1
00:00:07,000 --> 00:00:09,400
‫مهمانان گران‌قدر بریتانیایی من.

2
00:00:11,280 --> 00:00:13,879
‫لوتر قصد داره فولیوی دوم شکسپیر رو بفروشه...

3
00:00:13,880 --> 00:00:15,039
‫فوق‌العاده کمیاب.

4
00:00:15,040 --> 00:00:17,639
‫...و این به ما وقت می‌ده
‫بفهمیم... بی‌سروصدا.

5
00:00:17,640 --> 00:00:20,959
‫...۵ دسامبر ۱۹۳۶ چه بلایی سر پدرم اومد.

6
00:00:20,960 --> 00:00:23,039
‫و متأسفانه انگار قتلی اتفاق افتاده.

7
00:00:23,040 --> 00:00:24,559
‫ایش فورشتِه، اِس هات آینِن مورد گِگِبِن.

8
00:00:24,560 --> 00:00:27,519
‫کنِشت روپ‌رِشت بچه‌های بد
‫رو با کیسه‌ای خاکستر می‌زنه،

9
00:00:27,520 --> 00:00:30,639
‫غرق‌شون می‌کنه یا می‌چپونتشون
‫توی گونی و تا جهنم می‌بره.

10
00:00:34,520 --> 00:00:37,159
‫با بهانهٔ دروغین سر و
‫کله‌تون اینجا پیدا می‌شه،

11
00:00:37,160 --> 00:00:40,319
‫بعد اون ادعا می‌کنه گوشت و خون خود منه.

12
00:00:40,320 --> 00:00:42,719
‫من... من نوه‌تونم، من... پسر فلیکس‌ام.

13
00:00:42,720 --> 00:00:44,919
‫توطئه‌ای که به مرگ

14
00:00:44,920 --> 00:00:46,999
‫کافمن و دوت‌وایلر ختم شده.

15
00:00:47,000 --> 00:00:50,679
‫اون پشت همه‌چی خوبه؟
‫بله... بله، البته.

16
00:00:50,680 --> 00:00:54,399
‫لوتر هزینهٔ دو بیمار آسایشگاه رو می‌داده.

17
00:00:54,400 --> 00:00:56,319
‫آخر چه بلایی سر فلیکس آوردی؟

18
00:00:56,320 --> 00:00:58,960
‫لوتر کلید همهٔ این ماجراست.

19
00:01:06,520 --> 00:01:07,759
‫می‌خوام فرار کنم.

20
00:01:07,760 --> 00:01:09,439
‫فرار؟ کجا؟

21
00:01:09,440 --> 00:01:12,679
‫انگلیس، تا... پیداش کنم.

22
00:01:12,680 --> 00:01:16,599
‫- بوک؟
‫- بله.
‫- پس باید همین الان بری.

23
00:01:16,600 --> 00:01:18,999
‫لوتر حتماً داره می‌پرسه کجایی.

24
00:01:19,000 --> 00:01:20,399
‫- با من بیا، ایرما.
‫- چی؟

25
00:01:20,400 --> 00:01:23,559
‫با من بیا. هر دومون از این
‫جای وحشتناک بزنیم بیرون.

26
00:01:23,560 --> 00:01:24,920
‫تو به من احتیاجی نداری، فلیکس.

27
00:01:25,920 --> 00:01:26,920
‫ولی این...

28
00:01:27,920 --> 00:01:30,239
‫...این بیشتر به کارت میاد.

29
00:01:30,240 --> 00:01:31,479
‫موفق باشی، عزیزم.

30
00:01:31,480 --> 00:01:33,640
‫زود باش، برو، زود!

31
00:01:34,640 --> 00:01:45,640
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

32
00:01:49,720 --> 00:01:51,000
‫لوتر!

33
00:01:52,400 --> 00:01:53,959
‫چه شبی!

34
00:01:53,960 --> 00:01:55,039
‫چه مهمونی‌ای!

35
00:02:00,040 --> 00:02:02,559
‫همینه، همین‌قدر گفت.

36
00:02:02,560 --> 00:02:04,559
‫فلیکس زد به چاک.

37
00:02:04,560 --> 00:02:06,239
‫ایرما می‌گه دیگه هیچ‌وقت ندیدش.

38
00:02:06,240 --> 00:02:08,759
‫فرداش مرده بود.

39
00:02:08,760 --> 00:02:10,679
‫پس ایرما حالا تصمیم گرفته بهمون اعتماد کنه؟

40
00:02:10,680 --> 00:02:12,359
‫و می‌دونه تو کی هستی؟

41
00:02:12,360 --> 00:02:14,480
‫آه، یه عکس بود. فلیکس جا گذاشته بودش.

42
00:02:16,160 --> 00:02:17,240
‫حالت خوبه؟

43
00:02:18,240 --> 00:02:21,479
‫آره، آره، فقط... زیاد نخوابیدم، آره.

44
00:02:21,480 --> 00:02:24,079
‫خب، بعدش سر فلیکس چی اومد؟

45
00:02:24,080 --> 00:02:26,080
‫بعد از اینکه لوتر رفت دنبالش؟

46
00:02:27,400 --> 00:02:29,200
‫خب، حتماً رفته دنبالش، نه؟

47
00:02:30,200 --> 00:02:33,799
‫گرفتش و برش گردونده آسایشگاه؟

48
00:02:33,800 --> 00:02:35,999
‫همه‌چی دوباره به همون‌جا ختم می‌شه،

49
00:02:36,000 --> 00:02:38,800
‫پس باید هرچه زودتر بریم اونجا، همین که...

50
00:02:40,920 --> 00:02:42,999
‫لوتر فون بوده‌ست.

51
00:02:43,000 --> 00:02:46,239
‫سرنخ؟ پیشرفت تازه؟ رد جدید؟

52
00:02:46,240 --> 00:02:47,880
‫کشته شده.

53
00:02:51,000 --> 00:02:58,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

54
00:04:02,040 --> 00:04:04,279
‫یا خدا... نفر بعدی کیه؟

55
00:04:04,280 --> 00:04:05,679
‫آلبرتا!

56
00:04:05,680 --> 00:04:10,239
‫هی، هی... فکر نمی‌کنی
‫این ماجرای کنِشت روپ‌رِشت

57
00:04:10,240 --> 00:04:11,959
‫ممکنه واقعاً...؟
‫بعید می‌دونم.

58
00:04:11,960 --> 00:04:13,319
‫آلبرتا، خواهش می‌کنم!

59
00:04:13,320 --> 00:04:15,040
‫کِجِری نیست.

60
00:04:16,040 --> 00:04:18,399
‫من این آت‌وآشغال رو نمی‌خورم.

61
00:04:18,400 --> 00:04:22,119
‫- آلبرتا!
‫- من مشخصاً کِجِری خواسته بودم.

62
00:04:22,120 --> 00:04:23,359
‫مگه بهش نگفتی؟

63
00:04:23,360 --> 00:04:25,399
‫معلومه که گفته.

64
00:04:25,400 --> 00:04:28,679
‫ولی گرسنگی کشیدن من که
‫لوتر رو زنده نمی‌کنه، نه؟

65
00:04:28,680 --> 00:04:30,039
‫دوت‌وایلر!

66
00:04:30,040 --> 00:04:34,880
‫اوه نه! معلومه، اونم مرده. افتضاحه.

67
00:04:36,000 --> 00:04:39,879
‫همیشه می‌گفتم این‌جا شبیه
‫سردخونه‌ست؛ حالا واقعاً شده.

68
00:04:39,880 --> 00:04:40,919
‫باید از اینجا بریم.

69
00:04:40,920 --> 00:04:42,679
‫- نمی‌تونیم.
‫- چرا کوفتی نتونیم؟

70
00:04:42,680 --> 00:04:45,239
‫یه دیوونه بیرونه و داره
‫یکی‌یکی آدم‌ها رو می‌کشه.

71
00:04:45,240 --> 00:04:46,359
‫چرا باید اینجا بمونیم

72
00:04:46,360 --> 00:04:47,759
‫و صبر کنیم نفر بعدی یکی از ما باشه؟

73
00:04:47,760 --> 00:04:49,280
‫نمی‌تونن ما رو اینجا نگه دارن!

74
00:04:50,280 --> 00:04:51,519
‫همه شنیدید؟

75
00:04:51,520 --> 00:04:55,000
‫می‌دونم... کِجِری نداریم.

76
00:05:09,360 --> 00:05:12,439
‫نه، نه نه نه، تو نه پسر. هان؟

77
00:05:12,440 --> 00:05:13,799
‫می‌ترسم زیادی درگیر این ماجرا شدی

78
00:05:13,800 --> 00:05:16,239
‫و دیگه نمی‌تونی توی تحقیقات باشی.

79
00:05:16,240 --> 00:05:19,039
‫یعنی من مظنونم؟

80
00:05:19,040 --> 00:05:21,359
‫باید همهٔ احتمال‌ها رو در نظر بگیریم.

81
00:05:21,360 --> 00:05:23,199
‫فامیل گمشده یهویی از ناکجاآباد پیداش می‌شه،

82
00:05:23,200 --> 00:05:24,999
‫و چند ساعت بعد پیرمرد چاقو می‌خوره؟

83
00:05:25,000 --> 00:05:27,919
‫بی‌خیال. چرا باید بخوام بکشمش؟

84
00:05:27,920 --> 00:05:30,999
‫دقیقاً، تازه موقع قتل
‫اول اصلاً اینجا نبودیم.

85
00:05:31,000 --> 00:05:32,200
‫بااین‌حال...

86
00:05:36,520 --> 00:05:37,999
‫یه کم تحمل کن، جک.

87
00:05:38,000 --> 00:05:39,840
‫مطمئنم آخرش همه‌چی خودش رو نشون می‌ده.

88
00:05:50,240 --> 00:05:52,679
‫حدود نیمه‌شب دیشب کشته شده.

89
00:05:52,680 --> 00:05:54,639
‫مرگ تقریباً آنی بوده.

90
00:05:54,640 --> 00:05:58,279
‫نامه‌بازکن بین دنده‌ها... خوشایند نیست.

91
00:05:58,280 --> 00:06:01,240
‫و با چیزهایی که این چند روز دیدیم، زیادی پیش‌پاافتاده‌ست.

92
00:06:02,240 --> 00:06:05,799
‫نه زغال، نه دوده، نه آویزون‌شدن توی گونی.

93
00:06:05,800 --> 00:06:07,279
‫مگر اینکه خیلی اشتباه کنم،

94
00:06:07,280 --> 00:06:09,679
‫کنِشت روپ‌رِشت طبق سنت قربانی‌هاش رو

95
00:06:09,680 --> 00:06:11,960
‫- با لوازم اداری سیخ نمی‌کنه.
‫- نه.

96
00:06:26,520 --> 00:06:27,600
‫هوم.

97
00:06:35,560 --> 00:06:37,279
‫- آها.
‫- چیه؟

98
00:06:37,280 --> 00:06:38,919
‫فولیوی شکسپیر.

99
00:06:38,920 --> 00:06:41,079
‫- چی، دزدیده شده؟
‫- دست‌کم گم شده.

100
00:06:41,080 --> 00:06:43,120
‫آه... می‌شه بدیدش؟

101
00:06:44,760 --> 00:06:46,759
‫دی وارهایت ویرد اَنس لیخت کومِن،

102
00:06:46,760 --> 00:06:49,319
‫دی زونه ویرد اِس اَن دِن تاگ برینگِن.

103
00:06:49,320 --> 00:06:52,599
‫«حقیقت روشن خواهد شد؛
‫خورشید آن را آشکار خواهد کرد.»

104
00:06:52,600 --> 00:06:53,679
‫شعار؟

105
00:06:53,680 --> 00:06:56,439
‫بیشتر شبیه تهدیده، فکر نمی‌کنید؟

106
00:06:56,440 --> 00:06:58,199
‫پس برای خودش فرستادنش؟

107
00:06:58,200 --> 00:07:00,879
‫خب، بهتره دوباره با مظنون‌هامون حرف بزنیم.

108
00:07:00,880 --> 00:07:02,320
‫- پول، ترتیبش رو می‌دی؟
‫- هوم.

109
00:07:05,320 --> 00:07:08,279
‫نمی‌تونم بگم براش اشکی می‌ریزم.

110
00:07:08,280 --> 00:07:11,559
‫«اول زغال، بعد گونی، بعد ترکه‌ی توس.»

111
00:07:11,560 --> 00:07:14,079
‫ترکهٔ توس کجاست، بازرس؟

112
00:07:14,080 --> 00:07:15,839
‫با الگو جور درنمیاد، نه؟

113
00:07:15,840 --> 00:07:19,400
‫جور... درنمیاد.

114
00:07:25,440 --> 00:07:31,719
‫- جک، زندان که بودی چند تا چیز یاد گرفتی، نه؟ چند تا... فوت‌وفن؟
‫- فوت‌وفن؟

115
00:07:31,720 --> 00:07:33,639
‫از اون چیزها، جعل امضا،

116
00:07:33,640 --> 00:07:37,839
‫تنباکو رو با لطف و خدمت تاخت زدن،
‫آه... شکستن و وارد شدن؟

117
00:07:37,840 --> 00:07:38,919
‫آها، باشه.

118
00:07:38,920 --> 00:07:40,719
‫آره، چی شده؟

119
00:07:40,720 --> 00:07:42,759
‫فولیوی شکسپیر گم شده.

120
00:07:42,760 --> 00:07:48,639
‫- چی؟
‫- از روی میز لوتر غیب شده، باید بفهمی کجاست.

121
00:07:48,640 --> 00:07:49,879
‫خب واضحه، نه؟

122
00:07:49,880 --> 00:07:51,599
‫دوشس.

123
00:07:51,600 --> 00:07:52,799
‫خواهیم دید.

124
00:07:52,800 --> 00:07:54,799
‫قراره بازجویی‌ها رو شروع کنیم،

125
00:07:54,800 --> 00:07:57,439
‫تمام صبح آدم‌ها رفت‌وآمد دارن.

126
00:07:57,440 --> 00:07:58,759
‫حله.

127
00:07:58,760 --> 00:08:00,679
‫بسپارش به من.

128
00:08:00,680 --> 00:08:02,719
‫اوه، حواست هم جمع باشه.

129
00:08:02,720 --> 00:08:04,519
‫یادت باشه...

130
00:08:04,520 --> 00:08:06,120
‫...یه قاتل اون بیرونه.

131
00:08:18,160 --> 00:08:19,199
‫ممنون.

132
00:08:19,200 --> 00:08:20,239
‫چیز دیگه‌ای؟

133
00:08:20,240 --> 00:08:22,519
‫آه نه، همین خوبه.

134
00:08:22,520 --> 00:08:26,160
‫آه، نورا، می‌تونی... ام... یه دقیقه وقت بدی؟

135
00:08:29,360 --> 00:08:30,759
‫لطفاً بشین.

136
00:08:30,760 --> 00:08:34,199
‫عمو‌م دوست نداره با مشتری‌ها گرم بگیرم.

137
00:08:34,200 --> 00:08:36,719
‫امیدوار بودم برای تو
‫چیزی بیشتر از مشتری باشم.

138
00:08:36,720 --> 00:08:38,199
‫اوه؟

139
00:08:38,200 --> 00:08:39,759
‫ما دوستیم، نه؟

140
00:08:39,760 --> 00:08:40,880
‫هستیم؟

141
00:08:41,960 --> 00:08:45,200
‫اوه، بشین لطفاً. جواب یوسف
‫رو من می‌دم، نگران نباش.

142
00:08:52,960 --> 00:08:53,960
‫خب؟

143
00:08:56,000 --> 00:08:57,279
‫چی شده، نورا؟

144
00:08:57,280 --> 00:08:59,560
‫کل آخرهفته باهام سرد بودی.

145
00:09:01,520 --> 00:09:03,639
‫شاید از معاشرت‌هات خوشم نمیاد.

146
00:09:03,640 --> 00:09:04,640
‫منظورت چیه؟

147
00:09:05,640 --> 00:09:07,319
‫دیدمش...

148
00:09:07,320 --> 00:09:12,199
‫...اون یارو سبیلو رو؛ هر ساعت شبانه‌روز میاد و می‌ره.

149
00:09:12,200 --> 00:09:13,519
‫سرهنگ وینترز.

150
00:09:13,520 --> 00:09:15,399
‫اوه، نظامیه؟

151
00:09:15,400 --> 00:09:17,679
‫آره، قیافه‌ش هم می‌خوره.

152
00:09:17,680 --> 00:09:19,559
‫دوست خیلی خوبیه.

153
00:09:19,560 --> 00:09:21,039
‫معلومه.

154
00:09:21,040 --> 00:09:23,079
‫ببین نورا، نمی‌خوام بچه فرضت کنم

155
00:09:23,080 --> 00:09:25,599
‫و بگم این ماجرای آدم‌بزرگ‌هاست

156
00:09:25,600 --> 00:09:28,039
‫که فقط آدم‌بزرگ‌ها می‌فهمنش.

157
00:09:28,040 --> 00:09:29,800
‫فکر کردم قرار نیست بچه فرضم کنی؟

158
00:09:32,840 --> 00:09:34,600
‫پیچیده‌ست.

159
00:09:40,760 --> 00:09:42,519
‫تو و آقای بوک...

160
00:09:42,520 --> 00:09:44,519
‫...مغازه...

161
00:09:44,520 --> 00:09:46,000
‫...این...

162
00:09:47,080 --> 00:09:48,600
‫...اوه، بهش احتیاج دارم...

163
00:09:50,520 --> 00:09:51,719
‫...به تو احتیاج دارم.

164
00:09:51,720 --> 00:09:54,039
‫از وقتی مامان و بابام مردن،

165
00:09:54,040 --> 00:09:57,360
‫تو مهم‌ترین آدم دنیا برام بودی.

166
00:09:58,360 --> 00:10:03,000
‫حالا آقای بوک رفته و تو هم...
‫با اون جناب سرباز می‌گردی.

167
00:10:05,560 --> 00:10:07,760
‫نمی‌خوام چیزی عوض بشه.

168
00:10:11,080 --> 00:10:12,600
‫خواهش می‌کنم عوض نشو.

169
00:10:59,280 --> 00:11:01,440
‫- چای بیشتر؟
‫- نه، ممنون.

170
00:11:02,440 --> 00:11:05,119
‫آه، کینتسوگی.

171
00:11:05,120 --> 00:11:07,319
‫با این فن آشنایی دارید؟

172
00:11:07,320 --> 00:11:10,599
‫یه مدت... قبل از جنگ ژاپن بودم.

173
00:11:10,600 --> 00:11:14,719
‫روشی برای ترمیم سفاله با لاکی
‫که با پودر طلا آمیخته شده،

174
00:11:14,720 --> 00:11:20,279
‫و ایده‌ش اینه که شکستگی رو
‫پنهان نکنن، بلکه نشونش بدن.

175
00:11:20,280 --> 00:11:21,479
‫جشنش بگیرن.

176
00:11:21,480 --> 00:11:24,519
‫آه، «با همین بساز و تعمیرش کن».
‫آقای اتلی تأییدش می‌کرد.

177
00:11:24,520 --> 00:11:27,239
‫حالا که صحبت چیزهای... ظریف شد،

178
00:11:27,240 --> 00:11:30,799
‫دیشب منتظر لوتر بودید؟

179
00:11:30,800 --> 00:11:33,200
‫منتظر بودید بیاد توی تختتون؟

180
00:11:34,680 --> 00:11:36,879
‫خب، این که اصلاً راز نبود.

181
00:11:36,880 --> 00:11:40,679
‫تقریباً از همون وقتی شوهر اولش مرد،
‫برای لوتر تور پهن کرد.

182
00:11:40,680 --> 00:11:44,639
‫البته... سعی می‌کردن محتاط باشن.

183
00:11:44,640 --> 00:11:47,599
‫وصیت‌نامهٔ لوتر رو هم بین وسایلش پیدا کردیم.

184
00:11:47,600 --> 00:11:49,639
‫قرار بود قلعه به مادام یامائوچی برسه.

185
00:11:49,640 --> 00:11:50,679
‫عجب.

186
00:11:50,680 --> 00:11:53,319
‫یعنی ممکنه از این ناراحت شده باشه

187
00:11:53,320 --> 00:11:57,319
‫که جکِ جوان شما قرار بوده
‫همه‌چیز رو به ارث ببره.

188
00:11:57,320 --> 00:12:00,239
‫پس سریع دست‌به‌کار شده و لوتر پیر رو از سر راه برداشته؟

189
00:12:00,240 --> 00:12:06,599
‫عجب داستانی داره ازش درمیاد، نه؟

190
00:12:06,600 --> 00:12:11,079
‫وارث گمشده، روح انتقام‌جو...

191
00:12:11,080 --> 00:12:14,479
‫اوه، انگار از دل یه رمان ویکتوریایی اومده.

192
00:12:14,480 --> 00:12:17,040
‫ویلکی کالینز با همچین چیزی کیف می‌کرد.

193
00:12:18,120 --> 00:12:20,599
‫انگار خیلی دارید از این
‫ماجرا لذت می‌برید، عالیجناب.

194
00:12:20,600 --> 00:12:22,400
‫اوه، معلومه که آره!

195
00:12:23,400 --> 00:12:26,280
‫دلم برای جنگ تنگ شده، شما نه؟

196
00:12:27,360 --> 00:12:29,480
‫این روزها هیچ‌چیز به اندازهٔ
‫کافی هیجان‌انگیز نیست.

197
00:12:31,800 --> 00:12:33,839
‫دیشب نیمه‌شب کجا بودید؟

198
00:12:33,840 --> 00:12:36,080
‫توی تخت، معلومه، مثل همه.

199
00:12:37,080 --> 00:12:38,800
‫شوهرم می‌تونه تأیید کنه.

200
00:12:39,800 --> 00:12:44,719
‫خب، من خوابم برده بود،
‫ولی فهمیدم کی اومد تو،

201
00:12:44,720 --> 00:12:47,159
‫چون دقیقاً آدم بی‌سروصدایی نیست.

202
00:12:47,160 --> 00:12:49,599
‫چه ساعتی اومد بخوابه؟

203
00:12:49,600 --> 00:12:53,319
‫ساعت ۱۱، ۱۱.۱۵؛ دیرتر از اون نبود.

204
00:12:53,320 --> 00:12:55,039
‫می‌دونید، اگه از من بپرسید،

205
00:12:55,040 --> 00:12:58,439
‫اگه از من بپرسین، ایرماست که باید بندازینش زیر منگنه،

206
00:12:58,440 --> 00:12:59,959
‫به‌خاطر پدرش.

207
00:12:59,960 --> 00:13:02,959
‫توی سقوط بازار همه‌چیزش رو
‫از دست داد، این رو می‌دونیم.

208
00:13:02,960 --> 00:13:07,000
‫اوه آره، ولی به‌خاطر توصیهٔ بد لوتر بود.

209
00:13:08,480 --> 00:13:11,600
‫این رو نمی‌دونستید، آقای بوک؟

210
00:13:13,680 --> 00:13:16,959
‫نمی‌خواستم به این جای وحشتناک برگردم...

211
00:13:16,960 --> 00:13:18,680
‫...ولی آدم وقتی محتاجه، دیگه حق انتخاب نداره.

212
00:13:20,040 --> 00:13:21,680
‫از لوتر متنفر بودی.

213
00:13:22,840 --> 00:13:24,959
‫خدا منو ببخشه، ولی خوشحالم مرده.

214
00:13:24,960 --> 00:13:28,079
‫به‌خاطر اون، پدرم... بله.

215
00:13:28,080 --> 00:13:29,999
‫پس چرا لوتر تو رو پیش خودش آورد؟

216
00:13:30,000 --> 00:13:31,680
‫چرا قیم تو شد؟

217
00:13:32,680 --> 00:13:36,440
‫باورم نمی‌شه از عذاب وجدان بوده؛
‫بیشتر فکر می‌کنم نقشه‌های دیگه‌ای برام داشته.

218
00:13:37,920 --> 00:13:39,199
‫اوه، خدا.

219
00:13:39,200 --> 00:13:43,599
‫برای ارباب شلوس فون بوده، هر زنی طعمه بود.

220
00:13:43,600 --> 00:13:46,039
‫دیشب نیمه‌شب کجا بودی؟

221
00:13:46,040 --> 00:13:48,359
‫توی تخت، مثل همه.

222
00:13:48,360 --> 00:13:52,520
‫پس این رو شخصاً تحویل ندادی؟

223
00:13:53,720 --> 00:13:55,199
‫از قلعه بیرون رفتم...

224
00:13:55,200 --> 00:13:59,759
‫...باید حدود... یازده بوده باشه،

225
00:13:59,760 --> 00:14:01,080
‫از جلوی اتاق کار لوتر رد شدم.

226
00:14:02,160 --> 00:14:05,079
‫ولی دوشس از همون سمت ظاهر شد.

227
00:14:05,080 --> 00:14:06,639
‫من رو ندید.

228
00:14:06,640 --> 00:14:09,720
‫دیدم رفت بالا از پله‌ها.

229
00:14:12,000 --> 00:14:13,960
‫بعد لوتر اومد و رفت توی اتاق.

230
00:14:15,080 --> 00:14:17,280
‫پس دست‌کم اون موقع زنده بوده.

231
00:14:20,640 --> 00:14:22,119
‫در اتاقش رو زدم،

232
00:14:22,120 --> 00:14:25,399
‫سرم رو بردم تو، ولی اونجا نبود.

233
00:14:25,400 --> 00:14:26,840
‫چرا می‌خواستید ببینیدش؟

234
00:14:29,360 --> 00:14:30,999
‫خب، ما دوستای قدیمی هستیم.

235
00:14:31,000 --> 00:14:32,799
‫فکر کردم گفتید...

236
00:14:32,800 --> 00:14:34,680
‫...اون هیچ دوستی نداره؟

237
00:14:36,680 --> 00:14:39,239
‫می‌دونم فکر می‌کنید کارم بی‌شرافتانه بوده،

238
00:14:39,240 --> 00:14:40,999
‫ولی همون‌طور که خودتون گفتید،

239
00:14:41,000 --> 00:14:45,599
‫زندگی یک بیوه... هر دومون خیلی تنها بودیم.

240
00:14:45,600 --> 00:14:47,639
‫اینجا کسی قضاوتتون نمی‌کنه، خانم.

241
00:14:47,640 --> 00:14:49,399
‫لوتر چقدر پیش شما بود...؟

242
00:14:49,400 --> 00:14:51,560
‫تا حدود ساعت ۱۱ پیشم بود.

243
00:14:53,080 --> 00:14:55,359
‫بعد گفت کاری داره...

244
00:14:55,360 --> 00:14:56,919
‫...توی اتاق کار.

245
00:14:56,920 --> 00:14:58,640
‫اغلب تا دیروقت کار می‌کرد.

246
00:15:00,840 --> 00:15:01,840
‫این...

247
00:15:04,320 --> 00:15:06,160
‫این خودِ لوتر بود.

248
00:15:07,920 --> 00:15:10,560
‫با نقص‌هاش کنار اومده بودم.

249
00:15:11,800 --> 00:15:13,040
‫می‌تونست خیلی بی‌رحم باشه...

250
00:15:14,400 --> 00:15:15,400
‫...خیلی بی‌رحم.

251
00:15:16,720 --> 00:15:19,000
‫با این واقعیت کنار اومده بودم.

252
00:15:20,400 --> 00:15:21,839
‫و حالا...

253
00:15:21,840 --> 00:15:23,880
‫...حالا رفته.

254
00:15:26,320 --> 00:15:28,320
‫ولی برای بعد از خودش هوامو داشته.

255
00:15:30,000 --> 00:15:31,999
‫می‌دونید، خبر پیچیده

256
00:15:32,000 --> 00:15:36,160
‫که دقیقاً چه نسبتی با فلیکس بیچاره داشتید.

257
00:15:37,280 --> 00:15:38,800
‫دیوارها گوش دارن.

258
00:15:40,600 --> 00:15:42,759
‫حداقل گوش‌های من که دارن.

259
00:15:42,760 --> 00:15:44,519
‫به نظرم،

260
00:15:44,520 --> 00:15:48,919
‫با اینکه اونجا کنار رفقای پلیست جا خوش کردی،

261
00:15:48,920 --> 00:15:51,640
‫همین سؤال‌ها رو می‌شه از خودتون پرسید.

262
00:15:52,880 --> 00:15:55,959
‫مردی که معشوقت رو توی دیوونه‌خونه حبس کرد

263
00:15:55,960 --> 00:15:57,320
‫و گذاشت بمیره؟

264
00:15:58,760 --> 00:16:01,000
‫دیشب کجا بودید، آقای بوک؟

265
00:16:06,720 --> 00:16:11,799
‫بازرس، می‌شه فرولاین پول رو
‫هم با خودم به آسایشگاه ببرم؟

266
00:16:11,800 --> 00:16:13,999
‫آلمانی‌م یه کم خاک خورده.

267
00:16:14,000 --> 00:16:17,159
‫خب، چرا که نه. پول؟
‫آره، حتماً.

268
00:16:17,160 --> 00:16:18,959
‫اینجا که به‌هرحال وقتش تلف می‌شه،

269
00:16:18,960 --> 00:16:21,480
‫هر کوفتی اینجا از قبل انگلیسی بلده.

270
00:16:23,000 --> 00:16:24,799
‫خب؟

271
00:16:24,800 --> 00:16:26,199
‫همه‌جا رو گشتم،

272
00:16:26,200 --> 00:16:28,999
‫کمدها، چمدون‌ها، کشوی لباس‌زیرها.

273
00:16:29,000 --> 00:16:30,759
‫کتابخونه چی؟

274
00:16:30,760 --> 00:16:32,039
‫اوه؟

275
00:16:32,040 --> 00:16:33,880
‫من اگه بخوام یه کتاب رو قایم کنم،
‫توی کتابخونه قایمش می‌کنم.

276
00:16:46,480 --> 00:16:49,199
‫خیلی از شنیدن خبر دکتر کافمن متأسف شدم.

277
00:16:49,200 --> 00:16:50,239
‫اوه، واقعاً.

278
00:16:50,240 --> 00:16:54,399
‫تا جایی که شنیدم سال‌ها حامیِ بزرگی برای بیمارستان بوده.

279
00:16:54,400 --> 00:16:56,040
‫من فقط کمی می‌شناختمش.

280
00:16:57,200 --> 00:17:00,399
‫- فقط حدود یک ماهه اینجام.
‫- آها.

281
00:17:00,400 --> 00:17:04,640
‫آه، می‌شه لطفاً یک لحظه اینجا منتظر بمونید؟

282
00:17:07,200 --> 00:17:09,520
‫این اصلاً روال معمولی نیست.

283
00:17:10,920 --> 00:17:15,839
‫نامه‌ای که از دکتر کافمن داشتید
‫قطعاً از همین‌جا فرستاده شده.

284
00:17:15,840 --> 00:17:17,639
‫اما یه تناقض هست،

285
00:17:17,640 --> 00:17:20,839
‫گواهی فوت با نسخه‌ای که شما دارید یکیه،

286
00:17:20,840 --> 00:17:24,799
‫اما مال شما می‌گه فلیکس فون
‫بوده همین‌جا در آسایشگاه مرده.

287
00:17:24,800 --> 00:17:26,999
‫اما پرونده‌ها... بله؟

288
00:17:27,000 --> 00:17:31,839
‫«تحویل خانواده شد.» و هیچ
‫اشاره‌ای به برگشتنش به اینجا نیست،

289
00:17:31,840 --> 00:17:33,400
‫چه زنده چه مرده.

290
00:17:35,000 --> 00:17:38,279
‫شاید فقط یه اشتباه اداری بوده یا...

291
00:17:38,280 --> 00:17:40,039
‫شاید.

292
00:17:40,040 --> 00:17:42,799
‫به چیز دیگه‌ای هم علاقه‌مندم، خواهر.

293
00:17:42,800 --> 00:17:44,519
‫طبق اطلاعات من،

294
00:17:44,520 --> 00:17:48,359
‫لوتر فون بوده از همون سال ۱۹۱۲
‫خرج اقامت و خوراک اینجا رو می‌داده

295
00:17:48,360 --> 00:17:50,959
‫از سال ۱۹۱۲.

296
00:17:50,960 --> 00:17:52,759
‫حتماً برای بیمار دیگه‌ای بوده.

297
00:17:52,760 --> 00:17:54,159
‫درباره‌ش چی می‌تونید بگید؟

298
00:17:54,160 --> 00:17:56,319
‫این اطلاعات مطلقاً محرمانه‌ست.

299
00:17:56,320 --> 00:17:58,239
‫اوه، ما اختیار کامل داریم

300
00:17:58,240 --> 00:18:01,400
‫از بازرس بلیسِ کمیسیون کنترل.

301
00:18:13,920 --> 00:18:18,719
‫بله! زن جوانی با دستور دکتر کافمن بستری شد

302
00:18:18,720 --> 00:18:21,240
‫در پاییز ۱۹۱۲.

303
00:18:22,240 --> 00:18:25,879
‫پرونده‌ها اون‌قدر که باید کامل نیستن.

304
00:18:25,880 --> 00:18:27,239
‫جنگ...

305
00:18:27,240 --> 00:18:29,319
‫...اولی.

306
00:18:29,320 --> 00:18:33,599
‫ظاهراً بیمار باردار بوده، که چیز عجیبی نیست.

307
00:18:33,600 --> 00:18:35,239
‫اسمش؟

308
00:18:35,240 --> 00:18:36,440
‫زابینه هوف.

309
00:18:37,560 --> 00:18:39,439
‫و کی مرخص شد؟

310
00:18:39,440 --> 00:18:40,519
‫هیچ‌وقت،

311
00:18:40,520 --> 00:18:41,639
‫همین‌جا مرد،

312
00:18:41,640 --> 00:18:43,399
‫و همین اواخر مرده،

313
00:18:43,400 --> 00:18:45,639
‫اکتبر امسال.

314
00:18:45,640 --> 00:18:47,199
‫چه غم‌انگیز.

315
00:18:47,200 --> 00:18:48,839
‫و کلافه‌کننده.

316
00:18:48,840 --> 00:18:50,839
‫شاید کسی باشه که بتونه کمکتون کنه.

317
00:18:50,840 --> 00:18:53,759
‫آه، خواهر گورگونیا،

318
00:18:53,760 --> 00:18:56,720
‫ولی متأسفانه ذهنش... آه...

319
00:18:58,080 --> 00:18:59,240
‫لطفاً دنبالم بیاید.

320
00:19:03,640 --> 00:19:06,199
‫اگه می‌شه کیک ماهی می‌خورم.

321
00:19:06,200 --> 00:19:07,679
‫تموم شده.

322
00:19:07,680 --> 00:19:10,520
‫اوه. پس...

323
00:19:11,520 --> 00:19:13,519
‫- ...ماهی دودی می‌خورم.
‫- تموم شده.

324
00:19:13,520 --> 00:19:16,239
‫- آم... بیکن؟
‫- تموم شده.

325
00:19:16,240 --> 00:19:19,199
‫سوسیس چی؟ حداقل سوسیس که می‌تونین جور کنین.

326
00:19:19,200 --> 00:19:21,039
‫شرمنده، سهمیه‌بندیه دیگه، نه؟

327
00:19:21,040 --> 00:19:22,559
‫از زمان جنگ هم بدتره.

328
00:19:22,560 --> 00:19:24,240
‫پس چی دارید؟

329
00:19:25,360 --> 00:19:26,719
‫آه، تخم‌مرغ.

330
00:19:26,720 --> 00:19:28,119
‫باشه، املت می‌تونین درست کنین؟

331
00:19:28,120 --> 00:19:29,199
‫معلومه.

332
00:19:29,200 --> 00:19:30,639
‫پودریه.

333
00:19:30,640 --> 00:19:31,640
‫باشه.

334
00:19:38,120 --> 00:19:39,399
‫دختر دوست‌داشتنی‌ایه.

335
00:19:43,840 --> 00:19:46,439
‫فکر کنم دارم عاشقت می‌شم، خانم بوک.

336
00:19:46,440 --> 00:19:48,639
‫خودت می‌فهمی، نه؟

337
00:19:52,480 --> 00:19:53,960
‫خب، اینجاش نوبت توئه.

338
00:19:57,760 --> 00:20:00,160
‫خب، پیچیده‌ست، رجی.

339
00:20:01,160 --> 00:20:02,959
‫من خیلی خوشحالم.

340
00:20:02,960 --> 00:20:04,799
‫واقعاً؟

341
00:20:04,800 --> 00:20:08,200
‫هیچ گوشه‌ای از دلت نمی‌گه
‫داری به انتخاب دوم رضایت می‌دی؟

342
00:20:15,680 --> 00:20:20,200
‫هیچ‌کس... مثل تو... این‌طور روم اثر نذاشته.

343
00:20:22,000 --> 00:20:23,720
‫از وقتی...

344
00:20:25,640 --> 00:20:27,160
‫خب، خودت می‌دونی.

345
00:20:28,320 --> 00:20:29,359
‫آنجلا.

346
00:20:29,360 --> 00:20:31,399
‫آره، مِم‌صاحب، بله.

347
00:20:31,400 --> 00:20:33,199
‫ولی می‌دونم اون می‌خواست خوشحال باشم،

348
00:20:33,200 --> 00:20:36,000
‫برای خودم زندگی تازه‌ای بسازم.

349
00:20:37,800 --> 00:20:39,679
‫چیزی که می‌خوام بدونم...

350
00:20:39,680 --> 00:20:42,279
‫...اینه... تراتی؟

351
00:20:42,280 --> 00:20:44,079
‫بله؟

352
00:20:44,080 --> 00:20:47,600
‫ممکنه اون زندگی تازه... با تو باشه؟

353
00:20:57,280 --> 00:20:59,679
‫من کار دارم؛ دیگه مزاحمتون نمی‌شم.

354
00:20:59,680 --> 00:21:02,999
‫- ممنون.
‫- دانکه، شوِستر ایرمینگارت.

355
00:21:03,000 --> 00:21:04,279
‫خواهر روحانی،

356
00:21:04,280 --> 00:21:06,999
‫شنیدم زابینه هوف رو می‌شناختید؟

357
00:21:07,000 --> 00:21:08,319
‫اِرووردیگه شوِستر، ایش گلاوبه،

358
00:21:08,320 --> 00:21:10,039
‫زی کانتِن آینه زابینه هوف؟

359
00:21:10,040 --> 00:21:13,039
‫آخ، دی شلِشتیگ‌کایت دِر مِنش‌هایت،

360
00:21:13,040 --> 00:21:15,039
‫دی شلِشتیگ‌کایت دِر وِلت.

361
00:21:15,040 --> 00:21:16,879
‫دیزه آرمه کرئاتور.

362
00:21:16,880 --> 00:21:21,479
‫اوه، چه پلیدی‌ای در دنیا و در آدم‌ها...
‫اون زن بیچاره.

363
00:21:21,480 --> 00:21:22,999
‫درباره‌ش چی می‌تونید بهم بگید؟

364
00:21:23,000 --> 00:21:24,839
‫واس کونِن زی اونس اوبِر زی اِرتسِلِن؟

365
00:21:24,840 --> 00:21:27,919
‫موتِرزیلِن‌آلاین آوف دیزِر وِلت.

366
00:21:27,920 --> 00:21:30,599
‫بیس آوف آینه بِزوخِرین،

367
00:21:30,600 --> 00:21:32,239
‫آینه نیختِه، گلاوبه ایش.

368
00:21:32,240 --> 00:21:35,719
‫در دنیا کاملاً تنها بود، جز یک نفر که به دیدنش می‌اومد،

369
00:21:35,720 --> 00:21:36,959
‫فکر کنم یه خواهرزاده.

370
00:21:36,960 --> 00:21:38,279
‫زی کام هیر گِلِگِنتلیش.

371
00:21:38,280 --> 00:21:40,039
‫گاهی می‌اومد دیدنش.

372
00:21:40,040 --> 00:21:41,479
‫- آین گوتِس کیند.
‫- بچهٔ خوبی بود.

373
00:21:41,480 --> 00:21:42,959
‫می‌تونید توصیفش کنید؟

374
00:21:42,960 --> 00:21:44,199
‫کونِن زی زی بِشرایبِن؟

375
00:21:44,200 --> 00:21:45,319
‫یا...

376
00:21:45,320 --> 00:21:47,199
‫آه، شلانک...

377
00:21:47,200 --> 00:21:48,359
‫...بلاس...

378
00:21:48,360 --> 00:21:49,999
‫...دونکِل هاریش.

379
00:21:50,000 --> 00:21:53,159
‫لاغر، رنگ‌پریده، مو قرمز.

380
00:21:53,160 --> 00:21:56,479
‫آینه بِمِرکِنس‌وِرته یونگه فراو، یا.

381
00:21:56,480 --> 00:21:58,599
‫زن جوان چشمگیری بود.

382
00:21:58,600 --> 00:21:59,799
‫و بچه؟

383
00:21:59,800 --> 00:22:01,399
‫اوند داس کیند؟

384
00:22:01,400 --> 00:22:02,919
‫داس کیند.

385
00:22:02,920 --> 00:22:05,599
‫بچه‌ای که خارج از ازدواج
‫به دنیا اومد، چی شد؟

386
00:22:05,600 --> 00:22:09,039
‫داس اون‌اِهلیشه کیند،
‫واس ایست داراوس گِووردِن؟

387
00:22:09,040 --> 00:22:13,360
‫آب‌گِگِبِن اَن فِروانتِه،
‫داوون گاب اِس آینیگه.

388
00:22:14,960 --> 00:22:17,839
‫سپردنش به بستگان، مثل خیلی‌های دیگه.

389
00:22:17,840 --> 00:22:19,399
‫آخ...

390
00:22:19,400 --> 00:22:22,120
‫دی شلِشتیگ‌کایت دِر وِلت.

391
00:22:24,160 --> 00:22:26,119
‫خب، ممنون خواهر، خیلی کمک کردید.

392
00:22:26,120 --> 00:22:28,679
‫ایش دانکه اینِن، زی وارِن زِر هیلفرایش.

393
00:22:28,680 --> 00:22:29,920
‫هر دوتون.

394
00:22:45,880 --> 00:22:48,239
‫بدون تو واقعاً مثل قبل نیست.

395
00:22:48,240 --> 00:22:49,999
‫لطف داری که این رو می‌گی.

396
00:22:50,000 --> 00:22:52,879
‫کاش این خط لعنتی بهتر بود.

397
00:22:52,880 --> 00:22:55,560
‫انگار یک میلیون مایل ازم دوری.

398
00:22:56,920 --> 00:22:58,960
‫کمکی از دستم برمیاد؟ دوست دارم کمک کنم.

399
00:23:00,200 --> 00:23:01,999
‫چیزی هست که بخوای سبک شی و بگی؟

400
00:23:02,000 --> 00:23:03,439
‫سه چیز.

401
00:23:03,440 --> 00:23:05,599
‫- اوه، بیشتر از سه تا.
‫- چه خوب.

402
00:23:05,600 --> 00:23:06,839
‫ورودی خدمه،

403
00:23:06,840 --> 00:23:10,400
‫اُ دو کلن دو کوک و...

404
00:23:11,840 --> 00:23:14,119
‫...و بچه‌ای که خارج از ازدواج به دنیا اومده.

405
00:23:14,120 --> 00:23:15,759
‫اُ دو کلن دو کوک؟

406
00:23:15,760 --> 00:23:17,999
‫آره، پیشخدمت انگار توش حموم کرده بود.

407
00:23:18,000 --> 00:23:20,319
‫- خدای من، واقعاً؟
‫- آره.

408
00:23:20,320 --> 00:23:22,839
‫- حتماً پای یه زن وسط بوده، نه؟
‫- فکر می‌کنی؟

409
00:23:22,840 --> 00:23:24,679
‫معلومه، مردها به‌ندرت
‫این‌قدر به خودشون زحمت می‌دن،

410
00:23:24,680 --> 00:23:28,800
‫مگر اینکه پای عشق وسط باشه؛
‫البته طبق... تجربه‌ی من.

411
00:23:30,240 --> 00:23:31,319
‫ممنون، عزیزم.

412
00:23:31,320 --> 00:23:34,399
‫اون بچهٔ خارج از ازدواج چی؟

413
00:23:34,400 --> 00:23:36,119
‫می‌دونی کیه؟

414
00:23:36,120 --> 00:23:37,159
‫آره، فکر کنم.

415
00:23:37,160 --> 00:23:41,599
‫فقط... برام سخته باور کنم واقعاً دستش توی ماجرا بوده.

416
00:23:41,600 --> 00:23:44,440
‫خب می‌دونی، آدم‌های خوب...

417
00:23:45,920 --> 00:23:49,039
‫...گاهی خودشون رو در حال کارهایی می‌بینن

418
00:23:49,040 --> 00:23:51,600
‫که می‌دونن نباید انجام بدن.

419
00:23:54,440 --> 00:23:55,719
‫نورا چطوره؟

420
00:23:55,720 --> 00:23:57,039
‫داگ چی؟

421
00:23:57,040 --> 00:23:59,839
‫همه خوبن، ممنون.

422
00:23:59,840 --> 00:24:01,080
‫خوبه.

423
00:24:02,320 --> 00:24:03,879
‫خوبه.

424
00:24:03,880 --> 00:24:06,319
‫خب، موفق باشی عزیزم.

425
00:24:06,320 --> 00:24:08,240
‫به فکرت هستم.

426
00:24:09,360 --> 00:24:10,480
‫بله.

427
00:24:12,000 --> 00:24:14,039
‫خداحافظ، خانم بوک.

428
00:24:14,040 --> 00:24:15,599
‫خداحافظ، آقای بوک.

429
00:25:24,280 --> 00:25:27,560
‫اوه، داگ، من چیکار کنم؟

430
00:25:55,480 --> 00:26:00,960
‫«حقیقت روشن خواهد شد؛
‫خورشید آن را آشکار خواهد کرد.»

431
00:26:20,200 --> 00:26:23,759
‫این پرونده در قلمرو افسانه‌ها شروع شد.

432
00:26:23,760 --> 00:26:26,999
‫آیا کنِشت روپ‌رِشت، همراه قدیس نیکلاس،

433
00:26:27,000 --> 00:26:29,599
‫واقعاً آمده بود تا بدکاران رو تنبیه کنه؟

434
00:26:29,600 --> 00:26:31,919
‫مسلماً دکتر کافمن، دوت‌وایلر

435
00:26:31,920 --> 00:26:35,719
‫و مخصوصاً لوتر فون بوده
‫مردان بسیار بدی بودن.

436
00:26:35,720 --> 00:26:41,039
‫اما سال ۱۹۴۶ه و ما که وحشی نیستیم.

437
00:26:41,040 --> 00:26:43,999
‫پشت این ماجرا هیچ عامل ماورایی نبود،

438
00:26:44,000 --> 00:26:47,799
‫پشت همه‌ی این‌ها، نه نیروی ماورایی،
‫بلکه ذهنی بسیار تیز کار می‌کرد.

439
00:26:47,800 --> 00:26:49,919
‫اما ذهن چه کسی؟

440
00:26:49,920 --> 00:26:53,999
‫لوتر نسخه‌ای از فولیوی دوم
‫شکسپیر رو برای فروش گذاشته بود.

441
00:26:54,000 --> 00:26:55,439
‫توی اتاق کارش قفل شده بود،

442
00:26:55,440 --> 00:26:57,959
‫و بعد از قتلش ناپدید شد.

443
00:26:57,960 --> 00:26:59,919
‫یکی با خودش بردتش.

444
00:26:59,920 --> 00:27:01,959
‫جست‌وجوی مفصل این قلعه هم

445
00:27:01,960 --> 00:27:04,519
‫هیچ ردی از محلش پیدا نکرد.

446
00:27:04,520 --> 00:27:08,599
‫پس بیاین همین ذهن تیز رو بررسی کنیم.

447
00:27:08,600 --> 00:27:10,799
‫همون‌طور که به آقای بلانت گفتم،

448
00:27:10,800 --> 00:27:15,479
‫اگه می‌خواستم کتابی رو پنهان کنم،
‫توی کتابخونه پنهانش می‌کردم؛ اما کجا؟

449
00:27:15,480 --> 00:27:18,160
‫فولیوی شکسپیر کجاست؟

450
00:27:19,160 --> 00:27:20,799
‫اوه، به من نگاه نکنید،

451
00:27:20,800 --> 00:27:22,120
‫من حتی نخوندمش...

452
00:27:23,120 --> 00:27:24,439
‫...کسالت‌آور.

453
00:27:24,440 --> 00:27:26,199
‫باور این حرف برام خیلی سخته.

454
00:27:26,200 --> 00:27:30,279
‫کسی که نام مستعار اسکار
‫وایلد در تبعید رو می‌دونه،

455
00:27:30,280 --> 00:27:32,639
‫کسی که با آثار ویلکی کالینز آشناست،

456
00:27:32,640 --> 00:27:36,199
‫کسی که به اندازهٔ شما
‫خبرهٔ ادبیات به نظر می‌رسه،

457
00:27:36,200 --> 00:27:39,159
‫حتماً با حضرت شکسپیر هم غریبه نیست.

458
00:27:39,160 --> 00:27:41,959
‫و فولیو رو که همین‌جوری یه گوشه پرت نمی‌کردین،

459
00:27:41,960 --> 00:27:43,639
‫درسته، عالیجناب؟

460
00:27:43,640 --> 00:27:45,960
‫نه وقتی این‌قدر از بازی لذت می‌برید.

461
00:27:47,360 --> 00:27:49,759
‫فولیوی دوم از این جهت مهمه که

462
00:27:49,760 --> 00:27:52,279
‫اولین شعر منتشرشدهٔ جان
‫میلتون رو در خودش داره.

463
00:27:52,280 --> 00:27:54,279
‫اوه؟ واقعاً؟

464
00:27:54,280 --> 00:27:57,879
‫«شکسپیر من برای استخوان‌های گرامی‌اش چه نیازی دارد

465
00:27:57,880 --> 00:28:01,519
‫به رنجِ یک عصر در سنگ‌های برهم‌چیده،

466
00:28:01,520 --> 00:28:04,719
‫یا اینکه بقایای مقدسش پنهان شود...

467
00:28:09,240 --> 00:28:13,320
‫...زیر هرمی...

468
00:28:14,840 --> 00:28:16,160
‫...ستاره‌نشان؟»

469
00:28:18,160 --> 00:28:20,440
‫بدیدش به من، مال منه.

470
00:28:24,040 --> 00:28:27,639
‫- «ملک مجموعهٔ سلطنتی.» دیدید؟
‫- بله.

471
00:28:27,640 --> 00:28:29,639
‫پس چرا لوتر می‌خواست بفروشدش؟

472
00:28:29,640 --> 00:28:30,920
‫هیچ حقی نداشت.

473
00:28:31,920 --> 00:28:35,759
‫من... یه مدتی قرضش داده بودم،

474
00:28:35,760 --> 00:28:36,879
‫سال‌های سال پیش.

475
00:28:36,880 --> 00:28:38,919
‫ولی شما به اتاق کارش رفتید؟

476
00:28:38,920 --> 00:28:39,959
‫بله.

477
00:28:39,960 --> 00:28:41,239
‫و کشتیدش؟

478
00:28:41,240 --> 00:28:42,439
‫نه.

479
00:28:42,440 --> 00:28:46,639
‫این دیوانگیه. گفتم که، از ساعت
‫۱۱.۱۵ توی تخت کنار من بود.

480
00:28:46,640 --> 00:28:47,760
‫ممنون.

481
00:28:48,760 --> 00:28:51,319
‫دیدم از سمت اتاق کار لوتر می‌اومد،

482
00:28:51,320 --> 00:28:53,559
‫بعد خود لوتر رو دیدم؛ زنده بود.

483
00:28:53,560 --> 00:28:54,599
‫دقیقاً.

484
00:28:54,600 --> 00:28:58,199
‫دوشس فولیو رو از اتاق کار «آزاد» کرد،

485
00:28:58,200 --> 00:29:00,479
‫اما لوتر رو نکشت.

486
00:29:00,480 --> 00:29:02,680
‫خدا رو شکر بالاخره سر عقل اومدید.

487
00:29:03,800 --> 00:29:06,599
‫به‌هرحال، بسه دیگه از فولیو؛ اصلاً کسی براش مهم نیست.

488
00:29:06,600 --> 00:29:08,679
‫لوتر رو کی کشت؟

489
00:29:08,680 --> 00:29:10,359
‫اون دوتای دیگه رو کی کشت؟

490
00:29:10,360 --> 00:29:12,319
‫خب، در پرونده‌های دکتر کافمن،

491
00:29:12,320 --> 00:29:16,679
‫به پرداخت‌های لوتر برای اقامت
‫فلیکس در آسایشگاه برخوردم،

492
00:29:16,680 --> 00:29:18,719
‫و یه چیز دیگه،

493
00:29:18,720 --> 00:29:19,999
‫یه چیز عجیب،

494
00:29:20,000 --> 00:29:22,519
‫ثبت‌هایی برای یه بیمار دیگه.

495
00:29:22,520 --> 00:29:25,239
‫لوتر یه نفر دیگه رو هم اونجا حبس کرده بود؟

496
00:29:25,240 --> 00:29:27,999
‫دقیقاً؛ کسی که از سال ۱۹۱۲ اونجا بود،

497
00:29:28,000 --> 00:29:29,919
‫یه مادرِ مجرد،

498
00:29:29,920 --> 00:29:32,360
‫به نام زابینه هوف.

499
00:29:34,360 --> 00:29:38,080
‫زابینه هوف، خدمتکار؛ اخراج‌شده.

500
00:29:39,200 --> 00:29:41,439
‫خدمتکار پذیرایی همین قلعه بود،

501
00:29:41,440 --> 00:29:42,599
‫و فرستادنش اونجا

502
00:29:42,600 --> 00:29:45,719
‫- چون بچهٔ کسی رو باردار بود.
‫- بچهٔ کی؟

503
00:29:45,720 --> 00:29:47,359
‫معلومه، لوتر.

504
00:29:47,360 --> 00:29:49,999
‫حدس می‌زنم تنها قربانی‌اش هم نبوده.

505
00:29:50,000 --> 00:29:52,639
‫حالا، فکر می‌کنم اون بچه داستان

506
00:29:52,640 --> 00:29:55,319
‫سرنوشت تلخ مادرش رو شنیده

507
00:29:55,320 --> 00:29:56,719
‫و قسم خورده انتقام بگیره؛

508
00:29:56,720 --> 00:30:00,479
‫از دکتری که با یک امضا زندانی‌اش کرد،

509
00:30:00,480 --> 00:30:01,719
‫از پیشخدمتی که

510
00:30:01,720 --> 00:30:04,119
‫حتماً روی اون جنایت چشم بست،

511
00:30:04,120 --> 00:30:06,719
‫و از اون مرد وحشتناک و قدرتمندی

512
00:30:06,720 --> 00:30:09,599
‫که این‌طور وحشیانه مادرش رو آزار داده بود.

513
00:30:09,600 --> 00:30:10,879
‫و وقتی مادر مرد،

514
00:30:10,880 --> 00:30:14,759
‫نقشه کشید کریسمس انتقامش رو بگیره،

515
00:30:14,760 --> 00:30:17,919
‫روح کنِشت روپ‌رِشت رو فرا بخونه

516
00:30:17,920 --> 00:30:19,719
‫و بدکاران رو مجازات کنه؛

517
00:30:19,720 --> 00:30:21,879
‫این بار واقعاً.

518
00:30:21,880 --> 00:30:22,919
‫آره، ولی... ولی کی؟

519
00:30:22,920 --> 00:30:26,440
‫زنی ریزنقش، رنگ‌پریده و چشمگیر، با موهای قرمز.

520
00:30:27,840 --> 00:30:28,879
‫چی؟

521
00:30:28,880 --> 00:30:31,079
‫طبق گفتهٔ راهبهٔ سالخورده‌ای که

522
00:30:31,080 --> 00:30:33,920
‫- سال به سال در آسایشگاه می‌دیدش.
‫- نه.

523
00:30:34,920 --> 00:30:36,519
‫این دیوانگیه. من هرگز...

524
00:30:36,520 --> 00:30:39,399
‫دیشب از جلوی اتاق کار لوتر رد شدی. چرا؟

525
00:30:39,400 --> 00:30:41,439
‫برای اینکه این رو تحویل بدی؟

526
00:30:41,440 --> 00:30:43,919
‫دستخط بدون شک مال توئه،

527
00:30:43,920 --> 00:30:45,999
‫با یادداشتی که برای من نوشتی یکیه.

528
00:30:46,000 --> 00:30:47,039
‫شب پرکاری داشتی.

529
00:30:47,040 --> 00:30:48,519
‫اون تو رو بیرون انداخته بود...

530
00:30:48,520 --> 00:30:50,599
‫...و جک رو.

531
00:30:50,600 --> 00:30:53,679
‫طاقت نداشتم دوباره ببینم این‌قدر بی‌رحمانه رفتار می‌کنه.

532
00:30:53,680 --> 00:30:56,719
‫فقط می‌خواستم بدونه فراموش نکردم...

533
00:30:56,720 --> 00:30:59,919
‫...نه مرگ پدرم رو، نه مرگ معشوق تو رو.

534
00:30:59,920 --> 00:31:02,440
‫زنی ریزنقش، رنگ‌پریده، چشمگیر و مو قرمز.

535
00:31:03,440 --> 00:31:05,639
‫این چیزیه که راهبهٔ پیر بهمون گفت،

536
00:31:05,640 --> 00:31:08,439
‫یا دست‌کم ترجمه‌ای بود که به من داده شد؛

537
00:31:08,440 --> 00:31:09,799
‫متأسفم که بگم،

538
00:31:09,800 --> 00:31:13,879
‫یه تلاش هول‌زده و ناشیانه برای پنهان کردن حقیقت.

539
00:31:13,880 --> 00:31:18,079
‫چون توصیفی که واقعاً داد،
‫توصیف خودِ شما بود...

540
00:31:18,080 --> 00:31:19,599
‫...فرولاین پول.

541
00:31:19,600 --> 00:31:21,079
‫- هان؟
‫- چی؟

542
00:31:21,080 --> 00:31:24,319
‫آلمانی‌م اون‌قدر که وانمود کردم خاک نخورده.

543
00:31:24,320 --> 00:31:26,119
‫گذاشتم باهام بیاین آسایشگاه

544
00:31:26,120 --> 00:31:29,599
‫چون از قبل شک داشتم یه جایی توی این ماجرا دست دارین.

545
00:31:29,600 --> 00:31:33,039
‫همه‌چیز رو دربارهٔ ورودی
‫خدمه در پشت قلعه می‌دونستید.

546
00:31:33,040 --> 00:31:35,199
‫می‌تونستم جایی درباره‌ش خونده باشم،

547
00:31:35,200 --> 00:31:36,239
‫هر کسی می‌تونست.

548
00:31:36,240 --> 00:31:39,279
‫ولی از کجا می‌دونستین هیچ‌وقت قفلش نمی‌کنن؟

549
00:31:39,280 --> 00:31:41,479
‫پیدا کردن اسناد کلیسا آسون بود،

550
00:31:41,480 --> 00:31:43,519
‫به کلیسای همین وِرل رفتم،

551
00:31:43,520 --> 00:31:46,239
‫خواهر زابینه هوف با مردی
‫به نام پول ازدواج کرد،

552
00:31:46,240 --> 00:31:48,999
‫اون‌ها شما رو پیش خودشون بردن
‫و مثل بچهٔ خودشون بزرگ کردن.

553
00:31:49,000 --> 00:31:51,239
‫و شما سال‌ها به دیدن خاله‌تون زابینه می‌رفتین.

554
00:31:51,240 --> 00:31:53,199
‫سال‌ها به دیدنش می‌رفتید.

555
00:31:53,200 --> 00:31:55,719
‫و حدس می‌زنم فقط دم مرگش بود که...

556
00:31:55,720 --> 00:31:57,240
‫بله، بهم گفت.

557
00:31:59,480 --> 00:32:00,640
‫اون مادرم بود.

558
00:32:02,440 --> 00:32:03,480
‫مادر بیچاره‌م.

559
00:32:04,480 --> 00:32:07,159
‫گفت چطور لوتر فون بوده، سال‌ها قبل،
‫به زور بهش تعرض کرده بود،

560
00:32:07,160 --> 00:32:09,039
‫همهٔ اون سال‌ها پیش،

561
00:32:09,040 --> 00:32:10,959
‫و چطور برای ساکت کردنش فرستادنش اونجا.

562
00:32:10,960 --> 00:32:12,360
‫اون مردها.

563
00:32:13,640 --> 00:32:15,760
‫اون مردهای لعنتی.

564
00:32:21,880 --> 00:32:23,120
‫اوه، چه افتضاحی.

565
00:32:26,000 --> 00:32:28,040
‫کافمن آسون بود...

566
00:32:29,800 --> 00:32:32,560
‫...با یه مقدار از داروهای مخدر خودش بیهوشش کردم.

567
00:32:33,000 --> 00:32:40,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

568
00:32:40,320 --> 00:32:41,480
‫و دوت‌وایلر؟

569
00:32:42,640 --> 00:32:44,799
‫داشت به خودش می‌رسید، نه؟

570
00:32:44,800 --> 00:32:46,440
‫اُ دو کلن دو کوک.

571
00:32:47,440 --> 00:32:48,559
‫این اشتباه از دهنتون پرید؛

572
00:32:48,560 --> 00:32:50,680
‫از کجا برندش رو می‌دونستید؟
‫من هیچ‌وقت نگفته بودم.

573
00:32:51,920 --> 00:32:54,599
‫هیچ‌کس چندان به اون زمختِ قلدر توجهی نمی‌کرد.

574
00:32:54,600 --> 00:32:57,720
‫با دو تا تعریف رام می‌شد و با دو تا دارو هم از پا درمی‌اومد.

575
00:33:00,360 --> 00:33:01,839
‫براش یه یادداشت فرستادم،

576
00:33:01,840 --> 00:33:04,199
‫قرار گذاشتم کنار اصطبل ببینمش

577
00:33:04,200 --> 00:33:06,360
‫تا دربارهٔ آینده‌مون حرف بزنیم.

578
00:33:21,080 --> 00:33:22,639
‫به نظرم پایان برازنده‌ای بود.

579
00:33:30,120 --> 00:33:33,039
‫و بعد رفتید سراغ جایزهٔ اصلی،

580
00:33:33,040 --> 00:33:36,519
‫مردی که سال‌ها پیش به مادرتون تعرض کرده بود.

581
00:33:36,520 --> 00:33:39,639
‫هوم. نقشه‌های مفصلی داشتم،

582
00:33:39,640 --> 00:33:42,799
‫بخش آخر طرح کنِشت روپ‌رِشت،

583
00:33:42,800 --> 00:33:45,639
‫اینکه یه ترکه‌ی چوبی رو تا ته توی حلقش فرو کنم.

584
00:33:45,640 --> 00:33:49,480
‫اما به‌جاش با نامه‌بازکن زدیدش. چی شد؟

585
00:33:52,320 --> 00:33:53,360
‫مقاومت کرد.

586
00:33:54,360 --> 00:33:55,440
‫فقط همین؟

587
00:33:56,720 --> 00:33:57,759
‫بله.

588
00:33:57,760 --> 00:34:00,919
‫همه‌چی همیشه طبق نقشه پیش نمی‌ره، هِر بوک.

589
00:34:00,920 --> 00:34:03,480
‫اون شیطان پیر مقاومت کرد؛ قوی‌تر
‫از چیزی بود که به نظر می‌رسید.

590
00:34:05,600 --> 00:34:06,640
‫مطمئنید؟

591
00:34:08,880 --> 00:34:10,000
‫لوتر مرده.

592
00:34:11,000 --> 00:34:12,520
‫همه‌ی مردهای گناهکار مردن.

593
00:34:13,720 --> 00:34:15,800
‫کنِشت روپ‌رِشت بدکاران رو مجازات کرده...

594
00:34:17,520 --> 00:34:19,120
‫...عدالت اجرا شده.

595
00:34:20,120 --> 00:34:22,000
‫فقط همین مهمه، نه؟

596
00:34:33,480 --> 00:34:34,640
‫البته، از این طرف.

597
00:34:36,960 --> 00:34:39,959
‫بازرس، می‌شه یه دقیقه باهاش حرف بزنم؟

598
00:34:39,960 --> 00:34:41,399
‫با پول؟

599
00:34:41,400 --> 00:34:46,239
‫آره، تازه فهمیدم که اون...
‫خب، ما با هم فامیلیم، نه؟

600
00:34:46,240 --> 00:34:47,559
‫و حالا تنها خانواده‌ایه که برام مونده.

601
00:34:47,560 --> 00:34:49,079
‫اوه، فکر کنم حق با توئه.

602
00:34:49,080 --> 00:34:51,640
‫فقط می‌خوام، نمی‌دونم، یه چیزی بهش بگم.

603
00:34:52,760 --> 00:34:55,599
‫باشه پسر، فقط پنج دقیقه.

604
00:34:55,600 --> 00:34:58,120
‫اِر کان فونف مینوتِن هابِن میت دِر فراو.

605
00:34:59,240 --> 00:35:00,440
‫ممنون.

606
00:35:02,000 --> 00:35:03,760
‫خب، یه چیزهایی یاد گرفتم دیگه، نه؟

607
00:35:05,880 --> 00:35:07,999
‫عجب غافلگیری‌ای.

608
00:35:08,000 --> 00:35:11,119
‫فکر کنم حالا دیگه آزادیم
‫از این جای نفرین‌شده بریم،

609
00:35:11,120 --> 00:35:12,799
‫- مگه نه؟
‫- کاملاً آزادید، عالیجناب.

610
00:35:12,800 --> 00:35:15,919
‫اوه، اوه، ببخشید، فقط یه چیز دیگه هست.

611
00:35:15,920 --> 00:35:18,119
‫یه خرده کاغذبازی اداری، به‌اصطلاح.

612
00:35:18,120 --> 00:35:21,599
‫اگه واقعاً فولیوی شکسپیر رو از
‫مجموعهٔ سلطنتی قرض گرفته بودید؟

613
00:35:21,600 --> 00:35:23,759
‫- بله.
‫- پس فقط امضاتون رو لازم داریم

614
00:35:23,760 --> 00:35:27,159
‫تا معلوم بشه همه‌چی قانونی بوده؛
‫برای ثبت اصالت و سابقه‌ی مالکیت.

615
00:35:27,160 --> 00:35:28,400
‫مطمئنم متوجهید.

616
00:35:32,160 --> 00:35:33,160
‫بله.

617
00:35:35,880 --> 00:35:39,319
‫- خودکار.
‫- بفرمایید، عالیجناب.

618
00:35:39,320 --> 00:35:40,959
‫اوه!

619
00:35:40,960 --> 00:35:43,360
‫چه خنگم من.

620
00:35:56,840 --> 00:36:01,199
‫آه بله، خب، همه‌چیز کاملاً
‫رضایت‌بخش به نظر می‌رسه.

621
00:36:01,200 --> 00:36:02,599
‫بیا بریم، گای.

622
00:36:02,600 --> 00:36:05,159
‫دیگه از این کشور لعنتی خسته شدم.

623
00:36:05,160 --> 00:36:09,319
‫اوه! کسی می‌تونه برامون
‫یه فنجون قهوه جور کنه؟

624
00:36:09,320 --> 00:36:10,439
‫نه؟

625
00:36:10,440 --> 00:36:12,520
‫فکر کنم دیگه خدمه‌ای نمونده.

626
00:36:13,520 --> 00:36:14,960
‫همه مردن.

627
00:36:15,960 --> 00:36:19,919
‫«من، آلبرتا، دوشس سامرست،
‫آزادانه اعتراف می‌کنم

628
00:36:19,920 --> 00:36:23,079
‫که فولیوی دوم شکسپیر را

629
00:36:23,080 --> 00:36:25,559
‫از مجموعهٔ سلطنتی دزدیدم.» چه کوفتی؟

630
00:36:25,560 --> 00:36:29,839
‫«همچنین به موارد متعدد دیگری از سرقت

631
00:36:29,840 --> 00:36:33,319
‫از خاندان سلطنتی اعتراف می‌کنم،
‫به شرح زیر...» این دیگه چیه؟

632
00:36:33,320 --> 00:36:37,119
‫اوه، فقط یه جابه‌جایی ساده بود، می‌ترسم، عالیجناب.

633
00:36:37,120 --> 00:36:40,359
‫می‌دونم کار خیلی ناجوانمردانه‌ای
‫بود، ولی کاملاً قانونیه.

634
00:36:40,360 --> 00:36:42,399
‫و مدرکش هم حسابی محکمه.

635
00:36:42,400 --> 00:36:44,719
‫می‌بینید، مقامات بریتانیایی
‫می‌خوان روشن باشه

636
00:36:44,720 --> 00:36:45,999
‫که فقط تا حد مشخصی

637
00:36:46,000 --> 00:36:48,439
‫حاضرند چشم روی کارها ببندن.

638
00:36:48,440 --> 00:36:50,839
‫و حالا، به قول آمریکایی‌ها،

639
00:36:50,840 --> 00:36:52,559
‫حالا دیگه مدرک دستشونه و حسابی گیرتون انداختن.

640
00:36:52,560 --> 00:36:55,519
‫مردک گستاخ.

641
00:36:55,520 --> 00:36:58,479
‫با جوراب و بی‌کفش، قدم شش فوت و یک اینچه.

642
00:36:58,480 --> 00:37:00,319
‫من هم از بازی لذت می‌برم.

643
00:37:00,320 --> 00:37:03,919
‫فکر کنم باید این رو به
‫صاحب اصلیش برگردونیم، نه؟

644
00:37:06,560 --> 00:37:07,599
‫اون چی بود؟

645
00:37:07,600 --> 00:37:11,799
‫فکر کنم مادام یامائوچی تازه
‫فهمیده تمام چیزی که به ارث برده

646
00:37:11,800 --> 00:37:13,359
‫یه کوه بدهیه.

647
00:37:13,360 --> 00:37:14,840
‫بگیر!

648
00:37:15,960 --> 00:37:17,479
‫ممنون.

649
00:37:17,480 --> 00:37:20,959
‫اگه جای شما بودم، از این به بعد
‫زیاد آفتابی نمی‌شدم، عالیجناب.

650
00:37:20,960 --> 00:37:22,759
‫من؟ چرا باید؟

651
00:37:22,760 --> 00:37:26,119
‫راستش همه‌اش حسابی سرگرم‌کننده بود.

652
00:37:26,120 --> 00:37:28,039
‫فقط یه کم دلم گرفته بود

653
00:37:28,040 --> 00:37:31,999
‫چون کسی رو ندارم که براش پز بدم چقدر باهوشم.

654
00:37:32,000 --> 00:37:33,199
‫حتی شوهرتون؟

655
00:37:33,200 --> 00:37:34,879
‫خدایا، نه.

656
00:37:34,880 --> 00:37:37,439
‫فکر کردین واقعاً گای رو محرم همه‌ی این چیزها می‌کنم؟

657
00:37:37,440 --> 00:37:41,519
‫اون حتی نمی‌دونه برای حفظ
‫سبک زندگی پرزرق‌وبرق‌مون،

658
00:37:41,520 --> 00:37:44,199
‫خب، نسبتاً پرزرق‌وبرق‌مون،

659
00:37:44,200 --> 00:37:47,319
‫دارم هرچی دم دستم می‌رسه این‌ور و اون‌ور می‌فروشم.

660
00:37:47,320 --> 00:37:51,239
‫پوشش کاملیه؛ زندگیِ لذت و مهمونی.

661
00:37:51,240 --> 00:37:53,879
‫سرتاسر دنیا این‌طرف و اون‌طرف می‌ریم.

662
00:37:53,880 --> 00:37:55,039
‫مثل ملخ‌ها.

663
00:37:55,040 --> 00:37:58,879
‫نیلوفرخوارها، عزیزم؛ نیلوفرخوارها.

664
00:37:58,880 --> 00:38:00,080
‫چمدون‌ها توی ماشینن.

665
00:38:01,520 --> 00:38:02,839
‫چی؟ چی شده؟

666
00:38:02,840 --> 00:38:03,879
‫می‌دونی عزیزم،

667
00:38:03,880 --> 00:38:06,999
‫فکر کنم دیگه حوصلهٔ قهوه ندارم.

668
00:38:07,000 --> 00:38:09,480
‫فکر کنم شامپاین سفارش بدم.

669
00:38:11,280 --> 00:38:13,679
‫سرِ لعنتی‌شون رو بزنین.

670
00:38:13,680 --> 00:38:14,680
‫دقیقاً.

671
00:38:31,880 --> 00:38:33,080
‫یه پنی می‌دم بدونم توی سرت چی می‌گذره.

672
00:38:34,840 --> 00:38:35,960
‫داشتم فکر می‌کردم...

673
00:38:37,040 --> 00:38:39,359
‫...«همهٔ مردان گناهکار مرده‌اند.»

674
00:38:39,360 --> 00:38:41,639
‫این رو لیزل پول گفت،

675
00:38:41,640 --> 00:38:42,720
‫و حق با اونه.

676
00:38:43,800 --> 00:38:46,240
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌فهمیم
‫واقعاً سر فلیکس چی اومد.

677
00:38:49,120 --> 00:38:50,639
‫شاید می‌دونیم...

678
00:38:50,640 --> 00:38:52,559
‫...آقای بوک.

679
00:38:52,560 --> 00:38:54,239
‫چی؟ منظورت چیه؟

680
00:38:54,240 --> 00:38:56,959
‫لیزل پول می‌دونه چه اتفاقی افتاده،

681
00:38:56,960 --> 00:38:58,239
‫به من گفت.

682
00:38:58,240 --> 00:38:59,399
‫چی؟

683
00:38:59,400 --> 00:39:02,320
‫یادتونه از بازرس خواستم
‫یه لحظه باهاش تنها باشم؟

684
00:39:04,520 --> 00:39:06,680
‫همهٔ ماجرای لعنتی رو بهم گفت.

685
00:39:15,840 --> 00:39:18,400
‫جایی می‌رید، آقا فلیکس؟

686
00:39:34,960 --> 00:39:37,399
‫خیلی زیرکانه بود، پسرم.

687
00:39:37,400 --> 00:39:38,719
‫ولی باید بدونی که

688
00:39:38,720 --> 00:39:41,880
‫پدرت همیشه یک قدم ازت جلوتره.

689
00:39:43,120 --> 00:39:45,359
‫حالا برگرد داخل.

690
00:39:45,360 --> 00:39:46,360
‫نه.

691
00:39:47,640 --> 00:39:49,439
‫برگرد داخل.

692
00:39:49,440 --> 00:39:50,759
‫چرا؟

693
00:39:50,760 --> 00:39:53,039
‫تا وانمود کنی همه‌چی خوبه؟

694
00:39:53,040 --> 00:39:55,279
‫یا دوباره من رو بفرستی اون جای وحشتناک

695
00:39:55,280 --> 00:39:56,760
‫تا... تا درمانم کنی؟

696
00:39:57,960 --> 00:39:59,360
‫ترجیح می‌دم بمیرم!

697
00:40:07,640 --> 00:40:09,680
‫دوت‌وایلر، بیارش.

698
00:40:14,200 --> 00:40:17,000
‫لیزل پول این رو بهت گفت؟

699
00:40:18,240 --> 00:40:19,839
‫اون چطور ممکنه بدونه؟

700
00:40:19,840 --> 00:40:20,879
‫مادرش.

701
00:40:20,880 --> 00:40:22,920
‫تمام ماجرا رو شنیده بود.

702
00:40:24,040 --> 00:40:26,800
‫وقتی دوت‌وایلر به آسایشگاه رسید...

703
00:40:28,880 --> 00:40:30,959
‫...با جسد فلیکس.

704
00:40:34,440 --> 00:40:37,000
‫بیا، آقا فلیکس، پسر خوبی باش.

705
00:40:41,800 --> 00:40:45,440
‫وقت بازی تموم شده. باید برگردی.

706
00:40:46,520 --> 00:40:47,959
‫قبلاً بهت گفتم،

707
00:40:47,960 --> 00:40:49,400
‫ترجیح می‌دم بمیرم.

708
00:40:51,200 --> 00:40:52,200
‫پس همین‌طور باشه!

709
00:40:53,720 --> 00:40:54,760
‫دوت‌وایلر.

710
00:41:37,520 --> 00:41:39,480
‫دوت‌وایلر از آب کشیدش بیرون...

711
00:41:40,520 --> 00:41:42,320
‫...برش گردوند آسایشگاه...

712
00:41:43,400 --> 00:41:45,799
‫...و اون‌ها... توافق کردن...

713
00:41:45,800 --> 00:41:48,480
‫...به همه بگن اون... همون‌جا مرده...

714
00:41:49,480 --> 00:41:50,760
‫...تا کل قضیه رو ماست‌مالی کنن.

715
00:41:54,280 --> 00:41:55,520
‫فهمیدم.

716
00:41:57,720 --> 00:41:59,039
‫پس...

717
00:41:59,040 --> 00:42:01,199
‫...حالا دیگه می‌دونیم، آقای بوک.

718
00:42:01,200 --> 00:42:02,320
‫بله...

719
00:42:06,360 --> 00:42:07,680
‫...حالا می‌دونیم.

720
00:42:10,720 --> 00:42:11,920
‫ممنون، جک.

721
00:42:13,600 --> 00:42:15,399
‫من رو می‌بخشید؟ من...

722
00:42:15,400 --> 00:42:16,920
‫...فقط یه لحظه تنها می‌خوام.

723
00:42:19,840 --> 00:42:21,440
‫آره، آره، حتماً.

724
00:42:35,760 --> 00:42:38,160
‫«او اینجا نیست؛ دوردست است.

725
00:42:39,320 --> 00:42:41,720
‫هیاهوی زندگی دوباره آغاز می‌شود.

726
00:42:42,920 --> 00:42:45,800
‫از این پس، هر کجا که روان شوی،

727
00:42:47,160 --> 00:42:49,600
‫برکت من، چون خطی از نور...

728
00:42:51,880 --> 00:42:54,000
‫...شب و روز بر آب‌هاست،

729
00:42:55,560 --> 00:42:57,840
‫و مثل فانوسی، راهِ خانه را برایت نگه می‌دارد.»

730
00:43:50,200 --> 00:43:51,319
‫مغازه؟

731
00:43:51,320 --> 00:43:52,360
‫چه عجیب.

732
00:43:53,360 --> 00:43:55,920
‫همه کجان؟ امروز که نیمه‌تعطیل نیست.

733
00:43:57,040 --> 00:43:58,040
‫خب.

734
00:43:59,080 --> 00:44:00,080
‫چای؟

735
00:44:01,480 --> 00:44:02,640
‫فکر کردم هیچ‌وقت نمی‌پرسی.

736
00:44:06,960 --> 00:44:08,279
‫ممنون.

737
00:44:08,280 --> 00:44:09,520
‫اوه!

738
00:44:11,200 --> 00:44:12,720
‫اوه، چه خوبه آدم خونه باشه.

739
00:44:13,760 --> 00:44:14,760
‫بله.

740
00:44:17,480 --> 00:44:18,480
‫چیه؟

741
00:44:22,040 --> 00:44:23,040
‫نه، فایده نداره.

742
00:44:25,440 --> 00:44:28,279
‫یه جای کار نمی‌خونه، نه جک؟

743
00:44:28,280 --> 00:44:29,280
‫منظورت چیه؟

744
00:44:30,640 --> 00:44:34,119
‫جسد فلیکس هیچ‌وقت به
‫آسایشگاه برگردونده نشد...

745
00:44:34,120 --> 00:44:38,839
‫...پس مادر لیزل نمی‌تونسته
‫روایت مرگش رو شنیده باشه،

746
00:44:38,840 --> 00:44:40,000
‫درسته؟

747
00:44:43,960 --> 00:44:45,879
‫از کی فهمیدی؟

748
00:44:45,880 --> 00:44:48,720
‫از وقتی رد پات رو بیرون قلعه پیدا کردم...

749
00:44:50,560 --> 00:44:53,559
‫...همون چکمه‌های میخ‌دار لعنتی‌ات.

750
00:44:53,560 --> 00:44:55,240
‫تازه برف اومده بود.

751
00:44:56,240 --> 00:44:58,440
‫یواشکی برگشته بودی اونجا.

752
00:44:59,480 --> 00:45:01,919
‫بعد هم اون اشتباه کوچیک از دهنت پرید...

753
00:45:01,920 --> 00:45:03,719
‫بعدش سر فلیکس چی اومد؟

754
00:45:03,720 --> 00:45:05,840
‫بعد از اینکه لوتر رفت دنبالش؟

755
00:45:08,840 --> 00:45:10,799
‫روایت ایرما دمِ در تموم شده بود،

756
00:45:10,800 --> 00:45:13,839
‫ولی تو می‌دونستی لوتر دنبال فلیکس رفته،

757
00:45:13,840 --> 00:45:17,200
‫و فقط وقتی می‌تونستی این رو بدونی
‫که یه نفر دیگه بهت گفته باشه...

758
00:45:18,920 --> 00:45:21,120
‫...و اون لیزل پول نبود...

759
00:45:22,360 --> 00:45:23,680
‫...و اون آدم لیزل پول نبود... مگه نه، جک؟

760
00:45:26,400 --> 00:45:28,800
‫قصد نداشتم این کار رو بکنم.

761
00:45:31,320 --> 00:45:33,400
‫خدا شاهده.

762
00:45:34,880 --> 00:45:36,720
‫باید دوباره باهاش حرف می‌زدم...

763
00:45:37,840 --> 00:45:39,240
‫...یه جواب‌هایی می‌گرفتم...

764
00:45:40,400 --> 00:45:42,720
‫...می‌فهمیدم چه بلایی سر بابام اومده.

765
00:45:44,280 --> 00:45:46,360
‫پس برگشتم قلعه...

766
00:45:49,840 --> 00:45:52,480
‫...از ورودی خدمه رفتم داخل...

767
00:45:54,040 --> 00:45:55,120
‫...و اونجا بود...

768
00:45:57,040 --> 00:45:58,599
‫...توی اتاق کارش، همون‌طور که خودتون می‌دونین.

769
00:45:58,600 --> 00:46:00,879
‫دیگه مدارک برام اهمیتی نداره،

770
00:46:00,880 --> 00:46:03,879
‫- حتی دیگه برام مهم نیست واقعاً نوهٔ من هستی یا نه.
‫- چی؟

771
00:46:03,880 --> 00:46:06,839
‫همین که همکار، دوست،

772
00:46:06,840 --> 00:46:12,279
‫همین که همکار و دوست و محرمِ اون موجود منحرف، بوک، هستی؛ همین کافیه.

773
00:46:12,280 --> 00:46:15,479
‫اوه، بله، می‌دونم اون کیه،

774
00:46:15,480 --> 00:46:17,799
‫برای همین از خونه‌م بیرونتون کردم.

775
00:46:17,800 --> 00:46:19,639
‫ولی قضیه بیشتر از ایناست، هوم؟

776
00:46:19,640 --> 00:46:21,479
‫ظرف ۲۴ ساعت از رسیدن شما،

777
00:46:21,480 --> 00:46:24,359
‫هم کافمن و هم دوت‌وایلر مردن.

778
00:46:24,360 --> 00:46:26,839
‫فقط تصادفه؟ فکر نمی‌کنم.

779
00:46:26,840 --> 00:46:30,879
‫خودت رو در نقش کنِشت روپ‌رِشت گذاشتی،

780
00:46:30,880 --> 00:46:32,359
‫مجازات‌کنندهٔ بدکاران.

781
00:46:32,360 --> 00:46:35,639
‫آه، می‌خندی پسر، ولی می‌دونی حقیقته.

782
00:46:35,640 --> 00:46:38,159
‫فقط می‌خوام بدونم اون شب چه اتفاقی افتاد...

783
00:46:38,160 --> 00:46:39,239
‫...برای فلیکس.

784
00:46:39,240 --> 00:46:41,359
‫فقط من رو از این عذاب خلاص کن،

785
00:46:41,360 --> 00:46:43,559
‫بگو چه بلایی سر بابام اومد.

786
00:46:43,560 --> 00:46:46,160
‫من باید تو رو از عذابت خلاص کنم؟

787
00:46:48,520 --> 00:46:49,520
‫بهم گفت...

788
00:46:51,320 --> 00:46:52,560
‫...همهٔ ماجرا رو گفت.

789
00:46:57,680 --> 00:46:59,919
‫این کاریه که کردم...

790
00:46:59,920 --> 00:47:01,440
‫...کاری که با پدرت کردم.

791
00:47:02,840 --> 00:47:06,039
‫همه رو از شرش خلاص کردم،

792
00:47:06,040 --> 00:47:07,879
‫مثل یه حیوان بیمار.

793
00:47:07,880 --> 00:47:11,719
‫چطور تونستی؟

794
00:47:11,720 --> 00:47:12,880
‫عقب بمون.

795
00:47:13,920 --> 00:47:15,279
‫هیولا،

796
00:47:15,280 --> 00:47:17,840
‫تو مریضی... یه مریضِ... عقب برو!

797
00:47:19,400 --> 00:47:21,640
‫فکر می‌کنی ازت می‌ترسم، پسر؟ هوم؟

798
00:47:22,640 --> 00:47:24,359
‫من یه فون بوده‌ام.

799
00:47:24,360 --> 00:47:25,479
‫می‌شنوی؟

800
00:47:25,480 --> 00:47:26,839
‫یه فون بوده!

801
00:47:28,400 --> 00:47:30,759
‫تو... تو یه دیوونه‌ی خل‌وچلی.

802
00:47:39,320 --> 00:47:41,720
‫بعدش رو یادم نمیاد...

803
00:47:42,760 --> 00:47:44,319
‫...نه درست و حسابی.

804
00:47:44,320 --> 00:47:47,760
‫دست‌کم یادم بود دستهٔ چاقو رو پاک کنم.

805
00:47:50,880 --> 00:47:52,800
‫می‌خواستم بهتون بگم، آقای بوک...

806
00:47:53,960 --> 00:47:55,200
‫...کاری که کردم...

807
00:47:57,480 --> 00:47:59,079
‫...ولی ترسیده بودم.

808
00:47:59,080 --> 00:48:02,959
‫تمام عمرتون رو صرف حل کردن جنایت‌ها می‌کنین،

809
00:48:02,960 --> 00:48:04,200
‫قاتل‌ها رو رو می‌کنین.

810
00:48:06,120 --> 00:48:07,600
‫اگه من رو تحویل می‌دادید چی؟

811
00:48:11,720 --> 00:48:14,839
‫من رو توی موقعیت غیرممکنی گذاشتی، جک.

812
00:48:14,840 --> 00:48:15,840
‫می‌دونم.

813
00:48:18,160 --> 00:48:19,240
‫من... می‌دونم.

814
00:48:20,360 --> 00:48:22,560
‫شما استثنا قائل نمی‌شید.

815
00:48:25,880 --> 00:48:30,360
‫هیچ‌وقت قصد نداشتم بکشمش، آقای بوک.

816
00:48:44,800 --> 00:48:46,360
‫قتل غیرعمد حساب می‌شه، نه؟

817
00:48:47,800 --> 00:48:50,120
‫اگه خوش‌شانس باشم، دفاع مشروع.

818
00:48:54,920 --> 00:48:56,479
‫ولی دست‌کم برام یه معرفی‌نامه‌ی حسن‌سابقه می‌نویسین،

819
00:48:56,480 --> 00:48:57,480
‫مگه نه؟

820
00:48:58,720 --> 00:49:01,159
‫نه. جک، صبر کن، صبر کن!
‫بیا درباره‌ش حرف بزنیم.

821
00:49:01,160 --> 00:49:02,359
‫نه...

822
00:49:02,360 --> 00:49:04,040
‫...نه، آقای بوک.

823
00:49:05,040 --> 00:49:07,599
‫قانون باید راه خودش رو بره.

824
00:49:15,520 --> 00:49:18,799
‫مجبور نیستی چیزی بگی، مگر اینکه خودت بخوای،

825
00:49:18,800 --> 00:49:22,160
‫اما هر چیزی که بگی ثبت خواهد شد...

826
00:50:09,720 --> 00:50:12,280
‫زیاد طولش نده، عزیزم، ماشین منتظره.

827
00:50:13,960 --> 00:50:15,760
‫این دیگه چه کوفتیه؟

828
00:50:16,760 --> 00:50:19,839
‫همیشه برای جوون‌های کاربلدی که

829
00:50:19,840 --> 00:50:21,919
‫مشتاق خدمت به شاه و کشورن فرصت هست،

830
00:50:21,920 --> 00:50:24,960
‫و به نظر من تو خیلی کاربلدی.

831
00:50:26,160 --> 00:50:29,600
‫یه ابزارِ کُند... یا بهتره بگم یه «بلانت».

832
00:51:16,520 --> 00:51:19,199
‫به‌به، چه شیک و مرتب.

833
00:51:19,200 --> 00:51:20,639
‫ساویل رو؟

834
00:51:20,640 --> 00:51:23,039
‫وایت‌هال، به نظرم.

835
00:51:23,040 --> 00:51:24,559
‫پسر باهوش.

836
00:51:24,560 --> 00:51:26,120
‫درست گفتم، نه؟

837
00:51:31,440 --> 00:51:32,959
‫این پیشنهادی که دادن...

838
00:51:32,960 --> 00:51:34,400
‫زیادی خوبه که بشه ردش کرد.

839
00:51:36,680 --> 00:51:39,599
‫کت‌وشلوار نو، کفش نو، هویت نو.

840
00:51:39,600 --> 00:51:41,519
‫واقعاً داریم نازت رو می‌کشیم.

841
00:51:41,520 --> 00:51:43,840
‫- و دیوونه‌ام اگه قبولش نکنم.
‫- ولی؟

842
00:51:45,720 --> 00:51:48,360
‫فقط یه چیزی‌ش به دلم نمی‌شینه، آقای بوک.

843
00:51:50,560 --> 00:51:51,920
‫چطور می‌تونم قبولش کنم؟

844
00:51:53,240 --> 00:51:55,000
‫چطور می‌تونم همین‌جوری برم وقتی...

845
00:51:56,520 --> 00:51:58,360
‫...وقتی شما می‌دونید چی شده؟

846
00:52:01,360 --> 00:52:03,800
‫«سرشتِ رحمت به اجبار نیست؛

847
00:52:05,400 --> 00:52:08,160
‫چون بارانِ نرم از آسمان فرو می‌چکد

848
00:52:09,160 --> 00:52:10,840
‫بر زمینی که زیر آن است.

849
00:52:11,960 --> 00:52:13,680
‫دو بار برکت می‌بخشد؛

850
00:52:15,400 --> 00:52:18,159
‫هم آن‌کس را که می‌بخشد...

851
00:52:18,160 --> 00:52:19,919
‫...و هم آن‌کس را که می‌گیرد.»

852
00:52:19,920 --> 00:52:22,760
‫به خاطر همه‌ی چیزهایی که پشت سر گذاشتیم...

853
00:52:23,840 --> 00:52:25,720
‫...این کار رو برای من بکن، جک...

854
00:52:27,640 --> 00:52:29,399
‫...خواهش می‌کنم.

855
00:52:29,400 --> 00:52:32,559
‫ولی این... من رو عمیق و برای همیشه بدهکارشون نمی‌کنه؟

856
00:52:32,560 --> 00:52:33,720
‫بله، می‌ترسم همین‌طور باشه.

857
00:52:36,120 --> 00:52:38,159
‫می‌دونی، همیشه برام سؤال بود

858
00:52:38,160 --> 00:52:41,040
‫داشتن یه بچه... چه حسی داره...

859
00:52:42,800 --> 00:52:43,840
‫...یه پسر.

860
00:52:45,680 --> 00:52:46,720
‫و تو...

861
00:52:48,560 --> 00:52:49,920
‫تو برام...

862
00:52:50,920 --> 00:52:52,119
‫یعنی، تو...

863
00:52:52,120 --> 00:52:55,999
‫کله‌شق، تحمل‌ناپذیر، لجوج، افتضاح؟

864
00:52:56,000 --> 00:52:58,479
‫چی کار کردی؟ فرهنگ لغت قورت دادی؟

865
00:52:58,480 --> 00:52:59,720
‫موقع تولد.

866
00:53:03,240 --> 00:53:04,760
‫هیچ جور دیگه‌ای هم نمی‌خواستم باشه.

867
00:53:06,600 --> 00:53:07,600
‫من هم همین‌طور.

868
00:53:10,640 --> 00:53:11,920
‫باشه.

869
00:53:16,280 --> 00:53:17,560
‫قبوله.

870
00:53:22,600 --> 00:53:24,839
‫«چه عیشی، هان پیپ؟»

871
00:53:24,840 --> 00:53:26,320
‫نه، آقای بوک...

872
00:53:27,320 --> 00:53:28,680
‫...اسم من این نیست...

873
00:53:30,600 --> 00:53:31,880
‫...جکه...

874
00:53:32,880 --> 00:53:35,760
‫...فقط... جک.

875
00:53:46,120 --> 00:53:47,720
‫می‌دونی کجا پیدام کنی.

876
00:53:49,240 --> 00:53:50,240
‫آره...

877
00:53:52,760 --> 00:53:55,800
‫...۱۵۸ آرچ‌انجل لین...

878
00:53:57,640 --> 00:53:58,640
‫...با کتاب‌هاتون...

879
00:54:00,560 --> 00:54:02,039
‫...نورا...

880
00:54:02,040 --> 00:54:03,120
‫...داگ...

881
00:54:04,640 --> 00:54:06,160
‫...و تراتی.

882
00:54:24,440 --> 00:54:25,480
‫خب؟

883
00:54:28,200 --> 00:54:30,560
‫همه‌چی دقیقاً طبق نقشه پیش می‌ره.

884
00:54:31,560 --> 00:54:51,560
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
