1
00:00:15,890 --> 00:00:17,060
.درسته

2
00:00:17,730 --> 00:00:20,060
...به عنوان تعادل بین سه دنیای متشکل شده از سول سوسایتی(جامعه ارواح)

3
00:00:20,150 --> 00:00:23,650
...دنیای انسان‌ها، و هِکو موندو...

4
00:00:23,730 --> 00:00:27,110
...اینجا اومدم تا پیمان‌نامه‌ی عدم تجاوز

5
00:00:27,190 --> 00:00:30,410
.بین سول سوسایتی و لیخت ریگن رو پیشنهاد بدم...

6
00:00:31,950 --> 00:00:34,740
...بذار ما شینیگامی‌ها نگران اونچه در دنیای انسان‌ها رخ میده باشیم

7
00:00:34,830 --> 00:00:38,750
.و تو از رونق پیدا کردن امپراتوری‌ت لذت ببر...

8
00:00:39,660 --> 00:00:43,590
...ناگفته نماند که ما هم در این اتحاد بین کوئینشی‌ها که داره

9
00:00:43,670 --> 00:00:45,960
.توسط لیخت ریگن شکل می‌گیره دخالت نمی‌کنیم...

10
00:00:46,590 --> 00:00:48,590
.این یک پیشنهاد برد برد هست

11
00:00:48,630 --> 00:00:50,630
.دلیلی توی رد کردنش نمی‌بینم

12
00:00:52,760 --> 00:00:53,930
.این یک نیرنگ هست

13
00:00:56,390 --> 00:00:59,270
.تو من رو مثل یک بچه‌ی نادان در نظر گرفتی

14
00:00:59,430 --> 00:01:03,480
.ها... به هیچ وجه همچین قصدی نداشتم

15
00:01:03,730 --> 00:01:06,520
.اما در واقع، تو واقعاً چیزی نمی‌دونی

16
00:01:07,860 --> 00:01:12,200
.پس بذار یک چیزی ازت بپرسم. دنیا در ابتدا یکی بود

17
00:01:12,740 --> 00:01:16,030
...چه کسی با جدا کردن زندگی و مرگ مرزهای

18
00:01:16,120 --> 00:01:18,950
این آرامش ابدی رو تعیین کرد؟...

19
00:01:19,290 --> 00:01:20,790
.سول کینگ(پادشاه ارواح) ساما

20
00:01:21,290 --> 00:01:24,830
چه کسی ترس مرگ رو برای انسان‌ها به ارمغان آورد؟

21
00:01:25,250 --> 00:01:27,500
.خب این هم کار سول کینگ ساما بود

22
00:01:28,880 --> 00:01:33,760
...من از فریادهای دردناک ارواحی که به سوی من بازگشتن باخبر هستم

23
00:01:34,010 --> 00:01:36,810
...من از کینه‌ی مردمی باخبر هستم

24
00:01:36,970 --> 00:01:40,810
.که از مرگ می‌ترسن و به زندگی زودگذر خودشون چسبیدن...

25
00:01:41,390 --> 00:01:46,020
...و این پاسخی هست که شما باید جوابش رو بدین

26
00:01:46,150 --> 00:01:48,440
هیوسوبه ایچیبه؟

27
00:01:49,110 --> 00:01:51,950
.اسمم رو این‌قدر به راحتی به زبونت نیار

28
00:01:52,610 --> 00:01:56,780
در کجای، این سه جهان، می‌شه صلح پیدا کرد؟

29
00:01:57,870 --> 00:01:59,450
.به هیچ وجه نمی‌بینم-
.بهت نشون میدم-

30
00:02:18,350 --> 00:02:21,180
پس این... پادشاه ارواح هست؟

31
00:02:21,600 --> 00:02:24,890
.حالا دیدی؟ تو از چیزی خبر نداری

32
00:02:25,190 --> 00:02:31,230
.ما، به همراه سول کینگ، این دنیای شکننده رو حفظ می‌کنیم

33
00:02:32,400 --> 00:02:35,910
...چقدر رقت‌انگیزه... چطور

34
00:02:36,870 --> 00:02:38,030
!نفرت‌انگیزه...

35
00:02:39,870 --> 00:02:43,200
!بهت که گفتم به خوبی می‌بینم، هیوسوبه ایچیبه

36
00:02:43,960 --> 00:02:46,790
فکر کردی می‌تونی با دست‌هات من رو بکشی؟

37
00:02:46,880 --> 00:02:49,880
.دست پدرم چیزی بیش‌تر از یک قربانی برای فرزندش نیست

38
00:02:49,960 --> 00:02:53,050
.می‌تونه زندگی بده، اما نمی‌تونه اون رو از بین ببره

39
00:02:53,380 --> 00:02:56,380
...این چشم‌هات واقعاً دردسرسازه

40
00:02:56,720 --> 00:03:00,930
.اما اون‌ها هرگز نمی‌تونن پادشاه ارواح رو ببینن

41
00:03:05,270 --> 00:03:06,560
چی گفتی...!؟

42
00:03:07,810 --> 00:03:11,610
فکر کردی اجازه می‌دم مجانی دست پادشاه ارواح رو بگیری؟

43
00:03:13,480 --> 00:03:18,700
چشمات برای همیشه بسته خواهد شد، و تا
 .روزی که بمیری به هیچ وجه باز نخواهد شد

44
00:03:19,280 --> 00:03:21,330
.زندگی متواضعانه‌ای داشته باش

45
00:03:24,080 --> 00:03:26,870
.خوشحالم که این چشم‌ها رو از دست دادم

46
00:03:27,540 --> 00:03:30,080
.دیگه لازم نیست بیش‌تر از این تحقیر کردنت رو ببینم

47
00:03:30,750 --> 00:03:33,920
...سول کینگ، پدرم، شما هیچ چیزی نیستین

48
00:03:34,050 --> 00:03:38,130
...بلکه تیکه‌ای گوشت بی‌روح و نفرت ‌انگیزه که باید پرستشش کرد...

49
00:03:38,930 --> 00:03:41,800
.من یک هدف جدید به شما می‌دم...

50
00:03:43,390 --> 00:03:46,520
.همراه با این دنیا از بین برو

51
00:03:46,770 --> 00:03:49,850
.تبدیل به سنگ قبری برای این سه جهان بشین

52
00:03:52,860 --> 00:03:54,480
...که این‌طور

53
00:03:55,280 --> 00:03:57,860
.پس این ناحیه‌ی سلطنتی هست...

54
00:03:59,610 --> 00:04:02,240
.اعلحضرت، می‌تونم درد شما رو احساس کنم

55
00:04:02,450 --> 00:04:05,290
داری راجب چی صحبت می‌کنی، هاشوالت؟

56
00:04:06,620 --> 00:04:12,130
.از نگاه کردن به این سنگ قبر پوسیده ذره‌ای احساس ندارم

57
00:04:14,000 --> 00:04:15,630
.من رو خیلی ببخشید

58
00:04:16,380 --> 00:04:17,630
.بریم

59
00:04:17,920 --> 00:04:20,800
...به این دنیای پُر شده از فریب و نیرنگ پایان می‌دیم

60
00:04:20,840 --> 00:04:25,680
...و یک دنیای سرشار از صلح حقیقی بنا می‌کنیم...

61
00:04:26,810 --> 00:04:28,850
.اونم تنها با دست‌های خودمون...

62
00:04:29,870 --> 00:04:44,870
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

63
00:05:00,340 --> 00:05:05,890
...اوه، محبوبم، حتی نمی‌دانم قلبم به کجا عازم شده

64
00:05:06,180 --> 00:05:11,810
...و آن رویایی که زمانی دیده بودم فراموش کردم...

65
00:05:12,020 --> 00:05:17,070
...بالغ شدن برابر است با حفظ چهره‌ی عمومی و چاخان کردن...

66
00:05:17,780 --> 00:05:23,950
بهم بگو، اون چیه در آینه‌ی نقاشی شده منعکس می‌شه؟

67
00:05:24,620 --> 00:05:29,790
...تصویر تو کم کم در مقابل چشمانم محو می‌شه...

68
00:05:30,330 --> 00:05:34,880
...همون‌طور که دارم تغییر می‌کنم، ترکم کن...

69
00:05:35,000 --> 00:05:40,720
...با صدای بلندم که به عمق شب نفوذ می‌کنه فریاد می‌زنم...

70
00:05:41,050 --> 00:05:46,550
...سینه‌م به آتش کشیده می‌شه، این ترس واهی، همه و همه

71
00:05:46,890 --> 00:05:52,440
...هیچ اشکالی نداره که مثل اون روزها نمی‌تونم بخندم...

72
00:05:52,520 --> 00:05:58,270
...غم، زخم، همه چیز... همه رو با خود می‌برم...

73
00:05:59,280 --> 00:06:01,740
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

74
00:06:01,740 --> 00:06:04,700
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

75
00:06:05,070 --> 00:06:07,700
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

76
00:06:07,780 --> 00:06:10,410
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

77
00:06:13,750 --> 00:06:18,750
بــــــــلـــــــــــیـــــــــــــچ

78
00:06:13,750 --> 00:06:18,750
جنگ خونین هزاره

79
00:06:34,770 --> 00:06:35,560
چی؟

80
00:06:35,560 --> 00:06:37,150
!صبرکن

81
00:06:37,230 --> 00:06:38,820
!درست همونجا صبرکن، صبرکن

82
00:06:38,900 --> 00:06:42,740
...به چه جرائتی بدون اینکه منتظر من، شیبا گانجوی بزرگ باشین

83
00:06:42,780 --> 00:06:45,200
...کسی که کارشناس-خودخوانده‌ی ناحیه‌ی سلطنتی..

84
00:06:45,280 --> 00:06:47,780
!هست، تنهایی به ناحیه‌ی سلطنتی می‌خواین برین...

85
00:06:48,620 --> 00:06:50,490
...ها، گانجو، تویی

86
00:06:50,540 --> 00:06:52,120
تو اینجا چی کار می‌کنی؟

87
00:06:52,450 --> 00:06:53,620
!چه سوال مسخره‌ای پرسیدی

88
00:06:53,700 --> 00:06:57,580
به نظرت کی بوده که سیستم پرتاب تنکورن به جوخه‌ی صفر رو طراحی کرده؟

89
00:06:57,580 --> 00:06:58,670
.خواهر بزرگ‌ترت

90
00:06:58,790 --> 00:06:59,460
!دقیقاً

91
00:06:59,540 --> 00:07:00,550
.کار خودت که نبوده

92
00:07:00,670 --> 00:07:02,510
!درسته! کار من نبوده

93
00:07:02,510 --> 00:07:04,510
نمی‌خوای کم بیاری، درست می‌گم؟

94
00:07:04,800 --> 00:07:06,720
خب، برای چی اینجا اومدی؟

95
00:07:06,800 --> 00:07:10,350
!معلومه، تا اون کوئینشی‌ها رو شکست بدم

96
00:07:10,720 --> 00:07:14,730
!من حته این نقشه‌ی راه ناحیه‌ی سلطنتی رو که از خواهرم گرفته بودم با خودم آوردم

97
00:07:14,810 --> 00:07:18,150
!بدون این نقشه نمی‌تونین به اونجا برسین

98
00:07:18,230 --> 00:07:19,560
از این بابت مطمئنی؟

99
00:07:20,110 --> 00:07:23,650
...گانجو، جایی که قراره به اونجا بریم بسیار خطرناک‌تر از

100
00:07:23,730 --> 00:07:25,650
.هر جنگی هست که تا به الان تجربه‌ش کردیم...

101
00:07:26,110 --> 00:07:27,990
!احمق خان، خودم به خوبی می‌دونم

102
00:07:28,110 --> 00:07:30,280
!برای همین می‌خوام باهات بیام

103
00:07:33,870 --> 00:07:35,000
که این‌طور؟

104
00:07:36,910 --> 00:07:39,330
.خیلی‌خب، بزن بریم

105
00:07:52,720 --> 00:07:53,640
...سه

106
00:07:54,680 --> 00:07:57,350
...دو... یک

107
00:08:00,190 --> 00:08:02,820
ها، پس این‌جوری پرواز می‌کنه!؟

108
00:08:18,540 --> 00:08:21,210
.چه آسانسور بی‌ریخت و به‌دردنخوری بود

109
00:08:21,540 --> 00:08:23,920
.بدتر از این نمی‌شد طراحی و تنظیم‌ش کرد

110
00:08:25,960 --> 00:08:28,720
.مشتاق دیدار، یوهاباها

111
00:08:29,630 --> 00:08:33,510
.باورم نمی‌شه که بدون دعوت سرت رو پایین انداختی و به کاخ سلطنتی اومدی

112
00:08:33,720 --> 00:08:37,520
.می‌بینم که شکست دادن گن‌ریوسای باعث شده حسابی کله‌ت باد برداره

113
00:08:38,520 --> 00:08:39,520
!سولدات‌

114
00:08:40,560 --> 00:08:42,690
.شمشیرهای سول کینگ(پادشاه ارواح)

115
00:08:53,070 --> 00:08:54,280
.چقدر گستاخانه

116
00:08:54,700 --> 00:08:57,700
.تبدیل به چرک‌ خون روی شمشیرهای پادشاه ارواح شو

117
00:09:03,500 --> 00:09:06,460
.شما بچه‌ها که خیلی بیش‌تر گستاخ هستین

118
00:09:06,670 --> 00:09:09,130
.شریفت من «دابلیو» هست

119
00:09:09,220 --> 00:09:12,300
.نیانزول وایزول، «باد» هستم

120
00:09:12,470 --> 00:09:14,050
...هر دشمنی که پیدا می‌کنم

121
00:09:14,140 --> 00:09:18,520
.کلی پیچ و تاب و خم راست می‌شه که بدنم رو لمس نکنه...

122
00:09:18,750 --> 00:09:20,310
استرن ریتر
 "دابلیو"
نیانزول وایزول

123
00:09:20,600 --> 00:09:24,560
الان گفتی: «هر دشمنی که پیدا کنی» درسته؟

124
00:09:24,940 --> 00:09:30,240
.پس یعنی نمی‌تونی دشمنانی که از قبل شناسایی نکردی رو پیچ و تاب بدی

125
00:09:30,990 --> 00:09:34,780
.منظورم از پیدا کردن دشمن این بود که دشمنانم رو از روی غریزه پیدا می‌کنم

126
00:09:35,450 --> 00:09:39,790
.برای همین، مهم نیست از کجا بهم حمله کنن، اون‌ها بلافاصله از بدنم دور می‌شن

127
00:09:42,420 --> 00:09:44,830
.خیلی ببخشید که واضح توضیح ندادم

128
00:09:45,080 --> 00:09:48,800
...همیشه بهم می‌گن که عادت‌ بدی دارم

129
00:09:48,880 --> 00:09:52,130
.که نمی‌تونم همه چیز رو به خوبی توضیح بدم...

130
00:09:52,510 --> 00:09:54,640
.نیازی نیست خودت رو اذیت کنی

131
00:09:54,680 --> 00:09:57,510
.همه‌ی ما عادت‌های بدی داریم

132
00:09:58,510 --> 00:10:01,520
...دشمن هرچی بیش‌تر جلوتر میره توجه‌ش به اطرافش کم‌تر می‌شه

133
00:10:01,600 --> 00:10:05,230
.به خصوص اگه بدنت رو لمس کنه...

134
00:10:05,940 --> 00:10:08,650
...مثل همین ردایی که پوشیدی

135
00:10:10,030 --> 00:10:13,280
...وقتی که مشغول سر و کله زدن با سربازان مقدس بودی...

136
00:10:14,450 --> 00:10:17,530
.اون‌ها رو با استفاده از پارچه‌ی مخصوص خودم دوختم...

137
00:10:18,580 --> 00:10:20,700
!...نمی‌شه، همچین چیزی امکان نداره

138
00:10:20,830 --> 00:10:23,870
.بهترین لباسی که فقط مخصوص خودت دوختم

139
00:10:24,000 --> 00:10:28,170
.بهتره قدردان باشی که یک پیاده‌نظام ساده مثل تو تونسته این رو بپوشه

140
00:10:28,590 --> 00:10:29,670
...و اینکه

141
00:10:30,000 --> 00:10:32,800
.انتظار نداشته باش که قبل از مرگت اون‌ رو در بیاری

142
00:10:34,680 --> 00:10:35,890
...الان که دارم بهش فکر می‌کنم

143
00:10:35,970 --> 00:10:39,010
داشتیم راجب عادت‌های بد صحبت می‌کردیم، مگه نه؟...

144
00:10:39,470 --> 00:10:44,730
فراموش کردن  درآوردن سوزن خیاطی‌م عادت بدی‌ـه
 .که هرگز نمی‌تونم ترکش کنم

145
00:10:45,480 --> 00:10:47,020
...این‌دفعه، من اونی بودم که

146
00:10:47,730 --> 00:10:51,530
.باید عذرخواهی کنم که چرا همه چیز رو شفاف توضیح ندادم...

147
00:10:51,530 --> 00:10:52,990
بافنده‌ی بزرگ
 سنجومارو شوتارا

148
00:10:55,990 --> 00:10:57,530
...ولی راستش باید بگم

149
00:10:57,530 --> 00:11:00,370
.این واقعاً تبدیل به یک جهنم واقعی شد...

150
00:11:00,530 --> 00:11:03,580
.فکر می‌کردم که بدون شک شینیگامی‌ها برنده‌ی این نبرد می‌شن

151
00:11:04,040 --> 00:11:06,040
...بعد از ساختن چنین قلعه‌ی بزرگی

152
00:11:06,170 --> 00:11:08,040
.باورم نمی‌شه که به همین راحتی رهاش کردن...

153
00:11:08,250 --> 00:11:11,710
واقعاً این یارو یوهاباها داره پیش خودش چه فکری می‌کنه؟

154
00:11:12,380 --> 00:11:15,130
خب بگو ببینم، این ناحیه‌ی سلطنتی چه‌جور جایی هست؟

155
00:11:15,680 --> 00:11:19,050
.چمی‌دونم. منم تا به حال اونجا نرفتم

156
00:11:19,140 --> 00:11:22,560
...ولی فکر کنم گفتی که یک متخصص خودخوانده

157
00:11:22,640 --> 00:11:23,810
...ناحیه‌ی سلطنتی هستی...

158
00:11:24,100 --> 00:11:27,560
.آره، آبجی‌م کلی چیز راجبش برام تعریف کرد

159
00:11:27,650 --> 00:11:29,690
.ولی من همچین جزئیات کوچیک رو خوب به یاد نمی‌سپارم

160
00:11:29,730 --> 00:11:31,150
جدّی می‌گه؟

161
00:11:34,360 --> 00:11:36,360
.اون‌ها به ناحیه‌ی سلطنتی رفتن

162
00:11:36,530 --> 00:11:38,910
.پس یعنی باید هدف‌ـِشون پادشاه ارواح باشه

163
00:11:39,280 --> 00:11:40,450
...پادشاه ارواح

164
00:11:41,120 --> 00:11:44,830
...اون یک موجود خداگونه‌ـست که به تمام سه جهان

165
00:11:44,910 --> 00:11:48,670
.سول سوسایتی، دنیای انسان‌ها، و هِکو موندو فرمان‌روایی می‌کنه...

166
00:11:49,250 --> 00:11:51,340
.این تنها داستانی هست، که من راجبش شنیدم

167
00:11:51,420 --> 00:11:52,920
.هیچ وقت ایشون رو ندیدم

168
00:11:53,340 --> 00:11:54,460
...یک خدا

169
00:11:54,920 --> 00:11:57,970
پس یوهاباها قصد داره به چنین شخصیتی تبدیل بشه؟

170
00:11:58,180 --> 00:11:59,680
!آره، حتماً باید همین باشه

171
00:12:01,720 --> 00:12:04,600
اصلاً امکانش هست که جایگزین سول کینگ شد؟

172
00:12:05,390 --> 00:12:07,230
...وقتی داشتم توی کاخ سلطنتی تمرین می‌کردم

173
00:12:07,560 --> 00:12:09,900
.یک سری توهم دیدم...

174
00:12:10,600 --> 00:12:14,610
...که سول کینگ کسی هست که پایه و اساس کار این جهان هست

175
00:12:14,690 --> 00:12:17,610
.و وجدی هست که به هیچ وجه جایگزین نمی‌شه...

176
00:12:17,700 --> 00:12:20,240
پس هدف دشمن چی می‌تونه باشه؟

177
00:12:20,320 --> 00:12:21,620
من از کجا باید بدونم!؟

178
00:12:22,160 --> 00:12:24,450
.خب، ما که تا اینجا اومدیم

179
00:12:24,580 --> 00:12:27,710
.حالا هدف‌ـِشون هرچی می‌خواد باشه، ما باید اون‌ها رو نابود کنیم

180
00:12:27,960 --> 00:12:29,120
.حق با توئه

181
00:12:30,460 --> 00:12:33,090
باعث شد خاطرات قدیمی رو به‌ یاد بیارم؟

182
00:12:33,630 --> 00:12:36,590
...زمانی که همگی برای نجات کوچیکی سان عازم شدیم

183
00:12:37,340 --> 00:12:40,340
...اون موقع، یوروئیچی سان هنوز یک گربه بودن...

184
00:12:48,230 --> 00:12:50,100
.و ایشیدا کون هم همراه ما بود...

185
00:12:57,650 --> 00:13:00,820
به نظرتون ایشیدا کون دوباره به ما ملحق می‌شه؟

186
00:13:03,700 --> 00:13:04,990
.معلومه

187
00:13:05,910 --> 00:13:08,500
.ما قراره برای شکست دادن یوهاباها اونجا بریم

188
00:13:08,750 --> 00:13:11,540
!و وقتی این کار رو کردیم، یک مشت به ایشیدا می‌زنیم و با خودمون برش می‌گردونیم

189
00:13:11,710 --> 00:13:13,460
این همون چیزی‌ـه که همه‌مون توافق کردیم؟

190
00:13:14,500 --> 00:13:16,420
.البته، بعدش این کار رو می‌کنیم

191
00:13:18,340 --> 00:13:19,510
!حق با توئه

192
00:13:22,720 --> 00:13:23,930
...خیلی‌خب

193
00:13:24,220 --> 00:13:28,520
.به نظر می‌رسه بالاخره تیغه‌های شمشیر ما به تو رسید

194
00:13:29,270 --> 00:13:30,810
این‌جوری فکر می‌کنی؟

195
00:13:39,650 --> 00:13:41,700
.نگهبانان سلطنتی‌م به پیش بیاین

196
00:13:42,570 --> 00:13:44,700
.ما همین الان‌ هم پاسخ رو می‌دونیم

197
00:13:44,950 --> 00:13:46,530
استرن ریتر
 "ااِکس"
لیله بارو

198
00:13:48,700 --> 00:13:50,370
استرن ریتر
 "سی"
پرنیدا پارنک‌گاز

199
00:13:50,700 --> 00:13:53,540
...ای وای! به نظر می‌رسه من تنها کسی بودم که این

200
00:13:53,670 --> 00:13:55,960
.افتخار رو داشته از پایین به اینجا بیاد...

201
00:13:56,250 --> 00:13:58,500
...بهتره نمایش خوبی به نمایش بذارم

202
00:13:59,130 --> 00:14:00,380
!درسته

203
00:14:00,590 --> 00:14:05,090
!اگه ثابت کنی بی‌فایده‌ای، خودم تو رو تیکه تیکه می‌کنم

204
00:14:05,260 --> 00:14:06,890
استرن ریتر
 "اِم"
جرارد والکری

205
00:14:07,010 --> 00:14:09,640
...بعد از اینکه تونستم جون سالم به در ببرم نمی‌خوام

206
00:14:10,890 --> 00:14:15,060
!دست‌های باریک یک خانوم نمی‌تونه شمشیرم رو متوقف کنه

207
00:14:21,530 --> 00:14:24,200
!سطح دوم سربازهای مقدس، سپر پادشاه ارواح

208
00:14:24,360 --> 00:14:25,700
!اون‌ها رو متوقف کنین

209
00:14:32,750 --> 00:14:34,620
!ها، خیلی بزرگ هست

210
00:14:36,580 --> 00:14:39,630
چی؟ به نظر می‌رسه می‌خوای چیزی بگی؟

211
00:14:39,750 --> 00:14:42,840
«اون داره می‌گه: «خب که چی این‌قدر بزرگ هست؟

212
00:14:52,600 --> 00:14:56,690
بالاخره داری به این فکر می‌کنی که ممکنه کاخ سلطنتی سقوط کنه؟

213
00:14:56,730 --> 00:14:58,360
.دیر شده

214
00:14:58,520 --> 00:15:03,440
.طرف بازنده همیشه دیر متوجه واکنش‌ها می‌شه

215
00:15:03,940 --> 00:15:08,740
.کاخ سلطنتی به محض ورود اعلحضرت به اون سقوط کرد

216
00:15:09,620 --> 00:15:10,400
#24         بلیچ

217
00:15:12,580 --> 00:15:14,600
خیلی زود برای برنده شده و خیلی دیر برای فهمیدن

218
00:15:24,550 --> 00:15:28,590
نگهبانان سلطنتی

219
00:15:46,900 --> 00:15:48,610
.خب، این خیلی راحت بود

220
00:15:48,860 --> 00:15:50,660
این بهترین کاری بود که از دست جوخه‌ی صفر برمی‌اومد؟

221
00:15:51,120 --> 00:15:53,950
...تا حالا با حریفی روبه‌رو شدیم

222
00:15:54,040 --> 00:15:56,330
که این‌قدر زود پیروز نشیم؟...

223
00:16:01,880 --> 00:16:04,300
.هر چیزی که سد راهمون شده نابود شد

224
00:16:05,800 --> 00:16:07,590
.به پیش برین، اعلحضرت

225
00:16:14,390 --> 00:16:15,520
این چیه؟

226
00:16:16,140 --> 00:16:17,690
...چشم‌انداز ناحیه‌ی سلطنتی

227
00:16:18,310 --> 00:16:19,690
چه اتفاقی داره می‌افته؟...

228
00:16:20,020 --> 00:16:21,730
ما کدوم جهنمی هستیم!؟

229
00:16:22,110 --> 00:16:27,700
.این کاخ سلطنتی دروغین بود که برای فریب دادن شما ساخته شده بوده

230
00:16:27,950 --> 00:16:33,580
.کاخ سلطنتی واقعی اونجا به وسیله‌ی اوشو مخفی شده

231
00:16:34,830 --> 00:16:39,460
مخفی شدن

232
00:16:39,710 --> 00:16:41,880
ها! چی شده؟

233
00:16:41,960 --> 00:16:45,630
...ب.ه همین زودی مشخص شد؟ پس به این معنی‌ـه

234
00:16:45,840 --> 00:16:48,260
.قفس به موقع ساخته شد...

235
00:16:50,470 --> 00:16:51,430
چی...؟

236
00:16:51,930 --> 00:16:53,470
...آره، آره، آره، آره

237
00:16:53,550 --> 00:16:55,470
!به موقع‌ آماده‌ش کردم

238
00:16:55,640 --> 00:16:59,560
.مدت‌ها می‌شد که رحم به این بزرگی آماده کرده بودم

239
00:16:59,770 --> 00:17:01,690
!همچین کار راحتی نبود

240
00:17:03,230 --> 00:17:05,860
ای وای... این دیگه چیه؟

241
00:17:05,900 --> 00:17:08,070
!لعنت به این حقه‌های عجیب و غریب‌ـِشون

242
00:17:11,570 --> 00:17:13,910
.حتی با شلیک‌های پی در پی به یک نقطه هم نمی‌شکنه

243
00:17:14,530 --> 00:17:17,410
.حتی وقتی به بیرون شلیک می‌کنم، اون شاخک‌ها سریع رشد می‌کنه

244
00:17:18,540 --> 00:17:21,460
!چه ننگ بزرگی برای اسم «اِکس» بود، لیلی

245
00:17:21,540 --> 00:17:23,330
!سوراخ شدن

246
00:17:23,630 --> 00:17:28,010
!دستکاری غذا به معنی دستکاری زندگی هست

247
00:17:28,210 --> 00:17:31,260
.من برای شکل دادن به زندگی آشپزی می‌کنم

248
00:17:31,430 --> 00:17:34,390
.و اون مواد تشکیل دهنده از بدن خودم به وجود میاد

249
00:17:34,430 --> 00:17:38,060
.این درخت با تغذیه کردن از ریاتسوم(فشار روحی‌م) میوه میده

250
00:17:38,560 --> 00:17:42,560
گلوله‌هات از ریشی به شدت متمزکز شده ایجاد شده، درسته؟

251
00:17:43,100 --> 00:17:47,520
.این درخت زندگی نمی‌تونه از چیزی به این لذت‌بخشی به راحتی بگذره

252
00:17:47,820 --> 00:17:51,740
.حتی اگه سوراخ‌ـِشون کنی، این درخت با سرعت بیش‌تری رشد می‌کنه

253
00:17:53,360 --> 00:17:55,450
.می‌تونی هرچقدر که بخوای دست و پا بزنی

254
00:17:55,530 --> 00:17:59,700
.اما توانایی شما برای خارج شدن از این قفس زندگی کافی نیست

255
00:18:01,620 --> 00:18:04,710
!هنوز وقت تعجب نیست، مهمانان لعنتی

256
00:18:08,050 --> 00:18:10,760
...فرمانده‌ی اول جوخه‌ی صفر، نگهبان مقدس شرق

257
00:18:10,880 --> 00:18:12,550
«!اهریمن چشمه‌ی آب‌گرم»...

258
00:18:12,630 --> 00:18:16,140
!کیرینجی تنجیرو! اون منم

259
00:18:16,260 --> 00:18:20,470
...فرمانده‌ی چهارم جوخه‌ی صفر، نگهبان مقدس شمال

260
00:18:20,600 --> 00:18:24,650
.بافنده‌ی بزرگ». شوتارو سنجومارو»

261
00:18:25,020 --> 00:18:28,610
.فرمانده‌ی دوم جوخه‌ی صفر، نگهبان مقدس جنوب

262
00:18:28,980 --> 00:18:32,320
.پادشاه غلات». هیکیفونه کیریئو خودمم»

263
00:18:35,660 --> 00:18:37,070
!یووو

264
00:18:38,330 --> 00:18:42,160
!من سازنده‌ی شماره یک زانپاکتو هستم

265
00:18:42,620 --> 00:18:44,250
...ده، نه، هست، هفت

266
00:18:44,330 --> 00:18:45,500
...شش، پنج، چهار، سه...

267
00:18:45,500 --> 00:18:49,130
!دو، یک، نیمایا اوه-اِتسو

268
00:18:49,500 --> 00:18:52,340
.شما بازنده‌ها هیچ راهی برای ادامه دادن ندارین

269
00:18:52,840 --> 00:18:56,390
.حالا خفه شین و همگی بیاین جلو، یو

270
00:18:56,640 --> 00:18:59,970
.اینجاست که نبرد واقعی جوخه‌ی صفر آغاز می‌شه

271
00:19:01,560 --> 00:19:02,520
...ها، چی

272
00:19:02,640 --> 00:19:04,690
...شاید برای این بوده که مدت‌ها این حرف رو نزدم...

273
00:19:05,230 --> 00:19:07,980
!تیغه‌ احساس لرزش می‌کنه...

274
00:19:10,070 --> 00:19:11,570
!خیلی خوب جاخالی دادی

275
00:19:11,690 --> 00:19:14,700
.جاخالی دادن از در آغوش گرفتن یک مرد کار ساده‌ای هست

276
00:19:14,740 --> 00:19:15,780
که این‌طور!؟

277
00:19:16,070 --> 00:19:17,610
...پس حمله‌ی بعدی رو می‌کنم

278
00:19:19,450 --> 00:19:21,080
.نوبت منه...

279
00:19:23,580 --> 00:19:26,500
...ها؟ صبرکن ببینم

280
00:19:26,500 --> 00:19:28,040
داری باهام شوخی می‌کنی، درسته؟

281
00:19:30,590 --> 00:19:33,460
فکر کردین من کی هستیم، یو؟

282
00:19:33,460 --> 00:19:36,220
...ده، نه، هشت، هفت، شش، پنج

283
00:19:36,340 --> 00:19:37,800
!چهار، سه، دو، این منم...

284
00:19:37,890 --> 00:19:43,720
.نیمایا اوه-اِتسو. کله خراب‌ترین فرد در جوخه‌ی صفر

285
00:19:44,730 --> 00:19:48,560
.شمشیرم با یک ضربه هرچیزی رو می‌کشه

286
00:19:49,100 --> 00:19:50,860
.از تکنیک عجیبی استفاده کردی

287
00:19:51,360 --> 00:19:53,400
ها؟ منظورت چیه؟

288
00:19:53,860 --> 00:19:56,490
.این یک حقه‌ست. فقط با نگاه کردن بهش می‌تونم متوجه بشم

289
00:19:57,110 --> 00:19:59,990
.اون شمشیر توی اون ماده‌ی شبیه به ژله خیس شده بوده

290
00:20:00,410 --> 00:20:03,040
.به قدری بد ساخته شده که تیغه‌ی شمشیر لرزش داره

291
00:20:03,490 --> 00:20:05,410
.به هیچ وجه همچین چیزی جرارد رو نمی‌کشه

292
00:20:09,210 --> 00:20:10,750
الان چی کار کردی؟

293
00:20:11,590 --> 00:20:12,630
.کاری نکردم

294
00:20:13,420 --> 00:20:15,460
...من همین‌ جوری نگه‌ش داشتم

295
00:20:15,550 --> 00:20:19,050
...و اون گلوله‌ی بی‌نقصت مسیرش رو پیدا کرد...

296
00:20:19,130 --> 00:20:20,720
.و به دو نیمه تقسیم شد...

297
00:20:20,760 --> 00:20:22,140
.همین

298
00:20:27,100 --> 00:20:27,770
چی...؟

299
00:20:41,620 --> 00:20:43,740
!اوه! حرکت فوق‌العاد‌ه‌ای بود

300
00:20:43,830 --> 00:20:47,120
.تو در زمان مناسب همراه با تیغه‌ی شمشیرم به عقب پریدی

301
00:20:47,160 --> 00:20:51,080
.نمی‌تونستی بدون فکر کردن به اینکه این تیغه چه‌قدر تیزه چنین کاری انجام بدی

302
00:20:51,710 --> 00:20:53,590
به نظر می‌رسه که متوجه شدی؟

303
00:20:57,300 --> 00:21:00,050
.این «سایافوشی»‌یک شکست هست

304
00:21:00,130 --> 00:21:03,600
.تیغه‌ی این شمشیر بیش از حد تیز و صاف هست

305
00:21:03,640 --> 00:21:06,270
.مهم نیست چندبار باهاش برش بدم، تیغه‌ش به هیچ وجه کُل نمی‌شه

306
00:21:06,470 --> 00:21:09,600
.این کار باعث شده ما شمشیرسازها بی‌کار بشیم

307
00:21:09,890 --> 00:21:13,940
.و از همه مهم‌تر، نمی‌تونم غلافی بسازم که بتونه این شمشیر رو نگه داره

308
00:21:14,270 --> 00:21:17,480
...از اون‌جایی که شمشیر کاملی نیست

309
00:21:17,530 --> 00:21:20,650
.نمی‌تونم اون رو به سیریتی بفرستم...

310
00:21:21,320 --> 00:21:24,410
.واقعاً خوشحالم که شما به ناحیه‌ی سلطنتی اومدین

311
00:21:24,490 --> 00:21:26,910
.به لطف شما، فرصت استفاده کردن از این شمشیر به دست آوردم

312
00:21:27,660 --> 00:21:30,960
!ازت متشکرم. یوها

313
00:21:48,180 --> 00:21:50,810
پس، قدرت فرار کردن از اون رحم رو داری؟

314
00:21:50,850 --> 00:21:52,980
.تحت تاثیر قرار گرفتم

315
00:21:53,400 --> 00:21:56,520
!همون‌جوری که از کینگ(پادشاه) انتظار داشتم! طلوعی خیره کننده داشت

316
00:21:57,360 --> 00:21:59,530
نمی‌خوای دنبال اعلحضرت بری؟

317
00:21:59,690 --> 00:22:02,200
!این منم که باید همچین سوالی رو از شما بپرسم

318
00:22:02,400 --> 00:22:03,450
.اونجا اوشو هست

319
00:22:03,530 --> 00:22:08,490
.حتی چشمه‌ی آب‌گرمم هم نمی‌تونه بوی تعفن خون آلوده‌ش رو بشوره

320
00:22:08,790 --> 00:22:12,710
.اون دوست داره وقتی من دور و اطرافش نیستم هرچیزی راجبم بگه

321
00:22:13,290 --> 00:22:15,000
نظرت راجبش چیه؟

322
00:22:16,460 --> 00:22:20,590
.می‌ذاری از اینجا عبور کنم، هیوسویه ایچیبه

323
00:22:22,670 --> 00:22:27,220
.بارها تو رو تنبیه کردم، ولی هربار بدون احترام اسمم رو صدا می‌زنی

324
00:22:29,100 --> 00:22:31,890
.اگه صدات رو از دست دادی من رو مقصر ندون

325
00:22:32,200 --> 00:22:34,440
ماناکو اوشو(تولید کننده اسم)
 هیوسوبه ایچیبه

326
00:22:34,460 --> 00:22:44,460
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

327
00:22:44,570 --> 00:22:48,910
...در یک چشم به هم زدن، تمام نورها خاموش شد

328
00:22:48,950 --> 00:22:50,160
...و به من یادآور شد...

329
00:22:50,240 --> 00:22:51,410
...همراه با یک آوا...

330
00:22:51,500 --> 00:22:53,660
...و نمی‌تونم از سرجام تکون بخورم...

331
00:22:54,410 --> 00:22:58,590
...حتی یک میلی‌متر هم قادر به حرکت نیستم...

332
00:22:58,670 --> 00:22:59,800
...از جمله‌هایی که تکرار کردم...

333
00:22:59,880 --> 00:23:03,510
...تمام جمله‌ها... نمی‌خوام فراموش‌ـِشون کنم...

334
00:23:03,510 --> 00:23:04,760
...بازسازی شد...

335
00:23:04,880 --> 00:23:05,930
...تکرار شد...

336
00:23:06,010 --> 00:23:07,090
...تبدیل به نشانه‌ای شد...

337
00:23:07,180 --> 00:23:08,430
...و متوجه این غبارها شدم...

338
00:23:08,430 --> 00:23:09,510
...صبر پیشه کردم و پیشه کردم...

339
00:23:09,600 --> 00:23:11,010
...اما آغاز نشد...

340
00:23:11,100 --> 00:23:12,100
...اگر به فراموشی سپرده شده...

341
00:23:12,180 --> 00:23:13,520
...تسلیم می‌شم...

342
00:23:13,560 --> 00:23:14,560
...اما نمی‌تونم...

343
00:23:14,600 --> 00:23:15,770
می‌تونم شانه‌ت را قرض بگیرم؟...

344
00:23:15,890 --> 00:23:17,480
...با آن چاقو...

345
00:23:17,480 --> 00:23:19,650
...که به جا مانده...

346
00:23:20,440 --> 00:23:22,440
...همه چیز را در هم‌ می‌درم...

347
00:23:22,530 --> 00:23:23,780
...با این حال

348
00:23:23,820 --> 00:23:26,110
...در وسط رویاهامون...

349
00:23:26,150 --> 00:23:28,620
...به جست و جو ادامه می‌دیم...

350
00:23:28,660 --> 00:23:30,780
...به خاطر زخمی که برداشتیم...

351
00:23:30,870 --> 00:23:33,500
...که این دنیا همچنان به ما یادآور می‌شود...

352
00:23:33,580 --> 00:23:35,750
...با این میل شدید...

353
00:23:35,830 --> 00:23:39,130
...که به ادامه‌ی زندگی داریم...

354
00:23:39,210 --> 00:23:44,300
...فردا را انتخاب کردیم که دیگر برنمی‌گردد...

355
00:23:44,380 --> 00:23:48,970
...کمی بعد...

356
00:23:49,090 --> 00:23:53,600
...پرده‌ی آخر فرو می‌ریزد...

357
00:23:54,220 --> 00:23:57,770
...به ما نورش را می‌تاباند...

358
00:23:57,810 --> 00:24:00,650
که این پایان چرخه‌ی نادیده‌هاست...

359
00:24:14,580 --> 00:24:19,080
.آینده، سیاهی، برعکس

360
00:24:14,900 --> 00:24:19,080
آینده

361
00:24:15,800 --> 00:24:19,080
سیاهی

362
00:24:17,000 --> 00:24:19,080
برعکس
