WEBVTT

00:10.140 --> 00:11.930
ناحیه‌ی سلطنتی - ورودی اصلی

00:11.140 --> 00:11.930
.خیلی‌خب

00:12.350 --> 00:13.720
!ما آماده‌ایم

00:14.060 --> 00:16.810
!امیدوارم که توئم کامل آماده شده باشی، ایچیگو

00:20.770 --> 00:21.190
.بله

00:22.110 --> 00:24.980
چیزه، فکر نمی‌کنی که تعداد این‌ها یه خورده زیاد باشه؟

00:25.980 --> 00:29.860
...این لباس‌ها بهت اجازه‌ی عبور از 72 لایه‌ی محافظتی

00:29.950 --> 00:34.280
.بین ناحیه‌ی سلطنتی و سیریتی رو میده...

00:36.120 --> 00:38.120
بهش احتیاج داری، مگه نه؟

00:52.180 --> 00:53.720
.سفر برگشتت رو باید پیاده بری

00:54.180 --> 00:56.640
...دوست داشتیم تو رو با تچوکن می‌فرستادیم

00:57.060 --> 01:00.100
!ولی نمی‌تونیم همیشه به طور اتفاقی با اون پایین بریم...

01:00.940 --> 01:02.690
!این که چیزی نیست

01:03.020 --> 01:05.690
!اگه از فلش اِستپ(گام‌های رعد و برقی) استفاده کنی یک هفته طول می‌کشه که برسی

01:06.150 --> 01:07.070
.فهمیدم

01:07.650 --> 01:08.610
چی؟

01:09.150 --> 01:09.900
جدّی؟

01:10.110 --> 01:12.410
.اگه عجله کنم، پس نصف روز طول می‌کشه که برسم

01:12.780 --> 01:15.030
...تا وقتی که بتونم قبل از حمله‌شون برسم

01:15.120 --> 01:16.700
!نیازی به نگرانی نیست...

01:17.700 --> 01:21.330
.اون کوئینشی‌ها حمله‌شون رو سه ساعت پیش آغاز کردن

01:23.710 --> 01:25.840
!چرا زودتر بهم نگفتی، احمق خان

01:25.960 --> 01:29.670
یادت که نرفته، تا همین سه ساعت پیش داشتی تمرین می‌کردی!؟

01:29.970 --> 01:30.840
!ایچیگو چان

01:30.920 --> 01:32.340
!این توپ برنجی‌ها رو بگیر

01:34.720 --> 01:36.140
!ها، خیلی ممنون

01:37.060 --> 01:39.020
اون پسر تغییر کرده، مگه نه؟

01:39.770 --> 01:40.600
.معلومه

01:41.060 --> 01:44.100
.اون تبدیل به یک شینیگامی واقعی شده

01:44.940 --> 01:48.940
.کسی که از یک شینیگامی معمولی هم پا رو فراتر گذاشته

01:50.360 --> 01:54.490
خب، چه پیشنهادی برای تغییر جدول‌های اینجا داری؟

01:54.950 --> 01:56.240
...خب، بذار ببینم

01:58.240 --> 01:59.040
الو سلام؟

01:59.950 --> 02:00.790
کوروساکی سان!؟

02:01.870 --> 02:05.920
.آره... گفتم که یه خورده طول می‌کشه که به اونجا برسم

02:06.420 --> 02:07.670
.که این‌طور

02:08.130 --> 02:08.960
.فهمیدم

02:09.380 --> 02:10.510
.پس لطفاً مراقب باش

02:10.670 --> 02:11.970
.می‌گم، اوراهارا سان

02:12.720 --> 02:13.380
چیزی شده؟

02:14.050 --> 02:16.600
...ممکنه احمقانه به نظر برسه، ولی

02:17.140 --> 02:19.640
...حتی اگه توی نبرد به مشکل برخوردین و نتونستین ادامه بدین...

02:19.930 --> 02:21.350
.فقط یک‌جوری صبرکنین تا من برسم...

02:22.060 --> 02:23.850
.قول می‌دم، خودم بقیه‌ش رو ردیف کنم

02:27.480 --> 02:28.570
.متوجه شدم

02:29.320 --> 02:31.690
.منتظرت هستیم، کوروساکی سان

02:32.610 --> 02:36.160
.اوراهارا سان... اصلاً چیزی راجب اینکه اوضاع اونجا از چه قراره نگفت

02:36.180 --> 02:48.180
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:54.630 --> 03:00.010
...اوه، محبوبم، حتی نمی‌دانم قلبم به کجا عازم شده

03:00.560 --> 03:05.940
...بالغ شدن برابر است با حفظ چهره‌ی عمومی و چاخان کردن...

03:06.350 --> 03:11.400
...بالغ شدن برابر است با حفظ چهره‌ی عمومی و چاخان کردن...

03:12.110 --> 03:18.320
بهم بگو، اون چیه در آینه‌ی نقاشی شده منعکس می‌شه؟

03:18.950 --> 03:24.120
...تصویر تو کم کم در مقابل چشمانم محو می‌شه...

03:24.660 --> 03:29.250
...همون‌طور که دارم تغییر می‌کنم، ترکم کن...

03:29.330 --> 03:35.090
...با صدای بلندم که به عمق شب نفوذ می‌کنه فریاد می‌زنم...

03:35.420 --> 03:40.890
...سینه‌م به آتش کشیده می‌شه، این ترس واهی، همه و همه

03:40.970 --> 03:46.770
...هیچ اشکالی نداره که مثل اون روزها نمی‌تونم بخندم...

03:46.890 --> 03:52.570
...غم، زخم، همه چیز... همه رو با خود می‌برم...

03:53.530 --> 03:55.990
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

03:56.070 --> 03:59.030
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

03:59.410 --> 04:02.030
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

04:02.120 --> 04:04.750
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

04:07.960 --> 04:12.960
بــــــــلـــــــــــیـــــــــــــچ

04:07.960 --> 04:12.960
جنگ خونین هزاره

04:25.890 --> 04:28.140
...به نظر می‌رسه که باید بهت بگم

04:29.060 --> 04:31.440
.که اعلحضرت چه‌جور وجودیتی دارن

04:32.020 --> 04:34.730
.چون تو جانشین اعلحضرت هستی

04:36.440 --> 04:37.320
.دنبالم بیا

04:44.950 --> 04:46.950
.بدین ترتیب کسانی که شکست خوردن با قضاوت روبه‌رو می‌شن

04:46.040 --> 04:50.670
ریتر سکوند اسپایر - زمین اعدام

05:05.640 --> 05:06.930
.آیرون(فلز)

05:07.390 --> 05:10.190
.تو خوش‌شانس بودی که تیغه‌ی قضاوت رو مسدود کردی

05:10.730 --> 05:14.060
...با این حال، این زندگی که از خوش‌شانسی‌ت در امان مونده

05:15.650 --> 05:18.440
.با همین میزان بداقبالی ازت پس گرفته می‌شه...

05:20.070 --> 05:20.950
می‌بینی؟

05:28.000 --> 05:29.830
.این میزان داره بالا میره

05:46.560 --> 05:48.180
.به نظر می‌رسه گیج شدی

05:49.060 --> 05:51.890
...همه‌ی اون کسانی که اعلحضرت بهشون قدرت بخشیده

05:52.810 --> 05:55.730
.بعد از مرگ، قدرت‌ـِشون دوباره توسط اعلحضرت کشیده می‌شه...

05:56.400 --> 05:59.690
...تمام دانش‌ها و مهارت‌هایی که روح‌ـِشون برخوردار بوده

05:59.820 --> 06:01.950
.تبدیل به بخشی از قدرت اعلحضرت می‌شن...

06:08.950 --> 06:10.580
.اما این دو از نیروهای قدرتمند ما بودن

06:11.210 --> 06:13.040
نیازه که اون‌ها رو بکشیم؟

06:13.500 --> 06:16.960
.هدف اصلی اعلحضرت سول سوسایتی(جامعه‌ی ارواح) نیست

06:17.290 --> 06:19.840
...تصمیم‌گیری راجب این قضیه برعهده‌ی اعلحضرت هست

06:20.210 --> 06:22.840
.که چه چیزی برای رسیدن به هدف‌ـِشون لازم و ضروری‌ـه

06:24.760 --> 06:26.510
...تو هم، از خون اعلحضرت نوشیدی

06:26.600 --> 06:29.430
.و یک «شِریفت(نام)» روی روحت حک شده...

06:30.020 --> 06:31.810
.هیچ راه فراری ازش نداری

06:32.390 --> 06:36.480
...اعلحضرت باید به مبارزه و جذب ارواح ادامه بده

06:36.690 --> 06:37.690
...در غیر این صورت...

06:41.990 --> 06:43.900
بعد از حمله - ناحیه‌ی مسکونی

06:44.030 --> 06:46.780
.نمی‌تونم هیچ ریاتسویی(فشار روحی) از نیروهای محافظ دادگاه حس کنم

06:46.870 --> 06:50.160
...احتمالاً این نشون میده که اوضاع برای شینیگامی‌ها خوب پیش نمیره...

06:53.210 --> 06:56.040
...اگه این‌جوری باشه، همچین گزینه‌ی بدی نیست که به رنجی ملحق بشم...

06:56.080 --> 06:59.340
.و سریع به قلعه‌ی دشمن یورش ببریم...

07:02.340 --> 07:04.380
این... چه احساسی بود؟

07:05.130 --> 07:05.880
کی اونجاست؟

07:06.010 --> 07:06.930
تو کجایی!؟

07:07.010 --> 07:08.640
هه هه... ترسیدی؟

07:10.010 --> 07:12.220
...من... تنهام

07:13.310 --> 07:15.940
...تنها... تنها

07:16.190 --> 07:17.730
تو کی هستی؟

07:18.560 --> 07:19.900
...تنها

07:20.020 --> 07:21.780
...تنها

07:22.440 --> 07:23.990
...خیلی تنهام

07:24.860 --> 07:29.700
سن‌بون‌زاکورای من... کجاست؟

07:31.490 --> 07:32.200
...که این‌طور

07:32.950 --> 07:35.540
...پس تو همون کسی هستی که بانکای نی سانم(برادرم) رو دزدیدی

07:35.830 --> 07:36.870
...اِز نات

07:37.170 --> 07:39.840
...تو رو می‌شناسم

07:40.960 --> 07:43.050
...تو خواهر کوچیک‌تر کوچیکی بیاکویا هستی...

07:43.340 --> 07:44.760
...کوچیکی روکیا...

07:46.380 --> 07:48.800
کوچیکی بیاکویا کجاست؟

07:49.050 --> 07:50.890
.من مجور نیستم که به آدمی مثل تو چیزی بگم

07:51.470 --> 07:54.520
فکر می‌کنی اگه اینجا بکشمت اون ظاهر می‌شه؟

07:55.100 --> 07:56.690
.شاید بشه

08:06.530 --> 08:08.030
...پس این قابلیتش هست

08:08.570 --> 08:09.240
...ترس

08:10.570 --> 08:11.950
!سودنوشیرایوکی

08:15.910 --> 08:17.040
.بی‌فایده‌ـست

08:17.710 --> 08:20.040
.ترس توسط یخ مسدود نمی‌شه

08:27.800 --> 08:29.680
.این ترس‌ـه

08:30.010 --> 08:32.800
.ترس چنین احساسی داره

08:33.810 --> 08:35.680
پس این... ترس هست؟

08:35.890 --> 08:36.930
.درسته

08:37.680 --> 08:40.980
پس تو از چی می‌ترسی؟

08:41.690 --> 08:42.690
چی؟

08:43.150 --> 08:47.190
شاید از اینکه ترست هیچ اثری نداشته باشه... ترس تو باشه؟

08:47.950 --> 08:49.860
ترس هیچ تاثیری نداشته باشه؟

08:51.030 --> 08:52.660
.این غیرممکنه

08:53.950 --> 08:55.160
غیرممکنه؟

08:55.790 --> 08:58.080
...اگه واقعاً به همچین چیزی اعتقاد داری

08:58.370 --> 09:00.830
.پس یکبار دیگه اون خارها رو به سمتم پرتاب کن...

09:01.710 --> 09:02.460
...خوب ببین

09:02.960 --> 09:04.590
.و از ترس بلرز...

09:06.960 --> 09:10.300
.این سودنوشیرایوکی واقعی هست

09:21.650 --> 09:26.070
...با اینکه الان می‌تونم قدرت واقعی سودنوشیرایوکی رو بیرون بکشم

09:26.570 --> 09:29.490
.یه خورده طول می‌کشه تا بدنم بهش عادت کنه...

09:30.110 --> 09:34.160
.تا اون موقع حمله‌ت من رو غافلگیر نمی‌تونست کنه

09:34.780 --> 09:36.830
.پس اگه اون‌ها رو منجمد کنی چی می‌شه

09:37.120 --> 09:41.040
.بهت که گفتم، ترس توسط یخ مسدود نمی‌شه

09:41.620 --> 09:45.670
.ترس من از طریق زخم وارد نمی‌شه

09:46.000 --> 09:51.380
.کوچیک‌ترین تماس فیزیکی این اجازه رو بهش میده که حل بشه و نفود کنه

09:52.680 --> 09:56.010
.نمی‌شه اون رو مسدود کرد. به هیچ وجه

09:57.010 --> 10:04.480
.هر فردی چیز به خصوصی داره که ازش می‌ترسه و بهش امنیت می‌بخشه

10:05.310 --> 10:09.230
...وقتی که به یک محل امن قدم می‌ذارن

10:09.280 --> 10:12.450
...و ازشون پرسیده می‌شه که چرا احساس امنیت می‌کنین...

10:12.570 --> 10:18.790
«.اون‌ها به نوعی یه پاسخ مبهم میدن مثلا: «نمی‌دونم این‌جوری حس کردم

10:18.870 --> 10:23.080
...با این حال، وقتی به یک مکان وحشت‌انگیز پا می‌ذارن

10:23.460 --> 10:28.090
.حتی یک احمق هم می‌تونه یک دلیل واضح و روشنی به زبان بیاره

10:28.130 --> 10:30.710
.«سرده»، «تاریکه»، «خیلی ارتفاع داره»، «خیلی مبهم هست»

10:30.800 --> 10:32.930
.دردناکه»، «کثیف هست»، و کلی چیز دیگه»

10:33.430 --> 10:36.140
.می‌تونن لیستی از ترس‌هاشون ردیف کنن

10:36.800 --> 10:39.220
...به این خاطره که احساس امنیت همه‌ش به زندگی برمی‌گرده

10:39.310 --> 10:42.890
.و تمام احساس ترس به مرگ بازمی‌گرده...

10:43.810 --> 10:47.060
...حتی اون‌هایی که نمی‌تونن دلیل واضح و روشنی برای زندگی ارائه بدن

10:47.110 --> 10:51.360
.می‌تونن دلیل تمایل به عدم مرگ خودشون رو بیان کنن...

10:52.070 --> 10:55.110
.تنها موجودات نیستن که احساسات دارن

10:56.030 --> 11:03.620
.همه موجودات زنده به طور غریزی از مرگ اجتناب می‌کنن، یا بهتره بگم ترس

11:03.830 --> 11:09.040
...تمام موجودات زنده، برای دوری از ترس زندگی می‌کنن...

11:09.130 --> 11:12.760
...قدرت بهشون راه دوری از ترس میده...

11:12.840 --> 11:16.970
.و برای جلوگیری از ترس داشتن رشد می‌کنه...

11:17.550 --> 11:24.890
.تا وقتی که زنده باشی، ترس همیشه تاثر خودش رو می‌ذاره

11:25.190 --> 11:25.850
.می‌دونم

11:26.900 --> 11:29.480
.برای همین ترس در برابر من کارساز نیست

11:31.190 --> 11:32.230
متوجه نمی‌شی؟

11:33.030 --> 11:36.530
.دارم می‌گم که من الان زنده نیستم

11:39.120 --> 11:40.700
منظورت چیه؟

11:40.950 --> 11:43.450
...معلوم شد که سودنوشیرایوکی فقط یک شمشیر نبوده...

11:43.540 --> 11:45.830
.و یک هوای منجمد کننده از تیغه‌ی خودش ساطع می‌کنه...

11:46.790 --> 11:48.130
...سودنوشیرایوکی

11:50.090 --> 11:52.000
...زانپاکتویی هست که دمای بدن صاحب خودش رو...

11:52.050 --> 11:54.170
.به زیر صفر کاهش میده...

11:54.840 --> 11:56.970
.و تمام چیزهایی که با اون تماس پیدا می‌کنن منجمد می‌شن

11:57.680 --> 11:59.180
...این تیغه چیزی جز یک بازویی

11:59.260 --> 12:01.140
.برای افزایش دامنه‌ی انجماد نیست...

12:01.890 --> 12:03.930
.مسخره‌بازی در نیار

12:04.470 --> 12:07.440
...اگه دمای بدنت رو زیر نقطه‌ی انجماد ببری

12:07.690 --> 12:10.150
.عملکردهای بدنت دیگه کار نمی‌کنه...

12:10.560 --> 12:12.940
.هیچ راهی برای زنده‌ موندنت نیست

12:13.030 --> 12:13.940
.درسته

12:14.360 --> 12:16.150
.من در حال حاضر مردم

12:17.030 --> 12:20.620
...با کنترل کردن ریشی‌م

12:20.700 --> 12:23.950
.توانایی کشتن موقتی بدنم رو به‌دست آوردم...

12:24.580 --> 12:28.920
.تمام حرکات مولکولی بدنم متوقف شده

12:29.460 --> 12:32.460
...حتی ترسی که توی بدنم رخنه کرده

12:32.540 --> 12:34.550
.در همان لحظه‌ی لمس کردن بدنم قابلیت خودش رو از دست داده...

12:35.130 --> 12:37.340
.این... غیرممکنه

12:41.470 --> 12:43.010
.منفی 18 درجه سانتیگراد

12:44.140 --> 12:45.850
.خون منجمد می‌شه

12:46.980 --> 12:48.940
.خون از هیچ زخمی خارج نخواهد شد

12:49.690 --> 12:51.480
.منفی 50 درجه‌ی سانتیگراد

12:52.110 --> 12:56.070
...آبی که زیر پام هست یخ می‌زنه

12:56.150 --> 12:57.990
.و باعث یک زلزله‌ی یخی می‌شه...

12:58.360 --> 13:01.410
.منفی 273/15 درجه‌ی سانتیگراد

13:01.620 --> 13:03.030
.ناحیه‌ی صفر مطلق هست

13:03.870 --> 13:05.290
.باید این کار رو سریع انجام بدم

13:05.700 --> 13:09.120
.من فقط می‌تونم 4 ثانیه توی این دما عمل کنم

13:15.050 --> 13:17.550
...منفی 198 درجه‌ی سانتیگراد

13:18.010 --> 13:19.930
...منفی 142 درجه‌ی سانتیگراد...

13:20.470 --> 13:22.340
...منفی 116 درجه‌ی سانتیگراد...

13:22.850 --> 13:24.600
...منفی 85 درجه‌ی سانتیگراد...

13:24.890 --> 13:26.100
...منفی 67 درجه‌ی سانتیگراد...

13:26.180 --> 13:27.850
...قدرتی که باید وقتم رو برای باز کردنش بذارم...

13:27.930 --> 13:29.770
...تا بتونم جلوی بدنم رو-
...منفی 31 درجه‌ی سانتیگراد-

13:29.850 --> 13:31.230
...از کار افتادن بگیرم-
...منفی 14 درجه‌ی سانتیگراد-

13:31.310 --> 13:33.020
.هنوز به تمرین بیش‌تری نیاز دارم

13:35.570 --> 13:37.860
.به نظر می‌رسه یه خورده از 4 ثانیه بیش‌تر پیش رفتم

13:40.030 --> 13:40.950
ترس؟

13:41.530 --> 13:42.910
گفتی، ترس؟

13:44.620 --> 13:47.040
به این می‌گی ترس؟

13:52.580 --> 13:55.130
.نفس کشیدن خیلی  زجرآوره

13:56.380 --> 13:59.840
.برای زنده موندن مجبورم این همه زجر رو تحمل کنم

14:01.260 --> 14:04.850
.زندگی واقعاً عذاب‌آوره

14:05.970 --> 14:10.270
نمی‌دونم بهشت جایی هست که نفس کشیدن اونجا راحته؟

14:11.390 --> 14:16.020
نمی‌دونم جهنم از اینجا دردناک‌تر هست؟

14:17.400 --> 14:20.490
...اگه این‌جوری باشه، می‌ترسم

14:23.160 --> 14:25.030
...تو بازمانده‌ای

14:25.910 --> 14:28.740
.من بهت قدرت می‌دم...

14:35.380 --> 14:39.050
.نه، این به هیچ وجه ترس نیست

14:39.130 --> 14:41.300
...تنها چیزی که من رو می‌ترسونه

14:43.840 --> 14:46.800
!اینه که مورد سرزنش اعلحضرت قرار  بگیرم...

14:49.890 --> 14:51.060
...در مقایسه با اون

14:51.140 --> 14:56.400
!من از جنگ نه ترسی احساس می‌کنم و نه دردی

15:11.750 --> 15:13.620
!تاتار فوراس

15:22.920 --> 15:24.680
نمی‌تونی به سطح من برسی، مگه نه؟

15:27.220 --> 15:29.760
.بی‌فایده‌ـست. نمی‌تونی به من برسی

15:30.060 --> 15:32.180
.چون پاهات یخ بسته

15:32.470 --> 15:33.600
!غیرممکنه

15:33.930 --> 15:36.140
من رو می‌بینی، مگه نه؟

15:36.980 --> 15:41.940
...سلول‌های بدنت ممکنه در دمای زیر صفر از کار افتاده باشن...

15:42.230 --> 15:46.410
!اما عصبت هنوز کار می‌کنه

15:46.860 --> 15:52.700
!تاتار فوراس ترس رو از طریق حواس بینایی بهت القا می‌کنه

15:56.960 --> 15:58.580
می‌بینی؟

15:59.080 --> 16:01.590
!هرجا که نگاه کنی، چشم‌های من رو می‌بینی

16:01.880 --> 16:04.420
!حواست نمی‌تونه از من فرار کنه

16:06.300 --> 16:08.640
!چشم‌هات رو هم ببندی هیچ فایده‌ای نداره

16:09.260 --> 16:11.970
...ممکنه خاطرات تلخ توی قلبت به‌جا بمونه

16:12.100 --> 16:16.020
!اما خاطرات بد طولانی‌تر به‌جا می‌مونه...

16:16.810 --> 16:21.440
...همان‌طور که ترس‌های گذشته توی تاریکی شب پدید میاد

16:22.150 --> 16:24.190
...ترسی که تجربه می‌کنی، وقتی طنین‌انداز بشه...

16:24.280 --> 16:27.400
...حتی توی اعماق مغزت نفوذ می‌کنه...

16:27.490 --> 16:30.370
!حتی وقتی چشم‌هات رو هم ببندی...

16:38.000 --> 16:44.760
!الان، روحت رو با ترس‌های گذشته‌ت می‌سوزونم

17:00.940 --> 17:02.020
...تو

17:03.690 --> 17:05.820
!کوچیکی بیاکویا

17:08.890 --> 17:14.870
ناحیه‌ی سلطنتی و سیریتی

17:24.130 --> 17:26.380
!کوچیکی بیاکویا

17:26.590 --> 17:27.590
...نی ساما

17:27.840 --> 17:29.170
.خوشحالم که می‌بینمت

17:29.260 --> 17:30.880
.منتظرت بودم

17:31.510 --> 17:32.850
...بهم بگو

17:33.010 --> 17:36.100
حال و هوای اون احساس وجودی‌ت رو که بیرون آوردن چه‌جوریه؟

17:37.930 --> 17:41.440
.هرچیزی که توی شکمت بود رو بیرون کشیدم

17:41.940 --> 17:44.820
.از اون‌جایی که چیزی نمی‌تونستی بخوری گشنه موندی

17:46.020 --> 17:48.570
وزن کم کردی؟

17:49.530 --> 17:50.610
!نی ساما، مراقب باشین

17:50.860 --> 17:52.280
!با اون ارتباط چشمی برقرار نکنین

17:52.360 --> 17:54.160
!دیگه دیر شده

18:11.010 --> 18:12.840
برای کی دیر شده؟

18:13.590 --> 18:15.010
...که این‌طور

18:15.800 --> 18:20.480
.پس این دور تا دور این مکان رو با سن‌بون‌زاکورا کاگه‌یوشی پوشاندی

18:21.230 --> 18:22.640
.خیلی خوبه

18:22.980 --> 18:28.320
!واقعاً ای کاش می‌تونستم اون بانکای رو نگه می‌داشتم

18:28.780 --> 18:29.820
بانکای؟

18:30.360 --> 18:31.860
.با دقت نگاه کن

18:32.490 --> 18:36.910
...تو یکبار از بانکای من استفاده کردی، پس باید بدونی

18:37.950 --> 18:39.120
.این شیکای هست...

18:39.660 --> 18:41.580
.این حالت عادی سن‌بون‌زاکورا هست

18:41.910 --> 18:43.870
چی... الان چی گفتی؟

18:44.210 --> 18:46.750
...خیلی ممنون که بانکای‌م رو دزدیدی

18:46.840 --> 18:52.010
.چون تونستم ماهیت واقعی سن‌بون‌زاکورا رو کشف کنم...

18:52.930 --> 18:56.260
.پیوند مثل یک نقاشی اجتناب‌ناپذیره

18:56.930 --> 18:59.890
.باید یک قدم به عقب برداشت تا شکل واقعی‌ش رو ببینی

19:00.640 --> 19:02.980
.فراموش کرده بودم

19:04.060 --> 19:06.770
.اجازه بده ازت تشکر کنم، اِز نات

19:12.030 --> 19:14.660
...من نمی‌کشمت... من نمی‌کشمت... من نمی‌کشمت

19:14.740 --> 19:17.740
!من نمی‌کشمت... من نمی‌کشمت... من نمی‌کشمت... من نمی‌کشمت

19:17.820 --> 19:20.490
!من به هیچ وجه تو رو نمی‌کشم

19:20.990 --> 19:23.750
...من آگاه و ذهنت رو سالم نگه می‌دارم

19:23.830 --> 19:27.040
.تا توی دریای ترس و درد غرق‌ت کنم...

19:27.290 --> 19:30.960
!مجبورت می‌کنم زنده بمونی و ازم خواهش کنم سعادتمندانه بکشمت

19:31.300 --> 19:32.050
.روکیا

19:33.300 --> 19:38.010
...با اینکه اینجا اومدم می‌تونم فشار روحی‌ت رو حس کنم

19:40.640 --> 19:42.980
.قوی شدی، روکیا...

19:45.230 --> 19:46.270
...نی ساما

19:46.770 --> 19:48.440
...الان برادرم گفت...

19:49.060 --> 19:50.610
...که من قوی‌تر شدم...

19:51.900 --> 19:54.900
.ترس توی خلاء به‌دنیا نمیاد

19:55.530 --> 19:59.370
.از ناامنی توی قلب انسان تغذیه می‌کنه

20:00.700 --> 20:03.450
هنوز احساس ترس می‌کنی... روکیا؟

20:04.450 --> 20:05.250
!نه

20:09.880 --> 20:10.840
!وقتش رسیده تمومش کنیم، کوچیکی بیاکویا

20:10.920 --> 20:14.880
...در یک چشم به هم زدن، تمام نورها خاموش شد

20:10.920 --> 20:14.880
!وقتش رسیده تمومش کنیم، کوچیکی بیاکویا

20:14.970 --> 20:17.800
...و همراه با یک آوا... به من یادآور شد...

20:14.970 --> 20:17.800
که این‌طور، پس می‌خوای تمومش کنیم؟

20:17.890 --> 20:19.800
...و نمی‌تونم از سرجام تکون بخورم...

20:17.890 --> 20:19.800
...خیلی ببخشید. می‌ترسم

20:19.890 --> 20:22.060
.من کسی نباشم که کار تو رو یک‌سره می‌کنه...

20:20.720 --> 20:24.980
...حتی یک میلی‌متر هم قادر به حرکت نیستم...

20:23.390 --> 20:24.980
چی...؟

20:25.060 --> 20:27.270
...از جمله‌هایی که تکرار کردم...

20:27.350 --> 20:29.810
...تمام جمله‌ها... نمی‌خوام فراموش‌ـِشون کنم...

20:27.350 --> 20:32.320
!به اندازه‌ی کافی مسخره‌م کردی

20:29.900 --> 20:31.190
...بازسازی شد...

20:31.270 --> 20:32.320
...تکرار شد...

20:32.400 --> 20:34.940
....تبدیل به نشانه‌ای‌ شد و متوجه این غبار شدم...

20:32.400 --> 20:34.110
.خوب نگاه کن، روکیا

20:34.190 --> 20:38.410
.این ترس تو نیست که بازتابش رو در اون می‌بینی

20:35.030 --> 20:35.820
...صبر پیشه کردم و پیشه کردم...

20:35.900 --> 20:37.320
...اما آغاز نشد...

20:37.400 --> 20:38.410
...اگر به فراموشی سپرده شده...

20:38.490 --> 20:42.740
...اگه ترسی توی دلت نباشه، اون چیزی که می‌بینی

20:38.490 --> 20:39.820
...تسلیم می‌شم...

20:39.910 --> 20:40.870
...اما نمی‌تونم...

20:40.950 --> 20:42.120
می‌تونم شانه‌ت را قرض بگیرم؟...

20:42.200 --> 20:43.700
...با آن چاقو...

20:43.790 --> 20:45.870
...که به جا مانده...

20:43.790 --> 20:46.710
.ترس خودش هست...

20:46.790 --> 20:48.750
...همه چیز را در هم‌ می‌درم...

20:48.170 --> 20:48.750
...بانکای

20:48.830 --> 20:50.040
...با این حال

20:50.130 --> 20:52.380
...در وسط رویاهامون...

20:51.750 --> 20:52.960
هاکا نو توگامه

20:52.460 --> 20:54.880
...به جست و جو ادامه می‌دیم...

20:54.960 --> 20:57.090
...به خاطر زخمی که برداشتیم...

20:57.170 --> 20:59.800
...که این دنیا همچنان به ما یادآور می‌شود...

20:59.890 --> 21:02.050
...با این میل شدید...

21:02.140 --> 21:05.520
...که به ادامه‌ی زندگی داریم...

21:05.600 --> 21:10.310
...فردا را انتخاب کردیم که دیگر برنمی‌گردد...

21:06.730 --> 21:07.730
...می‌ترسم

21:10.400 --> 21:11.310
...من

21:10.400 --> 21:15.190
...کمی بعد...

21:12.650 --> 21:13.820
قراره بمیرم؟...

21:15.280 --> 21:16.820
.خیلی ببخشید، اعلحضرت

21:15.280 --> 21:19.990
...پرده‌ی آخر فرو می‌ریزد...

21:17.990 --> 21:19.990
...لطفاً از دستم عصبانی نشین

21:20.610 --> 21:23.870
...به ما نورش را می‌تاباند...

21:21.950 --> 21:23.870
...می‌ترسم

21:23.950 --> 21:27.040
.که این پایان چرخه‌ی نادیده‌هاست...

21:23.950 --> 21:25.410
...این درد و رنج...

21:25.490 --> 21:27.040
...این درد...

21:27.290 --> 21:28.290
...من رو می‌ترسونه

21:28.790 --> 21:31.500
...می‌ترسم... می‌ترسم... می‌ترسم

21:31.830 --> 21:33.340
...من... می‌ترسم

22:04.200 --> 22:06.660
.به آرامی برش گردون، روکیا

22:07.450 --> 22:08.580
.خیلی آرام

22:14.710 --> 22:16.590
.بانکای خارق‌العاده‌ای بود

22:22.180 --> 22:24.680
.اما... بانکای سختی هم هست

22:25.260 --> 22:27.430
.کوچیک‌ترین اشتباه به قیمت جونت تمام خواهد شد

22:27.890 --> 22:29.600
.بانکای خطرناکی هست

22:30.060 --> 22:33.020
.با احتیاط انجام‌ش بده. هرگز عجله نکن

22:34.020 --> 22:36.610
...بدون چیزی نیست که بشه اون رو

22:36.690 --> 22:39.030
.با شمشیری که مقابل جانت قرار می‌گیره نجات داد...

22:41.200 --> 22:42.400
.بریم، روکیا

22:43.780 --> 22:45.660
.بریم از سول سوسایتی محافظت کنیم

22:50.180 --> 22:51.650
بلیچ
#19

22:50.950 --> 22:51.500
...بله

22:51.660 --> 22:54.900
طوفان سفید

22:52.040 --> 22:53.040
!نی ساما...

22:54.910 --> 22:58.590
بعد از حمله-پادگان 4-قرارگاه اول کمک‌های اولیه

22:56.630 --> 22:57.880
!کوته‌چین

22:57.960 --> 22:58.590
!ها

22:58.840 --> 23:01.800
!یه چیز جدیدی پیدا کردم که بشه به عنوان رخت‌خواب ازش استفاده کرد

23:02.300 --> 23:05.720
.خیلی ببخشید که چنین وظیفه‌ی خطرناکی بهت دادم

23:06.010 --> 23:07.140
!اشکالی نداره

23:07.260 --> 23:09.220
...یه خورده تا برگشت کِنی چان طول می‌کشه

23:09.310 --> 23:10.640
!برای همین کاری برای انجام دادن ندارم...

23:11.310 --> 23:13.730
...تازه، وقتی ملافه یا دارو پیدا می‌کنم

23:13.810 --> 23:17.480
!سریع دنبالش می‌گردم، و می‌گیرمش

23:17.560 --> 23:19.270
!اصلاً خطرناک نیست

23:19.440 --> 23:19.980
چی!؟

23:20.650 --> 23:21.690
جدی؟

23:21.780 --> 23:24.910
.غافلگیر شدم هنوز پیداش نکردیم

23:24.990 --> 23:26.370
الان داری به این فکر می‌کنی؟

23:27.570 --> 23:28.990
داری به کجا نگاه می‌کنی؟

23:29.330 --> 23:30.330
...من دقیقاً

23:30.410 --> 23:31.700
.اینجام...

23:31.870 --> 23:32.910
دیدی؟

23:33.000 --> 23:34.160
...نمی‌تونی من رو ببینی

23:34.250 --> 23:35.710
!بام

23:37.580 --> 23:38.790
.عجیب‌ـه

23:38.840 --> 23:40.800
...فکر کردم که بهش مشت زدم

23:41.710 --> 23:42.510
زدمش؟

23:42.800 --> 23:44.420
صبرکن ببینم، چی رو می‌خواستم بزنم؟

23:45.930 --> 23:47.300
!ستوان کوساجیشی

23:47.720 --> 23:49.720
...زا زا زا... زا زا زا

23:50.010 --> 23:52.600
به نظر می‌رسه که تونستی من رو بزنی؟

23:52.930 --> 23:55.020
.همچین چیزی غیرممکنه

23:55.350 --> 23:59.900
...حضور من کاملاً

23:59.980 --> 24:03.110
.از دید و نظرهاتون ناپدید شده...

24:08.030 --> 24:13.660
زیبایی
یعنی
هیچ چیزی
اینجا
و
نیست

24:08.030 --> 24:13.660
.زیبایی یعنی هیچ چیزی اینجا نیست

24:13.680 --> 24:22.580
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
