WEBVTT

00:06.480 --> 00:08.080
ن-نجاتم بده...!

00:20.280 --> 00:22.920
می‌دونستم به این راحتی نیست، اما...

00:23.100 --> 00:26.520
اینکه نتونی نفس بکشی
فوق‌العاده دردناکه...

00:28.040 --> 00:31.000
سرم داره بی‌حس میشه و چیزی نمی‌بینم.

00:31.640 --> 00:34.650
تموم بدنم فریاد میزنه
که دستامو تکون بدم برم بالا.

00:35.400 --> 00:38.100
مغزم میدونه که نمیمیرم،

00:38.100 --> 00:40.910
اما بدنم داره تقلا میکنه
که به هرحال زنده بمونه...

00:41.960 --> 00:44.100
نه، فقط تحمل کن...

00:44.900 --> 00:46.950
تا وقتی که شمشیر رو پیدا کنی...

00:56.560 --> 01:00.240
این... تهشه؟

01:08.160 --> 01:09.250
پیداش کردم!

01:12.640 --> 01:14.050
همه بدنم اینقدر سنگینه...

01:14.430 --> 01:17.180
بی‌حس شده و مثل سرب سنگینه.

01:18.080 --> 01:20.260
پس این اتفاقی‌ه که
وقتی نتونی نفس بکشی میفته؟

01:21.310 --> 01:26.420
اما شمشیر رگالیا
کاربرش رو قدرتمندتر میکنه...

01:27.330 --> 01:29.240
اگه بتونم این شمشیر رو بگیرم...

01:34.500 --> 01:35.330
یه چشم؟

01:35.520 --> 01:39.520
نه... من ته دریاچه نیستم!

01:39.760 --> 01:43.420
روی یه هیولای تاریک زیرآبی غول‌پیکرم!

01:47.000 --> 01:57.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:21.680 --> 03:23.680
چه غول‌پیکره!

03:23.970 --> 03:27.730
قسمت ۴
نبوغ جادویی

03:24.360 --> 03:27.360
کی فکرشو میکرد یه همچین چیزی اینقدر بزرگ
ته چاه اِلب کمین کرده باشه...

03:31.830 --> 03:32.570
شمشیر!

03:35.760 --> 03:37.120
داره منو میمکه؟!

03:47.800 --> 03:52.560
آلیشا، بازوهات از مردا ضعیف‌ترن،

03:53.280 --> 03:57.560
اما تو از همه بهتر میتونی
قدرت یه شمشیر رو بیرون بکشی.

03:58.890 --> 04:01.800
یه قهرمان عالی میشی.

04:10.280 --> 04:13.560
اون منو خورد، اما شمشیرو گرفتم!

04:14.740 --> 04:17.770
بذار فریادت رو بشنوم، جریان‌شکاف!

04:20.750 --> 04:21.370
فهمیدم!

04:26.480 --> 04:30.490
اگه شمشیرو خطی ببری،
آب رو میشکافه...

04:30.950 --> 04:33.080
اگه افقی بزنی
تو رو به جلو پرت میکنه...

04:33.780 --> 04:35.770
تقریباً مثل یه ماهی.

04:38.050 --> 04:40.420
آب حتی قوی‌ترش میکنه...

04:41.080 --> 04:43.040
دلیلی که قهرمان افسانه‌ای باخت،

04:43.040 --> 04:46.050
حتی توی محیطی
که برتری داشت...

04:46.750 --> 04:49.020
احتمالاً این چیز بود.

04:49.670 --> 04:53.700
انقدر بزرگه که باورکردنش
سخته که مال این جهانه.

04:54.330 --> 04:57.030
حتماً یه موجود باستانیه!

04:58.400 --> 05:00.970
هیولاهای تاریکی که میگن
ده‌هزار سال عمر می‌کنن.

05:01.240 --> 05:04.920
قرن‌ها میخوابن،
و به ندرت خودشون رو نشون میدن.

05:06.000 --> 05:11.040
پس این یکی احتمالاً تصادفی
موقع معدن‌کاوی آرکاناسیت بیرون اومده.

05:11.890 --> 05:15.200
قهرمان قبلی بدون اینکه بدونه
با چی داره میجنگه باخت...

05:17.510 --> 05:19.840
آرواسیس‌ها هم متوجهش شدن...

05:20.620 --> 05:25.250
حتی با قدرت‌بخشی رگالیا،
بازم اکسیژن ندارم.

05:25.720 --> 05:27.160
اینجا نمیتونم بجنگم!

05:32.970 --> 05:33.590
اول...

05:36.440 --> 05:37.420
باید نفس بکشم!

05:46.010 --> 05:47.070
اومد بالا!!

05:48.750 --> 05:51.200
هی، اون رگالیارو داره!

05:56.790 --> 05:58.780
اون هیولا چی هست لعنتی؟!

05:59.290 --> 06:00.420
یه هشت‌پا؟

06:10.220 --> 06:11.170
نه! نه! نه!

06:14.680 --> 06:16.300
نجاتم بدین!

06:17.310 --> 06:20.150
آره، این جواب نمیده...

06:23.240 --> 06:28.310
رگالیا میتونه پوستشو ببُره،
اما نمی تونم نزدیکش بشم

06:28.900 --> 06:33.120
یک قهرمان از تنها از اولش هم نمیتونست اونو شکست بده

06:34.360 --> 06:36.480
کمک! کمک! کمک!

06:39.440 --> 06:42.100
حتی آرواسیس‌ها هم
از دور دارن نگاه میکنن...

06:43.780 --> 06:44.750
باید از اینجا برم.

06:45.290 --> 06:46.240
هی، صبر کن!

06:48.420 --> 06:50.540
نجاتم بده! اگه عذرخواهی
می‌خوای، پس ببخشید!

06:51.080 --> 06:52.600
هرچی بخوای انجام میدیم!

06:52.960 --> 06:54.810
از کلاغ‌ها استعفا میدیم!

06:54.810 --> 06:57.600
لطفاً! تو یه قهرمانی، مگه نه؟

06:58.330 --> 07:00.880
فکر نکن بعد از همه کاری که کردین
بتونین از یه قهرمان کمک بخواین.

07:01.560 --> 07:05.320
و من دیگه یه قهرمان معمولی نیستم.

07:06.490 --> 07:10.410
من بردهٔ چیزی هستم
که از اون موجود هم ترسناکتره

07:11.800 --> 07:12.210
صبر کن!

07:12.210 --> 07:13.280
صبر...!

07:30.600 --> 07:34.210
هم اون موجود باستانی و هم
آرواسیس‌ها هیولاهای آبی هستن.

07:34.960 --> 07:36.720
از آب خارج نمیشن.

07:38.340 --> 07:43.110
یعنی احتمالاً از
چاه خارج نمیشن...

07:44.500 --> 07:49.720
کلن می‌خواست راهزنا رو نابود کنم،
و فکر کنم انجامش دادم.

07:51.320 --> 07:55.380
اکثرشون مردن،
و با اون چیزی که بیداره،

07:55.380 --> 07:57.220
بازمانده‌ها دیگه اینجا نمیمونن.

07:58.120 --> 08:01.570
کاش می‌تونستم بیشتر انجام بدم،
اما حداقل این شمشیرو گرفتم.

08:01.570 --> 08:02.800
همینم کافیه.

08:03.250 --> 08:04.860
هی، آلیشا.

08:05.960 --> 08:07.160
کلن؟

08:07.160 --> 08:08.330
آروم باش.

08:08.720 --> 08:11.290
دارم از طریق زهر سیاه باهات صحبت می‌کنم.

08:12.620 --> 08:17.900
خودم ندیدم،
اما خون میگه تمومش کردی.

08:18.260 --> 08:19.920
به نظر خیلی سخت بوده.

08:19.920 --> 08:22.230
فقط "خیلی" سخت نبود!

08:22.410 --> 08:25.480
هوا تموم شد،
باید با یه موجود باستانی مقابله میکردم...

08:25.670 --> 08:27.990
و اگه متوجه شدی، چرا کمک نکردی؟

08:28.520 --> 08:32.150
ببخشید، اما من خودم
اینجا یه مشکلی دارم.

08:32.360 --> 08:35.260
یه مشکل؟ تو ارباب هیولاهای تاریکی!

08:36.020 --> 08:38.720
یه بخشش اینه که توی شکل انسانی‌ام،

08:38.960 --> 08:41.680
اما با یه تکنیکی که
تا حالا ندیده‌ام مشکل دارم.

08:42.680 --> 08:46.600
وجود "جادو" رو از من
پنهون کردی، مگه نه آلیشا؟

08:48.000 --> 08:50.080
بیا اینجا تا درست تنبیه‌ات کنم.

08:50.700 --> 08:51.640
همین الان.

08:57.220 --> 08:58.230
لعنتی!

08:58.230 --> 09:02.640
این بچه چی هست لعنتی؟
اون چی بود لعنتی؟

09:06.960 --> 09:09.770
تا حالا نشنیده بودم جادویی
بتونه فیزیکی به چیزی ضربه بزنه!

09:10.350 --> 09:11.530
مکتبش چیه؟

09:11.600 --> 09:12.610
نمیدونم!

09:13.490 --> 09:17.200
همونطور که می‌ترسیدم، من از زمانه عقب موندم؟

09:20.240 --> 09:21.390
لعنتی!

09:31.210 --> 09:32.460
هی، کلن!

09:33.760 --> 09:35.430
گفتی اینجا باشم...

09:36.740 --> 09:38.740
پس هر جوری که می‌تونستم سریع اومدم!

09:38.740 --> 09:39.450
دیر کردی.

09:39.790 --> 09:42.040
دیگه این تمام سرعتی بود که میتونستم بیام!

09:42.540 --> 09:44.820
می‌دونی نمی‌تونم دستورت رو نادیده بگیرم!

09:45.600 --> 09:48.800
اما... این دود لعنتی چیه؟

09:49.430 --> 09:50.740
اون شمشیر چیه؟

09:51.000 --> 09:54.490
بهت نمیدمش!
این الان ماله منه!

09:54.690 --> 09:57.730
خودمو برای بدست اوردنش تیکه پاره کردم.

09:58.760 --> 09:59.530
خب، هرچی.

09:59.830 --> 10:01.450
مشکل این دوده.

10:01.710 --> 10:05.940
به نظر میاد حیوانات معمولی مث
این یکی، تحت تأثیر نیستن.

10:07.110 --> 10:08.380
درست مثل تو.

10:09.480 --> 10:12.630
فقط حواس هیولاهای تاریکی رو تحت تأثیر قرار میده.

10:13.780 --> 10:16.100
هیچی بو حس نمی‌کنم و گوشام زنگ میزنه.

10:16.560 --> 10:18.800
حالت تهوع آوره.

10:19.630 --> 10:24.100
می‌تونستم تغییر شکل بدم و همشو با باد پرت کنم،

10:24.560 --> 10:28.660
اما اینجا جا تنگه،
و اصن نمی‌دونم لونا کجاست.

10:29.680 --> 10:30.860
نمی‌دونی لونا کجاست؟

10:30.370 --> 10:32.650
لونا باید اون جلو باشه، اما دیگه دیده نمیشه.

10:34.050 --> 10:35.930
لونا با نِله، که زنده بمونه.

10:36.880 --> 10:39.520
فکر نکنم بتونن حرکت کرده باشن...

10:40.110 --> 10:42.860
دایه‌ای که می‌خواستی اجیر کنی؟

10:43.280 --> 10:45.980
به خاطر این دود مزخرف، بوشون رو حس نمی‌کنم.

10:46.440 --> 10:47.780
کاری بکن، آلیشیا.

10:49.200 --> 10:52.230
این چیزای "جادو" رو بلدی، مگه نه؟

10:53.000 --> 10:56.600
در موردش می‌دونم،  اما استعدادی در جادو ندارم.

10:57.170 --> 10:57.960
چی؟

10:58.460 --> 11:01.870
بعضیا می‌تونن استفاده کنن،  بعضیا نه.

11:03.320 --> 11:05.650
جادو برای همه کارهاش از آرکاناسایت استفاده می‌کنه.

11:05.650 --> 11:09.330
برای بیشتر مردم،  فقط یه سنگ معمولیه.

11:09.330 --> 11:12.270
اما بعضیا هستن که می‌تونن،  اگه درست استفاده کنن،

11:12.270 --> 11:15.680
قدرت پنهانش رو بیرون بکشن، ظاهراً.

11:17.010 --> 11:18.780
برام فقط یه سنگه.

11:19.390 --> 11:21.830
واقعاً به دردی نمی‌خوری.

11:22.030 --> 11:23.170
خفه شو!

11:23.170 --> 11:27.620
فقط بدون که بعضی از قهرمانایی که کشتی می‌تونستن استفاده کنن!

11:27.620 --> 11:29.490
تو فقط کشتیشون قبل از اینکه فرصت پیدا کنن—

11:29.490 --> 11:31.210
هی، بهم گوش کن!

11:31.760 --> 11:34.800
فکر کنم فقط باید بریم دنبالشون...

11:35.050 --> 11:37.450
اگرچه ممکنه از قبل مرده باشن.

11:38.440 --> 11:39.940
هی، کلن...

11:40.400 --> 11:43.930
اگه لونا مرده، چیکار می‌کنی؟

11:45.840 --> 11:46.810
چیکار می‌کنم؟

11:48.030 --> 11:49.900
نه، هیچ کاری نمی‌کنم.

11:50.840 --> 11:51.600
فقط...

11:53.800 --> 11:56.870
هر علاقه‌ای که به بشریت داشتم رو از دست می‌دم.

11:57.570 --> 11:58.620
همین.

12:00.720 --> 12:02.210
می‌دونستم...

12:03.400 --> 12:07.960
از قبل تصمیم گرفته بشریت رو نابود کنه.

12:09.010 --> 12:12.620
لونا تنها چیزی که داره این روند رو کند می‌کنه.

12:13.390 --> 12:15.370
باید لونا رو پیدا کرد...

12:27.800 --> 12:30.390
نل خونریزی داشت؟

12:31.080 --> 12:33.690
آره. اگرچه بخشی از اونو متوقف کردم.

12:34.160 --> 12:37.010
اما اصلاً نباید می‌تونست حرکت کنه.

12:37.020 --> 12:41.280
پس یا تونسته خودشو به جایی بکشونه،

12:41.730 --> 12:44.090
یا چیزی کشیده‌ش...

12:45.460 --> 12:47.930
در هر صورت، نمی‌تونسته دور رفته باشه.

12:48.200 --> 12:49.040
بزن بریم!

12:59.670 --> 13:01.650
بمیر دیگه!

13:02.470 --> 13:06.580
من... نخواهم... مرد...

13:07.230 --> 13:09.540
ولم کن دیگه!!

13:09.540 --> 13:11.130
لعنتی! ول کن!

13:11.600 --> 13:14.480
این شنل از پرهای پرنده‌سیاه‌پر ساخته شده!

13:14.480 --> 13:17.720
توی دنیا مثلش وجود نداره!

13:20.540 --> 13:22.830
لعنتی! نمی‌تونم ازش خلاص بشم...

13:23.870 --> 13:27.520
باید این بچه رو از اینجا ببرم بیرون...

13:33.350 --> 13:35.870
تو همون بچه...

13:38.300 --> 13:40.320
پس اینجا بودی!!

13:50.880 --> 13:53.820
این... استعداد جادوئیه!

13:53.820 --> 13:55.840
و خیلی هم پرقدرت!

13:57.230 --> 14:01.400
خون‌خالص هایدین... استعداد جادو...

14:02.050 --> 14:03.700
نگو که...

14:08.080 --> 14:10.440
هرگز این بچه رو ول نمی‌کنم، هر اتفاقی بیافته.

14:11.190 --> 14:14.010
اگه مجبور بشم مچشو قطع کنم...

14:14.010 --> 14:14.810
صبر کن!

14:16.380 --> 14:19.230
با اون چاقو چیکار می‌خوای بکنی؟

14:20.050 --> 14:21.710
تـــــــــــــــــو!

14:21.710 --> 14:23.720
اینجا چیکار می‌کنی؟

14:24.200 --> 14:26.360
داگارن و ساچ چی شدن؟

14:27.080 --> 14:28.560
اونا...

14:28.790 --> 14:31.580
تبدیل شدن به غذای هیولاهای تاریکی.

14:32.540 --> 14:36.280
خب، در واقع خوراک چیزی شدن، پس پایان بدی هم نبود.

14:37.160 --> 14:40.600
مهم نیست چطور به دنیا اومدی، یا تو زندگی چیکار کردی،

14:40.840 --> 14:42.320
وقتی می‌میری، تبدیل به غذا میشی.

14:45.100 --> 14:48.820
به نظر میاد نل تمام توانشو مصرف کرده.

14:48.820 --> 14:51.370
نزدیکتر نیا!

14:51.370 --> 14:56.320
به ازای هر قدمی که برمیداری، یک انگشت این بچه رو قطع می‌کنم!

14:56.470 --> 15:00.080
متوجه شدی؟! قسم می‌خورم انجامش می‌دم!

15:00.080 --> 15:01.580
هر کاری دلت می‌خواد بکن.

15:01.730 --> 15:02.840
هـه؟

15:03.040 --> 15:07.480
صبر کن کلن! اون از اون آدماییه که
واقعاً این کارو میکنه، حتی به یه بچه!

15:08.140 --> 15:09.970
من می‌تونم زخم‌ها رو درست کنم.

15:10.140 --> 15:12.960
تو نمی‌تونی درد رو پاک کنی! من اینو می‌دونم!

15:13.770 --> 15:15.400
بسپارش به من!!

15:16.430 --> 15:17.290
هی، ورکو.

15:18.070 --> 15:18.820
بیا یه معامله کنیم.

15:19.120 --> 15:20.350
یه معامله؟

15:27.370 --> 15:31.570
نشان هیدن... اون نور قرمز...

15:31.570 --> 15:34.310
امکان نداره اون....

15:34.840 --> 15:37.140
آره، این یه رگالیای هیدنه!

15:37.420 --> 15:40.180
از ته دریاچه پیداش کردم!

15:40.920 --> 15:43.490
این همون چیزیه که می‌خواستی، نه؟

15:46.490 --> 15:47.610
پس بگیرش.

15:47.980 --> 15:52.720
اما نمی‌تونی بدون استفاده از هردو دستت
از دل سنگ درش بیاری.

15:53.150 --> 15:56.480
لونا رو زمین بذار، شمشیر رو بردار،
و می‌تونی داشته‌اش کنی.

15:57.010 --> 16:00.140
فرار کن، یا ازش برای حمله به من استفاده کن.

16:00.700 --> 16:08.550
اما اگه حرکتی بزنی...
شمشیر رو آزاد می‌کنم و می‌کشمت.

16:11.400 --> 16:12.320
حالا، چیکار می‌کنی؟

16:12.680 --> 16:14.920
اینجا می‌میری؟ یا شمشیر رو برمی‌داری؟

16:18.270 --> 16:22.510
کی فکرش رو میکردم یه قهرمان
به این راحتی یه رگالیا رو رها کنه...

16:23.400 --> 16:25.970
اما حالا مطمئنم!

16:26.400 --> 16:30.080
این بچه خون شاهی هیدنی رو داره!

16:33.210 --> 16:35.340
می‌دونستم...

16:35.550 --> 16:39.100
این یعنی یه رگالیا بهش نمی‌ارزه!

16:39.320 --> 16:40.440
بیشتر می‌خوام!

16:40.440 --> 16:41.490
چی؟

16:41.490 --> 16:45.350
اگه نمی‌خوای همینجا با این بچه بمیرم،

16:45.640 --> 16:50.000
باید بهم بگی ۱۳ شمشیر تو
و رفیقات کجا هستن!

16:50.880 --> 16:53.610
این همون ارزشی هست که این بچه داره!

16:55.560 --> 16:58.170
بهش بگو. اونا فقط شمشیرن.

17:01.350 --> 17:06.970
همه ۱۳ تاشون ته دره‌ای
توی غار بزرگ کوه لونا هستن.

17:07.390 --> 17:08.720
برو خودت برشون دار.

17:09.020 --> 17:11.890
آره، حتماً این کارو می‌کنم.

17:12.390 --> 17:14.760
حتماً می‌رم.

17:15.950 --> 17:16.520
چی؟

17:16.880 --> 17:22.340
فکر کردی نمی‌تونم برشون
دارم؟ اشتباه می‌کنی قهرمان!

17:23.830 --> 17:26.890
من جادوی نامرئی‌کنندگی دارم!

17:27.120 --> 17:31.450
و با استعداد جادویی
خون شاهی...

17:35.180 --> 17:37.880
جادوم بی‌نقص خواهد بود!

17:39.520 --> 17:40.300
ناپدید شد.

17:45.360 --> 17:48.030
نمی‌تونن منو ببینن. نمی‌تونن ببینن!

17:48.450 --> 17:52.110
جادوی نامرئی‌کنندگیم بی‌نقصه.

17:52.620 --> 17:54.890
بی فایدست که شمشیر قهرمان رو رها کنم،

17:54.890 --> 17:56.980
اما اگه سعی کنم درش بیارم
می‌فهمن کجام.

17:57.170 --> 18:01.070
خب، هنوز ۱۳ تا شمشیرم رو دارم...

18:01.720 --> 18:05.520
و با این بچه، دیگه کسی نمیتونه جلومو بگیره!

18:05.520 --> 18:08.600
میتونم از سازمانی که مسخرهم کرد
انتقامم رو بگیرم!

18:11.500 --> 18:13.040
هه؟!

18:14.910 --> 18:16.680
چ-چطور...

18:17.450 --> 18:20.910
تو... منو می‌دیدی؟

18:21.220 --> 18:22.650
اصلاً.

18:23.400 --> 18:25.250
اما صدات رو می‌شنیدم.

18:25.960 --> 18:28.360
و البته،
می‌تونستم بفهمم لونا کجا داره گریه می‌کنه.

18:29.660 --> 18:32.840
اینقدر به جادوت مغرور بودی...

18:32.390 --> 18:33.730
این دیگه چه وضعشه؟

18:33.730 --> 18:37.010
...حتی متوجه نشدی بچه
توی بغلت داره گریه می‌کنه.

18:39.430 --> 18:41.760
نامرئی‌کنندگی تموم میشه
اگه پودر رو بتکونی.

18:44.040 --> 18:46.080
پودر رو روش می بود بهتر بود...

18:47.290 --> 18:53.220
اما به لطف اون
دختره «نل» بود که تونستیم.

18:55.640 --> 18:58.870
یه جورایی آروم‌تر به نظر میاد...

18:59.850 --> 19:03.070
هنوز داره نفس می‌کشه...
نمی‌تونی نجاتش بدی؟

19:04.230 --> 19:07.120
نمی‌تونم بیشتر از یه نفر رو
با خون سیاه کنترل کنم.

19:07.550 --> 19:09.760
و بدنش کلی تیکه‌های کم داره.

19:10.630 --> 19:13.890
باید از جایی جایگزینشون کنم.

19:15.900 --> 19:20.890
نمی‌دونم ارزش اینهمه زحمت رو داره.

19:21.070 --> 19:22.640
باید نجاتش بدیم!

19:22.790 --> 19:27.140
اون تا آخرین لحظه سعی کرد
از لونا محافظت کنه!

19:27.290 --> 19:29.680
همه نمی‌تونن همچین کاری بکنن.

19:29.680 --> 19:31.400
اگه من مادر لونا بودم، می‌خواستم

19:31.400 --> 19:34.200
بچم رو به آدمی مثل اون
بسپارم.

19:35.520 --> 19:36.400
پس...

19:38.540 --> 19:41.030
اما برای نجاتش به خون سیاه نیاز دارم.

19:42.010 --> 19:45.310
وقتی دارم درمانش می‌کنم، تو باید بمیری.

19:46.030 --> 19:47.000
برام مهم نیست.

19:47.500 --> 19:48.840
من یه قهرمانم.

19:49.330 --> 19:51.880
وظیفه‌مه که جونم رو برای آرزوهاشون

19:51.880 --> 19:54.790
و آینده مردمی که باید
ازشون محافظت کنم فدا کنم.

19:55.480 --> 19:56.940
پدرم اینو می‌گفت.

19:57.320 --> 20:00.160
به‌علاوه، یه بارم که مرده بودم.

20:01.050 --> 20:01.920
خیلی خب.

20:24.500 --> 20:25.390
هان؟

20:25.780 --> 20:29.570
چرا من هنوز... زندم؟

20:30.640 --> 20:35.150
من... من...؟

20:35.990 --> 20:37.270
بیداری شدی.

20:38.600 --> 20:40.920
ش-شما...

20:41.790 --> 20:44.220
وقتی درستت می‌کردم
یکم مجبور شم خشن باشم،

20:44.220 --> 20:45.530
اما به نظر جواب داده.

20:46.120 --> 20:49.970
ش-شما نجاتم دادین؟

20:51.040 --> 20:53.170
از اون قهرمان اونجا تشکر کن، نه من.

20:54.040 --> 20:56.940
اون بود که تصمیم گرفت نجاتت بده.

20:58.050 --> 21:03.480
چون تقریباً پوسیده بود،
زمان می‌بره، اما به‌زودی بیدار میشه.

21:05.340 --> 21:09.280
برای یه انسان، زیادی سرسخته.

21:11.350 --> 21:12.840
قهرمان...

21:16.960 --> 21:18.470
قهرمان؟

21:22.080 --> 21:23.660
شمشیر! شمشیر!

21:26.370 --> 21:28.090
شمشیرم...

21:29.330 --> 21:30.560
خیلی خوشحالم...

21:31.800 --> 21:35.840
حالا، به کارت برس، نلورو.

21:40.510 --> 21:41.370
نلورو؟

21:42.340 --> 21:46.800
تو دوباره متولد شدی،
پس اسمت الآن نلورو هست.

21:47.310 --> 21:48.840
با ما میای، نه؟

21:52.370 --> 21:56.760
بله، اگر منو بپذیرین...

22:00.000 --> 22:10.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:30.470 --> 23:31.340
بخش بعد

23:38.230 --> 23:39.980
قسمت ۵
رژه‌ی بوئلات
