WEBVTT

00:01.000 --> 00:09.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:09.514 --> 00:12.814
« برگرفته از یک شایعه‌ی واقعی »‫

00:16.642 --> 00:17.934
‫سلام، مامان مک

00:17.935 --> 00:20.521
‫سلام. چطوره؟

00:21.855 --> 00:25.358
‫این وایاتـه که
‫توی جلسه‌ی تراپیش زده زیر گریه

00:25.359 --> 00:27.985
‫اشک‌هاش رو نگاه.
‫نصف صبح وقتم رو گرفت.

00:27.986 --> 00:30.863
‫فکر نکنم یه پسربچه‌ی ۱۶ ساله
‫دلش بخواد عکس خودش رو

00:30.864 --> 00:33.991
‫- حین گریه کردن روی کیک تولدش ببینه
‫- درخواست خودش بود

00:33.992 --> 00:35.576
‫عاشق تراپیستشـه

00:35.577 --> 00:38.496
‫- پسرت، متیو مک‌کانهی رو که می‌شناسی؟
‫- آره

00:38.497 --> 00:42.793
‫اگه حرف‌های دیروزت راست باشه،
‫اون هم تراپی‌لازمـه

00:44.127 --> 00:45.337
‫مگه چی گفتم؟

00:46.713 --> 00:49.632
‫سربسته گفتی
‫من و متیو ممکنـه برادر باشیم

00:49.633 --> 00:51.217
‫خل شدی؟

00:51.218 --> 00:52.510
‫من مست بودم

00:52.511 --> 00:55.263
‫آدم که مست می‌کنه
‫هر حرفی از دهنش بیرون میاد

00:55.264 --> 00:56.848
‫ثانیاً، سن و سالی ازم گذشته

00:56.849 --> 00:58.432
‫آدم که پیر میشه،
‫مزخرف زیاد میگه

00:58.433 --> 01:00.726
‫ثالثاً، من یه زنم و
‫زن جماعت حرفِ بی‌خود زیاد می‌زنه

01:00.727 --> 01:05.648
‫اونا همش حرف‌های بی‌خودِ
‫یه پیرزنِ مست به یه پیرمرد نشئه بود

01:05.649 --> 01:09.152
‫احتمالش زیاده که سوءتفاهم شده باشه

01:10.112 --> 01:13.197
‫اگه نمی‌خوای حرفی بزنی،
‫میرم دنبال یکی که این کار رو بکنه

01:13.198 --> 01:15.241
‫دنبال یکی که چیکار کنه، داداش؟

01:15.242 --> 01:16.827
‫- صبح بخیر
‫- داداش

01:19.806 --> 01:21.765
‫خب، چه خبرها…

01:21.790 --> 01:25.668
‫- جناب فرماندار مک‌کانهی
‫- هی، خوشم اومد

01:25.669 --> 01:28.754
‫مخصوصاً توی تولدم ۱۶ سالگی پسرم

01:28.755 --> 01:30.585
‫که البته روز بزرگیـه تا

01:30.610 --> 01:33.527
‫یکی از رسم‌های قدیمی پدر و پسریِ
‫خانواده‌ی مک‌کانهی رو به جا بیاریم

01:33.552 --> 01:37.346
‫من که توی تولد ۱۶ سالگیم
‫رفتم دنبال بابام توی مِی‌خونه‌ی محبوبش،

01:37.347 --> 01:39.307
‫«سَدل سالن» توی لاکهارت

01:39.308 --> 01:41.767
‫زیر میز بیلیارد از هوش رفته بود

01:41.768 --> 01:43.186
‫- واقعاً؟
‫- شلوارش تا مچ پاش پایین اومده بود

01:43.187 --> 01:46.147
‫یه بطری ویسکی توی یه دستش بود و
‫یه پیشخدمت هم توی اون یکی دستش

01:46.148 --> 01:48.691
‫هر خانواده‌ای
‫رسم و رسوم خودش رو داره، داداش

01:48.692 --> 01:50.443
‫- آره
‫- کیک رو بردار، بی‌زحمت

01:50.444 --> 01:51.569
‫باشه. باشه

01:51.570 --> 01:54.071
‫خیلی‌خب، دوستان.
‫نوبت کیک و کادوهاست.

01:54.072 --> 01:56.623
‫خدا می‌دونه سدل سالن
‫هنوز اونجا هست یا نه

01:58.000 --> 02:05.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:07.073 --> 02:09.212
‫هدیه‌ی اصلی فردا صبحـه،

02:09.213 --> 02:12.798
‫وقتی من و تو، پدر و پسری،
‫راهیِ اولین شکار گوزن‌مون می‌شیم

02:12.799 --> 02:14.669
‫یکی از آیین‌های سنتی خانواده‌ی مک‌کانهی

02:15.761 --> 02:18.346
‫- چه کادوی قشنگی
‫- دمت گرم

02:18.347 --> 02:19.829
‫پسرت رو با قتل آشنا کردی

02:19.854 --> 02:21.950
‫خانواده‌ی مک‌کانهی از
‫تخم و ترکه‌ی شکارچی‌هان، رفیق

02:21.975 --> 02:23.142
‫همیشه همین بوده

02:23.143 --> 02:27.063
‫می‌دونستی کُشتن یه حیوون بی‌گناه
‫بدتر از کُشتن یه انسانـه؟

02:27.064 --> 02:28.439
‫اونوقت چجوری به این نتیجه رسیدی؟

02:28.440 --> 02:30.233
‫خب، گوزن‌ها که
‫نمی‌دونن شکستِ هیدرولیکی چیـه

02:30.234 --> 02:34.153
‫یه بچه‌آهوی فسقلی
‫حتی مذهب هم سازماندهی نکرده

02:34.154 --> 02:36.331
‫کجا دیدی یه گوزن ۱۲ شاخ
‫جدانژادی راه بندازه؟

02:36.356 --> 02:38.050
‫الحق که دختر باباتی

02:38.075 --> 02:39.535
‫خیلی‌خب، کی بازم کیک می‌خواد؟

03:23.579 --> 03:25.680
‫- خب، شما کجا…
‫- یه لحظه

03:31.545 --> 03:33.369
‫یادم بنداز به داگلاس زنگ بزنم

03:34.381 --> 03:36.508
‫یادم بنداز به فرانک زنگ بزنم،
‫نه به داگلاس

03:39.589 --> 03:41.949
‫خخخ. ارسال

03:44.266 --> 03:46.100
‫خب، اول از همه،
‫خواستم بگم که به نظرم…

03:46.101 --> 03:49.061
‫- شما فرماندار جدید تگزاسی
‫- چه خوب

03:49.062 --> 03:50.771
‫اگه از خودم مطمئن نبود،

03:50.772 --> 03:52.857
‫به برادرم نمی‌گفتم
‫نمی‌تونم تا کمپ ترک اعتیاد برسونمش

03:52.858 --> 03:54.702
‫مسئله‌ی بعدی اینـه که
‫نمی‌خوام دیگه اینجا قرار بذاریم

03:54.727 --> 03:55.894
‫توی انباریم؟

03:56.445 --> 03:58.654
‫آره. جای آروم و ساکتی واسه گپ‌وگفتـه،

03:58.655 --> 04:01.741
‫چون اون بالا داریم
‫تولد پسرم رو جشن می‌گیریم

04:01.742 --> 04:03.202
‫تولد ۱۶ سالگیشـه

04:03.818 --> 04:05.280
‫تو رو خدا عکس‌هاش رو نشونم نده

04:05.305 --> 04:08.539
‫شرمنده اگه اطلاعات زیادی از
‫روند انتخابات ندارم

04:08.540 --> 04:12.210
‫به قول معروف،
‫این اولین تجربه‌ی انتخاباتی منـه

04:12.211 --> 04:13.794
‫عاشق این حس‌وحال محلی شمام

04:13.795 --> 04:15.421
‫البته، شخصاً نه.
‫شخصاً حالم ازش به هم می‌خوره،

04:15.422 --> 04:17.712
‫ولی واسه کارزار انتخاباتی فوق‌العاده‌ست.
‫حکم طلا رو داره.

04:17.737 --> 04:20.134
‫نزدیک به یه ماه تا اعلام رسمی مونده

04:20.135 --> 04:21.761
‫فعلاً داریم مقدمات کار رو می‌چینیم

04:21.762 --> 04:23.679
‫چون همین که اعلام رسمی انجام بشه،

04:23.680 --> 04:26.807
‫باید کمربندها رو ببندید، یابوها،
‫چون زندگی‌تون قراره زیرورو بشه

04:26.808 --> 04:30.478
‫باشه. خب، قبل از این که شروع کنیم،
‫بذار یه سؤال اساسی بپرسم

04:30.479 --> 04:34.784
‫چرا باید شما رو به عنوان
‫مدیر کارزار انتخاباتیم انتخاب کنم،

04:34.809 --> 04:37.716
‫خانم هیل‌کرست بارنز دیویس؟

04:44.135 --> 04:45.969
‫سؤالت جدی بود؟ خیلی‌خب، شرمنده

04:45.994 --> 04:48.204
‫آخه یجوری گفتی
‫«خانم هیل‌کرست بارنز دیویس»

04:48.205 --> 04:50.831
‫انگار معلم کلاس چهارمتم و
‫تو یه بچه کوچولویی…

04:50.832 --> 04:54.085
‫من هر ۹ انتخابات اخیرم رو برنده شدم.
‫اگه می‌خوای برنده بشی، میای سراغ خودم.

04:54.086 --> 04:56.420
‫اگه نمی‌خوای برنده بشی،
‫یه سلفی باهات می‌گیرم و

04:56.421 --> 04:58.589
‫می‌فرستمش واسه برادرم،
‫چون اون کُشته‌مُرده‌ی سوپراستلاره و

04:58.590 --> 05:00.049
‫بعدش هم زحمت رو کم می‌کنم

05:00.050 --> 05:02.051
‫- نه، نه، نه، ما می‌خوایم برنده شیم
‫- آره

05:02.052 --> 05:04.470
‫فکر می‌کنم همگی
‫تازه داریم با هم آشنا می‌شیم

05:04.471 --> 05:06.305
‫یه شناختی از اوضاع پیدا می‌کنیم

05:06.306 --> 05:09.976
‫عاشق این نقشِ همسر خونسرد و
‫متینی هستم که بازی می‌کنی

05:09.977 --> 05:11.185
‫خیلی بهت میاد

05:11.186 --> 05:12.603
‫ولی باید یه متخصص مُد بهت معرفی کنم

05:12.604 --> 05:14.856
‫چون این لباسی که تنتـه
‫از پارچه‌ی جینـه

05:14.857 --> 05:16.482
‫یه بُرس موی خوب هم برات می‌خرم

05:16.483 --> 05:19.026
‫سلام، سیری، یادم بنداز
‫یه بُرس موی خوب واسه خانمش بگیرم

05:19.027 --> 05:21.488
‫گوئن، مضمون کارزارم
‫متمرکز روی ریشه و تبارمـه

05:21.935 --> 05:23.269
‫خب؟ از این مطمئنم

05:23.294 --> 05:26.909
‫بابام، مکِ بزرگ، همیشه پای ایمان،
‫خانواده، سنت و تگزاس وایمیستاد

05:26.910 --> 05:30.413
‫نحوه‌ی شکل دادن جامعه و جوری که
‫به مردم کمک می‌کرد روی پای خودشون وایسن

05:30.414 --> 05:34.125
‫چیزیـه که به عنوان فرماندار
‫می‌خوام بیشتر انجامش بدم

05:34.126 --> 05:35.501
‫عجب. خیلی‌خب

05:35.502 --> 05:38.087
‫پس قراره یه‌راست بریم سراغ
‫تصویر یه پسر اصیل جنوبی

05:38.088 --> 05:39.463
‫خیلی خوشم اومد.
‫طرز بیانت رو دوست داشتم.

05:39.464 --> 05:42.049
‫- خب، من همین مدلی حرف می‌زنم
‫- اینم اون شهامت هالیوودی

05:42.050 --> 05:44.010
‫ببخشید. حرف از خانواده شد

05:44.011 --> 05:46.220
‫وایات پیام داده فردا…

05:46.221 --> 05:48.681
‫چه ساعتی قراره بریم شکار

05:48.682 --> 05:51.513
‫متیو قراره پسرمون رو
‫واسه اولین تجربه‌ی شکارش ببره بیرون

05:51.538 --> 05:54.887
‫بچه‌ی حساسیـه،
‫ولی واسه متیو خیلی باارزشـه

05:55.147 --> 05:57.273
‫خودش قبلاً خیلی با باباش می‌رفت شکار

05:57.274 --> 05:59.442
‫ول، یه مربی داستان‌سرایی خوب
‫بهت معرفی می‌کنم،

05:59.443 --> 06:02.028
‫چون از اواسط جمله‌ی اولت
‫ذهنم رفت یه جای دیگه

06:02.029 --> 06:04.405
‫یادم بنداز یه مربی داستان‌سرایی
‫به خانمش معرفی کنم

06:04.406 --> 06:05.573
‫خب، قدم‌های بعدی:

06:05.574 --> 06:08.784
‫چندتا جلسه‌ی آشنایی و معارفه‌ی اولیه،
‫جلسه‌های بازاریابی و از اینجور چیزها

06:08.785 --> 06:11.495
‫از اون مهم‌تر،
‫می‌خوام از آخرین ماهِ آزادیت لذت ببری

06:11.496 --> 06:15.090
‫قبل از این که بیام توی زندگیت و
‫مثل یه روح توی قلعه خواب رو از چشمات بگیرم

06:15.773 --> 06:18.544
‫راستی، اگه حرف‌های ناگفته‌ای دارید،

06:18.545 --> 06:20.755
‫چیزهایی که ممکنـه بعداً دردسرساز بشن،
‫لطفاً همین الان بهم بگید

06:20.756 --> 06:23.466
‫بچه‌های نامشروع،
‫جنایت جنگی، فرقه، مواد مخدر،

06:23.467 --> 06:26.052
‫آدمایی که توی زیرزمین زندانی‌شون کردید.
‫فتیش جوراب‌شلواری، فتیش پا،

06:26.053 --> 06:28.304
‫دور دور با بچه‌هایی که
‫بچه‌های خودتون نیستن،

06:28.305 --> 06:30.257
‫یا بچه‌های خودتونن و سرعت‌تون غیرمجازه

06:30.282 --> 06:31.591
‫اگه آلتت رو از پنجره انداختی بیرون

06:31.616 --> 06:34.354
‫اگه عکس آلتت رو واسه اونایی که می‌خوان و
‫اونایی که نمی‌خوان، فرستادی

06:34.379 --> 06:36.771
‫می‌دونم زیادی گیر دادم به آلتت،

06:36.772 --> 06:37.855
‫ولی باورت نمیشه

06:37.856 --> 06:40.775
‫بیشتر گندکاری‌های ملت آلت‌محوره

06:40.776 --> 06:42.276
‫پس، هر چی هست، بگید.
‫من رو محرم بدونید.

06:42.277 --> 06:45.738
‫جای نگرانی نیست.
‫گذشته‌ی یه مک‌کانهی از خونه‌ی خدا پاک‌تره.

06:45.739 --> 06:47.657
‫پس فعلاً من و ول
‫در موردش صحبت می‌کنیم و

06:47.658 --> 06:49.200
‫مرسی که وقت گذاشتی

06:49.201 --> 06:50.953
‫نتیجه رو باهات در میون می‌ذاریم

06:52.120 --> 06:53.121
‫باشه

06:54.540 --> 06:56.582
‫از خنده خودم رو خیس کردم

06:56.583 --> 06:58.335
‫استخدام شدم.
‫چند روز دیگه بهتون سر می‌زنم.

07:00.337 --> 07:02.172
‫این دیگه چه کسخلی بود؟

07:03.298 --> 07:06.384
‫من فقط می‌دونم که
‫شما دخترها رو جور دیگه‌ای بزرگ کردم

07:06.385 --> 07:07.969
‫شاید بشه گفت بهتر!

07:07.970 --> 07:11.138
‫تو بزرگ کردی؟
‫اینقدر گفتی باورت شده

07:11.139 --> 07:12.140
‫خب، من…

07:12.641 --> 07:16.102
‫دلم می‌خواد فکر کنم که
‫الگوی خوبی براتون بودم

07:16.103 --> 07:17.728
‫بیشتر درس عبرت خوبی بودم،

07:17.729 --> 07:20.566
‫ولی خیالم راحتـه که
‫بچه‌ی من قرار نیست بره شکار

07:22.276 --> 07:25.152
‫ولی اگه می‌خواستم برم شکار، می‌رفتم

07:25.153 --> 07:27.154
‫- نه بابا؟
‫- آره

07:27.155 --> 07:32.743
‫دختری که با احتیاط
‫عنکبوت‌ها رو می‌برد بیرونِ خونه

07:32.744 --> 07:35.621
‫حالا می‌خواد یه حیوون بی‌گناه رو بکُشه؟

07:35.622 --> 07:37.786
‫صد سال سیاه

07:43.547 --> 07:46.575
‫به هنگام طلوع،
‫شبنم بر زمین نشسته و

07:47.092 --> 07:48.672
‫وایاتِ جوان را صدا می‌کند

07:49.761 --> 07:51.971
‫خیلی‌خب، رفیق. روز بزرگیـه.
‫بزن بریم.

07:51.972 --> 07:54.473
‫باشه، فقط یه پنج دقیقه
‫دفتر وقایع روزانه‌ام رو پُر کنم،

07:54.474 --> 07:57.170
‫- بعدش میام
‫- نه، نه، نه. توی ماشین بنویس

07:57.195 --> 07:59.797
‫بهم اعتماد کن.
‫امشب کلی مطلب واسه نوشتن داری.

08:02.900 --> 08:04.901
‫خب، ایمنی و نحوه‌ی کنترلِ
‫لوله‌ی تفنگ رو مرور کردیم

08:04.902 --> 08:06.861
‫حالا فقط آروم می‌شینیم و
‫منتظر اتفاقات غیرمنتظره می‌مونیم

08:06.862 --> 08:07.863
‫سلام

08:08.843 --> 08:10.358
‫من هم می‌خوام بیام شکار

08:10.824 --> 08:11.908
‫خیلی‌خب

08:11.909 --> 08:16.316
‫می‌خوای با من و پسرم، وایات،
‫بیای شکار گوزنِ پدر و پسری؟

08:17.276 --> 08:18.277
‫بله، قربان

08:19.875 --> 08:23.435
‫باشه. بابات مشکلی نداره؟

08:23.754 --> 08:27.006
‫بابا خودش می‌دونه من یه آدم بالغم و
‫می‌تونم واسه خودم تصمیم بگیرم

08:27.007 --> 08:29.509
‫- نظر تو چیـه، وایات؟
‫- آره، من که مشکلی ندارم

08:29.510 --> 08:33.223
‫می‌تونیم یه سفرِ
‫پدر و پسر و اولیوی داشته باشیم

08:33.433 --> 08:34.856
‫بزن بریم. وسایلت رو بذار داخل

08:35.724 --> 08:36.725
‫من جلو می‌شینم

08:43.023 --> 08:44.941
‫سورپرایز! من هم میام

08:44.942 --> 08:48.569
‫خیلی‌خب.
‫گمونم قراره با ماشینِ پُر بریم.

08:48.570 --> 08:49.863
‫خوبی، رفیق؟

08:51.281 --> 08:53.324
‫می‌دونی، داشتم به این فکر می‌کردم که…

08:53.659 --> 08:55.701
‫شنیدی میگن وقتی آدما می‌میرن…

08:55.702 --> 08:57.802
‫زندگی‌شون مثل یه فیلم
‫از جلوی چشم‌هاشون میره؟

08:58.539 --> 09:01.457
‫به نظرت گوزن‌ها هم
‫همین اتفاق براشون میفته؟

09:01.458 --> 09:05.002
‫مثلاً… چه‌می‌دونم،
‫مامان یا داداش‌هاشون رو می‌بینن؟

09:05.003 --> 09:06.895
‫یا همه‌ی اون لحظات خوشی که داشتن؟

09:06.920 --> 09:10.339
‫ببین، رفیق،
‫واقعاً مجبور نیستی این کار رو بکنی

09:10.364 --> 09:12.974
‫اگه همچین آدمی نیستی،
‫مشکلی نیست

09:12.999 --> 09:15.877
‫می‌تونم یه گلوله توی پات شلیک کنم.
‫وانمود کنم اتفاقی بوده.

09:20.602 --> 09:23.939
‫می‌دونی، توی اینجا،
‫مادر طبیعت تعادل رو برقرار می‌کنه

09:25.357 --> 09:28.443
‫زمان متوقف میشه،
‫خاطرات گریبانت رو می‌گیرن

09:29.045 --> 09:32.673
‫بعدش به خودت میای و می‌بینی
‫مسیری که طی کردی تا به اینجا برسی

09:32.698 --> 09:34.241
‫مثل روز برات روشنـه

09:34.741 --> 09:38.161
‫بعضی‌ها میگن نمیشه به گذشته رفت،
‫ولی به نظر من میشه

09:39.830 --> 09:41.826
‫فقط باید جای درستی دنبالش بگردی

09:43.166 --> 09:45.418
‫وایسا ببینم،
‫این همون جمله‌ی معروف تبلیغ لینکلن نیست؟

09:45.419 --> 09:46.420
‫بیشترش

10:04.396 --> 10:05.397
‫سلام

10:06.195 --> 10:10.032
‫کیرت توی چرخِ روزگار.
‫تو وودی هرلسونی.

10:11.236 --> 10:14.776
‫- خودمم. حالت چطوره؟
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟

10:14.801 --> 10:18.927
‫می‌دونی، من اولین آبجوم رو
‫وقتی ۱۰ سالم بود، اونجا نشستم خوردم

10:18.952 --> 10:21.287
‫روی اون میز بیلیارد بالا آوردم

10:21.288 --> 10:23.076
‫همون روز بود،
‫چند ساعت بعدترش

10:23.101 --> 10:25.350
‫اومدم راست و دروغ یه چیزی رو بفهمم

10:25.375 --> 10:27.353
‫می‌دونم خیلی بعیده، ولی…

10:27.544 --> 10:30.421
‫گفتم شاید یکی از این قدیمی‌ها…

10:30.422 --> 10:33.174
‫پدرم رو یادش باشه،
‫کلایو هرلسون

10:33.175 --> 10:36.761
‫اواخر دهه‌ی ۶۰، اینجا با
‫یکی از دوست‌های خانمش بود،

10:36.762 --> 10:39.472
‫از اون خانم‌های بددهن،
‫چشم‌های ترسناک،

10:39.473 --> 10:42.089
‫از اونایی که می‌تونستی تصور کنی…

10:42.114 --> 10:45.245
‫آخر عمری
‫قراره یه جامعه‌ستیز دوست‌داشتنی بشه

10:45.270 --> 10:47.878
‫کسی اینجا کلایو هرلسون رو می‌شناسه؟

10:49.066 --> 10:50.067
‫کسی نبود؟

10:52.653 --> 10:57.222
‫ببین، شماره‌ی خانمم رو برات می‌نویسم،

10:57.247 --> 11:01.001
‫اگه چیزی دستگیرت شد،
‫خبرم کن، خب؟

11:01.745 --> 11:02.828
‫مرسی

11:02.829 --> 11:04.497
‫عجب خودکاری. میشه بلندش کنم؟

11:04.498 --> 11:06.123
‫نه. بذارش سر جاش

11:06.124 --> 11:07.668
‫باشه. خیلی‌خب

11:08.252 --> 11:10.842
‫هر جایی نمیشه از این خودکارها پیدا کرد

11:26.687 --> 11:30.148
‫باورت نمیشه کی پیداش شد

11:31.055 --> 11:32.807
‫شکار خوش می‌گذره؟

11:33.569 --> 11:35.681
‫پشه، تفنگ و شیره‌ی درخت

11:36.321 --> 11:38.739
‫دیگه چی از این بهتر؟

11:38.740 --> 11:40.324
‫تو چطوری؟
‫شکار به خودت خوش می‌گذره؟

11:40.325 --> 11:42.201
‫حس می‌کنم می‌خوای لج بابا رو در بیاری

11:42.202 --> 11:43.203
‫آره

11:43.704 --> 11:47.206
‫اگه یه لحظه سرش رو از کونش
‫بیرون بیاره و ببینه دارم چیکار می‌کنم

11:47.207 --> 11:49.876
‫آره، خیلی با جدایی‌تون خوب کنار نیومد، نه؟

11:49.901 --> 11:53.497
‫منظورت اون جاییـه که وقتی دید
‫خانم‌ها دارن گریه می‌کنن، سینه‌خیز رفت؟

11:54.715 --> 12:00.303
‫حس می‌کنم مشکل بابا اینـه که
‫غریزه‌ی درستی نداره و

12:00.304 --> 12:06.752
‫احساساتش اونقدری شدیدن که
‫خودش هم نمی‌تونه کنترل‌شون کنه

12:07.102 --> 12:09.896
‫ولی نمیشه گفت دوست‌مون نداره

12:09.897 --> 12:11.772
‫واقعاً ما رو دوست داره

12:11.773 --> 12:15.484
‫این حجم علاقه‌اش به ما
‫من رو می‌ترسونه

12:15.485 --> 12:18.155
‫پس، شاید بد نباشه
‫اینقدر بهش سخت نگیری

12:19.740 --> 12:20.823
‫شاید

12:20.824 --> 12:22.325
‫دخترها! راه بیفتید!

12:22.326 --> 12:24.536
‫- خیلی‌خب، بریم. باشه
‫- آره. خیلی‌خب

12:33.462 --> 12:34.671
‫خیلی گشنه‌امـه

12:36.048 --> 12:37.840
‫کسی متوجه رفتنم نشد؟

12:37.841 --> 12:39.425
‫نه، ولی متوجه اومدنت شدم

12:39.426 --> 12:40.677
‫آره، آره، می‌دونی…

12:41.261 --> 12:42.513
‫یه سری کار داشتم

12:43.138 --> 12:46.725
‫رفتم مغازه خرید کنم که چیز…

12:49.188 --> 12:50.355
‫می‌فروشه

12:50.380 --> 12:52.230
‫می‌دونی ظرف‌هات رو توی سینک ول کردی؟

12:52.231 --> 12:54.941
‫فکر کردم یکی رو داری که
‫این کارها رو انجام بده، نه؟

12:54.942 --> 12:56.859
‫داریم. من انجام میدم

12:56.860 --> 12:59.654
‫خب، خدا حفظت کنه

12:59.655 --> 13:01.490
‫اینجا حرف نداره

13:02.281 --> 13:04.107
‫آروم و…

13:06.662 --> 13:08.927
‫چرا اینقدر سوت و کوره؟
‫بقیه کجان؟

13:09.373 --> 13:13.167
‫متیو و وایات رفتن شکار و
‫فکر کنم کای و اولیو هم باهاشون رفتن

13:13.168 --> 13:14.586
‫- رفتن شکار؟
‫- آره

13:17.000 --> 13:24.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

13:27.057 --> 13:29.040
‫یه کلمه از این
‫ایما و اشاره‌ها رو هم نمی‌فهمیم

13:33.105 --> 13:36.108
‫انگار خیره شدی به
‫یه میمی که از خودش متنفره

13:36.942 --> 13:39.778
‫اون پایین، بستر رودخونه رو می‌بینی؟
‫منتظرمونـه

13:40.779 --> 13:41.947
‫آروم

13:48.203 --> 13:50.539
‫نمی‌خوام فشار زیادی بهت بیارم، ولی…

13:51.748 --> 13:55.877
‫من توی اولین شکارم،
‫با اولین شلیک یه گوزن نر رو زدم

13:55.878 --> 13:59.256
‫واقعیت اینـه که
‫توی هشت نسل از خانواده‌ی مک‌کانهی،

14:00.090 --> 14:03.926
‫همه توی اولین شکارشون،
‫با اولین شلیک، اولین گوزن نرشون رو زدن

14:03.927 --> 14:07.899
‫فقط می‌خوام بدونی که اگه نزنی،
‫اولین کسی هستی که نتونسته

14:08.724 --> 14:10.056
‫ولی فشاری در کار نیست

14:13.604 --> 14:15.882
‫حالا به صدای پرونده‌های کاردینال و

14:15.907 --> 14:17.900
‫جیجاق آبی و…

14:18.734 --> 14:20.468
‫باز دم‌سرخ گوش بده

14:20.581 --> 14:22.381
‫این موسیقی متن توئـه

14:22.487 --> 14:26.309
‫یه دعوتنامه
‫واسه فرستادن اون گوزن به بهشت

14:26.825 --> 14:28.576
‫به نظرت واقعاً میره بهشت؟

14:28.577 --> 14:30.951
‫اگه به مسیح ایمان داشته باشه، آره

14:32.206 --> 14:34.948
‫قنداق روی شونه، نشونه بگیر

14:35.876 --> 14:37.776
‫وای، خدایا. دلِ دیدنش رو ندارم

14:38.587 --> 14:40.339
‫بچکون

14:41.298 --> 14:44.050
‫بچکون. یالا

14:44.051 --> 14:45.301
‫نه!

14:45.302 --> 14:47.136
‫- عمو وودی!
‫- وایسا!

14:47.137 --> 14:48.963
‫- چه غلطی می‌کنی؟
‫- برو!

14:48.988 --> 14:51.307
‫آزاد باش، قدر زندگیت رو بدون!

14:51.308 --> 14:53.476
‫مخت تاب برداشته؟

14:53.477 --> 14:56.145
‫- نزدیک بود خودت رو به کُشتن بدی
‫- من بمیرم بهتره تا گوزن

14:56.146 --> 14:57.480
‫نه بابا؟ خنگ خدا

14:57.481 --> 14:59.398
‫چرا از دست من عصبانی‌ای، پسر؟

14:59.399 --> 15:01.734
‫- من خودم از دست تو عصبانی‌ام، تخم‌سگ!
‫- چرا؟

15:01.735 --> 15:05.488
‫چون به زور دخترهام رو بردی تا
‫شریک قتلت بشن!

15:05.489 --> 15:07.198
‫شکار تعطیلـه. برمی‌‌گردیم

15:07.199 --> 15:10.835
‫کای، وایات، با اولیو برید.
‫سوار ماشین بشید و برگردید خونه.

15:11.161 --> 15:13.829
‫من و تو باید سنگ‌هامون رو وا بِکنم

15:13.830 --> 15:15.915
‫آره. اتفاقاً من هم باید…

15:15.916 --> 15:17.987
‫- سنگ‌هام رو باهات وا بِکنم، تخم‌سگ
‫- بجنب

15:18.012 --> 15:23.214
‫کدوم آدم مریضی پای دخترهام رو
‫به همچین مراسم آدم‌خواری‌ای باز می‌کنه؟

15:23.215 --> 15:25.049
‫واقعاً مشکل داری، پسر

15:25.050 --> 15:29.637
‫نه، مشکل اینـه که
‫اینقدر مونده بود خودت رو به کُشتن بدی

15:29.638 --> 15:31.222
‫تازه نگم که گند زدی به…

15:31.223 --> 15:34.799
‫یه تجربه‌ی تکرارنشدنیِ پیوند پدر و پسری!

15:35.269 --> 15:36.352
‫پس دخترهای من چی میشن؟

15:36.353 --> 15:40.314
‫این یکی از معدود چیزهاییـه که
‫واسه بچه‌هام به ارث گذاشتم

15:40.315 --> 15:43.442
‫این که هرگز به
‫یه موجود بی‌گناه آسیبی نرسوندم و

15:43.443 --> 15:48.948
‫حتی حاضرم شرط ببندم که
‫از نظر خدا هم گرفتن جون حیوون…

15:48.949 --> 15:50.576
‫یه گناه نابخشودنیـه

16:02.462 --> 16:03.705
‫خب، می‌فرمودی؟

16:09.428 --> 16:10.971
‫گوشت تازه!

16:12.181 --> 16:13.639
‫من که نکُشتمش؟

16:13.640 --> 16:16.017
‫نکنه خاطره‌ی شکارش رو سرکوب کردم؟

16:16.476 --> 16:17.686
‫خودم زدمش، وایات

16:18.729 --> 16:20.479
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- نمی‌دونم

16:20.480 --> 16:22.982
‫یهو پرید جلوی ماشین

16:24.443 --> 16:28.029
‫حالا دست‌هام به خون آلوده شده و
‫دیگه پاک نمیشه

16:28.030 --> 16:29.323
‫خیلی‌خب

16:32.492 --> 16:34.869
‫می‌خوای نفس عمیق بکِشی؟
‫یا می‌خوای جیغ بزنی؟

16:34.870 --> 16:36.967
‫می‌تونم به گوروی خودم، گری، زنگ بزنم
‫(راهنمای دینی)

16:37.623 --> 16:39.248
‫کاری از دست گری بر نمیاد

16:39.249 --> 16:41.042
‫پسر نازنینم

16:41.043 --> 16:42.877
‫می‌دونستم امروز روزِ تو نیست

16:42.878 --> 16:45.338
‫آرزوی تولدم اینـه که زنده شه

16:45.339 --> 16:47.216
‫حالش خوب میشه، مگه نه؟

16:49.113 --> 16:50.698
‫آره. آره

16:50.987 --> 16:53.693
‫چه جمع دل‌نازکی، مگه نه؟

16:56.183 --> 16:58.392
‫آره، آره، آره

16:58.393 --> 17:02.396
‫فکر می‌کردم
‫همه واسه این آزمایش سخت آماده‌ان

17:02.397 --> 17:04.864
‫باید یه تجدیدنظر اساسی بکنم

17:05.692 --> 17:08.876
‫همگی خوب گوش کنید،
‫‏۲۰ دقیقه‌ی دیگه کنار آتیش جلسه داریم

17:08.901 --> 17:10.485
‫حضور همه الزامیـه

17:17.813 --> 17:18.963
‫وامونده

17:20.499 --> 17:23.085
‫جوی، یه لحظه امون میدی؟

17:24.294 --> 17:25.295
‫جو…

17:26.128 --> 17:27.422
‫اولیو؟

17:28.006 --> 17:30.424
‫ببین، فقط… بهم گیر نده، خب؟

17:30.425 --> 17:36.196
‫اون گوزنه درست توی لحظه‌ی برخورد،
‫باهام چشم تو چشم شد و…

17:36.221 --> 17:38.492
‫هر چی که می‌خوای بگی،

17:38.517 --> 17:41.270
‫فقط بدون که
‫الان روحیه‌ام خیلی حساسـه

17:45.357 --> 17:47.860
‫حس می‌کنم همه‌ی اینا تقصیر منـه

17:49.403 --> 17:52.196
‫اگه باهاشون نمی‌رفتم،
‫هیچوقت اون گوزنه رو نمی‌کُشتی و…

17:52.197 --> 17:53.574
‫تقصیر تو نیست

17:54.449 --> 18:00.179
‫تازه، کلی دلیل موجه داری که
‫از دستم کفری باشی

18:01.456 --> 18:05.843
‫نمی‌دونم دردی رو دوا می‌کنه یا نه،
‫ولی خوشحالم که عنکبوت‌ها رو نمی‌کُشی

18:10.549 --> 18:11.758
‫می‌دونم

18:22.811 --> 18:29.610
‫گمونم من هم خوشحالم که
‫ما توی خانواده‌مون شکار نمی‌کنیم

18:33.488 --> 18:34.489
‫پس…

18:36.491 --> 18:37.826
‫گمونم میشه گفت که…

18:46.293 --> 18:48.337
‫خوشحالی همچین دختری بزرگ کردم؟

18:49.713 --> 18:52.939
‫همچنان با «بزرگ کردن» مشکل دارم، ولی…

18:53.467 --> 18:54.760
‫آره، چرا که نه

18:55.427 --> 18:57.148
‫اگه قول بدی اینقدر گریه و زاری نکنی

19:00.432 --> 19:01.849
‫اینقدر گریه نکن

19:01.850 --> 19:02.934
‫گریه کجا بود؟

19:02.935 --> 19:04.352
‫- آره؟
‫- نه، من فقط…

19:04.353 --> 19:06.772
‫گرده‌ی گیاه امروز پدرم رو در آورده

19:07.981 --> 19:10.107
‫خب، دوستان،
‫فکر کنم منصفانه باشه بگم

19:10.108 --> 19:14.153
‫امروز اصلاً اونطوری که
‫برنامه‌ریزی کرده بودم، پیش نرفت

19:14.154 --> 19:15.905
‫واقعاً فکر می‌کردم الان…

19:15.906 --> 19:20.032
‫من و وایات مشغول جشن گرفتنِ
‫اولین شکار و اولین شلیکش باشیم

19:20.661 --> 19:22.912
‫فکر می‌کردم قلب خونی گوزن رو
‫دست به دست می‌کنیم تا

19:22.913 --> 19:24.705
‫ببینیم کدوم گازِ بزرگ‌تری ازش می‌زنه

19:24.706 --> 19:28.973
‫دهن‌مون از اون حرومی آب میفتاد،
‫سر و رومون خونی میشد. می‌دونید؟

19:34.007 --> 19:35.008
‫ولی…

19:36.134 --> 19:39.888
‫فکر کنم الان دیگه
‫همچین کاری یکم بی‌ملاحظگی باشه

19:41.473 --> 19:45.393
‫من رو یاد یکی از کتاب‌های انجیل انداخت
‫به اسم «جامعه» که…

19:45.394 --> 19:47.646
‫می‌گفت واسه هر کاری زمانی وجود داره

19:48.230 --> 19:50.565
‫خب، یه زمانی باید قلب گوزن رو خورد،

19:50.566 --> 19:52.775
‫یه زمانی هم نباید این کار رو کرد

19:52.776 --> 19:54.068
‫آره

19:54.069 --> 19:56.404
‫پس، با این حساب،
‫خواستم بگم ممنونم، گوزن

19:56.405 --> 19:57.488
‫گوزن خوبی بودی

19:57.489 --> 20:00.032
‫- بهش دست نزن
‫- پسرم، وایات، امروز…

20:00.033 --> 20:01.784
‫قرار نیست قلبت رو به نیش بکِشه

20:01.785 --> 20:03.685
‫ولی خودم شخصاً
‫یه جای دستمال توالتی از…

20:03.710 --> 20:05.764
‫شاخ‌هات درست می‌کنم که…

20:05.789 --> 20:08.791
‫بذاریمش توی سرویس بهداشتی میهمان

20:08.792 --> 20:10.881
‫ولی این کار رو شخصی،
‫خودم و خودش انجام میدیم

20:10.906 --> 20:12.855
‫با این حساب، میگم آمین

20:12.880 --> 20:14.380
‫- آمین
‫- آمین

20:14.381 --> 20:20.511
‫حالا میریم سراغ کسی که
‫خون این حیوون امروز گردنشـه

20:20.512 --> 20:22.805
‫البته اتفاقی بود.
‫قطعاً اتفاقی بود.

20:22.806 --> 20:24.098
‫خودم اونجا بودم

20:24.099 --> 20:26.499
‫وودی؟
‫چند کلمه ما رو مهمون می‌کنی؟

20:29.289 --> 20:30.787
‫خیلی قشنگ بود

20:30.812 --> 20:34.176
‫من از داستان زندگی این گوزن بی‌خبر بودم

20:34.651 --> 20:39.238
‫اما در سکوتش،
‫داستان زندگی خودم رو دیدم

20:39.239 --> 20:41.991
‫این اراجیف چیـه داره میگه؟

20:41.992 --> 20:43.920
‫سنگینیِ بار…

20:45.370 --> 20:47.285
‫حقیقت‌های کتمان شده

20:48.707 --> 20:52.711
‫جستجوی جایی برای تعلق داشتن

20:53.837 --> 20:57.883
‫درد خاموشِ چیزهایی که ناگفته موندن

20:59.468 --> 21:05.181
‫واسه همین سنگینی امروز
‫بزرگ‌تر از مرگ یه حیوونـه

21:05.182 --> 21:06.767
‫چون بعضی وقت‌ها…

21:07.809 --> 21:09.790
‫سخت‌ترین بخش ماجرا،

21:09.815 --> 21:13.811
‫به دوش کشیدن چیزیـه که
‫از درکش عاجزیم

21:21.240 --> 21:22.665
‫بهت ادای احترام می‌کنم

21:24.469 --> 21:29.641
‫مطمئنم که دوست خوبی برام می‌شدی،
‫گوزن عزیز

21:33.544 --> 21:35.796
‫ببخشید، فکر کردم شوخیـه

21:41.176 --> 21:42.177
‫خیلی‌خب

21:44.054 --> 21:45.681
‫چشم‌هاش هنوز خیسـه

21:47.153 --> 21:49.482
‫شب خوش، شاهزاده‌ی نازنین
‫(دیالوگ هوراشیو خطاب به هملت)

21:49.601 --> 21:51.478
‫- میشه من هم جنازه‌اش رو ببوسم؟
‫- نه

21:53.939 --> 21:57.651
‫سعی می‌کنم هر روز
‫زندگی خوبی داشته باشم،

21:57.818 --> 22:00.987
‫یه آمریکایی درستکار و
‫یه تگزاسی صادق باشم،

22:00.988 --> 22:02.863
‫- درست مثل خودت
‫- هی، وود؟

22:03.383 --> 22:05.926
‫یه بابایی به اسم کریکی جو از…

22:05.951 --> 22:07.869
‫مِی‌خونه‌ی سدل سالن کارت داره

22:07.870 --> 22:10.580
‫آره، کریکی جوی دهن‌لق.
‫آدم گلیـه.

22:10.581 --> 22:12.957
‫آره، داره واسه تحقیق
‫روی یه نقش کمکم می‌کنه

22:12.958 --> 22:16.365
‫اون دنیا می‌بینمت، رفیق

22:19.131 --> 22:21.334
‫تو رو خدا اینقدر شماره‌ام رو به غریبه‌ها نده

22:43.071 --> 22:44.072
‫آهای؟

22:47.784 --> 22:49.203
‫کسی اینجا نیست؟

22:56.877 --> 22:58.253
‫کریکی جو؟

23:04.468 --> 23:06.660
‫بیدار شو، مادرقحبه

23:09.306 --> 23:12.725
‫بچه‌ها، فکر کنم یه سوءتفاهمی شده

23:12.726 --> 23:15.353
‫میشه اون سلاح جنگی رو
‫سمت من نشونه نگیری؟

23:15.354 --> 23:17.104
‫امروز به اندازه‌ی کافی اسلحه دیدم

23:17.105 --> 23:18.564
‫فکر نکنم

23:18.565 --> 23:19.649
‫شماها کی هستید؟

23:19.650 --> 23:22.319
‫ما برادران تراویس‌ایم

23:25.489 --> 23:27.198
‫الان باید بشناسم؟

23:27.199 --> 23:30.285
‫مادرقحبه، ما توی کورپس کریستی
‫یکی رو کُشتیم فقط چون…

23:31.995 --> 23:33.496
‫هی، هی، هی

23:33.497 --> 23:36.058
‫حالا نمی‌خواد پته‌مون رو بریزی روی آب

23:36.291 --> 23:41.137
‫ببین، بابای جنابعالی
‫یه پول گنده‌ای بهمون بدهکار بود و

23:41.162 --> 23:43.377
‫بعدش هم فلنگ رو بست و از شهر رفت

23:43.402 --> 23:46.133
‫حالا نوبت مطالبه‌ی ماست

23:46.134 --> 23:49.887
‫اگه منظورت از «از شهر رفت»
‫اینـه که حبس ابد خورد،

23:49.888 --> 23:52.777
‫گمونم حالا حالاها
‫قرار نیست حسابش رو صاف کنه

23:53.906 --> 23:54.907
‫باشه

23:55.686 --> 23:56.914
‫باشه، پول‌تون رو میدم

23:57.312 --> 23:58.729
‫فقط دست روی منبع درآمدم بلند نکنید

23:58.730 --> 23:59.939
‫پول‌ها کجاست؟

23:59.940 --> 24:03.109
‫با خودم که این‌ور اون‌ور نمی‌برمش

24:03.110 --> 24:04.408
‫خیر سرم بازیگرم

24:04.433 --> 24:06.672
‫به مدیر مالیم میگم براتون حواله کنه

24:06.697 --> 24:08.865
‫- چقدره؟
‫- ۱۸۰۰ دلار

24:08.866 --> 24:13.870
‫واسه ۱۸۰۰ دلار زدید توی سرم و
‫روم اسلحه کشیدید؟

24:13.895 --> 24:15.664
‫معلومـه، عوضی

24:16.498 --> 24:18.332
‫هی! اینقدر داد نزن

24:18.333 --> 24:20.781
‫دیگه جونِ این کارها رو نداری

24:20.806 --> 24:23.087
‫اون واسه سال ۱۹۷۲ بود

24:23.088 --> 24:25.006
‫با احتساب سود مرکب،

24:25.007 --> 24:29.218
‫بهمون ۱۹۱ هزار دلار بدهکاری

24:29.219 --> 24:32.972
‫دوستان، من از این پول‌ها دم‌دستم ندارم

24:32.973 --> 24:34.432
‫توی اتوبوس زندگی می‌کنم

24:34.433 --> 24:36.225
‫جوراب‌هام رو زنم می‌بافه

24:36.226 --> 24:38.769
‫خونه‌ات رو توی ملیبو دیدم

24:38.770 --> 24:40.605
‫توی مجله‌ی آرکیتکچرال دایجست

24:40.606 --> 24:42.899
‫اگه براتون مایه‌ی تسلیـه،
‫باید بگم کلی هزینه‌بردار بوده

24:42.900 --> 24:45.318
‫پس بذار بهت بگم داستان از چه قراره

24:45.319 --> 24:49.070
‫دفترچه‌ی راهنمای تلفن هیوستون
‫روی سینه‌اتـه

24:49.095 --> 24:50.513
‫یه گلوله حرومت می‌کنیم

24:51.116 --> 24:54.285
‫دعا کن گلوله
‫طرف‌های حرفِ میم وایسه

24:54.286 --> 24:56.246
‫اگه پول‌مون رو ندی،

24:56.271 --> 24:59.125
‫اونوقت دفترچه‌ی راهنمای بیومونت رو می‌ذاریم

24:59.150 --> 25:01.292
‫چون بیومونت به بزرگی هیوستون نیست

25:01.627 --> 25:04.754
‫این رو از همون حرفم میشد فهمید،
‫مرتیکه‌ی مادرقحبه

25:04.755 --> 25:06.464
‫خب، شاید منظورت رو واضح نرسوندی

25:06.465 --> 25:08.466
‫شاید اصلاً بیومونت نرفته

25:08.467 --> 25:09.884
‫تابحال بیومونت نرفتی؟

25:09.885 --> 25:11.010
‫گوش کنید، رفقا

25:11.011 --> 25:13.930
‫من پولی ندارم که بهتون بدم

25:13.931 --> 25:15.640
‫راهی واسه انجامش هم ندارم

25:15.641 --> 25:16.933
‫کامپیوترت چی؟

25:16.934 --> 25:18.809
‫آره، با یکی از اون
‫نرم‌افزارهای انتقال وجهِ توی گوشیت

25:18.810 --> 25:23.078
‫اگه ولم کنید،
‫قول میدم برگردم و پول‌تون رو بدم

25:23.482 --> 25:25.529
‫گور بابای این بچه کونی

25:26.410 --> 25:28.131
‫برو بیومونت رو بیار

25:29.112 --> 25:30.113
‫تو رو خدا نیارش!

25:32.950 --> 25:36.536
‫شما دوتا داداش‌های دول‌موشیِ تراویس،

25:36.537 --> 25:38.496
‫به تفع‌تونـه همین الان دستش رو باز کنید

25:38.497 --> 25:41.666
‫قبل از این که کارِ ناتمومِ
‫دیابت با شماها رو خودم تموم کنم

25:41.667 --> 25:42.668
‫شنیدی که چی گفت

25:43.210 --> 25:45.461
‫خیلی‌خب، هولم نکن

25:45.462 --> 25:47.048
‫الان بازش می‌کنیم، مامان مک

25:47.714 --> 25:49.967
‫خیلی عجیبـه که
‫تو هم مامان مک صداش کردی

25:52.010 --> 25:54.178
‫- پشمام، تیر خوردم!
‫- خدای من

25:54.179 --> 25:56.305
‫فکر نمی‌کردم پُر باشه!

25:56.306 --> 25:58.724
‫تو اصلاً توی شرایطی نیستی که
‫سلاح جنگی دستت بگیری

25:58.725 --> 26:01.310
‫جلوی قربانی برام تعیین تکلیف نکن!

26:01.311 --> 26:03.771
‫خدای من. راست می‌گفتن

26:03.772 --> 26:05.041
‫روی حرف میم وایساد

26:05.899 --> 26:06.900
‫بهت که گفتم

26:09.346 --> 26:11.737
‫مامان مک، خیلی ممنون

26:11.738 --> 26:13.573
‫جونم رو نجات دادی

26:13.574 --> 26:14.866
‫از کجا می‌دونستی اینجام؟

26:14.867 --> 26:18.245
‫چون وقتی زنت داشت تلفنی حرف میزد،
‫صداش رو شنیدم، خنگ خدا

26:19.037 --> 26:23.958
‫حالا خوب گوش کن.
‫بهت گفتم هیچ جای نگرانی نیست.

26:23.959 --> 26:27.420
‫ولی انگاری ول‌کنت خرابـه

26:27.421 --> 26:31.175
‫حالا هم رفتی
‫انگشتت رو کردی توی لونه‌ی زنبور

26:33.706 --> 26:36.069
‫آدم یه بار از یه سوراخ گزیده میشه، تخم‌سگ

26:36.498 --> 26:56.498
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
