WEBVTT

00:07.011 --> 00:09.351
‫به سلامتی سکته‌ی بعدیِ جو استالین.

00:09.376 --> 00:10.506
!بدرود رفیق

00:14.083 --> 00:15.130
اون کی بود؟

00:15.154 --> 00:18.726
‫ ویکتور، قبل از یه حمله‌ی هوایی
‫تو سال 41 دیده بودتش.

00:18.751 --> 00:23.240
‫حقیقت داره. من لیوانا رو جابه‌جا کردم.
‫اون سمی رو خورد که برای یکی از ما بود.

00:23.265 --> 00:25.321
.نافیـا و روحیـا

00:25.346 --> 00:29.006
‫ یه دنیا ممنون می‌شیم
‫اگه حواست بهشون باشه.

00:29.031 --> 00:32.630
از وقتی نیویورک رو ترک کردیم
‫این سومین سوءقصد به جونمون بود‫.

00:32.655 --> 00:34.152
‫اولین کاری که باید بکنین اینه که

00:34.177 --> 00:38.103
اون متصدی بار رو ‫دستگیر کنین و بقیه‌ی
.کارکنان رو هم بیارین برای بازجویی

00:39.432 --> 00:40.655
‫رزرو داشتین؟

00:40.680 --> 00:43.139
‫اوه، نه. خانمم داره.
‫خانمتون.

00:46.011 --> 00:47.368
‫وقت یه گپ کوچولوئه.

00:47.393 --> 00:48.655
‫جک چی می‌دونه؟

00:49.274 --> 00:51.040
‫من و زنم با هم یه قرار و مداری داریم.

00:51.078 --> 00:53.959
اینکه پدر مرحومش رو می‌شناختم
.همین

00:54.413 --> 00:56.678
‫ باید بهتون اعتماد کنیم؟

00:56.703 --> 00:58.128
‫خب، لابد خودتون می‌فهمین دیگه.

00:59.337 --> 01:00.977
.وقتی آدمکش بعدی پیدا بشه

01:07.844 --> 01:10.810
...چند دقیقه قبل

01:23.677 --> 01:24.677
.‫بازم سلام

01:24.820 --> 01:25.820
‫سلام.

01:26.097 --> 01:28.520
این شامپاین برای اوناست، درسته؟

01:31.681 --> 01:32.515
‫کیه؟

01:32.540 --> 01:33.479
‫منم.

01:50.785 --> 01:51.859
‫شامپاین؟

01:52.955 --> 01:55.749
چیزی سفارش دادی؟
.نه

01:58.329 --> 01:59.591
...روحیـا

02:02.186 --> 02:03.826
‫ما شامپاین سفارش ندادیم.

02:07.420 --> 02:09.086
...روحیـا

02:19.585 --> 02:20.890
‫آخ، صورتم!

02:21.134 --> 02:22.127
!اوه خدای من

02:22.152 --> 02:23.136
!روحیـا

02:23.556 --> 02:24.462
‫آخ!

02:24.487 --> 02:25.421
!تیر خوردم

02:26.691 --> 02:27.950
‫آه، کمک می‌خوام.

02:32.232 --> 02:36.197
.یکی دیگه هم هست ، یه مرد
.اونا می‌خوان ما رو بکشن

02:46.583 --> 02:47.592
...خب

02:47.880 --> 02:49.418
بهتره همگی آروم باشیم، باشه؟

02:51.000 --> 03:02.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:02.024 --> 03:09.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:10.000 --> 03:13.000
.. :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...

03:55.790 --> 03:57.650
.لعنتی، بدجور درد می‌کنه

03:57.675 --> 03:58.615
‫خوبی؟

03:58.640 --> 04:00.969
‫تو خفه شو. ‫مرتیکه‌ی پخمه.

04:00.994 --> 04:02.115
‫روانی.

04:02.140 --> 04:03.245
‫فکر کردم تفنگ دست توئه.

04:03.270 --> 04:04.671
‫یه بطری شامپاین بود.

04:05.085 --> 04:06.085
‫نه.

04:06.110 --> 04:07.473
‫اوه، خدای من.

04:08.504 --> 04:09.644
‫دارم می‌میرم؟

04:09.669 --> 04:10.765
‫فقط یه خراش سطحیه.

04:10.790 --> 04:12.660
،خوش‌شانس بودین علیاحضرت

04:12.690 --> 04:15.826
‫این یه اتفاق خیلی خیلی ناگواره،
مایه تأسفه، خانم...؟

04:15.996 --> 04:16.996
‫ادی راتل.

04:17.021 --> 04:17.926
‫خانم ادی.

04:17.951 --> 04:20.645
‫ما دائم تحت تهدید ترور زندگی می‌کنیم.

04:20.670 --> 04:23.880
‫سایه‌ی شوم مرگ، مثل مه لندن،
‫روی سرمون سایه انداخته.

04:23.905 --> 04:26.480
‫بعضی وقتا از ترس اشتباه می‌کنیم.

04:26.505 --> 04:27.698
‫باید ما رو ببخشید.

04:27.723 --> 04:28.965
‫اوه، نباید ببخشیشون.

04:28.990 --> 04:30.185
‫باید ازشون شکایت کنی.

04:30.210 --> 04:31.345
‫به من نگو چی‌کار کنم.

04:31.370 --> 04:32.370
‫باشه.

04:32.410 --> 04:34.807
‫دیگه به آخر خط رسیدم.
‫واقعاً دیگه بریدم.

04:35.075 --> 04:36.425
‫می‌فهمیم، عزیزم.

04:36.450 --> 04:37.379
‫جدی؟

04:37.404 --> 04:38.961
‫چون همین الان شیفتی رو تموم کردم

04:38.985 --> 04:41.026
‫که اولش با متلک شروع شد و
‫تهش به اخراج شدنم ختم شد.

04:41.055 --> 04:41.843
‫اخراج؟

04:41.868 --> 04:43.426
‫آره، حکم اخراجم رو دادن دستم، ‫مگه نه؟

04:43.451 --> 04:44.145
‫چی؟

04:44.170 --> 04:45.423
‫چرا؟ ‫واسه چی؟

04:45.448 --> 04:46.448
‫چون...

04:46.972 --> 04:48.887
‫یه نفر دیگ‌های بخار رو خرابکاری کرده.

04:48.912 --> 04:50.425
‫توشون روغن بزرک ریخته.

04:50.450 --> 04:51.886
‫آره، ولی چرا باید بندازن گردن تو؟

04:51.910 --> 04:52.910
‫انگیزه دارم.

04:52.935 --> 04:56.224
‫آقای کایند بهم توپید چون جلوی
‫اون حروم‌زاده وایسادم.

04:56.249 --> 04:57.485
.حالا هم که تیر خوردم

04:57.510 --> 04:58.510
!تیر

04:59.077 --> 05:00.053
‫اون چیه؟

05:00.098 --> 05:01.175
.مورفین تارتریِت

05:01.200 --> 05:03.689
نمیذارم مثل بالشتک سوزن
.منو سوراخ سوراخ کنی

05:03.714 --> 05:04.897
‫دردتو کم می‌کنه.

05:04.922 --> 05:05.705
‫نمُردم که.

05:05.730 --> 05:08.538
‫ اگه فکر کردین قراره بپرم
سوار اتوبوس شب شم و برم بگم

05:08.563 --> 05:10.937
اوه، حتماً خیلی افتضاحه»
«‫که کشورتون ازتون متنفره

05:10.961 --> 05:13.096
و مجبورتون کرده تو این»
«‫هتل والزینگهام خراب شده سر کنین،

05:13.121 --> 05:14.521
.خب، کور خوندین، خانما

05:15.210 --> 05:17.727
بی‌خود نیست دور و بر طبقه‌ی
.کارگر اینقدر دستپاچه می‌شین

05:17.752 --> 05:19.033
.باید هم باشین والا

05:20.610 --> 05:22.168
.حالا اون مورفین رو بدیدش به من

05:25.050 --> 05:26.050
‫آخ.

05:27.710 --> 05:28.967
‫خب، خانم راتل.

05:28.992 --> 05:30.319
‫پیشنهادت چیه؟

05:31.685 --> 05:32.880
‫ امشب اینجا می‌مونم.

05:32.905 --> 05:34.085
‫اونم تو سوئیت رویال.

05:34.110 --> 05:35.385
‫فقط دو تا تخت داره.

05:35.410 --> 05:36.645
‫خب من بزرگه‌ رو برمی‌دارم.

05:36.670 --> 05:38.058
‫صبحونه هم تو تخت می‌خورم.

05:38.083 --> 05:41.225
‫فکر می‌کنم با توجه به جای
.گلوله‌ها روی دیوار، خواسته‌ی خیلی کمیه

05:41.850 --> 05:44.710
‫من از اهمیت رسم مهمون‌نوازی
‫تو کشور شما خبر دارم.

05:44.735 --> 05:46.077
‫در موردش کلی خوندم.

05:46.102 --> 05:47.400
‫درسته، آقای بوک.

05:47.917 --> 05:51.263
‫تو کشور ما، موظفیم به کسایی
‫که سرپناه می‌خوان، پناه بدیم.

05:51.288 --> 05:54.932
‫در طول جنگ، خیلی از افسرای بریتانیایی
‫با چتر تو خاک ما فرود اومدن.

05:54.957 --> 05:56.492
‫به هیچ‌کدومشون خیانت نشد.

05:57.957 --> 05:59.545
‫من روی کاناپه می‌خوابم.

06:00.770 --> 06:01.770
‫باشه.

06:02.298 --> 06:04.581
خب حالا، کدومتون
مسواکش رو بهم قرض میده؟

06:14.933 --> 06:16.853
‫میگم یکی بیاد اینو یه نگاهی بهش بندازه.

06:17.829 --> 06:19.161
‫خوشحالم می‌بینمت، جک.

06:30.345 --> 06:31.345
‫از دستش دادیم.

06:32.525 --> 06:34.001
‫هیچ‌وقت واقعاً نمی‌شناختیمش.

06:34.410 --> 06:37.635
البته، پیش‌بینی واکنشش
...غیرممکن بود، ولی امید داشتم

06:37.660 --> 06:38.660
همدردی کنه؟

06:38.685 --> 06:39.685
.درک کنه

06:41.486 --> 06:43.395
‫بعضی آدما اینجورین دیگه.

06:44.072 --> 06:47.298
وقتی از یه چیزی هیچی سر در نمیارن،"
"‫الکی بهش گیر میدن.

06:47.323 --> 06:48.570
".هاکل‌بری فین"

06:48.595 --> 06:49.719
.نمره‌ات بیسته

06:49.753 --> 06:51.086
‫تو سمت چپ بخواب.

06:51.930 --> 06:53.480
‫از این ادی خوشم میاد.

06:53.505 --> 06:54.565
‫دختر تیزیه.

06:54.590 --> 06:55.766
.به تیزیِ پرنسس‌شون

06:55.790 --> 06:56.790
‫پرنسس.

06:58.670 --> 06:59.841
.فردا روز پرکاریه

07:00.270 --> 07:02.173
.بلیس، گازیلی رو دستگیر کرده

07:02.198 --> 07:03.145
‫اوه.

07:03.170 --> 07:04.360
.اشتباه کرده

07:04.655 --> 07:07.239
‫پس گمونم صبح رو باید صرف این کنم
‫که بهش نشون بدم چرا.

07:07.682 --> 07:08.777
‫عقل کل.

07:08.992 --> 07:09.992
‫بهت میاد دیگه.

07:10.490 --> 07:12.636
‫اوه، راستی اسمش آلپ دیناریکه.

07:12.661 --> 07:13.586
‫خب؟

07:13.611 --> 07:16.827
.آلپ دیناریکه، عزیزم، نه کوه‌های کارپات

07:16.852 --> 07:17.852
‫همون‌ که گفتم.

07:18.150 --> 07:19.150
‫عقل کل.

07:48.559 --> 07:49.559
‫بوک.

08:14.357 --> 08:15.884
‫کار انگشت‌نگاری از لیوان تموم شد.

08:16.600 --> 08:18.044
.بسته‌بندی و برچسب‌گذاری شد قربان

08:18.438 --> 08:19.894
‫در زمان مقتضی برش می‌گردونیم.

08:19.919 --> 08:20.919
‫بشین.

08:25.769 --> 08:27.055
‫می‌خواین بهم اتهام بزنین؟

08:27.080 --> 08:28.520
‫اوه، واسه اون کار وقت زیاده.

08:29.715 --> 08:30.855
.من قبلاً همه‌چیز رو گفتم

08:30.880 --> 08:32.002
‫تو اظهاراتم هست.

08:32.027 --> 08:32.955
‫اوه.

08:32.980 --> 08:35.193
‫فقط یه چیزی قبل از اینکه شروع کنیم.

08:35.218 --> 08:37.447
‫آقای بوک اینجا به ما ملحق میشن.

08:37.740 --> 08:39.024
‫ایشون متخصص هستن.

08:39.729 --> 08:43.295
‫آقای گازیلی، خیلی مهمه که
تو این بازجویی ‫حقیقت رو بهمون بگین.

08:43.320 --> 08:46.256
چون در غیر این صورت
.نمی‌تونم مسئول عواقبش باشم

08:48.077 --> 08:50.297
‫ما در مورد رابطه‌ی پنهانیت
با ادی ‫راتل می‌دونیم.

08:50.941 --> 08:52.532
‫اون بهمون اظهارات داده.

08:52.557 --> 08:55.253
‫و با این کارش،
یه انگیزه‌ی احتمالی ‫دست ما داده.

08:55.608 --> 08:57.608
‫یه دلیل برای اینکه سروان اور رو بکشی.

08:58.100 --> 08:59.681
.چون به ادی تیکه انداخته

09:01.403 --> 09:03.673
‫از این اتفاقا روزی سه بار میفته.

09:05.643 --> 09:07.265
‫شغل شما دقیقاً چیه؟

09:08.400 --> 09:10.240
‫تجارت کتاب‌های عتیقه.

09:11.291 --> 09:13.634
من «قانون اِسکوتاری» رو خوندم
شما چطور؟

09:14.205 --> 09:15.252
‫می‌شناسمش.

09:15.570 --> 09:16.688
‫طبق اون زندگی می‌کنی؟

09:17.080 --> 09:18.808
‫تو روستای ما خیلی مهمه.

09:20.660 --> 09:21.856
‫خب پس شروع کنیم.

09:23.396 --> 09:26.396
‫اگه بگم می‌خوایم یه کوکتل بهت بدیم،
‫انتظار چی رو داری؟

09:27.149 --> 09:28.555
‫یه کتک مفصل پشت سطل آشغالا.

09:28.580 --> 09:29.627
.آدم آب‌زیرکاه

09:29.652 --> 09:30.455
‫چی گفتی؟

09:30.480 --> 09:31.577
‫کوکتل رو بیخیال.

09:31.602 --> 09:33.399
‫آدم آب‌زیرکاه.
‫یالا دیگه، منتظرم.

09:36.889 --> 09:37.769
‫ودکا.

09:37.794 --> 09:38.794
‫بالاخره.

09:40.013 --> 09:43.168
‫عصاره نعناع، آبلیمو، لیموناد.

09:43.520 --> 09:44.520
‫یخ من کجاست؟

09:44.700 --> 09:45.815
.اول از همه می‌ریزم

09:45.840 --> 09:47.144
‫ نوشیدنی رو تکون میدی؟

09:48.635 --> 09:50.315
‫یالا، یالا آقای گازیلی.

09:50.340 --> 09:52.290
.اینجا والزینگهامه
‫داری این نوشیدنی رو تکون میدی؟

09:52.315 --> 09:53.695
.فقط هَمش می‌زنم
.هَمش می‌زنم

09:53.720 --> 09:54.695
‫ایول پسر.

09:54.720 --> 09:55.720
‫دمت گرم.

09:55.745 --> 09:56.745
‫اینو می‌دونم.

09:57.400 --> 10:01.199
‫ورموت فرانسوی، جین خشک،
گرانادین، ‫چهار قطره.

10:01.403 --> 10:02.403
‫تکون داده میشه.

10:02.428 --> 10:04.408
‫و تو کوکتل "پنسی" چی می‌ریزی؟

10:09.267 --> 10:10.267
آم، انیست؟

10:10.292 --> 10:11.834
‫نه، نه، نه، نه، آقای گازیلی.

10:12.643 --> 10:14.026
‫ببینین، من هنوز آزمایشی‌ام.

10:14.051 --> 10:15.051
‫متخصص نیستم.

10:15.076 --> 10:16.266
.حق با شماست، نیستی

10:16.850 --> 10:18.294
‫ولی قاتل هم نیستی.

10:19.117 --> 10:21.297
‫خب، چی...
چی باعث میشه این حرفو بزنین؟

10:21.322 --> 10:25.888
‫چون قاتل یه اثر انگشت گنده بالای
‫یکی از اون لیوانا جا گذاشته.

10:26.570 --> 10:29.001
‫و یه متصدی بار خوب،
علاوه بر اینکه بلده چطور

10:29.025 --> 10:33.533
‫کوکتل "ثرد دگری" درست کنه،
‫همیشه لیوان پایه کوتاه رو...

10:34.745 --> 10:35.745
‫...از پایین‌تر می‌گیره.

10:36.545 --> 10:38.219
‫تو نوشیدنی سروان رو درست کردی،

10:38.244 --> 10:40.516
‫و همون موقع بود که
اثر انگشتت ‫رو روی لیوانش جا گذاشتی.

10:40.541 --> 10:42.473
ولی اون نوشیدنی سمی نبود

10:42.989 --> 10:45.211
‫ببخشید اگه حرفم توهین‌آمیزه،
‫آقای گازیلی.

10:45.236 --> 10:46.913
‫ولی شما هنوز مهارت لازم

10:46.938 --> 10:50.343
‫برای زهر ریختن تو نوشیدنی کسی اونم تو
‫یه بار شلوغ و جلوی چشم همه رو نداری.

10:50.899 --> 10:54.850
‫مخصوصاً وقتی فقط چند ثانیه بین
اون ‫اتفاق و خود جرم فاصله بوده.

10:55.216 --> 10:56.594
ولی ‫مطمئنم به اونجا هم می‌رسی.

10:57.140 --> 11:00.435
‫در واقع، تا جایی پیش میرم که بگم
.همین الانشم یه کارمند نمونه هستی

11:01.810 --> 11:03.746
‫الان می‌خواین برام توصیه‌نامه بنویسین، آره؟

11:03.770 --> 11:04.770
‫چرا که نه؟

11:05.488 --> 11:07.552
‫پرنسس‌ها چند وقته تو هتل هستن؟

11:07.805 --> 11:08.881
‫چهار روز.

11:08.906 --> 11:11.701
‫تو هم فهمیده بودی که همیشه
‫اولین نوشیدنی رو رد می‌کنن.

11:12.227 --> 11:14.689
‫برای همین
.با آب شیر درستش کردی

11:15.963 --> 11:16.971
.بله

11:16.995 --> 11:20.967
‫بعضی کارفرماها کارمندی که
...اینقدر نگران حیف‌ومیل شدنه رو

11:21.520 --> 11:22.588
.ترفیع میدن

11:26.091 --> 11:27.851
‫خب، آقای گازیلی.

11:29.054 --> 11:31.776
‫مثل اینکه می‌تونی بری وسایلت رو جمع کنی.

11:32.539 --> 11:34.535
آه، ‫دوستمون داره مرخص میشه.

11:34.560 --> 11:35.839
‫گروهبان بویس.

11:35.864 --> 11:37.164
‫چشم، قربان.

11:46.534 --> 11:47.744
‫خب، حالا چی؟

11:48.630 --> 11:52.257
‫هر کسی می‌تونسته اون هیدروکلریک اسید
‫رو بریزه تو نوشیدنی.

11:52.282 --> 11:54.334
‫و گازیلی هم
.دست و پا چلفتی‌تر از این حرفا بوده

11:55.907 --> 11:57.895
‫همون‌طور که دیشب تا دیروقت فهمیدم،

11:57.920 --> 12:01.666
قانون اِسکوتاری» قوانین خیلی
.سفت‌وسختی در مورد مهمون‌نوازی داره

12:02.217 --> 12:05.120
‫آسیب رسوندن به کسی که
مهمونت ‫حساب میشه، تابوئه.

12:05.145 --> 12:07.074
‫سروان اور مهمون گازیلی بود،

12:07.099 --> 12:09.535
اگه دقیق ‫حساب کنیم،
.اون قانون هم خیلی سخت‌گیره

12:09.996 --> 12:13.290
‫چیز به درد بخور دیگه‌ای هم بهت گفت؟

12:13.315 --> 12:14.315
‫اوه، بله.

12:15.090 --> 12:19.032
‫جلوی کدخدای روستا به زن من توهین کنی،
‫یه گوسفند بهم بدهکار میشی.

12:19.599 --> 12:23.475
‫اگه زن من به تو توهین کنه،
من پنج‌تا ‫بهت بدهکارم.

12:26.910 --> 12:30.883
خب، به نظر من بهترین کار اینه که
.آدما با هم خوب و مهربون باشن

12:32.230 --> 12:33.230
‫اوه.

13:11.817 --> 13:13.497
تو ارتش خدمت نکردی، نه؟

13:13.887 --> 13:15.003
‫خودت می‌دونی کجا بودم.

13:15.028 --> 13:16.248
‫خب، مهم نیست.

13:16.273 --> 13:17.880
.شاید بهتره صاف وایسی

13:18.370 --> 13:23.400
‫اَه، تو قصر، یه صف سرباز موقع رفتن به
‫صبحونه بهمون سلام نظامی می‌دادن.

13:23.425 --> 13:24.719
‫اوه، ببین توروخدا.

13:24.744 --> 13:26.465
.از عرش به فرش رسیدیم

13:26.490 --> 13:29.872
اون وقتا، مجبور نبودیم
...دائم پشت سرمون رو بپایم

13:29.897 --> 13:32.205
.توی وطن، بین مردم خودمون بودیم

13:32.230 --> 13:33.218
‫هی، پسر.

13:33.448 --> 13:34.825
‫باید بری بازرس رو بیاری.

13:34.850 --> 13:35.771
چرا؟ اتفاقی افتاده؟

13:35.796 --> 13:37.432
‫یه نامه‌ی تهدیدآمیز دیگه.

13:42.984 --> 13:44.258
.گرفتنت. نه. نه

13:47.893 --> 13:49.103
.کارت درسته

13:49.904 --> 13:51.024
.غذا سفارش دادن

13:51.360 --> 13:52.687
‫کمتر از این حقم نبود.

13:52.940 --> 13:54.043
.معلومه که هست

13:54.452 --> 13:55.904
.ظاهراً یه ترکیب بالکانیه

13:55.929 --> 13:56.929
.عالیه

13:56.954 --> 13:58.985
این حلقه‌های طلایی کوچیکِ
ته سیگار رو می‌بینی؟

13:59.292 --> 14:00.706
.من خودم «کپستان» می‌کشم

14:01.730 --> 14:03.770
‫قرار نبود برای منم اون باوریل رو بیاری؟

14:03.795 --> 14:05.555
‫خب، فکر کردم
.هر چی لازم داری اینجا هست

14:08.987 --> 14:10.794
.اینا یه کم زیادی از ما بهترونه

14:17.100 --> 14:19.687
‫خب، خانم ادی راتل موقع وقوع قتل کجا بوده؟

14:19.712 --> 14:22.246
آم، طبق اظهاراتش
.بیرون داشته سیگار می‌کشیده

14:22.590 --> 14:24.492
در حالی که قبلش زهر رو ریخته بوده؟

14:24.706 --> 14:25.915
‫که برای پرنسس‌ها بوده.

14:26.976 --> 14:30.967
‫طبق منابع اطلاعاتی من،
‫اون یه عضو دائم و رسمی حزبـه.

14:30.992 --> 14:32.045
‫کمونیست.

14:32.070 --> 14:33.887
.یه کمونیست دو آتیشه

14:33.912 --> 14:35.825
‫پس ممکنه بخواد اونا رو بکشه؟

14:35.850 --> 14:38.607
‫از طرف طبقه‌ی حاکم جدید اِسکوتاری.

14:40.065 --> 14:42.520
‫البته، اون یکی خواهر هم هست.

14:43.046 --> 14:44.046
‫ خواهر دیگه؟

14:44.456 --> 14:45.456
‫اوه، بله.

14:45.830 --> 14:47.230
‫اونا سه نفرن، بازرس.

14:48.150 --> 14:49.870
‫سه تا خواهر.

14:52.180 --> 14:53.547
‫قلمروی تقسیم شده.

14:54.489 --> 14:56.514
.ملکه‌های تبعیدی، جالبه برام

14:58.636 --> 15:01.672
به هر حال، پرنسس سلیا
.به جبهه‌ی مقابل پیوسته

15:02.028 --> 15:05.912
پس، ممکنه کار اون باشه که با ترور
خواهراش ضربه‌ای به نفع طبقه‌ی کارگر بزنه

15:06.230 --> 15:07.480
...به نظر من باید همینجا

15:08.308 --> 15:09.862
.دنبالش بگردیم

15:10.250 --> 15:11.250
‫ببخشید.

15:15.257 --> 15:16.688
‫اوه، بله.

15:17.050 --> 15:19.890
‫از زن‌ها خوشش میومد، مگه نه؟
‫سروان اور؟

15:20.238 --> 15:21.658
‫من بودم اینجوری نمی‌گفتمش.

15:22.730 --> 15:23.991
‫با این حال...

15:25.046 --> 15:26.865
‫حداقل الان شماره‌ی خونه‌ش رو داریم.

15:26.890 --> 15:27.890
‫نه، نه.

15:27.915 --> 15:30.704
‫آره، این باید زنش باشه، سیلویا.

15:30.729 --> 15:33.246
‫از کجا می‌دونی؟
اون تنها کسیه که ‫بهش ستاره نداده.

15:34.980 --> 15:38.122
‫آره، خب،
یه اسم آشنای دیگه هم اون تو هست

15:39.890 --> 15:40.890
‫اوه.

15:41.236 --> 15:42.582
.همینطوره قربان

15:42.606 --> 15:43.606
‫اوه.

15:43.631 --> 15:47.512
‫میم-باربارینی، دوم مِی 1940،
...میدان اسب‌دوانیِ اسکوت

15:47.537 --> 15:50.057
‫چهار ستاره، "ایتالیایی پرشور"
‫که روش خط کشیده.

15:50.082 --> 15:51.314
‫ولی هنوز خواناست.

15:52.830 --> 15:53.830
‫یعنی چی؟

15:53.855 --> 15:54.855
‫واضحه، مگه نه؟

15:54.880 --> 15:56.807
‫سروان اور فقط از زنا خوشش نمیومده.

15:56.832 --> 15:58.890
...یه کم اون‌وری بوده

16:00.210 --> 16:01.210
‫اوه.

16:01.235 --> 16:02.235
‫یعنی...؟

16:02.260 --> 16:06.080
‫اون، به قول معروف، دوطرفه بوده.

16:06.414 --> 16:10.127
‫اون متصدی بار ایتالیایی رو تو مسابقات
‫اسب‌دوانی دیده و باهاش رابطه داشته.

16:10.570 --> 16:12.085
‫همه چی اینجا نوشته شده.

16:12.110 --> 16:13.485
‫این یادداشتا چیه؟

16:13.510 --> 16:15.098
.میدان اسب‌دوانیِ اسکوت

16:15.123 --> 16:16.359
‫پشت سر هم اسم نوشته شده.

16:16.384 --> 16:17.194
‫انگیزه؟

16:17.219 --> 16:18.675
‫اخاذی. ‫معلومه.

16:19.216 --> 16:21.406
‫سروان اور تهدید کرده که
‫باربارینی رو رسوا می‌کنه.

16:21.687 --> 16:23.336
‫سروان اور یه مرد زن‌داره.

16:23.361 --> 16:24.361
‫همش یه کم...

16:25.409 --> 16:26.610
‫یه کم دور از ذهنه.

16:26.635 --> 16:28.573
‫قربان، از مردهای زن‌دار هیچی بعید نیست.

16:30.654 --> 16:32.329
خب نظریه‌ی شاهکار شما چیه؟

16:34.007 --> 16:35.527
.اگه بگم که لو میره، گروهبان

16:36.277 --> 16:40.479
‫ولی حالا که حرف خانم اور شد،
به نظرم ‫یکی باید زودتر باهاش صحبت کنه.

16:40.930 --> 16:42.842
‫اگه اجازه بدین، من از تراتی می‌خوام.

16:43.640 --> 16:44.888
‫یه زن همیشه می‌فهمه.

16:45.596 --> 16:47.319
.برخلاف چیزی که شوهراشون فکر می‌کنن

16:47.759 --> 16:49.800
‫قربان، یه پیام از اون پسره جک، رسیده.

16:50.280 --> 16:53.042
‫پرنسس‌ها درخواست یه ملاقات دیگه کردن.

16:59.342 --> 17:01.098
‫یه ماسک وینستون چرچیل؟

17:01.123 --> 17:02.079
‫نه.

17:02.104 --> 17:03.640
‫یه کلاه خلبانی نیروی هوایی سلطنتی.

17:04.155 --> 17:07.540
‫یه شیشه ترشی
.که لبالب پر از ناخن پا بود

17:07.565 --> 17:08.565
‫اوه.

17:08.920 --> 17:09.920
‫آره.

17:10.219 --> 17:13.728
‫زندگی یه خدمتکار هتل
به درد دل‌نازکا نمی‌خوره

17:14.410 --> 17:17.011
‫ولی بابام تو "بـالا" یه میخونه داشت،
‫برای همین...

17:17.888 --> 17:19.088
.همه‌جورشو دیدم

17:21.061 --> 17:23.200
‫در مورد قتل چی؟

17:23.518 --> 17:24.529
‫می‌دونم.

17:24.554 --> 17:25.897
‫من بیرون بودم، می‌بینی که؟

17:25.922 --> 17:28.105
نمی‌تونی قتل ویکتور «اور» رو بندازی گردن من

17:28.130 --> 17:30.264
.همچین قصدی نداشتم. جداً میگم

17:31.201 --> 17:32.639
‫حیف که اونجا نبودم.

17:33.637 --> 17:35.528
البته ‫دوست داشتم
.سقط شدن اون یکی رو ببینم

17:37.117 --> 17:38.117
.داشتی می‌گفتی

17:38.801 --> 17:40.121
از زندان که آزاد شدی

17:40.770 --> 17:43.075
‫ بعدش رفتی تو یه کتاب‌فروشی کار کردی.

17:43.580 --> 17:44.496
‫آره.

17:44.521 --> 17:45.623
‫برای آقای بوک.

17:46.420 --> 17:47.295
‫آره.

17:47.320 --> 17:49.919
‫و حالا داری برای این خانواده‌ی
.سلطنتی اِسکوتری کار می‌کنی

17:51.375 --> 17:53.240
.فکر نکنم زیاد طول بکشه

17:54.089 --> 17:55.797
.بادیگارد خیلی به درد بخوری نیستم

17:57.979 --> 17:59.413
‫چیزی از مارکس داری؟

18:00.421 --> 18:01.421
چی؟

18:01.594 --> 18:02.727
‫تو کتاب‌فروشی‌تون.

18:03.766 --> 18:05.455
"کتاب سرمایه"

18:07.003 --> 18:08.166
‫جلد چهارم.

18:08.191 --> 18:09.576
‫حالا شد یه حرف حساب.

18:10.796 --> 18:12.094
‫خب چرا از اونجا اومدی بیرون؟

18:12.829 --> 18:14.770
‫فکر می‌کنم اونا تیپ من نیستن.

18:14.795 --> 18:15.795
‫نه.

18:16.488 --> 18:18.154
‫دنیا هزار جور آدم داره، می‌دونی.

18:19.029 --> 18:20.159
‫همون‌طور که گفتم.

18:20.573 --> 18:22.479
،چیزایی که توی والزینگهام دیدم

18:24.091 --> 18:27.091
‫شاید وقتشه یه کم
.افق دیدت رو گسترش بدی، خوشگله

18:28.441 --> 18:30.941
اگه یه وقتی هوس
اون باوریل رو کردی، بهم بگو. باشه؟

18:53.778 --> 18:55.978
...پرنسس‌های پوشالی

18:56.270 --> 19:00.034
‫وقتی تو روزنامه
.می‌بینمتون، حالم بهم می‌خوره

19:00.780 --> 19:05.240
‫استخونای پوسیده
.که لباسای مادام دوباویه تنشونه

19:06.040 --> 19:09.675
‫که به زودی ازش خون کثیفتون می‌چکه.

19:09.700 --> 19:11.998
‫بله، می‌فهمم چرا احساس ناراحتی می‌کنین.

19:13.145 --> 19:15.105
‫خب، می‌خواین در موردش چی‌کار کنین؟

19:15.371 --> 19:16.371
...‫بانوی محترم

19:16.396 --> 19:18.624
‫منو با عنوان درست خودم خطاب کنین.

19:18.649 --> 19:20.800
.آم، بازرس رو ببخشین علیاحضرت

19:20.825 --> 19:23.832
‫پلیس معمولاً یه آدم بی‌پرده
و بی‌سیاسته ‫تا یه دیپلمات.

19:23.857 --> 19:25.793
‫شاید من بتونم...
،همون‌طور که گفتم

19:26.342 --> 19:28.451
،‫این آخرین مورد نامه از چندین مورده

19:29.065 --> 19:30.729
‫که زهر ازش می‌چکه.

19:31.040 --> 19:32.697
‫دشمنان ما تعدادش بی‌شماره.

19:32.958 --> 19:34.671
‫نمی‌تونن راحتمون بذارن؟

19:34.696 --> 19:39.695
‫کافی نیست که مجبوریم این تن خسته رو
چون اشباح در سراسر دنیا دنبال خودمون بکشیم؟

19:39.720 --> 19:43.806
شما از «قانون» می‌گید
از ‫مهمون‌نوازی حرف می‌زنین.

19:44.420 --> 19:46.718
‫ولی ما با مهمون‌نوازی شما
چه برداشتی بکنیم؟

19:46.743 --> 19:50.816
‫تو این لندن معروفتون
چه استقبالی ازمون میشه؟

19:51.259 --> 19:55.190
‫غذای نکبت‌بار، سرمای نکبت‌بار،
یه بادیگارد ‫که عرضه محافظت رو نداره.

19:55.215 --> 19:56.992
‫و حالا هم، این.

19:57.320 --> 20:00.951
‫با توجه به منابع محدودم،
هر کاری ‫از دستم بربیاد می‌کنم.

21:03.804 --> 21:06.364
‫بله، البته، و ما بی‌نهایت متأسفیم.

21:06.389 --> 21:08.455
‫خب، اگه بهترین کاری که
...از دستتون برمیاد همینه

21:11.565 --> 21:12.826
‫اوه، خانم راتل.

21:13.769 --> 21:15.365
‫بله، آقای کایند.

21:15.390 --> 21:18.406
‫در مورد اون اتفاق ناگوار شنیدم.

21:18.930 --> 21:20.710
‫اینم یه جور توصیف کردنه.

21:21.151 --> 21:24.136
‫من خوبم، ولی فکر کنم بهتره یه کم بیشتر

21:24.581 --> 21:28.240
با قشر مرفه جامعه نشست و برخاست کنم

21:28.590 --> 21:31.639
‫حالا که اخراج شدم، می‌تونم
به عنوان ‫یه مهمون از هتل استفاده کنم.

21:31.664 --> 21:32.664
منظورتون؟

21:33.223 --> 21:34.552
‫علیاحضرت‌ها...

21:34.970 --> 21:36.530
‫گفتن همه چی رو به حساب اونا بذارم.

21:36.555 --> 21:37.879
.خب، زیاد خرج نتراشید

21:38.109 --> 21:38.905
‫چی؟

21:38.930 --> 21:40.505
‫هیچی. ‫خانم راتل؟

21:40.530 --> 21:41.505
‫بله.

21:41.530 --> 21:45.203
‫میشه لطفاً بعد از اینکه
به خودتون رسیدین، ‫بیاین منو ببینین؟

21:45.725 --> 21:47.041
‫باشه، آقای کایند.

21:55.530 --> 21:57.546
‫ادی، میشه حرف بزنیم؟

21:59.956 --> 22:02.567
‫می‌خوام به خاطر
کیفیت خدمات امروز ‫عذرخواهی کنم.

22:03.390 --> 22:07.178
‫شوفاژ خاموشه، غذاها سرده،
‫ عمیقاً متأسفم.

22:07.450 --> 22:10.399
‫اسماعیل، هیچ‌کدوم از اینا تقصیر تو نیست.

22:10.656 --> 22:12.514
‫راستش، متأسفانه تقصیر منه.

22:12.942 --> 22:15.697
‫دلیلش اون سه تا
...بطری روغن بزرکی بود ‫که

22:16.682 --> 22:18.125
.از گنجه‌ی شما دزدیدم

22:18.730 --> 22:20.872
‫ولی روغن بزرک برای جلا دادنه.

22:21.488 --> 22:24.263
برای پایه‌های نرده و
.قاب‌های دیوارم ازش استفاده می‌کنم

22:24.288 --> 22:25.363
‫بله، می‌دونم.

22:25.742 --> 22:27.639
‫ولی من ریختمش تو ژنراتور.

22:28.310 --> 22:32.247
من ویکتور اور رو مسموم نکردم، ادی
.ولی هتل رو به گند کشیدم

22:33.864 --> 22:39.352
‫خیلی از دست خودم، از دست اون مرد،
‫از دست اینجا عصبانی بودم.

22:39.780 --> 22:42.337
.برای همین، با خودم گفتم نابودش کنم

22:43.643 --> 22:44.903
‫عمیقاً متأسفم.

22:45.330 --> 22:48.972
همه چیز رو پیش آقای کایند اعتراف می‌کنم
‫و تو شغلت رو از دست نمیدی، ادی.

23:26.604 --> 23:27.604
!هه

23:32.790 --> 23:35.472
به یـاد همه قهرمـانـان
دوم ژوئیـه 1940
"حادثه تاریخی آرانـدورا استـار"

23:36.214 --> 23:37.480
«لارنس»

23:40.783 --> 23:42.063
« ثبت کشتی‌ها »

24:09.280 --> 24:10.280
‫شما.

24:11.488 --> 24:12.488
‫منم.

24:15.842 --> 24:18.506
این برای من راحت نیست
.مطمئنم که درک می‌کنین

24:18.531 --> 24:19.735
‫البته،

24:20.266 --> 24:21.891
.تازه شوهرتون رو از دست دادین

24:21.916 --> 24:24.657
‫ قضیه مال خیلی وقت پیشه، خانم بوک.

24:25.190 --> 24:28.474
‫و شما اولین نفر از شکار ویکتور
‫نیستین که زنگ می‌زنه.

24:31.379 --> 24:34.657
‫اگه کمکی می‌کنه، باید بگم نتونست.

24:35.690 --> 24:36.690
‫نتونست چی‌کار کنه؟

24:37.876 --> 24:38.876
‫فتح کنه.

24:45.971 --> 24:48.480
،‫می‌دونین، من همیشه میومدم اینجا

24:49.726 --> 24:50.842
...تا تماشاش کنم

24:51.998 --> 24:53.272
.با جدیدترین مدلش

24:53.997 --> 24:54.997
‫خانم؟

24:57.000 --> 25:03.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25:05.213 --> 25:06.213
‫خوندینش.

25:07.260 --> 25:10.040
‫اینکه خودشو اینجا ببینه
که بهش امتیاز دادن، ‫انگار که

25:10.720 --> 25:11.896
دام هستن؟

25:13.447 --> 25:15.527
‫فکر می‌کنین حقش بود؟

25:16.190 --> 25:19.171
‫خب، نه دقیقاً، ولی...

25:19.196 --> 25:21.033
‫خب، یه آدم عوضی‌ای بود.

25:23.860 --> 25:27.760
‫می‌دونین، اگه یه دفتر خاطرات واقعی بود،
‫نظرم در موردش بهتر بود.

25:28.170 --> 25:30.906
‫یه چیزی با یه کم
شور و اشتیاق ‫واقعیِ زناکارانه.

25:34.522 --> 25:37.090
‫نگران نباش، عزیزم،
واقعاً ‫تو رو مقصر نمی‌دونستم.

25:37.115 --> 25:40.919
‫منظورم اینه که ویکتور تو اوج خودش،
‫بیش از حد جذابیت داشت.

25:41.840 --> 25:43.919
‫و من به ماجراجویی‌هاش عادت کرده بودم.

25:45.983 --> 25:46.983
.بهشون حسی نداشتم

25:48.030 --> 25:51.155
‫اونقدر بهشون عادت کرده بودم،
‫که شده بود یه جور سرگرمی برام.

25:52.937 --> 25:54.144
عجیب به نظر میاد؟

25:56.802 --> 25:59.960
‫ازدواجم سرد شد، زندگیم هم سرد شد.

26:01.243 --> 26:05.121
‫فکر نکنم از زمان دانکرک به بعد
‫واقعاً چیزی حس کرده باشم.

26:07.770 --> 26:08.982
‫برای همین میومدم اینجا.

26:10.750 --> 26:12.479
‫جایی که نور و خنده بود.

26:13.746 --> 26:14.746
‫معمولاً.

26:16.145 --> 26:19.705
‫نگران نبودین که ممکنه شما رو ببینه؟

26:22.640 --> 26:24.606
‫ویکتور سال‌ها بود که متوجه من نمیشد.

26:24.920 --> 26:26.928
دلیلی هم نداشت
.که فکر کنم حالا بخواد متوجه بشه

26:29.594 --> 26:31.154
‫اینجوری بود که تونستین...؟

26:34.508 --> 26:35.508
‫چی؟

26:37.366 --> 26:38.366
‫زهر رو.

26:40.460 --> 26:41.635
‫منظورم اینه که اونجا بودین.

26:41.660 --> 26:43.672
‫شما اون پارچه رو به من دادین.

26:43.697 --> 26:45.754
‫براتون راحت بود که بریزینش تو نوشیدنی.

26:46.765 --> 26:49.305
‫من شوهرم رو نکشتم، خانم بوک.

26:50.621 --> 26:53.141
.دلم به حال ویکتور می‌سوخت. ازش بیزار نبودم

26:54.480 --> 26:55.666
پس کی بود؟

27:01.542 --> 27:03.008
دوران جنگش چطور بود؟

27:04.332 --> 27:06.225
‫دوران خدمتش رو تو قاهره گذروند.

27:06.787 --> 27:08.199
‫و یه مدتی هم تو بالکان بود.

27:09.100 --> 27:10.100
‫بالکان.

27:12.058 --> 27:13.617
‫و قبل از اون اینجا بود.

27:15.025 --> 27:16.025
‫پشت جبهه.

27:16.400 --> 27:17.400
‫کدوم منطقه؟

27:18.736 --> 27:19.736
‫اَسکوت.

27:36.251 --> 27:37.706
‫آه، شمایین.

27:37.731 --> 27:38.713
‫ممکنه...

27:39.121 --> 27:40.121
!ها

27:40.797 --> 27:41.797
‫چی نوشته؟

27:43.155 --> 27:44.370
.مرگ بر انگل‌ها

27:53.904 --> 27:55.162
‫ممنون که اومدین.

27:56.160 --> 27:57.314
.هیچی سرو نمی‌شه

27:57.640 --> 28:01.014
‫ماهی دودی، قلوه،
..خوراک ماهی، و ‫رادیاتورها.

28:01.039 --> 28:02.212
که ‫قطعاً خاموشن.

28:02.552 --> 28:03.560
،اوه

28:04.452 --> 28:06.600
‫یه مجموعه گوشت سرد موجوده.

28:06.625 --> 28:07.464
‫عالیه.

28:07.489 --> 28:11.055
‫خب، پس دو تا از اونا لطفاً،
و مطمئن بشین ‫که کاملاً سرد باشن.

28:11.080 --> 28:12.600
‫از غذای ولرم وحشت دارم.

28:12.625 --> 28:13.555
‫قربان؟

28:13.580 --> 28:15.697
.این سرویس‌دهی فاجعه‌ست

28:15.722 --> 28:19.246
‫خب، بهم بگین ماری آنتوانت،
‫ولی انتظار داشتم سیفون دستشویی‌ها کار کنه.

28:20.029 --> 28:22.639
.بازم خوبه، شوفاژ برای نیم ساعت روشن شد

28:22.664 --> 28:24.447
‫گفتین کارتون فوریه، آقای بوک.

28:24.787 --> 28:25.795
‫یه جورایی، بله.

28:25.820 --> 28:27.001
‫خب، نزدیک‌تر شدین؟

28:27.026 --> 28:28.035
نزدیک‌تر؟

28:28.060 --> 28:29.955
‫ پیدا کردن کسی که سعی کرد ما رو بکشه؟

28:29.980 --> 28:31.391
‫هیچ‌کس سعی نکرده شما رو بکشه.

28:33.475 --> 28:34.667
‫ولی نامه‌ها.

28:35.155 --> 28:36.155
‫تهدیدها.

28:36.180 --> 28:37.331
‫اونا رو شما فرستادین.

28:40.760 --> 28:41.760
‫چی؟

28:42.476 --> 28:43.540
‫دیوونه شدین.

28:43.565 --> 28:44.651
‫چطور جرأت می‌کنین؟

28:44.676 --> 28:45.915
‫بشینین لطفاً، پرنسس.

28:45.940 --> 28:48.226
‫اصلاً فکر اینکه من...
‫گفتم بشینین.

28:50.422 --> 28:52.832
‫شاید من از بازرس دیپلمات‌تر باشم.

28:52.857 --> 28:56.391
‫ولی این همه فیس و افاده‌ی خسته‌کننده رو
‫تا یه جایی می‌تونم تحمل کنم.

28:58.072 --> 28:59.314
‫از کی شروع کردین؟

29:00.160 --> 29:01.299
‫فرستادن نامه‌ها رو میگم.

29:01.867 --> 29:03.426
‫تصور می‌کنم نه از همون اول.

29:04.315 --> 29:05.595
‫برای یه مدتی واقعی بود.

29:09.315 --> 29:12.439
‫وقتی از کشورمون فرار کردیم،
.همه‌جا جاسوس بود

29:12.464 --> 29:14.560
‫می‌ترسیدیم چیزی بخوریم یا بنوشیم.

29:14.585 --> 29:18.665
‫روز به روز زندگی می‌کردیم،
چپونده شده ‫تو سرداب‌های متعفن.

29:19.020 --> 29:20.674
‫انباری کشتی‌های کثیف.

29:22.129 --> 29:24.335
‫ولی تهدید واقعی بود، آقای بوک.

29:25.189 --> 29:27.457
‫تو نیویورک، ازمون حسابی تجلیل می‌شد.

29:27.482 --> 29:29.000
‫اونا عاشق خانواده‌های سلطنتی‌ان.

29:29.025 --> 29:31.903
‫همون‌طور که می‌دونین، دقیقاً
به این دلیله ‫که خودشون هیچ خاندانی ندارن.

29:31.928 --> 29:35.479
‫به تمام مهمونی‌های مهم دعوت می‌شدیم،
‫با تمام آدمای مهم ملاقات می‌کردیم.

29:36.410 --> 29:40.159
‫ولی هیچ‌چیز غم‌انگیزتر از
.تبعید نیست، آقای بوک

29:41.700 --> 29:43.720
‫و هیچ‌چیز رقت‌انگیزتر از اون نیست.

29:44.710 --> 29:50.726
‫بعد از مدتی، دیگه دعوت‌نامه‌ها قطع شد،
‫تب و تابش خوابید، و من فهمیدم که...

29:50.751 --> 29:54.648
‫ما از در خطر بودن، به وضعیتی
‫خیلی خیلی بدتر از قبل دچار شدیم.

29:56.410 --> 29:59.535
‫ما دیگه... بی‌اهمیت شده بودیم.

30:01.127 --> 30:04.647
حکومت نوظهور اِسکوتاری چه
ترسی باید از ما می‌داشت؟

30:04.960 --> 30:09.607
‫چرا باید از اون سر دنیا قاتل بفرستن
تا ما رو از میون بردارن؟

30:10.060 --> 30:13.047
‫اصلاً چرا کسی باید به خودش زحمت بده؟

30:13.967 --> 30:17.421
‫ولی در مرگ، در خطر،
‫یه جور جذابیتی نهفته‌ست.

30:19.420 --> 30:22.040
‫ این‌طور شد که شروع کردم
،به نوشتن همه‌ی اون نامه‌ها

30:22.040 --> 30:24.040
‫هم برای خودمون، هم برای مقاماتِ

30:24.065 --> 30:27.511
‫هر کشور بیچاره‌ای که خودمون رو
‫بهش تحمیل می‌کردیم.

30:28.084 --> 30:30.088
‫اینجا به یه زن مبلغ ناچیزی میدم
‫که تو هتل بگرده

30:30.112 --> 30:32.915
‫و هر از گاهی
نامه‌ها رو ‫یه جایی بندازه.

30:32.940 --> 30:36.429
‫بعضیا شک داشتن که شاید
خواهر دیگه‌تون ‫پشت این قضیه باشه.

30:37.914 --> 30:39.432
‫اون مُرده، آقای بوک.

30:41.511 --> 30:43.383
‫دیدم که تو صورتش تیر خورد.

30:45.871 --> 30:49.171
‫کمونیست‌ها
.هیچ‌وقت واقعاً بهش اعتماد نداشتن

30:53.375 --> 30:55.562
‫و من یه خواهر دیگه رو از دست نمیدم.

30:58.393 --> 31:00.246
‫ولی بعدش یه مسمومیت واقعی اتفاق افتاد.

31:00.270 --> 31:01.736
‫نمی‌دونستم چی فکر کنم.

31:02.121 --> 31:06.896
نافیـا طبق معمول لیوان‌ها رو جابجا کرد
‫و بعد اون مُرد، اون سروان،

31:07.404 --> 31:09.719
‫مُرده افتاد جلوی پاش.

31:10.445 --> 31:11.845
‫مغزم سوت کشید.

31:12.639 --> 31:14.264
‫یعنی همه‌چیز واقعی شده بود؟

31:15.979 --> 31:19.058
‫ولی به جز ادامه دادن طبق نقشه،
‫چه کار دیگه‌ای می‌تونستم بکنم؟

31:19.821 --> 31:21.095
‫کارتون عالی بود.

31:22.654 --> 31:23.654
‫ممنون.

31:23.679 --> 31:27.298
‫ولی افسوس که، اثر نوک قلم خواهرتون
‫خیلی خاص و مشخصه.

31:27.651 --> 31:28.651
.دقیقاً

31:29.197 --> 31:30.339
‫نوک قلم موسیقی.

31:30.993 --> 31:35.058
‫خطوط عمودی باریک، خطوط افقی پهن
‫برای نوشتن نت موسیقی.

31:35.919 --> 31:39.359
‫و اون آهنگ‌های نسبتاً غمگین و
‫دوست‌داشتنیِ خودشو می‌سازه.

31:39.960 --> 31:42.031
‫و اون اشاره‌ها به کمد لباستون هم،

31:42.056 --> 31:45.168
‫برای یه قاتل کمونیست درمونده،
‫یه کم زیادی دقیق بود.

31:45.805 --> 31:47.330
‫دست خودم نبود.

31:48.989 --> 31:51.620
‫پس این یعنی اینکه...

31:51.645 --> 31:54.190
‫سروان اور قربانی اصلی بوده.

31:57.103 --> 32:01.320
‫خب پس باید بپرسم، آقای بوک،
...به سبک ‫داستان‌های بریتانیایی شما

32:03.160 --> 32:04.258
کار کی بوده؟

32:04.751 --> 32:07.365
‫خب، سؤال همینه، بانوی عزیز.

32:11.498 --> 32:12.498
.قربان

32:36.423 --> 32:38.485
‫من معمولاً طرفدار این‌جور کارا نیستم،

32:38.993 --> 32:42.176
آدمو یاد اون رمان‌های هیجان‌انگیز می‌اندازه
.که تو کتابفروشی دم دستی‌ پیدا می‌شه

32:42.698 --> 32:43.698
،با این حال

32:43.926 --> 32:46.784
‫ بعضی وقتا واقعاً بهترین کار اینه که
‫همه رو دور هم جمع کنیم، وحدت مکان،

32:47.307 --> 32:49.233
.وحدت مکان و این جور چیزها

32:49.258 --> 32:51.162
‫خب، در شب قتل،

32:51.560 --> 32:54.527
آقای گازیلی اینجا
‫اولین دور نوشیدنی‌ها رو آماده کرد.

32:54.552 --> 32:55.475
‫بله.

32:55.500 --> 32:58.672
‫که پرنسس‌ها ردش کردن
.و ریخته شد توی سینک

32:59.350 --> 33:01.297
‫حالا می‌رسیم به اون شلوغی و هیاهو.

33:01.890 --> 33:05.568
‫شخصیت جدیدی وارد نمایش ما میشه،
‫سروان ویکتور اور،

33:05.593 --> 33:08.271
که زحمت نقشش رو
‫اینجا آقای کایند می‌کشه.

33:09.082 --> 33:10.498
‫شما بیاین تو، خانم راتل.

33:10.523 --> 33:11.957
‫بگو بعدش چی شد.

33:11.982 --> 33:16.817
‫خب، سروان اور اونجا
خیس شامپاین بود و بهم گفت

33:16.842 --> 33:20.042
‫وظایف اضافه برام داره، که انگار
‫شامل این میشد که

33:20.067 --> 33:22.791
‫برم تو اتاقش و
‫با یه مقدار پول بیام بیرون.

33:22.816 --> 33:28.031
‫خب منم رد می‌کنم، البته،
و دارم ‫به اسماعیل نگاه می‌کنم.

33:28.426 --> 33:31.616
‫دارم نگاهش می‌کنم چون، خب،
‫فکر می‌کنم شاید بتونه کمکم کنه.

33:31.641 --> 33:32.925
یه کار جوانمردانه‌ای بکنه

33:32.950 --> 33:34.435
‫ولی نمی‌کنه.

33:35.705 --> 33:36.925
‫بعدش چی میشه، ادی؟

33:36.950 --> 33:39.457
‫خب، دارم فکر می‌کنم،
نکنه سروان ‫بخواد منو بزنه؟

33:39.482 --> 33:41.207
‫برای همین بهش میگم بره پی کارش

33:41.680 --> 33:44.056
‫و بعد اون یه چیزی میگه.

33:44.081 --> 33:45.615
‫نمی‌دونم، یه تهدیدی چیزی بود.

33:45.640 --> 33:46.640
‫گوش نمی‌کردم.

33:47.170 --> 33:49.386
‫و همن موقع بود که جک به دادم رسید.

33:50.707 --> 33:52.289
‫بعدشم رفتم بیرون یه سیگار بکشم.

33:52.314 --> 33:53.823
‫ممنون، خانم راتل.

33:53.848 --> 33:58.942
‫خب، آقای گازیلی بعدش دو تا لیوان دیگه
‫برای دور جدید آماده می‌کنه.

33:58.967 --> 34:01.935
‫چهار تا والزینگهام ساور.

34:03.418 --> 34:04.562
‫در مجموع.

34:10.383 --> 34:14.605
‫سه تاش سالم و یکیش، همون‌طور که
خواهیم دید، ‫قراره یه ماده‌ی اضافه داشته باشه.

34:14.630 --> 34:19.024
‫ولی دقیقاً چه زمانی به یکی از این نوشیدنی‌ها
‫یه کم هیدروکلریک اسید اضافه شد؟

34:19.646 --> 34:23.726
‫پرنسس نافیـا، بهمون گفتین که جای
‫دو تا از این لیوان‌ها رو عوض کردین،

34:23.751 --> 34:24.751
‫کدوم دو تا؟

34:25.087 --> 34:28.143
‫اینجوری، آقای بوک،
...یکی از لیوان‌هامون رو

34:28.601 --> 34:30.121
‫ با یکی از لیوان اونا.

34:30.430 --> 34:31.431
‫بسیار خب.

34:31.456 --> 34:32.776
‫شما هنوز نمی‌خورین، درسته؟

34:32.801 --> 34:34.463
‫چون می‌خواین ببینین اول یکی دیگه می‌خوره.

34:34.492 --> 34:39.275
‫که البته وقتی این همه قاتل دور و برتونه،
‫کاملاً محتاطانه و عاقلانه‌ست.

34:39.630 --> 34:44.009
‫پس، باید یه کم بیشتر صبر کنین
‫تا اون قضیه تموم شه.

34:44.034 --> 34:46.618
و حالا انگار وقتِ رولت روسی بازیه، نه؟

34:47.925 --> 34:50.112
.این یه قتل هول‌هولَکی نبوده

34:50.137 --> 34:51.906
‫خیلی با دقت روش فکر شده بود.

34:52.670 --> 34:55.325
‫حالا می‌دونیم که زهر تو شیکر
‫آقای گازیلی نبوده.

34:55.350 --> 34:58.352
‫می‌دونیم که پرنسس نافیـا
لایق ‫هیچ سرزنشی نیست.

34:58.377 --> 35:00.351
‫تنها کاری که علیاحضرت کردن این بوده که

35:00.376 --> 35:04.167
‫ جای یه والزینگهام ساور کاملاً
‫سالم و بی‌خطر رو با یکی دیگه عوض کردن.

35:04.540 --> 35:09.128
در واقع، به نظرم ‫تا قبل از ماجرای سکه‌ها
...هیچ‌کدوم از این نوشیدنی‌ها

35:09.153 --> 35:11.666
.چیزی بدتر از یه سردرد ایجاد نمی‌کرد

35:11.691 --> 35:15.912
‫اون لحظه، فرصتی بود برای یه نفر که
‫یکی از این کوکتل‌ها رو مسموم کنه.

35:15.937 --> 35:18.040
‫اونی که معلوم بود قراره برداشته بشه.

35:18.065 --> 35:19.359
‫بله، هیچ اشتباهی در کار نبود.

35:19.384 --> 35:21.594
‫سروان اور باید می‌مُرد.

35:22.894 --> 35:23.982
‫چرا اون موقع؟

35:27.855 --> 35:30.903
‫کشتی آراندورا استار رو یادتونه؟

35:31.653 --> 35:33.870
‫مایه‌ی افتخارمون نبود، متاسفانه.

35:33.895 --> 35:35.595
‫ژرمن‌ها با اژدر زدنش.

35:35.620 --> 35:36.880
‫نزدیکی‌های ساحل غرق شد.

35:36.905 --> 35:38.480
‫دوم جولای 1940.

35:38.800 --> 35:40.577
تو کشتی یه دعوایی شده بود، مگه نه؟

35:40.602 --> 35:42.886
‫یه عالمه بازداشتی که داشتن
‫می‌فرستادنشون استرالیا.

35:42.911 --> 35:44.285
‫کانادا.
‫کانادا.

35:44.310 --> 35:45.982
.افتاده بودن به جون هم

35:46.007 --> 35:47.848
خب، حداقل چیزی بود
.که «دیلی اکسپرس» نوشته بود

35:47.873 --> 35:50.655
‫تو مجلس هم همینو گفتن، آقای بوک.
‫یعنی راسته؟

35:50.939 --> 35:51.939
‫دقیقاً.

35:54.312 --> 35:55.312
...و

35:56.352 --> 35:57.872
‫ بین مسافرها...

36:00.625 --> 36:02.594
‫خواهر شما، ماریا.

36:10.260 --> 36:11.377
‫باربارینی.

36:11.402 --> 36:12.330
‫میم.

36:12.355 --> 36:15.360
‫12 ژانویه 1940، پیست اسب‌دوانی اَسکوت.

36:16.331 --> 36:19.487
‫16 ژانویه، پیست اسب‌دوانی اَسکوت.

36:19.512 --> 36:23.335
‫پس سروان اور
.تو مسابقات باهاش آشنا شده بوده

36:23.360 --> 36:25.373
‫خب، زمان جنگ که مسابقه‌ای در کار نبوده.

36:25.398 --> 36:26.319
‫کاملاً.

36:26.344 --> 36:29.536
‫البته، اَسکوت جایی بود که بازداشتی‌های
‫قانون "18بی" رو نگه می‌داشتن، مگه نه؟

36:30.546 --> 36:36.600
‫نازی‌های انگلیسی، آلمانی‌های ضدنازی،
‫بستنی‌فروش‌ها، فروشنده‌های ماکارونی‌فروشی‌،

36:36.955 --> 36:40.228
‫پیشخدمت‌هایی که
یه زمانی یه تعریف سربسته

36:40.253 --> 36:44.855
‫از قیافه‌ی «ایل دوچه» کرده بودن،
‫همه رو انداختن پشت سیم خاردار.

36:44.880 --> 36:46.128
‫یه اردوگاه کار اجباری.

36:46.153 --> 36:48.658
‫جرم باربارینی‌ها اونجا چی بوده؟

36:49.060 --> 36:50.706
‫پدر و مادر من تو ایتالیا به دنیا اومدن.

36:51.570 --> 36:53.566
‫بعد یکی اینجا ادعا کرد من فاشیستم،

36:54.243 --> 36:57.160
‫وسط کار منو بردن بیرون،
‫فرستادنم شمال.

36:58.072 --> 36:59.393
‫هیچ‌کس اعتراضی نکرد.

37:00.380 --> 37:02.920
‫مخصوصاً مردی که بار رو
‫تو دوران بلیتز می‌چرخوند.

37:03.845 --> 37:04.932
‫و خواهرتون؟

37:08.375 --> 37:12.368
‫سال 1938، پدرم گفت، "چرا تابستون رو
"‫پیش عمه‌ت تو ایتالیا نمی‌گذرونی؟

37:13.050 --> 37:15.759
"باهاشون برو ساحل، برو به کامپو سولاره"

37:17.054 --> 37:19.615
"آتیش درست کن، یه هوایی به سرت بخوره"

37:21.532 --> 37:23.941
"یه یونیفرم کوچیک خوشگل بهت میدن"

37:23.966 --> 37:27.980
مثل دختران پیشاهنگ"
"ولی دختران پیشاهنگ موسولینی

37:28.308 --> 37:29.129
...پس

37:29.685 --> 37:32.325
‫ اون یونیفرم رو به عنوان سوغاتی
‫با خودش آورد خونه؟

37:33.654 --> 37:35.536
.برای آدمای آیین‌نامه 18بی همین بس بود

37:36.902 --> 37:38.560
...یونیفرم توی کمد بود. این شد که اونم

37:39.379 --> 37:40.619
‫ فرستادنش اَسکوت.

37:41.782 --> 37:44.151
‫به خاطر اون یونیفرم بازداشت شد.

37:44.393 --> 37:46.441
‫مردم یونیفرم‌ها رو خیلی جدی می‌گیرن.

37:46.466 --> 37:48.018
‫برای ویکتور که جواب می‌داد،

37:48.752 --> 37:51.863
وقتی لباس ملوانیش ‫تنش بود،
.مردم به حرفش گوش می‌کردن

37:52.795 --> 37:54.870
.هم به خاطر جذابیتش بود هم درجه‌ش

37:54.895 --> 37:56.169
درجه. جذابیت؟

37:56.194 --> 37:58.600
‫اینجوری بود که اسم ماریا رو تو
‫لیست اعزام به کانادا گذاشت.

37:59.613 --> 38:01.112
‫شاید باید خوش‌بین باشیم.

38:01.510 --> 38:05.240
‫تصور کنیم می‌خواسته اونو از اردوگاه و از
‫جنگ دور کنه تا یه زندگی جدید داشته باشه.

38:06.519 --> 38:09.761
‫فقط می‌خواسته قبل از اینکه زنش بفهمه،
‫یه معشوقه‌ی دردسرساز رو دست به سر کنه.

38:11.398 --> 38:14.078
‫ اون کشتی یه تله مرگ بود.

38:15.606 --> 38:16.880
‫خوابش رو می‌بینم.

38:18.365 --> 38:21.088
،اون آدما که به نرده‌ها فشار میارن

38:22.632 --> 38:25.398
اون تبرهای بزرگ چوبی
،که دورشون سیم خاردار پیچیدن

38:27.090 --> 38:29.400
‫بعد آب دریا میاد تو
.و هر دوتاشون رو غرق می‌کنه

38:29.834 --> 38:30.782
‫هر دو رو.

38:31.478 --> 38:32.684
‫ماریا و بچه‌ش.

38:35.056 --> 38:36.181
‫بچه‌ی اون.

38:38.185 --> 38:40.078
،من فقط اسمشو بلد بودم، همین

38:40.510 --> 38:41.823
‫ولی نتونستم پیداش کنم.

38:42.443 --> 38:43.552
‫هرج و مرج جنگ.

38:43.577 --> 38:45.184
.همه‌چیز رو به هم ریخته بود

38:46.093 --> 38:49.600
‫هیچ‌کس عجله‌ای نداشت که به یه
‫پیشخدمت دربه‌در کمک کنه.

38:51.384 --> 38:53.955
‫معلوم شد ماه‌هاست که
.دارم بهش والزینگهام ساور میدم

38:53.980 --> 38:59.240
‫ویکتور اور، رفیق قدیمی من،
پنج دقیقه ‫نمی‌تونم تنهات بذارم.

38:59.265 --> 39:00.265
‫می‌تونم؟

39:00.290 --> 39:02.033
‫دختره‌ی لعنتی جنبه شوخی نداره.

39:02.690 --> 39:04.950
.دو تا از اونا برامون بیار
اسمشون چیه؟

39:05.270 --> 39:08.251
والزینگهام ساور" برای دو بانو"

39:08.539 --> 39:10.905
عه، ‫منظورت برای علیاحضرت‌هاست؟

39:10.930 --> 39:11.930
‫می‌دونی...

39:12.610 --> 39:13.992
‫اینا مهمون من، خانما.

39:14.017 --> 39:16.120
‫مردی که ماریای عزیز منو ازم گرفت.

39:17.706 --> 39:19.152
‫خواهر محبوبم رو.

39:22.055 --> 39:23.743
‫پس کاری رو کردم که باید می‌کردم.

39:25.011 --> 39:26.102
‫یخ آماده کردم.

39:26.931 --> 39:28.184
‫یخ مخصوص.

39:28.945 --> 39:29.945
‫خب؟

39:29.970 --> 39:30.970
‫اوه عزیزم.

39:32.530 --> 39:33.594
‫ خجالت‌آوره.

39:33.619 --> 39:34.811
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

39:34.836 --> 39:36.004
.اصلاً اشکالی نداره

39:36.780 --> 39:38.151
.حواست به خرده‌پولات باشه

39:38.765 --> 39:40.700
‫درشتاش خودش جمع میشه.

39:40.725 --> 39:41.677
چی؟

40:03.171 --> 40:04.335
‫تولد بود.

40:04.360 --> 40:05.360
‫می‌بینین؟

40:05.875 --> 40:07.975
.تولد ماریا بود، به نظرم

40:09.900 --> 40:10.900
‫به نظر...

40:11.273 --> 40:12.404
‫مناسبت داشت.

40:13.132 --> 40:14.132
‫بله.

40:14.157 --> 40:15.506
‫بله.
‫حتماً داشته.

40:15.531 --> 40:16.531
‫آره.

40:18.495 --> 40:21.582
محض احتیاط
.یه کم از اون یخ‌های سمی رو نگه داشتم

40:23.380 --> 40:24.755
.به سلامتی رفیق

40:25.315 --> 40:26.860
‫صبر کن!
‫نه!

40:27.614 --> 40:29.167
‫حداقل این یکی یخ معمولیه.

40:31.117 --> 40:32.557
‫متأسفانه من جابه‌جاش کردم.

40:34.599 --> 40:36.823
،خیلی خیلی برای خواهرتون متأسفم

40:36.848 --> 40:38.088
.سینیور باربارینی

40:40.184 --> 40:41.744
‫ولی قتل، قتله.

40:44.269 --> 40:48.033
‫مارکو باربارینی، شما رو
به اتهام ‫قتل بازداشت می‌کنم.

40:48.058 --> 40:49.933
‫شما مجبور به گفتن چیزی نیستین،

40:49.958 --> 40:51.795
‫ولی هر چی بگین ممکنه ثبت بشه

40:51.820 --> 40:53.814
‫و تو دادگاه علیه خودتون استفاده بشه.

40:54.450 --> 40:55.863
‫حرفی برای گفتن دارین؟

41:03.773 --> 41:05.673
‫اوه، راستی، آقای کایند.

41:06.490 --> 41:08.351
‫اون روغن بزرک تو ژنراتورها.

41:09.194 --> 41:10.359
‫اونم کار من بود.

41:11.160 --> 41:12.160
‫ببخشید.

41:23.584 --> 41:25.024
"هتـل والزینگهـام"

41:36.135 --> 41:37.255
.من حساب می‌کنم

41:39.367 --> 41:41.976
آقای کایند، با من امری داشتین؟

41:42.001 --> 41:43.154
‫آه، بله، خانم راتل.

41:43.179 --> 41:45.679
‫داشتم به موقعیت شما اینجا فکر می‌کردم.

41:46.581 --> 41:49.715
‫خب، حالا که می‌دونم شما مسئول
‫ماجرای ژنراتورها نبودین.

41:49.740 --> 41:50.740
‫بله.

41:50.765 --> 41:54.140
‫خب، اخراج شما بیش از حد عجولانه بود.

41:54.370 --> 41:55.370
‫بله.

41:55.550 --> 41:56.550
‫بله.

41:56.575 --> 42:00.091
‫می‌خواستم بگم که خیلی مایلم اون ‫موقعیت
.شغلی رو دوباره بهتون پیشنهاد بدم

42:01.102 --> 42:02.102
.واو

42:02.554 --> 42:03.694
‫خب، قبول می‌کنم.

42:03.990 --> 42:05.466
‫این خیلی رضایت‌بخشه‌.

42:05.681 --> 42:07.339
اینجا یه دفتر وقایع دارین، درسته؟

42:07.364 --> 42:08.145
دفتر وقایع؟

42:08.170 --> 42:10.704
‫یکی که توش
تمام رفت و آمدهای کارکنان ‫ثبت شده.

42:11.565 --> 42:12.944
‫میشه ثبت مربوط به خودمو ببینم؟

42:13.644 --> 42:14.644
‫اونجاست.

42:15.266 --> 42:16.266
‫بله، البته.

42:19.201 --> 42:20.201
‫ممنون.

42:25.948 --> 42:26.948
‫اینم من.

42:28.090 --> 42:31.583
‫ادیث راتل، دلیل ترک کار: خرابکاری.

42:31.870 --> 42:35.087
‫خب، بهتره اینو از سابقه خط بزنیم.

42:38.807 --> 42:40.184
‫ممنون، آقای کایند.

42:40.995 --> 42:42.142
‫خب، آقای کایند،

42:42.457 --> 42:43.573
.من استعفا میدم

42:44.418 --> 42:45.458
استعفا می‌دی؟

42:45.483 --> 42:46.650
‫بله، استعفا میدم.

42:46.675 --> 42:48.396
‫میشه لطفاً اینو تو دفتر برام ثبت کنین؟

42:49.180 --> 42:50.504
نمی‌تونی استعفا بدی

42:50.900 --> 42:52.432
‫فکر کنم همین الان این کارو کردم.

42:54.380 --> 42:55.736
.زنده باد کارگران

42:58.949 --> 43:00.359
.زنده باد کارگران

43:11.018 --> 43:12.577
‫اوه، این کاملاً درسته.

43:13.625 --> 43:14.763
.دو تا دیگه لطفاً

43:15.619 --> 43:16.754
.برای اون دو نفر

43:16.779 --> 43:17.787
‫اوه.

43:21.000 --> 43:22.635
اوه، دلت برای جنگ تنگ شده؟

43:22.660 --> 43:24.520
.نمی‌دونم رسم و رسومش چیه

43:25.500 --> 43:27.767
،اوه، فکر کنم حکم سلطنتی باشه

43:30.028 --> 43:31.041
...خب

43:31.875 --> 43:33.106
این برای شماست، ‫آقای بوک.

43:33.867 --> 43:35.019
.برای اون کتابه

43:35.219 --> 43:36.689
‫اوه، ممنون.

43:40.579 --> 43:41.579
‫این برای چیه؟

43:42.020 --> 43:43.271
‫صد گینی.

43:43.296 --> 43:44.801
‫نه، منظورم اینه که، بابت چیه؟

43:44.826 --> 43:47.285
اوه، بابت نسخه‌ی ما
«از کتاب «قانون اِسکوتاری

43:47.536 --> 43:50.008
.تخصص داشتن به کارت میاد

43:50.033 --> 43:51.302
.این چک برگشت می‌خوره

43:51.550 --> 43:55.168
‫خب، اگه نخورد، میدمش به
‫صندوق یادبود آراندورا استار.

43:57.399 --> 43:58.798
.بفرمایید
.ممنون

43:59.577 --> 44:00.872
‫به سلامتی چی بنوشیم؟

44:01.370 --> 44:02.370
‫به سلامتی خودمون.

44:03.140 --> 44:04.399
‫به سلامتی باربارینی‌ها.

44:04.660 --> 44:05.660
‫بله.

44:05.685 --> 44:08.392
‫به سلامتی مارکو و ماریا
‫و همه‌ی باربارینی‌ها.

44:09.233 --> 44:10.985
.اونایی که گم شدن و شکست خوردن

44:12.519 --> 44:14.080
‫همه‌ی باربارینی‌ها.

44:15.033 --> 44:17.394
‫اونایی که
.این فامیلی رو دارن و اونایی که ندارن

44:18.535 --> 44:20.515
.به امید اینکه دیگه هیچکس غرق نشه

44:35.113 --> 44:36.520
‫اون این کار رو برام جور کرد.

44:38.480 --> 44:39.480
‫آقای بوک.

44:41.131 --> 44:42.952
.اون ترتیبش رو داد که منو قبول کنین

44:44.175 --> 44:46.388
‫پرنسس‌ها دنبال یه بادیگارد می‌گشتن.

44:46.413 --> 44:48.200
‫گابریل ازم پرسید می‌تونم کمکی کنم یا نه.

44:48.780 --> 44:50.631
‫پس می‌بینی که، اون هواتو داشته.

44:51.095 --> 44:52.417
‫با وجود اون اختلافتون.

44:53.567 --> 44:54.728
‫خوب می‌شناسیدش.

44:55.325 --> 44:56.631
‫رفاقتمون به گذشته برمی‌گرده.

45:00.887 --> 45:02.273
..‫هوامو داشته.

45:04.641 --> 45:05.881
‫یا منو بازی داده.

45:05.920 --> 45:07.496
‫خب، چرا اینجوری فکر می‌کنی؟

45:07.520 --> 45:08.578
.اون دنبالم گشت

45:09.272 --> 45:11.040
‫وقتی از زندان اومدم بیرون، پیدام کرد.

45:11.980 --> 45:13.057
‫برام همه چی رو جور کرد.

45:13.708 --> 45:14.708
‫کار خوب.

45:14.733 --> 45:15.535
‫خونه خوب.

45:15.560 --> 45:16.135
‫آره.

45:16.160 --> 45:17.160
‫چرا؟

45:17.405 --> 45:18.879
‫اینو باید از خودش بپرسی.

45:19.718 --> 45:20.890
،من که هیولا نیستم

45:21.167 --> 45:22.013
‫آقای کایند.

45:22.038 --> 45:23.897
‫سپاسگزارم.
‫البته که هستم.

45:23.922 --> 45:24.922
‫فقط...

45:25.801 --> 45:27.264
،هضمش سخته، می‌دونی

45:28.110 --> 45:29.216
‫اینکه از قبل چیده شده.

45:30.403 --> 45:32.055
‫اینکه اونا اینجورین، آقا و خانم بوک.

45:32.080 --> 45:33.272
‫اینکه خودش اینجوریه.

45:34.029 --> 45:36.116
...برام سخته که همین‌طوری

45:36.583 --> 45:37.682
.قبولش کنم

45:37.707 --> 45:39.240
‫مشکل اخلاقی باهاش داری؟

45:39.265 --> 45:40.265
‫من؟

45:41.240 --> 45:42.975
‫قیافه‌م از اوناییه که درس اخلاق بدن؟

45:43.000 --> 45:44.879
‫فکر کنم خودت جواب خودتو دادی.

45:45.580 --> 45:46.697
‫بوک مهربونه.

45:47.580 --> 45:49.534
.خود منم فامیلیم «کایند» به معنی مهربونه

45:49.559 --> 45:50.681
.ادموند کایند

45:51.492 --> 45:54.595
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

45:55.930 --> 45:57.650
.هیچ نیت بدی پشتش نیست، جک

45:58.430 --> 45:59.567
.می‌خوان کمکت کنن

46:00.332 --> 46:01.575
‫چرا بهشون اجازه نمیدی؟

46:31.681 --> 46:33.168
‫الان خدمتتون می‌رسم.

46:35.511 --> 46:36.511
‫بازم سلام.

46:37.813 --> 46:39.271
‫اوه، خانم گودوین.

46:39.615 --> 46:40.935
‫جین.
‫جین.

46:41.500 --> 46:43.884
بازم دنبال همون سبک کتابی؟
پیمپرنل»؟»

46:43.909 --> 46:45.409
‫راستش مطمئن نیستم.

46:45.434 --> 46:48.146
‫فکر کنم دلم یه چیز یه کم
.متفاوت می‌خواد

46:48.171 --> 46:49.565
‫شوهرتون همراهتونه؟

46:49.590 --> 46:50.485
‫نه.

46:50.510 --> 46:51.845
‫زمین گلف.
‫نه.

46:51.870 --> 46:52.918
‫باشگاه گاریک.

46:53.156 --> 46:54.615
‫دادگاه طلاق.

46:55.029 --> 46:56.029
‫اوه.

46:56.480 --> 46:57.480
‫اوه.

46:58.633 --> 47:00.153
‫اون نمایشنامه‌ای که بهم دادین.

47:00.178 --> 47:01.297
‫خانه‌ی عروسک.

47:01.322 --> 47:02.792
‫خیلی روشنگرانه بود.

47:02.817 --> 47:05.865
‫دقیقاً همون‌طور که گفتین،
‫حسابی منو به فکر فرو برد.

47:05.890 --> 47:07.191
‫بله، فکر می‌کردم همین‌طور بشه.

47:07.216 --> 47:10.617
‫باعث شد بفهمم
.افق دیدم چقدر محدود شده

47:11.348 --> 47:14.493
‫یا بهتره بگم، جرالد افق دیدم رو
‫چقدر محدود کرده بود.

47:14.789 --> 47:16.741
.افسوس که عشق همیشه موندگار نیست

47:17.592 --> 47:18.930
‫هیچ‌وقت دوسِش نداشتم.

47:19.240 --> 47:20.474
‫مرد وحشتناکی بود.

47:21.270 --> 47:23.233
‫ولی همه‌ی اینا دیگه مال گذشته‌ست.

47:23.258 --> 47:25.273
‫یا حداقل دست وکیل‌مه.

47:26.066 --> 47:28.440
خب چه کاری از دستم برات برمیاد، جین؟

47:29.396 --> 47:31.400
‫در مورد سفر چی داری؟

47:31.425 --> 47:32.425
‫سفر؟

47:32.450 --> 47:33.388
.کلی کتاب هست

47:33.413 --> 47:34.311
‫یه عالمه.

47:34.336 --> 47:36.140
.سفرهای خاص و هیجان‌انگیز

47:36.876 --> 47:39.055
‫فکر کنم وقتشه یه کم دنیا رو بگردم.

47:39.612 --> 47:41.071
‫ یه چیز مناسب براتون دارم.

47:46.950 --> 47:48.670
‫الان خدمتتون می‌رسم، آقا.

48:00.980 --> 48:01.980
‫ممنون.

48:06.559 --> 48:07.799
.می‌سپرمش به خودتون

48:07.824 --> 48:09.361
...بدون چای، من فوراً

48:09.386 --> 48:11.186
.هیچی نیستم جز یه مشت خاک

48:17.080 --> 48:19.577
‫دل کندن از گذشته سخته، آقای بوک،

48:19.602 --> 48:21.464
وقتی این همه
.سؤال بی‌جواب در موردش داری

48:22.207 --> 48:23.207
‫ اتفاقی بود؟

48:23.721 --> 48:24.727
‫نه.

48:25.290 --> 48:27.640
‫اگه شما و تراتی نبودین، من الان...

48:28.272 --> 48:29.176
...خب

48:30.348 --> 48:32.053
‫گوشه‌ی خیابون می‌خوابیدم.

48:34.867 --> 48:36.552
‫ولی حالا یه شغل دارم.

48:38.272 --> 48:39.784
‫اگه هنوز سر جاش باشه.

48:40.280 --> 48:42.201
‫علیاحضرت‌ها اخراجت کردن؟

48:42.618 --> 48:43.618
.استعفا دادم

48:43.643 --> 48:44.643
‫آفرین به تو.

48:45.460 --> 48:46.960
‫آره، کار هنوز مال توئه.

48:48.300 --> 48:50.337
‫پس، یه شغل دارم.

48:52.185 --> 48:53.483
،یه اتاق دنج و کوچیک

48:54.514 --> 48:56.520
‫بالای یه کتاب‌فروشی تو کوچه آرک‌انجل.

48:58.623 --> 48:59.813
‫با خودم فکر می‌کنم...

49:02.316 --> 49:03.376
‫چرا من؟

49:20.670 --> 49:22.550
.اینو پدرت بهم داد

49:24.371 --> 49:27.803
‫آخرین باری که دیدمش، سال 1935.

49:28.881 --> 49:30.004
آخرین بار؟

49:31.589 --> 49:32.589
..‫کمی بعدش.

49:34.803 --> 49:35.845
.فوت کرد

49:38.466 --> 49:42.240
سال‌ها روی اینو نداشتم
.که به این کتاب نگاه کنم

49:44.179 --> 49:46.632
‫و بعد جنگ شد منم سرم شلوغ بود.

49:48.497 --> 49:49.497
.خیلی شلوغ

49:51.410 --> 49:53.824
‫همین چند ماه پیش دوباره برش داشتم.

49:53.849 --> 49:55.304
‫جرأت کردم برش دارم.

49:56.450 --> 49:58.834
‫و فهمیدم یه چیزایی بیشتر از اونی
‫که فکر می‌کردم توش هست.

50:00.459 --> 50:01.459
‫منظورت چیه؟

50:12.283 --> 50:15.683
اوه، جایی، کبوتر آروم و بی‌خبری"
"...نشسته، با موهای طلایی

50:17.078 --> 50:19.560
اما تو با گیسوان "
"طلایی پریشانت نشسته‌ای

50:21.064 --> 50:23.724
"و خوشحاله که اینقدر خوشگله"

50:25.092 --> 50:26.184
"طفلکی"

50:27.240 --> 50:28.634
" منتظر عشقشه"

50:30.698 --> 50:33.952
‫می‌بینی، داشت سعی می‌کرد
‫در مورد تو بهم بگه.

50:35.160 --> 50:36.397
" جک بلانت، 27/4/21"

50:36.422 --> 50:38.271
‫ پسری که هیچ‌وقت نمی‌دونستم داره.

51:04.040 --> 51:06.549
حتماً همون موقع گرفته شده
.که تو به دنیا اومدی

51:12.857 --> 51:13.857
‫فلیکس.

51:19.395 --> 51:20.395
‫فلیکس؟

51:23.820 --> 51:25.200
.اسمشو نمی‌دونستم

51:27.116 --> 51:28.116
...‫فقط همون.

51:30.256 --> 51:31.516
‫فقط همون یه عکس.

51:34.433 --> 51:35.893
‫پدرت آلمانی بود.

51:38.253 --> 51:39.253
‫آلمانی.

51:40.848 --> 51:41.848
‫پروسی.

51:42.679 --> 51:43.919
.دقیق‌تر بگم

51:48.422 --> 51:51.322
اون برای شما چی بود، آقای بوک؟

51:52.804 --> 51:54.424
فلیکس برای من چی بود؟

52:01.642 --> 52:03.502
‫اون همه‌چیز من بود، جک.

52:07.144 --> 52:09.024
‫همون چیزی بود که جنگ ازم گرفت.

52:14.020 --> 52:15.740
‫اون همه‌ی دنیای لعنتی من بود.

52:24.570 --> 52:25.695
چطوری مُرد؟

52:28.977 --> 52:29.977
.نمی‌دونم

52:39.200 --> 52:40.360
‫بریم بفهمیم؟

52:49.504 --> 53:09.504
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
