ها از جمله
‫پیشینیان شما کشته شدن.

72
00:06:01,800 --> 00:06:06,260
‫کسی که به نبرد دویست‌ساله
‫با قهرمان پایان داد،

73
00:06:06,260 --> 00:06:10,760
‫وردین، ارباب هیولاهای
‫تاریک شمال بود.

74
00:06:10,980 --> 00:06:15,000
‫پس اون همه زخم روی بدنش
‫به خاطر همین بود.

75
00:06:15,000 --> 00:06:18,510
‫یعنی قهرمان واقعی اون‌قدر قوی بود؟

76
00:06:18,510 --> 00:06:21,190
‫وقتی قهرمان به فرم نهاییش
‫تکامل پیدا کرد،

77
00:06:21,190 --> 00:06:23,550
‫از ما هم قوی‌تر شد.

78
00:06:23,550 --> 00:06:25,360
‫یه کابوس واقعی بود.

79
00:06:25,360 --> 00:06:30,950
‫و وردین که بیشتر از همه باهاش جنگیده،
‫این رو بهتر از هر کسی می‌دونه.

80
00:06:31,470 --> 00:06:36,050
‫چرا باید سعی کنه
‫افسانه رو دوباره زنده کنه؟

81
00:06:36,400 --> 00:06:39,200
‫برام مهم نیست.

82
00:06:39,650 --> 00:06:44,170
‫اون دشمنیه که وارد قلمروی من شده
‫و برام دندون تیز کرده.

83
00:06:44,170 --> 00:06:46,410
‫هر کسی هم که باهاش همدست باشه،
‫دشمن منه.

84
00:06:46,410 --> 00:06:47,880
‫همین برام کافیه.

85
00:06:48,200 --> 00:06:50,600
‫همون‌طور که تا الان کردم،
‫هر کاری دلم بخواد می‌کنم.

86
00:06:51,100 --> 00:06:53,110
‫مراقب باش، کلواتس.

87
00:06:53,540 --> 00:06:58,750
‫تو خارج از قلمروت هستی.
‫به آسونیِ هایدن نخواهد بود.

88
00:06:58,750 --> 00:07:02,600
‫برای همین خدمتکارم رو با خودم آوردم.

89
00:07:02,910 --> 00:07:05,740
‫درست مثل کاری که تو کردی، زاوتیر.

90
00:07:07,220 --> 00:07:09,360
‫پس متوجه شدی؟

91
00:07:09,690 --> 00:07:11,070
‫معلومه.

92
00:07:11,710 --> 00:07:14,330
‫من که کسی رو با خودم نیاوردم.

93
00:07:14,620 --> 00:07:19,040
‫انگار فعلاً نمی‌تونم
‫باهاش ارتباط برقرار کنم...

94
00:07:19,040 --> 00:07:21,320
‫خدا می‌دونه کجا داره
‫وقتش رو تلف می‌کنه.

95
00:07:23,470 --> 00:07:26,580
‫لعنتی! مانع رو برداشت!

96
00:07:31,550 --> 00:07:34,200
‫سرم یه جوریه.

97
00:07:34,200 --> 00:07:40,380
‫پس ارتباطمون با آلیشیای قهرمان... نه، آلیسا قطع شده.

98
00:07:40,380 --> 00:07:42,670
‫حالش خوبه؟

99
00:07:47,170 --> 00:07:52,030
‫پس آلیسا اسلیهانت بازم غایبه؟

100
00:07:52,460 --> 00:07:55,310
‫کلن، تو چیزی ازش شنیدی؟

101
00:07:55,310 --> 00:07:56,480
‫هیچی.

102
00:07:57,000 --> 00:07:58,740
‫که این‌طور.

103
00:07:59,080 --> 00:08:02,620
‫شاید برگشته باشه خونه‌اش.

104
00:08:02,900 --> 00:08:04,540
‫بعضی وقتا بچه‌هایی رو می‌بینیم

105
00:08:04,540 --> 00:08:08,230
‫که فرار می‌کنن چون نمی‌تونن
‫خودشون رو با کلاسا وفق بدن.

106
00:08:08,230 --> 00:08:10,000
‫آره، جون خودت.

107
00:08:31,700 --> 00:08:35,620
‫چند روز می‌شه که هیچی
‫نخوردم و ننوشیدم؟

108
00:08:36,160 --> 00:08:39,830
‫انگار همه‌چیز داره می‌پوسه...

109
00:08:40,290 --> 00:08:42,520
‫اینا واقعی نیستن.

110
00:08:42,520 --> 00:08:44,760
‫دلیلی که بهش مطمئنم اینه که...

111
00:08:45,440 --> 00:08:46,460
‫اونه.

112
00:08:47,180 --> 00:08:49,360
‫انعکاس تصویر خودم تو شیشه.

113
00:08:49,720 --> 00:08:51,910
‫شبیه یه موش هیولای تاریک شدم.

114
00:08:52,530 --> 00:08:55,090
‫منظره پشتم عادی به نظر می‌رسه.

115
00:08:56,000 --> 00:08:59,730
‫اون... خودِ واقعی منه؟

116
00:09:01,380 --> 00:09:07,360
‫به‌عبارت دیگه، غولی که من رو
‫دستگیر کرده اندازه یه انسانه.

117
00:09:07,700 --> 00:09:11,770
‫باید دانش‌آموز شماره سه مدرسه باشه.
‫پس اون موقع اون‌جا بوده.

118
00:09:12,230 --> 00:09:15,660
‫اون قورباغه... غذای منه؟

119
00:09:16,720 --> 00:09:18,530
‫می‌خواد من رو به‌عنوان حیوون خونگی نگه داره؟

120
00:09:20,110 --> 00:09:22,480
‫نه، عمراً.

121
00:09:24,880 --> 00:09:26,040
‫چون...

122
00:09:28,330 --> 00:09:31,590
‫این‌جا باغچه اونه!

123
00:09:32,720 --> 00:09:36,520
‫پس من غذای این جونورم؟

124
00:09:42,720 --> 00:09:45,520
‫تو همیشه یهو از ناکجاآباد پیدات می‌شه.

125
00:09:46,030 --> 00:09:47,170
‫گارت.

126
00:09:47,170 --> 00:09:49,400
‫من برات پرواز می‌کنم.

127
00:09:49,670 --> 00:09:52,460
‫تو بهم اطلاعات می‌دی.

128
00:09:53,700 --> 00:09:56,900
‫قراردادمون اینه، رود از اسلین.

129
00:09:57,310 --> 00:09:59,480
‫قراره اون‌قدر سخت کار کنی
‫که ارزش این همه پرواز کردنم رو داشته باشه.

130
00:09:59,840 --> 00:10:02,160
‫این‌جا صدام کن «بارنز».

131
00:10:02,870 --> 00:10:05,340
‫من استاد جدید تاریخم.

132
00:10:05,680 --> 00:10:09,540
‫می‌دونم این‌جایی
‫تا رازهای درل رو پیدا کنی.

133
00:10:09,820 --> 00:10:11,780
‫منم دنبال همون می‌گردم.

134
00:10:12,160 --> 00:10:13,710
‫چیزی فهمیدی؟

135
00:10:14,240 --> 00:10:16,210
‫هنوز نه.

136
00:10:16,400 --> 00:10:19,040
‫فعلاً تنها چیزی که می‌دونم اینه که

137
00:10:19,040 --> 00:10:21,730
‫تو خود ساختمون مدرسه
‫هیچ اتاق مخفی‌ای وجود نداره.

138
00:10:22,600 --> 00:10:24,600
‫میکوئل برام گشت.

139
00:10:24,960 --> 00:10:28,160
‫اون تو جاسوسی، جست‌وجو
‫و گشت‌زنی متخصصه،

140
00:10:28,160 --> 00:10:30,160
‫پس اگه اون می‌گه، حتماً حق با اونه.

141
00:10:32,870 --> 00:10:35,880
‫چیزی که تحقیقات خودم
‫نشون داده اینه که

142
00:10:35,880 --> 00:10:40,170
‫دانش‌آموزای این‌جا اکثراً
‫بدون هیچ هشداری غیبشون می‌زنه.

143
00:10:40,170 --> 00:10:41,260
‫«اکثراً»؟

144
00:10:41,520 --> 00:10:44,710
‫بیشتر دانش‌آموزا برمی‌گردن.

145
00:10:44,950 --> 00:10:49,830
‫ظاهراً این یه مراسم گذره
‫تا بتونن جادوشون رو به دست بیارن.

146
00:10:50,340 --> 00:10:52,970
‫برای همین هیچ‌کس نگرانش نمی‌شه.

147
00:10:52,970 --> 00:10:56,900
‫تازه، دانش‌آموزای بااستعدادتر
‫بی‌صبرانه منتظرشن.

148
00:10:57,840 --> 00:11:02,550
‫کسایی که برمی‌گردن یه جور
‫استعداد جادویی جدید به دست می‌آرن،

149
00:11:02,550 --> 00:11:04,130
‫و اگه به دست نیارن،

150
00:11:04,130 --> 00:11:07,140
‫مثل نیتن فرانک تو چند روز پیش،
‫با یه وضعیت افتضاح برمی‌گردن،

151
00:11:07,440 --> 00:11:10,390
‫و یا یه مرخصی طولانی می‌گیرن
‫یا کلاً مدرسه رو ول می‌کنن.

152
00:11:11,200 --> 00:11:13,210
‫پس بعضی‌ها انتخاب می‌شن،
‫و بعضی‌ها نمی‌شن.

153
00:11:13,630 --> 00:11:17,240
‫مشکل اینه که من هنوز
‫نمی‌دونم چطوری این اتفاق می‌افته.

154
00:11:17,240 --> 00:11:21,030
‫ولی مشخصه که به
‫اتاق درل ربط داره.

155
00:11:21,030 --> 00:11:24,960
‫پس دانش‌آموزای گم‌شده کلید ماجران؟

156
00:11:26,120 --> 00:11:27,910
‫الان کی گم شده؟

157
00:11:28,530 --> 00:11:32,930
‫دانش‌آموز انتقالی
‫از هایدن. آلیسا اسلیهانت.

158
00:11:32,930 --> 00:11:36,470
‫پیدا کردن اون کلید
‫حل این معماست.

159
00:11:37,500 --> 00:11:42,320
‫سه روز گذشته.
‫«انتخاب شدن» ممکنه هر لحظه اتفاق بیفته.

160
00:11:42,320 --> 00:11:45,180
‫من بیشتر نگرانم که
‫به‌عنوان جاسوس کشته بشه.

161
00:11:45,490 --> 00:11:48,420
‫برای کسی به جوونی اون،
‫این سرنوشت خیلی بی‌رحمانه‌ست.

162
00:11:48,780 --> 00:11:51,950
‫نمی‌دونه که اون قهرمانه؟

163
00:11:52,830 --> 00:11:55,600
‫لطفاً هر چی فهمیدی به منم بگو.

164
00:11:55,600 --> 00:11:58,020
‫تنها کاری که می‌تونم بکنم تماشاکردنه.

165
00:11:58,310 --> 00:12:01,530
‫ولی هیچ‌چیزی از چشمام پنهون نمی‌مونه.

166
00:12:02,520 --> 00:12:04,790
‫اگه چیزی پیدا کردم بهت خبر می‌دم.

167
00:12:06,240 --> 00:12:07,160
‫ممنون.

168
00:12:13,380 --> 00:12:17,160
‫قطعاً نمی‌تونم بهش بگم متحد...

169
00:12:18,020 --> 00:12:20,320
‫ولی خوشحالم که این دوروبراست.

170
00:12:26,860 --> 00:12:28,680
‫چی‌کار کنم؟!

171
00:12:30,870 --> 00:12:35,000
‫چرا قهرمان یهو غیبش زد؟

172
00:12:35,000 --> 00:12:38,580
‫برگشته می‌گه، «فکر کنم بدونم
‫اتاق مخفی چیه!»

173
00:12:38,580 --> 00:12:40,320
‫و بعد یهو پا می‌شه می‌ذاره می‌ره...

174
00:12:40,960 --> 00:12:44,050
‫و غیبش می‌زنه!

175
00:12:44,050 --> 00:12:47,190
‫می‌دونی، منم دارم دنبالش می‌گردم!

176
00:12:47,190 --> 00:12:52,830
‫اگه پیداش نکنم، امپراتور
‫ممکنه من رو بکشه، می‌فهمی؟

177
00:12:58,800 --> 00:13:03,160
‫اگه بفهمه من بهش راهنمایی دادم
‫و اون با جواب فرار کرده،

178
00:13:03,160 --> 00:13:05,240
‫واقعاً من رو می‌کشه...

179
00:13:05,240 --> 00:13:07,090
‫این دفعه واقعاً این کار رو می‌کنه!

180
00:13:07,400 --> 00:13:09,570
‫نه! عمراً!

181
00:13:09,570 --> 00:13:13,830
‫مطمئنم فقط با دیدن وسایل اعدام
‫از ترس سکته می‌کنم!

182
00:13:13,830 --> 00:13:18,800
‫من می‌تونم آهن رو کنترل کنم، پس یه جوری
‫من رو می‌کشن که توش از آهن استفاده نشه.

183
00:13:20,010 --> 00:13:22,860
‫خیلی داغه!

184
00:13:24,620 --> 00:13:26,990
‫چی‌کار کنم؟!

185
00:13:26,990 --> 00:13:29,150
‫باید پیداش کنم! باید پیداش کنم!
‫باید پیداش کنم!

186
00:13:29,150 --> 00:13:30,500
‫باید پیداش کنم! باید...

187
00:13:30,500 --> 00:13:32,250
‫یادت بیاد، نایه شیفونلیتس!

188
00:13:32,260 --> 00:13:35,010
‫دیگه چی گفت؟

189
00:13:36,770 --> 00:13:40,480
‫گفت قبل از این‌که جنگی شروع بشه
‫از شر اون راز خلاص می‌شه!

190
00:13:40,480 --> 00:13:44,800
‫و این‌که داره با اون دوقلوهای
‫اسلینی همکاری می‌کنه!

191
00:13:45,650 --> 00:13:46,970
‫چرا دوقلوها؟

192
00:13:47,200 --> 00:13:50,480
‫با اون دوتایی که به‌عنوان
‫استاد این‌جان همکاری نمی‌کنه؟

193
00:13:50,760 --> 00:13:55,560
‫چون می‌خواد جلوی جنگ رو بگیره،
‫تصمیم گرفته با سربازا همکاری نکنه؟

194
00:13:56,570 --> 00:13:58,780
‫تنهایی نمی‌تونم پیداش کنم.

195
00:13:58,780 --> 00:14:02,160
‫به کسی نیاز دارم که بدون
‫پرسیدن سؤال کمکم کنه.

196
00:14:03,290 --> 00:14:05,450
‫اون نه. اون ترسناکه!

197
00:14:05,450 --> 00:14:08,240
‫فقط با نگاه کردن بهش
‫زهره‌ترک می‌شم!

198
00:14:09,260 --> 00:14:12,080
‫پس یکی از دانش‌آموزا؟

199
00:14:12,080 --> 00:14:16,110
‫دانش‌آموزایی که مدتیه این‌جان
‫فقط اوضاع رو بدتر می‌کنن.

200
00:14:16,110 --> 00:14:18,320
‫دانش‌آموزای انتقالی...؟ احمق!

201
00:14:18,320 --> 00:14:21,580
‫چرا باید بخوام اون راز رو
‫بیشتر پخش کنم؟

202
00:14:21,580 --> 00:14:24,110
‫الان چی‌کار می‌تونم بکنم؟

203
00:14:24,110 --> 00:14:26,340
‫الان چی‌کار می‌تونم بکنم؟

204
00:14:27,100 --> 00:14:29,510
‫باشه، وقت فراره!

205
00:14:29,510 --> 00:14:32,420
‫بیشتر برام بگو.

206
00:14:34,280 --> 00:14:36,050
‫تو...

207
00:14:36,540 --> 00:14:39,440
‫چـ-چـ-چـ-چطوری اومدی این‌جا؟

208
00:14:39,440 --> 00:14:42,420
‫من پنجره‌ها رو بستم و در رو قفل کردم!

209
00:14:42,420 --> 00:14:45,680
‫تازه، این‌جا خوابگاه اساتید زنه!

210
00:14:45,680 --> 00:14:48,920
‫من سایه‌هایی رو دنبال کردم
‫که بوی اون رو می‌دادن.

211
00:14:48,920 --> 00:14:51,620
‫یه مکالمه طولانی کافیه
‫تا بو منتقل بشه.

212
00:14:51,620 --> 00:14:53,320
‫بوش؟!

213
00:14:53,320 --> 00:14:56,000
‫البته بعد از سه روز از بین می‌ره.

214
00:14:56,000 --> 00:14:59,410
‫اون برنگشته، برای همین چاره‌ای
‫جز گشتن دنبالش برام نمونده.

215
00:14:59,690 --> 00:15:02,040
‫داری از روی بو ردش رو می‌زنی؟
‫مگه تو سگی؟

216
00:15:03,510 --> 00:15:05,350
‫سگ نیستم، نه.

217
00:15:06,100 --> 00:15:09,610
‫ولی حتی بینی منم نمی‌تونه پیداش کنه.

218
00:15:09,610 --> 00:15:17,170
‫رد بوش تو ساختمون شرقیِ مدرسه
‫که پر از گیاهه، قطع می‌شه.

219
00:15:17,170 --> 00:15:19,440
‫حتی مرگ هم بوی یه نفر رو پاک نمی‌کنه.

220
00:15:20,060 --> 00:15:23,670
‫منطقی نیست که بدون
‫گذاشتن هیچ ردی غیبش بزنه.

221
00:15:24,030 --> 00:15:26,560
‫هر چقدر هم باورش سخت باشه،
‫اون یه قهرمانه.

222
00:15:27,010 --> 00:15:29,310
‫ولی هیچ نشونه‌ای از مقاومت نیست.

223
00:15:30,390 --> 00:15:33,470
‫اگه وسط بحثش با تو
‫فرار کرده،

224
00:15:33,470 --> 00:15:38,200
‫حتماً به یه جوابی رسیده.

225
00:15:39,400 --> 00:15:42,650
‫حرف بزن.
‫هر چی می‌دونی رو بهم بگو.

226
00:15:42,650 --> 00:15:46,920
‫رابطه بین هیولاهای تاریک و قدرتی
‫که می‌شه این‌جا به دست آورد چیه؟

227
00:15:47,440 --> 00:15:50,180
‫کلمه‌به‌کلمه حرفایی رو که
‫بینتون ردوبدل شد بهم بگو.

228
00:15:50,680 --> 00:15:54,720
‫جوابام رو می‌گیرم، حتی اگه مجبور بشم
‫از تو مغزت بکشمشون بیرون.

229
00:15:55,600 --> 00:15:58,480
‫تـ-تو چی هستی؟

230
00:15:58,480 --> 00:16:01,680
‫چطوری می‌تونی این‌قدر حرفای ترسناک بزنی؟

231
00:16:02,050 --> 00:16:05,520
‫از طرز حرف زدنت معلومه
‫که جدی می‌گی، نه؟

232
00:16:05,520 --> 00:16:08,160
‫سایه‌ها، بوها...

233
00:16:08,160 --> 00:16:11,370
‫تو اصلاً انسانی؟

234
00:16:13,530 --> 00:16:18,290
‫این باعث می‌شه بخوای حرف بزنی؟

235
00:16:18,920 --> 00:16:22,580
‫می‌دونی این‌که این فرم رو
‫بهت نشون دادم چه معنی‌ای داره، نه؟

236
00:16:22,580 --> 00:16:26,470
‫یا ازم اطاعت می‌کنی... یا می‌میری.

237
00:16:27,490 --> 00:16:30,260
‫و خیلی هم دردناک خواهد بود.

238
00:16:31,450 --> 00:16:33,460
‫امروز اصلاً روز من نیست.

239
00:16:34,310 --> 00:16:36,780
‫اوه خدایا، من...

240
00:16:37,400 --> 00:16:39,880
‫حالا، شروع کن به حرف زدن.

241
00:16:45,290 --> 00:16:47,610
‫بدون اجازه من حق نداری غش کنی.

242
00:16:55,200 --> 00:17:00,190
‫آخ...

243
00:16:56,930 --> 00:17:00,200
‫حالا بیدار شدی؟ پس حرف بزن.

244
00:17:01,360 --> 00:17:03,790
‫بله، ارباب.

245
00:17:04,620 --> 00:17:09,840
‫آهاهاها، دیگه برام مهم نیست!

246
00:17:10,810 --> 00:17:12,200
‫که این‌طور.

247
00:17:12,200 --> 00:17:17,470
‫پس اتفاقاتی که این‌جا می‌افته
‫با بخشی از افسانه قهرمان همخوانی داره.

248
00:17:17,760 --> 00:17:19,440
‫روستای پیدایش.

249
00:17:19,440 --> 00:17:21,770
‫زاوتیر هم در موردش حرف زد.

250
00:17:21,770 --> 00:17:24,760
‫مستقیماً از خدمتکارم می‌پرسم
‫که چی پیدا کرده.

251
00:17:25,570 --> 00:17:29,320
‫حالا، بیا در مورد این‌که چطوری این انسان‌نماها
‫به هیولای تاریک تبدیل می‌شن بحث کنیم.

252
00:17:29,320 --> 00:17:31,450
‫تـ-تو نسل من،

253
00:17:31,450 --> 00:17:36,080
‫کسایی که نمی‌تونستن به نشان‌هاشون
‫مسلط بشن، همیشه تبدیل به هیولای تاریک می‌شدن.

254
00:17:36,080 --> 00:17:39,620
‫تو خیلی از موارد، اونا هیچ‌وقت
‫دوباره به انسان تبدیل نمی‌شدن،

255
00:17:39,620 --> 00:17:41,750
‫ولی انگار دیگه
‫این‌طور نیست.

256
00:17:42,230 --> 00:17:46,620
‫برای من اتفاق نیفتاد، پس اینا
‫فقط چیزاییه که از بقیه شنیدم.

257
00:17:46,900 --> 00:17:51,000
‫ولی آزمون اینه که بتونی
‫قدرتت رو مجبور به اطاعت کنی.

258
00:17:51,200 --> 00:17:54,520
‫اگه بتونی، اون قدرت مال تو می‌شه.

259
00:17:54,520 --> 00:17:57,830
‫اگه اون بهت غلبه کنه،
‫هیولای تاریک ذهنت رو تسخیر می‌کنه.

260
00:17:57,830 --> 00:18:00,650
‫و اساتید،
‫یا بقیه دانش‌آموزا، تو رو می‌کشن.

261
00:18:01,980 --> 00:18:06,380
‫ممکنه خدمتکار منم
‫گرفتار این «آزمون» شده باشه.

262
00:18:07,530 --> 00:18:10,470
‫اگه این‌طور بود،
‫وقتی یه هیولای تاریک یه جایی پیداش شد

263
00:18:10,470 --> 00:18:12,430
‫یکی باید یه چیزی می‌گفت.

264
00:18:12,430 --> 00:18:16,390
‫یا اگه قدرتش رو به دست آورده،
‫تا الان باید برگشته باشه.

265
00:18:16,800 --> 00:18:22,540
‫یا این‌که تو فرم هیولای تاریک
‫یه جایی گیر افتاده.

266
00:18:24,600 --> 00:18:29,280
‫که یعنی سؤال اینه که
‫کی اون رو گیر انداخته، و چرا.

267
00:18:30,210 --> 00:18:35,020
‫اگه می‌دونن اون همون قهرمانیه که درل رو کشته
‫و بازم دارن این کار رو می‌کنن...

268
00:18:35,020 --> 00:18:36,420
‫این...

269
00:18:38,770 --> 00:18:40,840
‫اونا دنبال اینن.

270
00:18:40,840 --> 00:18:44,470
‫حتماً پیش خودشون فکر کردن
‫که بدون حضور اون در کنارم،

271
00:18:44,470 --> 00:18:47,030
‫دزدیدن این از من کار راحتیه.

272
00:18:47,030 --> 00:18:50,070
‫من این کتاب رو یه جایی دیدم...

273
00:18:50,590 --> 00:18:53,560
‫اونا من رو دست‌کم گرفتن.

274
00:18:59,130 --> 00:19:04,570
‫سقف!

275
00:19:26,910 --> 00:19:28,440
‫چه خبره؟

276
00:19:36,490 --> 00:19:39,040
‫کلواتس... نکنه می‌خوای...

277
00:19:43,280 --> 00:19:45,040
‫اون چیه؟

278
00:19:46,800 --> 00:19:49,470
‫یه برج... تاریک؟!

279
00:19:55,160 --> 00:19:57,640
‫چیزی که می‌خوای این‌جاست.

280
00:19:59,880 --> 00:20:01,630
‫دقیقاً همین‌جاست!

281
00:20:01,870 --> 00:20:04,640
‫اگه می‌خوایش، بیا بگیرش!

282
00:20:07,250 --> 00:20:08,800
‫اون برج چیه؟

283
00:20:09,460 --> 00:20:11,900
‫صدا از اون‌جا اومد، نه؟

284
00:20:12,280 --> 00:20:14,600
‫خودشه، اندرو.

285
00:20:15,760 --> 00:20:18,440
‫نشانم داره درد می‌کنه و می‌لرزه.

286
00:20:20,900 --> 00:20:25,560
‫از همون اولین باری که دیدمش،
‫این درد رو حس کردم.

287
00:20:27,110 --> 00:20:31,140
‫حتماً خودشه که اون بالاست!

288
00:20:32,580 --> 00:20:33,970
‫اوف.

289
00:20:34,280 --> 00:20:38,800
‫انگار ارباب جنوب
‫داره یه کار سرگرم‌کننده می‌کنه.

290
00:20:39,440 --> 00:20:40,540
‫هی، نگاه کن.

291
00:20:40,870 --> 00:20:41,800
‫آره.

292
00:20:42,720 --> 00:20:44,250
‫پروفسور بارنز!

293
00:20:44,670 --> 00:20:46,310
‫منم دارم می‌بینمش.

294
00:20:46,870 --> 00:20:48,580
‫منم اون صدا رو شنیدم...

295
00:20:49,450 --> 00:20:50,760
‫اون دیگه چیه؟

296
00:20:53,780 --> 00:20:56,560
‫اون برج امروز بعدازظهر
‫اون‌جا نبود، درسته؟

297
00:20:56,560 --> 00:20:58,090
‫هی، برو یه نگاهی بنداز!

298
00:20:58,090 --> 00:20:59,190
‫نه!

299
00:20:59,520 --> 00:21:03,390
‫این همون آزمونیه که باید پشت سر بذاریم
‫تا نشانمون رو دریافت کنیم؟

300
00:21:03,390 --> 00:21:04,680
‫امکان نداره!

301
00:21:05,260 --> 00:21:06,930
‫آروم باشین.

302
00:21:07,760 --> 00:21:11,220
‫من مدیر الرو رومین هستم.

303
00:21:11,220 --> 00:21:17,830
‫از دانش‌آموزا و اساتید
‫می‌خوام که آرامش خودشون رو حفظ کنن.

304
00:21:18,040 --> 00:21:20,230
‫این یه تمرین آموزشیه.

305
00:21:20,230 --> 00:21:21,600
‫یه تمرین آموزشی؟

306
00:21:21,600 --> 00:21:23,770
‫کسایی که اون‌قدر قوی نیستن
‫که بتونن در برابر صدای من مقاومت کنن،

307
00:21:23,770 --> 00:21:25,710
‫باید فوراً به اتاق‌هاشون برگردن،

308
00:21:25,710 --> 00:21:29,710
‫در رو قفل کنن و به خواب عمیقی فرو برن.

309
00:21:31,150 --> 00:21:33,060
‫بله. فهمیدیم.

310
00:21:39,170 --> 00:21:42,230
‫مشکلی نداره که الان وارد عمل بشیم؟

311
00:21:42,920 --> 00:21:47,400
‫می‌دونم وضعیت اضطراریه،
‫ولی جاسوسای زیادی این‌جان.

312
00:21:47,400 --> 00:21:49,520
‫مهم نیست
‫چند تا جاسوس این‌جا باشن.

313
00:21:49,520 --> 00:21:51,740
‫اونا در برابر قدرت این کتاب
‫کاملاً عاجزن.

314
00:21:52,320 --> 00:21:55,440
‫ولی اون چیز فرق می‌کنه.

315
00:21:55,880 --> 00:21:59,190
‫اون چیز چندش‌آور
‫هیچ جایی تو این سرزمین مقدس،

316
00:21:59,190 --> 00:22:02,500
‫یعنی سولسین، روستای پیدایش نداره.

317
00:22:04,200 --> 00:22:07,350
‫من نمی‌تونم اجازه بدم این‌جا حضور داشته باشه!

318
00:22:07,370 --> 00:22:17,370
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
