1
00:00:10,140 --> 00:00:11,930
ناحیه‌ی سلطنتی - ورودی اصلی

2
00:00:11,140 --> 00:00:11,930
.خیلی‌خب

3
00:00:12,350 --> 00:00:13,720
!ما آماده‌ایم

4
00:00:14,060 --> 00:00:16,810
!امیدوارم که توئم کامل آماده شده باشی، ایچیگو

5
00:00:20,770 --> 00:00:21,190
.بله

6
00:00:22,110 --> 00:00:24,980
چیزه، فکر نمی‌کنی که تعداد این‌ها یه خورده زیاد باشه؟

7
00:00:25,980 --> 00:00:29,860
...این لباس‌ها بهت اجازه‌ی عبور از 72 لایه‌ی محافظتی

8
00:00:29,950 --> 00:00:34,280
.بین ناحیه‌ی سلطنتی و سیریتی رو میده...

9
00:00:36,120 --> 00:00:38,120
بهش احتیاج داری، مگه نه؟

10
00:00:52,180 --> 00:00:53,720
.سفر برگشتت رو باید پیاده بری

11
00:00:54,180 --> 00:00:56,640
...دوست داشتیم تو رو با تچوکن می‌فرستادیم

12
00:00:57,060 --> 00:01:00,100
!ولی نمی‌تونیم همیشه به طور اتفاقی با اون پایین بریم...

13
00:01:00,940 --> 00:01:02,690
!این که چیزی نیست

14
00:01:03,020 --> 00:01:05,690
!اگه از فلش اِستپ(گام‌های رعد و برقی) استفاده کنی یک هفته طول می‌کشه که برسی

15
00:01:06,150 --> 00:01:07,070
.فهمیدم

16
00:01:07,650 --> 00:01:08,610
چی؟

17
00:01:09,150 --> 00:01:09,900
جدّی؟

18
00:01:10,110 --> 00:01:12,410
.اگه عجله کنم، پس نصف روز طول می‌کشه که برسم

19
00:01:12,780 --> 00:01:15,030
...تا وقتی که بتونم قبل از حمله‌شون برسم

20
00:01:15,120 --> 00:01:16,700
!نیازی به نگرانی نیست...

21
00:01:17,700 --> 00:01:21,330
.اون کوئینشی‌ها حمله‌شون رو سه ساعت پیش آغاز کردن

22
00:01:23,710 --> 00:01:25,840
!چرا زودتر بهم نگفتی، احمق خان

23
00:01:25,960 --> 00:01:29,670
یادت که نرفته، تا همین سه ساعت پیش داشتی تمرین می‌کردی!؟

24
00:01:29,970 --> 00:01:30,840
!ایچیگو چان

25
00:01:30,920 --> 00:01:32,340
!این توپ برنجی‌ها رو بگیر

26
00:01:34,720 --> 00:01:36,140
!ها، خیلی ممنون

27
00:01:37,060 --> 00:01:39,020
اون پسر تغییر کرده، مگه نه؟

28
00:01:39,770 --> 00:01:40,600
.معلومه

29
00:01:41,060 --> 00:01:44,100
.اون تبدیل به یک شینیگامی واقعی شده

30
00:01:44,940 --> 00:01:48,940
.کسی که از یک شینیگامی معمولی هم پا رو فراتر گذاشته

31
00:01:50,360 --> 00:01:54,490
خب، چه پیشنهادی برای تغییر جدول‌های اینجا داری؟

32
00:01:54,950 --> 00:01:56,240
...خب، بذار ببینم

33
00:01:58,240 --> 00:01:59,040
الو سلام؟

34
00:01:59,950 --> 00:02:00,790
کوروساکی سان!؟

35
00:02:01,870 --> 00:02:05,920
.آره... گفتم که یه خورده طول می‌کشه که به اونجا برسم

36
00:02:06,420 --> 00:02:07,670
.که این‌طور

37
00:02:08,130 --> 00:02:08,960
.فهمیدم

38
00:02:09,380 --> 00:02:10,510
.پس لطفاً مراقب باش

39
00:02:10,670 --> 00:02:11,970
.می‌گم، اوراهارا سان

40
00:02:12,720 --> 00:02:13,380
چیزی شده؟

41
00:02:14,050 --> 00:02:16,600
...ممکنه احمقانه به نظر برسه، ولی

42
00:02:17,140 --> 00:02:19,640
...حتی اگه توی نبرد به مشکل برخوردین و نتونستین ادامه بدین...

43
00:02:19,930 --> 00:02:21,350
.فقط یک‌جوری صبرکنین تا من برسم...

44
00:02:22,060 --> 00:02:23,850
.قول می‌دم، خودم بقیه‌ش رو ردیف کنم

45
00:02:27,480 --> 00:02:28,570
.متوجه شدم

46
00:02:29,320 --> 00:02:31,690
.منتظرت هستیم، کوروساکی سان

47
00:02:32,610 --> 00:02:36,160
.اوراهارا سان... اصلاً چیزی راجب اینکه اوضاع اونجا از چه قراره نگفت

48
00:02:36,180 --> 00:02:48,180
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

49
00:02:54,630 --> 00:03:00,010
...اوه، محبوبم، حتی نمی‌دانم قلبم به کجا عازم شده

50
00:03:00,560 --> 00:03:05,940
...بالغ شدن برابر است با حفظ چهره‌ی عمومی و چاخان کردن...

51
00:03:06,350 --> 00:03:11,400
...بالغ شدن برابر است با حفظ چهره‌ی عمومی و چاخان کردن...

52
00:03:12,110 --> 00:03:18,320
بهم بگو، اون چیه در آینه‌ی نقاشی شده منعکس می‌شه؟

53
00:03:18,950 --> 00:03:24,120
...تصویر تو کم کم در مقابل چشمانم محو می‌شه...

54
00:03:24,660 --> 00:03:29,250
...همون‌طور که دارم تغییر می‌کنم، ترکم کن...

55
00:03:29,330 --> 00:03:35,090
...با صدای بلندم که به عمق شب نفوذ می‌کنه فریاد می‌زنم...

56
00:03:35,420 --> 00:03:40,890
...سینه‌م به آتش کشیده می‌شه، این ترس واهی، همه و همه

57
00:03:40,970 --> 00:03:46,770
...هیچ اشکالی نداره که مثل اون روزها نمی‌تونم بخندم...

58
00:03:46,890 --> 00:03:52,570
...غم، زخم، همه چیز... همه رو با خود می‌برم...

59
00:03:53,530 --> 00:03:55,990
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

60
00:03:56,070 --> 00:03:59,030
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

61
00:03:59,410 --> 00:04:02,030
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

62
00:04:02,120 --> 00:04:04,750
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

63
00:04:07,960 --> 00:04:12,960
بــــــــلـــــــــــیـــــــــــــچ

64
00:04:07,960 --> 00:04:12,960
جنگ خونین هزاره

65
00:04:25,890 --> 00:04:28,140
...به نظر می‌رسه که باید بهت بگم

66
00:04:29,060 --> 00:04:31,440
.که اعلحضرت چه‌جور وجودیتی دارن

67
00:04:32,020 --> 00:04:34,730
.چون تو جانشین اعلحضرت هستی

68
00:04:36,440 --> 00:04:37,320
.دنبالم بیا

69
00:04:44,950 --> 00:04:46,950
.بدین ترتیب کسانی که شکست خوردن با قضاوت روبه‌رو می‌شن

70
00:04:46,040 --> 00:04:50,670
ریتر سکوند اسپایر - زمین اعدام

71
00:05:05,640 --> 00:05:06,930
.آیرون(فلز)

72
00:05:07,390 --> 00:05:10,190
.تو خوش‌شانس بودی که تیغه‌ی قضاوت رو مسدود کردی

73
00:05:10,730 --> 00:05:14,060
...با این حال، این زندگی که از خوش‌شانسی‌ت در امان مونده

74
00:05:15,650 --> 00:05:18,440
.با همین میزان بداقبالی ازت پس گرفته می‌شه...

75
00:05:20,070 --> 00:05:20,950
می‌بینی؟

76
00:05:28,000 --> 00:05:29,830
.این میزان داره بالا میره

77
00:05:46,560 --> 00:05:48,180
.به نظر می‌رسه گیج شدی

78
00:05:49,060 --> 00:05:51,890
...همه‌ی اون کسانی که اعلحضرت بهشون قدرت بخشیده

79
00:05:52,810 --> 00:05:55,730
.بعد از مرگ، قدرت‌ـِشون دوباره توسط اعلحضرت کشیده می‌شه...

80
00:05:56,400 --> 00:05:59,690
...تمام دانش‌ها و مهارت‌هایی که روح‌ـِشون برخوردار بوده

81
00:05:59,820 --> 00:06:01,950
.تبدیل به بخشی از قدرت اعلحضرت می‌شن...

82
00:06:08,950 --> 00:06:10,580
.اما این دو از نیروهای قدرتمند ما بودن

83
00:06:11,210 --> 00:06:13,040
نیازه که اون‌ها رو بکشیم؟

84
00:06:13,500 --> 00:06:16,960
.هدف اصلی اعلحضرت سول سوسایتی(جامعه‌ی ارواح) نیست

85
00:06:17,290 --> 00:06:19,840
...تصمیم‌گیری راجب این قضیه برعهده‌ی اعلحضرت هست

86
00:06:20,210 --> 00:06:22,840
.که چه چیزی برای رسیدن به هدف‌ـِشون لازم و ضروری‌ـه

87
00:06:24,760 --> 00:06:26,510
...تو هم، از خون اعلحضرت نوشیدی

88
00:06:26,600 --> 00:06:29,430
.و یک «شِریفت(نام)» روی روحت حک شده...

89
00:06:30,020 --> 00:06:31,810
.هیچ راه فراری ازش نداری

90
00:06:32,390 --> 00:06:36,480
...اعلحضرت باید به مبارزه و جذب ارواح ادامه بده

91
00:06:36,690 --> 00:06:37,690
...در غیر این صورت...

92
00:06:41,990 --> 00:06:43,900
بعد از حمله - ناحیه‌ی مسکونی

93
00:06:44,030 --> 00:06:46,780
.نمی‌تونم هیچ ریاتسویی(فشار روحی) از نیروهای محافظ دادگاه حس کنم

94
00:06:46,870 --> 00:06:50,160
...احتمالاً این نشون میده که اوضاع برای شینیگامی‌ها خوب پیش نمیره...

95
00:06:53,210 --> 00:06:56,040
...اگه این‌جوری باشه، همچین گزینه‌ی بدی نیست که به رنجی ملحق بشم...

96
00:06:56,080 --> 00:06:59,340
.و سریع به قلعه‌ی دشمن یورش ببریم...

97
00:07:02,340 --> 00:07:04,380
این... چه احساسی بود؟

98
00:07:05,130 --> 00:07:05,880
کی اونجاست؟

99
00:07:06,010 --> 00:07:06,930
تو کجایی!؟

100
00:07:07,010 --> 00:07:08,640
هه هه... ترسیدی؟

101
00:07:10,010 --> 00:07:12,220
...من... تنهام

102
00:07:13,310 --> 00:07:15,940
...تنها... تنها

103
00:07:16,190 --> 00:07:17,730
تو کی هستی؟

104
00:07:18,560 --> 00:07:19,900
...تنها

105
00:07:20,020 --> 00:07:21,780
...تنها

106
00:07:22,440 --> 00:07:23,990
...خیلی تنهام

107
00:07:24,860 --> 00:07:29,700
سن‌بون‌زاکورای من... کجاست؟

108
00:07:31,490 --> 00:07:32,200
...که این‌طور

109
00:07:32,950 --> 00:07:35,540
...پس تو همون کسی هستی که بانکای نی سانم(برادرم) رو دزدیدی

110
00:07:35,830 --> 00:07:36,870
...اِز نات

111
00:07:37,170 --> 00:07:39,840
...تو رو می‌شناسم

112
00:07:40,960 --> 00:07:43,050
...تو خواهر کوچیک‌تر کوچیکی بیاکویا هستی...

113
00:07:43,340 --> 00:07:44,760
...کوچیکی روکیا...

114
00:07:46,380 --> 00:07:48,800
کوچیکی بیاکویا کجاست؟

115
00:07:49,050 --> 00:07:50,890
.من مجور نیستم که به آدمی مثل تو چیزی بگم

116
00:07:51,470 --> 00:07:54,520
فکر می‌کنی اگه اینجا بکشمت اون ظاهر می‌شه؟

117
00:07:55,100 --> 00:07:56,690
.شاید بشه

118
00:08:06,530 --> 00:08:08,030
...پس این قابلیتش هست

119
00:08:08,570 --> 00:08:09,240
...ترس

120
00:08:10,570 --> 00:08:11,950
!سودنوشیرایوکی

121
00:08:15,910 --> 00:08:17,040
.بی‌فایده‌ـست

122
00:08:17,710 --> 00:08:20,040
.ترس توسط یخ مسدود نمی‌شه

123
00:08:27,800 --> 00:08:29,680
.این ترس‌ـه

124
00:08:30,010 --> 00:08:32,800
.ترس چنین احساسی داره

125
00:08:33,810 --> 00:08:35,680
پس این... ترس هست؟

126
00:08:35,890 --> 00:08:36,930
.درسته

127
00:08:37,680 --> 00:08:40,980
پس تو از چی می‌ترسی؟

128
00:08:41,690 --> 00:08:42,690
چی؟

129
00:08:43,150 --> 00:08:47,190
شاید از اینکه ترست هیچ اثری نداشته باشه... ترس تو باشه؟

130
00:08:47,950 --> 00:08:49,860
ترس هیچ تاثیری نداشته باشه؟

131
00:08:51,030 --> 00:08:52,660
.این غیرممکنه

132
00:08:53,950 --> 00:08:55,160
غیرممکنه؟

133
00:08:55,790 --> 00:08:58,080
...اگه واقعاً به همچین چیزی اعتقاد داری

134
00:08:58,370 --> 00:09:00,830
.پس یکبار دیگه اون خارها رو به سمتم پرتاب کن...

135
00:09:01,710 --> 00:09:02,460
...خوب ببین

136
00:09:02,960 --> 00:09:04,590
.و از ترس بلرز...

137
00:09:06,960 --> 00:09:10,300
.این سودنوشیرایوکی واقعی هست

138
00:09:21,650 --> 00:09:26,070
...با اینکه الان می‌تونم قدرت واقعی سودنوشیرایوکی رو بیرون بکشم

139
00:09:26,570 --> 00:09:29,490
.یه خورده طول می‌کشه تا بدنم بهش عادت کنه...

140
00:09:30,110 --> 00:09:34,160
.تا اون موقع حمله‌ت من رو غافلگیر نمی‌تونست کنه

141
00:09:34,780 --> 00:09:36,830
.پس اگه اون‌ها رو منجمد کنی چی می‌شه

142
00:09:37,120 --> 00:09:41,040
.بهت که گفتم، ترس توسط یخ مسدود نمی‌شه

143
00:09:41,620 --> 00:09:45,670
.ترس من از طریق زخم وارد نمی‌شه

144
00:09:46,000 --> 00:09:51,380
.کوچیک‌ترین تماس فیزیکی این اجازه رو بهش میده که حل بشه و نفود کنه

145
00:09:52,680 --> 00:09:56,010
.نمی‌شه اون رو مسدود کرد. به هیچ وجه

146
00:09:57,010 --> 00:10:04,480
.هر فردی چیز به خصوصی داره که ازش می‌ترسه و بهش امنیت می‌بخشه

147
00:10:05,310 --> 00:10:09,230
...وقتی که به یک محل امن قدم می‌ذارن

148
00:10:09,280 --> 00:10:12,450
...و ازشون پرسیده می‌شه که چرا احساس امنیت می‌کنین...

149
00:10:12,570 --> 00:10:18,790
«.اون‌ها به نوعی یه پاسخ مبهم میدن مثلا: «نمی‌دونم این‌جوری حس کردم

150
00:10:18,870 --> 00:10:23,080
...با این حال، وقتی به یک مکان وحشت‌انگیز پا می‌ذارن

151
00:10:23,460 --> 00:10:28,090
.حتی یک احمق هم می‌تونه یک دلیل واضح و روشنی به زبان بیاره

152
00:10:28,130 --> 00:10:30,710
.«سرده»، «تاریکه»، «خیلی ارتفاع داره»، «خیلی مبهم هست»

153
00:10:30,800 --> 00:10:32,930
.دردناکه»، «کثیف هست»، و کلی چیز دیگه»

154
00:10:33,430 --> 00:10:36,140
.می‌تونن لیستی از ترس‌هاشون ردیف کنن

155
00:10:36,800 --> 00:10:39,220
...به این خاطره که احساس امنیت همه‌ش به زندگی برمی‌گرده

156
00:10:39,310 --> 00:10:42,890
.و تمام احساس ترس به مرگ بازمی‌گرده...

157
00:10:43,810 --> 00:10:47,060
...حتی اون‌هایی که نمی‌تونن دلیل واضح و روشنی برای زندگی ارائه بدن

158
00:10:47,110 --> 00:10:51,360
.می‌تونن دلیل تمایل به عدم مرگ خودشون رو بیان کنن...

159
00:10:52,070 --> 00:10:55,110
.تنها موجودات نیستن که احساسات دارن

160
00:10:56,030 --> 00:11:03,620
.همه موجودات زنده به طور غریزی از مرگ اجتناب می‌کنن، یا بهتره بگم ترس

161
00:11:03,830 --> 00:11:09,040
...تمام موجودات زنده، برای دوری از ترس زندگی می‌کنن...

162
00:11:09,130 --> 00:11:12,760
...قدرت بهشون راه دوری از ترس میده...

163
00:11:12,840 --> 00:11:16,970
.و برای جلوگیری از ترس داشتن رشد می‌کنه...

164
00:11:17,550 --> 00:11:24,890
.تا وقتی که زنده باشی، ترس همیشه تاثر خودش رو می‌ذاره

165
00:11:25,190 --> 00:11:25,850
.می‌دونم

166
00:11:26,900 --> 00:11:29,480
.برای همین ترس در برابر من کارساز نیست

167
00:11:31,190 --> 00:11:32,230
متوجه نمی‌شی؟

168
00:11:33,030 --> 00:11:36,530
.دارم می‌گم که من الان زنده نیستم

169
00:11:39,120 --> 00:11:40,700
منظورت چیه؟

170
00:11:40,950 --> 00:11:43,450
...معلوم شد که سودنوشیرایوکی فقط یک شمشیر نبوده...

171
00:11:43,540 --> 00:11:45,830
.و یک هوای منجمد کننده از تیغه‌ی خودش ساطع می‌کنه...

172
00:11:46,790 --> 00:11:48,130
...سودنوشیرایوکی

173
00:11:50,090 --> 00:11:52,000
...زانپاکتویی هست که دمای بدن صاحب خودش رو...

174
00:11:52,050 --> 00:11:54,170
.به زیر صفر کاهش میده...

175
00:11:54,840 --> 00:11:56,970
.و تمام چیزهایی که با اون تماس پیدا می‌کنن منجمد می‌شن

176
00:11:57,680 --> 00:11:59,180
...این تیغه چیزی جز یک بازویی

177
00:11:59,260 --> 00:12:01,140
.برای افزایش دامنه‌ی انجماد نیست...

178
00:12:01,890 --> 00:12:03,930
.مسخره‌بازی در نیار

179
00:12:04,470 --> 00:12:07,440
...اگه دمای بدنت رو زیر نقطه‌ی انجماد ببری

180
00:12:07,690 --> 00:12:10,150
.عملکردهای بدنت دیگه کار نمی‌کنه...

181
00:12:10,560 --> 00:12:12,940
.هیچ راهی برای زنده‌ موندنت نیست

182
00:12:13,030 --> 00:12:13,940
.درسته

183
00:12:14,360 --> 00:12:16,150
.من در حال حاضر مردم

184
00:12:17,030 --> 00:12:20,620
...با کنترل کردن ریشی‌م

185
00:12:20,700 --> 00:12:23,950
.توانایی کشتن موقتی بدنم رو به‌دست آوردم...

186
00:12:24,580 --> 00:12:28,920
.تمام حرکات مولکولی بدنم متوقف شده

187
00:12:29,460 --> 00:12:32,460
...حتی ترسی که توی بدنم رخنه کرده

188
00:12:32,540 --> 00:12:34,550
.در همان لحظه‌ی لمس کردن بدنم قابلیت خودش رو از دست داده...

189
00:12:35,130 --> 00:12:37,340
.این... غیرممکنه

190
00:12:41,470 --> 00:12:43,010
.منفی 18 درجه سانتیگراد

191
00:12:44,140 --> 00:12:45,850
.خون منجمد می‌شه

192
00:12:46,980 --> 00:12:48,940
.خون از هیچ زخمی خارج نخواهد شد

193
00:12:49,690 --> 00:12:51,480
.منفی 50 درجه‌ی سانتیگراد

194
00:12:52,110 --> 00:12:56,070
...آبی که زیر پام هست یخ می‌زنه

195
00:12:56,150 --> 00:12:57,990
.و باعث یک زلزله‌ی یخی می‌شه...

196
00:12:58,360 --> 00:13:01,410
.منفی 273/15 درجه‌ی سانتیگراد

197
00:13:01,620 --> 00:13:03,030
.ناحیه‌ی صفر مطلق هست

198
00:13:03,870 --> 00:13:05,290
.باید این کار رو سریع انجام بدم

199
00:13:05,700 --> 00:13:09,120
.من فقط می‌تونم 4 ثانیه توی این دما عمل کنم

200
00:13:15,050 --> 00:13:17,550
...منفی 198 درجه‌ی سانتیگراد

201
00:13:18,010 --> 00:13:19,930
...منفی 142 درجه‌ی سانتیگراد...

202
00:13:20,470 --> 00:13:22,340
...منفی 116 درجه‌ی سانتیگراد...

203
00:13:22,850 --> 00:13:24,600
...منفی 85 درجه‌ی سانتیگراد...

204
00:13:24,890 --> 00:13:26,100
...منفی 67 درجه‌ی سانتیگراد...

205
00:13:26,180 --> 00:13:27,850
...قدرتی که باید وقتم رو برای باز کردنش بذارم...

206
00:13:27,930 --> 00:13:29,770
...تا بتونم جلوی بدنم رو-
...منفی 31 درجه‌ی سانتیگراد-

207
00:13:29,850 --> 00:13:31,230
...از کار افتادن بگیرم-
...منفی 14 درجه‌ی سانتیگراد-

208
00:13:31,310 --> 00:13:33,020
.هنوز به تمرین بیش‌تری نیاز دارم

209
00:13:35,570 --> 00:13:37,860
.به نظر می‌رسه یه خورده از 4 ثانیه بیش‌تر پیش رفتم

210
00:13:40,030 --> 00:13:40,950
ترس؟

211
00:13:41,530 --> 00:13:42,910
گفتی، ترس؟

212
00:13:44,620 --> 00:13:47,040
به این می‌گی ترس؟

213
00:13:52,580 --> 00:13:55,130
.نفس کشیدن خیلی  زجرآوره

214
00:13:56,380 --> 00:13:59,840
.برای زنده موندن مجبورم این همه زجر رو تحمل کنم

215
00:14:01,260 --> 00:14:04,850
.زندگی واقعاً عذاب‌آوره

216
00:14:05,970 --> 00:14:10,270
نمی‌دونم بهشت جایی هست که نفس کشیدن اونجا راحته؟

217
00:14:11,390 --> 00:14:16,020
نمی‌دونم جهنم از اینجا دردناک‌تر هست؟

218
00:14:17,400 --> 00:14:20,490
...اگه این‌جوری باشه، می‌ترسم

219
00:14:23,160 --> 00:14:25,030
...تو بازمانده‌ای

220
00:14:25,910 --> 00:14:28,740
.من بهت قدرت می‌دم...

221
00:14:35,380 --> 00:14:39,050
.نه، این به هیچ وجه ترس نیست

222
00:14:39,130 --> 00:14:41,300
...تنها چیزی که من رو می‌ترسونه

223
00:14:43,840 --> 00:14:46,800
!اینه که مورد سرزنش اعلحضرت قرار  بگیرم...

224
00:14:49,890 --> 00:14:51,060
...در مقایسه با اون

225
00:14:51,140 --> 00:14:56,400
!من از جنگ نه ترسی احساس می‌کنم و نه دردی

226
00:15:11,750 --> 00:15:13,620
!تاتار فوراس

227
00:15:22,920 --> 00:15:24,680
نمی‌تونی به سطح من برسی، مگه نه؟

228
00:15:27,220 --> 00:15:29,760
.بی‌فایده‌ـست. نمی‌تونی به من برسی

229
00:15:30,060 --> 00:15:32,180
.چون پاهات یخ بسته

230
00:15:32,470 --> 00:15:33,600
!غیرممکنه

231
00:15:33,930 --> 00:15:36,140
من رو می‌بینی، مگه نه؟

232
00:15:36,980 --> 00:15:41,940
...سلول‌های بدنت ممکنه در دمای زیر صفر از کار افتاده باشن...

233
00:15:42,230 --> 00:15:46,410
!اما عصبت هنوز کار می‌کنه

234
00:15:46,860 --> 00:15:52,700
!تاتار فوراس ترس رو از طریق حواس بینایی بهت القا می‌کنه

235
00:15:56,960 --> 00:15:58,580
می‌بینی؟

236
00:15:59,080 --> 00:16:01,590
!هرجا که نگاه کنی، چشم‌های من رو می‌بینی

237
00:16:01,880 --> 00:16:04,420
!حواست نمی‌تونه از من فرار کنه

238
00:16:06,300 --> 00:16:08,640
!چشم‌هات رو هم ببندی هیچ فایده‌ای نداره

239
00:16:09,260 --> 00:16:11,970
...ممکنه خاطرات تلخ توی قلبت به‌جا بمونه

240
00:16:12,100 --> 00:16:16,020
!اما خاطرات بد طولانی‌تر به‌جا می‌مونه...

241
00:16:16,810 --> 00:16:21,440
...همان‌طور که ترس‌های گذشته توی تاریکی شب پدید میاد

242
00:16:22,150 --> 00:16:24,190
...ترسی که تجربه می‌کنی، وقتی طنین‌انداز بشه...

243
00:16:24,280 --> 00:16:27,400
...حتی توی اعماق مغزت نفوذ می‌کنه...

244
00:16:27,490 --> 00:16:30,370
!حتی وقتی چشم‌هات رو هم ببندی...

245
00:16:38,000 --> 00:16:44,760
!الان، روحت رو با ترس‌های گذشته‌ت می‌سوزونم

246
00:17:00,940 --> 00:17:02,020
...تو

247
00:17:03,690 --> 00:17:05,820
!کوچیکی بیاکویا

248
00:17:08,890 --> 00:17:14,870
ناحیه‌ی سلطنتی و سیریتی

249
00:17:24,130 --> 00:17:26,380
!کوچیکی بیاکویا

250
00:17:26,590 --> 00:17:27,590
...نی ساما

251
00:17:27,840 --> 00:17:29,170
.خوشحالم که می‌بینمت

252
00:17:29,260 --> 00:17:30,880
.منتظرت بودم

253
00:17:31,510 --> 00:17:32,850
...بهم بگو

254
00:17:33,010 --> 00:17:36,100
حال و هوای اون احساس وجودی‌ت رو که بیرون آوردن چه‌جوریه؟

255
00:17:37,930 --> 00:17:41,440
.هرچیزی که توی شکمت بود رو بیرون کشیدم

256
00:17:41,940 --> 00:17:44,820
.از اون‌جایی که چیزی نمی‌تونستی بخوری گشنه موندی

257
00:17:46,020 --> 00:17:48,570
وزن کم کردی؟

258
00:17:49,530 --> 00:17:50,610
!نی ساما، مراقب باشین

259
00:17:50,860 --> 00:17:52,280
!با اون ارتباط چشمی برقرار نکنین

260
00:17:52,360 --> 00:17:54,160
!دیگه دیر شده

261
00:18:11,010 --> 00:18:12,840
برای کی دیر شده؟

262
00:18:13,590 --> 00:18:15,010
...که این‌طور

263
00:18:15,800 --> 00:18:20,480
.پس این دور تا دور این مکان رو با سن‌بون‌زاکورا کاگه‌یوشی پوشاندی

264
00:18:21,230 --> 00:18:22,640
.خیلی خوبه

265
00:18:22,980 --> 00:18:28,320
!واقعاً ای کاش می‌تونستم اون بانکای رو نگه می‌داشتم

266
00:18:28,780 --> 00:18:29,820
بانکای؟

267
00:18:30,360 --> 00:18:31,860
.با دقت نگاه کن

268
00:18:32,490 --> 00:18:36,910
...تو یکبار از بانکای من استفاده کردی، پس باید بدونی

269
00:18:37,950 --> 00:18:39,120
.این شیکای هست...

270
00:18:39,660 --> 00:18:41,580
.این حالت عادی سن‌بون‌زاکورا هست

271
00:18:41,910 --> 00:18:43,870
چی... الان چی گفتی؟

272
00:18:44,210 --> 00:18:46,750
...خیلی ممنون که بانکای‌م رو دزدیدی

273
00:18:46,840 --> 00:18:52,010
.چون تونستم ماهیت واقعی سن‌بون‌زاکورا رو کشف کنم...

274
00:18:52,930 --> 00:18:56,260
.پیوند مثل یک نقاشی اجتناب‌ناپذیره

275
00:18:56,930 --> 00:18:59,890
.باید یک قدم به عقب برداشت تا شکل واقعی‌ش رو ببینی

276
00:19:00,640 --> 00:19:02,980
.فراموش کرده بودم

277
00:19:04,060 --> 00:19:06,770
.اجازه بده ازت تشکر کنم، اِز نات

278
00:19:12,030 --> 00:19:14,660
...من نمی‌کشمت... من نمی‌کشمت... من نمی‌کشمت

279
00:19:14,740 --> 00:19:17,740
!من نمی‌کشمت... من نمی‌کشمت... من نمی‌کشمت... من نمی‌کشمت

280
00:19:17,820 --> 00:19:20,490
!من به هیچ وجه تو رو نمی‌کشم

281
00:19:20,990 --> 00:19:23,750
...من آگاه و ذهنت رو سالم نگه می‌دارم

282
00:19:23,830 --> 00:19:27,040
.تا توی دریای ترس و درد غرق‌ت کنم...

283
00:19:27,290 --> 00:19:30,960
!مجبورت می‌کنم زنده بمونی و ازم خواهش کنم سعادتمندانه بکشمت

284
00:19:31,300 --> 00:19:32,050
.روکیا

285
00:19:33,300 --> 00:19:38,010
...با اینکه اینجا اومدم می‌تونم فشار روحی‌ت رو حس کنم

286
00:19:40,640 --> 00:19:42,980
.قوی شدی، روکیا...

287
00:19:45,230 --> 00:19:46,270
...نی ساما

288
00:19:46,770 --> 00:19:48,440
...الان برادرم گفت...

289
00:19:49,060 --> 00:19:50,610
...که من قوی‌تر شدم...

290
00:19:51,900 --> 00:19:54,900
.ترس توی خلاء به‌دنیا نمیاد

291
00:19:55,530 --> 00:19:59,370
.از ناامنی توی قلب انسان تغذیه می‌کنه

292
00:20:00,700 --> 00:20:03,450
هنوز احساس ترس می‌کنی... روکیا؟

293
00:20:04,450 --> 00:20:05,250
!نه

294
00:20:09,880 --> 00:20:10,840
!وقتش رسیده تمومش کنیم، کوچیکی بیاکویا

295
00:20:10,920 --> 00:20:14,880
...در یک چشم به هم زدن، تمام نورها خاموش شد

296
00:20:10,920 --> 00:20:14,880
!وقتش رسیده تمومش کنیم، کوچیکی بیاکویا

297
00:20:14,970 --> 00:20:17,800
...و همراه با یک آوا... به من یادآور شد...

298
00:20:14,970 --> 00:20:17,800
که این‌طور، پس می‌خوای تمومش کنیم؟

299
00:20:17,890 --> 00:20:19,800
...و نمی‌تونم از سرجام تکون بخورم...

300
00:20:17,890 --> 00:20:19,800
...خیلی ببخشید. می‌ترسم

301
00:20:19,890 --> 00:20:22,060
.من کسی نباشم که کار تو رو یک‌سره می‌کنه...

302
00:20:20,720 --> 00:20:24,980
...حتی یک میلی‌متر هم قادر به حرکت نیستم...

303
00:20:23,390 --> 00:20:24,980
چی...؟

304
00:20:25,060 --> 00:20:27,270
...از جمله‌هایی که تکرار کردم...

305
00:20:27,350 --> 00:20:29,810
...تمام جمله‌ها... نمی‌خوام فراموش‌ـِشون کنم...

306
00:20:27,350 --> 00:20:32,320
!به اندازه‌ی کافی مسخره‌م کردی

307
00:20:29,900 --> 00:20:31,190
...بازسازی شد...

308
00:20:31,270 --> 00:20:32,320
...تکرار شد...

309
00:20:32,400 --> 00:20:34,940
....تبدیل به نشانه‌ای‌ شد و متوجه این غبار شدم...

310
00:20:32,400 --> 00:20:34,110
.خوب نگاه کن، روکیا

311
00:20:34,190 --> 00:20:38,410
.این ترس تو نیست که بازتابش رو در اون می‌بینی

312
00:20:35,030 --> 00:20:35,820
...صبر پیشه کردم و پیشه کردم...

313
00:20:35,900 --> 00:20:37,320
...اما آغاز نشد...

314
00:20:37,400 --> 00:20:38,410
...اگر به فراموشی سپرده شده...

315
00:20:38,490 --> 00:20:42,740
...اگه ترسی توی دلت نباشه، اون چیزی که می‌بینی

316
00:20:38,490 --> 00:20:39,820
...تسلیم می‌شم...

317
00:20:39,910 --> 00:20:40,870
...اما نمی‌تونم...

318
00:20:40,950 --> 00:20:42,120
می‌تونم شانه‌ت را قرض بگیرم؟...

319
00:20:42,200 --> 00:20:43,700
...با آن چاقو...

320
00:20:43,790 --> 00:20:45,870
...که به جا مانده...

321
00:20:43,790 --> 00:20:46,710
.ترس خودش هست...

322
00:20:46,790 --> 00:20:48,750
...همه چیز را در هم‌ می‌درم...

323
00:20:48,170 --> 00:20:48,750
...بانکای

324
00:20:48,830 --> 00:20:50,040
...با این حال

325
00:20:50,130 --> 00:20:52,380
...در وسط رویاهامون...

326
00:20:51,750 --> 00:20:52,960
هاکا نو توگامه

327
00:20:52,460 --> 00:20:54,880
...به جست و جو ادامه می‌دیم...

328
00:20:54,960 --> 00:20:57,090
...به خاطر زخمی که برداشتیم...

329
00:20:57,170 --> 00:20:59,800
...که این دنیا همچنان به ما یادآور می‌شود...

330
00:20:59,890 --> 00:21:02,050
...با این میل شدید...

331
00:21:02,140 --> 00:21:05,520
...که به ادامه‌ی زندگی داریم...

332
00:21:05,600 --> 00:21:10,310
...فردا را انتخاب کردیم که دیگر برنمی‌گردد...

333
00:21:06,730 --> 00:21:07,730
...می‌ترسم

334
00:21:10,400 --> 00:21:11,310
...من

335
00:21:10,400 --> 00:21:15,190
...کمی بعد...

336
00:21:12,650 --> 00:21:13,820
قراره بمیرم؟...

337
00:21:15,280 --> 00:21:16,820
.خیلی ببخشید، اعلحضرت

338
00:21:15,280 --> 00:21:19,990
...پرده‌ی آخر فرو می‌ریزد...

339
00:21:17,990 --> 00:21:19,990
...لطفاً از دستم عصبانی نشین

340
00:21:20,610 --> 00:21:23,870
...به ما نورش را می‌تاباند...

341
00:21:21,950 --> 00:21:23,870
...می‌ترسم

342
00:21:23,950 --> 00:21:27,040
.که این پایان چرخه‌ی نادیده‌هاست...

343
00:21:23,950 --> 00:21:25,410
...این درد و رنج...

344
00:21:25,490 --> 00:21:27,040
...این درد...

345
00:21:27,290 --> 00:21:28,290
...من رو می‌ترسونه

346
00:21:28,790 --> 00:21:31,500
...می‌ترسم... می‌ترسم... می‌ترسم

347
00:21:31,830 --> 00:21:33,340
...من... می‌ترسم

348
00:22:04,200 --> 00:22:06,660
.به آرامی برش گردون، روکیا

349
00:22:07,450 --> 00:22:08,580
.خیلی آرام

350
00:22:14,710 --> 00:22:16,590
.بانکای خارق‌العاده‌ای بود

351
00:22:22,180 --> 00:22:24,680
.اما... بانکای سختی هم هست

352
00:22:25,260 --> 00:22:27,430
.کوچیک‌ترین اشتباه به قیمت جونت تمام خواهد شد

353
00:22:27,890 --> 00:22:29,600
.بانکای خطرناکی هست

354
00:22:30,060 --> 00:22:33,020
.با احتیاط انجام‌ش بده. هرگز عجله نکن

355
00:22:34,020 --> 00:22:36,610
...بدون چیزی نیست که بشه اون رو

356
00:22:36,690 --> 00:22:39,030
.با شمشیری که مقابل جانت قرار می‌گیره نجات داد...

357
00:22:41,200 --> 00:22:42,400
.بریم، روکیا

358
00:22:43,780 --> 00:22:45,660
.بریم از سول سوسایتی محافظت کنیم

359
00:22:50,180 --> 00:22:51,650
بلیچ
 #19

360
00:22:50,950 --> 00:22:51,500
...بله

361
00:22:51,660 --> 00:22:54,900
طوفان سفید

362
00:22:52,040 --> 00:22:53,040
!نی ساما...

363
00:22:54,910 --> 00:22:58,590
بعد از حمله-پادگان 4-قرارگاه اول کمک‌های اولیه

364
00:22:56,630 --> 00:22:57,880
!کوته‌چین

365
00:22:57,960 --> 00:22:58,590
!ها

366
00:22:58,840 --> 00:23:01,800
!یه چیز جدیدی پیدا کردم که بشه به عنوان رخت‌خواب ازش استفاده کرد

367
00:23:02,300 --> 00:23:05,720
.خیلی ببخشید که چنین وظیفه‌ی خطرناکی بهت دادم

368
00:23:06,010 --> 00:23:07,140
!اشکالی نداره

369
00:23:07,260 --> 00:23:09,220
...یه خورده تا برگشت کِنی چان طول می‌کشه

370
00:23:09,310 --> 00:23:10,640
!برای همین کاری برای انجام دادن ندارم...

371
00:23:11,310 --> 00:23:13,730
...تازه، وقتی ملافه یا دارو پیدا می‌کنم

372
00:23:13,810 --> 00:23:17,480
!سریع دنبالش می‌گردم، و می‌گیرمش

373
00:23:17,560 --> 00:23:19,270
!اصلاً خطرناک نیست

374
00:23:19,440 --> 00:23:19,980
چی!؟

375
00:23:20,650 --> 00:23:21,690
جدی؟

376
00:23:21,780 --> 00:23:24,910
.غافلگیر شدم هنوز پیداش نکردیم

377
00:23:24,990 --> 00:23:26,370
الان داری به این فکر می‌کنی؟

378
00:23:27,570 --> 00:23:28,990
داری به کجا نگاه می‌کنی؟

379
00:23:29,330 --> 00:23:30,330
...من دقیقاً

380
00:23:30,410 --> 00:23:31,700
.اینجام...

381
00:23:31,870 --> 00:23:32,910
دیدی؟

382
00:23:33,000 --> 00:23:34,160
...نمی‌تونی من رو ببینی

383
00:23:34,250 --> 00:23:35,710
!بام

384
00:23:37,580 --> 00:23:38,790
.عجیب‌ـه

385
00:23:38,840 --> 00:23:40,800
...فکر کردم که بهش مشت زدم

386
00:23:41,710 --> 00:23:42,510
زدمش؟

387
00:23:42,800 --> 00:23:44,420
صبرکن ببینم، چی رو می‌خواستم بزنم؟

388
00:23:45,930 --> 00:23:47,300
!ستوان کوساجیشی

389
00:23:47,720 --> 00:23:49,720
...زا زا زا... زا زا زا

390
00:23:50,010 --> 00:23:52,600
به نظر می‌رسه که تونستی من رو بزنی؟

391
00:23:52,930 --> 00:23:55,020
.همچین چیزی غیرممکنه

392
00:23:55,350 --> 00:23:59,900
...حضور من کاملاً

393
00:23:59,980 --> 00:24:03,110
.از دید و نظرهاتون ناپدید شده...

394
00:24:08,030 --> 00:24:13,660
زیبایی
یعنی
هیچ چیزی
اینجا
و
نیست

395
00:24:08,030 --> 00:24:13,660
.زیبایی یعنی هیچ چیزی اینجا نیست

396
00:24:13,680 --> 00:24:22,580
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
