WEBVTT

00:04.940 --> 00:08.980
‫ترجمه و تایپ‌ست: Onyx

00:07.680 --> 00:10.060
‫قرن‌ها می‌گذره...

00:10.350 --> 00:12.810
‫که چنین قدرتی رو در رگ‌هام حس کردم.

00:13.480 --> 00:14.980
‫فراتر از حد انتظارم ظاهر شدی.

00:15.100 --> 00:18.570
‫نه، تو فراتر از تصوراتی، آزوما جیرو.

00:20.530 --> 00:23.700
‫با تمام وجود باهات خواهم جنگید.

00:23.720 --> 00:33.720
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:56.080 --> 01:58.960
‫خب، بالاخره وقتش رسید.

01:59.750 --> 02:01.170
‫انسان پیروز می‌شه؟

02:01.330 --> 02:02.710
‫یا حکومت مطلق به من می‌رسه؟

02:03.420 --> 02:05.380
‫حقیقت آشکار می‌شه.

02:40.540 --> 02:41.500
‫لعنتی...

02:42.710 --> 02:44.630
‫بدون که این یه دوئل ساده نیست.

02:45.250 --> 02:46.800
‫این جنگی بین قبیله‌ها...

02:47.760 --> 02:49.260
‫نبرد بین دو گونه‌ست!

02:50.010 --> 02:55.760
‫ زندگی ‫و روح موجودات بی‌شماری در دستان ما قرار داره.

02:56.180 --> 03:00.270
‫در واقع، همین ناشی‌گریت نشون می‌ده
‫چه احمق‌هایی آینده‌شونو بهت سپردن...

03:03.690 --> 03:05.400
‫دهنت رو می‌بندم!

03:05.900 --> 03:06.980
‫همینه!

03:07.900 --> 03:09.400
‫نومیدی‌ت رو نشونم بده...

03:09.490 --> 03:10.740
‫با تمام توان بجنگ!

03:11.700 --> 03:13.320
‫بذار خشمت رو ببینم!

03:13.360 --> 03:15.990
‫بذار اشتیاقت کنترل بدنتو به‌دست بگیره...

03:16.330 --> 03:17.830
‫به اهریمنی تبدیل شو...

03:17.870 --> 03:20.210
‫که در غبار سیاه غوطه‌ور شده!

03:20.750 --> 03:21.750
‫خب...

03:21.830 --> 03:25.080
‫انسانیتت تا کِی می‌تونه جلوی این شعله‌ها دووم بیاره؟

03:26.170 --> 03:27.420
‫ده دقیقه؟

03:27.960 --> 03:29.590
‫شاید هم پنج دقیقه؟

03:30.220 --> 03:31.470
‫با این حال، اهمیتی نداره.

03:31.630 --> 03:35.300
‫چون درست لحظه‌ای که اراده‌ت تسلیم این آتش بشه...

03:36.010 --> 03:37.810
‫پیروزی از آنِ من خواهد بود!

03:39.600 --> 03:40.560
‫جیرو!!

03:43.980 --> 03:45.440
‫خوب می‌دونم.

03:45.730 --> 03:48.320
‫از پا درآوردنت کار ساده‌ای نیست.

03:48.900 --> 03:53.320
‫دیگه اون پسری نیستی که تسخیر مونونوکه شده بود.

03:53.950 --> 03:58.830
‫تو فرق داری، یه غول ماورایی زیر پوسته‌ی انسانی.

03:59.580 --> 04:02.580
‫در مرز بین انسان‌ها و مونونوکه‌ها زندگی می‌کنی.

04:03.410 --> 04:06.580
‫هیولایی تاریک، ناپایدار و سوزان.

04:08.040 --> 04:11.010
‫به محض اینکه این قدرت، باقی‌مونده‌ی انسانیتت رو ببلعه،

04:11.340 --> 04:14.340
‫تبدیل شدنت به یکی از ما کامل می‌شه...

04:16.510 --> 04:17.970
‫اون زمان وقت ضیافته!

04:24.520 --> 04:25.480
‫چی شد؟

04:27.810 --> 04:29.980
‫حملاتت تکراری شده!

04:30.690 --> 04:32.190
‫یالا، همه‌ی زورت رو بزن!

04:32.690 --> 04:34.240
‫آزوما جیرو!

04:35.740 --> 04:37.910
‫فرض کن کسی تماشات نمی‌کنه!

04:38.320 --> 04:40.450
‫قدرتت رو به رخ بکش!

04:41.240 --> 04:43.910
‫به دنیا ثابت کن که قدرت بر همه‌چیز غالبه.

04:45.250 --> 04:46.790
‫راه دیگه‌ای وجود نداره!

04:49.460 --> 04:51.550
‫این راه و رسم ماست!

04:59.350 --> 05:02.430
‫این همون نیرویه که دنبالش بودم.

05:03.520 --> 05:04.430
‫حتی می‌شه گفت...

05:04.930 --> 05:07.480
‫به سختی می‌تونم اثری از انسانیت تو وجودت ببینم.

05:08.980 --> 05:10.690
‫وقتش نزدیکه، نه؟

05:10.900 --> 05:12.690
‫فکر کنم دیگه باید از اون قلب تپنده‌ت...

05:13.360 --> 05:15.190
‫...دلی از عزا دربیارم!

05:19.950 --> 05:21.030
‫عجب...

05:22.160 --> 05:24.700
‫هنوز برای نعره کشیدن جون داری، ها؟

05:25.290 --> 05:26.120
‫متأسفانه...

05:26.410 --> 05:29.460
‫برای رو کردن برگ برنده‌ت یه خرده دیر شده.

05:33.340 --> 05:35.260
‫مشت...

05:35.630 --> 05:37.680
‫سگ گنده!

05:51.560 --> 05:53.570
‫دیگه دارم پیر می‌شم.

05:54.820 --> 05:56.440
‫تکنیک کیریهارا-ریو...

05:56.530 --> 05:58.070
‫کاراجیکی!

06:00.060 --> 06:01.110
‫فایده نداره...

06:01.410 --> 06:03.120
‫این تکنیک‌ها برای اینا طراحی نشدن...

06:16.710 --> 06:17.720
‫جیرو!

06:18.050 --> 06:19.970
‫آماگی، آشغال عوضی!

06:20.130 --> 06:22.220
‫اگه جرئت داری یه‌بار دیگه بهش دست بزن...

06:22.550 --> 06:25.930
‫خرخره‌تو با چنگال‌هام پاره می‌کنم ‫و می‌کشمت!

06:25.970 --> 06:27.730
‫یه چیزی فکرمو درگیر کرده بود.

06:28.350 --> 06:31.480
‫نقشه‌هام رو کامل به باد دادی...

06:32.400 --> 06:36.530
‫...ولی با این حال، کینه و عصبانیتی علیهت ندارم.

06:37.070 --> 06:38.690
‫اما حالا می‌فهمم.

06:39.860 --> 06:43.490
‫گرچه من و تو مسیرهای متفاوتی رو پیش گرفتیم،

06:44.280 --> 06:46.990
‫اما اساساً مثل هم هستیم.

06:47.870 --> 06:50.500
‫با موهبت قدرت زندگی می‌کنیم، ولی همه ازمون وحشت دارن.

06:50.790 --> 06:52.290
‫طرد می‌شیم،

06:52.330 --> 06:53.630
‫ستایش می‌شیم.

06:54.000 --> 06:57.760
‫بنابراین، چاره‌ای جز این نداریم که از قدرتمون استفاده کنیم.

06:58.260 --> 07:01.880
‫خبر شکستت قطعاً روحیه‌ی انسان‌ها رو نابود می‌کنه.

07:02.710 --> 07:05.840
‫شاید بعضی‌ها ناامید بشن و حتی بعضی‌ها سرزنشت کنن.

07:06.510 --> 07:07.720
‫ولی...

07:07.770 --> 07:10.350
‫من دردِ این ضرباتی که امروز رد و بدل کردیم رو می‌فهمم...

07:10.980 --> 07:14.770
‫فقط منم که شجاعتت رو تحسین خواهم کرد.

07:15.820 --> 07:17.900
‫خوب جنگیدی.

07:18.570 --> 07:21.030
‫حالا می‌تونی استراحت کنی.

07:21.820 --> 07:23.240
‫زندگی تو...

07:23.910 --> 07:26.030
‫همراه با من ادامه پیدا می‌کنه.

07:26.990 --> 07:29.040
‫نگران نباش و بخواب.

07:30.200 --> 07:32.290
‫بدرود، همرزم من!

07:50.020 --> 07:52.350
‫حتماً آخرین غریزه‌ی دفاعی‌ت بوده...

07:53.140 --> 07:56.270
‫به هر حال، ایستادگی‌تو به این زودیا فراموش نمی‌کنم.

07:57.320 --> 08:00.320
‫جالبه الان دستم کنده شده، یه‌چیزهایی به یاد آوردم.

08:00.530 --> 08:04.820
‫هیجان یه نبرد تن‌به‌تن برای مرگ و زندگی.

08:05.320 --> 08:07.200
‫یه زندگی واقعی داشتن...

08:07.370 --> 08:09.120
‫دقیقاً یعنی همین...

08:15.500 --> 08:16.960
‫پس مرده.

08:17.670 --> 08:18.630
‫ولی...

08:19.090 --> 08:20.630
‫اون چی بود...؟

08:26.720 --> 08:28.510
‫کی فکرشو می‌کرد...

08:28.850 --> 08:32.270
‫نداشتن اون انرژی ماورایی واقعاً می‌تونه به‌کار بیاد؟

08:32.640 --> 08:33.940
‫حتی یه عجیب‌الخلقه‌ای مثل تو هم...

08:34.100 --> 08:36.270
‫...ممکنه حواسش پرت بشه.

08:36.350 --> 08:38.560
‫عجیب نیست که متوجه نشدی.

08:39.610 --> 08:40.650
‫البته مهم نیست.

08:40.860 --> 08:44.280
‫فقط یه گربه‌ خیابونیِ معمولی‌ام که رد می‌شد.

08:45.240 --> 08:46.070
‫بس کن.

08:47.780 --> 08:48.870
‫ای بابا...

08:49.080 --> 08:52.250
‫قبلاً همین ماجرا رو نداشتیم، خنگول؟

08:52.660 --> 08:55.080
‫واقعاً می‌خوای مجبورم کنی دوباره حرفمو تکرار کنم؟

08:56.080 --> 08:57.210
‫آهای!

08:57.920 --> 08:59.590
‫چشم‌هاتو باز کن!

08:59.840 --> 09:01.170
‫جیرو!

09:10.810 --> 09:11.890
‫لعنتی!

09:12.180 --> 09:15.480
‫یو، برگشتن به دنیای فانی چه حسی داره، شریک؟

09:15.810 --> 09:16.690
‫هـــا؟

09:17.270 --> 09:20.110
‫معلوم نیست؟ حس گندی داره، احمق!

09:20.520 --> 09:22.190
‫واسه من آه و ناله نکن!

09:22.360 --> 09:25.650
‫اونی که اون پشت نزدیک بود تلف شه ‫من بودما، جغله!

09:26.110 --> 09:27.610
‫چی واسه خودت می‌گی؟

09:27.820 --> 09:30.410
‫آخرش مگه همه‌چیز خوب در نیومد؟

09:30.990 --> 09:33.660
‫آره، به لطف من!

09:34.000 --> 09:37.000
‫واسه هوش و ذکاوتم نباید یه تشکر خشک‌وخالی کنی، خنگول؟!

09:37.250 --> 09:39.920
‫تویی که باید ازم تشکر کنی، گوله پشمی!

09:40.250 --> 09:41.750
‫اوه، نزدیک بود یادم بره.

09:42.300 --> 09:44.050
‫دلم برات می‌سوزه، آماگی!

09:44.460 --> 09:46.670
‫نمره‌ی تلاشت بیستِ بیسته...

09:47.630 --> 09:50.680
‫...ولی انگار برگشتی سرِ خونه اول!

09:53.890 --> 09:56.180
‫اگه این‌قدر موجود والایی نبودم، می‌گفتم...

09:56.350 --> 09:58.690
‫حماقت بچه‌گانه‌ی شما داره به منم سرایت می‌کنه.

09:59.480 --> 10:01.480
‫ولی تونستید یه چیزی بهم یاد بدید.

10:02.360 --> 10:05.780
‫سادگی همیشه بهترین گزینه‌ست.

10:07.700 --> 10:09.360
‫اگه نتونم ببلعمتون،

10:09.610 --> 10:11.370
‫پس باید نابود شید!

10:12.530 --> 10:15.080
‫با قدرتی حتی فراتر از تصورتون.

10:16.200 --> 10:18.580
‫فکر کنم یه کم عصبانی شده.

10:19.620 --> 10:21.920
‫یادت هست چطور باید انجامش بدیم؟

10:22.290 --> 10:24.210
‫فکر کردی با کی حرف می‌زنی؟

10:24.750 --> 10:28.420
‫فقط جهت اطلاع می‌گم، قرار نیست جلوی خودمو بگیرما.

10:29.010 --> 10:30.590
‫به‌نفعته نگیری، احمق‌خان.

10:39.190 --> 10:40.060
‫جیرو...

10:40.230 --> 10:41.600
‫آره، می‌دونم!

10:42.310 --> 10:44.070
‫الان ما باید...

10:44.110 --> 10:45.370
‫با تمام قدرتمون...

10:45.900 --> 10:47.740
‫با تمام وجودمون...

10:47.940 --> 10:49.820
‫با جسم و روح...

10:50.070 --> 10:51.160
‫بترکونیمش!!

11:04.630 --> 11:06.460
‫صدمه‌ای ندیدید؟

11:22.740 --> 11:23.570
‫اینجا رو باش.

11:24.480 --> 11:26.230
‫جسارتت رو تحسین می‌کنم، دختر جون،

11:26.270 --> 11:28.530
‫ولی دفعه‌ی بعد یه کم بیشتر حواستو جمع کن.

11:28.900 --> 11:30.190
‫آزوما-سان...!

11:30.360 --> 11:31.780
‫انگار...

11:32.240 --> 11:34.780
‫همه‌چیز تموم شده.

11:37.120 --> 11:40.710
‫ر ـ رئیس! تمام حشرات پرنده و مونونوکه‌های اطراف...

11:40.750 --> 11:42.290
‫پاک‌سازی شدن!

11:42.580 --> 11:44.790
‫هورا!!

11:42.580 --> 11:44.790
‫ایول!!

11:45.710 --> 11:47.420
‫خیلی دستتون درد نکنه!

11:47.550 --> 11:48.500
‫جشن گرفتن بسه.

11:48.550 --> 11:50.630
‫باید سریع برگردیم پیش رئیس.

11:50.840 --> 11:52.010
‫چـ ـ چشم!

11:54.840 --> 11:57.010
‫انگار عملیات پاک‌سازی موفقیت‌آمیز بوده.

11:57.300 --> 11:58.140
‫که این‌طور...

11:58.760 --> 12:00.350
‫تنها تهدید باقی‌مونده...

12:00.600 --> 12:02.020
‫آره.

12:03.390 --> 12:05.520
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم طول کشیده.

12:06.940 --> 12:08.270
‫نگران نیستی؟

12:08.360 --> 12:09.530
‫نه اون‌قدر.

12:10.440 --> 12:14.160
‫ماموریت‌مون برای اسکورت کردنش تا دروازه رو تموم کردیم...

12:14.740 --> 12:15.990
‫الان کاری ازمون برنمیاد...

12:16.070 --> 12:18.950
‫فقط می‌شه گفت یه تشکر بهمون بدهکاره.

12:20.950 --> 12:23.040
‫وقتی این ماجرا تموم بشه، می‌تونه برامون سوشی بخره.

12:23.330 --> 12:25.080
‫آره، اونم نه از این ارزوناش!

12:33.050 --> 12:35.550
‫دلم می‌خواد فکر کنم به این قدرت عادت کردم...

12:36.140 --> 12:38.930
‫ولی مطمئنم زیاد نمی‌تونم این‌طوری دووم بیارم.

12:39.220 --> 12:41.180
‫اصلاً تو واسه چی اومدی رو کول من؟!

12:41.520 --> 12:42.430
‫صدات رو ببر!

12:42.520 --> 12:45.060
‫بذارش به حساب تمام وقتایی که جای تخت ازم استفاده کردی!

12:45.640 --> 12:47.480
‫خب نظرت چیه؟

12:47.560 --> 12:51.440
‫قشنگ حس کردم مشتم بهش خورد...

12:52.030 --> 12:52.940
‫هی!

12:53.110 --> 12:54.700
‫هنوز اون زیر نفس می‌کشی، آماگی؟

12:55.240 --> 12:58.820
‫می‌دونی، به لطفت کلی بدبختی کشیدم...

12:59.330 --> 13:01.620
‫ولی یه چیز کوچولو رو خوب یاد گرفتم!

13:02.620 --> 13:03.580
‫اونم اینه که...

13:06.120 --> 13:09.340
‫دو نفر خیلی قوی‌تر از یه نفرن!

13:11.170 --> 13:14.420
‫هوی، بعد این همه ماجرا، به این نتیجه رسیدی؟

13:14.720 --> 13:16.470
‫هان؟ مشکلی داری...

13:18.090 --> 13:19.220
‫قبول دارم.

13:20.180 --> 13:22.470
‫در واقع، منطقی به نظر میاد...

13:24.310 --> 13:27.970
‫پس با همین منطق، توی نبرد دو نفرِ شما علیه من...

13:30.060 --> 13:33.900
‫در برابر 108 نفر از همرزمان وفادارم، باید بگم...

13:34.990 --> 13:36.900
‫من برنده‌م.

14:28.250 --> 14:29.420
‫عوضیا...

14:29.790 --> 14:33.380
‫این پشه‌های رومخی دارن قدرتمو می‌خورن!

14:40.380 --> 14:41.510
‫حرومی!

14:41.970 --> 14:44.560
‫با این فرمون پیش بره، چیزی ازمون باقی نمی‌ذاره!

14:45.060 --> 14:46.720
‫جوش نزن...

14:46.970 --> 14:47.930
‫شریک.

14:49.180 --> 14:50.440
‫می‌رم سراغش!

14:51.190 --> 14:53.060
‫فقط حواست باشه کمکم کنی!

14:53.770 --> 14:55.190
‫کمکت کنم؟

14:55.520 --> 14:57.530
‫!‫می‌شه بگی دقیقاً چطوری؟

14:58.320 --> 15:00.530
‫بی‌خیال... حتماً باید بگم؟

15:00.860 --> 15:02.110
‫مثل همیشه...

15:02.240 --> 15:03.660
‫دستمو مشت می‌کنم...

15:03.780 --> 15:05.240
‫و می‌فرستمش ته جهنم!

15:05.280 --> 15:06.370
‫ابله.

15:06.580 --> 15:08.410
‫فقط خودتو هدف قرار دادی!

15:08.830 --> 15:09.910
‫هر طور راحتی...

15:10.040 --> 15:13.170
‫با کمال میل تو و راگو رو با هم می‌بلعم.

15:40.690 --> 15:41.860
‫جیرو!

15:47.870 --> 15:50.250
‫آخ، عجب دردی داشت.

15:50.790 --> 15:52.540
‫فکر کردم یه‌بار دیگه فاتحه‌م خونده‌س.

15:52.620 --> 15:53.670
‫خنگول...

15:53.710 --> 15:56.250
‫آخرش حتماً باید دیوونه‌بازی‌تو می‌کردی.

15:58.500 --> 15:59.760
‫برنده شدی.

16:01.170 --> 16:04.760
‫انگار نقشه‌ی بزرگم همین‌جا به پایان می‌رسه.

16:05.800 --> 16:06.760
‫در عین حال...

16:07.550 --> 16:10.220
‫به شکّم مهر تایید زدی.

16:11.180 --> 16:14.020
‫فقط به یه دلیل موفق شدی شکستم بدی...

16:14.730 --> 16:16.770
‫شما دوتا قوی‌تر بودید.

16:17.110 --> 16:19.780
‫و من ضعیف‌تر بودم.

16:21.610 --> 16:23.150
‫به همین سادگی.

16:26.410 --> 16:30.540
‫تا چند لحظه‌ی دیگه، من و این قلمرو محو و نابود می‌شیم.

16:31.040 --> 16:34.120
‫اگه می‌خواید زنده بمونید، ‫
‫پیشنهاد می‌دم از همون راهی که اومدید...

16:34.210 --> 16:36.040
‫پیش همرزم‌هاتون برگردید.

16:40.550 --> 16:43.800
‫امیدوارم دشمن جدیدی برای جنگیدن پیدا کنی،
‫و وقتی پیداش کردی...

16:43.920 --> 16:46.390
‫با تمام قدرتت از پا درش بیاری.

16:46.510 --> 16:50.260
‫بارها و بارها این کار رو بکن، ثابت کن که قدرتت تنها راه حله.

16:51.560 --> 16:53.850
‫امیدوارم تا ابد قوی بمونی، آزوما جیرو.

16:54.810 --> 16:58.310
‫بهم قول بده هیچ‌وقت به حریفی ضعیف‌تر از من نبازی.

17:00.400 --> 17:03.070
‫از ته جهنم تماشات می‌کنم.

17:06.110 --> 17:07.160
‫آماگی...

17:07.280 --> 17:08.410
‫بیا بزنیم به چاک، جیرو!

17:08.490 --> 17:12.040
‫عجله کن وگرنه ما هم بهش ملحق می‌شیم!

17:20.040 --> 17:21.000
‫اوی!

17:21.300 --> 17:22.710
‫تقریباً رسیدیم!

17:22.880 --> 17:24.420
‫تمام زورت رو بزن، جیرو!

17:25.170 --> 17:26.430
‫لـ ـ لعنت بهش.

17:48.990 --> 17:52.240
‫وقتی به هوش اومدم، طاق‌باز روی تخت بیمارستان افتاده بودم.

17:52.700 --> 17:54.660
‫اوووه، جیرو-کون!

17:56.660 --> 18:00.170
‫قیافه‌ی اوسامی داغون بود، ‫انگار چند روز نخوابیده بود.

17:56.660 --> 17:58.410
‫صبحت به... خیر...

18:00.630 --> 18:03.670
‫ولی به گفته‌ی خودش، سه روز بی‌هوش افتاده بودم.

18:04.050 --> 18:05.550
‫از حرفاش نفهمیدم...

18:05.590 --> 18:08.430
‫داره می‌گه «خدا رو شکر» یا «ممنونم.»

18:09.220 --> 18:12.550
‫همه‌چیز برام تازه بود. نمی‌دونستم چی باید بگم...

18:13.470 --> 18:15.930
‫ولی یه جورایی حس خوبی داشت.

18:16.980 --> 18:20.310
‫مبهم یادمه که ریجی و ایچیکا درست قبل از اینکه همه‌چیز نابود بشه،

18:20.350 --> 18:22.190
‫منو از دروازه کشیدن بیرون.

18:23.770 --> 18:26.690
‫به دلایلی هر دو تا شونه‌م بدجوری درد می‌کنه...

18:28.490 --> 18:31.070
‫با این حال، دفعه‌ی بعد که دیدمشون احتمالاً باید تشکر کنم.

18:32.740 --> 18:35.450
‫الان دو روزه که بیدارم.

18:35.990 --> 18:37.330
‫ظاهراً برای دنیای بیرون،

18:37.370 --> 18:40.920
‫این اوضاع فقط به عنوان یه آتش‌سوزی بزرگ توی بندر گزارش شده.

18:42.170 --> 18:44.710
‫اما همه‌چیز تموم و پرونده بسته نشده.

18:45.380 --> 18:47.970
‫به عبارت دیگه، هنوز مونونوکه‌ها هستن.

18:48.670 --> 18:50.970
‫بعضی‌هاشون توی سازمان موندن.

18:51.890 --> 18:54.220
‫بعضی‌ها هم غیبشون زد.

18:55.140 --> 18:57.980
‫و حتماً چندتایی هم هستن که لقمه‌ی چپ آماگی نشدن.

18:59.480 --> 19:02.400
‫بعد، قضیه‌ی اینه که چه بلایی سر من و راگو میاد.

19:02.520 --> 19:03.940
‫فعلاً که اینجا گیر افتادیم،

19:03.980 --> 19:06.320
‫فقط ما دوتا مجبوریم مراقب این خراب‌شده با-

19:06.320 --> 19:09.490
‫باباباباشیم...

19:10.950 --> 19:13.260
‫لعنتی! این قراضه دوباره هنگ کرد...

19:13.260 --> 19:13.990
‫آشغال بی‌خاصیت!

19:14.530 --> 19:18.290
‫باورم نمی‌شه باید یه ‫«پرونده‌ی شهادت و گزارش‌» بنویسم...

19:18.750 --> 19:21.870
‫چطور این خزعبلات رو تحویل بدم ‫
‫وقتی عینهو دفتر خاطراتِ یه بچه می‌مونه؟!

19:22.000 --> 19:25.000
‫اگه خودتم فکر می‌کنی آشغاله، پس واقعاً بوی گندش بالا زده.

19:25.420 --> 19:29.170
‫خب، تو رو نمی‌دونم ‫ولی من که
‫ این استراحت کوتاه خیلی بهم خوش می‌گذره.

19:29.510 --> 19:32.260
‫آره، گربه باشی معلومه خوش می‌گذره!

19:34.640 --> 19:36.470
‫فکرتو درگیر کرده، مگه نه؟

19:37.060 --> 19:37.970
‫چی؟

19:38.390 --> 19:41.020
‫حرف‌های آخرِ آماگی.

19:44.730 --> 19:46.440
‫هیچم درگیر نکرده.

19:47.020 --> 19:48.190
‫باشه پس...

19:48.610 --> 19:51.950
‫با خودم می‌خوام بلند بلند فکر کنم.

19:52.650 --> 19:53.990
‫اگه نظر منو بخوای...

19:54.160 --> 19:57.450
‫فکر نمی‌کنم خیلی بیراه می‌گفت.

19:57.950 --> 19:59.660
‫هرجور می‌خوای بهش نگاه کن،

19:59.700 --> 20:02.500
‫اما آخرسر، چیزی که مهمه، قدرته.

20:02.870 --> 20:04.630
‫اگه همه‌چیز با ماست‌مالی حل می‌شد،

20:04.670 --> 20:06.630
‫حتی یه آدم ناراحت هم پیدا نمی‌کردی.

20:06.710 --> 20:09.210
‫روال دنیا همین‌جوریه دیگه.

20:09.760 --> 20:10.880
‫اما...

20:10.960 --> 20:12.720
‫اینکه بخوای حال کیو جا بیاری...

20:12.970 --> 20:14.890
‫تصمیمش با خودته.

20:16.390 --> 20:20.430
‫ضعیف یا قوی، خوب یا بد،

20:20.520 --> 20:23.230
‫دوست یا دشمن، سود یا ضرر.

20:23.270 --> 20:24.600
‫آخرش هیچ‌کدوم مهم نیست.

20:25.440 --> 20:27.230
‫اگه قشنگ بهش فکر کردی...

20:27.310 --> 20:31.150
‫و هنوزم حس کردی یه جای کار می‌لنگه، اون‌وقت...

20:31.690 --> 20:33.110
‫راه درست همونه.

20:33.200 --> 20:35.360
‫کاریو بکن که می‌خوای بکنی.

20:35.820 --> 20:39.410
‫منم کنارت می‌مونم تا با هم حسابشونو برسیم.

20:40.990 --> 20:42.250
‫چی می‌گی؟

20:42.450 --> 20:44.620
‫بهت که گفتم، داشتم بلند بلند فکر می‌کردم.

20:46.170 --> 20:49.630
‫به‌به... می‌بینم که به اندازه‌ی کافی کار ندارید.

20:50.250 --> 20:53.970
‫اون‌وقت من از خواب و خوراک افتادم
‫ تا بتونم ‫یه کوه پرونده رو سروسامون بدم...

20:54.130 --> 20:57.090
‫خالی کردن عقده‌‌تون سر زیردست‌ها، جلوه‌ی قشنگی نداره، رئیس.

20:57.390 --> 20:59.430
‫شما که باز وضعتون خوبه، رئیس.

20:59.510 --> 21:02.560
‫منو مثل مرغ سرکنده این‌ور و اون‌ور فرستادن...

21:02.680 --> 21:03.930
‫تازه نمی‌دونم چرا...

21:03.980 --> 21:07.850
‫مجبور شدم توی کارهای اداری به رورن کمک کنم.

21:08.150 --> 21:12.900
‫من که کنار اون پرستارهای دلسوز و مهربون
‫دوران نقاهت عالی‌ای توی بیمارستان داشتم!

21:13.030 --> 21:16.030
‫دلت می‌خواد با همین لباس‌های پلوخوری بندازمت توی آب؟

21:16.200 --> 21:18.370
‫من باشم نمی‌کردم، آب رو کثیف می‌کنی.

21:19.410 --> 21:23.290
‫به هر حال، اوضاع فعلاً تا حدودی آروم گرفته...

21:23.830 --> 21:28.250
‫کاراتونو بذارید کنار تا بالاخره اون جشن رو برای ریجی بگیریم.

21:28.540 --> 21:30.170
‫جدی می‌گید، رئیس؟

21:30.290 --> 21:31.340
‫آره، چرا که نه؟

21:31.960 --> 21:34.800
‫پرنده‌های آسمون هم بالاخره
‫گهگاهی به بال‌هاشون استراحت می‌دن.

21:35.170 --> 21:37.380
‫این فقط یه بهونه واسه پیچوندن کاره، نه، رئیس؟

21:37.430 --> 21:38.260
‫لو رفتم؟

21:39.010 --> 21:40.220
‫اوی، شما دوتا!

21:40.350 --> 21:42.510
‫تا کِی می‌خواید بشینید و به دیوار زل بزنید؟

21:42.930 --> 21:44.140
‫بزنین بریم.

21:49.190 --> 21:50.270
‫آره!

21:50.290 --> 22:05.290
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:21.530 --> 23:23.160
‫لعنت به این شیبا...

23:23.950 --> 23:27.950
‫همین‌جوریش به خاطر غیبت‌هام کارم زاره، ‫
‫حالا منو انداخته دنبال این مسخره‌بازی‌ها!

23:28.870 --> 23:31.420
‫باید خداتو شکر کنی...

23:31.500 --> 23:32.500
‫احمق.

23:33.040 --> 23:34.840
‫خیلی خب، بزن بریم، شریک.

23:35.250 --> 23:36.250
‫حله.

23:42.300 --> 23:43.970
‫ماموریت رو شروع می‌کنیم!
