WEBVTT

00:18.100 --> 00:19.440
...که این‌طور

00:20.730 --> 00:22.900
...این ممکنه کمی دردسرساز بشه...

00:24.690 --> 00:27.860
...برام سوال بود که برای چی فشار روحی‌ش(ریاتسوش) ناپدید شده بود، اما

00:27.940 --> 00:28.950
!...باورم نمی‌شه

00:30.950 --> 00:31.950
...باکودو شماره(طلسم اتصال)

00:32.030 --> 00:32.870
!احمق شدی

00:32.950 --> 00:34.700
!یک کیدو(طلسم) نمی‌تونه جلوش رو بگیره

00:39.290 --> 00:41.830
.خیلی خطرناک بود، ولی ایکاکو، ازت خیلی ممنونم

00:42.670 --> 00:43.670
!ایکاکو

00:43.840 --> 00:44.840
...گندش بزنن

00:44.840 --> 00:48.010
.ممکنه یک جسد باشه، اما هنوز کاپیتان جوخه‌ی 10 هست

00:48.670 --> 00:51.050
...شانس آوردم که فقط با یک پا برام تمام شد

00:55.890 --> 00:57.850
...گندش... بزنن

01:03.730 --> 01:05.570
!هزینه‌ی آسیب رسوندن به ایکاکو رو می‌پردازی

01:05.690 --> 01:06.860
...روری‌روکو

01:14.950 --> 01:16.870
...جالب شد

01:17.450 --> 01:18.870
...علی‌رغم اینکه تبدیل به جسد شده

01:18.950 --> 01:21.790
.می‌تونی طوری حرکت کنی که انگار هنوز زنده هستی...

01:25.380 --> 01:28.170
...همم... ممکنه درست قبل از مرگ

01:28.250 --> 01:29.590
تبدیل به زامبی شده باشی؟...

01:29.840 --> 01:31.220
!زدی تو خال

01:32.010 --> 01:34.260
...اگه قبل از مردن اون‌ها رو تبدیل به زامبی کنم

01:34.340 --> 01:36.810
.سلول‌هاشون تازه‌ترن، و اون‌ وقت چابک‌تر می‌شن...

01:37.140 --> 01:39.850
.و اضافه کنم ذهن‌ـِشون از بین میره، اون وقت کنترل کردن‌ـِشون راحت‌تره

01:39.970 --> 01:42.230
.اون وقت فقط سوده که به من می‌رسه

01:42.690 --> 01:46.270
.که این‌طور. واقعاً خنده‌داره

01:48.360 --> 01:50.150
:پس بذار این سوال رو ازت بپرسم

01:50.240 --> 01:53.490
کجای کنترل کردن کسایی که کنترل ذهن‌ خودشون رو به دست ندارن لذت‌بخش‌ـه؟...

01:53.910 --> 01:58.450
.چمیدونم. من که سادیستیک نیستم

02:01.700 --> 02:03.500
...از اون‌جایی که کار اون دختر زامبی رو تموم کردم

02:03.580 --> 02:05.920
این پسر قراره حریف بعدی‌م باشه؟...

02:05.920 --> 02:09.630
.خیلی خوبه... انگار یک خورده جذابیت داری

02:10.510 --> 02:12.670
...واقعاً خیلی خوشحالم

02:12.840 --> 02:15.010
!که تو دشمنم هستی...

02:15.050 --> 02:16.510
!احمق! بهتره برگردی عقب

02:23.100 --> 02:24.270
...احمق

02:24.390 --> 02:29.400
واقعاً متوجه نمی‌شی که اون فراتر از توانایی‌هات هست؟

02:30.150 --> 02:33.070
.به عنوان مجازات، به حال خودت رهات می‌کنم که بمیری

02:33.570 --> 02:35.280
...گندت بزنن، تو

02:35.910 --> 02:38.200
...خیلی‌خب، اما شما کاپیتان هیتسویاگا

02:38.990 --> 02:43.620
.انگار متاسفانه نمی‌تونم بهتون بگم که سوژه‌های آزمایشگاهی من رو نکشین

02:45.080 --> 02:49.210
.ها، درسته... تلاش برای صحبت کردن با شما بی‌فایده‌ـست

02:50.040 --> 02:51.250
.خب، کاری‌ش نمی‌شه کرد

02:51.420 --> 02:56.220
...به عنوان کسی که ادب و رفتار در پوست و گوشتش نفوذ کرده

02:56.300 --> 03:00.470
.توی ذات من نیست که بدون رضایت قبلی به کسی صدمه بزنم...

03:01.760 --> 03:03.140
...کاپیتان هیتسویاگا

03:03.810 --> 03:06.850
.چندین دارو هست که مایلم روی شما آزمایش کنم

03:07.230 --> 03:09.110
قبول می‌کنین، مگه نه؟

03:09.190 --> 03:10.220
#23      بلیچ

03:10.190 --> 03:12.690
.ها، نیازی به نگرانی نیست

03:12.780 --> 03:17.320
.معلومه، همه‌ی این‌ها به خاطر سیریتی هست

03:19.370 --> 03:20.850
رستاخیر زامبی‌ها     2

03:20.850 --> 03:31.530
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:32.460 --> 03:38.010
...اوه، محبوبم، حتی نمی‌دانم قلبم به کجا عازم شده

03:38.300 --> 03:43.890
...و آن رویایی که زمانی دیده بودم فراموش کردم...

03:44.060 --> 03:49.150
...بالغ شدن برابر است با حفظ چهره‌ی عمومی و چاخان کردن...

03:49.850 --> 03:56.150
بهم بگو، اون چیه در آینه‌ی نقاشی شده منعکس می‌شه؟

03:56.780 --> 04:01.950
...تصویر تو کم کم در مقابل چشمانم محو می‌شه...

04:02.490 --> 04:07.080
...همون‌طور که دارم تغییر می‌کنم، ترکم کن...

04:07.160 --> 04:12.920
...با صدای بلندم که به عمق شب نفوذ می‌کنه فریاد می‌زنم...

04:13.250 --> 04:18.720
...سینه‌م به آتش کشیده می‌شه، این ترس واهی، همه و همه

04:19.050 --> 04:24.560
...هیچ اشکالی نداره که مثل اون روزها نمی‌تونم بخندم...

04:24.720 --> 04:30.400
...غم، زخم، همه چیز... همه رو با خود می‌برم...

04:31.350 --> 04:33.820
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

04:33.820 --> 04:36.780
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

04:37.150 --> 04:39.780
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

04:39.860 --> 04:42.490
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

04:45.870 --> 04:51.040
بــــــــلـــــــــــیـــــــــــــچ

04:45.870 --> 04:51.040
جنگ خونین هزاره

05:04.010 --> 05:07.640
.همه این‌ها به خاطر سیریتی هست

05:18.780 --> 05:21.860
...از اینکه چه‌جوری کسی که همیشه خودش رو توی آزمایشگاهش حبس کرده

05:21.950 --> 05:24.740
و می‌تونه حرکاتت رو پیش‌بینی کنه غافلگیر شدی؟...

05:25.870 --> 05:29.410
.می‌بینی، چند روز پیش یک سنسور توی «آشیزوجیجیزو» قرار دادم

05:29.700 --> 05:32.830
...جوری تنظیم شده که با هر شمشیری در فاصله‌ی دو شاکوی من قرار بگیره

05:32.870 --> 05:37.880
.با زاویه‌ی 60 درجه یا بیش‌تر ارتباط برقرار کنه...

05:38.300 --> 05:39.590
...به عبارت دیگه

05:39.670 --> 05:43.300
.به طور خودکار تمام ضرباتت رو مسدود می‌کنه

05:44.760 --> 05:47.600
...با توجه به صحبت‌هام، مطمئناً قصد داری بدون استفاده از

05:47.680 --> 05:49.140
.شمشیر یک‌جوری بهم ضربه بزنی...

05:49.520 --> 05:52.390
...فکرش رو نمی‌کردی که با یک چیزی غیر از شمشیرت

05:52.480 --> 05:54.730
تو رو به دام بندازم؟...

05:59.230 --> 06:00.360
بانکای

06:00.860 --> 06:03.320
دایگورن هیورین‌مارو

06:12.210 --> 06:15.750
...کا-کاپیتان هیتسویاگا

06:17.340 --> 06:20.420
.چندین دارو هست که مایلم روی شما آزمایش کنم

06:22.590 --> 06:24.470
قبول می‌کنین، مگه نه؟

06:25.220 --> 06:27.470
.ها، نیازی به نگرانی نیست

06:27.550 --> 06:30.970
.همه این‌ها به خاطر سیریتی هست

06:33.390 --> 06:36.440
...از اینکه چه‌جوری کسی که همیشه خودش رو توی آزمایشگاهش حبس

06:36.520 --> 06:39.320
کرده و می‌تونه حرکاتت رو پیش‌بینی کنه غافلگیر شدی؟...

06:39.730 --> 06:41.280
.یکبار این حرف‌ها رو بهم زدی

06:41.730 --> 06:42.900
چه اتفاقی داره می‌افته؟

06:43.070 --> 06:45.070
ها، پس می‌تونی باهام صحبت کنی؟

06:45.150 --> 06:46.820
!این یک کشف جدیده

06:47.200 --> 06:48.450
...بانکای

06:48.530 --> 06:50.490
دایگورن هیورین‌مارو

07:03.670 --> 07:07.010
...ال-الحق که خیلی قدرتمندی

07:07.720 --> 07:09.680
...کاپیتان هیتسویاگا...

07:10.510 --> 07:13.470
.چندین دارو هست که مایلم روی شما آزمایش کنم

07:14.810 --> 07:16.560
قبول می‌کنین، مگه نه؟

07:16.640 --> 07:18.060
چه اتفاقی داره می‌افته؟

07:18.270 --> 07:20.190
اینجا داره چه اتفاقی می‌افته؟

07:20.480 --> 07:23.900
.چی شد؟ مغزت شروع به تحلیل کرده و متوجه شده، که این‌طور

07:24.570 --> 07:27.070
!واقعاً معرکه‌ـست، کاپیتان هیتسویاگا

07:27.240 --> 07:29.410
تا «الان» چندمین بار بود؟

07:29.740 --> 07:35.710
.همه‌ی داروهام تجربه‌ی جدید و خارق‌العاده‌ای به کاربرهاش میده

07:36.660 --> 07:40.290
...به اون‌ها قدرت، احساس، واکنش، و شجاعتی

07:40.380 --> 07:41.670
.فراتر از درک انسان‌ها اعطا می‌کنه...

07:42.170 --> 07:45.720
.و به تو، قدرت دیدن گذشته رو دادم

07:46.880 --> 07:50.470
...هربار که از نقطه‌ی خاصی از این نبرد پا رو فراتر می‌ذاری

07:50.550 --> 07:53.260
.به گذشته برمی‌گردی...

07:54.020 --> 07:57.810
.و اون «نقطه» زمانی هست که من رو می‌کشی

07:58.350 --> 08:00.730
...به عبارت دیگه، اگه من رو نکشی

08:00.810 --> 08:03.520
.در این صورت آینده‌ت برای همیشه ادامه پیدا می‌کنه...

08:03.900 --> 08:05.150
...اما اگه من رو بکشی

08:05.230 --> 08:08.110
.اون‌وقت آینده‌ت توی همان لحظه متوقف می‌شه...

08:08.700 --> 08:10.320
واقعاً وضح افتضاحی هست، مگه نه؟

08:10.410 --> 08:13.370
.تا وقتی دشمنت رو نکشی نمی‌تونی ادامه بدی

08:13.700 --> 08:16.910
.با این حال، وقتی هم که شکستش می‌دی، به عقب برمی‌گردی

08:17.410 --> 08:19.870
...با این حال، نقص این دارو اینه‌که

08:19.960 --> 08:22.790
...فقط روی هیپوکامپ مغز(اَسبک مغز) تاثیر می‌ذاره...

08:22.880 --> 08:24.800
.که حافظه‌ی کوتاه مدتت رو کنترل می‌کنه...

08:25.380 --> 08:28.220
...به همین خاطر، کاربرهای این دارو قادر به یادآوری

08:28.300 --> 08:29.840
.تعداد دفعات بازگشت به گذشته نیستن...

08:30.800 --> 08:34.560
...و، وقتی بیش‌تر از ده باز به گذشته سفر می‌کنن

08:37.770 --> 08:40.060
.یک عارضه‌ی جدّی به بدن‌ـِشون وارد می‌شه...

08:41.400 --> 08:44.360
...بخشی از مغز که تعادل‌ بدن رو کنترل می‌کنه

08:44.440 --> 08:46.860
.به مدت 30 ثانیه به طور کامل فلج می‌شه...

08:47.820 --> 08:50.610
...کاپیتان هیتسویاگا، از اون‌جایی که شما آدم خوش قلبی هستین

08:50.700 --> 08:54.030
...مطمئنم توی این 30 ثانیه که بدن‌ـِتون قلج شده هیچ مشکلی ندارین...

08:54.120 --> 08:56.870
.ولی اگه در طول نبرد این اتفاق بی‌افته می‌تونه کشنده باشه...

08:57.700 --> 09:00.500
...البته می‌شه با داروی جدید این عوارض رو کنترل کرد

09:00.620 --> 09:03.630
.ولی نمی‌شه به بازار معرفی‌ش کرد...

09:05.170 --> 09:07.630
.خیلی‌خب، الان این سوال پیش میاد

09:07.760 --> 09:12.680
دقیقاً من چه زمانی این دارو رو بهت دادم؟

09:13.390 --> 09:14.680
...حروم‌زاده

09:14.680 --> 09:17.310
.می‌تونی جوابت رو توی گذشته بهم بگی

09:22.730 --> 09:24.560
آشیزوجیجیزو

09:25.020 --> 09:26.940
...علاوه بر حفظ تعادل‌ـت

09:27.020 --> 09:29.820
.اندام‌هات هم به طور کامل فلج خواهند شد...

09:32.410 --> 09:36.330
...تجویز این دارو برای کسی که نمی‌تونه مبارزه کنه

09:36.490 --> 09:38.660
.درد زیادی داره...

09:39.580 --> 09:40.660
...نکن

09:41.210 --> 09:43.000
!این کار رو نکن

09:43.500 --> 09:46.590
.حداقل با داد و این کلمات می‌تونی مقاومت کنی

09:46.750 --> 09:49.050
.که همین تا حدودی آرامش بخش هست

10:03.730 --> 10:07.230
...دو کاپیتان و یک سروان به جسد تبدیل شدن

10:07.610 --> 10:09.690
.این‌قدر رقت‌انگیزه که دیگه خنده‌دار هم نیست...

10:10.440 --> 10:12.610
.شما جلوی مشاهداتم رو می‌گیرین

10:12.900 --> 10:14.820
هرجور که می‌دونین، می‌تونین باهاشون مقابله کنین؟

11:00.580 --> 11:02.330
!الگوی مورفین

11:05.960 --> 11:07.380
مشکل این یارو چیه!؟

11:07.460 --> 11:09.040
!هیچ روزنه‌ای توی فشار روحی‌ش(ریاتسوش) نیست

11:09.840 --> 11:11.800
!پراکنده شو، سن‌بون‌زاکورا

11:16.380 --> 11:17.800
...گالوانیزه

11:18.390 --> 11:20.810
!گندش بزنن! عصاره‌م تموم شد

11:28.060 --> 11:31.400
...شکستت می‌دم، بعدش، سراغ کوروساکی ایچیگو می‌رم

11:31.480 --> 11:34.940
!اون وقت می‌تونم در کنار اعلحضرت بایستم

11:37.410 --> 11:38.610
!اِسکلاوِ رای(برده‌ی مقدس)

11:41.700 --> 11:42.790
...بانکای

11:44.120 --> 11:45.620
گریمانیئل(راه خدا)

11:51.790 --> 11:53.630
سن‌بن‌زاکورا کاگه‌یوشی

12:20.700 --> 12:23.410
...واقعاً همه‌شون که رقت‌انگیزن

12:23.580 --> 12:25.700
...ولی با توجه به توانایی‌هامون...

12:25.790 --> 12:28.120
.فکرکنم منطقی باشه که فقط ما باقی مونده باشیم...

12:28.620 --> 12:30.000
.فکرکنم حق با تو باشه

12:30.670 --> 12:32.710
...راستی، این واقعاً همون آدم‌ـه

12:32.790 --> 12:35.250
که توسط اِز نات دهنش سرویس شد؟...

12:35.760 --> 12:38.220
.اگه این‌جور باشه، این لعنتی خیلی سرسخته

12:38.840 --> 12:39.760
...حروم‌زاده‌ی لعنتی

12:40.890 --> 12:43.760
صبرکن ببینم، این په‌په‌ لعنتی کدوم گوری رفته؟

12:44.390 --> 12:48.390
!با توجه به قدرت‌هاش بیش‌تر می‌تونیم میدان نبرد رو به‌دست بگیریم

12:48.680 --> 12:52.270
...ولی اون مرد حال به هم زن‌ـه. فکرکنم بتونیم بدون اون انجامش بدیم

12:52.440 --> 12:54.900
.حالا بی‌مصرف یا خوک، در هر صورت بهتر از هیچ چیزی هست

12:56.690 --> 12:57.650
.کاپیتان کوچیکی

12:57.990 --> 12:59.990
.من کار یکی از دشمن‌ها رو تموم کردم

13:03.490 --> 13:04.370
...راستی

13:05.280 --> 13:08.120
.کاپیتان کوچیکی، می‌بینم که شما کار سه‌ نفرشون رو تموم کردین

13:08.830 --> 13:11.330
...اون سه نفر رو شکست داد، در حالی که من فقط یک نفر رو شکست دادم

13:11.620 --> 13:13.960
...این دقیقاً همون تفاوت سطح بین یک کاپیتان و ستوان هست...

13:14.670 --> 13:17.420
.شکست دادن یکی از اون‌ها چیزی نیست که بتونم باهاش فخر بفروشم...

13:20.630 --> 13:21.380
چی؟

13:21.760 --> 13:23.300
برای چی همچین کاری کردین؟

13:24.260 --> 13:25.680
.این سوالی هست که من باید ازت بپرسم

13:26.600 --> 13:28.470
برای چی بهم حمله می‌کنی؟

13:28.770 --> 13:30.890
دشمن تو رو تحت کنترل گرفته؟

13:31.140 --> 13:34.400
یا اینکه، تو دشمن توی لباس مبدل هستی؟

13:34.730 --> 13:35.560
چی!؟

13:35.820 --> 13:37.900
!نه، خودمم! قسم می‌خورم

13:38.110 --> 13:40.150
.اومدش-
!من به هیچ وجه تحت کنترل دشمن در نیومدم-

13:40.400 --> 13:43.570
...فقط دارم دستور په‌په سان رو انجام می‌دم

13:50.450 --> 13:51.870
.تنها یک قلب

13:51.960 --> 13:53.250
.تنها یک جسم

13:53.870 --> 13:58.300
.تنها با یک نگاه به چشمانم قلبت به دو نیمه تقسیم خواهد شد

13:58.380 --> 14:01.260
...قلبت و بدنت به دو نیمه تقسیم می‌شه

14:01.340 --> 14:04.090
.و هر دوش به من تعلق می‌گیره...

14:06.800 --> 14:08.470
!«اِسترن ریتر «اِل

14:08.680 --> 14:11.520
!په‌په «عشق» اینجاست

14:11.770 --> 14:13.890
استرن ریتر
"اِل"
په‌په‌ واکابرادا

14:15.270 --> 14:16.560
!بوس

14:18.730 --> 14:19.650
!گندش بزنن

14:20.610 --> 14:22.150
...په‌په‌ ساما

14:23.650 --> 14:24.860
!نه، صبرکن، منینی

14:25.870 --> 14:27.490
!صبرکن

14:27.700 --> 14:31.870
!فقط به این خاطر که عاشقم هستین با هم‌دیگه دعوا نکنین

14:32.040 --> 14:35.420
...اصلاً به ذهنم خطور نکرده بود که اگه همه‌ی شما بمیرین

14:35.500 --> 14:37.670
!تمام این افتخارات نصیب خودم می‌شه...

14:40.880 --> 14:42.550
غم‌انگیزه، مگه نه؟

14:42.630 --> 14:44.880
.نبرد همیشه غم‌انگیزه

14:45.760 --> 14:48.850
.به این خاطره که اونجا عشق وجود داره

14:49.220 --> 14:52.930
.تمام جنگ‌ها به خاطر عشق اتفاق می‌افته

14:53.140 --> 14:55.440
!جایی که عشق نباشه، جنگی هم در کار نیست

14:55.770 --> 14:58.400
.برای همین جنگ غم‌انگیزه

14:58.770 --> 15:01.480
!به همین‌خاطره که اون‌ها رو این‌قدر زیبا جلوه میده

15:04.650 --> 15:06.410
سخنرانی‌ت رو تموم کردی؟

15:07.450 --> 15:08.820
.منم کارم اینجا تموم شد

15:09.830 --> 15:11.870
...این همه راجب عشق سخنرانی کردی اما به بیان ساده

15:11.950 --> 15:14.620
.می‌تونی افراد رو به میل خودت کنترل کنی...

15:15.290 --> 15:18.540
...و باید بگم که با نابود کردن عروسک‌گردان

15:18.630 --> 15:20.540
.نخ‌هایی که به عروسک‌ها هم هست از پاره می‌شه...

15:21.090 --> 15:23.710
.ها، باریکلا، کوچیکی بیاکویا

15:24.050 --> 15:25.670
کاملاً متوجه شدی، مگه نه؟

15:26.090 --> 15:28.510
!خیلی ترسناکه، ترسناکه، و ترسناکه

15:37.140 --> 15:42.690
به نظر می‌رسه این چیز به اصطلاح «عشق» نمی‌تونه
.چیزهای بدون روح رو به کنترل بگیره

15:43.070 --> 15:44.400
.حق با توئه

15:44.440 --> 15:46.570
...اما اگه متوجه همه چیز شده باشی

15:46.860 --> 15:48.820
پس برای چی با زانپاکتوت اون رو مسدود کردی؟...

15:51.030 --> 15:54.370
.می‌دونم... زانپاکتو روح داره

15:54.750 --> 15:59.500
.به همین خاطر توی نبرد قبلی من بانکای هیچ کدام از شما رو نگرفتم

16:00.000 --> 16:04.960
.دزدیدن زانپاکتوهای با روح کاری هست که هر وقت بخوام می‌تونم انجام بدم

16:06.670 --> 16:08.680
چرا رهاش کردی؟

16:08.930 --> 16:11.720
.تو فقط یک فرصت برای من جور کردی

16:11.720 --> 16:13.680
...فرصتی برای یک شینیگامی که من رو دوست داره

16:13.760 --> 16:16.980
.که از سلاحی استفاده کنه که اونم من رو دوست داره...

16:19.690 --> 16:22.150
.عشق چیزی‌ـه که باعث می‌شه از پس هر چالشی بربیای

16:22.230 --> 16:25.360
.این کار باعث می‌شه به سمت اهدافت کشیده بشی

16:25.440 --> 16:27.860
قدرت عشق خارق‌العاده‌ـست، مگه نه؟

16:32.410 --> 16:34.450
...من فقط با هاکودو(طلسم) می‌تونم برای زمان

16:34.540 --> 16:36.580
...طولانی در برابر زانپاکتو مقاومت کنم...

16:37.160 --> 16:39.920
...این کارم احمقانه بود با اینکه توی شکستنش تردید داشتم

16:40.000 --> 16:41.920
.سن‌بون‌زاکورام رو رها کردم...

16:43.380 --> 16:45.050
!بوسه‌ی عشق

16:49.050 --> 16:50.470
چی شد؟

16:50.680 --> 16:53.180
انگار کسی اینجاست که هیچ عشقی در قلبش نداره؟

16:53.800 --> 16:57.560
!نمی‌تونم بابت اینکه عشقم رو نپذیرفتی تو رو ببخشم

16:57.680 --> 17:01.400
!بدون شک... این غیرقابل بخشش هست

17:03.860 --> 17:05.360
گودوئرو(جنسیت خدا)

17:06.690 --> 17:08.570
ببین، ببین! دیدی؟

17:08.820 --> 17:10.610
!مثل بچه‌ها بی‌گناه هستم

17:10.650 --> 17:13.660
این‌جوری باعث می‌شه دوستم داشته باشی، مگه نه؟

17:13.740 --> 17:15.280
!شلاق عشق

17:18.700 --> 17:19.870
!صبرکن

17:20.290 --> 17:21.710
.نکشش

17:21.960 --> 17:25.420
.تصمیم گرفتم اون رو با عشق خودم بکشمش

17:29.470 --> 17:30.590
...بگیر

17:30.670 --> 17:33.050
...این عشق نهایی من

17:40.230 --> 17:41.190
...شما دوتا هستین

17:42.440 --> 17:43.850
چه بلایی سرتون اومده؟

18:06.710 --> 18:08.800
...خب، خب، خب

18:08.880 --> 18:12.510
.چه زمان مناسبی برای روبه‌رو شدن با دشمن بود

18:12.880 --> 18:14.720
...این همون چیزی بود که نیاز داشتم

18:14.720 --> 18:17.260
.تا عملکرد جوجه‌ی جسد کوروتسوچی‌م رو بسنجم...

18:17.850 --> 18:18.680
...کوروتسوچی

18:19.260 --> 18:20.680
.پس این کار توئه

18:21.140 --> 18:23.560
چه بلایی سر موگوروما و اوهتوری‌باشی آوردی؟

18:24.020 --> 18:25.810
.خیلی بی‌ادبانه‌ست که من رو مقصر همچین کار اشتباهی می‌کنی

18:26.020 --> 18:28.650
.در واقع بخوام حقیقت رو بگم، من نجات‌ـِشون دادم

18:31.690 --> 18:33.150
خب، بگین ببینم؟

18:33.400 --> 18:35.450
سفر به گذشته چه احساسی داره؟

18:36.490 --> 18:40.700
.من یک دارو رو با مایعات درون بدن آرانکارها ترکیب کرده بودم

18:41.540 --> 18:45.670
.مطمئنم که از ریختن خون‌ـِشون نهایت لذت  رو بردین

18:47.040 --> 18:48.130
.خودت رو اذبت نکن

18:48.210 --> 18:53.340
.بدنم نسبت به تمام داروهایی که خلق می‌کنم مصونیت داره

18:56.550 --> 18:59.050
.نیازی نیست این‌قدر هیجان‌زده بشین

18:59.140 --> 19:01.180
.خیلی زود درد‌تون رو از بین می‌برم

19:05.810 --> 19:08.690
...میزان خون لازم برای تبدیل کردن یک نفر به زامبی

19:08.770 --> 19:10.980
.بستگی به ریاتسوی(فشار روحی) طرف داره...

19:11.440 --> 19:12.860
...اگه ریاتسوشون کم باشه

19:12.900 --> 19:15.360
...همین که یک قطره خون به مغزشون برسه...

19:15.400 --> 19:17.490
.به احتمال زیاد اون‌ها رو تبدیل به زامبی می‌کنه...

19:17.700 --> 19:19.320
...با این حال، اگه ریاتسوشون زیاد باشه

19:19.410 --> 19:22.450
...میزان اون خون اضافی باید در بدن‌ـِشون چندبرابر بشه...

19:22.540 --> 19:25.660
.که به راحتی در بدن حرکت کنه تا اون‌ها رو تبدیل به زامبی کنه...

19:26.000 --> 19:28.250
...برای همین کاپیتان‌ها و ستوان‌ها

19:28.330 --> 19:30.290
.رنگ قرمز تیره‌ای روی پوست‌ـِشون هست...

19:30.500 --> 19:31.750
اشتباه می‌کنم؟

19:32.880 --> 19:36.760
.دارم ترکیب اون خون رو تغییر میده

19:37.260 --> 19:38.430
چی؟

19:38.590 --> 19:41.560
...من نمونه‌‌های خون تک تک اعضای هر

19:41.640 --> 19:43.350
.جوخه‌ی درون سیریتی رو در اختیار دارم...

19:43.680 --> 19:46.190
...این دارو هر خون خارجی رو با ماده‌ای

19:46.270 --> 19:49.940
.که شبیه خون هست و خودم ساخته‌م جایگزین می‌کنه...

19:50.520 --> 19:52.940
.من نمی‌فهمم داری چی می‌گی

19:53.360 --> 19:54.650
.غافلگیرم نکردی

19:54.990 --> 19:56.900
.پس نتیجه رو بهت بگم

19:57.320 --> 19:59.280
...با تزریق این دارو

19:59.950 --> 20:02.910
.زامبی‌هات تبدیل به زامبی‌های من می‌شه...

20:04.450 --> 20:06.830
.خیلی ممنون که به حرفام گوش کردی

20:08.750 --> 20:11.380
.تو شکست خوردی، دختره‌ی زامبی

20:17.090 --> 20:19.800
پس... این نتیجه‌ش هست؟

20:20.800 --> 20:23.890
...اگه می‌خواستی می‌تونستی اجازه بدی بمیرن

20:24.060 --> 20:25.970
پس برای چی با زندگی‌شون بازی می‌کنی؟...

20:26.180 --> 20:29.480
.مثل همیشه، هر دوتامون نظر متفاوتی داریم

20:30.560 --> 20:33.190
...مگه فراموش کردی که وظیفه‌ی جوخه‌ی سیزدگانه‌ی دادگاه

20:33.230 --> 20:36.440
محافظت کردن تا پای مرگ از سیریتی هست؟...

20:36.900 --> 20:37.820
.کارت رو توجیه می‌کنی

20:38.820 --> 20:39.950
.هرچی دوست داری بگو

20:46.620 --> 20:50.460
.می‌دونین که، عشق من قوی‌تر از زامبی‌های جی‌جی هست

20:50.710 --> 20:54.170
...من قبلاً یکبار حتی یکی از زامبی‌های جی‌جی رو

20:54.250 --> 20:55.170
...مجذوب خودم...

20:57.210 --> 20:58.130
...خدا جون

20:58.220 --> 21:00.220
اصلاً به حرف‌هامون گوش می‌کردی؟

21:00.550 --> 21:04.760
...همون‌جور که گفتم، این‌ها دیگه زامبی‌های جی‌جی نیستن

21:04.850 --> 21:06.890
.زامبی‌های من هستن...

21:07.720 --> 21:10.940
.زامبی‌های من چیزی از عشق سر در نمیارن

21:27.790 --> 21:28.910
!گندش بزنن

21:29.370 --> 21:31.710
...یک مشت سگ ولگرد بی‌عشق دور هم جمع شدن

21:31.790 --> 21:33.830
...تاوان این کارشون رو پس میدن...

21:38.800 --> 21:41.590
!ل-لی-لیلتاتو چان

21:43.510 --> 21:46.720
...خو-خو-خوشحال شدم که می‌بینم حالت این‌قدر خوبه

21:52.810 --> 21:55.940
...سعی کردی با قرار دادن ما مقابل هم‌دیگه بکشی‌مون...

21:56.360 --> 22:00.240
مطمئنم می‌دونی چه‌جوری باید مسئولیت کارت رو برعهده بگیری، مگه نه؟

22:04.490 --> 22:06.950
!لطفاً من رو ببخش

22:06.970 --> 22:09.970
ترجمان: نیما پناهی

22:09.980 --> 22:17.780
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:18.590 --> 22:22.920
...در یک چشم به هم زدن، تمام نورها خاموش شد

22:23.010 --> 22:24.220
...و به من یادآور شد...

22:24.300 --> 22:25.470
...همراه با یک آوا...

22:25.550 --> 22:27.470
...و نمی‌تونم از سرجام تکون بخورم...

22:28.470 --> 22:32.640
...حتی یک میلی‌متر هم قادر به حرکت نیستم...

22:32.730 --> 22:33.850
...از جمله‌هایی که تکرار کردم...

22:33.940 --> 22:37.480
...تمام جمله‌ها... نمی‌خوام فراموش‌ـِشون کنم...

22:37.560 --> 22:38.860
...بازسازی شد...

22:38.940 --> 22:39.980
...تکرار شد...

22:40.030 --> 22:41.030
...تبدیل به نشانه‌ای شد...

22:41.150 --> 22:42.610
...و متوجه این غبارها شدم...

22:42.690 --> 22:43.450
...صبر پیشه کردم و پیشه کردم...

22:43.530 --> 22:44.950
...اما آغاز نشد...

22:45.030 --> 22:46.030
...اگر به فراموشی سپرده شده...

22:46.110 --> 22:47.450
...تسلیم می‌شم...

22:47.530 --> 22:48.490
...اما نمی‌تونم...

22:48.580 --> 22:49.740
می‌تونم شانه‌ت را قرض بگیرم؟...

22:49.830 --> 22:51.450
...با آن چاقو...

22:51.450 --> 22:53.620
...که به جا مانده...

22:54.660 --> 22:56.500
...همه چیز را در هم‌ می‌درم...

22:56.500 --> 22:57.710
...با این حال

22:57.790 --> 23:00.050
...در وسط رویاهامون...

23:00.130 --> 23:02.550
...به جست و جو ادامه می‌دیم...

23:02.630 --> 23:04.760
...به خاطر زخمی که برداشتیم...

23:04.840 --> 23:07.550
...که این دنیا همچنان به ما یادآور می‌شود...

23:07.640 --> 23:09.810
...با این میل شدید...

23:09.890 --> 23:13.180
...که به ادامه‌ی زندگی داریم...

23:13.270 --> 23:18.360
...فردا را انتخاب کردیم که دیگر برنمی‌گردد...

23:18.440 --> 23:23.030
...کمی بعد...

23:23.150 --> 23:27.610
...پرده‌ی آخر فرو می‌ریزد...

23:28.240 --> 23:31.740
...به ما نورش را می‌تاباند...

23:31.830 --> 23:34.700
که این پایان چرخه‌ی نادیده‌هاست...

23:58.150 --> 23:59.650
...که این‌طور

24:00.610 --> 24:03.190
.پس این ناحیه‌ی سلطنتی هست...

24:10.910 --> 24:17.410
آیا
زندگی
تنها
چیزی‌ـست

24:10.910 --> 24:13.150
...آیا  زندگی تنها چیزی‌ـست

24:14.900 --> 24:17.410
که
می‌توانی
ببری

24:14.900 --> 24:16.600
.که می‌توانی ببری...
