WEBVTT

00:07.040 --> 00:08.800
‫یه داستانی برات دارم، خانم بوک.

00:10.760 --> 00:15.039
‫خیاط ۷۵ ساله‌ای ادعا می‌کنه مردی
‫رو کشته. من که باورش نمی‌کنم.

00:15.040 --> 00:18.119
‫یه غریبه یه کت‌وشلوار نو بهت داد؟

00:18.120 --> 00:20.319
‫شب دل‌انگیزیه.
‫- برای اردکا.

00:20.320 --> 00:24.239
‫بعد هم امروز، یه زن خوشگل پیداش
‫می‌شه و دعوتت می‌کنه مهمونی؟

00:24.240 --> 00:26.479
‫از کت‌وشلواره، تراتی. خوش‌یمنه.

00:26.480 --> 00:29.479
‫یهو ریخت تو، رفت سراغ صندوق
‫و بعد هم به من حمله کرد.

00:29.480 --> 00:34.759
‫با مشت زدی بهش؟
‫صدای برخورد و شکستن چیزی رو شنیدم.

00:34.760 --> 00:38.559
‫فکر کردم لابد دزد زده،
‫برای همین به پلیس زنگ زدم.

00:38.560 --> 00:41.959
‫پس شوهرتون از فرودگاه بهتون زنگ
‫زد... ولی هیچ‌وقت برنگشت خونه.

00:41.960 --> 00:44.239
‫برای همین اومدم؛ گزارش گم‌شدنش رو بدم.

00:44.240 --> 00:48.199
‫- کت‌وشلوار قشنگیه.
‫- باید هم باشه.
‫- کار کلاینمنه. می‌شناسیدشون؟

00:48.200 --> 00:50.599
‫کت‌وشلوار گم شد.

00:50.600 --> 00:54.599
‫دکتر کالدر هنوز گزارش رو نداده،
‫قربان. جسد اصلاً به سردخونه نرسیده.

00:54.600 --> 00:58.999
‫چه بد. اگه جسد رسیده بود،
‫کارتون خیلی راحت‌تر می‌شد.

01:00.520 --> 01:02.160
‫شلوار رو هم لازم داریم.

01:03.000 --> 01:13.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:13.120 --> 01:15.039
‫یه زمانی با این به فاشیست‌ها شلیک می‌کردم.

01:15.040 --> 01:17.199
‫شما که فاشیست نیستید، هستید؟

01:17.200 --> 01:20.039
‫نه. فکر کنم این‌ها از اون یکی طرفن.

01:20.040 --> 01:22.519
‫با چترش کوبید تو سرش، بوک.

01:22.520 --> 01:25.599
‫خب، خدا رو شکر دسته‌ی چترش اردکی بود،

01:25.600 --> 01:29.799
‫نه یه یخ‌شکن.
‫گاهی زور خالص هم لازمه.

01:29.800 --> 01:31.599
‫روش ظریفش رو هم امتحان کردیم.

01:31.600 --> 01:35.279
‫اون پایین دوستم جکه. امیدوارم حالش خوب باشه.

01:35.280 --> 01:38.639
‫نمرده.
‫فکر نکنم، دست‌کم.

01:38.640 --> 01:40.519
‫خب، بعیده روی آخر کار اثری بذاره.

01:40.520 --> 01:42.919
‫خیانت به کشور همچنان جرمِ مستوجب اعدامه.

01:42.920 --> 01:45.199
‫پس این پرونده هرطور پیش بره،

01:45.200 --> 01:47.439
‫فکر کنم بتونم قول بدم آخرین چیزی که می‌بینین

01:47.440 --> 01:51.999
‫قبل از اینکه کیسه رو سرتون بکشن،
‫منم که دارم بستنی می‌خورم.

01:52.000 --> 01:53.919
‫بندازیدشون!

01:53.920 --> 01:55.679
‫جای شما بودم، حرفش رو گوش می‌کردم.

01:55.680 --> 01:58.240
‫اصلاً رحم نداره.

01:59.320 --> 02:04.640
‫لعنتی! همیشه همین کار رو می‌کنه!

02:06.120 --> 02:08.639
‫آقای بوک، شما اعدام ما رو نمی‌بینید.

02:08.640 --> 02:11.199
‫در واقع، دیگه هیچ‌وقت ما رو نمی‌بینید.

02:11.200 --> 02:13.120
‫با تد کریک چی کار کردید؟

02:14.360 --> 02:15.680
‫کی؟

02:16.680 --> 02:23.680
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:27.320 --> 03:30.839
‫توی خانوادهٔ ما، مکسی،
‫هیچ‌وقت از سیاست حرف نمی‌زدیم.

03:30.840 --> 03:34.080
‫معلومه که نه. عمو دوری‌ات محافظه‌کار بود.

03:35.080 --> 03:36.880
‫طرفدار شاه بود.

03:37.880 --> 03:40.439
‫وقتی صخره‌های سفید دوور
‫رو دید، گریه‌اش گرفت.

03:40.440 --> 03:43.999
‫اول برای اینکه همرنگ جماعت بشه این کار رو
‫کرد، بعدش... خب، دیگه واقعاً همون‌طور شد.

03:44.000 --> 03:46.960
‫خونه‌ی شما چطور بود؟
‫قرمزتر، لابد.

03:50.560 --> 03:54.879
‫خب ارنی، مثل خیلی‌هایی که با
‫عجله از لیتوانی فرار کردن،

03:54.880 --> 03:58.399
‫مامان و بابای من یه مذهب رو
‫با یه مذهب دیگه عوض کردن.

03:58.400 --> 04:02.159
‫من هم پذیرفتمش. روثی هم همین‌طور.

04:02.160 --> 04:04.279
‫اعتصاب‌های اجاره.

04:04.280 --> 04:06.159
‫فروختن «دیلی ورکر».

04:06.160 --> 04:09.479
‫پیک‌نیک‌های روز کارگر توی ویکتوریا پارک.

04:09.480 --> 04:13.799
‫اون روزها همین کارها رو
‫می‌کردیم. بخشی از زندگی بود.

04:13.800 --> 04:17.519
‫تا اینکه هیتلر با استالین پیمان بست.

04:17.520 --> 04:20.360
‫آره، آره... اون یکی دیگه واقعاً پیک‌نیک نبود.

04:29.320 --> 04:31.159
‫چای برای ضربهٔ مغزی هم خوبه؟

04:31.160 --> 04:33.959
‫چای برای همه‌چی خوبه.

04:33.960 --> 04:36.679
‫پس جکِ جوونِ ما صاحب یه
‫کت‌وشلوار نو و حسابی می‌شه،

04:36.680 --> 04:38.719
‫با تشکر از آقای مکسی کلاینمن.

04:38.720 --> 04:41.679
‫فکر نکردی یه کوچولو مشکوکه؟

04:41.680 --> 04:43.519
‫شاید. نمی‌دونم.

04:43.520 --> 04:46.199
‫آخه کی دندون اسبِ پیشکشی رو می‌شمره؟

04:46.200 --> 04:49.519
‫برای تروایی‌ها که خوب تموم نشد.
‫- گفت خوکه.

04:49.520 --> 04:52.119
‫پس برای یکی دیگه بوده.

04:52.120 --> 04:55.079
‫حدسم اینه که جک اشتباهی از راه رسیده

04:55.080 --> 04:58.199
‫بعدش هم نقشه‌ی جایگزین رو انداختن جلو؛ نقشه‌ی ب.

04:58.200 --> 04:59.959
‫هنوز گیجم.

04:59.960 --> 05:01.919
‫خوک؟ اسب؟

05:01.920 --> 05:04.919
‫نقشهٔ ب یه زن با پالتوی خز بود.
‫آره، طعمه.

05:04.920 --> 05:07.439
‫یه طعمه‌ی حسابی وسوسه‌کننده.

05:07.440 --> 05:10.359
‫این کیه؟
‫آقای تد کریک،

05:10.360 --> 05:12.959
‫شطرنج‌باز؛ که فعلاً گم شده.

05:12.960 --> 05:16.359
‫یه باد شرقی روی کل این پرونده افتاده.

05:16.360 --> 05:19.879
‫فکر می‌کنم دوست چتربه‌دستمون
‫برای همون‌ها کار می‌کنه.

05:19.880 --> 05:23.719
‫- روس‌ها؟
‫- مگه طرفِ ما نیستن؟

05:23.720 --> 05:26.839
‫متأسفانه اتحادهای زمان جنگ
‫دیگه مال گذشته‌ان، نورا.

05:26.840 --> 05:28.879
‫یه درگیری تازه داره شکل می‌گیره.

05:28.880 --> 05:30.760
‫و از اون جنگ‌های حسابی سرد.

05:31.760 --> 05:33.639
‫پس بعد از اینکه جک کت‌وشلوارش رو گرفت،

05:33.640 --> 05:36.199
‫توی خیاطی آقای کلاینمن یه درگیری پیش اومد.

05:36.200 --> 05:39.999
‫مردی که خودش رو مارتین
‫ایدن معرفی می‌کرد کشته شد.

05:40.000 --> 05:42.879
‫بالا هم همسر و نوهٔ آقای کلاینمن بودن.

05:42.880 --> 05:46.439
‫آقای کلاینمن ادعا می‌کنه برای
‫دفاع از خودش اون مرد رو کشته،

05:46.440 --> 05:48.799
‫که آشکارا چرنده.

05:48.800 --> 05:51.320
‫الو؟
‫نه، امروز نه، ممنون.

05:52.520 --> 05:56.279
‫می‌خوام از حق سکوت خودم استفاده کنم.

05:56.280 --> 05:58.999
‫توی کشور قدیم همچین حقی نداشتیم.

05:59.000 --> 06:01.519
‫بازداشتم کردید، پس تفهیم اتهامم کنید.

06:01.520 --> 06:04.679
‫تفهیم اتهامم کن، ارنی. اقرار به گناه می‌کنم.

06:04.680 --> 06:08.359
‫- روثی و هانا گفتن چی دیدن.
‫- واقعاً؟

06:08.360 --> 06:10.799
‫همه‌چی بی‌نقص جفت‌وجور شده.

06:10.800 --> 06:13.399
‫ممکنه به روث شک داشته
‫باشی. اون به من وفاداره.

06:13.400 --> 06:16.319
‫اما هانا، هانای کوچولو،

06:16.320 --> 06:21.160
‫اون بهت گفت؛ اون مرد وحشتناک رو مرده دیده!

06:22.480 --> 06:25.959
‫تق! من کشتمش، ارنی؛ چون چاره‌ای نداشتم،

06:25.960 --> 06:29.359
‫همون‌طور که تو هم چاره‌ای نداری.
‫پس تمومش کن.

06:29.360 --> 06:32.559
‫ببرم جلوی دادگاه. بذار
‫هیئت‌منصفهٔ انگلیسی تصمیم بگیره.

06:32.560 --> 06:36.280
‫آره، هیئت‌منصفهٔ انگلیسی هم
‫گاهی تعصب خودش رو نشون می‌ده.

06:38.680 --> 06:42.400
‫ای خدا، باشه مکسی. هرطور تو می‌خوای.

06:45.560 --> 06:49.439
‫ولی هنوز نمی‌دونیم این
‫مارتین ایدن واقعاً کی بوده.

06:49.440 --> 06:52.119
‫نه، و جسدش هم هیچ‌وقت به سردخونه نرسید.

06:52.120 --> 06:54.319
‫یا خدا!
‫- که واقعاً جای تأسف داره.

06:54.320 --> 06:57.799
‫من خیلی مشتاق بودم بدونم
‫توی معده‌اش چی بوده.

06:57.800 --> 07:01.399
‫چرا؟
‫فکر کنم آخرین وعده‌اش بورش بوده.

07:01.400 --> 07:04.999
‫- بورش؟
‫- یه جور سوپ روسیه که با چغندر درست می‌شه.

07:05.000 --> 07:08.039
‫از طرفی، گذرنامهٔ نوهٔ آقای کلاینمن

07:08.040 --> 07:11.719
‫وقتی توی منطقهٔ روس‌ها زندگی
‫می‌کرده، در برلین صادر شده.

07:11.720 --> 07:15.279
‫و روث کلاینمن هم توی خونه زیر نظر پلیسه.

07:15.280 --> 07:17.319
‫سر آقای کلاینمن چی اومد؟

07:17.320 --> 07:19.399
‫ماکسیمیلیان کلاینمن،

07:19.400 --> 07:21.999
‫شما به قتل مردی ناشناس در تاریخ

07:22.000 --> 07:24.879
‫۸ نوامبر ۱۹۴۶،

07:24.880 --> 07:28.160
‫در شمارهٔ ۱۸ب خیابان نیو برلینگتون،
‫برخلاف قانون عرفی، متهم هستید.

07:29.160 --> 07:33.199
‫وظیفه دارم هشدار بدم هرچی بگین ممکنه مکتوب بشه

07:33.200 --> 07:35.479
‫و به‌عنوان مدرک علیه‌تون استفاده بشه.

07:35.480 --> 07:38.200
‫خیلی خب. یه سلول براش پیدا کنید.

07:45.120 --> 07:48.280
‫اگه زحمتی نیست، دور از مست‌ها، موریس.

07:53.720 --> 07:56.879
‫اما گفتید بی‌گناهه.
‫گفتم اون مرد رو نکشته

07:56.880 --> 07:59.599
‫با یه مشت؛ که یه کم فرق داره.

07:59.600 --> 08:02.199
‫می‌دونین کی کشته؟
‫- متأسفانه هنوز خیلی دورم.

08:02.200 --> 08:05.279
‫ولی شاید بهتره اول چند معمای نزدیک‌تر رو حل کنیم.

08:05.280 --> 08:08.240
‫- مثلاً چی؟
‫- مثلاً چرا با زیرشلواری توی مغازهٔ من نشستی؟

08:28.320 --> 08:30.080
‫از این طرف.

08:35.320 --> 08:37.759
‫چی شده، موریس؟

08:37.760 --> 08:40.279
‫آمبولانس مالِ ما نبوده، قربان.
‫چی؟

08:44.120 --> 08:46.120
‫آمبولانسی که جسد رو برد.

08:47.320 --> 08:49.719
‫پس چی بوده؟

08:49.720 --> 08:51.919
‫جسد‌دزد؟ این کارا مال عهد کشتی نوحه!

08:51.920 --> 08:56.840
‫بله قربان. ولی هرکسی بودن...
‫واقعاً جسد رو دزدیدن.

09:00.840 --> 09:04.119
‫- حیف شد موقع تفهیم اتهامش نبودم.
‫- دیگه نمی‌تونستم عقبش بندازم.

09:04.120 --> 09:06.479
‫به خانم کلاینمن خبر دادید؟
‫بله.

09:06.480 --> 09:10.519
‫دلم می‌خواست واکنششون رو
‫ببینم؛ مخصوصاً هانا رو.

09:10.520 --> 09:14.279
‫پس این کتاب «مارتین ایدن»...
‫چاپ ۳۵.

09:14.280 --> 09:17.239
‫روسی بلدی؟
‫عدد خوندن بلدم.

09:17.240 --> 09:20.640
‫- قیمتش یک روبله.
‫- چه ارزون.

09:23.160 --> 09:26.279
‫بالاخره یه بار پول درست‌وحسابی پیدا کردیم.
‫این رو از کجا آوردی؟

09:26.280 --> 09:28.679
‫از کف مغازهٔ آقای کلاینمن.

09:28.680 --> 09:30.839
‫بیا، یکی دیگه هم بخور.

09:30.840 --> 09:33.799
‫از جسد گمشده خبری نیست؟
‫نه، هیچ.

09:33.800 --> 09:36.919
‫اما کت‌وشلوارها...
‫همه‌چی زیر سر کت‌وشلوارهاست.

09:36.920 --> 09:40.839
‫تد کریک با یه دست کت‌وشلوار چشمگیرِ مکسی کلاینمن رسید فرودگاه.

09:40.840 --> 09:42.919
‫و ریختن سوپ روش،

09:42.920 --> 09:45.439
‫خب، معلومه کلک بوده تا کت‌وشلوار رو بدزدن.

09:45.440 --> 09:47.559
‫شکی ندارم.
‫اما چرا این کار رو کردن؟

09:47.560 --> 09:50.759
‫شاید مکسی یه چیزی توی آستر دوخته بوده،

09:50.760 --> 09:53.279
‫که تد ببره برای دوست‌هاش توی مسکو.

09:53.280 --> 09:55.399
‫پس چرا همون چیز رو از آستر درنیاوردن و تحویل ندادن؟

09:55.400 --> 09:57.679
‫چرا کت‌وشلوار رو جا گذاشتن؟

09:57.680 --> 10:00.359
‫و این همه جاروجنجال برای چی؟
‫خیلی مخفیانه نیست، نه؟

10:00.360 --> 10:04.599
‫بعد هم کت‌وشلوار دومه، که یه
‫مشت آدم عجیب از تن جک دزدیدن.

10:04.600 --> 10:07.319
‫مکسی کلاینمن باید بدونه اون‌ها کی‌ان.

10:07.320 --> 10:10.399
‫باید وادارش کنیم دکمه‌هاش رو باز کنه... و حرف بزنه.

10:10.400 --> 10:14.279
‫آره، این کارِ کلاینمنه.
‫برشش همونه.

10:14.280 --> 10:16.999
‫ولی راه‌راهش فرق داره.
‫ظریف‌تره.

10:17.000 --> 10:19.279
‫راه‌هاش از اونی که کلاینمن به من داد بیشتره.

10:19.280 --> 10:21.879
‫همین‌طور به نظر میاد، نه؟

10:21.880 --> 10:24.279
‫از روی یه عکس روزنامه سخت می‌شه فهمید.

10:24.280 --> 10:26.120
‫ببینم...

10:27.120 --> 10:29.240
‫شاید چیزی داخل کت‌وشلوار نیست...

10:30.600 --> 10:32.560
‫...شاید خودِ کت‌وشلواره.

10:33.560 --> 10:35.479
‫کاش هنوز کت‌وشلوار جک رو داشتیم.

10:35.480 --> 10:38.879
‫شاید بهترین جایگزینش رو داشته باشیم.

10:38.880 --> 10:42.319
‫- هوم؟
‫- وقتی جک رو از چالکات بیرون آوردیم،

10:42.320 --> 10:45.719
‫یکی ازش عکس گرفت.
‫آره، آره، درسته.

10:45.720 --> 10:47.159
‫«ما»؟

10:47.160 --> 10:50.160
‫خب، یه دوستی رو هم با خودم برده بودم.
‫برای اطمینان.

10:53.480 --> 10:55.799
‫این عکاسه احیاناً

10:55.800 --> 10:57.639
‫یه زنِ یک‌پا نبود؟

10:57.640 --> 10:59.480
‫اتفاقاً چرا.

11:01.800 --> 11:03.400
‫عجیب و عجیب‌تر.

11:04.600 --> 11:06.399
‫ببخشید، ببخشید، من چیزی رو از قلم انداختم؟

11:06.400 --> 11:08.519
‫بیرون خیاطی ندیدیش؟

11:08.520 --> 11:11.199
‫از کت‌وشلواری که توی مسکو
‫موند عکس واضح نداریم،

11:11.200 --> 11:15.479
‫اما این خانم احتمالاً از هدیهٔ
‫مکسی کلاینمن به جک عکس خوبی گرفته.

11:15.480 --> 11:18.839
‫خیلی خب. باید پیداش کنیم.
‫چطوری؟

11:18.840 --> 11:20.959
‫ابتکار، جک، ابتکار.

11:20.960 --> 11:25.880
‫چند تا عکاس زنِ یک‌پا توی لندن پیدا می‌شه؟ یالا، برو!

11:27.440 --> 11:30.680
‫خب، من...
‫من هم می‌رم. برای اطمینان.

11:31.920 --> 11:35.440
‫حالا دربارهٔ رمزها چی داریم؟

12:23.600 --> 12:25.479
‫بفرما.

12:25.480 --> 12:27.479
‫عالیه! کجا بود؟

12:27.480 --> 12:31.319
‫بین یه چیزی دربارهٔ گلسنگ‌ها
‫و یه چیزی دربارهٔ جگرواش‌ها.

12:31.320 --> 12:35.159
‫معلومه؛ نهان‌نگاره‌ها و نهان‌زادان.

12:35.160 --> 12:39.119
‫نهان‌زادان؟
‫و نهان‌نگاره‌ها. کاملاً منطقیه.

12:39.120 --> 12:41.599
‫البته اگه گیاه‌شناس نباشی،
‫یه کم گیج‌کننده‌ست.

12:41.600 --> 12:43.840
‫هوم. این یکی چطور؟

12:45.120 --> 12:47.439
‫«بعد از اینکه چاقو رو ازش گرفتم،

12:47.440 --> 12:49.640
‫«سعی کرد دماغم رو با دندون بکنه.»

12:51.000 --> 12:53.119
‫فکر می‌کنی اینجا سرنخی باشه؟

12:53.120 --> 12:54.920
‫نمی‌دونم، هیچ‌وقت نخوندمش.

12:55.920 --> 12:58.599
‫من که همه‌چی رو نخوندم،
‫می‌دونی؟ سه بار تلاش کردم

12:58.600 --> 13:02.480
‫سه بار رفتم سراغ «برادران کارامازوف».
‫علامت تعجبش زیادیه.

13:11.040 --> 13:13.600
‫خودشه.

13:31.440 --> 13:34.399
‫- عصر بخیر.
‫ایندیا فلین؟
‫- بله؟

13:34.400 --> 13:36.399
‫ملکه‌ی عکاس‌ها؟

13:36.400 --> 13:39.359
‫لطف دارید. شاید شاهزاده.

13:39.360 --> 13:43.079
‫یه لطفی ازتون می‌خوایم، والاحضرت.

13:43.080 --> 13:45.959
‫جدی؟
‫یه جورایی قبلاً همدیگه رو دیدیم.

13:45.960 --> 13:48.679
‫فکر نکنم، عزیزم.
‫چرا.

13:48.680 --> 13:51.959
‫وقتی از چالکات می‌اومدیم
‫بیرون، ازمون عکس گرفتی.

13:51.960 --> 13:54.919
‫جدی؟
‫آره.

13:54.920 --> 13:57.839
‫- اون عکس کجاست؟
‫- هنوز توی دوربینه. لازمش داریم.

13:57.840 --> 14:00.039
‫- جدی؟
‫- آره.
‫- برای من چی داره؟

14:00.040 --> 14:02.719
‫- فقط می‌خوایم ببینیمش، همین.
‫- زیادی مشتاق به نظر میاین.

14:02.720 --> 14:06.000
‫باید برام بیارزه.
‫وقتی عکس رو دیدیم صحبت می‌کنیم.

14:09.240 --> 14:11.079
‫باشه.

14:11.080 --> 14:12.800
‫دو سوت بیشتر طول نمی‌کشه.

14:38.640 --> 14:42.200
‫پنج دقیقه.

14:44.800 --> 14:47.920
‫حتماً خسته‌کننده‌ست، آقای کلاینمن.

14:50.280 --> 14:53.759
‫«نقشه گرفت؟ کت‌وشلوار رو درست دوختم؟

14:53.760 --> 14:55.879
‫«آدم درست پوشیدتش؟»

14:55.880 --> 14:58.559
‫کارم رو بلدم.
‫بلدید.

14:58.560 --> 15:00.719
‫من هم استعدادهایی دارم.

15:00.720 --> 15:03.319
‫مثلاً؟
‫خب، کتاب می‌خونم.

15:03.320 --> 15:06.319
‫هرچی. همه‌چی.
‫تقریباً یه وسواسه.

15:06.320 --> 15:12.159
‫داستان‌های عامه‌پسندِ یک‌پنی، یادنامه‌های علمی،
‫ستون‌های مشاوره... کتاب‌های رمز.

15:12.160 --> 15:16.399
‫انگار مردم فکر می‌کنن توش خوبم.
‫- به‌به، چه عالی.

15:16.400 --> 15:19.519
‫یه کت‌وشلوار هم می‌تونه داستان تعریف کنه.

15:19.520 --> 15:21.559
‫البته خوندنش برای من سخت‌تره.

15:21.560 --> 15:24.039
‫من به علامت‌های سیاه روی صفحه عادت دارم،

15:24.040 --> 15:26.879
‫نه خط‌های بلند و باریکِ نخ.

15:26.880 --> 15:29.120
‫این همونه؟

15:31.280 --> 15:33.239
‫اوه، آقای کلاینمن.

15:33.240 --> 15:36.799
‫چیزی آرامش ظاهری‌تون رو به هم زد؟

15:36.800 --> 15:38.839
‫فکر کنم یه موج کوچولو دیدم.

15:38.840 --> 15:42.839
‫به نظرم یه کم زیادی دور از ذهن میاد.

15:42.840 --> 15:45.919
‫خب، جاسوسی همینه. اگه دور از ذهن نبود،

15:45.920 --> 15:48.440
‫طرف مقابل فوراً می‌فهمید.

15:49.760 --> 15:51.839
‫مطمئنم بالاخره حلش می‌کنم.

15:51.840 --> 15:55.079
‫ولی اگه دوست دارید می‌تونید
‫یه سرنخ کوچولو بدید.

15:55.080 --> 15:56.879
‫نه؟

15:56.880 --> 15:58.999
‫چرا نه؟

15:59.000 --> 16:01.719
‫چون قدرتِ یه راز

16:01.720 --> 16:05.479
‫به نگه‌داشتنشه، آقای بوک.

16:05.480 --> 16:08.559
‫بازی خطرناکی می‌کنید، آقای کلاینمن.

16:08.560 --> 16:11.080
‫ممکنه به خاطرش اعدامتون کنن.
‫من اعدام نمی‌شم.

16:12.320 --> 16:14.799
‫چی این‌قدر مطمئنتون کرده؟

16:14.800 --> 16:18.480
‫چون، آقای بوک، به عدالت بریتانیا ایمان دارم.

16:19.720 --> 16:21.040
‫واقعاً؟

16:32.400 --> 16:34.799
‫درنیومد. ببخشید.

16:34.800 --> 16:38.159
‫- چی؟
‫- چاپ خوب نشده.
‫- گاهی پیش میاد.

16:38.160 --> 16:42.079
‫نگاتیو چی؟
‫اون هم همین‌طور. ببخشید.

16:42.080 --> 16:44.439
‫تازه، هیچ‌کس هیچ‌وقت
‫نگاتیوها رو تحویل نمی‌گیره.

16:44.440 --> 16:46.999
‫چیزی رو که نمی‌تونی جایگزینش کنی، تحویل نمی‌دی.

16:47.000 --> 16:51.799
‫یه تابستون پرترهٔ خیلی قشنگی
‫از یه افسر نیروی دریایی گرفتم.

16:51.800 --> 16:53.959
‫نگاتیوش رو دادم دستش و بعد اون...

16:53.960 --> 16:56.480
‫یه دختر راهنما رو توی «ال سالدو» خفه کرد.

16:57.480 --> 16:59.399
‫می‌تونستم از اون عکس یه ثروت دربیارم.

16:59.400 --> 17:02.519
‫- اشکالی داره خودم یه نگاهی بندازم؟
‫- بله، خیلی هم اشکال داره!

17:02.520 --> 17:06.279
‫فکر کنم مجبورین حرفم رو قبول کنین... پسرجان.

17:06.280 --> 17:07.959
‫بعید می‌دونم.

17:07.960 --> 17:11.840
‫ببینیم چی ظاهر می‌شه، هان؟
‫- باز تو!

17:12.840 --> 17:15.239
‫ببخشید.

17:38.360 --> 17:39.839
‫نگاتیو.

17:39.840 --> 17:43.200
‫هرچی می‌خواید. من... دنبال دردسر نیستم.

17:54.800 --> 17:57.480
‫برای این موقع سال هوا ملایمه، نه؟

17:59.120 --> 18:00.600
‫تو کی هستی؟

18:08.280 --> 18:09.640
‫چی؟

18:17.320 --> 18:18.640
‫خیلی خوب.

18:37.360 --> 18:39.040
‫خب، پس...

18:40.480 --> 18:42.360
‫آها!

19:32.640 --> 19:34.719
‫تا کی می‌خواید من رو اینجا نگه دارید؟

19:34.720 --> 19:36.720
‫هوم.
‫اوه!

19:47.280 --> 19:50.399
‫اشکالی داره؟
‫راستش چرا.

19:50.400 --> 19:52.400
‫خب، باشه.

19:56.920 --> 19:59.439
‫ممنون بابت تماس.

19:59.440 --> 20:01.319
‫چه خبره؟ تو کی هستی؟

20:01.320 --> 20:05.759
‫تا جایی که به شما مربوطه، خانم بوک،
‫من خودِ دولت بریتانیام.

20:05.760 --> 20:08.359
‫و این کار برای دفاع از همین مملکته،

20:08.360 --> 20:11.519
‫و به قول مردی بهتر از من،

20:11.520 --> 20:15.599
‫از اشتتین در ساحل بالتیک

20:15.600 --> 20:17.999
‫تا تریسته در ساحل آدریاتیک.

20:18.000 --> 20:20.439
‫اصلاً منظورتون چیه؟

20:20.440 --> 20:24.719
‫خب، حالا که صحبت از
‫آب‌های پهناوره، خانم بوک،

20:24.720 --> 20:29.520
‫می‌ترسم وارد آبی شدین که پاتون به کفش نمی‌رسه.

20:30.520 --> 20:32.719
‫موضوع کت‌وشلواره.

20:32.720 --> 20:36.439
‫- کاملاً درست. یه جور رمزه.
‫- باز هم درست.

20:36.440 --> 20:38.839
‫و شما یه ربطی به شوهر من دارید، نه؟

20:38.840 --> 20:41.759
‫یعنی چی، می‌گین پام رو از گلیمم درازتر کردم؟

20:41.760 --> 20:43.999
‫من توی بریگاد بین‌المللی بودم.

20:44.000 --> 20:45.959
‫به‌به.

20:45.960 --> 20:48.599
‫من و بوک جنگ‌های متفاوتی جنگیدیم.

20:48.600 --> 20:50.999
‫شما بخشی از اون دنیایید، نه؟ دنیای اون.

20:51.000 --> 20:52.559
‫نمی‌تونم دروغ بگم.

20:52.560 --> 20:54.319
‫واقعاً نمی‌تونید؟

20:54.320 --> 20:56.600
‫شرط می‌بندم دروغ گفتن براتون عین نفس‌کشیدن طبیعیه.

20:57.920 --> 21:00.599
‫این جاسوسیه، نه؟

21:00.600 --> 21:04.239
‫«بازی بزرگ»، یا هر اسمی
‫که این روزها روش گذاشتید.

21:04.240 --> 21:06.280
‫به نظر من که خیلی هم بزرگ نیست.

21:07.520 --> 21:11.359
‫شاید کثیف باشه، اما لازمه.

21:11.360 --> 21:15.160
‫من شخصاً دعوای تمیز و رو در رو
‫رو دوست دارم. راستش لذت می‌برم.

21:16.160 --> 21:19.319
‫این یکی فرق داره.
‫این همه یواشکی خزیدن...

21:19.320 --> 21:20.839
‫کار من نیست.

21:20.840 --> 21:24.280
‫متأسفانه همه‌مون نمی‌تونیم این‌قدر خودمون رو بیرون ماجرا نگه داریم.

22:32.600 --> 22:36.439
‫- جکِ جوون کجاست؟
‫- خیلی وقته رفته. با عکس.

22:36.440 --> 22:38.960
‫خب.
‫آخر دنیا که نیست.

22:40.120 --> 22:41.879
‫نگاتیو دست اوناست؟

22:41.880 --> 22:44.919
‫اوه! من که بدبخت شدم!

22:44.920 --> 22:47.120
‫طبیعتاً.

22:49.080 --> 22:51.880
‫دیگه دخالت نکنید، خانم بوک.

22:53.240 --> 22:55.160
‫دختر خوبی باشید.

22:59.520 --> 23:01.679
‫چشم‌تون رو چطور از دست دادید؟

23:01.680 --> 23:05.799
‫یکی با یه چوب خیلی، خیلی تیز توش فرو کرد؟

23:05.800 --> 23:07.920
‫چی باعث شده فکر کنید یه چشمم رو از دست دادم؟

24:07.040 --> 24:08.799
‫سلام.

24:13.840 --> 24:17.999
‫نگاتیو رو داریم، ولی چاپ عکس رو هم می‌خوایم.

24:18.000 --> 24:20.239
‫یه سری سرِ نخِ باز می‌مونه، می‌دونین که.

24:20.240 --> 24:23.079
‫خوشم نمیاد.

24:23.080 --> 24:25.720
‫یالا خانم! شلوارم رو که گرفتید!

25:07.520 --> 25:09.280
‫اوه!

25:33.000 --> 25:40.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:16.800 --> 26:19.159
‫آه، زرنگه.

26:19.160 --> 26:20.999
‫خیلی زرنگ.

26:21.000 --> 26:23.559
‫کارتون خوب بود، هر دوتون.
‫ممنون.

26:23.560 --> 26:26.999
‫سلام. این آقا آشناست. مگه اون...

26:27.000 --> 26:30.760
‫توی جلسه‌ی احضار اسنید بود؛ همونی که رفتیم.
‫توی مخمصه آدم به‌دردبخوریه.

26:31.760 --> 26:36.879
‫ظاهراً. پس دو تا کت‌وشلوار
‫داریم. دو تا راه‌راه خوشگل.

26:36.880 --> 26:41.079
‫کت‌وشلوارهایی که می‌شه باهاشون
‫ازدواج کرد، توی لوکارنو رقصید،

26:41.080 --> 26:43.559
‫یا سخنرانی کرد؛ یه سخنرانی آتشین،

26:43.560 --> 26:46.159
‫دربارهٔ عمیق‌تر شدن دوستی انگلیس و شوروی،

26:46.160 --> 26:48.439
‫یا قدرت شطرنج، یا همچین چیزی.

26:48.440 --> 26:51.519
‫ولی این کت‌وشلوارها خودشون هم یه چیزی برای گفتن دارن،

26:51.520 --> 26:54.999
‫و این راه‌ها دارن به رمز می‌گنش.

26:55.000 --> 26:58.439
‫حالا با فقط دو عنصر چه جور رمزی می‌شه ساخت؟

26:58.440 --> 27:01.840
‫یه خط تیره، یه خط روشن؟
‫هوم.

27:02.880 --> 27:06.199
‫کد دودویی، همینه.
‫ریاضی‌ات چطوره؟

27:06.200 --> 27:09.679
‫خب، می‌تونم بقیهٔ پول رو درست پس بدم.
‫من هم همین‌طور.

27:09.680 --> 27:12.479
‫خوشبختانه وقتی انگشت‌هامون برای شمردن کم میاد، کتاب داریم.

27:12.480 --> 27:16.599
‫روشن صفره. تیره یک.

27:16.600 --> 27:19.439
‫حالا یه چیز ساده.
‫الفبای انگلیسی چند حرف داره؟

27:19.440 --> 27:22.959
‫۲۶.
‫و ۲۶ به کد دودویی چی می‌شه؟

27:22.960 --> 27:24.879
‫هوم... اِم...

27:24.880 --> 27:28.479
‫۱-۱-۰-۱-۰.
‫پس این راه‌ها رو

27:28.480 --> 27:32.759
‫به دسته‌های پنج‌تایی تقسیم
‫می‌کنیم. هر پنج خط، یه حرف تازه.

27:32.760 --> 27:37.199
‫توی این عکس مثل روز روشنه.
‫از وسط به سمت چپ بخون.

27:37.200 --> 27:42.559
‫خب... روشن، تیره، تیره، روشن، روشن.

27:42.560 --> 27:46.479
‫می‌شه ۰-۱-۱-۰-۰، یعنی ۱۲،

27:46.480 --> 27:49.799
‫و بنابراین حرف L؛ دوازدهمین حرف الفبا.

27:49.800 --> 27:54.239
‫خب، روشن، تیره، تیره، تیره، تیره.

27:54.240 --> 27:57.440
‫O.
‫چی؟
‫حرف O. بعدی.

27:58.440 --> 28:02.679
‫خب، تیره، روشن، تیره، تیره، روشن.

28:02.680 --> 28:03.760
‫V.

28:05.200 --> 28:09.119
‫روشن، روشن، تیره، روشن، تیره.

28:09.120 --> 28:10.279
‫E.

28:10.280 --> 28:12.800
‫عشق.
‫عشق. بعد؟

28:13.800 --> 28:19.319
‫روشن، تیره، تیره، روشن، روشن.
‫باز L.

28:19.320 --> 28:23.239
‫و همهٔ خط‌ها شبیه هم‌ان، پس دوباره «عشق»؟

28:23.240 --> 28:26.439
‫بفرما.
‫یه کلمه در سراسر پارچه تکرار شده.

28:26.440 --> 28:29.839
‫اونی که توی روسیه دزدیدن فرق داره.

28:29.840 --> 28:31.639
‫خط‌هاش باریک‌تره.

28:31.640 --> 28:33.839
‫برای همین مجبور بودن بدزدنش.
‫و بررسیش کنن.

28:33.840 --> 28:36.999
‫این همه خط، یعنی این همه اطلاعات.

28:37.000 --> 28:39.319
‫ظاهرش بی‌معنیه،

28:39.320 --> 28:41.920
‫ولی شاید «عشق» کلید رمزه.

28:42.920 --> 28:45.759
‫حدسم یه رمزِ جانشینیِ حروفه.

28:45.760 --> 28:49.560
‫فقط اون کلمهٔ چهارتایی
‫رو به الفبا اضافه کن...

28:50.920 --> 28:53.039
‫...و بقیه رو هل بده جلو،

28:53.040 --> 28:55.519
‫اون‌وقت متن رمز آشکار می‌شه.

28:55.520 --> 28:58.239
‫خیلی شیطانیه.
‫نه، نه، نه.

28:58.240 --> 29:01.879
‫شیوه‌ی انتقالش تازه‌ست، ولی خودِ روش...

29:01.880 --> 29:03.840
‫۲-۱-۱۴-۱-۱۲.

29:06.240 --> 29:09.399
‫پیش‌پاافتاده‌ست.
‫بین جماعتِ جوهرنامرئی‌به‌دست کاملاً استاندارده.

29:09.400 --> 29:11.959
‫که انگشت‌هاشون جوهر نامرئی داره.

29:11.960 --> 29:15.799
‫می‌شه من؟
‫تو هم یه امتحانی بکن.

29:15.800 --> 29:20.119
‫حالا که حرفش شد، یه مردی
‫بود، بوک. یه مرد با چشم‌بند.

29:20.120 --> 29:22.759
‫واقعاً؟
‫هشدار داد دخالت نکنم،

29:22.760 --> 29:24.999
‫و قاعدتاً یعنی به تو هم هشدار داده.

29:25.000 --> 29:27.239
‫و انگار کاملاً هم خیالش راحت بود

29:27.240 --> 29:30.200
‫که طرف مقابل نگاتیو رو داشته باشه.

29:31.200 --> 29:33.119
‫جدی؟

29:33.120 --> 29:34.160
‫هوم.

29:37.000 --> 29:39.959
‫حالا چی کار کنیم؟
‫نورا برمی‌گرده پیش عموش.

29:39.960 --> 29:42.279
‫من می‌رم با بازرس صحبت کنم.

29:42.280 --> 29:45.799
‫همه‌مون هم یه سفر کوچولو در پیش داریم.
‫- اوه. می‌خوای بگی کجا؟

29:45.800 --> 29:47.999
‫توجهتون رو جلب می‌کنم به مایع پاک‌کننده،

29:48.000 --> 29:51.359
‫قیچی‌ها و مهمان تازهٔ خانهٔ کلاینمن‌ها.

29:51.360 --> 29:52.760
‫هوم.

29:59.920 --> 30:03.680
‫بوی خوبی می‌ده.
‫خوب و تازه‌ست.

30:05.560 --> 30:07.720
‫از کنسروی‌اش متنفرم.

30:08.800 --> 30:12.919
‫خوب بود بیرون باشیم. آزادانه راه بریم.

30:12.920 --> 30:15.239
‫و می‌دونستیم هیچ‌کس تعقیبمون نمی‌کنه.

30:15.240 --> 30:18.239
‫و چیزهایی که روی قفسه‌ها بود!

30:18.240 --> 30:20.680
‫بعد از برلین و چیزهایی که
‫مجبور بودیم اونجا بخوریم.

30:21.880 --> 30:24.080
‫و کارهایی که مجبور بودیم
‫برای به‌دست آوردنشون بکنیم.

30:35.400 --> 30:37.520
‫من می‌رم پایین.

30:53.400 --> 30:55.439
‫داشتیم چای می‌خوردیم.

30:55.440 --> 30:57.439
‫خیلی بابت مزاحمت عذر می‌خوام.

30:57.440 --> 31:00.799
‫فقط می‌خواستم درباره‌ی پرونده‌ی شوهرتون چند چیز رو دوباره مرور کنم.

31:00.800 --> 31:04.479
‫حتماً درک می‌کنید.
‫اشکالی نداره. دقیقاً چی می‌خواید؟

31:04.480 --> 31:06.959
‫خب، اول از همه این دفتر سفارش رو پس بدم.

31:06.960 --> 31:10.799
‫مطالعه‌اش واقعاً جالبه.
‫اسم تد کریک هم توشه.

31:10.800 --> 31:13.479
‫اوه، من اسم‌ها رو نمی‌دونم.
‫باید از مکسی بپرسید.

31:13.480 --> 31:16.759
‫ولی حساب‌وکتاب و... قرارها
‫رو شما انجام می‌دید.

31:16.760 --> 31:19.439
‫مکسی مشتری‌ها رو می‌شناسه.
‫من جلوی مشتری‌ها نمیام.

31:19.440 --> 31:23.080
‫این یه خیاطی مردونه‌ست.
‫آقایون دوست دارن با آقایون معامله کنن.

31:27.800 --> 31:30.000
‫مکسی!
‫اوه!

31:31.000 --> 31:33.400
‫لوبیای کوچولوم.
‫اوه!

31:36.760 --> 31:38.639
‫من اینجا چی کار می‌کنم؟

31:38.640 --> 31:41.279
‫خب، موضوع یه کت‌وشلواره.

31:41.280 --> 31:43.399
‫پرو؟

31:43.400 --> 31:45.559
‫بله.

31:45.560 --> 31:47.920
‫فکر کنم دقیقاً کلمه‌ی مناسبیه.

32:04.640 --> 32:07.360
‫از قبل وقت داشتید، خانم کلاینمن؟

32:08.960 --> 32:12.039
‫- این کیه؟
‫- خانم کلاینمن، اجازه بدید همسرم رو معرفی کنم،

32:12.040 --> 32:14.799
‫خانم استراتفورد بوک.
‫روی کمکش حساب می‌کنم

32:14.800 --> 32:16.879
‫اگه کار به خشونت بکشه.

32:16.880 --> 32:18.959
‫آقای کلاینمن، فکر کنم
‫شما و جک همدیگه رو دیدید.

32:18.960 --> 32:20.759
‫آره.

32:20.760 --> 32:24.040
‫کت‌وشلوار چطور بود، پسر؟
‫دردسر.

32:25.400 --> 32:28.239
‫جمعیت زیادیه و باز هم قراره بیشتر بشن،

32:28.240 --> 32:30.879
‫ولی حتماً جا باز می‌کنیم.
‫بازرس، اجازه می‌دید؟

32:30.880 --> 32:33.959
‫اگه بتونی از این تکه‌ها یه
‫چیز کامل بسازی، بوک، حتماً.

32:33.960 --> 32:36.719
‫پس بیاید همه رو کنار هم بچینیم.

32:36.720 --> 32:40.719
‫یه استاد شطرنج بریتانیایی، تد
‫کریک، با یه کت‌وشلوار می‌ره مسکو.

32:40.720 --> 32:43.279
‫یه کت‌وشلوار خیلی خاص.
‫ولی تد آدم زرنگیه،

32:43.280 --> 32:46.759
‫تد رو به این راحتی‌ها نمی‌شه گول زد،
‫نه با اون مغزِ استاد شطرنجش،

32:46.760 --> 32:50.239
‫و می‌فهمه چه خبره؛ می‌فهمه
‫ازش سوءاستفاده شده.

32:50.240 --> 32:52.719
‫پس برمی‌گرده لندن تا با مردی روبه‌رو بشه

32:52.720 --> 32:55.959
‫که فهمیده داشته گولش می‌زده؛
‫همین‌جا، توی این مغازه.

32:55.960 --> 32:58.879
‫بعدش جسدی که به اسم مارتین ایدن می‌شناسیم،

32:58.880 --> 33:01.239
‫با یه ضربه به گلو کشته می‌شه.

33:01.240 --> 33:03.839
‫بین بابابزرگ و اون مردی که
‫مرد یه درگیری، یه دعوا بود.

33:03.840 --> 33:07.679
‫ولی ما هیچ آقای کریکی ندیدیم.
‫اصلاً از کجا می‌دونید اومده اینجا؟

33:07.680 --> 33:10.079
‫چون یه تکه از خودش رو اینجا جا گذاشته.

33:10.080 --> 33:13.119
‫پول‌هایی که روی زمین پخش شده بود.
‫روبل.

33:13.120 --> 33:16.359
‫- شاید مال خانم کراسینسکی بوده، از منطقهٔ روس‌ها.
‫- نه.

33:16.360 --> 33:18.719
‫ما هنوز از رایش‌مارک نازی‌ها استفاده
‫می‌کنیم. روبل به هیچ دردی نمی‌خوره.

33:18.720 --> 33:21.879
‫یا مال مقتول بوده.
‫فرض معقول‌تریه.

33:21.880 --> 33:24.679
‫ولی یه مأمور روس هرگز جیبش رو

33:24.680 --> 33:27.279
‫با چیزی این‌قدر رسواکننده پر نمی‌کنه.
‫مأمور روس؟

33:27.280 --> 33:30.599
‫بله، خانم کراسینسکی.
‫مارتین ایدن همین بود.

33:30.600 --> 33:33.279
‫این دیگه زمینیه که الان داریم توش بازی می‌کنیم.

33:33.280 --> 33:38.199
‫- زمین سردی هم هست.
‫- پس سکه‌ها توی دعوا ریخته شدن

33:38.200 --> 33:42.719
‫و یه بطری از اون مایع پاک‌کننده هم
‫شکسته. ولی کی با کی دعوا می‌کرده؟

33:42.720 --> 33:45.239
‫خب، بی‌احترامی نباشه مکسی،

33:45.240 --> 33:48.239
‫ولی شما رو توی رینگ مقابل
‫مارتین ایدن نمی‌ذاشتم،

33:48.240 --> 33:51.559
‫یا هر اسمی که قبل از قرض گرفتنِ اسمِ یه رمان داشته؛

33:51.560 --> 33:54.199
‫رمانی که توی روسیه اون‌قدر موفق بوده که برای گوش یه شورویایی،

33:54.200 --> 33:57.759
‫«مارتین ایدن» انگلیسی‌ترین اسمِ دنیا به نظر میاد.

33:57.760 --> 33:59.519
‫آدم مرموزیه، نه؟

33:59.520 --> 34:03.839
‫گفتم که، همین‌طوری از خیابون اومد تو.

34:03.840 --> 34:06.199
‫با کلاه بولر بی‌نقصش،

34:06.200 --> 34:08.279
‫کت‌وشلوار راه‌راه بی‌نقصش،

34:08.280 --> 34:12.159
‫و چتر بی‌نقصش، هنوز بسته؛
‫با اینکه بیرون داشت سیل می‌اومد؟

34:12.160 --> 34:15.919
‫نه. مارتین ایدن رو همین‌جا پیاده کرده بودن.

34:15.920 --> 34:18.679
‫یه جنتلمن بریتانیاییِ بیش‌ازحد ایدئال،

34:18.680 --> 34:20.759
‫انگار که ساخته شده باشه.

34:20.760 --> 34:24.279
‫که واقعاً هم ساخته شده بود؛ زیادی ایدئال.

34:24.280 --> 34:28.759
‫البته به‌جز لکهٔ ناخوشایند
‫چغندر روی کراوات و دستمالش.

34:28.760 --> 34:31.439
‫اشتباه کردید، آقای کلاینمن.

34:31.440 --> 34:34.279
‫منتظر یه مأمور روس بودید که
‫بیاد کت‌وشلوار رو تحویل بگیره.

34:34.280 --> 34:36.999
‫ولی به‌جاش جک از راه رسید. چی بود؟

34:37.000 --> 34:39.280
‫یه کلمهٔ رمز؟

34:46.400 --> 34:49.000
‫عصر بخیر.

34:50.080 --> 34:51.999
‫برای اردک‌ها؟

34:52.000 --> 34:54.360
‫مارتین ایدن رسید.

34:55.480 --> 34:58.199
‫ولی کت‌وشلوار قبلاً رفته بود.

34:58.200 --> 35:00.799
‫و بعد یه مهمون دیگه داشتید.

35:00.800 --> 35:02.200
‫تد کریک.

35:03.200 --> 35:06.599
‫اما اون کجا رفت؟
‫سؤال خیلی خوبیه.

35:06.600 --> 35:10.480
‫و خانم کلاینمن الان جوابش رو می‌ده.

35:12.800 --> 35:14.879
‫من می‌دم؟
‫اوه، بله.

35:14.880 --> 35:17.159
‫یه مشت واقعاً می‌تونه آدم رو بکشه،

35:17.160 --> 35:21.039
‫اما وقتی این‌ها همین‌جا هستن،
‫چرا تن‌به‌تن درگیر بشید؟

35:21.040 --> 35:24.799
‫و هنوز هم همین‌جان.
‫به طرز مشکوکی تمیز.

35:24.800 --> 35:28.359
‫به نظرم همین تمیزی‌شون خودش اعتراف به جرمه.

35:28.360 --> 35:30.239
‫و این.

35:30.240 --> 35:32.879
‫چیز چندکاره‌ایه، نه خانم کلاینمن؟

35:32.880 --> 35:35.599
‫می‌شه باهاش لکهٔ خون رو پاک کرد.

35:35.600 --> 35:37.999
‫روی یه پارچه بریزید، می‌شه
‫باهاش کسی رو بیهوش کرد.

35:38.000 --> 35:42.480
‫و حالا هم بوش زده توی دماغم و کل هوا رو عطرآگین کرده.

35:45.200 --> 35:49.119
‫مکسی اون مرد رو نکشت، نه؟

35:49.120 --> 35:51.840
‫این فکر مسخره‌ست، نه؟

35:52.840 --> 35:55.079
‫بله، فکر کنم همین‌طوره.

35:55.080 --> 35:57.640
‫تد کریک کشتش، نه؟

35:58.640 --> 36:01.760
‫بله.
‫چرا؟ بگو دیگه.

36:02.840 --> 36:05.479
‫بازرس بلیس نماینده‌ی پلیسه.

36:05.480 --> 36:07.599
‫ولی من پلیس نیستم. کار من یه چیز دیگه‌ست.

36:07.600 --> 36:09.440
‫و من می‌دونم چی شده.

36:11.640 --> 36:14.039
‫دفاع از خود.

36:14.040 --> 36:19.439
‫تد کریک اومد؛ می‌خواست من
‫رو لو بده، بره پیش پلیس.

36:19.440 --> 36:21.519
‫احمق! تو احمقی!

36:21.520 --> 36:24.039
‫به من گفته بودن منتظر کسی باشم.

36:24.040 --> 36:26.400
‫کی دیگه ممکن بود این وقت شب بیاد؟

36:28.560 --> 36:30.840
‫باید تلفن بزنم!

36:37.680 --> 36:41.400
‫مشکل داریم.
‫می‌دونم چی کار کردی، کلاینمن.

36:55.400 --> 36:59.719
‫خواستم جلوش رو بگیرم،
‫ولی یکی دیگه زودتر دست‌به‌کار شد.

36:59.720 --> 37:01.479
‫مارتین ایدن؟
‫بله.

37:01.480 --> 37:03.360
‫با قیچی؟
‫بله.

37:35.680 --> 37:38.879
‫پس جواب سؤال چیه؟

37:38.880 --> 37:41.679
‫تد کریک کجا رفت؟

37:41.680 --> 37:44.639
‫شما دوتا باهاش چی کار کردید

37:44.640 --> 37:47.239
‫بعد از اینکه کشتیدش؟

37:47.240 --> 37:49.079
‫این دیگه چیه؟

37:49.080 --> 37:51.279
‫چی داره می‌گه، بابابزرگ؟

38:02.880 --> 38:05.039
‫مجبور شدم بیهوشش کنم

38:05.040 --> 38:07.839
‫که بیدارت نکنیم، هانا.

38:07.840 --> 38:10.279
‫که پلیس نفهمه.

38:10.280 --> 38:12.599
‫و بعد... خب...

38:12.600 --> 38:15.559
‫ساکت شد. خیلی ساکت!

38:15.560 --> 38:18.799
‫نمی‌دونستم این‌قدر بد زخمی شده.

38:18.800 --> 38:21.359
‫قیچی حتماً خیلی عمیق رفته بود.

38:21.360 --> 38:24.039
‫من... نمی‌دونستم این‌همه ماده بهش داده بودم.

38:24.040 --> 38:26.199
‫اشتباه بود!

38:26.200 --> 38:28.999
‫داری می‌گی... داری می‌گی
‫تد کریک هنوز اینجاست؟

38:29.000 --> 38:31.639
‫خلاص‌شدن از جسد سخته، نه خانم کلاینمن؟

38:31.640 --> 38:34.199
‫حتی وقتی یه آمبولانس در اختیارتون باشه.

38:34.200 --> 38:36.439
‫الان منتظر همون‌ها هستید؟

38:36.440 --> 38:39.199
‫همون دارودسته‌ی ناجورتون؟

38:39.200 --> 38:42.159
‫کجاست؟ تد کریک کجاست؟

38:42.160 --> 38:46.040
‫من تمام مدت اینجا بودم. جایی نیست که...

38:55.680 --> 38:58.040
‫اِ... فکر نکنم.

39:02.480 --> 39:03.520
‫موریس!

39:07.040 --> 39:09.719
‫اوه!
‫بشینید.

39:09.720 --> 39:12.919
‫کلانتری باو استریت، لطفاً.
‫- بیچاره.

39:12.920 --> 39:15.839
‫یه آدم بی‌گناه وسط این همه دروغ و فریب.

39:15.840 --> 39:19.800
‫بفرستین‌شون تو. آره، همه‌شون رو.

39:21.160 --> 39:26.039
‫تد کریک، پیچیده در راز، تحویل مسکو شد.

39:26.040 --> 39:29.159
‫کت‌وشلوار دزدیده‌شده چیزهای مهم رو داشت،

39:29.160 --> 39:32.919
‫اطلاعاتی که از جاهای مختلف جمع شده بود.

39:32.920 --> 39:35.159
‫خودم طراحی‌اش کردم.

39:35.160 --> 39:37.599
‫اگه از خودم تعریف نباشه، خیلی هوشمندانه بود.

39:37.600 --> 39:39.480
‫چه شاهکاری بود.

39:40.480 --> 39:42.639
‫همون گذرنامه رو برای تو جور کرد، هانا،

39:42.640 --> 39:45.599
‫و برگشتنت از برلین رو.

39:45.600 --> 39:48.039
‫اما کت‌وشلوار دوم کلیدِ همه‌چی بود.

39:48.040 --> 39:50.319
‫اولی بدون دومی معنی نمی‌داد.

39:50.320 --> 39:52.359
‫اون بیمه‌ی ما بود؛

39:52.360 --> 39:54.919
‫تا مطمئن بشیم اونا هم سهم خودشون از معامله رو انجام می‌دن.

39:54.920 --> 39:57.959
‫وقتی هانا در امان بود،

39:57.960 --> 40:00.919
‫آره، وقتی سالم برگشت پیش ما،

40:00.920 --> 40:04.920
‫اون‌وقت کت‌وشلوار رو به مأموری
‫می‌دادم که قرار بود اون شب بیاد.

40:06.440 --> 40:10.279
‫این بار رمز خیلی ساده‌تر بود. فقط یه کلمه.

40:10.280 --> 40:11.880
‫عشق.

40:16.360 --> 40:17.999
‫منتظر بودم،

40:18.000 --> 40:21.479
‫منتظر مردی که قرار بود کت‌وشلوار رو ببره،

40:21.480 --> 40:23.920
‫منتظر کلمه‌ی رمز هم بودم.

40:26.960 --> 40:31.239
‫اما کت‌وشلوار رو تن جکِ جوون کردم.

40:31.240 --> 40:34.239
‫بعدش دوست روسمون واقعاً از راه رسید.

40:34.240 --> 40:36.599
‫و... بعد هم تد کریک.

40:36.600 --> 40:40.359
‫همه‌چی رو فهمیده بود.
‫خیلی عصبانی بود.

40:40.360 --> 40:42.119
‫و خب... حق هم داشت.

40:42.120 --> 40:46.760
‫جسد تد رو قایم کردیم. با روسه
‫هم همین کار رو می‌کردیم.

40:48.440 --> 40:51.799
‫اما بعد...
‫هانا از پله‌ها اومد پایین

40:51.800 --> 40:54.479
‫و به پلیس زنگ زده بود.

40:54.480 --> 40:59.400
‫پس... مکسی کلاینمن مجبور
‫شد قاتلِ اون غریبه بشه.

41:00.480 --> 41:02.799
‫دیگه چه کار می‌تونستیم بکنیم؟

41:02.800 --> 41:05.680
‫خب، چه زود رسیدن.

41:15.040 --> 41:18.319
‫فقط برای تو نبود، می‌دونی؟

41:18.320 --> 41:21.200
‫ما آدم‌های ایدئولوژیکی بودیم.

41:22.840 --> 41:27.000
‫یه زمانی عاشق اتحاد شوروی بودم.
‫فکر می‌کردم آینده همونه.

41:28.160 --> 41:31.999
‫فکر می‌کردیم شاید اینجا هم همون آینده رو بسازیم؛
‫دهه‌ی سی واقعاً امیدش بود.

41:32.000 --> 41:36.199
‫دیگه ارباب و بانویی در کار نباشه. دیگه شاهی نباشه.

41:36.200 --> 41:38.959
‫دیگه طبقه‌ی کت‌وشلواری‌ها هم نباشه.

41:38.960 --> 41:42.639
‫فکر می‌کردیم اون وقت همه‌مون کت‌وشلوار خوب خواهیم داشت، ارنی.

41:42.640 --> 41:46.119
‫از اون خوب‌هاش.
‫ازم ناامید شدی؟

41:46.120 --> 41:50.159
‫معلومه.
‫تو خائنی، مکسی. یه خائن.

41:50.160 --> 41:53.720
‫من هیچ‌وقت وانمود نکردم
‫چیزی جز همینی که هستم باشم.

41:55.640 --> 41:58.199
‫به دادگاه نیا.

41:58.200 --> 42:00.040
‫اگه اصلاً دادگاهی در کار باشه.

42:19.080 --> 42:20.480
‫بوک.

42:26.640 --> 42:30.119
‫صبر کن. اون کیه؟

42:30.120 --> 42:33.600
‫فکر کنم، بازرس، این یکی دیگه از دست ما خارج شده.

42:34.640 --> 42:38.039
‫و شاید... اصلاً هیچ‌وقت دست ما نبوده.

43:22.840 --> 43:25.200
‫برای پول این کار رو نکردم.

43:26.480 --> 43:30.040
‫نه؛ چون وگرنه به جرم خیانت دارت می‌زدیم.

43:31.720 --> 43:35.639
‫بگیرش. به کارت میاد.

43:35.640 --> 43:39.480
‫شنیدم زندگی توی آمریکا داره گرون درمیاد.

44:23.880 --> 44:26.399
‫چیه؟ چه خبره؟

44:26.400 --> 44:28.319
‫همه‌چیز درست می‌شه، هانا.

44:28.320 --> 44:30.360
‫همه‌چیز درست می‌شه.

44:31.440 --> 44:33.359
‫حالا بیا.

44:33.360 --> 44:35.280
‫راه درازی در پیش داریم.

44:36.760 --> 44:38.759
‫دلت براش تنگ می‌شه؟

44:38.760 --> 44:41.479
‫عاشق اون مغازه بودم.

44:41.480 --> 44:45.320
‫ولی باید بدونی کی وقتشه نخ رو با دندون ببُری.

44:46.320 --> 44:48.000
‫بیا.

44:57.720 --> 45:02.439
‫این ماجرا تموم نشده، نه؟
‫کت‌وشلوارها. رمزها.

45:02.440 --> 45:05.759
‫تو می‌خواستی شوروی‌ها
‫اون کت‌وشلوار رو بگیرن.

45:05.760 --> 45:07.720
‫و نگاتیو رو.

45:09.040 --> 45:12.240
‫- چرا؟
‫- خب، اگه بگم که دیگه راز نیست، نه؟

45:13.760 --> 45:16.639
‫رمزِ کت‌وشلوار اول.

45:16.640 --> 45:20.599
‫تو از مکسی کلاینمن خواستی
‫یه تغییر ظریف توش بده.

45:20.600 --> 45:25.079
‫رمزش غلطه، نه؟
‫- خب، بذار بگیم شاید «عشق»...

45:25.080 --> 45:28.520
‫...آخرش جواب همه‌چیز نباشه.

45:30.200 --> 45:32.159
‫این رمز برای چیه؟

45:32.160 --> 45:36.479
‫اوه، یه سلاح محرمانه یا یه چیز دیگه.
‫آخرش همیشه همین درمیاد.

45:36.480 --> 45:40.079
‫و توی مادر روسیه هم عواقبی خواهد داشت؟

45:40.080 --> 45:43.440
‫اوه، نه. مطمئنم قضیه خودش می‌خوابه.

46:21.880 --> 46:24.200
‫به‌هرحال، یه خبر خوب.

46:25.440 --> 46:28.919
‫واقعاً به یه خبر خوب احتیاج دارم.
‫- وقتش رسیده.

46:28.920 --> 46:32.959
‫همهٔ مدارک آماده‌ست.
‫مجوزهای سفر هم مرتبه.

46:32.960 --> 46:35.519
‫- آلمان؟
‫بله.
‫- بالاخره.

46:35.520 --> 46:37.759
‫پس حالا تنها کاری که تو
‫و جکِ جوون باید بکنید

46:37.760 --> 46:40.880
‫اینه که شلوارک‌های چرمی‌تون
‫رو جمع کنید و راه بیفتید.

46:44.640 --> 46:47.079
‫دوشس آلبرتا.
‫اسمش به گوشت خورده؟

46:47.080 --> 46:50.759
‫یه چیزهایی.
‫فامیل خیلی دور شاهه؟

46:50.760 --> 46:54.879
‫فامیل درجه‌سه. یا درجه‌دو با یه نسل فاصله.

46:54.880 --> 46:56.839
‫هیچ‌وقت فرق این دوتا رو درست نفهمیدم.

46:56.840 --> 46:59.199
‫و عقاید سیاسی‌اش هم مشکوکه.

46:59.200 --> 47:01.119
‫این دیگه خیلی ملایم گفتنه.

47:01.120 --> 47:03.399
‫اون و شوهرش، گای ویندجمر،

47:03.400 --> 47:06.999
‫زمان رایش سوم حسابی زندگی اشرافی داشتن.

47:07.000 --> 47:09.159
‫شدیداً مظنونن که با نازی‌ها همکاری می‌کردن.

47:09.160 --> 47:11.919
‫انگار جنگ تقریباً اصلاً بهشون نخورده.

47:11.920 --> 47:14.799
‫حالا هم دور دنیا می‌چرخن.
‫غریزه‌ی دولت تا اینجا این بوده

47:14.800 --> 47:16.999
‫که تا جای ممکن از دوشس فاصله بگیره،

47:17.000 --> 47:19.479
‫به امید اینکه بیشتر از این

47:19.480 --> 47:21.599
‫مایه‌ی آبروریزی‌مون نشه.

47:21.600 --> 47:25.759
‫ما یه رویکرد کم‌تر منفعلانه ترجیح می‌دیم.

47:25.760 --> 47:27.679
‫چرا تعجب نکردم؟

47:27.680 --> 47:32.359
‫دوشس یه نسخه‌ی نادر از «فولیوی دوم» شکسپیر داره

47:32.360 --> 47:35.759
‫که چند سال پیش از مجموعه‌ی سلطنتی بالا کشیده.

47:35.760 --> 47:39.479
‫پس من کجای این ماجرام؟
‫- خب، اون فولیو رو فروخته

47:39.480 --> 47:41.919
‫به لوتر فون بوده فروخته.

47:41.920 --> 47:44.239
‫فهمیدم.
‫دوشس و شوهرش

47:44.240 --> 47:47.719
‫دسامبر، دوشس و شوهرش در شلوس فون بوده خواهند بود.

47:47.720 --> 47:49.999
‫و حالا، البته،

47:50.000 --> 47:52.519
‫تو هم اونجا خواهی بود،

47:52.520 --> 47:55.559
‫و تو هم، با یه تصادف کاملاً شگفت‌انگیز، اونجایی.
‫- آها.

47:55.560 --> 47:59.919
‫اینجاست که باید پول اون ناهار مجانی رو پس بدم، نه؟

47:59.920 --> 48:03.319
‫آره! فولیو رو از لوتر بخر

48:03.320 --> 48:07.599
‫و یه مدرک قشنگ و انکارناپذیر برام بیار

48:07.600 --> 48:11.600
‫که ثابت کنه دوشس... آدم سالمی نیست.

48:12.640 --> 48:16.600
‫- نهایت تلاشم رو می‌کنم.
‫- و شاید کمک کنه مشکل کوچیکت رو هم حل کنی...

48:17.600 --> 48:19.400
‫...همون دوستت.

48:21.240 --> 48:22.760
‫فلیکس بود، نه؟

48:32.880 --> 48:34.680
‫فلیکس.

48:42.040 --> 48:45.079
‫عجیبه؛ آدم واقعاً متوجه چیزی که جلوی چشمشه نمی‌شه، نه؟

48:45.080 --> 48:48.080
‫تا وقتی از چشم یکی دیگه بهش نگاه کنه. ولی نگاهش کن.

48:49.120 --> 48:51.439
‫اون‌قدر بهش عادت کردی که دیگه اصلاً نمی‌بینیش.

48:51.440 --> 48:54.319
‫حتی با اینکه این‌همه صدمه دیده.

48:54.320 --> 48:57.999
‫باعث نمی‌شه یه کم... حس کنی چقدر کوچیکی؟

48:58.000 --> 49:01.239
‫نه، برعکس، تراتی.
‫باعث می‌شه حس کنم زنده‌ام.

49:01.240 --> 49:04.080
‫اوه؟
‫- خوشحالم از گوشت و خون ساخته شدم،

49:05.160 --> 49:07.519
‫نه از یه مشت سنگِ کهنه و چرک.

49:07.520 --> 49:10.719
‫ولی یه چیز رمانتیکی توش هست، فکر نمی‌کنی؟

49:10.720 --> 49:14.560
‫چیزی که... این‌همه محکم و تغییرناپذیره.

49:16.400 --> 49:19.999
‫زمان جنگ هیچ‌وقت رفتی اونجا کنسرت‌های پیانو؟

49:20.000 --> 49:22.639
‫دیم مایرا هس؟
‫یه کم سرم شلوغ بود.

49:22.640 --> 49:26.039
‫اوه، البته.
‫«هس» برای اون سال‌ها اسم بدشانسی بوده.

49:26.040 --> 49:28.599
‫یه کم مثل «استروتفورد» می‌مونه.

49:28.600 --> 49:31.479
‫من و بوک همیشه می‌رفتیم.

49:31.480 --> 49:34.999
‫دیم مایرا وسط تمام بمباران‌ها
‫می‌نواخت. واقعاً فوق‌العاده بود.

49:35.000 --> 49:37.679
‫واقعاً روحیه‌مون رو بالا نگه می‌داشت.

49:37.680 --> 49:40.839
‫یکی از قطعه‌های موتسارت رو یادمه،

49:40.840 --> 49:42.720
‫واقعاً منو از این دنیا می‌بُرد.

49:44.840 --> 49:46.919
‫چیه؟

49:46.920 --> 49:50.279
‫فقط داشتم به چیزهای محکم و تغییرناپذیر فکر می‌کردم.

49:50.280 --> 49:53.640
‫مثل... تو و شوهرت.

49:54.640 --> 49:56.520
‫اوه، رجی.

50:16.200 --> 50:19.359
‫آدم واقعاً چیزی رو که
‫جلوی چشمشه نمی‌بینه، نه؟

50:19.360 --> 50:21.760
‫تا وقتی از چشم یکی دیگه نگاهش کنه.

50:31.040 --> 50:34.119
‫از راه اوستند وارد قاره می‌شیم.

50:34.120 --> 50:36.399
‫بلژیک؟
‫بله.

50:36.400 --> 50:39.359
‫امیدوار بودم یه سر هم به پاریس بزنیم.

50:39.360 --> 50:41.759
‫اوه بله، پاریس... باید ببینیم.

50:41.760 --> 50:44.879
‫ولی فقط برای اینکه اصلاً بتونیم بریم اون‌طرف،

50:44.880 --> 50:47.879
‫یه رشته حرکات دیپلماتیک در حد المپیک انجام شده.

50:47.880 --> 50:52.239
‫باشه. وارد بلژیک می‌شیم. بعدش؟

50:52.240 --> 50:57.439
‫وستفالن، بعد هم منطقهٔ تحت
‫کنترل بریتانیا در آلمان.

50:57.440 --> 51:00.799
‫متفقین دارن یه برنامه‌ی نظام‌مند نازی‌زدایی اجرا می‌کنن.

51:00.800 --> 51:03.679
‫یعنی چی... حرومزاده‌ها رو تیربارون می‌کنن؟

51:03.680 --> 51:06.759
‫به این سادگی نیست، جک.
‫بردن جنگ آسونه؛ بردن صلح نه.

51:06.760 --> 51:08.839
‫کارها باید بچرخه، وگرنه هرج‌ومرج می‌شه.

51:08.840 --> 51:12.559
‫باز هم همون مردک‌های یونیفرم‌پوشن
‫که به مردم می‌گن چی کار کنن.

51:12.560 --> 51:16.520
‫- هیچ‌چی عوض نمی‌شه.
‫- خب، امیدوارم دست‌کم دقیقاً همون آدم‌ها نباشن.

51:18.560 --> 51:20.719
‫باید چند دست لباس نو برات جور کنیم.

51:20.720 --> 51:22.879
‫آه، لباس آماده هم کارم رو راه می‌اندازه.

51:22.880 --> 51:26.160
‫مقصد ما.

51:27.760 --> 51:29.119
‫وورل؟

51:29.120 --> 51:30.719
‫وورل.

51:30.720 --> 51:34.560
‫دقیق‌ترش، قلعه‌اش؛ شلوس فون بوده.

51:35.920 --> 51:38.280
‫خانوادهٔ من.
‫خب، خانوادهٔ پدرت.

51:40.560 --> 51:42.719
‫هیچ‌وقت نرفتی اونجا؟

51:42.720 --> 51:45.359
‫واقعاً هیچ‌وقت توی برنامه نبود.

51:45.360 --> 51:48.080
‫با توجه به هرچی فلیکس
‫دربارهٔ پدرش بهم گفته...

51:50.880 --> 51:53.599
‫...فکر کنم بهتره خودت رو آماده کنی، جک.

51:53.600 --> 51:57.560
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

52:00.560 --> 52:02.600
‫از پسش برمیام، آقای بوک.

52:08.640 --> 52:09.960
‫واقعاً می‌تونی؟

52:10.960 --> 52:30.960
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
