WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.290 --> 00:14.750
‫اینجا... جهنمه؟

00:38.630 --> 00:39.880
‫چه خبره؟

00:53.960 --> 00:55.540
‫اون چیه؟

00:58.830 --> 01:01.000
‫یک برجِ... سیاه؟!

01:06.830 --> 01:09.380
‫چیزی که می‌خوای اینجاست.

01:10.500 --> 01:11.540
‫همینجاست!

01:14.750 --> 01:17.500
‫اگه می‌خوایش، بیا بگیرش!

01:21.750 --> 01:28.750
‫کلواتس

01:29.960 --> 01:31.670
‫هایدن، پایتخت هایدرت

01:31.750 --> 01:35.210
‫حالا، آیا چیزی هست
‫که شما سه نفر بخواین؟

01:35.290 --> 01:40.630
‫زمین، مقام...
‫هر کاری از دستم بربیاد. فقط بگین.

01:41.420 --> 01:43.750
‫هر چیزی،آره؟

01:45.920 --> 01:47.630
‫پس من...

01:48.920 --> 01:51.830
‫دلم می‌خواد معلم
‫جادوی پادشاه بشم.

01:53.630 --> 01:56.830
‫به این ترتیب، نلورو دایه‌ی
‫رسمی لونا شد.

01:57.500 --> 02:02.380
‫و همونطور که خواسته بود، کلن معلم
‫شخصی جادوی لونا شد.

02:02.580 --> 02:07.080
‫بدرود، ملکه نایب‌السلطنه، آلیشیا-ساما

02:09.960 --> 02:13.380
‫و من به کنفرانس
‫سه‌جانبه فرستاده شدم تا با

02:13.460 --> 02:16.540
‫محکومیت حمله‌ی
‫بوئلیت به هایدن سروکله بزنم.

02:19.330 --> 02:22.750
وهم ‫به‌عنوان محافظ ملکه
‫نایب‌السلطنه، تالا رفتم.

02:23.920 --> 02:26.960
‫تمام پل‌های روی رودخونه‌ی دان،
‫که اسلین و بوئلیت رو جدا می‌کرد،

02:27.040 --> 02:31.960
‫طی جنگ چهارصد
‫ساله‌شون نابود شده بودن.

02:32.830 --> 02:35.330
‫همه به‌جز «پل
‫باستانیان»، که از روی

02:35.420 --> 02:37.790
‫یک شکاف عمیق در اواسط رودخونه می‌گذره.

02:37.880 --> 02:39.210
‫پل باستانیان

02:39.790 --> 02:42.080
‫هر دو اردوگاه اونجا
‫در برابر هم قرار گرفتن.

02:43.710 --> 02:47.210
‫پادشاه اسلین
‫یوریل اسلیل

02:47.750 --> 02:51.250
‫قدیس شمشیر حاکم
‫اوون کوت

02:51.750 --> 02:54.750
‫امپراتور بوئلیت
‫بیس ورز

02:54.830 --> 02:55.960
‫که این‌طور.

02:56.960 --> 03:01.080
‫جفتتون قوی‌ترین افرادتون رو
‫به‌عنوان محافظ آوردین.

03:01.380 --> 03:05.540
‫پس منم باید همین کار رو بکنم.

03:07.290 --> 03:12.040
‫حداقل اسمش رو شنیدین، فرض می‌کنم.

03:12.130 --> 03:15.130
‫رهبر راهزن‌هایی
‫که به ریون‌ها معروفن.

03:15.210 --> 03:18.670
‫مردی که به قاتل قهرمان معروفه.

03:20.500 --> 03:22.420
‫جاژاک.

03:32.250 --> 03:33.290
‫جاژاک قاتل قهرمان

03:33.380 --> 03:35.960
‫شمشیر قشنگیه، قدیس شمشیر!

03:44.670 --> 03:47.920
‫اون شکافنده‌ی جریانه، مگه نه؟

03:48.210 --> 03:49.460
‫که این‌طور.

03:49.500 --> 03:54.210
‫تو همون قهرمان زنی
‫هستی که ریون‌ها رو نابود کرد.

03:54.290 --> 03:56.460
‫دارم تحریک میشم!

04:03.330 --> 04:05.380
‫ساکت، محافظ.

04:05.460 --> 04:08.750
‫فقط نماینده‌های کشورها
‫اجازه‌ی صحبت کردن اینجا رو دارن.

04:09.500 --> 04:13.040
‫بیایین کنفرانس سه‌جانبه
‫رو شروع کنیم تا مشخص کنیم

04:13.130 --> 04:16.000
‫کی مسئول این جنگه
‫و چه غرامتی باید بپردازه.

04:17.540 --> 04:21.710
‫با مرگ درل،
‫بوئلیت دیگه تهدیدی محسوب نمیشه.

04:21.790 --> 04:25.920
‫اسلین فقط کافیه با هایدن متحد بشه
‫و پیروزیمون قطعیه.

04:26.330 --> 04:33.250
‫با این حال، امروز اینجاییم چون فکر
‫می‌کنیم هنوز جایی برای دیپلماسی هست.

04:33.540 --> 04:36.330
‫به‌طور دقیق، دیپلماسی چطوری؟

04:37.040 --> 04:38.460
‫دارم درباره‌ی درل حرف می‌زنم.

04:39.460 --> 04:42.960
‫اون داشت تحقیقات جادویی خودش رو انجام می‌داد.

04:43.630 --> 04:47.250
‫می‌دونیم که روش‌هاش وحشتناک بودن،

04:47.330 --> 04:51.080
‫و برای آزمایش‌هاش از نوزادان
‫انسان و هیولای تاریک استفاده می‌کرد.

04:52.330 --> 04:56.130
‫از نوزادان برای
‫آزمایش استفاده می‌کرد؟ چقدر وحشتناک.

04:56.210 --> 04:59.210
‫پس نوزادانی که وروکو
‫فروخت سر از اونجا درآوردن؟

05:00.000 --> 05:03.920
‫لونا هم به‌راحتی
‫می‌تونست اونجا سر دربیاره.

05:04.750 --> 05:10.420
‫اما درل تمام مدت تحت کنترل
‫مایع تاریک ووردین بود.

05:10.960 --> 05:13.790
‫چرا ووردین باید مجبورش کنه روی جادو تحقیق کنه؟

05:14.790 --> 05:16.960
‫جادو بشریت رو قوی‌تر می‌کنه.

05:17.040 --> 05:19.540
‫این باید ما رو به تهدیدی
‫برای هیولاهای تاریک تبدیل کنه.

05:19.830 --> 05:21.170
‫پس چرا؟

05:22.460 --> 05:26.210
‫ ربطی به این داره که چطوری
‫رفت سراغ کوره‌ی سلطنتی؟

05:26.960 --> 05:29.000
‫ووردین دنبال چیه؟

05:29.710 --> 05:32.040
‫خب، به‌طور دقیق چی می‌خواین؟

05:32.130 --> 05:33.500
‫بهم بگو.

05:34.250 --> 05:37.880
‫مکانی که درل تحقیقات
‫جادوییش رو انجام می‌داد،

05:37.960 --> 05:40.960
‫و همچنین تمام چیزهایی که فهمیده بود.

05:42.540 --> 05:44.130
‫و چی به من می‌رسه؟

05:45.000 --> 05:48.080
‫برای دو سال آینده
‫بهتون حمله نمی‌کنیم.

05:48.630 --> 05:50.500
‫صبر کن، پادشاه یوریل!

05:50.580 --> 05:53.960
‫هایدن توی این جنگ به‌شدت آسیب دیده!

05:54.040 --> 05:57.250
‫ما فقط به این دلیل موافقت کردیم شمشیرهای
‫جادوییمون رو اول به شما بدیم

05:57.330 --> 05:59.500
‫که فکر می‌کردیم اون‌ها
‫به‌خاطر این کار مجازات میشن!

05:59.750 --> 06:02.290
‫اما شما بهشون دو سال وقت میدین؟

06:02.380 --> 06:04.460
‫افسانه‌ی قهرمانان...
‫پل باستانیان...

06:04.540 --> 06:07.500
‫چیزهای زیادی توی ادتیا هستن
‫که از منشأشون بی‌خبریم.

06:07.580 --> 06:11.080
‫و بیشترِ جادو هم
‫یک راز باقی مونده.

06:11.290 --> 06:14.710
‫درل حتماً راهی برای
‫حل این رازها پیدا کرده.

06:14.790 --> 06:19.250
‫این یعنی نمی‌تونیم بذاریم بوئلیت
‫همه‌ی اون‌ها رو برای خودش نگه‌داره.

06:19.330 --> 06:20.630
‫به هر قیمتی که شده.

06:22.750 --> 06:24.420
‫می‌فهمم.

06:24.500 --> 06:26.920
‫فکر می‌کنی می‌تونی سرسختانه معامله کنی.

06:27.210 --> 06:28.380
‫جاژاک.

06:29.580 --> 06:30.750
‫مطمئنی؟

06:34.790 --> 06:35.830
‫اعلی‌حضرت؟

06:38.130 --> 06:43.920
‫چرا باید دو سال صبر کنم وقتی
‫می‌تونم جفتتون رو همین الان بکشم؟

06:46.210 --> 06:48.790
‫همه‌چیز رو همین‌جا تموم کنیم؟

06:48.880 --> 06:51.000
‫ببینیم کی واقعاً قوی‌ترینه؟

06:51.250 --> 06:53.290
‫تازه یه ایده‌ی عالی به ذهنم رسید!

06:53.380 --> 06:56.130
‫جفتتون می‌تونین هم‌زمان بهم حمله کنین!

06:56.210 --> 06:58.750
‫این‌طوری ده‌هزار
‫بار جذاب‌تر میشه!

07:01.290 --> 07:03.130
‫صبر کن، اوون.

07:04.290 --> 07:06.630
‫می‌دونستیم این اتفاق می‌افته.

07:07.040 --> 07:08.960
‫مذاکرات تازه دارن شروع میشن.

07:09.040 --> 07:12.210
‫چی می‌خوای، بیس ورز؟

07:13.790 --> 07:16.210
‫توله سگ...

07:16.250 --> 07:19.250
‫- گذاشتم درل هر کاری دلش می‌خواد بکنه.
‫- بی‌مزه‌ها.

07:19.580 --> 07:21.630
‫به‌طور دقیق نمی‌دونم
‫داشت چه‌کار می‌کرد.

07:21.710 --> 07:24.290
‫می‌دونی، مشکل همون مکانشه.

07:24.380 --> 07:25.380
‫مکانش؟

07:25.790 --> 07:28.960
‫من مشکلی با باز کردن در ندارم،

07:29.040 --> 07:34.670
‫اما چون نمیدونم از کدوم در
‫پشتی میرفته تو،

07:34.750 --> 07:38.580
‫باید از در اصلی برین تو،
‫جایی که فقط آدمای خاصی اجازه دارن برن.

07:38.670 --> 07:44.880
‫و فقط در صورتی که قول بدین
‫ساکنای فعلیش رو از بین نمیبرین...

07:44.960 --> 07:46.830
‫اون وقت میتونین هر کاری دلتون میخواد بکنین.

07:47.170 --> 07:49.290
‫منظورت اینه
‫که باید تظاهر کنیم

07:49.380 --> 07:51.080
‫یکی از این «آدمای خاص»
‫هستیم و بریم داخل،

07:51.170 --> 07:54.040
‫و اگه بتونیم اتاق مخفی درل رو پیدا کنیم،

07:54.130 --> 07:56.540
‫آزادیم هر چیزی که میخوایم رو برداریم.

07:56.630 --> 08:01.750
‫وقتی دو سالی که بهمون فرصت دادین
‫تموم بشه، من دروازه رو میبندم.

08:01.830 --> 08:06.960
‫ظاهراً، میگیم که من دارم «دانش جادویی
‫بوئلیت رو به اشتراک میذارم»، فکر کنم.

08:07.040 --> 08:09.880
‫پس با یه آتش‌بس دو ساله موافقی.

08:10.880 --> 08:12.000
‫خیلی خب.

08:12.330 --> 08:15.290
‫اگه بتونیم از این زمان برای برملا کردن
‫کارای کثیف درل استفاده کنیم...

08:16.750 --> 08:19.830
‫خب؟ این مکان کجاست؟

08:20.290 --> 08:24.380
‫اون قدیمی‌ترین مؤسسه توی ادتیاست،

08:24.460 --> 08:27.790
‫که اخیراً یه مدرسه برای
‫مطالعات جادویی تأسیس کرده...

08:28.540 --> 08:30.380
‫سولسین.

08:30.460 --> 08:33.080
‫سولسین، آکادمی الهی

08:33.580 --> 08:34.830
‫صبح بخیر.

08:34.920 --> 08:36.330
‫صبح بخیر!

08:39.960 --> 08:42.210
‫همه دارن بهم نگاه میکنن!

08:42.290 --> 08:44.420
‫مطمئنی قیافه‌م عجیب نیست؟

08:44.500 --> 08:45.710
‫احمق.

08:48.960 --> 08:50.460
‫هی! کلن!

08:51.630 --> 08:53.500
‫کلن!

08:53.920 --> 08:56.500
‫از خواب بیدار شدم و دیدم فسقلی شدم!

08:56.580 --> 08:58.960
‫این چیه؟! این چیه؟!

08:59.040 --> 09:01.250
‫با بدنم چیکار کردی؟

09:01.500 --> 09:03.580
‫بدنت خیلی بزرگ بود.

09:03.670 --> 09:06.540
‫واسه همین تراشیدمش. با مایع تاریک.

09:06.630 --> 09:08.880
‫تراشیدیش؟ اونم با مایع تاریک؟

09:08.960 --> 09:11.460
‫براش وقت گذاشتم
‫و فهمیدم چطوری باید انجامش بدم،

09:11.540 --> 09:13.460
‫پس دفعه‌ی بعد
‫فقط یه لحظه طول میکشه.

09:13.540 --> 09:15.790
‫- خوشحال باش.
‫- اصلاً خوشحال نیستم!

09:15.880 --> 09:17.880
‫من که اسباب‌بازیت نیستم.

09:17.960 --> 09:20.670
‫اگه قراره به این مکان نفوذ کنیم،
‫یه تغییر قیافه باید کافی باشه.

09:20.750 --> 09:23.170
‫میدونی... من میتونستم یه معلم بشم.

09:23.330 --> 09:24.380
‫تو؟

09:25.130 --> 09:26.500
‫چی میتونستی درس بدی؟

09:28.710 --> 09:30.130
‫شمشیرزنی؟

09:30.790 --> 09:31.960
‫چطور یه قهرمان بشیم؟

09:32.080 --> 09:33.380
‫مسخره‌ست.

09:33.750 --> 09:36.580
‫باید بفهمی که تو
‫به‌جز مبارزه به هیچ دردی نمیخوری.

09:36.670 --> 09:40.040
‫خب، تو هم نمیدونی چطوری
‫معلم جادو بشی!

09:40.130 --> 09:43.290
‫طبق رسوم، لونا تا سه‌سالگی
‫شروع به درس خوندن نمیکنه.

09:43.380 --> 09:48.540
‫پس من فقط باید تو این دو سالی که میتونم
‫برم سولسین، یاد بگیرم.

09:50.170 --> 09:54.960
‫وایسا. ما دو تا اصلاً شبیه آدمایی
‫نیستیم که از هایدن اومدن.

09:55.040 --> 09:56.460
‫این مشکلی نداره؟

09:58.170 --> 10:00.040
‫نکته‌ی خوبیه.

10:00.670 --> 10:03.920
‫فراموشش کن! اصلاً انگار هیچی نگفتم!

10:10.170 --> 10:13.210
‫هی، چرا تو
‫مجبور نیستی چیزی رو تغییر بدی؟

10:13.290 --> 10:17.250
‫من این قیافه رو از بچه‌ای
‫که تو هایدن دیدم کپی کردم.

10:17.500 --> 10:18.710
‫مطمئنم مشکلی پیش نمیاد.

10:21.290 --> 10:22.380
‫چیه؟

10:22.670 --> 10:24.540
‫حس میکنم یه نفر
‫داره از پشت بهمون نزدیک میشه.

10:27.210 --> 10:29.460
‫هالش... تحریک‌کننده‌ست.

10:34.750 --> 10:36.040
‫کی؟

10:36.130 --> 10:39.040
‫فکر میکردم بتونم زودتر بیدار بشم، اما...

10:44.500 --> 10:46.960
‫همونه؟

10:47.040 --> 10:48.960
‫اینقدر گارد نگیر.

10:49.080 --> 10:51.630
‫تا دستور ندادم تکون نخور.

10:57.960 --> 11:01.920
‫سلام! من ادیسون روکرِفتم!

11:02.000 --> 11:04.460
‫من از اسلادام، تو شرق آمدم

11:04.790 --> 11:07.540
‫ا-از دیدنت خوشبختم!

11:07.630 --> 11:09.880
‫یه معرفی عالی.

11:10.500 --> 11:12.540
‫شروع مهم‌ترین بخش
‫هر کاریه.

11:12.630 --> 11:14.790
‫دقیقاً به همین انرژی نیاز داری!

11:15.580 --> 11:18.380
‫من از اورگ اومدم، پادشاهی‌ای تو
‫جنگل‌های بزرگ غرب!

11:18.460 --> 11:20.250
‫اسم من ساراسا لو ایلا لافولکاست!

11:18.460 --> 11:20.250
اسم بهتر نبود انتخاب کنی

11:20.580 --> 11:22.710
‫از دیدن همگی خوشبختم، بچه‌ها!

11:23.080 --> 11:26.710
‫- داره چیکار میکنه؟
‫- چرا اینجا داره خودش رو معرفی میکنه؟

11:27.330 --> 11:31.210
‫شنیدم اسلادا تو بحث جادو
‫از هایدن هم سخت‌گیرتره.

11:31.290 --> 11:33.130
‫شگفت‌زده‌م که تونستی بیای اینجا.

11:35.540 --> 11:36.960
‫فکر کنم داستانی پشتش باشه، نه؟

11:38.630 --> 11:41.460
‫برین کنار، دهاتی‌های امل.

11:42.880 --> 11:46.670
‫این مسیر متعلق به
‫تایگل بلویر، نجیب‌زاده‌ی اسلینه...

11:46.750 --> 11:49.330
‫و همین‌طور لئون بلویر.

11:49.420 --> 11:51.960
‫زانو بزنین و راه رو باز کنین.

11:52.040 --> 11:53.960
‫شما دو تا دوقلویین؟

11:54.040 --> 11:56.500
‫اگه باشیم چی، دهاتی؟

11:56.580 --> 11:58.130
‫قرار نیست کلاه‌هاتون رو سرتون بذارین؟

11:58.210 --> 12:00.880
‫عمراً. خیلی خزن.

12:01.080 --> 12:03.080
‫ناامید شدم.

12:03.170 --> 12:05.630
‫قرار بود اینجا یکی از
‫بهترین مدرسه‌های بوئلیت باشه.

12:05.710 --> 12:09.380
‫دانشگاه سلطنتی تو اسلبرگ
‫خیلی بهتر از اینجاست.

12:09.460 --> 12:12.500
‫مطمئنم جادوشون هم
‫چیز خاصی نیست.

12:12.710 --> 12:15.130
‫اگه فقط یه مشت بچه‌ن
‫که دارن خاله بازی جادویی میکنن،

12:15.210 --> 12:17.580
‫پس هیچ دلیلی نبود
‫که بیایم اینجا.

12:17.670 --> 12:18.830
‫مشکلش چیه؟

12:18.920 --> 12:20.710
‫اومده دعوا راه بندازه؟

12:21.130 --> 12:22.670
‫این همونیه که داشتی در موردش حرف میزدی؟

12:22.750 --> 12:25.210
‫قطعاً خیلی تحریک‌کننده‌ن...

12:31.960 --> 12:33.210
‫وایسا، ببینم.

12:34.000 --> 12:35.040
‫چیه؟

12:35.130 --> 12:37.250
‫از قصد خوردی بهم.

12:37.330 --> 12:38.330
‫مگه نه؟

12:38.960 --> 12:40.880
‫اصلاً متوجهت نشدم.

12:41.210 --> 12:42.710
‫آخه اصلاً به چشم نمیای.

12:43.330 --> 12:45.830
‫ایستادن وسط جاده براتون خطرناکه.

12:45.920 --> 12:47.750
‫اوه، چه جالب.

12:47.830 --> 12:50.540
‫میخوای باهامون بجنگی.
‫داری اینو میگی؟

12:50.630 --> 12:52.500
‫اول اسمت رو بگو.

12:54.710 --> 12:56.420
‫من ری فورسترم.

12:56.920 --> 12:58.170
‫منظورتون از «ما» چیه؟

12:58.710 --> 13:00.580
‫میخواین دوتایی باهام بجنگین،
‫وقتی من تنهام؟

13:00.670 --> 13:02.790
‫اسلینی‌ها این‌طوری میجنگن؟

13:03.750 --> 13:05.830
‫خب، به نظرم خوبه.
‫خودتونم میدونین که خیلی ضعیفین.

13:05.920 --> 13:07.040
‫چرت نگو!

13:07.130 --> 13:10.380
‫منظورمون اینه که هر چند نفرتون
‫که میخواد میتونه بیاد.

13:11.960 --> 13:14.290
‫ما واقعاً اینجا سر راهیم.

13:14.380 --> 13:15.630
‫بیاین بریم یه جای دیگه.

13:16.670 --> 13:18.500
‫میخواد تنهایی باهامون بجنگه؟ واقعاً؟

13:18.580 --> 13:20.250
‫پشیمون میشه.

13:20.460 --> 13:23.420
‫ری بعضی وقتا خیلی لجباز میشه.

13:24.380 --> 13:26.710
‫صبح بخیر! صبح بخیر!

13:26.790 --> 13:28.920
‫- صبح بخیر.
‫- سنسه ها جدیدن، درسته؟

13:29.000 --> 13:30.380
‫خیلی خفنن!

13:30.460 --> 13:33.500
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

13:33.750 --> 13:36.330
‫چرا داره این‌طوری میشه؟

13:36.630 --> 13:38.880
‫نایه شیفونلیتس!

13:39.710 --> 13:42.830
‫تو جنگ قبلی خوب کار کردی.

13:43.460 --> 13:45.750
‫تو تنها جادوگری از بین اونایی بودی

13:45.830 --> 13:48.710
‫که مستقیماً زیر نظر درل کار میکردن
‫و سالم برگشتی.

13:48.790 --> 13:51.460
‫عصبانی میشه. عصبانی میشه.
‫میدونم عصبانی میشه!

13:51.540 --> 13:54.420
‫فهمیده که قهرمان رو بردم هایدرت!

13:54.500 --> 13:55.710
‫منو میکشه!

13:55.790 --> 13:58.920
‫به یه دلیلی احضارت کردم.

13:59.290 --> 14:01.960
‫میخوام در مورد اتاق مخفی درل صحبت کنم.

14:02.250 --> 14:04.580
‫اتاق مخفی؟

14:04.670 --> 14:07.750
‫اون یه مدرسه‌ی جادو
‫تو سولسین تأسیس کرد

14:07.830 --> 14:11.920
‫و از دانش‌آموزای آینده‌دار
‫دعوت کرد تا به ارتش ملحق بشن.

14:12.130 --> 14:19.130
‫تو و اون مینارد سوان حشره‌باز
‫حداقل یه بار باید رفته باشین توش.

14:19.500 --> 14:22.750
‫در طول عمل پیوند کریستال.

14:23.670 --> 14:27.920
‫متأسفانه،
‫مینارد دست اسلینی‌هاست.

14:28.500 --> 14:30.750
‫فقط تو برامون موندی.

14:31.170 --> 14:36.000
‫هر چی در مورد
‫اتاق مخفی میدونی بهم بگو.

14:36.540 --> 14:40.750
‫اگه این کارو بکنی، حاضرم
‫کارات رو نادیده بگیرم.

14:43.250 --> 14:44.960
‫اون اتاق...

14:45.040 --> 14:49.710
‫بیشتر از اینکه شبیه یه اتاق باشه،
‫شبیه یه فضا تو یه ساختمون بزرگ بود.

14:49.790 --> 14:52.960
‫تاریک بود و
‫کلی اتاقای کوچیک داشت،

14:53.080 --> 14:56.290
‫و میتونستی صدای ناله
‫و صداهای عجیبی از هر کدومشون بشنوی.

14:56.710 --> 15:00.170
‫منو بردن به اعماقش.

15:00.960 --> 15:02.920
‫عمیق‌تر و عمیق‌تر...

15:03.710 --> 15:07.330
‫یادم نمیاد اونجا دقیقاً چه شکلی بود.

15:07.420 --> 15:08.750
‫خاطراتم...

15:09.000 --> 15:15.040
‫یه جایی دیگه حتی نمیفهمیدم
‫دارم راه میرم یا چشمام بازن.

15:15.670 --> 15:20.040
‫یادمه یه چیزی تو دهنم بود
‫و درد میکرد.

15:20.130 --> 15:23.630
‫بعدش که به خودم اومدم،
‫داشتم تو یه حفره شناور میشدم.

15:23.710 --> 15:24.710
‫یه حفره؟

15:25.210 --> 15:28.210
‫یه حفره‌ی بزرگ با یه
‫راه‌پله‌ی مارپیچ دورش.

15:28.290 --> 15:31.250
‫بعدش از هوش رفتم.

15:32.380 --> 15:34.880
‫این تمام چیزیه که یادمه.

15:34.960 --> 15:39.250
‫از کجا وارد شدم،
‫چطوری رسیدم اونجا... یادم نمیاد.

15:39.500 --> 15:40.790
‫که این‌طور.

15:40.880 --> 15:46.540
‫این حفره برام جدیده، ولی بقیه‌ش
‫با چیزایی که قبلاً شنیده بودم جوره.

15:47.040 --> 15:49.830
‫یکم امیدوار بودم، ولی کافیه.

15:50.170 --> 15:51.210
‫میتونی بری.

15:51.500 --> 15:52.540
‫چشم...

15:53.290 --> 15:54.380
‫اوه.

15:55.540 --> 15:56.830
‫چیه؟

15:57.670 --> 16:03.580
‫راستش... شاید این موضوع
‫ربطی به قضیه نداشته باشه،

16:03.670 --> 16:05.330
‫ولی یه چیزی یهو یادم اومد.

16:06.830 --> 16:08.420
‫چی؟

16:08.630 --> 16:11.170
‫تصویری از خودم که
‫جلوی یه آینه وایسادم.

16:11.670 --> 16:15.460
‫لباس فرم تنمه،
‫پس حتماً اون موقع دانش‌آموز بودم.

16:15.540 --> 16:19.460
‫ولی فکر نکنم همچین آینه‌ای
‫تو سولسین وجود داشته باشه...

16:20.000 --> 16:22.420
‫اوه؟ یه آینه؟

16:24.040 --> 16:25.960
‫نایه شیفونلیتس.

16:26.040 --> 16:27.170
‫بـ-بله؟

16:27.920 --> 16:31.040
‫بهت یه مأموریت میدم!

16:33.000 --> 16:36.460
‫باورم نمیشه مأموریتم
‫این بود که معلم بشم!

16:37.290 --> 16:41.250
‫- از مدرسه متنفرم! من به اینجا نمیخورم.
‫- صبح بخیر! صبح بخیر!

16:41.920 --> 16:43.250
‫- میخوام برم خونه...
‫- صبح بخیر.

16:48.500 --> 16:53.540
‫‫میلیا رنو الوزار ورز

16:53.630 --> 16:55.960
‫نگرانین، پرنسس میلیا؟

16:56.290 --> 16:58.420
‫نه، خانم رئیس.

16:59.290 --> 17:03.330
‫این دستور پدرمه،
‫نه، امپراتور بیس.

17:03.960 --> 17:06.830
‫باز کردن درهای مدرسه‌ی جادومون

17:06.920 --> 17:08.830
‫به روی کشورهای دیگه
‫نباید چیز بدی باشه.

17:09.790 --> 17:10.830
‫اما...

17:11.290 --> 17:17.040
‫میترسین این مکان آموزشی
‫تبدیل به میدون جنگ بشه.

17:17.130 --> 17:18.130
‫بله.

17:18.960 --> 17:21.830
‫آموزش جادوی سولسین خیلی سخته.

17:22.290 --> 17:24.670
‫بعضی از دانش‌آموزا هیچ‌وقت خوب نمیشن.

17:25.290 --> 17:29.380
‫نمیخوام اوضاع رو
‫برای همه‌تون از این بدتر کنم.

17:30.420 --> 17:36.040
‫توسعه‌ی جادو در آینده به این
‫کشور—نه، به بشریت—کمک میکنه.

17:36.130 --> 17:42.100
‫‫رئیس آکادمی الهی سولسین
‫کاردینال الرو رومین

17:37.250 --> 17:38.380
‫بسپارینش به من.

17:38.790 --> 17:42.210
‫من از سولسین محافظت میکنم.

17:43.790 --> 17:47.670
‫ممنونم، مدیر رومین.

17:53.830 --> 17:56.460
‫اوضاع از کنترل خارج شده...

17:58.210 --> 18:01.380
‫ظاهر آرومی داره،

18:01.460 --> 18:03.630
‫اما از درون،
‫یه آدم کاملاً متفاوتیه.

18:04.040 --> 18:05.670
‫شبیه یه آتشفشانه.

18:05.750 --> 18:08.290
‫ماگما تو وجودش میجوشه.

18:09.170 --> 18:15.210
‫هیچ‌کدوم از کسایی که برای کشتنم اومدن،
‫حتی تو، این‌طوری نبودن.

18:16.380 --> 18:18.580
‫خیلی جالبه.

18:19.750 --> 18:22.170
‫برام عجیبه که این‌قدر
‫در موردش نظر مثبتی داری.

18:23.210 --> 18:27.000
‫عجله کنین. باید قبل از شروع تمرین
‫کارو تموم کنم.

18:27.460 --> 18:28.750
‫وگرنه برای همه دردسر میشه.

18:29.880 --> 18:32.040
‫پشیمون میشی.

18:32.250 --> 18:36.210
‫جادوی گیاهی. این تو بوئلیت
‫دو نسل از رده خارجه.

18:36.290 --> 18:38.040
‫خفه شو!

18:39.250 --> 18:40.420
‫باد!

18:43.460 --> 18:46.040
‫این طوفان شن همون چیزیه
‫که میخواستیم درستش کنیم.

18:46.250 --> 18:47.500
‫حالا چی؟

18:49.040 --> 18:53.500
‫ترکیب خاصی از خاکستر،
‫نقره و آرکاناسیت!

18:55.920 --> 18:58.580
‫طوفان آینه‌ای!

18:58.670 --> 18:59.960
‫تعدادشون بیشتر شد!

19:00.040 --> 19:01.080
‫عجب!

19:01.790 --> 19:05.500
‫محض اطلاعت، این گردباد
‫هر جا بری دنبالت میاد.

19:05.580 --> 19:08.040
‫راه فراری از این طلسم نیست!

19:15.880 --> 19:16.920
‫ال.

19:21.130 --> 19:23.920
‫نشان من «شتابه».

19:24.540 --> 19:27.170
‫به تمام ویژگی‌های هدفم
‫شتاب میده.

19:28.000 --> 19:31.040
‫و بعدش یه طلسم بهش اضافه میکنم!

19:33.210 --> 19:34.250
‫سیلر!

19:37.080 --> 19:41.250
‫طلسمی که آب موجود تو هوا رو
‫متمرکز میکنه و بارون میسازه.

19:46.790 --> 19:49.040
‫ولی ما که خیس نمیشیم.

19:49.130 --> 19:51.710
‫فقط داره اونجا میباره.

19:51.790 --> 19:54.420
‫این طلسمتون رو باطل کرد.

19:54.710 --> 19:56.790
‫ولی میدونی چه اتفاقی
‫برای ابرای بارون‌زا میفته

19:56.880 --> 19:59.080
‫وقتی با یه جریان هوای
‫قوی رو به بالا به وجود میان؟

20:00.960 --> 20:02.460
‫نکنه منظورت...

20:04.670 --> 20:05.750
‫اون چیه؟

20:08.920 --> 20:12.710
‫این چیزیه که ما استفاده میکنیم.
‫جادوی وردخوانی نشان.

20:13.380 --> 20:15.790
‫جادوی گیاهی خیلی دنگ‌وفنگ داره.

20:16.460 --> 20:18.630
‫و این از جادوی کریستالی هم برتره،

20:18.710 --> 20:21.960
‫هم قویتره،
‫ولی خطرناکه و استفاده ازش سخته.

20:22.830 --> 20:27.460
‫البته خیلیا نمیتونن ازش استفاده کنن.
‫و باید مانا ذخیره کنی.

20:28.630 --> 20:31.420
‫ولی این نزدیک‌ترین چیز
‫به جادوی باستانی گمشده‌ست،

20:32.000 --> 20:34.540
‫یعنی جادوی توا.

20:38.540 --> 20:40.460
‫- فرار کنین!
‫- واقعاً میخواد انجامش بده!

20:40.540 --> 20:41.960
‫دیوونه‌ست!

20:42.040 --> 20:44.170
‫ری، واقعاًکه!!

20:44.330 --> 20:45.420
‫فرار کنین!

20:45.500 --> 20:47.130
‫روانیه!

20:47.210 --> 20:49.880
‫اگه عاقل باشی نمیتونی
‫تو جادو قوی‌تر بشی.

20:50.540 --> 20:51.580
‫ریزل!

20:58.500 --> 20:59.830
‫کافیه!

21:10.960 --> 21:13.000
‫به‌موقع رسیدیم...

21:14.080 --> 21:15.790
‫یه معلم؟

21:16.000 --> 21:17.750
‫میتونین بلند شین؟

21:17.830 --> 21:19.790
‫- خفه شو!
‫- ولمون کن!

21:19.960 --> 21:22.460
‫ها؟ اونا همون دو تا...

21:22.750 --> 21:26.460
‫قوانین مدرسه استفاده از جادو
‫خارج از کلاس رو ممنوع کرده.

21:26.960 --> 21:30.210
‫شما سه تا با من میاین
‫دفتر معلما.

21:30.250 --> 21:33.170
‫- باشه.
‫- خیله خب! میایم!

21:33.920 --> 21:36.460
‫بقیه دانش‌آموزا هم فوراً
‫برن سر کلاساشون!

21:36.920 --> 21:38.330
‫تمرین به زودی شروع میشه.

21:38.580 --> 21:39.880
‫باشه!

21:40.880 --> 21:44.250
‫چه نمایش جالبی بود.

21:44.790 --> 21:46.460
‫ما هم بریم.

21:46.540 --> 21:47.880
‫باشه...

21:47.900 --> 21:49.900
SorenA : ترجمه و زیرنویس

21:50.000 --> 21:58.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

21:58.100 --> 22:06.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:06.960 --> 22:09.920
‫قسمت ۱:
‫سولسین، آکادمی الهی
