1
00:00:07,040 --> 00:00:08,800
‫یه داستانی برات دارم، خانم بوک.

2
00:00:10,760 --> 00:00:15,039
‫خیاط ۷۵ ساله‌ای ادعا می‌کنه مردی
‫رو کشته. من که باورش نمی‌کنم.

3
00:00:15,040 --> 00:00:18,119
‫یه غریبه یه کت‌وشلوار نو بهت داد؟

4
00:00:18,120 --> 00:00:20,319
‫شب دل‌انگیزیه.
‫- برای اردکا.

5
00:00:20,320 --> 00:00:24,239
‫بعد هم امروز، یه زن خوشگل پیداش
‫می‌شه و دعوتت می‌کنه مهمونی؟

6
00:00:24,240 --> 00:00:26,479
‫از کت‌وشلواره، تراتی. خوش‌یمنه.

7
00:00:26,480 --> 00:00:29,479
‫یهو ریخت تو، رفت سراغ صندوق
‫و بعد هم به من حمله کرد.

8
00:00:29,480 --> 00:00:34,759
‫با مشت زدی بهش؟
‫صدای برخورد و شکستن چیزی رو شنیدم.

9
00:00:34,760 --> 00:00:38,559
‫فکر کردم لابد دزد زده،
‫برای همین به پلیس زنگ زدم.

10
00:00:38,560 --> 00:00:41,959
‫پس شوهرتون از فرودگاه بهتون زنگ
‫زد... ولی هیچ‌وقت برنگشت خونه.

11
00:00:41,960 --> 00:00:44,239
‫برای همین اومدم؛ گزارش گم‌شدنش رو بدم.

12
00:00:44,240 --> 00:00:48,199
‫- کت‌وشلوار قشنگیه.
‫- باید هم باشه.
‫- کار کلاینمنه. می‌شناسیدشون؟

13
00:00:48,200 --> 00:00:50,599
‫کت‌وشلوار گم شد.

14
00:00:50,600 --> 00:00:54,599
‫دکتر کالدر هنوز گزارش رو نداده،
‫قربان. جسد اصلاً به سردخونه نرسیده.

15
00:00:54,600 --> 00:00:58,999
‫چه بد. اگه جسد رسیده بود،
‫کارتون خیلی راحت‌تر می‌شد.

16
00:01:00,520 --> 00:01:02,160
‫شلوار رو هم لازم داریم.

17
00:01:03,000 --> 00:01:13,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

18
00:01:13,120 --> 00:01:15,039
‫یه زمانی با این به فاشیست‌ها شلیک می‌کردم.

19
00:01:15,040 --> 00:01:17,199
‫شما که فاشیست نیستید، هستید؟

20
00:01:17,200 --> 00:01:20,039
‫نه. فکر کنم این‌ها از اون یکی طرفن.

21
00:01:20,040 --> 00:01:22,519
‫با چترش کوبید تو سرش، بوک.

22
00:01:22,520 --> 00:01:25,599
‫خب، خدا رو شکر دسته‌ی چترش اردکی بود،

23
00:01:25,600 --> 00:01:29,799
‫نه یه یخ‌شکن.
‫گاهی زور خالص هم لازمه.

24
00:01:29,800 --> 00:01:31,599
‫روش ظریفش رو هم امتحان کردیم.

25
00:01:31,600 --> 00:01:35,279
‫اون پایین دوستم جکه. امیدوارم حالش خوب باشه.

26
00:01:35,280 --> 00:01:38,639
‫نمرده.
‫فکر نکنم، دست‌کم.

27
00:01:38,640 --> 00:01:40,519
‫خب، بعیده روی آخر کار اثری بذاره.

28
00:01:40,520 --> 00:01:42,919
‫خیانت به کشور همچنان جرمِ مستوجب اعدامه.

29
00:01:42,920 --> 00:01:45,199
‫پس این پرونده هرطور پیش بره،

30
00:01:45,200 --> 00:01:47,439
‫فکر کنم بتونم قول بدم آخرین چیزی که می‌بینین

31
00:01:47,440 --> 00:01:51,999
‫قبل از اینکه کیسه رو سرتون بکشن،
‫منم که دارم بستنی می‌خورم.

32
00:01:52,000 --> 00:01:53,919
‫بندازیدشون!

33
00:01:53,920 --> 00:01:55,679
‫جای شما بودم، حرفش رو گوش می‌کردم.

34
00:01:55,680 --> 00:01:58,240
‫اصلاً رحم نداره.

35
00:01:59,320 --> 00:02:04,640
‫لعنتی! همیشه همین کار رو می‌کنه!

36
00:02:06,120 --> 00:02:08,639
‫آقای بوک، شما اعدام ما رو نمی‌بینید.

37
00:02:08,640 --> 00:02:11,199
‫در واقع، دیگه هیچ‌وقت ما رو نمی‌بینید.

38
00:02:11,200 --> 00:02:13,120
‫با تد کریک چی کار کردید؟

39
00:02:14,360 --> 00:02:15,680
‫کی؟

40
00:02:16,680 --> 00:02:23,680
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

41
00:03:27,320 --> 00:03:30,839
‫توی خانوادهٔ ما، مکسی،
‫هیچ‌وقت از سیاست حرف نمی‌زدیم.

42
00:03:30,840 --> 00:03:34,080
‫معلومه که نه. عمو دوری‌ات محافظه‌کار بود.

43
00:03:35,080 --> 00:03:36,880
‫طرفدار شاه بود.

44
00:03:37,880 --> 00:03:40,439
‫وقتی صخره‌های سفید دوور
‫رو دید، گریه‌اش گرفت.

45
00:03:40,440 --> 00:03:43,999
‫اول برای اینکه همرنگ جماعت بشه این کار رو
‫کرد، بعدش... خب، دیگه واقعاً همون‌طور شد.

46
00:03:44,000 --> 00:03:46,960
‫خونه‌ی شما چطور بود؟
‫قرمزتر، لابد.

47
00:03:50,560 --> 00:03:54,879
‫خب ارنی، مثل خیلی‌هایی که با
‫عجله از لیتوانی فرار کردن،

48
00:03:54,880 --> 00:03:58,399
‫مامان و بابای من یه مذهب رو
‫با یه مذهب دیگه عوض کردن.

49
00:03:58,400 --> 00:04:02,159
‫من هم پذیرفتمش. روثی هم همین‌طور.

50
00:04:02,160 --> 00:04:04,279
‫اعتصاب‌های اجاره.

51
00:04:04,280 --> 00:04:06,159
‫فروختن «دیلی ورکر».

52
00:04:06,160 --> 00:04:09,479
‫پیک‌نیک‌های روز کارگر توی ویکتوریا پارک.

53
00:04:09,480 --> 00:04:13,799
‫اون روزها همین کارها رو
‫می‌کردیم. بخشی از زندگی بود.

54
00:04:13,800 --> 00:04:17,519
‫تا اینکه هیتلر با استالین پیمان بست.

55
00:04:17,520 --> 00:04:20,360
‫آره، آره... اون یکی دیگه واقعاً پیک‌نیک نبود.

56
00:04:29,320 --> 00:04:31,159
‫چای برای ضربهٔ مغزی هم خوبه؟

57
00:04:31,160 --> 00:04:33,959
‫چای برای همه‌چی خوبه.

58
00:04:33,960 --> 00:04:36,679
‫پس جکِ جوونِ ما صاحب یه
‫کت‌وشلوار نو و حسابی می‌شه،

59
00:04:36,680 --> 00:04:38,719
‫با تشکر از آقای مکسی کلاینمن.

60
00:04:38,720 --> 00:04:41,679
‫فکر نکردی یه کوچولو مشکوکه؟

61
00:04:41,680 --> 00:04:43,519
‫شاید. نمی‌دونم.

62
00:04:43,520 --> 00:04:46,199
‫آخه کی دندون اسبِ پیشکشی رو می‌شمره؟

63
00:04:46,200 --> 00:04:49,519
‫برای تروایی‌ها که خوب تموم نشد.
‫- گفت خوکه.

64
00:04:49,520 --> 00:04:52,119
‫پس برای یکی دیگه بوده.

65
00:04:52,120 --> 00:04:55,079
‫حدسم اینه که جک اشتباهی از راه رسیده

66
00:04:55,080 --> 00:04:58,199
‫بعدش هم نقشه‌ی جایگزین رو انداختن جلو؛ نقشه‌ی ب.

67
00:04:58,200 --> 00:04:59,959
‫هنوز گیجم.

68
00:04:59,960 --> 00:05:01,919
‫خوک؟ اسب؟

69
00:05:01,920 --> 00:05:04,919
‫نقشهٔ ب یه زن با پالتوی خز بود.
‫آره، طعمه.

70
00:05:04,920 --> 00:05:07,439
‫یه طعمه‌ی حسابی وسوسه‌کننده.

71
00:05:07,440 --> 00:05:10,359
‫این کیه؟
‫آقای تد کریک،

72
00:05:10,360 --> 00:05:12,959
‫شطرنج‌باز؛ که فعلاً گم شده.

73
00:05:12,960 --> 00:05:16,359
‫یه باد شرقی روی کل این پرونده افتاده.

74
00:05:16,360 --> 00:05:19,879
‫فکر می‌کنم دوست چتربه‌دستمون
‫برای همون‌ها کار می‌کنه.

75
00:05:19,880 --> 00:05:23,719
‫- روس‌ها؟
‫- مگه طرفِ ما نیستن؟

76
00:05:23,720 --> 00:05:26,839
‫متأسفانه اتحادهای زمان جنگ
‫دیگه مال گذشته‌ان، نورا.

77
00:05:26,840 --> 00:05:28,879
‫یه درگیری تازه داره شکل می‌گیره.

78
00:05:28,880 --> 00:05:30,760
‫و از اون جنگ‌های حسابی سرد.

79
00:05:31,760 --> 00:05:33,639
‫پس بعد از اینکه جک کت‌وشلوارش رو گرفت،

80
00:05:33,640 --> 00:05:36,199
‫توی خیاطی آقای کلاینمن یه درگیری پیش اومد.

81
00:05:36,200 --> 00:05:39,999
‫مردی که خودش رو مارتین
‫ایدن معرفی می‌کرد کشته شد.

82
00:05:40,000 --> 00:05:42,879
‫بالا هم همسر و نوهٔ آقای کلاینمن بودن.

83
00:05:42,880 --> 00:05:46,439
‫آقای کلاینمن ادعا می‌کنه برای
‫دفاع از خودش اون مرد رو کشته،

84
00:05:46,440 --> 00:05:48,799
‫که آشکارا چرنده.

85
00:05:48,800 --> 00:05:51,320
‫الو؟
‫نه، امروز نه، ممنون.

86
00:05:52,520 --> 00:05:56,279
‫می‌خوام از حق سکوت خودم استفاده کنم.

87
00:05:56,280 --> 00:05:58,999
‫توی کشور قدیم همچین حقی نداشتیم.

88
00:05:59,000 --> 00:06:01,519
‫بازداشتم کردید، پس تفهیم اتهامم کنید.

89
00:06:01,520 --> 00:06:04,679
‫تفهیم اتهامم کن، ارنی. اقرار به گناه می‌کنم.

90
00:06:04,680 --> 00:06:08,359
‫- روثی و هانا گفتن چی دیدن.
‫- واقعاً؟

91
00:06:08,360 --> 00:06:10,799
‫همه‌چی بی‌نقص جفت‌وجور شده.

92
00:06:10,800 --> 00:06:13,399
‫ممکنه به روث شک داشته
‫باشی. اون به من وفاداره.

93
00:06:13,400 --> 00:06:16,319
‫اما هانا، هانای کوچولو،

94
00:06:16,320 --> 00:06:21,160
‫اون بهت گفت؛ اون مرد وحشتناک رو مرده دیده!

95
00:06:22,480 --> 00:06:25,959
‫تق! من کشتمش، ارنی؛ چون چاره‌ای نداشتم،

96
00:06:25,960 --> 00:06:29,359
‫همون‌طور که تو هم چاره‌ای نداری.
‫پس تمومش کن.

97
00:06:29,360 --> 00:06:32,559
‫ببرم جلوی دادگاه. بذار
‫هیئت‌منصفهٔ انگلیسی تصمیم بگیره.

98
00:06:32,560 --> 00:06:36,280
‫آره، هیئت‌منصفهٔ انگلیسی هم
‫گاهی تعصب خودش رو نشون می‌ده.

99
00:06:38,680 --> 00:06:42,400
‫ای خدا، باشه مکسی. هرطور تو می‌خوای.

100
00:06:45,560 --> 00:06:49,439
‫ولی هنوز نمی‌دونیم این
‫مارتین ایدن واقعاً کی بوده.

101
00:06:49,440 --> 00:06:52,119
‫نه، و جسدش هم هیچ‌وقت به سردخونه نرسید.

102
00:06:52,120 --> 00:06:54,319
‫یا خدا!
‫- که واقعاً جای تأسف داره.

103
00:06:54,320 --> 00:06:57,799
‫من خیلی مشتاق بودم بدونم
‫توی معده‌اش چی بوده.

104
00:06:57,800 --> 00:07:01,399
‫چرا؟
‫فکر کنم آخرین وعده‌اش بورش بوده.

105
00:07:01,400 --> 00:07:04,999
‫- بورش؟
‫- یه جور سوپ روسیه که با چغندر درست می‌شه.

106
00:07:05,000 --> 00:07:08,039
‫از طرفی، گذرنامهٔ نوهٔ آقای کلاینمن

107
00:07:08,040 --> 00:07:11,719
‫وقتی توی منطقهٔ روس‌ها زندگی
‫می‌کرده، در برلین صادر شده.

108
00:07:11,720 --> 00:07:15,279
‫و روث کلاینمن هم توی خونه زیر نظر پلیسه.

109
00:07:15,280 --> 00:07:17,319
‫سر آقای کلاینمن چی اومد؟

110
00:07:17,320 --> 00:07:19,399
‫ماکسیمیلیان کلاینمن،

111
00:07:19,400 --> 00:07:21,999
‫شما به قتل مردی ناشناس در تاریخ

112
00:07:22,000 --> 00:07:24,879
‫۸ نوامبر ۱۹۴۶،

113
00:07:24,880 --> 00:07:28,160
‫در شمارهٔ ۱۸ب خیابان نیو برلینگتون،
‫برخلاف قانون عرفی، متهم هستید.

114
00:07:29,160 --> 00:07:33,199
‫وظیفه دارم هشدار بدم هرچی بگین ممکنه مکتوب بشه

115
00:07:33,200 --> 00:07:35,479
‫و به‌عنوان مدرک علیه‌تون استفاده بشه.

116
00:07:35,480 --> 00:07:38,200
‫خیلی خب. یه سلول براش پیدا کنید.

117
00:07:45,120 --> 00:07:48,280
‫اگه زحمتی نیست، دور از مست‌ها، موریس.

118
00:07:53,720 --> 00:07:56,879
‫اما گفتید بی‌گناهه.
‫گفتم اون مرد رو نکشته

119
00:07:56,880 --> 00:07:59,599
‫با یه مشت؛ که یه کم فرق داره.

120
00:07:59,600 --> 00:08:02,199
‫می‌دونین کی کشته؟
‫- متأسفانه هنوز خیلی دورم.

121
00:08:02,200 --> 00:08:05,279
‫ولی شاید بهتره اول چند معمای نزدیک‌تر رو حل کنیم.

122
00:08:05,280 --> 00:08:08,240
‫- مثلاً چی؟
‫- مثلاً چرا با زیرشلواری توی مغازهٔ من نشستی؟

123
00:08:28,320 --> 00:08:30,080
‫از این طرف.

124
00:08:35,320 --> 00:08:37,759
‫چی شده، موریس؟

125
00:08:37,760 --> 00:08:40,279
‫آمبولانس مالِ ما نبوده، قربان.
‫چی؟

126
00:08:44,120 --> 00:08:46,120
‫آمبولانسی که جسد رو برد.

127
00:08:47,320 --> 00:08:49,719
‫پس چی بوده؟

128
00:08:49,720 --> 00:08:51,919
‫جسد‌دزد؟ این کارا مال عهد کشتی نوحه!

129
00:08:51,920 --> 00:08:56,840
‫بله قربان. ولی هرکسی بودن...
‫واقعاً جسد رو دزدیدن.

130
00:09:00,840 --> 00:09:04,119
‫- حیف شد موقع تفهیم اتهامش نبودم.
‫- دیگه نمی‌تونستم عقبش بندازم.

131
00:09:04,120 --> 00:09:06,479
‫به خانم کلاینمن خبر دادید؟
‫بله.

132
00:09:06,480 --> 00:09:10,519
‫دلم می‌خواست واکنششون رو
‫ببینم؛ مخصوصاً هانا رو.

133
00:09:10,520 --> 00:09:14,279
‫پس این کتاب «مارتین ایدن»...
‫چاپ ۳۵.

134
00:09:14,280 --> 00:09:17,239
‫روسی بلدی؟
‫عدد خوندن بلدم.

135
00:09:17,240 --> 00:09:20,640
‫- قیمتش یک روبله.
‫- چه ارزون.

136
00:09:23,160 --> 00:09:26,279
‫بالاخره یه بار پول درست‌وحسابی پیدا کردیم.
‫این رو از کجا آوردی؟

137
00:09:26,280 --> 00:09:28,679
‫از کف مغازهٔ آقای کلاینمن.

138
00:09:28,680 --> 00:09:30,839
‫بیا، یکی دیگه هم بخور.

139
00:09:30,840 --> 00:09:33,799
‫از جسد گمشده خبری نیست؟
‫نه، هیچ.

140
00:09:33,800 --> 00:09:36,919
‫اما کت‌وشلوارها...
‫همه‌چی زیر سر کت‌وشلوارهاست.

141
00:09:36,920 --> 00:09:40,839
‫تد کریک با یه دست کت‌وشلوار چشمگیرِ مکسی کلاینمن رسید فرودگاه.

142
00:09:40,840 --> 00:09:42,919
‫و ریختن سوپ روش،

143
00:09:42,920 --> 00:09:45,439
‫خب، معلومه کلک بوده تا کت‌وشلوار رو بدزدن.

144
00:09:45,440 --> 00:09:47,559
‫شکی ندارم.
‫اما چرا این کار رو کردن؟

145
00:09:47,560 --> 00:09:50,759
‫شاید مکسی یه چیزی توی آستر دوخته بوده،

146
00:09:50,760 --> 00:09:53,279
‫که تد ببره برای دوست‌هاش توی مسکو.

147
00:09:53,280 --> 00:09:55,399
‫پس چرا همون چیز رو از آستر درنیاوردن و تحویل ندادن؟

148
00:09:55,400 --> 00:09:57,679
‫چرا کت‌وشلوار رو جا گذاشتن؟

149
00:09:57,680 --> 00:10:00,359
‫و این همه جاروجنجال برای چی؟
‫خیلی مخفیانه نیست، نه؟

150
00:10:00,360 --> 00:10:04,599
‫بعد هم کت‌وشلوار دومه، که یه
‫مشت آدم عجیب از تن جک دزدیدن.

151
00:10:04,600 --> 00:10:07,319
‫مکسی کلاینمن باید بدونه اون‌ها کی‌ان.

152
00:10:07,320 --> 00:10:10,399
‫باید وادارش کنیم دکمه‌هاش رو باز کنه... و حرف بزنه.

153
00:10:10,400 --> 00:10:14,279
‫آره، این کارِ کلاینمنه.
‫برشش همونه.

154
00:10:14,280 --> 00:10:16,999
‫ولی راه‌راهش فرق داره.
‫ظریف‌تره.

155
00:10:17,000 --> 00:10:19,279
‫راه‌هاش از اونی که کلاینمن به من داد بیشتره.

156
00:10:19,280 --> 00:10:21,879
‫همین‌طور به نظر میاد، نه؟

157
00:10:21,880 --> 00:10:24,279
‫از روی یه عکس روزنامه سخت می‌شه فهمید.

158
00:10:24,280 --> 00:10:26,120
‫ببینم...

159
00:10:27,120 --> 00:10:29,240
‫شاید چیزی داخل کت‌وشلوار نیست...

160
00:10:30,600 --> 00:10:32,560
‫...شاید خودِ کت‌وشلواره.

161
00:10:33,560 --> 00:10:35,479
‫کاش هنوز کت‌وشلوار جک رو داشتیم.

162
00:10:35,480 --> 00:10:38,879
‫شاید بهترین جایگزینش رو داشته باشیم.

163
00:10:38,880 --> 00:10:42,319
‫- هوم؟
‫- وقتی جک رو از چالکات بیرون آوردیم،

164
00:10:42,320 --> 00:10:45,719
‫یکی ازش عکس گرفت.
‫آره، آره، درسته.

165
00:10:45,720 --> 00:10:47,159
‫«ما»؟

166
00:10:47,160 --> 00:10:50,160
‫خب، یه دوستی رو هم با خودم برده بودم.
‫برای اطمینان.

167
00:10:53,480 --> 00:10:55,799
‫این عکاسه احیاناً

168
00:10:55,800 --> 00:10:57,639
‫یه زنِ یک‌پا نبود؟

169
00:10:57,640 --> 00:10:59,480
‫اتفاقاً چرا.

170
00:11:01,800 --> 00:11:03,400
‫عجیب و عجیب‌تر.

171
00:11:04,600 --> 00:11:06,399
‫ببخشید، ببخشید، من چیزی رو از قلم انداختم؟

172
00:11:06,400 --> 00:11:08,519
‫بیرون خیاطی ندیدیش؟

173
00:11:08,520 --> 00:11:11,199
‫از کت‌وشلواری که توی مسکو
‫موند عکس واضح نداریم،

174
00:11:11,200 --> 00:11:15,479
‫اما این خانم احتمالاً از هدیهٔ
‫مکسی کلاینمن به جک عکس خوبی گرفته.

175
00:11:15,480 --> 00:11:18,839
‫خیلی خب. باید پیداش کنیم.
‫چطوری؟

176
00:11:18,840 --> 00:11:20,959
‫ابتکار، جک، ابتکار.

177
00:11:20,960 --> 00:11:25,880
‫چند تا عکاس زنِ یک‌پا توی لندن پیدا می‌شه؟ یالا، برو!

178
00:11:27,440 --> 00:11:30,680
‫خب، من...
‫من هم می‌رم. برای اطمینان.

179
00:11:31,920 --> 00:11:35,440
‫حالا دربارهٔ رمزها چی داریم؟

180
00:12:23,600 --> 00:12:25,479
‫بفرما.

181
00:12:25,480 --> 00:12:27,479
‫عالیه! کجا بود؟

182
00:12:27,480 --> 00:12:31,319
‫بین یه چیزی دربارهٔ گلسنگ‌ها
‫و یه چیزی دربارهٔ جگرواش‌ها.

183
00:12:31,320 --> 00:12:35,159
‫معلومه؛ نهان‌نگاره‌ها و نهان‌زادان.

184
00:12:35,160 --> 00:12:39,119
‫نهان‌زادان؟
‫و نهان‌نگاره‌ها. کاملاً منطقیه.

185
00:12:39,120 --> 00:12:41,599
‫البته اگه گیاه‌شناس نباشی،
‫یه کم گیج‌کننده‌ست.

186
00:12:41,600 --> 00:12:43,840
‫هوم. این یکی چطور؟

187
00:12:45,120 --> 00:12:47,439
‫«بعد از اینکه چاقو رو ازش گرفتم،

188
00:12:47,440 --> 00:12:49,640
‫«سعی کرد دماغم رو با دندون بکنه.»

189
00:12:51,000 --> 00:12:53,119
‫فکر می‌کنی اینجا سرنخی باشه؟

190
00:12:53,120 --> 00:12:54,920
‫نمی‌دونم، هیچ‌وقت نخوندمش.

191
00:12:55,920 --> 00:12:58,599
‫من که همه‌چی رو نخوندم،
‫می‌دونی؟ سه بار تلاش کردم

192
00:12:58,600 --> 00:13:02,480
‫سه بار رفتم سراغ «برادران کارامازوف».
‫علامت تعجبش زیادیه.

193
00:13:11,040 --> 00:13:13,600
‫خودشه.

194
00:13:31,440 --> 00:13:34,399
‫- عصر بخیر.
‫ایندیا فلین؟
‫- بله؟

195
00:13:34,400 --> 00:13:36,399
‫ملکه‌ی عکاس‌ها؟

196
00:13:36,400 --> 00:13:39,359
‫لطف دارید. شاید شاهزاده.

197
00:13:39,360 --> 00:13:43,079
‫یه لطفی ازتون می‌خوایم، والاحضرت.

198
00:13:43,080 --> 00:13:45,959
‫جدی؟
‫یه جورایی قبلاً همدیگه رو دیدیم.

199
00:13:45,960 --> 00:13:48,679
‫فکر نکنم، عزیزم.
‫چرا.

200
00:13:48,680 --> 00:13:51,959
‫وقتی از چالکات می‌اومدیم
‫بیرون، ازمون عکس گرفتی.

201
00:13:51,960 --> 00:13:54,919
‫جدی؟
‫آره.

202
00:13:54,920 --> 00:13:57,839
‫- اون عکس کجاست؟
‫- هنوز توی دوربینه. لازمش داریم.

203
00:13:57,840 --> 00:14:00,039
‫- جدی؟
‫- آره.
‫- برای من چی داره؟

204
00:14:00,040 --> 00:14:02,719
‫- فقط می‌خوایم ببینیمش، همین.
‫- زیادی مشتاق به نظر میاین.

205
00:14:02,720 --> 00:14:06,000
‫باید برام بیارزه.
‫وقتی عکس رو دیدیم صحبت می‌کنیم.

206
00:14:09,240 --> 00:14:11,079
‫باشه.

207
00:14:11,080 --> 00:14:12,800
‫دو سوت بیشتر طول نمی‌کشه.

208
00:14:38,640 --> 00:14:42,200
‫پنج دقیقه.

209
00:14:44,800 --> 00:14:47,920
‫حتماً خسته‌کننده‌ست، آقای کلاینمن.

210
00:14:50,280 --> 00:14:53,759
‫«نقشه گرفت؟ کت‌وشلوار رو درست دوختم؟

211
00:14:53,760 --> 00:14:55,879
‫«آدم درست پوشیدتش؟»

212
00:14:55,880 --> 00:14:58,559
‫کارم رو بلدم.
‫بلدید.

213
00:14:58,560 --> 00:15:00,719
‫من هم استعدادهایی دارم.

214
00:15:00,720 --> 00:15:03,319
‫مثلاً؟
‫خب، کتاب می‌خونم.

215
00:15:03,320 --> 00:15:06,319
‫هرچی. همه‌چی.
‫تقریباً یه وسواسه.

216
00:15:06,320 --> 00:15:12,159
‫داستان‌های عامه‌پسندِ یک‌پنی، یادنامه‌های علمی،
‫ستون‌های مشاوره... کتاب‌های رمز.

217
00:15:12,160 --> 00:15:16,399
‫انگار مردم فکر می‌کنن توش خوبم.
‫- به‌به، چه عالی.

218
00:15:16,400 --> 00:15:19,519
‫یه کت‌وشلوار هم می‌تونه داستان تعریف کنه.

219
00:15:19,520 --> 00:15:21,559
‫البته خوندنش برای من سخت‌تره.

220
00:15:21,560 --> 00:15:24,039
‫من به علامت‌های سیاه روی صفحه عادت دارم،

221
00:15:24,040 --> 00:15:26,879
‫نه خط‌های بلند و باریکِ نخ.

222
00:15:26,880 --> 00:15:29,120
‫این همونه؟

223
00:15:31,280 --> 00:15:33,239
‫اوه، آقای کلاینمن.

224
00:15:33,240 --> 00:15:36,799
‫چیزی آرامش ظاهری‌تون رو به هم زد؟

225
00:15:36,800 --> 00:15:38,839
‫فکر کنم یه موج کوچولو دیدم.

226
00:15:38,840 --> 00:15:42,839
‫به نظرم یه کم زیادی دور از ذهن میاد.

227
00:15:42,840 --> 00:15:45,919
‫خب، جاسوسی همینه. اگه دور از ذهن نبود،

228
00:15:45,920 --> 00:15:48,440
‫طرف مقابل فوراً می‌فهمید.

229
00:15:49,760 --> 00:15:51,839
‫مطمئنم بالاخره حلش می‌کنم.

230
00:15:51,840 --> 00:15:55,079
‫ولی اگه دوست دارید می‌تونید
‫یه سرنخ کوچولو بدید.

231
00:15:55,080 --> 00:15:56,879
‫نه؟

232
00:15:56,880 --> 00:15:58,999
‫چرا نه؟

233
00:15:59,000 --> 00:16:01,719
‫چون قدرتِ یه راز

234
00:16:01,720 --> 00:16:05,479
‫به نگه‌داشتنشه، آقای بوک.

235
00:16:05,480 --> 00:16:08,559
‫بازی خطرناکی می‌کنید، آقای کلاینمن.

236
00:16:08,560 --> 00:16:11,080
‫ممکنه به خاطرش اعدامتون کنن.
‫من اعدام نمی‌شم.

237
00:16:12,320 --> 00:16:14,799
‫چی این‌قدر مطمئنتون کرده؟

238
00:16:14,800 --> 00:16:18,480
‫چون، آقای بوک، به عدالت بریتانیا ایمان دارم.

239
00:16:19,720 --> 00:16:21,040
‫واقعاً؟

240
00:16:32,400 --> 00:16:34,799
‫درنیومد. ببخشید.

241
00:16:34,800 --> 00:16:38,159
‫- چی؟
‫- چاپ خوب نشده.
‫- گاهی پیش میاد.

242
00:16:38,160 --> 00:16:42,079
‫نگاتیو چی؟
‫اون هم همین‌طور. ببخشید.

243
00:16:42,080 --> 00:16:44,439
‫تازه، هیچ‌کس هیچ‌وقت
‫نگاتیوها رو تحویل نمی‌گیره.

244
00:16:44,440 --> 00:16:46,999
‫چیزی رو که نمی‌تونی جایگزینش کنی، تحویل نمی‌دی.

245
00:16:47,000 --> 00:16:51,799
‫یه تابستون پرترهٔ خیلی قشنگی
‫از یه افسر نیروی دریایی گرفتم.

246
00:16:51,800 --> 00:16:53,959
‫نگاتیوش رو دادم دستش و بعد اون...

247
00:16:53,960 --> 00:16:56,480
‫یه دختر راهنما رو توی «ال سالدو» خفه کرد.

248
00:16:57,480 --> 00:16:59,399
‫می‌تونستم از اون عکس یه ثروت دربیارم.

249
00:16:59,400 --> 00:17:02,519
‫- اشکالی داره خودم یه نگاهی بندازم؟
‫- بله، خیلی هم اشکال داره!

250
00:17:02,520 --> 00:17:06,279
‫فکر کنم مجبورین حرفم رو قبول کنین... پسرجان.

251
00:17:06,280 --> 00:17:07,959
‫بعید می‌دونم.

252
00:17:07,960 --> 00:17:11,840
‫ببینیم چی ظاهر می‌شه، هان؟
‫- باز تو!

253
00:17:12,840 --> 00:17:15,239
‫ببخشید.

254
00:17:38,360 --> 00:17:39,839
‫نگاتیو.

255
00:17:39,840 --> 00:17:43,200
‫هرچی می‌خواید. من... دنبال دردسر نیستم.

256
00:17:54,800 --> 00:17:57,480
‫برای این موقع سال هوا ملایمه، نه؟

257
00:17:59,120 --> 00:18:00,600
‫تو کی هستی؟

258
00:18:08,280 --> 00:18:09,640
‫چی؟

259
00:18:17,320 --> 00:18:18,640
‫خیلی خوب.

260
00:18:37,360 --> 00:18:39,040
‫خب، پس...

261
00:18:40,480 --> 00:18:42,360
‫آها!

262
00:19:32,640 --> 00:19:34,719
‫تا کی می‌خواید من رو اینجا نگه دارید؟

263
00:19:34,720 --> 00:19:36,720
‫هوم.
‫اوه!

264
00:19:47,280 --> 00:19:50,399
‫اشکالی داره؟
‫راستش چرا.

265
00:19:50,400 --> 00:19:52,400
‫خب، باشه.

266
00:19:56,920 --> 00:19:59,439
‫ممنون بابت تماس.

267
00:19:59,440 --> 00:20:01,319
‫چه خبره؟ تو کی هستی؟

268
00:20:01,320 --> 00:20:05,759
‫تا جایی که به شما مربوطه، خانم بوک،
‫من خودِ دولت بریتانیام.

269
00:20:05,760 --> 00:20:08,359
‫و این کار برای دفاع از همین مملکته،

270
00:20:08,360 --> 00:20:11,519
‫و به قول مردی بهتر از من،

271
00:20:11,520 --> 00:20:15,599
‫از اشتتین در ساحل بالتیک

272
00:20:15,600 --> 00:20:17,999
‫تا تریسته در ساحل آدریاتیک.

273
00:20:18,000 --> 00:20:20,439
‫اصلاً منظورتون چیه؟

274
00:20:20,440 --> 00:20:24,719
‫خب، حالا که صحبت از
‫آب‌های پهناوره، خانم بوک،

275
00:20:24,720 --> 00:20:29,520
‫می‌ترسم وارد آبی شدین که پاتون به کفش نمی‌رسه.

276
00:20:30,520 --> 00:20:32,719
‫موضوع کت‌وشلواره.

277
00:20:32,720 --> 00:20:36,439
‫- کاملاً درست. یه جور رمزه.
‫- باز هم درست.

278
00:20:36,440 --> 00:20:38,839
‫و شما یه ربطی به شوهر من دارید، نه؟

279
00:20:38,840 --> 00:20:41,759
‫یعنی چی، می‌گین پام رو از گلیمم درازتر کردم؟

280
00:20:41,760 --> 00:20:43,999
‫من توی بریگاد بین‌المللی بودم.

281
00:20:44,000 --> 00:20:45,959
‫به‌به.

282
00:20:45,960 --> 00:20:48,599
‫من و بوک جنگ‌های متفاوتی جنگیدیم.

283
00:20:48,600 --> 00:20:50,999
‫شما بخشی از اون دنیایید، نه؟ دنیای اون.

284
00:20:51,000 --> 00:20:52,559
‫نمی‌تونم دروغ بگم.

285
00:20:52,560 --> 00:20:54,319
‫واقعاً نمی‌تونید؟

286
00:20:54,320 --> 00:20:56,600
‫شرط می‌بندم دروغ گفتن براتون عین نفس‌کشیدن طبیعیه.

287
00:20:57,920 --> 00:21:00,599
‫این جاسوسیه، نه؟

288
00:21:00,600 --> 00:21:04,239
‫«بازی بزرگ»، یا هر اسمی
‫که این روزها روش گذاشتید.

289
00:21:04,240 --> 00:21:06,280
‫به نظر من که خیلی هم بزرگ نیست.

290
00:21:07,520 --> 00:21:11,359
‫شاید کثیف باشه، اما لازمه.

291
00:21:11,360 --> 00:21:15,160
‫من شخصاً دعوای تمیز و رو در رو
‫رو دوست دارم. راستش لذت می‌برم.

292
00:21:16,160 --> 00:21:19,319
‫این یکی فرق داره.
‫این همه یواشکی خزیدن...

293
00:21:19,320 --> 00:21:20,839
‫کار من نیست.

294
00:21:20,840 --> 00:21:24,280
‫متأسفانه همه‌مون نمی‌تونیم این‌قدر خودمون رو بیرون ماجرا نگه داریم.

295
00:22:32,600 --> 00:22:36,439
‫- جکِ جوون کجاست؟
‫- خیلی وقته رفته. با عکس.

296
00:22:36,440 --> 00:22:38,960
‫خب.
‫آخر دنیا که نیست.

297
00:22:40,120 --> 00:22:41,879
‫نگاتیو دست اوناست؟

298
00:22:41,880 --> 00:22:44,919
‫اوه! من که بدبخت شدم!

299
00:22:44,920 --> 00:22:47,120
‫طبیعتاً.

300
00:22:49,080 --> 00:22:51,880
‫دیگه دخالت نکنید، خانم بوک.

301
00:22:53,240 --> 00:22:55,160
‫دختر خوبی باشید.

302
00:22:59,520 --> 00:23:01,679
‫چشم‌تون رو چطور از دست دادید؟

303
00:23:01,680 --> 00:23:05,799
‫یکی با یه چوب خیلی، خیلی تیز توش فرو کرد؟

304
00:23:05,800 --> 00:23:07,920
‫چی باعث شده فکر کنید یه چشمم رو از دست دادم؟

305
00:24:07,040 --> 00:24:08,799
‫سلام.

306
00:24:13,840 --> 00:24:17,999
‫نگاتیو رو داریم، ولی چاپ عکس رو هم می‌خوایم.

307
00:24:18,000 --> 00:24:20,239
‫یه سری سرِ نخِ باز می‌مونه، می‌دونین که.

308
00:24:20,240 --> 00:24:23,079
‫خوشم نمیاد.

309
00:24:23,080 --> 00:24:25,720
‫یالا خانم! شلوارم رو که گرفتید!

310
00:25:07,520 --> 00:25:09,280
‫اوه!

311
00:25:33,000 --> 00:25:40,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

312
00:26:16,800 --> 00:26:19,159
‫آه، زرنگه.

313
00:26:19,160 --> 00:26:20,999
‫خیلی زرنگ.

314
00:26:21,000 --> 00:26:23,559
‫کارتون خوب بود، هر دوتون.
‫ممنون.

315
00:26:23,560 --> 00:26:26,999
‫سلام. این آقا آشناست. مگه اون...

316
00:26:27,000 --> 00:26:30,760
‫توی جلسه‌ی احضار اسنید بود؛ همونی که رفتیم.
‫توی مخمصه آدم به‌دردبخوریه.

317
00:26:31,760 --> 00:26:36,879
‫ظاهراً. پس دو تا کت‌وشلوار
‫داریم. دو تا راه‌راه خوشگل.

318
00:26:36,880 --> 00:26:41,079
‫کت‌وشلوارهایی که می‌شه باهاشون
‫ازدواج کرد، توی لوکارنو رقصید،

319
00:26:41,080 --> 00:26:43,559
‫یا سخنرانی کرد؛ یه سخنرانی آتشین،

320
00:26:43,560 --> 00:26:46,159
‫دربارهٔ عمیق‌تر شدن دوستی انگلیس و شوروی،

321
00:26:46,160 --> 00:26:48,439
‫یا قدرت شطرنج، یا همچین چیزی.

322
00:26:48,440 --> 00:26:51,519
‫ولی این کت‌وشلوارها خودشون هم یه چیزی برای گفتن دارن،

323
00:26:51,520 --> 00:26:54,999
‫و این راه‌ها دارن به رمز می‌گنش.

324
00:26:55,000 --> 00:26:58,439
‫حالا با فقط دو عنصر چه جور رمزی می‌شه ساخت؟

325
00:26:58,440 --> 00:27:01,840
‫یه خط تیره، یه خط روشن؟
‫هوم.

326
00:27:02,880 --> 00:27:06,199
‫کد دودویی، همینه.
‫ریاضی‌ات چطوره؟

327
00:27:06,200 --> 00:27:09,679
‫خب، می‌تونم بقیهٔ پول رو درست پس بدم.
‫من هم همین‌طور.

328
00:27:09,680 --> 00:27:12,479
‫خوشبختانه وقتی انگشت‌هامون برای شمردن کم میاد، کتاب داریم.

329
00:27:12,480 --> 00:27:16,599
‫روشن صفره. تیره یک.

330
00:27:16,600 --> 00:27:19,439
‫حالا یه چیز ساده.
‫الفبای انگلیسی چند حرف داره؟

331
00:27:19,440 --> 00:27:22,959
‫۲۶.
‫و ۲۶ به کد دودویی چی می‌شه؟

332
00:27:22,960 --> 00:27:24,879
‫هوم... اِم...

333
00:27:24,880 --> 00:27:28,479
‫۱-۱-۰-۱-۰.
‫پس این راه‌ها رو

334
00:27:28,480 --> 00:27:32,759
‫به دسته‌های پنج‌تایی تقسیم
‫می‌کنیم. هر پنج خط، یه حرف تازه.

335
00:27:32,760 --> 00:27:37,199
‫توی این عکس مثل روز روشنه.
‫از وسط به سمت چپ بخون.

336
00:27:37,200 --> 00:27:42,559
‫خب... روشن، تیره، تیره، روشن، روشن.

337
00:27:42,560 --> 00:27:46,479
‫می‌شه ۰-۱-۱-۰-۰، یعنی ۱۲،

338
00:27:46,480 --> 00:27:49,799
‫و بنابراین حرف L؛ دوازدهمین حرف الفبا.

339
00:27:49,800 --> 00:27:54,239
‫خب، روشن، تیره، تیره، تیره، تیره.

340
00:27:54,240 --> 00:27:57,440
‫O.
‫چی؟
‫حرف O. بعدی.

341
00:27:58,440 --> 00:28:02,679
‫خب، تیره، روشن، تیره، تیره، روشن.

342
00:28:02,680 --> 00:28:03,760
‫V.

343
00:28:05,200 --> 00:28:09,119
‫روشن، روشن، تیره، روشن، تیره.

344
00:28:09,120 --> 00:28:10,279
‫E.

345
00:28:10,280 --> 00:28:12,800
‫عشق.
‫عشق. بعد؟

346
00:28:13,800 --> 00:28:19,319
‫روشن، تیره، تیره، روشن، روشن.
‫باز L.

347
00:28:19,320 --> 00:28:23,239
‫و همهٔ خط‌ها شبیه هم‌ان، پس دوباره «عشق»؟

348
00:28:23,240 --> 00:28:26,439
‫بفرما.
‫یه کلمه در سراسر پارچه تکرار شده.

349
00:28:26,440 --> 00:28:29,839
‫اونی که توی روسیه دزدیدن فرق داره.

350
00:28:29,840 --> 00:28:31,639
‫خط‌هاش باریک‌تره.

351
00:28:31,640 --> 00:28:33,839
‫برای همین مجبور بودن بدزدنش.
‫و بررسیش کنن.

352
00:28:33,840 --> 00:28:36,999
‫این همه خط، یعنی این همه اطلاعات.

353
00:28:37,000 --> 00:28:39,319
‫ظاهرش بی‌معنیه،

354
00:28:39,320 --> 00:28:41,920
‫ولی شاید «عشق» کلید رمزه.

355
00:28:42,920 --> 00:28:45,759
‫حدسم یه رمزِ جانشینیِ حروفه.

356
00:28:45,760 --> 00:28:49,560
‫فقط اون کلمهٔ چهارتایی
‫رو به الفبا اضافه کن...

357
00:28:50,920 --> 00:28:53,039
‫...و بقیه رو هل بده جلو،

358
00:28:53,040 --> 00:28:55,519
‫اون‌وقت متن رمز آشکار می‌شه.

359
00:28:55,520 --> 00:28:58,239
‫خیلی شیطانیه.
‫نه، نه، نه.

360
00:28:58,240 --> 00:29:01,879
‫شیوه‌ی انتقالش تازه‌ست، ولی خودِ روش...

361
00:29:01,880 --> 00:29:03,840
‫۲-۱-۱۴-۱-۱۲.

362
00:29:06,240 --> 00:29:09,399
‫پیش‌پاافتاده‌ست.
‫بین جماعتِ جوهرنامرئی‌به‌دست کاملاً استاندارده.

363
00:29:09,400 --> 00:29:11,959
‫که انگشت‌هاشون جوهر نامرئی داره.

364
00:29:11,960 --> 00:29:15,799
‫می‌شه من؟
‫تو هم یه امتحانی بکن.

365
00:29:15,800 --> 00:29:20,119
‫حالا که حرفش شد، یه مردی
‫بود، بوک. یه مرد با چشم‌بند.

366
00:29:20,120 --> 00:29:22,759
‫واقعاً؟
‫هشدار داد دخالت نکنم،

367
00:29:22,760 --> 00:29:24,999
‫و قاعدتاً یعنی به تو هم هشدار داده.

368
00:29:25,000 --> 00:29:27,239
‫و انگار کاملاً هم خیالش راحت بود

369
00:29:27,240 --> 00:29:30,200
‫که طرف مقابل نگاتیو رو داشته باشه.

370
00:29:31,200 --> 00:29:33,119
‫جدی؟

371
00:29:33,120 --> 00:29:34,160
‫هوم.

372
00:29:37,000 --> 00:29:39,959
‫حالا چی کار کنیم؟
‫نورا برمی‌گرده پیش عموش.

373
00:29:39,960 --> 00:29:42,279
‫من می‌رم با بازرس صحبت کنم.

374
00:29:42,280 --> 00:29:45,799
‫همه‌مون هم یه سفر کوچولو در پیش داریم.
‫- اوه. می‌خوای بگی کجا؟

375
00:29:45,800 --> 00:29:47,999
‫توجهتون رو جلب می‌کنم به مایع پاک‌کننده،

376
00:29:48,000 --> 00:29:51,359
‫قیچی‌ها و مهمان تازهٔ خانهٔ کلاینمن‌ها.

377
00:29:51,360 --> 00:29:52,760
‫هوم.

378
00:29:59,920 --> 00:30:03,680
‫بوی خوبی می‌ده.
‫خوب و تازه‌ست.

379
00:30:05,560 --> 00:30:07,720
‫از کنسروی‌اش متنفرم.

380
00:30:08,800 --> 00:30:12,919
‫خوب بود بیرون باشیم. آزادانه راه بریم.

381
00:30:12,920 --> 00:30:15,239
‫و می‌دونستیم هیچ‌کس تعقیبمون نمی‌کنه.

382
00:30:15,240 --> 00:30:18,239
‫و چیزهایی که روی قفسه‌ها بود!

383
00:30:18,240 --> 00:30:20,680
‫بعد از برلین و چیزهایی که
‫مجبور بودیم اونجا بخوریم.

384
00:30:21,880 --> 00:30:24,080
‫و کارهایی که مجبور بودیم
‫برای به‌دست آوردنشون بکنیم.

385
00:30:35,400 --> 00:30:37,520
‫من می‌رم پایین.

386
00:30:53,400 --> 00:30:55,439
‫داشتیم چای می‌خوردیم.

387
00:30:55,440 --> 00:30:57,439
‫خیلی بابت مزاحمت عذر می‌خوام.

388
00:30:57,440 --> 00:31:00,799
‫فقط می‌خواستم درباره‌ی پرونده‌ی شوهرتون چند چیز رو دوباره مرور کنم.

389
00:31:00,800 --> 00:31:04,479
‫حتماً درک می‌کنید.
‫اشکالی نداره. دقیقاً چی می‌خواید؟

390
00:31:04,480 --> 00:31:06,959
‫خب، اول از همه این دفتر سفارش رو پس بدم.

391
00:31:06,960 --> 00:31:10,799
‫مطالعه‌اش واقعاً جالبه.
‫اسم تد کریک هم توشه.

392
00:31:10,800 --> 00:31:13,479
‫اوه، من اسم‌ها رو نمی‌دونم.
‫باید از مکسی بپرسید.

393
00:31:13,480 --> 00:31:16,759
‫ولی حساب‌وکتاب و... قرارها
‫رو شما انجام می‌دید.

394
00:31:16,760 --> 00:31:19,439
‫مکسی مشتری‌ها رو می‌شناسه.
‫من جلوی مشتری‌ها نمیام.

395
00:31:19,440 --> 00:31:23,080
‫این یه خیاطی مردونه‌ست.
‫آقایون دوست دارن با آقایون معامله کنن.

396
00:31:27,800 --> 00:31:30,000
‫مکسی!
‫اوه!

397
00:31:31,000 --> 00:31:33,400
‫لوبیای کوچولوم.
‫اوه!

398
00:31:36,760 --> 00:31:38,639
‫من اینجا چی کار می‌کنم؟

399
00:31:38,640 --> 00:31:41,279
‫خب، موضوع یه کت‌وشلواره.

400
00:31:41,280 --> 00:31:43,399
‫پرو؟

401
00:31:43,400 --> 00:31:45,559
‫بله.

402
00:31:45,560 --> 00:31:47,920
‫فکر کنم دقیقاً کلمه‌ی مناسبیه.

403
00:32:04,640 --> 00:32:07,360
‫از قبل وقت داشتید، خانم کلاینمن؟

404
00:32:08,960 --> 00:32:12,039
‫- این کیه؟
‫- خانم کلاینمن، اجازه بدید همسرم رو معرفی کنم،

405
00:32:12,040 --> 00:32:14,799
‫خانم استراتفورد بوک.
‫روی کمکش حساب می‌کنم

406
00:32:14,800 --> 00:32:16,879
‫اگه کار به خشونت بکشه.

407
00:32:16,880 --> 00:32:18,959
‫آقای کلاینمن، فکر کنم
‫شما و جک همدیگه رو دیدید.

408
00:32:18,960 --> 00:32:20,759
‫آره.

409
00:32:20,760 --> 00:32:24,040
‫کت‌وشلوار چطور بود، پسر؟
‫دردسر.

410
00:32:25,400 --> 00:32:28,239
‫جمعیت زیادیه و باز هم قراره بیشتر بشن،

411
00:32:28,240 --> 00:32:30,879
‫ولی حتماً جا باز می‌کنیم.
‫بازرس، اجازه می‌دید؟

412
00:32:30,880 --> 00:32:33,959
‫اگه بتونی از این تکه‌ها یه
‫چیز کامل بسازی، بوک، حتماً.

413
00:32:33,960 --> 00:32:36,719
‫پس بیاید همه رو کنار هم بچینیم.

414
00:32:36,720 --> 00:32:40,719
‫یه استاد شطرنج بریتانیایی، تد
‫کریک، با یه کت‌وشلوار می‌ره مسکو.

415
00:32:40,720 --> 00:32:43,279
‫یه کت‌وشلوار خیلی خاص.
‫ولی تد آدم زرنگیه،

416
00:32:43,280 --> 00:32:46,759
‫تد رو به این راحتی‌ها نمی‌شه گول زد،
‫نه با اون مغزِ استاد شطرنجش،

417
00:32:46,760 --> 00:32:50,239
‫و می‌فهمه چه خبره؛ می‌فهمه
‫ازش سوءاستفاده شده.

418
00:32:50,240 --> 00:32:52,719
‫پس برمی‌گرده لندن تا با مردی روبه‌رو بشه

419
00:32:52,720 --> 00:32:55,959
‫که فهمیده داشته گولش می‌زده؛
‫همین‌جا، توی این مغازه.

420
00:32:55,960 --> 00:32:58,879
‫بعدش جسدی که به اسم مارتین ایدن می‌شناسیم،

421
00:32:58,880 --> 00:33:01,239
‫با یه ضربه به گلو کشته می‌شه.

422
00:33:01,240 --> 00:33:03,839
‫بین بابابزرگ و اون مردی که
‫مرد یه درگیری، یه دعوا بود.

423
00:33:03,840 --> 00:33:07,679
‫ولی ما هیچ آقای کریکی ندیدیم.
‫اصلاً از کجا می‌دونید اومده اینجا؟

424
00:33:07,680 --> 00:33:10,079
‫چون یه تکه از خودش رو اینجا جا گذاشته.

425
00:33:10,080 --> 00:33:13,119
‫پول‌هایی که روی زمین پخش شده بود.
‫روبل.

426
00:33:13,120 --> 00:33:16,359
‫- شاید مال خانم کراسینسکی بوده، از منطقهٔ روس‌ها.
‫- نه.

427
00:33:16,360 --> 00:33:18,719
‫ما هنوز از رایش‌مارک نازی‌ها استفاده
‫می‌کنیم. روبل به هیچ دردی نمی‌خوره.

428
00:33:18,720 --> 00:33:21,879
‫یا مال مقتول بوده.
‫فرض معقول‌تریه.

429
00:33:21,880 --> 00:33:24,679
‫ولی یه مأمور روس هرگز جیبش رو

430
00:33:24,680 --> 00:33:27,279
‫با چیزی این‌قدر رسواکننده پر نمی‌کنه.
‫مأمور روس؟

431
00:33:27,280 --> 00:33:30,599
‫بله، خانم کراسینسکی.
‫مارتین ایدن همین بود.

432
00:33:30,600 --> 00:33:33,279
‫این دیگه زمینیه که الان داریم توش بازی می‌کنیم.

433
00:33:33,280 --> 00:33:38,199
‫- زمین سردی هم هست.
‫- پس سکه‌ها توی دعوا ریخته شدن

434
00:33:38,200 --> 00:33:42,719
‫و یه بطری از اون مایع پاک‌کننده هم
‫شکسته. ولی کی با کی دعوا می‌کرده؟

435
00:33:42,720 --> 00:33:45,239
‫خب، بی‌احترامی نباشه مکسی،

436
00:33:45,240 --> 00:33:48,239
‫ولی شما رو توی رینگ مقابل
‫مارتین ایدن نمی‌ذاشتم،

437
00:33:48,240 --> 00:33:51,559
‫یا هر اسمی که قبل از قرض گرفتنِ اسمِ یه رمان داشته؛

438
00:33:51,560 --> 00:33:54,199
‫رمانی که توی روسیه اون‌قدر موفق بوده که برای گوش یه شورویایی،

439
00:33:54,200 --> 00:33:57,759
‫«مارتین ایدن» انگلیسی‌ترین اسمِ دنیا به نظر میاد.

440
00:33:57,760 --> 00:33:59,519
‫آدم مرموزیه، نه؟

441
00:33:59,520 --> 00:34:03,839
‫گفتم که، همین‌طوری از خیابون اومد تو.

442
00:34:03,840 --> 00:34:06,199
‫با کلاه بولر بی‌نقصش،

443
00:34:06,200 --> 00:34:08,279
‫کت‌وشلوار راه‌راه بی‌نقصش،

444
00:34:08,280 --> 00:34:12,159
‫و چتر بی‌نقصش، هنوز بسته؛
‫با اینکه بیرون داشت سیل می‌اومد؟

445
00:34:12,160 --> 00:34:15,919
‫نه. مارتین ایدن رو همین‌جا پیاده کرده بودن.

446
00:34:15,920 --> 00:34:18,679
‫یه جنتلمن بریتانیاییِ بیش‌ازحد ایدئال،

447
00:34:18,680 --> 00:34:20,759
‫انگار که ساخته شده باشه.

448
00:34:20,760 --> 00:34:24,279
‫که واقعاً هم ساخته شده بود؛ زیادی ایدئال.

449
00:34:24,280 --> 00:34:28,759
‫البته به‌جز لکهٔ ناخوشایند
‫چغندر روی کراوات و دستمالش.

450
00:34:28,760 --> 00:34:31,439
‫اشتباه کردید، آقای کلاینمن.

451
00:34:31,440 --> 00:34:34,279
‫منتظر یه مأمور روس بودید که
‫بیاد کت‌وشلوار رو تحویل بگیره.

452
00:34:34,280 --> 00:34:36,999
‫ولی به‌جاش جک از راه رسید. چی بود؟

453
00:34:37,000 --> 00:34:39,280
‫یه کلمهٔ رمز؟

454
00:34:46,400 --> 00:34:49,000
‫عصر بخیر.

455
00:34:50,080 --> 00:34:51,999
‫برای اردک‌ها؟

456
00:34:52,000 --> 00:34:54,360
‫مارتین ایدن رسید.

457
00:34:55,480 --> 00:34:58,199
‫ولی کت‌وشلوار قبلاً رفته بود.

458
00:34:58,200 --> 00:35:00,799
‫و بعد یه مهمون دیگه داشتید.

459
00:35:00,800 --> 00:35:02,200
‫تد کریک.

460
00:35:03,200 --> 00:35:06,599
‫اما اون کجا رفت؟
‫سؤال خیلی خوبیه.

461
00:35:06,600 --> 00:35:10,480
‫و خانم کلاینمن الان جوابش رو می‌ده.

462
00:35:12,800 --> 00:35:14,879
‫من می‌دم؟
‫اوه، بله.

463
00:35:14,880 --> 00:35:17,159
‫یه مشت واقعاً می‌تونه آدم رو بکشه،

464
00:35:17,160 --> 00:35:21,039
‫اما وقتی این‌ها همین‌جا هستن،
‫چرا تن‌به‌تن درگیر بشید؟

465
00:35:21,040 --> 00:35:24,799
‫و هنوز هم همین‌جان.
‫به طرز مشکوکی تمیز.

466
00:35:24,800 --> 00:35:28,359
‫به نظرم همین تمیزی‌شون خودش اعتراف به جرمه.

467
00:35:28,360 --> 00:35:30,239
‫و این.

468
00:35:30,240 --> 00:35:32,879
‫چیز چندکاره‌ایه، نه خانم کلاینمن؟

469
00:35:32,880 --> 00:35:35,599
‫می‌شه باهاش لکهٔ خون رو پاک کرد.

470
00:35:35,600 --> 00:35:37,999
‫روی یه پارچه بریزید، می‌شه
‫باهاش کسی رو بیهوش کرد.

471
00:35:38,000 --> 00:35:42,480
‫و حالا هم بوش زده توی دماغم و کل هوا رو عطرآگین کرده.

472
00:35:45,200 --> 00:35:49,119
‫مکسی اون مرد رو نکشت، نه؟

473
00:35:49,120 --> 00:35:51,840
‫این فکر مسخره‌ست، نه؟

474
00:35:52,840 --> 00:35:55,079
‫بله، فکر کنم همین‌طوره.

475
00:35:55,080 --> 00:35:57,640
‫تد کریک کشتش، نه؟

476
00:35:58,640 --> 00:36:01,760
‫بله.
‫چرا؟ بگو دیگه.

477
00:36:02,840 --> 00:36:05,479
‫بازرس بلیس نماینده‌ی پلیسه.

478
00:36:05,480 --> 00:36:07,599
‫ولی من پلیس نیستم. کار من یه چیز دیگه‌ست.

479
00:36:07,600 --> 00:36:09,440
‫و من می‌دونم چی شده.

480
00:36:11,640 --> 00:36:14,039
‫دفاع از خود.

481
00:36:14,040 --> 00:36:19,439
‫تد کریک اومد؛ می‌خواست من
‫رو لو بده، بره پیش پلیس.

482
00:36:19,440 --> 00:36:21,519
‫احمق! تو احمقی!

483
00:36:21,520 --> 00:36:24,039
‫به من گفته بودن منتظر کسی باشم.

484
00:36:24,040 --> 00:36:26,400
‫کی دیگه ممکن بود این وقت شب بیاد؟

485
00:36:28,560 --> 00:36:30,840
‫باید تلفن بزنم!

486
00:36:37,680 --> 00:36:41,400
‫مشکل داریم.
‫می‌دونم چی کار کردی، کلاینمن.

487
00:36:55,400 --> 00:36:59,719
‫خواستم جلوش رو بگیرم،
‫ولی یکی دیگه زودتر دست‌به‌کار شد.

488
00:36:59,720 --> 00:37:01,479
‫مارتین ایدن؟
‫بله.

489
00:37:01,480 --> 00:37:03,360
‫با قیچی؟
‫بله.

490
00:37:35,680 --> 00:37:38,879
‫پس جواب سؤال چیه؟

491
00:37:38,880 --> 00:37:41,679
‫تد کریک کجا رفت؟

492
00:37:41,680 --> 00:37:44,639
‫شما دوتا باهاش چی کار کردید

493
00:37:44,640 --> 00:37:47,239
‫بعد از اینکه کشتیدش؟

494
00:37:47,240 --> 00:37:49,079
‫این دیگه چیه؟

495
00:37:49,080 --> 00:37:51,279
‫چی داره می‌گه، بابابزرگ؟

496
00:38:02,880 --> 00:38:05,039
‫مجبور شدم بیهوشش کنم

497
00:38:05,040 --> 00:38:07,839
‫که بیدارت نکنیم، هانا.

498
00:38:07,840 --> 00:38:10,279
‫که پلیس نفهمه.

499
00:38:10,280 --> 00:38:12,599
‫و بعد... خب...

500
00:38:12,600 --> 00:38:15,559
‫ساکت شد. خیلی ساکت!

501
00:38:15,560 --> 00:38:18,799
‫نمی‌دونستم این‌قدر بد زخمی شده.

502
00:38:18,800 --> 00:38:21,359
‫قیچی حتماً خیلی عمیق رفته بود.

503
00:38:21,360 --> 00:38:24,039
‫من... نمی‌دونستم این‌همه ماده بهش داده بودم.

504
00:38:24,040 --> 00:38:26,199
‫اشتباه بود!

505
00:38:26,200 --> 00:38:28,999
‫داری می‌گی... داری می‌گی
‫تد کریک هنوز اینجاست؟

506
00:38:29,000 --> 00:38:31,639
‫خلاص‌شدن از جسد سخته، نه خانم کلاینمن؟

507
00:38:31,640 --> 00:38:34,199
‫حتی وقتی یه آمبولانس در اختیارتون باشه.

508
00:38:34,200 --> 00:38:36,439
‫الان منتظر همون‌ها هستید؟

509
00:38:36,440 --> 00:38:39,199
‫همون دارودسته‌ی ناجورتون؟

510
00:38:39,200 --> 00:38:42,159
‫کجاست؟ تد کریک کجاست؟

511
00:38:42,160 --> 00:38:46,040
‫من تمام مدت اینجا بودم. جایی نیست که...

512
00:38:55,680 --> 00:38:58,040
‫اِ... فکر نکنم.

513
00:39:02,480 --> 00:39:03,520
‫موریس!

514
00:39:07,040 --> 00:39:09,719
‫اوه!
‫بشینید.

515
00:39:09,720 --> 00:39:12,919
‫کلانتری باو استریت، لطفاً.
‫- بیچاره.

516
00:39:12,920 --> 00:39:15,839
‫یه آدم بی‌گناه وسط این همه دروغ و فریب.

517
00:39:15,840 --> 00:39:19,800
‫بفرستین‌شون تو. آره، همه‌شون رو.

518
00:39:21,160 --> 00:39:26,039
‫تد کریک، پیچیده در راز، تحویل مسکو شد.

519
00:39:26,040 --> 00:39:29,159
‫کت‌وشلوار دزدیده‌شده چیزهای مهم رو داشت،

520
00:39:29,160 --> 00:39:32,919
‫اطلاعاتی که از جاهای مختلف جمع شده بود.

521
00:39:32,920 --> 00:39:35,159
‫خودم طراحی‌اش کردم.

522
00:39:35,160 --> 00:39:37,599
‫اگه از خودم تعریف نباشه، خیلی هوشمندانه بود.

523
00:39:37,600 --> 00:39:39,480
‫چه شاهکاری بود.

524
00:39:40,480 --> 00:39:42,639
‫همون گذرنامه رو برای تو جور کرد، هانا،

525
00:39:42,640 --> 00:39:45,599
‫و برگشتنت از برلین رو.

526
00:39:45,600 --> 00:39:48,039
‫اما کت‌وشلوار دوم کلیدِ همه‌چی بود.

527
00:39:48,040 --> 00:39:50,319
‫اولی بدون دومی معنی نمی‌داد.

528
00:39:50,320 --> 00:39:52,359
‫اون بیمه‌ی ما بود؛

529
00:39:52,360 --> 00:39:54,919
‫تا مطمئن بشیم اونا هم سهم خودشون از معامله رو انجام می‌دن.

530
00:39:54,920 --> 00:39:57,959
‫وقتی هانا در امان بود،

531
00:39:57,960 --> 00:40:00,919
‫آره، وقتی سالم برگشت پیش ما،

532
00:40:00,920 --> 00:40:04,920
‫اون‌وقت کت‌وشلوار رو به مأموری
‫می‌دادم که قرار بود اون شب بیاد.

533
00:40:06,440 --> 00:40:10,279
‫این بار رمز خیلی ساده‌تر بود. فقط یه کلمه.

534
00:40:10,280 --> 00:40:11,880
‫عشق.

535
00:40:16,360 --> 00:40:17,999
‫منتظر بودم،

536
00:40:18,000 --> 00:40:21,479
‫منتظر مردی که قرار بود کت‌وشلوار رو ببره،

537
00:40:21,480 --> 00:40:23,920
‫منتظر کلمه‌ی رمز هم بودم.

538
00:40:26,960 --> 00:40:31,239
‫اما کت‌وشلوار رو تن جکِ جوون کردم.

539
00:40:31,240 --> 00:40:34,239
‫بعدش دوست روسمون واقعاً از راه رسید.

540
00:40:34,240 --> 00:40:36,599
‫و... بعد هم تد کریک.

541
00:40:36,600 --> 00:40:40,359
‫همه‌چی رو فهمیده بود.
‫خیلی عصبانی بود.

542
00:40:40,360 --> 00:40:42,119
‫و خب... حق هم داشت.

543
00:40:42,120 --> 00:40:46,760
‫جسد تد رو قایم کردیم. با روسه
‫هم همین کار رو می‌کردیم.

544
00:40:48,440 --> 00:40:51,799
‫اما بعد...
‫هانا از پله‌ها اومد پایین

545
00:40:51,800 --> 00:40:54,479
‫و به پلیس زنگ زده بود.

546
00:40:54,480 --> 00:40:59,400
‫پس... مکسی کلاینمن مجبور
‫شد قاتلِ اون غریبه بشه.

547
00:41:00,480 --> 00:41:02,799
‫دیگه چه کار می‌تونستیم بکنیم؟

548
00:41:02,800 --> 00:41:05,680
‫خب، چه زود رسیدن.

549
00:41:15,040 --> 00:41:18,319
‫فقط برای تو نبود، می‌دونی؟

550
00:41:18,320 --> 00:41:21,200
‫ما آدم‌های ایدئولوژیکی بودیم.

551
00:41:22,840 --> 00:41:27,000
‫یه زمانی عاشق اتحاد شوروی بودم.
‫فکر می‌کردم آینده همونه.

552
00:41:28,160 --> 00:41:31,999
‫فکر می‌کردیم شاید اینجا هم همون آینده رو بسازیم؛
‫دهه‌ی سی واقعاً امیدش بود.

553
00:41:32,000 --> 00:41:36,199
‫دیگه ارباب و بانویی در کار نباشه. دیگه شاهی نباشه.

554
00:41:36,200 --> 00:41:38,959
‫دیگه طبقه‌ی کت‌وشلواری‌ها هم نباشه.

555
00:41:38,960 --> 00:41:42,639
‫فکر می‌کردیم اون وقت همه‌مون کت‌وشلوار خوب خواهیم داشت، ارنی.

556
00:41:42,640 --> 00:41:46,119
‫از اون خوب‌هاش.
‫ازم ناامید شدی؟

557
00:41:46,120 --> 00:41:50,159
‫معلومه.
‫تو خائنی، مکسی. یه خائن.

558
00:41:50,160 --> 00:41:53,720
‫من هیچ‌وقت وانمود نکردم
‫چیزی جز همینی که هستم باشم.

559
00:41:55,640 --> 00:41:58,199
‫به دادگاه نیا.

560
00:41:58,200 --> 00:42:00,040
‫اگه اصلاً دادگاهی در کار باشه.

561
00:42:19,080 --> 00:42:20,480
‫بوک.

562
00:42:26,640 --> 00:42:30,119
‫صبر کن. اون کیه؟

563
00:42:30,120 --> 00:42:33,600
‫فکر کنم، بازرس، این یکی دیگه از دست ما خارج شده.

564
00:42:34,640 --> 00:42:38,039
‫و شاید... اصلاً هیچ‌وقت دست ما نبوده.

565
00:43:22,840 --> 00:43:25,200
‫برای پول این کار رو نکردم.

566
00:43:26,480 --> 00:43:30,040
‫نه؛ چون وگرنه به جرم خیانت دارت می‌زدیم.

567
00:43:31,720 --> 00:43:35,639
‫بگیرش. به کارت میاد.

568
00:43:35,640 --> 00:43:39,480
‫شنیدم زندگی توی آمریکا داره گرون درمیاد.

569
00:44:23,880 --> 00:44:26,399
‫چیه؟ چه خبره؟

570
00:44:26,400 --> 00:44:28,319
‫همه‌چیز درست می‌شه، هانا.

571
00:44:28,320 --> 00:44:30,360
‫همه‌چیز درست می‌شه.

572
00:44:31,440 --> 00:44:33,359
‫حالا بیا.

573
00:44:33,360 --> 00:44:35,280
‫راه درازی در پیش داریم.

574
00:44:36,760 --> 00:44:38,759
‫دلت براش تنگ می‌شه؟

575
00:44:38,760 --> 00:44:41,479
‫عاشق اون مغازه بودم.

576
00:44:41,480 --> 00:44:45,320
‫ولی باید بدونی کی وقتشه نخ رو با دندون ببُری.

577
00:44:46,320 --> 00:44:48,000
‫بیا.

578
00:44:57,720 --> 00:45:02,439
‫این ماجرا تموم نشده، نه؟
‫کت‌وشلوارها. رمزها.

579
00:45:02,440 --> 00:45:05,759
‫تو می‌خواستی شوروی‌ها
‫اون کت‌وشلوار رو بگیرن.

580
00:45:05,760 --> 00:45:07,720
‫و نگاتیو رو.

581
00:45:09,040 --> 00:45:12,240
‫- چرا؟
‫- خب، اگه بگم که دیگه راز نیست، نه؟

582
00:45:13,760 --> 00:45:16,639
‫رمزِ کت‌وشلوار اول.

583
00:45:16,640 --> 00:45:20,599
‫تو از مکسی کلاینمن خواستی
‫یه تغییر ظریف توش بده.

584
00:45:20,600 --> 00:45:25,079
‫رمزش غلطه، نه؟
‫- خب، بذار بگیم شاید «عشق»...

585
00:45:25,080 --> 00:45:28,520
‫...آخرش جواب همه‌چیز نباشه.

586
00:45:30,200 --> 00:45:32,159
‫این رمز برای چیه؟

587
00:45:32,160 --> 00:45:36,479
‫اوه، یه سلاح محرمانه یا یه چیز دیگه.
‫آخرش همیشه همین درمیاد.

588
00:45:36,480 --> 00:45:40,079
‫و توی مادر روسیه هم عواقبی خواهد داشت؟

589
00:45:40,080 --> 00:45:43,440
‫اوه، نه. مطمئنم قضیه خودش می‌خوابه.

590
00:46:21,880 --> 00:46:24,200
‫به‌هرحال، یه خبر خوب.

591
00:46:25,440 --> 00:46:28,919
‫واقعاً به یه خبر خوب احتیاج دارم.
‫- وقتش رسیده.

592
00:46:28,920 --> 00:46:32,959
‫همهٔ مدارک آماده‌ست.
‫مجوزهای سفر هم مرتبه.

593
00:46:32,960 --> 00:46:35,519
‫- آلمان؟
‫بله.
‫- بالاخره.

594
00:46:35,520 --> 00:46:37,759
‫پس حالا تنها کاری که تو
‫و جکِ جوون باید بکنید

595
00:46:37,760 --> 00:46:40,880
‫اینه که شلوارک‌های چرمی‌تون
‫رو جمع کنید و راه بیفتید.

596
00:46:44,640 --> 00:46:47,079
‫دوشس آلبرتا.
‫اسمش به گوشت خورده؟

597
00:46:47,080 --> 00:46:50,759
‫یه چیزهایی.
‫فامیل خیلی دور شاهه؟

598
00:46:50,760 --> 00:46:54,879
‫فامیل درجه‌سه. یا درجه‌دو با یه نسل فاصله.

599
00:46:54,880 --> 00:46:56,839
‫هیچ‌وقت فرق این دوتا رو درست نفهمیدم.

600
00:46:56,840 --> 00:46:59,199
‫و عقاید سیاسی‌اش هم مشکوکه.

601
00:46:59,200 --> 00:47:01,119
‫این دیگه خیلی ملایم گفتنه.

602
00:47:01,120 --> 00:47:03,399
‫اون و شوهرش، گای ویندجمر،

603
00:47:03,400 --> 00:47:06,999
‫زمان رایش سوم حسابی زندگی اشرافی داشتن.

604
00:47:07,000 --> 00:47:09,159
‫شدیداً مظنونن که با نازی‌ها همکاری می‌کردن.

605
00:47:09,160 --> 00:47:11,919
‫انگار جنگ تقریباً اصلاً بهشون نخورده.

606
00:47:11,920 --> 00:47:14,799
‫حالا هم دور دنیا می‌چرخن.
‫غریزه‌ی دولت تا اینجا این بوده

607
00:47:14,800 --> 00:47:16,999
‫که تا جای ممکن از دوشس فاصله بگیره،

608
00:47:17,000 --> 00:47:19,479
‫به امید اینکه بیشتر از این

609
00:47:19,480 --> 00:47:21,599
‫مایه‌ی آبروریزی‌مون نشه.

610
00:47:21,600 --> 00:47:25,759
‫ما یه رویکرد کم‌تر منفعلانه ترجیح می‌دیم.

611
00:47:25,760 --> 00:47:27,679
‫چرا تعجب نکردم؟

612
00:47:27,680 --> 00:47:32,359
‫دوشس یه نسخه‌ی نادر از «فولیوی دوم» شکسپیر داره

613
00:47:32,360 --> 00:47:35,759
‫که چند سال پیش از مجموعه‌ی سلطنتی بالا کشیده.

614
00:47:35,760 --> 00:47:39,479
‫پس من کجای این ماجرام؟
‫- خب، اون فولیو رو فروخته

615
00:47:39,480 --> 00:47:41,919
‫به لوتر فون بوده فروخته.

616
00:47:41,920 --> 00:47:44,239
‫فهمیدم.
‫دوشس و شوهرش

617
00:47:44,240 --> 00:47:47,719
‫دسامبر، دوشس و شوهرش در شلوس فون بوده خواهند بود.

618
00:47:47,720 --> 00:47:49,999
‫و حالا، البته،

619
00:47:50,000 --> 00:47:52,519
‫تو هم اونجا خواهی بود،

620
00:47:52,520 --> 00:47:55,559
‫و تو هم، با یه تصادف کاملاً شگفت‌انگیز، اونجایی.
‫- آها.

621
00:47:55,560 --> 00:47:59,919
‫اینجاست که باید پول اون ناهار مجانی رو پس بدم، نه؟

622
00:47:59,920 --> 00:48:03,319
‫آره! فولیو رو از لوتر بخر

623
00:48:03,320 --> 00:48:07,599
‫و یه مدرک قشنگ و انکارناپذیر برام بیار

624
00:48:07,600 --> 00:48:11,600
‫که ثابت کنه دوشس... آدم سالمی نیست.

625
00:48:12,640 --> 00:48:16,600
‫- نهایت تلاشم رو می‌کنم.
‫- و شاید کمک کنه مشکل کوچیکت رو هم حل کنی...

626
00:48:17,600 --> 00:48:19,400
‫...همون دوستت.

627
00:48:21,240 --> 00:48:22,760
‫فلیکس بود، نه؟

628
00:48:32,880 --> 00:48:34,680
‫فلیکس.

629
00:48:42,040 --> 00:48:45,079
‫عجیبه؛ آدم واقعاً متوجه چیزی که جلوی چشمشه نمی‌شه، نه؟

630
00:48:45,080 --> 00:48:48,080
‫تا وقتی از چشم یکی دیگه بهش نگاه کنه. ولی نگاهش کن.

631
00:48:49,120 --> 00:48:51,439
‫اون‌قدر بهش عادت کردی که دیگه اصلاً نمی‌بینیش.

632
00:48:51,440 --> 00:48:54,319
‫حتی با اینکه این‌همه صدمه دیده.

633
00:48:54,320 --> 00:48:57,999
‫باعث نمی‌شه یه کم... حس کنی چقدر کوچیکی؟

634
00:48:58,000 --> 00:49:01,239
‫نه، برعکس، تراتی.
‫باعث می‌شه حس کنم زنده‌ام.

635
00:49:01,240 --> 00:49:04,080
‫اوه؟
‫- خوشحالم از گوشت و خون ساخته شدم،

636
00:49:05,160 --> 00:49:07,519
‫نه از یه مشت سنگِ کهنه و چرک.

637
00:49:07,520 --> 00:49:10,719
‫ولی یه چیز رمانتیکی توش هست، فکر نمی‌کنی؟

638
00:49:10,720 --> 00:49:14,560
‫چیزی که... این‌همه محکم و تغییرناپذیره.

639
00:49:16,400 --> 00:49:19,999
‫زمان جنگ هیچ‌وقت رفتی اونجا کنسرت‌های پیانو؟

640
00:49:20,000 --> 00:49:22,639
‫دیم مایرا هس؟
‫یه کم سرم شلوغ بود.

641
00:49:22,640 --> 00:49:26,039
‫اوه، البته.
‫«هس» برای اون سال‌ها اسم بدشانسی بوده.

642
00:49:26,040 --> 00:49:28,599
‫یه کم مثل «استروتفورد» می‌مونه.

643
00:49:28,600 --> 00:49:31,479
‫من و بوک همیشه می‌رفتیم.

644
00:49:31,480 --> 00:49:34,999
‫دیم مایرا وسط تمام بمباران‌ها
‫می‌نواخت. واقعاً فوق‌العاده بود.

645
00:49:35,000 --> 00:49:37,679
‫واقعاً روحیه‌مون رو بالا نگه می‌داشت.

646
00:49:37,680 --> 00:49:40,839
‫یکی از قطعه‌های موتسارت رو یادمه،

647
00:49:40,840 --> 00:49:42,720
‫واقعاً منو از این دنیا می‌بُرد.

648
00:49:44,840 --> 00:49:46,919
‫چیه؟

649
00:49:46,920 --> 00:49:50,279
‫فقط داشتم به چیزهای محکم و تغییرناپذیر فکر می‌کردم.

650
00:49:50,280 --> 00:49:53,640
‫مثل... تو و شوهرت.

651
00:49:54,640 --> 00:49:56,520
‫اوه، رجی.

652
00:50:16,200 --> 00:50:19,359
‫آدم واقعاً چیزی رو که
‫جلوی چشمشه نمی‌بینه، نه؟

653
00:50:19,360 --> 00:50:21,760
‫تا وقتی از چشم یکی دیگه نگاهش کنه.

654
00:50:31,040 --> 00:50:34,119
‫از راه اوستند وارد قاره می‌شیم.

655
00:50:34,120 --> 00:50:36,399
‫بلژیک؟
‫بله.

656
00:50:36,400 --> 00:50:39,359
‫امیدوار بودم یه سر هم به پاریس بزنیم.

657
00:50:39,360 --> 00:50:41,759
‫اوه بله، پاریس... باید ببینیم.

658
00:50:41,760 --> 00:50:44,879
‫ولی فقط برای اینکه اصلاً بتونیم بریم اون‌طرف،

659
00:50:44,880 --> 00:50:47,879
‫یه رشته حرکات دیپلماتیک در حد المپیک انجام شده.

660
00:50:47,880 --> 00:50:52,239
‫باشه. وارد بلژیک می‌شیم. بعدش؟

661
00:50:52,240 --> 00:50:57,439
‫وستفالن، بعد هم منطقهٔ تحت
‫کنترل بریتانیا در آلمان.

662
00:50:57,440 --> 00:51:00,799
‫متفقین دارن یه برنامه‌ی نظام‌مند نازی‌زدایی اجرا می‌کنن.

663
00:51:00,800 --> 00:51:03,679
‫یعنی چی... حرومزاده‌ها رو تیربارون می‌کنن؟

664
00:51:03,680 --> 00:51:06,759
‫به این سادگی نیست، جک.
‫بردن جنگ آسونه؛ بردن صلح نه.

665
00:51:06,760 --> 00:51:08,839
‫کارها باید بچرخه، وگرنه هرج‌ومرج می‌شه.

666
00:51:08,840 --> 00:51:12,559
‫باز هم همون مردک‌های یونیفرم‌پوشن
‫که به مردم می‌گن چی کار کنن.

667
00:51:12,560 --> 00:51:16,520
‫- هیچ‌چی عوض نمی‌شه.
‫- خب، امیدوارم دست‌کم دقیقاً همون آدم‌ها نباشن.

668
00:51:18,560 --> 00:51:20,719
‫باید چند دست لباس نو برات جور کنیم.

669
00:51:20,720 --> 00:51:22,879
‫آه، لباس آماده هم کارم رو راه می‌اندازه.

670
00:51:22,880 --> 00:51:26,160
‫مقصد ما.

671
00:51:27,760 --> 00:51:29,119
‫وورل؟

672
00:51:29,120 --> 00:51:30,719
‫وورل.

673
00:51:30,720 --> 00:51:34,560
‫دقیق‌ترش، قلعه‌اش؛ شلوس فون بوده.

674
00:51:35,920 --> 00:51:38,280
‫خانوادهٔ من.
‫خب، خانوادهٔ پدرت.

675
00:51:40,560 --> 00:51:42,719
‫هیچ‌وقت نرفتی اونجا؟

676
00:51:42,720 --> 00:51:45,359
‫واقعاً هیچ‌وقت توی برنامه نبود.

677
00:51:45,360 --> 00:51:48,080
‫با توجه به هرچی فلیکس
‫دربارهٔ پدرش بهم گفته...

678
00:51:50,880 --> 00:51:53,599
‫...فکر کنم بهتره خودت رو آماده کنی، جک.

679
00:51:53,600 --> 00:51:57,560
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

680
00:52:00,560 --> 00:52:02,600
‫از پسش برمیام، آقای بوک.

681
00:52:08,640 --> 00:52:09,960
‫واقعاً می‌تونی؟

682
00:52:10,960 --> 00:52:30,960
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
