1
00:00:10,000 --> 00:00:20,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:43,000 --> 00:01:53,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:01:55,940 --> 00:01:58,990
‫من جای پادشاه ازواح رو می‌گیرم.

4
00:01:59,320 --> 00:02:00,870
‫این اصلاً ممکنه؟!

5
00:02:01,370 --> 00:02:02,740
‫توضیحش باشه برای بعد.

6
00:02:12,290 --> 00:02:13,290
‫اون که...!

7
00:02:13,460 --> 00:02:14,710
‫همون که اون موقع...

8
00:02:14,800 --> 00:02:16,260
کاپیتان اوکیتاکه؟

9
00:02:21,050 --> 00:02:23,180
‫میمیهاگی-ساما... میمیهاگی-ساما...

10
00:02:23,560 --> 00:02:27,890
‫قدرت چشم‌هاتونو که درون اعضا و جوارح من قرار دادین، باز کنین.

11
00:02:27,930 --> 00:02:30,190
‫اعضای بدن من رو رها کنین و چشم باز کنین.

12
00:02:30,600 --> 00:02:32,810
‫میمیهاگی-ساما... میمیهاگی-ساما...

13
00:02:32,940 --> 00:02:37,320
‫این مرضی که مثل خوره به جون بچه‌مون افتاده
‫و اعضای بدنش رو می‌خوره رو بکشین.

14
00:02:37,630 --> 00:02:41,890
منطقه روکون

15
00:02:37,630 --> 00:02:41,890
بخش هفتاد و شش شرقی

16
00:02:37,630 --> 00:02:41,890
ساکاهونه

17
00:02:37,820 --> 00:02:39,820
‫میمیهاگی-ساما... میمیهاگی-ساما...

18
00:02:39,970 --> 00:02:41,950
‫ای دست الهی آسمان‌ها...

19
00:02:42,070 --> 00:02:44,160
‫لطفاً قدرتتون رو به ما عطا کنین...

20
00:02:44,660 --> 00:02:46,830
‫میمیهاگی-ساما... میمیهاگی-ساما...

21
00:02:46,910 --> 00:02:51,250
‫این مرضی که مثل خوره به جون بچه‌مون افتاده
‫و اعضای بدنش رو می‌خوره رو بکشین.

22
00:02:51,790 --> 00:02:53,880
‫میمیهاگی-ساما... میمیهاگی-ساما...

23
00:02:54,040 --> 00:02:56,130
‫ای دست الهی آسمان‌ها...

24
00:02:56,170 --> 00:02:58,510
‫لطفاً قدرتتون رو به ما عطا کنین...

25
00:02:58,920 --> 00:03:01,010
‫میمیهاگی-ساما... میمیهاگی-ساما...

26
00:03:01,180 --> 00:03:05,470
‫این مرضی که مثل خوره به جون بچه‌مون افتاده
‫و اعضای بدنش رو می‌خوره رو بکشین.

27
00:03:07,460 --> 00:03:07,970
‫جوشیرو!

28
00:03:08,140 --> 00:03:09,850
‫ای دست الهی آسمان‌ها...

29
00:03:09,930 --> 00:03:11,810
‫لطفاً قدرتتون رو به ما عطا کنین...

30
00:03:14,020 --> 00:03:18,440
‫میمیهاگی-ساما، لطفاً پسرمون، جوشیرو رو نجات بدین!

31
00:03:18,860 --> 00:03:22,200
‫به بچه‌ی سه‌ساله‌مون لذت زندگی رو عطا کنین!

32
00:03:22,990 --> 00:03:23,780
‫خواهش می‌کنم!

33
00:03:24,200 --> 00:03:29,290
‫جوشیرو... معذرت می‌خوام...
‫تو رو سالم به دنیا نیاوردم...

34
00:03:29,910 --> 00:03:30,870
‫معذرت می‌خوام...

35
00:03:36,420 --> 00:03:39,630
‫مادر... گریه نکن.

36
00:04:49,030 --> 00:04:50,370
‫جوشیرو!

37
00:04:55,580 --> 00:04:56,670
‫جوشیرو...!

38
00:04:59,210 --> 00:05:04,800
‫تو اون شب طوفانی...
‫میمیهاگی-ساما جون منو نجات دادن...

39
00:05:11,390 --> 00:05:12,350
‫سلام علیکم.

40
00:05:13,310 --> 00:05:15,600
اصلاً حواست هست کجا داری می‌ری، عجوزه؟

41
00:05:16,100 --> 00:05:18,940
انگار خیال نداری ازم معذرت‌خواهی کنی، آره؟

42
00:05:19,400 --> 00:05:21,780
‫فقط پر آستینم بهت مالید...

43
00:05:22,110 --> 00:05:24,110
‫اینقدر شلوغش نکن.

44
00:05:24,570 --> 00:05:25,950
چی گفتی؟

45
00:05:27,360 --> 00:05:28,570
‫این کارو نکنین.

46
00:05:29,490 --> 00:05:30,990
‫تو خر کی باشی؟!

47
00:05:31,030 --> 00:05:32,990
‫داری طرف این عجوزه رو می‌گیری؟!

48
00:05:38,250 --> 00:05:40,960
‫فکر نکن چون پیرم، می‌تونی منو دست‌کم بگیری.

49
00:05:42,960 --> 00:05:46,170
‫حالت خوبه؟ سعی داشتم بهت هشدار بدم.

50
00:05:46,800 --> 00:05:49,720
‫اون اویونه-سانی که دیدی، تو این حوالی خیلی معروفه.

51
00:05:49,890 --> 00:05:51,930
‫یه پارچه آتیشه واسه خودش.

52
00:05:52,640 --> 00:05:55,230
‫اویونه یا هرکی که هست...

53
00:05:55,310 --> 00:05:57,810
‫سری بعد که ببینمش، دمار از روزگارش در میارم.

54
00:05:59,520 --> 00:06:01,310
‫اگه می‌خوای انرژی خودتو خالی کنی...

55
00:06:01,360 --> 00:06:03,860
‫پس بهتره با من بیای و یه آکادمی شینیگامی ملحق شی.

56
00:06:04,110 --> 00:06:05,070
ها؟

57
00:06:05,490 --> 00:06:07,110
‫اگه از اعضای جوخه بشی،

58
00:06:07,200 --> 00:06:10,620
‫به خاطر جنگیدن حقوق می‌گیری و مردم
‫هم به خاطرش ازت تشکر می‌کنن.

59
00:06:10,780 --> 00:06:11,950
‫یه تیره و دو نشون.

60
00:06:12,200 --> 00:06:13,950
‫خفه شو... گمشو!

61
00:06:18,620 --> 00:06:21,210
‫من اوکیتاکه جوشیرو ام.
‫اسم تو چیه؟

62
00:06:23,840 --> 00:06:25,960
‫دستمو ول کن!

63
00:06:28,430 --> 00:06:29,840
‫حالتو می‌گیرم!

64
00:06:30,510 --> 00:06:32,100
‫باشه! منتظرت می‌مونم!

65
00:06:32,470 --> 00:06:33,470
‫تا بعد!

66
00:06:49,950 --> 00:06:53,910
‫زیاد به خودت فشار نیار، اوکیتاکه...

67
00:07:01,170 --> 00:07:02,210
‫شروع!

68
00:07:09,800 --> 00:07:11,720
‫فرم خوبی دارن.

69
00:07:12,260 --> 00:07:15,680
‫هنوز اینا فسقلین...
‫البته استعداد دارن.

70
00:07:33,620 --> 00:07:34,620
‫کافیه.

71
00:07:38,830 --> 00:07:40,330
‫بدک نبودا... پسر.

72
00:07:41,080 --> 00:07:43,790
تو حتی جلوی یه آدم مریضم رحم نداری؟

73
00:07:44,790 --> 00:07:46,460
‫من اوکیتاکه جوشیرو ام.

74
00:07:46,960 --> 00:07:48,250
‫کیوراکو شونسویی.

75
00:07:48,630 --> 00:07:49,630
‫می‌دونم.

76
00:07:49,880 --> 00:07:50,880
‫فکرشو می‌کردم.

77
00:07:51,050 --> 00:07:55,180
‫همیشه حس می‌کردم که تو کلاس چشمت به منه.

78
00:07:56,850 --> 00:07:57,930
یعنی اینقدر تابلو بود؟

79
00:07:58,770 --> 00:08:01,690
‫راستش... یه خواهش خیلی بزرگ ازت دارم.

80
00:08:02,190 --> 00:08:03,190
ها؟

81
00:08:05,440 --> 00:08:07,980
‫فکرشم نمی‌کردم که دنبال شیرینیای موناکای من باشی.

82
00:08:08,360 --> 00:08:11,360
‫قبلاً ازم خواسته بودن که به دخترا معرفیشون کنم...

83
00:08:11,440 --> 00:08:14,030
‫ولی اولین باره که کسی رو می‌برم شیرینی‌فروشی.

84
00:08:15,780 --> 00:08:17,780
‫هر وقت که در حال خوردنشونی، خوشحال به نظر میای،

85
00:08:17,910 --> 00:08:19,290
‫برای همین کنجکاو شدم.

86
00:08:19,830 --> 00:08:22,460
‫چون شیرینیای موناکای اینجا رو از لِردِ ساکه درست می‌کنن.

87
00:08:22,540 --> 00:08:23,920
‫چی؟ الکل توشونه؟!

88
00:08:24,000 --> 00:08:25,580
ای بابا... مشکلی داره؟

89
00:08:26,000 --> 00:08:27,000
‫پس چی که داره؟!

90
00:08:28,590 --> 00:08:30,150
‫داداشی!

91
00:08:30,150 --> 00:08:31,380
‫برادر!

92
00:08:33,970 --> 00:08:35,930
‫ای ول! شیرینی موناکاست!

93
00:08:36,010 --> 00:08:38,220
‫او-اون... مناسب بچه‌ها نیست!

94
00:08:39,390 --> 00:08:41,350
‫بابا، نمی‌تونین اینا رو بخورین!

95
00:08:40,020 --> 00:08:41,350
‫گرفتار شدیم.

96
00:08:52,860 --> 00:08:54,530
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.

97
00:08:58,200 --> 00:08:59,200
‫اون...

98
00:08:59,780 --> 00:09:05,920
‫خدای محلی بخش 76 روکون، ساکاهونه... میمیهاگی-ساما.

99
00:09:06,370 --> 00:09:09,840
‫میمیهاگی-ساما... پس واقعاً وجود داره.

100
00:09:10,630 --> 00:09:11,630
به گوشت خورده بود؟

101
00:09:12,170 --> 00:09:15,590
‫یه شایعاتی میون اشراف رده‌بالا هست.

102
00:09:16,180 --> 00:09:19,180
‫می‌گن که مدت‌ها پیش یه قدرت الهی متعلق به پادشاه ارواح...

103
00:09:19,260 --> 00:09:21,390
‫جدا شده و از آسمون‌ها سقوط کرده.

104
00:09:21,890 --> 00:09:23,640
قدرتِ پادشاه ارواح؟

105
00:09:23,850 --> 00:09:25,190
عجیبه، مگه نه؟

106
00:09:25,810 --> 00:09:28,230
‫پادشاه ارواح هنوز تو قصر سلطنتیه.

107
00:09:28,980 --> 00:09:31,520
‫ولی وقتی این میمیهاگی-ساما رو می‌بینم...

108
00:09:31,570 --> 00:09:34,690
‫به این فکر میفتم که اون شایعات حقیقت دارن.

109
00:09:36,450 --> 00:09:38,030
‫این مجسمه رو ببین.

110
00:09:38,240 --> 00:09:41,830
‫اون چشمه که چشمتو می‌گیره، ولی شکل کلیش...

111
00:09:43,240 --> 00:09:48,000
‫می‌گن که بدن پادشاه ارواح خیلی برکت میاره.

112
00:09:48,580 --> 00:09:53,590
‫دست چپش توسعه رو کنترل می‌کنه...
‫دست راستش هم...

113
00:09:53,880 --> 00:09:55,970
سکون رو... درسته؟

114
00:09:56,050 --> 00:09:57,840
ای بابا... می‌دونستی؟

115
00:09:59,720 --> 00:10:01,180
‫نه... فقط قبلاً حس کردم.

116
00:10:01,930 --> 00:10:05,560
‫من به لطف میمیهاگی-ساما نجات پیدا کردم،

117
00:10:05,600 --> 00:10:07,560
‫اما بیماریم هنوز از بین نرفته.

118
00:10:10,270 --> 00:10:11,770
‫فکر کنم وقتی داستان منو شنیدی...

119
00:10:11,900 --> 00:10:13,940
شروع کردی به اون شایعات باور پیدا کنی، درسته؟

120
00:10:14,780 --> 00:10:16,950
‫تو موضوعی سرک کشیدم که نباید...

121
00:10:17,530 --> 00:10:18,570
‫شرمنده.

122
00:10:19,280 --> 00:10:20,620
‫ولی نمی‌خوای بگی که به خاطر اون...

123
00:10:20,740 --> 00:10:25,500
باید از پیوستن به جوخه‌های سیزده‌گانه دست بکشم، درسته، شونسویی؟

124
00:10:26,000 --> 00:10:28,870
‫به این راحتی نمی‌ذارم بمیری، جوشیرو.

125
00:10:35,510 --> 00:10:37,300
‫نمی‌خوای یه ستوان جدید منصوب کنی؟!

126
00:10:37,630 --> 00:10:39,970
‫بله. هیچ‌کس نمی‌تونه جایگزین کایِن بشه.

127
00:10:40,550 --> 00:10:45,180
‫ما متوجهیم که تو با یه بیماری لاعلاج ریوی متولد شدی.

128
00:10:45,430 --> 00:10:49,690
‫حتی شنیدیم که یه حادثه‌ی ضمنی در نبرد با یه هالو داشتی.

129
00:10:49,810 --> 00:10:51,980
‫بله... درست شنیدین.

130
00:10:52,360 --> 00:10:55,860
‫در این صورت که حتماً به یه ستوان نیاز داری.

131
00:10:55,980 --> 00:10:58,490
‫نمی‌تونیم با درخواستت موافقت کنیم!

132
00:10:58,860 --> 00:11:00,780
‫این که کسی به عنوان ستوان منصوب شه...

133
00:11:00,820 --> 00:11:01,870
‫بر عهده‌ی کاپیتان هر جوخه‌ست.

134
00:11:02,570 --> 00:11:05,160
‫این تصمیمو خودتون گرفته بودین.

135
00:11:06,790 --> 00:11:10,000
‫اگه از پس کارام بر نیام،
‫با یه مرگ سریع خواهم مرد.

136
00:11:10,830 --> 00:11:14,960
‫بعد از اون، راحت می‌تونین کاپیتان باب میلتون رو منصوب کنین.

137
00:11:15,960 --> 00:11:17,880
‫اگرچه من به این راحتیا نمی‌میرم.

138
00:11:21,800 --> 00:11:23,010
‫شنیدم چی شده.

139
00:11:23,390 --> 00:11:27,970
‫انگار به مرکز 46 برای داستان منصوب کردن
‫ستوان یه گوشمالی درست و حسابی دادی؟

140
00:11:28,850 --> 00:11:31,350
‫اگه به من باشه که حتی دو تا می‌خوام یا بیشتر...

141
00:11:31,810 --> 00:11:34,020
‫البته به شرط اینکه همه‌شون دختر باشن و ناز.

142
00:11:35,690 --> 00:11:39,990
‫اوکیتاکه... یه زمانی می‌رسه که باید از جونت مایه بذاری.

143
00:11:40,570 --> 00:11:42,820
‫این یکی از اون مواقع نبود.

144
00:11:43,990 --> 00:11:47,870
‫فعلاً فقط باید برای مرگ کایِن سوگواری کنیم.

145
00:11:50,580 --> 00:11:53,710
‫البته متأسفانه، نانائو-چان ساکه‌هامو قایم کرده...

146
00:12:04,090 --> 00:12:08,770
‫اون پیرمرد واقعاً بد زمانی رو برای رفتن از پیشمون انتخاب کرد.

147
00:12:09,430 --> 00:12:14,150
‫اصلاً نمی‌دونستم که حکم‌دادن به
‫عنوان کاپیتان ارشد اینقدر وحشتناکه.

148
00:12:15,060 --> 00:12:18,530
‫اگه یاما-جی هنوز زنده بود،
‫اصلاً مجبور نبودم که اینو بفهمم.

149
00:12:19,280 --> 00:12:23,030
‫اگه شرایط بهتر بود، باهات ساکه می‌زدم...

150
00:12:24,910 --> 00:12:28,910
اصلاً زمانی بوده که نوشیدن نگرانی‌هاتو کم کنه؟

151
00:12:29,200 --> 00:12:30,200
‫البته که بوده.

152
00:12:30,290 --> 00:12:34,000
‫مخصوصاً زمانایی که دخترا منو قال می‌ذارن.

153
00:12:34,460 --> 00:12:37,500
پس الان اصلاً به ساکه نیاز پیدا نمی‌کنی، درسته؟

154
00:12:38,380 --> 00:12:40,260
‫چون تمام توجهم معطوف به توـه.

155
00:12:43,880 --> 00:12:47,050
اگه ممکنه... می‌شه یکم تنها باشم؟

156
00:12:49,930 --> 00:12:52,730
‫کاپیتان اوکیتاکه... بدرود.

157
00:12:55,900 --> 00:12:58,020
‫به زودی همدیگه رو می‌بینیم.

158
00:13:02,190 --> 00:13:04,450
‫کاپیتان! یه موقعیت اضطراری داریم!

159
00:13:04,780 --> 00:13:05,910
‫سیریتی...!

160
00:13:05,990 --> 00:13:07,320
‫کاپیتان اوکیتاکه!

161
00:13:07,450 --> 00:13:09,740
‫میمیهاگی-ساما، میمیهاگی-ساما...

162
00:13:07,450 --> 00:13:09,740
‫کاپیتان اوکیتاکه!

163
00:13:09,950 --> 00:13:11,910
‫قدرت چشمتون رو باز کنین.

164
00:13:12,040 --> 00:13:14,080
‫میمیهاگی-ساما، میمیهاگی-ساما...

165
00:13:14,160 --> 00:13:15,920
‫قدرت چشمتون رو باز کنین.

166
00:13:16,710 --> 00:13:18,960
‫قدرت چشمتون رو باز کنین...

167
00:13:19,000 --> 00:13:21,380
‫اعضای بدن من رو رها کنین و چشم باز کنین.

168
00:13:22,920 --> 00:13:24,050
‫اون چیه؟!

169
00:13:31,140 --> 00:13:32,430
‫کاپیتان اوکیتاکه!

170
00:13:32,560 --> 00:13:33,560
‫جُم نخورید!

171
00:13:35,190 --> 00:13:39,190
‫قدرت میمیهاگی-ساما به ریه‌های من متصل بوده.

172
00:13:40,110 --> 00:13:43,650
‫مراسمی که اون قدرت رو به تمام اندام‌های بدن من گسترش میده...

173
00:13:43,780 --> 00:13:44,940
‫اسمش کامیکاکه‌ست.

174
00:13:46,280 --> 00:13:49,820
‫تمام اندام‌های بدن من الان
‫متعلق به میمیاگی-ساما هستن.

175
00:13:50,700 --> 00:13:53,830
‫با دادن تمام اندام‌هام به میمیهاگی-ساما،

176
00:13:53,830 --> 00:13:55,910
‫من تبدیل به تجسم میمیهاگی-ساما میشم.

177
00:13:57,000 --> 00:14:00,920
‫من دیگه خود دست راست پادشاه ارواح هستم.

178
00:14:01,960 --> 00:14:03,300
‫یعنی دارید میگید...

179
00:14:03,840 --> 00:14:06,510
‫کامیکاکه رو با پیش‌بینی این لحظه اجرا کردید؟

180
00:14:06,840 --> 00:14:07,840
‫درسته.

181
00:14:08,590 --> 00:14:11,680
‫از لحظه‌ای که فهمیدم چرا جون سالم به در بردم،

182
00:14:11,760 --> 00:14:13,970
‫به فکر این روز بودم.

183
00:14:14,850 --> 00:14:17,020
‫هیچی منو بیش‌تر از این خوشحال نمی‌کنه...

184
00:14:17,020 --> 00:14:19,310
‫که جونی که زمانی از دست دادم رو
‫فدای دیوان کنم.

185
00:14:19,940 --> 00:14:23,860
‫اگه شما بمیرید، چه بلایی سر جوخه‌ی 13 میاد؟

186
00:14:24,860 --> 00:14:26,150
‫متأسفم، کوچیکی.

187
00:14:26,860 --> 00:14:29,820
‫انگار همیشه اوضاع رو برای تو سخت می‌کنم.

188
00:14:30,820 --> 00:14:32,030
‫کاپیتان اوکیتاکه...

189
00:14:33,990 --> 00:14:35,000
‫کاپیتان...

190
00:14:36,370 --> 00:14:37,330
‫کاپیتان...

191
00:14:39,040 --> 00:14:40,330
‫کاپیتــــــــــان!

192
00:14:40,790 --> 00:14:42,590
‫دو نوع نبرد وجود داره...!

193
00:14:44,250 --> 00:14:46,590
‫می‌فهمی دیگه، کوچیکی؟

194
00:15:00,230 --> 00:15:01,310
‫جوشیرو...

195
00:15:02,810 --> 00:15:04,360
‫دو نوع نبرد وجود داره.

196
00:15:05,230 --> 00:15:07,860
‫نبرد برای محافظت از زندگی...

197
00:15:08,400 --> 00:15:10,860
‫یا نبرد برای دفاع از شرف.

198
00:15:12,570 --> 00:15:13,870
‫پس نبرد من...

199
00:15:17,450 --> 00:15:20,750
‫خب، بیا یه گپ بزنیم...

200
00:15:21,830 --> 00:15:23,750
‫آیزن سوسکه.

201
00:15:39,680 --> 00:15:43,060
‫هنوز دلیلی داری که با من بجنگی؟

202
00:15:43,860 --> 00:15:46,900
‫پادشاه ارواح برای ثبات دادن به جامعه‌ی ارواح ساخته شده بود؛

203
00:15:47,030 --> 00:15:50,700
‫جایی که تعداد بالایی از ارواح ازش گذر می‌کنن.

204
00:15:51,110 --> 00:15:52,910
‫حالا که از بین رفته،

205
00:15:53,450 --> 00:15:56,240
‫جامعه‌ی ارواح، دانگای،

206
00:15:56,330 --> 00:15:58,370
‫هوئکو موندو و دنیای زنده‌ها...

207
00:15:58,790 --> 00:16:00,790
‫به نابودی می‌پیوندن!

208
00:16:01,080 --> 00:16:03,750
‫ایچیگو، تمامش به دستای تو نابود می‌شه!

209
00:16:04,420 --> 00:16:06,590
‫من حواسشو پرت می‌کنم.

210
00:16:06,670 --> 00:16:09,090
‫با قدرتت پادشاه ارواح رو احیا کن.

211
00:16:09,590 --> 00:16:10,590
‫چشم.

212
00:16:10,670 --> 00:16:12,180
‫بزنین بریم، سادو، گانجو!

213
00:16:12,510 --> 00:16:13,510
‫حله!

214
00:16:13,590 --> 00:16:16,680
‫هی، عمویی، اگه می‌تونی ما رو بگیر!

215
00:16:16,680 --> 00:16:17,850
‫سپّا!

216
00:16:20,930 --> 00:16:24,020
‫برازو ایزکیردو دل دیابلو!

217
00:16:25,190 --> 00:16:26,360
‫رایوکن!

218
00:16:29,940 --> 00:16:31,240
‫سوتن‌کیشون!

219
00:16:35,160 --> 00:16:36,160
‫جواب داد؟

220
00:16:47,880 --> 00:16:49,380
‫چه احمقانه.

221
00:16:49,840 --> 00:16:51,510
‫فکر کردید یه انسان فانی...

222
00:16:51,550 --> 00:16:54,550
‫می‌تونه پادشاه ارواح رو به زندگی برگردونه؟

223
00:16:55,470 --> 00:16:56,720
‫محاله!

224
00:16:56,720 --> 00:16:58,680
‫هر قدرتی هم که استفاده کنین،

225
00:16:58,720 --> 00:17:01,640
‫پادشاه ارواح دیگه قابل احیا نیست.

226
00:17:04,730 --> 00:17:06,900
‫قدرت پادشاه ارواح داره محو میشه...

227
00:17:06,940 --> 00:17:08,900
‫کاری از دست ما ساخته نیست؟

228
00:17:18,780 --> 00:17:20,410
‫کاپیتان اوکیتاکه!

229
00:17:18,780 --> 00:17:20,410
‫اوکیتاکه-سان!

230
00:17:29,090 --> 00:17:31,710
‫لرزش... متوقف شد!

231
00:17:40,100 --> 00:17:41,470
‫پاشاه ارواح...

232
00:17:42,310 --> 00:17:43,930
‫اون دیگه چیه؟

233
00:17:44,930 --> 00:17:48,520
‫پس حتی یوهاباخ هم انتظار اون سایه رو نداشت؟

234
00:17:51,110 --> 00:17:53,860
‫چرا چشم‌های من این آینده رو پیشبینی نکردن؟

235
00:17:59,620 --> 00:18:00,830
‫کاپیتان...

236
00:18:04,910 --> 00:18:05,960
‫تا کی دووم میاره؟

237
00:18:07,620 --> 00:18:09,040
‫بعید می‌دونم این کفایت کنه...

238
00:18:09,130 --> 00:18:11,460
‫که اوکیتاکه رو جانشین پادشاه ارواح کنیم.

239
00:18:12,000 --> 00:18:15,800
‫این ثبات احتمالاً فقط تا وقتی دووم میاره که اوکیتاکه زنده‌ست.

240
00:18:16,840 --> 00:18:17,930
‫تا کی وقت داریم؟!

241
00:18:18,260 --> 00:18:20,050
‫- کـ-کاپیتان!
‫- حقیقته!

242
00:18:20,350 --> 00:18:21,510
‫همینطور نیست، اوراهارا؟

243
00:18:22,430 --> 00:18:23,640
‫نمی‌دونم.

244
00:18:24,020 --> 00:18:29,150
‫این اولین باریه که کامیکاکه رو می‌بینم یا حتی اسمشو می‌شنوم.

245
00:18:30,020 --> 00:18:32,520
‫حتی نمی‌تونم تخمین بزنم که چقدر دووم میاره.

246
00:18:33,820 --> 00:18:39,240
‫ تنها چیزی که می‌دونم اینه که تا
‫اوکیتاکه-سان جانشین پادشاه ارواحه...

247
00:18:39,820 --> 00:18:44,240
‫باید یه راهی پیدا کنیم تا به دنیا ثبات بدیم.

248
00:18:45,790 --> 00:18:47,790
‫تنشیهیسو آماده‌ست قربان.

249
00:18:48,000 --> 00:18:49,000
‫می‌تونیم شروع کنیم.

250
00:18:49,670 --> 00:18:51,840
‫کاش می‌تونستیم،

251
00:18:52,540 --> 00:18:54,130
‫ولی ریاتسوی کافی نداریم.

252
00:19:02,470 --> 00:19:04,720
‫اصلاً جواب نمی‌دیا...

253
00:19:04,890 --> 00:19:08,060
‫مخالف برقراری ارتباط با ریاتسویی؟

254
00:19:08,810 --> 00:19:13,360
‫یا این مکان این کار رو برات غیرممکن کرده؟

255
00:19:14,230 --> 00:19:16,150
‫این کلیدها می‌تونن مهرت رو بشکنن.

256
00:19:16,900 --> 00:19:20,320
‫بهم اجازه دادن که فقط از سه‌تاشون استفاده کنم.

257
00:19:21,740 --> 00:19:23,740
‫اول قفل دهنت رو باز می‌کنم.

258
00:19:27,250 --> 00:19:29,710
‫حالا باید بتونی با دهنت صحبت کنی،

259
00:19:29,790 --> 00:19:31,290
‫نه با ریاتسوت.

260
00:19:32,210 --> 00:19:34,880
‫در حالت عادی، وقتی دو ساله که دهنت بسته‌ست،

261
00:19:35,050 --> 00:19:37,590
‫حتی حرف زدن هم چالشه.

262
00:19:38,010 --> 00:19:40,180
‫ولی با شناختی که از تو دارم، برات مشکلی نیست.

263
00:19:41,840 --> 00:19:42,890
‫راست میگی.

264
00:19:44,220 --> 00:19:45,200
‫غیرممکنه.

265
00:19:45,720 --> 00:19:48,390
‫من فقط قفل دهنش رو باز کردم.

266
00:19:51,810 --> 00:19:52,900
‫مشکل چیه؟

267
00:19:53,730 --> 00:19:56,320
‫هنوز دوتا کلید داری که می‌تونی استفاده کنی، مگه نه؟

268
00:20:00,700 --> 00:20:02,360
‫حالا شد سه‌تا.

269
00:20:03,280 --> 00:20:05,700
‫چه حسی داره که چشم چپ...

270
00:20:05,780 --> 00:20:07,040
‫و دوتا مچ پات آزاد شدن؟

271
00:20:07,740 --> 00:20:08,750
‫عجب.

272
00:20:09,160 --> 00:20:11,080
‫انگار خیلی عوض نشدی.

273
00:20:11,710 --> 00:20:14,040
‫نمی‌دونم تعریف بود یا نه.

274
00:20:15,630 --> 00:20:17,090
‫می‌خوای اینجا رو ترک کنی؟

275
00:20:17,670 --> 00:20:20,590
‫یادم نمیاد درخواست آزادی کرده باشم.

276
00:20:21,220 --> 00:20:23,090
‫آخه کسی که دلش نمی‌خواد از اینجا بره...

277
00:20:23,220 --> 00:20:26,140
‫به من میگه از دوتا کلید باقی‌مونده استفاده کنم؟

278
00:20:26,890 --> 00:20:28,680
‫مگه مردی که نمی‌خواد من رو آزاد کنه...

279
00:20:29,060 --> 00:20:31,770
‫با کلیدی که توی بدنش جاسازی شده به اینجا میاد؟

280
00:20:32,140 --> 00:20:35,020
‫ای داد بی‌داد. دستمو خوندی.

281
00:20:35,770 --> 00:20:40,110
‫همونطور که میگی، جاسازی کردن کلید این زندان موکن توی قلبم...

282
00:20:40,820 --> 00:20:42,780
‫شرط این بود که بیام اینجا.

283
00:20:42,860 --> 00:20:45,280
‫و سه‌تا از قفل‌هاتو باز کنم.

284
00:20:45,870 --> 00:20:46,870
‫که اینطور.

285
00:20:47,160 --> 00:20:48,660
‫پس اگه کشته بشی،

286
00:20:48,660 --> 00:20:52,040
‫دروازه‌های موکن تا ابد بسته میشن.

287
00:20:52,710 --> 00:20:55,750
‫فهمیدن برای این که دستم به کلید موکن برسه،

288
00:20:55,880 --> 00:20:58,630
‫حاضرم تو رو بکشم.

289
00:20:59,630 --> 00:21:03,010
‫از دست اون مرکز 46...

290
00:21:03,510 --> 00:21:04,680
‫حالا سخت نگیر.

291
00:21:04,970 --> 00:21:09,850
‫مطمئنم همه‌ش واسه اینه که به جامعه‌ی ارواح اهمیت میدن.

292
00:21:10,520 --> 00:21:12,230
‫بیا به همین بسنده کنیم.

293
00:21:13,810 --> 00:21:15,900
‫خب دیگه، بریم سر اصل مطلب.

294
00:21:17,360 --> 00:21:21,070
‫نمیشه روی این بشینی و بذاری تا سطح حملت کنیم؟

295
00:21:22,030 --> 00:21:26,450
‫شرط می‌بندم دلت واسه هوای جامعه‌ی ارواح لک زده.

296
00:21:29,120 --> 00:21:30,120
‫ببخشید.

297
00:21:30,700 --> 00:21:33,200
‫باید قبل از این که بشینی، ببندمت.

298
00:21:33,410 --> 00:21:34,710
‫هی، چیکار...

299
00:21:37,880 --> 00:21:39,920
‫چه بی‌احتیاطی چندش‌آوری.

300
00:21:40,670 --> 00:21:44,510
‫این بند و افسارها، ریاتسوی من رو حذف نمی‌کنن.

301
00:21:45,010 --> 00:21:48,140
‫فقط می‌تونن نزدیکم نگه‌ش دارن.

302
00:21:48,800 --> 00:21:52,850
‫نیازی نیست بهتون بگم اگه بهم دست بزنید چی میشه.

303
00:21:54,850 --> 00:21:56,060
‫کیوراکو شونسویی.

304
00:21:57,400 --> 00:22:00,110
‫حتی اگه روی اون صندلی بشینم و این مکان رو ترک کنم،

305
00:22:00,860 --> 00:22:04,490
‫واقعاً فکر کردید به جامعه‌ی ارواح کمک می‌کنم؟

306
00:22:05,110 --> 00:22:09,910
‫ازت نمی‌خوام که واسه خاطر جامعه‌ی ارواح بجنگی.

307
00:22:10,660 --> 00:22:11,700
‫هرچند...

308
00:22:12,370 --> 00:22:17,540
‫باور دارم که منافع مشترک داریم.

309
00:22:18,290 --> 00:22:21,380
‫حقیقتاً که مرد جالبی هستی.

310
00:22:24,630 --> 00:22:27,840
‫ازم می‌خوای هوا رو تنفس کنم؟

311
00:22:29,050 --> 00:22:34,770
‫هوای جامعه‌ی ارواح رقت‌انگیزی
‫که نزدیکه توسط یوهاباخ نابود شه؟

312
00:22:36,000 --> 00:22:46,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

313
00:24:12,030 --> 00:24:21,020
زه کمانم را می‌کشم، انگشت روی ستاره

314
00:24:16,580 --> 00:24:21,020
در جهت ماه، حس می‌کنم که جامانده ام
