1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:40,000 --> 00:01:42,600
‫آه، هانای عزیزِ دلمون.

3
00:01:43,800 --> 00:01:47,759
‫بالاخره بعد از این همه سال برگشتی پیشمون.

4
00:01:47,760 --> 00:01:50,319
‫معجزه است.

5
00:01:50,320 --> 00:01:53,799
‫ولی الان بهتره یه کم بخوابه، نه؟

6
00:01:53,800 --> 00:01:56,479
‫- بعد از اون سفر دریایی.
‫- یکم دیگه، بابا.

7
00:01:56,480 --> 00:01:58,399
‫می‌خوام موقع کار تماشات کنم.

8
00:01:58,400 --> 00:02:00,960
‫- خیلی وقت گذشته.
‫- هوم.

9
00:02:03,480 --> 00:02:05,240
‫زیاد بیدار نمان.

10
00:02:06,240 --> 00:02:13,240
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

11
00:02:25,280 --> 00:02:26,280
‫آه.

12
00:02:27,720 --> 00:02:29,920
‫شب قشنگیه، نه؟

13
00:02:30,960 --> 00:02:33,920
‫برای اردکا.

14
00:02:36,080 --> 00:02:39,799
‫- خودت را ببین، خیسِ خیس شدی. بیا تو.
‫- چی؟

15
00:02:39,800 --> 00:02:43,399
‫بیا تو. بیا. خودت را خشک کن.

16
00:02:43,400 --> 00:02:45,400
‫سرما می‌خوری.

17
00:02:55,600 --> 00:02:57,359
‫چشمت را گرفت، نه؟

18
00:02:57,360 --> 00:02:59,280
‫راه‌راهش.

19
00:03:00,320 --> 00:03:02,720
‫- شب‌به‌خیر.
‫- سلام.

20
00:03:04,080 --> 00:03:06,999
‫یه سوت خوب تا آخر عمر برات کار می‌کنه.

21
00:03:07,000 --> 00:03:09,359
‫برای هر مردی یه جور رسمِ مرد شدنه.

22
00:03:09,360 --> 00:03:12,999
‫آه، ببخش رفیق. اشتباه گرفتی.
‫من... پولش رو ندارم.

23
00:03:13,000 --> 00:03:16,720
‫ولی جنس خوب رو می‌شناسی، هان؟

24
00:03:19,240 --> 00:03:22,479
‫- کار قشنگی است.
‫- حیف شده.

25
00:03:22,480 --> 00:03:25,279
‫حیف شده. طرف هیچ‌وقت نیومد.

26
00:03:25,280 --> 00:03:28,639
‫پولش را داده بود، ولی نیامد.

27
00:03:28,640 --> 00:03:31,479
‫آره، بعضیا دیگه...
‫پول از پاروشون بالا می‌ره.

28
00:03:31,480 --> 00:03:32,600
‫هوم.

29
00:03:44,400 --> 00:03:45,880
‫داری چه‌کار می‌کنی؟

30
00:03:47,160 --> 00:03:49,400
‫یه فکری دارم دیگه. برو کنار.

31
00:04:11,080 --> 00:04:15,560
‫خب... چی می‌گی؟

32
00:04:17,920 --> 00:04:19,519
‫نه، شوخی می‌کنی.

33
00:04:19,520 --> 00:04:23,399
‫آروم باش رفیق. خدا خواسته
‫این کت‌وشلوار مال تو باشه،

34
00:04:23,400 --> 00:04:28,959
‫وگرنه قدبلندتر یا چاق‌ترت می‌کرد.

35
00:04:28,960 --> 00:04:30,720
‫حتماً برایت نقشه‌ای دارد.

36
00:04:36,400 --> 00:04:38,080
‫ببخشید.

37
00:04:40,760 --> 00:04:42,720
‫آه.

38
00:04:43,800 --> 00:04:44,880
‫عالیه.

39
00:04:48,400 --> 00:04:49,640
‫داگلاس.

40
00:04:52,280 --> 00:04:53,720
‫ت... ترنس.

41
00:04:58,680 --> 00:05:01,359
‫- کیف پول.
‫- چی؟

42
00:05:01,360 --> 00:05:03,000
‫کیف پولت رو بده، کونی.

43
00:05:08,760 --> 00:05:11,159
‫فکر نکنم.

44
00:05:11,160 --> 00:05:12,560
‫آه!

45
00:05:15,480 --> 00:05:16,760
‫دارد فرار می‌کند!

46
00:05:46,840 --> 00:05:49,320
‫هی، کجا می‌روی؟

47
00:06:15,360 --> 00:06:20,200
‫- مطمئنی؟
‫- آره، خوبم. فقط یه خراشه.

48
00:06:21,600 --> 00:06:24,800
‫فقط حس می‌کنم عین احمقا گول خوردم.
‫حقه‌ی قدیمیه.

49
00:06:26,000 --> 00:06:28,159
‫روزنامه‌ها چه خبر؟

50
00:06:28,160 --> 00:06:31,439
‫اوه، شوروی‌ها باز دارن
‫شمشیرشون رو به رخ می‌کشن،

51
00:06:31,440 --> 00:06:34,039
‫پس‌لرزه‌های دادگاه‌های جنگ هم ادامه داره.

52
00:06:34,040 --> 00:06:37,639
‫چند حراج اثاث خونه‌ی جالب هم در پیشه؛
‫شاید بد نباشه سر بزنیم.

53
00:06:37,640 --> 00:06:39,919
‫آه، ستون خاطرات «کرونیکل»! عاشق این بودم.

54
00:06:39,920 --> 00:06:43,519
‫- نوشتهٔ «مردی که می‌خواهد بداند». او را می‌شناسم.
‫- از کجا؟

55
00:06:43,520 --> 00:06:45,839
‫بهتر است ندانی.

56
00:06:45,840 --> 00:06:49,080
‫جک خوابیده؟
‫- نه، رفته خوش‌گذرونی.

57
00:06:50,160 --> 00:06:53,160
‫امیدوارم این بار کمی بیشتر شانس بیاورد.

58
00:07:01,840 --> 00:07:04,560
‫بیا عزیزم. تختت رو آماده کردم.

59
00:07:06,880 --> 00:07:08,600
‫شب‌به‌خیر، بابا.

60
00:07:11,200 --> 00:07:13,880
‫بالاخره سر عقل اومد.

61
00:07:20,800 --> 00:07:22,400
‫هوم.

62
00:07:34,080 --> 00:07:36,840
‫شب‌به‌خیر؟

63
00:07:38,000 --> 00:07:39,800
‫برای اردک‌ها.

64
00:09:33,480 --> 00:09:35,480
‫این لعنتی کجاست؟

65
00:09:37,560 --> 00:09:39,319
‫باید یک‌جایی همین‌جا باشد.

66
00:09:39,320 --> 00:09:40,799
‫«موبی دیک»؟

67
00:09:40,800 --> 00:09:43,359
‫به بلغاری، چاپ دوم.

68
00:09:43,360 --> 00:09:46,159
‫همین یکی دو روز یا هفتهٔ پیش دیدمش.

69
00:09:46,160 --> 00:09:49,119
‫یا قبل از جنگ بود؟ جلدش چه شکلی است؟

70
00:09:49,120 --> 00:09:53,479
‫یه تصویر کوچیک قشنگ داره.
‫عطفش نیست و کمی هم لکه‌ی کهنگی داره.

71
00:09:53,480 --> 00:09:55,279
‫ممکن است هر جایی باشد.

72
00:09:55,280 --> 00:09:57,479
‫مزخرف نگو. من سیستم دارم، یادت رفته؟

73
00:09:57,480 --> 00:10:00,000
‫- بله.
‫- می‌دونیم.

74
00:10:07,240 --> 00:10:08,879
‫می‌تونم کمکتان کنم، خانم؟

75
00:10:08,880 --> 00:10:11,799
‫بعید می‌دونم داشته باشیدش.

76
00:10:11,800 --> 00:10:14,959
‫اوه، احتمالاً داریم. چون
‫کتاب نسبتاً کمیابی است.

77
00:10:14,960 --> 00:10:17,079
‫این دقیقاً همون حرفیه که دوست داریم بشنویم.

78
00:10:17,080 --> 00:10:21,519
‫«سه مرد... در یک قایق».
‫اوه، آن را داریم. دیده‌ام...

79
00:10:21,520 --> 00:10:23,799
‫- ...«در بومل».
‫- چی؟

80
00:10:23,800 --> 00:10:25,679
‫«سه مرد در بومل». دنباله‌اش است.

81
00:10:25,680 --> 00:10:28,999
‫- به‌جای قایق دربارهٔ دوچرخه‌هاست.
‫- دقیقاً. - اوه.

82
00:10:29,000 --> 00:10:32,359
‫- اِم... فکر می‌کردم شاید داشته باشیدش.
‫- هیس. - چی؟

83
00:10:32,360 --> 00:10:35,200
‫- ساکت باش.
‫- چی؟ - ببخشید، داشتم فکر می‌کردم.

84
00:10:36,880 --> 00:10:39,800
‫- اِ... چاپ اول؟
‫- طبیعتاً.

85
00:10:45,720 --> 00:10:48,119
‫- اوه.
‫- «سه مرد در بومل»،

86
00:10:48,120 --> 00:10:51,439
‫چاپ اول، اثر جروم کی.
‫جروم؛ همان‌طور که خواستید.

87
00:10:51,440 --> 00:10:55,560
‫کمی تاب برداشته، ولی غیر از اون تمیزه.

88
00:10:56,560 --> 00:10:58,000
‫یک شیلینگ و هشت پنس، لطفاً.

89
00:10:59,720 --> 00:11:03,480
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.
‫- فعلاً. - فعلاً. - خداحافظ.

90
00:11:06,040 --> 00:11:10,559
‫و همین‌طور... «مرا اسماعیل بنام».

91
00:11:10,560 --> 00:11:11,839
‫چی؟

92
00:11:11,840 --> 00:11:15,279
‫«موبی دیک» به بلغاری.
‫دیدید؟ سیستم من کار می‌کند.

93
00:11:15,280 --> 00:11:16,639
‫کجا بود؟

94
00:11:16,640 --> 00:11:20,319
‫زیر چند قوطی گوشت نهنگ.
‫- یا خدا، هنوز اونا اونجان؟

95
00:11:20,320 --> 00:11:22,240
‫جنگ بود دیگه، عزیزم.

96
00:11:23,240 --> 00:11:26,599
‫می‌دانستی حرف K در جروم
‫کی. جروم مخفف «کلاپکا»ست؟

97
00:11:26,600 --> 00:11:30,239
‫نمی‌دانستم، حالا می‌دونم.
‫شاه‌ماهی‌ها را گذاشتی؟

98
00:11:30,240 --> 00:11:32,039
‫بی‌درنگ بهش رسیدگی می‌کنم.

99
00:11:32,040 --> 00:11:33,879
‫خب، امروز چه برنامه‌ای داری، خانم بوک؟

100
00:11:33,880 --> 00:11:35,719
‫گفتم که.

101
00:11:35,720 --> 00:11:39,319
‫یه آقایی از ایپسویچ میاد چند نمونه بیاره.

102
00:11:39,320 --> 00:11:40,959
‫ایپسویچ، هان؟

103
00:11:40,960 --> 00:11:42,719
‫امروز که حسابی سرت شلوغه.

104
00:11:46,800 --> 00:11:48,320
‫- بوک.
‫- بازرس.

105
00:11:49,320 --> 00:11:52,279
‫یه خیاط ۷۵ساله می‌گه یه نفر رو کشته.

106
00:11:52,280 --> 00:11:53,960
‫خب؟

107
00:11:55,000 --> 00:11:56,600
‫باورش نمی‌کنم.

108
00:12:31,920 --> 00:12:34,520
‫صبح‌به‌خیر. روز قشنگی است.

109
00:12:35,800 --> 00:12:39,279
‫اوه، جک. خدا رو شکر.
‫بوک رو احضار کردن.

110
00:12:39,280 --> 00:12:41,559
‫نورا را پیدا نمی‌کنم و کسی هم نیست که...

111
00:12:42,720 --> 00:12:44,800
‫- اوه.
‫- اوه.

112
00:12:47,160 --> 00:12:50,479
‫اوه، چه داستانی دارم برات، خانم بی!

113
00:12:50,480 --> 00:12:52,439
‫معلوم است. کجا...؟

114
00:12:52,440 --> 00:12:54,799
‫بیا بشینیم تا همه‌ش رو برات تعریف کنم.

115
00:12:54,800 --> 00:12:57,519
‫خیلی دوست دارم، عزیزم، ولی
‫برای قرارم حسابی دیر شده.

116
00:12:57,520 --> 00:13:00,040
‫حواست به مغازه هست، نه؟ به هر دویشان.

117
00:13:01,040 --> 00:13:02,640
‫بی‌صبرانه منتظرم بشنوم.

118
00:13:03,680 --> 00:13:04,960
‫آه.

119
00:13:19,760 --> 00:13:23,800
‫فکر نکنم دلت بخواد داستان شب معرکه‌ی منو بشنوی، هان سگه؟

120
00:13:25,560 --> 00:13:26,800
‫چی؟

121
00:13:29,480 --> 00:13:30,800
‫چه دلنشین.

122
00:13:53,120 --> 00:13:55,039
‫امروز خیلی طرفدار دارید، قربان.

123
00:13:55,040 --> 00:13:57,919
‫جوراب نایلونی زیر پیشخون ندارین؟

124
00:13:57,920 --> 00:14:01,240
‫من زیر هیچ‌چیز قایمش نکرده‌ام.

125
00:14:16,640 --> 00:14:18,120
‫اوه، شروع شد.

126
00:14:21,520 --> 00:14:24,279
‫- صبح‌به‌خیر، گروهبان.
‫- یک لحظه دیگر حاضر می‌شوم، بازرس.

127
00:14:24,280 --> 00:14:28,239
‫بذارین در جریان بذارمتان،
‫قربان. این آقای مکس کلاینمن است،

128
00:14:28,240 --> 00:14:30,479
‫خیاط و صاحب این مغازه؛ در سال نوزده...

129
00:14:30,480 --> 00:14:34,680
‫۱۹۳۳ تابعیت گرفت. بله،
‫می‌دونم. سال بسیار بدی بود.

130
00:14:40,640 --> 00:14:41,640
‫ببخشید.

131
00:14:51,160 --> 00:14:53,359
‫طبقهٔ بالا خانم روث کلاینمن، همسرش، هستند،

132
00:14:53,360 --> 00:14:54,639
‫و یک نوهٔ دختری هم هست.

133
00:14:54,640 --> 00:14:57,759
‫لازم نیست وارد همهٔ این
‫جزئیات شوید، گروهبان. من...

134
00:14:57,760 --> 00:14:59,760
‫این خانواده را می‌شناسم.

135
00:15:00,800 --> 00:15:02,599
‫اینجا نمایش مفتیه مگه؟

136
00:15:02,600 --> 00:15:05,040
‫- این مردم را عقب ببرید، گروهبان.
‫- چشم، قربان.

137
00:15:08,880 --> 00:15:11,360
‫امروز سینماها تعطیلن مگه؟

138
00:15:13,600 --> 00:15:17,120
‫- این جمعیت را عقب نگه دارید.
‫- خب، عقب برین.
‫- مخصوصاً آن کوچولو را.

139
00:15:26,240 --> 00:15:29,239
‫ممنون که آمدی، ارنی. برایم خیلی ارزش دارد.

140
00:15:29,240 --> 00:15:33,119
‫خیلی خب، رسمی رفتار کنیم.
‫نمی‌خوام مردم حرف دربیارن.

141
00:15:33,120 --> 00:15:35,759
‫- دربارهٔ چی؟
‫- خودت خوب می‌دونی.

142
00:15:35,760 --> 00:15:37,719
‫پارتی‌بازی.

143
00:15:37,720 --> 00:15:41,559
‫خب، ممنونم، بازرس.

144
00:15:41,560 --> 00:15:43,840
‫می‌تونید دقیقاً بگین چه شد؟

145
00:15:44,880 --> 00:15:48,719
‫او... یک‌دفعه هجوم آورد، رفت سراغ دخل

146
00:15:48,720 --> 00:15:54,199
‫او... یک‌دفعه هجوم آورد، رفت سراغ دخل
‫و بعد به من حمله کرد. منم غریزی زدمش.

147
00:15:54,200 --> 00:15:55,759
‫آدم جلوی غریزه را نمی‌تواند بگیرد.

148
00:15:55,760 --> 00:15:58,679
‫بهش مشت زدین.
‫- انگار زور خودمو نمی‌دونم.

149
00:15:58,680 --> 00:16:00,360
‫بیا. آره.

150
00:16:01,920 --> 00:16:03,320
‫حتی یک خراش هم رویت نیست.

151
00:16:04,320 --> 00:16:08,919
‫می‌خوام بگم دفاع از خود بوده.
‫این جواب می‌ده، نه؟

152
00:16:08,920 --> 00:16:10,200
‫کی بود؟

153
00:16:11,640 --> 00:16:14,079
‫نیمه‌شب. چرا آن‌وقت بیدار بودید؟

154
00:16:14,080 --> 00:16:17,879
‫داشتم سفارش‌های عقب‌افتاده رو جمع می‌کردم.
‫سفارش، سفارشه. مثل دستورهای شما.

155
00:16:17,880 --> 00:16:20,999
‫- این چند روز اصلاً نتوانستم کاری پیش ببرم.
‫- هان؟

156
00:16:21,000 --> 00:16:25,919
‫چون او را پس گرفتیم، ارنی؛ هانای عزیزمان را.

157
00:16:25,920 --> 00:16:27,799
‫اوه، همان... نوه‌تان.

158
00:16:27,800 --> 00:16:31,919
‫بله، الان بالاست. یکشنبه پیام رسید.

159
00:16:31,920 --> 00:16:33,519
‫چه... چه پیامی؟

160
00:16:33,520 --> 00:16:38,639
‫از صلیب سرخ.
‫روث رفت از کشتی استقبالش کنه.

161
00:16:38,640 --> 00:16:42,639
‫چه ماجرایی، ارنی. ورشو، پاریس.

162
00:16:42,640 --> 00:16:46,480
‫و وقتی به مادر بیچاره‌اش
‫فکر می‌کنم... یادش گرامی.

163
00:16:48,880 --> 00:16:51,199
‫چرا... چرا نمیای بالا ببینیش؟

164
00:16:51,200 --> 00:16:52,999
‫اِ... فکر کنم دوستمان آنجا

165
00:16:53,000 --> 00:16:55,200
‫خیلی فوری‌تر به رسیدگی نیاز دارد.

166
00:16:56,200 --> 00:16:59,519
‫برو... برو پیش خانواده‌ات،
‫مکس، آقای کلاینمن.

167
00:16:59,520 --> 00:17:00,880
‫کمی بعد صحبت می‌کنیم.

168
00:17:02,360 --> 00:17:03,440
‫م... ممنون.

169
00:17:23,080 --> 00:17:25,720
‫- خانم.
‫- آمده‌ام سراغ سرهنگ وینترز.

170
00:17:26,720 --> 00:17:28,000
‫آه، بله.

171
00:17:33,040 --> 00:17:34,159
‫تراتی.

172
00:17:34,160 --> 00:17:36,079
‫خیلی وحشتناک دیر نکرده‌ام، نه؟

173
00:17:36,080 --> 00:17:37,799
‫اصلاً.

174
00:17:37,800 --> 00:17:41,519
‫صبح یه دردسر کوچیک پیش اومد.
‫- چیز جدی‌ای نبود؟

175
00:17:41,520 --> 00:17:44,799
‫نه. البته شاید برای یک نفر بود.

176
00:17:44,800 --> 00:17:48,999
‫شوهرم زیاد مجبور می‌شه بره.
‫- و شما می‌مونین که همه‌چی رو بچرخونین.

177
00:17:49,000 --> 00:17:52,759
‫اِ... بله. معمولاً هم مشکلی
‫ندارم. ولی خب، امروز...

178
00:17:52,760 --> 00:17:55,359
‫بله، امروز یک قرار خیلی، خیلی مهم داشتید.

179
00:17:55,360 --> 00:17:57,159
‫خیلی، خیلی.

180
00:17:57,160 --> 00:18:00,239
‫و درست به‌موقع جک از راه رسید.

181
00:18:00,240 --> 00:18:01,959
‫جک؟

182
00:18:01,960 --> 00:18:06,479
‫اوه، یه پسریه که آوردیم پیش خودمون؛
‫یه جور شاگرد.

183
00:18:06,480 --> 00:18:08,719
‫انگار شب پرماجرایی داشته.

184
00:18:08,720 --> 00:18:11,759
‫با پسرها بیرون بوده؟ گمانم با دخترها.

185
00:18:11,760 --> 00:18:16,519
‫آه، عذاب عشق جوونی. یادتون میاد؟

186
00:18:16,520 --> 00:18:21,839
‫خدای من، آره.
‫وحشتناک، زخم‌زننده، غیرقابل‌تحمل.

187
00:18:21,840 --> 00:18:24,680
‫فوق‌العاده.

188
00:18:25,760 --> 00:18:28,839
‫خدا رو شکر دیگه از اون مرحله رد شدیم، هان؟

189
00:18:28,840 --> 00:18:30,640
‫بله.

190
00:18:33,600 --> 00:18:37,160
‫خب، اِ... ایپسویچ چطور بود؟

191
00:18:40,400 --> 00:18:42,120
‫یک کارت شناسایی پیدا کردم.

192
00:18:43,560 --> 00:18:46,600
‫ایدن. مارتین ایدن.

193
00:18:47,640 --> 00:18:51,239
‫«من نیز در آرکادیا هستم.»
‫خب، چی داریم؟

194
00:18:51,240 --> 00:18:53,359
‫«مرگ بر اثر ضربه‌ای شدید.»

195
00:18:53,360 --> 00:18:55,239
‫قرار است همه‌اش را لاتین حرف بزنیم؟

196
00:18:55,240 --> 00:18:57,439
‫با یک ضربه به گلو کشته شده

197
00:18:57,440 --> 00:18:59,719
‫و خودش هم به کسی یا چیزی مشت زده.

198
00:18:59,720 --> 00:19:02,319
‫با این وضع بندانگشت‌هاش،
‫یه هوک چپِ حسابی زده.

199
00:19:02,320 --> 00:19:05,599
‫همه‌چی سر جاشه.
‫کت‌وشلوار، کلاه بولر، چتر.

200
00:19:05,600 --> 00:19:09,120
‫- انگار داشته نیمه‌شب می‌رفته سر کار در سیتی.
‫- نیمه‌شب؟

201
00:19:10,560 --> 00:19:12,999
‫درگیری حسابی به‌پا شده.

202
00:19:13,000 --> 00:19:16,039
‫اگر دنبال جلیقه بودم، دستم می‌رفت سمت این،

203
00:19:16,040 --> 00:19:17,959
‫اما اگر دنبال سلاح بودم،

204
00:19:17,960 --> 00:19:22,480
‫چیزی... مثل این را انتخاب می‌کردم.

205
00:19:24,360 --> 00:19:26,959
‫- انگار کسی به این‌ها دست نزده.
‫- نه.

206
00:19:26,960 --> 00:19:29,960
‫اثر انگشت گرفته‌اید، دکتر کالدر؟

207
00:19:30,960 --> 00:19:32,799
‫داخل بطری شکسته چه بوده؟ حلالِ پاک‌کننده.

208
00:19:32,800 --> 00:19:36,799
‫شاید توی دعوا افتاده.
‫- پس این بو از اونه.

209
00:19:36,800 --> 00:19:38,400
‫کاملاً تمیز.

210
00:19:41,760 --> 00:19:43,360
‫- سلام.
‫- چی شده؟

211
00:19:44,560 --> 00:19:48,439
‫اگر کسی اینجا را پاک کرده،
‫یک چیز را جا انداخته.

212
00:19:48,440 --> 00:19:49,960
‫این خون است؟

213
00:19:51,000 --> 00:19:52,400
‫نه.

214
00:19:53,760 --> 00:19:56,320
‫فکر نمی‌کنم.

215
00:20:04,160 --> 00:20:06,039
‫پس خانم‌ها شاهد نبودند؟

216
00:20:06,040 --> 00:20:08,480
‫- طبق گفتهٔ آقای کلاینمن، نه.
‫- هوم.

217
00:20:18,800 --> 00:20:21,199
‫روی این هیچ اثری نیست. فقط اثر آقای کلاینمن.

218
00:20:21,200 --> 00:20:23,439
‫و چیزی هم دزدیده نشده.

219
00:20:23,440 --> 00:20:26,119
‫خب، می‌دونم آقای کلاینمن
‫دست‌های ماهری داره،

220
00:20:26,120 --> 00:20:28,799
‫ولی همان‌طور که گفتید روی
‫خودش حتی یک خراش نیست؛ پس...

221
00:20:28,800 --> 00:20:30,919
‫دارد از چه کسی محافظت می‌کند؟

222
00:20:30,920 --> 00:20:33,639
‫بسیار خب. ببریدشان کلانتری.

223
00:20:33,640 --> 00:20:34,840
‫چشم، قربان.

224
00:20:36,800 --> 00:20:38,919
‫اوه، اِ... از سردخانه آمده‌اند، قربان.

225
00:20:38,920 --> 00:20:41,159
‫بسیار خب. می‌توانند، دکتر کالدر؟

226
00:20:41,160 --> 00:20:42,840
‫می‌توانند.

227
00:20:45,440 --> 00:20:48,159
‫فکر کنم وقتش رسیده شما و خانواده‌تان

228
00:20:48,160 --> 00:20:50,159
‫به چند سؤال جواب بدهید، آقای کلاینمن.

229
00:20:50,160 --> 00:20:53,879
‫ولی، اِ... ترجیح می‌دهم این
‫کار را در کلانتری انجام دهید،

230
00:20:53,880 --> 00:20:56,280
‫اگر اشکالی ندارد. می‌تونید؟ البته.

231
00:21:00,200 --> 00:21:02,239
‫اوه، دست نزنید قربان.

232
00:21:02,240 --> 00:21:06,159
‫می‌خوام مرتبش کنم، گروهبان.
‫این به‌هم‌ریختگی عذابم می‌ده.

233
00:21:06,160 --> 00:21:08,399
‫مدرک است. باید کمی صبر کنید

234
00:21:08,400 --> 00:21:10,200
‫تا بتوانید پولتان را بشمارید.

235
00:21:32,240 --> 00:21:33,400
‫می...

236
00:21:34,400 --> 00:21:36,240
‫می‌تونم کمکتان کنم؟

237
00:21:37,240 --> 00:21:39,479
‫- خب، بستگی دارد.
‫- به چه؟

238
00:21:39,480 --> 00:21:42,239
‫به این‌که چیزی را که دنبالش
‫هستم داشته باشید یا نه.

239
00:21:42,240 --> 00:21:44,160
‫چیزی را که دنبالش هستم دارید؟

240
00:21:45,720 --> 00:21:48,040
‫- اشکالی ندارد؟
‫- اوه، بفرمایید.

241
00:21:53,480 --> 00:21:54,920
‫ممنون.

242
00:21:56,720 --> 00:21:58,360
‫خیلی به‌دردبخوری.

243
00:22:02,680 --> 00:22:04,559
‫کتاب می‌خواستید؟

244
00:22:04,560 --> 00:22:08,719
‫همون بار اول درست زدی.
‫چه جای بامزه‌ای.

245
00:22:08,720 --> 00:22:11,919
‫آره. دنبال چه بودید؟

246
00:22:11,920 --> 00:22:16,559
‫خب، مسئله همینه.
‫راستش فقط دارم وقت می‌کشم.

247
00:22:16,560 --> 00:22:20,079
‫بعداً باید بروم یک مهمانی
‫کسل‌کننده و همراهم هم قالَم گذاشته.

248
00:22:20,080 --> 00:22:22,359
‫- محال است.
‫- می‌دونم. چه آبروریزی‌ای.

249
00:22:22,360 --> 00:22:25,919
‫پس به‌جای کوکتل خوردن در چالکات،

250
00:22:25,920 --> 00:22:28,439
‫یک بعدازظهر کامل آزاد افتاده روی دستم

251
00:22:28,440 --> 00:22:30,679
‫و فکر کردم شاید بهتر باشد چیزی بخوانم.

252
00:22:30,680 --> 00:22:34,239
‫همیشه بهم می‌گن باید
‫غیر از «تتلر» یه چیز دیگه هم بخونم.

253
00:22:34,240 --> 00:22:36,640
‫می‌گن ذهن آدم رو باز می‌کنه.

254
00:22:37,680 --> 00:22:39,920
‫اون که کارِ سفره، نه؟

255
00:22:42,000 --> 00:22:44,080
‫خب، قرار است سفر کنیم، نه؟

256
00:22:45,920 --> 00:22:48,159
‫دست‌کم تا چالکات.

257
00:22:48,160 --> 00:22:50,039
‫«ما»؟

258
00:22:50,040 --> 00:22:52,079
‫میای، نه؟

259
00:22:52,080 --> 00:22:58,320
‫حیفه یه جوون این‌قدر خوش‌قیافه و خوش‌لباس
‫همین‌طوری هدر بره.

260
00:23:00,160 --> 00:23:02,479
‫خب...

261
00:23:02,480 --> 00:23:05,319
‫...می‌خوای چه‌کار کنم؟

262
00:23:05,320 --> 00:23:07,239
‫البته که همراهم باشی.

263
00:23:07,240 --> 00:23:09,279
‫غذا و مشروب هم تا دلت بخواهد هست.

264
00:23:09,280 --> 00:23:12,919
‫تولد دوستم بانی چپمن است. بانی را می‌شناسی؟

265
00:23:12,920 --> 00:23:15,319
‫- نه.
‫- خب، بانی عزیزه؛ فقط حوصله‌سربرِ محضه البته،

266
00:23:15,320 --> 00:23:17,279
‫- ولی عزیز است.
‫- آره. - به‌هرحال،

267
00:23:17,280 --> 00:23:20,199
‫پدرش در سیتی آدم خیلی مهمی است

268
00:23:20,200 --> 00:23:22,159
‫و بلد است هر جور چیزی را جور کند.

269
00:23:22,160 --> 00:23:24,719
‫پس کلی مشروب و خوراکی هست

270
00:23:24,720 --> 00:23:28,919
‫و خبری هم از دفترچهٔ جیره‌بندی نیست. میای؟

271
00:23:28,920 --> 00:23:31,039
‫اِم، خب، من...

272
00:23:31,040 --> 00:23:34,119
‫- نمی‌خوام مجبورت کنم، عزیزم.
‫- نه، نه. اِم...

273
00:23:34,120 --> 00:23:37,639
‫خوش می‌گذرد. تضمین می‌کنم.

274
00:23:37,640 --> 00:23:40,920
‫من خودِ خوش‌گذرانی‌ام.

275
00:23:42,360 --> 00:23:44,320
‫آن هم خیلی زیاد.

276
00:23:47,480 --> 00:23:49,719
‫اینجا کاملاً تنهایی؟

277
00:23:49,720 --> 00:23:52,239
‫آره. تک و تنها.

278
00:23:52,240 --> 00:23:55,039
‫- اوه، اسمت همین است؟
‫- نه.

279
00:23:55,040 --> 00:23:58,239
‫می‌گم تک و تنهایم. ولی
‫اسمم جک است، جک بلانت.

280
00:23:58,240 --> 00:24:00,919
‫- اوه، چه ناامیدکننده.
‫- چی؟

281
00:24:00,920 --> 00:24:05,400
‫من مردای تیز رو دوست دارم.

282
00:24:10,200 --> 00:24:11,759
‫پس کتابت چی شد؟

283
00:24:11,760 --> 00:24:16,039
‫اوه. بله، خب، حالا چیز دیگری پیدا کرده‌ام

284
00:24:16,040 --> 00:24:17,759
‫که فکرم را مشغول کند، نه؟

285
00:24:17,760 --> 00:24:20,720
‫ساعت دو چطور است؟ هوم.

286
00:24:21,920 --> 00:24:23,440
‫چائو.

287
00:24:40,520 --> 00:24:44,280
‫یا خدا، چه داستانی!

288
00:24:45,520 --> 00:24:47,639
‫«وحشت در خیاط‌خانه»،

289
00:24:47,640 --> 00:24:50,359
‫«قتلِ سفارشی».

290
00:24:50,360 --> 00:24:52,359
‫«مرگِ دو ردیفه».

291
00:24:52,360 --> 00:24:54,959
‫بعضی‌ها همین که می‌شنوند جنازه‌ای هست

292
00:24:54,960 --> 00:24:58,399
‫بعضیا تا می‌شنون یه جنازه هست
‫دوان‌دوان میان. افتضاحه، نه؟

293
00:24:58,400 --> 00:25:00,480
‫هیچ جا نمی‌شه تو را برد.

294
00:25:05,720 --> 00:25:10,240
‫نگران نباش، لوبیای کوچولو.
‫همه‌چیز درست می‌شه.

295
00:25:13,360 --> 00:25:15,000
‫لازم نیست، مکسی.

296
00:25:28,800 --> 00:25:32,119
‫خب، ما رفتیم. اِم، در کلانتری می‌بینمتان.

297
00:25:32,120 --> 00:25:35,559
‫- بله، طول نمی‌کشد. شما کلاینمن‌ها را می‌شناسید؟
‫- بله.

298
00:25:35,560 --> 00:25:38,959
‫پس این یکی رو باید مو به مو
‫طبق... طبقِ بوک پیش ببرم.

299
00:25:38,960 --> 00:25:42,359
‫دقیقاً. راستی می‌خواستم بگم، بوک،

300
00:25:42,360 --> 00:25:44,679
‫مدتی خیلی نمی‌بینمت،

301
00:25:44,680 --> 00:25:46,919
‫- وقتی این ماجراها جمع‌وجور شود.
‫- اوه؟

302
00:25:46,920 --> 00:25:49,200
‫یک... یک ترفیع گرفته‌ام.

303
00:25:50,200 --> 00:25:52,120
‫تبریک. ترفیع به چه سمتی؟

304
00:25:53,720 --> 00:25:56,519
‫هنوز... هنوز، اِ... اجازه ندارم بگم.

305
00:25:56,520 --> 00:25:59,400
‫تا وقتی همهٔ جزئیات نهایی شود.

306
00:26:02,280 --> 00:26:03,680
‫چیزی‌تان شده؟

307
00:26:04,720 --> 00:26:05,839
‫نه.

308
00:26:05,840 --> 00:26:08,279
‫خب، عالی است، بازرس،

309
00:26:08,280 --> 00:26:10,559
‫ولی اول تهِ این یکی را دربیاوریم، هان؟

310
00:26:10,560 --> 00:26:13,199
‫البته، البته. خب، چه کسی مارتین ایدن را کشت؟

311
00:26:13,200 --> 00:26:16,959
‫هیچ‌کس. این اسم ساختگیه.
‫واقعاً.

312
00:26:16,960 --> 00:26:18,719
‫چ... چی؟

313
00:26:18,720 --> 00:26:22,159
‫اوه. اثر جک لندن است، نه؟

314
00:26:22,160 --> 00:26:23,879
‫- یک رمان.
‫- دقیقاً.

315
00:26:23,880 --> 00:26:28,200
‫مثل این است که جسد «تِسِ دوربرویل‌ها»
‫را روی قالی آکس‌مینستر پیدا کنیم.

316
00:26:30,000 --> 00:26:37,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

317
00:26:39,080 --> 00:26:40,440
‫نورا.

318
00:26:41,680 --> 00:26:43,800
‫می‌خوام برگردی مغازه.

319
00:26:44,800 --> 00:26:48,439
‫باید یکی دو نسخهٔ «مارتین
‫ایدن» آنجا داشته باشیم،

320
00:26:48,440 --> 00:26:51,279
‫احتمالاً بین جان استاین‌بک

321
00:26:51,280 --> 00:26:55,119
‫و «سِفر پیدایش» چپانده شده.

322
00:26:55,120 --> 00:26:56,120
‫چشم.

323
00:26:57,400 --> 00:26:59,360
‫هوم.

324
00:27:01,560 --> 00:27:02,920
‫آره.

325
00:27:29,280 --> 00:27:31,360
‫لطفاً با من بیاین، آقای کلاینمن.

326
00:27:33,160 --> 00:27:37,119
‫خیلی متأسفم که مجبور شدی
‫به چنین چیزی برگردی، هانا.

327
00:27:37,120 --> 00:27:39,559
‫این‌طور نمی‌خواستم. اشکالی ندارد، بابا.

328
00:27:39,560 --> 00:27:41,800
‫قبلاً از این چیزها سرم اومده.

329
00:27:54,640 --> 00:27:58,479
‫پس یک غریبه بهت کت‌وشلوار نو داده؟

330
00:27:58,480 --> 00:28:01,919
‫اوه، آقای کلاینمن، آره. چه مرد محترمی.

331
00:28:01,920 --> 00:28:06,119
‫و بعد هم شب خوبی داشتی. اوه، خیلی خوب.

332
00:28:06,120 --> 00:28:09,719
‫شب را در شهر گذراندی و امروز
‫هم یک زن زیبا از راه رسید

333
00:28:09,720 --> 00:28:12,799
‫و دعوتت کرد به مهمانی در چالکات.

334
00:28:12,800 --> 00:28:18,120
‫آره. کارِ کت‌وشلوار است، تراتی. خوش‌یمن است.

335
00:28:19,360 --> 00:28:21,679
‫هوم. کفش‌ها چی؟

336
00:28:21,680 --> 00:28:23,479
‫کفش‌ها چه‌شان است؟

337
00:28:23,480 --> 00:28:26,520
‫پوتین میخ‌دار خیلی با
‫تیپ جدیدت جور درنمی‌آید.

338
00:28:28,480 --> 00:28:31,519
‫دوستشان دارم. پاهایم را
‫روی زمین نگه می‌دارند.

339
00:28:31,520 --> 00:28:34,960
‫آن هم به‌معنای واقعی کلمه.
‫هیچ‌وقت افقت را گم نکن، خانم بی.

340
00:28:37,520 --> 00:28:40,760
‫خب، بهتر است بروم پیراهنم را عوض کنم...

341
00:28:42,280 --> 00:28:44,400
‫...قبل از این‌که دوباره بزنم بیرون.

342
00:28:45,480 --> 00:28:48,520
‫خوشحالم داری خوش می‌گذرانی. همین‌طور است.

343
00:28:51,160 --> 00:28:53,560
‫فعلاً.

344
00:28:56,280 --> 00:28:58,920
‫تقریباً زیادی خوبه که واقعی باشه.

345
00:29:04,240 --> 00:29:06,879
‫همه‌چیز درست می‌شه، مطمئنم، خانم کریک.

346
00:29:06,880 --> 00:29:08,359
‫یک فنجان چای میل دارید؟

347
00:29:08,360 --> 00:29:10,799
‫نه، نه، الان کاملاً خوبم، ممنون.

348
00:29:10,800 --> 00:29:13,759
‫جور درنمی‌آید، تراتی.

349
00:29:13,760 --> 00:29:16,719
‫و اگر مکسی کلاینمن آن
‫مرد را نکشته باشد، پس...

350
00:29:16,720 --> 00:29:20,159
‫- گفتید کلاینمن؟
‫- اِ، بله، چرا؟

351
00:29:20,160 --> 00:29:22,519
‫شطرنج‌باز است، شوهر شما؟

352
00:29:22,520 --> 00:29:25,239
‫خب، کسی دقیقاً «شطرنج‌کار» نیست، گروهبان،

353
00:29:25,240 --> 00:29:27,719
‫ولی بله، او... متخصص است.

354
00:29:27,720 --> 00:29:29,559
‫برای همین دعوتش کردند،

355
00:29:29,560 --> 00:29:31,599
‫شوروی‌ها.

356
00:29:31,600 --> 00:29:36,519
‫پیرمردی از حوالی ساویل رو، با
‫یک کت‌وشلوار راه‌راه محشر.

357
00:29:36,520 --> 00:29:38,399
‫جک الان کجاست؟

358
00:29:38,400 --> 00:29:40,279
‫دوباره رفته چالکات.

359
00:29:40,280 --> 00:29:43,959
‫همان هتل نایتزبریج، با یک
‫خانم خوشگلِ پرزرق‌وبرق

360
00:29:43,960 --> 00:29:45,399
‫که آمد مغازه.

361
00:29:45,400 --> 00:29:48,639
‫خب، دیشب از مسکو برگشت.

362
00:29:48,640 --> 00:29:51,999
‫از فرودگاه زنگ زد، ولی اصلاً خانه نیامد.

363
00:29:52,000 --> 00:29:56,199
‫برای همین آمده‌ام، گزارش گم‌شدنش را بدهم.

364
00:29:56,200 --> 00:29:59,719
‫از این ماجرا خوشم نمی‌آید، تراتی. اصلاً.

365
00:29:59,720 --> 00:30:01,039
‫من هم همین‌طور.

366
00:30:01,040 --> 00:30:03,120
‫یک چیز خیلی عجیب دارد اتفاق می‌افتد.

367
00:30:05,320 --> 00:30:08,920
‫جک چند وقت است رفته؟ زیاد نیست. چرا؟

368
00:30:10,120 --> 00:30:15,159
‫می‌شه لطفاً تعقیبش کنی تا چالکات؟

369
00:30:15,160 --> 00:30:17,640
‫- چشم. بعداً می‌بینمت.
‫- خداحافظ.

370
00:30:43,800 --> 00:30:45,439
‫من می‌رم این گزارش را ثبت کنم.

371
00:30:45,440 --> 00:30:47,599
‫ولی نگران نباشید، خانم
‫کریک، مطمئنم پیدایش می‌شه.

372
00:30:47,600 --> 00:30:49,080
‫ممنون.

373
00:30:54,240 --> 00:30:57,519
‫ببخشید. اسم من بوک است.

374
00:30:57,520 --> 00:31:01,520
‫شنیدم چیزی دربارهٔ... مسکو گفتید؟

375
00:31:28,120 --> 00:31:30,119
‫واقعاً تراتی، چرا داریم
‫به سمت چالکات می‌رویم؟

376
00:31:30,120 --> 00:31:32,719
‫این‌ها دیگر چیست؟ گفتم
‫که، یک جای کار می‌لنگد

377
00:31:32,720 --> 00:31:34,519
‫و نمی‌خوام جک خودش را توی دردسر بیندازد.

378
00:31:34,520 --> 00:31:36,639
‫پس چرا مستقیم با خودش حرف نمی‌زنی؟

379
00:31:36,640 --> 00:31:38,559
‫بگو یه حسی ته دلت می‌گه یه خبریه.

380
00:31:38,560 --> 00:31:41,439
‫چی، بهش بگم یک زن زیبا
‫دارد سرش کلاه می‌گذارد؟

381
00:31:41,440 --> 00:31:43,639
‫طفلکی غرورش طاقت نمیاره.

382
00:31:43,640 --> 00:31:46,039
‫- انگار نظر خیلی بدی دربارهٔ ما دارید.
‫- «ما»؟

383
00:31:46,040 --> 00:31:48,159
‫مردها.

384
00:31:48,160 --> 00:31:50,359
‫اصلاً، رجی. درست برعکس.

385
00:31:50,360 --> 00:31:55,399
‫ولی مردها را می‌شناسم، جک را هم
‫می‌شناسم، و باید با احتیاط پیش رفت.

386
00:31:55,400 --> 00:31:58,160
‫- آروم و حساب‌شده. هان؟
‫- آروم و حساب‌شده.

387
00:31:59,200 --> 00:32:01,239
‫پس شوهرتان از فرودگاه به شما زنگ زد؟

388
00:32:01,240 --> 00:32:05,719
‫بله. خط افتضاح بود، ولی
‫معلوم بود اتفاقی افتاده.

389
00:32:05,720 --> 00:32:11,599
‫- اوه؟
‫- عصبانی بود. گفت: «ازم استفاده کردن، لیلی. ازم استفاده کردن.»

390
00:32:11,600 --> 00:32:12,959
‫همین را گفت؟

391
00:32:12,960 --> 00:32:16,720
‫نه، درست نفهمیدم، ولی گفت
‫یه الگویی پشت ماجراست.

392
00:32:18,680 --> 00:32:21,279
‫و این سفر به مسکو، برای شطرنج بود؟

393
00:32:21,280 --> 00:32:26,719
‫بله. برای تقویت دوستی انگلیس
‫و شوروی در این روزهای پرتنش.

394
00:32:26,720 --> 00:32:30,919
‫و ببخشید، اِم...
‫گرایش سیاسی شوهرتون؟

395
00:32:30,920 --> 00:32:34,159
‫ما به کِلِم رأی دادیم. معلوم است که دادیم.

396
00:32:34,160 --> 00:32:38,079
‫تد در آزادسازی بلزن بود، پس خیلی چیزها دید.

397
00:32:38,080 --> 00:32:40,319
‫خیلی چیزها.

398
00:32:40,320 --> 00:32:43,359
‫- برای آینده‌ای بهتر جنگیدیم، نه؟
‫- هوم.

399
00:32:43,360 --> 00:32:45,119
‫عکسی از تد دارید؟

400
00:32:45,120 --> 00:32:47,840
‫معلومه. دست خالی نیومدم.

401
00:32:48,840 --> 00:32:50,240
‫کریک.

402
00:32:51,680 --> 00:32:56,400
‫- کریک؟
‫- هوم. این اسم آشناست... چرا؟

403
00:32:58,480 --> 00:33:01,399
‫خیلی شیک است. کت‌وشلوار قشنگی دارد.

404
00:33:01,400 --> 00:33:03,279
‫باید هم داشته باشد.

405
00:33:03,280 --> 00:33:05,439
‫ساویل رو؟

406
00:33:05,440 --> 00:33:10,360
‫حوالی ساویل رو. خیاطی کلاینمن؛ می‌شناسیدشان؟

407
00:33:46,320 --> 00:33:47,880
‫سلام، تو.

408
00:33:50,200 --> 00:33:51,680
‫خوش آمدی.

409
00:34:10,040 --> 00:34:11,480
‫مستقیم جلو.

410
00:34:13,120 --> 00:34:16,319
‫بگین وقتی به لندن رسیدید
‫چه شد، خانم کلاینمن.

411
00:34:16,320 --> 00:34:18,679
‫خانم کلاینمن نیستم، خانم کراسینسکی هستم.

412
00:34:18,680 --> 00:34:20,279
‫شاید بهتر باشد خانم کراسینسکی خودش حرف بزند،

413
00:34:20,280 --> 00:34:22,399
‫چون انگلیسی بلد است، درست است؟

414
00:34:22,400 --> 00:34:24,039
‫البته که بلدم.

415
00:34:24,040 --> 00:34:26,119
‫مادرم درست مثل شما انگلیسی بود، بازرس.

416
00:34:26,120 --> 00:34:27,999
‫بسیار خب.

417
00:34:28,000 --> 00:34:31,360
‫بعد از قطار تا ویکتوریا، چی شد؟

418
00:34:32,400 --> 00:34:36,719
‫اتاق پشتی‌مان را به هانا
‫دادیم. آنجا آرام و ساکت است.

419
00:34:36,720 --> 00:34:40,879
‫من روی کاناپه برای خودم جا
‫انداختم. شوهرتان کجا بود؟

420
00:34:40,880 --> 00:34:44,359
‫- در مغازه.
‫- مطمئنید؟
‫- من زیاد نمی‌خوابم.

421
00:34:44,360 --> 00:34:46,999
‫چطور فهمیدید پایین اتفاقی افتاده؟

422
00:34:47,000 --> 00:34:50,319
‫صدای برخورد شنیدم، اِ... چیزی شکست.

423
00:34:51,360 --> 00:34:53,919
‫قبلاً خیلی برایمان دردسر درست کرده‌اند،

424
00:34:53,920 --> 00:34:56,039
‫شیشه‌ها را شکسته‌اند، می‌دونید.

425
00:34:56,040 --> 00:34:59,199
‫پس دویدم پایین.

426
00:34:59,200 --> 00:35:01,359
‫بله. و چه دیدید؟

427
00:35:01,360 --> 00:35:04,599
‫شوهرم، مکسیِ من،

428
00:35:04,600 --> 00:35:08,639
‫شوهرم، مکسیِ من،
‫تلوتلو می‌خورد؛ از کاری که کرده بود وحشت کرده بود.

429
00:35:08,640 --> 00:35:12,600
‫و چه کرده بود؟ اِ... آن مرد را کشته بود.

430
00:35:13,680 --> 00:35:15,199
‫من خوابِ خواب بودم،

431
00:35:15,200 --> 00:35:18,639
‫بعد صدایی شنیدم، انگار کسی تکان می‌خورد.

432
00:35:18,640 --> 00:35:23,839
‫ترسیدم. ف... فکر کردم دزد
‫است، پس به پلیس زنگ زدم.

433
00:35:23,840 --> 00:35:26,679
‫از طبقهٔ بالا زنگ زدید؟

434
00:35:26,680 --> 00:35:30,159
‫بله. بعد آمدم پایین.

435
00:35:30,160 --> 00:35:33,599
‫دیدمش اونجا افتاده بود؛
‫مثل یه ماهی مرده.

436
00:35:33,600 --> 00:35:37,879
‫چه ساعتی بود؟ کمی بعد از نیمه‌شب.

437
00:35:37,880 --> 00:35:41,959
‫او را می‌شناختید؟ قربانی، مارتین ایدن را؟

438
00:35:41,960 --> 00:35:43,680
‫از کجا باید می‌شناختمش؟

439
00:35:44,800 --> 00:35:47,399
‫من از قبل از جنگ در لندن نبوده‌ام.

440
00:35:47,400 --> 00:35:51,959
‫ورشو، برلین، پاریس، دیِپ...
‫مسیر عجیبی رو پشت سر گذاشتین،

441
00:35:51,960 --> 00:35:56,999
‫خانم کراسینسکی... کراسینسکی.
‫پس پدرتان لهستانی بود؟

442
00:35:57,000 --> 00:36:00,279
‫برای همین در ورشو بودید؟ بله.

443
00:36:00,280 --> 00:36:02,479
‫و چه زمانی به شرق رفتید؟

444
00:36:02,480 --> 00:36:05,039
‫- تابستان ۳۹.
‫- اوه.

445
00:36:05,040 --> 00:36:07,279
‫خیلی دیر بود. بهش گفتیم. هشدارش دادیم.

446
00:36:07,280 --> 00:36:09,319
‫دخترم فکر می‌کرد سراغش نمی‌آیند

447
00:36:09,320 --> 00:36:11,079
‫چون با یه غیر یهودی ازدواج کرده بود.

448
00:36:11,080 --> 00:36:13,999
‫خب، خانم کلاینمن، اون روزها
‫واقعاً کدوم‌مون می‌فهمیدیم چی داره می‌شه؟

449
00:36:14,000 --> 00:36:17,680
‫فکر می‌کردیم یک امضا روی یک تکه
‫کاغذ شاید جلوی همه‌چیز را بگیرد.

450
00:36:25,360 --> 00:36:26,879
‫- چای.
‫- خیلی ممنون.

451
00:36:26,880 --> 00:36:30,919
‫موریس، گزارش دکتر کالدر. فکر
‫نمی‌کنم هنوز رسیده باشد، قربان.

452
00:36:30,920 --> 00:36:34,039
‫یه لطفی بکن، برو آزمایشگاه
‫یه تکونی بهش بده، می‌شه؟

453
00:36:34,040 --> 00:36:35,480
‫چشم، قربان.

454
00:36:37,680 --> 00:36:39,119
‫همراه من می‌نوشید؟

455
00:36:39,120 --> 00:36:42,799
‫بدون چای خشکم می‌زنه، عین آریزونا.
‫می‌فهمین؟

456
00:36:42,800 --> 00:36:45,760
‫خیلی لطف دارید، آقای بوک. فقط چای است.

457
00:36:46,800 --> 00:36:49,199
‫نه، نباید به شرق می‌رفتم.

458
00:36:49,200 --> 00:36:52,359
‫پدر و مادرم... می‌دانستند جنگ در راه است.

459
00:36:52,360 --> 00:36:55,039
‫مادرم دیوونه‌ی عشق بود.

460
00:36:55,040 --> 00:36:58,000
‫پدرم هم دیوونه‌ی پول.

461
00:36:59,040 --> 00:37:01,919
‫منافع تجاری‌ای در لهستان
‫داشت که می‌خواست حفظ کند.

462
00:37:01,920 --> 00:37:06,239
‫ارثش. یک کارخانهٔ سنجاق قفلی.

463
00:37:06,240 --> 00:37:08,480
‫البته حالا ویران شده.

464
00:37:09,680 --> 00:37:13,480
‫تمام دنیا... ویران شده.

465
00:37:24,400 --> 00:37:26,599
‫مهمانی از این طرف است؟

466
00:37:26,600 --> 00:37:32,799
‫مهمونیا خیلی حوصله‌سربرن، نه؟

467
00:37:32,800 --> 00:37:36,560
‫فکر کردم می‌تونیم، می‌دونی...

468
00:37:40,480 --> 00:37:43,280
‫...یه جشن کوچیکِ خودمون داشته باشیم.

469
00:38:04,280 --> 00:38:05,959
‫از این کار مطمئنی؟

470
00:38:05,960 --> 00:38:08,679
‫یعنی ممکن نیست فقط داریم
‫مانع می‌شویم این پسر

471
00:38:08,680 --> 00:38:11,959
‫یک بعدازظهر واقعاً فوق‌العاده داشته باشد؟

472
00:38:11,960 --> 00:38:14,759
‫نه، یه جای کار می‌لنگه، رجی.
‫همه‌چی زیادی راحت پیش رفته.

473
00:38:14,760 --> 00:38:18,320
‫و یه ربطی هم به اون کت‌وشلوار لعنتی داره.

474
00:38:19,840 --> 00:38:23,480
‫حالا دقیقاً همان کاری را می‌کنی که می‌گم.

475
00:38:25,480 --> 00:38:28,599
‫این در برلین صادر شده. کجا زندگی می‌کردید؟

476
00:38:28,600 --> 00:38:29,679
‫الکساندرپلاتس.

477
00:38:29,680 --> 00:38:31,679
‫منطقهٔ روس‌ها.

478
00:38:31,680 --> 00:38:33,519
‫خوشبختانه فقط داشتم از آنجا رد می‌شدم.

479
00:38:33,520 --> 00:38:37,239
‫مدرکش رو قانونی گرفته.
‫کلی زحمت برده.

480
00:38:37,240 --> 00:38:38,800
‫مطمئنم.

481
00:38:40,600 --> 00:38:43,480
‫بسیار خب، بسیار خب. فعلاً می‌تونید برین.

482
00:38:50,080 --> 00:38:52,360
‫- از این طرف، لطفاً.
‫- ممنون.

483
00:38:56,080 --> 00:38:58,039
‫مکسی نمی‌توانسته آن مرد را بکشد.

484
00:38:58,040 --> 00:39:01,559
‫- باور نمی‌کنم. از نظر جسمی توانش را ندارد.
‫- پس چه کسی؟

485
00:39:01,560 --> 00:39:04,359
‫دختره، هانا. جوان است، سرحال است.

486
00:39:04,360 --> 00:39:07,039
‫پس چرا خودش به پلیس زنگ زد؟ چی؟

487
00:39:07,040 --> 00:39:12,360
‫اگر مارتین ایدن را کشته،
‫چرا باید به پلیس زنگ بزند؟

488
00:39:17,800 --> 00:39:20,079
‫ببینین، موضوع یه کم اضطراریه.

489
00:39:20,080 --> 00:39:23,439
‫دوستمون... حالش بده. مریضه.
‫و هیچ جوابی هم نمی‌ده.

490
00:39:23,440 --> 00:39:26,999
‫- واگیردار است؟
‫- چی؟
‫- گفتید مریض است.

491
00:39:27,000 --> 00:39:28,279
‫اوه، نه، نه، از آن چیزها نیست.

492
00:39:28,280 --> 00:39:30,199
‫فقط اگه لطف کنین شاه‌کلید رو بهمون بدین.

493
00:39:30,200 --> 00:39:33,359
‫- اوه، ن... نمی‌دونم.
‫- واقعاً بی‌نهایت ممنون می‌شویم.

494
00:39:33,360 --> 00:39:36,679
‫اوه، خب... خیلی ممنون.

495
00:39:36,680 --> 00:39:40,959
‫از آشنایی خوشوقتم عزیزم، ولی
‫من که دیروز به دنیا نیامده‌ام.

496
00:39:40,960 --> 00:39:44,479
‫یا خدا، تراتی! تو اینجا چی کار می‌کنی؟

497
00:39:44,480 --> 00:39:46,799
‫واقعاً حیف شد.

498
00:39:46,800 --> 00:39:50,240
‫این‌طوری کار برایت خیلی راحت‌تر می‌شد.

499
00:39:51,400 --> 00:39:54,640
‫- چه کاری؟
‫- بیا جک، باید از اینجا ببریمت بیرون.

500
00:39:55,760 --> 00:39:57,040
‫خیلی ممنون.

501
00:40:02,600 --> 00:40:04,200
‫تاکسی!

502
00:40:05,320 --> 00:40:07,519
‫این هم از «آروم و حساب‌شده»، هان؟

503
00:40:07,520 --> 00:40:09,280
‫هی، تو کی هستی؟

504
00:40:50,560 --> 00:40:51,840
‫هوم.

505
00:40:58,480 --> 00:41:01,719
‫«آقای تد کریک، سرخ از خشم.»
‫همین بود؟

506
00:41:01,720 --> 00:41:04,919
‫- بله. پیدایش کردی؟
‫- پیدایش کردم.

507
00:41:04,920 --> 00:41:07,159
‫می‌دانستم این اسم را یک جای دیگر دیده‌ام.

508
00:41:07,160 --> 00:41:10,759
‫«مردی که می‌خواهد بداند».
‫می‌تونی برایم بخوانی؟

509
00:41:10,760 --> 00:41:15,519
‫«استاد شطرنج در مأموریت تجاری‌اش به مسکو مات شد.»

510
00:41:15,520 --> 00:41:16,879
‫- همین است؟
‫- بله. ادامه بده.

511
00:41:16,880 --> 00:41:21,839
‫«و چرا؟ چون شب قبل از سخنرانی
‫بزرگش برای مقامات ارشد کرملین،

512
00:41:21,840 --> 00:41:23,839
‫«کت‌وشلوارش ناپدید شد.

513
00:41:23,840 --> 00:41:27,519
‫«خندید و گفت: “هتل برده
‫بود لکهٔ بورش را پاک کند

514
00:41:27,520 --> 00:41:28,799
‫“و گمش کردند.

515
00:41:28,800 --> 00:41:32,839
‫“اما یکی از اعضای شورای صنایع شوروی
‫کت‌وشلوار یدکی‌اش را به من قرض داد.

516
00:41:32,840 --> 00:41:35,960
‫“گمانم منظورشان از بازتوزیع همین است.”»

517
00:41:37,280 --> 00:41:39,039
‫یک عکس هم هست.

518
00:41:39,040 --> 00:41:41,199
‫می‌تونی بفرستیش کلانتری؟

519
00:41:41,200 --> 00:41:42,719
‫چشم.

520
00:41:42,720 --> 00:41:44,999
‫و مارتین ایدن چی؟

521
00:41:45,000 --> 00:41:50,159
‫خب، سه نسخه داری. دو تایش روسی است.

522
00:41:50,160 --> 00:41:53,639
‫جدی؟ عالی بود، نورا.

523
00:41:53,640 --> 00:41:55,960
‫فعلاً، تا بعد.

524
00:42:04,040 --> 00:42:05,999
‫مجبور بودم بهشان بگم، بابا. ببخشید.

525
00:42:06,000 --> 00:42:09,199
‫هی، من هم آمده‌ام همین را بهشان بگم.

526
00:42:09,200 --> 00:42:13,600
‫حالا با روثی برگرد و مواظب مغازه باش.

527
00:42:19,000 --> 00:42:22,720
‫به‌زودی می‌بینمت، بابا.
‫- برای شام می‌بینمت، لوبیای کوچولو.

528
00:42:24,000 --> 00:42:25,519
‫چغندر؟

529
00:42:25,520 --> 00:42:28,280
‫- چی؟
‫- هیچی.

530
00:42:54,560 --> 00:42:56,720
‫لطفاً بشینین، آقای کلاینمن.

531
00:42:57,760 --> 00:42:59,600
‫چه رسمی.

532
00:43:24,840 --> 00:43:27,159
‫یک دنیا ممنون، رجی. قابلی نداشت.

533
00:43:27,160 --> 00:43:28,960
‫خوب شد یه کم خون تو رگ‌هام دوید.

534
00:43:30,440 --> 00:43:32,399
‫خبرم می‌کنی ببینم چه می‌شه.

535
00:43:32,400 --> 00:43:34,240
‫البته.

536
00:43:35,240 --> 00:43:37,840
‫- خب، پس خداحافظ.
‫- خداحافظ.

537
00:43:52,920 --> 00:43:54,640
‫حالا چی؟

538
00:43:55,880 --> 00:43:58,839
‫فکر کنم باید آن کت‌وشلوار را دربیاوری، جک.

539
00:43:58,840 --> 00:44:00,680
‫دیگر فکر نمی‌کنم خوش‌یمن باشد.

540
00:44:27,440 --> 00:44:32,639
‫پس هیچ نظری نداری چرا
‫بندانگشت‌های مارتین ایدن داغون بوده؟

541
00:44:32,640 --> 00:44:35,639
‫نه، اصلاً. حتماً در راه مغازه اتفاق افتاده.

542
00:44:35,640 --> 00:44:37,959
‫معلومه طرف گردن‌کلفتی بوده.

543
00:44:37,960 --> 00:44:40,399
‫اگه این‌طوره، پس ظاهراً خیاطی

544
00:44:40,400 --> 00:44:43,320
‫بین خلافکارا حسابی رونق گرفته.

545
00:44:44,720 --> 00:44:47,319
‫مرد خارق‌العاده‌ای هستید، آقای کلاینمن.

546
00:44:47,320 --> 00:44:50,119
‫می‌گید دیشب مردی را کشتید،

547
00:44:50,120 --> 00:44:53,319
‫مردی مرموز که با عجله وارد مغازه‌تان شد

548
00:44:53,320 --> 00:44:55,319
‫و خواست از شما دزدی کند.

549
00:44:55,320 --> 00:44:59,399
‫و حالا، فقط یک روز بعد
‫از آن‌که نوهٔ گمشده‌تان

550
00:44:59,400 --> 00:45:02,839
‫از اروپا پیشتان برگشته،
‫در آستانهٔ بازداشت هستید؛

551
00:45:02,840 --> 00:45:06,439
‫زندان، شاید هم طناب دار.

552
00:45:06,440 --> 00:45:08,959
‫و شما این‌همه خونسردین.

553
00:45:08,960 --> 00:45:13,799
‫ترجیح می‌دین زار بزنم، دندون به هم بسابم
‫و مشتم رو به سمت خدا بگیرم؟

554
00:45:13,800 --> 00:45:16,199
‫- کجاست؟
‫- خدا؟

555
00:45:16,200 --> 00:45:20,119
‫- آقای ادوارد کریک.
‫کی؟
‫- می‌شناسیدش؟

556
00:45:20,120 --> 00:45:23,880
‫تد کریک؟ البته. مشتری خوبی است.

557
00:45:27,440 --> 00:45:31,279
‫می‌دانستم اسمش را یک‌جا
‫دیده‌ام؛ در دفتر سفارش‌هایتان.

558
00:45:31,280 --> 00:45:34,159
‫فکر کنم دیروز آمده دیدنتان.

559
00:45:34,160 --> 00:45:36,999
‫نه. هفته‌هاست چشمم بهش نیفتاده.

560
00:45:37,000 --> 00:45:41,919
‫سفارش اینجاست. دو هفته پیش آماده
‫شده. پولش را داده و تحویل گرفته.

561
00:45:41,920 --> 00:45:45,399
‫برای یکی از سفرهایش یک کت‌وشلوار
‫راه‌راه خوب برایش دوختم.

562
00:45:45,400 --> 00:45:48,679
‫شطرنج بازی می‌کند. زیاد سفر می‌رود.

563
00:45:48,680 --> 00:45:51,999
‫و دیشب هم یک قرار دیگر داشته.

564
00:45:52,000 --> 00:45:53,839
‫اولین بار است می‌شنوم.

565
00:45:53,840 --> 00:45:58,319
‫سینه ۴۰. کمر ۳۲. یقه ۱۴ و نیم.

566
00:45:58,320 --> 00:46:01,599
‫این سفر کجا می‌رفت؟ مسکو.

567
00:46:01,600 --> 00:46:04,959
‫- به چپ می‌اندازد.
‫- طبیعتاً.

568
00:46:04,960 --> 00:46:08,239
‫- و حالا گم شده.
‫- شده؟

569
00:46:08,240 --> 00:46:11,319
‫هر دو آدم‌های منطقی‌ای هستیم، آقای کلاینمن،

570
00:46:11,320 --> 00:46:14,599
‫در جنگ قبلی در یک جبهه جنگیدیم.

571
00:46:14,600 --> 00:46:17,799
‫هر دومون آدم‌های منطقی‌ایم، آقای کلاینمن.
‫قرار نیست شکنجه‌تون کنم،

572
00:46:17,800 --> 00:46:20,879
‫ولی فکر می‌کنم شما می‌دونید چه خبر است.

573
00:46:20,880 --> 00:46:25,280
‫چه کسی آن مرد، مارتین ایدن،
‫را کشت و اصلاً او که بود.

574
00:46:26,280 --> 00:46:30,799
‫و فکر می‌کنم دارید وقت‌کشی
‫می‌کنید. اما برای چه؟

575
00:46:30,800 --> 00:46:33,119
‫آدم تا لحظه‌اش نرسد نمی‌داند

576
00:46:33,120 --> 00:46:35,320
‫از چه کارهایی برمی‌آید، آقای بوک.

577
00:46:36,360 --> 00:46:40,439
‫شرایط را در نظر بگیرید. همسرم بالاست.

578
00:46:40,440 --> 00:46:44,759
‫نوه‌مان، تازه به ما برگشته، بالاست.

579
00:46:44,760 --> 00:46:49,799
‫مرد باید از زن‌های خانواده‌اش
‫دفاع کند. حتی مردی ۷۵ساله.

580
00:46:49,800 --> 00:46:51,280
‫بله.

581
00:46:54,360 --> 00:46:57,400
‫ببخشید بی‌هوا آمدم، قربان. چی شده، موریس؟

582
00:46:58,440 --> 00:47:00,559
‫دکتر کالدر هنوز گزارش را آماده نکرده، قربان.

583
00:47:00,560 --> 00:47:02,159
‫آخر چرا؟

584
00:47:02,160 --> 00:47:04,159
‫چون جنازه هیچ‌وقت به آنجا نرسیده، قربان.

585
00:47:04,160 --> 00:47:05,880
‫چی؟

586
00:47:07,240 --> 00:47:08,920
‫البته.

587
00:47:10,320 --> 00:47:14,879
‫این نه قتل خانوادگیه،
‫نه سرقتی که خراب شده.

588
00:47:14,880 --> 00:47:16,639
‫پس چه کوفتی است؟

589
00:47:16,640 --> 00:47:19,839
‫فکر کنم ناخواسته افتادیم وسط
‫یه دنیای مخفی

590
00:47:19,840 --> 00:47:22,440
‫که آدم‌های پنهان خودش رو داره.

591
00:47:23,720 --> 00:47:25,320
‫باید بدانم.

592
00:47:26,760 --> 00:47:29,160
‫خودم زمانی بخشی از آن بوده‌ام.

593
00:47:39,920 --> 00:47:42,520
‫بیشتر آدم‌ها به دلیل خوبی واردش می‌شوند.

594
00:47:43,520 --> 00:47:48,240
‫با انگیزه‌های درست و باورهایی عمیق.

595
00:47:50,000 --> 00:47:52,160
‫باور دارند کاری که می‌کنند درست است.

596
00:47:53,160 --> 00:47:57,280
‫کشور، آرمان، ایدئولوژی.

597
00:48:02,120 --> 00:48:06,120
‫ولی آدم‌های فاسد و سادیست هم جذبش می‌شن.

598
00:48:08,320 --> 00:48:11,400
‫آدم‌هایی با وفاداری مشکوک...

599
00:48:12,400 --> 00:48:15,239
‫...و اخلاقی انعطاف‌پذیر.

600
00:48:15,240 --> 00:48:17,320
‫در جنگ چندتایی از این‌ها دیدم.

601
00:48:19,440 --> 00:48:22,799
‫یک مرد کت‌وشلواری که آنجا روی زمین افتاده...

602
00:48:22,800 --> 00:48:24,719
‫ولی جنگ دیگر تمام شده.

603
00:48:24,720 --> 00:48:27,039
‫منظورم جنگ قبلی است.

604
00:48:27,040 --> 00:48:30,480
‫همانی که همه‌مان در آن جنگیدیم. جنگ خوب.

605
00:48:31,480 --> 00:48:33,440
‫جنگ عادلانه.

606
00:48:35,200 --> 00:48:37,400
‫و حتی اگر جنگ تازه‌ای دارد شروع می‌شه...

607
00:48:38,440 --> 00:48:41,480
‫مرده. یه مشت به گلو.

608
00:48:42,640 --> 00:48:45,119
‫- بعدازظهر به‌خیر.
‫- بعدازظهر به‌خیر.

609
00:48:45,120 --> 00:48:49,439
‫دنبال چیزی... هیجان‌انگیز می‌گردم.

610
00:48:49,440 --> 00:48:52,559
‫یک معما. یک جسد.

611
00:48:52,560 --> 00:48:55,000
‫اسکاتلندیارد درمانده مانده.

612
00:48:57,360 --> 00:49:00,479
‫- ...خیانت، هنوز خیانته.
‫- خدایا!

613
00:49:02,000 --> 00:49:04,919
‫- و قتل، هنوز قتله. خیلی خب.
‫- آها!

614
00:49:04,920 --> 00:49:07,200
‫شلوار را هم لازم داریم.

615
00:49:08,200 --> 00:49:28,200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
