1
00:00:07,040 --> 00:00:09,160
‫اوناهاش.

2
00:00:10,440 --> 00:00:13,399
‫اسمش هارولد اسنیده.

3
00:00:13,400 --> 00:00:16,479
‫اِم... واسطه‌ست؛ یه جور احضارکنندهٔ روح.

4
00:00:21,720 --> 00:00:23,799
‫پس مسئله می‌شه انگیزه.

5
00:00:23,800 --> 00:00:25,439
‫خب، خودت که مرد رو دیدی.

6
00:00:25,440 --> 00:00:27,799
‫چرا باید هیچ‌کدوم از این آدم‌ها
‫بخوان بکشنش؟

7
00:00:27,800 --> 00:00:32,359
‫اول از همه، دستیار همه‌کاره‌شه؛
‫خانم عایشه ژان-باپتیست،

8
00:00:32,360 --> 00:00:34,279
‫بعد هم خانم جرالدین مرسر.

9
00:00:34,280 --> 00:00:37,439
‫همین الان زنگ زدن و تأیید کردن
‫اسمم توی فهرست بوده.

10
00:00:37,440 --> 00:00:40,359
‫دوست قدیمی‌مون،
‫خانم آدا درج.

11
00:00:40,360 --> 00:00:42,559
‫من و آقای اسنید
‫رابطهٔ خیلی خوبی داشتیم.

12
00:00:42,560 --> 00:00:45,799
‫- وِد چوپرا.
‫- یه ماشین زدش.

13
00:00:47,280 --> 00:00:50,519
‫و دوشیزه‌های مجرد پلام‌چوت؛
‫کلارا و امیلیا.

14
00:00:50,520 --> 00:00:54,279
‫پول برای بیچاره آقای اسنید
‫اهمیت چندانی نداشت.

15
00:00:54,280 --> 00:00:55,719
‫من پولی نمی‌گیرم.

16
00:00:55,720 --> 00:00:57,719
‫ببخشید، نمی‌خواستم ناراحتتون کنم، خانم...

17
00:00:57,720 --> 00:01:00,199
‫اِ... تراتی.
‫سرهنگ رجی وینترز.

18
00:01:00,200 --> 00:01:03,319
‫اسنید با ترفندهاش کلی
‫آشنای مشکوک برای خودش جور کرده بود.

19
00:01:03,320 --> 00:01:06,719
‫اثر انگشت روی خنجر مال هاپر بود؛
‫یه نازی که اعدام شده.

20
00:01:06,720 --> 00:01:10,400
‫هارولد اسنید رو
‫یه مرده کشته.

21
00:01:11,400 --> 00:01:22,400
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

22
00:02:09,520 --> 00:02:11,040
‫هوم.

23
00:02:14,560 --> 00:02:15,919
‫کجا داریم می‌ریم؟

24
00:02:15,920 --> 00:02:19,719
‫بازرس، مگه این همون سؤالی نیست
‫که هر روز از خودمون می‌پرسیم؟

25
00:02:19,720 --> 00:02:22,319
‫نه، واقعاً کجا داریم می‌ریم؟

26
00:02:22,320 --> 00:02:24,679
‫- شما معتقدین؟
‫- به چی؟

27
00:02:24,680 --> 00:02:27,120
‫به امور غریب، ناشناخته،
‫ماوراءالطبیعه.

28
00:02:28,640 --> 00:02:32,119
‫اِ... نه، نمی‌گم معتقدم. یعنی...
‫مثلاً از زیر نردبون رد نمی‌شم.

29
00:02:32,120 --> 00:02:35,239
‫کار عاقلانه‌ایه.
‫منم به زاغ‌ها صبح‌به‌خیر می‌گم.

30
00:02:35,240 --> 00:02:39,159
‫هوم، بی‌ادبیه اگه نگی.
‫ولی قضیه عمیق‌تر از این حرف‌هاست، نه؟

31
00:02:39,160 --> 00:02:41,319
‫یه خراش به روکش تمدن بنداز،

32
00:02:41,320 --> 00:02:44,880
‫عجیبه که مردم چه مزخرفاتی رو
‫باور می‌کنن.

33
00:02:45,880 --> 00:02:52,880
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

34
00:02:58,120 --> 00:02:59,839
‫همین پرونده رو ببین.

35
00:02:59,840 --> 00:03:03,639
‫یه عده آدم داریم که
‫کاملاً عاقل و منطقی به نظر می‌رسن،

36
00:03:03,640 --> 00:03:06,999
‫ولی با خیال راحت دور یه میز می‌شینن
‫و دست همدیگه رو می‌گیرن،

37
00:03:07,000 --> 00:03:09,479
‫یا دقیق‌تر بگم، مچ همدیگه رو،

38
00:03:09,480 --> 00:03:13,119
‫و سعی می‌کنن با مرده‌ها
‫ارتباط برقرار کنن.

39
00:03:13,120 --> 00:03:15,399
‫خب، یکی که حسابی
‫با اون دنیا ارتباط برقرار کرد،

40
00:03:15,400 --> 00:03:16,999
‫مگه نه؟

41
00:03:17,000 --> 00:03:19,999
‫- هارولد اسنید رو فرستاد پیش فرشته‌ها.
‫- دقیقاً.

42
00:03:20,000 --> 00:03:23,279
‫اما اون چاقو رو

43
00:03:23,280 --> 00:03:25,800
‫دست یه مرده نگرفته بود، بازرس.

44
00:03:29,080 --> 00:03:31,239
‫پس چطور این کارو کردن، هان؟

45
00:03:33,960 --> 00:03:36,720
‫اثر انگشت هریسون هاپر
‫چطور روی خنجر افتاده؟

46
00:03:41,560 --> 00:03:42,920
‫آها.

47
00:03:57,720 --> 00:03:59,519
‫یه لحظه... یعنی اینجا...

48
00:03:59,520 --> 00:04:02,399
‫بله، موزهٔ سیاه.

49
00:04:02,400 --> 00:04:06,199
‫موزهٔ بدنام جنایتِ اسکاتلندیارد.

50
00:04:06,200 --> 00:04:08,119
‫اوه، و گفتم بد نیست دعوت کنم

51
00:04:08,120 --> 00:04:11,599
‫برجسته‌ترین متخصص شهر
‫در زمینهٔ مرگ‌های خشونت‌آمیز رو هم.

52
00:04:11,600 --> 00:04:13,920
‫می‌دونستم خیلی خوشش میاد.

53
00:04:17,640 --> 00:04:21,280
‫این بهترین روز عمرمه.

54
00:05:29,880 --> 00:05:33,759
‫الگو، بوک. همه‌مون عادت‌هایی داریم.

55
00:05:33,760 --> 00:05:37,559
‫معمولاً از همون بقال، کفاش و نانوا
‫خرید می‌کنیم.

56
00:05:37,560 --> 00:05:42,680
‫کم‌کم توی زندگی خودمون یه شیار می‌سازیم؛
‫شیاری که می‌شه تحلیلش کرد.

57
00:05:47,080 --> 00:05:49,080
‫بیاین، شما دوتا.

58
00:06:03,080 --> 00:06:04,919
‫باید هرچی می‌تونیم دربارهٔ

59
00:06:04,920 --> 00:06:07,920
‫همهٔ آدم‌هایی که توی اون جلسهٔ احضار روح بودن
‫بفهمیم.

60
00:06:11,680 --> 00:06:13,319
‫و هیچ راهی بهتر از این نیست

61
00:06:13,320 --> 00:06:16,759
‫که عادت‌های خرج‌کردنشون رو
‫زیر ذره‌بین ببریم.

62
00:06:41,080 --> 00:06:44,799
‫من و شما هم نقش
‫دو تا آدم سبک‌سر و بیکار رو بازی می‌کنیم

63
00:06:44,800 --> 00:06:47,319
‫و می‌ریم دنبال کارمون.

64
00:06:47,320 --> 00:06:50,400
‫- خانم.
‫- اوه. می‌خواستم بدونم می‌تونین بهم بگین...

65
00:06:57,280 --> 00:06:59,840
‫هی! بیاین!

66
00:07:01,480 --> 00:07:03,719
‫اوه، هزار بار عذر می‌خوام... اوه!

67
00:07:03,720 --> 00:07:05,759
‫[می‌خندند]

68
00:07:05,760 --> 00:07:08,280
‫- عصر بخیر.
‫- سلام دوباره.

69
00:07:09,920 --> 00:07:12,799
‫خیلی کلیشه‌ایه اگه بگم
‫باید دست از این دیدارهای اتفاقی برداریم؟

70
00:07:12,800 --> 00:07:16,759
‫اومدین قدم روزانه‌تون رو بزنین؟

71
00:07:16,760 --> 00:07:19,759
‫- بله، بله، همین‌طوره. عادت قدیمیه.
‫- هوم.

72
00:07:19,760 --> 00:07:21,439
‫تحمل ندارم یه جا حبس باشم.

73
00:07:21,440 --> 00:07:25,479
‫گاهی اون بیچاره‌های باغ‌وحش رو می‌بینم
‫که مدام بالا و پایین می‌رن.

74
00:07:25,480 --> 00:07:26,919
‫من که دیوونه می‌شدم.

75
00:07:26,920 --> 00:07:30,559
‫آدم باید بزنه بیرون و بچرخه.
‫راستی شما کجا...؟

76
00:07:30,560 --> 00:07:32,879
‫اوه، من... دارم می‌رم
‫خرازی.

77
00:07:32,880 --> 00:07:36,199
‫آها، برای زمستون لباس گرم؟

78
00:07:36,200 --> 00:07:38,640
‫دیدمت!

79
00:07:39,920 --> 00:07:42,160
‫- خب.
‫- بله، بهتره بذارم به کارتون برسین.

80
00:07:44,120 --> 00:07:45,680
‫اِ... شاید...

81
00:07:46,760 --> 00:07:48,879
‫بله؟

82
00:07:48,880 --> 00:07:51,280
‫شاید دوست داشته باشین
‫یه روز با هم چای بخوریم؟

83
00:07:53,480 --> 00:07:54,960
‫شاید.

84
00:07:57,640 --> 00:07:59,160
‫کارت من.

85
00:08:09,560 --> 00:08:11,320
‫ممنون.

86
00:09:26,120 --> 00:09:30,079
‫انگار زیارتگاهیه
‫برای قدیس‌های بدنام.

87
00:09:30,080 --> 00:09:34,399
‫طناب دار، قالبِ ردپای جعلی،
‫ماسک مرگ.

88
00:09:34,400 --> 00:09:36,999
‫اوه، همیشه دلم می‌خواست بیام اینجا.

89
00:09:37,000 --> 00:09:39,799
‫هوم. خب، قربان،

90
00:09:39,800 --> 00:09:42,799
‫همون‌طور که می‌دونین موزهٔ سیاه
‫برای عموم باز نیست.

91
00:09:42,800 --> 00:09:44,279
‫عموم؟

92
00:09:44,280 --> 00:09:47,759
‫برای دوست آقای چرچیل
‫می‌شه استثنا قائل شد.

93
00:09:49,480 --> 00:09:51,519
‫پس چرا اومدیم اینجا؟

94
00:09:51,520 --> 00:09:54,279
‫آقای کندال، اینجا دزدی شده، نه؟

95
00:09:54,280 --> 00:09:57,759
‫چی؟ نه! مسخره‌ست.
‫دزدی توی اسکاتلندیارد؟

96
00:09:57,760 --> 00:09:59,519
‫- مطمئنید؟
‫- کاملاً.

97
00:09:59,520 --> 00:10:01,759
‫بیست ساله نگهبان اینجام و هرگز...

98
00:10:01,760 --> 00:10:03,639
‫اون عقب یه شیشهٔ شکسته هست،

99
00:10:03,640 --> 00:10:06,759
‫که الان با یه روزنامه، اونم روزنامهٔ تازه،
‫پوشونده شده؛

100
00:10:06,760 --> 00:10:08,439
‫به نظر می‌رسه از همون‌جا وارد شدن.

101
00:10:08,440 --> 00:10:12,519
‫خرده‌شیشه‌های له‌شده هم
‫روی فرش تا اینجا اومده.

102
00:10:12,520 --> 00:10:15,999
‫- معلومه چرا شاید چیزی نشنیدین.
‫- هان؟

103
00:10:16,000 --> 00:10:18,679
‫اگه به اندازه‌ای که امروز بوی ویسکی ازتون میاد
‫خورده باشین،

104
00:10:18,680 --> 00:10:20,519
‫وقتی این اتفاق افتاده احتمالاً
‫مثل بچه خواب بودین.

105
00:10:20,520 --> 00:10:22,600
‫چه جرئتی دارین؟ من فقط...

106
00:10:24,280 --> 00:10:27,039
‫حـ... حتماً کار بچه‌ها بوده، قربان.
‫چیزی هم برده نشده.

107
00:10:27,040 --> 00:10:29,160
‫کندال، برو بیرون. بیرون!

108
00:10:30,240 --> 00:10:32,160
‫یه دقیقه دیگه به حسابت می‌رسم.

109
00:10:36,120 --> 00:10:38,640
‫خب؟ اینجا چه خبره؟
‫نورا؟

110
00:10:39,760 --> 00:10:43,759
‫- وسایل پروندهٔ هریسون هاپر، معلومه.
‫- می‌دونستم تو می‌دونی.

111
00:10:43,760 --> 00:10:47,520
‫می‌دونستم اون می‌دونه.
‫قفل هم به‌تازگی زورکی باز شده.

112
00:10:48,640 --> 00:10:50,319
‫اعتراف‌نامهٔ هریسون هاپر.

113
00:10:50,320 --> 00:10:53,759
‫کنار طناب داری که باهاش اعدام شد
‫و قالب صورتش.

114
00:10:53,760 --> 00:10:57,479
‫آره، چون خیلی بدنام بود
‫از صورتش قالب گچی گرفتن.

115
00:10:57,480 --> 00:10:59,919
‫یه زمانی این کار خیلی رایج بود.

116
00:10:59,920 --> 00:11:02,359
‫از برک، همون برک و هِر هم قالب گرفتن.

117
00:11:02,360 --> 00:11:04,679
‫قالب صورتش و...

118
00:11:04,680 --> 00:11:06,719
‫و دست‌هاش.

119
00:11:08,720 --> 00:11:11,159
‫- آها.
‫- چیزی دزدیده نشده،

120
00:11:11,160 --> 00:11:14,039
‫ولی اینجا واضحاً دست‌کاری شده، بازرس،

121
00:11:14,040 --> 00:11:17,559
‫و رد موم هم مونده.

122
00:11:17,560 --> 00:11:21,119
‫- یکی داشته اثر انگشت‌های هریسون هاپر رو کپی می‌کرده.
‫- باهوشانه‌ست.

123
00:11:21,120 --> 00:11:22,759
‫- خیلی باهوشانه!
‫- پس ساده‌ترین کار دنیا بوده

124
00:11:22,760 --> 00:11:25,119
‫که از قالب مومی یه کپی دیگه بگیرن

125
00:11:25,120 --> 00:11:28,559
‫و اثر انگشت‌ها رو به دستهٔ خنجر منتقل کنن.

126
00:11:28,560 --> 00:11:29,839
‫ولی چرا؟

127
00:11:29,840 --> 00:11:32,040
‫بازرس، براتون پیام اومده.

128
00:11:42,760 --> 00:11:44,639
‫موریس یه چیزی کشف کرده.

129
00:11:44,640 --> 00:11:46,759
‫بالاخره یه بار هم معجزه شد.

130
00:11:46,760 --> 00:11:50,079
‫جرالدین مرسر
‫واقعاً جرالدین مرسر نیست.

131
00:11:50,080 --> 00:11:51,759
‫اوه؟

132
00:11:51,760 --> 00:11:55,600
‫قبلاً جرالدین هاپر بوده.

133
00:11:57,640 --> 00:11:59,200
‫اوه!

134
00:12:16,240 --> 00:12:20,159
‫اینجا «سینه‌گراف نیوز» است.
‫هریسون هاپر دیگر زنده نیست.

135
00:12:20,160 --> 00:12:21,279
‫این بریتانیایی خائن،

136
00:12:21,280 --> 00:12:25,079
‫که در خدمت اربابان نازی‌اش
‫برای تضعیف روحیهٔ مردم بسیار کوشید،

137
00:12:25,080 --> 00:12:28,479
‫سرانجام آخرین قرارش را
‫با چوبهٔ دار ملاقات کرد.

138
00:12:28,480 --> 00:12:31,039
‫او را اینجا پیش از محاکمه
‫در حال ورزش می‌بینید،

139
00:12:31,040 --> 00:12:34,279
‫هاپر خود را به رحمت
‫عدالت بریتانیا سپرد.

140
00:12:34,280 --> 00:12:36,559
‫و عدالت او را شایستهٔ بخشش ندانست.

141
00:12:36,560 --> 00:12:41,959
‫سوم ژانویهٔ ۱۹۴۶، در زندان واندزورث،
‫سرانجام به پایان راه رسید.

142
00:12:41,960 --> 00:12:46,279
‫چه کسی برایش سوگواری خواهد کرد؟
‫مطمئناً هیچ بریتانیایی وفاداری.

143
00:12:58,240 --> 00:13:00,799
‫منصفانه نیست. امروز بهترین روزم بود،

144
00:13:00,800 --> 00:13:02,559
‫داشتم کاری می‌کردم که واقعاً بهش علاقه دارم،

145
00:13:02,560 --> 00:13:03,599
‫بعد تو می‌خوای...

146
00:13:03,600 --> 00:13:06,720
‫زندگی منصفانه نیست، خانم جوان.
‫بهتره از همین حالا عادت کنی.

147
00:13:08,720 --> 00:13:10,680
‫حالا برو آشپزی کن.

148
00:13:11,760 --> 00:13:13,000
‫آشپزی!

149
00:13:18,960 --> 00:13:21,519
‫یوسف، باهاش نرم‌تر باش.
‫سنشه دیگه.

150
00:13:21,520 --> 00:13:26,479
‫سنشه؟ همیشه همین‌طوری بود.
‫حتی وقتی برادرم زنده بود.

151
00:13:26,480 --> 00:13:28,759
‫همیشه سرش توی ابرهاست،
‫فکر چیزهایی که

152
00:13:28,760 --> 00:13:30,319
‫یه دختر جوون نباید بهشون فکر کنه.

153
00:13:30,320 --> 00:13:31,839
‫خب، این دیگه بستگی به نظر آدم داره.

154
00:13:31,840 --> 00:13:33,759
‫بیا، جرالدین رو دوباره آوردن.

155
00:13:33,760 --> 00:13:35,000
‫الان میام.

156
00:13:36,080 --> 00:13:38,279
‫آقای بوک.

157
00:13:38,280 --> 00:13:39,479
‫کورموس.

158
00:13:39,480 --> 00:13:41,079
‫اوه، غذای ویژه‌ست؟

159
00:13:41,080 --> 00:13:44,279
‫خب، مشتاقم... نه، کورموس.
‫ارواح.

160
00:13:44,280 --> 00:13:46,680
‫خواهرزاده‌م می‌گه
‫شما باهاشون سر و کار دارین.

161
00:13:48,080 --> 00:13:49,719
‫به یه معنا.

162
00:13:49,720 --> 00:13:52,799
‫دوست من، بهتره توی این چیزها
‫فضولی نکنین.

163
00:13:52,800 --> 00:13:57,000
‫این ارواح، این شبح‌ها...
‫شیطانن.

164
00:13:58,320 --> 00:14:02,199
‫از جهان زیرین، تاماگ،
‫برمی‌گردن روی زمین

165
00:14:02,200 --> 00:14:05,079
‫و نیت خیری نسبت به ما ندارن.

166
00:14:05,080 --> 00:14:07,400
‫مراقب باش، دوست من.
‫خیلی مراقب باش.

167
00:14:09,040 --> 00:14:11,000
‫فقط مرگ با خودشون میارن.

168
00:14:26,960 --> 00:14:29,680
‫بذارینشون عقب.

169
00:14:31,880 --> 00:14:34,119
‫اوه...

170
00:14:34,120 --> 00:14:36,599
‫اِ...

171
00:14:57,720 --> 00:15:01,960
‫بله، هریسون هاپر پدرم بود.

172
00:15:03,040 --> 00:15:07,679
‫احتمالاً درک می‌کنین
‫چرا این موضوع رو نگفتم

173
00:15:07,680 --> 00:15:12,319
‫و چرا اسمم رو عوض کردم،
‫ولی این چه ربطی داره به...

174
00:15:12,320 --> 00:15:15,159
‫رابطه‌تون باهاش
‫چه‌جوری بود؟

175
00:15:15,160 --> 00:15:18,239
‫سال‌ها بود هیچ ارتباطی باهاش نداشتیم.

176
00:15:18,240 --> 00:15:20,439
‫وقتی کم‌کم چهرهٔ واقعی‌ش رو نشون داد،

177
00:15:20,440 --> 00:15:24,079
‫من و مادرم دیگه هیچ کاری باهاش نداشتیم.

178
00:15:24,080 --> 00:15:27,359
‫بعد هم اسمش همه‌جای روزنامه‌ها بود،

179
00:15:27,360 --> 00:15:29,119
‫داشت برای نازی‌ها تبلیغ می‌کرد.

180
00:15:29,120 --> 00:15:31,439
‫وحشتناک بود.

181
00:15:31,440 --> 00:15:34,399
‫راحت‌تر بود فکر کنیم مرده.

182
00:15:34,400 --> 00:15:38,200
‫و بعد واقعاً مرد.
‫دولت اعدامش کرد.

183
00:15:39,240 --> 00:15:40,399
‫و حالا باور داریم محکومیتش

184
00:15:40,400 --> 00:15:43,320
‫بر اساس مدرکی بوده که
‫هارولد اسنید ارائه کرده.

185
00:15:46,920 --> 00:15:48,719
‫ولی من... من اصلاً خبر نداشتم.

186
00:15:48,720 --> 00:15:50,719
‫با این حال، خانم،

187
00:15:50,720 --> 00:15:53,839
‫بین شما و مقتول
‫یه ارتباط روشن وجود داره.

188
00:15:53,840 --> 00:15:57,319
‫آقای... آقای بوک اینجا لطف کردن و نشونمون دادن

189
00:15:57,320 --> 00:16:00,679
‫اثر انگشت‌های پدرتون
‫چطور روی سلاح قتل قرار گرفته.

190
00:16:00,680 --> 00:16:04,560
‫وقتی پدرم مرد حتی یه قطره هم اشک نریختم، باور کنین.

191
00:16:05,880 --> 00:16:08,519
‫اگه هارولد اسنید توی دستگیریش نقشی داشته

192
00:16:08,520 --> 00:16:12,599
‫و بعد هم اعدامش،
‫من... من هیچ اطلاعی نداشتم.

193
00:16:12,600 --> 00:16:14,679
‫احتمالش خیلی بیشتر بود که
‫باهاش دست بدم

194
00:16:14,680 --> 00:16:16,280
‫تا اینکه با خنجر بزنمش.

195
00:16:23,240 --> 00:16:24,959
‫اون وارد موزه شده،

196
00:16:24,960 --> 00:16:26,879
‫از قالب دست‌های پدرش برای ساختن اثر انگشت استفاده کرده،

197
00:16:26,880 --> 00:16:28,959
‫و بعد با خنجر اسنید رو کشته.

198
00:16:28,960 --> 00:16:31,719
‫- انگیزه؟
‫- انتقام، معلومه.

199
00:16:31,720 --> 00:16:33,959
‫از مردی که مدرکش
‫پدرش رو فرستاد پای چوبهٔ دار.

200
00:16:33,960 --> 00:16:35,399
‫خب چرا باید این کارو بکنه؟

201
00:16:35,400 --> 00:16:39,599
‫چرا باید عمداً یه سرنخ مستقیم
‫به خودش درست کنه؟

202
00:16:39,600 --> 00:16:42,279
‫اصلاً منطقی نیست.
‫حرفش حسابه، موریس.

203
00:16:42,280 --> 00:16:45,839
‫خب، مسئله روان‌شناسیه دیگه، نه؟

204
00:16:45,840 --> 00:16:47,800
‫همون چیزی که همیشه درباره‌ش
‫حرف می‌زنی، بوک.

205
00:16:48,840 --> 00:16:51,279
‫می‌خواسته اثر انگشت باباش
‫همه‌جای صحنهٔ جرم باشه،

206
00:16:51,280 --> 00:16:53,759
‫حتی اگه آخرش خودش به‌خاطرش اعدام می‌شد.

207
00:16:53,760 --> 00:16:55,439
‫باید متهمش کنیم.

208
00:16:55,440 --> 00:16:56,920
‫حق با اونه.

209
00:16:58,000 --> 00:17:00,239
‫مولیر چی می‌گفت؟

210
00:17:00,240 --> 00:17:05,039
‫«شتاب بی‌منطق، مستقیم‌ترین راه به سوی خطاست.»

211
00:17:05,040 --> 00:17:06,879
‫آره خب، مولیر رئیس پلیس رو نداشت

212
00:17:06,880 --> 00:17:09,840
‫که مثل بختک افتاده باشه روی گردنش.

213
00:17:36,400 --> 00:17:38,279
‫الگو، بوک.

214
00:17:38,280 --> 00:17:41,559
‫برای یکی یه پینت بخر یا...
‫یه روزنامه ازش بگیر.

215
00:17:41,560 --> 00:17:45,039
‫یه کم دربارهٔ مسابقهٔ کریکت یا...
‫دادگاه‌های جنگ باهاش حرف بزن،

216
00:17:45,040 --> 00:17:47,919
‫یهو می‌بینی بهترین رفیقته.

217
00:17:47,920 --> 00:17:50,799
‫انگار یه شبکهٔ عظیمه

218
00:17:50,800 --> 00:17:52,839
‫از آدم‌هایی که پشت پیشخوان‌ها نشستن، نه؟

219
00:17:52,840 --> 00:17:54,719
‫و منظورم اینه که این شبکه
‫تمام لندن رو پوشونده،

220
00:17:54,720 --> 00:17:57,519
‫و تراتی یه جور...

221
00:17:57,520 --> 00:18:00,479
‫چسب کاغذدیواریه که همه‌چی رو
‫کنار هم نگه می‌داره.

222
00:18:00,480 --> 00:18:04,319
‫دقیقاً. برای جمع‌آوری اطلاعات،
‫بی‌نظیره.

223
00:18:04,320 --> 00:18:06,799
‫و به‌عنوان استعاره هم فوق‌العاده‌ست.

224
00:18:06,800 --> 00:18:09,240
‫لطفاً همه یه دایره تشکیل بدین.

225
00:18:10,720 --> 00:18:11,920
‫آه.

226
00:18:13,320 --> 00:18:15,999
‫- خب؟
‫- خب؟

227
00:18:16,000 --> 00:18:17,999
‫- گزارش.
‫- اوه، درسته.

228
00:18:18,000 --> 00:18:20,639
‫آره، اِ... پروفسور چوپرا.

229
00:18:20,640 --> 00:18:23,039
‫آدم مرموزیه.

230
00:18:23,040 --> 00:18:25,159
‫به نظر نمیاد برای چیزی
‫زیاد خرج کنه.

231
00:18:25,160 --> 00:18:27,719
‫بقالی، ابزارفروشی، خیاطی.

232
00:18:27,720 --> 00:18:29,439
‫سلیقه‌ش خیلی ساده‌ست،

233
00:18:29,440 --> 00:18:30,999
‫مگر وقتی پای سفر وسط باشه.

234
00:18:31,000 --> 00:18:32,239
‫سفرهای عجیب‌وغریب؟

235
00:18:32,240 --> 00:18:35,839
‫اصلاً نباید اینجا باشی.
‫سفر عجیب‌وغریب؟

236
00:18:35,840 --> 00:18:38,359
‫کاملاً داخلی.

237
00:18:38,360 --> 00:18:40,479
‫یه نفر به اسم فنسی توی سنت‌پنکراس.

238
00:18:40,480 --> 00:18:41,759
‫آه، فنسی عزیز.

239
00:18:41,760 --> 00:18:46,079
‫گفت پروفسور رو زیاد می‌دیده.

240
00:18:46,080 --> 00:18:48,199
‫می‌گفت ماه‌ها، هر هفته
‫با قطار می‌رفته اسکاتلند.

241
00:18:48,200 --> 00:18:50,519
‫هفته به هفته، ماه‌ها.

242
00:18:50,520 --> 00:18:54,559
‫- تصادف فرار از صحنه هم توی اسکاتلند بود، نه؟
‫- آره.

243
00:19:05,280 --> 00:19:07,120
‫لاکشم؟

244
00:19:18,880 --> 00:19:20,280
‫لاکشم؟

245
00:19:21,480 --> 00:19:24,319
‫لاکشم؟ لاکشم!

246
00:19:26,480 --> 00:19:28,959
‫شاید می‌رفته محل تصادف رو ببینه.

247
00:19:28,960 --> 00:19:32,839
‫بعد یه‌دفعه دیگه
‫کلاً نرفته اونجا.

248
00:19:32,840 --> 00:19:35,119
‫شاید همون موقع بوده که
‫رفته سراغ جلسات احضار روح.

249
00:19:35,120 --> 00:19:38,160
‫هوم. لطفاً همه دست همدیگه رو بگیرین.

250
00:19:39,280 --> 00:19:42,279
‫تاریخ آخرین سفرش به اسکاتلند رو داری؟

251
00:19:42,280 --> 00:19:43,880
‫جیب بالایی.

252
00:19:44,920 --> 00:19:47,480
‫دوشیزه‌های پلام‌چوت چی؟

253
00:19:48,520 --> 00:19:50,039
‫هوم، چیز خاصی نیست.

254
00:19:50,040 --> 00:19:52,959
‫از قصاب، نانوا و بقال محلی‌شون خرید می‌کنن.

255
00:19:52,960 --> 00:19:55,759
‫- گاهی هم یه بطری شری از فورتنامز.
‫- هوم!

256
00:19:55,760 --> 00:20:00,840
‫اما یه حساب غیرمنتظره
‫پیش لباس‌فروش مردونه دارن.

257
00:20:01,920 --> 00:20:05,279
‫- محلی نیست؟
‫- اصلاً. خیلی دور از محل زندگی‌شونه.

258
00:20:05,280 --> 00:20:07,239
‫اخیراً چی خریدن؟

259
00:20:07,240 --> 00:20:09,800
‫دو جفت شلوار مردونه.

260
00:20:19,360 --> 00:20:24,399
‫- پارچهٔ سواره‌نظامی.
‫- بله، از کجا... لطفاً همه مچ همدیگه رو بگیرین.

261
00:20:24,400 --> 00:20:27,520
‫با دست راست بگیرین،
‫با دست چپ گرفته بشین.

262
00:20:29,200 --> 00:20:30,680
‫دایره نباید شکسته بشه.

263
00:20:32,080 --> 00:20:33,840
‫ولی یکی شکستش، نه؟

264
00:20:34,880 --> 00:20:37,719
‫یکی. هوم. بعدی کیه؟

265
00:20:37,720 --> 00:20:41,879
‫اِ... خانم درج. البته دربارهٔ اون بیشتر می‌دونیم.

266
00:20:41,880 --> 00:20:43,399
‫ظاهراً از نظر مالی تحت فشار بوده.

267
00:20:43,400 --> 00:20:44,999
‫منتظر ارث آقای هارکاپ بوده.

268
00:20:45,000 --> 00:20:46,879
‫همون‌طور که می‌دونیم.

269
00:20:46,880 --> 00:20:48,759
‫خانم مرسر.

270
00:20:48,760 --> 00:20:52,200
‫یه سفارش دائمی از یه گل‌فروشی
‫توی نایتسبریج داره.

271
00:21:10,400 --> 00:21:13,439
‫ماهی یک بار، ادل‌وایس.

272
00:21:13,440 --> 00:21:14,839
‫ادل‌وایس؟

273
00:21:14,840 --> 00:21:16,799
‫آره، سفارش خاصه. گرون هم هست.

274
00:21:16,800 --> 00:21:19,359
‫این ادل‌وایس‌ها کجا می‌رن؟

275
00:21:19,360 --> 00:21:22,079
‫قبرستان برامپتون.
‫قبر مادرشه.

276
00:21:22,080 --> 00:21:25,199
‫بیربوم تری.

277
00:21:25,200 --> 00:21:28,200
‫لیلی لنگتری، گل برف.

278
00:21:29,440 --> 00:21:32,399
‫آه، عایشه چی؟

279
00:21:32,400 --> 00:21:35,759
‫یادتونه اسنید گفت
‫قبلاً توی سیرک کار می‌کرده؟

280
00:21:35,760 --> 00:21:37,399
‫- بله.
‫- معلوم شد راست بوده.

281
00:21:37,400 --> 00:21:40,520
‫ظاهراً دستیار یه شعبده‌باز بوده،
‫بین کارهای دیگه.

282
00:21:42,680 --> 00:21:45,479
‫توی یکی از حرکات آکروباتیک مجروح شده،

283
00:21:45,480 --> 00:21:48,399
‫و بعد همه‌چی رو کنار گذاشته
‫تا برای اسنید کار کنه.

284
00:21:54,840 --> 00:21:57,399
‫و هیچ‌وقت حرف نزده؟

285
00:21:57,400 --> 00:22:00,879
‫نه. روسینی، صاحب سیرک، قسم می‌خوره.

286
00:22:00,880 --> 00:22:03,599
‫وقتی بچه بوده از یه آتش‌سوزی
‫نجاتش داده.

287
00:22:03,600 --> 00:22:05,559
‫می‌گه لالِ لاله.

288
00:22:05,560 --> 00:22:08,079
‫چیز مهم دیگه‌ای هم درباره‌ش نیست.

289
00:22:08,080 --> 00:22:10,239
‫برای اسنید همه‌کاره بوده؛
‫آشپز، پیشخدمت، هرچی.

290
00:22:10,240 --> 00:22:12,959
‫همهٔ خریدهای خونه رو هم اون می‌کرده.

291
00:22:12,960 --> 00:22:15,919
‫اوه، ولی مقدار زیادی موسلین می‌خریده.

292
00:22:15,920 --> 00:22:17,639
‫معلومه که می‌خریده.

293
00:22:17,640 --> 00:22:20,759
‫فکر می‌کنی اکتوپلاسم رو
‫چطور تولید می‌کردن؟

294
00:22:20,760 --> 00:22:24,719
‫ادل‌وایس نماد شجاعت
‫یا وفاداریه،

295
00:22:24,720 --> 00:22:27,119
‫که تا حدی حرف خانم مرسر رو تأیید می‌کنه

296
00:22:27,120 --> 00:22:29,519
‫دربارهٔ مصیبتی که خودش و مادرش کشیدن.

297
00:22:29,520 --> 00:22:32,839
‫یا دقیق‌تر بگم، حرف خانم هاپر رو.

298
00:22:32,840 --> 00:22:34,119
‫هاپر؟

299
00:22:34,120 --> 00:22:36,999
‫جرالدین دختر هریسون هاپره.

300
00:22:37,000 --> 00:22:38,799
‫اوه، عجب.

301
00:22:38,800 --> 00:22:41,679
‫می‌تونم همهٔ اون یادداشت‌ها رو ببینم؟

302
00:22:41,680 --> 00:22:43,799
‫و دربارهٔ خود مقتول چی فهمیدین؟

303
00:22:43,800 --> 00:22:45,879
‫خب، از بالا شروع کنیم.

304
00:22:45,880 --> 00:22:48,319
‫واقعاً هم از بالا؛ کلاه‌گیس‌هاش.

305
00:22:48,320 --> 00:22:50,439
‫اسنید درواقع سه تا کلاه‌گیس داشته،

306
00:22:50,440 --> 00:22:53,319
‫هر کدوم با طول متفاوت،

307
00:22:53,320 --> 00:22:55,839
‫تا وانمود کنه موهاش دارن رشد می‌کنن.

308
00:22:55,840 --> 00:22:57,959
‫- مشتری ونداورز بوده.
‫- گرون.

309
00:22:57,960 --> 00:23:01,279
‫دقیقاً، و مرتب کلاه‌گیس‌هاش رو
‫برای رسیدگی می‌برده اونجا.

310
00:23:01,280 --> 00:23:03,719
‫هر سه همیشه مرتب و بی‌نقص.

311
00:23:03,720 --> 00:23:05,239
‫پس اسنید یه مقدار پول داشته.

312
00:23:05,240 --> 00:23:08,959
‫و تازه دو دست کت‌وشلوار نو هم سفارش داده.

313
00:23:08,960 --> 00:23:12,999
‫پول بیشتر. با این حال ظاهراً
‫از کسی پول نمی‌گرفته.

314
00:23:13,000 --> 00:23:15,479
‫لباس زیر از جرمین استریت.

315
00:23:15,480 --> 00:23:17,319
‫ابریشمی، با حروف اول اسم خودش.

316
00:23:25,600 --> 00:23:26,879
‫خب، چی شده؟

317
00:23:26,880 --> 00:23:29,439
‫همهٔ این یادداشت‌ها، همهٔ این سوابق...

318
00:23:29,440 --> 00:23:31,640
‫- یه چیزی رو جا انداختین.
‫- چی؟

319
00:23:34,160 --> 00:23:36,479
‫دارن کمتر خرج می‌کنن.

320
00:23:36,480 --> 00:23:39,959
‫تو چند ماه گذشته، خرج همه‌شون
‫یه مقدار کم ولی معنی‌دار پایین اومده،

321
00:23:39,960 --> 00:23:42,919
‫به‌جز...

322
00:23:44,280 --> 00:23:47,639
‫کار عالی بود، نورا.

323
00:23:47,640 --> 00:23:49,519
‫عالی.

324
00:23:49,520 --> 00:23:51,399
‫خب، این دیگه قضیه رو
‫خیلی روشن می‌کنه.

325
00:23:51,400 --> 00:23:52,799
‫چی رو روشن می‌کنه؟

326
00:23:52,800 --> 00:23:54,719
‫این پرونده ظاهراً واقعاً دربارهٔ چیه.

327
00:23:54,720 --> 00:23:56,639
‫و اون چیه؟

328
00:23:56,640 --> 00:23:58,480
‫باج‌گیری، معلومه.

329
00:24:13,520 --> 00:24:16,599
‫پرونده‌ای کوچک از جنس ارواح

330
00:24:16,600 --> 00:24:18,999
‫اما قاتل چه کسی‌ست؟

331
00:24:19,000 --> 00:24:21,279
‫کلید ماجرا باج‌گیری‌ست

332
00:24:21,280 --> 00:24:24,040
‫در مرگ هارولد اسنید.

333
00:24:25,200 --> 00:24:28,639
‫خانم مرسر، زمانی هاپر بود،

334
00:24:28,640 --> 00:24:32,199
‫حالا نشسته و وقت می‌گذراند.

335
00:24:32,200 --> 00:24:35,519
‫آیا پروفسور دربارهٔ ماشین و جنایت

336
00:24:35,520 --> 00:24:39,320
‫دروغ بزرگی گفته است؟

337
00:24:41,240 --> 00:24:44,119
‫آن بانوان عزیز با لباس‌های مخملی

338
00:24:44,120 --> 00:24:46,679
‫برای فقرا کار خیر می‌کنند،

339
00:24:46,680 --> 00:24:49,599
‫یا پشت درِ مأموریت مقدس‌شان

340
00:24:49,600 --> 00:24:52,360
‫چیز دیگری کمین کرده؟

341
00:24:53,920 --> 00:24:56,999
‫عایشه بد نمی‌گوید،

342
00:24:57,000 --> 00:24:59,239
‫اصلاً نمی‌تواند سخن بگوید،

343
00:24:59,240 --> 00:25:01,800
‫از هارولد اسنیدِ بی‌سوگ

344
00:25:03,000 --> 00:25:06,240
‫و راز سقوطش چه می‌داند؟

345
00:25:11,680 --> 00:25:14,679
‫و خانم آدا درج چه؟

346
00:25:14,680 --> 00:25:16,799
‫که بسیار فراتر از توان مالی‌اش زندگی می‌کند؟

347
00:25:16,800 --> 00:25:18,279
‫سلام بر تو، مریمِ پُر از فیض،
‫خداوند با توست.

348
00:25:18,280 --> 00:25:19,799
‫تو در میان زنان مبارکی

349
00:25:19,800 --> 00:25:21,439
‫و میوهٔ رحمت، عیسی، مبارک است.

350
00:25:21,440 --> 00:25:22,799
‫ای مریم مقدس، مادر خدا،
‫برای ما گناهکاران دعا کن،

351
00:25:22,800 --> 00:25:24,519
‫اکنون و در ساعت مرگمان.

352
00:25:24,520 --> 00:25:29,919
‫بی‌پسر، بی‌پول، بی‌شوهر...

353
00:25:29,920 --> 00:25:32,159
‫سلام بر تو، مریمِ پُر از فیض،
‫خداوند با توست...

354
00:25:32,160 --> 00:25:34,599
‫و زنده به رؤیاهایش.

355
00:25:50,640 --> 00:25:53,280
‫ببخش رفیق. کمک می‌کنه فکر کنم.

356
00:26:21,440 --> 00:26:23,919
‫آقای بوک، اصلاً نمی‌دونستیم که شما...

357
00:26:23,920 --> 00:26:25,399
‫...خودتون هم این موهبت رو دارین.

358
00:26:25,400 --> 00:26:27,919
‫اوه، من ادعای بزرگی ندارم، خانم‌ها،

359
00:26:27,920 --> 00:26:31,239
‫ولی مادرم همیشه می‌گفت
‫می‌تونه پشت گوشه‌ها رو ببینه، اگر بشه این‌طور گفت.

360
00:26:31,240 --> 00:26:33,279
‫تفالهٔ چای؟
‫اوه، هیچ‌وقت نمی‌شد جلوش رو گرفت.

361
00:26:33,280 --> 00:26:36,639
‫همیشه دارجیلینگ رو خالی می‌کرد
‫و آینده رو پیش‌بینی می‌کرد،

362
00:26:36,640 --> 00:26:39,279
‫بعضی وقت‌ها قبل از اینکه
‫چای‌مون تموم بشه.

363
00:26:39,280 --> 00:26:40,639
‫- اوه!
‫- پس شاید عجیب نباشه که

364
00:26:40,640 --> 00:26:44,119
‫من هم، اِ... بخشی از موهبت‌هاش رو به ارث بردم.

365
00:26:44,120 --> 00:26:46,599
‫ولی چرا همه‌مون اینجاییم؟
‫این جلسه برای چیه؟

366
00:26:46,600 --> 00:26:48,119
‫امیدواریم شوهرم بتونه

367
00:26:48,120 --> 00:26:50,879
‫با خود آقای اسنید ارتباط برقرار کنه.

368
00:26:50,880 --> 00:26:52,439
‫خدا به دادمون برسه.

369
00:26:52,440 --> 00:26:53,799
‫خب، کمی غیرمعمولیه،

370
00:26:53,800 --> 00:26:56,319
‫ولی من کاملاً به آقای بوک ایمان دارم.

371
00:26:56,320 --> 00:27:00,239
‫فقط صبر کن، مرد جوان.
‫من چیزهای شگفت‌انگیزی دیدم.

372
00:27:00,240 --> 00:27:02,199
‫تجلی‌ها.

373
00:27:02,200 --> 00:27:04,639
‫حتی یه بار خودِ گروه کر آسمانی رو شنیدم.

374
00:27:04,640 --> 00:27:06,919
‫انبوهی از فرشته‌ها که بی‌نقص

375
00:27:06,920 --> 00:27:09,999
‫و سرشار از سعادت می‌خوندن؛ پاک،
‫متعالی، به‌طرز ناممکنی زیبا.

376
00:27:10,000 --> 00:27:11,839
‫اوه، جدی؟ کجا؟

377
00:27:11,840 --> 00:27:13,520
‫کاک‌فاسترز.

378
00:27:15,040 --> 00:27:18,760
‫گروهبان موریس، لطفاً چراغ‌ها رو کم کنین.

379
00:27:22,120 --> 00:27:26,000
‫حالا همه دست‌هامون رو
‫به روش مقرر به هم بدیم.

380
00:27:27,080 --> 00:27:29,920
‫با دست راست بگیرین،
‫با دست چپ گرفته بشین.

381
00:27:33,360 --> 00:27:37,919
‫ارواح، ارواح، اینجایین؟

382
00:27:37,920 --> 00:27:39,959
‫اینجایین؟

383
00:27:39,960 --> 00:27:43,800
‫اگه هستین، یه نشونه بدین. ارواح.

384
00:27:47,920 --> 00:27:49,759
‫- عجب غافلگیری‌ای.
‫- موریس.

385
00:27:49,760 --> 00:27:52,760
‫اینجایین؟ اینجایین؟

386
00:27:53,880 --> 00:27:55,559
‫پرده داره کنار می‌ره.

387
00:27:57,000 --> 00:27:59,719
‫بله، دارن میان؛
‫الان دارن عبور می‌کنن.

388
00:28:01,480 --> 00:28:06,439
‫اوه، سلام. شب‌به‌خیر، دوستان.
‫شب دل‌انگیزیه برای این کار.

389
00:28:06,440 --> 00:28:07,919
‫این کیه؟

390
00:28:07,920 --> 00:28:12,399
‫♪ من راه بلند رو می‌گیرم
‫و تو راه کوتاه رو ♪

391
00:28:12,400 --> 00:28:15,999
‫♪ و من زودتر از تو به اسکاتلند می‌رسم ♪

392
00:28:16,000 --> 00:28:18,239
‫اوه، هری لاودره.

393
00:28:18,240 --> 00:28:20,759
‫- سِر هری لاودر.
‫- عجب.

394
00:28:20,760 --> 00:28:23,199
‫فکر نمی‌کردم مرده باشه.

395
00:28:23,200 --> 00:28:25,959
‫آره، خب، دیگه باید برم.

396
00:28:25,960 --> 00:28:27,239
‫اوه؟

397
00:28:28,840 --> 00:28:31,919
‫اوه! گوش کنین!

398
00:28:31,920 --> 00:28:34,599
‫اوه، خودشونن... اون عزیزهای دوست‌داشتنی.

399
00:28:34,600 --> 00:28:37,959
‫استراتفورد؟
‫استراتفورد، تویی؟

400
00:28:37,960 --> 00:28:39,959
‫اِ... بله.

401
00:28:39,960 --> 00:28:43,959
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم، عزیزم.
‫خیلی خوب پیش رفتی، نه؟

402
00:28:43,960 --> 00:28:47,119
‫هنوز می‌بینمت با اون پیش‌بند آبی کوچولوت،

403
00:28:47,120 --> 00:28:48,719
‫همیشه این‌طرف و اون‌طرف می‌دویدی.

404
00:28:48,720 --> 00:28:51,919
‫ولی همیشه برای پودینگ چربی و کاسترد من
‫وقت داشتی، مگه نه؟

405
00:28:51,920 --> 00:28:55,079
‫اوه! خاله وینیه.
‫می‌دونم خودشه.

406
00:28:55,080 --> 00:28:57,559
‫اون دستور محبوبش بود. همیشه...

407
00:28:59,400 --> 00:29:02,960
‫دوباره همه دور هم جمع شده‌ایم.

408
00:29:04,360 --> 00:29:06,679
‫اوه، خودشه.

409
00:29:06,680 --> 00:29:09,519
‫آقای اسنیده. اوه، روح بیچاره.

410
00:29:09,520 --> 00:29:11,199
‫امیدوارم حالا در آرامش باشین.

411
00:29:11,200 --> 00:29:15,679
‫همه‌چیز خوبه، بانوی عزیز.
‫از هیچ‌کس کینه‌ای ندارم.

412
00:29:15,680 --> 00:29:18,319
‫مرگ رهایی بود.

413
00:29:18,320 --> 00:29:19,519
‫رهایی؟

414
00:29:19,520 --> 00:29:21,000
‫از احساس گناه.

415
00:29:22,600 --> 00:29:23,959
‫منظورتون چیه؟

416
00:29:23,960 --> 00:29:28,919
‫جرم‌هام...
‫کاری که با همه‌تون می‌کردم.

417
00:29:31,160 --> 00:29:33,279
‫خدای بزرگ!

418
00:29:33,280 --> 00:29:35,759
‫یه مرد... یه تجلی!

419
00:29:35,760 --> 00:29:38,799
‫دستم رو بگیرین، بانوی عزیز.

420
00:29:38,800 --> 00:29:43,760
‫بذارین برای آخرین بار
‫لمس زمینی رو حس کنم.

421
00:29:45,120 --> 00:29:47,519
‫این دیگه چه کوفتیه؟

422
00:29:47,520 --> 00:29:49,079
‫بابت این نمایش عذر می‌خوام.

423
00:29:50,280 --> 00:29:53,119
‫فکر کردم بهترین راهه تا نشونتون بدم
‫چطور فریبتون دادن،

424
00:29:53,120 --> 00:29:54,879
‫چطور همه‌تون فریب خوردین.

425
00:29:54,880 --> 00:29:57,399
‫همون ترفند سالن پذیراییه
‫که از اول می‌گفتم.

426
00:29:57,400 --> 00:29:58,880
‫این‌طوری. نورا؟

427
00:30:00,080 --> 00:30:02,959
‫حقهٔ کوچیک و باهوشانه‌ایه؛
‫از ترفندهای قدیمی هودینی.

428
00:30:02,960 --> 00:30:05,040
‫معمولاً این‌طوری انجامش می‌دن.

429
00:30:08,200 --> 00:30:10,159
‫فقط از زانوم استفاده می‌کنم.

430
00:30:10,160 --> 00:30:11,920
‫تمام؛ هیچ رازی در کار نیست.

431
00:30:12,960 --> 00:30:15,839
‫چراغ‌ها کم می‌شن،
‫همه دست همدیگه رو می‌گیریم،

432
00:30:15,840 --> 00:30:17,959
‫من هم یه مقدار حساب‌شده
‫نفس‌نفس می‌زنم

433
00:30:17,960 --> 00:30:20,319
‫و وانمود می‌کنم رفتم توی خلسه،

434
00:30:20,320 --> 00:30:21,759
‫یه کم هم اسم آدم معروف وسط می‌اندازم...

435
00:30:21,760 --> 00:30:24,039
‫ببخشید، فکر می‌کردم
‫سِر هری لاودر مرده.

436
00:30:24,040 --> 00:30:25,679
‫و کار راه می‌افته.

437
00:30:25,680 --> 00:30:28,759
‫تراتی، ببخش که این‌قدر بی‌شرمانه
‫از پودینگ خاله‌ت استفاده کردم،

438
00:30:28,760 --> 00:30:30,679
‫ولی مثال ساده‌ای بود.

439
00:30:30,680 --> 00:30:33,799
‫واسطه فقط تا جایی که می‌تونه
‫دربارهٔ آدم‌های دور میز اطلاعات جمع می‌کنه،

440
00:30:33,800 --> 00:30:38,239
‫بقیه‌ش هم حدس زدنه.

441
00:30:38,240 --> 00:30:41,439
‫ولی دست همه‌مون به هم وصل بود.
‫چطور...؟

442
00:30:41,440 --> 00:30:44,479
‫یه ترفند دیگه از هودینی.
‫فلز انعطاف‌پذیر.

443
00:30:44,480 --> 00:30:47,119
‫فقط به مچ نفر کناریم قفلش می‌کنم.

444
00:30:47,120 --> 00:30:51,079
‫- وقتی دستم رو رها می‌کنم، هنوز حس می‌کنه مچش گرفته شده.
‫- اوه، خدای من...

445
00:30:51,080 --> 00:30:53,079
‫و بعد توی تاریکی،

446
00:30:53,080 --> 00:30:55,919
‫دست واسطه آزاد می‌شه
‫هر کاری دلش خواست بکنه،

447
00:30:55,920 --> 00:30:58,999
‫از جمله اینکه یه دستکش لاستیکی شب‌تاب

448
00:30:59,000 --> 00:31:02,039
‫بکشه روی نوک پاش.

449
00:31:02,040 --> 00:31:06,240
‫وُآلا. دست سرد و مردهٔ روح.

450
00:31:07,760 --> 00:31:10,359
‫و پایین اینجا،

451
00:31:10,360 --> 00:31:12,919
‫یه راه کاربردی برای خاموش کردن چراغ‌ها.

452
00:31:12,920 --> 00:31:14,279
‫همهٔ اینا خیلی خوبه، بوک،

453
00:31:14,280 --> 00:31:16,639
‫ولی هنوز نمی‌گه چه کسی هارولد اسنید رو کشته.

454
00:31:16,640 --> 00:31:18,679
‫اوه، چرا، بازرس. دقیقاً می‌گه.

455
00:31:18,680 --> 00:31:20,439
‫همون لحظه بود که اتفاق افتاد،

456
00:31:20,440 --> 00:31:23,559
‫دایرهٔ بی‌وقفه برای چند ثانیه شکست،

457
00:31:23,560 --> 00:31:28,679
‫و به یه نفر فرصت داد خنجر رو
‫فرو کنه توی سینهٔ هارولد اسنید.

458
00:31:28,680 --> 00:31:30,039
‫ولی کی؟

459
00:31:30,040 --> 00:31:34,199
‫همهٔ آدم‌های حاضر در اون جلسه
‫با دقت انتخاب شده بودن.

460
00:31:34,200 --> 00:31:36,199
‫چون ازشون باج‌گیری می‌شد؟

461
00:31:36,200 --> 00:31:39,800
‫بله. یه چیزی که اسنید بهم گفت...

462
00:31:41,120 --> 00:31:46,199
‫تمام چیزی که می‌دم کمی آرامشه،
‫کمی امید. مراجع‌هام...

463
00:31:46,200 --> 00:31:47,999
‫مشتری‌هاتون.

464
00:31:48,000 --> 00:31:50,199
‫نه دقیقاً. من پولی نمی‌گیرم.

465
00:31:51,440 --> 00:31:54,719
‫اونا منو یه جور... محرم راز می‌بینن.

466
00:31:54,720 --> 00:31:57,679
‫اِ... یه جور پدر اعتراف‌گیر، اگه بخواین.

467
00:31:57,680 --> 00:32:01,759
‫همهٔ اون رازهای کوچیکی که مراجع‌های اسنید
‫ناخواسته لو می‌دادن، جمع می‌شد.

468
00:32:01,760 --> 00:32:03,919
‫برای جلسه‌های احضار روح خوراک عالی بود،

469
00:32:03,920 --> 00:32:06,719
‫ولی برای باج‌گیری هم همین‌طور.

470
00:32:06,720 --> 00:32:10,799
‫برای باج‌گیری از آدم‌هایی مثل
‫پروفسور چوپرا.

471
00:32:14,800 --> 00:32:17,159
‫لاکشم؟

472
00:32:19,240 --> 00:32:21,600
‫لاکشم؟ لاکشم؟

473
00:32:23,040 --> 00:32:24,880
‫لاکشم!

474
00:32:26,960 --> 00:32:29,039
‫لاکشم!

475
00:32:29,040 --> 00:32:30,839
‫اوه، عزیز دلم...

476
00:32:30,840 --> 00:32:33,079
‫یادتونه توی بازجویی چی گفت؟

477
00:32:33,080 --> 00:32:35,760
‫پلیس گفت کاری از دستش برنمیاد.

478
00:32:37,000 --> 00:32:38,720
‫راننده؟

479
00:32:39,760 --> 00:32:44,119
‫شاهدی نبود،
‫برای همین پیدا کردنش ناممکن بود.

480
00:32:48,600 --> 00:32:51,559
‫«اون زن». گفت «اون زن».

481
00:32:51,560 --> 00:32:52,959
‫شاهدی وجود نداشت.

482
00:32:52,960 --> 00:32:56,039
‫پروفسور از کجا می‌دونست راننده زن بوده؟

483
00:32:56,040 --> 00:32:59,239
‫اون همه سفری که به اسکاتلند رفتین، پروفسور.

484
00:32:59,240 --> 00:33:02,319
‫برای دیدن محل حادثه بود
‫یا برای پیدا کردن راننده؟

485
00:33:02,320 --> 00:33:05,720
‫راننده‌ای که فقط خودتون دیده بودین. نورا؟

486
00:33:08,880 --> 00:33:12,919
‫یه بریدهٔ روزنامه از شش ماه
‫بعد از تصادف دخترتون.

487
00:33:12,920 --> 00:33:15,919
‫«مرگ بانو جین کلمنت.»

488
00:33:15,920 --> 00:33:18,759
‫یکی ترمزهای ماشین اسپرتش رو دست‌کاری کرده بود.

489
00:33:18,760 --> 00:33:20,639
‫یه کم تحقیق کردم.

490
00:33:20,640 --> 00:33:23,999
‫اون موقع نزدیک ویلای شما زندگی می‌کرده.

491
00:33:24,000 --> 00:33:25,999
‫اوه، یعنی فکر می‌کنین...

492
00:33:26,000 --> 00:33:28,599
‫فکر می‌کنین پروفسور پیداش کرده و...

493
00:33:28,600 --> 00:33:30,119
‫...خودش قانون رو اجرا کرده؟

494
00:33:30,120 --> 00:33:31,839
‫هیچ مدرکی ندارین.

495
00:33:31,840 --> 00:33:35,280
‫نه، مدرکی ندارم.

496
00:33:36,320 --> 00:33:40,239
‫بعدی، امیلیا و کلارا پلام‌چوت.
‫خانم‌های دوست‌داشتنی.

497
00:33:40,240 --> 00:33:43,199
‫ولی با یه راز؟
‫دارین دست‌گیرتون می‌شه.

498
00:33:43,200 --> 00:33:46,679
‫می‌بینین، بعد از اینکه تدی رو از دست دادیم...
‫توی جنگ.

499
00:33:46,680 --> 00:33:48,679
‫- جنگ قبلی.
‫- جنگ بزرگ.

500
00:33:48,680 --> 00:33:51,519
‫- جنگی که قرار بود پایان همهٔ جنگ‌ها باشه.
‫- اوه، چه طعنهٔ تلخی.

501
00:33:51,520 --> 00:33:53,399
‫اگه اون موقع می‌دونستیم...
‫چطور می‌تونستیم بدونیم؟

502
00:33:53,400 --> 00:33:55,879
‫...که چند سال بدبخت بعد دوباره همه‌چی تکرار می‌شه.

503
00:33:55,880 --> 00:33:58,519
‫و فداکاری تدی بیچاره...
‫همه‌اش برای هیچ.

504
00:33:58,520 --> 00:34:01,959
‫جک، یادت هست بیرون مرکز بی‌خانمان‌ها چی بهت گفتم؟

505
00:34:01,960 --> 00:34:03,839
‫- نه.
‫- اوه.

506
00:34:03,840 --> 00:34:06,800
‫ولی یادداشتش کردم.
‫داری پیشرفت می‌کنی.

507
00:34:07,960 --> 00:34:11,680
‫«کار دستش به اندازهٔ قلم‌موی یه استاد قدیمی
‫قابل تشخیصه.»

508
00:34:13,360 --> 00:34:16,039
‫- کار دست کی؟
‫- هارولد گیلیز.

509
00:34:16,040 --> 00:34:17,399
‫جراح پلاستیک؟

510
00:34:17,400 --> 00:34:19,159
‫همون جراح پلاستیک.

511
00:34:19,160 --> 00:34:21,439
‫از پیشگامان جراحی ترمیمی بود

512
00:34:21,440 --> 00:34:23,680
‫برای صدها سربازی که از جبههٔ غربی برمی‌گشتن.

513
00:34:25,000 --> 00:34:32,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

514
00:34:33,480 --> 00:34:37,679
‫ولی برادر شما برنگشت، نه؟ کشته شد. اوه.

515
00:34:37,680 --> 00:34:41,679
‫همین چیزی بود که لازم داشتیم...
‫همه باور کنن.

516
00:34:41,680 --> 00:34:43,719
‫اِ... تدی بیچاره.

517
00:34:43,720 --> 00:34:46,639
‫فرار از خدمت کرده بود، می‌بینین.

518
00:34:46,640 --> 00:34:48,679
‫راهی نداشتیم. یا پناهش می‌دادیم یا...

519
00:34:48,680 --> 00:34:51,959
‫تیربارانش می‌کردن...
‫به جرم بزدلی اعدامش می‌کردن.

520
00:34:51,960 --> 00:34:54,239
‫همهٔ این سال‌ها مخفیش کردین؟

521
00:34:54,240 --> 00:34:55,959
‫و با اون شلوارهای پارچهٔ سواره‌نظامی

522
00:34:55,960 --> 00:34:59,039
‫یه ذره عزت‌نفس برای اون سرباز پیر نگه داشتین.

523
00:34:59,040 --> 00:35:00,879
‫و اسنید اینو می‌دونست؟

524
00:35:00,880 --> 00:35:02,840
‫ظاهراً.

525
00:35:11,640 --> 00:35:14,679
‫خانم درج چی؟

526
00:35:28,120 --> 00:35:32,919
‫اوردوز تصادفی نبود.
‫اون... اون کشتش؟

527
00:35:32,920 --> 00:35:35,440
‫نه. خودکشی بود.

528
00:35:36,800 --> 00:35:38,560
‫«کار درستی کردم؟»

529
00:35:39,600 --> 00:35:43,439
‫حرف خود خانم درج توی جلسه بود.

530
00:35:43,440 --> 00:35:47,400
‫الف عمداً بیش از حد مورفین خورد.

531
00:35:48,480 --> 00:35:51,640
‫و تنها کاری که من کردم...
‫این بود که یادداشت خودکشی رو بردارم.

532
00:35:52,760 --> 00:35:55,799
‫الف اون شب مشغول نوشتن بود،
‫برای همین انگشت‌هاش جوهری بود.

533
00:35:55,800 --> 00:36:00,439
‫می‌بینین، الف درج یه کاتولیک رومی دوآتشه بود
‫و خودکشی یه...

534
00:36:00,440 --> 00:36:02,559
‫گناه کبیره‌ست.

535
00:36:02,560 --> 00:36:04,919
‫خیلی سخت نبود بفهمیم

536
00:36:04,920 --> 00:36:07,319
‫کشیش محلی خانوادهٔ درج
‫آدم به‌شدت سخت‌گیریه،

537
00:36:07,320 --> 00:36:09,639
‫یه خشک‌مقدس واقعی.

538
00:36:09,640 --> 00:36:13,519
‫خانم درج سعی کرده بود خودکشی پسرش رو
‫یه حادثه جلوه بده،

539
00:36:13,520 --> 00:36:18,119
‫چون وگرنه الف بیچاره هیچ‌وقت
‫توی خاک مقدس دفن نمی‌شد

540
00:36:18,120 --> 00:36:19,359
‫کنار پدر مرحومش.

541
00:36:19,360 --> 00:36:22,879
‫بیشتر از این. اون... اون عوضی، پدر جساپ،

542
00:36:22,880 --> 00:36:25,519
‫اگه می‌فهمید، الف رو از قبر درمی‌آورد.

543
00:36:25,520 --> 00:36:28,359
‫و من همیشه از معنویت‌گرایی
‫خیلی آرامش می‌گرفتم،

544
00:36:28,360 --> 00:36:29,879
‫و فکر می‌کردم از طریق آقای اسنید

545
00:36:29,880 --> 00:36:32,520
‫با روح الف ارتباط گرفتم.

546
00:36:33,600 --> 00:36:37,199
‫بعد یادداشت‌ها شروع شدن؟
‫نامه‌های باج‌گیری؟

547
00:36:37,200 --> 00:36:39,639
‫بله.

548
00:36:39,640 --> 00:36:44,039
‫واضح بود هرکس فرستاده‌شون
‫می‌دونسته چه اتفاقی افتاده.

549
00:36:44,040 --> 00:36:47,759
‫بعد اسنید زنگ زد
‫و جلسهٔ بعدی رو تأیید کرد.

550
00:36:47,760 --> 00:36:52,120
‫خیلی روشن گفت که
‫باج‌گیرم رو همون‌جا می‌بینم

551
00:36:53,120 --> 00:36:55,200
‫و چیزهایی فاش خواهد شد.

552
00:36:56,240 --> 00:36:58,839
‫اون بار فضا کاملاً فرق داشت.

553
00:36:58,840 --> 00:37:01,199
‫همه محتاط و عصبی بودن.

554
00:37:01,200 --> 00:37:03,879
‫و بعد از مرگ اسنید،
‫قبل از رسیدن پلیس،

555
00:37:03,880 --> 00:37:06,319
‫یه جور گفت‌وگو بینتون شکل گرفت؟

556
00:37:06,320 --> 00:37:07,999
‫البته این فقط حدس منه،

557
00:37:08,000 --> 00:37:10,559
‫ولی فکر می‌کنم یه جور
‫تفاهم جمعی اتفاق افتاد،

558
00:37:10,560 --> 00:37:13,560
‫فهمیدین که همه‌تون
‫توی یه قایقین.

559
00:37:15,360 --> 00:37:18,720
‫فهمیدین اسنید از همه‌تون باج‌گیری می‌کرده.

560
00:37:21,600 --> 00:37:23,239
‫می‌خوام یه ریسک بکنم،

561
00:37:23,240 --> 00:37:25,639
‫ولی فکر می‌کنم شاید همهٔ ما
‫که امشب اینجاییم

562
00:37:25,640 --> 00:37:27,719
‫یه وجه مشترک داریم.

563
00:37:27,720 --> 00:37:29,759
‫این‌طور نیست؟

564
00:37:29,760 --> 00:37:32,439
‫منظورتون اینه همه‌مون مراجعه‌کننده بودیم؟
‫مراجعه‌کنندهٔ آقای اسنید؟

565
00:37:32,440 --> 00:37:34,719
‫اوه، آقای اسنید بیچاره!

566
00:37:34,720 --> 00:37:36,600
‫فکر می‌کنم کمی بیشتر از این.

567
00:37:37,680 --> 00:37:40,319
‫معمولاً دعوت‌نامه با پست می‌اومد.

568
00:37:40,320 --> 00:37:42,799
‫این بار،
‫من یه تماس تلفنی گرفتم.

569
00:37:45,240 --> 00:37:46,920
‫می‌بینم که تنها نبودم.

570
00:37:52,400 --> 00:37:55,640
‫همه یه نامه گرفته بودن؛
‫یه نامهٔ باج‌گیری.

571
00:37:56,880 --> 00:37:59,839
‫- همه به‌جز...
‫- شما.

572
00:37:59,840 --> 00:38:03,199
‫- شما نگرفته بودین؟
‫- نه.

573
00:38:03,200 --> 00:38:05,519
‫گفتم همه باید ساکت بمونیم،

574
00:38:05,520 --> 00:38:07,559
‫یه کلمه هم به پلیس نگیم.

575
00:38:07,560 --> 00:38:09,839
‫خب، بالاخره اگه از همه‌مون
‫باج‌گیری می‌شد...

576
00:38:09,840 --> 00:38:11,839
‫ممکن بود اوضاع با پلیس‌ها
‫خیلی خراب بشه.

577
00:38:11,840 --> 00:38:15,759
‫توصیهٔ بدی هم نبود، هرچند
‫کمی کار رو پیچیده کرد.

578
00:38:15,760 --> 00:38:17,799
‫هی، تو که... تو...

579
00:38:17,800 --> 00:38:20,039
‫فکر نمی‌کنی همه‌شون با هم
‫کشتنش، نه؟

580
00:38:20,040 --> 00:38:23,479
‫متأسفانه این جور چیزها فقط
‫توی رمان‌ها اتفاق می‌افته، بازرس.

581
00:38:23,480 --> 00:38:25,959
‫نه، هدف قاتل این بود که
‫همه‌چی رو مبهم کنه،

582
00:38:25,960 --> 00:38:28,879
‫جرم رو زیر انبوهی از انگیزه‌ها
‫گم‌وگور کنه

583
00:38:28,880 --> 00:38:31,320
‫و بعد انگشت اتهام رو
‫خیلی مشخص

584
00:38:32,360 --> 00:38:34,760
‫سمت جرالدین هاپر بگیره.

585
00:38:52,360 --> 00:38:55,000
‫اثر انگشت یه مرده.

586
00:38:56,040 --> 00:38:58,119
‫که البته ناممکنه.

587
00:38:58,120 --> 00:39:01,999
‫قاتل می‌دونست خیلی زود
‫ردمون به جرالدین می‌رسه،

588
00:39:02,000 --> 00:39:05,319
‫دختر یه نازی بدنامِ اعدام‌شده.

589
00:39:05,320 --> 00:39:09,239
‫قرار بود جرالدین متهم بشه،
‫و سر وقت،

590
00:39:09,240 --> 00:39:11,199
‫به جرمش به دار آویخته بشه.

591
00:39:11,200 --> 00:39:13,039
‫ولی کار کی؟

592
00:39:13,040 --> 00:39:16,159
‫چه کسی درست روبه‌روی هارولد اسنید نشسته بود؟

593
00:39:16,160 --> 00:39:17,759
‫چه کسی مهارت لازم رو داشت؟

594
00:39:17,760 --> 00:39:22,319
‫چه کسی دقیقاً می‌دونست اون شب
‫چه کسانی باید دعوت بشن،

595
00:39:22,320 --> 00:39:24,720
‫و این بار برای دعوت از تلفن استفاده کرد؟

596
00:39:28,160 --> 00:39:30,960
‫پس بیکار شدم، نه؟

597
00:39:42,080 --> 00:39:45,239
‫عایشه ژان-باپتیست
‫خیلی چیزها یاد گرفته بود

598
00:39:45,240 --> 00:39:47,719
‫از اون شعبده‌بازی که توی سیرک
‫دستیارش بود.

599
00:39:47,720 --> 00:39:52,080
‫آکروبات، بندبازی، و...

600
00:39:53,280 --> 00:39:55,079
‫...پرتاب چاقو.

601
00:39:55,080 --> 00:40:00,440
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

602
00:40:02,800 --> 00:40:05,559
‫اوه، ارتباط داره قطع می‌شه.

603
00:40:05,560 --> 00:40:07,600
‫اوه، داره محو می‌شه.

604
00:40:08,680 --> 00:40:11,079
‫اوه، خدا حفظت کنه...

605
00:40:30,920 --> 00:40:32,239
‫خب خب.

606
00:40:34,280 --> 00:40:36,279
‫تو می‌تونی حرف بزنی.

607
00:40:36,280 --> 00:40:39,319
‫معلومه که می‌تونم حرف بزنم، لعنتی.

608
00:40:39,320 --> 00:40:41,559
‫پس چـ... چرا وانمود می‌کردی نمی‌تونی؟

609
00:40:41,560 --> 00:40:42,960
‫وانمود نمی‌کرد.

610
00:40:44,000 --> 00:40:45,480
‫آفازیای ارادی.

611
00:40:46,520 --> 00:40:48,959
‫هان؟
‫یه اصطلاح روان‌شناسیه.

612
00:40:48,960 --> 00:40:50,959
‫آدم‌هایی که یه ضربهٔ روحی جدی دیدن،

613
00:40:50,960 --> 00:40:54,279
‫مثلاً نزدیک بوده توی آتش‌سوزی سیرک بمیرن،

614
00:40:54,280 --> 00:40:57,319
‫از حرف نزدن برای کنترل
‫محیط اطرافشون استفاده می‌کنن،

615
00:40:57,320 --> 00:40:59,360
‫یه جور راه برای داشتن
‫کمی کنترل.

616
00:41:00,400 --> 00:41:03,599
‫حدس می‌زنم برای اون کار
‫خیلی هم به درد می‌خورده.

617
00:41:03,600 --> 00:41:05,800
‫هیچ‌کس شک نمی‌کرد همدست باشه.

618
00:41:06,920 --> 00:41:09,360
‫می‌تونستم ساکت توی سایه‌ها بایستم...

619
00:41:15,920 --> 00:41:19,760
‫...و توی لحظه‌های خصوصی‌شون
‫همهٔ رازها رو بشنوم.

620
00:41:21,760 --> 00:41:23,600
‫مطمئن بشم هارولد ازشون باخبر می‌شه،

621
00:41:24,640 --> 00:41:26,560
‫و می‌دونه چطور ازشون استفاده کنه.

622
00:41:28,080 --> 00:41:30,319
‫عجب حروم‌زادهٔ باهوشی بود.

623
00:41:30,320 --> 00:41:33,360
‫ولی تو فقط کارمندش نبودی، نه؟

624
00:41:39,040 --> 00:41:42,720
‫یه لمس محبت‌آمیز که تند پس زده شد.

625
00:41:43,800 --> 00:41:45,319
‫می‌تونست نشونهٔ دعوای عاشقانه باشه.

626
00:41:45,320 --> 00:41:47,399
‫ولی بیشتر از این بود، نه؟
‫خیلی بیشتر.

627
00:41:47,400 --> 00:41:49,400
‫یه زمانی عاشقش بودم.

628
00:41:51,160 --> 00:41:54,160
‫بعد از حادثه‌م منو پیش خودش آورد.

629
00:41:55,840 --> 00:41:58,880
‫بهم کار و زندگی داد، تشویقم کرد.

630
00:42:00,120 --> 00:42:03,520
‫حتی باعث شد دوباره حرف بزنم.

631
00:42:04,880 --> 00:42:07,520
‫اولین کلماتی که تصمیم گرفتم بگم اینا بودن...

632
00:42:08,560 --> 00:42:09,960
‫...«دوستت دارم.»

633
00:42:11,160 --> 00:42:14,319
‫صدای مرده‌ها رو تو درمی‌آوردی؟

634
00:42:14,320 --> 00:42:16,079
‫اون‌هایی که خودش از پسشون برنمی‌اومد، آره.

635
00:42:16,080 --> 00:42:17,879
‫و صدای پرنده‌ها رو هم.

636
00:42:17,880 --> 00:42:20,959
‫ببین، من می‌دونم همهٔ حقه‌ها چطور انجام می‌شن، آقای بوک.

637
00:42:20,960 --> 00:42:22,959
‫ولی من از خودش بهترم.

638
00:42:22,960 --> 00:42:25,759
‫و می‌دونم همهٔ جنازه‌ها کجا دفن شدن.

639
00:42:25,760 --> 00:42:27,120
‫به معنای واقعی کلمه.

640
00:42:28,200 --> 00:42:30,880
‫این‌قدر از خودش مطمئن بود،

641
00:42:31,920 --> 00:42:33,040
‫این‌قدر مطمئن بود منو کنترل می‌کنه،

642
00:42:34,120 --> 00:42:36,159
‫که کورش کرده بود.

643
00:42:36,160 --> 00:42:38,999
‫حتی نفهمید فهرست مهمون‌های
‫جلسهٔ آخر

644
00:42:39,000 --> 00:42:40,759
‫یه فهرست خیلی خاصه،

645
00:42:40,760 --> 00:42:43,519
‫تا وقتی که از پشت اون پرده بیرون اومد.

646
00:42:43,520 --> 00:42:45,279
‫همهٔ آدم‌هایی که ازشون باج‌گیری می‌کرد.

647
00:42:45,280 --> 00:42:46,719
‫اوه، نه.

648
00:42:46,720 --> 00:42:50,720
‫نه همه‌شون، قربان. فقط آبدارترین‌ها؛
‫فقط شکارهای درجه‌یک.

649
00:42:51,880 --> 00:42:55,439
‫به همه‌شون زنگ زدم با بهترین...

650
00:42:55,440 --> 00:42:58,559
‫...صدای هارولد اسنیدم.

651
00:42:58,560 --> 00:43:00,480
‫شکارهایی مثل جرالدین؟

652
00:43:01,920 --> 00:43:05,640
‫همه به‌جز جرالدین.
‫درسته، عایشه؟

653
00:43:07,280 --> 00:43:09,400
‫چه داستانی داشت.

654
00:43:10,920 --> 00:43:12,880
‫وقتی با اسنید صمیمی شده بودن،
‫همه‌ش رو براش تعریف کرده بود.

655
00:43:14,160 --> 00:43:16,159
‫می‌بینین؟

656
00:43:16,160 --> 00:43:19,319
‫هوم، حدس زده بودم.
‫لباس‌های نو، کلاه‌گیس‌های نو.

657
00:43:19,320 --> 00:43:21,079
‫چشم اسنید دنبال یکی دیگه افتاده بود.

658
00:43:21,080 --> 00:43:23,159
‫چشمش.

659
00:43:23,160 --> 00:43:24,919
‫دست‌هاش.

660
00:43:24,920 --> 00:43:27,960
‫تمام وجودش.

661
00:43:29,520 --> 00:43:31,200
‫دلش پیش خانم هاپر گیر کرده بود.

662
00:43:32,240 --> 00:43:35,840
‫قرار بود منو مثل یه دستمال کهنه
‫بندازه دور.

663
00:43:37,160 --> 00:43:41,840
‫خیلی صریح بهم گفت که همه‌چی تموم شده.

664
00:43:43,120 --> 00:43:44,840
‫خانم مرسر...

665
00:43:46,080 --> 00:43:48,240
‫خانم هاپر قرار بود مال اون باشه.

666
00:43:49,440 --> 00:43:51,120
‫من باید می‌رفتم.

667
00:43:52,160 --> 00:43:54,319
‫اون از جرالدین باج‌گیری نمی‌کرد،

668
00:43:54,320 --> 00:43:56,199
‫ولی من راز جرالدین رو می‌دونستم.

669
00:43:56,200 --> 00:43:58,199
‫همه‌چی رو دربارهٔ پدرش می‌دونستم.

670
00:43:58,200 --> 00:44:01,679
‫نه، من هیچ‌چیزی از این نمی‌دونستم.
‫هیچی. باید باورم کنین.

671
00:44:01,680 --> 00:44:03,599
‫خدای من، تو می‌ذاشتی من اعدام بشم.

672
00:44:03,600 --> 00:44:04,920
‫هان.

673
00:44:06,600 --> 00:44:08,680
‫دربارهٔ اشیای این موزه هم خوندم.

674
00:44:09,800 --> 00:44:11,919
‫چه چیزی مناسب‌تر از اینکه هارولد عزیزم

675
00:44:11,920 --> 00:44:14,640
‫به دست شبح پدر اون کشته بشه؟

676
00:44:15,720 --> 00:44:17,359
‫خیلی تمیز.

677
00:44:17,360 --> 00:44:19,960
‫با یه سنگ دو تا پرنده.

678
00:44:23,840 --> 00:44:26,599
‫عایشه ژان-باپتیست،

679
00:44:26,600 --> 00:44:29,120
‫به ظن قتل بازداشتت می‌کنم.

680
00:44:38,720 --> 00:44:40,959
‫اوه، لعنت.

681
00:44:46,000 --> 00:44:48,439
‫با این تفنگ نخودی هم
‫می‌شه کلی خسارت زد.

682
00:44:49,800 --> 00:44:53,200
‫یادتون باشه، لینکلن رو هم
‫یه تپانچهٔ زنونه کشت.

683
00:44:54,320 --> 00:44:56,040
‫خالیه.

684
00:44:57,320 --> 00:44:58,680
‫قراره پر بشه؟

685
00:45:36,400 --> 00:45:40,640
‫- موریس.
‫- از این طرف، قربان! عجله کنین.

686
00:46:01,800 --> 00:46:05,560
‫خب، فکر کنم آقای کندال
‫خودش رو تا حدی جبران کرد، بازرس.

687
00:46:06,840 --> 00:46:08,240
‫این‌طور فکر نمی‌کنین؟

688
00:46:19,200 --> 00:46:20,799
‫خب، تصمیمم رو گرفتم.

689
00:46:20,800 --> 00:46:24,439
‫وقتی پولم برسه،
‫می‌رم سراغ کسب‌وکار.

690
00:46:24,440 --> 00:46:26,759
‫آقای بیسهارت لطف کردن و...

691
00:46:26,760 --> 00:46:30,279
‫اوه!... ازم خواستن باهاش
‫یه روزنامه‌فروشی راه بندازم.

692
00:46:30,280 --> 00:46:31,479
‫اوه، چه خوب.

693
00:46:31,480 --> 00:46:33,959
‫- همیشه دلم می‌خواسته یه مغازهٔ کوچیک داشته باشم.
‫- هوم.

694
00:46:33,960 --> 00:46:36,479
‫پس سرمایه‌هامون رو روی هم می‌ذاریم.

695
00:46:36,480 --> 00:46:38,679
‫فقط امیدوارم توی این سن
‫تصمیم درستی باشه.

696
00:46:38,680 --> 00:46:41,360
‫اوه، عالی می‌شی، آدا.

697
00:46:42,440 --> 00:46:43,999
‫مگه نه؟ عالی می‌شه.

698
00:46:44,000 --> 00:46:45,679
‫هیچ شکی ندارم.

699
00:46:45,680 --> 00:46:48,719
‫پس همسایه می‌شیم، آقای بوک.
‫اوه، جدی؟

700
00:46:48,720 --> 00:46:53,039
‫- هوم. بازم ممنون، بابت همه‌چی.
‫- قابلی نداشت.

701
00:46:53,040 --> 00:46:56,079
‫ممنون. و بابت...

702
00:46:56,080 --> 00:46:58,439
‫خب، خودتون می‌دونین، این همه دردسر، ببخشید.

703
00:46:58,440 --> 00:47:01,080
‫اصلاً بهش فکر نکنین. فقط...

704
00:47:02,280 --> 00:47:05,999
‫خب، فقط امیدوارم
‫الفِ من حالا بتونه در آرامش بخوابه.

705
00:47:06,000 --> 00:47:07,879
‫بله، حتماً.

706
00:47:07,880 --> 00:47:09,640
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

707
00:47:10,760 --> 00:47:12,319
‫آه. بریم؟

708
00:47:16,520 --> 00:47:17,760
‫نورا.

709
00:47:18,800 --> 00:47:21,399
‫کارت با اون سرنخ حساب‌ها
‫خیلی خوب بود.

710
00:47:21,400 --> 00:47:23,759
‫اوه، ممنون.

711
00:47:23,760 --> 00:47:26,399
‫پس بالاخره یه فایده‌ای هم دارم.

712
00:47:26,400 --> 00:47:27,879
‫گاهی.

713
00:47:27,880 --> 00:47:30,519
‫واقعاً باید یه جور پاداش بهت بدم.

714
00:47:30,520 --> 00:47:33,319
‫یه نون چلسی، یه بسته شربت‌پودر...

715
00:47:33,320 --> 00:47:37,919
‫خانم درج و آقای بیسهارت
‫دارن یه روزنامه‌فروشی باز می‌کنن.

716
00:47:37,920 --> 00:47:41,440
‫اوه، امیدوار بودم
‫میوه‌فروشی باشه.

717
00:47:42,520 --> 00:47:44,959
‫گفتم که حتی یه نون چلسی هم...

718
00:47:44,960 --> 00:47:47,599
‫خودتو مریض نکن.

719
00:47:47,600 --> 00:47:50,239
‫با عمو یوسف هم یه کم راه بیا.

720
00:47:50,240 --> 00:47:52,000
‫فقط بهش وقت بده، باشه؟

721
00:48:32,800 --> 00:48:34,599
‫خدای من، چه داستانی.

722
00:48:34,600 --> 00:48:36,959
‫فکر کنم خیلی خوش‌شانس بودین
‫که سالم ازش در رفتین، سرهنگ.

723
00:48:36,960 --> 00:48:39,439
‫- رجی، لطفاً.
‫- رجی.

724
00:48:39,440 --> 00:48:40,879
‫منظورتون چیه؟

725
00:48:40,880 --> 00:48:44,519
‫خب، امیدوارم توی کمدتون
‫اسکلت پنهانی نداشته باشین.

726
00:48:48,120 --> 00:48:49,759
‫بیاین دربارهٔ یه چیز خوشایندتر حرف بزنیم.

727
00:48:49,760 --> 00:48:51,599
‫بله، بیاین.

728
00:48:51,600 --> 00:48:53,439
‫شما.

729
00:48:53,440 --> 00:48:55,839
‫- من؟
‫- هوم. از خودتون بگین.

730
00:48:55,840 --> 00:48:57,839
‫اوه، چه چیزی برای گفتن هست؟

731
00:48:57,840 --> 00:49:01,599
‫اِم، اسم کوچک مسیحی‌م افتضاحه.

732
00:49:01,600 --> 00:49:03,359
‫اسم عجیبیه.

733
00:49:03,360 --> 00:49:08,359
‫برای همین همه تراتی صدام می‌کنن.
‫توی آرچ‌انجل لین مغازه دارم.

734
00:49:08,360 --> 00:49:11,119
‫- آرچ‌انجل؟
‫- نزدیک چرینگ کراس. استراتفورد سلکشنز.

735
00:49:11,120 --> 00:49:13,799
‫- انتخابِ چی؟
‫- کاغذدیواری.

736
00:49:13,800 --> 00:49:16,919
‫اوه! استراتفورد.

737
00:49:16,920 --> 00:49:19,079
‫- همون اسم افتضاحه؟
‫- آره.

738
00:49:19,080 --> 00:49:21,319
‫پس شاید باید صداتون کنم «افتضاح».

739
00:49:21,320 --> 00:49:22,999
‫شما افتضاحین؟

740
00:49:23,000 --> 00:49:24,480
‫گاهی.

741
00:49:25,520 --> 00:49:27,200
‫راستش امیدوار بودم همینو بگین.

742
00:49:29,400 --> 00:49:31,200
‫چند وقته ازدواج کردین؟

743
00:49:32,240 --> 00:49:35,239
‫هوم. ده سال.

744
00:49:35,240 --> 00:49:37,640
‫درواقع زمان جنگ داخلی اسپانیا بود.

745
00:49:41,200 --> 00:49:42,800
‫منو کنجکاو کردین.

746
00:49:44,640 --> 00:49:46,799
‫راز دارین؟

747
00:49:46,800 --> 00:49:48,919
‫همه رازهایی داریم.

748
00:49:48,920 --> 00:49:51,200
‫می‌تونین روی رازداری من حساب کنین.

749
00:49:53,200 --> 00:49:54,799
‫می‌تونم؟

750
00:49:54,800 --> 00:49:59,319
‫ببخشید، ولی اِ... تقریباً اصلاً نمی‌شناسمتون.

751
00:49:59,320 --> 00:50:01,480
‫خب، هدف چای خوردن با هم
‫همینه، نه؟

752
00:50:02,640 --> 00:50:05,400
‫بریتانیایی‌تر از این راهی برای
‫شناختن آدم‌ها وجود نداره.

753
00:50:06,480 --> 00:50:08,359
‫فکر کنم همین‌طوره.

754
00:50:08,360 --> 00:50:10,839
‫پس سؤال اینه، خانم بوک...

755
00:50:10,840 --> 00:50:12,320
‫بله؟

756
00:50:13,360 --> 00:50:14,880
‫یه حبه قند یا دو تا؟

757
00:50:29,000 --> 00:50:30,319
‫...یه پاداش.

758
00:50:32,360 --> 00:50:34,040
‫کاملاً.

759
00:51:04,600 --> 00:51:06,319
‫اوه.

760
00:51:06,320 --> 00:51:07,839
‫تعجب کردین؟

761
00:51:07,840 --> 00:51:09,199
‫نه، نه.

762
00:51:09,200 --> 00:51:13,119
‫می‌دونم شماها دوست دارین
‫نیروها رو مثل کشتزار نوبتی عوض کنین.

763
00:51:14,240 --> 00:51:17,519
‫درواقع کل اداره‌تون
‫یه بوی قرن هجدهمی می‌ده.

764
00:51:17,520 --> 00:51:20,439
‫مگه اون دوره رو عصر روشنگری نمی‌گفتن؟

765
00:51:20,440 --> 00:51:23,599
‫حالا که حرفش شد، می‌تونین انجامش بدین؟
‫می‌تونین ما رو ببرین داخل؟

766
00:51:23,600 --> 00:51:25,919
‫- ما؟
‫- من و پسر.

767
00:51:25,920 --> 00:51:29,519
‫اوه، بله. بله، البته؛
‫نوهٔ گمشده که برگشته.

768
00:51:29,520 --> 00:51:31,519
‫خب؟

769
00:51:31,520 --> 00:51:34,679
‫می‌دونین، این چیزها خیلی سخته.

770
00:51:34,680 --> 00:51:36,919
‫یه برنامهٔ خیلی شلوغ به ارث بردم.

771
00:51:36,920 --> 00:51:39,799
‫می‌تونین ما رو وارد آلمان کنین؟

772
00:51:39,800 --> 00:51:43,400
‫بالاخره این ماجرا رو شماها شروع کردین، نه؟

773
00:51:51,200 --> 00:51:52,800
‫خب...

774
00:51:54,000 --> 00:51:56,759
‫بله، هنوز باید چند تا جزئیات اداری رو جمع کنیم،

775
00:51:56,760 --> 00:52:00,920
‫ولی آره، یه راه هست.

776
00:52:02,000 --> 00:52:03,360
‫ممنون.

777
00:52:04,400 --> 00:52:07,439
‫البته هیچ ناهار مجانی‌ای در کار نیست.

778
00:52:10,280 --> 00:52:11,800
‫بریم؟

779
00:52:12,800 --> 00:52:32,800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
