1
00:00:08,000 --> 00:00:10,960
‫دوستان عزیز، شروع کنیم.

2
00:00:11,960 --> 00:00:22,960
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

3
00:00:41,280 --> 00:00:43,919
‫می‌بینمت.

4
00:00:43,920 --> 00:00:46,080
‫می‌بینمت، بابوجی.

5
00:00:47,520 --> 00:00:49,799
‫مه داره کنار می‌ره.

6
00:00:49,800 --> 00:00:51,479
‫بابوجی...

7
00:00:51,480 --> 00:00:53,959
‫همیشه منو همین صدا می‌کرد.

8
00:00:53,960 --> 00:00:57,639
‫برای من گریه نکن، بابوجی.

9
00:00:57,640 --> 00:00:59,479
‫همه‌چی خوبه.

10
00:01:00,479 --> 00:01:06,479
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

11
00:01:07,280 --> 00:01:09,840
‫دیگه باید برم، بابوجی.

12
00:01:11,200 --> 00:01:12,879
‫خداحافظ.

13
00:01:15,320 --> 00:01:16,799
‫مرگ...

14
00:01:16,800 --> 00:01:19,519
‫...فقط یه دره.

15
00:01:19,520 --> 00:01:21,879
‫اینجا چیزی جز آرامش نیست.

16
00:01:21,880 --> 00:01:25,360
‫آرامشی فراگیر و بی‌پایان...

17
00:01:26,840 --> 00:01:29,280
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

18
00:01:31,960 --> 00:01:35,679
‫ارتباط داره قطع می‌شه...

19
00:01:35,680 --> 00:01:36,999
‫بابا...

20
00:01:37,000 --> 00:01:38,359
‫کجایی؟

21
00:01:38,360 --> 00:01:40,600
‫نمی‌بینمت، بابوجی.

22
00:01:42,240 --> 00:01:45,080
‫خدا حفظت کنه، بابوجی.

23
00:01:46,560 --> 00:01:48,479
‫آخ...!

24
00:01:50,280 --> 00:01:52,080
‫آخ...!

25
00:01:55,800 --> 00:01:56,959
‫آقای اسنید؟

26
00:01:56,960 --> 00:01:59,040
‫آقای اسنید، حالتون خوبه؟

27
00:03:28,080 --> 00:03:29,520
‫یا خدا.

28
00:03:30,880 --> 00:03:32,919
‫ماجرا چیه؟

29
00:03:32,920 --> 00:03:36,279
‫هارولد ترنس اسنید،
‫۵۴ ساله.

30
00:03:36,280 --> 00:03:40,719
‫حدود یک ساله اینجا، شمارهٔ ۲۷ کینگزگیت،
‫روبورو، زندگی می‌کنه.

31
00:03:40,720 --> 00:03:42,879
‫قبلش ظاهراً مدام جابه‌جا می‌شده.

32
00:03:42,880 --> 00:03:44,919
‫شغل...

33
00:03:44,920 --> 00:03:47,239
‫- ...مدیوم و احضارگر ارواح.
‫- هوم.

34
00:03:47,240 --> 00:03:49,959
‫و با یک ضربه مستقیم به قلب کشته شده.

35
00:03:49,960 --> 00:03:51,799
‫ضربه هم با قدرت زیادی وارد شده.

36
00:03:51,800 --> 00:03:53,919
‫از زاویهٔ ضربه می‌شه چیزی...

37
00:03:53,920 --> 00:03:55,759
‫- ...نتیجه گرفت؟
‫- هوم.

38
00:03:55,760 --> 00:03:57,399
‫تقریباً مستقیم از روبه‌رو بوده.

39
00:03:57,400 --> 00:03:59,719
‫وقتی اثرانگشت‌ها بررسی بشن،
‫طبعاً بیشتر می‌فهمیم.

40
00:03:59,720 --> 00:04:02,759
‫بله، بله. خب، بقیه رو
‫توی کلانتری نگه داشتیم.

41
00:04:02,760 --> 00:04:05,319
‫مظنون واضحی داریم؟

42
00:04:05,320 --> 00:04:07,039
‫بوک! شما اینجا...؟

43
00:04:07,040 --> 00:04:08,879
‫ببخشید، بازرس.

44
00:04:08,880 --> 00:04:12,919
‫مثل خود مرگ، خبر قتل هم زود می‌پیچه.

45
00:04:12,920 --> 00:04:14,919
‫البته منظورم خبرشه.

46
00:04:14,920 --> 00:04:18,199
‫و باید اعتراف کنم این پرونده
‫برای من جنبهٔ شخصی هم داره.

47
00:04:18,200 --> 00:04:21,239
‫راستش مدتی بود حدس می‌زدم
‫چنین اتفاقی

48
00:04:21,240 --> 00:04:23,959
‫ممکنه برای هارولد ترنس اسنید بیفته.

49
00:04:23,960 --> 00:04:25,319
‫شما...

50
00:04:25,320 --> 00:04:27,000
‫قربانی رو می‌شناختین؟

51
00:05:03,960 --> 00:05:05,840
‫یکی از اینا می‌خوام، ممنون.

52
00:05:08,120 --> 00:05:09,759
‫بفرمایین.

53
00:05:09,760 --> 00:05:11,160
‫- اوه.
‫- می‌دونم.

54
00:05:12,280 --> 00:05:13,639
‫صحافی نیم‌پارچه‌ای.

55
00:05:13,640 --> 00:05:15,559
‫اوه... جلد مقواییِ کاغذپوش.

56
00:05:15,560 --> 00:05:17,239
‫عطفش پارچه‌ایه.

57
00:05:17,240 --> 00:05:18,959
‫عالیه. قطع دوازده‌تایی.

58
00:05:18,960 --> 00:05:20,319
‫اِ...

59
00:05:20,320 --> 00:05:21,639
‫اِ... یه کتاب.

60
00:05:21,640 --> 00:05:22,799
‫شروع خوبیه.

61
00:05:22,800 --> 00:05:24,399
‫اِ... حدود هفت اینچ قدشه.

62
00:05:24,400 --> 00:05:25,879
‫هفت یا هشت.

63
00:05:25,880 --> 00:05:26,959
‫یک امتیاز برای نورا.

64
00:05:26,960 --> 00:05:28,719
‫یه شیلینگ می‌برم؟
‫آره.

65
00:05:28,720 --> 00:05:30,199
‫نیم‌عنوان؟

66
00:05:30,200 --> 00:05:32,079
‫صبر کن، صبر کن. اینو می‌دونم.

67
00:05:32,080 --> 00:05:33,359
‫بجنب، بجنب، بجنب.

68
00:05:33,360 --> 00:05:35,279
‫اِ... بجنب دیگه.

69
00:05:35,280 --> 00:05:37,959
‫صفحهٔ قبل از صفحهٔ عنوان
‫که فقط اسم کتاب روشه.

70
00:05:37,960 --> 00:05:39,239
‫درسته.

71
00:05:39,240 --> 00:05:40,999
‫- آره!
‫- لعنت.

72
00:05:41,000 --> 00:05:42,439
‫قطعاً یه شیلینگ می‌ارزید.

73
00:05:42,440 --> 00:05:45,599
‫بجنب جک، نورا داره ضایعت می‌کنه.
‫اون حتی اینجا کار هم نمی‌کنه.

74
00:05:45,600 --> 00:05:48,239
‫می‌تونم بکنم. فقط بگو.

75
00:05:48,240 --> 00:05:51,159
‫محاله. عموت می‌گه
‫بدون تو کارش لنگه.

76
00:05:51,160 --> 00:05:53,080
‫فقط چون بهم حقوق نمی‌ده.

77
00:05:54,800 --> 00:05:56,439
‫اوه، آقای بیس‌هارت.

78
00:05:56,440 --> 00:05:58,399
‫- سلام.
‫- صبح بخیر.

79
00:05:58,400 --> 00:05:59,559
‫صبح بخیر.

80
00:05:59,560 --> 00:06:00,720
‫چه کمکی از دستمون برمیاد؟

81
00:06:02,080 --> 00:06:05,079
‫اِ، آقای بوک، من...

82
00:06:05,080 --> 00:06:09,200
‫می‌خواستم ببینم می‌تونین
‫برای یه مشکل کوچیک کمکم کنین؟

83
00:06:12,720 --> 00:06:14,200
‫از این طرف.

84
00:06:29,440 --> 00:06:31,880
‫اسمش هارولد اسنیده.

85
00:06:38,880 --> 00:06:40,839
‫اسنید.

86
00:06:40,840 --> 00:06:42,480
‫این اسم قبلاً به گوشم خورده.

87
00:06:43,880 --> 00:06:45,480
‫آروم، عایشه.

88
00:06:46,720 --> 00:06:47,720
‫آه.

89
00:06:49,280 --> 00:06:50,559
‫اسنید...

90
00:06:50,560 --> 00:06:52,279
‫یه مدیومه، یه احضارگر روح.

91
00:06:52,280 --> 00:06:53,519
‫آه.

92
00:06:53,520 --> 00:06:55,999
‫جکِ جوون رو یادتونه؟

93
00:06:56,000 --> 00:06:58,439
‫جلوی اون راحت حرف بزنین.

94
00:06:58,440 --> 00:07:00,599
‫یه جورایی شاگرد اینجاست.

95
00:07:00,600 --> 00:07:03,040
‫فرض کنین پیپِ منه و منم جو گارجری.

96
00:07:04,480 --> 00:07:06,039
‫ها؟

97
00:07:06,040 --> 00:07:08,079
‫خب، من ازش «انتظارات بزرگ» دارم.

98
00:07:09,800 --> 00:07:12,439
‫خلاصه، من خیلی به این چیزای
‫احضار روح اعتقاد ندارم.

99
00:07:12,440 --> 00:07:14,439
‫راستش باورم نمی‌شه.

100
00:07:14,440 --> 00:07:15,679
‫عاقل‌تر از نسل خودت هستی.

101
00:07:15,680 --> 00:07:17,879
‫البته یه بار رفتم پیش یکی،
‫یه مدیوم.

102
00:07:17,880 --> 00:07:20,279
‫تهِ اسکلهٔ ساوت‌اند بود.

103
00:07:20,280 --> 00:07:22,479
‫یه پیرزن، پر از شال و النگو.

104
00:07:22,480 --> 00:07:24,279
‫چطور پیش رفت؟

105
00:07:24,280 --> 00:07:26,519
‫خب، با چند نفر تماس گرفت،
‫می‌دونی،

106
00:07:26,520 --> 00:07:28,919
‫- از جمله خاله ایرینم.
‫- اوه.

107
00:07:28,920 --> 00:07:31,239
‫تا جایی که یادمه، کلی ناله و زاری بود.

108
00:07:31,240 --> 00:07:33,319
‫- حالش چطور بود؟
‫- کی؟

109
00:07:33,320 --> 00:07:34,839
‫خاله ایرینت.

110
00:07:34,840 --> 00:07:38,839
‫اوه، توی درهٔ مه‌ها خیلی خوشحال بود
‫و با افتخار نگاهم می‌کرد.

111
00:07:38,840 --> 00:07:40,719
‫ها. همیشه همینو می‌گن.

112
00:07:40,720 --> 00:07:43,639
‫خب دقیقاً چطور می‌تونم کمکتون کنم،
‫آقای بیس‌هارت؟

113
00:07:43,640 --> 00:07:45,559
‫آه، خب، قضیه...

114
00:07:45,560 --> 00:07:47,879
‫راستش برای خودم نیومدم.

115
00:07:47,880 --> 00:07:51,639
‫می‌دونم چطور اون ماجرای کثیف
‫اریک ولبلاود و جرج هارکاپ رو

116
00:07:51,640 --> 00:07:54,439
‫جمع‌وجور کردین،

117
00:07:54,440 --> 00:07:57,039
‫و مردم می‌گن خیلی، اِم...

118
00:07:57,040 --> 00:07:58,959
‫...رازداری بلدید.

119
00:07:58,960 --> 00:08:00,719
‫چه بی‌ملاحظه که اینو گفتن.

120
00:08:00,720 --> 00:08:02,319
‫نه، اِ...

121
00:08:02,320 --> 00:08:04,720
‫در واقع دربارهٔ یه نفر دیگه اومدم.

122
00:08:15,240 --> 00:08:16,959
‫خانم دِرِج.

123
00:08:16,960 --> 00:08:18,999
‫به هم نزدیکین؟

124
00:08:19,000 --> 00:08:22,639
‫خب، می‌دونین، قبلاً فقط...
‫در حد سلام و علیک بودیم.

125
00:08:22,640 --> 00:08:24,079
‫بعدش...

126
00:08:24,080 --> 00:08:29,159
‫بعد از مرگ هارکاپ، هی اتفاقی
‫به هم برمی‌خوردیم.

127
00:08:29,160 --> 00:08:31,519
‫خیلی به هم علاقه‌مند شدیم.

128
00:08:31,520 --> 00:08:33,359
‫بعد هم که پسرش رو از دست داد، اِ...

129
00:08:33,360 --> 00:08:35,519
‫آه، شنیدم. خیلی غم‌انگیزه.

130
00:08:35,520 --> 00:08:37,159
‫چی شد؟

131
00:08:37,160 --> 00:08:38,559
‫حادثه.

132
00:08:38,560 --> 00:08:40,559
‫مورفینش رو بیش‌ازحد مصرف کرد.

133
00:08:40,560 --> 00:08:42,559
‫درد خیلی شدیدی داشت.

134
00:08:42,560 --> 00:08:44,439
‫- بله، یادمه.
‫- هوم.

135
00:08:44,440 --> 00:08:47,519
‫خلاصه آقای بوک، مسئله اینه که ایدا...

136
00:08:47,520 --> 00:08:49,999
‫بخوام رک بگم،

137
00:08:50,000 --> 00:08:52,839
‫داره توی غمش غرق می‌شه.
‫واقعاً غرق شده.

138
00:08:52,840 --> 00:08:56,999
‫می‌دونستم همیشه یه علاقه‌ای
‫به احضار ارواح داشته،

139
00:08:57,000 --> 00:09:01,079
‫ولی مدام بیشتر و بیشتر ازش حرف می‌زد،

140
00:09:01,080 --> 00:09:04,239
‫و از مردی به اسم اسنید،

141
00:09:04,240 --> 00:09:08,559
‫که می‌گفت تنها کسیه که می‌تونه
‫وصلش کنه به پسرش.

142
00:09:08,560 --> 00:09:10,639
‫اولش هم کارش خیرخواهانه به نظر می‌رسید.

143
00:09:10,640 --> 00:09:13,479
‫یعنی حتی یه پنی هم نمی‌گیره.

144
00:09:13,480 --> 00:09:15,719
‫و اوایل کمکش کرد.

145
00:09:15,720 --> 00:09:16,999
‫اما حالا؟

146
00:09:17,000 --> 00:09:18,880
‫حالا دیگه نمی‌تونه ازش دل بکنه!

147
00:09:21,320 --> 00:09:22,559
‫من... من...

148
00:09:22,560 --> 00:09:26,359
‫فکر می‌کنم داره همه‌چی رو بدتر می‌کنه،
‫آقای بوک.

149
00:09:26,360 --> 00:09:27,959
‫خیلی بدتر.

150
00:09:27,960 --> 00:09:30,239
‫و هیچ‌وقت نمی‌تونه از این غم عبور کنه.

151
00:09:30,240 --> 00:09:31,919
‫برای همین...

152
00:09:31,920 --> 00:09:36,919
‫فکر کردم شاید شما بتونین...

153
00:09:36,920 --> 00:09:39,759
‫...یه کاری برای کمک بهش بکنین؟

154
00:09:39,760 --> 00:09:42,080
‫مطمئنم حرف شما رو گوش می‌کنه، آقای بوک.

155
00:09:43,760 --> 00:09:46,959
‫باید خیلی بااحتیاط جلو بریم.

156
00:09:46,960 --> 00:09:50,919
‫اگه واقعاً باور داشته باشه، خانم دِرِج شاید
‫از دخالت ما خوشش نیاد.

157
00:09:50,920 --> 00:09:52,640
‫ممکنه واکنش خوبی نشون نده.

158
00:09:54,080 --> 00:09:56,559
‫مثل بیدار کردن آدمِ خواب‌گرده.

159
00:09:56,560 --> 00:09:58,039
‫اوه.

160
00:09:58,040 --> 00:09:59,440
‫ولی، اِ...

161
00:10:02,000 --> 00:10:03,640
‫هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم.

162
00:10:23,800 --> 00:10:25,839
‫بله، آره...

163
00:10:25,840 --> 00:10:28,079
‫باشه. آره. بله.

164
00:10:28,080 --> 00:10:30,759
‫نه، به نظرم درسته.

165
00:10:30,760 --> 00:10:32,919
‫حدود بیست دقیقه دیگه می‌رسیم.

166
00:10:32,920 --> 00:10:34,879
‫باشه.

167
00:10:34,880 --> 00:10:36,519
‫موریس.

168
00:10:36,520 --> 00:10:38,719
‫- قربان؟
‫- سرقت مسلحانه.

169
00:10:38,720 --> 00:10:40,879
‫دخانیاتیِ خیابون مرسر.

170
00:10:40,880 --> 00:10:42,919
‫ماشین رو بیار جلوی در.

171
00:10:42,920 --> 00:10:44,280
‫خب؟

172
00:10:45,480 --> 00:10:46,879
‫موریس!

173
00:10:46,880 --> 00:10:48,839
‫بجنب دیگه.

174
00:10:48,840 --> 00:10:50,280
‫بله، قربان.

175
00:11:01,160 --> 00:11:03,399
‫روح‌باوری از آمریکا شروع شد.

176
00:11:03,400 --> 00:11:04,839
‫تعجبی نداره.

177
00:11:04,840 --> 00:11:07,079
‫خیلی از مزخرفات دنیا
‫از همون‌جا شروع شدن.

178
00:11:07,080 --> 00:11:08,279
‫آره.

179
00:11:08,280 --> 00:11:10,039
‫هات‌داگ، کوکاکولا.

180
00:11:10,040 --> 00:11:12,879
‫سه خواهر بودن، به اسم خواهران فاکس.

181
00:11:12,880 --> 00:11:15,239
‫فیلم کابویی، فیلم گنگستری.

182
00:11:15,240 --> 00:11:16,919
‫صندلی الکتریکی!

183
00:11:16,920 --> 00:11:19,279
‫چه روش وحشیانه‌ای برای کشتن آدم.

184
00:11:19,280 --> 00:11:21,959
‫خواهرها همه رو قانع کرده بودن
‫که می‌تونن با مرده‌ها حرف بزنن،

185
00:11:21,960 --> 00:11:24,319
‫با یه سری صداهای تق‌تق عجیب.

186
00:11:24,320 --> 00:11:26,279
‫ازش یه صنعت کامل ساختن.

187
00:11:26,280 --> 00:11:28,319
‫موز مال کجاست؟

188
00:11:28,320 --> 00:11:30,119
‫اِ... آمریکا نه.

189
00:11:30,120 --> 00:11:31,959
‫من تا حالا موز نخوردم.

190
00:11:31,960 --> 00:11:35,519
‫خلاصه، سال‌ها بعد یکی از خواهرها گفت
‫تمام اون صداها رو با تق‌تق دادن

191
00:11:35,520 --> 00:11:39,159
‫مفصل انگشت‌های پاشون درمی‌آوردن.

192
00:11:39,160 --> 00:11:40,719
‫ولی دیگه دیر شده بود.

193
00:11:40,720 --> 00:11:44,919
‫با اینکه تقلبشون ثابت شده بود،
‫مردم دلشون می‌خواست باور کنن.

194
00:11:44,920 --> 00:11:46,719
‫هنوزم همین‌طورن.

195
00:11:46,720 --> 00:11:49,039
‫بفرمایین آقای بوک،
‫بهترین چیزیه که داریم.

196
00:11:49,040 --> 00:11:51,759
‫آه، ممنون یوسف. بهت بدهکار شدم.

197
00:11:51,760 --> 00:11:53,679
‫هستی؛ شش شیلینگ.

198
00:11:53,680 --> 00:11:55,039
‫اِ، بله.

199
00:11:55,040 --> 00:11:57,359
‫جک، حساب آقا رو بده، می‌شه؟

200
00:11:57,360 --> 00:11:58,879
‫اون چیه؟

201
00:11:58,880 --> 00:12:02,039
‫«زندگی کوتاهه؛
‫اول دسر رو بخور.»

202
00:12:02,040 --> 00:12:03,919
‫هدیه برای خانم دِرِج.

203
00:12:03,920 --> 00:12:05,719
‫خارج از جیره‌بندی گیر آوردم.

204
00:12:05,720 --> 00:12:08,679
‫شیرینی همیشه راه مطمئنیه
‫برای جلب اعتماد آدم‌ها.

205
00:12:08,680 --> 00:12:10,239
‫بریم.

206
00:12:10,240 --> 00:12:12,599
‫نه، نه، نه. تو نه، خانم جوان.

207
00:12:12,600 --> 00:12:14,879
‫ظرف‌ها.

208
00:12:14,880 --> 00:12:16,479
‫اوه، چی؟

209
00:12:16,480 --> 00:12:19,159
‫اون‌جا یه کوه ظرف داریم
‫بلندتر از ایاصوفیه.

210
00:12:19,160 --> 00:12:20,400
‫ادی.

211
00:12:25,360 --> 00:12:27,199
‫باید حقوق دختره رو زیاد کنی.

212
00:12:27,200 --> 00:12:29,599
‫غذا می‌خوره، سقف هم بالای سرشه.

213
00:12:29,600 --> 00:12:31,199
‫دیگه چی می‌خواد؟

214
00:12:31,200 --> 00:12:32,599
‫هوم.

215
00:12:32,600 --> 00:12:33,920
‫فعلاً.

216
00:12:53,480 --> 00:12:55,839
‫اوه، راحت‌الحلقوم!

217
00:12:55,840 --> 00:12:58,119
‫سال‌هاست نخوردم.

218
00:12:58,120 --> 00:13:01,199
‫شوهر مرحومم هر کریسمس
‫یه جعبه برام می‌گرفت.

219
00:13:01,200 --> 00:13:03,079
‫البته سال‌هاست که رفته.

220
00:13:03,080 --> 00:13:04,759
‫خیلی وقته رفته.

221
00:13:04,760 --> 00:13:06,919
‫اوه، بدبختی پشت بدبختی.

222
00:13:06,920 --> 00:13:10,000
‫اول اون، بعد جرج هارکاپ بیچاره،
‫بعد هم...

223
00:13:11,960 --> 00:13:13,559
‫بعد هم اَلفِ من.

224
00:13:13,560 --> 00:13:15,280
‫بله، شنیدم.
‫واقعاً خیلی متأسفم.

225
00:13:16,760 --> 00:13:19,439
‫هنوز چکمه‌هاش رو دقیقاً
‫همون‌طور که بود نگه داشتم.

226
00:13:19,440 --> 00:13:20,799
‫هوم.

227
00:13:20,800 --> 00:13:24,040
‫و حالا توی «بانوی ما در دالستون» دفنه،
‫همین پایین خیابون، کنار باباش.

228
00:13:25,320 --> 00:13:27,719
‫این زندگی یه درهٔ اشکه، آقای بوک.

229
00:13:27,720 --> 00:13:29,519
‫همینه؛ یه درهٔ لعنتی پر از اشک.

230
00:13:29,520 --> 00:13:31,159
‫با این حال، دارین... از پسش برمیاین؟

231
00:13:31,160 --> 00:13:32,519
‫اوه بله، بله.

232
00:13:32,520 --> 00:13:33,999
‫و پول جرج...

233
00:13:34,000 --> 00:13:36,439
‫پول آقای هارکاپ فعلاً به دستم نمی‌رسه،

234
00:13:36,440 --> 00:13:38,279
‫ولی مشکلی ندارم.

235
00:13:38,280 --> 00:13:41,239
‫اما بریم سر اصل مطلب، خانم دِرِج.

236
00:13:41,240 --> 00:13:44,439
‫دفعهٔ قبل چندتا آگهی دیدم.

237
00:13:44,440 --> 00:13:47,159
‫«صدای قدم‌ها بر مرز جهانی دیگر»؟

238
00:13:47,160 --> 00:13:49,039
‫اوه، دیدینشون.

239
00:13:49,040 --> 00:13:50,399
‫بله.

240
00:13:50,400 --> 00:13:53,119
‫قبلاً توی تالار اعتدال درباره‌ش
‫سخنرانی‌های کوچیکی می‌کردم،

241
00:13:53,120 --> 00:13:54,479
‫دربارهٔ دنیای ارواح.

242
00:13:54,480 --> 00:13:56,999
‫اِ، راستش برای همین اومدیم،
‫خانم عزیز.

243
00:13:57,000 --> 00:14:00,759
‫شنیدم با آقای هارولد اسنید آشنایین؟

244
00:14:00,760 --> 00:14:02,199
‫اوه...

245
00:14:02,200 --> 00:14:03,439
‫پس اسمش به گوشتون خورده.

246
00:14:03,440 --> 00:14:04,759
‫بله.

247
00:14:04,760 --> 00:14:08,159
‫خب، آقای اسنید واقعاً مرد فوق‌العاده‌ایه.

248
00:14:08,160 --> 00:14:09,559
‫هوم.

249
00:14:09,560 --> 00:14:12,919
‫حالا مرتب با اَلف حرف می‌زنم؛
‫البته از طریق آقای اسنید.

250
00:14:12,920 --> 00:14:15,279
‫خیلی آرامش‌بخشه.

251
00:14:15,280 --> 00:14:18,319
‫ما هم باور داریم، خانم دِرِج.

252
00:14:18,320 --> 00:14:20,279
‫مگه نه، جک؟

253
00:14:20,280 --> 00:14:23,639
‫اوه... آره، خیلی طرفداریم.

254
00:14:23,640 --> 00:14:25,200
‫طرفدار مرده‌ها.

255
00:14:27,840 --> 00:14:29,999
‫من این‌طوری بیانش نمی‌کردم.

256
00:14:30,000 --> 00:14:34,199
‫البته آقای اسنید فقط
‫مراجعان خیلی خاصی رو می‌پذیره.

257
00:14:34,200 --> 00:14:36,079
‫اِ، شک ندارم.

258
00:14:36,080 --> 00:14:38,799
‫ولی اگه راهی بود که، اِم...

259
00:14:38,800 --> 00:14:40,559
‫اسمتون رو وارد فهرست کنم؟

260
00:14:42,360 --> 00:14:46,959
‫خب، افتخار می‌کنم بگم
‫من و آقای اسنید رابطهٔ خیلی خوبی داریم.

261
00:14:46,960 --> 00:14:48,840
‫ببینم چی کار می‌تونم بکنم.

262
00:14:54,800 --> 00:14:57,439
‫باز هم خیلی ممنون، خانم دِرِج.

263
00:14:57,440 --> 00:15:01,679
‫و اگه شانس آوردیم و دعوت شدیم،
‫برای آماده شدن باید کاری بکنیم؟

264
00:15:01,680 --> 00:15:03,839
‫کار خاصی لازمه؟

265
00:15:03,840 --> 00:15:07,639
‫خب، آقای اسنید گاهی از شرکت‌کننده‌ها
‫می‌خواد یه شیء

266
00:15:07,640 --> 00:15:10,719
‫که خیلی به عزیز از دست‌رفته‌شون مربوطه
‫با خودشون بیارن.

267
00:15:10,720 --> 00:15:14,760
‫یه یادگاری یا چیزی از اون کسی
‫که از دست دادین.

268
00:15:15,920 --> 00:15:17,880
‫شما همچین چیزی دارین؟

269
00:15:19,000 --> 00:15:20,879
‫یه چیزی پیدا می‌کنم.

270
00:15:20,880 --> 00:15:22,400
‫روز بخیر.

271
00:15:29,720 --> 00:15:31,360
‫فعلاً.

272
00:15:33,520 --> 00:15:34,920
‫فعلاً.

273
00:16:46,680 --> 00:16:50,519
‫نقشهٔ من این بود که کم‌کم و نامحسوس
‫حقه‌هاش رو از هم باز کنم.

274
00:16:50,520 --> 00:16:53,840
‫خب، یکی خیلی نامحسوس عمل نکرده
‫و برای همیشه جمعش کرده.

275
00:16:55,040 --> 00:16:56,679
‫این پنجره.

276
00:16:56,680 --> 00:16:58,119
‫همیشه این‌طوری بازه؟

277
00:16:58,120 --> 00:16:59,639
‫بله، چرا؟

278
00:16:59,640 --> 00:17:02,079
‫فکر می‌کنین یکی چاقو رو
‫از پنجره پرت کرده داخل؟

279
00:17:02,080 --> 00:17:05,199
‫پس شش نفر حاضر بودن،
‫به‌جز مقتول.

280
00:17:05,200 --> 00:17:08,679
‫همه‌شون قسم می‌خورن لحظهٔ قتل
‫دست هم رو گرفته بودن.

281
00:17:08,680 --> 00:17:12,039
‫خب معلومه همینو می‌گن، نه؟

282
00:17:12,040 --> 00:17:14,279
‫این چیه؟

283
00:17:14,280 --> 00:17:15,879
‫دستبند؟

284
00:17:15,880 --> 00:17:17,679
‫حلقهٔ دستمال سفره؟

285
00:17:17,680 --> 00:17:18,840
‫اوه.

286
00:17:20,000 --> 00:17:21,280
‫بریم؟

287
00:17:24,000 --> 00:17:25,040
‫اوه...

288
00:17:26,120 --> 00:17:28,479
‫اثرانگشت گرفتین؟
‫اوه، دو تا نمونهٔ عالی.

289
00:17:28,480 --> 00:17:30,400
‫آه، عالیه.

290
00:17:54,720 --> 00:17:58,079
‫می‌دونیم اونایی که دیشب بودن
‫مشتری دائمی بودن یا نه؟

291
00:17:58,080 --> 00:17:59,599
‫ظاهراً آره.

292
00:17:59,600 --> 00:18:04,239
‫اِ، اول از همه کاره‌اشه،
‫عایشه ژان‌باتیست.

293
00:18:04,240 --> 00:18:06,440
‫بعد دوشیزه جرالدین مرسر.

294
00:18:08,120 --> 00:18:11,239
‫دوست قدیمی‌مون، خانم ایدا دِرِج.

295
00:18:11,240 --> 00:18:13,440
‫آره، انگار بخت اصلاً باهاش یار نیست.

296
00:18:15,000 --> 00:18:17,239
‫آخرین نفر هم یه پروفسوره.

297
00:18:17,240 --> 00:18:19,319
‫وِد چوپرا.

298
00:18:19,320 --> 00:18:23,279
‫و دو خواهر مجرد، دوشیزگان پلام‌چیوت،
‫کلارا و امیلیا.

299
00:18:23,280 --> 00:18:27,399
‫همون مجموعهٔ همیشگی از روح‌های گمشده‌ان
‫که دنبال یه معنایی

300
00:18:27,400 --> 00:18:30,159
‫برای زندگی پوچ و بدبختشون می‌گردن.

301
00:18:30,160 --> 00:18:34,039
‫ای بابا بازرس، امروز حسابی
‫خلق‌تون تنگه.

302
00:18:34,040 --> 00:18:36,319
‫خانم، اِم...

303
00:18:36,320 --> 00:18:38,559
‫...خانم بلیس چطوره؟

304
00:18:38,560 --> 00:18:40,759
‫تقریباً همون‌طور.

305
00:18:40,760 --> 00:18:44,039
‫ارنی، ببخش منو.

306
00:18:44,040 --> 00:18:47,279
‫تا حالا شده بود...؟
‫چی؟

307
00:18:47,280 --> 00:18:48,360
‫خوشحال باشی؟

308
00:18:49,680 --> 00:18:51,399
‫من، من...

309
00:18:51,400 --> 00:18:53,799
‫فکر کنم یه بعدازظهر رو یادمه،

310
00:18:53,800 --> 00:18:56,439
‫تقریباً همون موقعِ کناره‌گیری پادشاه.

311
00:18:56,440 --> 00:18:58,439
‫می‌دونی، لازم نیست زندگی همین‌طوری بمونه.

312
00:18:58,440 --> 00:19:00,119
‫چیزی به اسم طلاق وجود داره.

313
00:19:00,120 --> 00:19:01,240
‫نمی‌تونم.

314
00:19:02,520 --> 00:19:04,519
‫با وجدانم جور درنمیاد.

315
00:19:04,520 --> 00:19:06,759
‫پس خودت رو محکوم می‌کنی به یه عمر...؟

316
00:19:06,760 --> 00:19:08,640
‫پس مسئله می‌شه انگیزه.

317
00:19:10,120 --> 00:19:11,679
‫بله.

318
00:19:11,680 --> 00:19:13,559
‫خب، تو اون مرد رو دیدی.

319
00:19:13,560 --> 00:19:15,999
‫چرا هر کدوم از این آدم‌ها باید
‫بخوان بکشنش؟

320
00:19:17,840 --> 00:19:19,560
‫چقدر وقت داری؟

321
00:19:21,080 --> 00:19:22,799
‫بله.

322
00:19:22,800 --> 00:19:26,479
‫اِ، عایشه، لطف می‌کنی جین
‫و بیسکویت‌ها رو جمع کنی؟

323
00:19:26,480 --> 00:19:29,040
‫همین حالا؟

324
00:19:32,800 --> 00:19:34,839
‫دختر بیچاره لاله، متأسفانه.

325
00:19:34,840 --> 00:19:36,159
‫ولی وفاداره.

326
00:19:36,160 --> 00:19:37,959
‫بیش از حد وفادار.

327
00:19:37,960 --> 00:19:39,439
‫کجا پیداش کردی؟

328
00:19:39,440 --> 00:19:41,479
‫خب... اسم دلنشینی هم داره.

329
00:19:41,480 --> 00:19:43,359
‫«آن‌که باید از او اطاعت کرد.»

330
00:19:43,360 --> 00:19:44,719
‫رایدر هگارد خوندین؟

331
00:19:44,720 --> 00:19:46,879
‫شاهکاره... هیس!

332
00:19:46,880 --> 00:19:48,639
‫ببخشید.

333
00:19:48,640 --> 00:19:51,799
‫باز هم، اِ... واقعاً ممنونیم.

334
00:19:51,800 --> 00:19:56,680
‫باورتون می‌شه عایشه رو توی اولد کنت رود
‫توی یه سیرک پیدا کردم؟

335
00:19:59,240 --> 00:20:04,120
‫حالا عایشه، لطف می‌کنی نورها رو کم کنی؟

336
00:20:06,080 --> 00:20:10,639
‫همون‌طور که می‌دونیم، روشنایی...

337
00:20:10,640 --> 00:20:14,560
‫...برای ساکنان سرزمین مه‌ها نفرت‌انگیزه.

338
00:20:20,400 --> 00:20:23,759
‫خب، یادگاری‌ای همراه دارین؟

339
00:20:23,760 --> 00:20:25,760
‫چیز خاصی؟

340
00:20:27,200 --> 00:20:31,639
‫همون‌طور که می‌دونیم، این کمک می‌کنه
‫عزیز از دست‌رفته‌تون رو

341
00:20:31,640 --> 00:20:33,759
‫از...

342
00:20:33,760 --> 00:20:35,080
‫...از آن‌سوی مرز فرا بخونیم.

343
00:21:18,000 --> 00:21:20,159
‫خب دوستان، قدیمی و جدید،

344
00:21:20,160 --> 00:21:23,159
‫تعدادمون کمه، ولی دل‌هامون محکم.

345
00:21:23,160 --> 00:21:26,679
‫دست‌هامون رو به شیوهٔ مقرر به هم بدیم.

346
00:21:26,680 --> 00:21:28,680
‫با دست راست نگه دارین.

347
00:21:31,000 --> 00:21:34,000
‫دست چپتون رو بسپارین به نفر کناری.

348
00:21:49,440 --> 00:21:50,839
‫شروع شد.

349
00:21:50,840 --> 00:21:53,479
‫طرف داره می‌ره توی خلسه.
‫قبلاً دیدمش.

350
00:21:53,480 --> 00:21:55,679
‫یه مرد مالایی بود، خارج از کشور.

351
00:21:55,680 --> 00:21:58,959
‫الان ارواح از سامرلند میان.

352
00:21:58,960 --> 00:22:00,480
‫ساندرلند؟

353
00:22:02,160 --> 00:22:03,719
‫سامر-لند.

354
00:22:03,720 --> 00:22:05,359
‫اسم دنیای ارواحه.

355
00:22:05,360 --> 00:22:06,799
‫اوه.

356
00:22:06,800 --> 00:22:08,599
‫اولین بارتون نیست؟

357
00:22:08,600 --> 00:22:09,960
‫نه، نه، نه. دیگه کارکشته شدم.

358
00:22:13,440 --> 00:22:15,359
‫اومدن.

359
00:22:15,360 --> 00:22:16,599
‫اوه. گوش کنین.

360
00:22:18,160 --> 00:22:20,199
‫- این چیه؟
‫- پرنده‌ها!

361
00:22:20,200 --> 00:22:22,879
‫اون طرف هم پرنده هست؛
‫این دیگه ثابت شده.

362
00:22:22,880 --> 00:22:24,479
‫اونا هم می‌رن بهشت.

363
00:22:24,480 --> 00:22:25,919
‫سگ‌ها هم.

364
00:22:25,920 --> 00:22:27,040
‫خیالم راحت شد.

365
00:22:34,640 --> 00:22:35,959
‫مامان؟

366
00:22:35,960 --> 00:22:36,960
‫اوه.

367
00:22:38,160 --> 00:22:40,519
‫مامان؟ اونجایی؟

368
00:22:40,520 --> 00:22:41,520
‫اوه، اَلف!

369
00:22:42,840 --> 00:22:44,839
‫اوه اَلف، باز خودتی؟

370
00:22:44,840 --> 00:22:46,279
‫آره...

371
00:22:46,280 --> 00:22:48,040
‫آره، مامان، خودمم.

372
00:22:50,080 --> 00:22:52,560
‫برای من گریه نکن، مامان.

373
00:22:53,840 --> 00:22:55,479
‫من خوشحالم.

374
00:22:55,480 --> 00:22:58,119
‫واقعاً خوشحالم.

375
00:22:58,120 --> 00:23:00,839
‫اوه اَلف، کاش می‌تونستم ببینمت.

376
00:23:00,840 --> 00:23:02,319
‫اوه.

377
00:23:02,320 --> 00:23:06,719
‫ولی الان خیلی خسته‌ام.

378
00:23:06,720 --> 00:23:08,639
‫اما...

379
00:23:08,640 --> 00:23:11,559
‫...شاید بتونم فقط...

380
00:23:11,560 --> 00:23:13,160
‫- ...یه لحظهٔ دیگه بمونم.
‫- بله...

381
00:23:15,640 --> 00:23:16,959
‫خدای من.

382
00:23:18,520 --> 00:23:20,039
‫دستم رو...

383
00:23:20,040 --> 00:23:22,519
‫دستم رو لمس کن، مامان.

384
00:23:22,520 --> 00:23:25,679
‫بذار لمست رو حس کنم...

385
00:23:25,680 --> 00:23:27,559
‫...فقط یه بار دیگه.

386
00:23:27,560 --> 00:23:28,879
‫اوه!

387
00:23:28,880 --> 00:23:30,879
‫اوه، سرده. خیلی سرده!

388
00:23:30,880 --> 00:23:32,359
‫اوه، اَلف!

389
00:23:32,360 --> 00:23:34,079
‫اوه اَلف، کار درستی کردم؟

390
00:23:34,080 --> 00:23:36,039
‫کار درست رو کردم؟

391
00:23:56,080 --> 00:23:57,320
‫جک...

392
00:23:59,960 --> 00:24:01,120
‫جک!

393
00:24:03,000 --> 00:24:04,040
‫بله؟

394
00:24:07,400 --> 00:24:09,600
‫غمگین نباش، پسرم.

395
00:24:11,160 --> 00:24:13,759
‫من خوشحالم.

396
00:24:13,760 --> 00:24:15,840
‫واقعاً خوشحالم.

397
00:24:18,240 --> 00:24:19,680
‫چی می‌گه؟

398
00:24:21,840 --> 00:24:23,720
‫«برای من غصه نخور، پسرم.

399
00:24:25,560 --> 00:24:27,360
‫من خوشحالم.

400
00:24:29,840 --> 00:24:32,000
‫واقعاً خوشحالم.»

401
00:24:43,000 --> 00:24:44,560
‫آه...

402
00:24:59,880 --> 00:25:01,839
‫خیلی ممنون که اومدین.

403
00:25:01,840 --> 00:25:03,479
‫ارواح راه خودشون رو دارن...

404
00:25:03,480 --> 00:25:05,719
‫شنیدی چی گفت.

405
00:25:05,720 --> 00:25:08,640
‫از کجا دربارهٔ بابام می‌دونست؟

406
00:25:12,360 --> 00:25:14,119
‫جالبه، خیلی جالبه.

407
00:25:14,120 --> 00:25:16,799
‫دوست دارم بیشتر بشنوم، آقای اسنید.

408
00:25:16,800 --> 00:25:20,119
‫شاید فردا سری به من بزنین؟

409
00:25:20,120 --> 00:25:21,679
‫کارت من.

410
00:25:21,680 --> 00:25:23,279
‫اوه.

411
00:25:23,280 --> 00:25:25,119
‫کتاب‌فروشی بوک.

412
00:25:25,120 --> 00:25:26,799
‫چه دلنشین.

413
00:25:26,800 --> 00:25:28,639
‫نه، نه، نگهش دارین، خواهش می‌کنم.

414
00:25:28,640 --> 00:25:31,319
‫خیلی لطف دارین. الان دیگه خوبم.

415
00:25:31,320 --> 00:25:32,640
‫خانم‌ها.

416
00:25:34,080 --> 00:25:36,559
‫حدود یازده؟

417
00:25:36,560 --> 00:25:37,920
‫حدودی.

418
00:25:39,280 --> 00:25:42,199
‫البته، اِم، من همیشه...

419
00:25:42,200 --> 00:25:43,880
‫...دوست دارم پیام رو به بقیه هم برسونم.

420
00:25:45,120 --> 00:25:46,480
‫پس شب بخیر.

421
00:25:52,080 --> 00:25:54,079
‫باز هم ممنون، خانم دِرِج.

422
00:25:54,080 --> 00:25:55,599
‫خیلی روشنگر بود.

423
00:25:55,600 --> 00:25:56,959
‫باز هم اینجا می‌بینمتون؟

424
00:25:56,960 --> 00:25:58,239
‫اوه، فکر کنم بله.

425
00:25:58,240 --> 00:26:00,559
‫- شما چی؟
‫- اوه، حتماً.

426
00:26:00,560 --> 00:26:02,159
‫خب...

427
00:26:02,160 --> 00:26:03,679
‫پس شب بخیر.

428
00:26:03,680 --> 00:26:05,320
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

429
00:26:08,560 --> 00:26:10,319
‫شب خوش.

430
00:26:10,320 --> 00:26:11,320
‫فعلاً.

431
00:26:21,480 --> 00:26:24,759
‫گزارش کالبدشکافی پسرش رو پیدا کردی؟

432
00:26:24,760 --> 00:26:26,999
‫اوردوز تصادفی.

433
00:26:27,000 --> 00:26:28,239
‫هوم.

434
00:26:28,240 --> 00:26:30,359
‫ولی یه چیز خیلی جالب دیگه هم توش بود.

435
00:26:30,360 --> 00:26:31,479
‫اوه؟

436
00:26:31,480 --> 00:26:33,959
‫انگشت‌های پسره جوهری بوده.

437
00:26:33,960 --> 00:26:35,679
‫داشته چیزی می‌نوشته.

438
00:26:35,680 --> 00:26:38,880
‫ولی کنار تخت نه خودکار بوده، نه کاغذ.

439
00:26:41,000 --> 00:26:43,639
‫گفت: «کار درستی کردم؟»

440
00:26:43,640 --> 00:26:45,400
‫«کار درست رو کردم؟»

441
00:26:46,680 --> 00:26:48,479
‫خب، منظورش چی می‌تونه باشه؟

442
00:26:48,480 --> 00:26:50,999
‫اتوبوس ۲۱ داره میاد.

443
00:26:51,000 --> 00:26:55,040
‫فکر کنم حقمونه یه تاکسی بگیریم.
‫تو چی فکر می‌کنی؟

444
00:27:00,000 --> 00:27:07,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

445
00:27:10,960 --> 00:27:12,599
‫جک بیچاره.

446
00:27:12,600 --> 00:27:14,479
‫و اون عکس رو هم درآورد.

447
00:27:14,480 --> 00:27:18,440
‫آره، همون‌طور که قدیمی‌ها می‌گفتن،
‫ضربهٔ بدی بود.

448
00:27:20,280 --> 00:27:21,919
‫باید حواسمون بهش باشه، تراتی،

449
00:27:21,920 --> 00:27:23,679
‫کاری کنیم حس کنه توی جریان کاره.

450
00:27:23,680 --> 00:27:26,119
‫واضحه که برای جواب پیدا کردن
‫داره خودش رو می‌کشه.

451
00:27:26,120 --> 00:27:27,879
‫مثل خودم.

452
00:27:27,880 --> 00:27:29,559
‫کجا رفته؟

453
00:27:29,560 --> 00:27:31,200
‫رفته یه سیگار بکشه.

454
00:27:32,840 --> 00:27:36,479
‫خب قضیهٔ پیدا کردن حقیقت دربارهٔ...

455
00:27:36,480 --> 00:27:38,399
‫...فلیکس چطور پیش می‌ره؟

456
00:27:38,400 --> 00:27:40,319
‫می‌تونی اسمش رو بگی، می‌دونی که.

457
00:27:40,320 --> 00:27:42,039
‫می‌دونم، فقط...

458
00:27:42,040 --> 00:27:43,800
‫داریم پیش می‌ریم.

459
00:27:45,400 --> 00:27:47,279
‫فکر کنم وقت خوابه.

460
00:27:47,280 --> 00:27:48,919
‫مطمئنی این پایین مشکلی نداری؟

461
00:27:48,920 --> 00:27:52,999
‫اوه بله، کاملاً خوبم؛
‫حداقل تا وقتی سقفم تعمیر بشه.

462
00:27:53,000 --> 00:27:55,679
‫کل این‌جا داره فرو می‌ریزه، تراتی.

463
00:27:55,680 --> 00:27:57,200
‫مثل امپراتوری.

464
00:27:58,880 --> 00:28:00,640
‫منو از خودت دور نکن، بوک.

465
00:28:02,800 --> 00:28:04,559
‫دورت کنم؟

466
00:28:04,560 --> 00:28:08,839
‫می‌دونم این قضیه چقدر حساسه.
‫می‌دونم چقدر باید درد داشته باشه.

467
00:28:08,840 --> 00:28:11,479
‫خوبم. من خوبم.

468
00:28:11,480 --> 00:28:13,039
‫فقط می‌خوام کمک کنم.

469
00:28:13,040 --> 00:28:14,679
‫داری کمک می‌کنی.

470
00:28:14,680 --> 00:28:17,759
‫فقط زمان می‌بره تا وارد آلمان بشیم.

471
00:28:17,760 --> 00:28:20,279
‫باید چندتا نخ رو بکشیم.

472
00:28:20,280 --> 00:28:23,680
‫به‌محض اینکه خودم بفهمم،
‫همه‌چی رو بهت می‌گم. قول می‌دم.

473
00:28:25,520 --> 00:28:28,039
‫مواظب خودت باش، عزیزم.

474
00:28:28,040 --> 00:28:31,520
‫نبش قبرِ مرده‌ها همیشه
‫فکر خوبی نیست.

475
00:28:33,560 --> 00:28:35,200
‫شب بخیر، آقای بوک.

476
00:28:36,480 --> 00:28:38,480
‫شب بخیر، خانم بوک.

477
00:29:01,400 --> 00:29:02,680
‫فلیکس؟

478
00:29:03,880 --> 00:29:05,280
‫هیچ‌وقت اسمش رو نداشتم.

479
00:29:06,640 --> 00:29:07,960
‫فقط همین.

480
00:29:09,880 --> 00:29:11,800
‫فقط همین یه عکس.

481
00:29:14,120 --> 00:29:16,200
‫پدرت آلمانی بود.

482
00:29:17,880 --> 00:29:19,360
‫آلمانی؟

483
00:29:26,240 --> 00:29:30,639
‫آخرین بار پدرت، فلیکس فون بوده، رو

484
00:29:30,640 --> 00:29:34,000
‫سال ۱۹۳۵ توی ایستگاه قطار برلین دیدم.

485
00:29:35,240 --> 00:29:36,799
‫طبق اطلاعاتی که به دستم رسید،

486
00:29:36,800 --> 00:29:40,399
‫کمی بعد فرستادنش آسایشگاه و همون‌جا مرد.

487
00:29:40,400 --> 00:29:42,479
‫گواهی فوتش رو برام فرستادن.

488
00:29:42,480 --> 00:29:44,359
‫و؟

489
00:29:44,360 --> 00:29:47,159
‫یه جور تومور مغزی.

490
00:29:47,160 --> 00:29:51,279
‫برای خانواده‌ش نامه نوشتم و تسلیت گفتم.

491
00:29:51,280 --> 00:29:53,799
‫ولی هیچ‌وقت جوابی نگرفتم.

492
00:29:53,800 --> 00:29:57,079
‫تا اینکه یه روز، همین پارسال،
‫درست بعد از روز پیروزی در اروپا...

493
00:29:57,080 --> 00:29:58,600
‫ازش خبری گرفتی؟

494
00:29:59,720 --> 00:30:01,799
‫نه دقیقاً.

495
00:30:01,800 --> 00:30:05,360
‫یه عکس به دستم رسید.

496
00:30:12,600 --> 00:30:14,120
‫خودشه.

497
00:30:15,400 --> 00:30:16,600
‫این بابای منه.

498
00:30:17,680 --> 00:30:18,960
‫بله.

499
00:30:20,360 --> 00:30:24,720
‫تاریخ خورده پنجم دسامبر ۱۹۳۶.

500
00:30:26,280 --> 00:30:27,800
‫خب؟

501
00:30:29,600 --> 00:30:33,079
‫همون روزی که به من گفتن فلیکس...

502
00:30:33,080 --> 00:30:35,600
‫...توی آسایشگاه مرده.

503
00:31:14,040 --> 00:31:15,839
‫آمونتیادو.

504
00:31:15,840 --> 00:31:18,039
‫فقط یه لیوان، نه یه بشکه.

505
00:31:18,040 --> 00:31:19,879
‫آه. پو.

506
00:31:19,880 --> 00:31:21,399
‫پو.

507
00:31:21,400 --> 00:31:23,199
‫این‌همه زود، اول صبح.

508
00:31:23,200 --> 00:31:25,119
‫آدم یه کم احساس شیطنت می‌کنه.

509
00:31:25,120 --> 00:31:28,079
‫چیز ملایم‌تری ترجیح می‌دین؟
‫چای، قهوه؟

510
00:31:28,080 --> 00:31:30,679
‫متأسفانه فقط کاسنی داریم.
‫جیره‌بندیه.

511
00:31:30,680 --> 00:31:31,920
‫نه، نه.

512
00:31:33,360 --> 00:31:35,239
‫هوم...

513
00:31:35,240 --> 00:31:38,599
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

514
00:31:38,600 --> 00:31:41,600
‫جنگ سایهٔ خیلی بلندی انداخته.

515
00:31:43,800 --> 00:31:45,120
‫دقیقاً.

516
00:31:51,200 --> 00:31:53,119
‫لعنت به اتلی!

517
00:31:53,120 --> 00:31:54,319
‫هوم.

518
00:31:54,320 --> 00:31:56,279
‫نکنه وارد خونهٔ سوسیالیست‌ها شدم؟

519
00:31:56,280 --> 00:31:58,679
‫سعی می‌کنم توی این چیزها
‫خیلی قبیله‌ای برخورد نکنم.

520
00:31:58,680 --> 00:32:00,599
‫فقط فکر می‌کنم نخست‌وزیر
‫توی این روزهای سخت

521
00:32:00,600 --> 00:32:02,639
‫کارش رو خیلی خوب انجام می‌ده.

522
00:32:02,640 --> 00:32:04,519
‫من که می‌گم وینستون رو برگردونین.

523
00:32:04,520 --> 00:32:06,360
‫خب، اونم بعضی وقت‌ها به درد می‌خوره.

524
00:32:07,400 --> 00:32:10,119
‫حالا که حرف جنگ شد، آقای اسنید.

525
00:32:10,120 --> 00:32:11,919
‫دیشب... بله؟

526
00:32:11,920 --> 00:32:14,439
‫- اون عکسی که اون جوون بهتون داد؟
‫- اوه.

527
00:32:14,440 --> 00:32:15,639
‫اوه، بله.

528
00:32:15,640 --> 00:32:17,839
‫از کجا همهٔ اون چیزها رو می‌دونستین؟

529
00:32:20,720 --> 00:32:25,079
‫راه‌های آن‌سوی جهان رازآلودن،

530
00:32:25,080 --> 00:32:27,519
‫حتی برای هارولد اسنید.

531
00:32:27,520 --> 00:32:30,479
‫من فقط یه ظرفم، آقای بوک.

532
00:32:30,480 --> 00:32:32,119
‫بیاین دیگه، آقای اسنید.

533
00:32:32,120 --> 00:32:33,880
‫بچه که نیستیم.

534
00:32:38,520 --> 00:32:41,519
‫اسم شما قبلاً به گوشم خورده بود،
‫برای همین پرس‌وجو کردم.

535
00:32:41,520 --> 00:32:44,119
‫از دههٔ بیست میلادی مدیوم حرفه‌ای بودین.

536
00:32:44,120 --> 00:32:45,999
‫ولی زمان جنگ... بله؟

537
00:32:46,000 --> 00:32:49,479
‫...مقامات از توانایی‌هاتون استفاده کردن.

538
00:32:49,480 --> 00:32:51,479
‫اوه، از کجا فهمیدین؟

539
00:32:51,480 --> 00:32:53,999
‫چون منم به خدمت گرفته شدم.

540
00:32:54,000 --> 00:32:56,399
‫اوه، فکر می‌کردم فقط یه کتاب‌فروش ساده‌این؟

541
00:32:56,400 --> 00:32:58,639
‫- من می‌خونم.
‫- کتاب؟

542
00:32:58,640 --> 00:33:01,639
‫و آدم‌ها رو؛ درست مثل شما.

543
00:33:01,640 --> 00:33:04,359
‫روش خیلی مفیدیه برای جمع کردن اطلاعات.

544
00:33:04,360 --> 00:33:06,879
‫طبق منابع من، شما برای گیر انداختن

545
00:33:06,880 --> 00:33:09,279
‫کلی آدم نامطلوب خیلی کمک کردین.

546
00:33:09,280 --> 00:33:11,519
‫خلافکارها، بازارسیاهی‌ها،

547
00:33:11,520 --> 00:33:13,199
‫ستون‌پنجمی‌ها،

548
00:33:13,200 --> 00:33:16,840
‫فاشیست‌هایی مثل سِر گیدئون فی و هریسون هاپر.

549
00:33:20,960 --> 00:33:23,479
‫هر کاری تونستم برای کشورم کردم.

550
00:33:23,480 --> 00:33:25,599
‫و ارواح هم لطف داشتن.

551
00:33:25,600 --> 00:33:29,079
‫از همون روش‌های کثیفی استفاده کردین
‫که توی حرفهٔ به‌اصطلاح معنوی‌تون می‌کنین،

552
00:33:29,080 --> 00:33:31,439
‫فقط این بار سمت آدم‌خوب‌ها بودین.

553
00:33:31,440 --> 00:33:33,639
‫منو دعوت کردین فقط که بهم توهین کنین؟

554
00:33:33,640 --> 00:33:35,239
‫نه، اون فقط جایزهٔ اضافه‌ست.

555
00:33:35,240 --> 00:33:36,839
‫هاها.

556
00:33:36,840 --> 00:33:39,479
‫«روش‌های کثیف.»
‫خب پس توضیحش بدین.

557
00:33:39,480 --> 00:33:41,959
‫بگین دیشب چی شد.

558
00:33:41,960 --> 00:33:44,679
‫«برای من غصه نخور، پسرم.

559
00:33:44,680 --> 00:33:46,359
‫من خوشحالم.

560
00:33:46,360 --> 00:33:48,559
‫واقعاً خوشحالم.»

561
00:33:48,560 --> 00:33:50,199
‫به نظرم خیلی تأثیرگذار بود.

562
00:33:50,200 --> 00:33:51,879
‫یه جملهٔ کلیشه‌ایِ پوچ.

563
00:33:51,880 --> 00:33:54,599
‫ولی شما جماعت همیشه همین کلی‌گویی‌ها رو
‫تحویل مردم می‌دین، نه؟

564
00:33:54,600 --> 00:33:57,039
‫«شما جماعت»؟

565
00:33:57,040 --> 00:33:59,759
‫وقتی رسیدیم، اسم جک رو شنیده بودین.

566
00:33:59,760 --> 00:34:01,679
‫ازش یادگاری خواستین.

567
00:34:01,680 --> 00:34:05,439
‫واضح بود باید چیزی مربوط به
‫یه فقدان مهم باشه.

568
00:34:05,440 --> 00:34:08,479
‫یه نگاه سریع به عکس کافی بود بفهمین
‫قدیمیه،

569
00:34:08,480 --> 00:34:10,479
‫پس احتمالاً برادرش نیست.

570
00:34:10,480 --> 00:34:13,599
‫«پسرم» می‌تونست صرفاً یه خطاب محبت‌آمیز باشه،

571
00:34:13,600 --> 00:34:17,439
‫یا دقیق‌تر، پدری که با بچه‌ش حرف می‌زنه.

572
00:34:17,440 --> 00:34:18,959
‫ارزش امتحان کردن داشت.

573
00:34:18,960 --> 00:34:20,639
‫ولی آلمانی... اون بخش جالبه.

574
00:34:20,640 --> 00:34:23,359
‫اون رو چطور درآوردین؟
‫آه، بله.

575
00:34:23,360 --> 00:34:26,359
‫پشت عکس یه شماره هست
‫که هفتش به سبک قاره‌ای خط خورده.

576
00:34:26,360 --> 00:34:28,239
‫ممکن بود فرانسوی باشه؟

577
00:34:28,240 --> 00:34:29,719
‫و احتمالاً اون رو هم امتحان می‌کردین،

578
00:34:29,720 --> 00:34:31,399
‫اگه جک اون واکنش رو نشون نمی‌داد.

579
00:34:31,400 --> 00:34:33,400
‫درسته؟

580
00:34:37,400 --> 00:34:38,600
‫آه...

581
00:34:42,920 --> 00:34:45,239
‫تمام چیزی که من ارائه می‌دم...

582
00:34:45,240 --> 00:34:47,759
‫...یه کم آرامشه.

583
00:34:47,760 --> 00:34:49,319
‫یه کم امید.

584
00:34:49,320 --> 00:34:51,839
‫اِ، مراجعان من...
‫مشتری‌هاتون.

585
00:34:51,840 --> 00:34:54,879
‫نه واقعاً. من پولی نمی‌گیرم.

586
00:34:54,880 --> 00:34:59,119
‫اونا منو محرم راز می‌دونن.

587
00:34:59,120 --> 00:35:02,399
‫اگه بخواین، یه جور پدرِ اعتراف‌گیر.

588
00:35:02,400 --> 00:35:04,279
‫مزخرفه.

589
00:35:04,280 --> 00:35:07,039
‫بهشت رو وارد این ماجرا نکنین.

590
00:35:07,040 --> 00:35:09,839
‫باید با همین چیزی که داریم بسازیم.

591
00:35:09,840 --> 00:35:13,799
‫و اگه خدایی وجود داشته باشه،
‫موجودی بی‌رحم و نفرت‌انگیزه، نه؟

592
00:35:13,800 --> 00:35:17,839
‫نه آقای اسنید؛ نه خدا، نه روح.

593
00:35:17,840 --> 00:35:20,199
‫این رو یه هشدار بدونین.

594
00:35:20,200 --> 00:35:22,319
‫هشدار...

595
00:35:22,320 --> 00:35:25,199
‫نمی‌ذارم چنگالتون رو
‫به جک بلانت بندازین،

596
00:35:25,200 --> 00:35:27,519
‫یا به خانم ایدا دِرِج.

597
00:35:27,520 --> 00:35:30,719
‫شما، قربان، زالوی غم هستین.

598
00:35:30,720 --> 00:35:32,719
‫ببخشید؟

599
00:35:32,720 --> 00:35:35,839
‫روان‌بین، مدیوم، هر اسمی
‫می‌خواین روی خودتون بذارین،

600
00:35:35,840 --> 00:35:37,999
‫زالوهای غم.

601
00:35:38,000 --> 00:35:40,639
‫چندتا حقهٔ کهنه و نخ‌نمای مجلس‌گرمی
‫می‌فروشین،

602
00:35:40,640 --> 00:35:43,399
‫و جاش قدرت ماورایی جا می‌زنین.

603
00:35:43,400 --> 00:35:46,519
‫از غمِ داغ‌دیده‌ها تغذیه می‌کنین
‫و پولشون رو می‌چاپین

604
00:35:46,520 --> 00:35:48,799
‫تا هیچ‌وقت نتونن از غمشون عبور کنن.

605
00:35:48,800 --> 00:35:51,519
‫کثیف، حقه‌باز، دروغ‌گو،

606
00:35:51,520 --> 00:35:53,359
‫خوک‌های چندش‌آور!

607
00:35:53,360 --> 00:35:55,479
‫کمکی از دستم برمیاد؟

608
00:35:55,480 --> 00:35:56,560
‫صبح بخیر.

609
00:35:58,080 --> 00:35:59,680
‫برای کتاب اومدم.

610
00:36:09,040 --> 00:36:11,760
‫ممنون، خانم فانگ. فعلاً.
‫ممنون.

611
00:36:18,440 --> 00:36:22,199
‫دیدن اون عکس واکنش خیلی شدیدی

612
00:36:22,200 --> 00:36:24,239
‫در شما هم برانگیخت، آقای بوک.

613
00:36:24,240 --> 00:36:28,199
‫شاید انتظار داشتین پیامی از آن‌سو بگیرین
‫که...

614
00:36:28,200 --> 00:36:33,279
‫...کمتر کلیشه‌ای و یه کم، اِ، شخصی‌تر باشه؟

615
00:36:33,280 --> 00:36:35,520
‫دقیقاً دارین چی رو می‌رسونین؟

616
00:36:38,560 --> 00:36:41,999
‫همه‌مون رازهایی داریم، آقای بوک.

617
00:36:42,000 --> 00:36:46,560
‫لطف می‌کنین دماغتون رو از رازهای من بکشین بیرون؟

618
00:36:53,120 --> 00:36:56,160
‫ممنون بابت آمونتیادو.

619
00:37:33,320 --> 00:37:34,560
‫ببخشید.

620
00:37:36,160 --> 00:37:37,999
‫برای چی؟

621
00:37:38,000 --> 00:37:40,279
‫برای اینکه چیزی نبود که امید داشتی،

622
00:37:40,280 --> 00:37:44,800
‫و اون کسی که دیشب سراغت اومد فلیکس نبود.

623
00:37:46,200 --> 00:37:48,000
‫اشکالی نداره، آقای بوک.

624
00:37:49,240 --> 00:37:52,119
‫باید روی چیزهای واقعی تمرکز کنیم.

625
00:37:52,120 --> 00:37:53,600
‫مگه نه؟

626
00:37:54,800 --> 00:37:56,360
‫بله، جک.

627
00:37:58,480 --> 00:38:00,200
‫بله، باید همین کارو بکنیم.

628
00:38:13,160 --> 00:38:15,760
‫الو؟ ۳-۸-۶-۵.

629
00:38:17,400 --> 00:38:18,639
‫اوه.

630
00:38:18,640 --> 00:38:20,119
‫اوه، آقای اسنید.

631
00:38:20,120 --> 00:38:21,559
‫اوه!

632
00:38:21,560 --> 00:38:23,319
‫چه خوب که صداتون رو می‌شنوم.

633
00:38:23,320 --> 00:38:24,600
‫اوه...

634
00:38:26,880 --> 00:38:28,879
‫اوه.

635
00:38:28,880 --> 00:38:30,120
‫اوه...

636
00:38:32,960 --> 00:38:35,759
‫- عصر بخیر.
‫- عصر بخیر.
‫- عصر بخیر.

637
00:38:35,760 --> 00:38:38,119
‫چه کسی می‌دونه امشب...
‫امشب چه چیزی در انتظارمونه.

638
00:38:38,120 --> 00:38:39,520
‫دقیقاً.

639
00:39:11,160 --> 00:39:12,880
‫اوه.

640
00:39:30,480 --> 00:39:34,400
‫دوستان عزیز... شروع کنیم.

641
00:39:44,520 --> 00:39:47,359
‫می‌تونین دربارهٔ اتفاقی که برای دخترتون افتاد بگین؟

642
00:39:47,360 --> 00:39:49,719
‫چیز زیادی برای گفتن نیست.

643
00:39:49,720 --> 00:39:52,000
‫لاکْشمی نور زندگی من بود.

644
00:39:53,440 --> 00:39:57,119
‫بعد از رفتن همسرم، دخترم تمام چیزی بود که داشتم.

645
00:39:57,120 --> 00:39:59,279
‫شما پروفسور هستین، قربان؟

646
00:39:59,280 --> 00:40:02,119
‫شیمی، دانشگاه لندن.

647
00:40:02,120 --> 00:40:04,479
‫قبل از جنگ اومدم اینجا.

648
00:40:04,480 --> 00:40:06,919
‫و ظاهراً کارنامهٔ درخشانی هم داشتین.

649
00:40:06,920 --> 00:40:08,679
‫منم سهم خودم رو ادا کردم.

650
00:40:08,680 --> 00:40:11,839
‫اجازه هست بپرسم، خانم،
‫ماهیت فقدان شما چی بوده؟

651
00:40:11,840 --> 00:40:13,319
‫مادرم.

652
00:40:13,320 --> 00:40:15,479
‫پایان خیلی ناخوشایندی داشت.

653
00:40:15,480 --> 00:40:18,279
‫فکر کنم برای پیدا کردن
‫یه جور جواب

654
00:40:18,280 --> 00:40:20,359
‫به جلسه‌های احضار روح می‌رفتم.

655
00:40:20,360 --> 00:40:22,799
‫برای لاکشمی چی شد؟

656
00:40:22,800 --> 00:40:25,040
‫یه ماشین... بهش زد.

657
00:40:28,480 --> 00:40:30,719
‫فرار کرد.

658
00:40:30,720 --> 00:40:33,919
‫برای یه تعطیلات کوتاه رفته بودیم اسکاتلند.

659
00:40:33,920 --> 00:40:37,439
‫یه لحظه همه‌چی خوب بود، و لحظهٔ بعد...

660
00:40:37,440 --> 00:40:40,599
‫...تمام دنیام عوض شد.

661
00:40:40,600 --> 00:40:42,199
‫خیلی متأسفم.

662
00:40:42,200 --> 00:40:44,959
‫پلیس گفت کاری از دستش برنمیاد.

663
00:40:44,960 --> 00:40:46,080
‫راننده...

664
00:40:47,520 --> 00:40:49,239
‫هیچ شاهدی نبود،

665
00:40:49,240 --> 00:40:52,079
‫پس پیدا کردنش غیرممکن بود.

666
00:40:52,080 --> 00:40:55,439
‫جلسهٔ احضار روح مثل همیشه پیش می‌رفت.

667
00:40:55,440 --> 00:40:57,679
‫آقای اسنید کنار من نشسته بود.

668
00:40:57,680 --> 00:40:59,639
‫دست‌هامون همه به هم وصل بود.

669
00:40:59,640 --> 00:41:02,279
‫خب، دقیق‌تر بگم، مچ‌هامون.

670
00:41:02,280 --> 00:41:05,159
‫بله، جلسه‌ای که من رفتم هم همین‌طور بود.

671
00:41:05,160 --> 00:41:07,759
‫جلسه خیلی موفق بود.

672
00:41:07,760 --> 00:41:11,439
‫آقای اسنید با دختر پروفسور چوپرا تماس گرفت،

673
00:41:11,440 --> 00:41:14,039
‫با پسر خانم دِرِج،

674
00:41:14,040 --> 00:41:16,559
‫یه کاهنهٔ اعظم از آتلانتیس،

675
00:41:16,560 --> 00:41:20,199
‫و اِ... آقای بونار لا، نخست‌وزیر فقید.

676
00:41:20,200 --> 00:41:22,159
‫شب شلوغی بوده.

677
00:41:22,160 --> 00:41:24,239
‫می‌دونم لابد چی فکر می‌کنین.

678
00:41:24,240 --> 00:41:26,840
‫«یه مرد منطقیه، دانشمنده.

679
00:41:27,880 --> 00:41:30,840
‫پس بین این میزکوب‌ها چی کار می‌کنه؟»

680
00:41:32,240 --> 00:41:34,159
‫جوابی براش ندارم.

681
00:41:34,160 --> 00:41:36,839
‫فقط می‌دونم به...

682
00:41:36,840 --> 00:41:40,359
‫...تسکین نیاز داشتم؛ به هر شکلی که پیدا می‌شد.

683
00:41:40,360 --> 00:41:43,520
‫به ایمانم پناه بردم و جواب نگرفتم.

684
00:41:45,160 --> 00:41:47,679
‫وقتی آدم بچه‌ش رو از دست می‌ده،

685
00:41:47,680 --> 00:41:51,000
‫وارد نوع خاصی از جهنم می‌شه.

686
00:41:52,560 --> 00:41:55,759
‫و همون‌جا بود که با هارولد اسنید آشنا شدین؟

687
00:41:55,760 --> 00:41:57,279
‫توی جهنم.

688
00:41:57,280 --> 00:42:00,599
‫اِ، چیزی توی این جلسهٔ خاص
‫غیرعادی بود؟

689
00:42:00,600 --> 00:42:02,679
‫یا توی این گروه آدم‌ها؟

690
00:42:02,680 --> 00:42:05,759
‫خب، فکر نکنم هیچ‌کدومشون رو قبلاً دیده باشم.

691
00:42:05,760 --> 00:42:08,559
‫فقط یه تماس گرفتم که تأیید کنه اسمم توی فهرسته.

692
00:42:08,560 --> 00:42:10,199
‫اِ، غیر از اون...

693
00:42:10,200 --> 00:42:11,919
‫...چیز عجیبی نبود.

694
00:42:11,920 --> 00:42:14,919
‫نوبت‌بندی داشتین؟ برنامهٔ مشخصی؟
‫بله.

695
00:42:14,920 --> 00:42:17,119
‫یک پنجشنبه در میون می‌رفتم.

696
00:42:17,120 --> 00:42:19,319
‫البته، اِ...

697
00:42:19,320 --> 00:42:22,719
‫...اخیراً تعداد دعوت‌هام یه کم بیشتر شده بود.

698
00:42:22,720 --> 00:42:25,439
‫و دعوت تلفنی، صدایی بود که می‌شناختین؟

699
00:42:25,440 --> 00:42:26,799
‫بله.

700
00:42:26,800 --> 00:42:28,599
‫بله، خود آقای اسنید بود.

701
00:42:28,600 --> 00:42:30,519
‫و این غیرعادی بود؟

702
00:42:30,520 --> 00:42:32,399
‫خب، معمولاً نامه میاد.

703
00:42:32,400 --> 00:42:34,079
‫تا حالا این‌طوری نشده بود.

704
00:42:34,080 --> 00:42:37,759
‫من مرتب می‌رم. فقط بهم گفتن دوباره نوبت منه.

705
00:42:37,760 --> 00:42:39,239
‫با نامه؟

706
00:42:39,240 --> 00:42:40,839
‫نه، تلفنی.

707
00:42:40,840 --> 00:42:42,879
‫اسنید خودش زنگ زد؟
‫بله.

708
00:42:42,880 --> 00:42:45,080
‫این غیرعادی بود.

709
00:42:49,320 --> 00:42:51,519
‫خب، نفر بعدی کیه؟

710
00:42:51,520 --> 00:42:54,439
‫خب، اِ... فایده نداره.

711
00:42:54,440 --> 00:42:55,879
‫فایده نداره؟

712
00:42:55,880 --> 00:42:57,439
‫از بقیه هم اظهارات گرفتیم،

713
00:42:57,440 --> 00:42:59,239
‫ولی قاتل یا دوشیزه مرسره یا پروفسور، نه؟

714
00:42:59,240 --> 00:43:00,679
‫هست؟

715
00:43:00,680 --> 00:43:03,279
‫اونا دو طرف مقتول نشسته بودن.

716
00:43:03,280 --> 00:43:04,759
‫منطقیه، نه؟

717
00:43:04,760 --> 00:43:06,519
‫یکی از اونا باید چاقوش زده باشه.

718
00:43:06,520 --> 00:43:08,639
‫فقط مسئلهٔ فاصله‌ست.

719
00:43:08,640 --> 00:43:10,159
‫خب... آه.

720
00:43:10,160 --> 00:43:11,879
‫فکر کنم حق با اونه.

721
00:43:11,880 --> 00:43:13,599
‫اسنید از روبه‌رو چاقو خورده،

722
00:43:13,600 --> 00:43:16,000
‫پس آره، باید یکی از همون دوتا بوده باشه.

723
00:43:17,800 --> 00:43:19,799
‫شما این‌طور فکر نمی‌کنین؟

724
00:43:19,800 --> 00:43:22,519
‫ما توی سرزمین مه‌ها هستیم، بازرس.

725
00:43:22,520 --> 00:43:25,519
‫داریم با مرده‌ها سر و کله می‌زنیم.

726
00:43:25,520 --> 00:43:27,480
‫شاید همه‌چیز...

727
00:43:28,800 --> 00:43:30,800
‫...اون چیزی نباشه که به نظر میاد.

728
00:43:33,200 --> 00:43:34,720
‫خیلی خوب.

729
00:43:49,120 --> 00:43:51,239
‫سلام.

730
00:43:51,240 --> 00:43:53,679
‫اوه، یادتون نیست؟
‫چه دل‌شکن.

731
00:43:53,680 --> 00:43:55,519
‫نه. اِم...

732
00:43:55,520 --> 00:43:57,439
‫بله، بله، از اون، اِم...

733
00:43:57,440 --> 00:43:59,439
‫بله، جلسهٔ احضار روح.

734
00:43:59,440 --> 00:44:00,959
‫خدای من، شنیدین؟

735
00:44:00,960 --> 00:44:03,359
‫اوه بله. وحشتناک بود.

736
00:44:03,360 --> 00:44:04,959
‫اسنید بیچاره.

737
00:44:04,960 --> 00:44:07,119
‫ببخشید، قصد نداشتم ناراحتتون کنم، دوشیزه...؟

738
00:44:07,120 --> 00:44:08,559
‫اِ، تراتی.

739
00:44:08,560 --> 00:44:10,159
‫بوک. تراتی بوک، خانم.

740
00:44:10,160 --> 00:44:12,919
‫و لازم نیست نگران من باشین.
‫پوستم کلفته.

741
00:44:12,920 --> 00:44:15,559
‫رِجی وینترز، سرهنگ. باعث افتخاره.

742
00:44:15,560 --> 00:44:18,199
‫کاش توی شرایط خوشایندتری آشنا می‌شدیم.

743
00:44:18,200 --> 00:44:20,240
‫یعنی نه کنار ایستگاه اتوبوس؟

744
00:44:23,600 --> 00:44:26,239
‫دربارهٔ، اِم، جلسهٔ احضار روح،
‫چطور...؟

745
00:44:26,240 --> 00:44:28,319
‫اوه، یکی اسمم رو گذاشت توی فهرست؛
‫دوستِ یه دوست،

746
00:44:28,320 --> 00:44:29,959
‫و گفتم یه بار امتحان کنم.

747
00:44:29,960 --> 00:44:31,399
‫چطور بود؟

748
00:44:31,400 --> 00:44:33,359
‫راستش خیلی سرگرم‌کننده بود.

749
00:44:33,360 --> 00:44:34,999
‫خب، حتی بیشتر از اون.

750
00:44:35,000 --> 00:44:36,880
‫فکر کنم یه چیزی بهم...

751
00:44:38,600 --> 00:44:39,680
‫- ...داد.
‫- هوم.

752
00:44:41,560 --> 00:44:44,679
‫ببخشید، دقیقاً چه کسی رو از دست داده بودین؟

753
00:44:44,680 --> 00:44:47,039
‫خب، توی جنگ طبیعتاً رفقای زیادی رو از دست دادم،

754
00:44:47,040 --> 00:44:49,639
‫ولی مهم‌تر از همه...

755
00:44:49,640 --> 00:44:52,119
‫...خانمم.

756
00:44:52,120 --> 00:44:53,599
‫همسرم، اون...
‫اوه، من خیلی...

757
00:44:53,600 --> 00:44:55,919
‫خیلی متأسفم. نمی‌خواستم...
‫نه، اشکالی نداره.

758
00:44:55,920 --> 00:44:57,159
‫ما هم پوست‌کلفتیم

759
00:44:57,160 --> 00:44:59,560
‫توی هنگ آرگایل و ساترلند هایلندرز.

760
00:45:00,760 --> 00:45:02,639
‫شاید دوباره به هم برخوردیم.

761
00:45:02,640 --> 00:45:04,159
‫بله، شاید.

762
00:45:04,160 --> 00:45:05,400
‫این اتوبوس منه.

763
00:45:06,960 --> 00:45:08,280
‫فعلاً.

764
00:46:02,800 --> 00:46:06,880
‫چند وقته برای آقای اسنید کار می‌کنین؟

765
00:46:10,880 --> 00:46:13,559
‫کریسمس بشه پنج سال.

766
00:46:13,560 --> 00:46:15,440
‫شنیدم توی سیرک با هم آشنا شدین؟

767
00:46:17,040 --> 00:46:19,079
‫یه حادثه برام پیش اومد...

768
00:46:19,080 --> 00:46:20,679
‫...روی تاب.

769
00:46:20,680 --> 00:46:23,399
‫و بعد آقای اسنید بهتون پیشنهاد کار داد؟

770
00:46:23,400 --> 00:46:25,080
‫از کارتون راضی بودین؟

771
00:46:30,880 --> 00:46:33,279
‫خیلی هم راضی.

772
00:46:33,280 --> 00:46:35,359
‫و مسئول قرارها هم شما بودین؟

773
00:46:35,360 --> 00:46:37,600
‫شما تعیین می‌کردین چه کسی به هر جلسه بیاد؟

774
00:46:41,560 --> 00:46:44,399
‫آقای اسنید مراجعان رو انتخاب می‌کرد.

775
00:46:44,400 --> 00:46:46,439
‫من فقط باهاشون تماس می‌گرفتم.

776
00:46:46,440 --> 00:46:48,999
‫با نامه، ظاهراً.

777
00:46:49,000 --> 00:46:50,519
‫عایشه...

778
00:46:50,520 --> 00:46:52,439
‫می‌تونم عایشه صداتون کنم، نه؟

779
00:46:52,440 --> 00:46:55,639
‫نظرتون دربارهٔ حرفهٔ کارفرماتون چی بود؟

780
00:46:55,640 --> 00:47:00,159
‫این اداواطوارها، نمایش‌ها،
‫ترفندهای کار؟

781
00:47:00,160 --> 00:47:01,719
‫مثلاً این؟

782
00:47:01,720 --> 00:47:03,920
‫اسنید چراغ‌ها رو این‌طوری خاموش می‌کرد؟

783
00:47:11,000 --> 00:47:12,879
‫از این راه نون می‌خوریم.

784
00:47:12,880 --> 00:47:14,200
‫خیلی ممنون.

785
00:47:15,520 --> 00:47:17,919
‫اوه، یه سؤال آخر، دوشیزه ژان‌باتیست...

786
00:47:17,920 --> 00:47:21,120
‫...نسبت به مرگ کارفرماتون چه حسی دارین؟

787
00:47:30,560 --> 00:47:33,520
‫«بیکار شدم دیگه، نه؟»

788
00:47:50,840 --> 00:47:52,719
‫خب، شما اسمش رو چی می‌ذارین؟

789
00:47:52,720 --> 00:47:54,439
‫شاید یه رسالت.

790
00:47:54,440 --> 00:47:56,039
‫بیشتر یه حرفهٔ مقدس.

791
00:47:56,040 --> 00:47:57,839
‫بله، شاید واژهٔ بهتری باشه.

792
00:47:57,840 --> 00:48:00,639
‫می‌بینین، بعد از اینکه من و امیلیا تدی رو از دست دادیم...

793
00:48:00,640 --> 00:48:03,239
‫- توی جنگ.
‫- جنگ قبلی.
‫- جنگ بزرگ.

794
00:48:03,240 --> 00:48:04,799
‫جنگی که قرار بود به همهٔ جنگ‌ها پایان بده.

795
00:48:04,800 --> 00:48:06,559
‫- اوه.
‫- اوه، چه طعنهٔ وحشتناکی.

796
00:48:06,560 --> 00:48:08,319
‫اگه اون موقع می‌دونستیم...
‫چطور می‌تونستیم بدونیم؟

797
00:48:08,320 --> 00:48:11,319
‫...که فقط چند سال لعنتی بعد...
‫دوباره همه‌چی تکرار می‌شه.

798
00:48:11,320 --> 00:48:13,359
‫و فداکاری تدی بیچاره...
‫هیچ و پوچ.

799
00:48:13,360 --> 00:48:14,639
‫هیچ.

800
00:48:14,640 --> 00:48:17,439
‫پس هر کار کوچیکی که از دستمون بربیاد
‫برای کم کردن رنج

801
00:48:17,440 --> 00:48:19,799
‫این دنیا می‌کنیم.
‫و اینه که ما رو اینجا می‌بینین.

802
00:48:19,800 --> 00:48:22,039
‫اوه، ولی برگردیم به جلسهٔ احضار روح.

803
00:48:22,040 --> 00:48:23,959
‫عزیزم، باهاش نون می‌خوای؟

804
00:48:23,960 --> 00:48:25,479
‫- بله، لطفاً.
‫- اونجاست.

805
00:48:25,480 --> 00:48:27,119
‫ممنون.

806
00:48:27,120 --> 00:48:28,439
‫خب...

807
00:48:28,440 --> 00:48:30,959
‫می‌بینین، از همون موقع که تدی...

808
00:48:30,960 --> 00:48:32,439
‫از همون موقع که رفت، باهاش در تماسیم.

809
00:48:32,440 --> 00:48:34,159
‫همه‌چیز رو دربارهٔ لحظات آخرش می‌دونیم

810
00:48:34,160 --> 00:48:35,879
‫توی جبههٔ غرب.
‫جبههٔ غرب.

811
00:48:35,880 --> 00:48:37,639
‫البته خیلی دردناک بود.

812
00:48:37,640 --> 00:48:41,679
‫ولی بعدش، چه چیزی می‌تونه بهتر از این باشه
‫که بدونیم خوشحاله

813
00:48:41,680 --> 00:48:43,319
‫- اون طرف.
‫- اون طرف.

814
00:48:43,320 --> 00:48:46,839
‫و هارولد اسنید، شما از کی به جلسه‌هاش می‌رفتین...؟

815
00:48:46,840 --> 00:48:48,679
‫- اوه.
‫- اوه، خدای من.

816
00:48:48,680 --> 00:48:50,479
‫- از همیشه.
‫- همیشه.

817
00:48:50,480 --> 00:48:52,599
‫از ۱۹۲۸. ۱۹۲۸.

818
00:48:52,600 --> 00:48:56,119
‫واقعاً هم آقای اسنید خیلی تأثیرگذار بود.

819
00:48:56,120 --> 00:48:58,279
‫اکتوپلاسم هم داشتیم.
‫هوم.

820
00:48:58,280 --> 00:48:59,599
‫واقعاً؟

821
00:48:59,600 --> 00:49:01,679
‫و یه پرِ فرشته.
‫پر.

822
00:49:01,680 --> 00:49:03,239
‫و برای این‌ها پولی ازتون نمی‌گرفت؟

823
00:49:03,240 --> 00:49:04,559
‫نه، هیچی.

824
00:49:04,560 --> 00:49:06,239
‫- اصلاً هیچی.
‫- هیچی.

825
00:49:06,240 --> 00:49:08,399
‫فقط یه... کمک داوطلبانه.

826
00:49:08,400 --> 00:49:10,599
‫پول برای...

827
00:49:10,600 --> 00:49:12,879
‫- ...آقای اسنید بیچاره اهمیتی نداشت.
‫- آقای اسنید بیچاره.

828
00:49:12,880 --> 00:49:15,839
‫و مجبورم بپرسم، هیچ دلیلی به ذهنتون می‌رسه

829
00:49:15,840 --> 00:49:18,120
‫که کسی بخواد بکشدش؟

830
00:49:22,240 --> 00:49:23,920
‫- نه.
‫- نه.

831
00:49:26,160 --> 00:49:28,960
‫خب، ممنون خانم‌ها. خیلی لطف کردین.

832
00:49:34,280 --> 00:49:36,879
‫عجب.

833
00:49:36,880 --> 00:49:40,439
‫دست‌کاریش به اندازهٔ قلم‌موی...

834
00:49:40,440 --> 00:49:42,120
‫...یه استاد قدیمی متمایزه.

835
00:49:43,400 --> 00:49:44,480
‫ها؟

836
00:50:07,880 --> 00:50:09,639
‫روز پرباری بود، عزیزم؟

837
00:50:09,640 --> 00:50:11,479
‫له شدم.

838
00:50:11,480 --> 00:50:13,919
‫من و جک کیلومترها راه رفتیم، نه جک؟

839
00:50:13,920 --> 00:50:15,919
‫کیلومترها.

840
00:50:15,920 --> 00:50:18,519
‫بازرس بلیس روی پروفسور چوپرا

841
00:50:18,520 --> 00:50:20,279
‫و دوشیزه جرالدین مرسر تمرکز کرده.

842
00:50:20,280 --> 00:50:22,239
‫منطق پلیسی.

843
00:50:22,240 --> 00:50:25,359
‫ولی این یعنی برای بررسی

844
00:50:25,360 --> 00:50:27,279
‫بقیهٔ مظنون‌ها دستمون بازه.

845
00:50:27,280 --> 00:50:31,199
‫پس شاید، شاید وقتشه.

846
00:50:31,200 --> 00:50:32,679
‫اوه.

847
00:50:32,680 --> 00:50:34,279
‫دفتر الگوها؟

848
00:50:34,280 --> 00:50:36,039
‫اوه خوبه، خیلی وقته سراغش نرفتیم.

849
00:50:36,040 --> 00:50:37,399
‫چی؟

850
00:50:37,400 --> 00:50:38,839
‫دفتر الگوها.

851
00:50:38,840 --> 00:50:40,479
‫دفتر الگوها چیه؟

852
00:50:40,480 --> 00:50:44,399
‫خب، جک، می‌گن هیچ مردی برای پیشخدمت خودش قهرمان نیست، نه؟

853
00:50:44,400 --> 00:50:46,359
‫در تجارت هم همین قاعده صدق می‌کنه.

854
00:50:46,360 --> 00:50:47,719
‫خب...

855
00:50:47,720 --> 00:50:49,359
‫واقعاً خیلی ساده‌ست.

856
00:50:49,360 --> 00:50:51,439
‫همهٔ ما عادت‌هایی پیدا می‌کنیم.

857
00:50:51,440 --> 00:50:54,839
‫معمولاً می‌ریم همون بقالی، کفاشی، نانوایی.

858
00:50:54,840 --> 00:50:59,599
‫توی زندگی خودمون یه شیار می‌سازیم؛
‫شیاری که می‌شه تحلیلش کرد.

859
00:50:59,600 --> 00:51:02,079
‫و بعد از سال‌ها توی این کار،

860
00:51:02,080 --> 00:51:04,839
‫تراتی توش حسابی استاد شده.
‫مگه نه عزیزم؟

861
00:51:04,840 --> 00:51:06,199
‫بد نیستم.

862
00:51:06,200 --> 00:51:07,599
‫اِ، منظورتون غیبته؟

863
00:51:07,600 --> 00:51:09,599
‫اِ، اطلاعات، جک.

864
00:51:09,600 --> 00:51:12,319
‫باید هرچی می‌تونیم دربارهٔ همهٔ آدم‌هایی

865
00:51:12,320 --> 00:51:14,519
‫که توی جلسهٔ مرگبار حاضر بودن بفهمیم،

866
00:51:14,520 --> 00:51:16,999
‫و واقعاً هیچ راهی بهتر از موشکافی

867
00:51:17,000 --> 00:51:18,999
‫عادت‌های خرج کردنشون نیست.

868
00:51:19,000 --> 00:51:20,999
‫اسمش رو گذاشتیم دفتر الگوها.

869
00:51:21,000 --> 00:51:24,519
‫من و تو قیافهٔ دو آدم ساده‌لوح رو می‌گیریم

870
00:51:24,520 --> 00:51:26,479
‫و می‌ریم سراغ کارمون.

871
00:51:26,480 --> 00:51:28,599
‫- من و شما؟
‫- معلومه.

872
00:51:28,600 --> 00:51:30,640
‫دیگه یکی از اعضای خانواده‌ای، نه؟

873
00:51:35,600 --> 00:51:37,519
‫فعلاً چیز دیگه‌ای برای پیگیری داریم؟

874
00:51:37,520 --> 00:51:39,679
‫اوه نه، برای حدس زدن خیلی زوده.

875
00:51:39,680 --> 00:51:41,519
‫مزخرف نگو، من می‌شناسمت.

876
00:51:41,520 --> 00:51:43,519
‫- سه تا چیز؟
‫- نه.

877
00:51:43,520 --> 00:51:45,199
‫یه عالمه چیز.

878
00:51:45,200 --> 00:51:48,239
‫این پرونده واقعاً عجیب‌وغریبه،
‫هیچ شکی هم نیست.

879
00:51:48,240 --> 00:51:51,239
‫من فعلاً این سه مورد رو می‌ذارم جلوت، خانم بوک...

880
00:51:51,240 --> 00:51:53,279
‫...یه حلقهٔ شکسته‌نشده،

881
00:51:53,280 --> 00:51:55,639
‫یه تصادف فرار از صحنه،

882
00:51:55,640 --> 00:51:58,279
‫و یه جراح پلاستیک پیشگام.

883
00:51:58,280 --> 00:51:59,519
‫ببخشید.

884
00:51:59,520 --> 00:52:01,559
‫اِ، بازرس پشت خطه.

885
00:52:01,560 --> 00:52:03,240
‫می‌خواد صبح ببینتت.

886
00:52:12,840 --> 00:52:16,039
‫خب، از روی آلت قتل اثرانگشت گرفتیم.

887
00:52:16,040 --> 00:52:18,279
‫مال پروفسور چوپراست یا دوشیزه مرسر؟

888
00:52:18,280 --> 00:52:19,519
‫هیچ‌کدوم.

889
00:52:19,520 --> 00:52:20,879
‫چ... چی؟

890
00:52:20,880 --> 00:52:22,119
‫هیچ‌کدوم.

891
00:52:22,120 --> 00:52:23,839
‫یه مجموعه اثرانگشت کاملاً متفاوت.

892
00:52:23,840 --> 00:52:25,159
‫مال کی؟

893
00:52:25,160 --> 00:52:27,839
‫اثرانگشت‌هایی که از خنجر گرفتم خیلی خاص بودن؛

894
00:52:27,840 --> 00:52:30,559
‫یه الگوی حلقه‌ایِ دوتاییِ عجیب.

895
00:52:30,560 --> 00:52:32,799
‫آشنا به نظر می‌رسیدن. انگار یه چیزی رو یادم می‌آوردن.

896
00:52:32,800 --> 00:52:35,040
‫پس شروع کردم به گشتن.

897
00:52:38,320 --> 00:52:40,239
‫هریسون هاپر؛ یادتونه؟

898
00:52:40,240 --> 00:52:42,519
‫معلومه. پیراهن‌سیاه بود، زمان جنگ بازداشت شد،

899
00:52:42,520 --> 00:52:44,999
‫به آلمان فرار کرد، بعد سال ۴۴ گرفتنش.

900
00:52:45,000 --> 00:52:47,959
‫دارش زدن، نه؟
‫اوایل همین سال.

901
00:52:47,960 --> 00:52:50,479
‫با مدرکی که هارولد اسنید داده بود.

902
00:52:50,480 --> 00:52:51,999
‫چی؟

903
00:52:52,000 --> 00:52:53,999
‫بله، منم یه کم کندوکاو کردم.

904
00:52:54,000 --> 00:52:57,279
‫اسنید رو اطلاعات بریتانیا به خدمت گرفته بود.

905
00:52:57,280 --> 00:53:01,799
‫جنگ دوران کثیفی بود؛
‫آدم‌های عجیبی رو هم‌پیمان کرد.

906
00:53:01,800 --> 00:53:03,839
‫کسی هم نبود ملحفه‌ها رو بشوره.

907
00:53:03,840 --> 00:53:07,799
‫اسنید از ترفندهاش استفاده می‌کرد
‫تا با کلی آدم مشکوک ارتباط بگیره.

908
00:53:07,800 --> 00:53:11,359
‫در نتیجه می‌دونست خیلی از هوادارهای نازی کجا قایم شدن.

909
00:53:11,360 --> 00:53:13,199
‫دکتر، اینا رو از کجا...؟

910
00:53:13,200 --> 00:53:16,159
‫هریسون هاپر اثرانگشت‌های خیلی غیرعادی داشت.

911
00:53:16,160 --> 00:53:17,959
‫حلقهٔ دوتایی.

912
00:53:17,960 --> 00:53:20,599
‫هیچ دو اثرانگشتی مثل هم نیست، بازرس.

913
00:53:20,600 --> 00:53:24,839
‫اثرانگشت‌های روی خنجر مال هاپر بود؛
‫یه نازی که اعدام شده.

914
00:53:24,840 --> 00:53:26,319
‫چی؟

915
00:53:26,320 --> 00:53:29,119
‫شنیدی چی گفت، بازرس.

916
00:53:29,120 --> 00:53:31,960
‫هارولد اسنید به قتل رسیده...

917
00:53:33,280 --> 00:53:35,200
‫...به دست یه مرده.

918
00:53:36,200 --> 00:53:56,200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
