WEBVTT

00:01.000 --> 00:08.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:08.860 --> 00:10.495
‫من بوک هستم و یه کتابفروشی دارم.

00:10.530 --> 00:11.935
‫حتماً برای اون آگهی کار اومدی.

00:11.960 --> 00:13.807
‫می‌دونین از کجا اومدم، مگه نه؟

00:13.832 --> 00:15.448
‫یه سرگرمی جانبی هم دارم

00:15.473 --> 00:18.263
که ‫داره روز به روز
.بیشتر از مغازه دورم می‌کنه

00:18.288 --> 00:19.915
خب، باید پیش ما بمونی، مگه نه؟

00:19.940 --> 00:21.168
‫حالا که کار رو گرفتی.

00:21.193 --> 00:22.658
‫کار شما دقیقاً چیه؟

00:22.683 --> 00:24.272
‫کتاب می‌فروشم.

00:24.297 --> 00:25.905
‫ولی این همه‌ی ماجرا نیست، مگه نه؟

00:25.930 --> 00:28.040
دیروز ‫اونجا، توی محل بمباران شده.

00:28.324 --> 00:30.675
‫پس فکر نمی‌کنین تو حمله هوایی مردن؟

00:30.700 --> 00:33.521
‫خیابون اینکرمن از قبل خالی بود،
اینطور نیست آقای بیس‌هارت؟

00:33.546 --> 00:35.095
‫قرار بود تخریب بشه.

00:35.120 --> 00:37.204
‫دنیای پر هرج و مرجیـه، جک.

00:37.229 --> 00:38.879
‫من سیستم خودمو دارم.

00:39.320 --> 00:40.881
‫فکر می‌کنی خودکشی بوده؟

00:40.906 --> 00:45.375
‫چرا یه داروساز باید خودشو با چیزی
به وحشتناکی اسید پروسیک بکشه؟

00:45.400 --> 00:46.635
‫این یه قتله.

00:46.660 --> 00:47.856
‫یه دختر هم داره، مگه نه؟

00:47.880 --> 00:50.515
‫یه عفریته‌ی پول‌پرستِ به تمام معنا.

00:50.540 --> 00:53.883
‫و بعد با اون وقاحت باهاش فرار می‌کنه.

00:53.908 --> 00:55.995
‫پدرم مطمئن بود که دزدی می‌کرده.

00:56.020 --> 00:57.680
‫وصیت‌نامه شیمیدان رسید، قربان.

00:57.705 --> 00:59.166
‫یه پاپاسی هم به دخترش نمی‌رسه.

01:01.920 --> 01:03.260
‫این یه وظیفه مقدسه.

01:03.285 --> 01:04.285
‫متوجهی؟

01:04.724 --> 01:06.876
‫اگه فکر نمی‌کردم آدمش هستی
اینو ازت نمی‌خواستم

01:06.900 --> 01:08.432
،حتی فراتر از اون

01:08.457 --> 01:11.937
تو تنها موجود ‫روی این زمینی
...که می‌تونم این امانت رو بهش بسپرم

01:12.614 --> 01:16.135
‫این پیغام باید به دست تراتی برسه
.نه هیچکس دیگه

01:16.160 --> 01:17.258
‫روشنه؟

01:18.660 --> 01:19.978
‫روشنه؟

01:24.960 --> 01:26.088
‫پسر خوب.

01:26.556 --> 01:27.623
‫حالا برو.

01:34.736 --> 01:35.814
‫صبح‌بخیر.

01:35.839 --> 01:36.805
‫صبح‌بخیر.

01:36.830 --> 01:38.000
‫آه، دکتر، وایسا.

01:39.162 --> 01:40.262
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

01:41.075 --> 01:43.170
‫اوه، بله.

01:44.381 --> 01:45.701
‫یعنی با کاغذ دیواری.

01:45.726 --> 01:47.213
‫برای اون کار یکم زوده.

01:47.238 --> 01:48.238
‫برای چی؟

01:48.691 --> 01:49.928
‫هیچی، بی‌خیال.

01:50.655 --> 01:52.159
‫ دنبال خانم بوک می‌گردم.

01:52.761 --> 01:53.870
‫پیداش کردین.

01:54.410 --> 01:55.805
‫خب، واقعاً حیف شد.

01:55.830 --> 01:57.026
‫چی حیف شد؟

01:57.051 --> 01:58.488
‫اینکه ازدواج کردین.

02:01.033 --> 02:02.346
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

02:02.604 --> 02:03.565
‫آره، آره.

02:03.590 --> 02:05.729
‫از شوهرتون یه پیغام داشتم،

02:05.753 --> 02:07.708
گفتن که ‫با دینام ماشینتون مشکل دارین.

02:07.733 --> 02:08.733
‫دینامم؟

02:08.758 --> 02:09.758
‫توی ماشینه.

02:10.010 --> 02:11.555
.کارم همینه. ماشین‌ها

02:12.430 --> 02:14.446
‫متوجهم.
‫آقای بوک دنبالتون فرستاده؟

02:14.470 --> 02:15.831
‫آره، آره.

02:15.856 --> 02:19.895
‫یعنی، نمی‌دونم چرا سراغ یکی
،نزدیک‌تر نرفته، ولی منم نه نمی‌گم

02:19.920 --> 02:21.552
‫کار، کاره دیگه، مگه نه؟

02:21.828 --> 02:22.828
.ساکت

02:24.250 --> 02:25.259
‫اوه،

02:25.790 --> 02:26.790
فندک دارین؟

02:27.510 --> 02:28.928
.آره، آره

02:29.949 --> 02:31.912
.باید همین‌جاها باشه. یه دقیقه

02:33.975 --> 02:35.163
کجا رفته پس؟

02:35.447 --> 02:36.968
.یه جایی همین‌جاهاست

02:39.434 --> 02:44.682
مهمونت اومده ماشینو درست کنه، مال خانم ول‌بلاود"
"باید حسابی راه بیفته. می‌تونی ببریش یه دور بزنه؟

02:46.403 --> 02:47.403
،آه

02:48.312 --> 02:49.312
.ایناهاش

02:56.307 --> 02:57.307
...خب

02:57.861 --> 03:01.631
‫ پس، شما مکانیک هستین، آقای...

03:01.640 --> 03:02.640
.میکی

03:03.196 --> 03:04.196
‫میکی هال.

03:04.468 --> 03:05.569
‫ اوه، بله.

03:05.594 --> 03:07.329
"یه گاراژ دارم تو «مایل اِند

03:08.080 --> 03:09.217
‫مال خودتونه؟

03:09.530 --> 03:10.867
‫خب... من و...

03:12.084 --> 03:13.191
.اوه، بله

03:13.216 --> 03:14.343
‫ مال منه.

03:14.795 --> 03:15.934
‫دیدی؟

03:16.998 --> 03:17.998
...خب

03:18.838 --> 03:20.845
‫پس، یه لحظه منو ببخشین،

03:20.870 --> 03:23.035
،باید برم دستمو بند کنم روش

03:23.060 --> 03:25.204
خوب ‫یعنی ماشینمو پیدا کنم.

03:25.760 --> 03:26.989
.حتماً. آره

03:27.210 --> 03:28.748
‫خب، من که جایی نمیرم، پس...

03:42.879 --> 03:44.101
.همون مرد خودمون

03:44.126 --> 03:45.659
‫اوه، صبح‌بخیر، خانم بوک.

03:46.160 --> 03:47.497
‫صبح‌بخیر، اریک.

03:47.522 --> 03:49.825
‫می‌خواستم ببینم می‌تونی
یه لطفی در حقم بکنی، اریک؟

03:49.850 --> 03:51.155
‫برای یه خانم هر کاری می‌کنم.

03:51.180 --> 03:54.497
‫تا اونجا که یادمه، شیلا صاحب
.یه دایملر خیلی با شکوهه

03:54.522 --> 03:56.176
.آره، ماشین داره
آره، هستش؟

03:56.201 --> 03:58.019
می‌تونم یه سر بیام ماشینو قرض بگیرم؟

03:58.044 --> 04:00.135
.عالیه. مطمئنم مشکلی نداره

04:00.160 --> 04:01.698
‫همین پشت پارک شده.

04:01.723 --> 04:03.313
‫سوئیچ رو براتون میارم.
‫ممنون.

04:14.590 --> 04:15.590
‫سلام.

04:16.131 --> 04:17.099
‫سلام.

04:17.124 --> 04:18.124
‫چی شده؟

04:19.405 --> 04:22.115
فکر کنم پنچر کردم
.بابای بالدور پیششه

04:22.140 --> 04:25.511
بهش گفتم این لاستیک‌ها
.منو تا کمبریج نمی‌رسونه

04:26.620 --> 04:28.672
‫امکان داره یه کمکی بهم بکنین؟

04:28.940 --> 04:30.595
.راستش تو حیطه‌ی کاری من نیست

04:30.620 --> 04:32.191
‫من فقط مراقب اینجام.

04:32.216 --> 04:34.907
.یه دنیا ممنونتون میشم

04:35.720 --> 04:37.506
‫اوه، باشه، خیلی‌خب.

04:37.531 --> 04:39.080
‫میرم ببینم میکی چی داره.

04:39.105 --> 04:41.495
‫اوه، یه دنیا ممنون.

04:42.005 --> 04:44.577
.‫باید جعبه ابزار یه جایی این پشت‌ باشه

04:44.602 --> 04:45.822
‫واقعاً ازتون ممنونم.

04:46.373 --> 04:49.103
عادتشه وسایل رو
.تو اینجور جاهای پرت و پلا میذاره

06:23.000 --> 06:30.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

06:31.000 --> 06:34.000
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...

07:19.071 --> 07:21.049
« قسمت دوم »

07:30.660 --> 07:31.794
.کلی بهم کمک کرد

07:34.694 --> 07:36.232
.آره، این که مشکلی نداره

07:36.955 --> 07:38.451
...دینام رو میگم. یعنی

07:38.476 --> 07:40.115
.برای روشن کردنش به مشکل می‌خوردی

07:40.140 --> 07:41.332
.چیزی در این مورد نگفت

07:43.903 --> 07:45.480
‫شاید باید عینکم رو بزنم.

07:45.505 --> 07:46.505
‫شاید.

07:53.075 --> 07:54.051
.آه

07:54.988 --> 07:56.509
‫خیلی ازتون ممنونم، آقای هال.

07:56.534 --> 07:59.359
وای... ‫عجب رانندگی‌ای بود.

07:59.384 --> 08:00.960
.خواهش می‌کنم، عزیزم

08:01.855 --> 08:02.855
...و

08:03.644 --> 08:07.000
‫ هر وقت خواستی یکم بیشتر پیش بریم...

08:08.304 --> 08:09.817
‫مثلاً یکشنبه با من؟

08:10.780 --> 08:11.780
‫هوم.

08:12.218 --> 08:14.044
.هرچند خیلی وسوسه‌کننده‌ست

08:14.069 --> 08:16.038
‫فکر کنم اون شب دارم موهامو می‌شورم.

08:16.063 --> 08:17.280
‫به علاوه،

08:17.823 --> 08:18.900
‫به علاوه؟

08:18.925 --> 08:22.115
‫فکر کنم به زودی
.وقت سر خاروندن هم نداشته باشی

08:25.866 --> 08:27.486
‫یه کلمه باهاتون کار دارم، آقای هال.

08:36.423 --> 08:37.423
...خب

08:37.999 --> 08:39.417
.خب، چه جالب شد

08:40.325 --> 08:41.325
‫شما کی هستین؟

08:41.350 --> 08:44.207
‫فکر کردیم، آقای هال، دیگه وقتش
.رسیده یه گپ کوچیک با هم بزنیم

08:44.232 --> 08:45.987
.ببینین، من حقوق خودمو می‌دونم

08:46.361 --> 08:47.505
‫از همون اول کاری.

08:47.530 --> 08:50.019
‫شنیدن این حرف ناامیدکننده بود، آقای هال.

08:50.044 --> 08:51.415
.یه امتیاز از دست دادی

08:51.440 --> 08:52.800
‫در مورد چه امتیازی حرف می‌زنین؟

08:53.540 --> 08:55.375
‫گوش کنین، نمی‌تونین
.چیزی رو بهم بچسبونین

08:55.400 --> 08:56.664
‫بازم که شروع کردی.

08:57.316 --> 08:58.266
.آه

08:58.291 --> 09:00.856
‫کلیشه‌ای، روزمره، پیش‌پاافتاده.

09:00.881 --> 09:01.935
‫چی؟

09:01.960 --> 09:05.335
‫خب، ببین، من و بازرس
.این نمایش تکراری رو صدها بار دیدیم

09:05.360 --> 09:06.497
‫هزاران بار.

09:06.522 --> 09:10.074
‫ اصلاً نمی‌دونی چقدر خسته‌کننده‌ست که
مجبور باشیم به همون جواب‌های تکراری

09:10.099 --> 09:13.814
.از مجرمای قدیمی کله‌خر گوش بدی
.انگار از دل یه نمایش موزیکال بیرون اومده

09:13.839 --> 09:16.881
‫دستت رو بنداز پایین، پسر شیطون.

09:16.906 --> 09:18.643
.فکر کنم دیگه مسخره‌بازی بسه

09:19.758 --> 09:23.155
.خب، این سوالیه که تو می‌پرسیدی
...که اگه از این نمی‌ترسیدی

09:23.635 --> 09:24.835
.که یه امتیاز دیگه ازت کم کنم

09:24.860 --> 09:27.831
‫چرا باید بخوام آقای هارکاپ بیچاره رو بکشم؟

09:28.213 --> 09:29.453
‫خب، چرا باید بخوام؟

09:29.478 --> 09:30.715
‫آزارم به یه مورچه هم نمیرسه.

09:31.084 --> 09:33.704
.من این کارو نکردم
.اما قصد داشتی بری داخل مغازه

09:42.560 --> 09:43.560
‫آره.

09:43.600 --> 09:46.946
‫بله، باشه. ‫رفتم اونجا تا باهاش
.حرف بزنم و منطقی حلش کنم

09:46.971 --> 09:48.797
‫من و مارولا یه بچه تو راه داریم.

09:48.822 --> 09:50.956
‫اوه، با این نیت مشخص رفتی که

09:50.981 --> 09:52.896
‫اون فیل یشمی رو بدزدی و جابجاش کنی؟

09:52.920 --> 09:54.275
‫این یه دروغ کثیفه.

09:54.300 --> 09:55.555
‫اوه، آفرین.

09:55.580 --> 09:57.100
‫خیلی وقته این یکی رو نشنیده بودم.

09:57.125 --> 09:58.591
‫هرچند باید آخرش یه قربان اضافه کنی.

09:58.616 --> 10:00.410
‫چی؟
‫این یه دروغ کثیفه، قربان.

10:00.435 --> 10:01.435
‫اینجوری تأثیرش بیشتره.

10:01.460 --> 10:03.257
‫ولی تو که پلیس نیستی، مگه نه؟

10:03.282 --> 10:05.120
.نه. نکته‌ی خوبیه

10:05.680 --> 10:06.680
‫ نیستم.

10:06.705 --> 10:07.705
.نیستیم

10:08.110 --> 10:10.544
‫ولی یه نامه مخصوص از طرف چرچیل دارم.

10:10.569 --> 10:11.603
‫خب که چی؟

10:11.628 --> 10:13.391
.نمی‌تونین ثابت کنین کار من بوده

10:13.416 --> 10:16.091
‫نه، ولی احتمالش خیلی زیاده.
اعتراف می‌کنی بعدش چی شد؟

10:17.566 --> 10:18.935
‫ بیرون مغازه منتظر موندم.

10:20.020 --> 10:23.215
‫می‌دونستم که داخل مغازه‌ست. ‫هیچوقت
.به جز دوشنبه‌ها و پنجشنبه‌ها جایی نمیره

10:23.240 --> 10:25.091
.تو میخونه‌ی "بول" دومینو بازی می‌کنه

10:25.116 --> 10:27.656
‫تا بعد از ساعت 7:00 منتظر موندم،
.ولی هیچ خبری ازش نشد

10:27.680 --> 10:29.198
‫بعدش رفتی داخل آپارتمان؟

10:29.223 --> 10:30.650
‫خبری ازش نبود.

10:31.197 --> 10:32.954
‫ولی قبلش، اون زنه اومد بیرون.
‫کی؟

10:33.655 --> 10:34.754
‫نظافتچیه.

10:34.779 --> 10:35.946
‫خانم درِج.

10:37.039 --> 10:39.362
‫داشت از داروخونه میومد بیرون،
.مشکوک رفتار می‌زد

10:39.387 --> 10:40.675
‫تو از این چیزا خوب سر در میاری.

10:40.700 --> 10:42.152
‫یه چیزی تو پالتوش قایم کرده بود.

10:42.597 --> 10:44.303
‫همه تلاششو می‌کرد که مخفی‌ش کنه.

10:46.088 --> 10:47.816
‫معلومه که نذاشتم منو ببینه.

10:48.394 --> 10:49.582
‫کی این اتفاق افتاد؟

10:49.880 --> 10:51.105
‫حدود ساعت 6:00.

10:51.414 --> 10:52.569
‫ادامه بده.

10:54.004 --> 10:55.389
‫ یه نفر دیگه هم اومد.

10:55.414 --> 10:57.531
ولی کوچه‌ی شما هم انگار
خیلی شلوغ و پر رفت‌وآمده

10:57.556 --> 10:59.670
‫با چشم‌هایی که من دارم،
.نتونستم درست ببینمش

10:59.700 --> 11:01.096
‫اوه بله، در مورد اونم شنیدیم.

11:01.120 --> 11:02.400
‫ولی یه مرد بود.

11:04.119 --> 11:06.280
.فرقشون رو می‌فهمم، آقا

11:06.690 --> 11:08.496
.شهرتت زودتر از خودت میرسه

11:10.730 --> 11:12.319
‫ خودشو کاملاً پوشونده بود.

11:12.801 --> 11:13.801
‫شال‌گردن.

11:14.025 --> 11:15.025
‫پالتو.

11:17.080 --> 11:18.275
‫بعد از اینکه اون رفت،

11:18.978 --> 11:20.338
.رفتم تو آپارتمان

11:21.115 --> 11:23.135
‫در بسته بود ولی
.از باز کردن قفل سر در میارم

11:23.160 --> 11:25.813
خلاصه... رفتم تو

11:26.636 --> 11:27.820
.همون موقع پیداش کردم

11:30.893 --> 11:32.890
‫پدر مارولا...
.مثل سنگ بی‌حرکت افتاده بود

11:32.915 --> 11:35.387
‫پس، طبیعتاً،
.فکر کردی باید به پلیس زنگ بزنی

11:35.940 --> 11:38.515
‫خب، این کار خیلی عاقلانه‌ای نبود، نه؟

11:39.584 --> 11:41.040
‫تقریباً داشتم فلنگ رو می‌بستم.

11:41.578 --> 11:43.258
‫و بعد یاد اون وسیله‌های تزئینی افتادم.

11:44.895 --> 11:46.085
‫اون مجسمه‌های یشمی.

11:47.137 --> 11:49.640
‫یه ماه پیش، بهم گفته بود
...که چقدر باارزشه، خب

11:51.562 --> 11:53.534
‫فکر کردم کسی جای خالی
یکیشون رو حس نمی‌کنه، نه؟

11:53.560 --> 11:55.611
افسوس برای تو که
.قضیه دقیقاً اینطوری نبود

11:56.960 --> 11:58.575
.ست شطرنج کوچیکم همراهم بود

12:03.800 --> 12:05.109
‫واسه همین یکیشون رو عوض کردم.

12:06.426 --> 12:09.025
‫بعدش قسم می‌خورم یه راست رفتم خونه.

12:09.620 --> 12:11.947
‫من هرگز هارکاپ رو نکشتم.
‫حتی بهش دست هم نزدم.

12:11.972 --> 12:13.141
‫وقتی رسیدم مرده بود.

12:13.166 --> 12:15.920
‫باشه، پسر.
.شاید داری راست میگی، شایدم نه

12:15.945 --> 12:18.297
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم،
،اگه دروغ میگی

12:18.322 --> 12:20.633
اگه فکر می‌کنی
می‌تونی اسکاتلندیارد رو دست بندازی

12:20.658 --> 12:25.120
‫چنان بلایی سرت میارم که
.تا کریسمس چشمت جایی رو نبینه

12:26.216 --> 12:28.087
.هر چی قانونه رو سرت خراب می‌کنم

12:29.596 --> 12:30.920
‫بازرس.

12:37.020 --> 12:38.407
‫حرفشو باور کنیم؟

12:38.432 --> 12:40.402
.یه روده راست تو شکمش نیست

12:41.021 --> 12:42.666
یعنی اون ‫قاتله؟

12:45.051 --> 12:46.345
‫باید فکر کنم.

12:47.642 --> 12:49.058
وقت داری تو صف وایسی؟

12:50.585 --> 12:52.312
.می‌خوام خوراک کاسرول درست کنم

13:06.435 --> 13:08.268
.باید جلوی ناله و زاریش رو بگیریم عزیزم

13:08.293 --> 13:10.172
.خواب دیدی خیر باشه

13:15.733 --> 13:17.403
...یالا انید، بجنب دیگه

13:17.428 --> 13:19.513
.خودش که کادوپیچ نمی‌شه

13:19.920 --> 13:20.920
.تازه‌کاره

13:22.220 --> 13:23.388
‫این خانوم جدیده.

13:29.085 --> 13:31.785
!برو کنار دیگه
.کل روز علاف‌مون کردی

13:32.964 --> 13:33.964
‫چیه؟

13:33.989 --> 13:35.235
‫داری نگاه می‌کنی؟

13:36.105 --> 13:39.445
‫از رو، از رو، از زیر، از زیر.

13:39.961 --> 13:41.208
.بفرما
‫ممنونم.

13:41.234 --> 13:42.234
‫خداحافظ.

13:44.025 --> 13:45.744
.بیا تو ببینم، منتظر شماییم

13:48.609 --> 13:50.352
.این آدمو گیاه‌خوار می‌کنه

13:51.463 --> 13:54.047
نه بابا، گربه‌مون اون شب
...یه کبوتر آورده بود خونه

13:55.390 --> 13:56.390
‫و...؟

13:56.900 --> 13:58.965
‫خب، خانم بلیس به‌شدت وسوسه شده بود.

13:59.525 --> 14:01.407
‫ تو جنگ کلی کبوتر می‌خوردیم.

14:01.432 --> 14:03.072
‫یه ذره گوشت کبوتر که اشکالی نداره.

14:03.097 --> 14:04.189
‫آره.

14:04.214 --> 14:06.331
‫می‌دونم، ولی حالا دیگه
.همه‌چی تموم شده

14:06.910 --> 14:08.800
‫باید سطح توقع‌مون رو
یکم ببریم بالاتر، نه؟

14:08.825 --> 14:13.201
‫همه‌مون تو لجنزاریم، ولی بعضی‌هامون
.داریم به سارها نگاه می‌کنیم

14:15.608 --> 14:16.885
‫خب، لعنت به این وضع.

14:16.910 --> 14:17.910
‫باشه.

14:17.935 --> 14:19.086
‫ببخشید.

14:19.111 --> 14:21.360
‫کار پلیسی داریم، برید کنار. کار پلیسی.

14:21.385 --> 14:23.345
‫کار پلیسی، ممنونم، ممنونم.

14:23.370 --> 14:24.430
‫ببخشید، ببخشید خانم.

14:24.455 --> 14:25.685
‫کار پلیسی، خیلی ممنونم.

14:25.728 --> 14:26.445
‫اوه!

14:26.470 --> 14:28.174
‫مثل بقیه منتظر نوبتت بمون.

14:28.199 --> 14:30.479
‫اوه، ببخشید خانم،
.فوریه، ببخشید

14:30.509 --> 14:31.509
،اوه خانوم

14:31.534 --> 14:34.631
ببخشید، ‫میشه ازتون بخوام
لطفاً چند لحظه برید بیرون؟

14:35.329 --> 14:36.620
‫کار فوری پلیسه.

14:39.249 --> 14:41.350
‫عصربخیر، اریک.
‫اوه، سلام قربان.

14:41.932 --> 14:43.987
‫خب، گوشت خورشتی.

14:44.353 --> 14:45.745
‫براتون کنار گذاشتم، قربان.

14:45.770 --> 14:47.558
‫ بین مردا مثل یه شاهزاده می‌مونی.

14:48.410 --> 14:49.410
‫اوه.

14:50.000 --> 14:51.818
‫یه چیزی درست همونجاست، هوم؟

14:52.682 --> 14:53.682
‫اوه.

14:53.707 --> 14:54.825
‫ببخشید.

14:54.850 --> 14:55.850
‫پودر تخم‌مرغه.

14:55.875 --> 14:57.176
‫صبحونه رو با عجله خوردم.

14:58.145 --> 14:59.145
‫شیلا چطوره؟

14:59.170 --> 15:00.174
‫خوبه، قربان.

15:00.199 --> 15:00.905
‫خوبه.

15:00.930 --> 15:02.345
‫با ماشین رفته شفیلد.

15:02.370 --> 15:03.741
‫ عالیه.
.دیدن خانواده

15:03.766 --> 15:04.766
.بله

15:06.199 --> 15:08.025
.قضیه‌ی جورج هارکاپ وحشتناک بود

15:08.970 --> 15:10.177
‫ماجرای غم‌انگیزیه.

15:10.495 --> 15:11.592
‫اوه، بله.

15:11.617 --> 15:14.397
شرط می‌بندم اون بیس‌هارتِ پیر
.هیچ اشکی براش نریزه

15:14.830 --> 15:15.830
‫ها؟

15:15.855 --> 15:17.192
‫هیچوقت با هم کنار نمیومدن.

15:17.645 --> 15:19.854
‫وقتی تو دوران بمباران‌ها مسئول پناهگاه بود،

15:20.262 --> 15:22.329
.هارکاپ خیلی به قوانین پایبند بود

15:22.588 --> 15:25.096
‫همیشه به آقای بیس‌هارت
.به خاطر سهل‌انگاری گیر میداد

15:25.490 --> 15:27.880
.پرده‌ی خاموشی، نوری که بیرون می‌زد
.از این جور چیزا

15:29.690 --> 15:30.777
‫بله دیگه.

15:32.290 --> 15:33.290
‫خب پس.

15:33.315 --> 15:35.485
‫در مورد قتل‌ها به کجا رسیدیم؟

15:35.510 --> 15:36.510
‫قتل‌ها؟

15:36.550 --> 15:38.017
‫تا جایی که می‌دونم فقط یه قتل بوده.

15:38.350 --> 15:39.493
‫اوه، بله.

15:40.490 --> 15:44.622
‫خب، خانم درِج، اون داروساز رو
،حدود ساعت 6 عصر دیده

15:44.647 --> 15:46.341
.خب در این مورد فقظ حرف خودشو داریم

15:46.366 --> 15:47.890
‫بله.
میای اینجا؟

15:48.329 --> 15:51.600
‫ولی میکی هال گفت که دیده اون زن
حدودا همون موقع از مغازه خارج شده

15:51.625 --> 15:54.629
‫و یه چیزی رو
.توی پالتوش قایم کرده بوده

15:54.654 --> 15:55.928
و انگیزه‌ی قوی‌ای هم داره

15:55.953 --> 15:57.709
‫حالا که می‌دونیم همه‌چیز بهش ارث میرسه.

15:57.734 --> 15:58.849
.آها

15:58.873 --> 16:03.535
‫خب، طبق گفته دکتر کولتر،
،هارکاپ ظاهراً بین ساعت 6 تا 10 مرده

16:04.192 --> 16:07.246
‫تو اون چهار ساعت
.کلی اتفاق می‌تونسته بیفته

16:07.270 --> 16:11.952
‫خب، فرض اینه که قاتل بهش سر زده
.و هیچ اثری از ورود به زور نیست

16:12.765 --> 16:14.085
‫پس هارکاپ اونا رو می‌شناخته؟

16:14.110 --> 16:14.913
‫احتمالاً.

16:14.938 --> 16:16.573
‫قبلاً هم بهت گفتم.

16:16.598 --> 16:18.245
.به حرفم گوش کنین، آقای هارکاپ، لطفاً

16:18.270 --> 16:19.591
‫موضوع راجع به مارولاست.

16:21.016 --> 16:22.954
‫فکر کنم... بهتره بیای تو.

16:23.949 --> 16:26.083
‫پس، راهش داده تو.

16:27.110 --> 16:29.138
‫یکم با هم خوش و بش کردن.

16:31.935 --> 16:35.452
قاتل شروع می‌کنه به ریختن
.اسید پروسیک تو حلقش

16:39.179 --> 16:40.527
.هارکاپ می‌میره

16:40.552 --> 16:42.433
‫باید بگم که واقعاً همینطوره.

16:44.013 --> 16:46.145
‫ولی چرا فقط یه تیکه رو برداشته؟

16:46.170 --> 16:48.090
خب، چرا همه‌ش رو برنداشته؟

16:49.090 --> 16:53.571
‫اونوقت شبیه دزدی میشد، ولی می‌خواسته
.صحنه رو شبیه خودکشی جلوه بده

16:54.110 --> 16:55.347
‫بفرمایید قربان.

16:55.372 --> 16:56.725
‫اوه، خدا خیرت بده، اریک.

16:56.750 --> 16:58.298
‫اوه، امم، اینم برای سگ‌تون.

16:58.679 --> 17:00.321
.هوای سگتون رو دارم

17:00.876 --> 17:02.025
می‌خواین بسته‌بندیش کنم؟

17:02.050 --> 17:03.459
‫نه، نه، نه.
‫ بدش نمیاد.

17:03.484 --> 17:04.433
‫ممنونم.

17:04.458 --> 17:05.305
‫خدانگهدار.

17:05.330 --> 17:06.608
‫روز خوبی داشته باشین، آقایون.

17:06.633 --> 17:07.633
‫خداحافظ.

17:12.817 --> 17:14.317
‫هو-هو، بِریل.

17:14.342 --> 17:15.365
.سلام

17:15.610 --> 17:17.739
‫خانم درِج هم انگیزه داره و هم فرصت.

17:17.764 --> 17:20.151
‫میکی هال هم، انگیزه و فرصت.

17:20.790 --> 17:21.929
‫مارولا چی؟

17:21.954 --> 17:24.447
.میکی می‌گه اون غریبه‌ی پالتو‌پوش یه مَرده

17:24.472 --> 17:25.705
‫معلومه که همینو میگه،

17:25.730 --> 17:27.253
.اگه با هم دستشون تو یه کاسه باشه چی

17:29.489 --> 17:32.129
‫می‌دونستن که هارکاپ
قراره از ارث محرومشون کنه؟

17:34.970 --> 17:36.086
‫سلام، جک.

17:36.111 --> 17:37.111
‫قربان.

17:38.626 --> 17:39.826
‫برای تو نیست.

17:47.428 --> 17:48.559
چیکار کردی؟

17:49.351 --> 17:50.497
‫اوه، مرتبش کردم.

17:52.040 --> 17:53.040
‫مرتبش کردی.

17:53.490 --> 17:54.626
‫اوه، خدای من.

17:55.576 --> 17:57.358
‫خب، گفتین همه چی فهرست‌بندی بشه.

17:57.383 --> 17:58.383
‫برای همین...

17:58.967 --> 18:00.725
‫باید اونا رو به ترتیب درستی می‌ذاشتم.

18:00.750 --> 18:02.847
‫تا حالا فقط این قفسه‌ها رو انجام دادی.

18:02.872 --> 18:04.071
‫آره، ببخشید.

18:04.096 --> 18:05.432
‫می‌دونین که زمان میبره.

18:05.457 --> 18:06.457
‫ای خدا.

18:06.482 --> 18:07.743
‫همه‌ش رو برگردون سر جاش.

18:07.768 --> 18:08.565
‫ها؟

18:08.590 --> 18:10.485
‫همه‌ش رو برگردون، دقیقاً همونطور که بود.

18:10.510 --> 18:12.030
‫بهت گفتم که سیستم خودمو دارم.

18:12.055 --> 18:12.875
‫شما گفتین که...

18:12.900 --> 18:14.925
‫گفتم فهرستش کن،
.نه اینکه بهش بی‌حرمتی کنی

18:15.671 --> 18:16.671
‫ای خدا.

18:17.244 --> 18:18.244
.بوک

18:21.589 --> 18:22.702
.ببخشید

18:24.031 --> 18:26.007
هر چی کمتر حرفشو بزنیم
.زودتر فراموش می‌شه

18:31.997 --> 18:33.835
‫فکر کنم یه کار درست هم انجام دادم.

18:35.695 --> 18:36.695
‫چیزی پیدا کردی؟

18:36.720 --> 18:38.106
‫آره، پیدا کردم.

18:39.850 --> 18:41.746
.به تازگی تمیز شده

18:43.200 --> 18:44.526
این ته‌مونده‌ای که می‌بینین

18:45.740 --> 18:47.220
.بقایای جلادهنده‌ی نقره‌ست

18:47.245 --> 18:48.245
‫یعنی چی؟

18:48.506 --> 18:50.520
‫یعنی اینکه اخیراً افتاده تو خاک.

18:51.200 --> 18:52.431
‫احتمالاً از دست کسی افتاده.

18:54.311 --> 18:56.754
‫یا... یه چیز خیلی شوم‌تر.

18:57.747 --> 18:59.037
‫منظورت چیه؟

18:59.062 --> 19:01.768
‫سال 1665، سال طاعون.

19:01.793 --> 19:03.592
.‫سال طاعون خیلی مشخصه

19:04.124 --> 19:05.464
‫نه یکی دو سال قبلش.

19:05.489 --> 19:06.570
،بازرس

19:08.203 --> 19:09.466
‫بیش از حد جوره.

19:09.491 --> 19:10.669
‫به طرز وحشتناکی.

19:11.001 --> 19:14.040
برای قایم کردن یه درخت
.‫کجا بهتر از یه جنگل

19:14.250 --> 19:20.341
‫11 اسکلت تو گودال طاعون از قرن 17
.و اسکلت دوازدهم سال 1946

19:20.366 --> 19:22.070
‫اوه، لعنتی.

19:23.033 --> 19:25.793
‫قبلاً گفتی، قتل‌ها، به صورت جمع.

19:25.818 --> 19:26.818
‫بله.

19:27.755 --> 19:28.861
‫به هم مرتبطن.

19:28.886 --> 19:30.215
.‫بله، فکر کنم همینطوره

19:30.240 --> 19:31.465
‫شاگرد اول کلاس شدی، جک.

19:31.490 --> 19:33.890
‫واقعاً، باید امروز بعد از ظهر رو
.بهت مرخصی بدم بری میخونه

19:34.408 --> 19:35.580
‫و همین کارو هم می‌کنم.

19:35.605 --> 19:37.207
"دقیق‌تر بگم، میخونه‌ی "بول

19:37.232 --> 19:39.370
‫همونجایی که مرحوم هارکاپ
.دومینو بازی می‌کرد

19:39.395 --> 19:40.424
‫نورا رو با خودت ببر.

19:40.449 --> 19:41.485
‫نورا؟

19:41.510 --> 19:42.785
‫فکر کنم قبلاً دیدیش.

19:42.810 --> 19:44.417
‫اون تو این جور کارها خوبه.

19:45.356 --> 19:46.919
‫می‌تونی چیزای زیادی یاد بگیری.

19:52.881 --> 19:53.881
.آه

19:53.906 --> 19:55.279
"سودسوزآور"

19:55.303 --> 19:56.303
چیزی پیدا کردی؟

19:56.920 --> 19:57.920
.خیلی چیزا

20:01.380 --> 20:02.524
‫این چیه؟

20:02.549 --> 20:05.016
‫یه لیست از آدرس‌ها
.و یه سوال خیلی مشخص

20:05.041 --> 20:07.539
‫یه دنیا ممنون میشم اگه
.برام یه سر به این آدرسا بزنی

20:08.710 --> 20:09.760
.خیلی‌خب

20:09.785 --> 20:11.080
‫به شرطی که امشب آشپزی کنی.

20:11.105 --> 20:12.595
.‫باشه، کاسرول درست می‌کنم

20:12.620 --> 20:14.068
‫اوه، خوراک کاسرول.

21:20.721 --> 21:22.061
‫این خیلی غیرعادیه.

21:22.086 --> 21:23.640
‫بچه، اونم تو این محوطه.

21:24.320 --> 21:25.657
‫من بچه نیستم.

21:25.682 --> 21:27.000
.ولی شبیه بچه‌هایی

21:27.025 --> 21:29.382
‫ظاهر می‌تونه خیلی گول‌زننده باشه.

21:30.230 --> 21:32.453
.اگه نگرانیت اینه، منم یه نوشیدنی می‌خورم

21:32.680 --> 21:34.023
.اینطوری که بدتر می‌شه

21:34.377 --> 21:35.622
.اون یه لیموناد می‌خوره

21:35.647 --> 21:36.768
اوه، چی؟

21:37.183 --> 21:38.183
...و

21:38.713 --> 21:40.215
.‫منم یه بطری آبجوی ملایم می‌خوام، لطفاً

21:40.240 --> 21:41.240
‫باشه.

21:41.944 --> 21:43.113
‫ممنون.

21:45.215 --> 21:46.275
‫تو باید حساب کنی.

21:46.300 --> 21:48.022
‫چی؟
‫ هیچ پولی ندارم.

21:48.047 --> 21:49.096
...حالا

21:50.009 --> 21:51.183
.اوه، نه. از آقای بوک بخواه

21:51.208 --> 21:52.801
‫از حقوقت بهت مساعده میده.

21:58.428 --> 21:59.428
‫بفرمایید.

21:59.911 --> 22:01.747
‫ممنون.
‫بقیه‌ش مال خودت.

22:05.507 --> 22:07.586
‫داشتین می‌گفتین، در مورد آقای هارکاپ.

22:08.330 --> 22:09.435
‫درسته، پسر.

22:09.460 --> 22:11.490
‫هر دوشنبه و پنجشنبه.

22:11.515 --> 22:12.974
‫درست همونجا می‌نشست.

22:13.754 --> 22:15.561
‫آره، با آقای «ول‌بیلاود» قصاب.

22:15.586 --> 22:17.904
‫آقای بیس‌هارت، مسئول پناهگاه.

22:18.266 --> 22:19.928
‫خانم ایکرز از سمساری.

22:20.280 --> 22:21.748
‫آقای کولن خیاط.

22:21.773 --> 22:23.490
‫مثل یه خانواده خوشبخت.

22:25.190 --> 22:26.588
‫آقای تووی از کفاشی.

22:26.613 --> 22:27.613
‫آقای هارکاپ.

22:27.638 --> 22:29.232
‫اوه، خدا بیامرزدش.

22:29.860 --> 22:30.961
‫آره.

22:33.178 --> 22:35.165
‫پس با پلیس‌ها کار می‌کنین؟

22:39.920 --> 22:41.520
‫یه جورایی میشه گفت.

22:41.974 --> 22:43.353
‫یعنی، من مشکلی ندارم.

22:43.378 --> 22:46.145
‫می‌دونین، خودم قدیما تو نیروی پلیس بودم.

22:47.293 --> 22:48.980
‫آه، هارکاپ پیر بیچاره.

22:49.662 --> 22:51.082
..‫بهش نمیومد از اون آدما باشه.

22:51.401 --> 22:53.160
‫ که بخواد خودشو بکشه.

22:53.185 --> 22:54.981
‫مگه هیچوقت بهش میاد؟

22:55.360 --> 22:56.422
‫می‌دونم.

22:56.447 --> 22:57.887
‫یادمه یه معلم داشتیم.

22:57.912 --> 23:00.196
‫خیلی زن سرزنده‌ای بود، ولی یه بار
.خودشو تو سد غرق کرد

23:00.221 --> 23:02.625
‫آخرین باری که دیدینش کِی بود؟

23:03.464 --> 23:04.823
‫خب، قضیه همینه.

23:05.472 --> 23:07.703
‫ آقای هارکاپ رو درست روز قبلش دیدم.

23:07.728 --> 23:08.575
‫اوه.

23:08.600 --> 23:10.981
‫آره، رفتارش خیلی عجیب بود.

23:11.473 --> 23:14.070
‫آره، وسط روز یهو اومد اینجا.

23:14.614 --> 23:17.075
‫اون آدم خیلی منظمی بود.

23:17.672 --> 23:19.744
‫برای همین یکم عجیب به نظر میرسید.

23:20.572 --> 23:22.520
‫به نظر میرسید فکرش خیلی مشغوله.

23:23.481 --> 23:25.457
‫گفت که یه رازی رو پیش خودش نگه داشته.

23:25.903 --> 23:27.560
‫معلوم بود که داشت اذیتش می‌کرد.

23:27.808 --> 23:29.320
‫از زیر زبونش کشیدی؟

23:29.345 --> 23:30.513
‫رازه رو میگم.

23:30.931 --> 23:32.033
‫آه، اولش نه.

23:32.058 --> 23:32.855
‫نه.

23:32.880 --> 23:34.736
‫اون گفت، ارزشش از جونم بیشتره.

23:34.761 --> 23:35.761
‫همینو گفت.

23:36.076 --> 23:37.394
‫عین کلمات خودش، پسرم.

23:38.120 --> 23:39.391
‫و روز بعدش.

23:40.651 --> 23:41.651
‫مُرد.

23:44.185 --> 23:47.246
‫اون... امم... بیشتر توضیح داد؟

23:47.600 --> 23:48.600
‫آره، پسرم.

23:48.625 --> 23:50.472
‫بالاخره توضیح داد.

23:52.221 --> 23:55.576
‫خب، آقای هارکاپ
.شهروند خیلی محترمی بود

23:56.445 --> 24:03.015
‫می‌بینی، اون شک کرده بود که یکی از
.رفقاش داره تو بازی اسپاتیز تقلب می‌کنه

24:04.161 --> 24:05.370
اسپاتیز؟

24:06.074 --> 24:07.269
.اسپاتیز

24:09.604 --> 24:10.711
‫دومینو؟

24:24.983 --> 24:26.213
‫ازش خوشم نمیاد.

24:27.244 --> 24:28.489
‫خب، انگار بی‌فایده‌ست.

24:29.995 --> 24:31.419
‫از چیزی که بهش عادت داری بهتره.

24:31.943 --> 24:33.011
‫اوه، آره.

24:33.677 --> 24:35.102
‫خب، داشتین می‌گفتین...

24:36.148 --> 24:37.221
تب مخملک؟

24:38.320 --> 24:40.408
‫خب، آره، همون بود که ما رو کنار هم آورد.

24:42.130 --> 24:45.075
‫ما تو بخش تب مخملک با هم آشنا شدیم،
وقتی که هر دومون، چی بودیم؟

24:45.474 --> 24:46.500
‫دوازده ساله؟

24:47.235 --> 24:48.445
‫ خب، چیه؟

24:49.650 --> 24:51.370
‫از همون اول عاشق هم شدین؟

24:52.224 --> 24:55.142
‫امم، نه، دقیقاً اونجوری نبود.

24:59.022 --> 25:00.206
‫روز پرباری بود.

25:01.560 --> 25:02.688
‫اوه، مطمئن نیستم.

25:03.287 --> 25:04.711
‫حسابی گند زدم.

25:05.150 --> 25:06.150
‫اوه.

25:06.486 --> 25:08.626
‫سعی کردم قفسه‌های
.کتاب آقای بوک رو مرتب کنم

25:09.942 --> 25:12.422
‫یعنی، فکر نکنم
...آسیب زیادی زده باشم، ولی

25:13.330 --> 25:16.839
‫بعدش هم با نورا بیرون بودم
.و کارآگاه‌بازی می‌کردیم

25:17.466 --> 25:19.506
‫خب، معلومه که
.بهت ساخته و رنگ و روت باز شده

25:21.130 --> 25:22.288
‫خب، ادامه بده.

25:23.722 --> 25:25.885
‫اگه از همون اول عاشق هم نشدین،

25:26.712 --> 25:27.832
پس کی فهمیدین؟

25:30.503 --> 25:33.015
‫منو ببخش، عزیزم، ولی باید
همدیگه رو خیلی بهتر بشناسیم

25:33.040 --> 25:36.097
‫تا بتونیم چنین رازهایی رو
.با هم در میون بذاریم

25:36.122 --> 25:37.745
‫اوه، ببخشید.
‫خیلی متأسفم.

25:37.770 --> 25:39.556
‫نه، اصلاً. ‫
،نمی‌خواستم پامو از گلیمم درازتر کنم

25:39.581 --> 25:40.807
نه اصلاً ‫این کارو نکردی.

25:42.115 --> 25:44.399
‫خیلی امیدوارم که
.دوستای صمیمی بشیم، جک

25:46.063 --> 25:47.511
‫موضوع پیچیده‌ایه.

25:48.604 --> 25:49.604
‫همین.

25:52.500 --> 25:54.510
‫من و بوک
.سال‌ها از هم جدا نمی‌شدیم

25:55.821 --> 25:56.968
‫بعد...

25:58.710 --> 26:00.072
.زندگی اومد وسط

26:05.541 --> 26:07.663
عشق خبر نمی‌کنه
مگه اینو نمی‌گن؟

26:15.453 --> 26:17.235
یه فندک تو جیب‌تون پیدا نمی‌شه؟

26:17.260 --> 26:18.338
‫ببخشید، من...

26:20.435 --> 26:21.586
‫سیگار نمی‌کشم.

26:24.241 --> 26:25.241
‫حتماً.

26:35.000 --> 26:42.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

27:01.031 --> 27:04.706
آیا رابطه‌ی شما و کارفرماتون
چیزی بیشتر از رسمی بود؟

27:04.731 --> 27:06.731
.از این سوالتون ناراحت شدم، بازرس

27:06.756 --> 27:07.756
‫با این وجود.

27:09.363 --> 27:11.486
‫انکار نمی‌کنم که
...یه درجه‌ای از علاقه بین

27:13.406 --> 27:15.935
.جورج، بین آقای هارکاپ و خودم وجود داشت

27:16.960 --> 27:19.447
‫وقتی این همه سال
...برای کسی کار می‌کنین

27:19.471 --> 27:21.917
‫ نکته منم همینه، خانم درِج.
این تنها کاری بود که می‌کردین؟

27:21.942 --> 27:25.571
‫چیزی که دوست من سعی می‌کنه بگه...
.کاملاً می‌دونم که چی می‌خواد بگه

27:25.596 --> 27:29.416
‫چیزی که سعی می‌کنه روشن کنه
... اینه که آیا این علاقه شکل

27:29.910 --> 27:31.407
‫ملموس‌تری به خودش گرفته یا نه.

27:32.006 --> 27:33.760
‫خب، این چه ربطی به شما داره؟

27:33.785 --> 27:36.616
‫خب، واقعیت اینه، خانم درِج،
.که حقایق جدیدی روشن شده

27:36.641 --> 27:38.557
.‫آقای هارکاپ همه‌چیز رو به شما داده

27:40.656 --> 27:42.411
،مغازه، سرقفلی‌ش، کل املاک

27:42.621 --> 27:43.621
‫همه‌ش مال شماست.

27:45.270 --> 27:46.270
‫هرگز.

27:47.850 --> 27:49.300
‫اصلاً انتظار اینو نداشتم.

27:50.150 --> 27:51.150
‫همه‌چیز.

27:53.140 --> 27:55.327
‫پسرتون خونه‌ست، خانم درِج؟

27:55.887 --> 27:58.239
‫ هنوز طبقه بالا تو رختخوابشه.

27:59.378 --> 28:00.572
دیر از خواب پا میشه؟

28:01.310 --> 28:02.448
‫یه قهرمان جنگه.

28:02.951 --> 28:05.336
‫هواپیمای ولینگتونش
.سال 44 روی هلند سقوط کرد

28:06.466 --> 28:07.466
‫متأسفم.

28:07.491 --> 28:08.662
‫جای تأسف نداره.

28:08.687 --> 28:09.960
‫اون زنده موند، مگه نه؟

28:10.841 --> 28:13.370
‫با توجه به اینکه باور نداریم
...آقای هارکاپ خودکشی کرده باشه

28:13.395 --> 28:16.051
‫می‌تونین بفهمین که چرا شما رو
.تو موقعیت خیلی سختی قرار میده

28:18.385 --> 28:20.145
.شما که فکر نمی‌کنین من کشتمش

28:20.170 --> 28:23.690
‫واقعیت اینه که تو موقعیت خیلی
.بدی هستین، خانم درِج

28:23.715 --> 28:25.902
‫وصیت‌نامه‌ی جدید به درستی
.امضا و تایید شده

28:26.330 --> 28:27.890
‫خب، من چیزی در این مورد نمی‌دونم.

28:27.915 --> 28:29.313
‫ولی می‌تونستین بدونین.

28:29.338 --> 28:32.167
‫ممکنه موقع تمیزکاری
.یه پیش‌نویس پیدا کرده باشین

28:32.191 --> 28:34.361
‫و تصمیم گرفته باشین
.یکم به کارها سرعت بدین

28:34.386 --> 28:35.949
‫با کشتن آقای هارکاپ؟

28:35.974 --> 28:36.974
‫بله.

28:37.850 --> 28:38.850
‫دیوونگیه.

28:39.003 --> 28:42.083
‫نه، کار دختره‌ست، باید باهاش
.حرف بزنین، با مارولا و اون پسره

28:42.108 --> 28:43.576
‫میکی هال، دستگیرش کردین؟

28:43.601 --> 28:45.776
‫ دارن تو تحقیقات بهمون کمک می‌کنن.

28:45.801 --> 28:47.000
‫اوه، خب، خوبه.

28:47.025 --> 28:48.352
‫این خودش یه چیزیه پس.

28:48.377 --> 28:50.240
‫در واقع، آقای هال خیلی کمک‌ کرد.

28:51.249 --> 28:52.105
‫جدی؟

28:52.130 --> 28:53.130
‫بله.

28:53.865 --> 28:55.903
‫آره، خیلی کمک کرد.
‫در واقع، اون بهمون گفت...

28:56.193 --> 28:58.662
‫که شما رو شب قتل
.در حال خروج از داروخونه دیده

28:58.687 --> 29:01.462
‫این که چیز مرموزی نیست.
‫بهتون گفتم دیدمش.

29:01.487 --> 29:03.960
‫در حال خروج و در حالی که
.تلاش‌ می‌کردین چیزی رو مخفی کنین

29:05.021 --> 29:06.281
‫بانداژها...

29:06.306 --> 29:07.723
‫بهتون گفتم برای اِلفی بود.

29:07.748 --> 29:09.923
‫داشتم سعی می‌کردم قایمش کنم.

29:09.948 --> 29:11.826
‫پسرتون یه پاش رو از دست داده، مگه نه؟

29:14.305 --> 29:15.685
...چ... چطور

29:15.710 --> 29:19.257
‫یکیشون کهنه و چروک خورده،
.اون یکی کاملاً صاف

29:19.705 --> 29:23.648
‫پای مصنوعیش باید به توجه دائم
.نیاز داشته باشه و دردناک باشه

29:23.673 --> 29:26.257
تصور می‌کنم
‫خیلی، خیلی دردناکه.

29:28.305 --> 29:29.305
‫البته.

29:29.330 --> 29:31.050
‫اونقدر دردناک که به مرفین نیاز داره.

29:35.139 --> 29:38.402
‫چرا از آقای هارکاپ نخواستین کمکتون کنه؟

29:40.466 --> 29:41.688
‫نمی‌تونستم.

29:44.279 --> 29:46.895
‫اِلف بیشتر از اون چیزی که
.دکتر بهش میده نیاز داره

29:48.495 --> 29:50.665
.واسه همین من... یه کم اضافه‌تر کش رفتم

29:51.228 --> 29:53.735
‫فکر نمی‌کردم آقای هارکاپ
.متوجه بشه، ولی شد

29:54.125 --> 29:56.159
‫و فکر کرد که حتماً کار میکی هال بوده.

29:56.184 --> 29:58.128
‫نمی‌تونستم بهش بگم کار من بوده.

29:58.470 --> 30:01.280
.می‌دونین، اون خیلی به قوانین پایبند بود

30:01.305 --> 30:06.818
‫خب، چطور می‌تونستم بهش بگم
از مغازه خودش دارو دزدیدم؟

30:07.785 --> 30:10.190
‫شما اصلاً نمی‌دونین
.اون درد چه حسی داره

30:11.768 --> 30:12.866
‫اِلف بیچاره من.

30:13.696 --> 30:15.864
‫پس، به بهانه‌ی گرفتن بانداژ

30:15.889 --> 30:18.277
‫به اونجا سر زدین و
.در عوض مرفین بیشتری دزدیدین

30:20.272 --> 30:22.812
‫ وقتی شما آقای هارکاپ رو
ترک کردین، اون زنده بود؟

30:23.125 --> 30:25.527
‫به جون پسرم قسم می‌خورم.

30:31.302 --> 30:32.617
.منو ببخشین

30:32.890 --> 30:33.890
‫بله، البته.

30:35.487 --> 30:36.563
،‫اوه، راستی

30:38.806 --> 30:40.126
خب کی بهش می‌رسم؟

30:40.743 --> 30:41.743
ببخشید؟

30:42.938 --> 30:43.938
‫پولو میگم.

30:49.981 --> 30:51.052
‫کار اون نبوده.

30:51.077 --> 30:54.015
‫نه، زندگی براش سخت شده،
.ولی اون قاتل نیست

30:54.040 --> 30:55.251
‫پس کار کی بوده؟

30:55.743 --> 30:57.562
‫ولی، دو تا قتل، یادتونه؟

30:57.587 --> 30:58.587
‫خب کی؟

30:58.904 --> 31:01.984
فکر کنم خیلی ساده‌انگارانه باشه
،که ازتون بخوام همینطوری بهم بگین

31:02.500 --> 31:03.500
‫باعث افتخارمه.

31:04.004 --> 31:05.138
‫خب، نه.

31:05.893 --> 31:07.012
.باعث خوشحالیم نمیشه

31:08.180 --> 31:10.018
‫به نیروی کمکی احتیاج پیدا می‌کنی، بازرس.

31:11.897 --> 31:13.212
‫چی؟
‫چی؟

31:23.922 --> 31:26.334
‫اوه، نه، نه، ببخشید، ما فقط...

31:28.031 --> 31:29.113
‫عصربخیر، قربان.

31:29.138 --> 31:30.175
‫اریک.

31:30.411 --> 31:32.626
‫اوه، متأسفانه داریم می‌بندیم.

31:32.651 --> 31:33.720
‫اشکالی نداره.

31:34.184 --> 31:35.226
‫شیلا چطوره؟

31:36.660 --> 31:38.465
‫خب، اینو که پرسیدین، آقای بوک.

31:38.490 --> 31:39.687
‫اوه، بله.

31:40.064 --> 31:41.291
‫تو شفیلده.

31:42.540 --> 31:44.399
‫چه روزی با ماشین رفت اونجا؟

31:44.874 --> 31:46.159
‫اوه، امم...

31:46.627 --> 31:47.661
‫پنجشنبه.

31:47.686 --> 31:48.857
‫بله، پنجشنبه.

31:50.163 --> 31:51.163
‫چه خوب.

31:51.470 --> 31:54.166
‫خب، کار خاصی هست که بتونم
کمکتون کنم، قربان، می‌دونین؟

31:54.190 --> 31:55.190
‫سرم خیلی شلوغه.

31:55.215 --> 31:57.115
‫ولی نمی‌تونسته با ماشین رفته باشه.

31:57.654 --> 31:58.847
‫می‌تونسته، اریک؟

31:59.650 --> 32:01.608
‫وقتی که تراتی ماشینش رو قرض گرفت،

32:02.949 --> 32:04.049
‫جمعه بود.

32:16.720 --> 32:17.844
.یالا

32:18.151 --> 32:19.351
.یالا برید کنار

32:19.629 --> 32:20.801
.زودباشین

32:21.609 --> 32:22.609
.یالا

32:22.812 --> 32:23.989
.برید کنار

33:00.858 --> 33:02.337
،خب، آقای ول‌بیلاود

33:02.362 --> 33:03.928
‫نمی‌خواستم بکشمش.

33:05.136 --> 33:06.776
.خب، ادامه بده

33:06.801 --> 33:08.693
‫مدتی بود که اوضاع خوب نبود.

33:08.718 --> 33:10.320
.همیشه با هم جر و بحث داشتیم

33:10.345 --> 33:11.345
‫و بعد...

33:14.440 --> 33:15.592
...من اونو دیدم

33:17.696 --> 33:18.745
.انید

33:18.770 --> 33:21.320
‫اوه، یه پیرمرد احمق و یه دختر جوون زیبا.

33:21.345 --> 33:23.183
‫این یه داستان خیلی قدیمیه.

33:23.208 --> 33:26.056
از ‫کِی فهمیدین، آقای بوک،
اگه پرسیدنم اشکالی نداره؟

33:27.456 --> 33:29.751
‫از همون اول
.شک کردم که یه جای کار میلنگه

33:30.622 --> 33:32.177
‫و شَكم وقتی تأیید شد که فهمیدم

33:32.202 --> 33:34.716
‫بعضی از استخون‌های
.تو گودال طاعون جدیدتر بودن

33:34.741 --> 33:37.020
‫هرچند تلاش کرده بودی
.که قدیمی نشونشون بدی

33:37.270 --> 33:38.690
.با سس براونینگ

33:39.650 --> 33:41.481
‫شیلا برای پاهاش ازش استفاده می‌کنه.

33:43.180 --> 33:44.686
.پولش نمی‌رسید جوراب نایلونی بخره

33:44.710 --> 33:46.880
‫به علاوه، جای چاقو روشون خیلی مشخصه.

33:46.905 --> 33:48.466
‫شاهکارت رو بررسی کردم.

33:48.854 --> 33:50.979
‫همون استخونی که برای سگ بهم دادی.

33:52.323 --> 33:55.636
‫پس، به خاطر داشتن آینده‌ای
..."با دوشیزه «انید کلگ

33:56.270 --> 33:58.090
‫ همسرت رو فرستادی به اون دنیا.

34:03.121 --> 34:06.303
‫بعد، با قدیمی‌ترین معمای یه قاتل روبرو شدی.

34:07.614 --> 34:09.320
‫خلاص شدن از شر جسد.

34:11.865 --> 34:16.199
‫باید براتون ساده می‌بود، چون با مفهوم
.تیکه تیکه کردن چیزا غریبه نیستی

34:17.120 --> 34:18.671
‫متأسفانه بازرس،

34:18.967 --> 34:22.625
مردم می‌تونن تفاوت بین ‫استخون
.خوک و انسان رو تشخیص بدن

34:22.650 --> 34:27.767
‫بنابراین، فکر می‌کنم بعد از جدا کردن
،گوشت از بدن همسر بیچاره‌تون

34:28.693 --> 34:29.861
یا ‫پوست کندنش،

34:30.614 --> 34:33.383
‫ باید از شر اسکلتش هم خلاص میشدی.

34:34.000 --> 34:36.250
‫اینجاست که
.پای سود سوزآور به میون میاد

34:36.275 --> 34:38.680
‫دقیقاً. تو هر داروخونه‌ای
.به راحتی پیدا میشه

34:39.640 --> 34:41.268
‫داری از شر جسدش خلاص میشی، ها؟

34:46.687 --> 34:47.813
‫اوه، آره.

34:47.838 --> 34:48.865
‫آره.

34:48.890 --> 34:50.356
.فاضلاب
!ها

34:50.381 --> 34:51.937
.برای فاضلابه، جورج

34:51.962 --> 34:53.077
‫بوی گند وحشتناکی میده.

34:57.501 --> 34:59.440
‫هیدرولیز قلیایی.

35:00.090 --> 35:01.434
‫دنبال همین بودی؟

35:04.628 --> 35:06.175
‫ در موردش خونده بودم.

35:08.150 --> 35:10.336
‫آدم تو این حرفه چه چیزایی یاد می‌گیره.

35:12.797 --> 35:13.994
‫سود سوزآور.

35:15.116 --> 35:16.404
.گوشت رو حل می‌کنه

35:16.429 --> 35:19.693
‫می‌دونی، قبلاً برای خلاص شدن از
.شر لاشه‌ها ازش استفاده کرده بودم

35:20.506 --> 35:23.260
‫ولی درست کار نکرد، ‫می‌دونی...

35:26.369 --> 35:27.812
.کلی استخون باقی مونده بود

35:29.700 --> 35:31.808
...نمی‌دونستم چیکار کنم و بعد

35:32.246 --> 35:36.143
‫و بعد، بیس‌هارت درمورد
.اسکلت‌هایی که پیدا کرده بود حرف زد

35:36.785 --> 35:40.285
‫عجیبه، اگه نیروی هوایی آلمان نبود،
...ما هیچوقت نمی‌فهمیدیم

35:40.310 --> 35:42.736
اون ‫بیچاره‌ها این همه سال زیر پامون بودن.

35:43.180 --> 35:44.573
‫به پلیس‌ها گفتی؟

35:45.980 --> 35:47.268
‫هنوز نه.

35:47.293 --> 35:49.767
‫فکر کنم بعد از 300 سال عجله‌ای نیست.

35:50.364 --> 35:51.456
...اوه

35:51.480 --> 35:53.759
‫یه برزنت روی گودال کشیدم.

35:53.784 --> 35:56.715
‫خب، می‌دونی که بچه‌ها چجورین.

35:56.740 --> 35:59.625
‫احتمالاً استخون‌ها رو
.برمیدارن و میدن به یه سگ‌

36:00.885 --> 36:02.235
‫به هر حال، خداحافظ.

36:02.260 --> 36:03.260
‫اوه، نه.

36:36.461 --> 36:40.600
‫همانطور که ‫گفتم، کجا بهتر از
.یه جنگل برای قایم کردن یه درخته

36:41.761 --> 36:42.922
‫کی متوجه میشد؟

36:43.989 --> 36:44.989
‫خب، شما.

36:46.811 --> 36:50.047
‫و البته بعدش این قضیه هم بود.

36:50.960 --> 36:54.214
‫اریک اینجا، با اینکه
مهارت زنده‌ای در بداهه‌پردازی

36:54.238 --> 36:57.422
‫از خودش نشون میده، آدم خلاقی نیست.

36:57.872 --> 36:59.029
،بهتون برنخوره

36:59.054 --> 37:00.736
.تو کار من نیازی بهش نیست

37:01.472 --> 37:02.706
.گوشت، گوشته دیگه

37:03.140 --> 37:06.490
‫با کار گذاشتن اون سکه
.تو گودال طاعون یکم زیاده‌روی کرد

37:06.549 --> 37:09.120
‫این کار فوراً زنگ خطر رو به صدا درآورد.

37:10.139 --> 37:12.910
‫خب همسرم، با در دست داشتن
،مشخصات مظنون ما

37:12.934 --> 37:15.852
‫یه گشت کوتاه ولی آموزنده
.در عتیقه‌فروشی‌های محلی زد

37:16.227 --> 37:19.595
خب... ‫چطور می‌دونستین که
برای پیدا کردن سکه جای دوری نرفته؟

37:19.620 --> 37:21.288
‫یادتونه که، غیرخلاق.

37:22.127 --> 37:24.428
‫هر کسی که چنین
سرنخ ناشیانه‌ای رو طراحی کنه

37:24.453 --> 37:26.703
‫هیچوقت از محله‌ی خودش دور نمیشه.

37:27.309 --> 37:30.914
اریک کاملاً مظنون اصلی بود
...که متوجه نکته‌ی نهایی شدم

37:32.040 --> 37:33.276
....اونم تو صفِ

37:33.978 --> 37:34.978
‫ قصابی.

37:35.900 --> 37:37.095
‫متوجه چی؟

37:39.220 --> 37:40.220
.پودر تخم‌مرغ

37:41.165 --> 37:42.271
...‫اوه، یه چیزی

37:42.296 --> 37:44.304
‫درست همونجاست، آره؟

37:46.056 --> 37:47.181
‫ببخشید.

37:47.222 --> 37:48.292
.پودر تخم‌مرغه

37:48.317 --> 37:49.816
‫صبحونه رو با عجله خوردم.

37:50.141 --> 37:51.650
‫چه کار صمیمانه‌ای.

37:51.675 --> 37:55.087
‫بدون هیچ واکنش خاصی از طرف
..آقای ول‌بیلاود ‫با خودم گفتم.

37:55.111 --> 37:56.111
.آها

37:56.136 --> 37:57.136
.خودشه

37:58.984 --> 37:59.984
‫آها.

38:00.009 --> 38:01.095
‫شیلا چطوره؟

38:01.120 --> 38:03.015
‫خوبه، قربان.
‫خوبه.

38:03.040 --> 38:04.418
‫با ماشین رفته شفیلد.

38:04.443 --> 38:05.986
.عالیه
.دیدن خانواده

38:06.011 --> 38:10.900
‫ از خانواده‌ی شیلا تو یورکشایر پرس و جو کردم،
.اونا هم هیچ رد و نشونی ازش ندیده بودن

38:12.340 --> 38:14.440
‫پس، همه چیز گل و بلبل به نظر می‌رسید.

38:15.594 --> 38:16.658
‫و بعد...

38:17.280 --> 38:18.960
.یادداشت به دستم رسید

38:19.612 --> 38:21.592
‫به همچین چیزی شک کرده بودم.

38:22.112 --> 38:23.469
‫یه جور تهدید مبهم.

38:23.880 --> 38:25.387
"باید فوری صحبت کنیم"

38:28.318 --> 38:31.031
نمی‌خوام مجبور بشم"
".این موضوع رو به مقامات بگم

38:35.191 --> 38:38.599
امیدوارم بتونیم"
".این مسئله رو بین خودمون حل کنیم

38:42.431 --> 38:43.603
"جورج هارکاپ"

38:44.104 --> 38:46.316
‫و تو هم فکر کردی موضوع راجع به قتله.

38:47.128 --> 38:48.187
‫البته.

38:49.267 --> 38:50.267
‫چی؟

38:50.292 --> 38:51.751
‫ نبود؟
‫نه.

38:52.921 --> 38:53.921
‫چی؟

38:54.598 --> 38:56.052
‫پس راجع به چی بود؟

38:57.587 --> 38:58.839
‫دومینو.

38:59.882 --> 39:00.900
‫چی؟

39:01.507 --> 39:04.556
‫آقای هارکاپ، همونطور که می‌دونیم،
.خیلی به قوانین پایبند بود

39:04.581 --> 39:07.314
‫اون بهت شک کرده بود که تو سرگرمی
.مورد علاقه‌ش تقلب می‌کنی

39:08.425 --> 39:09.425
‫کل ماجرا همین بود.

39:09.450 --> 39:12.465
.نه، نه، نه، نه، نه، نه
،حتماً باید یه تهدید می‌بود

39:13.630 --> 39:14.853
‫در مورد شیلا.

39:15.579 --> 39:17.247
‫دیگه چی می‌تونست باشه؟

39:18.392 --> 39:19.392
‫خب...

39:21.096 --> 39:22.396
‫بعدش چی شد؟

39:25.930 --> 39:27.903
‫می‌دونستم که باید دهنش رو ببندم.

39:28.950 --> 39:30.067
‫با پول نقد.

39:30.092 --> 39:31.442
‫با گوشت.
‫با گوشت.

39:40.052 --> 39:41.298
‫پس رفتی پیشش؟

39:42.667 --> 39:43.905
‫ترسیده بودم.

39:45.456 --> 39:47.566
‫می‌دونی، از چیزی که
.ممکن بود بگه ترسیده بودم

39:49.056 --> 39:51.100
اگه حرف حساب حالیش نمی‌شد چی؟

39:52.608 --> 39:54.843
‫می‌دونی، دور و برم پر از سم بود.

39:54.868 --> 39:57.998
‫و برای همین سرش رو گرم کردم.

39:58.023 --> 39:59.696
‫ باید جلوشو می‌گرفتم که حقیقت رو نگه.

40:00.370 --> 40:03.113
.جورج
«فقط حقیقت رو بگو، اریک»

40:03.138 --> 40:04.912
‫و بعد، آره، از فرصتم استفاده کردم.

40:05.370 --> 40:09.390
‫گرفتمش، و بعد...
.سم رو ریختم تو حلقش

40:09.631 --> 40:10.631
‫درسته.

40:10.656 --> 40:11.765
‫بهش سم دادی.

40:11.790 --> 40:13.631
.اوه، بله. اوه، وحشتناکه

40:14.180 --> 40:15.356
‫چیز دیگه‌ای نبود.

40:16.733 --> 40:17.733
‫جز اینکه...

40:18.262 --> 40:20.482
،می‌دونی، این خیلی جالبه، اریک

40:20.830 --> 40:24.658
‫چون قبل از اینکه بهش سم داده بشه،
.یه ضربه به سر جورج هارکاپ خورده بود

40:25.244 --> 40:27.966
‫و اون سلاح یه اثر خونی
.تو موهاش به جا گذاشته بود

40:27.990 --> 40:30.369
‫یادتونه که خون بود، ولی زخمی نبود، بازرس؟

40:30.394 --> 40:31.490
‫بله.

40:31.515 --> 40:33.583
‫دکتر کالدر برام تحلیلش کرد.

40:34.744 --> 40:35.864
‫خون گاو.

40:36.210 --> 40:37.210
‫آه.

40:37.235 --> 40:38.872
‫ تو باید اینو می‌دونستی، اریک،

40:38.897 --> 40:41.925
‫ تو اون کسی بودی که
.با یه تیکه گوشت بهش ضربه زده بود

40:41.950 --> 40:42.685
‫نه.

40:42.710 --> 40:44.455
‫آره، نه، نه، نه.

40:44.480 --> 40:46.005
‫الان یادم اومد.
‫نه، من زدمش.

40:46.030 --> 40:47.030
اینطور ‫فکر نکنم.

40:48.274 --> 40:49.380
‫پس کار کی بوده؟

41:02.146 --> 41:03.146
‫خودشه نه؟

41:03.444 --> 41:07.039
معلومه که یادش رفته به اون قسمتی که
.به آقای هارکاپ ضربه زده اشاره کنه

41:07.462 --> 41:08.679
نقشه‌ی دختره بود؟

41:09.311 --> 41:10.980
‫از همون اول؟
‫نه!

41:12.273 --> 41:13.273
‫اون...

41:24.149 --> 41:25.533
...انید منو پیدا کرد

41:26.131 --> 41:27.728
.درست بعد از اینکه زنمو خفه کردم

41:29.624 --> 41:31.778
..‫بعد از اینکه شیلا مُرد.

41:35.161 --> 41:36.787
‫ کنترل اوضاع رو به دست گرفت.

41:38.783 --> 41:40.253
‫ نمی‌دونستم چیکار کنم.

41:41.743 --> 41:42.803
...و انید خیلی آروم

41:44.020 --> 41:45.020
...منظم

41:45.936 --> 41:47.080
‫فکر کردم دیوونه میشم.

41:47.580 --> 41:48.580
‫و...

41:49.233 --> 41:51.674
‫گفتیم که همه چیز درست میشه ...

41:54.690 --> 41:56.328
‫حالا چه غلطی بکنیم؟

41:58.910 --> 42:00.240
‫ بسپرش به من.

42:06.904 --> 42:07.904
‫آه.

42:38.344 --> 42:39.627
،و برای تموم کردن کار

42:40.695 --> 42:42.566
.اونو شبیه خودکشی جلوه داد

42:46.031 --> 42:49.396
‫ اسید پروسیک رو ریخت
.تو حلق آقای هارکاپ بیچاره

42:49.421 --> 42:50.421
‫فهمیدم.

42:56.217 --> 42:58.069
نمی‌شه بگیم کار من بوده؟

43:00.036 --> 43:01.155
‫خواهش می‌کنم.

43:01.702 --> 43:04.176
یعنی، منو دار می‌زنن، مگه نه؟

43:06.492 --> 43:08.617
‫قانون باید مسیر خودشو طی کنه.

43:10.463 --> 43:12.315
‫متأسفم، اریک، واقعاً متأسفم.

43:13.650 --> 43:15.802
..‫برای جورج هارکاپ بیشتر متأسفم.

43:17.501 --> 43:18.899
‫و شیلای بیچاره.

43:20.830 --> 43:21.830
‫اوه.

43:23.650 --> 43:24.650
.اوه

43:25.424 --> 43:27.866
اتهام رسمی ثبت شد. امضا کنین
.می‌تونین ببرینش بازداشتگاه

43:28.581 --> 43:30.282
‫یه هفته کامل طول کشید.

43:30.745 --> 43:31.908
‫لطف کردی.

43:33.090 --> 43:34.323
‫از خانم بوک تشکر کنین.

43:35.021 --> 43:36.761
.گفتن ممکنه یه کم طول بکشه

43:37.592 --> 43:38.726
‫عجب داستانی.

43:39.230 --> 43:40.510
.کاش می‌تونستم تو جلسه باشم

43:41.021 --> 43:42.978
همین الانشم دارم پامو
.از گلیمم درازتر می‌کنم

43:43.389 --> 43:45.909
‫قبلاً هم روش شما رو تو بازجویی دیدیم.

43:46.373 --> 43:48.184
‫شما دقیقاً تو جنگ چیکار می‌کردین؟

43:50.697 --> 43:53.578
‫باید کار خیلی بزرگی بوده باشه
.که اون نامه رو از چرچیل گرفتین

43:54.292 --> 43:56.446
‫که بازرس اجازه میده
.اختیار تام مغازه رو داشته باشین

43:56.470 --> 43:57.617
‫نه، نه، جک.

43:57.642 --> 43:58.791
‫فضولی نکن.

43:59.514 --> 44:00.930
‫اونوقت دیگه چه لطفی داشت

44:01.420 --> 44:03.496
‫اگه همه همه‌چیز رو می‌دونستن، مگه نه؟

44:04.310 --> 44:06.380
‫به علاوه، به ندرت اختیار تام دارم.

44:06.405 --> 44:08.802
اونم با وجود اون پسر خنده‌رو که
.تمام مدت دور و برم می‌پلکه

44:08.827 --> 44:11.021
‫فقط منتظر فرصته که یقه‌م رو بگیره.

44:11.583 --> 44:13.649
‫برای کوچکترین خلافی.

44:18.013 --> 44:20.333
‫مطمئناً خودتون نمونه‌ی بارز
.احترام هستین، آقای بوک

44:21.670 --> 44:22.915
‫شگفت‌زده میشی.

44:23.816 --> 44:26.489
‫اونا ایوان ولو رو
.به خاطر کوپن‌های بنزینش گرفتن

44:39.990 --> 44:41.230
.خیلی‌خب، ما میریم بیرون

44:42.433 --> 44:43.528
.تو هم بیا بیرون

44:46.777 --> 44:47.863
‫اریک.

44:49.297 --> 44:50.398
‫اریک!

44:50.423 --> 44:51.499
.عزیزم

44:51.629 --> 44:52.642
!های

44:52.667 --> 44:54.264
‫نه، نه، تماس نگیر.

44:54.829 --> 44:55.941
‫دیگه کافیه.

44:57.955 --> 44:58.964
‫کافیه.

44:59.286 --> 45:00.672
‫یکی برای اریک.

45:00.697 --> 45:01.239
.عزیزم

45:01.263 --> 45:02.323
!فرار کن
‫باشه.

45:02.348 --> 45:03.400
‫اریک، بیا اینجا.

45:03.425 --> 45:04.839
.احمق نباش
!برو عقب

45:04.864 --> 45:07.444
‫اوه، آخ، آخ، آخ.

45:08.527 --> 45:09.527
.وایسا

45:09.912 --> 45:10.912
!اریک

45:11.452 --> 45:12.452
!اریک

45:14.063 --> 45:15.063
!سریعتر

45:15.088 --> 45:16.088
کجا رفت؟

45:21.130 --> 45:22.130
‫اریک.

45:22.564 --> 45:23.564
‫یالا، مرد.

45:24.390 --> 45:25.551
‫احمق نباش.

45:29.035 --> 45:30.185
‫اون اینجاست.

45:30.210 --> 45:31.210
‫اریک.

45:47.671 --> 45:48.644
‫دیدیش؟

45:48.669 --> 45:49.600
‫از اون طرف.

45:50.773 --> 45:51.813
‫یالا.

46:25.952 --> 46:27.327
کجا ‫رفت؟

46:27.555 --> 46:28.555
‫اوه.

46:29.734 --> 46:30.835
.اونجا

46:44.599 --> 46:45.599
‫گودال.

46:46.326 --> 46:48.568
‫اینجا...
...خیابان اینکرمنه

46:48.593 --> 46:49.593
‫که یعنی...

46:50.449 --> 46:53.898
.وسواس آقای بیس‌هارت
.بالاخره به یه دردی خورد

46:53.923 --> 46:55.693
.اگه این وسیله‌ی لعنتی هنوز کار کنه

47:14.656 --> 47:16.115
،خیلی‌خب. ول‌بیلاود

47:17.170 --> 47:18.472
.آروم بیا بیرون

47:22.226 --> 47:23.417
‫می‌بینیش؟

47:26.887 --> 47:27.887
‫اونجاست.

47:30.806 --> 47:32.000
‫اریک، وایسا.

47:32.360 --> 47:33.360
‫گمش نکن.

47:33.385 --> 47:34.625
.دارم سعیمو می‌کنم

47:34.650 --> 47:35.850
‫من میرم تو.

47:36.140 --> 47:37.474
‫بذار من باهاش حرف بزنم.

47:59.452 --> 48:01.096
‫کجا می‌خوای فرار کنی، اریک؟

48:03.528 --> 48:04.908
‫کاری از دستت برنمیاد.

48:06.899 --> 48:08.154
‫کجا میری؟

48:11.017 --> 48:12.172
‫اریک؟

48:45.169 --> 48:47.654
.می‌تونی امروز تسلیم بشی یا فردا، اریک

48:48.070 --> 48:49.248
‫این اجتناب‌ناپذیره.

48:49.273 --> 48:51.527
‫قانون باید مسیر خودشو طی کنه.

48:51.552 --> 48:53.390
‫این چیزیه که تو میگی.

48:53.964 --> 48:55.921
‫شماها منو دار نمی‌زنین.

49:00.041 --> 49:01.041
‫اریک، نه.

49:02.370 --> 49:03.370
‫نه.

49:03.719 --> 49:05.575
‫شما این کارو با من نمی‌کنین.

49:06.225 --> 49:10.257
.حیوونا رو دیدم. همیشه مهربون نیستن

49:10.282 --> 49:11.282
‫اریک، وایسا.

49:12.271 --> 49:13.670
‫انید چی میشه، هوم؟

49:14.475 --> 49:16.778
می‌خوای بذاری
تنهایی با طناب دار روبرو بشه؟

49:19.009 --> 49:20.009
‫حق با شماست.

49:22.162 --> 49:23.661
‫همه‌ی این کارها رو به‌خاطر من کرد.

49:23.686 --> 49:24.686
.بله

49:25.376 --> 49:26.592
‫همه‌ش به‌خاطر من.

49:32.546 --> 49:35.365
‫نمی‌تونم تنهاش بذارم تا
با عواقب کارش روبرو بشه، می‌تونم؟

49:38.362 --> 49:39.584
‫اگه قراره بریم،

49:41.760 --> 49:42.960
‫با هم میریم.

49:48.899 --> 49:49.899
‫نه!

50:02.624 --> 50:05.324
"برای او، شوکران مهیا خواهد شد"

50:06.889 --> 50:09.163
"برای او تبر نمایان خواهد شد"

50:10.213 --> 50:12.746
"برای او چوبه‌ی دار ساخته خواهد شد"

50:14.460 --> 50:16.698
"برای او، آتش افروخته خواهد شد"

50:19.852 --> 50:22.452
‫ اون بالا با آقای بوک دیدمش.

50:22.905 --> 50:23.945
‫و بعدش...

50:25.897 --> 50:26.968
‫بوووم.

50:26.993 --> 50:27.993
.یهو افتاد

50:28.018 --> 50:30.333
‫ مثل سنگ سقوط کرد،
.یعنی حتماً گردنش شکسته

50:31.409 --> 50:32.875
‫ماجرای غم‌انگیزیه.

50:34.653 --> 50:35.653
‫خیلی غم‌انگیز.

50:37.424 --> 50:39.266
.خب، این یه پذیرایی ویژه‌ست

50:39.647 --> 50:40.984
‫تیکه‌های آناناس.

50:41.226 --> 50:43.293
.قبل از جنگ از اینا نخورده بودم

50:46.615 --> 50:47.734
‫خب حالا چی؟

50:47.759 --> 50:48.759
‫منظورت چیه؟

50:49.683 --> 50:51.256
‫برمی‌گردیم به کتاب فروختن؟

50:52.484 --> 50:54.515
‫کار همینه، جک. فقط جک.

50:54.540 --> 50:56.461
‫آره، ولی اون ماجرا...
.آره

50:58.590 --> 51:00.158
‫خیلی هیجان‌انگیز بود.

51:00.748 --> 51:02.633
‫نمی‌تونه همیشه اینجوری باشه، مرد.

51:02.658 --> 51:03.747
‫ بگذریم...

51:04.989 --> 51:06.106
‫تو کی هستی؟

51:06.632 --> 51:07.810
.واقعاً چیزی نگفتی

51:14.449 --> 51:15.449
‫جک بلانت.

51:17.400 --> 51:20.496
‫من تو یتیم‌خونه بزرگ شدم،
.همونطور که بهتون گفتم

51:21.910 --> 51:24.807
‫با آدمای نابابی آشنا شدم.

51:24.832 --> 51:25.981
‫تاوانش رو هم پس دادم.

51:26.006 --> 51:27.461
‫اوه.
‫آره، اوه.

51:31.407 --> 51:34.387
‫من راننده‌ی یه سرقت تو منطقه‌ی مِی‌فِر بودم.

51:35.114 --> 51:37.382
‫اونا با یه عالمه پالتو پوست سمور فرار کردن.

51:39.284 --> 51:40.824
.دو سال حبس هم نصیب من شد

51:42.111 --> 51:43.342
‫جنگ رو از دست دادم.

51:43.762 --> 51:44.946
‫حداقل بخشیش رو.

51:45.672 --> 51:46.767
‫و بعد...

51:47.837 --> 51:49.019
‫یه نامه به دستم رسید.

51:49.671 --> 51:51.506
‫از انجمن اصلاح زندان‌ها.

51:51.911 --> 51:54.072
‫و یه آدرس... ‫برای یه کار.

51:54.382 --> 51:55.280
‫این آدرس.

51:55.305 --> 51:57.414
‫خب، اینم از این.
‫نیازی نیست دوباره حرفشو بزنیم.

51:57.439 --> 51:58.609
‫آره، ولی چرا من؟

51:59.918 --> 52:01.335
‫چرا منو انتخاب کردین؟

52:01.493 --> 52:02.714
‫نوع‌دوستی.

52:03.320 --> 52:04.297
‫چی؟

52:04.322 --> 52:07.179
‫دادن یه شانس دوباره به یه نفر،
.کار درستی به نظر میرسید

52:07.204 --> 52:08.580
‫ ولی اصلاً منو نمی‌شناختین.

52:08.605 --> 52:10.592
اوه، اون افتضاح بود، مگه نه، تراتی؟

52:10.617 --> 52:12.678
‫همیشه لخت و عور تو مغازه می‌چرخید.

52:12.703 --> 52:14.673
برگ انجیرش لای
.صندوق پول گیر می‌کرد

52:14.698 --> 52:15.837
‫جدی میگم.

52:16.452 --> 52:18.997
‫یعنی، لعنت بهش.
‫ سپاسگزارم و این حرفا، ولی...

52:21.385 --> 52:22.625
‫اینجا خوبه.

52:24.518 --> 52:25.885
‫واقعاً خوبه، ولی...

52:25.909 --> 52:28.824
کتاب‌فروشی بوک، مثل یه قایق نجات
.روی دریای بزرگ و متلاطم زندگیه

52:29.768 --> 52:31.407
منظورتون اینه که کتاب‌ها یه قایق نجاتـه؟

52:31.432 --> 52:33.672
‫نه، نه، «کتاب‌فروشی بوک»
.اینجا، مغازه‌ی من

52:36.265 --> 52:37.496
‫اینقدر بهش فکر نکن، جک.

52:37.521 --> 52:38.724
‫فقط قبولش کن.

52:38.749 --> 52:40.010
.یه شانس دوباره‌ست

52:40.035 --> 52:41.883
‫ولی چرا... من؟

52:42.513 --> 52:43.513
‫چرا که نه؟

52:44.449 --> 52:48.609
‫آدم فقط یه بار زندگی می‌کنه، ولی اگه
.درست انجامش بدی، همون یه بار کافیه

52:50.780 --> 52:51.920
‫شکسپیر.

52:52.493 --> 52:53.591
‫می وست.

53:27.335 --> 53:47.335
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
