1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:34,950 --> 00:01:38,990
‫ترجمه و تایپ‌ست: Onyx

3
00:01:35,490 --> 00:01:40,330
‫سیاه و سفید

4
00:01:37,440 --> 00:01:41,670
‫توی نقشه‌ی اولیه‌ام،
‫تا الان باید تمام قدرتت رو می‌بلعیدم.

5
00:01:42,020 --> 00:01:44,440
‫خب... چه حیف.

6
00:01:44,820 --> 00:01:47,450
‫اما اگه این کار رو کرده بودم...

7
00:01:49,240 --> 00:01:52,450
‫فکر کنم این فرصتِ آخر رو برای گپ زدن باهات از دست می‌دادم.

8
00:01:53,620 --> 00:01:54,700
‫راگو.

9
00:01:55,200 --> 00:01:58,410
‫خاطره‌ای از اولین لحظات زندگیت به یاد داری؟

10
00:01:58,710 --> 00:02:01,580
‫ها؟ آخه کی وقتی به‌دنیا اومده چیزی یادشه؟

11
00:02:02,090 --> 00:02:04,210
‫اتفاقاً من از این جمله افرادم...

12
00:02:05,050 --> 00:02:08,010
‫همه‌چیز رو واضح و دقیق یادمه...

13
00:02:08,880 --> 00:02:11,550
‫تازه این شکل فیزیکی رو به دست آورده بودم که...

14
00:02:11,930 --> 00:02:16,220
‫در تاریکی شب، ‫به ماه کاملِ تنها، اما درخشانی، خیره شدم.

15
00:02:16,850 --> 00:02:19,480
‫والدین و فرزندان بخشی از ماهیت ما نیستن.

16
00:02:20,150 --> 00:02:23,110
‫بادها با خودشون اشتیاق، کینه و رویاها رو می‌برن...

17
00:02:23,310 --> 00:02:27,570
‫این ثمرات زندگی با هم آمیخته می‌شن
‫و ناگهان تجسم پیدا می‌کنن و شکل می‌گیرن.

18
00:02:28,070 --> 00:02:30,990
‫این‌طوریه که ما مونونوکه‌ها به وجود میایم.

19
00:02:32,280 --> 00:02:36,200
‫ما غریبه‌هایی در یک سرزمین غریب هستیم،
‫موجوداتی بدون خانه یا خانواده.

20
00:02:36,870 --> 00:02:40,500
‫ما ناهنجاری‌ها و عجایب طبیعت هستیم.

21
00:02:47,090 --> 00:02:50,010
‫چه زن خوشگلی پیدا کردم!

22
00:02:50,090 --> 00:02:51,840
‫التماست می‌کنم...

23
00:02:52,390 --> 00:02:53,760
‫بهم رحم کن.

24
00:02:54,100 --> 00:02:56,970
‫حـ ـ حالا نترس، خوشگله!

25
00:02:57,100 --> 00:02:59,020
‫بهشت منتظرته!

26
00:03:03,060 --> 00:03:05,400
‫کـ ـ کی اونجاست؟!

27
00:03:05,650 --> 00:03:08,030
‫مونونوکه... هم‌نوع خودم.

28
00:03:08,440 --> 00:03:10,030
‫کـ ـ کمکم کنید!

29
00:03:10,240 --> 00:03:11,450
‫انسان...

30
00:03:11,570 --> 00:03:12,780
‫موجودی بسیار ضعیف...

31
00:03:13,990 --> 00:03:16,280
‫تو رو قبلاً اینجاها ندیدم!

32
00:03:16,370 --> 00:03:19,330
‫به قلمروی من تجاوز کردی!

33
00:03:19,580 --> 00:03:22,290
‫حالا بمیــــر!

34
00:03:28,130 --> 00:03:30,050
‫گرسنگیم فروکش کرد...

35
00:03:30,130 --> 00:03:31,880
‫قدرتم بیشتر شد...

36
00:03:32,010 --> 00:03:34,470
‫اما این گوشت مزه‌ی گندیدگی می‌ده.

37
00:03:34,590 --> 00:03:35,640
‫مـ ـ می‌بخشید...

38
00:03:37,310 --> 00:03:41,060
‫جهل من رو ببخشید، چهره‌ی خداگونه‌ی شما رو نمی‌شناسم!

39
00:03:41,520 --> 00:03:43,730
‫جونم رو به شما مدیونم!

40
00:03:44,190 --> 00:03:46,810
‫با کمال فروتنی، شما رو پرستش می‌کنم!

41
00:03:47,230 --> 00:03:50,570
‫پس بشریت مونونوکه‌ها رو به‌عنوان موجوداتی الهی می‌بینن.

42
00:03:51,070 --> 00:03:55,070
‫امکانش هست اسم شما رو بدونم؟

43
00:03:55,620 --> 00:03:57,200
‫می‌تونی منو...

44
00:03:58,200 --> 00:04:01,290
‫به‌طوری که انگار خود طبیعت این قانون رو وصف کرده بود...

45
00:04:01,370 --> 00:04:04,330
‫من تبدیل به خدای اون روستا شدم.

46
00:04:05,040 --> 00:04:09,000
‫آماگی-ساما، به‌لطف شما صلح به این روستامون برگشته!

47
00:04:09,300 --> 00:04:13,090
‫لطفاً این پیشکش ناچیز رو به عنوان تشکر بپذیرید!

48
00:04:13,510 --> 00:04:14,590
‫همم.

49
00:04:14,720 --> 00:04:16,340
‫بعداً فهمیدم...

50
00:04:16,970 --> 00:04:20,850
‫اون مونونوکه‌ای که کشته بودم زمانی خدای روستایی‌ها بوده...

51
00:04:21,270 --> 00:04:24,600
‫اون غول، موجودیتی پلید بود که زندگیشونو به تاریکی برده بود.

52
00:04:25,230 --> 00:04:27,190
‫ظلمش به روح و روانشون آسیب زده بود.

53
00:04:27,310 --> 00:04:30,190
‫ترس، با وحشت و احترامشون نسبت به من آمیخته شده بود.

54
00:04:30,360 --> 00:04:34,610
‫به افتخارم زیارتگاهی بنا کردن
‫ ‫و مرتب بهم برنج و ساکه پیشکش می‌کردن.

55
00:04:35,200 --> 00:04:40,620
‫در عوض، من هم تهدیدات بی‌شماری رو از روستا دور نگه می‌داشتم.

56
00:04:41,200 --> 00:04:44,620
‫راهزن‌ها، سامورایی‌های سرکش، دزدها...

57
00:04:44,710 --> 00:04:46,500
‫و البته، مونونوکه‌ها.

58
00:04:47,960 --> 00:04:50,000
‫می‌جنگیدم و می‌کُشتم.

59
00:04:50,130 --> 00:04:51,380
‫پرستیده می‌شدم...

60
00:04:51,460 --> 00:04:54,340
‫جایگاهم تزلزل‌ناپذیر بود.

61
00:04:54,970 --> 00:04:57,970
‫به یک قادر مطلق تبدیل شده بودم.

62
00:04:58,390 --> 00:05:02,390
‫فداکاری اون‌ها هم در عوض، روحم رو شکل داد.

63
00:05:04,980 --> 00:05:06,270
‫بی‌ادبیم رو می‌بخشید...

64
00:05:06,560 --> 00:05:08,230
‫آماگی-ساما...

65
00:05:08,520 --> 00:05:11,070
‫تا هوس به خوردن انسان‌ها کردید؟

66
00:05:11,230 --> 00:05:12,400
‫انسان‌ها؟

67
00:05:12,780 --> 00:05:16,900
‫خدای قبل از شما به خوردن دختران جوان علاقه داشت...

68
00:05:17,490 --> 00:05:19,620
‫منو می‌بخشید، از گستاخیم شرمنده‌ام...

69
00:05:20,070 --> 00:05:22,370
‫نمی‌تونم کنجکاویم رو پنهان کنم.

70
00:05:24,330 --> 00:05:28,250
‫درسته، برای مونونوکه‌ها، ‫
‫هیچ‌چیز به اندازه‌ی گوشت انسان نیروبخش نیست.

71
00:05:28,880 --> 00:05:32,920
‫اثرات تقویتی و شفابخشش تقریباً در لحظه‌ست.

72
00:05:34,210 --> 00:05:38,930
‫ذائقه‌ی فعلی من بیشتر به برنج و ساکه تمایل داره
‫ ‫و از تغذیه از انسان‌ها دوری می‌کنم.

73
00:05:39,590 --> 00:05:41,720
‫مگه اینکه نیازش پیش بیاد...

74
00:05:44,720 --> 00:05:48,440
‫تمایلی به تغییر رژیم غذاییم ندارم.

75
00:05:50,650 --> 00:05:54,690
‫اون موقع، این حرفم از روی ترحم نبود، بلکه حرفِ دلم بود.

76
00:05:54,940 --> 00:05:57,530
‫هویت و ذاتم در حال دگرگونی بودن.

77
00:05:57,820 --> 00:06:01,950
‫هیچ سیاه یا سفیدی وجود نداشت، فقط رنگ خاکستریِ تغییر بود.

78
00:06:02,490 --> 00:06:04,200
‫اما اون عصر...

79
00:06:04,330 --> 00:06:05,700
‫اوه... آماگی-ساما!

80
00:06:06,160 --> 00:06:08,750
‫قلمروهای همسایه یه حمله‌ی سازمان‌یافته رو شروع کرده بودن.

81
00:06:09,210 --> 00:06:11,170
‫این اولین باری بود که طعم تلخ شکست رو چشیدم.

82
00:06:11,210 --> 00:06:13,710
‫اعتمادبه‌نفسم رو در هم شکست...

83
00:06:13,840 --> 00:06:15,710
‫و دنیام به لرزه در اومد.

84
00:06:17,340 --> 00:06:19,470
‫نیروهای پیشتاز رو مجبور به عقب‌نشینی کردم...

85
00:06:19,800 --> 00:06:21,760
‫اما اکثراً آسیبی ندیدن.

86
00:06:22,260 --> 00:06:26,220
‫احتمال می‌دم سپیده‌دم دوباره برگردن.

87
00:06:26,560 --> 00:06:28,600
‫با این وضعیت، حتی من هم...

88
00:06:28,980 --> 00:06:30,480
‫نـ ـ نه!

89
00:06:30,770 --> 00:06:33,770
‫کدخدا، ما هم مجبوریم بجنگیم!

90
00:06:33,940 --> 00:06:37,280
‫ما آمورش درست‌وحسابی ندیدیم! ‫فقط قراره...

91
00:06:37,360 --> 00:06:39,860
‫اگه با هم همکاری کنیم شانس داریم!

92
00:06:40,030 --> 00:06:42,370
‫همه با هم...

93
00:06:40,030 --> 00:06:42,370
‫نمی‌تونیم الان تسلیم بشیم!

94
00:06:42,450 --> 00:06:44,870
‫نباید بهشون امون بدیم. باید بجنگیم!

95
00:06:43,310 --> 00:06:44,870
‫همکاری کنیم...

96
00:06:47,830 --> 00:06:49,790
‫همگی جمع بشید!

97
00:06:53,040 --> 00:06:54,750
‫حالا، آماگی-ساما...

98
00:06:55,460 --> 00:06:57,760
‫ما این قربانی رو به شما تقدیم می‌کنیم.

99
00:06:58,090 --> 00:07:01,260
‫بخوریدش، زخم‌هاتون رو التیام می‌بخشه!

100
00:07:01,720 --> 00:07:05,220
‫یک بار دیگه منجی ما باشید!

101
00:07:02,520 --> 00:07:05,220
‫خواهش می‌کنم! رحم کنید!

102
00:07:05,260 --> 00:07:06,030
‫خواهش می‌کنم!

103
00:07:06,680 --> 00:07:08,810
‫آماگی-ساما... آماگی-ساما...

104
00:07:08,930 --> 00:07:11,020
‫آماگی-ساما... آماگی-ساما...

105
00:07:11,600 --> 00:07:13,020
‫آماگی-ساما...

106
00:07:14,190 --> 00:07:16,020
‫آماگی-ساما... آماگی-ساما...

107
00:07:16,400 --> 00:07:17,360
‫آماگی-ساما...

108
00:07:17,440 --> 00:07:18,990
‫آماگی-ساما...

109
00:07:20,820 --> 00:07:24,030
‫کدخدا قضاوت بی‌نقصی داشت.

110
00:07:24,620 --> 00:07:26,910
‫روستایی که در آستانه‌ی نابودی بود...

111
00:07:26,990 --> 00:07:29,790
‫با فدای جان یک نفر نجات پیدا کرد.

112
00:07:30,790 --> 00:07:35,290
‫اونا به این خاطر زنده موندن
‫چون تمام ایمانشونو ‫به من، به یک قدرتمند گره زده بودن.

113
00:07:36,380 --> 00:07:40,800
‫شاید کوگا من رو هیولا بدونه، اما اشتباه می‌کنه.

114
00:07:41,420 --> 00:07:43,890
‫من یه مونونوکه‌ی واقعی هستم.

115
00:07:45,180 --> 00:07:46,640
‫از امروز به بعد،

116
00:07:46,680 --> 00:07:49,140
‫مونونوکه دیگه یک اسم جمع نخواهد بود.

117
00:07:49,270 --> 00:07:52,310
‫بلکه فقط به آماگیِ قدرتمند اختصاص پیدا می‌کنه!

118
00:07:52,730 --> 00:07:54,900
‫کسی که در اوج ایستاده،

119
00:07:54,980 --> 00:07:57,820
‫کسی که جاهلان رو به مسیر درست هدایت می‌کنه.

120
00:07:58,610 --> 00:08:02,280
‫این، و تنها این، یعنی یک مونونوکه‌ی واقعی.

121
00:08:04,780 --> 00:08:05,620
‫شیبا صحبت می‌کنه.

122
00:08:05,950 --> 00:08:08,080
‫سریع تیم پزشکی رو آماده کنید.

123
00:08:08,660 --> 00:08:11,580
‫خب، حالا می‌تونه قدرت راگو رو کنترل کنه؟

124
00:08:13,330 --> 00:08:14,920
‫فکر کنم توقعمون بالا بود...

125
00:08:15,080 --> 00:08:17,250
‫یه مونونوکه چند روز برای تسلط به قدرت زمان می‌بره

126
00:08:17,290 --> 00:08:20,840
‫چه برسه که یه انسان بخواد قدرت‌های راگو رو کنترل کنه...

127
00:08:21,630 --> 00:08:24,760
‫شاید بتونه سی دقیقه ازش قدرت استفاده کنه،

128
00:08:25,300 --> 00:08:28,600
‫و احتمالاً کمتر از نصف این زمان، اگه توی یه مبارزه‌ی سخت باشه.

129
00:08:29,060 --> 00:08:30,060
‫به عبارت دیگه...

130
00:08:30,140 --> 00:08:32,600
‫...در بهترین حالت فقط حدود ده دقیقه، درسته؟

131
00:08:33,060 --> 00:08:36,810
‫و اگه بخواد بیشتر از اون قدرت استفاده کنه؟

132
00:08:37,020 --> 00:08:39,360
‫کنترلش رو از دست می‌ده و دیوونه می‌شه.

133
00:08:39,770 --> 00:08:41,360
‫ممکنه دیگه انسان نباشه،

134
00:08:41,400 --> 00:08:44,650
‫یا ممکنه بدنش کم بیاره و قلبش از کار بیفته.

135
00:08:44,950 --> 00:08:47,820
‫در هر صورت، جونش به‌شدت توی خطر میفته.

136
00:08:49,200 --> 00:08:50,080
‫جیرو!

137
00:08:50,490 --> 00:08:54,120
‫آه، پس رئیس کله‌گنده‌مون بالاخره تصمیم گرفت پیداش بشه.

138
00:08:54,410 --> 00:08:57,380
‫می‌دونم دیر کردم، شرمنده‌.

139
00:08:57,960 --> 00:08:59,880
‫بهشون گفتی، ایبوکی؟

140
00:09:00,630 --> 00:09:01,500
‫آره.

141
00:09:01,750 --> 00:09:03,260
‫خیلی‌خب.

142
00:09:04,130 --> 00:09:05,760
‫ببخشید، بابابزرگ.

143
00:09:06,630 --> 00:09:08,590
‫با تمام وجودم جنگیدم،

144
00:09:08,640 --> 00:09:10,470
‫اما انگار کافی نبود.

145
00:09:10,810 --> 00:09:11,720
‫جیرو...

146
00:09:12,350 --> 00:09:13,520
‫ولی...

147
00:09:14,310 --> 00:09:16,230
‫من کنار نمی‌کشم.

148
00:09:16,940 --> 00:09:18,020
‫من...

149
00:09:18,150 --> 00:09:19,860
‫راگو رو نجات می‌دم!

150
00:09:20,190 --> 00:09:22,280
‫بعدشم صورت آماگی رو میارم پایین!

151
00:09:22,530 --> 00:09:23,690
‫چـ ـ چی می‌گی...؟

152
00:09:23,730 --> 00:09:25,150
‫می‌دونم!

153
00:09:25,360 --> 00:09:27,780
‫من هنوز مرد نشدم، مگه نه؟

154
00:09:28,490 --> 00:09:29,700
‫می‌دونی، قبلاً...

155
00:09:29,740 --> 00:09:32,160
‫فکر می‌کردم می‌تونم ‌تنهایی از پس اینجور چیزا بربیام.

156
00:09:32,740 --> 00:09:36,540
‫اما فکر کنم بالاخره توی این کله‌ی پوکم فرو رفت.

157
00:09:36,910 --> 00:09:41,540
‫اینکه من یه بچه‌ی پرمدعام که می‌دونه به کمک نیاز داره.

158
00:09:42,550 --> 00:09:43,500
‫پس، خب...

159
00:09:43,800 --> 00:09:45,170
‫چطوری بگم...

160
00:09:46,630 --> 00:09:47,550
‫شرمنده...

161
00:09:47,590 --> 00:09:49,300
‫می‌شه کمکم کنین؟

162
00:09:56,890 --> 00:09:57,730
‫آره...

163
00:09:57,770 --> 00:09:59,190
‫حتماً.

164
00:10:01,270 --> 00:10:04,070
‫خب، جنگل منتظرمونه.

165
00:10:04,730 --> 00:10:06,530
‫خداحافظی برام سخته،

166
00:10:06,610 --> 00:10:09,820
‫اما اون پیمان قدیمی عدم تعرض تا حد امکان، هنوز پابرجاست.

167
00:10:10,110 --> 00:10:11,660
‫نمی‌خواد نگرانش باشی.

168
00:10:11,820 --> 00:10:13,830
‫بیشتر از چیزی که فکر کنی کمک کردی.

169
00:10:14,490 --> 00:10:17,290
‫بذار ببینیم این «دیوونگی» تا کجا می‌برتت.

170
00:10:17,870 --> 00:10:19,580
‫امید زیادی بهت دارم، جیرو.

171
00:10:19,870 --> 00:10:21,580
‫ممنون.

172
00:10:26,360 --> 00:10:27,860
‫اوسامی

173
00:10:28,340 --> 00:10:29,180
‫منم.

174
00:10:29,220 --> 00:10:31,050
‫رئیس! اوه، خدا رو شکر!

175
00:10:31,300 --> 00:10:32,850
‫چرا، چی شده؟

176
00:10:33,140 --> 00:10:35,350
‫اوه، خب چطوری بگم؟!

177
00:10:35,390 --> 00:10:37,100
‫فقط هرچی سریع‌تر برگردید!

178
00:10:38,620 --> 00:10:40,140
‫توجه
‫عدم سرویس‌دهی

179
00:10:43,270 --> 00:10:44,610
‫حواستون جمع باشه!

180
00:10:45,190 --> 00:10:46,440
‫رئیس کوسومی...

181
00:10:47,900 --> 00:10:51,610
‫تمام راه‌های ورودی و خروجی منطقه مسدود شده.

182
00:10:51,910 --> 00:10:52,780
‫کارتون خوب بود.

183
00:10:52,950 --> 00:10:57,160
‫مطمئن بشین اطلاعات درستی بیرون درز کنه
‫ ‫و حافظه‌ی شاهدین هم پاک بشه.

184
00:10:57,410 --> 00:10:58,870
‫اطاعت می‌شه.

185
00:11:00,080 --> 00:11:01,370
‫عجبا...

186
00:11:01,790 --> 00:11:04,880
‫ظاهراً اصلاً نگران جلب توجه نکردن نیستن.

187
00:11:05,960 --> 00:11:09,590
‫اینکه درست جلوی مرکز فرماندهی بساط کردن، دل و جرئت می‌خواد.

188
00:11:11,510 --> 00:11:13,590
‫چرا باید اینجا رو انتخاب کنن؟

189
00:11:14,010 --> 00:11:17,640
‫می‌دونن که ما نمی‌تونیم نادیده‌شون بگیریم.

190
00:11:18,270 --> 00:11:21,890
‫اینطوری بیرون کشوندن جیرو براشون راحت‌تر می‌شه.

191
00:11:22,440 --> 00:11:24,230
‫تحت تعقیب بودن هم عالمی داره!

192
00:11:25,400 --> 00:11:27,900
‫در هر صورت می‌خواستم به مخفیگاهشون نفوذ کنم.

193
00:11:28,110 --> 00:11:30,780
‫تازه‌شم، اینجا بهتر از وسط یه شهر شلوغه.

194
00:11:31,360 --> 00:11:33,200
‫لباس جاسوسی واسه خودت جور کردی، ها؟

195
00:11:33,490 --> 00:11:34,450
‫البته!

196
00:11:34,780 --> 00:11:37,540
‫توکیدای پریمون جَلدی یه دست جدید برام جور کرد.

197
00:11:37,910 --> 00:11:39,500
‫این یه لباس ورزشی معمولی نیستا.

198
00:11:39,790 --> 00:11:42,330
‫اصلاً خبر داری قیمت اینا چقدره؟

199
00:11:42,710 --> 00:11:44,170
‫پس یعنی، گرونن؟

200
00:11:44,580 --> 00:11:46,670
‫بذار ببینم، مثلاً لباسی که تنته...

201
00:11:47,040 --> 00:11:50,300
‫حدوداً هم‌قیمت جدیدترین جت جنگنده‌مونه.

202
00:11:50,510 --> 00:11:51,550
‫خدایی؟!

203
00:11:51,920 --> 00:11:53,630
‫دقیقاً داریم از چقدر پول حرف می‌زنیم؟

204
00:11:53,720 --> 00:11:56,930
‫خیکم سعی کن از قوه‌ی تخیلت استفاده کنی.

205
00:11:58,220 --> 00:12:00,680
‫دست‌کم ده میلیارد ین.

206
00:12:00,930 --> 00:12:01,980
‫ریجی!

207
00:12:02,270 --> 00:12:03,940
‫ببخشید منتظر گذاشتم‌تون.

208
00:12:04,100 --> 00:12:07,440
‫کیریهارا ریجی برای انجام‌وظیفه حاضره.

209
00:12:08,110 --> 00:12:09,610
‫می‌بینم که کامل خوب شدی.

210
00:12:09,980 --> 00:12:10,900
‫بله...

211
00:12:11,570 --> 00:12:14,740
‫وقتی می‌دونستم به چهره‌ی زیبایی
‫مثل ایچیک-سان برمی‌گردم، زود خوب شدم!

212
00:12:14,860 --> 00:12:16,120
‫اوه، که این‌طور...

213
00:12:16,280 --> 00:12:17,950
‫ده میلیارد...

214
00:12:18,660 --> 00:12:20,200
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنــــی؟!

215
00:12:20,620 --> 00:12:22,200
‫آهای با توئم، انسان کثیف!

216
00:12:22,500 --> 00:12:24,830
‫همین الان از عروسم فاصله بگیر!

217
00:12:24,920 --> 00:12:26,210
‫بس کن دیگه!

218
00:12:26,630 --> 00:12:27,920
‫اون قضیه‌ش چیه؟

219
00:12:28,210 --> 00:12:30,460
‫خب، داستانش مفصله.

220
00:12:30,800 --> 00:12:32,550
‫داره بهمون کمک می‌کنه...

221
00:12:32,590 --> 00:12:35,380
‫و با حصار ماوراییش این منطقه رو مسدود و امن نگه می‌داره.

222
00:12:35,970 --> 00:12:39,680
‫حس می‌کنم این کمک کردنش از روی خوش‌قلبی نیست.

223
00:12:40,310 --> 00:12:44,350
‫خب، از اینا گذشته، تیم دوباره دور هم جمع شده!

224
00:12:44,850 --> 00:12:47,350
‫گمونم می‌شه به افتخار بهبودی ریجی، یه جشن کوچیک گرفت.

225
00:12:47,810 --> 00:12:50,610
‫فکر نمی‌کنم الان بهترین زمان برای جشن گرفتن باشه.

226
00:12:51,110 --> 00:12:54,360
‫وقتی همه‌ی این ماجراها تموم شد، واقعاً خوب می‌شه.

227
00:12:54,780 --> 00:12:55,740
‫هـــا؟

228
00:12:56,070 --> 00:12:57,490
‫آهای، جیرو!

229
00:12:57,780 --> 00:13:00,870
‫بالاخره داشتیم شبیه یه تیم رفتار می‌کردیم...

230
00:13:01,040 --> 00:13:02,750
‫ببخشید. فقط...

231
00:13:03,500 --> 00:13:06,210
‫اون موجودات حشره‌مانند یه‌جورایی دارن منو می‌ترسونن.

232
00:13:06,750 --> 00:13:07,750
‫ا ـ اون چیه؟!

233
00:13:07,830 --> 00:13:09,750
‫همه اسلحه بردارید! به جای خود!

234
00:13:10,800 --> 00:13:11,750
‫بخواب روی زمین!

235
00:13:11,800 --> 00:13:13,010
‫دستاتو ببر بالا!

236
00:13:14,420 --> 00:13:15,880
‫انسان‌های آشغال.

237
00:13:17,680 --> 00:13:19,390
‫اوه! تو...

238
00:13:19,850 --> 00:13:20,720
‫کوگا!

239
00:13:21,390 --> 00:13:23,890
‫آزوما جیرو.

240
00:13:29,810 --> 00:13:31,650
‫هوی، گفتم تکون نخور! وایسا!

241
00:13:35,900 --> 00:13:37,910
‫نمی‌دونم برای چی اینجایی...

242
00:13:38,360 --> 00:13:40,910
‫اما وقت ندارم با تو سروکله بزنم.

243
00:13:41,280 --> 00:13:43,660
‫اگه می‌خوای زورآزمایی کنی، یه‌وقت دیگه بیا.

244
00:13:45,750 --> 00:13:49,000
‫فقط می‌دونم همچین آدمیه.

245
00:13:53,590 --> 00:13:54,190
‫اوی، عوضی!

246
00:13:54,190 --> 00:13:54,920
‫خفه‌ شو!

247
00:13:55,920 --> 00:13:57,090
‫باهات حرف دارم.

248
00:13:57,260 --> 00:13:58,430
‫بیا اینجا، لعنتی.

249
00:14:01,180 --> 00:14:02,180
‫هم‌نوع‌خواری.

250
00:14:02,890 --> 00:14:05,310
‫فکرشو بکن که آماگی چقدر قدرت جمع کرده بود.

251
00:14:05,770 --> 00:14:07,560
‫یارو عجب شیطانیه.

252
00:14:08,100 --> 00:14:12,310
‫پس، تنها کسایی که اونجا باقی موندن آماگی و راگو هستن، نه؟

253
00:14:13,770 --> 00:14:15,110
‫با توئم!

254
00:14:15,150 --> 00:14:16,440
‫و بیا اینجا ببینم!

255
00:14:16,740 --> 00:14:18,400
‫اون مرتیکه مشکلش چیه؟

256
00:14:18,740 --> 00:14:20,530
‫حس نمی‌کنم حرفش دروغ باشه.

257
00:14:21,070 --> 00:14:23,870
‫علاوه بر این، احتمالاً خودش هم نمی‌دونه باید چیکار کنه.

258
00:14:24,200 --> 00:14:25,200
‫در هر صورت...

259
00:14:25,580 --> 00:14:28,160
‫می‌تونیم فرض کنیم دیگه قرار نیست جای دیگه‌ای برامون کمین کنن.

260
00:14:28,500 --> 00:14:30,250
‫می‌خوام نیروها رو همین‌جا متمرکز کنم.

261
00:14:30,750 --> 00:14:31,670
‫و نیروی پشتیبانی بفرستم-

262
00:14:31,710 --> 00:14:33,250
‫رئیس کوسومی! به مشکل برخوردیم!

263
00:14:33,920 --> 00:14:35,250
‫شلیک کنید! شلیک کنید! شلیک کنید!

264
00:14:39,170 --> 00:14:40,430
‫صدای من رو می‌شنوید، رئیس!

265
00:14:40,510 --> 00:14:42,890
‫سمت غربی بندر با یه دسته‌ی بزرگ درگیر شدیم...

266
00:14:45,010 --> 00:14:46,930
‫یه‌سری رو از بین بردیم، اما تعدادشون زیاده!

267
00:14:47,350 --> 00:14:48,520
‫به کمک نیاز داریم!

268
00:14:48,810 --> 00:14:49,980
‫اینویی هستم از سمت شرق!

269
00:14:50,230 --> 00:14:52,480
‫داریم تلاشمون رو می‌کنیم، اما اوضاع خوب به نظر نمی‌رسه!

270
00:14:52,810 --> 00:14:55,400
‫این موجودات مدام دارن از سمت دروازه سرازیر می‌شن!

271
00:14:56,780 --> 00:14:59,570
‫دونه دونه چیزی نیستن، اما با این تعداد...

272
00:15:00,030 --> 00:15:01,950
‫اگه یه کم دیگه طول بکشه...

273
00:15:01,990 --> 00:15:04,580
‫ازمون رد ‌می‌شن و حصار رو می‌شکنن!

274
00:15:05,450 --> 00:15:08,080
‫دارن از چپ و راست ظاهر می‌شن!

275
00:15:08,500 --> 00:15:11,080
‫طولی نمی‌کشه که به این سمت هم بیان.

276
00:15:11,710 --> 00:15:12,580
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

277
00:15:12,920 --> 00:15:14,130
‫از همین‌جا می‌جنگیم؟

278
00:15:14,420 --> 00:15:16,340
‫آره، ما این کار رو می‌کنیم.

279
00:15:16,920 --> 00:15:19,470
‫اما زمانِ برای قدرت تو مهمه.

280
00:15:20,050 --> 00:15:22,340
‫نمی‌تونیم بذاریم همه‌شو اینجا مصرف کنی.

281
00:15:23,050 --> 00:15:24,850
‫باید همین الان بری داخل و آماگی رو پیدا کنی.

282
00:15:25,550 --> 00:15:26,850
‫ایچیکا، ریجی...

283
00:15:27,260 --> 00:15:30,350
‫مطمئن بشید که جیرو صحیح و سالم به اون دروازه می‌رسه.

284
00:15:30,730 --> 00:15:32,230
‫هرچی شما بگید، اما...

285
00:15:32,440 --> 00:15:34,100
‫چطوری باید تا اونجا بریم؟

286
00:15:35,940 --> 00:15:39,280
‫خب، به نظر می‌رسه بالاخره نوبت من شده که تفریح کنم.

287
00:15:39,530 --> 00:15:41,530
‫یعنی چی، می‌خوای بترسونیم؟

288
00:15:41,900 --> 00:15:43,860
‫همف، فکر کردی من کیم؟

289
00:15:44,950 --> 00:15:46,940
‫یه موجود نامیرام که قدرت‌هام فراتر از هر انسانیه.

290
00:15:47,330 --> 00:15:48,620
‫من یه مونونوکه‌م!

291
00:15:49,790 --> 00:15:55,710
‫به پرواز درآوردن دو سه تا انسان ناچیز ‫
‫مثل پروانه‌های کوچیک توی هوا، برام مثل آب خوردنه!

292
00:15:56,290 --> 00:15:57,630
‫د ـ دارم پرواز می‌کنم!

293
00:15:58,340 --> 00:16:00,590
‫حواسم هست که شماها توی هوا بمونید.

294
00:16:01,130 --> 00:16:03,380
‫اما مسیرش رو خودتون باید مشخص کنید!

295
00:16:03,970 --> 00:16:05,390
‫خیلی‌خب، جیرو.

296
00:16:05,890 --> 00:16:07,720
‫تو آخرین امید ما هستی.

297
00:16:08,390 --> 00:16:10,350
‫می‌خوام با تمام توانِت به آماگی ضربه بزنی.

298
00:16:10,520 --> 00:16:12,520
‫قدرتت رو تا رسیدن به دروازه نگه دار.

299
00:16:12,560 --> 00:16:14,060
‫اعتماد کن که اونا هواتو دارن.

300
00:16:14,520 --> 00:16:15,400
‫چشم.

301
00:16:15,770 --> 00:16:17,190
‫ایچیکا، ریجی...

302
00:16:17,270 --> 00:16:18,440
‫ازش محافظت کنید.

303
00:16:18,690 --> 00:16:19,650
‫اطاعت.

304
00:16:18,690 --> 00:16:19,650
‫اطاعت.

305
00:16:20,190 --> 00:16:22,030
‫خیلی‌خب، برید حسابشونو برسید!

306
00:16:31,250 --> 00:16:32,910
‫لعنتی! لعنتی!

307
00:16:33,540 --> 00:16:34,370
‫لعنت بهش!

308
00:16:38,500 --> 00:16:39,630
‫ای بابا...

309
00:16:40,840 --> 00:16:43,920
‫شما پسرا بیشتر از انتظارم
‫به کمک این پیرمرد بازنشسته نیاز داشتید.

310
00:16:44,300 --> 00:16:45,130
‫حالا برو!

311
00:16:45,180 --> 00:16:48,300
‫تنبلی رو بذار کنار و با جون و دل بجنگ، بچه!

312
00:16:48,600 --> 00:16:50,180
‫بـ ـ بله قربان!

313
00:16:52,810 --> 00:16:56,690
‫بهتره کاری نکنی این دایناسور بیشتر از نوه‌ش عمر کنه، جیرو.

314
00:17:06,610 --> 00:17:08,200
‫هی، داری چیکار می‌کنی؟

315
00:17:08,530 --> 00:17:09,830
‫ماتت نبره!

316
00:17:10,160 --> 00:17:12,490
‫به حرکتت ادامه بده!

317
00:17:13,950 --> 00:17:15,750
‫خیلی برام پرروبازی درمیاری-

318
00:17:16,080 --> 00:17:17,040
‫اوی! پشتت!

319
00:17:17,120 --> 00:17:17,960
‫هه؟

320
00:17:22,500 --> 00:17:24,050
‫صدمه ندیدین، ایچیکا-سان؟

321
00:17:24,470 --> 00:17:25,550
‫لطفاً مراقب باشین.

322
00:17:26,010 --> 00:17:29,550
‫می‌دونم مأموریتمون سالم رسوندن رسوندن این محموله‌ست، ولی بازم...

323
00:17:29,760 --> 00:17:31,430
‫اوی، به کی می‌گی محموله!

324
00:17:31,640 --> 00:17:32,970
‫لعنت بهش...

325
00:17:33,020 --> 00:17:35,430
‫اینکه دستم تو جیبم باشه و کاری نکنم واقعاً رو اعصابه!

326
00:17:35,810 --> 00:17:37,230
‫به نظرم فرصت خوبیه که...

327
00:17:37,270 --> 00:17:39,690
‫...یکم خویشتن‌داری یاد بگیری.

328
00:17:40,110 --> 00:17:42,440
‫دیگه تقریباً رسیدیم.

329
00:17:43,110 --> 00:17:45,610
‫هرچقدر هم بکشیمشون، بازم میان.

330
00:17:45,990 --> 00:17:48,450
‫کاملاً مشخصه که جنگیدن با همه‌شون فقط به ما آسیب می‌زنه.

331
00:17:48,950 --> 00:17:51,490
‫تا جایی که بتونیم اون‌ها رو ازت دور می‌کنیم!

332
00:17:52,080 --> 00:17:55,000
‫تو فقط تمرکزت رو بذار رو اینکه در سریع‌ترین زمان ممکن به دروازه برسی.

333
00:17:55,500 --> 00:17:58,500
‫ما اون بالا مشغولشون نگه می‌داریم.

334
00:17:59,000 --> 00:18:00,250
‫فقط نذار محاصره‌ت کنن.

335
00:18:00,540 --> 00:18:02,500
‫نزدیک سطح آب بمون و جلب‌توجه نکن!

336
00:18:03,420 --> 00:18:04,630
‫اوی، بپا!

337
00:18:09,510 --> 00:18:11,510
‫مطمئنین چیزیتون نمی‌شه؟!

338
00:18:12,220 --> 00:18:13,260
‫معلومه!

339
00:18:14,260 --> 00:18:15,770
‫عمراً اینو ببازیم!

340
00:18:16,600 --> 00:18:19,140
‫هنوز فراموشت نکردم، مامان!

341
00:18:21,690 --> 00:18:24,440
‫هنوز باید حسابمو باهاش صاف کنم!

342
00:18:33,580 --> 00:18:34,580
‫اوووه!

343
00:18:35,160 --> 00:18:37,580
‫بهت گفتم که، اینا رو بسپار به ما!

344
00:18:39,040 --> 00:18:41,080
‫خودتونو به کشتن ندینا، حله؟

345
00:18:41,540 --> 00:18:43,750
‫اینو یکی باید به خودت بگه، احمق.

346
00:18:44,500 --> 00:18:45,460
‫وقت داره می‌گذره.

347
00:18:45,880 --> 00:18:47,090
‫بزنین بریم!

348
00:18:54,430 --> 00:18:56,350
‫مجبورم یکم از قدرتم استفاده کنم!

349
00:19:02,900 --> 00:19:03,730
‫چی...؟!

350
00:19:03,940 --> 00:19:05,480
‫کـ ـ کوگا...؟

351
00:19:05,860 --> 00:19:06,980
‫چرا تو...؟

352
00:19:07,190 --> 00:19:08,240
‫صبر کن... چی...؟

353
00:19:08,820 --> 00:19:09,860
‫اوی، وایسا!

354
00:19:13,200 --> 00:19:14,240
‫تو...

355
00:19:45,150 --> 00:19:46,900
‫بدون هیچ آسیبی اینجا رسیدی.

356
00:19:47,190 --> 00:19:49,030
‫واقعاً شایسته‌ی تحسینه.

357
00:19:49,610 --> 00:19:52,280
‫منتظرت بودم، آزوما جیرو.

358
00:19:52,650 --> 00:19:53,910
‫جیرو...

359
00:19:54,110 --> 00:19:55,410
‫هی، راگو!

360
00:19:55,530 --> 00:19:57,580
‫اون تو حسابی جات گرم و نرمه ها!

361
00:19:57,700 --> 00:19:58,870
‫کجاش دقیقاً؟!

362
00:19:58,950 --> 00:20:00,660
‫جوش نیار.

363
00:20:00,870 --> 00:20:02,660
‫چشم ‌به‌هم‌ بزنی درت آوردم.

364
00:20:06,710 --> 00:20:07,920
‫خب، آماگی...

365
00:20:08,050 --> 00:20:09,710
‫چرا متحدهای خودتو می‌خوری؟

366
00:20:10,420 --> 00:20:11,920
‫چه سؤال احمقانه‌ای.

367
00:20:12,420 --> 00:20:15,550
‫تو صد تا گلوله‌ی کوچیک شلیک می‌کنی، یا یه موشک ویرانگر؟

368
00:20:15,930 --> 00:20:19,430
‫متمرکز کردن تمام قدرت در یک سلاح ‫خیلی مؤثرتره.

369
00:20:20,520 --> 00:20:22,520
‫پس تو واقعاً از انسان‌ها متنفری، نه؟

370
00:20:22,770 --> 00:20:24,690
‫دیگه هیچ کینه‌ای ندارم.

371
00:20:25,270 --> 00:20:27,690
‫فقط دیگه تحمل این بی‌عدالتی رو ندارم...

372
00:20:28,230 --> 00:20:30,570
‫...بی‌عدالتیِ دنیایی که درش ضعیف‌ها بر قدرتمندان حکومت می‌کنن.

373
00:20:30,650 --> 00:20:31,820
‫همه‌ش مزخرفه.

374
00:20:32,030 --> 00:20:33,320
‫یک امر منطقیه.

375
00:20:37,740 --> 00:20:40,240
‫نظرت راجع به این لباس استتارم چیه؟

376
00:20:40,620 --> 00:20:41,540
‫خب؟

377
00:20:41,700 --> 00:20:44,080
‫حتی این انسان ضعیف هم قدرتش رو داره...

378
00:20:44,250 --> 00:20:46,750
‫...تا اون فکِ ازخودراضی‌تو بیاره پایین.

379
00:20:48,540 --> 00:20:49,920
‫فکری بچگونه‌ست.

380
00:20:50,500 --> 00:20:54,300
‫درست مثل یک ضعیف واقعی، متکی به ابزار و اسباب‌بازی‌هات هستی.

381
00:20:55,470 --> 00:20:57,430
‫به‌شدت شرم‌آور.

382
00:20:57,510 --> 00:20:59,220
‫به‌شدت خفت‌باره.

383
00:21:00,720 --> 00:21:02,680
‫این نمایش‌های بیهوده‌ت حالمو به‌هم می‌زنه.

384
00:21:03,020 --> 00:21:05,890
‫قدرتی که من به دنبالش هستم، در زیورآلات پوشیدنی نیست.

385
00:21:07,190 --> 00:21:08,150
‫راگو!

386
00:21:08,400 --> 00:21:09,690
‫قراره یه‌ذره قدرتتو...

387
00:21:09,820 --> 00:21:10,980
‫قرض کنم!

388
00:21:19,530 --> 00:21:24,290
‫اوه... پس توی این چند روز تونستی یه چیزایی یاد بگیری.

389
00:21:25,040 --> 00:21:27,460
‫کسی رو پیدا کردی که بهت چند تا ترفند یاد بده؟

390
00:21:27,790 --> 00:21:29,960
‫ببخشید، واسه گپ زدن وقت ندارم.

391
00:21:30,040 --> 00:21:32,710
‫همون‌طور که خودت گفتی، بیا بریم سراغ نمایش اصلی!

392
00:21:45,100 --> 00:21:47,690
‫آه، خاطراتم زنده شد.

393
00:21:48,190 --> 00:21:50,440
‫قرن‌ها می‌گذره...

394
00:21:50,860 --> 00:21:53,690
‫که چنین قدرتی رو در رگ‌هام حس کردم.

395
00:21:53,980 --> 00:21:55,440
‫فراتر از انتظاراتم ظاهر شدی.

396
00:21:55,530 --> 00:21:58,950
‫نه، تو فراتر از تصوراتی، آزوما جیرو.

397
00:21:59,320 --> 00:22:02,450
‫این یعنی یه‌مقدار کارم سخت‌تر می‌شه...

398
00:22:03,120 --> 00:22:05,700
‫اما در کمال تعجب، اینو کاملاً لذت‌بخش می‌دونم.

399
00:22:06,750 --> 00:22:07,960
‫بسیار خب.

400
00:22:10,000 --> 00:22:13,210
‫با تمام وجود باهات خواهم جنگید.

401
00:22:13,230 --> 00:22:23,230
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
