1
00:00:21,980 --> 00:00:24,070
!...نه ساما(خواهر جان)... منتظرم باش

2
00:00:25,940 --> 00:00:26,940
!...نه ساما

3
00:00:29,030 --> 00:00:32,570
اینجا چه خبره؟ تو اینجا این بیرون چه غلطی می‌کنی؟

4
00:00:29,820 --> 00:00:32,570
بعد از حمله-پادگان سابق بخش تحقیقات و توسعه

5
00:00:33,030 --> 00:00:36,080
الان نباید اون داخل باشی و مقدمات رو آماده کنی؟

6
00:00:36,330 --> 00:00:37,910
داری چی می‌گی؟

7
00:00:38,000 --> 00:00:41,250
در حالی که مقدمات رو آماده می‌کردم منتظر شما هم بودم
 .که خودتون رو به اینجا برسونین

8
00:00:42,920 --> 00:00:45,090
اون گربه‌ی عفریته چی؟ کجا رفته؟

9
00:00:45,460 --> 00:00:47,710
.یوروئیچی سان جلوتر از ما رفته

10
00:00:48,510 --> 00:00:49,510
!که این‌طور

11
00:00:49,720 --> 00:00:50,880
...این احمق خان خیلی زود متوجه شد

12
00:00:50,970 --> 00:00:53,140
.«که به کی گفتم «گربه‌ی عفریته...-
...خیلی‌خب، فعلاً بیاین بریم داخل-

13
00:00:53,220 --> 00:00:54,220
.صبرکن

14
00:00:54,970 --> 00:00:56,520
برای چی اجازه دادی جلوتر برن؟

15
00:00:56,890 --> 00:00:59,020
...فکر می‌کردم نقشه این بوده که منتظر ما بمونین

16
00:00:59,100 --> 00:01:00,890
.تا بتونیم همگی با هم‌دیگه اونجا بریم...

17
00:01:02,270 --> 00:01:04,190
.شرایط تغییر کرد

18
00:01:04,860 --> 00:01:06,070
خب دقیقاً چه شرایطی تغییر کرده؟

19
00:01:06,610 --> 00:01:09,650
اگه بعد از اینکه اونجا برسن کشته بشن اون موقع چی کار می‌کنی؟

20
00:01:11,070 --> 00:01:15,370
...امیدوارم یوروئیچی و ایچیگو رو برای این تنهایی نفرستادی

21
00:01:15,450 --> 00:01:18,700
.که تا وقتی بتونی دشمن رو عقب نگه داری با کشته شدن‌ـِشون هیچ مشکلی نداری...

22
00:01:20,580 --> 00:01:21,960
چی!؟

23
00:01:22,670 --> 00:01:25,920
دارین می‌گین که خواهرم که زودتر رفته!؟

24
00:01:26,710 --> 00:01:27,840
...نه

25
00:01:28,420 --> 00:01:31,050
...بالاخره بعد از مدت‌ها یک خبر ازش شنیدم

26
00:01:31,380 --> 00:01:34,600
...برای همین با خودم این همه وسایل آوردم...

27
00:01:34,680 --> 00:01:36,930
...به این امید که بتونم بهش کمک کنم...

28
00:01:37,010 --> 00:01:38,770
...واقعاً متاسفم

29
00:01:39,020 --> 00:01:43,400
.ولی برای سیریتی مجبور شدم که یوروئیچی سان رو جلوتر بفرستم

30
00:01:43,980 --> 00:01:45,060
.لطفاً متوجه شو

31
00:01:45,940 --> 00:01:47,860
23اُمین رئیس قبیله‌ی شیوئین
 یوشیرو شیوئین

32
00:01:48,320 --> 00:01:49,360
...متوجه شدم

33
00:01:49,900 --> 00:01:51,200
...مطمئنم این خرت و پرت‌هایی که با خودت آوردی

34
00:01:51,280 --> 00:01:53,530
.به خواهر بزرگ‌ترت کمک می‌کنه...

35
00:01:54,200 --> 00:01:55,200
.لطفاً بیاین داخل

36
00:01:56,280 --> 00:01:57,280
.الان به یاد آوردم

37
00:01:57,990 --> 00:02:01,620
...«این جمله‌ای که می‌گی: «به خاطر سیریتی بوده

38
00:02:03,080 --> 00:02:04,210
.ازش متنفرم...

39
00:02:04,230 --> 00:02:16,230
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

40
00:02:17,640 --> 00:02:22,940
...اوه، محبوبم، حتی نمی‌دانم قلبم به کجا عازم شده

41
00:02:23,480 --> 00:02:29,070
...و آن رویایی که زمانی دیده بودم فراموش کردم...

42
00:02:29,230 --> 00:02:34,320
...بالغ شدن برابر است با حفظ چهره‌ی عمومی و چاخان کردن...

43
00:02:35,030 --> 00:02:41,250
بهم بگو، اون چیه در آینه‌ی نقاشی شده منعکس می‌شه؟

44
00:02:41,870 --> 00:02:47,040
...تصویر تو کم کم در مقابل چشمانم محو می‌شه...

45
00:02:47,580 --> 00:02:52,170
...همون‌طور که دارم تغییر می‌کنم، ترکم کن...

46
00:02:52,260 --> 00:02:58,010
...با صدای بلندم که به عمق شب نفوذ می‌کنه فریاد می‌زنم...

47
00:02:58,350 --> 00:03:03,890
...سینه‌م به آتش کشیده می‌شه، این ترس واهی، همه و همه

48
00:03:03,980 --> 00:03:09,730
...هیچ اشکالی نداره که مثل اون روزها نمی‌تونم بخندم...

49
00:03:09,860 --> 00:03:15,570
...غم، زخم، همه چیز... همه رو با خود می‌برم...

50
00:03:16,530 --> 00:03:18,910
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

51
00:03:18,990 --> 00:03:21,950
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

52
00:03:22,330 --> 00:03:24,960
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

53
00:03:25,040 --> 00:03:27,670
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

54
00:03:30,960 --> 00:03:36,010
بــــــــلـــــــــــیـــــــــــــچ

55
00:03:30,960 --> 00:03:36,010
جنگ خونین هزاره

56
00:03:49,100 --> 00:03:52,980
.می‌ذاری از اینجا عبور کنم، هیوسویه ایچیبه

57
00:03:55,490 --> 00:03:56,900
...بارها تو رو تنبیه کردم

58
00:03:56,990 --> 00:03:59,990
.ولی هربار اسمم رو بدون احترام صدا می‌زنی...

59
00:04:01,580 --> 00:04:04,490
.اگه صدات رو از دست دادی من رو مقصر ندون

60
00:04:07,620 --> 00:04:10,880
چه شاه مزخرفی که این‌جوری فرار می‌کنه، مگه نه؟

61
00:04:10,960 --> 00:04:13,920
!در این صورت، انگار باید اول جانشین‌ش رو بکشم

62
00:04:14,340 --> 00:04:16,970
باز می‌گم، کدوم یکی از شما جانشین‌ش هست؟

63
00:04:20,800 --> 00:04:22,470
...از اینجا

64
00:04:26,140 --> 00:04:27,940
!تا اینجا...

65
00:04:28,560 --> 00:04:30,810
!توی این محدوده شکستت میدم

66
00:04:32,110 --> 00:04:33,980
.یک خورده خودت رو دست‌ بالا گرفتی

67
00:04:34,610 --> 00:04:39,910
.تو سه قدم نرسیده به اون قسمت می‌میری، هیوسوبه ایچیبه

68
00:04:44,490 --> 00:04:47,600
مهر و موم

69
00:04:45,910 --> 00:04:47,660
...بهت که گفتم

70
00:04:48,040 --> 00:04:51,040
.اسمم رو بدون احترام به زبون‌ت نیار

71
00:04:57,880 --> 00:04:59,970
.(سنری تسوتِنشو(دست آسمانی هزار ری

72
00:05:00,470 --> 00:05:05,060
.بدون هیچ سوالی، هر چیزی در فاصله‌ی 1000 رِی رو نابود پرتاب می‌کنه

73
00:05:06,720 --> 00:05:09,690
دیدی؟ بهت که هشدار دادم، ندادم؟

74
00:05:10,190 --> 00:05:13,110
.بهت که گفتم اگه صدات رو از دست دادی من رو مقصر ندون

75
00:05:16,280 --> 00:05:17,990
...بهتره 1000 رِی دیگه برگردی

76
00:05:18,990 --> 00:05:20,150
.به خاطر کارهایی که کردی...

77
00:05:29,040 --> 00:05:31,540
!من به خودم یک صدا اعطا کردم

78
00:05:32,170 --> 00:05:34,170
!سانکت بوگن(کمان غولپیکر مقدس)

79
00:05:47,890 --> 00:05:52,850
...تیری سمت خودت پرتاب کردی که بتونی خودت رو به اینجا برگردونی

80
00:05:53,190 --> 00:05:54,810
...نمی‌دونم چی بگم...

81
00:05:55,150 --> 00:05:57,650
.وقتی بهت گفتم اسمم رو به زبون نیاری، به زبون میاری

82
00:05:57,730 --> 00:06:00,900
.به عنوان مجازات تو رو پرتاب کردم، ولی به اینجا برگشتی

83
00:06:01,610 --> 00:06:06,870
.پیر شدی، اما هنوز یک بچه‌ی خام بیش‌تر نیستی

84
00:06:07,660 --> 00:06:11,750
...اگه نمی‌خوای به حرفام گوش کنی، پس چاره دیگه‌ای برام نذاشتی

85
00:06:13,120 --> 00:06:14,370
.فقط باید بکشمت...

86
00:06:18,880 --> 00:06:21,840
.تا وقتی شما آماده می‌شین براتون صبر می‌کنم

87
00:06:22,380 --> 00:06:24,970
.به هر حال، هیچ فایده‌ای هم نداره

88
00:06:30,680 --> 00:06:32,140
...پشیمون می‌شی

89
00:06:32,940 --> 00:06:35,560
.واقعاً خوش‌شانسی که مجبور نشدی با اعلحضرت مبارزه کنی...

90
00:06:54,000 --> 00:06:56,500
...اصلاً نمی‌دونم از چه‌جور قدرتی استفاده می‌کنی

91
00:06:56,830 --> 00:07:00,170
!اما رحم من به این راحتی‌ها نابود نمی‌شه

92
00:07:10,260 --> 00:07:11,850
!منم اومدم

93
00:07:12,890 --> 00:07:14,020
!بگیر

94
00:07:21,570 --> 00:07:23,070
.این آب خیلی خوبه

95
00:07:23,280 --> 00:07:26,070
واقعاً مطمئنی می‌خوای با یک حمام سریع این رو هدر بدی؟

96
00:07:33,000 --> 00:07:36,620
.بعد از اینکه شکستت دادم بهش فکر می‌کنم

97
00:07:38,040 --> 00:07:40,840
!بعد از یک حمام روباز، باید برای حمام آفتاب آماده بشی

98
00:07:40,920 --> 00:07:42,590
!کینپیکا(اسم زانپاکتو)

99
00:07:49,050 --> 00:07:51,310
...بعد از مدت‌ها بالاخره وارد صحنه شدم

100
00:07:51,390 --> 00:07:54,680
.اما همه طعمه‌هام رو دزدیدن، یو...

101
00:07:55,180 --> 00:07:57,440
.و اینکه یوها هم اینجا نیست

102
00:08:00,980 --> 00:08:02,650
...هنوز تموم نشده

103
00:08:03,780 --> 00:08:07,860
...این زخم‌ها برای تموم کردن کارم کافی نیست

104
00:08:08,860 --> 00:08:10,240
چه اتفاقی داره می‌افته...؟

105
00:08:10,950 --> 00:08:16,500
...اعلحضرت من رو انتخاب کردن چون نمی‌خواستم بمیرم

106
00:08:17,160 --> 00:08:19,250
توانایی شرم‌آوری هست، این‌طور فکر نمی‌کنی...؟

107
00:08:19,960 --> 00:08:21,250
.ازش متنفرم

108
00:08:21,920 --> 00:08:27,880
.هر وقت به این توانایی فکر می‌کنم... یک حس منزجر کننده‌ای بهم دست میده

109
00:08:30,010 --> 00:08:31,930
.شریفت (حرف مقدس) من «دی» هست

110
00:08:32,470 --> 00:08:34,890
.اسم قدرت من «معامله‌ی مرگ» هست

111
00:08:35,390 --> 00:08:39,520
...می‌تونم دوز کشنده‌ای از هر ماده‌ی خاصی رو

112
00:08:39,600 --> 00:08:42,480
...به دقت محاسبه کنم...

113
00:08:42,560 --> 00:08:45,650
.و اون مقدار رو به میل خودم تنظیم کنم...

114
00:08:46,320 --> 00:08:47,860
چی گفتی؟

115
00:08:48,110 --> 00:08:50,280
خیلی سخت می‌شه متوجه‌ش شد، می‌دونم؟

116
00:08:51,030 --> 00:08:52,870
.منم اولش اصلاً متوجه نمی‌شدم

117
00:08:53,370 --> 00:08:54,910
.اما اشکالی نداره

118
00:08:55,040 --> 00:08:56,870
.نیازی نیست متوجه بشی

119
00:08:57,750 --> 00:09:00,920
.به هر حال وقتی قراره بمیری برای چی خودم رو اذیت کنم

120
00:09:04,250 --> 00:09:05,460
...من الان

121
00:09:05,840 --> 00:09:09,380
.من به میزان لازم دوز کشنده‌ی خونت رو پایین میارم...

122
00:09:11,050 --> 00:09:14,140
...اون خونی که به تو اجازه‌ی حرکت دادن بدنت رو میده

123
00:09:14,220 --> 00:09:16,810
...بیش‌تر درون بدنت به جریان افتاده...

124
00:09:16,890 --> 00:09:19,480
.و بیش‌تر تو رو به سمت مرگ می‌کشونه...

125
00:09:19,850 --> 00:09:23,060
.دردناکه، مگه نه؟ اما هیچ کاری نمی‌تونی راجبش انجام بدی

126
00:09:23,230 --> 00:09:24,940
.این یک حس کشنده‌ـست

127
00:09:25,940 --> 00:09:27,190
...می‌دونم

128
00:09:31,490 --> 00:09:33,320
.منم، همین احساس رو دارم

129
00:09:37,950 --> 00:09:40,960
...حتماً باید متمرکز شدن و جمع‌آوری ریشی که توسط این رحم

130
00:09:41,040 --> 00:09:42,960
.دزدیده می‌شه باید سخت باشه...

131
00:09:49,630 --> 00:09:50,840
لیخت ریگن(باران نور)

132
00:10:00,930 --> 00:10:03,100
...ملایم بود

133
00:10:04,310 --> 00:10:06,230
.درست مثل باران بهاری بود...

134
00:10:07,690 --> 00:10:09,230
!زودباش، ضدحمله کن

135
00:10:09,900 --> 00:10:12,280
!وگرنه این سپر باارزش‌ـِت رو نابود می‌کنم

136
00:10:13,990 --> 00:10:15,660
فکر می‌کنی می‌تونی بشکنی‌ش؟

137
00:10:16,330 --> 00:10:18,040
!نیازی نیست جواب سوال‌‌ـِت رو بدم

138
00:10:20,160 --> 00:10:21,410
جلوش رو گرفت؟

139
00:10:22,290 --> 00:10:23,750
!شوخی کردم

140
00:10:40,720 --> 00:10:42,020
.به نظر می‌رسه به محدودیت‌هات رسیدی

141
00:10:42,770 --> 00:10:44,730
من رو دستکم گرفتی، خودت بهتر می‌دونی؟

142
00:10:45,020 --> 00:10:46,860
...خوب می‌دونم طرز صحبت کردنم و رفتارم

143
00:10:47,520 --> 00:10:49,480
.باعث می‌شه احساس کرد که زیاد قدرتمند نیستم...

144
00:10:50,360 --> 00:10:53,240
.ولی همون‌طور که می‌بینی، هیچ مشکلی نداره

145
00:10:53,990 --> 00:10:56,700
.قبلاً من رو هم اذیت می‌کرد

146
00:10:57,070 --> 00:10:58,160
...اما این روزها

147
00:10:58,240 --> 00:11:02,790
.سعی می‌کنم خودم رو متقاعد کنم که این یکی از جذابیت‌هام هست...

148
00:11:03,870 --> 00:11:04,960
آدم بد‌بینی به نظر می‌رسم؟

149
00:11:05,040 --> 00:11:08,040
.این هم یکی‌دیگه از نقص‌های مضحک من‌ـه

150
00:11:09,550 --> 00:11:11,880
!برای توضیح دادن‌ش... ازت ممنونم

151
00:11:20,810 --> 00:11:22,770
...کاهش دوز کشنده‌ی خونم

152
00:11:22,850 --> 00:11:27,440
یعنی اگه خون زیادی توی بدنم باشه باعث کشته شدنم می‌شه، درسته؟...

153
00:11:27,810 --> 00:11:28,980
...در این صورت

154
00:11:29,060 --> 00:11:33,490
.فقط کافی‌ـه که به اندازه‌ای که دوز کشنده‌ی خونم پایین بیاد خون از دست بدم...

155
00:11:34,110 --> 00:11:35,820
...چه‌قدر بی‌پروا صحبت می‌کنی

156
00:11:36,660 --> 00:11:39,910
.ولی... اون‌جوری که فکر می‌کنی ساده نیست...

157
00:11:40,160 --> 00:11:44,250
با توجه به فیزیک بدنی‌ت، وزن‌ـِت باید حدود 60 کیلوگرم باشه، درسته؟

158
00:11:44,960 --> 00:11:47,790
.حدس خوبی زدی. مثل دکترها می‌مونی

159
00:11:47,880 --> 00:11:49,920
.من 62 کیلوگرم هستم، یو

160
00:11:50,380 --> 00:11:55,670
.حجم تقریبی خون به ازای هر کیلوگرم 65/7 میلی‌لیتر هست

161
00:11:56,340 --> 00:11:59,010
.با 62 کیلوگرم وزن، این مقدار باید کمی بیش‌تر از 4 لیتر باشه

162
00:11:59,470 --> 00:12:01,390
...اگه نصف‌ بیش‌تر، یا 2 لیتر خون از دست بدی

163
00:12:01,470 --> 00:12:03,430
.به خاطر کمبود خون می‌میری...

164
00:12:04,140 --> 00:12:08,980
.و میزان خون کشنده‌ی درون بدنت 1/6 لیتر هست

165
00:12:09,940 --> 00:12:13,400
...به عبارت دیگه، اگه تا سر حد مرگ خون‌ریزی نکنی

166
00:12:13,900 --> 00:12:16,280
.خون درون بدنت باعث مرگ‌ت می‌شه...

167
00:12:17,360 --> 00:12:20,570
...حدس می‌زنم تشخیص اینکه سرپا می‌مونی

168
00:12:20,660 --> 00:12:22,830
یا بی‌هوش می‌شی برات دشواره؟...

169
00:12:23,660 --> 00:12:24,870
...که این‌طور

170
00:12:25,200 --> 00:12:28,750
من رو به چنگ آوردی. الان باید چی کار کنم...؟

171
00:12:29,830 --> 00:12:30,830
خب...؟

172
00:12:30,920 --> 00:12:32,630
!تِنجیرو

173
00:12:35,340 --> 00:12:36,880
غافلگیر شدی؟

174
00:12:36,970 --> 00:12:39,840
.چشمه‌ی آب‌گرم تِنجیرو، خون و فشار روحی رو به جوش میاره

175
00:12:41,470 --> 00:12:44,260
.اما اینی که داری می‌گی آب سفید هست

176
00:12:44,810 --> 00:12:50,190
.این آب قرمز میزان خون از دست رفته رو با خون جدید جایگزین می‌کنه

177
00:12:57,320 --> 00:13:00,910
من الان دوباره زنده شدم. خفن هستم یا نه؟

178
00:13:02,070 --> 00:13:04,870
...آره، خیلی خفن هستی

179
00:13:05,330 --> 00:13:07,620
...در عوض، من

180
00:13:08,210 --> 00:13:10,620
.فکر می‌کردم قراره پیروز بشم...

181
00:13:11,120 --> 00:13:14,000
.حدس می‌زنم این من بودم که دشمنم رو دستکم گرفته بودم

182
00:13:15,590 --> 00:13:17,420
...واقعاً کشنده‌ـست

183
00:13:24,390 --> 00:13:27,310
...من از بارون متنفر نیستم

184
00:13:27,720 --> 00:13:30,560
.اما دوست ندارم لباس‌هام خیس بشه...

185
00:13:44,870 --> 00:13:48,950
.آره! این همون چیزی بود که انتظار داشتم از مبارزه‌ی جوخه‌ی صفر ببینم

186
00:13:50,000 --> 00:13:54,000
!خیلی‌خب، اوشو. تو آخرین نفر از ما هستی

187
00:13:57,050 --> 00:13:59,840
.این حالت چهره‌ت به نظر می‌رسه کمی تغییر کرده

188
00:14:00,840 --> 00:14:02,180
این‌طور فکر می‌کنی؟

189
00:14:02,590 --> 00:14:04,850
.به نظر می‌رسه حسابی داری لذت می‌بری

190
00:14:04,930 --> 00:14:07,760
...هیچ وقت فکرش رو نمی‌کردم وقتی تصمیم گرفتی من رو بکشی

191
00:14:07,850 --> 00:14:10,140
.حالت چهره‌ت این‌قدر ترسناک بشه...

192
00:14:15,980 --> 00:14:18,280
!ولی حدس می‌زنم فقط تا همین اندازه باشه

193
00:14:19,070 --> 00:14:21,200
.با دستت دورش کردی

194
00:14:21,860 --> 00:14:24,700
...قلم مویی من گوشت رو نمی‌بره

195
00:14:25,570 --> 00:14:27,330
.بلکه... اسم‌ها رو می‌بره...

196
00:14:29,540 --> 00:14:33,290
.اسم «دستت» در حال حاضر به دو قسمت تقسیم شده

197
00:14:34,420 --> 00:14:37,000
.از امرو به بعد، تنها چیزی که برات مونده «دَس» هست

198
00:14:37,880 --> 00:14:40,050
الان دستت سبک‌تر شده، مگه نه؟

199
00:14:40,300 --> 00:14:43,720
.قدرت و توانایی‌ش هم به همین میزان نصف شده

200
00:14:43,970 --> 00:14:48,180
.در حال حاضر بازوت با نصف ظرفیت خودش می‌تونه کار کنه

201
00:14:51,020 --> 00:14:54,730
.تاب دادن شمشیرت هم خیلی ملایم شده

202
00:14:55,190 --> 00:14:58,650
!خیلی‌خب، به دو نیم تقسیم شو

203
00:15:09,910 --> 00:15:14,210
.از الان به بعد، تو فقط «یوها» هستی

204
00:15:15,000 --> 00:15:18,920
...رهبر کوئینشی‌ها که قدرتش نصف شده

205
00:15:19,960 --> 00:15:22,590
...چه‌جوری می‌تونی رهبر شینیگامی‌هایی که تنها

206
00:15:23,130 --> 00:15:25,720
...با نیمی از قدرت خودت ازش نفرت داری...

207
00:15:25,800 --> 00:15:28,010
تیکه تیکه کنی؟...

208
00:15:54,200 --> 00:15:55,580
...صب-صبرکن

209
00:15:57,000 --> 00:15:59,630
...خون زیادی ازم نگیر

210
00:16:00,090 --> 00:16:02,840
.نمی‌خوام هنوز بمیرم...

211
00:16:03,340 --> 00:16:04,510
...چی

212
00:16:04,590 --> 00:16:06,300
داری... بلغور می‌کنی!؟...

213
00:16:07,180 --> 00:16:11,680
یادت... میاد... که تو... الان... مردی!؟

214
00:16:12,060 --> 00:16:17,190
آخه... چندبار... باید این... رو بهت... یادآوری... کنم!؟

215
00:16:17,770 --> 00:16:19,860
...فقط خفه شو... و اون

216
00:16:19,980 --> 00:16:23,110
!خون لعنتی... رو بده بنوشم...

217
00:16:34,290 --> 00:16:36,330
!بامبی چان، خیلی نازی

218
00:16:36,660 --> 00:16:39,670
!خیلی نازی! وقتی مردی خیلی نازتر شدی

219
00:16:39,750 --> 00:16:41,590
!دوستت دارم! خیلی دوستت دارم

220
00:16:41,670 --> 00:16:43,090
!دوستت دارم! دوستت دارم

221
00:16:46,260 --> 00:16:47,470
.پیدات کردم

222
00:16:47,670 --> 00:16:49,890
.می‌دونستم که تو نمردی

223
00:16:51,350 --> 00:16:52,760
.معلومه که نمی‌میرم

224
00:16:53,810 --> 00:16:55,140
راستی، چه بلایی سر صورتت اومده؟

225
00:16:55,470 --> 00:16:56,680
.حسابی درب و داغون شده

226
00:16:56,930 --> 00:16:58,520
نکنه شکست یا یک همچین چیزی خوردی؟

227
00:16:59,850 --> 00:17:01,480
.کار په‌په‌ بود

228
00:17:01,730 --> 00:17:02,770
.وای، واقعاً خجالت‌آوره

229
00:17:02,860 --> 00:17:03,900
.خفه شو

230
00:17:04,150 --> 00:17:05,360
خب چه بلایی سر په‌په اومده؟

231
00:17:05,610 --> 00:17:06,610
.اون رو کشتم

232
00:17:06,820 --> 00:17:07,860
.مزه‌ش آشغال بود

233
00:17:07,950 --> 00:17:09,110
...وای

234
00:17:10,070 --> 00:17:11,660
چه بلایی سر مینی و کندی اومده؟

235
00:17:12,120 --> 00:17:13,490
...دشمن کار کندی رو تموم کرده

236
00:17:13,910 --> 00:17:16,330
.و په‌په هم کنترل مینی رو به دست گرفت، برای همین کارش رو تموم کردم...

237
00:17:16,950 --> 00:17:18,460
.احتمالاً باید مرده باشن

238
00:17:18,960 --> 00:17:20,420
...نمی‌تونیم اجازه بدیم تا وقتی که

239
00:17:20,500 --> 00:17:22,630
اعلحضرت پایین نیومده، نیروهامون کم بشه، می‌دونی که!؟...

240
00:17:23,210 --> 00:17:25,590
واقعاً فکر می‌کنی برمی‌گرده؟

241
00:17:27,630 --> 00:17:28,720
.یوها

242
00:17:29,090 --> 00:17:33,640
.به نظر می‌رسه هزارسال کوتاه‌تر از اونی بود که بخوای توبه کنی

243
00:17:34,180 --> 00:17:35,560
.اما دیگه مهم نیست

244
00:17:36,010 --> 00:17:38,270
.من اجازه‌ی وقت پایان بهت نمی‌دم

245
00:17:38,890 --> 00:17:41,940
.تا ابد از این کارت پشیمان می‌شی

246
00:17:47,860 --> 00:17:48,860
!برخیزید

247
00:17:49,190 --> 00:17:55,580
نمادهای نقره‌ای، چمنزارهای به خاکستر کشیده‌شده
 .مسیر دایره‌ای مدفون شده در نور

248
00:17:56,030 --> 00:18:03,540
.چشم عقیق، زبان طلا، کاسه‌ی جمجمه تابوت آدنیوس

249
00:18:03,920 --> 00:18:07,750
.چیزی که بلند می‌کنیم قلب شماست

250
00:18:17,350 --> 00:18:18,350
چی شده...؟

251
00:18:19,930 --> 00:18:21,640
آئوس ولن(انتخاب الهی)

252
00:18:29,070 --> 00:18:30,990
این نور دیگه چیه؟

253
00:18:33,530 --> 00:18:35,410
!اصلاً خوب به نظر نمی‌رسه... فرار کن

254
00:18:41,750 --> 00:18:43,750
...گندش بزنن... بال‌هام

255
00:18:43,920 --> 00:18:45,830
قدرتت رو داره جذب می‌کنه...؟

256
00:18:46,540 --> 00:18:47,750
این دیگه چیه؟

257
00:18:51,880 --> 00:18:52,880
ریشی؟

258
00:18:53,090 --> 00:18:55,970
...نه، می‌تونه قدرت روح‌ـِشون باشه

259
00:18:56,050 --> 00:18:57,890
که داره مکیده می‌شه؟...

260
00:19:05,190 --> 00:19:06,480
این چیه؟

261
00:19:07,020 --> 00:19:08,900
چه اتفاقی داره می‌افته، اعلحضرت؟

262
00:19:09,570 --> 00:19:11,440
فکر کردی داری چی کار می‌کنی؟

263
00:19:12,490 --> 00:19:14,910
مگه ما برات چی بودیم!؟

264
00:19:16,160 --> 00:19:17,660
.هم‌تیمی

265
00:19:20,410 --> 00:19:22,790
الان داره... چه اتفاقی می‌افته!؟

266
00:19:23,000 --> 00:19:24,750
!این چیزی هست که خودم می‌خوام بدونم

267
00:19:25,920 --> 00:19:29,750
اعلحضرت... این‌ کاری هست که داری می‌کنی!؟

268
00:19:32,760 --> 00:19:33,760
!بامبی چان

269
00:19:33,840 --> 00:19:36,550
من نمی‌میرم... من نمی‌میرم... باشه؟

270
00:19:36,640 --> 00:19:38,390
!بامبی چان! قول میدم

271
00:19:38,930 --> 00:19:39,970
...معلومه

272
00:19:40,720 --> 00:19:43,520
...من اینجا نمی‌میرم... اونم اینجا

273
00:19:44,060 --> 00:19:46,980
!به هیچ وجه من اینجا نمی‌میرم-
!به هیچ وجه من اینجا نمی‌میرم-

274
00:19:48,440 --> 00:19:50,770
...نانائو چان، اوکی‌کیبا کون

275
00:19:51,690 --> 00:19:53,440
اشکالی نداره این پادگان رو ترک کنم؟

276
00:19:53,530 --> 00:19:54,530
چی؟

277
00:19:55,570 --> 00:19:57,320
...این‌جوری نیست که سیریتی توی خطر باشه

278
00:19:58,450 --> 00:19:59,910
.این ناحیه‌ی سلطنتی هست که توی خطره...

279
00:20:14,170 --> 00:20:15,420
داره چه اتفاقی می‌افته!؟

280
00:20:39,740 --> 00:20:42,120
...قدرت هم‌تیمی‌هات رو دزدیدی

281
00:20:42,370 --> 00:20:44,040
.چه‌قدر بی‌رحم

282
00:20:45,750 --> 00:20:47,960
...هم‌تیمی برای ما این معنی رو میده

283
00:20:48,830 --> 00:20:54,590
.که به هم‌دیگه کمک می‌کنیم تا بتونیم دوباره زنده بشیم و به جلو حرکت کنیم...

284
00:20:55,460 --> 00:20:57,510
اینجا داره چه اتفاقی می‌افته؟

285
00:20:57,590 --> 00:20:58,800
آئوس ولن(انتخاب الهی)

286
00:20:59,510 --> 00:21:02,680
...زندگی و قدرت کوئینشی‌های به‌دردنخور رو جمع‌آوری می‌کنه

287
00:21:02,760 --> 00:21:06,390
.و به اون‌هایی که به این قدرت و زندگی لازم دارن می‌بخشه...

288
00:21:07,350 --> 00:21:09,020
.اون کسانی که شکست خوردن، مردن

289
00:21:09,600 --> 00:21:10,730
...کسانی که اون رو دریافت می‌کنن

290
00:21:10,810 --> 00:21:12,980
.قدرت بیش‌تری به دست میارن و به زندگی برمی‌گردن...

291
00:21:13,940 --> 00:21:15,980
.این یکی از قدرت‌های اعلحضرت هست

292
00:21:17,030 --> 00:21:18,610
.میزان‌ها این خبر رو دادن

293
00:21:19,250 --> 00:21:20,500
#25         بلیچ

294
00:21:21,370 --> 00:21:24,490
.جوخه‌ی صفر باید نابود بشه

295
00:21:24,500 --> 00:21:26,900
ارباب

296
00:21:26,920 --> 00:21:35,920
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

297
00:21:36,960 --> 00:21:41,300
...در یک چشم به هم زدن، تمام نورها خاموش شد

298
00:21:41,390 --> 00:21:42,590
...و به من یادآور شد...

299
00:21:42,680 --> 00:21:43,850
...همراه با یک آوا...

300
00:21:43,930 --> 00:21:45,850
...و نمی‌تونم از سرجام تکون بخورم...

301
00:21:46,770 --> 00:21:51,020
...حتی یک میلی‌متر هم قادر به حرکت نیستم...

302
00:21:51,100 --> 00:21:53,560
...از جمله‌هایی که تکرار کردم...

303
00:21:53,650 --> 00:21:55,860
...تمام جمله‌ها... نمی‌خوام فراموش‌ـِشون کنم...

304
00:21:55,940 --> 00:21:57,230
...بازسازی شد...

305
00:21:57,320 --> 00:21:58,360
...تکرار شد...

306
00:21:58,440 --> 00:21:59,440
...تبدیل به نشانه‌ای شد...

307
00:21:59,530 --> 00:22:00,740
...و متوجه این غبارها شدم...

308
00:22:00,820 --> 00:22:01,860
...صبر پیشه کردم و پیشه کردم...

309
00:22:01,950 --> 00:22:03,370
...اما آغاز نشد...

310
00:22:03,450 --> 00:22:04,450
...اگر به فراموشی سپرده شده...

311
00:22:04,530 --> 00:22:05,870
...تسلیم می‌شم...

312
00:22:05,950 --> 00:22:06,910
...اما نمی‌تونم...

313
00:22:06,990 --> 00:22:08,160
می‌تونم شانه‌ت را قرض بگیرم؟...

314
00:22:08,250 --> 00:22:09,750
...با آن چاقو...

315
00:22:09,830 --> 00:22:11,830
...که به جا مانده...

316
00:22:12,880 --> 00:22:14,880
...همه چیز را در هم‌ می‌درم...

317
00:22:14,960 --> 00:22:16,170
...با این حال

318
00:22:16,250 --> 00:22:18,510
...در وسط رویاهامون...

319
00:22:18,590 --> 00:22:21,010
...به جست و جو ادامه می‌دیم...

320
00:22:21,090 --> 00:22:23,220
...به خاطر زخمی که برداشتیم...

321
00:22:23,300 --> 00:22:25,930
...که این دنیا همچنان به ما یادآور می‌شود...

322
00:22:26,010 --> 00:22:28,180
...با این میل شدید...

323
00:22:28,270 --> 00:22:31,560
...که به ادامه‌ی زندگی داریم...

324
00:22:31,640 --> 00:22:36,730
...فردا را انتخاب کردیم که دیگر برنمی‌گردد...

325
00:22:36,820 --> 00:22:41,450
...کمی بعد...

326
00:22:41,530 --> 00:22:45,780
...پرده‌ی آخر فرو می‌ریزد...

327
00:22:46,660 --> 00:22:50,160
...به ما نورش را می‌تاباند...

328
00:22:50,250 --> 00:22:53,080
که این پایان چرخه‌ی نادیده‌هاست...

329
00:23:02,260 --> 00:23:06,430
.ای وای... همه‌جا به کلی نابود شده

330
00:23:08,180 --> 00:23:10,970
...اگه روزی برسه که بالاخره کار دشمن رو تموم کردیم

331
00:23:11,520 --> 00:23:13,270
...ساختمون‌های سیریتی...

332
00:23:13,350 --> 00:23:15,100
به همون شیوه‌ای که بوده بازسازی می‌شه؟...

333
00:23:16,690 --> 00:23:17,690
...نظر تو چیه

334
00:23:18,570 --> 00:23:19,570
اوکی‌تاکه؟

335
00:23:20,980 --> 00:23:24,990
.اگه بشکنن یا حتی به خاک تبدیل بشه، ما دوباره اون رو درست می‌کنیم

336
00:23:26,410 --> 00:23:27,870
.می‌دونستم این‌جوری می‌گی

337
00:23:28,700 --> 00:23:30,950
.به نظر می‌رسه اجازه نفوذ به ناحیه‌ی سلطنتی رو دادن

338
00:23:31,950 --> 00:23:32,790
.پس، توئم متوجه شدی

339
00:23:33,960 --> 00:23:35,870
.کامی‌کاکه منتظرش بود

340
00:23:38,840 --> 00:23:39,840
...حق با توئه

341
00:23:40,840 --> 00:23:42,920
.به نظر می‌رسه که کامی‌کاکه موفق شده

342
00:23:45,970 --> 00:23:48,850
.به نظر می‌رسه باید کمی خودت رو تحت فشار قرار بدی

343
00:23:49,640 --> 00:23:51,310
.مثل دکترها صحبت نکن

344
00:23:53,270 --> 00:23:54,980
فقط مراقب باش، باشه؟

345
00:23:55,810 --> 00:23:56,850
.بعداً دوباره به هم ملحق می‌شیم

346
00:23:57,650 --> 00:24:00,070
صبرکن. داری کجا میری، کیوراکو؟

347
00:24:01,320 --> 00:24:04,610
.خب، من الان فقط... به نوشیدنی نیاز دارم

348
00:24:10,490 --> 00:24:14,120
...نخی از میان ابرهای به پایین می‌افتد

349
00:24:10,490 --> 00:24:20,630
نخی
از میان
  ابرها
 به پایین
 می‌افتد

350
00:24:14,200 --> 00:24:15,290
.کشیده و پاره می‌شود

351
00:24:14,200 --> 00:24:20,630
کشیده
 و
 پاره
 می‌شود

352
00:24:16,370 --> 00:24:20,630
.یک زمینه‌ای از پارچه سفید، با استخوان‌های بافته شده در آن

353
00:24:16,370 --> 00:24:20,630
یک
 زمینه‌ای
 از پارچه
 سفید
 با استخوان‌های
 بافته
 شده
 در آن
