1
00:00:10,000 --> 00:00:20,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:56,900 --> 00:01:59,570
‫الانه که شاهد کار بی‌شوخیِ جوخه‌ی صفر باشین.

3
00:02:04,620 --> 00:02:05,620
‫خودشونو کشتن؟!

4
00:02:20,890 --> 00:02:23,180
‫وقتی که چهارتا بودینم
‫شانسی در برابر ما نداشتین.

5
00:02:23,260 --> 00:02:25,520
آخه تنهایی اومدی که چی؟

6
00:02:25,640 --> 00:02:31,060
‫حتی استفاده از ذره‌ای از قدرتمون، باعث
‫میشه که آسمون و زمینِ هر سه دنیا بلرزه.

7
00:02:31,440 --> 00:02:32,610
‫به خاطر همین،

8
00:02:32,650 --> 00:02:37,650
‫جونامونو بهم پیوند زده بودیم تا شمشیرای واقعیمونو مهروموم کنیم.

9
00:02:38,780 --> 00:02:42,620
‫درضمن، الان... در عوض جونِ سه‌تامون...

10
00:02:42,660 --> 00:02:46,160
‫مُهر سوگندِ خونیمون شکسته...

11
00:02:47,700 --> 00:02:48,830
‫آماده باشین.

12
00:02:51,500 --> 00:02:52,710
بانکای

13
00:02:51,500 --> 00:02:52,710
بانکای

14
00:03:23,320 --> 00:03:26,490
شاتاتسو کاراگارا شیگارامینوتسوجی

15
00:03:29,000 --> 00:03:30,750
‫اون ریاتسو مال سنجوماروـه...

16
00:03:31,040 --> 00:03:32,420
‫احتمالاً بانکای زده.

17
00:03:32,540 --> 00:03:34,040
‫بـ ــ بانکای؟!

18
00:03:34,380 --> 00:03:37,050
تا حالا همچین ریاتسویی رو حس نکرده بودم

19
00:03:37,130 --> 00:03:38,630
‫حتی از بانکایِ یه کاپیتان!

20
00:03:38,800 --> 00:03:42,220
کوروساکی-کون... داری در مورد جوخه‌ی صفر صحبت می‌کنی؟

21
00:03:42,380 --> 00:03:46,140
آره... شماها اونا رو از نزدیک ندیدین، درسته؟

22
00:03:46,970 --> 00:03:50,850
‫زانپاکتوم، این لباسا و حتی قدرتای جدیدم...

23
00:03:51,810 --> 00:03:53,730
‫همه‌شونو از تمرین با جوخه‌ی صفر گرفتم.

24
00:03:54,610 --> 00:03:57,020
‫در هر صورت، هرکاری که اونا می‌کنن، کلاً تو یه سطح دیگه‌ست.

25
00:03:57,610 --> 00:03:59,530
‫اگه اینقدر قوی باشن که...

26
00:03:59,650 --> 00:04:01,740
شاید بتونن کوئینسیا رو هم بزنن، مگه نه؟

27
00:04:02,070 --> 00:04:03,200
‫راست می‌گه!

28
00:04:03,240 --> 00:04:05,530
‫تازه اگه بتونن یوهاباخو هم شکست بدن،

29
00:04:05,620 --> 00:04:07,580
‫دیگه خیالمون تختِ تخت می‌شه!

30
00:04:07,990 --> 00:04:09,120
‫درسته...

31
00:04:12,660 --> 00:04:15,290
‫بوم... بوم...

32
00:04:15,630 --> 00:04:18,170
‫تــَــرَق... تــَــرَق...

33
00:04:18,670 --> 00:04:19,710
‫بوم...

34
00:04:20,340 --> 00:04:21,670
‫تــَــرَق...

35
00:04:25,760 --> 00:04:29,470
‫یه توپ پارچه که باز شه... چشما شکوفه می‌دن...

36
00:04:32,680 --> 00:04:36,150
‫اونی که چشم می‌دوزه به نیروشون، نابیناست.

37
00:04:38,520 --> 00:04:40,230
‫دو توپ پارچه که باز شه...

38
00:04:40,280 --> 00:04:41,610
‫اوی اوی...

39
00:04:41,690 --> 00:04:43,780
‫این دیگه چه کوفتیه؟!

40
00:04:44,110 --> 00:04:45,910
‫زره با تیغِ فولاد...

41
00:04:52,290 --> 00:04:56,790
‫هرکی بره زیر بار، تا مرگ اون‌تو می‌مونه.

42
00:04:58,670 --> 00:05:00,750
‫سه توپ پارچه که باز شه...

43
00:05:01,670 --> 00:05:03,590
‫شنِ سیاه تو کاسه...

44
00:05:06,720 --> 00:05:08,800
‫دستا اونو می‌کِشن...

45
00:05:12,850 --> 00:05:14,390
‫کارش دیگه خلاصه.

46
00:05:17,600 --> 00:05:19,770
‫چار توپ پارچه که باز شه...

47
00:05:20,730 --> 00:05:23,820
‫این چه کلک مزخرفیه؟!
‫فقط باید ببرمشون...!

48
00:05:25,950 --> 00:05:27,780
‫کتونِ سردِ تخت‌ـه...

49
00:05:30,780 --> 00:05:33,450
‫همه رو خواب می‌کنه...

50
00:05:33,500 --> 00:05:35,410
‫که پا از پا نجنبه...

51
00:05:37,790 --> 00:05:41,380
‫پنج پارچه توپ که باز شه... پهنه‌ی آتیش میشه...

52
00:05:52,760 --> 00:05:54,640
‫باید خاکستر بشی...

53
00:05:57,020 --> 00:05:59,150
‫شعله‌ی آتیش بشی...

54
00:06:02,480 --> 00:06:04,320
‫شیش توپ پارچه که باز شه...

55
00:06:04,820 --> 00:06:06,780
‫ستاره‌ی شبِ تار...

56
00:06:13,370 --> 00:06:15,540
‫مجذوبِ عمقش، هر بار...

57
00:06:22,250 --> 00:06:24,250
‫به سوی مرگِ غمبار...

58
00:06:25,920 --> 00:06:28,800
‫خب، بچه‌های شیطون... یه نگاه سریع بندازین...

59
00:06:29,800 --> 00:06:35,140
‫همینطور که من این پارچه‌ها رو به این دستگاه می‌بندم و باز می‌کنم.

60
00:06:36,430 --> 00:06:39,770
شیده ‌نوروکوشیکی ‌اوکیمونوهاتّا

61
00:06:54,280 --> 00:06:56,750
.قدرت من «سیاه» ـه

62
00:06:58,160 --> 00:07:01,080
...وقتی که ایچیمونجی رو آزاد کنم

63
00:07:01,460 --> 00:07:05,170
...شینیگامی‌ها، زنده‌ها، مرده‌ها و زنده‌ها

64
00:07:05,250 --> 00:07:06,670
.مهم نیست کی باشی

65
00:07:06,840 --> 00:07:09,800
...تمام «سیاه»های توی این دنیا

66
00:07:11,760 --> 00:07:13,930
.مال من میشن

67
00:07:19,770 --> 00:07:21,350
.یوهاباخ

68
00:07:21,560 --> 00:07:25,110
.یا درواقع، کسی که قبلاً یوهاباخ بود

69
00:07:25,570 --> 00:07:27,730
.از دست‌دادن اسمت باید دردناک باشه

70
00:07:28,740 --> 00:07:30,950
.طفلکی
...چطوره

71
00:07:32,280 --> 00:07:34,160
.من بهت اسم بدم

72
00:07:35,160 --> 00:07:38,790
شینوچی شیرافونه ایچیمونجی

73
00:07:39,660 --> 00:07:41,620
،اگر باید از اصطلاح مدرنش استفاده می‌کردم

74
00:07:41,790 --> 00:07:44,460
.گمونم می‌شد اسم این رو بانکای گذاشت

75
00:07:44,790 --> 00:07:49,130
...بالأخره، این اولین زانپاکتوی تکامل‌یافته بود

76
00:07:49,210 --> 00:07:52,680
که خیلی قبل از این‌که بانکای توی این
.دنیا وجود داشته باشه، وجود داشت

77
00:07:53,640 --> 00:07:57,260
...هرچیزی که ایچیمونجی روش نقش بندازه

78
00:07:57,390 --> 00:08:00,830
.می‌تونه توسط ایچیمونجی اسم جدیدی بگیره

79
00:08:00,730 --> 00:08:08,730
مورچه سیاه

80
00:08:02,810 --> 00:08:08,730
،«الان چه حسی داری، «مورچه‌ی سیاه
که زمانی به اسم یوهاباخ شناخته می‌شد؟

81
00:08:09,230 --> 00:08:12,280
...در حال حاضر قدرتت

82
00:08:12,320 --> 00:08:13,990
،مثل مورچه‌ی سیاهی می‌مونه که روی زمین می‌خزه

83
00:08:14,070 --> 00:08:16,990
.یه زندگی سست و گذرا

84
00:08:18,290 --> 00:08:21,120
...هیچـ... هیچوقت

85
00:08:21,710 --> 00:08:24,120
.بله. هیچوقت انتظارشو نداشتی

86
00:08:24,500 --> 00:08:27,000
.که تفاوت بین قدرت‌هامون در این حد باشه

87
00:08:27,670 --> 00:08:31,090
.و تقدیر تو اینجا به پایان می‌رسه

88
00:08:31,340 --> 00:08:33,630
...تمام شینیگامی‌هایی که تاحالا کشتی

89
00:08:33,680 --> 00:08:35,220
...الان سنگینی زندگیشون رو روی شونه‌هات حس می‌کنی

90
00:08:35,800 --> 00:08:39,770
!و مثل همون مورچه‌ی سیاهی که هستی له میشی

91
00:08:43,310 --> 00:08:45,650
...پادشاه حشرات

92
00:08:47,730 --> 00:08:48,860
.بدرود

93
00:09:01,250 --> 00:09:04,850
مهروموم

94
00:09:20,970 --> 00:09:22,600
‫هیچ‌وقت تصورشم نمی‌کردم که...

95
00:09:23,430 --> 00:09:28,480
‫بتونم با چشمای بسته اینقدر ببینم!

96
00:09:38,620 --> 00:09:39,660
‫چرا...

97
00:09:40,120 --> 00:09:42,120
چرا هنوز نمردی؟

98
00:09:43,330 --> 00:09:45,330
‫محاله...
‫این حروف...

99
00:09:46,210 --> 00:09:48,420
‫«پادشاه محصورِ کوئینسی...

100
00:09:49,170 --> 00:09:51,500
‫بعد از 900 سال نبض خودشون رو باز می‌یابن.»

101
00:09:52,460 --> 00:09:54,920
‫«ذهنشون رو پس از 90 سال.»

102
00:09:55,420 --> 00:09:57,720
‫«و قدرتشون رو پس از 9 سال.»

103
00:09:58,640 --> 00:10:00,720
اعلی‌حضرت در تمام این مدت با چشمان بسته

104
00:10:00,800 --> 00:10:02,010
‫در نبرد بودن و می‌جنگیدن.

105
00:10:03,310 --> 00:10:05,980
‫اما نه به این خاطر که دشمنشون رو دست کم می‌گرفتن.

106
00:10:07,020 --> 00:10:10,110
‫اگه قبل از گذشتِ 9 سال مربوط به قدرت چشم باز می‌کردن،

107
00:10:10,650 --> 00:10:13,230
‫امکان داشت که قدرتشون از کنترل خارج بشه.

108
00:10:13,610 --> 00:10:16,530
‫ولی الان... اعلی‌حضرت چشم گشودن.

109
00:10:17,150 --> 00:10:18,910
‫9 سالِ قدرت به پایان رسیده.

110
00:10:21,910 --> 00:10:24,660
‫اعلی‌حضرت قدرت حقیقیشون رو بازیافتن.

111
00:10:25,580 --> 00:10:30,580
‫چشمای ایشون از الان می‌تونن هرچیزی
‫رو که قراره آشکار شه، ببینن و درک کنن.

112
00:10:31,670 --> 00:10:32,670
‫در ضمن...

113
00:10:33,840 --> 00:10:35,840
‫قدرتی که اعلی‌حضرت با چشماشون می‌بینن...

114
00:10:35,920 --> 00:10:37,880
‫نمی‌تونه برای کشتن ایشون استفاده بشه.

115
00:10:38,720 --> 00:10:40,180
‫شریفت ایشون «A» هستش.

116
00:10:40,680 --> 00:10:44,470
‫نامی که برای قدرت پادشاه کوئینسیِ ما شایسته‌ست...

117
00:10:46,230 --> 00:10:48,520
آلمایتی

118
00:10:46,230 --> 00:10:48,520
قادر مطلق

119
00:10:56,030 --> 00:10:57,190
اووهو...؟

120
00:10:57,610 --> 00:11:01,780
‫بیداری پادشاهت باعث شده که قدرتای
‫جدید به دست بیاری، ایشیدا اوریو؟

121
00:11:06,580 --> 00:11:08,410
‫نگران نباش.

122
00:11:08,500 --> 00:11:11,500
‫اگه نمی‌تونی بخوابی، من می‌تونم
‫با دوختن چشم‌هات بهت کمک کنم.

123
00:11:11,880 --> 00:11:12,960
‫امتحانش کن ببینم.

124
00:11:13,170 --> 00:11:15,090
‫ولی باید سریع‌تر از تیرهای من حرکت کنی.

125
00:11:24,510 --> 00:11:25,560
‫لیخت رگن.

126
00:11:32,730 --> 00:11:35,570
‫حسش می‌کنی که داره توی رگ‌هات حرکت می‌کنه؟

127
00:11:35,770 --> 00:11:38,530
‫خون آبی‌ایه که از اون به ارث بردی.

128
00:11:39,490 --> 00:11:40,490
‫هرچند...

129
00:11:40,570 --> 00:11:42,910
‫آخه چی هست که یک کوئینسی ساده به ارث ببره؟

130
00:11:43,200 --> 00:11:47,660
‫کسی که توسط پادشاه ارواح دور انداخته
‫شده چه میراثی می‌تونه از خودش به جا بذاره؟

131
00:11:53,130 --> 00:11:55,040
‫گونه‌ی شما بیش از حد خودش زنده مونده.

132
00:11:55,420 --> 00:11:58,300
‫همینجا و همین الان به نسلتون خاتمه میدم.

133
00:12:25,490 --> 00:12:26,870
‫نگران نباش.

134
00:12:27,410 --> 00:12:29,450
‫من مایوری نیستم.

135
00:12:29,540 --> 00:12:32,660
‫سرهم‌کردن جسدها منو سرِ کیف نمیاره.

136
00:12:34,040 --> 00:12:36,380
‫اگه توی دنیای زنده‌ها مخفی مونده بودی...

137
00:12:36,460 --> 00:12:39,210
‫الکی کشته نمی‌شدی.

138
00:12:39,420 --> 00:12:41,840
‫من یه دلیل برای مبارزه دارم.

139
00:12:41,970 --> 00:12:44,130
‫فقط یکم درد داره...

140
00:12:52,480 --> 00:12:55,350
‫برات سؤال شده که چرا اون حمله‌ت منو نکشت...

141
00:12:55,480 --> 00:12:59,530
‫یا چرا قدرت‌هات از من کَنده شدن...

142
00:12:59,570 --> 00:13:02,190
‫یا چرا داری می‌بازی؟

143
00:13:02,240 --> 00:13:04,990
‫توی فکر اینی، درسته؟

144
00:13:05,660 --> 00:13:07,700
‫فکر کردی من می‌بازم؟

145
00:13:08,450 --> 00:13:10,620
‫حالا که اسم مورچه‌ی سیاه رو از خودت کَندی...

146
00:13:10,700 --> 00:13:12,790
‫زیادی به خودت مطمئن شدی.

147
00:13:13,410 --> 00:13:16,790
‫تو که قبلاً با نام یوهاباخ شناخته می‌شدی.

148
00:13:17,460 --> 00:13:22,050
‫با اون همه سیاهی‌ای که داری،
‫چجوری می‌خوای منو شکست بدی؟

149
00:13:22,590 --> 00:13:24,840
‫شاید همه‌چی رو بدونی.
‫ولی یادت رفته...

150
00:13:25,430 --> 00:13:29,180
‫که تمام «سیاه»های دنیا از آن منه؟!

151
00:13:31,180 --> 00:13:37,230
‫سلام و درود، ای غروب.

152
00:13:37,350 --> 00:13:43,400
‫درود و سلام، ای تاریکی ناتمام.

153
00:13:43,530 --> 00:13:49,580
‫نزدیک‌تر شو.

154
00:13:49,660 --> 00:13:56,000
‫خودت را نشان ده و جرئه‌ای بنوش.

155
00:13:56,080 --> 00:14:02,300
‫جرئه‌ای که می‌شود نفس آخرت.

156
00:14:02,380 --> 00:14:09,180
‫ولی گل‌ها همچنان شکوفه می‌دهند...

157
00:14:09,220 --> 00:14:13,390
‫در مسیر مرگ.

158
00:14:15,520 --> 00:14:17,560
‫خوراکی کوش؟

159
00:14:17,600 --> 00:14:19,100
‫رنگ سیاه بهش بزن.

160
00:14:19,190 --> 00:14:21,110
‫تیکه‌تیکه‌ش کن.

161
00:14:21,230 --> 00:14:23,360
‫بسوزون و سیاهش کن.

162
00:14:23,440 --> 00:14:27,030
‫با یک شعله چقدر سیاه میشه.

163
00:14:27,200 --> 00:14:31,450
‫و من یه لقمه‌ای چپش می‌کنم.

164
00:14:31,530 --> 00:14:35,160
‫با استخون‌های سفید خالص که بر جا می‌مونن،

165
00:14:35,290 --> 00:14:39,630
‫قبرت رو بنا می‌کنم و برات ماتم می‌گیرم.

166
00:14:39,710 --> 00:14:47,130
‫که دیگه هیچوقت دوباره به دنیای نیای.

167
00:14:47,220 --> 00:14:58,890
‫که دیگه هیچوقت پیشکش ما نشی.

168
00:15:22,500 --> 00:15:24,630
‫فوتن تایساتسو ریو!

169
00:15:25,750 --> 00:15:34,390
‫اینا قبرایی هستن که از 100 شب دزدیده‌شده از
‫جامعه‌ی ارواح در 100 سال آینده برای شما ساخته شدن.

170
00:15:34,810 --> 00:15:37,350
‫حتی جامه‌ی سیاهی که پوشیدی رو هم جذب خودشون می‌کنن.

171
00:15:37,640 --> 00:15:42,440
‫خون، گوشت و استخون‌هات رو سیاه می‌کنن

172
00:15:42,480 --> 00:15:43,690
‫و به پوچی برشون‌ می‌گردونن.

173
00:15:44,020 --> 00:15:45,940
‫حتی تولد دوباره هم قابل تحمل نیست.

174
00:15:46,650 --> 00:15:49,650
‫به درون جهنم سیاه محض سقوط کن.

175
00:15:50,990 --> 00:15:53,530
‫بهت که گفتم من می‌تونم همه‌چی رو ببینم.

176
00:15:54,370 --> 00:15:59,660
‫قدرت من رو نه میشه درک کرد،
‫نه در مقابلش اقدام متقابلی انجام داد.

177
00:15:59,830 --> 00:16:06,130
‫تمام چیزی که می‌بینم و می‌دونم در مقابل من ناتوانه.

178
00:16:07,460 --> 00:16:11,430
‫هنوز هم منو به چشم یه موجود بی‌نام می‌بینی؟

179
00:16:12,130 --> 00:16:14,260
‫نام من یوهاباخه!

180
00:16:14,640 --> 00:16:17,560
‫کسی که همه‌چی رو ازت می‌دزده.

181
00:16:29,860 --> 00:16:33,530
‫این قدرت یه اشترن ریتره؟

182
00:16:38,740 --> 00:16:40,450
‫عقلتو از دست دادی؟

183
00:16:40,580 --> 00:16:42,660
‫واقعاً فکر کردی می‌تونی از بانکای من فرار کنی؟

184
00:16:42,750 --> 00:16:45,250
‫چه حرف عجیبی می‌زنی، شینیگامی.

185
00:16:45,670 --> 00:16:48,630
‫کسی که الان توی بانکای‌ـت گرفتار شده...

186
00:16:49,050 --> 00:16:50,050
‫خودتی.

187
00:16:53,090 --> 00:16:54,680
‫من ایشیدا اوریو هستم.

188
00:16:55,510 --> 00:16:59,180
‫به شرف کوئینسی‌ایم قسم، می‌کشمت.

189
00:17:36,590 --> 00:17:38,680
‫درست همونطور که پیشبینی کردم.

190
00:17:38,930 --> 00:17:41,680
‫دقیقاً سه قدم کم آوردی و مُردی.

191
00:17:57,950 --> 00:17:59,660
‫جوخه‌ی صفر شکست خورد.

192
00:18:00,700 --> 00:18:05,710
‫هزار سال دعای ما بالأخره قراره پاداشش رو بگیره.

193
00:18:11,170 --> 00:18:13,380
‫حالا نوبت سقوط توئه...

194
00:18:13,760 --> 00:18:15,300
‫پادشاه ارواح.

195
00:18:52,290 --> 00:18:53,710
‫هزار سال.

196
00:18:58,090 --> 00:19:02,430
‫تلفات ما در روح‌های کوئینسی‌ایمون حک شده...

197
00:19:06,980 --> 00:19:10,980
‫نهضت ما برای درهم‌شکستن باعث و بانیش...

198
00:19:16,650 --> 00:19:19,610
‫با مرگ تو پایان می‌یابه.

199
00:19:21,700 --> 00:19:23,370
‫می‌شنوی؟

200
00:19:23,910 --> 00:19:25,870
‫صدای قدم‌های من...

201
00:19:25,890 --> 00:19:33,890
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

202
00:19:34,670 --> 00:19:39,760
‫اینا زنگ‌هایی هستن که نجوای پادشاه سه دنیا رو میدن.

203
00:19:40,800 --> 00:19:50,800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

204
00:21:19,150 --> 00:21:21,610
‫خیلی ساکته...
‫چه خبره؟

205
00:21:22,190 --> 00:21:23,650
‫جنگ تموم شد؟

206
00:21:26,200 --> 00:21:27,200
‫اون...

207
00:21:27,280 --> 00:21:28,580
‫ از جوخه‌ی صفره؟

208
00:21:29,370 --> 00:21:30,870
‫آره. اوشو ـه.

209
00:21:31,580 --> 00:21:32,870
‫ایچیگو...

210
00:21:33,540 --> 00:21:34,500
‫اوشو؟!

211
00:21:34,580 --> 00:21:37,080
‫ایچیگو، نام من...

212
00:21:37,210 --> 00:21:38,880
‫- چیه؟!
‫- نمی‌دونم...

213
00:21:39,420 --> 00:21:41,170
‫نامم رو صدا کن...

214
00:21:41,260 --> 00:21:42,710
‫دارم صدای اوشو رو می‌شنوم...

215
00:21:43,920 --> 00:21:47,430
‫نام من رو صدا کن، ایچیگو...

216
00:21:47,470 --> 00:21:48,510
‫نامت...؟

217
00:21:50,510 --> 00:21:51,970
‫هیوسوبه ایچیبه

218
00:22:01,570 --> 00:22:04,860
‫هوف! دمت گرم.

219
00:22:06,450 --> 00:22:09,280
‫همه‌ی قدرت‌ها در نام‌ها نهفته‌ان.

220
00:22:09,620 --> 00:22:12,080
‫وقتی اسمم رو گفتی،

221
00:22:12,240 --> 00:22:15,370
‫تونستم یه ذره از قدرتت رو دریافت کنم

222
00:22:15,460 --> 00:22:17,120
‫و بدنم رو بازیابی کردم.

223
00:22:17,290 --> 00:22:18,670
‫چه ناجور...

224
00:22:19,040 --> 00:22:20,290
‫نه بابا؟

225
00:22:20,420 --> 00:22:23,590
‫با ترکیب قدرت من و تو، نباید تعجبی داشته باشه.

226
00:22:27,890 --> 00:22:31,390
‫ایچیگو. نیازت دارم تا جلوی یوهاباخ رو بگیری.

227
00:22:31,890 --> 00:22:34,560
‫جوخه‌ی صفر به اونا باخت.

228
00:22:35,680 --> 00:22:38,100
‫بدن من بازیابی شد،

229
00:22:38,350 --> 00:22:41,690
‫ولی تا قدرتم برگرده، زیادی دیر میشه.

230
00:22:42,070 --> 00:22:45,280
‫دیگه هیچکس دیگه‌ای نیست
‫که بتونه جلوشو بگیره.

231
00:22:46,070 --> 00:22:49,450
‫ازت نمی‌خوام بکشیش.
‫فقط می‌خوام جلوشو بگیری.

232
00:22:50,450 --> 00:22:52,830
‫پادشاه ارواح کلید دنیاست.

233
00:22:53,450 --> 00:22:54,490
‫اگه بمیره،

234
00:22:54,580 --> 00:22:59,080
‫دنیای زنده‌ها، هوئکو موندو و سیریتی...

235
00:22:59,210 --> 00:23:02,040
‫همه به همراهش فرو می‌ریزن و ناپدید میشن.

236
00:23:02,880 --> 00:23:06,130
‫متأسفم که همچین وظیفه‌ی بزرگی
‫رو روی شونه‌هات می‌ذارم.

237
00:23:07,590 --> 00:23:10,590
‫لطفاً از پادشاه ارواح محافظت کن، ایچیگو.

238
00:23:12,390 --> 00:23:13,390
‫باشه.

239
00:23:44,840 --> 00:23:47,460
‫بدرود، پادشاه ارواح.

240
00:23:57,100 --> 00:23:59,180
‫کسی که آینده رو دیده...

241
00:24:00,810 --> 00:24:02,480
‫پدر من.

242
00:24:14,740 --> 00:24:23,940
زنگ به نجوا ادامه می‌ده

243
00:24:18,700 --> 00:24:23,940
تا بر زمین سقوط کنی

244
00:24:21,170 --> 00:24:23,940
ای زخم خورده از شمشیر

245
00:24:23,170 --> 00:24:23,670
