WEBVTT

00:05.000 --> 00:15.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:34.950 --> 01:38.990
‫ترجمه و تایپ‌ست: Onyx

01:35.490 --> 01:40.330
‫سیاه و سفید

01:37.440 --> 01:41.670
‫توی نقشه‌ی اولیه‌ام،
‫تا الان باید تمام قدرتت رو می‌بلعیدم.

01:42.020 --> 01:44.440
‫خب... چه حیف.

01:44.820 --> 01:47.450
‫اما اگه این کار رو کرده بودم...

01:49.240 --> 01:52.450
‫فکر کنم این فرصتِ آخر رو برای گپ زدن باهات از دست می‌دادم.

01:53.620 --> 01:54.700
‫راگو.

01:55.200 --> 01:58.410
‫خاطره‌ای از اولین لحظات زندگیت به یاد داری؟

01:58.710 --> 02:01.580
‫ها؟ آخه کی وقتی به‌دنیا اومده چیزی یادشه؟

02:02.090 --> 02:04.210
‫اتفاقاً من از این جمله افرادم...

02:05.050 --> 02:08.010
‫همه‌چیز رو واضح و دقیق یادمه...

02:08.880 --> 02:11.550
‫تازه این شکل فیزیکی رو به دست آورده بودم که...

02:11.930 --> 02:16.220
‫در تاریکی شب، ‫به ماه کاملِ تنها، اما درخشانی، خیره شدم.

02:16.850 --> 02:19.480
‫والدین و فرزندان بخشی از ماهیت ما نیستن.

02:20.150 --> 02:23.110
‫بادها با خودشون اشتیاق، کینه و رویاها رو می‌برن...

02:23.310 --> 02:27.570
‫این ثمرات زندگی با هم آمیخته می‌شن
‫و ناگهان تجسم پیدا می‌کنن و شکل می‌گیرن.

02:28.070 --> 02:30.990
‫این‌طوریه که ما مونونوکه‌ها به وجود میایم.

02:32.280 --> 02:36.200
‫ما غریبه‌هایی در یک سرزمین غریب هستیم،
‫موجوداتی بدون خانه یا خانواده.

02:36.870 --> 02:40.500
‫ما ناهنجاری‌ها و عجایب طبیعت هستیم.

02:47.090 --> 02:50.010
‫چه زن خوشگلی پیدا کردم!

02:50.090 --> 02:51.840
‫التماست می‌کنم...

02:52.390 --> 02:53.760
‫بهم رحم کن.

02:54.100 --> 02:56.970
‫حـ ـ حالا نترس، خوشگله!

02:57.100 --> 02:59.020
‫بهشت منتظرته!

03:03.060 --> 03:05.400
‫کـ ـ کی اونجاست؟!

03:05.650 --> 03:08.030
‫مونونوکه... هم‌نوع خودم.

03:08.440 --> 03:10.030
‫کـ ـ کمکم کنید!

03:10.240 --> 03:11.450
‫انسان...

03:11.570 --> 03:12.780
‫موجودی بسیار ضعیف...

03:13.990 --> 03:16.280
‫تو رو قبلاً اینجاها ندیدم!

03:16.370 --> 03:19.330
‫به قلمروی من تجاوز کردی!

03:19.580 --> 03:22.290
‫حالا بمیــــر!

03:28.130 --> 03:30.050
‫گرسنگیم فروکش کرد...

03:30.130 --> 03:31.880
‫قدرتم بیشتر شد...

03:32.010 --> 03:34.470
‫اما این گوشت مزه‌ی گندیدگی می‌ده.

03:34.590 --> 03:35.640
‫مـ ـ می‌بخشید...

03:37.310 --> 03:41.060
‫جهل من رو ببخشید، چهره‌ی خداگونه‌ی شما رو نمی‌شناسم!

03:41.520 --> 03:43.730
‫جونم رو به شما مدیونم!

03:44.190 --> 03:46.810
‫با کمال فروتنی، شما رو پرستش می‌کنم!

03:47.230 --> 03:50.570
‫پس بشریت مونونوکه‌ها رو به‌عنوان موجوداتی الهی می‌بینن.

03:51.070 --> 03:55.070
‫امکانش هست اسم شما رو بدونم؟

03:55.620 --> 03:57.200
‫می‌تونی منو...

03:58.200 --> 04:01.290
‫به‌طوری که انگار خود طبیعت این قانون رو وصف کرده بود...

04:01.370 --> 04:04.330
‫من تبدیل به خدای اون روستا شدم.

04:05.040 --> 04:09.000
‫آماگی-ساما، به‌لطف شما صلح به این روستامون برگشته!

04:09.300 --> 04:13.090
‫لطفاً این پیشکش ناچیز رو به عنوان تشکر بپذیرید!

04:13.510 --> 04:14.590
‫همم.

04:14.720 --> 04:16.340
‫بعداً فهمیدم...

04:16.970 --> 04:20.850
‫اون مونونوکه‌ای که کشته بودم زمانی خدای روستایی‌ها بوده...

04:21.270 --> 04:24.600
‫اون غول، موجودیتی پلید بود که زندگیشونو به تاریکی برده بود.

04:25.230 --> 04:27.190
‫ظلمش به روح و روانشون آسیب زده بود.

04:27.310 --> 04:30.190
‫ترس، با وحشت و احترامشون نسبت به من آمیخته شده بود.

04:30.360 --> 04:34.610
‫به افتخارم زیارتگاهی بنا کردن
‫ ‫و مرتب بهم برنج و ساکه پیشکش می‌کردن.

04:35.200 --> 04:40.620
‫در عوض، من هم تهدیدات بی‌شماری رو از روستا دور نگه می‌داشتم.

04:41.200 --> 04:44.620
‫راهزن‌ها، سامورایی‌های سرکش، دزدها...

04:44.710 --> 04:46.500
‫و البته، مونونوکه‌ها.

04:47.960 --> 04:50.000
‫می‌جنگیدم و می‌کُشتم.

04:50.130 --> 04:51.380
‫پرستیده می‌شدم...

04:51.460 --> 04:54.340
‫جایگاهم تزلزل‌ناپذیر بود.

04:54.970 --> 04:57.970
‫به یک قادر مطلق تبدیل شده بودم.

04:58.390 --> 05:02.390
‫فداکاری اون‌ها هم در عوض، روحم رو شکل داد.

05:04.980 --> 05:06.270
‫بی‌ادبیم رو می‌بخشید...

05:06.560 --> 05:08.230
‫آماگی-ساما...

05:08.520 --> 05:11.070
‫تا هوس به خوردن انسان‌ها کردید؟

05:11.230 --> 05:12.400
‫انسان‌ها؟

05:12.780 --> 05:16.900
‫خدای قبل از شما به خوردن دختران جوان علاقه داشت...

05:17.490 --> 05:19.620
‫منو می‌بخشید، از گستاخیم شرمنده‌ام...

05:20.070 --> 05:22.370
‫نمی‌تونم کنجکاویم رو پنهان کنم.

05:24.330 --> 05:28.250
‫درسته، برای مونونوکه‌ها، ‫
‫هیچ‌چیز به اندازه‌ی گوشت انسان نیروبخش نیست.

05:28.880 --> 05:32.920
‫اثرات تقویتی و شفابخشش تقریباً در لحظه‌ست.

05:34.210 --> 05:38.930
‫ذائقه‌ی فعلی من بیشتر به برنج و ساکه تمایل داره
‫ ‫و از تغذیه از انسان‌ها دوری می‌کنم.

05:39.590 --> 05:41.720
‫مگه اینکه نیازش پیش بیاد...

05:44.720 --> 05:48.440
‫تمایلی به تغییر رژیم غذاییم ندارم.

05:50.650 --> 05:54.690
‫اون موقع، این حرفم از روی ترحم نبود، بلکه حرفِ دلم بود.

05:54.940 --> 05:57.530
‫هویت و ذاتم در حال دگرگونی بودن.

05:57.820 --> 06:01.950
‫هیچ سیاه یا سفیدی وجود نداشت، فقط رنگ خاکستریِ تغییر بود.

06:02.490 --> 06:04.200
‫اما اون عصر...

06:04.330 --> 06:05.700
‫اوه... آماگی-ساما!

06:06.160 --> 06:08.750
‫قلمروهای همسایه یه حمله‌ی سازمان‌یافته رو شروع کرده بودن.

06:09.210 --> 06:11.170
‫این اولین باری بود که طعم تلخ شکست رو چشیدم.

06:11.210 --> 06:13.710
‫اعتمادبه‌نفسم رو در هم شکست...

06:13.840 --> 06:15.710
‫و دنیام به لرزه در اومد.

06:17.340 --> 06:19.470
‫نیروهای پیشتاز رو مجبور به عقب‌نشینی کردم...

06:19.800 --> 06:21.760
‫اما اکثراً آسیبی ندیدن.

06:22.260 --> 06:26.220
‫احتمال می‌دم سپیده‌دم دوباره برگردن.

06:26.560 --> 06:28.600
‫با این وضعیت، حتی من هم...

06:28.980 --> 06:30.480
‫نـ ـ نه!

06:30.770 --> 06:33.770
‫کدخدا، ما هم مجبوریم بجنگیم!

06:33.940 --> 06:37.280
‫ما آمورش درست‌وحسابی ندیدیم! ‫فقط قراره...

06:37.360 --> 06:39.860
‫اگه با هم همکاری کنیم شانس داریم!

06:40.030 --> 06:42.370
‫همه با هم...

06:40.030 --> 06:42.370
‫نمی‌تونیم الان تسلیم بشیم!

06:42.450 --> 06:44.870
‫نباید بهشون امون بدیم. باید بجنگیم!

06:43.310 --> 06:44.870
‫همکاری کنیم...

06:47.830 --> 06:49.790
‫همگی جمع بشید!

06:53.040 --> 06:54.750
‫حالا، آماگی-ساما...

06:55.460 --> 06:57.760
‫ما این قربانی رو به شما تقدیم می‌کنیم.

06:58.090 --> 07:01.260
‫بخوریدش، زخم‌هاتون رو التیام می‌بخشه!

07:01.720 --> 07:05.220
‫یک بار دیگه منجی ما باشید!

07:02.520 --> 07:05.220
‫خواهش می‌کنم! رحم کنید!

07:05.260 --> 07:06.030
‫خواهش می‌کنم!

07:06.680 --> 07:08.810
‫آماگی-ساما... آماگی-ساما...

07:08.930 --> 07:11.020
‫آماگی-ساما... آماگی-ساما...

07:11.600 --> 07:13.020
‫آماگی-ساما...

07:14.190 --> 07:16.020
‫آماگی-ساما... آماگی-ساما...

07:16.400 --> 07:17.360
‫آماگی-ساما...

07:17.440 --> 07:18.990
‫آماگی-ساما...

07:20.820 --> 07:24.030
‫کدخدا قضاوت بی‌نقصی داشت.

07:24.620 --> 07:26.910
‫روستایی که در آستانه‌ی نابودی بود...

07:26.990 --> 07:29.790
‫با فدای جان یک نفر نجات پیدا کرد.

07:30.790 --> 07:35.290
‫اونا به این خاطر زنده موندن
‫چون تمام ایمانشونو ‫به من، به یک قدرتمند گره زده بودن.

07:36.380 --> 07:40.800
‫شاید کوگا من رو هیولا بدونه، اما اشتباه می‌کنه.

07:41.420 --> 07:43.890
‫من یه مونونوکه‌ی واقعی هستم.

07:45.180 --> 07:46.640
‫از امروز به بعد،

07:46.680 --> 07:49.140
‫مونونوکه دیگه یک اسم جمع نخواهد بود.

07:49.270 --> 07:52.310
‫بلکه فقط به آماگیِ قدرتمند اختصاص پیدا می‌کنه!

07:52.730 --> 07:54.900
‫کسی که در اوج ایستاده،

07:54.980 --> 07:57.820
‫کسی که جاهلان رو به مسیر درست هدایت می‌کنه.

07:58.610 --> 08:02.280
‫این، و تنها این، یعنی یک مونونوکه‌ی واقعی.

08:04.780 --> 08:05.620
‫شیبا صحبت می‌کنه.

08:05.950 --> 08:08.080
‫سریع تیم پزشکی رو آماده کنید.

08:08.660 --> 08:11.580
‫خب، حالا می‌تونه قدرت راگو رو کنترل کنه؟

08:13.330 --> 08:14.920
‫فکر کنم توقعمون بالا بود...

08:15.080 --> 08:17.250
‫یه مونونوکه چند روز برای تسلط به قدرت زمان می‌بره

08:17.290 --> 08:20.840
‫چه برسه که یه انسان بخواد قدرت‌های راگو رو کنترل کنه...

08:21.630 --> 08:24.760
‫شاید بتونه سی دقیقه ازش قدرت استفاده کنه،

08:25.300 --> 08:28.600
‫و احتمالاً کمتر از نصف این زمان، اگه توی یه مبارزه‌ی سخت باشه.

08:29.060 --> 08:30.060
‫به عبارت دیگه...

08:30.140 --> 08:32.600
‫...در بهترین حالت فقط حدود ده دقیقه، درسته؟

08:33.060 --> 08:36.810
‫و اگه بخواد بیشتر از اون قدرت استفاده کنه؟

08:37.020 --> 08:39.360
‫کنترلش رو از دست می‌ده و دیوونه می‌شه.

08:39.770 --> 08:41.360
‫ممکنه دیگه انسان نباشه،

08:41.400 --> 08:44.650
‫یا ممکنه بدنش کم بیاره و قلبش از کار بیفته.

08:44.950 --> 08:47.820
‫در هر صورت، جونش به‌شدت توی خطر میفته.

08:49.200 --> 08:50.080
‫جیرو!

08:50.490 --> 08:54.120
‫آه، پس رئیس کله‌گنده‌مون بالاخره تصمیم گرفت پیداش بشه.

08:54.410 --> 08:57.380
‫می‌دونم دیر کردم، شرمنده‌.

08:57.960 --> 08:59.880
‫بهشون گفتی، ایبوکی؟

09:00.630 --> 09:01.500
‫آره.

09:01.750 --> 09:03.260
‫خیلی‌خب.

09:04.130 --> 09:05.760
‫ببخشید، بابابزرگ.

09:06.630 --> 09:08.590
‫با تمام وجودم جنگیدم،

09:08.640 --> 09:10.470
‫اما انگار کافی نبود.

09:10.810 --> 09:11.720
‫جیرو...

09:12.350 --> 09:13.520
‫ولی...

09:14.310 --> 09:16.230
‫من کنار نمی‌کشم.

09:16.940 --> 09:18.020
‫من...

09:18.150 --> 09:19.860
‫راگو رو نجات می‌دم!

09:20.190 --> 09:22.280
‫بعدشم صورت آماگی رو میارم پایین!

09:22.530 --> 09:23.690
‫چـ ـ چی می‌گی...؟

09:23.730 --> 09:25.150
‫می‌دونم!

09:25.360 --> 09:27.780
‫من هنوز مرد نشدم، مگه نه؟

09:28.490 --> 09:29.700
‫می‌دونی، قبلاً...

09:29.740 --> 09:32.160
‫فکر می‌کردم می‌تونم ‌تنهایی از پس اینجور چیزا بربیام.

09:32.740 --> 09:36.540
‫اما فکر کنم بالاخره توی این کله‌ی پوکم فرو رفت.

09:36.910 --> 09:41.540
‫اینکه من یه بچه‌ی پرمدعام که می‌دونه به کمک نیاز داره.

09:42.550 --> 09:43.500
‫پس، خب...

09:43.800 --> 09:45.170
‫چطوری بگم...

09:46.630 --> 09:47.550
‫شرمنده...

09:47.590 --> 09:49.300
‫می‌شه کمکم کنین؟

09:56.890 --> 09:57.730
‫آره...

09:57.770 --> 09:59.190
‫حتماً.

10:01.270 --> 10:04.070
‫خب، جنگل منتظرمونه.

10:04.730 --> 10:06.530
‫خداحافظی برام سخته،

10:06.610 --> 10:09.820
‫اما اون پیمان قدیمی عدم تعرض تا حد امکان، هنوز پابرجاست.

10:10.110 --> 10:11.660
‫نمی‌خواد نگرانش باشی.

10:11.820 --> 10:13.830
‫بیشتر از چیزی که فکر کنی کمک کردی.

10:14.490 --> 10:17.290
‫بذار ببینیم این «دیوونگی» تا کجا می‌برتت.

10:17.870 --> 10:19.580
‫امید زیادی بهت دارم، جیرو.

10:19.870 --> 10:21.580
‫ممنون.

10:26.360 --> 10:27.860
‫اوسامی

10:28.340 --> 10:29.180
‫منم.

10:29.220 --> 10:31.050
‫رئیس! اوه، خدا رو شکر!

10:31.300 --> 10:32.850
‫چرا، چی شده؟

10:33.140 --> 10:35.350
‫اوه، خب چطوری بگم؟!

10:35.390 --> 10:37.100
‫فقط هرچی سریع‌تر برگردید!

10:38.620 --> 10:40.140
‫توجه
‫عدم سرویس‌دهی

10:43.270 --> 10:44.610
‫حواستون جمع باشه!

10:45.190 --> 10:46.440
‫رئیس کوسومی...

10:47.900 --> 10:51.610
‫تمام راه‌های ورودی و خروجی منطقه مسدود شده.

10:51.910 --> 10:52.780
‫کارتون خوب بود.

10:52.950 --> 10:57.160
‫مطمئن بشین اطلاعات درستی بیرون درز کنه
‫ ‫و حافظه‌ی شاهدین هم پاک بشه.

10:57.410 --> 10:58.870
‫اطاعت می‌شه.

11:00.080 --> 11:01.370
‫عجبا...

11:01.790 --> 11:04.880
‫ظاهراً اصلاً نگران جلب توجه نکردن نیستن.

11:05.960 --> 11:09.590
‫اینکه درست جلوی مرکز فرماندهی بساط کردن، دل و جرئت می‌خواد.

11:11.510 --> 11:13.590
‫چرا باید اینجا رو انتخاب کنن؟

11:14.010 --> 11:17.640
‫می‌دونن که ما نمی‌تونیم نادیده‌شون بگیریم.

11:18.270 --> 11:21.890
‫اینطوری بیرون کشوندن جیرو براشون راحت‌تر می‌شه.

11:22.440 --> 11:24.230
‫تحت تعقیب بودن هم عالمی داره!

11:25.400 --> 11:27.900
‫در هر صورت می‌خواستم به مخفیگاهشون نفوذ کنم.

11:28.110 --> 11:30.780
‫تازه‌شم، اینجا بهتر از وسط یه شهر شلوغه.

11:31.360 --> 11:33.200
‫لباس جاسوسی واسه خودت جور کردی، ها؟

11:33.490 --> 11:34.450
‫البته!

11:34.780 --> 11:37.540
‫توکیدای پریمون جَلدی یه دست جدید برام جور کرد.

11:37.910 --> 11:39.500
‫این یه لباس ورزشی معمولی نیستا.

11:39.790 --> 11:42.330
‫اصلاً خبر داری قیمت اینا چقدره؟

11:42.710 --> 11:44.170
‫پس یعنی، گرونن؟

11:44.580 --> 11:46.670
‫بذار ببینم، مثلاً لباسی که تنته...

11:47.040 --> 11:50.300
‫حدوداً هم‌قیمت جدیدترین جت جنگنده‌مونه.

11:50.510 --> 11:51.550
‫خدایی؟!

11:51.920 --> 11:53.630
‫دقیقاً داریم از چقدر پول حرف می‌زنیم؟

11:53.720 --> 11:56.930
‫خیکم سعی کن از قوه‌ی تخیلت استفاده کنی.

11:58.220 --> 12:00.680
‫دست‌کم ده میلیارد ین.

12:00.930 --> 12:01.980
‫ریجی!

12:02.270 --> 12:03.940
‫ببخشید منتظر گذاشتم‌تون.

12:04.100 --> 12:07.440
‫کیریهارا ریجی برای انجام‌وظیفه حاضره.

12:08.110 --> 12:09.610
‫می‌بینم که کامل خوب شدی.

12:09.980 --> 12:10.900
‫بله...

12:11.570 --> 12:14.740
‫وقتی می‌دونستم به چهره‌ی زیبایی
‫مثل ایچیک-سان برمی‌گردم، زود خوب شدم!

12:14.860 --> 12:16.120
‫اوه، که این‌طور...

12:16.280 --> 12:17.950
‫ده میلیارد...

12:18.660 --> 12:20.200
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنــــی؟!

12:20.620 --> 12:22.200
‫آهای با توئم، انسان کثیف!

12:22.500 --> 12:24.830
‫همین الان از عروسم فاصله بگیر!

12:24.920 --> 12:26.210
‫بس کن دیگه!

12:26.630 --> 12:27.920
‫اون قضیه‌ش چیه؟

12:28.210 --> 12:30.460
‫خب، داستانش مفصله.

12:30.800 --> 12:32.550
‫داره بهمون کمک می‌کنه...

12:32.590 --> 12:35.380
‫و با حصار ماوراییش این منطقه رو مسدود و امن نگه می‌داره.

12:35.970 --> 12:39.680
‫حس می‌کنم این کمک کردنش از روی خوش‌قلبی نیست.

12:40.310 --> 12:44.350
‫خب، از اینا گذشته، تیم دوباره دور هم جمع شده!

12:44.850 --> 12:47.350
‫گمونم می‌شه به افتخار بهبودی ریجی، یه جشن کوچیک گرفت.

12:47.810 --> 12:50.610
‫فکر نمی‌کنم الان بهترین زمان برای جشن گرفتن باشه.

12:51.110 --> 12:54.360
‫وقتی همه‌ی این ماجراها تموم شد، واقعاً خوب می‌شه.

12:54.780 --> 12:55.740
‫هـــا؟

12:56.070 --> 12:57.490
‫آهای، جیرو!

12:57.780 --> 13:00.870
‫بالاخره داشتیم شبیه یه تیم رفتار می‌کردیم...

13:01.040 --> 13:02.750
‫ببخشید. فقط...

13:03.500 --> 13:06.210
‫اون موجودات حشره‌مانند یه‌جورایی دارن منو می‌ترسونن.

13:06.750 --> 13:07.750
‫ا ـ اون چیه؟!

13:07.830 --> 13:09.750
‫همه اسلحه بردارید! به جای خود!

13:10.800 --> 13:11.750
‫بخواب روی زمین!

13:11.800 --> 13:13.010
‫دستاتو ببر بالا!

13:14.420 --> 13:15.880
‫انسان‌های آشغال.

13:17.680 --> 13:19.390
‫اوه! تو...

13:19.850 --> 13:20.720
‫کوگا!

13:21.390 --> 13:23.890
‫آزوما جیرو.

13:29.810 --> 13:31.650
‫هوی، گفتم تکون نخور! وایسا!

13:35.900 --> 13:37.910
‫نمی‌دونم برای چی اینجایی...

13:38.360 --> 13:40.910
‫اما وقت ندارم با تو سروکله بزنم.

13:41.280 --> 13:43.660
‫اگه می‌خوای زورآزمایی کنی، یه‌وقت دیگه بیا.

13:45.750 --> 13:49.000
‫فقط می‌دونم همچین آدمیه.

13:53.590 --> 13:54.190
‫اوی، عوضی!

13:54.190 --> 13:54.920
‫خفه‌ شو!

13:55.920 --> 13:57.090
‫باهات حرف دارم.

13:57.260 --> 13:58.430
‫بیا اینجا، لعنتی.

14:01.180 --> 14:02.180
‫هم‌نوع‌خواری.

14:02.890 --> 14:05.310
‫فکرشو بکن که آماگی چقدر قدرت جمع کرده بود.

14:05.770 --> 14:07.560
‫یارو عجب شیطانیه.

14:08.100 --> 14:12.310
‫پس، تنها کسایی که اونجا باقی موندن آماگی و راگو هستن، نه؟

14:13.770 --> 14:15.110
‫با توئم!

14:15.150 --> 14:16.440
‫و بیا اینجا ببینم!

14:16.740 --> 14:18.400
‫اون مرتیکه مشکلش چیه؟

14:18.740 --> 14:20.530
‫حس نمی‌کنم حرفش دروغ باشه.

14:21.070 --> 14:23.870
‫علاوه بر این، احتمالاً خودش هم نمی‌دونه باید چیکار کنه.

14:24.200 --> 14:25.200
‫در هر صورت...

14:25.580 --> 14:28.160
‫می‌تونیم فرض کنیم دیگه قرار نیست جای دیگه‌ای برامون کمین کنن.

14:28.500 --> 14:30.250
‫می‌خوام نیروها رو همین‌جا متمرکز کنم.

14:30.750 --> 14:31.670
‫و نیروی پشتیبانی بفرستم-

14:31.710 --> 14:33.250
‫رئیس کوسومی! به مشکل برخوردیم!

14:33.920 --> 14:35.250
‫شلیک کنید! شلیک کنید! شلیک کنید!

14:39.170 --> 14:40.430
‫صدای من رو می‌شنوید، رئیس!

14:40.510 --> 14:42.890
‫سمت غربی بندر با یه دسته‌ی بزرگ درگیر شدیم...

14:45.010 --> 14:46.930
‫یه‌سری رو از بین بردیم، اما تعدادشون زیاده!

14:47.350 --> 14:48.520
‫به کمک نیاز داریم!

14:48.810 --> 14:49.980
‫اینویی هستم از سمت شرق!

14:50.230 --> 14:52.480
‫داریم تلاشمون رو می‌کنیم، اما اوضاع خوب به نظر نمی‌رسه!

14:52.810 --> 14:55.400
‫این موجودات مدام دارن از سمت دروازه سرازیر می‌شن!

14:56.780 --> 14:59.570
‫دونه دونه چیزی نیستن، اما با این تعداد...

15:00.030 --> 15:01.950
‫اگه یه کم دیگه طول بکشه...

15:01.990 --> 15:04.580
‫ازمون رد ‌می‌شن و حصار رو می‌شکنن!

15:05.450 --> 15:08.080
‫دارن از چپ و راست ظاهر می‌شن!

15:08.500 --> 15:11.080
‫طولی نمی‌کشه که به این سمت هم بیان.

15:11.710 --> 15:12.580
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

15:12.920 --> 15:14.130
‫از همین‌جا می‌جنگیم؟

15:14.420 --> 15:16.340
‫آره، ما این کار رو می‌کنیم.

15:16.920 --> 15:19.470
‫اما زمانِ برای قدرت تو مهمه.

15:20.050 --> 15:22.340
‫نمی‌تونیم بذاریم همه‌شو اینجا مصرف کنی.

15:23.050 --> 15:24.850
‫باید همین الان بری داخل و آماگی رو پیدا کنی.

15:25.550 --> 15:26.850
‫ایچیکا، ریجی...

15:27.260 --> 15:30.350
‫مطمئن بشید که جیرو صحیح و سالم به اون دروازه می‌رسه.

15:30.730 --> 15:32.230
‫هرچی شما بگید، اما...

15:32.440 --> 15:34.100
‫چطوری باید تا اونجا بریم؟

15:35.940 --> 15:39.280
‫خب، به نظر می‌رسه بالاخره نوبت من شده که تفریح کنم.

15:39.530 --> 15:41.530
‫یعنی چی، می‌خوای بترسونیم؟

15:41.900 --> 15:43.860
‫همف، فکر کردی من کیم؟

15:44.950 --> 15:46.940
‫یه موجود نامیرام که قدرت‌هام فراتر از هر انسانیه.

15:47.330 --> 15:48.620
‫من یه مونونوکه‌م!

15:49.790 --> 15:55.710
‫به پرواز درآوردن دو سه تا انسان ناچیز ‫
‫مثل پروانه‌های کوچیک توی هوا، برام مثل آب خوردنه!

15:56.290 --> 15:57.630
‫د ـ دارم پرواز می‌کنم!

15:58.340 --> 16:00.590
‫حواسم هست که شماها توی هوا بمونید.

16:01.130 --> 16:03.380
‫اما مسیرش رو خودتون باید مشخص کنید!

16:03.970 --> 16:05.390
‫خیلی‌خب، جیرو.

16:05.890 --> 16:07.720
‫تو آخرین امید ما هستی.

16:08.390 --> 16:10.350
‫می‌خوام با تمام توانِت به آماگی ضربه بزنی.

16:10.520 --> 16:12.520
‫قدرتت رو تا رسیدن به دروازه نگه دار.

16:12.560 --> 16:14.060
‫اعتماد کن که اونا هواتو دارن.

16:14.520 --> 16:15.400
‫چشم.

16:15.770 --> 16:17.190
‫ایچیکا، ریجی...

16:17.270 --> 16:18.440
‫ازش محافظت کنید.

16:18.690 --> 16:19.650
‫اطاعت.

16:20.190 --> 16:22.030
‫خیلی‌خب، برید حسابشونو برسید!

16:31.250 --> 16:32.910
‫لعنتی! لعنتی!

16:33.540 --> 16:34.370
‫لعنت بهش!

16:38.500 --> 16:39.630
‫ای بابا...

16:40.840 --> 16:43.920
‫شما پسرا بیشتر از انتظارم
‫به کمک این پیرمرد بازنشسته نیاز داشتید.

16:44.300 --> 16:45.130
‫حالا برو!

16:45.180 --> 16:48.300
‫تنبلی رو بذار کنار و با جون و دل بجنگ، بچه!

16:48.600 --> 16:50.180
‫بـ ـ بله قربان!

16:52.810 --> 16:56.690
‫بهتره کاری نکنی این دایناسور بیشتر از نوه‌ش عمر کنه، جیرو.

17:06.610 --> 17:08.200
‫هی، داری چیکار می‌کنی؟

17:08.530 --> 17:09.830
‫ماتت نبره!

17:10.160 --> 17:12.490
‫به حرکتت ادامه بده!

17:13.950 --> 17:15.750
‫خیلی برام پرروبازی درمیاری-

17:16.080 --> 17:17.040
‫اوی! پشتت!

17:17.120 --> 17:17.960
‫هه؟

17:22.500 --> 17:24.050
‫صدمه ندیدین، ایچیکا-سان؟

17:24.470 --> 17:25.550
‫لطفاً مراقب باشین.

17:26.010 --> 17:29.550
‫می‌دونم مأموریتمون سالم رسوندن رسوندن این محموله‌ست، ولی بازم...

17:29.760 --> 17:31.430
‫اوی، به کی می‌گی محموله!

17:31.640 --> 17:32.970
‫لعنت بهش...

17:33.020 --> 17:35.430
‫اینکه دستم تو جیبم باشه و کاری نکنم واقعاً رو اعصابه!

17:35.810 --> 17:37.230
‫به نظرم فرصت خوبیه که...

17:37.270 --> 17:39.690
‫...یکم خویشتن‌داری یاد بگیری.

17:40.110 --> 17:42.440
‫دیگه تقریباً رسیدیم.

17:43.110 --> 17:45.610
‫هرچقدر هم بکشیمشون، بازم میان.

17:45.990 --> 17:48.450
‫کاملاً مشخصه که جنگیدن با همه‌شون فقط به ما آسیب می‌زنه.

17:48.950 --> 17:51.490
‫تا جایی که بتونیم اون‌ها رو ازت دور می‌کنیم!

17:52.080 --> 17:55.000
‫تو فقط تمرکزت رو بذار رو اینکه در سریع‌ترین زمان ممکن به دروازه برسی.

17:55.500 --> 17:58.500
‫ما اون بالا مشغولشون نگه می‌داریم.

17:59.000 --> 18:00.250
‫فقط نذار محاصره‌ت کنن.

18:00.540 --> 18:02.500
‫نزدیک سطح آب بمون و جلب‌توجه نکن!

18:03.420 --> 18:04.630
‫اوی، بپا!

18:09.510 --> 18:11.510
‫مطمئنین چیزیتون نمی‌شه؟!

18:12.220 --> 18:13.260
‫معلومه!

18:14.260 --> 18:15.770
‫عمراً اینو ببازیم!

18:16.600 --> 18:19.140
‫هنوز فراموشت نکردم، مامان!

18:21.690 --> 18:24.440
‫هنوز باید حسابمو باهاش صاف کنم!

18:33.580 --> 18:34.580
‫اوووه!

18:35.160 --> 18:37.580
‫بهت گفتم که، اینا رو بسپار به ما!

18:39.040 --> 18:41.080
‫خودتونو به کشتن ندینا، حله؟

18:41.540 --> 18:43.750
‫اینو یکی باید به خودت بگه، احمق.

18:44.500 --> 18:45.460
‫وقت داره می‌گذره.

18:45.880 --> 18:47.090
‫بزنین بریم!

18:54.430 --> 18:56.350
‫مجبورم یکم از قدرتم استفاده کنم!

19:02.900 --> 19:03.730
‫چی...؟!

19:03.940 --> 19:05.480
‫کـ ـ کوگا...؟

19:05.860 --> 19:06.980
‫چرا تو...؟

19:07.190 --> 19:08.240
‫صبر کن... چی...؟

19:08.820 --> 19:09.860
‫اوی، وایسا!

19:13.200 --> 19:14.240
‫تو...

19:45.150 --> 19:46.900
‫بدون هیچ آسیبی اینجا رسیدی.

19:47.190 --> 19:49.030
‫واقعاً شایسته‌ی تحسینه.

19:49.610 --> 19:52.280
‫منتظرت بودم، آزوما جیرو.

19:52.650 --> 19:53.910
‫جیرو...

19:54.110 --> 19:55.410
‫هی، راگو!

19:55.530 --> 19:57.580
‫اون تو حسابی جات گرم و نرمه ها!

19:57.700 --> 19:58.870
‫کجاش دقیقاً؟!

19:58.950 --> 20:00.660
‫جوش نیار.

20:00.870 --> 20:02.660
‫چشم ‌به‌هم‌ بزنی درت آوردم.

20:06.710 --> 20:07.920
‫خب، آماگی...

20:08.050 --> 20:09.710
‫چرا متحدهای خودتو می‌خوری؟

20:10.420 --> 20:11.920
‫چه سؤال احمقانه‌ای.

20:12.420 --> 20:15.550
‫تو صد تا گلوله‌ی کوچیک شلیک می‌کنی، یا یه موشک ویرانگر؟

20:15.930 --> 20:19.430
‫متمرکز کردن تمام قدرت در یک سلاح ‫خیلی مؤثرتره.

20:20.520 --> 20:22.520
‫پس تو واقعاً از انسان‌ها متنفری، نه؟

20:22.770 --> 20:24.690
‫دیگه هیچ کینه‌ای ندارم.

20:25.270 --> 20:27.690
‫فقط دیگه تحمل این بی‌عدالتی رو ندارم...

20:28.230 --> 20:30.570
‫...بی‌عدالتیِ دنیایی که درش ضعیف‌ها بر قدرتمندان حکومت می‌کنن.

20:30.650 --> 20:31.820
‫همه‌ش مزخرفه.

20:32.030 --> 20:33.320
‫یک امر منطقیه.

20:37.740 --> 20:40.240
‫نظرت راجع به این لباس استتارم چیه؟

20:40.620 --> 20:41.540
‫خب؟

20:41.700 --> 20:44.080
‫حتی این انسان ضعیف هم قدرتش رو داره...

20:44.250 --> 20:46.750
‫...تا اون فکِ ازخودراضی‌تو بیاره پایین.

20:48.540 --> 20:49.920
‫فکری بچگونه‌ست.

20:50.500 --> 20:54.300
‫درست مثل یک ضعیف واقعی، متکی به ابزار و اسباب‌بازی‌هات هستی.

20:55.470 --> 20:57.430
‫به‌شدت شرم‌آور.

20:57.510 --> 20:59.220
‫به‌شدت خفت‌باره.

21:00.720 --> 21:02.680
‫این نمایش‌های بیهوده‌ت حالمو به‌هم می‌زنه.

21:03.020 --> 21:05.890
‫قدرتی که من به دنبالش هستم، در زیورآلات پوشیدنی نیست.

21:07.190 --> 21:08.150
‫راگو!

21:08.400 --> 21:09.690
‫قراره یه‌ذره قدرتتو...

21:09.820 --> 21:10.980
‫قرض کنم!

21:19.530 --> 21:24.290
‫اوه... پس توی این چند روز تونستی یه چیزایی یاد بگیری.

21:25.040 --> 21:27.460
‫کسی رو پیدا کردی که بهت چند تا ترفند یاد بده؟

21:27.790 --> 21:29.960
‫ببخشید، واسه گپ زدن وقت ندارم.

21:30.040 --> 21:32.710
‫همون‌طور که خودت گفتی، بیا بریم سراغ نمایش اصلی!

21:45.100 --> 21:47.690
‫آه، خاطراتم زنده شد.

21:48.190 --> 21:50.440
‫قرن‌ها می‌گذره...

21:50.860 --> 21:53.690
‫که چنین قدرتی رو در رگ‌هام حس کردم.

21:53.980 --> 21:55.440
‫فراتر از انتظاراتم ظاهر شدی.

21:55.530 --> 21:58.950
‫نه، تو فراتر از تصوراتی، آزوما جیرو.

21:59.320 --> 22:02.450
‫این یعنی یه‌مقدار کارم سخت‌تر می‌شه...

22:03.120 --> 22:05.700
‫اما در کمال تعجب، اینو کاملاً لذت‌بخش می‌دونم.

22:06.750 --> 22:07.960
‫بسیار خب.

22:10.000 --> 22:13.210
‫با تمام وجود باهات خواهم جنگید.

22:13.230 --> 22:23.230
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
