WEBVTT

00:21.980 --> 00:24.070
!...نه ساما(خواهر جان)... منتظرم باش

00:25.940 --> 00:26.940
!...نه ساما

00:29.030 --> 00:32.570
اینجا چه خبره؟ تو اینجا این بیرون چه غلطی می‌کنی؟

00:29.820 --> 00:32.570
بعد از حمله-پادگان سابق بخش تحقیقات و توسعه

00:33.030 --> 00:36.080
الان نباید اون داخل باشی و مقدمات رو آماده کنی؟

00:36.330 --> 00:37.910
داری چی می‌گی؟

00:38.000 --> 00:41.250
در حالی که مقدمات رو آماده می‌کردم منتظر شما هم بودم
.که خودتون رو به اینجا برسونین

00:42.920 --> 00:45.090
اون گربه‌ی عفریته چی؟ کجا رفته؟

00:45.460 --> 00:47.710
.یوروئیچی سان جلوتر از ما رفته

00:48.510 --> 00:49.510
!که این‌طور

00:49.720 --> 00:50.880
...این احمق خان خیلی زود متوجه شد

00:50.970 --> 00:53.140
.«که به کی گفتم «گربه‌ی عفریته...-
...خیلی‌خب، فعلاً بیاین بریم داخل-

00:53.220 --> 00:54.220
.صبرکن

00:54.970 --> 00:56.520
برای چی اجازه دادی جلوتر برن؟

00:56.890 --> 00:59.020
...فکر می‌کردم نقشه این بوده که منتظر ما بمونین

00:59.100 --> 01:00.890
.تا بتونیم همگی با هم‌دیگه اونجا بریم...

01:02.270 --> 01:04.190
.شرایط تغییر کرد

01:04.860 --> 01:06.070
خب دقیقاً چه شرایطی تغییر کرده؟

01:06.610 --> 01:09.650
اگه بعد از اینکه اونجا برسن کشته بشن اون موقع چی کار می‌کنی؟

01:11.070 --> 01:15.370
...امیدوارم یوروئیچی و ایچیگو رو برای این تنهایی نفرستادی

01:15.450 --> 01:18.700
.که تا وقتی بتونی دشمن رو عقب نگه داری با کشته شدن‌ـِشون هیچ مشکلی نداری...

01:20.580 --> 01:21.960
چی!؟

01:22.670 --> 01:25.920
دارین می‌گین که خواهرم که زودتر رفته!؟

01:26.710 --> 01:27.840
...نه

01:28.420 --> 01:31.050
...بالاخره بعد از مدت‌ها یک خبر ازش شنیدم

01:31.380 --> 01:34.600
...برای همین با خودم این همه وسایل آوردم...

01:34.680 --> 01:36.930
...به این امید که بتونم بهش کمک کنم...

01:37.010 --> 01:38.770
...واقعاً متاسفم

01:39.020 --> 01:43.400
.ولی برای سیریتی مجبور شدم که یوروئیچی سان رو جلوتر بفرستم

01:43.980 --> 01:45.060
.لطفاً متوجه شو

01:45.940 --> 01:47.860
23اُمین رئیس قبیله‌ی شیوئین
یوشیرو شیوئین

01:48.320 --> 01:49.360
...متوجه شدم

01:49.900 --> 01:51.200
...مطمئنم این خرت و پرت‌هایی که با خودت آوردی

01:51.280 --> 01:53.530
.به خواهر بزرگ‌ترت کمک می‌کنه...

01:54.200 --> 01:55.200
.لطفاً بیاین داخل

01:56.280 --> 01:57.280
.الان به یاد آوردم

01:57.990 --> 02:01.620
...«این جمله‌ای که می‌گی: «به خاطر سیریتی بوده

02:03.080 --> 02:04.210
.ازش متنفرم...

02:04.230 --> 02:16.230
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:17.640 --> 02:22.940
...اوه، محبوبم، حتی نمی‌دانم قلبم به کجا عازم شده

02:23.480 --> 02:29.070
...و آن رویایی که زمانی دیده بودم فراموش کردم...

02:29.230 --> 02:34.320
...بالغ شدن برابر است با حفظ چهره‌ی عمومی و چاخان کردن...

02:35.030 --> 02:41.250
بهم بگو، اون چیه در آینه‌ی نقاشی شده منعکس می‌شه؟

02:41.870 --> 02:47.040
...تصویر تو کم کم در مقابل چشمانم محو می‌شه...

02:47.580 --> 02:52.170
...همون‌طور که دارم تغییر می‌کنم، ترکم کن...

02:52.260 --> 02:58.010
...با صدای بلندم که به عمق شب نفوذ می‌کنه فریاد می‌زنم...

02:58.350 --> 03:03.890
...سینه‌م به آتش کشیده می‌شه، این ترس واهی، همه و همه

03:03.980 --> 03:09.730
...هیچ اشکالی نداره که مثل اون روزها نمی‌تونم بخندم...

03:09.860 --> 03:15.570
...غم، زخم، همه چیز... همه رو با خود می‌برم...

03:16.530 --> 03:18.910
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

03:18.990 --> 03:21.950
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

03:22.330 --> 03:24.960
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

03:25.040 --> 03:27.670
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

03:30.960 --> 03:36.010
بــــــــلـــــــــــیـــــــــــــچ

03:30.960 --> 03:36.010
جنگ خونین هزاره

03:49.100 --> 03:52.980
.می‌ذاری از اینجا عبور کنم، هیوسویه ایچیبه

03:55.490 --> 03:56.900
...بارها تو رو تنبیه کردم

03:56.990 --> 03:59.990
.ولی هربار اسمم رو بدون احترام صدا می‌زنی...

04:01.580 --> 04:04.490
.اگه صدات رو از دست دادی من رو مقصر ندون

04:07.620 --> 04:10.880
چه شاه مزخرفی که این‌جوری فرار می‌کنه، مگه نه؟

04:10.960 --> 04:13.920
!در این صورت، انگار باید اول جانشین‌ش رو بکشم

04:14.340 --> 04:16.970
باز می‌گم، کدوم یکی از شما جانشین‌ش هست؟

04:20.800 --> 04:22.470
...از اینجا

04:26.140 --> 04:27.940
!تا اینجا...

04:28.560 --> 04:30.810
!توی این محدوده شکستت میدم

04:32.110 --> 04:33.980
.یک خورده خودت رو دست‌ بالا گرفتی

04:34.610 --> 04:39.910
.تو سه قدم نرسیده به اون قسمت می‌میری، هیوسوبه ایچیبه

04:44.490 --> 04:47.600
مهر و موم

04:45.910 --> 04:47.660
...بهت که گفتم

04:48.040 --> 04:51.040
.اسمم رو بدون احترام به زبون‌ت نیار

04:57.880 --> 04:59.970
.(سنری تسوتِنشو(دست آسمانی هزار ری

05:00.470 --> 05:05.060
.بدون هیچ سوالی، هر چیزی در فاصله‌ی 1000 رِی رو نابود پرتاب می‌کنه

05:06.720 --> 05:09.690
دیدی؟ بهت که هشدار دادم، ندادم؟

05:10.190 --> 05:13.110
.بهت که گفتم اگه صدات رو از دست دادی من رو مقصر ندون

05:16.280 --> 05:17.990
...بهتره 1000 رِی دیگه برگردی

05:18.990 --> 05:20.150
.به خاطر کارهایی که کردی...

05:29.040 --> 05:31.540
!من به خودم یک صدا اعطا کردم

05:32.170 --> 05:34.170
!سانکت بوگن(کمان غولپیکر مقدس)

05:47.890 --> 05:52.850
...تیری سمت خودت پرتاب کردی که بتونی خودت رو به اینجا برگردونی

05:53.190 --> 05:54.810
...نمی‌دونم چی بگم...

05:55.150 --> 05:57.650
.وقتی بهت گفتم اسمم رو به زبون نیاری، به زبون میاری

05:57.730 --> 06:00.900
.به عنوان مجازات تو رو پرتاب کردم، ولی به اینجا برگشتی

06:01.610 --> 06:06.870
.پیر شدی، اما هنوز یک بچه‌ی خام بیش‌تر نیستی

06:07.660 --> 06:11.750
...اگه نمی‌خوای به حرفام گوش کنی، پس چاره دیگه‌ای برام نذاشتی

06:13.120 --> 06:14.370
.فقط باید بکشمت...

06:18.880 --> 06:21.840
.تا وقتی شما آماده می‌شین براتون صبر می‌کنم

06:22.380 --> 06:24.970
.به هر حال، هیچ فایده‌ای هم نداره

06:30.680 --> 06:32.140
...پشیمون می‌شی

06:32.940 --> 06:35.560
.واقعاً خوش‌شانسی که مجبور نشدی با اعلحضرت مبارزه کنی...

06:54.000 --> 06:56.500
...اصلاً نمی‌دونم از چه‌جور قدرتی استفاده می‌کنی

06:56.830 --> 07:00.170
!اما رحم من به این راحتی‌ها نابود نمی‌شه

07:10.260 --> 07:11.850
!منم اومدم

07:12.890 --> 07:14.020
!بگیر

07:21.570 --> 07:23.070
.این آب خیلی خوبه

07:23.280 --> 07:26.070
واقعاً مطمئنی می‌خوای با یک حمام سریع این رو هدر بدی؟

07:33.000 --> 07:36.620
.بعد از اینکه شکستت دادم بهش فکر می‌کنم

07:38.040 --> 07:40.840
!بعد از یک حمام روباز، باید برای حمام آفتاب آماده بشی

07:40.920 --> 07:42.590
!کینپیکا(اسم زانپاکتو)

07:49.050 --> 07:51.310
...بعد از مدت‌ها بالاخره وارد صحنه شدم

07:51.390 --> 07:54.680
.اما همه طعمه‌هام رو دزدیدن، یو...

07:55.180 --> 07:57.440
.و اینکه یوها هم اینجا نیست

08:00.980 --> 08:02.650
...هنوز تموم نشده

08:03.780 --> 08:07.860
...این زخم‌ها برای تموم کردن کارم کافی نیست

08:08.860 --> 08:10.240
چه اتفاقی داره می‌افته...؟

08:10.950 --> 08:16.500
...اعلحضرت من رو انتخاب کردن چون نمی‌خواستم بمیرم

08:17.160 --> 08:19.250
توانایی شرم‌آوری هست، این‌طور فکر نمی‌کنی...؟

08:19.960 --> 08:21.250
.ازش متنفرم

08:21.920 --> 08:27.880
.هر وقت به این توانایی فکر می‌کنم... یک حس منزجر کننده‌ای بهم دست میده

08:30.010 --> 08:31.930
.شریفت (حرف مقدس) من «دی» هست

08:32.470 --> 08:34.890
.اسم قدرت من «معامله‌ی مرگ» هست

08:35.390 --> 08:39.520
...می‌تونم دوز کشنده‌ای از هر ماده‌ی خاصی رو

08:39.600 --> 08:42.480
...به دقت محاسبه کنم...

08:42.560 --> 08:45.650
.و اون مقدار رو به میل خودم تنظیم کنم...

08:46.320 --> 08:47.860
چی گفتی؟

08:48.110 --> 08:50.280
خیلی سخت می‌شه متوجه‌ش شد، می‌دونم؟

08:51.030 --> 08:52.870
.منم اولش اصلاً متوجه نمی‌شدم

08:53.370 --> 08:54.910
.اما اشکالی نداره

08:55.040 --> 08:56.870
.نیازی نیست متوجه بشی

08:57.750 --> 09:00.920
.به هر حال وقتی قراره بمیری برای چی خودم رو اذیت کنم

09:04.250 --> 09:05.460
...من الان

09:05.840 --> 09:09.380
.من به میزان لازم دوز کشنده‌ی خونت رو پایین میارم...

09:11.050 --> 09:14.140
...اون خونی که به تو اجازه‌ی حرکت دادن بدنت رو میده

09:14.220 --> 09:16.810
...بیش‌تر درون بدنت به جریان افتاده...

09:16.890 --> 09:19.480
.و بیش‌تر تو رو به سمت مرگ می‌کشونه...

09:19.850 --> 09:23.060
.دردناکه، مگه نه؟ اما هیچ کاری نمی‌تونی راجبش انجام بدی

09:23.230 --> 09:24.940
.این یک حس کشنده‌ـست

09:25.940 --> 09:27.190
...می‌دونم

09:31.490 --> 09:33.320
.منم، همین احساس رو دارم

09:37.950 --> 09:40.960
...حتماً باید متمرکز شدن و جمع‌آوری ریشی که توسط این رحم

09:41.040 --> 09:42.960
.دزدیده می‌شه باید سخت باشه...

09:49.630 --> 09:50.840
لیخت ریگن(باران نور)

10:00.930 --> 10:03.100
...ملایم بود

10:04.310 --> 10:06.230
.درست مثل باران بهاری بود...

10:07.690 --> 10:09.230
!زودباش، ضدحمله کن

10:09.900 --> 10:12.280
!وگرنه این سپر باارزش‌ـِت رو نابود می‌کنم

10:13.990 --> 10:15.660
فکر می‌کنی می‌تونی بشکنی‌ش؟

10:16.330 --> 10:18.040
!نیازی نیست جواب سوال‌‌ـِت رو بدم

10:20.160 --> 10:21.410
جلوش رو گرفت؟

10:22.290 --> 10:23.750
!شوخی کردم

10:40.720 --> 10:42.020
.به نظر می‌رسه به محدودیت‌هات رسیدی

10:42.770 --> 10:44.730
من رو دستکم گرفتی، خودت بهتر می‌دونی؟

10:45.020 --> 10:46.860
...خوب می‌دونم طرز صحبت کردنم و رفتارم

10:47.520 --> 10:49.480
.باعث می‌شه احساس کرد که زیاد قدرتمند نیستم...

10:50.360 --> 10:53.240
.ولی همون‌طور که می‌بینی، هیچ مشکلی نداره

10:53.990 --> 10:56.700
.قبلاً من رو هم اذیت می‌کرد

10:57.070 --> 10:58.160
...اما این روزها

10:58.240 --> 11:02.790
.سعی می‌کنم خودم رو متقاعد کنم که این یکی از جذابیت‌هام هست...

11:03.870 --> 11:04.960
آدم بد‌بینی به نظر می‌رسم؟

11:05.040 --> 11:08.040
.این هم یکی‌دیگه از نقص‌های مضحک من‌ـه

11:09.550 --> 11:11.880
!برای توضیح دادن‌ش... ازت ممنونم

11:20.810 --> 11:22.770
...کاهش دوز کشنده‌ی خونم

11:22.850 --> 11:27.440
یعنی اگه خون زیادی توی بدنم باشه باعث کشته شدنم می‌شه، درسته؟...

11:27.810 --> 11:28.980
...در این صورت

11:29.060 --> 11:33.490
.فقط کافی‌ـه که به اندازه‌ای که دوز کشنده‌ی خونم پایین بیاد خون از دست بدم...

11:34.110 --> 11:35.820
...چه‌قدر بی‌پروا صحبت می‌کنی

11:36.660 --> 11:39.910
.ولی... اون‌جوری که فکر می‌کنی ساده نیست...

11:40.160 --> 11:44.250
با توجه به فیزیک بدنی‌ت، وزن‌ـِت باید حدود 60 کیلوگرم باشه، درسته؟

11:44.960 --> 11:47.790
.حدس خوبی زدی. مثل دکترها می‌مونی

11:47.880 --> 11:49.920
.من 62 کیلوگرم هستم، یو

11:50.380 --> 11:55.670
.حجم تقریبی خون به ازای هر کیلوگرم 65/7 میلی‌لیتر هست

11:56.340 --> 11:59.010
.با 62 کیلوگرم وزن، این مقدار باید کمی بیش‌تر از 4 لیتر باشه

11:59.470 --> 12:01.390
...اگه نصف‌ بیش‌تر، یا 2 لیتر خون از دست بدی

12:01.470 --> 12:03.430
.به خاطر کمبود خون می‌میری...

12:04.140 --> 12:08.980
.و میزان خون کشنده‌ی درون بدنت 1/6 لیتر هست

12:09.940 --> 12:13.400
...به عبارت دیگه، اگه تا سر حد مرگ خون‌ریزی نکنی

12:13.900 --> 12:16.280
.خون درون بدنت باعث مرگ‌ت می‌شه...

12:17.360 --> 12:20.570
...حدس می‌زنم تشخیص اینکه سرپا می‌مونی

12:20.660 --> 12:22.830
یا بی‌هوش می‌شی برات دشواره؟...

12:23.660 --> 12:24.870
...که این‌طور

12:25.200 --> 12:28.750
من رو به چنگ آوردی. الان باید چی کار کنم...؟

12:29.830 --> 12:30.830
خب...؟

12:30.920 --> 12:32.630
!تِنجیرو

12:35.340 --> 12:36.880
غافلگیر شدی؟

12:36.970 --> 12:39.840
.چشمه‌ی آب‌گرم تِنجیرو، خون و فشار روحی رو به جوش میاره

12:41.470 --> 12:44.260
.اما اینی که داری می‌گی آب سفید هست

12:44.810 --> 12:50.190
.این آب قرمز میزان خون از دست رفته رو با خون جدید جایگزین می‌کنه

12:57.320 --> 13:00.910
من الان دوباره زنده شدم. خفن هستم یا نه؟

13:02.070 --> 13:04.870
...آره، خیلی خفن هستی

13:05.330 --> 13:07.620
...در عوض، من

13:08.210 --> 13:10.620
.فکر می‌کردم قراره پیروز بشم...

13:11.120 --> 13:14.000
.حدس می‌زنم این من بودم که دشمنم رو دستکم گرفته بودم

13:15.590 --> 13:17.420
...واقعاً کشنده‌ـست

13:24.390 --> 13:27.310
...من از بارون متنفر نیستم

13:27.720 --> 13:30.560
.اما دوست ندارم لباس‌هام خیس بشه...

13:44.870 --> 13:48.950
.آره! این همون چیزی بود که انتظار داشتم از مبارزه‌ی جوخه‌ی صفر ببینم

13:50.000 --> 13:54.000
!خیلی‌خب، اوشو. تو آخرین نفر از ما هستی

13:57.050 --> 13:59.840
.این حالت چهره‌ت به نظر می‌رسه کمی تغییر کرده

14:00.840 --> 14:02.180
این‌طور فکر می‌کنی؟

14:02.590 --> 14:04.850
.به نظر می‌رسه حسابی داری لذت می‌بری

14:04.930 --> 14:07.760
...هیچ وقت فکرش رو نمی‌کردم وقتی تصمیم گرفتی من رو بکشی

14:07.850 --> 14:10.140
.حالت چهره‌ت این‌قدر ترسناک بشه...

14:15.980 --> 14:18.280
!ولی حدس می‌زنم فقط تا همین اندازه باشه

14:19.070 --> 14:21.200
.با دستت دورش کردی

14:21.860 --> 14:24.700
...قلم مویی من گوشت رو نمی‌بره

14:25.570 --> 14:27.330
.بلکه... اسم‌ها رو می‌بره...

14:29.540 --> 14:33.290
.اسم «دستت» در حال حاضر به دو قسمت تقسیم شده

14:34.420 --> 14:37.000
.از امرو به بعد، تنها چیزی که برات مونده «دَس» هست

14:37.880 --> 14:40.050
الان دستت سبک‌تر شده، مگه نه؟

14:40.300 --> 14:43.720
.قدرت و توانایی‌ش هم به همین میزان نصف شده

14:43.970 --> 14:48.180
.در حال حاضر بازوت با نصف ظرفیت خودش می‌تونه کار کنه

14:51.020 --> 14:54.730
.تاب دادن شمشیرت هم خیلی ملایم شده

14:55.190 --> 14:58.650
!خیلی‌خب، به دو نیم تقسیم شو

15:09.910 --> 15:14.210
.از الان به بعد، تو فقط «یوها» هستی

15:15.000 --> 15:18.920
...رهبر کوئینشی‌ها که قدرتش نصف شده

15:19.960 --> 15:22.590
...چه‌جوری می‌تونی رهبر شینیگامی‌هایی که تنها

15:23.130 --> 15:25.720
...با نیمی از قدرت خودت ازش نفرت داری...

15:25.800 --> 15:28.010
تیکه تیکه کنی؟...

15:54.200 --> 15:55.580
...صب-صبرکن

15:57.000 --> 15:59.630
...خون زیادی ازم نگیر

16:00.090 --> 16:02.840
.نمی‌خوام هنوز بمیرم...

16:03.340 --> 16:04.510
...چی

16:04.590 --> 16:06.300
داری... بلغور می‌کنی!؟...

16:07.180 --> 16:11.680
یادت... میاد... که تو... الان... مردی!؟

16:12.060 --> 16:17.190
آخه... چندبار... باید این... رو بهت... یادآوری... کنم!؟

16:17.770 --> 16:19.860
...فقط خفه شو... و اون

16:19.980 --> 16:23.110
!خون لعنتی... رو بده بنوشم...

16:34.290 --> 16:36.330
!بامبی چان، خیلی نازی

16:36.660 --> 16:39.670
!خیلی نازی! وقتی مردی خیلی نازتر شدی

16:39.750 --> 16:41.590
!دوستت دارم! خیلی دوستت دارم

16:41.670 --> 16:43.090
!دوستت دارم! دوستت دارم

16:46.260 --> 16:47.470
.پیدات کردم

16:47.670 --> 16:49.890
.می‌دونستم که تو نمردی

16:51.350 --> 16:52.760
.معلومه که نمی‌میرم

16:53.810 --> 16:55.140
راستی، چه بلایی سر صورتت اومده؟

16:55.470 --> 16:56.680
.حسابی درب و داغون شده

16:56.930 --> 16:58.520
نکنه شکست یا یک همچین چیزی خوردی؟

16:59.850 --> 17:01.480
.کار په‌په‌ بود

17:01.730 --> 17:02.770
.وای، واقعاً خجالت‌آوره

17:02.860 --> 17:03.900
.خفه شو

17:04.150 --> 17:05.360
خب چه بلایی سر په‌په اومده؟

17:05.610 --> 17:06.610
.اون رو کشتم

17:06.820 --> 17:07.860
.مزه‌ش آشغال بود

17:07.950 --> 17:09.110
...وای

17:10.070 --> 17:11.660
چه بلایی سر مینی و کندی اومده؟

17:12.120 --> 17:13.490
...دشمن کار کندی رو تموم کرده

17:13.910 --> 17:16.330
.و په‌په هم کنترل مینی رو به دست گرفت، برای همین کارش رو تموم کردم...

17:16.950 --> 17:18.460
.احتمالاً باید مرده باشن

17:18.960 --> 17:20.420
...نمی‌تونیم اجازه بدیم تا وقتی که

17:20.500 --> 17:22.630
اعلحضرت پایین نیومده، نیروهامون کم بشه، می‌دونی که!؟...

17:23.210 --> 17:25.590
واقعاً فکر می‌کنی برمی‌گرده؟

17:27.630 --> 17:28.720
.یوها

17:29.090 --> 17:33.640
.به نظر می‌رسه هزارسال کوتاه‌تر از اونی بود که بخوای توبه کنی

17:34.180 --> 17:35.560
.اما دیگه مهم نیست

17:36.010 --> 17:38.270
.من اجازه‌ی وقت پایان بهت نمی‌دم

17:38.890 --> 17:41.940
.تا ابد از این کارت پشیمان می‌شی

17:47.860 --> 17:48.860
!برخیزید

17:49.190 --> 17:55.580
نمادهای نقره‌ای، چمنزارهای به خاکستر کشیده‌شده
.مسیر دایره‌ای مدفون شده در نور

17:56.030 --> 18:03.540
.چشم عقیق، زبان طلا، کاسه‌ی جمجمه تابوت آدنیوس

18:03.920 --> 18:07.750
.چیزی که بلند می‌کنیم قلب شماست

18:17.350 --> 18:18.350
چی شده...؟

18:19.930 --> 18:21.640
آئوس ولن(انتخاب الهی)

18:29.070 --> 18:30.990
این نور دیگه چیه؟

18:33.530 --> 18:35.410
!اصلاً خوب به نظر نمی‌رسه... فرار کن

18:41.750 --> 18:43.750
...گندش بزنن... بال‌هام

18:43.920 --> 18:45.830
قدرتت رو داره جذب می‌کنه...؟

18:46.540 --> 18:47.750
این دیگه چیه؟

18:51.880 --> 18:52.880
ریشی؟

18:53.090 --> 18:55.970
...نه، می‌تونه قدرت روح‌ـِشون باشه

18:56.050 --> 18:57.890
که داره مکیده می‌شه؟...

19:05.190 --> 19:06.480
این چیه؟

19:07.020 --> 19:08.900
چه اتفاقی داره می‌افته، اعلحضرت؟

19:09.570 --> 19:11.440
فکر کردی داری چی کار می‌کنی؟

19:12.490 --> 19:14.910
مگه ما برات چی بودیم!؟

19:16.160 --> 19:17.660
.هم‌تیمی

19:20.410 --> 19:22.790
الان داره... چه اتفاقی می‌افته!؟

19:23.000 --> 19:24.750
!این چیزی هست که خودم می‌خوام بدونم

19:25.920 --> 19:29.750
اعلحضرت... این‌ کاری هست که داری می‌کنی!؟

19:32.760 --> 19:33.760
!بامبی چان

19:33.840 --> 19:36.550
من نمی‌میرم... من نمی‌میرم... باشه؟

19:36.640 --> 19:38.390
!بامبی چان! قول میدم

19:38.930 --> 19:39.970
...معلومه

19:40.720 --> 19:43.520
...من اینجا نمی‌میرم... اونم اینجا

19:44.060 --> 19:46.980
!به هیچ وجه من اینجا نمی‌میرم-
!به هیچ وجه من اینجا نمی‌میرم-

19:48.440 --> 19:50.770
...نانائو چان، اوکی‌کیبا کون

19:51.690 --> 19:53.440
اشکالی نداره این پادگان رو ترک کنم؟

19:53.530 --> 19:54.530
چی؟

19:55.570 --> 19:57.320
...این‌جوری نیست که سیریتی توی خطر باشه

19:58.450 --> 19:59.910
.این ناحیه‌ی سلطنتی هست که توی خطره...

20:14.170 --> 20:15.420
داره چه اتفاقی می‌افته!؟

20:39.740 --> 20:42.120
...قدرت هم‌تیمی‌هات رو دزدیدی

20:42.370 --> 20:44.040
.چه‌قدر بی‌رحم

20:45.750 --> 20:47.960
...هم‌تیمی برای ما این معنی رو میده

20:48.830 --> 20:54.590
.که به هم‌دیگه کمک می‌کنیم تا بتونیم دوباره زنده بشیم و به جلو حرکت کنیم...

20:55.460 --> 20:57.510
اینجا داره چه اتفاقی می‌افته؟

20:57.590 --> 20:58.800
آئوس ولن(انتخاب الهی)

20:59.510 --> 21:02.680
...زندگی و قدرت کوئینشی‌های به‌دردنخور رو جمع‌آوری می‌کنه

21:02.760 --> 21:06.390
.و به اون‌هایی که به این قدرت و زندگی لازم دارن می‌بخشه...

21:07.350 --> 21:09.020
.اون کسانی که شکست خوردن، مردن

21:09.600 --> 21:10.730
...کسانی که اون رو دریافت می‌کنن

21:10.810 --> 21:12.980
.قدرت بیش‌تری به دست میارن و به زندگی برمی‌گردن...

21:13.940 --> 21:15.980
.این یکی از قدرت‌های اعلحضرت هست

21:17.030 --> 21:18.610
.میزان‌ها این خبر رو دادن

21:19.250 --> 21:20.500
#25         بلیچ

21:21.370 --> 21:24.490
.جوخه‌ی صفر باید نابود بشه

21:24.500 --> 21:26.900
ارباب

21:26.920 --> 21:35.920
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:36.960 --> 21:41.300
...در یک چشم به هم زدن، تمام نورها خاموش شد

21:41.390 --> 21:42.590
...و به من یادآور شد...

21:42.680 --> 21:43.850
...همراه با یک آوا...

21:43.930 --> 21:45.850
...و نمی‌تونم از سرجام تکون بخورم...

21:46.770 --> 21:51.020
...حتی یک میلی‌متر هم قادر به حرکت نیستم...

21:51.100 --> 21:53.560
...از جمله‌هایی که تکرار کردم...

21:53.650 --> 21:55.860
...تمام جمله‌ها... نمی‌خوام فراموش‌ـِشون کنم...

21:55.940 --> 21:57.230
...بازسازی شد...

21:57.320 --> 21:58.360
...تکرار شد...

21:58.440 --> 21:59.440
...تبدیل به نشانه‌ای شد...

21:59.530 --> 22:00.740
...و متوجه این غبارها شدم...

22:00.820 --> 22:01.860
...صبر پیشه کردم و پیشه کردم...

22:01.950 --> 22:03.370
...اما آغاز نشد...

22:03.450 --> 22:04.450
...اگر به فراموشی سپرده شده...

22:04.530 --> 22:05.870
...تسلیم می‌شم...

22:05.950 --> 22:06.910
...اما نمی‌تونم...

22:06.990 --> 22:08.160
می‌تونم شانه‌ت را قرض بگیرم؟...

22:08.250 --> 22:09.750
...با آن چاقو...

22:09.830 --> 22:11.830
...که به جا مانده...

22:12.880 --> 22:14.880
...همه چیز را در هم‌ می‌درم...

22:14.960 --> 22:16.170
...با این حال

22:16.250 --> 22:18.510
...در وسط رویاهامون...

22:18.590 --> 22:21.010
...به جست و جو ادامه می‌دیم...

22:21.090 --> 22:23.220
...به خاطر زخمی که برداشتیم...

22:23.300 --> 22:25.930
...که این دنیا همچنان به ما یادآور می‌شود...

22:26.010 --> 22:28.180
...با این میل شدید...

22:28.270 --> 22:31.560
...که به ادامه‌ی زندگی داریم...

22:31.640 --> 22:36.730
...فردا را انتخاب کردیم که دیگر برنمی‌گردد...

22:36.820 --> 22:41.450
...کمی بعد...

22:41.530 --> 22:45.780
...پرده‌ی آخر فرو می‌ریزد...

22:46.660 --> 22:50.160
...به ما نورش را می‌تاباند...

22:50.250 --> 22:53.080
که این پایان چرخه‌ی نادیده‌هاست...

23:02.260 --> 23:06.430
.ای وای... همه‌جا به کلی نابود شده

23:08.180 --> 23:10.970
...اگه روزی برسه که بالاخره کار دشمن رو تموم کردیم

23:11.520 --> 23:13.270
...ساختمون‌های سیریتی...

23:13.350 --> 23:15.100
به همون شیوه‌ای که بوده بازسازی می‌شه؟...

23:16.690 --> 23:17.690
...نظر تو چیه

23:18.570 --> 23:19.570
اوکی‌تاکه؟

23:20.980 --> 23:24.990
.اگه بشکنن یا حتی به خاک تبدیل بشه، ما دوباره اون رو درست می‌کنیم

23:26.410 --> 23:27.870
.می‌دونستم این‌جوری می‌گی

23:28.700 --> 23:30.950
.به نظر می‌رسه اجازه نفوذ به ناحیه‌ی سلطنتی رو دادن

23:31.950 --> 23:32.790
.پس، توئم متوجه شدی

23:33.960 --> 23:35.870
.کامی‌کاکه منتظرش بود

23:38.840 --> 23:39.840
...حق با توئه

23:40.840 --> 23:42.920
.به نظر می‌رسه که کامی‌کاکه موفق شده

23:45.970 --> 23:48.850
.به نظر می‌رسه باید کمی خودت رو تحت فشار قرار بدی

23:49.640 --> 23:51.310
.مثل دکترها صحبت نکن

23:53.270 --> 23:54.980
فقط مراقب باش، باشه؟

23:55.810 --> 23:56.850
.بعداً دوباره به هم ملحق می‌شیم

23:57.650 --> 24:00.070
صبرکن. داری کجا میری، کیوراکو؟

24:01.320 --> 24:04.610
.خب، من الان فقط... به نوشیدنی نیاز دارم

24:10.490 --> 24:14.120
...نخی از میان ابرهای به پایین می‌افتد

24:10.490 --> 24:20.630
نخی
از میان
ابرها
به پایین
می‌افتد

24:14.200 --> 24:15.290
.کشیده و پاره می‌شود

24:14.200 --> 24:20.630
کشیده
و
پاره
می‌شود

24:16.370 --> 24:20.630
.یک زمینه‌ای از پارچه سفید، با استخوان‌های بافته شده در آن

24:16.370 --> 24:20.630
یک
زمینه‌ای
از پارچه
سفید
با استخوان‌های
بافته
شده
در آن
