1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:29,760 --> 00:00:32,159
‫آزاد شده. منظورت چیه، آزاد شده؟

3
00:00:32,159 --> 00:00:36,279
‫- دیشب برگهٔ آزادی رو امضا کردم.
‫- هوم.

4
00:00:36,280 --> 00:00:41,079
‫- میمون.
‫- ولی این عالیه.
‫- عالیه.

5
00:00:41,080 --> 00:00:43,680
‫خب، لوتر رو که می‌شناسیم.

6
00:00:44,760 --> 00:00:46,760
‫و... غافلگیری‌هاش رو.

7
00:00:52,560 --> 00:00:57,719
‫فکر کنم تابستون توی مونیخ همدیگه رو دیدیم.

8
00:01:00,920 --> 00:01:04,679
‫شوهرم همراه هیئت ژاپنی بود، دوشس آلبرتا.

9
00:01:04,680 --> 00:01:08,399
‫- آها.
‫- متأسفانه نتونستم شرکت کنم.

10
00:01:08,400 --> 00:01:12,479
‫اوه عزیزم، چه صحنه‌ای رو از دست دادی.

11
00:01:12,480 --> 00:01:18,919
‫اون همه بدن ورزیده و براق.
‫این پسرهای زیبای آریایی.

12
00:01:18,920 --> 00:01:23,039
‫دقیقاً. آرمان المپیکی در ناب‌ترین شکلش.

13
00:01:23,040 --> 00:01:25,200
‫بله. اون هم البته.

14
00:01:29,520 --> 00:01:33,000
‫- وو!
‫- وو! آره، یالا.

15
00:01:34,360 --> 00:01:36,919
‫- اوه، به‌خاطر خدا.
‫- خب، ببخشید دیگه.

16
00:01:36,920 --> 00:01:39,479
‫فکر کنم یه کم مست کردین، هِر ویندجمر.

17
00:01:39,480 --> 00:01:42,200
‫من که همیشه مستم. مگه بقیه نیستن؟

18
00:01:43,480 --> 00:01:46,840
‫فکر نکنم زنم الان حالِ مهر و محبت به نوع بشر رو داشته باشه.

19
00:01:48,040 --> 00:01:50,079
‫هایل هیتلر.

20
00:01:51,400 --> 00:01:55,079
‫خانم‌ها و آقایان،

21
00:01:55,080 --> 00:01:59,199
‫به... خونه‌ی محقرم خوش اومدین.

22
00:02:02,240 --> 00:02:05,319
‫در این شب، خانوادهٔ فون
‫بوده دور هم جمع شده‌اند

23
00:02:05,320 --> 00:02:09,719
‫تا عیدِ قدیس نیکلاس را جشن بگیرند.

24
00:02:09,720 --> 00:02:12,839
‫برای مهمانان خارجی‌مان باید بگویم

25
00:02:12,840 --> 00:02:17,279
‫که این سنتی کاملاً آلمانی است.

26
00:02:17,280 --> 00:02:21,680
‫قدیس نیکلاس برای بچه‌های خوب هدیه می‌آورد،

27
00:02:23,000 --> 00:02:26,759
‫و بچه‌های بد را... کسی دیگر ملاقات می‌کند.

28
00:02:26,760 --> 00:02:30,680
‫خب، همهٔ این‌ها هنوز پیش رویمان است.

29
00:02:31,880 --> 00:02:36,079
‫اما امسال واقعاً مناسبت ویژه‌ای داریم.

30
00:02:36,080 --> 00:02:39,639
‫اگر کتاب مقدس رو بلد باشید، حتماً می‌دونید

31
00:02:39,640 --> 00:02:42,560
‫تمثیل «پسر گمشده» چی می‌گه.

32
00:02:44,600 --> 00:02:48,080
‫خانم‌ها و آقایان، وقتش رسیده.

33
00:02:49,080 --> 00:02:56,080
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

34
00:03:14,440 --> 00:03:17,240
‫ببخشید، لطفاً. ممنون.

35
00:03:19,560 --> 00:03:22,520
‫ببخ... اوه، ببخشید آقایون. ممنون.

36
00:03:25,080 --> 00:03:27,080
‫ببخشید.

37
00:03:31,560 --> 00:03:34,759
‫یه پرتزل. احتمالاً مال قبل از جنگ.

38
00:03:34,760 --> 00:03:37,559
‫- هان؟
‫- کل چیزی بود که بوفه داشت.

39
00:03:37,560 --> 00:03:39,799
‫البته اسمش رو «بوفه» گذاشتن هم خیلی لطفه،

40
00:03:39,800 --> 00:03:42,199
‫و وعده‌ی قهوه بیشتر تهدید بود تا وعده.

41
00:03:42,200 --> 00:03:44,239
‫فکر کنم یکی از کم‌اهمیت‌ترین عوارض

42
00:03:44,240 --> 00:03:46,279
‫باختن یه جنگ جهانی همینه.

43
00:03:46,280 --> 00:03:48,759
‫افت کیفیت خوراکِ توی قطار.

44
00:03:48,760 --> 00:03:50,799
‫ساندویچ بیکن چطوره؟

45
00:03:50,800 --> 00:03:52,839
‫اوه، کاش بود.

46
00:03:52,840 --> 00:03:54,840
‫تراتی از قبل فکرش رو کرده بود.

47
00:03:56,360 --> 00:04:00,200
‫خانم بوک، خانم بوک، بدون شما چه می‌کردیم؟

48
00:04:05,680 --> 00:04:08,639
‫می‌دونی، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫از انگلستان خارج بشم.

49
00:04:08,640 --> 00:04:11,559
‫چه برسه به این همه ماجرا.

50
00:04:11,560 --> 00:04:14,359
‫- ممنون.
‫- قابلی نداشت.

51
00:04:14,360 --> 00:04:16,399
‫ولی برای تعطیلات نیومدیم، پسرم. یادت هست؟

52
00:04:16,400 --> 00:04:18,439
‫نه، نه، معلومه که نه.

53
00:04:18,440 --> 00:04:20,479
‫- آماده‌ای؟
‫- بازم؟

54
00:04:20,480 --> 00:04:23,320
‫باید داستانمون رو یکی کنیم،
‫وگرنه اصلاً تحویلمون نمی‌گیرن.

55
00:04:24,480 --> 00:04:28,639
‫سباستین ملموث، کتاب‌فروش مشهورِ نسخ قدیمی...

56
00:04:28,640 --> 00:04:29,799
‫سلام.

57
00:04:29,800 --> 00:04:32,759
‫...راهی آلمانه، همراه دستیار مورد اعتماد و به‌طرز خیره‌کننده‌ای خوش‌قیافه‌اش،

58
00:04:32,760 --> 00:04:35,439
‫و مورد اعتمادش، آقای جک بلانت.

59
00:04:35,440 --> 00:04:38,079
‫پس چرا من هویت مخفی ندارم؟

60
00:04:38,080 --> 00:04:40,119
‫خب، تو که لازم نداری، نه؟

61
00:04:40,120 --> 00:04:43,359
‫لوتر فون بوده اسم من رو
‫می‌دونه. اسم تو رو نه.

62
00:04:43,360 --> 00:04:46,039
‫و نمی‌دونه که اتفاقاً نوه‌اشی. ادامه بده.

63
00:04:46,040 --> 00:04:48,679
‫لوتر می‌خواد یه نسخه از
‫فولیوی دوم شکسپیر بفروشه،

64
00:04:48,680 --> 00:04:51,439
‫و این راه‌مون برای جلب اعتمادشه.

65
00:04:51,440 --> 00:04:53,599
‫اما نباید بفهمه تو کی هستی.

66
00:04:53,600 --> 00:04:56,639
‫دقیقاً. من هم قاطی جمع می‌شم،
‫یه کلاه مسخره سرم می‌ذارم،

67
00:04:56,640 --> 00:04:58,959
‫پشت پرده قایم می‌شم و از این جور کارها.

68
00:04:58,960 --> 00:05:01,159
‫تا وقت داشته باشیم بفهمیم... بی‌سروصدا.

69
00:05:01,160 --> 00:05:05,959
‫...بی‌سروصدا بفهمیم ۵ دسامبر
‫۱۹۳۶ چه بلایی سر پدرم اومد.

70
00:05:05,960 --> 00:05:09,480
‫باید با دکتر کافمن حرف بزنیم،

71
00:05:11,520 --> 00:05:17,359
‫چون همون کسیه که نامه‌هایی رو که
‫برای فلیکس فرستاده بودی پس فرستاد.

72
00:05:17,360 --> 00:05:19,399
‫همون آدمیه که بهت گفت پدرم

73
00:05:19,400 --> 00:05:22,839
‫توی آسایشگاه، بر اثر تومور مغزی مرده.

74
00:05:22,840 --> 00:05:24,079
‫بله.

75
00:05:24,080 --> 00:05:28,159
‫همون روزی که از فلیکس توی
‫مهمونی کریسمس عکس گرفته شده.

76
00:05:28,160 --> 00:05:32,999
‫یکی داره دروغ می‌گه. شاید
‫هم خیلی‌ها دارن دروغ می‌گن.

77
00:05:33,000 --> 00:05:36,279
‫و علاوه بر اون... علاوه
‫بر اون، دوشس آلبرتا...

78
00:05:36,280 --> 00:05:38,559
‫وظیفه‌ی اشرافی‌مون.

79
00:05:38,560 --> 00:05:40,879
‫...فولیوی شکسپیر علیه اون مدرکه،

80
00:05:40,880 --> 00:05:42,919
‫و کلی سؤال پیش میاره دربارهٔ

81
00:05:42,920 --> 00:05:47,359
‫اینکه چه چیزهای دیگه‌ای رو شاید از
‫خزانهٔ سلطنتی... «آزاد» کرده باشه.

82
00:05:47,360 --> 00:05:50,439
‫ولی باید آروم و بااحتیاط پیش بریم.

83
00:05:50,440 --> 00:05:53,239
‫وقتی، و فقط وقتی، لوتر بهمون اعتماد کرد،

84
00:05:53,240 --> 00:05:56,359
‫اون‌وقت هویت واقعی تو
‫رو فاش می‌کنیم. فهمیدی؟

85
00:05:56,360 --> 00:05:59,959
‫فهمیدم. خود اینجا چی؟

86
00:05:59,960 --> 00:06:01,999
‫اسمش چی بود؟ ویرل؟

87
00:06:02,000 --> 00:06:03,879
‫وورل.

88
00:06:03,880 --> 00:06:06,279
‫بابای من هیچ‌وقت زیاد درباره‌ش حرف می‌زد؟

89
00:06:06,280 --> 00:06:09,919
‫اوه، بله. از توصیف‌های فلیکس که بگی،

90
00:06:09,920 --> 00:06:12,480
‫انگار یه جاییه از دل قصه‌های پریان.

91
00:06:29,760 --> 00:06:31,760
‫خب، اشتباه هم نمی‌کرد.

92
00:06:37,680 --> 00:06:39,719
‫- چیه؟
‫- اوه، هیچی.

93
00:06:39,720 --> 00:06:43,239
‫فقط فکر می‌کردم پایین تپه
‫یکی میاد دنبالمون، همین.

94
00:06:43,240 --> 00:06:45,240
‫خب، چه می‌شه کرد.

95
00:07:32,120 --> 00:07:34,439
‫اینجا چه خبر کوفتیه؟

96
00:07:34,440 --> 00:07:36,519
‫حسابی بوی نورنبرگ می‌ده.

97
00:07:36,520 --> 00:07:40,480
‫فکر کنم کریسمس، کریسمسه؛ حتی
‫اگه جنگی هم در کار بوده باشه.

98
00:09:23,160 --> 00:09:26,839
‫اِ... ملموث؟ دوت‌وایلر هستم.
‫بابت دیرکردم عذر می‌خوام.

99
00:09:26,840 --> 00:09:29,240
‫اصلاً بهش فکر نکنید.

100
00:09:40,560 --> 00:09:41,839
‫بفرمایید.

101
00:09:41,840 --> 00:09:43,840
‫خیلی ممنون.

102
00:09:51,360 --> 00:09:53,399
‫عصبی‌ای؟

103
00:09:53,400 --> 00:09:55,720
‫- نه.
‫- من هم همین‌طور.

104
00:10:35,640 --> 00:10:38,239
‫درست مثل قدیما، هان؟

105
00:10:38,240 --> 00:10:41,360
‫اوه، خدا. چه افسرده‌کننده.

106
00:10:43,960 --> 00:10:45,999
‫شاید هیتلر یه کارش درست بود.

107
00:10:46,000 --> 00:10:49,279
‫جای تو بودم این رو خیلی بلند نمی‌گفتم.

108
00:10:49,280 --> 00:10:51,479
‫منظورم اینه که مغز خودش رو ترکوند.

109
00:10:51,480 --> 00:10:54,079
‫حالا دیگه فقط همین به درد ما می‌خوره.

110
00:10:54,080 --> 00:10:59,760
‫آخه نگاهمون کن. چه منظرهٔ
‫غم‌انگیزی. تو چی فکر می‌کنی، گای؟

111
00:11:00,800 --> 00:11:04,639
‫نظرت چیه کل این گله رو خلاص کنیم؟ البته کاملاً انسانی.

112
00:11:04,640 --> 00:11:10,079
‫فقط بگو، عزیزم. قول می‌دم
‫درد نداشته باشه... زیاد.

113
00:11:10,080 --> 00:11:13,039
‫چه حرف‌های شیرینی می‌زنی.

114
00:11:13,040 --> 00:11:14,399
‫مزخرفه.

115
00:11:14,400 --> 00:11:16,759
‫حرف‌هات مزخرفه، آلبرتای عزیزم.

116
00:11:16,760 --> 00:11:19,839
‫امشب عیدِ قدیس نیکلاسه،

117
00:11:19,840 --> 00:11:21,879
‫و ما درست مثل قدیم جشن می‌گیریم.

118
00:11:21,880 --> 00:11:26,480
‫هنوز اینجاییم. دوام آوردیم.

119
00:11:28,760 --> 00:11:30,839
‫بیشترمون.

120
00:11:30,840 --> 00:11:34,760
‫و عزیزترین آدم‌هام رو دوباره به آغوش پرمهرم برگردونده‌ام.

121
00:11:38,560 --> 00:11:42,559
‫اما ایرما کجاست؟ آقای دکتر چی؟

122
00:11:42,560 --> 00:11:44,560
‫بله. کافمن کجاست؟

123
00:12:58,360 --> 00:13:01,199
‫باید عذر بخوام که شخصاً نیومدم استقبالتون.

124
00:13:01,200 --> 00:13:06,239
‫اما مرد خیلی پرمشغله‌ای هستم. لوتر فون بوده.

125
00:13:06,240 --> 00:13:10,600
‫سباستین ملموث. خوشوقتم. دستیارم، آقای بلانت.

126
00:13:16,560 --> 00:13:20,359
‫امیدوارم معامله‌مون زود
‫به نتیجه برسه، آقای ملموث.

127
00:13:20,360 --> 00:13:22,559
‫چه خوب می‌شد، نه؟

128
00:13:22,560 --> 00:13:24,560
‫بفرمایید.

129
00:13:26,520 --> 00:13:29,639
‫آروم جلو برو، جک. یادت هست؟ آروم.

130
00:13:29,640 --> 00:13:33,400
‫آره، آره. لازم نیست نگران من باشی.

131
00:13:49,360 --> 00:13:52,360
‫نفیسه. واقعاً نفیسه.

132
00:13:53,760 --> 00:13:56,919
‫فولیوی دوم، با صحافیِ چرم گوساله‌ی تیره.

133
00:13:56,920 --> 00:14:00,159
‫چاپ ۱۶۳۲. فوق‌العاده کمیاب.

134
00:14:00,160 --> 00:14:04,239
‫و بااین‌حال می‌خواید
‫بفروشید. لابد به‌خاطر جنگ.

135
00:14:04,240 --> 00:14:07,559
‫نگهداری اینجا که نمی‌تونه ارزون باشه.

136
00:14:07,560 --> 00:14:09,759
‫درسته.

137
00:14:09,760 --> 00:14:13,559
‫خیلی از خانواده‌های اشرافی
‫چیزهای زیادی از دست داده‌اند.

138
00:14:13,560 --> 00:14:16,600
‫خوشبختانه خاندان فون بوده جزوشون نیست.

139
00:14:18,280 --> 00:14:21,600
‫خواهید دید که چانه‌زن پیرِ مکاری‌ام، آقای ملموث.

140
00:14:23,200 --> 00:14:25,200
‫حالا من آخرین نفر از خاندانم هستم.

141
00:14:27,440 --> 00:14:29,479
‫خب، همه‌چی خیلی امیدوارکننده به نظر میاد،

142
00:14:29,480 --> 00:14:31,519
‫اما مبلغ خیلی بالایی می‌خواید.

143
00:14:31,520 --> 00:14:33,119
‫می‌شه کمی وقت داشته باشم؟

144
00:14:33,120 --> 00:14:35,800
‫البته، البته. شما مهمانان محترم من هستید.

145
00:14:37,480 --> 00:14:40,639
‫مهمانان محترم بریتانیایی من.

146
00:14:40,640 --> 00:14:43,000
‫بالاخره حالا همه با هم دوستیم.

147
00:14:46,880 --> 00:14:48,919
‫حتماً خسته‌اید.

148
00:14:48,920 --> 00:14:52,920
‫لطفاً ادامهٔ این بحث رو بذاریم برای صبح.

149
00:14:58,880 --> 00:15:01,679
‫مورد محبوبی دارید؟

150
00:15:01,680 --> 00:15:03,279
‫محبوب، قربان؟

151
00:15:03,280 --> 00:15:06,119
‫از نمایشنامه‌ها. نمایشنامه‌های شکسپیر؟

152
00:15:06,120 --> 00:15:09,679
‫به‌عنوان دستیار آقای ملموث،
‫حتماً خیلی خوب می‌شناسیدشون.

153
00:15:09,680 --> 00:15:13,999
‫جک اون‌قدر مورد علاقه داره
‫که نمی‌شه شمرد، نه جک؟

154
00:15:14,000 --> 00:15:15,399
‫آره.

155
00:15:15,400 --> 00:15:19,079
‫یعنی همه‌ی معروف‌ها؛ دانمارکیه، تِین، مغربیه.

156
00:15:19,080 --> 00:15:22,159
‫هرچند «تلاش بیهودهٔ عشق»
‫دیگه هرگز نباید اجرا بشه.

157
00:15:22,160 --> 00:15:24,199
‫داگبری هم در «هیاهوی
‫بسیار برای هیچ» که دیگه...

158
00:15:24,200 --> 00:15:27,399
‫- «تاجر ونیزی».
‫- اوه.

159
00:15:27,400 --> 00:15:29,760
‫«رحمت را به اجبار نمی‌توان آورد؛

160
00:15:30,840 --> 00:15:33,039
‫چون بارانی نرم فرو می‌چکد

161
00:15:33,040 --> 00:15:36,320
‫از آسمان، بر زمینِ زیر پایش.»

162
00:15:38,960 --> 00:15:42,560
‫نمایشنامه‌ی محبوب شکسپیرتون کدومه، آقای فون بوده؟

163
00:15:43,640 --> 00:15:45,640
‫«تیتوس آندرونیکوس».

164
00:15:47,600 --> 00:15:50,039
‫خب، همون‌طور که گفتید،
‫روز خیلی طولانی‌ای بود.

165
00:15:50,040 --> 00:15:53,879
‫- شما آخرین نفرِ خاندان نیستید.
‫- چی؟
‫- خاندان فون بوده.

166
00:15:53,880 --> 00:15:58,199
‫آخرین نفر نیستید. من هم هستم.

167
00:15:58,200 --> 00:16:00,239
‫چی؟

168
00:16:00,240 --> 00:16:02,240
‫- من نوه‌تونم.
‫- جک...

169
00:16:05,880 --> 00:16:09,800
‫- چی گفتی؟
‫- من نوه‌تونم.
‫- من پسر فلیکسم.

170
00:16:11,920 --> 00:16:14,640
‫- نمی‌فهمم.
‫- حقیقت داره، آقای فون بوده.

171
00:16:19,480 --> 00:16:21,879
‫تو کی هستی؟

172
00:16:21,880 --> 00:16:26,759
‫اِم... من جک بلانتم. اِم...
‫من... من توی یتیم‌خونه بودم.

173
00:16:26,760 --> 00:16:30,799
‫اولین خاطره‌ام همینه،
‫و یه عکس از پدرم داشتم.

174
00:16:30,800 --> 00:16:35,560
‫همین عکس بود. این رو داشتم و یه اسم. همین.

175
00:16:40,880 --> 00:16:42,999
‫باورنکردنیه.

176
00:16:43,000 --> 00:16:45,799
‫ببینید، ببینید، همه‌چی اینجاست. همهٔ مدارک.

177
00:16:45,800 --> 00:16:49,799
‫قرار بود سرِ وقت خودش همه‌چی رو براتون توضیح بدیم.

178
00:16:49,800 --> 00:16:54,679
‫حقیقته. همه‌چی توی
‫مدارکه. به خدا راست می‌گم.

179
00:16:54,680 --> 00:16:56,680
‫من نوه‌تونم. پسر فلیکسم.

180
00:17:01,120 --> 00:17:03,759
‫پس شما، قربان، کی هستید؟

181
00:17:03,760 --> 00:17:06,439
‫فقط یه کتاب‌فروش. همون‌طور که گفتم.

182
00:17:06,440 --> 00:17:08,839
‫اسم شما به گوشم خورده بود، آقای فون بوده،

183
00:17:08,840 --> 00:17:11,839
‫و اینکه قصد فروش یه فولیوی شکسپیر رو دارید.

184
00:17:11,840 --> 00:17:14,399
‫فرصت زیادی خوبی بود که جک بخواد از دستش بده.

185
00:17:14,400 --> 00:17:16,839
‫قصد فریب‌دادن شما رو نداشتیم. واقعاً.

186
00:17:16,840 --> 00:17:18,880
‫جک فقط اومده چند جواب پیدا کنه.

187
00:17:22,840 --> 00:17:26,679
‫حتماً درک می‌کنید که این خبر یه شوک بزرگه.

188
00:17:26,680 --> 00:17:28,680
‫آره. نه، معلومه.

189
00:17:40,520 --> 00:17:44,400
‫شباهت هست. قطعاً شباهتی هست.

190
00:17:47,000 --> 00:17:49,199
‫این‌ها رو بررسی می‌کنم.

191
00:17:49,200 --> 00:17:51,600
‫آدم‌های من با دقت خیلی
‫زیادی بررسی‌شون می‌کنن.

192
00:17:52,760 --> 00:17:54,760
‫اگه این حقیقت داشته باشه...
‫داره.

193
00:17:59,760 --> 00:18:01,760
‫قسم می‌خورم.

194
00:18:05,960 --> 00:18:08,799
‫خیلی متأسفم، آقای بوک.

195
00:18:08,800 --> 00:18:12,119
‫فقط وقتی... وقتی گفت آخرین نفره، من...

196
00:18:12,120 --> 00:18:14,200
‫نتونستم توی خودم نگهش دارم.

197
00:18:16,600 --> 00:18:20,599
‫اون پدربزرگمه. هم‌خون منه.

198
00:18:20,600 --> 00:18:23,159
‫اون تنها کسیه که تا حالا...

199
00:18:23,160 --> 00:18:25,199
‫آخر دنیا که نشده.

200
00:18:25,200 --> 00:18:27,200
‫بالاخره یه زمانی قرار بود بهش بگیم.

201
00:18:28,440 --> 00:18:32,879
‫«رحمت را به اجبار نمی‌توان آورد.» واقعاً پر از غافلگیری‌ای.

202
00:18:32,880 --> 00:18:35,560
‫آره، حسابی خوندم، مگه نه؟

203
00:18:37,240 --> 00:18:39,640
‫خب، نظرت درباره‌ی عمارت آباواجدادی چیه؟

204
00:18:41,760 --> 00:18:44,519
‫دنج و جمع‌وجوره، نه؟

205
00:18:44,520 --> 00:18:48,360
‫بااین‌حال، همون‌طور که
‫توی جادهٔ آجری زرد می‌گن،

206
00:18:50,440 --> 00:18:52,440
‫هیچ‌جا خونهٔ خود آدم نمی‌شه.

207
00:19:08,040 --> 00:19:12,719
‫- عصر بخیر.
‫- اوه. اینجا فوق‌العاده‌ست.

208
00:19:12,720 --> 00:19:16,599
‫- زود اومدی.
‫- می‌خوای منتظر بمونم؟
‫- نه، نه، نه.

209
00:19:16,600 --> 00:19:21,639
‫موضوع اینه که... خب، فقط
‫باید مراقب باشم، رجی.

210
00:19:21,640 --> 00:19:23,679
‫یه زن شوهردارِ آبرودارم.

211
00:19:23,680 --> 00:19:27,519
‫خب، دقیقاً همونم. یا دست‌کم
‫باید همین‌طور به نظر بیام.

212
00:19:27,520 --> 00:19:30,559
‫من علاقه‌ی خاصی به اغواکردن زن‌های شوهردارِ آبرودار دارم.

213
00:19:30,560 --> 00:19:35,119
‫همهٔ این فقط یه اغواست؟

214
00:19:35,120 --> 00:19:37,719
‫تا حالا باید من رو بهتر
‫از این شناخته باشی، تراتی.

215
00:19:37,720 --> 00:19:41,440
‫پس یه هفتهٔ کامل فقط برای خودمونه.

216
00:19:43,960 --> 00:19:48,319
‫نورا مراقب کتاب‌فروشی‌ه.
‫کاملاً سرش رو گرم می‌کنه.

217
00:19:48,320 --> 00:19:52,360
‫فقط داگ می‌مونه، اون هم خیلی رازنگه‌داره.

218
00:20:08,600 --> 00:20:12,840
‫اوه، یالا. هر چیزی از
‫کنارش رد شدیم رو بو کشیدی.

219
00:20:34,240 --> 00:20:36,240
‫لعنتی.

220
00:20:43,360 --> 00:20:46,079
‫خدای من، لوتر. می‌خوای همین‌جوری
‫حرف این بچه رو باور کنی؟

221
00:20:46,080 --> 00:20:49,479
‫معلومه که نه. من که احمقِ
‫تمام‌عیار نیستم، گای.

222
00:20:49,480 --> 00:20:51,959
‫اما اگه واقعاً همونی باشه که می‌گه،

223
00:20:51,960 --> 00:20:54,559
‫وکیل‌هام مدارک رو بررسی
‫می‌کنن. بعد می‌بینیم.

224
00:20:54,560 --> 00:20:56,599
‫اوه، این دیگه محشره.

225
00:20:56,600 --> 00:20:58,679
‫دیوونگیه، دیوونگیه. لوتر،
‫نمی‌تونی همین‌جوری قبول کنی...

226
00:20:58,680 --> 00:21:02,999
‫ده سال پیش تنها پسرم رو
‫از دست دادم. و حالا...

227
00:21:03,000 --> 00:21:05,359
‫نوه‌ات اومده جاش رو بگیره.

228
00:21:05,360 --> 00:21:07,679
‫واضحه که فقط پول می‌خواد.

229
00:21:07,680 --> 00:21:10,199
‫نه. گوش کنید، من اصلاً همچین چیزی نمی‌خوام.

230
00:21:10,200 --> 00:21:12,239
‫فقط دربارهٔ پدرم جواب می‌خوام.

231
00:21:14,040 --> 00:21:16,040
‫- ببین کیه.
‫- چشم، قربان.

232
00:21:18,520 --> 00:21:21,079
‫پسرم حالش خوب نبود.

233
00:21:21,080 --> 00:21:24,520
‫رفتارش اون‌قدر عجیب شده بود که
‫مجبور شدیم مدتی بستریش کنیم.

234
00:21:25,680 --> 00:21:27,719
‫- آسایشگاه.
‫- بعد چی؟

235
00:21:27,720 --> 00:21:32,679
‫و همون‌جا مرد. تومور مغزی.

236
00:21:32,680 --> 00:21:35,639
‫همون باعثش شده بود.

237
00:21:35,640 --> 00:21:40,160
‫باعث همه‌چی. خدا بیامرزدش.

238
00:21:49,560 --> 00:21:53,279
‫نقش شما توی همهٔ این‌ها چیه، آقای... ملموث؟

239
00:21:53,280 --> 00:21:56,239
‫مراقبِ این حروم‌زاده‌ی کوچولویی؟

240
00:21:56,240 --> 00:21:58,479
‫فقط کسی که به ماجرا علاقه‌منده.

241
00:21:58,480 --> 00:22:00,919
‫در واقع کتاب‌فروشم. متخصصم.

242
00:22:00,920 --> 00:22:03,399
‫اوه، من هم مجموعه‌دارم.

243
00:22:03,400 --> 00:22:05,400
‫همین‌طور شنیده بودم، عالیجناب.

244
00:22:07,720 --> 00:22:11,439
‫می‌دونم اوضاع اینجا عوض شده، فون بوده.

245
00:22:11,440 --> 00:22:13,599
‫اما فولیوی شکسپیر...

246
00:22:13,600 --> 00:22:17,239
‫اوه، هنوز برای فروشه. بله، کاملاً.

247
00:22:17,240 --> 00:22:21,280
‫عالیه. کتابخونه‌تون چی؟

248
00:22:23,120 --> 00:22:25,159
‫پر از گنجه.

249
00:22:25,160 --> 00:22:27,559
‫خیلی وسوسه‌کننده‌ست. اجازه هست؟

250
00:22:27,560 --> 00:22:29,999
‫اگه مایلید.

251
00:22:30,000 --> 00:22:33,839
‫همه‌ی این ماجرا به‌شکل هیجان‌انگیزی شبیه داستان آناستازیاست، نه؟

252
00:22:33,840 --> 00:22:36,519
‫- کی؟
‫- شاهزادهٔ رومانوف.

253
00:22:36,520 --> 00:22:39,679
‫می‌گفتن سال ۱۹۱۸ از جوخهٔ
‫آتش بلشویک‌ها فرار کرده.

254
00:22:39,680 --> 00:22:42,519
‫دههٔ ۲۰ سر و کله‌اش توی برلین پیدا شد.

255
00:22:42,520 --> 00:22:45,679
‫البته تقریباً قطعاً یه شیاد وحشتناک بود.

256
00:22:45,680 --> 00:22:49,959
‫من باهاش فامیل بودم.
‫منظورم آناستازیای واقعی‌ه.

257
00:22:49,960 --> 00:22:51,999
‫فامیل دور.

258
00:22:52,000 --> 00:22:54,359
‫بله. شوهرم خیلی دوست داره یادم بندازه

259
00:22:54,360 --> 00:22:57,679
‫نسبتم با پادشاه دقیقاً چقدر دوره.

260
00:22:57,680 --> 00:22:59,959
‫مگه نه، عزیزم؟

261
00:22:59,960 --> 00:23:04,439
‫خب، خوبه این آخرهفته چند هم‌صحبت باسوادتر هم داشته باشم،

262
00:23:04,440 --> 00:23:07,879
‫چون مطمئن نیستم نصف این
‫جماعت اصلاً خوندن بلد باشن.

263
00:23:16,920 --> 00:23:18,959
‫عصر بخیر، خانم‌ها و آقایان.

264
00:23:20,000 --> 00:23:22,520
‫من بازرس ارنست بلیس هستم.

265
00:23:24,080 --> 00:23:26,080
‫و متأسفانه قتلی رخ داده.

266
00:23:49,560 --> 00:23:52,999
‫فکر نمی‌کردیم به این زودی دوباره ببینیمتون.

267
00:23:53,000 --> 00:23:55,799
‫نمی‌شه شما رو از دردسر دور نگه داشت، بازرس؟

268
00:23:55,800 --> 00:23:57,839
‫خب، این یکی اصلاً جزو نقشه نبود.

269
00:23:57,840 --> 00:24:00,599
‫به‌هرحال خوشحالم می‌بینمتون.

270
00:24:00,600 --> 00:24:05,439
‫آره، من هم. همه‌چی... طبق نقشه پیش نرفته.

271
00:24:05,440 --> 00:24:08,759
‫ولی این ماجرا اوضاع رو پیچیده‌تر کرده، نه؟

272
00:24:08,760 --> 00:24:11,999
‫یه کم. تازه، مردِ مقتول همون کسی بود

273
00:24:12,000 --> 00:24:15,759
‫که تأیید رسمی مرگ فلیکس رو برام فرستاد.

274
00:24:15,760 --> 00:24:18,679
‫فکر می‌کنی... فکر می‌کنی ارتباطی هست؟

275
00:24:18,680 --> 00:24:20,719
‫هنوز مطمئن نیستم.

276
00:24:20,720 --> 00:24:24,439
‫وحشتناک بود. وحشتناک. صورتش!

277
00:24:24,440 --> 00:24:26,559
‫آروم، آروم.

278
00:24:26,560 --> 00:24:29,719
‫باید یه کم استراحت کنی. بریم برسونیمت تخت.

279
00:24:29,720 --> 00:24:32,160
‫عزیزم، هرچی توی کابینت
‫مشروبم پیدا کردی مال خودت.

280
00:24:33,280 --> 00:24:35,959
‫- همه‌چی دارم.
‫- ولی سمت مشروب‌های سنگین نرو.

281
00:24:35,960 --> 00:24:38,159
‫اون هنوز مثل تو الکل رو تحمل نمی‌کنه، عزیزم.

282
00:24:38,160 --> 00:24:40,840
‫نه، نه. مال خودم رو دارم.

283
00:24:46,920 --> 00:24:49,239
‫کافمنِ بیچاره، هان؟

284
00:24:49,240 --> 00:24:51,279
‫دقیقاً.

285
00:24:51,280 --> 00:24:53,880
‫هرچند فکر نکنم زیاد براش اشک بریزید، درسته؟

286
00:24:55,600 --> 00:24:57,679
‫این یعنی چی؟

287
00:25:02,560 --> 00:25:04,119
‫خب، حالا چی؟

288
00:25:04,120 --> 00:25:06,399
‫می‌خوام تو همین‌جا بمونی، جک.

289
00:25:06,400 --> 00:25:09,679
‫هرچی می‌تونی درباره‌ی شب مرگ فلیکس پیدا کن.

290
00:25:09,680 --> 00:25:11,919
‫این بار بی‌سروصدا.

291
00:25:11,920 --> 00:25:14,120
‫آره. نگران نباش.

292
00:25:17,160 --> 00:25:19,199
‫صحنهٔ جرم؟

293
00:25:19,200 --> 00:25:21,880
‫صحنهٔ جرم.

294
00:25:33,000 --> 00:25:40,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

295
00:25:56,080 --> 00:25:58,839
‫هنوز درست‌وحسابی معرفی نشدیم. گابریل بوک.

296
00:25:58,840 --> 00:26:00,879
‫- لیزل پول.
‫- خوشوقتم.

297
00:26:00,880 --> 00:26:03,679
‫- خیلی درباره‌تون شنیدم.
‫- امیدوارم همه‌ش بد بوده باشه.

298
00:26:03,680 --> 00:26:05,719
‫پول قبلاً با پلیس اینجا کار می‌کرده.

299
00:26:05,720 --> 00:26:08,319
‫از همهٔ بررسی‌های امنیتی
‫هم سربلند بیرون اومده،

300
00:26:08,320 --> 00:26:10,479
‫پس از همه‌ی بررسی‌های امنیتی رد شده؛ یه آلمانیِ قابل‌اعتماده.

301
00:26:10,480 --> 00:26:14,439
‫- ببخشید.
‫- نه، گفتنش مهمه. من از نازی‌ها متنفر بودم.

302
00:26:14,440 --> 00:26:16,479
‫چیزی که دربارهٔ بیشترِ آدم‌هایی که الان

303
00:26:16,480 --> 00:26:19,839
‫توی شلوس فون بوده اقامت دارن نمی‌شه گفت.

304
00:26:19,840 --> 00:26:21,919
‫حالا که حرفش شد، بهتره عجله کنیم.

305
00:26:21,920 --> 00:26:24,559
‫فقط یه مدت محدود می‌تونم
‫به بهانهٔ سیگار بیام بیرون.

306
00:26:24,560 --> 00:26:27,279
‫از همون راهی که اومدیم بیرون برت می‌گردونیم.

307
00:26:27,280 --> 00:26:29,559
‫- ورودی خدمتکارها؟
‫- آره. هیچ‌وقت قفل نیست.

308
00:26:29,560 --> 00:26:31,319
‫عالیه.

309
00:26:31,320 --> 00:26:34,639
‫خب، دربارهٔ مرحوم دکتر کافمن چی می‌دونیم؟

310
00:26:34,640 --> 00:26:37,359
‫بیوه بوده. بچه‌ای هم نداشته.

311
00:26:37,360 --> 00:26:40,559
‫و ۳۰ سال هم پزشک شخصیِ لوتر فون بوده است.

312
00:26:40,560 --> 00:26:41,999
‫واقعاً؟

313
00:26:42,000 --> 00:26:45,359
‫یه جور گزارش پزشکی قانونی داریم. افسوس که دکتر کالدر اینجا نیست.

314
00:26:45,360 --> 00:26:46,399
‫افسوس.

315
00:26:46,400 --> 00:26:49,959
‫هیچ نشونه‌ای از ورود اجباری نیست
‫و هیچ اثرانگشتی هم پیدا نشده.

316
00:26:49,960 --> 00:26:53,199
‫دیگه درباره‌ش چی می‌دونیم؟ آشناهاش؟

317
00:26:53,200 --> 00:26:56,239
‫دشمن؟ مشروب؟ بدهی؟ زن‌ها؟

318
00:26:56,240 --> 00:26:58,279
‫آدم محبوبی نبوده.

319
00:26:58,280 --> 00:27:00,519
‫واضحه که یکی واقعاً ازش متنفر بوده.

320
00:27:00,520 --> 00:27:05,600
‫با زغال خفه شده و سرتاپاش دوده بوده. این یکی دیگه برام جدیده.

321
00:27:28,200 --> 00:27:30,599
‫بوک، چیه؟

322
00:27:30,600 --> 00:27:32,919
‫فقط یه حدسه.

323
00:27:32,920 --> 00:27:34,759
‫بگو.

324
00:27:34,760 --> 00:27:37,679
‫تا حالا اسم «کنِشت روپ‌رِشت» رو شنیدی؟

325
00:27:37,680 --> 00:27:41,159
‫البته. شاید توی انگلستان
‫زیاد شناخته‌شده نباشه.

326
00:27:41,160 --> 00:27:46,599
‫- نه؟
‫- اینجا همه‌چی فرق داره. خیلی فرق داره. چی...

327
00:27:46,600 --> 00:27:48,999
‫کنِشت روپ‌رِشت یه موجود افسانه‌ایه.

328
00:27:49,000 --> 00:27:51,039
‫حتی شومان یه قطعه درباره‌ش ساخته.

329
00:27:51,040 --> 00:27:54,839
‫روپ‌رِشت قدیس نیکلاس رو
‫در گردش‌هاش همراهی می‌کنه

330
00:27:54,840 --> 00:28:00,119
‫و به بچه‌های بد چیزهایی
‫می‌ده، از جمله تکه‌های زغال.

331
00:28:00,120 --> 00:28:03,359
‫آها. فکر می‌کنی یکی می‌خواسته یه پیامی برسونه؟

332
00:28:03,360 --> 00:28:05,839
‫کافمن داشته مجازات می‌شده؟

333
00:28:05,840 --> 00:28:07,879
‫ممکنه.

334
00:28:07,880 --> 00:28:10,799
‫کنِشت روپ‌رِشت بچه‌های بد رو با
‫کیسه‌ای پر از خاکستر می‌زنه.

335
00:28:10,800 --> 00:28:13,999
‫غرق‌شون می‌کنه یا توی گونی می‌چپونه و با خودش تا جهنم می‌بره.

336
00:28:14,000 --> 00:28:17,360
‫اوه، چه دل‌انگیز. کریسمس مبارک.

337
00:28:51,080 --> 00:28:54,159
‫نه، نه!

338
00:28:54,160 --> 00:28:57,879
‫تو واقعی نیستی. واقعی نیستی.

339
00:28:57,880 --> 00:29:00,600
‫نه! نه. ازم دور شو. ازم دور شو!

340
00:29:02,120 --> 00:29:04,159
‫ازم دور شو. نه!

341
00:29:04,160 --> 00:29:07,079
‫نه!

342
00:29:15,360 --> 00:29:17,360
‫نه...

343
00:29:20,920 --> 00:29:24,080
‫این روایت رسمیه. همونی که لوتر بهت گفت؟

344
00:29:26,280 --> 00:29:29,479
‫بعد از اینکه همهٔ مهمون‌های
‫روز رفتن، قبول کرد که

345
00:29:29,480 --> 00:29:31,919
‫فلیکس شبِ مهمونی اینجا بوده.

346
00:29:31,920 --> 00:29:34,479
‫گفت رفتار عجیبی داشته.

347
00:29:34,480 --> 00:29:36,839
‫بی‌ثبات و غیرقابل‌پیش‌بینی؛
‫می‌دونی، به‌خاطر تومور.

348
00:29:36,840 --> 00:29:39,120
‫بقیه چی می‌گن؟

349
00:29:40,160 --> 00:29:43,759
‫می‌گن وقتی با فلیکس حرف
‫زدن کاملاً حالش خوب بوده.

350
00:29:43,760 --> 00:29:46,440
‫و اینکه بعدش برگشته آسایشگاه

351
00:29:48,960 --> 00:29:50,960
‫و همون‌جا مرده.

352
00:29:52,160 --> 00:29:54,559
‫پس بین روایت لوتر

353
00:29:54,560 --> 00:29:56,679
‫و حرف بقیه‌ی مهمون‌ها تناقض هست.

354
00:29:56,680 --> 00:29:59,039
‫کاش می‌تونستیم با کافمن حرف بزنیم.

355
00:29:59,040 --> 00:30:01,040
‫آره، ولی مرده.

356
00:30:05,040 --> 00:30:07,759
‫«سفید و برفی‌ست سراسر زمین؛

357
00:30:07,760 --> 00:30:10,719
‫قدیس نیکلاس می‌آید، عصا به دست.

358
00:30:10,720 --> 00:30:13,999
‫همراهش کیست با آن چهرهٔ ترسناک؟

359
00:30:14,000 --> 00:30:18,759
‫کنِشت روپ‌رِشت، روپ‌رِشت؛ پتو را محکم بکش.»

360
00:30:18,760 --> 00:30:21,120
‫این چیه؟

361
00:30:22,200 --> 00:30:25,679
‫یه ترانهٔ محلی دربارهٔ دستیار
‫نه‌چندان کوچولوی بابانوئله.

362
00:30:25,680 --> 00:30:30,039
‫«کنِشت روپ‌رِشت سرک می‌کشد
‫و می‌پاید، همهٔ بچه‌هایی را

363
00:30:30,040 --> 00:30:32,239
‫که امسال بد بوده‌اند.

364
00:30:32,240 --> 00:30:35,599
‫دیگر برای کلیسا رفتن دیر است؛ زغال،

365
00:30:35,600 --> 00:30:38,920
‫بعد گونی، بعد ترکهٔ توس؛

366
00:30:40,120 --> 00:30:42,239
‫روپ‌رِشت خودش خواهد گفت

367
00:30:42,240 --> 00:30:45,680
‫چه کسی به بهشت می‌رود و چه کسی به جهنم.»

368
00:30:47,320 --> 00:30:50,600
‫سؤال اینه، کی می‌خواسته کافمن رو بکشه؟

369
00:30:52,160 --> 00:30:54,199
‫همه خیلی سربسته جواب می‌دادن.

370
00:30:54,200 --> 00:30:56,239
‫یه...

371
00:30:56,240 --> 00:30:59,919
‫- یه چیز بود که متوجهش شدم.
‫- بله؟

372
00:30:59,920 --> 00:31:02,399
‫دکتر کافمن و اون گنده‌بکه، دوت‌وایلر،

373
00:31:02,400 --> 00:31:04,839
‫با هم نمی‌ساختن؛ دشمنی‌شون هم قدیمیه.

374
00:31:04,840 --> 00:31:07,679
‫آها، این دیگه خیلی معنی‌داره.

375
00:31:07,680 --> 00:31:09,719
‫واقعاً؟

376
00:31:09,720 --> 00:31:12,119
‫یه عکس توی دفتر کافمن پیدا کردم.

377
00:31:12,120 --> 00:31:15,719
‫اون و دوت‌وایلر زمان جنگ
‫بزرگ توی یه هنگ بودن.

378
00:31:15,720 --> 00:31:19,479
‫از روی یونیفرمش، دوت‌وایلر
‫درجهٔ بالاتری داشته.

379
00:31:19,480 --> 00:31:23,360
‫کافمن فقط یه سرباز ساده بوده.

380
00:31:25,360 --> 00:31:29,159
‫فهمیدم. حتماً آسون نبوده،

381
00:31:29,160 --> 00:31:33,679
‫دوباره دولا راست بشی جلوی کسی
‫که یه زمانی بهش دستور می‌دادی.

382
00:31:33,680 --> 00:31:37,319
‫کینه‌ی کهنه و چرک‌کرده؛ انگیزه‌ی محبوبم.

383
00:31:37,320 --> 00:31:40,359
‫پس دوت‌وایلر باید توی فهرست مظنون‌ها باشه؟

384
00:31:40,360 --> 00:31:43,239
‫توی روستا بوده. برای برداشتن ما هم دیر اومد.

385
00:31:43,240 --> 00:31:46,080
‫می‌تونسته دکتر کافمن رو بکشه.

386
00:31:48,280 --> 00:31:51,719
‫اگه این‌طور باشه...

387
00:31:51,720 --> 00:31:53,159
‫چی؟

388
00:31:53,160 --> 00:31:55,160
‫نمی‌بینی؟

389
00:31:57,600 --> 00:31:59,600
‫پس کارِ پیشخدمت بوده.

390
00:32:20,520 --> 00:32:22,199
‫آقای فون بوده!

391
00:32:24,720 --> 00:32:26,720
‫چیه؟ چه اتفاقی افتاده؟

392
00:32:59,560 --> 00:33:01,999
‫یا مسیح.

393
00:33:02,000 --> 00:33:04,000
‫اول زغال، بعد گونی.

394
00:33:05,080 --> 00:33:07,080
‫پس نظریه‌ی پیشخدمت هم پرید.

395
00:33:48,600 --> 00:33:50,600
‫داگ؟

396
00:33:53,920 --> 00:33:55,920
‫نورا؟

397
00:33:59,880 --> 00:34:02,759
‫تمام شب اینجا بودی؟

398
00:34:02,760 --> 00:34:04,799
‫ساعت چنده؟

399
00:34:04,800 --> 00:34:06,919
‫۸.۳۰ـه. عموت از نگرانی دیوونه می‌شه.

400
00:34:06,920 --> 00:34:10,439
‫اشکالی نداره. می‌دونه تمام روز اینجام.

401
00:34:10,440 --> 00:34:14,039
‫آره، ولی نه تمام شب. یکشنبه‌ها اصلاً باز نیست.

402
00:34:14,040 --> 00:34:16,960
‫آره، می‌دونم.

403
00:34:20,120 --> 00:34:22,120
‫همه‌چی روبه‌راهه، نورا؟

404
00:34:24,440 --> 00:34:28,279
‫نورا؟ اوه، لعنت.

405
00:34:48,840 --> 00:34:51,399
‫فکر نمی‌کردم انتظار داشته باشی اینجا بخوابم.

406
00:34:51,400 --> 00:34:53,799
‫هان؟

407
00:34:53,800 --> 00:34:57,720
‫دو تا فنجون گذاشتی. لابد ذهن‌خوانی بلدی، خانم بوک.

408
00:35:00,880 --> 00:35:04,639
‫فکر کنم از سر عادته؛ برای من و بوک.

409
00:35:04,640 --> 00:35:09,240
‫درسته. آره. معلومه.

410
00:35:11,440 --> 00:35:18,920
‫اِم... اگه از سهمیه‌تون می‌تونید
‫بدید، برای من دو تا شکر.

411
00:35:24,400 --> 00:35:26,400
‫هوم.

412
00:35:31,360 --> 00:35:34,959
‫اوردوز باربیتورات؛ تزریق به گردن.

413
00:35:34,960 --> 00:35:38,679
‫و یه چیز دیگه. ادکلن. خیلی زیاد.

414
00:35:38,680 --> 00:35:41,159
‫که اوایل شب اصلاً نزده بود.

415
00:35:41,160 --> 00:35:44,719
‫برای اینکه یه گنده‌بک مثل اون رو

416
00:35:44,720 --> 00:35:48,239
‫توی گونی بچپوننش و تا زیر تیرهای سقف بالا بکشن، زور زیادی لازم بوده.

417
00:35:48,240 --> 00:35:50,599
‫شاید.

418
00:35:50,600 --> 00:35:54,399
‫به‌هرحال، از همهٔ ساکنان
‫قلعه خواستم همون‌جا بمونن.

419
00:35:54,400 --> 00:35:57,199
‫قاتل باید یکی از همین‌ها باشه، نه؟

420
00:35:57,200 --> 00:35:59,200
‫خیلی خب. نقشهٔ کار.

421
00:36:00,440 --> 00:36:03,519
‫خب، نمی‌شه دقیقاً مثل همیشه رفتار کرد، نه؟

422
00:36:03,520 --> 00:36:06,559
‫تا جایی که بقیه می‌دونن، تو فقط یه کتاب‌فروشی.

423
00:36:06,560 --> 00:36:10,999
‫پس... بی‌سروصدا باش. خودت رو قاطی نکن.

424
00:36:11,000 --> 00:36:13,680
‫بله، حتماً. اصلاً متوجه حضورم نمی‌شی.

425
00:36:17,240 --> 00:36:20,439
‫حرفم رو باور می‌کنی؟ باور
‫می‌کنی همونی‌ام که می‌گم؟

426
00:36:20,440 --> 00:36:23,119
‫لوتر اصلاً احساساتی نیست.

427
00:36:23,120 --> 00:36:26,399
‫اگه شیاد باشی، پیداش می‌کنه.

428
00:36:26,400 --> 00:36:30,720
‫و اون‌وقت... هه، واقعاً دوست ندارم جای تو باشم.

429
00:36:32,520 --> 00:36:35,679
‫ببین، دیشب از همه پرسیدم

430
00:36:35,680 --> 00:36:39,839
‫اون همه سال پیش، شب مهمونی،
‫چه اتفاقی برای فلیکس افتاد.

431
00:36:39,840 --> 00:36:42,879
‫یعنی، لوتر گفت حالش بد شد، اما...

432
00:36:42,880 --> 00:36:46,559
‫لوتر دروغ‌گوئه.

433
00:36:46,560 --> 00:36:51,800
‫داستانی که درباره‌ی آخرِ کار فلیکس گفتن... درست نیست. نمی‌تونه درست باشه.

434
00:36:53,680 --> 00:36:55,719
‫می‌گی واقعاً چه اتفاقی افتاد؟

435
00:36:55,720 --> 00:36:59,039
‫فکر کنم شاید بتونم بهت اعتماد کنم.

436
00:36:59,040 --> 00:37:03,800
‫ما فقط... من فقط می‌خوام حقیقت رو بدونم.

437
00:37:05,520 --> 00:37:09,759
‫حقیقت؟ این دیوارها با حقیقت غریبه‌ان.

438
00:37:09,760 --> 00:37:12,480
‫گفتی اینجا بزرگ شدی.

439
00:37:14,400 --> 00:37:19,919
‫پس... ما مثلاً با هم فامیلیم؟
‫پسرعمو دخترعمو یا...؟

440
00:37:19,920 --> 00:37:24,560
‫من از خاندان فون بوده
‫نیستم. لوتر بعد از اینکه...

441
00:37:26,000 --> 00:37:28,000
‫...بعد از اینکه پدرم مرد،
‫من رو پیش خودش آورد.

442
00:37:29,680 --> 00:37:33,280
‫و با فلیکس صمیمی بودی؟

443
00:37:35,280 --> 00:37:39,279
‫عاشقش بودم. اوه، نه اون‌جوری.

444
00:37:39,280 --> 00:37:41,919
‫برای من مثل یه برادر بزرگ‌تر بود.

445
00:37:41,920 --> 00:37:45,599
‫با هم درد دل می‌کردیم.
‫همه‌چی رو به هم می‌گفتیم.

446
00:37:45,600 --> 00:37:50,280
‫برای همین می‌دونم کسی که
‫واقعاً دوستش داشت کی بود.

447
00:37:56,760 --> 00:37:58,839
‫اظهارات همه رو خوندم؛ رفت‌وآمدهاشون رو

448
00:37:58,840 --> 00:38:02,519
‫روز قتل کافمن و دیشب، وقتی دوت‌وایلر مرد.

449
00:38:02,520 --> 00:38:05,559
‫خب، بازرس، هرکدوممون شاهدِ اون یکیه.

450
00:38:05,560 --> 00:38:07,679
‫ببخشید اگه کمکی نمی‌کنه.

451
00:38:07,680 --> 00:38:09,719
‫شما برمودا بودید، نه؟

452
00:38:09,720 --> 00:38:12,879
‫تمام مدت جنگ؟ ببخشید. به من توجه نکنید.

453
00:38:12,880 --> 00:38:15,559
‫بودیم. داشتیم آبروی
‫بریتانیا رو حفظ می‌کردیم.

454
00:38:15,560 --> 00:38:18,119
‫که نمی‌تونستیم یه سر
‫بیایم آلمان، می‌تونستیم؟

455
00:38:18,120 --> 00:38:22,319
‫اصلاً مناسب نبود. ولی
‫حالا دیگه همه‌ش تموم شده.

456
00:38:22,320 --> 00:38:24,519
‫برگشتیم به روزهای خوش قدیم؟

457
00:38:24,520 --> 00:38:27,119
‫نه دقیقاً. این کشور لعنتی یه ویرانه‌ست.

458
00:38:27,120 --> 00:38:30,679
‫ولی لوتر خواست بیایم، و
‫ما هم دوباره اینجاییم.

459
00:38:30,680 --> 00:38:34,239
‫لوتر همیشه میزبان خیلی دست‌ودلبازی بوده.

460
00:38:34,240 --> 00:38:36,519
‫دکتر کافمن، دوست قدیمی‌تون بود؟

461
00:38:36,520 --> 00:38:38,559
‫خیلی چیزها رو با هم پشت سر گذاشته بودیم.

462
00:38:38,560 --> 00:38:39,879
‫دوت‌وایلر چی؟

463
00:38:39,880 --> 00:38:42,240
‫خانواده‌اش نسل‌ها اینجا خدمتکار بوده‌اند.

464
00:38:44,080 --> 00:38:46,720
‫خون خاندان فون بوده توی همین سنگ‌ها جاریه.

465
00:38:48,160 --> 00:38:51,879
‫ما اشرافیم؛ زنجیره‌ای ناگسستنی از اقتدار،

466
00:38:51,880 --> 00:38:54,119
‫وقار و قدرت.

467
00:38:54,120 --> 00:38:57,639
‫ولی الان خیلی قدرتمند به نظر نمی‌رسین، نه؟

468
00:38:57,640 --> 00:39:01,519
‫برای زنده‌موندن دارین به نقره‌جات خانوادگی یا فولیوی شکسپیر چوب حراج می‌زنین.

469
00:39:01,520 --> 00:39:05,799
‫ببخشید. من اینجا نیستم.
‫نادیده‌ام بگیرید. خیلی جالبه.

470
00:39:05,800 --> 00:39:10,799
‫راستش فکر نکنم ایرما خیلی
‫دل خوشی از هیچ‌کدومشون داشت.

471
00:39:10,800 --> 00:39:12,839
‫منظورم کافمن و دوت‌وایلره.

472
00:39:12,840 --> 00:39:15,399
‫فکر می‌کرد از بالا بهش نگاه می‌کنن.

473
00:39:15,400 --> 00:39:16,839
‫از بالا بهش نگاه می‌کردن؟

474
00:39:16,840 --> 00:39:19,519
‫خب، بعد از خودکشی پدرش،
‫لوتر ایرما رو پیش خودش آورد.

475
00:39:19,520 --> 00:39:22,999
‫قیمش شد. ایرما توی همین قلعه بزرگ شد.

476
00:39:23,000 --> 00:39:25,799
‫همه می‌دونستن زندگی ایرما
‫به لطف و کمک لوتر وابسته‌ست.

477
00:39:25,800 --> 00:39:29,679
‫پدر ایرما خودکشی کرد؟ ببخشید. باز منم.

478
00:39:29,680 --> 00:39:32,399
‫راز نیست که پدرم توی سقوط
‫بازار همه‌چیزش رو از دست داد.

479
00:39:32,400 --> 00:39:36,599
‫بازار سهام. من هیچی نداشتم.
‫لوتر من رو پیش خودش آورد.

480
00:39:36,600 --> 00:39:39,879
‫آخرش تونستم برم برلین. ولی بعد جنگ...

481
00:39:39,880 --> 00:39:42,159
‫رابطه‌تون با اون دو مردِ کشته‌شده چی بود؟

482
00:39:42,160 --> 00:39:44,199
‫صرفاً حرفه‌ای.

483
00:39:44,200 --> 00:39:46,519
‫دکتر کافمن داروهایی رو که
‫مصرف می‌کنم برام تهیه می‌کرد.

484
00:39:46,520 --> 00:39:48,559
‫- برای خواب، درسته؟
‫- بله.

485
00:39:48,560 --> 00:39:51,239
‫طبق یادداشت‌های دکتر،
‫فکر کنم سکوباربیتال بوده.

486
00:39:51,240 --> 00:39:53,839
‫یه باربیتورات.

487
00:39:53,840 --> 00:39:56,839
‫ولی کسی که واقعاً باید حسابی ازش بازجویی کنین، اون زن ژاپنیه.

488
00:39:56,840 --> 00:39:58,479
‫- جدی؟
‫- اوه، بله.

489
00:39:58,480 --> 00:40:01,799
‫به‌خاطر کاری که کافمن با آقای یامائوچی کرد.

490
00:40:01,800 --> 00:40:05,199
‫سر شوهرتون چی اومد؟ لابد جنگ.

491
00:40:05,200 --> 00:40:08,959
‫نه، جنگ نه. از پریتونیت مرد.

492
00:40:08,960 --> 00:40:10,679
‫در ژاپن؟

493
00:40:10,680 --> 00:40:12,679
‫نه. همین‌جا.

494
00:40:12,680 --> 00:40:15,159
‫- چی، همین‌جا؟
‫- علائمش رو نادیده گرفتن.

495
00:40:15,160 --> 00:40:17,439
‫وقتی فهمید چه خبره، دیگه دیر شده بود.

496
00:40:17,440 --> 00:40:20,280
‫این علائم رو دکتر کافمن نادیده گرفته بود؟

497
00:40:22,520 --> 00:40:25,319
‫خب، لوتر حسابی به‌هم ریخته. صورتش رو دیدی؟

498
00:40:25,320 --> 00:40:27,519
‫خب، پیشخدمتش و دوست دکترش

499
00:40:27,520 --> 00:40:31,719
‫هردو هم به شیوه‌هایی هولناک و عجیباً نمایشی کشته شدن.

500
00:40:31,720 --> 00:40:35,479
‫شما خودتون رو دوست لوتر می‌دونید، عالیجناب؟

501
00:40:35,480 --> 00:40:37,519
‫لوتر اصلاً دوستی نداره.

502
00:40:37,520 --> 00:40:40,559
‫فقط آدم‌هایی داره که یه مدت به دردش می‌خورن.

503
00:40:40,560 --> 00:40:43,879
‫البته رابطهٔ ما بیشتر از یه آشنایی ساده‌ست.

504
00:40:43,880 --> 00:40:47,799
‫کمکش کردم چند چیز بخره و بفروشه؛ خزانه‌ش رو پر نگه داره.

505
00:40:47,800 --> 00:40:50,119
‫تا جایی که می‌فهمم، از پایان جنگ

506
00:40:50,120 --> 00:40:52,159
‫تقریباً پای ثابت اینجا شدید.

507
00:40:52,160 --> 00:40:53,879
‫لوتر خیلی به من لطف داشته.

508
00:40:53,880 --> 00:40:56,399
‫لابد خدمه رو خیلی خوب شناخته بودید.

509
00:40:56,400 --> 00:40:59,559
‫- دوت‌وایلرِ بیچاره.
‫- واقعاً تکان‌دهنده‌ست.

510
00:40:59,560 --> 00:41:02,799
‫دوت‌وایلر اتفاقاً عادت داشت عطر خیلی تند بزنه؟

511
00:41:02,800 --> 00:41:04,839
‫عطر؟

512
00:41:04,840 --> 00:41:06,279
‫اُ دو کلن دو کوک؟

513
00:41:06,280 --> 00:41:07,999
‫تا جایی که من می‌دونم، نه.

514
00:41:08,000 --> 00:41:10,159
‫می‌گید تمام روزی که کافمن
‫کشته شد توی قلعه بودید.

515
00:41:10,160 --> 00:41:12,559
‫دیشب چی؟

516
00:41:12,560 --> 00:41:17,039
‫هیچ شاهدی ندارم که بگه کجا بودم. البته تنها می‌خوابم.

517
00:41:17,040 --> 00:41:21,999
‫آه، بله. خیلی‌ها بیوه شده‌اند.
‫حتماً براتون خیلی سخته.

518
00:41:22,000 --> 00:41:24,239
‫آدم یاد می‌گیره خم به ابرو نیاره.

519
00:41:24,240 --> 00:41:27,280
‫مطمئنم آقای فون بوده مایهٔ
‫آرامش زیادی براتون بوده.

520
00:41:28,920 --> 00:41:31,239
‫شما دوتا اون دو مقتول رو چقدر می‌شناختید؟

521
00:41:31,240 --> 00:41:34,399
‫خب، طی این سال‌ها طبیعتاً
‫هردوشون رو دیده بودیم.

522
00:41:34,400 --> 00:41:37,879
‫هردوشون افتضاح بودن. کافمن خیلی ساکت بود.

523
00:41:37,880 --> 00:41:41,079
‫آدم رو مورمور می‌کرد. دوت‌وایلر...

524
00:41:41,080 --> 00:41:43,559
‫من بهش می‌گفتم فرانکنشتاین.

525
00:41:43,560 --> 00:41:46,159
‫یه غول زمخت و دست‌وپاچلفتی.

526
00:41:46,160 --> 00:41:48,239
‫هیولاش.

527
00:41:48,240 --> 00:41:49,399
‫ببخشید؟

528
00:41:49,400 --> 00:41:52,199
‫هیولای فرانکنشتاین. اون غول زمخت، هیولا بود.

529
00:41:52,200 --> 00:41:56,559
‫هیولای فرانکنشتاین، نه خود فرانکنشتاین. ببخشید، ولش کنید.

530
00:41:56,560 --> 00:41:58,599
‫پس طرفدار هیچ‌کدوم نبودید؟

531
00:41:58,600 --> 00:42:01,079
‫نه، ولی حوصله‌سربر بودن آدم‌ها توی مهمونی

532
00:42:01,080 --> 00:42:05,159
‫انگیزهٔ خیلی سستی برای
‫قتله، فکر نمی‌کنید بازرس؟

533
00:42:05,160 --> 00:42:08,039
‫وگرنه نصف بلگراویا باید پای میز محاکمه می‌بود.

534
00:42:08,040 --> 00:42:10,919
‫داشتم فکر می‌کردم، آقای مِلموث...

535
00:42:10,920 --> 00:42:12,999
‫مِلموث.

536
00:42:13,000 --> 00:42:15,519
‫اسم یه کتابه، نه؟ «ملموث سرگردان».

537
00:42:15,520 --> 00:42:17,799
‫یه اثر کلاسیک گوتیک.

538
00:42:17,800 --> 00:42:20,920
‫مثل خودم. بامزه‌ست.

539
00:42:22,160 --> 00:42:26,639
‫این همون اسمی نبود که اسکار
‫وایلد در تبعید استفاده می‌کرد؟

540
00:42:26,640 --> 00:42:29,199
‫سباستین مِلموث.

541
00:42:29,200 --> 00:42:31,239
‫واقعاً؟

542
00:42:31,240 --> 00:42:33,079
‫انگیزهٔ قوی‌تری به ذهنتون می‌رسه

543
00:42:33,080 --> 00:42:35,119
‫که کسی بخواد این دو مرد رو بکشه؟

544
00:42:35,120 --> 00:42:37,879
‫- لابد کار یه دیوونه‌ست.
‫- یا...

545
00:42:37,880 --> 00:42:39,319
‫یا؟

546
00:42:39,320 --> 00:42:43,719
‫خب، همه شایعات این بابانوئلِ شوم رو شنیدیم.

547
00:42:43,720 --> 00:42:46,879
‫اسمش چی بود؟ نیکی‌نکی؟

548
00:42:46,880 --> 00:42:48,919
‫کنِشت روپ‌رِشت.

549
00:42:48,920 --> 00:42:50,839
‫بله، همون.

550
00:42:50,840 --> 00:42:52,479
‫این نظریه مال کیه؟

551
00:42:52,480 --> 00:42:54,519
‫- متأسفانه مال منه.
‫- عجب.

552
00:42:54,520 --> 00:42:56,999
‫یعنی حالا مرگ شهروندان محترم آلمانی

553
00:42:57,000 --> 00:43:00,839
‫باید به دست آماتورهای انگلیسی

554
00:43:00,840 --> 00:43:03,759
‫و یهودی‌ها بررسی بشه؟!

555
00:43:03,760 --> 00:43:07,119
‫آقای... آقای بوک... آقای مِل... مِل...

556
00:43:07,120 --> 00:43:09,359
‫...آقای مِلموث از آشناهای من در لندنه.

557
00:43:09,360 --> 00:43:11,399
‫هر کمکی از دستش بربیاد،
‫با کمال میل پذیرفته‌ست.

558
00:43:11,400 --> 00:43:15,039
‫انگار سلاخی‌شدن‌شون به‌اندازه‌ی کافی بد نبود.

559
00:43:15,040 --> 00:43:19,079
‫حالا این تحقیر هم هست؛
‫تنبیه شدن مثل بچه‌های شیطون!

560
00:43:19,080 --> 00:43:21,399
‫منزجرکننده‌ست.

561
00:43:21,400 --> 00:43:23,680
‫پیدا کنید کار کی بوده، آن هم هرچه زودتر.

562
00:43:26,160 --> 00:43:28,559
‫تمام تلاشم رو می‌کنم.

563
00:43:28,560 --> 00:43:34,200
‫ولی بد نیست یادتون باشه، آقای فون بوده، بالاخره کی اون جنگ لعنتی رو برد.

564
00:43:44,640 --> 00:43:48,719
‫- عجب رویی دارید.
‫- ببخشید؟

565
00:43:48,720 --> 00:43:52,640
‫این‌طور اومدید توی خونهٔ من، آقای بوک!

566
00:44:04,360 --> 00:44:08,159
‫به فلیکس نامه نوشتم، منتظر
‫جوابش موندم. هی منتظر و منتظر.

567
00:44:08,160 --> 00:44:11,999
‫فلیکس هیچ‌وقت اون نامه‌های لعنتی‌تون
‫رو ندید. اون موقع توی آسایشگاه بود.

568
00:44:12,000 --> 00:44:14,999
‫- با این به‌اصطلاح تومور.
‫- هر اسمی دلتون می‌خواد روش بذارید.

569
00:44:15,000 --> 00:44:17,199
‫یه جور ناخوشی بود؛ یه بیماری.

570
00:44:17,200 --> 00:44:19,239
‫بیماری؟

571
00:44:19,240 --> 00:44:21,279
‫به انحرافی دچار شده بود

572
00:44:21,280 --> 00:44:23,319
‫که باعث می‌شد از اینکه خونِ خودم بود شرم کنم.

573
00:44:23,320 --> 00:44:25,359
‫اوه، معلومه.

574
00:44:25,360 --> 00:44:29,600
‫تنها وارثم. وارث خاندان فون بوده.

575
00:44:30,920 --> 00:44:33,520
‫منحط. فاسد.

576
00:44:34,600 --> 00:44:36,600
‫شما فاسدش کردید.

577
00:44:42,080 --> 00:44:44,360
‫پس حبسش کردید؟

578
00:44:45,400 --> 00:44:48,679
‫کافمن فکر می‌کرد شاید به درمان جواب بده،

579
00:44:48,680 --> 00:44:54,199
‫ولی بهتر بود همون موقع مثل یه حیوان مریض از شر فلیکس خلاص می‌شدم.

580
00:44:54,200 --> 00:44:59,359
‫همین کار رو کردید؟ چون اصلاً
‫توموری در کار نبود، بود لوتر؟

581
00:44:59,360 --> 00:45:01,719
‫مهم نیست چه دروغی به خودتون گفتید.

582
00:45:01,720 --> 00:45:04,919
‫با اون پسر سر و کله‌تون اینجا پیدا می‌شه،

583
00:45:04,920 --> 00:45:08,919
‫با بهانهٔ دروغین و اسم جعلی،

584
00:45:08,920 --> 00:45:11,719
‫بعد هم ادعا می‌کنه گوشت و خون خود منه.

585
00:45:11,720 --> 00:45:13,720
‫چه تصادف عجیبی.

586
00:45:16,680 --> 00:45:19,839
‫یا شاید چیزی بیشتر؛ یه توطئه.

587
00:45:19,840 --> 00:45:25,239
‫توطئه‌ای که به مرگ کافمن
‫و دوت‌وایلر ختم شده.

588
00:45:25,240 --> 00:45:28,280
‫اون شب واقعاً چه اتفاقی افتاد، لوتر؟

589
00:45:30,000 --> 00:45:32,479
‫آخر چه بلایی سر فلیکس آوردی؟

590
00:45:32,480 --> 00:45:35,039
‫اومدید اینجا تا فولیوی دوم شکسپیر رو بخرید.

591
00:45:35,040 --> 00:45:38,920
‫متأسفم اطلاع بدم که دیگه فروشی نیست.

592
00:45:40,640 --> 00:45:42,760
‫فکر می‌کنم کار ما اینجا تمومه.

593
00:45:56,560 --> 00:45:58,719
‫خب...

594
00:45:58,720 --> 00:46:00,720
‫گند زدیم بهش، نه؟

595
00:46:10,880 --> 00:46:13,039
‫اوه نه، نه نه نه نه.

596
00:46:13,040 --> 00:46:14,279
‫نه؟

597
00:46:14,280 --> 00:46:16,959
‫نه، من... من دیگه مشروب نمی‌خورم.

598
00:46:16,960 --> 00:46:19,080
‫دیگه مشروب نمی‌خورید؟

599
00:46:20,360 --> 00:46:22,360
‫کمتر هم نمی‌خورم.

600
00:46:23,840 --> 00:46:26,319
‫اوه خدای من. حالتون خوبه؟

601
00:46:26,320 --> 00:46:28,359
‫متأسفانه بحث یه کم داغ شد.

602
00:46:28,360 --> 00:46:30,399
‫فکر کردم می‌خواد منو بزنه.

603
00:46:30,400 --> 00:46:35,399
‫جک چطور با همهٔ اینا کنار میاد؟
‫باید براش یه کم سنگین باشه.

604
00:46:35,400 --> 00:46:40,959
‫اتفاقاً خیلی خویشتن‌داره. پسر قابل‌تحسینیه؛ پسرِ پدرشه.

605
00:46:40,960 --> 00:46:43,480
‫مواظب خودتون هستید، مگه نه؟

606
00:46:45,240 --> 00:46:47,599
‫من همیشه مواظبم، تراتی.

607
00:46:47,600 --> 00:46:49,839
‫نه همیشه.

608
00:46:49,840 --> 00:46:51,919
‫اونجا همه‌چی خوبه؟

609
00:46:51,920 --> 00:46:54,679
‫بله، بله، البته.

610
00:46:54,680 --> 00:46:56,719
‫سقف اتاق‌خواب؟

611
00:46:56,720 --> 00:46:58,279
‫- مثل روز اول.
‫- تراتی؟

612
00:47:03,680 --> 00:47:07,319
‫تو هم مواظب خودت باش، عشقم. بهتره برم.

613
00:47:07,320 --> 00:47:11,239
‫این‌جا دیوارها گوش دارن. هر
‫وقت تونستم باهات حرف می‌زنم.

614
00:47:11,240 --> 00:47:13,240
‫- خداحافظ، بوک.
‫- خداحافظ.

615
00:47:25,280 --> 00:47:28,119
‫بفرما. فکر کنم حقته.

616
00:47:28,120 --> 00:47:29,599
‫ممنون.

617
00:47:29,600 --> 00:47:35,079
‫می‌دونم این... این همه‌چی باید
‫برات خیلی سخت باشه، بوک، پس...

618
00:47:35,080 --> 00:47:37,400
‫من خوبم. ما خوب می‌شیم.

619
00:47:38,520 --> 00:47:40,639
‫وقتشه دوباره جمع‌بندی کنیم. چی داریم؟

620
00:47:40,640 --> 00:47:42,879
‫خب، انگیزه تا دلت بخواد.

621
00:47:42,880 --> 00:47:46,639
‫مادام یامائوچی دکتر کافمن
‫رو مقصر مرگ شوهرش می‌دونه.

622
00:47:46,640 --> 00:47:50,999
‫و می‌دونیم بین کافمن و دوت‌وایلر کینه‌ی قدیمی بوده.

623
00:47:51,000 --> 00:47:53,279
‫بعد خود دوت‌وایلر هم کشته شد.

624
00:47:53,280 --> 00:47:55,759
‫با اوردوز همون باربیتورات‌هایی کشته شد

625
00:47:55,760 --> 00:47:58,559
‫که ایرما کوایسر برای خواب مصرف می‌کنه.

626
00:47:58,560 --> 00:48:01,439
‫و کی می‌دونه والاحضرت و اون یانکی

627
00:48:01,440 --> 00:48:05,599
‫غیر از چیزهایی که می‌دونیم، چه
‫چیزهای دیگه‌ای رو پنهان می‌کنن.

628
00:48:05,600 --> 00:48:07,600
‫بعد هم این هست.

629
00:48:09,200 --> 00:48:10,479
‫اوه، چیه؟

630
00:48:10,480 --> 00:48:13,039
‫بالاخره یه چیزی توی دفتر حساب‌های دکتر پیدا کردم.

631
00:48:13,040 --> 00:48:16,559
‫لوتر هزینهٔ دو بیمارِ آسایشگاه رو می‌داده.

632
00:48:16,560 --> 00:48:18,439
‫دو نفر؟

633
00:48:18,440 --> 00:48:20,959
‫پدر جک و یک بیمار دیگه، قدیمی‌تر،

634
00:48:20,960 --> 00:48:25,519
‫که از سال ۱۹۱۲ بستری شده بود و فقط دو ماه پیش از اونجا رفته.

635
00:48:25,520 --> 00:48:28,039
‫می‌دونی کی بوده؟

636
00:48:28,040 --> 00:48:32,599
‫اسمی نیست. عجیبه. کلید همهٔ این ماجرا لوتره.

637
00:48:32,600 --> 00:48:35,879
‫عنکبوت وسط تار.

638
00:48:35,880 --> 00:48:41,039
‫از ته دلم حسش می‌کنم. باید وادارش کنیم حرف بزنه.

639
00:48:41,040 --> 00:48:44,920
‫خب، این یکی کار شما دوتاست. ما رو با تیپا انداختن بیرون.

640
00:48:47,720 --> 00:48:54,359
‫خب آقایون، به سلامتی یه آینده‌ی تازه و بهتر. پروست.

641
00:48:54,360 --> 00:48:56,360
‫پروست.

642
00:49:02,200 --> 00:49:04,799
‫«سفید و برفی‌ست سراسر زمین؛

643
00:49:04,800 --> 00:49:08,120
‫قدیس نیکلاس می‌آید، عصا به دست.

644
00:49:09,560 --> 00:49:12,400
‫همراهش کیست با آن چهرهٔ ترسناک؟

645
00:49:14,800 --> 00:49:18,240
‫کنِشت روپ‌رِشت، روپ‌رِشت؛ پتو را محکم بکش.

646
00:49:20,960 --> 00:49:23,160
‫کنِشت روپ‌رِشت سرک می‌کشد و می‌پاید،

647
00:49:26,040 --> 00:49:28,720
‫همهٔ بچه‌هایی را که امسال بد بوده‌اند.

648
00:49:32,040 --> 00:49:34,079
‫دیگر برای کلیسا رفتن دیر است؛

649
00:49:34,080 --> 00:49:38,559
‫زغال، بعد گونی، بعد ترکهٔ توس؛

650
00:49:38,560 --> 00:49:41,999
‫روپ‌رِشت خودش خواهد گفت

651
00:49:42,000 --> 00:49:46,120
‫چه کسی به بهشت می‌رود و چه کسی به جهنم.»

652
00:50:18,040 --> 00:50:20,040
‫لوتر؟

653
00:50:21,200 --> 00:50:23,880
‫لوتر، چرا نیومدی بخوابی؟

654
00:50:26,440 --> 00:50:28,440
‫لوتر؟

655
00:50:29,440 --> 00:50:49,440
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
