WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:29.760 --> 00:32.159
‫آزاد شده. منظورت چیه، آزاد شده؟

00:32.159 --> 00:36.279
‫- دیشب برگهٔ آزادی رو امضا کردم.
‫- هوم.

00:36.280 --> 00:41.079
‫- میمون.
‫- ولی این عالیه.
‫- عالیه.

00:41.080 --> 00:43.680
‫خب، لوتر رو که می‌شناسیم.

00:44.760 --> 00:46.760
‫و... غافلگیری‌هاش رو.

00:52.560 --> 00:57.719
‫فکر کنم تابستون توی مونیخ همدیگه رو دیدیم.

01:00.920 --> 01:04.679
‫شوهرم همراه هیئت ژاپنی بود، دوشس آلبرتا.

01:04.680 --> 01:08.399
‫- آها.
‫- متأسفانه نتونستم شرکت کنم.

01:08.400 --> 01:12.479
‫اوه عزیزم، چه صحنه‌ای رو از دست دادی.

01:12.480 --> 01:18.919
‫اون همه بدن ورزیده و براق.
‫این پسرهای زیبای آریایی.

01:18.920 --> 01:23.039
‫دقیقاً. آرمان المپیکی در ناب‌ترین شکلش.

01:23.040 --> 01:25.200
‫بله. اون هم البته.

01:29.520 --> 01:33.000
‫- وو!
‫- وو! آره، یالا.

01:34.360 --> 01:36.919
‫- اوه، به‌خاطر خدا.
‫- خب، ببخشید دیگه.

01:36.920 --> 01:39.479
‫فکر کنم یه کم مست کردین، هِر ویندجمر.

01:39.480 --> 01:42.200
‫من که همیشه مستم. مگه بقیه نیستن؟

01:43.480 --> 01:46.840
‫فکر نکنم زنم الان حالِ مهر و محبت به نوع بشر رو داشته باشه.

01:48.040 --> 01:50.079
‫هایل هیتلر.

01:51.400 --> 01:55.079
‫خانم‌ها و آقایان،

01:55.080 --> 01:59.199
‫به... خونه‌ی محقرم خوش اومدین.

02:02.240 --> 02:05.319
‫در این شب، خانوادهٔ فون
‫بوده دور هم جمع شده‌اند

02:05.320 --> 02:09.719
‫تا عیدِ قدیس نیکلاس را جشن بگیرند.

02:09.720 --> 02:12.839
‫برای مهمانان خارجی‌مان باید بگویم

02:12.840 --> 02:17.279
‫که این سنتی کاملاً آلمانی است.

02:17.280 --> 02:21.680
‫قدیس نیکلاس برای بچه‌های خوب هدیه می‌آورد،

02:23.000 --> 02:26.759
‫و بچه‌های بد را... کسی دیگر ملاقات می‌کند.

02:26.760 --> 02:30.680
‫خب، همهٔ این‌ها هنوز پیش رویمان است.

02:31.880 --> 02:36.079
‫اما امسال واقعاً مناسبت ویژه‌ای داریم.

02:36.080 --> 02:39.639
‫اگر کتاب مقدس رو بلد باشید، حتماً می‌دونید

02:39.640 --> 02:42.560
‫تمثیل «پسر گمشده» چی می‌گه.

02:44.600 --> 02:48.080
‫خانم‌ها و آقایان، وقتش رسیده.

02:49.080 --> 02:56.080
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:14.440 --> 03:17.240
‫ببخشید، لطفاً. ممنون.

03:19.560 --> 03:22.520
‫ببخ... اوه، ببخشید آقایون. ممنون.

03:25.080 --> 03:27.080
‫ببخشید.

03:31.560 --> 03:34.759
‫یه پرتزل. احتمالاً مال قبل از جنگ.

03:34.760 --> 03:37.559
‫- هان؟
‫- کل چیزی بود که بوفه داشت.

03:37.560 --> 03:39.799
‫البته اسمش رو «بوفه» گذاشتن هم خیلی لطفه،

03:39.800 --> 03:42.199
‫و وعده‌ی قهوه بیشتر تهدید بود تا وعده.

03:42.200 --> 03:44.239
‫فکر کنم یکی از کم‌اهمیت‌ترین عوارض

03:44.240 --> 03:46.279
‫باختن یه جنگ جهانی همینه.

03:46.280 --> 03:48.759
‫افت کیفیت خوراکِ توی قطار.

03:48.760 --> 03:50.799
‫ساندویچ بیکن چطوره؟

03:50.800 --> 03:52.839
‫اوه، کاش بود.

03:52.840 --> 03:54.840
‫تراتی از قبل فکرش رو کرده بود.

03:56.360 --> 04:00.200
‫خانم بوک، خانم بوک، بدون شما چه می‌کردیم؟

04:05.680 --> 04:08.639
‫می‌دونی، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫از انگلستان خارج بشم.

04:08.640 --> 04:11.559
‫چه برسه به این همه ماجرا.

04:11.560 --> 04:14.359
‫- ممنون.
‫- قابلی نداشت.

04:14.360 --> 04:16.399
‫ولی برای تعطیلات نیومدیم، پسرم. یادت هست؟

04:16.400 --> 04:18.439
‫نه، نه، معلومه که نه.

04:18.440 --> 04:20.479
‫- آماده‌ای؟
‫- بازم؟

04:20.480 --> 04:23.320
‫باید داستانمون رو یکی کنیم،
‫وگرنه اصلاً تحویلمون نمی‌گیرن.

04:24.480 --> 04:28.639
‫سباستین ملموث، کتاب‌فروش مشهورِ نسخ قدیمی...

04:28.640 --> 04:29.799
‫سلام.

04:29.800 --> 04:32.759
‫...راهی آلمانه، همراه دستیار مورد اعتماد و به‌طرز خیره‌کننده‌ای خوش‌قیافه‌اش،

04:32.760 --> 04:35.439
‫و مورد اعتمادش، آقای جک بلانت.

04:35.440 --> 04:38.079
‫پس چرا من هویت مخفی ندارم؟

04:38.080 --> 04:40.119
‫خب، تو که لازم نداری، نه؟

04:40.120 --> 04:43.359
‫لوتر فون بوده اسم من رو
‫می‌دونه. اسم تو رو نه.

04:43.360 --> 04:46.039
‫و نمی‌دونه که اتفاقاً نوه‌اشی. ادامه بده.

04:46.040 --> 04:48.679
‫لوتر می‌خواد یه نسخه از
‫فولیوی دوم شکسپیر بفروشه،

04:48.680 --> 04:51.439
‫و این راه‌مون برای جلب اعتمادشه.

04:51.440 --> 04:53.599
‫اما نباید بفهمه تو کی هستی.

04:53.600 --> 04:56.639
‫دقیقاً. من هم قاطی جمع می‌شم،
‫یه کلاه مسخره سرم می‌ذارم،

04:56.640 --> 04:58.959
‫پشت پرده قایم می‌شم و از این جور کارها.

04:58.960 --> 05:01.159
‫تا وقت داشته باشیم بفهمیم... بی‌سروصدا.

05:01.160 --> 05:05.959
‫...بی‌سروصدا بفهمیم ۵ دسامبر
‫۱۹۳۶ چه بلایی سر پدرم اومد.

05:05.960 --> 05:09.480
‫باید با دکتر کافمن حرف بزنیم،

05:11.520 --> 05:17.359
‫چون همون کسیه که نامه‌هایی رو که
‫برای فلیکس فرستاده بودی پس فرستاد.

05:17.360 --> 05:19.399
‫همون آدمیه که بهت گفت پدرم

05:19.400 --> 05:22.839
‫توی آسایشگاه، بر اثر تومور مغزی مرده.

05:22.840 --> 05:24.079
‫بله.

05:24.080 --> 05:28.159
‫همون روزی که از فلیکس توی
‫مهمونی کریسمس عکس گرفته شده.

05:28.160 --> 05:32.999
‫یکی داره دروغ می‌گه. شاید
‫هم خیلی‌ها دارن دروغ می‌گن.

05:33.000 --> 05:36.279
‫و علاوه بر اون... علاوه
‫بر اون، دوشس آلبرتا...

05:36.280 --> 05:38.559
‫وظیفه‌ی اشرافی‌مون.

05:38.560 --> 05:40.879
‫...فولیوی شکسپیر علیه اون مدرکه،

05:40.880 --> 05:42.919
‫و کلی سؤال پیش میاره دربارهٔ

05:42.920 --> 05:47.359
‫اینکه چه چیزهای دیگه‌ای رو شاید از
‫خزانهٔ سلطنتی... «آزاد» کرده باشه.

05:47.360 --> 05:50.439
‫ولی باید آروم و بااحتیاط پیش بریم.

05:50.440 --> 05:53.239
‫وقتی، و فقط وقتی، لوتر بهمون اعتماد کرد،

05:53.240 --> 05:56.359
‫اون‌وقت هویت واقعی تو
‫رو فاش می‌کنیم. فهمیدی؟

05:56.360 --> 05:59.959
‫فهمیدم. خود اینجا چی؟

05:59.960 --> 06:01.999
‫اسمش چی بود؟ ویرل؟

06:02.000 --> 06:03.879
‫وورل.

06:03.880 --> 06:06.279
‫بابای من هیچ‌وقت زیاد درباره‌ش حرف می‌زد؟

06:06.280 --> 06:09.919
‫اوه، بله. از توصیف‌های فلیکس که بگی،

06:09.920 --> 06:12.480
‫انگار یه جاییه از دل قصه‌های پریان.

06:29.760 --> 06:31.760
‫خب، اشتباه هم نمی‌کرد.

06:37.680 --> 06:39.719
‫- چیه؟
‫- اوه، هیچی.

06:39.720 --> 06:43.239
‫فقط فکر می‌کردم پایین تپه
‫یکی میاد دنبالمون، همین.

06:43.240 --> 06:45.240
‫خب، چه می‌شه کرد.

07:32.120 --> 07:34.439
‫اینجا چه خبر کوفتیه؟

07:34.440 --> 07:36.519
‫حسابی بوی نورنبرگ می‌ده.

07:36.520 --> 07:40.480
‫فکر کنم کریسمس، کریسمسه؛ حتی
‫اگه جنگی هم در کار بوده باشه.

09:23.160 --> 09:26.839
‫اِ... ملموث؟ دوت‌وایلر هستم.
‫بابت دیرکردم عذر می‌خوام.

09:26.840 --> 09:29.240
‫اصلاً بهش فکر نکنید.

09:40.560 --> 09:41.839
‫بفرمایید.

09:41.840 --> 09:43.840
‫خیلی ممنون.

09:51.360 --> 09:53.399
‫عصبی‌ای؟

09:53.400 --> 09:55.720
‫- نه.
‫- من هم همین‌طور.

10:35.640 --> 10:38.239
‫درست مثل قدیما، هان؟

10:38.240 --> 10:41.360
‫اوه، خدا. چه افسرده‌کننده.

10:43.960 --> 10:45.999
‫شاید هیتلر یه کارش درست بود.

10:46.000 --> 10:49.279
‫جای تو بودم این رو خیلی بلند نمی‌گفتم.

10:49.280 --> 10:51.479
‫منظورم اینه که مغز خودش رو ترکوند.

10:51.480 --> 10:54.079
‫حالا دیگه فقط همین به درد ما می‌خوره.

10:54.080 --> 10:59.760
‫آخه نگاهمون کن. چه منظرهٔ
‫غم‌انگیزی. تو چی فکر می‌کنی، گای؟

11:00.800 --> 11:04.639
‫نظرت چیه کل این گله رو خلاص کنیم؟ البته کاملاً انسانی.

11:04.640 --> 11:10.079
‫فقط بگو، عزیزم. قول می‌دم
‫درد نداشته باشه... زیاد.

11:10.080 --> 11:13.039
‫چه حرف‌های شیرینی می‌زنی.

11:13.040 --> 11:14.399
‫مزخرفه.

11:14.400 --> 11:16.759
‫حرف‌هات مزخرفه، آلبرتای عزیزم.

11:16.760 --> 11:19.839
‫امشب عیدِ قدیس نیکلاسه،

11:19.840 --> 11:21.879
‫و ما درست مثل قدیم جشن می‌گیریم.

11:21.880 --> 11:26.480
‫هنوز اینجاییم. دوام آوردیم.

11:28.760 --> 11:30.839
‫بیشترمون.

11:30.840 --> 11:34.760
‫و عزیزترین آدم‌هام رو دوباره به آغوش پرمهرم برگردونده‌ام.

11:38.560 --> 11:42.559
‫اما ایرما کجاست؟ آقای دکتر چی؟

11:42.560 --> 11:44.560
‫بله. کافمن کجاست؟

12:58.360 --> 13:01.199
‫باید عذر بخوام که شخصاً نیومدم استقبالتون.

13:01.200 --> 13:06.239
‫اما مرد خیلی پرمشغله‌ای هستم. لوتر فون بوده.

13:06.240 --> 13:10.600
‫سباستین ملموث. خوشوقتم. دستیارم، آقای بلانت.

13:16.560 --> 13:20.359
‫امیدوارم معامله‌مون زود
‫به نتیجه برسه، آقای ملموث.

13:20.360 --> 13:22.559
‫چه خوب می‌شد، نه؟

13:22.560 --> 13:24.560
‫بفرمایید.

13:26.520 --> 13:29.639
‫آروم جلو برو، جک. یادت هست؟ آروم.

13:29.640 --> 13:33.400
‫آره، آره. لازم نیست نگران من باشی.

13:49.360 --> 13:52.360
‫نفیسه. واقعاً نفیسه.

13:53.760 --> 13:56.919
‫فولیوی دوم، با صحافیِ چرم گوساله‌ی تیره.

13:56.920 --> 14:00.159
‫چاپ ۱۶۳۲. فوق‌العاده کمیاب.

14:00.160 --> 14:04.239
‫و بااین‌حال می‌خواید
‫بفروشید. لابد به‌خاطر جنگ.

14:04.240 --> 14:07.559
‫نگهداری اینجا که نمی‌تونه ارزون باشه.

14:07.560 --> 14:09.759
‫درسته.

14:09.760 --> 14:13.559
‫خیلی از خانواده‌های اشرافی
‫چیزهای زیادی از دست داده‌اند.

14:13.560 --> 14:16.600
‫خوشبختانه خاندان فون بوده جزوشون نیست.

14:18.280 --> 14:21.600
‫خواهید دید که چانه‌زن پیرِ مکاری‌ام، آقای ملموث.

14:23.200 --> 14:25.200
‫حالا من آخرین نفر از خاندانم هستم.

14:27.440 --> 14:29.479
‫خب، همه‌چی خیلی امیدوارکننده به نظر میاد،

14:29.480 --> 14:31.519
‫اما مبلغ خیلی بالایی می‌خواید.

14:31.520 --> 14:33.119
‫می‌شه کمی وقت داشته باشم؟

14:33.120 --> 14:35.800
‫البته، البته. شما مهمانان محترم من هستید.

14:37.480 --> 14:40.639
‫مهمانان محترم بریتانیایی من.

14:40.640 --> 14:43.000
‫بالاخره حالا همه با هم دوستیم.

14:46.880 --> 14:48.919
‫حتماً خسته‌اید.

14:48.920 --> 14:52.920
‫لطفاً ادامهٔ این بحث رو بذاریم برای صبح.

14:58.880 --> 15:01.679
‫مورد محبوبی دارید؟

15:01.680 --> 15:03.279
‫محبوب، قربان؟

15:03.280 --> 15:06.119
‫از نمایشنامه‌ها. نمایشنامه‌های شکسپیر؟

15:06.120 --> 15:09.679
‫به‌عنوان دستیار آقای ملموث،
‫حتماً خیلی خوب می‌شناسیدشون.

15:09.680 --> 15:13.999
‫جک اون‌قدر مورد علاقه داره
‫که نمی‌شه شمرد، نه جک؟

15:14.000 --> 15:15.399
‫آره.

15:15.400 --> 15:19.079
‫یعنی همه‌ی معروف‌ها؛ دانمارکیه، تِین، مغربیه.

15:19.080 --> 15:22.159
‫هرچند «تلاش بیهودهٔ عشق»
‫دیگه هرگز نباید اجرا بشه.

15:22.160 --> 15:24.199
‫داگبری هم در «هیاهوی
‫بسیار برای هیچ» که دیگه...

15:24.200 --> 15:27.399
‫- «تاجر ونیزی».
‫- اوه.

15:27.400 --> 15:29.760
‫«رحمت را به اجبار نمی‌توان آورد؛

15:30.840 --> 15:33.039
‫چون بارانی نرم فرو می‌چکد

15:33.040 --> 15:36.320
‫از آسمان، بر زمینِ زیر پایش.»

15:38.960 --> 15:42.560
‫نمایشنامه‌ی محبوب شکسپیرتون کدومه، آقای فون بوده؟

15:43.640 --> 15:45.640
‫«تیتوس آندرونیکوس».

15:47.600 --> 15:50.039
‫خب، همون‌طور که گفتید،
‫روز خیلی طولانی‌ای بود.

15:50.040 --> 15:53.879
‫- شما آخرین نفرِ خاندان نیستید.
‫- چی؟
‫- خاندان فون بوده.

15:53.880 --> 15:58.199
‫آخرین نفر نیستید. من هم هستم.

15:58.200 --> 16:00.239
‫چی؟

16:00.240 --> 16:02.240
‫- من نوه‌تونم.
‫- جک...

16:05.880 --> 16:09.800
‫- چی گفتی؟
‫- من نوه‌تونم.
‫- من پسر فلیکسم.

16:11.920 --> 16:14.640
‫- نمی‌فهمم.
‫- حقیقت داره، آقای فون بوده.

16:19.480 --> 16:21.879
‫تو کی هستی؟

16:21.880 --> 16:26.759
‫اِم... من جک بلانتم. اِم...
‫من... من توی یتیم‌خونه بودم.

16:26.760 --> 16:30.799
‫اولین خاطره‌ام همینه،
‫و یه عکس از پدرم داشتم.

16:30.800 --> 16:35.560
‫همین عکس بود. این رو داشتم و یه اسم. همین.

16:40.880 --> 16:42.999
‫باورنکردنیه.

16:43.000 --> 16:45.799
‫ببینید، ببینید، همه‌چی اینجاست. همهٔ مدارک.

16:45.800 --> 16:49.799
‫قرار بود سرِ وقت خودش همه‌چی رو براتون توضیح بدیم.

16:49.800 --> 16:54.679
‫حقیقته. همه‌چی توی
‫مدارکه. به خدا راست می‌گم.

16:54.680 --> 16:56.680
‫من نوه‌تونم. پسر فلیکسم.

17:01.120 --> 17:03.759
‫پس شما، قربان، کی هستید؟

17:03.760 --> 17:06.439
‫فقط یه کتاب‌فروش. همون‌طور که گفتم.

17:06.440 --> 17:08.839
‫اسم شما به گوشم خورده بود، آقای فون بوده،

17:08.840 --> 17:11.839
‫و اینکه قصد فروش یه فولیوی شکسپیر رو دارید.

17:11.840 --> 17:14.399
‫فرصت زیادی خوبی بود که جک بخواد از دستش بده.

17:14.400 --> 17:16.839
‫قصد فریب‌دادن شما رو نداشتیم. واقعاً.

17:16.840 --> 17:18.880
‫جک فقط اومده چند جواب پیدا کنه.

17:22.840 --> 17:26.679
‫حتماً درک می‌کنید که این خبر یه شوک بزرگه.

17:26.680 --> 17:28.680
‫آره. نه، معلومه.

17:40.520 --> 17:44.400
‫شباهت هست. قطعاً شباهتی هست.

17:47.000 --> 17:49.199
‫این‌ها رو بررسی می‌کنم.

17:49.200 --> 17:51.600
‫آدم‌های من با دقت خیلی
‫زیادی بررسی‌شون می‌کنن.

17:52.760 --> 17:54.760
‫اگه این حقیقت داشته باشه...
‫داره.

17:59.760 --> 18:01.760
‫قسم می‌خورم.

18:05.960 --> 18:08.799
‫خیلی متأسفم، آقای بوک.

18:08.800 --> 18:12.119
‫فقط وقتی... وقتی گفت آخرین نفره، من...

18:12.120 --> 18:14.200
‫نتونستم توی خودم نگهش دارم.

18:16.600 --> 18:20.599
‫اون پدربزرگمه. هم‌خون منه.

18:20.600 --> 18:23.159
‫اون تنها کسیه که تا حالا...

18:23.160 --> 18:25.199
‫آخر دنیا که نشده.

18:25.200 --> 18:27.200
‫بالاخره یه زمانی قرار بود بهش بگیم.

18:28.440 --> 18:32.879
‫«رحمت را به اجبار نمی‌توان آورد.» واقعاً پر از غافلگیری‌ای.

18:32.880 --> 18:35.560
‫آره، حسابی خوندم، مگه نه؟

18:37.240 --> 18:39.640
‫خب، نظرت درباره‌ی عمارت آباواجدادی چیه؟

18:41.760 --> 18:44.519
‫دنج و جمع‌وجوره، نه؟

18:44.520 --> 18:48.360
‫بااین‌حال، همون‌طور که
‫توی جادهٔ آجری زرد می‌گن،

18:50.440 --> 18:52.440
‫هیچ‌جا خونهٔ خود آدم نمی‌شه.

19:08.040 --> 19:12.719
‫- عصر بخیر.
‫- اوه. اینجا فوق‌العاده‌ست.

19:12.720 --> 19:16.599
‫- زود اومدی.
‫- می‌خوای منتظر بمونم؟
‫- نه، نه، نه.

19:16.600 --> 19:21.639
‫موضوع اینه که... خب، فقط
‫باید مراقب باشم، رجی.

19:21.640 --> 19:23.679
‫یه زن شوهردارِ آبرودارم.

19:23.680 --> 19:27.519
‫خب، دقیقاً همونم. یا دست‌کم
‫باید همین‌طور به نظر بیام.

19:27.520 --> 19:30.559
‫من علاقه‌ی خاصی به اغواکردن زن‌های شوهردارِ آبرودار دارم.

19:30.560 --> 19:35.119
‫همهٔ این فقط یه اغواست؟

19:35.120 --> 19:37.719
‫تا حالا باید من رو بهتر
‫از این شناخته باشی، تراتی.

19:37.720 --> 19:41.440
‫پس یه هفتهٔ کامل فقط برای خودمونه.

19:43.960 --> 19:48.319
‫نورا مراقب کتاب‌فروشی‌ه.
‫کاملاً سرش رو گرم می‌کنه.

19:48.320 --> 19:52.360
‫فقط داگ می‌مونه، اون هم خیلی رازنگه‌داره.

20:08.600 --> 20:12.840
‫اوه، یالا. هر چیزی از
‫کنارش رد شدیم رو بو کشیدی.

20:34.240 --> 20:36.240
‫لعنتی.

20:43.360 --> 20:46.079
‫خدای من، لوتر. می‌خوای همین‌جوری
‫حرف این بچه رو باور کنی؟

20:46.080 --> 20:49.479
‫معلومه که نه. من که احمقِ
‫تمام‌عیار نیستم، گای.

20:49.480 --> 20:51.959
‫اما اگه واقعاً همونی باشه که می‌گه،

20:51.960 --> 20:54.559
‫وکیل‌هام مدارک رو بررسی
‫می‌کنن. بعد می‌بینیم.

20:54.560 --> 20:56.599
‫اوه، این دیگه محشره.

20:56.600 --> 20:58.679
‫دیوونگیه، دیوونگیه. لوتر،
‫نمی‌تونی همین‌جوری قبول کنی...

20:58.680 --> 21:02.999
‫ده سال پیش تنها پسرم رو
‫از دست دادم. و حالا...

21:03.000 --> 21:05.359
‫نوه‌ات اومده جاش رو بگیره.

21:05.360 --> 21:07.679
‫واضحه که فقط پول می‌خواد.

21:07.680 --> 21:10.199
‫نه. گوش کنید، من اصلاً همچین چیزی نمی‌خوام.

21:10.200 --> 21:12.239
‫فقط دربارهٔ پدرم جواب می‌خوام.

21:14.040 --> 21:16.040
‫- ببین کیه.
‫- چشم، قربان.

21:18.520 --> 21:21.079
‫پسرم حالش خوب نبود.

21:21.080 --> 21:24.520
‫رفتارش اون‌قدر عجیب شده بود که
‫مجبور شدیم مدتی بستریش کنیم.

21:25.680 --> 21:27.719
‫- آسایشگاه.
‫- بعد چی؟

21:27.720 --> 21:32.679
‫و همون‌جا مرد. تومور مغزی.

21:32.680 --> 21:35.639
‫همون باعثش شده بود.

21:35.640 --> 21:40.160
‫باعث همه‌چی. خدا بیامرزدش.

21:49.560 --> 21:53.279
‫نقش شما توی همهٔ این‌ها چیه، آقای... ملموث؟

21:53.280 --> 21:56.239
‫مراقبِ این حروم‌زاده‌ی کوچولویی؟

21:56.240 --> 21:58.479
‫فقط کسی که به ماجرا علاقه‌منده.

21:58.480 --> 22:00.919
‫در واقع کتاب‌فروشم. متخصصم.

22:00.920 --> 22:03.399
‫اوه، من هم مجموعه‌دارم.

22:03.400 --> 22:05.400
‫همین‌طور شنیده بودم، عالیجناب.

22:07.720 --> 22:11.439
‫می‌دونم اوضاع اینجا عوض شده، فون بوده.

22:11.440 --> 22:13.599
‫اما فولیوی شکسپیر...

22:13.600 --> 22:17.239
‫اوه، هنوز برای فروشه. بله، کاملاً.

22:17.240 --> 22:21.280
‫عالیه. کتابخونه‌تون چی؟

22:23.120 --> 22:25.159
‫پر از گنجه.

22:25.160 --> 22:27.559
‫خیلی وسوسه‌کننده‌ست. اجازه هست؟

22:27.560 --> 22:29.999
‫اگه مایلید.

22:30.000 --> 22:33.839
‫همه‌ی این ماجرا به‌شکل هیجان‌انگیزی شبیه داستان آناستازیاست، نه؟

22:33.840 --> 22:36.519
‫- کی؟
‫- شاهزادهٔ رومانوف.

22:36.520 --> 22:39.679
‫می‌گفتن سال ۱۹۱۸ از جوخهٔ
‫آتش بلشویک‌ها فرار کرده.

22:39.680 --> 22:42.519
‫دههٔ ۲۰ سر و کله‌اش توی برلین پیدا شد.

22:42.520 --> 22:45.679
‫البته تقریباً قطعاً یه شیاد وحشتناک بود.

22:45.680 --> 22:49.959
‫من باهاش فامیل بودم.
‫منظورم آناستازیای واقعی‌ه.

22:49.960 --> 22:51.999
‫فامیل دور.

22:52.000 --> 22:54.359
‫بله. شوهرم خیلی دوست داره یادم بندازه

22:54.360 --> 22:57.679
‫نسبتم با پادشاه دقیقاً چقدر دوره.

22:57.680 --> 22:59.959
‫مگه نه، عزیزم؟

22:59.960 --> 23:04.439
‫خب، خوبه این آخرهفته چند هم‌صحبت باسوادتر هم داشته باشم،

23:04.440 --> 23:07.879
‫چون مطمئن نیستم نصف این
‫جماعت اصلاً خوندن بلد باشن.

23:16.920 --> 23:18.959
‫عصر بخیر، خانم‌ها و آقایان.

23:20.000 --> 23:22.520
‫من بازرس ارنست بلیس هستم.

23:24.080 --> 23:26.080
‫و متأسفانه قتلی رخ داده.

23:49.560 --> 23:52.999
‫فکر نمی‌کردیم به این زودی دوباره ببینیمتون.

23:53.000 --> 23:55.799
‫نمی‌شه شما رو از دردسر دور نگه داشت، بازرس؟

23:55.800 --> 23:57.839
‫خب، این یکی اصلاً جزو نقشه نبود.

23:57.840 --> 24:00.599
‫به‌هرحال خوشحالم می‌بینمتون.

24:00.600 --> 24:05.439
‫آره، من هم. همه‌چی... طبق نقشه پیش نرفته.

24:05.440 --> 24:08.759
‫ولی این ماجرا اوضاع رو پیچیده‌تر کرده، نه؟

24:08.760 --> 24:11.999
‫یه کم. تازه، مردِ مقتول همون کسی بود

24:12.000 --> 24:15.759
‫که تأیید رسمی مرگ فلیکس رو برام فرستاد.

24:15.760 --> 24:18.679
‫فکر می‌کنی... فکر می‌کنی ارتباطی هست؟

24:18.680 --> 24:20.719
‫هنوز مطمئن نیستم.

24:20.720 --> 24:24.439
‫وحشتناک بود. وحشتناک. صورتش!

24:24.440 --> 24:26.559
‫آروم، آروم.

24:26.560 --> 24:29.719
‫باید یه کم استراحت کنی. بریم برسونیمت تخت.

24:29.720 --> 24:32.160
‫عزیزم، هرچی توی کابینت
‫مشروبم پیدا کردی مال خودت.

24:33.280 --> 24:35.959
‫- همه‌چی دارم.
‫- ولی سمت مشروب‌های سنگین نرو.

24:35.960 --> 24:38.159
‫اون هنوز مثل تو الکل رو تحمل نمی‌کنه، عزیزم.

24:38.160 --> 24:40.840
‫نه، نه. مال خودم رو دارم.

24:46.920 --> 24:49.239
‫کافمنِ بیچاره، هان؟

24:49.240 --> 24:51.279
‫دقیقاً.

24:51.280 --> 24:53.880
‫هرچند فکر نکنم زیاد براش اشک بریزید، درسته؟

24:55.600 --> 24:57.679
‫این یعنی چی؟

25:02.560 --> 25:04.119
‫خب، حالا چی؟

25:04.120 --> 25:06.399
‫می‌خوام تو همین‌جا بمونی، جک.

25:06.400 --> 25:09.679
‫هرچی می‌تونی درباره‌ی شب مرگ فلیکس پیدا کن.

25:09.680 --> 25:11.919
‫این بار بی‌سروصدا.

25:11.920 --> 25:14.120
‫آره. نگران نباش.

25:17.160 --> 25:19.199
‫صحنهٔ جرم؟

25:19.200 --> 25:21.880
‫صحنهٔ جرم.

25:33.000 --> 25:40.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25:56.080 --> 25:58.839
‫هنوز درست‌وحسابی معرفی نشدیم. گابریل بوک.

25:58.840 --> 26:00.879
‫- لیزل پول.
‫- خوشوقتم.

26:00.880 --> 26:03.679
‫- خیلی درباره‌تون شنیدم.
‫- امیدوارم همه‌ش بد بوده باشه.

26:03.680 --> 26:05.719
‫پول قبلاً با پلیس اینجا کار می‌کرده.

26:05.720 --> 26:08.319
‫از همهٔ بررسی‌های امنیتی
‫هم سربلند بیرون اومده،

26:08.320 --> 26:10.479
‫پس از همه‌ی بررسی‌های امنیتی رد شده؛ یه آلمانیِ قابل‌اعتماده.

26:10.480 --> 26:14.439
‫- ببخشید.
‫- نه، گفتنش مهمه. من از نازی‌ها متنفر بودم.

26:14.440 --> 26:16.479
‫چیزی که دربارهٔ بیشترِ آدم‌هایی که الان

26:16.480 --> 26:19.839
‫توی شلوس فون بوده اقامت دارن نمی‌شه گفت.

26:19.840 --> 26:21.919
‫حالا که حرفش شد، بهتره عجله کنیم.

26:21.920 --> 26:24.559
‫فقط یه مدت محدود می‌تونم
‫به بهانهٔ سیگار بیام بیرون.

26:24.560 --> 26:27.279
‫از همون راهی که اومدیم بیرون برت می‌گردونیم.

26:27.280 --> 26:29.559
‫- ورودی خدمتکارها؟
‫- آره. هیچ‌وقت قفل نیست.

26:29.560 --> 26:31.319
‫عالیه.

26:31.320 --> 26:34.639
‫خب، دربارهٔ مرحوم دکتر کافمن چی می‌دونیم؟

26:34.640 --> 26:37.359
‫بیوه بوده. بچه‌ای هم نداشته.

26:37.360 --> 26:40.559
‫و ۳۰ سال هم پزشک شخصیِ لوتر فون بوده است.

26:40.560 --> 26:41.999
‫واقعاً؟

26:42.000 --> 26:45.359
‫یه جور گزارش پزشکی قانونی داریم. افسوس که دکتر کالدر اینجا نیست.

26:45.360 --> 26:46.399
‫افسوس.

26:46.400 --> 26:49.959
‫هیچ نشونه‌ای از ورود اجباری نیست
‫و هیچ اثرانگشتی هم پیدا نشده.

26:49.960 --> 26:53.199
‫دیگه درباره‌ش چی می‌دونیم؟ آشناهاش؟

26:53.200 --> 26:56.239
‫دشمن؟ مشروب؟ بدهی؟ زن‌ها؟

26:56.240 --> 26:58.279
‫آدم محبوبی نبوده.

26:58.280 --> 27:00.519
‫واضحه که یکی واقعاً ازش متنفر بوده.

27:00.520 --> 27:05.600
‫با زغال خفه شده و سرتاپاش دوده بوده. این یکی دیگه برام جدیده.

27:28.200 --> 27:30.599
‫بوک، چیه؟

27:30.600 --> 27:32.919
‫فقط یه حدسه.

27:32.920 --> 27:34.759
‫بگو.

27:34.760 --> 27:37.679
‫تا حالا اسم «کنِشت روپ‌رِشت» رو شنیدی؟

27:37.680 --> 27:41.159
‫البته. شاید توی انگلستان
‫زیاد شناخته‌شده نباشه.

27:41.160 --> 27:46.599
‫- نه؟
‫- اینجا همه‌چی فرق داره. خیلی فرق داره. چی...

27:46.600 --> 27:48.999
‫کنِشت روپ‌رِشت یه موجود افسانه‌ایه.

27:49.000 --> 27:51.039
‫حتی شومان یه قطعه درباره‌ش ساخته.

27:51.040 --> 27:54.839
‫روپ‌رِشت قدیس نیکلاس رو
‫در گردش‌هاش همراهی می‌کنه

27:54.840 --> 28:00.119
‫و به بچه‌های بد چیزهایی
‫می‌ده، از جمله تکه‌های زغال.

28:00.120 --> 28:03.359
‫آها. فکر می‌کنی یکی می‌خواسته یه پیامی برسونه؟

28:03.360 --> 28:05.839
‫کافمن داشته مجازات می‌شده؟

28:05.840 --> 28:07.879
‫ممکنه.

28:07.880 --> 28:10.799
‫کنِشت روپ‌رِشت بچه‌های بد رو با
‫کیسه‌ای پر از خاکستر می‌زنه.

28:10.800 --> 28:13.999
‫غرق‌شون می‌کنه یا توی گونی می‌چپونه و با خودش تا جهنم می‌بره.

28:14.000 --> 28:17.360
‫اوه، چه دل‌انگیز. کریسمس مبارک.

28:51.080 --> 28:54.159
‫نه، نه!

28:54.160 --> 28:57.879
‫تو واقعی نیستی. واقعی نیستی.

28:57.880 --> 29:00.600
‫نه! نه. ازم دور شو. ازم دور شو!

29:02.120 --> 29:04.159
‫ازم دور شو. نه!

29:04.160 --> 29:07.079
‫نه!

29:15.360 --> 29:17.360
‫نه...

29:20.920 --> 29:24.080
‫این روایت رسمیه. همونی که لوتر بهت گفت؟

29:26.280 --> 29:29.479
‫بعد از اینکه همهٔ مهمون‌های
‫روز رفتن، قبول کرد که

29:29.480 --> 29:31.919
‫فلیکس شبِ مهمونی اینجا بوده.

29:31.920 --> 29:34.479
‫گفت رفتار عجیبی داشته.

29:34.480 --> 29:36.839
‫بی‌ثبات و غیرقابل‌پیش‌بینی؛
‫می‌دونی، به‌خاطر تومور.

29:36.840 --> 29:39.120
‫بقیه چی می‌گن؟

29:40.160 --> 29:43.759
‫می‌گن وقتی با فلیکس حرف
‫زدن کاملاً حالش خوب بوده.

29:43.760 --> 29:46.440
‫و اینکه بعدش برگشته آسایشگاه

29:48.960 --> 29:50.960
‫و همون‌جا مرده.

29:52.160 --> 29:54.559
‫پس بین روایت لوتر

29:54.560 --> 29:56.679
‫و حرف بقیه‌ی مهمون‌ها تناقض هست.

29:56.680 --> 29:59.039
‫کاش می‌تونستیم با کافمن حرف بزنیم.

29:59.040 --> 30:01.040
‫آره، ولی مرده.

30:05.040 --> 30:07.759
‫«سفید و برفی‌ست سراسر زمین؛

30:07.760 --> 30:10.719
‫قدیس نیکلاس می‌آید، عصا به دست.

30:10.720 --> 30:13.999
‫همراهش کیست با آن چهرهٔ ترسناک؟

30:14.000 --> 30:18.759
‫کنِشت روپ‌رِشت، روپ‌رِشت؛ پتو را محکم بکش.»

30:18.760 --> 30:21.120
‫این چیه؟

30:22.200 --> 30:25.679
‫یه ترانهٔ محلی دربارهٔ دستیار
‫نه‌چندان کوچولوی بابانوئله.

30:25.680 --> 30:30.039
‫«کنِشت روپ‌رِشت سرک می‌کشد
‫و می‌پاید، همهٔ بچه‌هایی را

30:30.040 --> 30:32.239
‫که امسال بد بوده‌اند.

30:32.240 --> 30:35.599
‫دیگر برای کلیسا رفتن دیر است؛ زغال،

30:35.600 --> 30:38.920
‫بعد گونی، بعد ترکهٔ توس؛

30:40.120 --> 30:42.239
‫روپ‌رِشت خودش خواهد گفت

30:42.240 --> 30:45.680
‫چه کسی به بهشت می‌رود و چه کسی به جهنم.»

30:47.320 --> 30:50.600
‫سؤال اینه، کی می‌خواسته کافمن رو بکشه؟

30:52.160 --> 30:54.199
‫همه خیلی سربسته جواب می‌دادن.

30:54.200 --> 30:56.239
‫یه...

30:56.240 --> 30:59.919
‫- یه چیز بود که متوجهش شدم.
‫- بله؟

30:59.920 --> 31:02.399
‫دکتر کافمن و اون گنده‌بکه، دوت‌وایلر،

31:02.400 --> 31:04.839
‫با هم نمی‌ساختن؛ دشمنی‌شون هم قدیمیه.

31:04.840 --> 31:07.679
‫آها، این دیگه خیلی معنی‌داره.

31:07.680 --> 31:09.719
‫واقعاً؟

31:09.720 --> 31:12.119
‫یه عکس توی دفتر کافمن پیدا کردم.

31:12.120 --> 31:15.719
‫اون و دوت‌وایلر زمان جنگ
‫بزرگ توی یه هنگ بودن.

31:15.720 --> 31:19.479
‫از روی یونیفرمش، دوت‌وایلر
‫درجهٔ بالاتری داشته.

31:19.480 --> 31:23.360
‫کافمن فقط یه سرباز ساده بوده.

31:25.360 --> 31:29.159
‫فهمیدم. حتماً آسون نبوده،

31:29.160 --> 31:33.679
‫دوباره دولا راست بشی جلوی کسی
‫که یه زمانی بهش دستور می‌دادی.

31:33.680 --> 31:37.319
‫کینه‌ی کهنه و چرک‌کرده؛ انگیزه‌ی محبوبم.

31:37.320 --> 31:40.359
‫پس دوت‌وایلر باید توی فهرست مظنون‌ها باشه؟

31:40.360 --> 31:43.239
‫توی روستا بوده. برای برداشتن ما هم دیر اومد.

31:43.240 --> 31:46.080
‫می‌تونسته دکتر کافمن رو بکشه.

31:48.280 --> 31:51.719
‫اگه این‌طور باشه...

31:51.720 --> 31:53.159
‫چی؟

31:53.160 --> 31:55.160
‫نمی‌بینی؟

31:57.600 --> 31:59.600
‫پس کارِ پیشخدمت بوده.

32:20.520 --> 32:22.199
‫آقای فون بوده!

32:24.720 --> 32:26.720
‫چیه؟ چه اتفاقی افتاده؟

32:59.560 --> 33:01.999
‫یا مسیح.

33:02.000 --> 33:04.000
‫اول زغال، بعد گونی.

33:05.080 --> 33:07.080
‫پس نظریه‌ی پیشخدمت هم پرید.

33:48.600 --> 33:50.600
‫داگ؟

33:53.920 --> 33:55.920
‫نورا؟

33:59.880 --> 34:02.759
‫تمام شب اینجا بودی؟

34:02.760 --> 34:04.799
‫ساعت چنده؟

34:04.800 --> 34:06.919
‫۸.۳۰ـه. عموت از نگرانی دیوونه می‌شه.

34:06.920 --> 34:10.439
‫اشکالی نداره. می‌دونه تمام روز اینجام.

34:10.440 --> 34:14.039
‫آره، ولی نه تمام شب. یکشنبه‌ها اصلاً باز نیست.

34:14.040 --> 34:16.960
‫آره، می‌دونم.

34:20.120 --> 34:22.120
‫همه‌چی روبه‌راهه، نورا؟

34:24.440 --> 34:28.279
‫نورا؟ اوه، لعنت.

34:48.840 --> 34:51.399
‫فکر نمی‌کردم انتظار داشته باشی اینجا بخوابم.

34:51.400 --> 34:53.799
‫هان؟

34:53.800 --> 34:57.720
‫دو تا فنجون گذاشتی. لابد ذهن‌خوانی بلدی، خانم بوک.

35:00.880 --> 35:04.639
‫فکر کنم از سر عادته؛ برای من و بوک.

35:04.640 --> 35:09.240
‫درسته. آره. معلومه.

35:11.440 --> 35:18.920
‫اِم... اگه از سهمیه‌تون می‌تونید
‫بدید، برای من دو تا شکر.

35:24.400 --> 35:26.400
‫هوم.

35:31.360 --> 35:34.959
‫اوردوز باربیتورات؛ تزریق به گردن.

35:34.960 --> 35:38.679
‫و یه چیز دیگه. ادکلن. خیلی زیاد.

35:38.680 --> 35:41.159
‫که اوایل شب اصلاً نزده بود.

35:41.160 --> 35:44.719
‫برای اینکه یه گنده‌بک مثل اون رو

35:44.720 --> 35:48.239
‫توی گونی بچپوننش و تا زیر تیرهای سقف بالا بکشن، زور زیادی لازم بوده.

35:48.240 --> 35:50.599
‫شاید.

35:50.600 --> 35:54.399
‫به‌هرحال، از همهٔ ساکنان
‫قلعه خواستم همون‌جا بمونن.

35:54.400 --> 35:57.199
‫قاتل باید یکی از همین‌ها باشه، نه؟

35:57.200 --> 35:59.200
‫خیلی خب. نقشهٔ کار.

36:00.440 --> 36:03.519
‫خب، نمی‌شه دقیقاً مثل همیشه رفتار کرد، نه؟

36:03.520 --> 36:06.559
‫تا جایی که بقیه می‌دونن، تو فقط یه کتاب‌فروشی.

36:06.560 --> 36:10.999
‫پس... بی‌سروصدا باش. خودت رو قاطی نکن.

36:11.000 --> 36:13.680
‫بله، حتماً. اصلاً متوجه حضورم نمی‌شی.

36:17.240 --> 36:20.439
‫حرفم رو باور می‌کنی؟ باور
‫می‌کنی همونی‌ام که می‌گم؟

36:20.440 --> 36:23.119
‫لوتر اصلاً احساساتی نیست.

36:23.120 --> 36:26.399
‫اگه شیاد باشی، پیداش می‌کنه.

36:26.400 --> 36:30.720
‫و اون‌وقت... هه، واقعاً دوست ندارم جای تو باشم.

36:32.520 --> 36:35.679
‫ببین، دیشب از همه پرسیدم

36:35.680 --> 36:39.839
‫اون همه سال پیش، شب مهمونی،
‫چه اتفاقی برای فلیکس افتاد.

36:39.840 --> 36:42.879
‫یعنی، لوتر گفت حالش بد شد، اما...

36:42.880 --> 36:46.559
‫لوتر دروغ‌گوئه.

36:46.560 --> 36:51.800
‫داستانی که درباره‌ی آخرِ کار فلیکس گفتن... درست نیست. نمی‌تونه درست باشه.

36:53.680 --> 36:55.719
‫می‌گی واقعاً چه اتفاقی افتاد؟

36:55.720 --> 36:59.039
‫فکر کنم شاید بتونم بهت اعتماد کنم.

36:59.040 --> 37:03.800
‫ما فقط... من فقط می‌خوام حقیقت رو بدونم.

37:05.520 --> 37:09.759
‫حقیقت؟ این دیوارها با حقیقت غریبه‌ان.

37:09.760 --> 37:12.480
‫گفتی اینجا بزرگ شدی.

37:14.400 --> 37:19.919
‫پس... ما مثلاً با هم فامیلیم؟
‫پسرعمو دخترعمو یا...؟

37:19.920 --> 37:24.560
‫من از خاندان فون بوده
‫نیستم. لوتر بعد از اینکه...

37:26.000 --> 37:28.000
‫...بعد از اینکه پدرم مرد،
‫من رو پیش خودش آورد.

37:29.680 --> 37:33.280
‫و با فلیکس صمیمی بودی؟

37:35.280 --> 37:39.279
‫عاشقش بودم. اوه، نه اون‌جوری.

37:39.280 --> 37:41.919
‫برای من مثل یه برادر بزرگ‌تر بود.

37:41.920 --> 37:45.599
‫با هم درد دل می‌کردیم.
‫همه‌چی رو به هم می‌گفتیم.

37:45.600 --> 37:50.280
‫برای همین می‌دونم کسی که
‫واقعاً دوستش داشت کی بود.

37:56.760 --> 37:58.839
‫اظهارات همه رو خوندم؛ رفت‌وآمدهاشون رو

37:58.840 --> 38:02.519
‫روز قتل کافمن و دیشب، وقتی دوت‌وایلر مرد.

38:02.520 --> 38:05.559
‫خب، بازرس، هرکدوممون شاهدِ اون یکیه.

38:05.560 --> 38:07.679
‫ببخشید اگه کمکی نمی‌کنه.

38:07.680 --> 38:09.719
‫شما برمودا بودید، نه؟

38:09.720 --> 38:12.879
‫تمام مدت جنگ؟ ببخشید. به من توجه نکنید.

38:12.880 --> 38:15.559
‫بودیم. داشتیم آبروی
‫بریتانیا رو حفظ می‌کردیم.

38:15.560 --> 38:18.119
‫که نمی‌تونستیم یه سر
‫بیایم آلمان، می‌تونستیم؟

38:18.120 --> 38:22.319
‫اصلاً مناسب نبود. ولی
‫حالا دیگه همه‌ش تموم شده.

38:22.320 --> 38:24.519
‫برگشتیم به روزهای خوش قدیم؟

38:24.520 --> 38:27.119
‫نه دقیقاً. این کشور لعنتی یه ویرانه‌ست.

38:27.120 --> 38:30.679
‫ولی لوتر خواست بیایم، و
‫ما هم دوباره اینجاییم.

38:30.680 --> 38:34.239
‫لوتر همیشه میزبان خیلی دست‌ودلبازی بوده.

38:34.240 --> 38:36.519
‫دکتر کافمن، دوست قدیمی‌تون بود؟

38:36.520 --> 38:38.559
‫خیلی چیزها رو با هم پشت سر گذاشته بودیم.

38:38.560 --> 38:39.879
‫دوت‌وایلر چی؟

38:39.880 --> 38:42.240
‫خانواده‌اش نسل‌ها اینجا خدمتکار بوده‌اند.

38:44.080 --> 38:46.720
‫خون خاندان فون بوده توی همین سنگ‌ها جاریه.

38:48.160 --> 38:51.879
‫ما اشرافیم؛ زنجیره‌ای ناگسستنی از اقتدار،

38:51.880 --> 38:54.119
‫وقار و قدرت.

38:54.120 --> 38:57.639
‫ولی الان خیلی قدرتمند به نظر نمی‌رسین، نه؟

38:57.640 --> 39:01.519
‫برای زنده‌موندن دارین به نقره‌جات خانوادگی یا فولیوی شکسپیر چوب حراج می‌زنین.

39:01.520 --> 39:05.799
‫ببخشید. من اینجا نیستم.
‫نادیده‌ام بگیرید. خیلی جالبه.

39:05.800 --> 39:10.799
‫راستش فکر نکنم ایرما خیلی
‫دل خوشی از هیچ‌کدومشون داشت.

39:10.800 --> 39:12.839
‫منظورم کافمن و دوت‌وایلره.

39:12.840 --> 39:15.399
‫فکر می‌کرد از بالا بهش نگاه می‌کنن.

39:15.400 --> 39:16.839
‫از بالا بهش نگاه می‌کردن؟

39:16.840 --> 39:19.519
‫خب، بعد از خودکشی پدرش،
‫لوتر ایرما رو پیش خودش آورد.

39:19.520 --> 39:22.999
‫قیمش شد. ایرما توی همین قلعه بزرگ شد.

39:23.000 --> 39:25.799
‫همه می‌دونستن زندگی ایرما
‫به لطف و کمک لوتر وابسته‌ست.

39:25.800 --> 39:29.679
‫پدر ایرما خودکشی کرد؟ ببخشید. باز منم.

39:29.680 --> 39:32.399
‫راز نیست که پدرم توی سقوط
‫بازار همه‌چیزش رو از دست داد.

39:32.400 --> 39:36.599
‫بازار سهام. من هیچی نداشتم.
‫لوتر من رو پیش خودش آورد.

39:36.600 --> 39:39.879
‫آخرش تونستم برم برلین. ولی بعد جنگ...

39:39.880 --> 39:42.159
‫رابطه‌تون با اون دو مردِ کشته‌شده چی بود؟

39:42.160 --> 39:44.199
‫صرفاً حرفه‌ای.

39:44.200 --> 39:46.519
‫دکتر کافمن داروهایی رو که
‫مصرف می‌کنم برام تهیه می‌کرد.

39:46.520 --> 39:48.559
‫- برای خواب، درسته؟
‫- بله.

39:48.560 --> 39:51.239
‫طبق یادداشت‌های دکتر،
‫فکر کنم سکوباربیتال بوده.

39:51.240 --> 39:53.839
‫یه باربیتورات.

39:53.840 --> 39:56.839
‫ولی کسی که واقعاً باید حسابی ازش بازجویی کنین، اون زن ژاپنیه.

39:56.840 --> 39:58.479
‫- جدی؟
‫- اوه، بله.

39:58.480 --> 40:01.799
‫به‌خاطر کاری که کافمن با آقای یامائوچی کرد.

40:01.800 --> 40:05.199
‫سر شوهرتون چی اومد؟ لابد جنگ.

40:05.200 --> 40:08.959
‫نه، جنگ نه. از پریتونیت مرد.

40:08.960 --> 40:10.679
‫در ژاپن؟

40:10.680 --> 40:12.679
‫نه. همین‌جا.

40:12.680 --> 40:15.159
‫- چی، همین‌جا؟
‫- علائمش رو نادیده گرفتن.

40:15.160 --> 40:17.439
‫وقتی فهمید چه خبره، دیگه دیر شده بود.

40:17.440 --> 40:20.280
‫این علائم رو دکتر کافمن نادیده گرفته بود؟

40:22.520 --> 40:25.319
‫خب، لوتر حسابی به‌هم ریخته. صورتش رو دیدی؟

40:25.320 --> 40:27.519
‫خب، پیشخدمتش و دوست دکترش

40:27.520 --> 40:31.719
‫هردو هم به شیوه‌هایی هولناک و عجیباً نمایشی کشته شدن.

40:31.720 --> 40:35.479
‫شما خودتون رو دوست لوتر می‌دونید، عالیجناب؟

40:35.480 --> 40:37.519
‫لوتر اصلاً دوستی نداره.

40:37.520 --> 40:40.559
‫فقط آدم‌هایی داره که یه مدت به دردش می‌خورن.

40:40.560 --> 40:43.879
‫البته رابطهٔ ما بیشتر از یه آشنایی ساده‌ست.

40:43.880 --> 40:47.799
‫کمکش کردم چند چیز بخره و بفروشه؛ خزانه‌ش رو پر نگه داره.

40:47.800 --> 40:50.119
‫تا جایی که می‌فهمم، از پایان جنگ

40:50.120 --> 40:52.159
‫تقریباً پای ثابت اینجا شدید.

40:52.160 --> 40:53.879
‫لوتر خیلی به من لطف داشته.

40:53.880 --> 40:56.399
‫لابد خدمه رو خیلی خوب شناخته بودید.

40:56.400 --> 40:59.559
‫- دوت‌وایلرِ بیچاره.
‫- واقعاً تکان‌دهنده‌ست.

40:59.560 --> 41:02.799
‫دوت‌وایلر اتفاقاً عادت داشت عطر خیلی تند بزنه؟

41:02.800 --> 41:04.839
‫عطر؟

41:04.840 --> 41:06.279
‫اُ دو کلن دو کوک؟

41:06.280 --> 41:07.999
‫تا جایی که من می‌دونم، نه.

41:08.000 --> 41:10.159
‫می‌گید تمام روزی که کافمن
‫کشته شد توی قلعه بودید.

41:10.160 --> 41:12.559
‫دیشب چی؟

41:12.560 --> 41:17.039
‫هیچ شاهدی ندارم که بگه کجا بودم. البته تنها می‌خوابم.

41:17.040 --> 41:21.999
‫آه، بله. خیلی‌ها بیوه شده‌اند.
‫حتماً براتون خیلی سخته.

41:22.000 --> 41:24.239
‫آدم یاد می‌گیره خم به ابرو نیاره.

41:24.240 --> 41:27.280
‫مطمئنم آقای فون بوده مایهٔ
‫آرامش زیادی براتون بوده.

41:28.920 --> 41:31.239
‫شما دوتا اون دو مقتول رو چقدر می‌شناختید؟

41:31.240 --> 41:34.399
‫خب، طی این سال‌ها طبیعتاً
‫هردوشون رو دیده بودیم.

41:34.400 --> 41:37.879
‫هردوشون افتضاح بودن. کافمن خیلی ساکت بود.

41:37.880 --> 41:41.079
‫آدم رو مورمور می‌کرد. دوت‌وایلر...

41:41.080 --> 41:43.559
‫من بهش می‌گفتم فرانکنشتاین.

41:43.560 --> 41:46.159
‫یه غول زمخت و دست‌وپاچلفتی.

41:46.160 --> 41:48.239
‫هیولاش.

41:48.240 --> 41:49.399
‫ببخشید؟

41:49.400 --> 41:52.199
‫هیولای فرانکنشتاین. اون غول زمخت، هیولا بود.

41:52.200 --> 41:56.559
‫هیولای فرانکنشتاین، نه خود فرانکنشتاین. ببخشید، ولش کنید.

41:56.560 --> 41:58.599
‫پس طرفدار هیچ‌کدوم نبودید؟

41:58.600 --> 42:01.079
‫نه، ولی حوصله‌سربر بودن آدم‌ها توی مهمونی

42:01.080 --> 42:05.159
‫انگیزهٔ خیلی سستی برای
‫قتله، فکر نمی‌کنید بازرس؟

42:05.160 --> 42:08.039
‫وگرنه نصف بلگراویا باید پای میز محاکمه می‌بود.

42:08.040 --> 42:10.919
‫داشتم فکر می‌کردم، آقای مِلموث...

42:10.920 --> 42:12.999
‫مِلموث.

42:13.000 --> 42:15.519
‫اسم یه کتابه، نه؟ «ملموث سرگردان».

42:15.520 --> 42:17.799
‫یه اثر کلاسیک گوتیک.

42:17.800 --> 42:20.920
‫مثل خودم. بامزه‌ست.

42:22.160 --> 42:26.639
‫این همون اسمی نبود که اسکار
‫وایلد در تبعید استفاده می‌کرد؟

42:26.640 --> 42:29.199
‫سباستین مِلموث.

42:29.200 --> 42:31.239
‫واقعاً؟

42:31.240 --> 42:33.079
‫انگیزهٔ قوی‌تری به ذهنتون می‌رسه

42:33.080 --> 42:35.119
‫که کسی بخواد این دو مرد رو بکشه؟

42:35.120 --> 42:37.879
‫- لابد کار یه دیوونه‌ست.
‫- یا...

42:37.880 --> 42:39.319
‫یا؟

42:39.320 --> 42:43.719
‫خب، همه شایعات این بابانوئلِ شوم رو شنیدیم.

42:43.720 --> 42:46.879
‫اسمش چی بود؟ نیکی‌نکی؟

42:46.880 --> 42:48.919
‫کنِشت روپ‌رِشت.

42:48.920 --> 42:50.839
‫بله، همون.

42:50.840 --> 42:52.479
‫این نظریه مال کیه؟

42:52.480 --> 42:54.519
‫- متأسفانه مال منه.
‫- عجب.

42:54.520 --> 42:56.999
‫یعنی حالا مرگ شهروندان محترم آلمانی

42:57.000 --> 43:00.839
‫باید به دست آماتورهای انگلیسی

43:00.840 --> 43:03.759
‫و یهودی‌ها بررسی بشه؟!

43:03.760 --> 43:07.119
‫آقای... آقای بوک... آقای مِل... مِل...

43:07.120 --> 43:09.359
‫...آقای مِلموث از آشناهای من در لندنه.

43:09.360 --> 43:11.399
‫هر کمکی از دستش بربیاد،
‫با کمال میل پذیرفته‌ست.

43:11.400 --> 43:15.039
‫انگار سلاخی‌شدن‌شون به‌اندازه‌ی کافی بد نبود.

43:15.040 --> 43:19.079
‫حالا این تحقیر هم هست؛
‫تنبیه شدن مثل بچه‌های شیطون!

43:19.080 --> 43:21.399
‫منزجرکننده‌ست.

43:21.400 --> 43:23.680
‫پیدا کنید کار کی بوده، آن هم هرچه زودتر.

43:26.160 --> 43:28.559
‫تمام تلاشم رو می‌کنم.

43:28.560 --> 43:34.200
‫ولی بد نیست یادتون باشه، آقای فون بوده، بالاخره کی اون جنگ لعنتی رو برد.

43:44.640 --> 43:48.719
‫- عجب رویی دارید.
‫- ببخشید؟

43:48.720 --> 43:52.640
‫این‌طور اومدید توی خونهٔ من، آقای بوک!

44:04.360 --> 44:08.159
‫به فلیکس نامه نوشتم، منتظر
‫جوابش موندم. هی منتظر و منتظر.

44:08.160 --> 44:11.999
‫فلیکس هیچ‌وقت اون نامه‌های لعنتی‌تون
‫رو ندید. اون موقع توی آسایشگاه بود.

44:12.000 --> 44:14.999
‫- با این به‌اصطلاح تومور.
‫- هر اسمی دلتون می‌خواد روش بذارید.

44:15.000 --> 44:17.199
‫یه جور ناخوشی بود؛ یه بیماری.

44:17.200 --> 44:19.239
‫بیماری؟

44:19.240 --> 44:21.279
‫به انحرافی دچار شده بود

44:21.280 --> 44:23.319
‫که باعث می‌شد از اینکه خونِ خودم بود شرم کنم.

44:23.320 --> 44:25.359
‫اوه، معلومه.

44:25.360 --> 44:29.600
‫تنها وارثم. وارث خاندان فون بوده.

44:30.920 --> 44:33.520
‫منحط. فاسد.

44:34.600 --> 44:36.600
‫شما فاسدش کردید.

44:42.080 --> 44:44.360
‫پس حبسش کردید؟

44:45.400 --> 44:48.679
‫کافمن فکر می‌کرد شاید به درمان جواب بده،

44:48.680 --> 44:54.199
‫ولی بهتر بود همون موقع مثل یه حیوان مریض از شر فلیکس خلاص می‌شدم.

44:54.200 --> 44:59.359
‫همین کار رو کردید؟ چون اصلاً
‫توموری در کار نبود، بود لوتر؟

44:59.360 --> 45:01.719
‫مهم نیست چه دروغی به خودتون گفتید.

45:01.720 --> 45:04.919
‫با اون پسر سر و کله‌تون اینجا پیدا می‌شه،

45:04.920 --> 45:08.919
‫با بهانهٔ دروغین و اسم جعلی،

45:08.920 --> 45:11.719
‫بعد هم ادعا می‌کنه گوشت و خون خود منه.

45:11.720 --> 45:13.720
‫چه تصادف عجیبی.

45:16.680 --> 45:19.839
‫یا شاید چیزی بیشتر؛ یه توطئه.

45:19.840 --> 45:25.239
‫توطئه‌ای که به مرگ کافمن
‫و دوت‌وایلر ختم شده.

45:25.240 --> 45:28.280
‫اون شب واقعاً چه اتفاقی افتاد، لوتر؟

45:30.000 --> 45:32.479
‫آخر چه بلایی سر فلیکس آوردی؟

45:32.480 --> 45:35.039
‫اومدید اینجا تا فولیوی دوم شکسپیر رو بخرید.

45:35.040 --> 45:38.920
‫متأسفم اطلاع بدم که دیگه فروشی نیست.

45:40.640 --> 45:42.760
‫فکر می‌کنم کار ما اینجا تمومه.

45:56.560 --> 45:58.719
‫خب...

45:58.720 --> 46:00.720
‫گند زدیم بهش، نه؟

46:10.880 --> 46:13.039
‫اوه نه، نه نه نه نه.

46:13.040 --> 46:14.279
‫نه؟

46:14.280 --> 46:16.959
‫نه، من... من دیگه مشروب نمی‌خورم.

46:16.960 --> 46:19.080
‫دیگه مشروب نمی‌خورید؟

46:20.360 --> 46:22.360
‫کمتر هم نمی‌خورم.

46:23.840 --> 46:26.319
‫اوه خدای من. حالتون خوبه؟

46:26.320 --> 46:28.359
‫متأسفانه بحث یه کم داغ شد.

46:28.360 --> 46:30.399
‫فکر کردم می‌خواد منو بزنه.

46:30.400 --> 46:35.399
‫جک چطور با همهٔ اینا کنار میاد؟
‫باید براش یه کم سنگین باشه.

46:35.400 --> 46:40.959
‫اتفاقاً خیلی خویشتن‌داره. پسر قابل‌تحسینیه؛ پسرِ پدرشه.

46:40.960 --> 46:43.480
‫مواظب خودتون هستید، مگه نه؟

46:45.240 --> 46:47.599
‫من همیشه مواظبم، تراتی.

46:47.600 --> 46:49.839
‫نه همیشه.

46:49.840 --> 46:51.919
‫اونجا همه‌چی خوبه؟

46:51.920 --> 46:54.679
‫بله، بله، البته.

46:54.680 --> 46:56.719
‫سقف اتاق‌خواب؟

46:56.720 --> 46:58.279
‫- مثل روز اول.
‫- تراتی؟

47:03.680 --> 47:07.319
‫تو هم مواظب خودت باش، عشقم. بهتره برم.

47:07.320 --> 47:11.239
‫این‌جا دیوارها گوش دارن. هر
‫وقت تونستم باهات حرف می‌زنم.

47:11.240 --> 47:13.240
‫- خداحافظ، بوک.
‫- خداحافظ.

47:25.280 --> 47:28.119
‫بفرما. فکر کنم حقته.

47:28.120 --> 47:29.599
‫ممنون.

47:29.600 --> 47:35.079
‫می‌دونم این... این همه‌چی باید
‫برات خیلی سخت باشه، بوک، پس...

47:35.080 --> 47:37.400
‫من خوبم. ما خوب می‌شیم.

47:38.520 --> 47:40.639
‫وقتشه دوباره جمع‌بندی کنیم. چی داریم؟

47:40.640 --> 47:42.879
‫خب، انگیزه تا دلت بخواد.

47:42.880 --> 47:46.639
‫مادام یامائوچی دکتر کافمن
‫رو مقصر مرگ شوهرش می‌دونه.

47:46.640 --> 47:50.999
‫و می‌دونیم بین کافمن و دوت‌وایلر کینه‌ی قدیمی بوده.

47:51.000 --> 47:53.279
‫بعد خود دوت‌وایلر هم کشته شد.

47:53.280 --> 47:55.759
‫با اوردوز همون باربیتورات‌هایی کشته شد

47:55.760 --> 47:58.559
‫که ایرما کوایسر برای خواب مصرف می‌کنه.

47:58.560 --> 48:01.439
‫و کی می‌دونه والاحضرت و اون یانکی

48:01.440 --> 48:05.599
‫غیر از چیزهایی که می‌دونیم، چه
‫چیزهای دیگه‌ای رو پنهان می‌کنن.

48:05.600 --> 48:07.600
‫بعد هم این هست.

48:09.200 --> 48:10.479
‫اوه، چیه؟

48:10.480 --> 48:13.039
‫بالاخره یه چیزی توی دفتر حساب‌های دکتر پیدا کردم.

48:13.040 --> 48:16.559
‫لوتر هزینهٔ دو بیمارِ آسایشگاه رو می‌داده.

48:16.560 --> 48:18.439
‫دو نفر؟

48:18.440 --> 48:20.959
‫پدر جک و یک بیمار دیگه، قدیمی‌تر،

48:20.960 --> 48:25.519
‫که از سال ۱۹۱۲ بستری شده بود و فقط دو ماه پیش از اونجا رفته.

48:25.520 --> 48:28.039
‫می‌دونی کی بوده؟

48:28.040 --> 48:32.599
‫اسمی نیست. عجیبه. کلید همهٔ این ماجرا لوتره.

48:32.600 --> 48:35.879
‫عنکبوت وسط تار.

48:35.880 --> 48:41.039
‫از ته دلم حسش می‌کنم. باید وادارش کنیم حرف بزنه.

48:41.040 --> 48:44.920
‫خب، این یکی کار شما دوتاست. ما رو با تیپا انداختن بیرون.

48:47.720 --> 48:54.359
‫خب آقایون، به سلامتی یه آینده‌ی تازه و بهتر. پروست.

48:54.360 --> 48:56.360
‫پروست.

49:02.200 --> 49:04.799
‫«سفید و برفی‌ست سراسر زمین؛

49:04.800 --> 49:08.120
‫قدیس نیکلاس می‌آید، عصا به دست.

49:09.560 --> 49:12.400
‫همراهش کیست با آن چهرهٔ ترسناک؟

49:14.800 --> 49:18.240
‫کنِشت روپ‌رِشت، روپ‌رِشت؛ پتو را محکم بکش.

49:20.960 --> 49:23.160
‫کنِشت روپ‌رِشت سرک می‌کشد و می‌پاید،

49:26.040 --> 49:28.720
‫همهٔ بچه‌هایی را که امسال بد بوده‌اند.

49:32.040 --> 49:34.079
‫دیگر برای کلیسا رفتن دیر است؛

49:34.080 --> 49:38.559
‫زغال، بعد گونی، بعد ترکهٔ توس؛

49:38.560 --> 49:41.999
‫روپ‌رِشت خودش خواهد گفت

49:42.000 --> 49:46.120
‫چه کسی به بهشت می‌رود و چه کسی به جهنم.»

50:18.040 --> 50:20.040
‫لوتر؟

50:21.200 --> 50:23.880
‫لوتر، چرا نیومدی بخوابی؟

50:26.440 --> 50:28.440
‫لوتر؟

50:29.440 --> 50:49.440
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
