WEBVTT

00:10.380 --> 00:17.470
بعد از حمله-پادگان 4-قرارگاه اول کمک‌های اولیه

00:13.260 --> 00:14.840
!خون دماغ شدی

00:15.010 --> 00:16.800
مگه به چیزی برخورد کردی!؟

00:17.010 --> 00:17.680
...چیزه

00:17.930 --> 00:19.010
.یادم نمیاد

00:19.680 --> 00:21.600
.معلومه که یادت نمیاد

00:22.100 --> 00:23.350
.قرار نیست همچین اتفافی بی‌افته

00:24.350 --> 00:25.310
.از آشنایی باهاتون خوش‌وقتم

00:25.810 --> 00:27.230
.من استرن ریتر «وی» هستم

00:27.270 --> 00:31.070
.وَنیشینگ پوینت(نقطه‌ی ناپدید)، گوئه‌نایل لی هستم

00:31.150 --> 00:32.440
استرن ریتر
"وی"
گوئه‌نایل لی

00:32.860 --> 00:35.110
...برای شما، وجودیت من نمی‌تونه

00:36.950 --> 00:37.990
...خیلی عجیبه

00:38.320 --> 00:40.290
.فکر کردم بهش ضربه زدم

00:43.160 --> 00:44.830
...درسته، درسته-
!ستوان کوساجیشی-

00:44.870 --> 00:48.000
.قدرتم از سه نسخه تشکیل شده

00:49.920 --> 00:52.710
.نسخه‌ی یک: می‌تونم حالت خودم رو پاک کنم

00:53.090 --> 00:56.090
.نسخه‌ی دو: می‌تونم وجودیتم رو پاک کنم

00:57.800 --> 01:00.640
.ای وای. واکنشش داره سریع‌تر می‌شه

01:01.180 --> 01:02.140
...در این صورت

01:03.060 --> 01:06.390
.نسخه‌ی سه: می‌تونم وجودیتم رو حتی از ذهن‌هاتون پاک کنم

01:08.060 --> 01:09.730
به نظرت کسی اینجا نبود؟

01:10.070 --> 01:11.440
...خب چیزه

01:11.460 --> 01:21.460
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:25.540 --> 01:31.040
...اوه، محبوبم، حتی نمی‌دانم قلبم به کجا عازم شده

01:31.380 --> 01:37.010
...و آن رویایی که زمانی دیده بودم فراموش کردم...

01:37.090 --> 01:42.220
...بالغ شدن برابر است با حفظ چهره‌ی عمومی و چاخان کردن...

01:42.930 --> 01:49.100
بهم بگو، اون چیه در آینه‌ی نقاشی شده منعکس می‌شه؟

01:49.770 --> 01:54.900
...تصویر تو کم کم در مقابل چشمانم محو می‌شه...

01:55.440 --> 02:00.200
...همون‌طور که دارم تغییر می‌کنم، ترکم کن...

02:00.240 --> 02:05.950
...با صدای بلندم که به عمق شب نفوذ می‌کنه فریاد می‌زنم...

02:06.330 --> 02:11.750
...سینه‌م به آتش کشیده می‌شه، این ترس واهی، همه و همه

02:11.840 --> 02:17.630
...هیچ اشکالی نداره که مثل اون روزها نمی‌تونم بخندم...

02:17.800 --> 02:23.470
...غم، زخم، همه چیز... همه رو با خود می‌برم...

02:24.430 --> 02:26.890
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

02:26.890 --> 02:29.810
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

02:30.230 --> 02:32.810
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

02:32.940 --> 02:35.530
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

02:41.490 --> 02:43.990
جنگ خونین هزاره

02:41.490 --> 02:43.990
بــــــــلـــــــــــیـــــــــــــچ

02:59.380 --> 03:02.800
.بهتره یکبار دیگه امتحان کنیم
.از آشنایی باهاتون خوش‌وقتم

03:04.140 --> 03:04.680
چی؟

03:05.600 --> 03:06.640
.فکر کردم بهش مشت زدم

03:06.810 --> 03:08.220
آ-آخه مشکلش چیه!؟

03:08.310 --> 03:10.020
!اون بی‌اختیار به سمتم میاد

03:10.520 --> 03:11.940
پیش خودت فکر کردی داری چی کار می‌کنی!؟

03:12.270 --> 03:14.440
.هنوز نمی‌دونیم که اون دوست‌ـه یا دشمن

03:14.730 --> 03:17.110
.اوهوم، ولی کاملاً مطمئنم که اون دشمن‌ـیمون هست

03:17.360 --> 03:19.740
.به محض اینکه دیدمش یه احساس مور مور کردم

03:19.860 --> 03:20.360
چی؟

03:20.530 --> 03:22.030
اون فقط تنها از روی غریزه‌ش بهم مشت زد!؟

03:22.200 --> 03:23.700
!حیوان لعنتی

03:23.950 --> 03:27.830
.بهم گفتن که اعتماد کردن به این احساس «مور مورها» خیلی مهم‌ـه

03:28.120 --> 03:32.670
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:33.000 --> 03:34.000
!این‌جوری هست...

03:35.380 --> 03:38.050
...کِنی می‌گه وقتی همچین کسی رو پیدا می‌کنه

03:38.130 --> 03:40.050
.نمی‌تونه در برابر کشتن‌ـِشون مقاومت کنه...

03:40.800 --> 03:42.510
...اما از اون‌جایی که کِنی چان الان اینجا نیست

03:42.550 --> 03:46.220
برای همین فکر کنم اگه من این آقا رو بکشم هیچ اشکالی نداره، مگه نه؟...

03:49.890 --> 03:51.060
!بمیر

03:54.270 --> 03:55.020
...چ-چی شد

03:55.940 --> 03:56.900
!غیرممکنه

03:56.940 --> 03:58.900
!مطمئم از اون شمشیر(کاتانا) جاخالی دادم

03:59.030 --> 04:01.570
!نمی‌تونست‌ـه به من ضربه‌ای بزنه! همچین چیزی غیرممکنه

04:01.990 --> 04:02.820
.حق با توئه

04:02.990 --> 04:06.490
.شمشیرم همیشه به هدف برخورد می‌کنه، چه طرفم جاخالی بده و چه جاخالی نده

04:06.910 --> 04:08.580
تو الان... چی گفتی؟

04:08.870 --> 04:11.620
.شمشیرم یک «گربه‌ی تقلیدکار» هست

04:12.040 --> 04:15.960
.چه جلو و چه پشت شمشیرم یک سری نسخه‌ی کپی شده وجود داره

04:16.420 --> 04:18.960
...برای همین هرچی بیش‌تر سعی کنی فاصله و زمان رو بسنجی

04:19.090 --> 04:21.010
.و هرچی بیش‌تر راجبش قضاوت اشتباه کنی، بیش‌تر ضربه می‌خوری...

04:21.340 --> 04:22.970
...خیلی‌خب، حالا بیا بیرون

04:23.470 --> 04:24.800
سانپو کِنجو

04:26.050 --> 04:28.640
ای-این دیگه چی هست!؟

04:31.640 --> 04:32.810
...آماده، سه دو یک؟ و

04:33.100 --> 04:34.980
!هی! هی

04:34.980 --> 04:36.650
!هـــــــــــــــــــــی

04:37.150 --> 04:39.070
!هی! هی! هی! هی-
...یعنی اون شیکای‌ـِش هست-

04:39.900 --> 04:41.400
.اما حالت کاتاناش هیچ تغییری نکرده

04:42.070 --> 04:43.780
...حتی تحقق شکل واقعی زانپاکتو

04:43.860 --> 04:45.240
...که گفته می‌شه از طریق آموزش...

04:45.280 --> 04:46.910
.بانکای اتفاق می‌افته، این‌جوری امکان‌پذیر نیست...

04:47.200 --> 04:48.910
...اصلاً نمی‌دونستم چنین «شیکای‌» هم وجود داشته

04:53.080 --> 04:53.830
چی؟

04:54.000 --> 04:54.910
.خیلی عجیبه

04:54.960 --> 04:57.460
.فکر کردم به دو نیمه تقسیمت کردم

04:57.710 --> 04:58.580
!احمق

04:58.750 --> 05:00.340
...فکر کردی بعد اینکه طریقه‌ی استفاده کردنش

05:00.420 --> 05:01.920
رو بهم گفتی نمی‌تونم ازش جاخالی بدم؟...

05:07.800 --> 05:09.140
...این اتفاق نمی‌افته

05:09.350 --> 05:10.310
.ها، اما اتفاق افتاده

05:13.730 --> 05:15.230
کی وارد اون سپرمحافظ شدی!؟

05:15.690 --> 05:16.440
...غیرممکنه

05:16.980 --> 05:19.650
من خوب مبارزه کردم، این‌طور نیست؟

05:19.940 --> 05:22.400
...اوهوم، به عنوان محصول تخیلاتم

05:23.070 --> 05:26.030
.خیلی خوب تلاش کردی...

05:26.900 --> 05:27.740
...صبرکن

05:27.950 --> 05:30.950
...با قدرتی که در اختیار دارم، این‌ها نباید بتونن

05:31.080 --> 05:32.910
.آره، قدرت تو خارق‌العاده‌ـست

05:33.370 --> 05:35.790
...منظورم اینه که، می‌تونی وجودیت خودت رو

05:35.790 --> 05:38.250
.از نظرها، ذهن، و خاطرات پاک کنی...

05:38.880 --> 05:39.920
...می‌بینی؟ برای همین

05:40.880 --> 05:44.130
.تو الان فقط از خاطراتم محو شدی

05:47.010 --> 05:50.090
!گِــــــــــــرمــــــــی

05:50.390 --> 05:51.220
.خیلی متاسفم

05:51.850 --> 05:54.100
.دیگه بیش‌تر از این نمی‌تونم آینده‌ای برات متصور بشم

05:58.770 --> 06:00.690
تو کی هستی؟

06:00.980 --> 06:02.610
...لطفاً از اونجا دور شو

06:02.940 --> 06:04.570
نگران جون این کاپیتان‌ها هستی؟

06:04.610 --> 06:05.400
!همین الان

06:06.070 --> 06:07.280
.نگران نباش

06:08.570 --> 06:09.530
.من قبلاً اون‌ها رو کشتم

06:10.160 --> 06:10.910
...غیرممکنه

06:19.000 --> 06:20.000
چی؟

06:20.040 --> 06:20.960
...دستم

06:22.380 --> 06:23.540
...تصورش رو کن

06:24.380 --> 06:26.050
...اگه استخوان دستت از کوکی(کلوچه)

06:26.090 --> 06:27.550
ساخته شد بود چه اتفاقی می‌افتاد؟...

06:28.420 --> 06:31.010
همین الان، فکر می‌کردی:«به طور طبیعی از هم متلاشی می‌شد»، مگه نه؟

06:31.970 --> 06:33.890
...این همون چیزی‌ـه که در ادامه‌ش تصور کردی

06:34.140 --> 06:35.890
«...اگه استخوان دستم از کوکی ساخته شده بود»

06:36.020 --> 06:39.020
«!پس شاید بقیه‌ی استخوان‌های بدنم هم، کوکی بود...»

06:42.020 --> 06:43.440
...در این دنیا

06:43.650 --> 06:46.480
.بزرگ‌ترین نیرو، قدرت تخیل کردن هست...

06:47.070 --> 06:49.070
...هرچیزی که من متصور بشم

06:49.700 --> 06:52.160
.تبدیل به... واقعیت می‌شه...

06:57.410 --> 06:58.750
چی شده؟

06:59.040 --> 07:02.040
...داشتم دنبال یاچیرو می‌گشتم

07:02.040 --> 07:03.960
...چون فشار روحی(ریاتسوش) ناپایدار بود...

07:04.130 --> 07:07.090
.ولی چیزی که پیدا کردم اینه که یه بچه داره گرد و خاک به‌پا می‌کنه...

07:09.050 --> 07:09.970
!کِنی چان

07:13.930 --> 07:15.390
...کاپ-کاپیتان زاراکی

07:15.850 --> 07:16.930
...چی-چیزه

07:17.640 --> 07:19.480
کاپیتان اونوهانا... ایشون...؟

07:24.230 --> 07:25.310
.مرده

07:29.570 --> 07:32.070
...که... این‌طور

07:35.120 --> 07:36.910
.من کشتمش

07:37.410 --> 07:40.290
.اگه ازم متنفری، می‌تونی بیای و من رو بکشی

07:42.080 --> 07:42.920
...خدا رو شکر

07:43.710 --> 07:48.130
...کاپیتان زاراکی، این حقیقت که شما موفق شدین ایشون رو بکشین اینه که

07:49.590 --> 07:52.090
.عنوان کاپیتان اونوهانا رو به‌دست بیارین...

07:52.800 --> 07:54.890
.آره، موفق شدم

07:55.010 --> 07:56.390
...همم

07:56.930 --> 07:59.060
پس این زاراکی کنپاچی هست؟

08:00.060 --> 08:01.060
.به نظر می‌رسه قدرتمندی

08:02.020 --> 08:03.900
.درست همون‌جوری که تصور کردم

08:09.150 --> 08:10.070
!وای نه

08:15.160 --> 08:19.990
بعد از حمله-پایگاه سنگی سیریتی

08:19.120 --> 08:19.990
.خیلی‌خب

08:20.160 --> 08:21.790
.یک صحنه برات تدارک دیدم

08:22.080 --> 08:24.330
.هرچی نباشه، تو زاراکی کنپاچی معروف هستی

08:24.750 --> 08:27.380
.اگه در یک صحنه‌ی بزرگ ازت استقبال نکنم، بی‌ادبانه‌ـست

08:27.920 --> 08:29.130
این دیگه چه جهنمی‌‌ـه؟

08:29.130 --> 08:31.050
یه جور جادو هست؟

08:31.050 --> 08:33.510
.این نه جادو‌ و نه توهم‌‌‌ـه

08:33.670 --> 08:34.930
.واقعیت هست

08:35.220 --> 08:39.140
.من گِرمی هستم، «رویاگری»‌که خیال و توهم رو به واقعیت تبدیل می‌کنه

08:39.400 --> 08:40.700
استرن ریتر
"وی "
گِرمی ثومو

08:41.060 --> 08:43.940
...فکر کنم از خوش‌شانسی‌ت بوده که تونستی با من مبارزه کنی

08:44.810 --> 08:48.400
.چون فکر می‌کنم من قوی‌ترین «اِسترن ریتر» هستم...

08:49.690 --> 08:51.030
که این‌طور؟

08:52.610 --> 08:54.070
...یکبار دیگه می‌گم

08:54.780 --> 08:57.240
.من می‌تونم توهم(فانتزی) رو به واقعیت تبدیل کنم

08:57.700 --> 08:58.950
می‌بینی که الان موفق شدم چی کار کنم؟

08:59.080 --> 09:00.540
...به راحتی تصور کردم

09:00.620 --> 09:04.620
...که بدنم قوی‌تر از فولاد هست، و بعدش...

09:09.000 --> 09:09.880
...زودباش

09:10.420 --> 09:13.550
.اگه سخت‌تر از فولاد هستی، فقط کافی بود این رو می‌گفتی

09:13.840 --> 09:15.930
...چون درست مثل این بود که از همون ابتدا

09:16.010 --> 09:17.130
.داشتم فولاد رو خورد می‌کردم...

09:18.890 --> 09:20.600
این چه طرز نگاه کردن هست؟

09:21.140 --> 09:23.100
تصور می‌کردی که نمی‌تونم تیکه تیکه‌ت کنم؟

09:24.060 --> 09:25.270
...بذار یک چیزی بهت بگم

09:26.100 --> 09:28.690
...این تصورات خام و مسخره‌ت

09:28.770 --> 09:31.320
.نمی‌تونه چیزی خلق کنه که من نتونم اون رو تیکه تیکه کنم...

09:32.190 --> 09:33.320
می‌دونی چرا؟

09:34.360 --> 09:35.990
.چون من کنپاچی هستم

09:42.050 --> 09:45.020
#بلیچ  20
من خود لبه هستم

10:00.720 --> 10:01.930
اون دیگه چیه؟

10:02.390 --> 10:04.100
چه اتفاقی داره می‌افته!؟

10:06.230 --> 10:08.140
...چی-چیزه... این ریاتسو(فشار روحی)

10:09.770 --> 10:10.940
!متعلق به زاراکی کنپاچی هست...

10:12.150 --> 10:14.110
...اون پایین حسابی دارن سر و صدا می‌کنن-
...کاپیتان زاراکی-

10:14.110 --> 10:15.530
...اون پایین حسابی دارن سر و صدا می‌کنن-
!کاپیتان زاراکی اینجاست-

10:15.780 --> 10:16.990
.هیچ اشکالی نداره-
!الان می‌تونیم توی این جنگ پیروز بشیم-

10:17.070 --> 10:19.950
.اون‌ها فکر می‌کنن حالا که اینجا هستی می‌تونن توی این جنگ پیروز بشم

10:20.240 --> 10:21.950
.آزادن که همچین تصوری داشته باشن

10:22.870 --> 10:25.040
می‌تونی زخم‌های خودت رو هم مداوا کنی؟

10:25.620 --> 10:26.500
می‌تونم؟

10:27.200 --> 10:27.870
.فکر کنم حق با تو باشه

10:29.000 --> 10:30.170
...ولی تنها کاری که کردم

10:30.880 --> 10:35.340
.تصور کردم که زخم کاتانایی که برداشتم مداوا شده

10:37.090 --> 10:40.430
احتمالاً قدرتم باید از دید تو یک شوخی باشه، مگه نه؟

10:41.140 --> 10:46.520
.آدم‌هایی مثل تو تا وقتی که شکست نخوردن نمی‌تونن قدرتم رو درک کنن

10:47.020 --> 10:50.770
.برای همین بیا ببینم، زاراکی کنپاچی

10:51.150 --> 10:53.310
...نمی‌خوام بگم که با یک انگشت یا همچین چیزی

10:53.360 --> 10:55.020
.می‌تونم باهات مقابله کنم...

10:55.610 --> 10:58.070
.حتی از یک انگشت هم استفاده نمی‌کنم

10:58.320 --> 11:01.910
.تنها با استفاده از چیزی که توی سرم هست تو رو می‌کشم

11:03.700 --> 11:05.080
.قدرت واقعاً مسخره‌ـست

11:05.330 --> 11:05.870
...ولی

11:05.910 --> 11:09.250
!اصلاً برام مهم نیست که با یک چیز خارج از تصور مبارزه کنم

11:11.210 --> 11:13.580
!داری چی‌کار می‌کنی یاچیرو؟ پناه بگیر

11:13.880 --> 11:15.590
.این‌قدر بهش سخت نگیر

11:15.880 --> 11:17.550
...در حال حاضر، به خاطر قدرتم

11:17.590 --> 11:20.220
.تک تک استخوان‌های بدنش از کوکی ساخته شده...

11:20.930 --> 11:22.800
این کوکی دیگه چیه؟

11:23.050 --> 11:24.430
نمی‌دونی چیه؟

11:24.640 --> 11:27.010
.شاید بهتر بود با راکوگان یا یه همچین چیزی پیش می‌رفتم

11:27.560 --> 11:28.810
راکوگان، که این‌طور؟

11:29.020 --> 11:31.020
پس برای چی از همون اول نگفتی؟

11:31.480 --> 11:33.770
!مطمئناً فقط بلدی به همه چیز شاخ و برگ بدی

11:39.400 --> 11:41.070
خیلی مسخره‌ـست، مگه نه؟

11:41.490 --> 11:45.200
.هوایی که به اونجا پرش کردی الان به زیر آب رفته

11:53.920 --> 11:56.880
...الان مرگی آهسته داشته باش

11:56.880 --> 12:00.050
.به خاطر اینکه دور تا دورش آب فرا گرفته و ترک‌های زمین اون رو خورد کرده...

12:00.720 --> 12:02.590
...مهم نیست چه‌جور هیولایی باشی

12:02.720 --> 12:04.930
.یک ساعت هم باید برات زیادی باشه...

12:11.930 --> 12:15.020
.به نظر می‌رسه که استخوان‌های یاچیرو به حالت اول برگشته

12:15.900 --> 12:17.900
...این‌قدر از کتک زدن من ناامید شده بودی

12:18.110 --> 12:20.820
که نتونستی از ذهنیتت روی یاچیرو استفاده کنی؟...

12:25.950 --> 12:27.490
...ای وای

12:27.660 --> 12:29.120
...راستش رو بخوای

12:29.160 --> 12:31.000
...دنیا از کسایی که نمی‌تونن کاری بیش‌تر از

12:31.080 --> 12:32.960
.اونچه که تصور می‌کنن رو انجام بدن، بد می‌گه...

12:33.460 --> 12:34.960
...اما وقتی کسی رو می‌بینی

12:34.960 --> 12:36.920
...که می‌تونه هرکاری فقط با تصور کردن انجام بده...

12:36.960 --> 12:39.170
...باعث می‌شه متوجه بشی چه‌فقدر صلح‌آمیز بوده

12:39.340 --> 12:41.010
.که هرکاری رو نمی‌تونستن انجام بدن...

12:42.380 --> 12:44.470
.فشار روحی کوتِتسو هنوز می‌زنه

12:44.970 --> 12:46.840
.برو پایین و بازوت‌ رو مداوا کن

12:47.010 --> 12:47.850
!چشم

12:50.890 --> 12:53.140
می‌خوای با من چی کار کنی؟

12:53.930 --> 12:55.480
می‌خوای مبارزه کنی، مگه نه؟

12:56.400 --> 12:57.440
...مبارزه کنم

12:57.940 --> 12:59.940
به خودت چی می‌گی؟

13:01.110 --> 13:03.110
مگه قوی‌ترین کوئینشی نیستی؟

13:03.780 --> 13:04.820
...اگه قوی‌ترین هستی

13:04.990 --> 13:07.950
مگه نمی‌خوای قوی‌ترین‌ها رو له کنی؟...

13:08.160 --> 13:09.160
!خب بیا جلو

13:09.200 --> 13:10.870
.بیا مبارزه‌مون رو آغاز کنیم

13:11.120 --> 13:14.000
...اگه کسی غیر از دشمن درست مقابل چشم‌هات حواست رو پرت کنه

13:14.040 --> 13:16.000
...نمی‌تونی اون رو یک مبارزه‌ی واقعی بنامی...

13:16.170 --> 13:17.210
مگه نه!؟...

13:20.540 --> 13:21.590
این چیه؟

13:25.300 --> 13:27.180
اون الان چی گفت؟

13:27.890 --> 13:28.930
...اگه قوی‌ترین هستی

13:29.010 --> 13:30.970
مگه نمی‌خوای قوی‌ترین‌ها رو له کنی؟...

13:31.850 --> 13:33.850
.تا حالا به همچین چیزی فکر نکرده بودم

13:34.640 --> 13:38.190
.تا حالا کسی سعی نکرده بود حتی انگشتش رو به من بزنه

13:38.940 --> 13:40.860
.آخه چون کاملاً واضح‌ـه

13:40.900 --> 13:43.150
.این واضح‌ـه که من قوی‌ترین هستم

13:43.610 --> 13:45.190
...به همین خاطر

13:46.030 --> 13:49.280
.نیازی نیست برای اثبات کردن خودم کسی رو بکشم...

13:49.910 --> 13:53.200
.برای همین تا حالا احساس نکردم که باید کسی رو خورد کنم

13:54.160 --> 13:57.040
...با این حال، آخه چرا

13:57.580 --> 13:58.920
...برای چی تمایل دارم

13:59.500 --> 14:02.460
این آدم رو بدجور خورد و خاکشیر کنم!؟...

14:17.980 --> 14:19.020
...تو الان از

14:20.600 --> 14:21.610
.دستات استفاده کردی...

14:23.520 --> 14:24.820
.قیافه‌ی خوبی هست

14:25.230 --> 14:28.240
.به نظر می‌رسه قراره اوضاع کمی سرگرم کننده‌تر بشه

14:28.950 --> 14:30.110
قیافه‌ی خوبی هست؟

14:31.700 --> 14:34.370
...الان اصلاً نمی‌دونم چه‌جور قیافه‌ای به خودم گرفته بودم

14:35.620 --> 14:36.750
...اما عجیبه

14:37.250 --> 14:39.080
...آخه چرا من

14:39.540 --> 14:41.420
...برای چی الان به شدت احساس

14:41.920 --> 14:43.340
خــــوبــــی مــــــــی‌کــــنـــم!؟

14:50.300 --> 14:51.680
...حیف شد

14:51.970 --> 14:54.930
!فکرکنم بهت گفته بودم، که می‌تونم حتی فولاد رو تیکه تیکه کنم

14:56.430 --> 14:57.310
!نمی‌تونم خارج‌ش کنم

15:01.230 --> 15:02.690
...حیف شد

15:02.900 --> 15:05.860
.فکر کنم بهت گفته بودم، که بریدن من فایده‌ای نداره

15:07.780 --> 15:08.570
...گندش بزنن

15:11.160 --> 15:12.280
!کندی

15:12.780 --> 15:14.910
!خیلی دیر فهمیدم که بریده شدم

15:15.410 --> 15:16.910
...به خاطر این حواس‌‌پرتی کوتاه

15:17.080 --> 15:19.040
!ضربه‌ی بعدی‌ش بهم برخورد می‌کنه...

15:24.340 --> 15:25.040
...شوخی می‌کنی

15:25.880 --> 15:27.800
چرا نمی‌تونم جلوی شمشیرش رو بگیرم؟

15:28.340 --> 15:30.760
واقعاً قراره از این آدم شکست بخورم؟

15:31.300 --> 15:32.680
...همچین چیزی غیرممکنه... همچین چیزی غیرممکنه

15:32.720 --> 15:33.890
...همچین چیزی غیرممکنه

15:33.930 --> 15:35.550
!همچین چیزی غیرممکنه

15:36.760 --> 15:37.680
چی شده؟

15:41.270 --> 15:44.150
شکست خوردن خودت رو تصور کردی؟

15:44.900 --> 15:46.110
...درست می‌گه

15:50.280 --> 15:51.320
.ممنونم

15:52.070 --> 15:53.240
برای چی؟

15:54.030 --> 15:57.120
...به لطف حرفایی که زدی، می‌تونستم  تمام این افکاری که راجب مرگم

15:57.160 --> 15:59.080
.می‌کنم رو از بین ببرم...

15:59.540 --> 16:02.000
.دیگه نمی‌تونم بمیرم

16:02.790 --> 16:03.960
.پشیمون می‌شی

16:04.000 --> 16:06.090
!هیچ وقت پشیمون نمی‌شم

16:08.210 --> 16:10.050
...بذار این لطف رو جبران کنم

16:10.050 --> 16:12.760
.و قدرت اصلی‌م رو بهت نشون بدم...

16:12.970 --> 16:14.130
از خودت سایه درست کردی؟

16:14.390 --> 16:15.680
.این دیگه یک سایه نیست

16:15.890 --> 16:19.390
.من حتی دیگه می‌تونم با تصورم زندگی خلق کنم

16:21.270 --> 16:22.770
.هیچ‌کدام از ما رو نمی‌شه تیکه تیکه کرد

16:23.440 --> 16:25.150
.هیچ کدام از ما نمی‌میره

16:25.520 --> 16:26.400
...و اینکه

16:26.940 --> 16:27.820
...این قدرت-
...این قدرت-

16:27.860 --> 16:28.690
...تخیلاتم...-
...تخیلاتم...-

16:28.860 --> 16:30.570
.به راحتی دو برابر می‌شه...-
.به راحتی دو برابر می‌شه...-

16:33.320 --> 16:34.910
این دیگه چیه؟

16:34.910 --> 16:36.450
.یک شهاب سنگ هست

16:36.820 --> 16:39.370
.می‌تونی به همراه سیریتی ناپدید بشی

16:39.830 --> 16:42.870
.من تنها کسی هستم که در میان آوار زنده خارج می‌شم

16:43.040 --> 16:44.710
شهاب‌سنگ؟

16:44.960 --> 16:47.580
.تا حالا یکی از اون‌ها رو نبریده بودم

16:48.130 --> 16:51.590
فوق‌العاده نیست، نوزاراشی؟

16:54.970 --> 16:56.180
...مح-محکوم به فنا هستیم

16:56.220 --> 16:57.590
!داره سمت ما میاد

16:57.640 --> 16:58.890
...قراره بمیریم

16:59.100 --> 17:00.600
!قراره همه‌ی ما بمیریم

17:00.850 --> 17:03.270
...بذار فقط بگم، به عنوان مثال

17:03.560 --> 17:06.270
...که این فقط تصور من نباشه...

17:07.270 --> 17:10.610
.موفق شدی همین الان من رو بکشی

17:11.070 --> 17:12.070
.که بی‌فایده‌ـست

17:12.280 --> 17:15.400
.شهاب‌سنگ دیگه به واقعیت تبدیل شده... و دیگه ناپدید نمی‌شه

17:15.530 --> 17:17.950
.سقوط می‌کنه و همه از بین میرن

17:17.950 --> 17:21.580
.و من تنها زنده‌مانده هستم، درست همون‌جوری که تصور کردم

17:22.080 --> 17:25.410
...دیدی؟ هیچ کاری نیست که بتونی راجبش انجام بدی

17:25.750 --> 17:27.210
.زاراکی کنپاچی

17:29.420 --> 17:31.130
هیچ کاری نیست که بتونم راجبش انجام بدم؟

17:31.800 --> 17:34.970
.درسته. شاید برای تو این‌جوری باشه

17:40.850 --> 17:41.720
...بنوش

17:42.140 --> 17:43.600
!نوزاراشی...

17:50.020 --> 17:52.070
هوی بچه، از کجا سر و کله‌ت پیدا شده؟

17:56.950 --> 17:59.110
هوی، بچه... اسمت چیه؟

18:01.370 --> 18:02.620
اسمی نداری؟

18:03.910 --> 18:05.000
.منم ندارم

18:37.990 --> 18:40.160
!هیولای بی‌همه‌ چیز

18:40.280 --> 18:41.370
.این‌قدر سروصدا نکن

18:41.660 --> 18:43.120
.راستش، خیلی ساده‌ـست

18:44.120 --> 18:46.540
.چیزی نیست که من نتونم اون رو ببرم

18:47.540 --> 18:48.790
...حق با توئه

18:49.290 --> 18:50.960
.ساده‌ـست

18:53.090 --> 18:55.550
...با افزایش دادن خودت

18:55.670 --> 18:57.970
!چیزی تغییر نمی‌کنه...

18:57.970 --> 18:59.010
.می‌کنه

18:59.470 --> 19:03.140
....اگه چیزی نیست که تو نتونی اون رو ببری، پس من با چیزی که

19:03.430 --> 19:05.060
!شکل و ظاهر نداره تو رو می‌کشم...

19:05.930 --> 19:08.930
!توی خلاء فضای بیرون بمیر

19:09.980 --> 19:11.230
...خلاء فضای بیرون

19:11.310 --> 19:15.150
.مایعات بدنت رو تبخیر می‌کنه و باعث جوشیدن خون‌ـِت می‌شه...

19:15.650 --> 19:18.740
.بافت‌های بدن‌ـِت از بین میره و مرگ آرامی رو تجربه می‌کنی

19:19.030 --> 19:21.450
.البته، این تا وقتی باشه، که تا اون موقع هوشیار باقی بمونی

19:21.910 --> 19:22.700
چی شد!؟

19:23.160 --> 19:24.160
چی شده؟

19:25.370 --> 19:27.080
...فراموش کردی

19:27.410 --> 19:28.790
.بدنت رو سفت کنی...

19:33.670 --> 19:34.250
این چیه؟

19:54.400 --> 19:55.560
چه جهنمی هست؟

19:56.110 --> 19:57.860
.تو واقعاً یک هیولایی

19:58.280 --> 19:59.110
...خیلی‌خب

19:59.860 --> 20:00.690
...در این صورت...

20:00.740 --> 20:03.860
!فقط کافی‌ـه که من از تو قوی‌تر بشم

20:04.410 --> 20:05.700
...می‌خوام برنده بشم... می‌خوام برنده بشم

20:05.740 --> 20:07.120
!می‌خوام برنده بشم... می‌خوام برنده بشم...

20:07.450 --> 20:10.040
!برای اولین بار توی زندگی‌م، می‌خوام یک نفر رو شکست بدم

20:10.370 --> 20:14.170
!تو رو نابود می‌کنم و قدرت خودم رو اثبات می‌کنم

20:14.670 --> 20:17.090
!اونم به تــــــــــــــــو

20:22.970 --> 20:27.350
.تو در ذهن خودت از من یک هیولا ساختی

20:28.850 --> 20:31.060
.همین هیولا چیزی‌ـه که تو رو کشت

20:32.730 --> 20:34.270
...احمق

20:34.290 --> 20:46.290
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:47.160 --> 20:51.450
...در یک چشم به هم زدن، تمام نورها خاموش شد

20:51.580 --> 20:52.790
...و به من یادآور شد...

20:52.870 --> 20:54.040
...همراه با یک آوا...

20:54.080 --> 20:56.040
...و نمی‌تونم از سرجام تکون بخورم...

20:56.960 --> 21:01.170
...حتی یک میلی‌متر هم قادر به حرکت نیستم...

21:01.340 --> 21:03.760
...از جمله‌هایی که تکرار کردم...

21:03.800 --> 21:06.010
...تمام جمله‌ها... نمی‌خوام فراموش‌ـِشون کنم...

21:06.090 --> 21:07.430
...بازسازی شد...

21:07.470 --> 21:08.510
...تکرار شد...

21:08.680 --> 21:09.640
...تبدیل به نشانه‌ای شد...

21:09.680 --> 21:10.890
...و متوجه این غبارها شدم...

21:10.970 --> 21:12.100
...صبر پیشه کردم و پیشه کردم...

21:12.180 --> 21:13.600
...اما آغاز نشد...

21:13.680 --> 21:14.730
...اگر به فراموشی سپرده شده...

21:14.810 --> 21:15.980
...تسلیم می‌شم...

21:15.980 --> 21:17.190
...اما نمی‌تونم...

21:17.230 --> 21:18.440
می‌تونم شانه‌ت را قرض بگیرم؟...

21:18.440 --> 21:20.020
...با آن چاقو...

21:20.150 --> 21:22.070
...که به جا مانده...

21:23.110 --> 21:25.070
...همه چیز را در هم‌ می‌درم...

21:25.110 --> 21:26.360
...با این حال

21:26.490 --> 21:28.700
...در وسط رویاهامون...

21:28.780 --> 21:31.160
...به جست و جو ادامه می‌دیم...

21:31.330 --> 21:33.370
...به خاطر زخمی که برداشتیم...

21:33.540 --> 21:36.120
...که این دنیا همچنان به ما یادآور می‌شود...

21:36.210 --> 21:38.330
...با این میل شدید...

21:38.460 --> 21:41.710
...که به ادامه‌ی زندگی داریم...

21:41.880 --> 21:46.880
...فردا را انتخاب کردیم که دیگر برنمی‌گردد...

21:47.010 --> 21:51.640
...کمی بعد...

21:51.680 --> 21:55.980
...پرده‌ی آخر فرو می‌ریزد...

21:56.810 --> 22:00.310
...به ما نورش را می‌تاباند...

22:00.440 --> 22:03.320
که این پایان چرخه‌ی نادیده‌هاست...

22:15.080 --> 22:18.750
من با استفاده از تصورات خودم کشته شدم؟

22:20.420 --> 22:21.920
.نه، این‌جوری نیست

22:31.180 --> 22:33.180
.این‌جوری نیست، زاراکی کنپاچی

22:34.100 --> 22:36.350
.تصورات من درست هست

22:37.600 --> 22:39.020
.در واقع، خیلی درست هست

22:39.940 --> 22:44.150
.تونستم به درستی تمام قدرتت رو تصور کنم

22:45.110 --> 22:46.190
...اما تنها در یک چیز

22:46.860 --> 22:48.860
...نتونستم درست تصورش کنم...

22:49.860 --> 22:54.910
.اینه که تنها بدن تو می‌تونه در برابر قدرت‌هات مقاومت کنه

22:56.580 --> 22:59.830
.این قدرت تصورات من نبود که از تو شکست خورد

23:00.040 --> 23:01.250
.بدن من بود

23:02.250 --> 23:04.170
نه، این بهونه‌ـست، مگه نه؟

23:04.880 --> 23:06.960
...آه... گندش بزنن

23:08.380 --> 23:10.010
...بدجور می‌خواستم برنده بشم

23:16.390 --> 23:18.350
این دیگه... چی هست؟

23:18.930 --> 23:20.020
.بهت که گفتم

23:20.770 --> 23:25.150
.بدون استفاده از تنها یک انگشت هم می‌تونم تو رو بکشم

23:25.980 --> 23:30.070
.حتی این بدن هم محصول تخیلات من‌ـه

23:31.070 --> 23:32.490
...همون جوری که گفتم

23:32.740 --> 23:36.410
.در برابر تو حتی از یک انگشت هم استفاده نکردم...

23:37.240 --> 23:40.330
.البته من کسی بودم که کشته شد

23:42.000 --> 23:42.580
...آه

23:43.080 --> 23:46.460
...به نظر می‌رسه که تصورات منم به آخر حد خودش رسیده

23:47.920 --> 23:49.130
...واقعاً ناراحت کننده‌ـست...

23:50.010 --> 23:51.800
...دنیای رو تصور می‌کنم...

23:51.880 --> 23:55.760
.که دیگه نمی‌تونم توی اون چیزی تصور کنم...

24:11.530 --> 24:14.870
.رعد و برق، تو را به زانو در خواهد آورد

24:11.530 --> 24:16.990
رعد و برق
تو را
به زانو
در خواهد
آورد

24:15.720 --> 24:16.990
این
خواسته‌ی
من‌ـه

24:15.740 --> 24:16.990
.این خواسته‌ی من‌ـه
