WEBVTT

00:15.890 --> 00:17.060
.درسته

00:17.730 --> 00:20.060
...به عنوان تعادل بین سه دنیای متشکل شده از سول سوسایتی(جامعه ارواح)

00:20.150 --> 00:23.650
...دنیای انسان‌ها، و هِکو موندو...

00:23.730 --> 00:27.110
...اینجا اومدم تا پیمان‌نامه‌ی عدم تجاوز

00:27.190 --> 00:30.410
.بین سول سوسایتی و لیخت ریگن رو پیشنهاد بدم...

00:31.950 --> 00:34.740
...بذار ما شینیگامی‌ها نگران اونچه در دنیای انسان‌ها رخ میده باشیم

00:34.830 --> 00:38.750
.و تو از رونق پیدا کردن امپراتوری‌ت لذت ببر...

00:39.660 --> 00:43.590
...ناگفته نماند که ما هم در این اتحاد بین کوئینشی‌ها که داره

00:43.670 --> 00:45.960
.توسط لیخت ریگن شکل می‌گیره دخالت نمی‌کنیم...

00:46.590 --> 00:48.590
.این یک پیشنهاد برد برد هست

00:48.630 --> 00:50.630
.دلیلی توی رد کردنش نمی‌بینم

00:52.760 --> 00:53.930
.این یک نیرنگ هست

00:56.390 --> 00:59.270
.تو من رو مثل یک بچه‌ی نادان در نظر گرفتی

00:59.430 --> 01:03.480
.ها... به هیچ وجه همچین قصدی نداشتم

01:03.730 --> 01:06.520
.اما در واقع، تو واقعاً چیزی نمی‌دونی

01:07.860 --> 01:12.200
.پس بذار یک چیزی ازت بپرسم. دنیا در ابتدا یکی بود

01:12.740 --> 01:16.030
...چه کسی با جدا کردن زندگی و مرگ مرزهای

01:16.120 --> 01:18.950
این آرامش ابدی رو تعیین کرد؟...

01:19.290 --> 01:20.790
.سول کینگ(پادشاه ارواح) ساما

01:21.290 --> 01:24.830
چه کسی ترس مرگ رو برای انسان‌ها به ارمغان آورد؟

01:25.250 --> 01:27.500
.خب این هم کار سول کینگ ساما بود

01:28.880 --> 01:33.760
...من از فریادهای دردناک ارواحی که به سوی من بازگشتن باخبر هستم

01:34.010 --> 01:36.810
...من از کینه‌ی مردمی باخبر هستم

01:36.970 --> 01:40.810
.که از مرگ می‌ترسن و به زندگی زودگذر خودشون چسبیدن...

01:41.390 --> 01:46.020
...و این پاسخی هست که شما باید جوابش رو بدین

01:46.150 --> 01:48.440
هیوسوبه ایچیبه؟

01:49.110 --> 01:51.950
.اسمم رو این‌قدر به راحتی به زبونت نیار

01:52.610 --> 01:56.780
در کجای، این سه جهان، می‌شه صلح پیدا کرد؟

01:57.870 --> 01:59.450
.به هیچ وجه نمی‌بینم-
.بهت نشون میدم-

02:18.350 --> 02:21.180
پس این... پادشاه ارواح هست؟

02:21.600 --> 02:24.890
.حالا دیدی؟ تو از چیزی خبر نداری

02:25.190 --> 02:31.230
.ما، به همراه سول کینگ، این دنیای شکننده رو حفظ می‌کنیم

02:32.400 --> 02:35.910
...چقدر رقت‌انگیزه... چطور

02:36.870 --> 02:38.030
!نفرت‌انگیزه...

02:39.870 --> 02:43.200
!بهت که گفتم به خوبی می‌بینم، هیوسوبه ایچیبه

02:43.960 --> 02:46.790
فکر کردی می‌تونی با دست‌هات من رو بکشی؟

02:46.880 --> 02:49.880
.دست پدرم چیزی بیش‌تر از یک قربانی برای فرزندش نیست

02:49.960 --> 02:53.050
.می‌تونه زندگی بده، اما نمی‌تونه اون رو از بین ببره

02:53.380 --> 02:56.380
...این چشم‌هات واقعاً دردسرسازه

02:56.720 --> 03:00.930
.اما اون‌ها هرگز نمی‌تونن پادشاه ارواح رو ببینن

03:05.270 --> 03:06.560
چی گفتی...!؟

03:07.810 --> 03:11.610
فکر کردی اجازه می‌دم مجانی دست پادشاه ارواح رو بگیری؟

03:13.480 --> 03:18.700
چشمات برای همیشه بسته خواهد شد، و تا
.روزی که بمیری به هیچ وجه باز نخواهد شد

03:19.280 --> 03:21.330
.زندگی متواضعانه‌ای داشته باش

03:24.080 --> 03:26.870
.خوشحالم که این چشم‌ها رو از دست دادم

03:27.540 --> 03:30.080
.دیگه لازم نیست بیش‌تر از این تحقیر کردنت رو ببینم

03:30.750 --> 03:33.920
...سول کینگ، پدرم، شما هیچ چیزی نیستین

03:34.050 --> 03:38.130
...بلکه تیکه‌ای گوشت بی‌روح و نفرت ‌انگیزه که باید پرستشش کرد...

03:38.930 --> 03:41.800
.من یک هدف جدید به شما می‌دم...

03:43.390 --> 03:46.520
.همراه با این دنیا از بین برو

03:46.770 --> 03:49.850
.تبدیل به سنگ قبری برای این سه جهان بشین

03:52.860 --> 03:54.480
...که این‌طور

03:55.280 --> 03:57.860
.پس این ناحیه‌ی سلطنتی هست...

03:59.610 --> 04:02.240
.اعلحضرت، می‌تونم درد شما رو احساس کنم

04:02.450 --> 04:05.290
داری راجب چی صحبت می‌کنی، هاشوالت؟

04:06.620 --> 04:12.130
.از نگاه کردن به این سنگ قبر پوسیده ذره‌ای احساس ندارم

04:14.000 --> 04:15.630
.من رو خیلی ببخشید

04:16.380 --> 04:17.630
.بریم

04:17.920 --> 04:20.800
...به این دنیای پُر شده از فریب و نیرنگ پایان می‌دیم

04:20.840 --> 04:25.680
...و یک دنیای سرشار از صلح حقیقی بنا می‌کنیم...

04:26.810 --> 04:28.850
.اونم تنها با دست‌های خودمون...

04:29.870 --> 04:44.870
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

05:00.340 --> 05:05.890
...اوه، محبوبم، حتی نمی‌دانم قلبم به کجا عازم شده

05:06.180 --> 05:11.810
...و آن رویایی که زمانی دیده بودم فراموش کردم...

05:12.020 --> 05:17.070
...بالغ شدن برابر است با حفظ چهره‌ی عمومی و چاخان کردن...

05:17.780 --> 05:23.950
بهم بگو، اون چیه در آینه‌ی نقاشی شده منعکس می‌شه؟

05:24.620 --> 05:29.790
...تصویر تو کم کم در مقابل چشمانم محو می‌شه...

05:30.330 --> 05:34.880
...همون‌طور که دارم تغییر می‌کنم، ترکم کن...

05:35.000 --> 05:40.720
...با صدای بلندم که به عمق شب نفوذ می‌کنه فریاد می‌زنم...

05:41.050 --> 05:46.550
...سینه‌م به آتش کشیده می‌شه، این ترس واهی، همه و همه

05:46.890 --> 05:52.440
...هیچ اشکالی نداره که مثل اون روزها نمی‌تونم بخندم...

05:52.520 --> 05:58.270
...غم، زخم، همه چیز... همه رو با خود می‌برم...

05:59.280 --> 06:01.740
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

06:01.740 --> 06:04.700
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

06:05.070 --> 06:07.700
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

06:07.780 --> 06:10.410
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

06:13.750 --> 06:18.750
بــــــــلـــــــــــیـــــــــــــچ

06:13.750 --> 06:18.750
جنگ خونین هزاره

06:34.770 --> 06:35.560
چی؟

06:35.560 --> 06:37.150
!صبرکن

06:37.230 --> 06:38.820
!درست همونجا صبرکن، صبرکن

06:38.900 --> 06:42.740
...به چه جرائتی بدون اینکه منتظر من، شیبا گانجوی بزرگ باشین

06:42.780 --> 06:45.200
...کسی که کارشناس-خودخوانده‌ی ناحیه‌ی سلطنتی..

06:45.280 --> 06:47.780
!هست، تنهایی به ناحیه‌ی سلطنتی می‌خواین برین...

06:48.620 --> 06:50.490
...ها، گانجو، تویی

06:50.540 --> 06:52.120
تو اینجا چی کار می‌کنی؟

06:52.450 --> 06:53.620
!چه سوال مسخره‌ای پرسیدی

06:53.700 --> 06:57.580
به نظرت کی بوده که سیستم پرتاب تنکورن به جوخه‌ی صفر رو طراحی کرده؟

06:57.580 --> 06:58.670
.خواهر بزرگ‌ترت

06:58.790 --> 06:59.460
!دقیقاً

06:59.540 --> 07:00.550
.کار خودت که نبوده

07:00.670 --> 07:02.510
!درسته! کار من نبوده

07:02.510 --> 07:04.510
نمی‌خوای کم بیاری، درست می‌گم؟

07:04.800 --> 07:06.720
خب، برای چی اینجا اومدی؟

07:06.800 --> 07:10.350
!معلومه، تا اون کوئینشی‌ها رو شکست بدم

07:10.720 --> 07:14.730
!من حته این نقشه‌ی راه ناحیه‌ی سلطنتی رو که از خواهرم گرفته بودم با خودم آوردم

07:14.810 --> 07:18.150
!بدون این نقشه نمی‌تونین به اونجا برسین

07:18.230 --> 07:19.560
از این بابت مطمئنی؟

07:20.110 --> 07:23.650
...گانجو، جایی که قراره به اونجا بریم بسیار خطرناک‌تر از

07:23.730 --> 07:25.650
.هر جنگی هست که تا به الان تجربه‌ش کردیم...

07:26.110 --> 07:27.990
!احمق خان، خودم به خوبی می‌دونم

07:28.110 --> 07:30.280
!برای همین می‌خوام باهات بیام

07:33.870 --> 07:35.000
که این‌طور؟

07:36.910 --> 07:39.330
.خیلی‌خب، بزن بریم

07:52.720 --> 07:53.640
...سه

07:54.680 --> 07:57.350
...دو... یک

08:00.190 --> 08:02.820
ها، پس این‌جوری پرواز می‌کنه!؟

08:18.540 --> 08:21.210
.چه آسانسور بی‌ریخت و به‌دردنخوری بود

08:21.540 --> 08:23.920
.بدتر از این نمی‌شد طراحی و تنظیم‌ش کرد

08:25.960 --> 08:28.720
.مشتاق دیدار، یوهاباها

08:29.630 --> 08:33.510
.باورم نمی‌شه که بدون دعوت سرت رو پایین انداختی و به کاخ سلطنتی اومدی

08:33.720 --> 08:37.520
.می‌بینم که شکست دادن گن‌ریوسای باعث شده حسابی کله‌ت باد برداره

08:38.520 --> 08:39.520
!سولدات‌

08:40.560 --> 08:42.690
.شمشیرهای سول کینگ(پادشاه ارواح)

08:53.070 --> 08:54.280
.چقدر گستاخانه

08:54.700 --> 08:57.700
.تبدیل به چرک‌ خون روی شمشیرهای پادشاه ارواح شو

09:03.500 --> 09:06.460
.شما بچه‌ها که خیلی بیش‌تر گستاخ هستین

09:06.670 --> 09:09.130
.شریفت من «دابلیو» هست

09:09.220 --> 09:12.300
.نیانزول وایزول، «باد» هستم

09:12.470 --> 09:14.050
...هر دشمنی که پیدا می‌کنم

09:14.140 --> 09:18.520
.کلی پیچ و تاب و خم راست می‌شه که بدنم رو لمس نکنه...

09:18.750 --> 09:20.310
استرن ریتر
"دابلیو"
نیانزول وایزول

09:20.600 --> 09:24.560
الان گفتی: «هر دشمنی که پیدا کنی» درسته؟

09:24.940 --> 09:30.240
.پس یعنی نمی‌تونی دشمنانی که از قبل شناسایی نکردی رو پیچ و تاب بدی

09:30.990 --> 09:34.780
.منظورم از پیدا کردن دشمن این بود که دشمنانم رو از روی غریزه پیدا می‌کنم

09:35.450 --> 09:39.790
.برای همین، مهم نیست از کجا بهم حمله کنن، اون‌ها بلافاصله از بدنم دور می‌شن

09:42.420 --> 09:44.830
.خیلی ببخشید که واضح توضیح ندادم

09:45.080 --> 09:48.800
...همیشه بهم می‌گن که عادت‌ بدی دارم

09:48.880 --> 09:52.130
.که نمی‌تونم همه چیز رو به خوبی توضیح بدم...

09:52.510 --> 09:54.640
.نیازی نیست خودت رو اذیت کنی

09:54.680 --> 09:57.510
.همه‌ی ما عادت‌های بدی داریم

09:58.510 --> 10:01.520
...دشمن هرچی بیش‌تر جلوتر میره توجه‌ش به اطرافش کم‌تر می‌شه

10:01.600 --> 10:05.230
.به خصوص اگه بدنت رو لمس کنه...

10:05.940 --> 10:08.650
...مثل همین ردایی که پوشیدی

10:10.030 --> 10:13.280
...وقتی که مشغول سر و کله زدن با سربازان مقدس بودی...

10:14.450 --> 10:17.530
.اون‌ها رو با استفاده از پارچه‌ی مخصوص خودم دوختم...

10:18.580 --> 10:20.700
!...نمی‌شه، همچین چیزی امکان نداره

10:20.830 --> 10:23.870
.بهترین لباسی که فقط مخصوص خودت دوختم

10:24.000 --> 10:28.170
.بهتره قدردان باشی که یک پیاده‌نظام ساده مثل تو تونسته این رو بپوشه

10:28.590 --> 10:29.670
...و اینکه

10:30.000 --> 10:32.800
.انتظار نداشته باش که قبل از مرگت اون‌ رو در بیاری

10:34.680 --> 10:35.890
...الان که دارم بهش فکر می‌کنم

10:35.970 --> 10:39.010
داشتیم راجب عادت‌های بد صحبت می‌کردیم، مگه نه؟...

10:39.470 --> 10:44.730
فراموش کردن  درآوردن سوزن خیاطی‌م عادت بدی‌ـه
.که هرگز نمی‌تونم ترکش کنم

10:45.480 --> 10:47.020
...این‌دفعه، من اونی بودم که

10:47.730 --> 10:51.530
.باید عذرخواهی کنم که چرا همه چیز رو شفاف توضیح ندادم...

10:51.530 --> 10:52.990
بافنده‌ی بزرگ
سنجومارو شوتارا

10:55.990 --> 10:57.530
...ولی راستش باید بگم

10:57.530 --> 11:00.370
.این واقعاً تبدیل به یک جهنم واقعی شد...

11:00.530 --> 11:03.580
.فکر می‌کردم که بدون شک شینیگامی‌ها برنده‌ی این نبرد می‌شن

11:04.040 --> 11:06.040
...بعد از ساختن چنین قلعه‌ی بزرگی

11:06.170 --> 11:08.040
.باورم نمی‌شه که به همین راحتی رهاش کردن...

11:08.250 --> 11:11.710
واقعاً این یارو یوهاباها داره پیش خودش چه فکری می‌کنه؟

11:12.380 --> 11:15.130
خب بگو ببینم، این ناحیه‌ی سلطنتی چه‌جور جایی هست؟

11:15.680 --> 11:19.050
.چمی‌دونم. منم تا به حال اونجا نرفتم

11:19.140 --> 11:22.560
...ولی فکر کنم گفتی که یک متخصص خودخوانده

11:22.640 --> 11:23.810
...ناحیه‌ی سلطنتی هستی...

11:24.100 --> 11:27.560
.آره، آبجی‌م کلی چیز راجبش برام تعریف کرد

11:27.650 --> 11:29.690
.ولی من همچین جزئیات کوچیک رو خوب به یاد نمی‌سپارم

11:29.730 --> 11:31.150
جدّی می‌گه؟

11:34.360 --> 11:36.360
.اون‌ها به ناحیه‌ی سلطنتی رفتن

11:36.530 --> 11:38.910
.پس یعنی باید هدف‌ـِشون پادشاه ارواح باشه

11:39.280 --> 11:40.450
...پادشاه ارواح

11:41.120 --> 11:44.830
...اون یک موجود خداگونه‌ـست که به تمام سه جهان

11:44.910 --> 11:48.670
.سول سوسایتی، دنیای انسان‌ها، و هِکو موندو فرمان‌روایی می‌کنه...

11:49.250 --> 11:51.340
.این تنها داستانی هست، که من راجبش شنیدم

11:51.420 --> 11:52.920
.هیچ وقت ایشون رو ندیدم

11:53.340 --> 11:54.460
...یک خدا

11:54.920 --> 11:57.970
پس یوهاباها قصد داره به چنین شخصیتی تبدیل بشه؟

11:58.180 --> 11:59.680
!آره، حتماً باید همین باشه

12:01.720 --> 12:04.600
اصلاً امکانش هست که جایگزین سول کینگ شد؟

12:05.390 --> 12:07.230
...وقتی داشتم توی کاخ سلطنتی تمرین می‌کردم

12:07.560 --> 12:09.900
.یک سری توهم دیدم...

12:10.600 --> 12:14.610
...که سول کینگ کسی هست که پایه و اساس کار این جهان هست

12:14.690 --> 12:17.610
.و وجدی هست که به هیچ وجه جایگزین نمی‌شه...

12:17.700 --> 12:20.240
پس هدف دشمن چی می‌تونه باشه؟

12:20.320 --> 12:21.620
من از کجا باید بدونم!؟

12:22.160 --> 12:24.450
.خب، ما که تا اینجا اومدیم

12:24.580 --> 12:27.710
.حالا هدف‌ـِشون هرچی می‌خواد باشه، ما باید اون‌ها رو نابود کنیم

12:27.960 --> 12:29.120
.حق با توئه

12:30.460 --> 12:33.090
باعث شد خاطرات قدیمی رو به‌ یاد بیارم؟

12:33.630 --> 12:36.590
...زمانی که همگی برای نجات کوچیکی سان عازم شدیم

12:37.340 --> 12:40.340
...اون موقع، یوروئیچی سان هنوز یک گربه بودن...

12:48.230 --> 12:50.100
.و ایشیدا کون هم همراه ما بود...

12:57.650 --> 13:00.820
به نظرتون ایشیدا کون دوباره به ما ملحق می‌شه؟

13:03.700 --> 13:04.990
.معلومه

13:05.910 --> 13:08.500
.ما قراره برای شکست دادن یوهاباها اونجا بریم

13:08.750 --> 13:11.540
!و وقتی این کار رو کردیم، یک مشت به ایشیدا می‌زنیم و با خودمون برش می‌گردونیم

13:11.710 --> 13:13.460
این همون چیزی‌ـه که همه‌مون توافق کردیم؟

13:14.500 --> 13:16.420
.البته، بعدش این کار رو می‌کنیم

13:18.340 --> 13:19.510
!حق با توئه

13:22.720 --> 13:23.930
...خیلی‌خب

13:24.220 --> 13:28.520
.به نظر می‌رسه بالاخره تیغه‌های شمشیر ما به تو رسید

13:29.270 --> 13:30.810
این‌جوری فکر می‌کنی؟

13:39.650 --> 13:41.700
.نگهبانان سلطنتی‌م به پیش بیاین

13:42.570 --> 13:44.700
.ما همین الان‌ هم پاسخ رو می‌دونیم

13:44.950 --> 13:46.530
استرن ریتر
"ااِکس"
لیله بارو

13:48.700 --> 13:50.370
استرن ریتر
"سی"
پرنیدا پارنک‌گاز

13:50.700 --> 13:53.540
...ای وای! به نظر می‌رسه من تنها کسی بودم که این

13:53.670 --> 13:55.960
.افتخار رو داشته از پایین به اینجا بیاد...

13:56.250 --> 13:58.500
...بهتره نمایش خوبی به نمایش بذارم

13:59.130 --> 14:00.380
!درسته

14:00.590 --> 14:05.090
!اگه ثابت کنی بی‌فایده‌ای، خودم تو رو تیکه تیکه می‌کنم

14:05.260 --> 14:06.890
استرن ریتر
"اِم"
جرارد والکری

14:07.010 --> 14:09.640
...بعد از اینکه تونستم جون سالم به در ببرم نمی‌خوام

14:10.890 --> 14:15.060
!دست‌های باریک یک خانوم نمی‌تونه شمشیرم رو متوقف کنه

14:21.530 --> 14:24.200
!سطح دوم سربازهای مقدس، سپر پادشاه ارواح

14:24.360 --> 14:25.700
!اون‌ها رو متوقف کنین

14:32.750 --> 14:34.620
!ها، خیلی بزرگ هست

14:36.580 --> 14:39.630
چی؟ به نظر می‌رسه می‌خوای چیزی بگی؟

14:39.750 --> 14:42.840
«اون داره می‌گه: «خب که چی این‌قدر بزرگ هست؟

14:52.600 --> 14:56.690
بالاخره داری به این فکر می‌کنی که ممکنه کاخ سلطنتی سقوط کنه؟

14:56.730 --> 14:58.360
.دیر شده

14:58.520 --> 15:03.440
.طرف بازنده همیشه دیر متوجه واکنش‌ها می‌شه

15:03.940 --> 15:08.740
.کاخ سلطنتی به محض ورود اعلحضرت به اون سقوط کرد

15:09.620 --> 15:10.400
#24         بلیچ

15:12.580 --> 15:14.600
خیلی زود برای برنده شده و خیلی دیر برای فهمیدن

15:24.550 --> 15:28.590
نگهبانان سلطنتی

15:46.900 --> 15:48.610
.خب، این خیلی راحت بود

15:48.860 --> 15:50.660
این بهترین کاری بود که از دست جوخه‌ی صفر برمی‌اومد؟

15:51.120 --> 15:53.950
...تا حالا با حریفی روبه‌رو شدیم

15:54.040 --> 15:56.330
که این‌قدر زود پیروز نشیم؟...

16:01.880 --> 16:04.300
.هر چیزی که سد راهمون شده نابود شد

16:05.800 --> 16:07.590
.به پیش برین، اعلحضرت

16:14.390 --> 16:15.520
این چیه؟

16:16.140 --> 16:17.690
...چشم‌انداز ناحیه‌ی سلطنتی

16:18.310 --> 16:19.690
چه اتفاقی داره می‌افته؟...

16:20.020 --> 16:21.730
ما کدوم جهنمی هستیم!؟

16:22.110 --> 16:27.700
.این کاخ سلطنتی دروغین بود که برای فریب دادن شما ساخته شده بوده

16:27.950 --> 16:33.580
.کاخ سلطنتی واقعی اونجا به وسیله‌ی اوشو مخفی شده

16:34.830 --> 16:39.460
مخفی شدن

16:39.710 --> 16:41.880
ها! چی شده؟

16:41.960 --> 16:45.630
...ب.ه همین زودی مشخص شد؟ پس به این معنی‌ـه

16:45.840 --> 16:48.260
.قفس به موقع ساخته شد...

16:50.470 --> 16:51.430
چی...؟

16:51.930 --> 16:53.470
...آره، آره، آره، آره

16:53.550 --> 16:55.470
!به موقع‌ آماده‌ش کردم

16:55.640 --> 16:59.560
.مدت‌ها می‌شد که رحم به این بزرگی آماده کرده بودم

16:59.770 --> 17:01.690
!همچین کار راحتی نبود

17:03.230 --> 17:05.860
ای وای... این دیگه چیه؟

17:05.900 --> 17:08.070
!لعنت به این حقه‌های عجیب و غریب‌ـِشون

17:11.570 --> 17:13.910
.حتی با شلیک‌های پی در پی به یک نقطه هم نمی‌شکنه

17:14.530 --> 17:17.410
.حتی وقتی به بیرون شلیک می‌کنم، اون شاخک‌ها سریع رشد می‌کنه

17:18.540 --> 17:21.460
!چه ننگ بزرگی برای اسم «اِکس» بود، لیلی

17:21.540 --> 17:23.330
!سوراخ شدن

17:23.630 --> 17:28.010
!دستکاری غذا به معنی دستکاری زندگی هست

17:28.210 --> 17:31.260
.من برای شکل دادن به زندگی آشپزی می‌کنم

17:31.430 --> 17:34.390
.و اون مواد تشکیل دهنده از بدن خودم به وجود میاد

17:34.430 --> 17:38.060
.این درخت با تغذیه کردن از ریاتسوم(فشار روحی‌م) میوه میده

17:38.560 --> 17:42.560
گلوله‌هات از ریشی به شدت متمزکز شده ایجاد شده، درسته؟

17:43.100 --> 17:47.520
.این درخت زندگی نمی‌تونه از چیزی به این لذت‌بخشی به راحتی بگذره

17:47.820 --> 17:51.740
.حتی اگه سوراخ‌ـِشون کنی، این درخت با سرعت بیش‌تری رشد می‌کنه

17:53.360 --> 17:55.450
.می‌تونی هرچقدر که بخوای دست و پا بزنی

17:55.530 --> 17:59.700
.اما توانایی شما برای خارج شدن از این قفس زندگی کافی نیست

18:01.620 --> 18:04.710
!هنوز وقت تعجب نیست، مهمانان لعنتی

18:08.050 --> 18:10.760
...فرمانده‌ی اول جوخه‌ی صفر، نگهبان مقدس شرق

18:10.880 --> 18:12.550
«!اهریمن چشمه‌ی آب‌گرم»...

18:12.630 --> 18:16.140
!کیرینجی تنجیرو! اون منم

18:16.260 --> 18:20.470
...فرمانده‌ی چهارم جوخه‌ی صفر، نگهبان مقدس شمال

18:20.600 --> 18:24.650
.بافنده‌ی بزرگ». شوتارو سنجومارو»

18:25.020 --> 18:28.610
.فرمانده‌ی دوم جوخه‌ی صفر، نگهبان مقدس جنوب

18:28.980 --> 18:32.320
.پادشاه غلات». هیکیفونه کیریئو خودمم»

18:35.660 --> 18:37.070
!یووو

18:38.330 --> 18:42.160
!من سازنده‌ی شماره یک زانپاکتو هستم

18:42.620 --> 18:44.250
...ده، نه، هست، هفت

18:44.330 --> 18:45.500
...شش، پنج، چهار، سه...

18:45.500 --> 18:49.130
!دو، یک، نیمایا اوه-اِتسو

18:49.500 --> 18:52.340
.شما بازنده‌ها هیچ راهی برای ادامه دادن ندارین

18:52.840 --> 18:56.390
.حالا خفه شین و همگی بیاین جلو، یو

18:56.640 --> 18:59.970
.اینجاست که نبرد واقعی جوخه‌ی صفر آغاز می‌شه

19:01.560 --> 19:02.520
...ها، چی

19:02.640 --> 19:04.690
...شاید برای این بوده که مدت‌ها این حرف رو نزدم...

19:05.230 --> 19:07.980
!تیغه‌ احساس لرزش می‌کنه...

19:10.070 --> 19:11.570
!خیلی خوب جاخالی دادی

19:11.690 --> 19:14.700
.جاخالی دادن از در آغوش گرفتن یک مرد کار ساده‌ای هست

19:14.740 --> 19:15.780
که این‌طور!؟

19:16.070 --> 19:17.610
...پس حمله‌ی بعدی رو می‌کنم

19:19.450 --> 19:21.080
.نوبت منه...

19:23.580 --> 19:26.500
...ها؟ صبرکن ببینم

19:26.500 --> 19:28.040
داری باهام شوخی می‌کنی، درسته؟

19:30.590 --> 19:33.460
فکر کردین من کی هستیم، یو؟

19:33.460 --> 19:36.220
...ده، نه، هشت، هفت، شش، پنج

19:36.340 --> 19:37.800
!چهار، سه، دو، این منم...

19:37.890 --> 19:43.720
.نیمایا اوه-اِتسو. کله خراب‌ترین فرد در جوخه‌ی صفر

19:44.730 --> 19:48.560
.شمشیرم با یک ضربه هرچیزی رو می‌کشه

19:49.100 --> 19:50.860
.از تکنیک عجیبی استفاده کردی

19:51.360 --> 19:53.400
ها؟ منظورت چیه؟

19:53.860 --> 19:56.490
.این یک حقه‌ست. فقط با نگاه کردن بهش می‌تونم متوجه بشم

19:57.110 --> 19:59.990
.اون شمشیر توی اون ماده‌ی شبیه به ژله خیس شده بوده

20:00.410 --> 20:03.040
.به قدری بد ساخته شده که تیغه‌ی شمشیر لرزش داره

20:03.490 --> 20:05.410
.به هیچ وجه همچین چیزی جرارد رو نمی‌کشه

20:09.210 --> 20:10.750
الان چی کار کردی؟

20:11.590 --> 20:12.630
.کاری نکردم

20:13.420 --> 20:15.460
...من همین‌ جوری نگه‌ش داشتم

20:15.550 --> 20:19.050
...و اون گلوله‌ی بی‌نقصت مسیرش رو پیدا کرد...

20:19.130 --> 20:20.720
.و به دو نیمه تقسیم شد...

20:20.760 --> 20:22.140
.همین

20:27.100 --> 20:27.770
چی...؟

20:41.620 --> 20:43.740
!اوه! حرکت فوق‌العاد‌ه‌ای بود

20:43.830 --> 20:47.120
.تو در زمان مناسب همراه با تیغه‌ی شمشیرم به عقب پریدی

20:47.160 --> 20:51.080
.نمی‌تونستی بدون فکر کردن به اینکه این تیغه چه‌قدر تیزه چنین کاری انجام بدی

20:51.710 --> 20:53.590
به نظر می‌رسه که متوجه شدی؟

20:57.300 --> 21:00.050
.این «سایافوشی»‌یک شکست هست

21:00.130 --> 21:03.600
.تیغه‌ی این شمشیر بیش از حد تیز و صاف هست

21:03.640 --> 21:06.270
.مهم نیست چندبار باهاش برش بدم، تیغه‌ش به هیچ وجه کُل نمی‌شه

21:06.470 --> 21:09.600
.این کار باعث شده ما شمشیرسازها بی‌کار بشیم

21:09.890 --> 21:13.940
.و از همه مهم‌تر، نمی‌تونم غلافی بسازم که بتونه این شمشیر رو نگه داره

21:14.270 --> 21:17.480
...از اون‌جایی که شمشیر کاملی نیست

21:17.530 --> 21:20.650
.نمی‌تونم اون رو به سیریتی بفرستم...

21:21.320 --> 21:24.410
.واقعاً خوشحالم که شما به ناحیه‌ی سلطنتی اومدین

21:24.490 --> 21:26.910
.به لطف شما، فرصت استفاده کردن از این شمشیر به دست آوردم

21:27.660 --> 21:30.960
!ازت متشکرم. یوها

21:48.180 --> 21:50.810
پس، قدرت فرار کردن از اون رحم رو داری؟

21:50.850 --> 21:52.980
.تحت تاثیر قرار گرفتم

21:53.400 --> 21:56.520
!همون‌جوری که از کینگ(پادشاه) انتظار داشتم! طلوعی خیره کننده داشت

21:57.360 --> 21:59.530
نمی‌خوای دنبال اعلحضرت بری؟

21:59.690 --> 22:02.200
!این منم که باید همچین سوالی رو از شما بپرسم

22:02.400 --> 22:03.450
.اونجا اوشو هست

22:03.530 --> 22:08.490
.حتی چشمه‌ی آب‌گرمم هم نمی‌تونه بوی تعفن خون آلوده‌ش رو بشوره

22:08.790 --> 22:12.710
.اون دوست داره وقتی من دور و اطرافش نیستم هرچیزی راجبم بگه

22:13.290 --> 22:15.000
نظرت راجبش چیه؟

22:16.460 --> 22:20.590
.می‌ذاری از اینجا عبور کنم، هیوسویه ایچیبه

22:22.670 --> 22:27.220
.بارها تو رو تنبیه کردم، ولی هربار بدون احترام اسمم رو صدا می‌زنی

22:29.100 --> 22:31.890
.اگه صدات رو از دست دادی من رو مقصر ندون

22:32.200 --> 22:34.440
ماناکو اوشو(تولید کننده اسم)
هیوسوبه ایچیبه

22:34.460 --> 22:44.460
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:44.570 --> 22:48.910
...در یک چشم به هم زدن، تمام نورها خاموش شد

22:48.950 --> 22:50.160
...و به من یادآور شد...

22:50.240 --> 22:51.410
...همراه با یک آوا...

22:51.500 --> 22:53.660
...و نمی‌تونم از سرجام تکون بخورم...

22:54.410 --> 22:58.590
...حتی یک میلی‌متر هم قادر به حرکت نیستم...

22:58.670 --> 22:59.800
...از جمله‌هایی که تکرار کردم...

22:59.880 --> 23:03.510
...تمام جمله‌ها... نمی‌خوام فراموش‌ـِشون کنم...

23:03.510 --> 23:04.760
...بازسازی شد...

23:04.880 --> 23:05.930
...تکرار شد...

23:06.010 --> 23:07.090
...تبدیل به نشانه‌ای شد...

23:07.180 --> 23:08.430
...و متوجه این غبارها شدم...

23:08.430 --> 23:09.510
...صبر پیشه کردم و پیشه کردم...

23:09.600 --> 23:11.010
...اما آغاز نشد...

23:11.100 --> 23:12.100
...اگر به فراموشی سپرده شده...

23:12.180 --> 23:13.520
...تسلیم می‌شم...

23:13.560 --> 23:14.560
...اما نمی‌تونم...

23:14.600 --> 23:15.770
می‌تونم شانه‌ت را قرض بگیرم؟...

23:15.890 --> 23:17.480
...با آن چاقو...

23:17.480 --> 23:19.650
...که به جا مانده...

23:20.440 --> 23:22.440
...همه چیز را در هم‌ می‌درم...

23:22.530 --> 23:23.780
...با این حال

23:23.820 --> 23:26.110
...در وسط رویاهامون...

23:26.150 --> 23:28.620
...به جست و جو ادامه می‌دیم...

23:28.660 --> 23:30.780
...به خاطر زخمی که برداشتیم...

23:30.870 --> 23:33.500
...که این دنیا همچنان به ما یادآور می‌شود...

23:33.580 --> 23:35.750
...با این میل شدید...

23:35.830 --> 23:39.130
...که به ادامه‌ی زندگی داریم...

23:39.210 --> 23:44.300
...فردا را انتخاب کردیم که دیگر برنمی‌گردد...

23:44.380 --> 23:48.970
...کمی بعد...

23:49.090 --> 23:53.600
...پرده‌ی آخر فرو می‌ریزد...

23:54.220 --> 23:57.770
...به ما نورش را می‌تاباند...

23:57.810 --> 24:00.650
که این پایان چرخه‌ی نادیده‌هاست...

24:14.580 --> 24:19.080
.آینده، سیاهی، برعکس

24:14.900 --> 24:19.080
آینده

24:15.800 --> 24:19.080
سیاهی

24:17.000 --> 24:19.080
برعکس
