WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:40.000 --> 01:42.600
‫آه، هانای عزیزِ دلمون.

01:43.800 --> 01:47.759
‫بالاخره بعد از این همه سال برگشتی پیشمون.

01:47.760 --> 01:50.319
‫معجزه است.

01:50.320 --> 01:53.799
‫ولی الان بهتره یه کم بخوابه، نه؟

01:53.800 --> 01:56.479
‫- بعد از اون سفر دریایی.
‫- یکم دیگه، بابا.

01:56.480 --> 01:58.399
‫می‌خوام موقع کار تماشات کنم.

01:58.400 --> 02:00.960
‫- خیلی وقت گذشته.
‫- هوم.

02:03.480 --> 02:05.240
‫زیاد بیدار نمان.

02:06.240 --> 02:13.240
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:25.280 --> 02:26.280
‫آه.

02:27.720 --> 02:29.920
‫شب قشنگیه، نه؟

02:30.960 --> 02:33.920
‫برای اردکا.

02:36.080 --> 02:39.799
‫- خودت را ببین، خیسِ خیس شدی. بیا تو.
‫- چی؟

02:39.800 --> 02:43.399
‫بیا تو. بیا. خودت را خشک کن.

02:43.400 --> 02:45.400
‫سرما می‌خوری.

02:55.600 --> 02:57.359
‫چشمت را گرفت، نه؟

02:57.360 --> 02:59.280
‫راه‌راهش.

03:00.320 --> 03:02.720
‫- شب‌به‌خیر.
‫- سلام.

03:04.080 --> 03:06.999
‫یه سوت خوب تا آخر عمر برات کار می‌کنه.

03:07.000 --> 03:09.359
‫برای هر مردی یه جور رسمِ مرد شدنه.

03:09.360 --> 03:12.999
‫آه، ببخش رفیق. اشتباه گرفتی.
‫من... پولش رو ندارم.

03:13.000 --> 03:16.720
‫ولی جنس خوب رو می‌شناسی، هان؟

03:19.240 --> 03:22.479
‫- کار قشنگی است.
‫- حیف شده.

03:22.480 --> 03:25.279
‫حیف شده. طرف هیچ‌وقت نیومد.

03:25.280 --> 03:28.639
‫پولش را داده بود، ولی نیامد.

03:28.640 --> 03:31.479
‫آره، بعضیا دیگه...
‫پول از پاروشون بالا می‌ره.

03:31.480 --> 03:32.600
‫هوم.

03:44.400 --> 03:45.880
‫داری چه‌کار می‌کنی؟

03:47.160 --> 03:49.400
‫یه فکری دارم دیگه. برو کنار.

04:11.080 --> 04:15.560
‫خب... چی می‌گی؟

04:17.920 --> 04:19.519
‫نه، شوخی می‌کنی.

04:19.520 --> 04:23.399
‫آروم باش رفیق. خدا خواسته
‫این کت‌وشلوار مال تو باشه،

04:23.400 --> 04:28.959
‫وگرنه قدبلندتر یا چاق‌ترت می‌کرد.

04:28.960 --> 04:30.720
‫حتماً برایت نقشه‌ای دارد.

04:36.400 --> 04:38.080
‫ببخشید.

04:40.760 --> 04:42.720
‫آه.

04:43.800 --> 04:44.880
‫عالیه.

04:48.400 --> 04:49.640
‫داگلاس.

04:52.280 --> 04:53.720
‫ت... ترنس.

04:58.680 --> 05:01.359
‫- کیف پول.
‫- چی؟

05:01.360 --> 05:03.000
‫کیف پولت رو بده، کونی.

05:08.760 --> 05:11.159
‫فکر نکنم.

05:11.160 --> 05:12.560
‫آه!

05:15.480 --> 05:16.760
‫دارد فرار می‌کند!

05:46.840 --> 05:49.320
‫هی، کجا می‌روی؟

06:15.360 --> 06:20.200
‫- مطمئنی؟
‫- آره، خوبم. فقط یه خراشه.

06:21.600 --> 06:24.800
‫فقط حس می‌کنم عین احمقا گول خوردم.
‫حقه‌ی قدیمیه.

06:26.000 --> 06:28.159
‫روزنامه‌ها چه خبر؟

06:28.160 --> 06:31.439
‫اوه، شوروی‌ها باز دارن
‫شمشیرشون رو به رخ می‌کشن،

06:31.440 --> 06:34.039
‫پس‌لرزه‌های دادگاه‌های جنگ هم ادامه داره.

06:34.040 --> 06:37.639
‫چند حراج اثاث خونه‌ی جالب هم در پیشه؛
‫شاید بد نباشه سر بزنیم.

06:37.640 --> 06:39.919
‫آه، ستون خاطرات «کرونیکل»! عاشق این بودم.

06:39.920 --> 06:43.519
‫- نوشتهٔ «مردی که می‌خواهد بداند». او را می‌شناسم.
‫- از کجا؟

06:43.520 --> 06:45.839
‫بهتر است ندانی.

06:45.840 --> 06:49.080
‫جک خوابیده؟
‫- نه، رفته خوش‌گذرونی.

06:50.160 --> 06:53.160
‫امیدوارم این بار کمی بیشتر شانس بیاورد.

07:01.840 --> 07:04.560
‫بیا عزیزم. تختت رو آماده کردم.

07:06.880 --> 07:08.600
‫شب‌به‌خیر، بابا.

07:11.200 --> 07:13.880
‫بالاخره سر عقل اومد.

07:20.800 --> 07:22.400
‫هوم.

07:34.080 --> 07:36.840
‫شب‌به‌خیر؟

07:38.000 --> 07:39.800
‫برای اردک‌ها.

09:33.480 --> 09:35.480
‫این لعنتی کجاست؟

09:37.560 --> 09:39.319
‫باید یک‌جایی همین‌جا باشد.

09:39.320 --> 09:40.799
‫«موبی دیک»؟

09:40.800 --> 09:43.359
‫به بلغاری، چاپ دوم.

09:43.360 --> 09:46.159
‫همین یکی دو روز یا هفتهٔ پیش دیدمش.

09:46.160 --> 09:49.119
‫یا قبل از جنگ بود؟ جلدش چه شکلی است؟

09:49.120 --> 09:53.479
‫یه تصویر کوچیک قشنگ داره.
‫عطفش نیست و کمی هم لکه‌ی کهنگی داره.

09:53.480 --> 09:55.279
‫ممکن است هر جایی باشد.

09:55.280 --> 09:57.479
‫مزخرف نگو. من سیستم دارم، یادت رفته؟

09:57.480 --> 10:00.000
‫- بله.
‫- می‌دونیم.

10:07.240 --> 10:08.879
‫می‌تونم کمکتان کنم، خانم؟

10:08.880 --> 10:11.799
‫بعید می‌دونم داشته باشیدش.

10:11.800 --> 10:14.959
‫اوه، احتمالاً داریم. چون
‫کتاب نسبتاً کمیابی است.

10:14.960 --> 10:17.079
‫این دقیقاً همون حرفیه که دوست داریم بشنویم.

10:17.080 --> 10:21.519
‫«سه مرد... در یک قایق».
‫اوه، آن را داریم. دیده‌ام...

10:21.520 --> 10:23.799
‫- ...«در بومل».
‫- چی؟

10:23.800 --> 10:25.679
‫«سه مرد در بومل». دنباله‌اش است.

10:25.680 --> 10:28.999
‫- به‌جای قایق دربارهٔ دوچرخه‌هاست.
‫- دقیقاً. - اوه.

10:29.000 --> 10:32.359
‫- اِم... فکر می‌کردم شاید داشته باشیدش.
‫- هیس. - چی؟

10:32.360 --> 10:35.200
‫- ساکت باش.
‫- چی؟ - ببخشید، داشتم فکر می‌کردم.

10:36.880 --> 10:39.800
‫- اِ... چاپ اول؟
‫- طبیعتاً.

10:45.720 --> 10:48.119
‫- اوه.
‫- «سه مرد در بومل»،

10:48.120 --> 10:51.439
‫چاپ اول، اثر جروم کی.
‫جروم؛ همان‌طور که خواستید.

10:51.440 --> 10:55.560
‫کمی تاب برداشته، ولی غیر از اون تمیزه.

10:56.560 --> 10:58.000
‫یک شیلینگ و هشت پنس، لطفاً.

10:59.720 --> 11:03.480
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.
‫- فعلاً. - فعلاً. - خداحافظ.

11:06.040 --> 11:10.559
‫و همین‌طور... «مرا اسماعیل بنام».

11:10.560 --> 11:11.839
‫چی؟

11:11.840 --> 11:15.279
‫«موبی دیک» به بلغاری.
‫دیدید؟ سیستم من کار می‌کند.

11:15.280 --> 11:16.639
‫کجا بود؟

11:16.640 --> 11:20.319
‫زیر چند قوطی گوشت نهنگ.
‫- یا خدا، هنوز اونا اونجان؟

11:20.320 --> 11:22.240
‫جنگ بود دیگه، عزیزم.

11:23.240 --> 11:26.599
‫می‌دانستی حرف K در جروم
‫کی. جروم مخفف «کلاپکا»ست؟

11:26.600 --> 11:30.239
‫نمی‌دانستم، حالا می‌دونم.
‫شاه‌ماهی‌ها را گذاشتی؟

11:30.240 --> 11:32.039
‫بی‌درنگ بهش رسیدگی می‌کنم.

11:32.040 --> 11:33.879
‫خب، امروز چه برنامه‌ای داری، خانم بوک؟

11:33.880 --> 11:35.719
‫گفتم که.

11:35.720 --> 11:39.319
‫یه آقایی از ایپسویچ میاد چند نمونه بیاره.

11:39.320 --> 11:40.959
‫ایپسویچ، هان؟

11:40.960 --> 11:42.719
‫امروز که حسابی سرت شلوغه.

11:46.800 --> 11:48.320
‫- بوک.
‫- بازرس.

11:49.320 --> 11:52.279
‫یه خیاط ۷۵ساله می‌گه یه نفر رو کشته.

11:52.280 --> 11:53.960
‫خب؟

11:55.000 --> 11:56.600
‫باورش نمی‌کنم.

12:31.920 --> 12:34.520
‫صبح‌به‌خیر. روز قشنگی است.

12:35.800 --> 12:39.279
‫اوه، جک. خدا رو شکر.
‫بوک رو احضار کردن.

12:39.280 --> 12:41.559
‫نورا را پیدا نمی‌کنم و کسی هم نیست که...

12:42.720 --> 12:44.800
‫- اوه.
‫- اوه.

12:47.160 --> 12:50.479
‫اوه، چه داستانی دارم برات، خانم بی!

12:50.480 --> 12:52.439
‫معلوم است. کجا...؟

12:52.440 --> 12:54.799
‫بیا بشینیم تا همه‌ش رو برات تعریف کنم.

12:54.800 --> 12:57.519
‫خیلی دوست دارم، عزیزم، ولی
‫برای قرارم حسابی دیر شده.

12:57.520 --> 13:00.040
‫حواست به مغازه هست، نه؟ به هر دویشان.

13:01.040 --> 13:02.640
‫بی‌صبرانه منتظرم بشنوم.

13:03.680 --> 13:04.960
‫آه.

13:19.760 --> 13:23.800
‫فکر نکنم دلت بخواد داستان شب معرکه‌ی منو بشنوی، هان سگه؟

13:25.560 --> 13:26.800
‫چی؟

13:29.480 --> 13:30.800
‫چه دلنشین.

13:53.120 --> 13:55.039
‫امروز خیلی طرفدار دارید، قربان.

13:55.040 --> 13:57.919
‫جوراب نایلونی زیر پیشخون ندارین؟

13:57.920 --> 14:01.240
‫من زیر هیچ‌چیز قایمش نکرده‌ام.

14:16.640 --> 14:18.120
‫اوه، شروع شد.

14:21.520 --> 14:24.279
‫- صبح‌به‌خیر، گروهبان.
‫- یک لحظه دیگر حاضر می‌شوم، بازرس.

14:24.280 --> 14:28.239
‫بذارین در جریان بذارمتان،
‫قربان. این آقای مکس کلاینمن است،

14:28.240 --> 14:30.479
‫خیاط و صاحب این مغازه؛ در سال نوزده...

14:30.480 --> 14:34.680
‫۱۹۳۳ تابعیت گرفت. بله،
‫می‌دونم. سال بسیار بدی بود.

14:40.640 --> 14:41.640
‫ببخشید.

14:51.160 --> 14:53.359
‫طبقهٔ بالا خانم روث کلاینمن، همسرش، هستند،

14:53.360 --> 14:54.639
‫و یک نوهٔ دختری هم هست.

14:54.640 --> 14:57.759
‫لازم نیست وارد همهٔ این
‫جزئیات شوید، گروهبان. من...

14:57.760 --> 14:59.760
‫این خانواده را می‌شناسم.

15:00.800 --> 15:02.599
‫اینجا نمایش مفتیه مگه؟

15:02.600 --> 15:05.040
‫- این مردم را عقب ببرید، گروهبان.
‫- چشم، قربان.

15:08.880 --> 15:11.360
‫امروز سینماها تعطیلن مگه؟

15:13.600 --> 15:17.120
‫- این جمعیت را عقب نگه دارید.
‫- خب، عقب برین.
‫- مخصوصاً آن کوچولو را.

15:26.240 --> 15:29.239
‫ممنون که آمدی، ارنی. برایم خیلی ارزش دارد.

15:29.240 --> 15:33.119
‫خیلی خب، رسمی رفتار کنیم.
‫نمی‌خوام مردم حرف دربیارن.

15:33.120 --> 15:35.759
‫- دربارهٔ چی؟
‫- خودت خوب می‌دونی.

15:35.760 --> 15:37.719
‫پارتی‌بازی.

15:37.720 --> 15:41.559
‫خب، ممنونم، بازرس.

15:41.560 --> 15:43.840
‫می‌تونید دقیقاً بگین چه شد؟

15:44.880 --> 15:48.719
‫او... یک‌دفعه هجوم آورد، رفت سراغ دخل

15:48.720 --> 15:54.199
‫او... یک‌دفعه هجوم آورد، رفت سراغ دخل
‫و بعد به من حمله کرد. منم غریزی زدمش.

15:54.200 --> 15:55.759
‫آدم جلوی غریزه را نمی‌تواند بگیرد.

15:55.760 --> 15:58.679
‫بهش مشت زدین.
‫- انگار زور خودمو نمی‌دونم.

15:58.680 --> 16:00.360
‫بیا. آره.

16:01.920 --> 16:03.320
‫حتی یک خراش هم رویت نیست.

16:04.320 --> 16:08.919
‫می‌خوام بگم دفاع از خود بوده.
‫این جواب می‌ده، نه؟

16:08.920 --> 16:10.200
‫کی بود؟

16:11.640 --> 16:14.079
‫نیمه‌شب. چرا آن‌وقت بیدار بودید؟

16:14.080 --> 16:17.879
‫داشتم سفارش‌های عقب‌افتاده رو جمع می‌کردم.
‫سفارش، سفارشه. مثل دستورهای شما.

16:17.880 --> 16:20.999
‫- این چند روز اصلاً نتوانستم کاری پیش ببرم.
‫- هان؟

16:21.000 --> 16:25.919
‫چون او را پس گرفتیم، ارنی؛ هانای عزیزمان را.

16:25.920 --> 16:27.799
‫اوه، همان... نوه‌تان.

16:27.800 --> 16:31.919
‫بله، الان بالاست. یکشنبه پیام رسید.

16:31.920 --> 16:33.519
‫چه... چه پیامی؟

16:33.520 --> 16:38.639
‫از صلیب سرخ.
‫روث رفت از کشتی استقبالش کنه.

16:38.640 --> 16:42.639
‫چه ماجرایی، ارنی. ورشو، پاریس.

16:42.640 --> 16:46.480
‫و وقتی به مادر بیچاره‌اش
‫فکر می‌کنم... یادش گرامی.

16:48.880 --> 16:51.199
‫چرا... چرا نمیای بالا ببینیش؟

16:51.200 --> 16:52.999
‫اِ... فکر کنم دوستمان آنجا

16:53.000 --> 16:55.200
‫خیلی فوری‌تر به رسیدگی نیاز دارد.

16:56.200 --> 16:59.519
‫برو... برو پیش خانواده‌ات،
‫مکس، آقای کلاینمن.

16:59.520 --> 17:00.880
‫کمی بعد صحبت می‌کنیم.

17:02.360 --> 17:03.440
‫م... ممنون.

17:23.080 --> 17:25.720
‫- خانم.
‫- آمده‌ام سراغ سرهنگ وینترز.

17:26.720 --> 17:28.000
‫آه، بله.

17:33.040 --> 17:34.159
‫تراتی.

17:34.160 --> 17:36.079
‫خیلی وحشتناک دیر نکرده‌ام، نه؟

17:36.080 --> 17:37.799
‫اصلاً.

17:37.800 --> 17:41.519
‫صبح یه دردسر کوچیک پیش اومد.
‫- چیز جدی‌ای نبود؟

17:41.520 --> 17:44.799
‫نه. البته شاید برای یک نفر بود.

17:44.800 --> 17:48.999
‫شوهرم زیاد مجبور می‌شه بره.
‫- و شما می‌مونین که همه‌چی رو بچرخونین.

17:49.000 --> 17:52.759
‫اِ... بله. معمولاً هم مشکلی
‫ندارم. ولی خب، امروز...

17:52.760 --> 17:55.359
‫بله، امروز یک قرار خیلی، خیلی مهم داشتید.

17:55.360 --> 17:57.159
‫خیلی، خیلی.

17:57.160 --> 18:00.239
‫و درست به‌موقع جک از راه رسید.

18:00.240 --> 18:01.959
‫جک؟

18:01.960 --> 18:06.479
‫اوه، یه پسریه که آوردیم پیش خودمون؛
‫یه جور شاگرد.

18:06.480 --> 18:08.719
‫انگار شب پرماجرایی داشته.

18:08.720 --> 18:11.759
‫با پسرها بیرون بوده؟ گمانم با دخترها.

18:11.760 --> 18:16.519
‫آه، عذاب عشق جوونی. یادتون میاد؟

18:16.520 --> 18:21.839
‫خدای من، آره.
‫وحشتناک، زخم‌زننده، غیرقابل‌تحمل.

18:21.840 --> 18:24.680
‫فوق‌العاده.

18:25.760 --> 18:28.839
‫خدا رو شکر دیگه از اون مرحله رد شدیم، هان؟

18:28.840 --> 18:30.640
‫بله.

18:33.600 --> 18:37.160
‫خب، اِ... ایپسویچ چطور بود؟

18:40.400 --> 18:42.120
‫یک کارت شناسایی پیدا کردم.

18:43.560 --> 18:46.600
‫ایدن. مارتین ایدن.

18:47.640 --> 18:51.239
‫«من نیز در آرکادیا هستم.»
‫خب، چی داریم؟

18:51.240 --> 18:53.359
‫«مرگ بر اثر ضربه‌ای شدید.»

18:53.360 --> 18:55.239
‫قرار است همه‌اش را لاتین حرف بزنیم؟

18:55.240 --> 18:57.439
‫با یک ضربه به گلو کشته شده

18:57.440 --> 18:59.719
‫و خودش هم به کسی یا چیزی مشت زده.

18:59.720 --> 19:02.319
‫با این وضع بندانگشت‌هاش،
‫یه هوک چپِ حسابی زده.

19:02.320 --> 19:05.599
‫همه‌چی سر جاشه.
‫کت‌وشلوار، کلاه بولر، چتر.

19:05.600 --> 19:09.120
‫- انگار داشته نیمه‌شب می‌رفته سر کار در سیتی.
‫- نیمه‌شب؟

19:10.560 --> 19:12.999
‫درگیری حسابی به‌پا شده.

19:13.000 --> 19:16.039
‫اگر دنبال جلیقه بودم، دستم می‌رفت سمت این،

19:16.040 --> 19:17.959
‫اما اگر دنبال سلاح بودم،

19:17.960 --> 19:22.480
‫چیزی... مثل این را انتخاب می‌کردم.

19:24.360 --> 19:26.959
‫- انگار کسی به این‌ها دست نزده.
‫- نه.

19:26.960 --> 19:29.960
‫اثر انگشت گرفته‌اید، دکتر کالدر؟

19:30.960 --> 19:32.799
‫داخل بطری شکسته چه بوده؟ حلالِ پاک‌کننده.

19:32.800 --> 19:36.799
‫شاید توی دعوا افتاده.
‫- پس این بو از اونه.

19:36.800 --> 19:38.400
‫کاملاً تمیز.

19:41.760 --> 19:43.360
‫- سلام.
‫- چی شده؟

19:44.560 --> 19:48.439
‫اگر کسی اینجا را پاک کرده،
‫یک چیز را جا انداخته.

19:48.440 --> 19:49.960
‫این خون است؟

19:51.000 --> 19:52.400
‫نه.

19:53.760 --> 19:56.320
‫فکر نمی‌کنم.

20:04.160 --> 20:06.039
‫پس خانم‌ها شاهد نبودند؟

20:06.040 --> 20:08.480
‫- طبق گفتهٔ آقای کلاینمن، نه.
‫- هوم.

20:18.800 --> 20:21.199
‫روی این هیچ اثری نیست. فقط اثر آقای کلاینمن.

20:21.200 --> 20:23.439
‫و چیزی هم دزدیده نشده.

20:23.440 --> 20:26.119
‫خب، می‌دونم آقای کلاینمن
‫دست‌های ماهری داره،

20:26.120 --> 20:28.799
‫ولی همان‌طور که گفتید روی
‫خودش حتی یک خراش نیست؛ پس...

20:28.800 --> 20:30.919
‫دارد از چه کسی محافظت می‌کند؟

20:30.920 --> 20:33.639
‫بسیار خب. ببریدشان کلانتری.

20:33.640 --> 20:34.840
‫چشم، قربان.

20:36.800 --> 20:38.919
‫اوه، اِ... از سردخانه آمده‌اند، قربان.

20:38.920 --> 20:41.159
‫بسیار خب. می‌توانند، دکتر کالدر؟

20:41.160 --> 20:42.840
‫می‌توانند.

20:45.440 --> 20:48.159
‫فکر کنم وقتش رسیده شما و خانواده‌تان

20:48.160 --> 20:50.159
‫به چند سؤال جواب بدهید، آقای کلاینمن.

20:50.160 --> 20:53.879
‫ولی، اِ... ترجیح می‌دهم این
‫کار را در کلانتری انجام دهید،

20:53.880 --> 20:56.280
‫اگر اشکالی ندارد. می‌تونید؟ البته.

21:00.200 --> 21:02.239
‫اوه، دست نزنید قربان.

21:02.240 --> 21:06.159
‫می‌خوام مرتبش کنم، گروهبان.
‫این به‌هم‌ریختگی عذابم می‌ده.

21:06.160 --> 21:08.399
‫مدرک است. باید کمی صبر کنید

21:08.400 --> 21:10.200
‫تا بتوانید پولتان را بشمارید.

21:32.240 --> 21:33.400
‫می...

21:34.400 --> 21:36.240
‫می‌تونم کمکتان کنم؟

21:37.240 --> 21:39.479
‫- خب، بستگی دارد.
‫- به چه؟

21:39.480 --> 21:42.239
‫به این‌که چیزی را که دنبالش
‫هستم داشته باشید یا نه.

21:42.240 --> 21:44.160
‫چیزی را که دنبالش هستم دارید؟

21:45.720 --> 21:48.040
‫- اشکالی ندارد؟
‫- اوه، بفرمایید.

21:53.480 --> 21:54.920
‫ممنون.

21:56.720 --> 21:58.360
‫خیلی به‌دردبخوری.

22:02.680 --> 22:04.559
‫کتاب می‌خواستید؟

22:04.560 --> 22:08.719
‫همون بار اول درست زدی.
‫چه جای بامزه‌ای.

22:08.720 --> 22:11.919
‫آره. دنبال چه بودید؟

22:11.920 --> 22:16.559
‫خب، مسئله همینه.
‫راستش فقط دارم وقت می‌کشم.

22:16.560 --> 22:20.079
‫بعداً باید بروم یک مهمانی
‫کسل‌کننده و همراهم هم قالَم گذاشته.

22:20.080 --> 22:22.359
‫- محال است.
‫- می‌دونم. چه آبروریزی‌ای.

22:22.360 --> 22:25.919
‫پس به‌جای کوکتل خوردن در چالکات،

22:25.920 --> 22:28.439
‫یک بعدازظهر کامل آزاد افتاده روی دستم

22:28.440 --> 22:30.679
‫و فکر کردم شاید بهتر باشد چیزی بخوانم.

22:30.680 --> 22:34.239
‫همیشه بهم می‌گن باید
‫غیر از «تتلر» یه چیز دیگه هم بخونم.

22:34.240 --> 22:36.640
‫می‌گن ذهن آدم رو باز می‌کنه.

22:37.680 --> 22:39.920
‫اون که کارِ سفره، نه؟

22:42.000 --> 22:44.080
‫خب، قرار است سفر کنیم، نه؟

22:45.920 --> 22:48.159
‫دست‌کم تا چالکات.

22:48.160 --> 22:50.039
‫«ما»؟

22:50.040 --> 22:52.079
‫میای، نه؟

22:52.080 --> 22:58.320
‫حیفه یه جوون این‌قدر خوش‌قیافه و خوش‌لباس
‫همین‌طوری هدر بره.

23:00.160 --> 23:02.479
‫خب...

23:02.480 --> 23:05.319
‫...می‌خوای چه‌کار کنم؟

23:05.320 --> 23:07.239
‫البته که همراهم باشی.

23:07.240 --> 23:09.279
‫غذا و مشروب هم تا دلت بخواهد هست.

23:09.280 --> 23:12.919
‫تولد دوستم بانی چپمن است. بانی را می‌شناسی؟

23:12.920 --> 23:15.319
‫- نه.
‫- خب، بانی عزیزه؛ فقط حوصله‌سربرِ محضه البته،

23:15.320 --> 23:17.279
‫- ولی عزیز است.
‫- آره. - به‌هرحال،

23:17.280 --> 23:20.199
‫پدرش در سیتی آدم خیلی مهمی است

23:20.200 --> 23:22.159
‫و بلد است هر جور چیزی را جور کند.

23:22.160 --> 23:24.719
‫پس کلی مشروب و خوراکی هست

23:24.720 --> 23:28.919
‫و خبری هم از دفترچهٔ جیره‌بندی نیست. میای؟

23:28.920 --> 23:31.039
‫اِم، خب، من...

23:31.040 --> 23:34.119
‫- نمی‌خوام مجبورت کنم، عزیزم.
‫- نه، نه. اِم...

23:34.120 --> 23:37.639
‫خوش می‌گذرد. تضمین می‌کنم.

23:37.640 --> 23:40.920
‫من خودِ خوش‌گذرانی‌ام.

23:42.360 --> 23:44.320
‫آن هم خیلی زیاد.

23:47.480 --> 23:49.719
‫اینجا کاملاً تنهایی؟

23:49.720 --> 23:52.239
‫آره. تک و تنها.

23:52.240 --> 23:55.039
‫- اوه، اسمت همین است؟
‫- نه.

23:55.040 --> 23:58.239
‫می‌گم تک و تنهایم. ولی
‫اسمم جک است، جک بلانت.

23:58.240 --> 24:00.919
‫- اوه، چه ناامیدکننده.
‫- چی؟

24:00.920 --> 24:05.400
‫من مردای تیز رو دوست دارم.

24:10.200 --> 24:11.759
‫پس کتابت چی شد؟

24:11.760 --> 24:16.039
‫اوه. بله، خب، حالا چیز دیگری پیدا کرده‌ام

24:16.040 --> 24:17.759
‫که فکرم را مشغول کند، نه؟

24:17.760 --> 24:20.720
‫ساعت دو چطور است؟ هوم.

24:21.920 --> 24:23.440
‫چائو.

24:40.520 --> 24:44.280
‫یا خدا، چه داستانی!

24:45.520 --> 24:47.639
‫«وحشت در خیاط‌خانه»،

24:47.640 --> 24:50.359
‫«قتلِ سفارشی».

24:50.360 --> 24:52.359
‫«مرگِ دو ردیفه».

24:52.360 --> 24:54.959
‫بعضی‌ها همین که می‌شنوند جنازه‌ای هست

24:54.960 --> 24:58.399
‫بعضیا تا می‌شنون یه جنازه هست
‫دوان‌دوان میان. افتضاحه، نه؟

24:58.400 --> 25:00.480
‫هیچ جا نمی‌شه تو را برد.

25:05.720 --> 25:10.240
‫نگران نباش، لوبیای کوچولو.
‫همه‌چیز درست می‌شه.

25:13.360 --> 25:15.000
‫لازم نیست، مکسی.

25:28.800 --> 25:32.119
‫خب، ما رفتیم. اِم، در کلانتری می‌بینمتان.

25:32.120 --> 25:35.559
‫- بله، طول نمی‌کشد. شما کلاینمن‌ها را می‌شناسید؟
‫- بله.

25:35.560 --> 25:38.959
‫پس این یکی رو باید مو به مو
‫طبق... طبقِ بوک پیش ببرم.

25:38.960 --> 25:42.359
‫دقیقاً. راستی می‌خواستم بگم، بوک،

25:42.360 --> 25:44.679
‫مدتی خیلی نمی‌بینمت،

25:44.680 --> 25:46.919
‫- وقتی این ماجراها جمع‌وجور شود.
‫- اوه؟

25:46.920 --> 25:49.200
‫یک... یک ترفیع گرفته‌ام.

25:50.200 --> 25:52.120
‫تبریک. ترفیع به چه سمتی؟

25:53.720 --> 25:56.519
‫هنوز... هنوز، اِ... اجازه ندارم بگم.

25:56.520 --> 25:59.400
‫تا وقتی همهٔ جزئیات نهایی شود.

26:02.280 --> 26:03.680
‫چیزی‌تان شده؟

26:04.720 --> 26:05.839
‫نه.

26:05.840 --> 26:08.279
‫خب، عالی است، بازرس،

26:08.280 --> 26:10.559
‫ولی اول تهِ این یکی را دربیاوریم، هان؟

26:10.560 --> 26:13.199
‫البته، البته. خب، چه کسی مارتین ایدن را کشت؟

26:13.200 --> 26:16.959
‫هیچ‌کس. این اسم ساختگیه.
‫واقعاً.

26:16.960 --> 26:18.719
‫چ... چی؟

26:18.720 --> 26:22.159
‫اوه. اثر جک لندن است، نه؟

26:22.160 --> 26:23.879
‫- یک رمان.
‫- دقیقاً.

26:23.880 --> 26:28.200
‫مثل این است که جسد «تِسِ دوربرویل‌ها»
‫را روی قالی آکس‌مینستر پیدا کنیم.

26:30.000 --> 26:37.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:39.080 --> 26:40.440
‫نورا.

26:41.680 --> 26:43.800
‫می‌خوام برگردی مغازه.

26:44.800 --> 26:48.439
‫باید یکی دو نسخهٔ «مارتین
‫ایدن» آنجا داشته باشیم،

26:48.440 --> 26:51.279
‫احتمالاً بین جان استاین‌بک

26:51.280 --> 26:55.119
‫و «سِفر پیدایش» چپانده شده.

26:55.120 --> 26:56.120
‫چشم.

26:57.400 --> 26:59.360
‫هوم.

27:01.560 --> 27:02.920
‫آره.

27:29.280 --> 27:31.360
‫لطفاً با من بیاین، آقای کلاینمن.

27:33.160 --> 27:37.119
‫خیلی متأسفم که مجبور شدی
‫به چنین چیزی برگردی، هانا.

27:37.120 --> 27:39.559
‫این‌طور نمی‌خواستم. اشکالی ندارد، بابا.

27:39.560 --> 27:41.800
‫قبلاً از این چیزها سرم اومده.

27:54.640 --> 27:58.479
‫پس یک غریبه بهت کت‌وشلوار نو داده؟

27:58.480 --> 28:01.919
‫اوه، آقای کلاینمن، آره. چه مرد محترمی.

28:01.920 --> 28:06.119
‫و بعد هم شب خوبی داشتی. اوه، خیلی خوب.

28:06.120 --> 28:09.719
‫شب را در شهر گذراندی و امروز
‫هم یک زن زیبا از راه رسید

28:09.720 --> 28:12.799
‫و دعوتت کرد به مهمانی در چالکات.

28:12.800 --> 28:18.120
‫آره. کارِ کت‌وشلوار است، تراتی. خوش‌یمن است.

28:19.360 --> 28:21.679
‫هوم. کفش‌ها چی؟

28:21.680 --> 28:23.479
‫کفش‌ها چه‌شان است؟

28:23.480 --> 28:26.520
‫پوتین میخ‌دار خیلی با
‫تیپ جدیدت جور درنمی‌آید.

28:28.480 --> 28:31.519
‫دوستشان دارم. پاهایم را
‫روی زمین نگه می‌دارند.

28:31.520 --> 28:34.960
‫آن هم به‌معنای واقعی کلمه.
‫هیچ‌وقت افقت را گم نکن، خانم بی.

28:37.520 --> 28:40.760
‫خب، بهتر است بروم پیراهنم را عوض کنم...

28:42.280 --> 28:44.400
‫...قبل از این‌که دوباره بزنم بیرون.

28:45.480 --> 28:48.520
‫خوشحالم داری خوش می‌گذرانی. همین‌طور است.

28:51.160 --> 28:53.560
‫فعلاً.

28:56.280 --> 28:58.920
‫تقریباً زیادی خوبه که واقعی باشه.

29:04.240 --> 29:06.879
‫همه‌چیز درست می‌شه، مطمئنم، خانم کریک.

29:06.880 --> 29:08.359
‫یک فنجان چای میل دارید؟

29:08.360 --> 29:10.799
‫نه، نه، الان کاملاً خوبم، ممنون.

29:10.800 --> 29:13.759
‫جور درنمی‌آید، تراتی.

29:13.760 --> 29:16.719
‫و اگر مکسی کلاینمن آن
‫مرد را نکشته باشد، پس...

29:16.720 --> 29:20.159
‫- گفتید کلاینمن؟
‫- اِ، بله، چرا؟

29:20.160 --> 29:22.519
‫شطرنج‌باز است، شوهر شما؟

29:22.520 --> 29:25.239
‫خب، کسی دقیقاً «شطرنج‌کار» نیست، گروهبان،

29:25.240 --> 29:27.719
‫ولی بله، او... متخصص است.

29:27.720 --> 29:29.559
‫برای همین دعوتش کردند،

29:29.560 --> 29:31.599
‫شوروی‌ها.

29:31.600 --> 29:36.519
‫پیرمردی از حوالی ساویل رو، با
‫یک کت‌وشلوار راه‌راه محشر.

29:36.520 --> 29:38.399
‫جک الان کجاست؟

29:38.400 --> 29:40.279
‫دوباره رفته چالکات.

29:40.280 --> 29:43.959
‫همان هتل نایتزبریج، با یک
‫خانم خوشگلِ پرزرق‌وبرق

29:43.960 --> 29:45.399
‫که آمد مغازه.

29:45.400 --> 29:48.639
‫خب، دیشب از مسکو برگشت.

29:48.640 --> 29:51.999
‫از فرودگاه زنگ زد، ولی اصلاً خانه نیامد.

29:52.000 --> 29:56.199
‫برای همین آمده‌ام، گزارش گم‌شدنش را بدهم.

29:56.200 --> 29:59.719
‫از این ماجرا خوشم نمی‌آید، تراتی. اصلاً.

29:59.720 --> 30:01.039
‫من هم همین‌طور.

30:01.040 --> 30:03.120
‫یک چیز خیلی عجیب دارد اتفاق می‌افتد.

30:05.320 --> 30:08.920
‫جک چند وقت است رفته؟ زیاد نیست. چرا؟

30:10.120 --> 30:15.159
‫می‌شه لطفاً تعقیبش کنی تا چالکات؟

30:15.160 --> 30:17.640
‫- چشم. بعداً می‌بینمت.
‫- خداحافظ.

30:43.800 --> 30:45.439
‫من می‌رم این گزارش را ثبت کنم.

30:45.440 --> 30:47.599
‫ولی نگران نباشید، خانم
‫کریک، مطمئنم پیدایش می‌شه.

30:47.600 --> 30:49.080
‫ممنون.

30:54.240 --> 30:57.519
‫ببخشید. اسم من بوک است.

30:57.520 --> 31:01.520
‫شنیدم چیزی دربارهٔ... مسکو گفتید؟

31:28.120 --> 31:30.119
‫واقعاً تراتی، چرا داریم
‫به سمت چالکات می‌رویم؟

31:30.120 --> 31:32.719
‫این‌ها دیگر چیست؟ گفتم
‫که، یک جای کار می‌لنگد

31:32.720 --> 31:34.519
‫و نمی‌خوام جک خودش را توی دردسر بیندازد.

31:34.520 --> 31:36.639
‫پس چرا مستقیم با خودش حرف نمی‌زنی؟

31:36.640 --> 31:38.559
‫بگو یه حسی ته دلت می‌گه یه خبریه.

31:38.560 --> 31:41.439
‫چی، بهش بگم یک زن زیبا
‫دارد سرش کلاه می‌گذارد؟

31:41.440 --> 31:43.639
‫طفلکی غرورش طاقت نمیاره.

31:43.640 --> 31:46.039
‫- انگار نظر خیلی بدی دربارهٔ ما دارید.
‫- «ما»؟

31:46.040 --> 31:48.159
‫مردها.

31:48.160 --> 31:50.359
‫اصلاً، رجی. درست برعکس.

31:50.360 --> 31:55.399
‫ولی مردها را می‌شناسم، جک را هم
‫می‌شناسم، و باید با احتیاط پیش رفت.

31:55.400 --> 31:58.160
‫- آروم و حساب‌شده. هان؟
‫- آروم و حساب‌شده.

31:59.200 --> 32:01.239
‫پس شوهرتان از فرودگاه به شما زنگ زد؟

32:01.240 --> 32:05.719
‫بله. خط افتضاح بود، ولی
‫معلوم بود اتفاقی افتاده.

32:05.720 --> 32:11.599
‫- اوه؟
‫- عصبانی بود. گفت: «ازم استفاده کردن، لیلی. ازم استفاده کردن.»

32:11.600 --> 32:12.959
‫همین را گفت؟

32:12.960 --> 32:16.720
‫نه، درست نفهمیدم، ولی گفت
‫یه الگویی پشت ماجراست.

32:18.680 --> 32:21.279
‫و این سفر به مسکو، برای شطرنج بود؟

32:21.280 --> 32:26.719
‫بله. برای تقویت دوستی انگلیس
‫و شوروی در این روزهای پرتنش.

32:26.720 --> 32:30.919
‫و ببخشید، اِم...
‫گرایش سیاسی شوهرتون؟

32:30.920 --> 32:34.159
‫ما به کِلِم رأی دادیم. معلوم است که دادیم.

32:34.160 --> 32:38.079
‫تد در آزادسازی بلزن بود، پس خیلی چیزها دید.

32:38.080 --> 32:40.319
‫خیلی چیزها.

32:40.320 --> 32:43.359
‫- برای آینده‌ای بهتر جنگیدیم، نه؟
‫- هوم.

32:43.360 --> 32:45.119
‫عکسی از تد دارید؟

32:45.120 --> 32:47.840
‫معلومه. دست خالی نیومدم.

32:48.840 --> 32:50.240
‫کریک.

32:51.680 --> 32:56.400
‫- کریک؟
‫- هوم. این اسم آشناست... چرا؟

32:58.480 --> 33:01.399
‫خیلی شیک است. کت‌وشلوار قشنگی دارد.

33:01.400 --> 33:03.279
‫باید هم داشته باشد.

33:03.280 --> 33:05.439
‫ساویل رو؟

33:05.440 --> 33:10.360
‫حوالی ساویل رو. خیاطی کلاینمن؛ می‌شناسیدشان؟

33:46.320 --> 33:47.880
‫سلام، تو.

33:50.200 --> 33:51.680
‫خوش آمدی.

34:10.040 --> 34:11.480
‫مستقیم جلو.

34:13.120 --> 34:16.319
‫بگین وقتی به لندن رسیدید
‫چه شد، خانم کلاینمن.

34:16.320 --> 34:18.679
‫خانم کلاینمن نیستم، خانم کراسینسکی هستم.

34:18.680 --> 34:20.279
‫شاید بهتر باشد خانم کراسینسکی خودش حرف بزند،

34:20.280 --> 34:22.399
‫چون انگلیسی بلد است، درست است؟

34:22.400 --> 34:24.039
‫البته که بلدم.

34:24.040 --> 34:26.119
‫مادرم درست مثل شما انگلیسی بود، بازرس.

34:26.120 --> 34:27.999
‫بسیار خب.

34:28.000 --> 34:31.360
‫بعد از قطار تا ویکتوریا، چی شد؟

34:32.400 --> 34:36.719
‫اتاق پشتی‌مان را به هانا
‫دادیم. آنجا آرام و ساکت است.

34:36.720 --> 34:40.879
‫من روی کاناپه برای خودم جا
‫انداختم. شوهرتان کجا بود؟

34:40.880 --> 34:44.359
‫- در مغازه.
‫- مطمئنید؟
‫- من زیاد نمی‌خوابم.

34:44.360 --> 34:46.999
‫چطور فهمیدید پایین اتفاقی افتاده؟

34:47.000 --> 34:50.319
‫صدای برخورد شنیدم، اِ... چیزی شکست.

34:51.360 --> 34:53.919
‫قبلاً خیلی برایمان دردسر درست کرده‌اند،

34:53.920 --> 34:56.039
‫شیشه‌ها را شکسته‌اند، می‌دونید.

34:56.040 --> 34:59.199
‫پس دویدم پایین.

34:59.200 --> 35:01.359
‫بله. و چه دیدید؟

35:01.360 --> 35:04.599
‫شوهرم، مکسیِ من،

35:04.600 --> 35:08.639
‫شوهرم، مکسیِ من،
‫تلوتلو می‌خورد؛ از کاری که کرده بود وحشت کرده بود.

35:08.640 --> 35:12.600
‫و چه کرده بود؟ اِ... آن مرد را کشته بود.

35:13.680 --> 35:15.199
‫من خوابِ خواب بودم،

35:15.200 --> 35:18.639
‫بعد صدایی شنیدم، انگار کسی تکان می‌خورد.

35:18.640 --> 35:23.839
‫ترسیدم. ف... فکر کردم دزد
‫است، پس به پلیس زنگ زدم.

35:23.840 --> 35:26.679
‫از طبقهٔ بالا زنگ زدید؟

35:26.680 --> 35:30.159
‫بله. بعد آمدم پایین.

35:30.160 --> 35:33.599
‫دیدمش اونجا افتاده بود؛
‫مثل یه ماهی مرده.

35:33.600 --> 35:37.879
‫چه ساعتی بود؟ کمی بعد از نیمه‌شب.

35:37.880 --> 35:41.959
‫او را می‌شناختید؟ قربانی، مارتین ایدن را؟

35:41.960 --> 35:43.680
‫از کجا باید می‌شناختمش؟

35:44.800 --> 35:47.399
‫من از قبل از جنگ در لندن نبوده‌ام.

35:47.400 --> 35:51.959
‫ورشو، برلین، پاریس، دیِپ...
‫مسیر عجیبی رو پشت سر گذاشتین،

35:51.960 --> 35:56.999
‫خانم کراسینسکی... کراسینسکی.
‫پس پدرتان لهستانی بود؟

35:57.000 --> 36:00.279
‫برای همین در ورشو بودید؟ بله.

36:00.280 --> 36:02.479
‫و چه زمانی به شرق رفتید؟

36:02.480 --> 36:05.039
‫- تابستان ۳۹.
‫- اوه.

36:05.040 --> 36:07.279
‫خیلی دیر بود. بهش گفتیم. هشدارش دادیم.

36:07.280 --> 36:09.319
‫دخترم فکر می‌کرد سراغش نمی‌آیند

36:09.320 --> 36:11.079
‫چون با یه غیر یهودی ازدواج کرده بود.

36:11.080 --> 36:13.999
‫خب، خانم کلاینمن، اون روزها
‫واقعاً کدوم‌مون می‌فهمیدیم چی داره می‌شه؟

36:14.000 --> 36:17.680
‫فکر می‌کردیم یک امضا روی یک تکه
‫کاغذ شاید جلوی همه‌چیز را بگیرد.

36:25.360 --> 36:26.879
‫- چای.
‫- خیلی ممنون.

36:26.880 --> 36:30.919
‫موریس، گزارش دکتر کالدر. فکر
‫نمی‌کنم هنوز رسیده باشد، قربان.

36:30.920 --> 36:34.039
‫یه لطفی بکن، برو آزمایشگاه
‫یه تکونی بهش بده، می‌شه؟

36:34.040 --> 36:35.480
‫چشم، قربان.

36:37.680 --> 36:39.119
‫همراه من می‌نوشید؟

36:39.120 --> 36:42.799
‫بدون چای خشکم می‌زنه، عین آریزونا.
‫می‌فهمین؟

36:42.800 --> 36:45.760
‫خیلی لطف دارید، آقای بوک. فقط چای است.

36:46.800 --> 36:49.199
‫نه، نباید به شرق می‌رفتم.

36:49.200 --> 36:52.359
‫پدر و مادرم... می‌دانستند جنگ در راه است.

36:52.360 --> 36:55.039
‫مادرم دیوونه‌ی عشق بود.

36:55.040 --> 36:58.000
‫پدرم هم دیوونه‌ی پول.

36:59.040 --> 37:01.919
‫منافع تجاری‌ای در لهستان
‫داشت که می‌خواست حفظ کند.

37:01.920 --> 37:06.239
‫ارثش. یک کارخانهٔ سنجاق قفلی.

37:06.240 --> 37:08.480
‫البته حالا ویران شده.

37:09.680 --> 37:13.480
‫تمام دنیا... ویران شده.

37:24.400 --> 37:26.599
‫مهمانی از این طرف است؟

37:26.600 --> 37:32.799
‫مهمونیا خیلی حوصله‌سربرن، نه؟

37:32.800 --> 37:36.560
‫فکر کردم می‌تونیم، می‌دونی...

37:40.480 --> 37:43.280
‫...یه جشن کوچیکِ خودمون داشته باشیم.

38:04.280 --> 38:05.959
‫از این کار مطمئنی؟

38:05.960 --> 38:08.679
‫یعنی ممکن نیست فقط داریم
‫مانع می‌شویم این پسر

38:08.680 --> 38:11.959
‫یک بعدازظهر واقعاً فوق‌العاده داشته باشد؟

38:11.960 --> 38:14.759
‫نه، یه جای کار می‌لنگه، رجی.
‫همه‌چی زیادی راحت پیش رفته.

38:14.760 --> 38:18.320
‫و یه ربطی هم به اون کت‌وشلوار لعنتی داره.

38:19.840 --> 38:23.480
‫حالا دقیقاً همان کاری را می‌کنی که می‌گم.

38:25.480 --> 38:28.599
‫این در برلین صادر شده. کجا زندگی می‌کردید؟

38:28.600 --> 38:29.679
‫الکساندرپلاتس.

38:29.680 --> 38:31.679
‫منطقهٔ روس‌ها.

38:31.680 --> 38:33.519
‫خوشبختانه فقط داشتم از آنجا رد می‌شدم.

38:33.520 --> 38:37.239
‫مدرکش رو قانونی گرفته.
‫کلی زحمت برده.

38:37.240 --> 38:38.800
‫مطمئنم.

38:40.600 --> 38:43.480
‫بسیار خب، بسیار خب. فعلاً می‌تونید برین.

38:50.080 --> 38:52.360
‫- از این طرف، لطفاً.
‫- ممنون.

38:56.080 --> 38:58.039
‫مکسی نمی‌توانسته آن مرد را بکشد.

38:58.040 --> 39:01.559
‫- باور نمی‌کنم. از نظر جسمی توانش را ندارد.
‫- پس چه کسی؟

39:01.560 --> 39:04.359
‫دختره، هانا. جوان است، سرحال است.

39:04.360 --> 39:07.039
‫پس چرا خودش به پلیس زنگ زد؟ چی؟

39:07.040 --> 39:12.360
‫اگر مارتین ایدن را کشته،
‫چرا باید به پلیس زنگ بزند؟

39:17.800 --> 39:20.079
‫ببینین، موضوع یه کم اضطراریه.

39:20.080 --> 39:23.439
‫دوستمون... حالش بده. مریضه.
‫و هیچ جوابی هم نمی‌ده.

39:23.440 --> 39:26.999
‫- واگیردار است؟
‫- چی؟
‫- گفتید مریض است.

39:27.000 --> 39:28.279
‫اوه، نه، نه، از آن چیزها نیست.

39:28.280 --> 39:30.199
‫فقط اگه لطف کنین شاه‌کلید رو بهمون بدین.

39:30.200 --> 39:33.359
‫- اوه، ن... نمی‌دونم.
‫- واقعاً بی‌نهایت ممنون می‌شویم.

39:33.360 --> 39:36.679
‫اوه، خب... خیلی ممنون.

39:36.680 --> 39:40.959
‫از آشنایی خوشوقتم عزیزم، ولی
‫من که دیروز به دنیا نیامده‌ام.

39:40.960 --> 39:44.479
‫یا خدا، تراتی! تو اینجا چی کار می‌کنی؟

39:44.480 --> 39:46.799
‫واقعاً حیف شد.

39:46.800 --> 39:50.240
‫این‌طوری کار برایت خیلی راحت‌تر می‌شد.

39:51.400 --> 39:54.640
‫- چه کاری؟
‫- بیا جک، باید از اینجا ببریمت بیرون.

39:55.760 --> 39:57.040
‫خیلی ممنون.

40:02.600 --> 40:04.200
‫تاکسی!

40:05.320 --> 40:07.519
‫این هم از «آروم و حساب‌شده»، هان؟

40:07.520 --> 40:09.280
‫هی، تو کی هستی؟

40:50.560 --> 40:51.840
‫هوم.

40:58.480 --> 41:01.719
‫«آقای تد کریک، سرخ از خشم.»
‫همین بود؟

41:01.720 --> 41:04.919
‫- بله. پیدایش کردی؟
‫- پیدایش کردم.

41:04.920 --> 41:07.159
‫می‌دانستم این اسم را یک جای دیگر دیده‌ام.

41:07.160 --> 41:10.759
‫«مردی که می‌خواهد بداند».
‫می‌تونی برایم بخوانی؟

41:10.760 --> 41:15.519
‫«استاد شطرنج در مأموریت تجاری‌اش به مسکو مات شد.»

41:15.520 --> 41:16.879
‫- همین است؟
‫- بله. ادامه بده.

41:16.880 --> 41:21.839
‫«و چرا؟ چون شب قبل از سخنرانی
‫بزرگش برای مقامات ارشد کرملین،

41:21.840 --> 41:23.839
‫«کت‌وشلوارش ناپدید شد.

41:23.840 --> 41:27.519
‫«خندید و گفت: “هتل برده
‫بود لکهٔ بورش را پاک کند

41:27.520 --> 41:28.799
‫“و گمش کردند.

41:28.800 --> 41:32.839
‫“اما یکی از اعضای شورای صنایع شوروی
‫کت‌وشلوار یدکی‌اش را به من قرض داد.

41:32.840 --> 41:35.960
‫“گمانم منظورشان از بازتوزیع همین است.”»

41:37.280 --> 41:39.039
‫یک عکس هم هست.

41:39.040 --> 41:41.199
‫می‌تونی بفرستیش کلانتری؟

41:41.200 --> 41:42.719
‫چشم.

41:42.720 --> 41:44.999
‫و مارتین ایدن چی؟

41:45.000 --> 41:50.159
‫خب، سه نسخه داری. دو تایش روسی است.

41:50.160 --> 41:53.639
‫جدی؟ عالی بود، نورا.

41:53.640 --> 41:55.960
‫فعلاً، تا بعد.

42:04.040 --> 42:05.999
‫مجبور بودم بهشان بگم، بابا. ببخشید.

42:06.000 --> 42:09.199
‫هی، من هم آمده‌ام همین را بهشان بگم.

42:09.200 --> 42:13.600
‫حالا با روثی برگرد و مواظب مغازه باش.

42:19.000 --> 42:22.720
‫به‌زودی می‌بینمت، بابا.
‫- برای شام می‌بینمت، لوبیای کوچولو.

42:24.000 --> 42:25.519
‫چغندر؟

42:25.520 --> 42:28.280
‫- چی؟
‫- هیچی.

42:54.560 --> 42:56.720
‫لطفاً بشینین، آقای کلاینمن.

42:57.760 --> 42:59.600
‫چه رسمی.

43:24.840 --> 43:27.159
‫یک دنیا ممنون، رجی. قابلی نداشت.

43:27.160 --> 43:28.960
‫خوب شد یه کم خون تو رگ‌هام دوید.

43:30.440 --> 43:32.399
‫خبرم می‌کنی ببینم چه می‌شه.

43:32.400 --> 43:34.240
‫البته.

43:35.240 --> 43:37.840
‫- خب، پس خداحافظ.
‫- خداحافظ.

43:52.920 --> 43:54.640
‫حالا چی؟

43:55.880 --> 43:58.839
‫فکر کنم باید آن کت‌وشلوار را دربیاوری، جک.

43:58.840 --> 44:00.680
‫دیگر فکر نمی‌کنم خوش‌یمن باشد.

44:27.440 --> 44:32.639
‫پس هیچ نظری نداری چرا
‫بندانگشت‌های مارتین ایدن داغون بوده؟

44:32.640 --> 44:35.639
‫نه، اصلاً. حتماً در راه مغازه اتفاق افتاده.

44:35.640 --> 44:37.959
‫معلومه طرف گردن‌کلفتی بوده.

44:37.960 --> 44:40.399
‫اگه این‌طوره، پس ظاهراً خیاطی

44:40.400 --> 44:43.320
‫بین خلافکارا حسابی رونق گرفته.

44:44.720 --> 44:47.319
‫مرد خارق‌العاده‌ای هستید، آقای کلاینمن.

44:47.320 --> 44:50.119
‫می‌گید دیشب مردی را کشتید،

44:50.120 --> 44:53.319
‫مردی مرموز که با عجله وارد مغازه‌تان شد

44:53.320 --> 44:55.319
‫و خواست از شما دزدی کند.

44:55.320 --> 44:59.399
‫و حالا، فقط یک روز بعد
‫از آن‌که نوهٔ گمشده‌تان

44:59.400 --> 45:02.839
‫از اروپا پیشتان برگشته،
‫در آستانهٔ بازداشت هستید؛

45:02.840 --> 45:06.439
‫زندان، شاید هم طناب دار.

45:06.440 --> 45:08.959
‫و شما این‌همه خونسردین.

45:08.960 --> 45:13.799
‫ترجیح می‌دین زار بزنم، دندون به هم بسابم
‫و مشتم رو به سمت خدا بگیرم؟

45:13.800 --> 45:16.199
‫- کجاست؟
‫- خدا؟

45:16.200 --> 45:20.119
‫- آقای ادوارد کریک.
‫کی؟
‫- می‌شناسیدش؟

45:20.120 --> 45:23.880
‫تد کریک؟ البته. مشتری خوبی است.

45:27.440 --> 45:31.279
‫می‌دانستم اسمش را یک‌جا
‫دیده‌ام؛ در دفتر سفارش‌هایتان.

45:31.280 --> 45:34.159
‫فکر کنم دیروز آمده دیدنتان.

45:34.160 --> 45:36.999
‫نه. هفته‌هاست چشمم بهش نیفتاده.

45:37.000 --> 45:41.919
‫سفارش اینجاست. دو هفته پیش آماده
‫شده. پولش را داده و تحویل گرفته.

45:41.920 --> 45:45.399
‫برای یکی از سفرهایش یک کت‌وشلوار
‫راه‌راه خوب برایش دوختم.

45:45.400 --> 45:48.679
‫شطرنج بازی می‌کند. زیاد سفر می‌رود.

45:48.680 --> 45:51.999
‫و دیشب هم یک قرار دیگر داشته.

45:52.000 --> 45:53.839
‫اولین بار است می‌شنوم.

45:53.840 --> 45:58.319
‫سینه ۴۰. کمر ۳۲. یقه ۱۴ و نیم.

45:58.320 --> 46:01.599
‫این سفر کجا می‌رفت؟ مسکو.

46:01.600 --> 46:04.959
‫- به چپ می‌اندازد.
‫- طبیعتاً.

46:04.960 --> 46:08.239
‫- و حالا گم شده.
‫- شده؟

46:08.240 --> 46:11.319
‫هر دو آدم‌های منطقی‌ای هستیم، آقای کلاینمن،

46:11.320 --> 46:14.599
‫در جنگ قبلی در یک جبهه جنگیدیم.

46:14.600 --> 46:17.799
‫هر دومون آدم‌های منطقی‌ایم، آقای کلاینمن.
‫قرار نیست شکنجه‌تون کنم،

46:17.800 --> 46:20.879
‫ولی فکر می‌کنم شما می‌دونید چه خبر است.

46:20.880 --> 46:25.280
‫چه کسی آن مرد، مارتین ایدن،
‫را کشت و اصلاً او که بود.

46:26.280 --> 46:30.799
‫و فکر می‌کنم دارید وقت‌کشی
‫می‌کنید. اما برای چه؟

46:30.800 --> 46:33.119
‫آدم تا لحظه‌اش نرسد نمی‌داند

46:33.120 --> 46:35.320
‫از چه کارهایی برمی‌آید، آقای بوک.

46:36.360 --> 46:40.439
‫شرایط را در نظر بگیرید. همسرم بالاست.

46:40.440 --> 46:44.759
‫نوه‌مان، تازه به ما برگشته، بالاست.

46:44.760 --> 46:49.799
‫مرد باید از زن‌های خانواده‌اش
‫دفاع کند. حتی مردی ۷۵ساله.

46:49.800 --> 46:51.280
‫بله.

46:54.360 --> 46:57.400
‫ببخشید بی‌هوا آمدم، قربان. چی شده، موریس؟

46:58.440 --> 47:00.559
‫دکتر کالدر هنوز گزارش را آماده نکرده، قربان.

47:00.560 --> 47:02.159
‫آخر چرا؟

47:02.160 --> 47:04.159
‫چون جنازه هیچ‌وقت به آنجا نرسیده، قربان.

47:04.160 --> 47:05.880
‫چی؟

47:07.240 --> 47:08.920
‫البته.

47:10.320 --> 47:14.879
‫این نه قتل خانوادگیه،
‫نه سرقتی که خراب شده.

47:14.880 --> 47:16.639
‫پس چه کوفتی است؟

47:16.640 --> 47:19.839
‫فکر کنم ناخواسته افتادیم وسط
‫یه دنیای مخفی

47:19.840 --> 47:22.440
‫که آدم‌های پنهان خودش رو داره.

47:23.720 --> 47:25.320
‫باید بدانم.

47:26.760 --> 47:29.160
‫خودم زمانی بخشی از آن بوده‌ام.

47:39.920 --> 47:42.520
‫بیشتر آدم‌ها به دلیل خوبی واردش می‌شوند.

47:43.520 --> 47:48.240
‫با انگیزه‌های درست و باورهایی عمیق.

47:50.000 --> 47:52.160
‫باور دارند کاری که می‌کنند درست است.

47:53.160 --> 47:57.280
‫کشور، آرمان، ایدئولوژی.

48:02.120 --> 48:06.120
‫ولی آدم‌های فاسد و سادیست هم جذبش می‌شن.

48:08.320 --> 48:11.400
‫آدم‌هایی با وفاداری مشکوک...

48:12.400 --> 48:15.239
‫...و اخلاقی انعطاف‌پذیر.

48:15.240 --> 48:17.320
‫در جنگ چندتایی از این‌ها دیدم.

48:19.440 --> 48:22.799
‫یک مرد کت‌وشلواری که آنجا روی زمین افتاده...

48:22.800 --> 48:24.719
‫ولی جنگ دیگر تمام شده.

48:24.720 --> 48:27.039
‫منظورم جنگ قبلی است.

48:27.040 --> 48:30.480
‫همانی که همه‌مان در آن جنگیدیم. جنگ خوب.

48:31.480 --> 48:33.440
‫جنگ عادلانه.

48:35.200 --> 48:37.400
‫و حتی اگر جنگ تازه‌ای دارد شروع می‌شه...

48:38.440 --> 48:41.480
‫مرده. یه مشت به گلو.

48:42.640 --> 48:45.119
‫- بعدازظهر به‌خیر.
‫- بعدازظهر به‌خیر.

48:45.120 --> 48:49.439
‫دنبال چیزی... هیجان‌انگیز می‌گردم.

48:49.440 --> 48:52.559
‫یک معما. یک جسد.

48:52.560 --> 48:55.000
‫اسکاتلندیارد درمانده مانده.

48:57.360 --> 49:00.479
‫- ...خیانت، هنوز خیانته.
‫- خدایا!

49:02.000 --> 49:04.919
‫- و قتل، هنوز قتله. خیلی خب.
‫- آها!

49:04.920 --> 49:07.200
‫شلوار را هم لازم داریم.

49:08.200 --> 49:28.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
