WEBVTT

00:04.940 --> 00:08.980
‫ترجمه و تایپ‌ست: Onyx

00:05.590 --> 00:08.220
‫خوبه، حداقل تونستم از حصار رد بشم...

00:08.510 --> 00:10.140
‫حالا چه خاکی توی سرم بریزم؟

00:10.560 --> 00:12.970
‫گفتن قدرتت رو کنترل کن، ولی...

00:13.220 --> 00:15.480
‫یه آدم اینجاست!

00:15.560 --> 00:17.100
‫یه آدمِ واقعی و زنده!

00:17.150 --> 00:18.560
‫چه بلایی سر حصار اومد؟

00:18.610 --> 00:20.070
‫حالا چیکار کنیم؟

00:20.230 --> 00:23.990
‫یه آدم اینجا چیکار می‌کنه؟

00:20.230 --> 00:23.990
‫اونا حیوونن که دارن حرف می‌زنن...؟

00:24.070 --> 00:26.990
‫برو بیرون، برو بیرون، برو بیرون...

00:24.070 --> 00:26.990
‫گم شو! بزن به چاک!

00:27.070 --> 00:29.490
‫سلام به همگی!!

00:32.040 --> 00:34.120
‫اسم من آزوما جیرو‌ئه!

00:34.580 --> 00:36.750
‫قراره یه مدت اینجا باشم، پس...

00:37.250 --> 00:39.000
‫ببخشید که ترسوندم‌تون، قصد بدی ندارم!

00:39.460 --> 00:41.500
‫و اگه مشکلی دارین، بیاید جلو حالیتون کنم!

00:41.880 --> 00:43.050
‫همین دیگه، تشکر!

00:43.070 --> 00:53.070
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:16.490 --> 02:21.370
‫مهارت‌های کشنده

02:18.060 --> 02:19.350
‫خیلی خب.

02:19.770 --> 02:22.100
‫فکر کنم همین‌جا جای مناسبی باشه.

02:22.440 --> 02:23.860
‫یه کم آب گیر آوردم.

02:24.060 --> 02:25.480
‫یه مقدار هیزم.

02:25.650 --> 02:26.980
‫تنها مشکل اینه که...

02:27.730 --> 02:28.990
‫این‌ها.

02:29.610 --> 02:32.900
‫یه جورایی شبیه اونایی‌ان که قدیما
‫اطراف‌مون که ‫با بابابزرگ کمپ می‌زدیم، بودن.

02:32.950 --> 02:36.160
‫گیاه‌های دیگه‌ای هم هست، ‫
‫ولی هنوز چیزی لازم دارم که توش بپزم‌شون.

02:38.330 --> 02:39.370
‫اوه!

02:40.000 --> 02:40.870
‫چـ ـ چی؟!

02:41.580 --> 02:42.460
‫اوهو!

02:42.500 --> 02:44.380
‫پس اولین چالشگر یه مار سفیده!

02:44.960 --> 02:46.340
‫هی، آروم باش!

02:46.380 --> 02:48.000
‫نمی‌خوام بخورمت، باشه؟

02:48.920 --> 02:50.880
‫اوه، چه فاجعه‌ای! اونم توسط یه انسان فانی...

02:50.970 --> 02:53.130
‫خوش به حالت که من یه انسان معمولی نیستم!

02:53.680 --> 02:55.720
‫می‌تونی بفهمی چی می‌گم؟

02:55.760 --> 02:58.390
‫آره، مادرزادی بلدم... مثل یه جور توانایی.

02:58.470 --> 02:59.600
‫مادرزادی؟!

02:59.640 --> 03:00.640
‫یعنی چی؟ حالم به‌هم-

03:01.480 --> 03:02.350
‫ببخشید، ببخشید!

03:02.390 --> 03:03.650
‫شوخی کردم!

03:04.690 --> 03:05.650
‫هوم.

03:05.730 --> 03:08.020
‫پس یعنی تنهایی اومدی اینجا؟

03:08.110 --> 03:09.110
‫یه‌جورایی.

03:09.320 --> 03:10.650
‫ولی باید بپرسم...

03:10.940 --> 03:12.650
‫سرت جایی خورده؟

03:12.950 --> 03:15.740
‫می‌دونی، همه می‌گن مار مزه‌ش مثل مرغ‌ئه.

03:15.820 --> 03:16.910
‫باشه، باشه!

03:17.490 --> 03:19.160
‫باید اعتراف کنی یه کم عجیبه دیگه؟

03:19.700 --> 03:22.460
‫معلومه که اون یارویی که گفتی هنوز دنبال قدرت راگو‌ئه.

03:22.710 --> 03:25.790
‫منطقی نیست بذاری سازمان یه‌مدت تو رو بازداشت نگه داره؟

03:26.460 --> 03:28.170
‫نه فقط به خاطر بشریت...

03:28.250 --> 03:30.800
‫به خاطر خودت هم هست.

03:31.840 --> 03:34.050
‫آره، خب، فقط نمی‌خواستم.

03:34.180 --> 03:35.220
‫چرا خب؟

03:35.390 --> 03:37.300
‫فقط... نمی‌دونم.

03:37.680 --> 03:40.310
‫همه، سازمان، آماگی،

03:40.350 --> 03:41.930
‫تنها چیزی که ازش حرف می‌زنن قدرته.

03:42.270 --> 03:44.810
‫هیچ‌کس یه ثانیه هم به راگو فکر نمی‌کنه.

03:46.020 --> 03:48.940
‫راستش رو بخوای، کوچک‌ترین اهمیتی به این قدرت نمی‌دم.

03:49.940 --> 03:52.440
‫فکر نمی‌کنی احتمالاً همین الان هم راگو رو کشته باشن؟

03:52.990 --> 03:55.320
‫برای اون اراذل، خودش به‌درد نمی‌خوره.

03:56.820 --> 03:58.320
‫اون زنده‌ست.

03:58.740 --> 04:00.200
‫چرا این‌قدر مطمئنی؟

04:00.330 --> 04:00.800
‫حسم می‌گه.

04:00.800 --> 04:01.700
‫حست؟!

04:01.790 --> 04:04.960
‫به هر حال، دلم واسه اون گوله پشم تنگ شده.

04:05.620 --> 04:07.920
‫وقتی اون کوچولو رو ببینم، قدرتش رو بهش پس می‌دم،

04:07.960 --> 04:10.210
‫یه نصیحت درست‌حسابی هم بارش می‌کنم!

04:10.630 --> 04:11.750
‫بهش می‌گم...

04:11.800 --> 04:15.720
‫من تنها کسی نمی‌شم که با این آشغال سروکله می‌زنه!

04:17.680 --> 04:19.430
‫بچه‌ی عجیبی هستی.

04:19.510 --> 04:20.970
‫هی، هنوز می‌تونم کبابت کنما!

04:24.680 --> 04:25.560
‫لعنتی...

04:25.600 --> 04:28.100
‫احساس می‌کنم دارم می‌سوزم!

04:28.520 --> 04:29.610
‫ممکنه...؟

04:29.650 --> 04:31.440
‫انرژی راگو قراره دوباره منفجر بشه؟

04:31.480 --> 04:33.480
‫امم... فکر کنم از غذا باشه.

04:33.610 --> 04:35.150
‫آره، حتماً همونه...

04:36.320 --> 04:38.450
‫اوه نه، این بده.

04:38.660 --> 04:40.070
‫فکر کنم دارم بالا میارم...

04:40.160 --> 04:41.280
‫اوه...

04:41.330 --> 04:43.120
‫مراقب باشیا.

04:44.620 --> 04:45.960
‫تف بهش...

04:46.120 --> 04:48.750
‫روز اولمه و همین الانشم احساس مردن می‌کنم.

04:55.260 --> 04:56.300
‫بهت...

04:56.670 --> 04:58.010
‫...هشدار داده شده بود.

05:00.180 --> 05:02.260
‫فقط می‌تونم فرض کنم که آماده اومدی.

05:02.970 --> 05:03.810
‫انسان.

05:06.770 --> 05:07.600
‫لعنتی...

05:07.640 --> 05:09.520
‫حالا باید با این یارو سر و کله بزنم؟

05:10.490 --> 05:11.990
‫اون باید ایبوکی باشه.

05:12.360 --> 05:14.610
‫عالی شد... حالا چشم‌هام هم تار می‌بینه.

05:14.940 --> 05:17.150
‫کاش می‌تونستم یه ذره از قدرت راگو استفاده کنم...

05:25.540 --> 05:27.660
‫ظاهر به‌نسبت جالبی داری.

05:28.080 --> 05:31.670
‫افسوس که این فقط محصول حقارت انسانیه.

05:31.960 --> 05:34.920
‫در مقایسه با تواناییِ مونو‌نوکه‌ها، هیچی نیست.

05:35.170 --> 05:36.460
‫باید ببینم.

05:36.510 --> 05:39.180
‫توانایی واقعی‌ت رو بهم نشون بده.

05:39.510 --> 05:41.260
‫ولی اگه نمی‌تونی،

05:41.340 --> 05:43.930
‫پس با ضربه‌ی بعدیم، نابود می‌شی.

05:44.350 --> 05:47.060
‫اگه می‌تونستم، خیلی وقت پیش انجامش داده بودم!

05:47.350 --> 05:48.310
‫تازه...

05:48.810 --> 05:50.310
‫این قدرت متعلق به من نیست.

05:50.350 --> 05:51.480
‫مال راگو‌ئه!

05:52.060 --> 05:53.400
‫من فقط دارم برای...

05:55.270 --> 05:57.190
‫لعنتی...

05:57.860 --> 05:59.700
‫لعنت بهت...

06:00.700 --> 06:02.070
‫گوش کن...

06:02.120 --> 06:05.580
‫بهم حرفم گوش کن!

06:11.460 --> 06:12.580
‫لعنت...

06:13.290 --> 06:15.210
‫گفتم... گوش کن...

06:15.670 --> 06:16.880
‫انگار واقعاً برات زیادیه.

06:17.880 --> 06:18.920
‫چه حیف...

06:19.300 --> 06:20.680
‫این پایان توئه!

06:20.760 --> 06:22.180
‫آزوما جیرو!

06:28.060 --> 06:28.930
‫ها؟

06:29.020 --> 06:30.390
‫یهو چی شد؟

06:30.640 --> 06:32.810
‫این همونیه که می‌گن زندگی جلو چشمات میاد؟

06:32.850 --> 06:33.860
‫پسر احمق.

06:33.980 --> 06:36.820
‫فکر نمی‌کنی این‌طوری باید تصویرهایی از گذشته‌تو ببینی؟

06:37.940 --> 06:39.440
‫تو...؟!

06:39.740 --> 06:42.070
‫همه‌ی این کارا رو تو کردی؟!

06:42.410 --> 06:44.870
‫فکر کنم چیزای مهم‌تری برای نگرانی داری.

06:45.070 --> 06:46.330
‫و با این وضع...

06:46.490 --> 06:48.200
‫قراره جونتو پیشکش کنی.

06:48.950 --> 06:51.080
‫پس این یه توهم نیست؟

06:52.920 --> 06:54.250
‫داری شوخی می‌کنی...

06:55.290 --> 06:58.340
‫نمی‌تونم این‌طوری اینجا بمیرم!

06:58.500 --> 07:01.340
‫لعنتی، اگه فقط می‌تونستم از این قدرت استفاده کنم...

07:01.630 --> 07:03.470
‫پس واقعاً احمقی.

07:03.890 --> 07:05.550
‫اون قدرتِ ماورایی، انرژی راگو‌ئه.

07:05.890 --> 07:08.510
‫هیچ انسانِ فانی‌ای نمی‌تونه ازش استفاده کنه!

07:08.640 --> 07:10.810
‫پسباید چه غلطی کنم؟

07:11.020 --> 07:11.980
‫سوال خوبیه.

07:12.390 --> 07:14.730
‫تا اینجا چیکار می‌کردی؟

07:15.020 --> 07:16.110
‫تا الان؟

07:16.310 --> 07:18.070
‫گذاشتی راگو تسلیمت بشه؟

07:18.440 --> 07:20.230
‫یا تو تسلیمش شدی؟

07:21.650 --> 07:24.110
‫راگو برای تو کیه یا حتی چیه؟

07:24.320 --> 07:25.490
‫یه سلاح خطرناک؟

07:26.160 --> 07:27.740
‫یه دیو ترسناک؟

07:28.160 --> 07:29.990
‫دشمن بشریت؟

07:30.620 --> 07:31.450
‫نه.

07:32.210 --> 07:33.250
‫هیچ‌کدومش نیست.

07:34.460 --> 07:35.370
‫اون...

07:36.420 --> 07:37.750
‫راگو...

07:41.760 --> 07:43.130
‫کافیه!!

07:43.550 --> 07:44.680
‫به خودت مسلط باش!

07:44.760 --> 07:47.090
‫هرچی بیشتر کنترلت رو از دست بدی، اون وحشی‌تر می‌شه!

07:47.180 --> 07:48.050
‫چی؟!

07:48.140 --> 07:51.930
‫تو الان شاهد یه توده‌ی ماورایی هستی
‫که از صاحبش راگو جدا افتاده و در حال طغیانه.

07:52.270 --> 07:55.650
‫توی این لحظه، سکان هدایت دست ذهنِ توئه.

07:55.980 --> 07:58.520
‫اگه انکارش کنی، اون هم تو رو انکار می‌کنه!

07:58.770 --> 08:00.690
‫هرچی بیشتر سعی کنی به زور مطیعش کنی،

08:00.730 --> 08:02.740
‫اون هم بیشتر سعی می‌کنه تو رو به اطاعت وادار کنه.

08:03.490 --> 08:05.150
‫دنبالِ ارباب بودن براش نباش.

08:05.400 --> 08:07.110
‫اما نذار اسیرش هم بشی.

08:07.370 --> 08:09.370
‫این مبارزه‌ای نیست یه قدرت به دیگری غلبه کنه.

08:09.660 --> 08:10.910
‫این دیوونگیه...

08:11.240 --> 08:13.910
‫رهمین دیوونگیِ تو بود که تا اینجا رسوندت.

08:14.370 --> 08:15.750
‫چرا الان می‌خوای دست بکشی؟

08:16.330 --> 08:18.250
‫تا تهش برو.

08:18.250 --> 08:19.880
‫بذار اون دیوونگی خودی نشون بده.

08:24.510 --> 08:25.930
‫داسم شکست!

08:31.350 --> 08:32.560
‫خب، نگاش کن.

08:32.770 --> 08:35.060
‫انگار... تمام مدت این قدرت رو داشتم.

08:38.690 --> 08:40.310
‫پسرک تحسین‌برانگیزیه.

08:40.480 --> 08:42.940
‫در آخرین لحظه، کلید پیروزی رو پیدا می‌کنه.

08:43.730 --> 08:44.690
‫با این‌حال...

08:45.610 --> 08:47.070
‫برام مهم نیست مردم چی می‌گن...

08:47.320 --> 08:51.200
‫هنوزم قلبِ مهربونی داری.

08:55.580 --> 08:57.710
‫اوه، بالاخره تصمیم گرفتی بیدار بشی.

08:59.670 --> 09:00.590
‫صبح بخیر.

09:01.460 --> 09:04.210
‫به‌نظر میاد پاهام بالشت خوبی برات شده.

09:08.180 --> 09:09.720
‫تـ ـ تو کی هستی؟

09:09.760 --> 09:11.510
‫این طرزِ حرف زدن با فرشته‌ی نگهبان نیست.

09:11.550 --> 09:15.450
‫تازه، تمامِ شب هم روی پام نوازشت کردم.

09:15.560 --> 09:17.140
‫فرشته‌ی نگهبان...؟

09:17.390 --> 09:18.980
‫صبر کن، اون صدا...

09:19.730 --> 09:21.190
‫عمراً، تو...

09:21.270 --> 09:22.730
‫همون مار سفیدی؟

09:22.980 --> 09:24.230
‫خودِ خودشم.

09:24.860 --> 09:28.320
‫و همینطور فرمانروای مونونوکه‌ها در جنگلِ آویدیا.

09:28.780 --> 09:31.990
‫خدای شیطانِ زیبارو،‌ ایبوکی.

09:32.450 --> 09:33.950
‫پس تو ایبوکی هستی...

09:34.450 --> 09:36.000
‫پس اون یارو که جمجمه داشت کی بود؟

09:36.080 --> 09:36.910
‫آها!

09:36.950 --> 09:38.330
‫حتماً یه جادو جمبل زدی که-

09:38.370 --> 09:39.330
‫شگفت‌انگیزه!

09:39.370 --> 09:42.540
‫از چیزی که تصور می‌کردم هم سرحال‌تری!

09:43.460 --> 09:44.500
‫سلام.

09:46.340 --> 09:49.990
‫این‌جا چه خبره؟ یکی توضیح بده!

09:47.300 --> 09:49.990
‫یه‌ذره گیاه خشک آوردم، چایی درست کنم؟

09:50.010 --> 09:51.240
‫عالیه.

09:50.490 --> 09:51.240
‫یکی گوش بده!

09:51.760 --> 09:53.390
‫این مونجومارو‌ئه.

09:53.760 --> 09:56.520
‫ایشون همسرِ منه، ‫و با وجودِ ظاهرش،

09:56.600 --> 09:57.770
‫یه زمانی انسان بوده.

09:59.350 --> 10:00.980
‫ها؟

10:06.730 --> 10:09.740
‫گمونم، یه‌چیزی حدود دویست سالی گذشته؟

10:09.990 --> 10:11.240
‫دویست سال؟!

10:11.360 --> 10:14.490
‫به عنوان عضوی از اونیوابان ماموریت داشتم ‫که ایبوکی رو از بین ببرم.

10:15.450 --> 10:17.240
‫یه مامور مخفی بودی؟

10:17.290 --> 10:18.250
‫آره.

10:18.790 --> 10:21.290
‫اگه مجبوری جونم رو بگیری، پس سریع‌تر انجامش بده!

10:21.540 --> 10:22.830
‫وگرنه...

10:23.380 --> 10:24.840
‫وگرنه چی؟

10:25.210 --> 10:29.840
‫من، مونجومارو، باقیِ عمرم رو وقفِ مبارزه‌ی بی‌وقفه با تو می‌کنم...

10:29.920 --> 10:32.840
‫تا یه‌روز پیروزی از آنِ من بشه!

10:33.220 --> 10:34.180
‫حالا چی می‌گی؟!

10:34.220 --> 10:37.070
‫چیزی عذاب‌آور‌تر از این به فکرت می‌رسه؟

10:38.720 --> 10:40.350
‫چـ ـ چرا می‌خندی؟

10:40.730 --> 10:42.350
‫چون...

10:42.440 --> 10:46.110
‫این‌همه خودتو وقف می‌کنی، انگار داری پیشنهادِ ازدواج می‌دی.

10:46.190 --> 10:50.030
‫ازد...؟! مـ ـ مـ ـ من اصلاً همچین منظوری نداشتم!

10:50.110 --> 10:51.240
‫می‌دونم.

10:51.570 --> 10:54.240
‫خب، صرف‌نظر از اون، من پیشنهاد دیگه‌ای دارم.

10:55.740 --> 10:58.700
‫اینکه این‌همه خودتو وقفِ یه مونونوکه مثل من کنی...

10:58.910 --> 11:01.460
‫...فقط می‌تونه برای انسانی مثل تو دردسرساز بشه.

11:01.750 --> 11:05.130
‫نگران نباش، برنامه‌ای برای ترکِ این جنگل ندارم.

11:05.670 --> 11:08.380
‫به شرطی که شما انسان‌ها هم توی کارم دخالت نکنید.

11:09.130 --> 11:11.340
‫پس برو...

11:11.800 --> 11:12.640
‫برو یه-

11:12.680 --> 11:13.970
‫دارم بهت هشدار می‌دم!

11:14.050 --> 11:15.510
‫من یه آدم با اصول و اخلاقم!

11:15.600 --> 11:17.720
‫با تمامِ وجودم حرفی که می‌زنم رو قبول دارم!

11:18.220 --> 11:19.270
‫پس...

11:19.430 --> 11:20.730
‫من می‌خوام...

11:21.190 --> 11:23.350
‫...زندگیم رو وقفِ تو کنم!!

11:23.730 --> 11:25.520
‫خودتو آماده کن!

11:27.940 --> 11:30.190
‫خب، از یه جایی همه‌چیز دست‌به‌دست هم داد،

11:30.240 --> 11:32.610
‫که بخشی از قدرت‌های ماورایی ایبوکی به من رسید،

11:32.660 --> 11:34.370
‫من به عنوان یه نیمه‌مونونوکه همسرش شدم،

11:34.410 --> 11:36.080
‫و بقیه‌ی ماجرا هم که مشخصه!

11:36.160 --> 11:38.990
‫به‌عبارتی، بهش تسلیم شدم.

11:39.040 --> 11:40.620
‫شماها خیلی عجیبید...

11:41.000 --> 11:43.870
‫اعتراف می‌کنم که زوجِ غیرمعمولی هستیم...

11:44.130 --> 11:45.630
‫اما عشق همیشه منطقی نیست.

11:46.500 --> 11:47.840
‫در دوستی و در عشق،

11:47.880 --> 11:50.260
‫اینکه از چه قبیله‌ای هستی فقط یه چیز جزئیه.

11:50.720 --> 11:54.890
‫حس می‌کنم می‌فهمی چی می‌گم.

11:59.520 --> 12:00.810
‫می‌فهمم.

12:00.930 --> 12:03.850
‫گذشته‌ی پرفراز و نشیبی داشتی تا این‌ها رو یاد بگیری.

12:04.060 --> 12:05.310
‫درسته.

12:05.650 --> 12:09.400
‫اما وضعیتِ تو خیلی با مونجومارو فرق داره.

12:09.940 --> 12:13.570
‫مونجومارو این مزیت رو داشت که طیِ چندین دهه
‫ ‫به‌مرور با قدرت‌های جدیدش خو بگیره.

12:13.650 --> 12:15.570
‫تو متأسفانه، همچین شانسی نداری.

12:16.280 --> 12:19.540
‫بنابراین، با تو به‌زور انجامش می‌دیم.

12:20.040 --> 12:22.370
‫مونجومارو شریکِ تمرینیِ تو می‌شه.

12:23.000 --> 12:25.250
‫حواستو جوری تیز کن که انگار جونت بهش بسته‌ست!

12:25.290 --> 12:26.170
‫همین و بس!

12:26.670 --> 12:27.920
‫یه سوال می‌تونم بپرسم؟

12:28.090 --> 12:29.000
‫همم؟

12:29.090 --> 12:30.920
‫چرا این کارها رو برای من می‌کنی؟

12:31.260 --> 12:33.800
‫برای یه انسان... کسی که عضوی از سازمانه.

12:34.300 --> 12:37.260
‫صادقانه بگم، فکرشو نمی‌کردم دیشب زنده بمونی.

12:37.300 --> 12:38.300
‫اوی اوی.

12:38.470 --> 12:40.810
‫اما به‌هرحال زنده موندی.

12:40.930 --> 12:43.180
‫حداقل حالا باید زیرِ بال‌وپرتو بگیرم.

12:43.270 --> 12:46.440
‫تازه، نمی‌تونیم آماگی رو به حالِ خودش رها کنیم.

12:46.810 --> 12:48.560
‫آماگی رو می‌شناسی؟

12:49.110 --> 12:50.190
‫کم‌وبیش...

12:51.860 --> 12:55.320
‫اون هیچ‌وقت با بقیه‌ی مونونوکه‌ها نمی‌جوشید.

12:56.200 --> 12:58.200
‫هیچ‌وقت احساسی از خودش نشون نمی‌داد.

12:58.530 --> 13:01.830
‫چهره‌ی سردش و با اون شاخ‌ها... انگار تجسمِ تنهایی بود.

13:02.330 --> 13:05.160
‫مدام با بقیه‌ی مونونوکه‌ها درگیر می‌شد.

13:05.620 --> 13:08.080
‫شایدم تا حدی به‌خاطر این بود که توانایی خاصی...

13:09.170 --> 13:10.590
‫توی هم‌نوع‌خواری داشت.

13:11.000 --> 13:12.880
‫با خوردن گوشت هم‌نوعانِ مونونوکه‌ش،

13:13.050 --> 13:15.090
‫قدرت‌شون رو جذب می‌کرد.

13:15.550 --> 13:18.840
‫این شرارت آماگی بود.

13:19.720 --> 13:21.850
‫همون‌طور که می‌گن، ضعیف‌ها چیزی جز خوراک نیستن.

13:22.560 --> 13:24.600
‫اما وقتی از قدرتِ خودش راضی شد،

13:24.640 --> 13:26.390
‫هم‌نوع‌‌خواری رو کنار گذاشت.

13:26.600 --> 13:28.600
‫و به فکر جم کردن متحدینش افتاد.

13:29.150 --> 13:32.610
‫همه فقط برای اینکه بتونه دسته‌های عظیمی از انسان‌ها رو مطیع کنه.

13:32.980 --> 13:36.610
‫کاری کرد که انسان‌ها مثل خدا پرستشش کنن،

13:36.900 --> 13:39.110
‫و کوچک‌ترین نافرمانی رو...

13:39.660 --> 13:42.370
‫...به فرصتی برای نشون دادنِ قدرتش تبدیل می‌کرد.

13:43.040 --> 13:47.000
‫نهایتاً، وقتی دوره‌ی جنگ‌های داخلی ‫جاش
‫رو به صلح و پایتختِ جدید در دوره‌ی ادو داد...

13:48.040 --> 13:50.920
‫هیچ میلی برای متحد شدن با تو ندارم.

13:51.210 --> 13:52.170
‫چرا؟

13:52.210 --> 13:54.510
‫هم‌رزمِ من شو و از زندگی‌ای که-

13:54.550 --> 13:55.920
‫گفتم نه.

13:56.260 --> 13:59.970
‫خودت می‌دونی چقدر از آدمای بی‌رحمی مثل تو متنفرم.

14:00.220 --> 14:01.340
‫متحد بودن که پیشکشت،

14:01.390 --> 14:04.140
‫اول سعی کن دنبال یه دوست باشی که باهاش حرف بزنی.

14:04.890 --> 14:05.970
‫که این‌طور.

14:07.470 --> 14:09.440
‫همین‌طوری می‌خوای راهتو بکشی و برگردی؟

14:09.810 --> 14:13.230
‫کامل با قدرتی که داری آشنام.

14:13.400 --> 14:16.820
‫تخمین می‌زنم مبارزه‌ی الانم با تو 70% به پیروزیِ من منجر می‌شه.

14:17.190 --> 14:20.990
‫البته که این یعنی ۳۰ درصد احتمالِ باخت دارم.

14:21.570 --> 14:23.820
‫هنوز خیلی کارها هست که باید انجام بدم.

14:24.280 --> 14:26.990
‫باختن به تو در این لحظه، ریسکیه که حاضر نیستم بپذیرم.

14:27.580 --> 14:30.210
‫بشریت فقط قراره رشد کنه.

14:30.750 --> 14:34.000
‫اون‌وقت مونونوکه‌های در اقلیت هستن باید چیکار کنن؟

14:34.540 --> 14:40.510
‫ترجیح می‌دم بمیرم تا اینکه در یه تسلیمِ خفت‌بار
‫ زیرِ سایه‌ی یه گونه‌ی پست‌تر زندگی کنم .

14:41.180 --> 14:43.550
‫به‌زودی می‌فهمی کی برتره.

14:44.390 --> 14:47.350
‫همگان رو نسبت به نظم واقعیِ زندگی آگاه می‌کنم.

14:49.640 --> 14:51.520
‫۲۵۰ سال پیش قسمش رو خوردم.

14:51.770 --> 14:53.980
‫و اولین تلاشم با شکست مواجه شد.

14:54.690 --> 14:57.320
‫کاملاً ساده‌لوح بودم.

14:58.030 --> 14:59.320
‫انسان‌ها رو دست‌کم گرفتم.

14:59.360 --> 15:01.740
‫به مونونوکه‌ها بیش از حد اعتماد کردم.

15:01.990 --> 15:04.120
‫اما دیگه اون اشتباهات رو تکرار نمی‌کنم.

15:04.530 --> 15:07.950
‫کمبودهای من نباید توسطِ دیگران جبران بشه...

15:08.370 --> 15:10.750
‫...بلکه فقط با رشد خودم امکان‌پذیره.

15:11.290 --> 15:15.750
‫ضعیف‌ها همیشه باید خوراکِ قوی‌ها باشن.

15:16.550 --> 15:19.300
‫بیاید، همرزمان من، بهم ملحق شید.

15:20.090 --> 15:24.510
‫در تاج‌وتخت مونونوکه‌ها به من بپیوندید!

15:29.640 --> 15:34.020
‫همه‌شون اومدن اینجا چون بهت ایمان داشتن،
‫ ‫و تو هم مثل یه مشت حشره لهشون کردی.

15:34.520 --> 15:37.520
‫البته نه که برام اهمیتِ چندانی داشته باشه.

15:38.030 --> 15:40.240
‫تو همون پسربچه‌ای هستی که طوفانِ جهنمی رو داره...

15:40.400 --> 15:41.530
‫اسمم کیریهارا‌ئه.

15:41.700 --> 15:44.530
‫وقت ندارم با امثالِ تو سر و کله بزنم.

15:44.740 --> 15:46.280
‫چیه، نمی‌خوای منو بخوری؟

15:47.790 --> 15:50.000
‫یه انسانِ فانی الان به چه دردم می‌خوره؟

15:50.080 --> 15:52.040
‫و این کنجکاوت نمی‌کنه؟

15:53.170 --> 15:55.380
‫بلعیدنِ یه مونونوکه وقتی که جسمی رو تسخیر کرده،

15:55.420 --> 15:56.960
‫هیچ انرژی‌ای بهم نمی‌ده.

15:58.880 --> 16:00.420
‫آها، گرفتم چی شد.

16:01.090 --> 16:05.720
‫واسه همینه که اون‌همه دردسر کشیدی
‫ تا راگو رو ‫از آبسیدینِ مرگ و اون پسره جدا کنی.

16:06.300 --> 16:07.760
‫الان داری متوجه می‌شی.

16:07.890 --> 16:08.930
‫حرومزاده...

16:08.970 --> 16:10.470
‫آماگی...

16:10.520 --> 16:11.430
‫ای خیانتکار پست‌فطـ ـ

16:13.270 --> 16:17.690
‫باید قلبِ یه مونونوکه رو قبل از اینکه
‫ انرژیِ ماوراییش به گردوغبار تبدیل بشه، بخوری ‫.

16:18.480 --> 16:22.700
‫هر زندگی ارزشمنده و نباید هدر بره.

16:23.200 --> 16:27.200
‫و هر لقمه قراره پله‌ی صعودِ من به سمت جاه‌طلبی‌هام باشه.

16:27.740 --> 16:28.830
‫حالا اگه متوجه شدی...

16:28.870 --> 16:31.450
‫از جلوی چشمم دور شو!

16:33.710 --> 16:37.210
‫خودم خروجی رو پیدا می‌کنم، نمی‌خواد بدرقه‌م کنی.

16:37.710 --> 16:41.210
‫شاید اهدافِ مشابهی داشته باشیم، اما...

16:42.090 --> 16:44.010
‫دارم با خودم حرف می‌زنم.

16:46.800 --> 16:47.850
‫اوی!

16:48.390 --> 16:49.810
‫چه خبره؟

16:50.890 --> 16:51.930
‫باید کارِ آماگی باشه.

16:52.020 --> 16:52.850
‫ها؟

16:52.890 --> 16:55.850
‫این فضا از قدرتِ ماوراییِ آماگی ساخته شده.

16:56.190 --> 16:59.860
‫هر اتفاقی برای اون بیفته، تأثیرش رو اینجا می‌بینیم.

17:01.440 --> 17:02.570
‫هوی!

17:02.650 --> 17:06.110
‫مگه نگفت که قراره با تمامِ ‫همرزماش ملاقات کنه؟

17:06.530 --> 17:07.360
‫آره.

17:07.450 --> 17:09.830
‫از آماده‌سازی حرف زد، اینکه زمان می‌بره.

17:09.910 --> 17:11.120
‫اون عوضی...

17:11.910 --> 17:13.000
‫تو کوگا هستی، درسته؟

17:13.290 --> 17:15.540
‫دختره رو بردار و از اینجا بزن بیرون!

17:15.580 --> 17:18.580
‫هـــا؟! چرا من باید ببرمش؟

17:18.630 --> 17:19.590
‫گوش کن، احمق!

17:19.630 --> 17:21.290
‫چون قراره تو و این دختره رو بخوره!

17:21.300 --> 17:23.260
‫بـ ـ بخورتمون؟

17:23.380 --> 17:24.760
‫چی واسه خودت می‌گی؟

17:32.970 --> 17:35.270
‫اوه، آماگی‌ای دیگه...؟

17:35.980 --> 17:37.270
‫حق با من بود.

17:37.350 --> 17:39.190
‫این تغییر توی انرژیِ ماورایی برای چـ ـ

17:42.610 --> 17:45.190
‫آخ... دردم گرفت...

17:45.990 --> 17:47.950
‫کو... گا...

17:48.450 --> 17:49.280
‫کمـ...

17:53.540 --> 17:56.460
‫همچین بدک نبود.

17:58.040 --> 18:00.750
‫عـــــوضــــی!

18:08.050 --> 18:09.430
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟

18:09.510 --> 18:11.260
‫اینو من باید بگم، حرومی!

18:11.300 --> 18:12.930
‫با تو نبودم.

18:13.390 --> 18:16.180
‫دوباره می‌پرسم، فکر کردی داری چیکار می‌کنی، راگو؟

18:16.520 --> 18:18.810
‫به این بچه یه بدهی دارم، یادته؟

18:19.100 --> 18:22.110
‫می‌خوای از اینکه جونتو نجات داده، جبرانش کنی؟

18:22.230 --> 18:25.820
‫اما الان چه کاری از دستت برمیاد؟

18:26.190 --> 18:30.950
‫تمامِ چیزی که برات مهمه، اون قدرتیه که توی جیرو به جا گذاشتم، نه؟

18:31.450 --> 18:34.660
‫پس فکر کنم هنوزم به دردت می‌خورم.

18:35.370 --> 18:36.330
‫هو؟

18:36.620 --> 18:39.750
‫به جیرو نشون بده که زنده‌ام و هنوز نفس می‌کشم.

18:39.960 --> 18:42.290
‫تضمین می‌کنم اون بچه مثل برق و باد میاد اینجا!

18:42.330 --> 18:44.750
‫این‌طوری کارت راحت‌تر می‌شه، مگه نه؟

18:45.000 --> 18:48.340
‫قطعاً اعتمادبه‌نفسِ خیلی بالایی داری.

18:48.510 --> 18:50.550
‫چطوری اینو می‌تونی ثابت کنی؟

18:50.720 --> 18:52.890
‫راهی واسه ثابت کردنش ندارم.

18:53.720 --> 18:54.600
‫اما...

18:55.100 --> 18:58.600
‫فقط می‌دونم همچین آدمیه.

18:59.940 --> 19:01.100
‫پس این‌طور.

19:01.520 --> 19:03.110
‫شنیدی دیگه، کوگا؟

19:03.150 --> 19:04.060
‫ها؟

19:04.150 --> 19:05.320
‫فقط راه بیفت برو،

19:05.360 --> 19:06.980
‫و همه‌چیز رو به سازمان گزارش کن!

19:07.030 --> 19:09.280
‫و ـ ولی چرا باید همچین کاری کنم؟!

19:09.360 --> 19:10.860
‫پس می‌خوای چه غلطی کنی؟

19:10.900 --> 19:13.490
‫می‌خوای ناهارِ این هیولای عجیب‌غریب شی؟

19:13.660 --> 19:15.450
‫با چشمای خودت مگه ندیدی؟

19:15.530 --> 19:19.250
‫با وضع فعلی‌ت، هیچ ‫شانسی برای شکست دادنِ آماگی نداری!

19:19.540 --> 19:22.710
‫الان وقت به خطر انداختن زندگیت نیست...

19:22.920 --> 19:24.500
‫منظورم رو فهمیدی؟

19:36.310 --> 19:37.390
‫آماگی.

19:37.560 --> 19:40.310
‫تو نه دیگه یه مونونوکه‌ای، یا نه حتی چیز دیگه‌ای.

19:41.480 --> 19:43.310
‫فقط یه هیولای کثیفی!

19:46.190 --> 19:47.570
‫هیولای کثیف، ها؟

19:47.690 --> 19:49.320
‫فکر نکنم خیلی ازت خوشش بیاد.

19:49.400 --> 19:51.990
‫موجوداتی که فراتر از درکِ عموم هستن...

19:52.030 --> 19:54.160
‫معمولاً پذیرفتنشون برای مردمِ عادی سخته.

19:54.870 --> 19:55.820
‫حالا...

19:56.070 --> 19:59.490
‫منتظر حرکت بعدیِ سازمان می‌مونیم.

20:03.500 --> 20:04.960
‫یه گل زیبا راستم دارم...

20:05.040 --> 20:06.710
‫و یه شکوفه‌ی خوشگل چپم دارم...

20:06.790 --> 20:09.710
‫کی فکرشو می‌کرد بازداشت شدن انقدر جذاب باشه!

20:09.760 --> 20:11.980
‫خیلی پررویی توی این موقعیت بلبل‌زبونی می‌کنی!

20:12.470 --> 20:14.720
‫مطمئنی این همون‌جاست؟

20:15.220 --> 20:17.100
‫هزار بار بهت گفتم!

20:17.140 --> 20:19.100
‫چرا الان باید دروغ بگم؟

20:19.140 --> 20:20.720
‫مدیر کوسومی، صدام رو داری؟

20:21.060 --> 20:22.230
‫چیزی پیدا کردید؟

20:22.480 --> 20:24.730
‫بله، همون‌جا که پیش‌بینی می‌شد، دروازه رو پیدا کردیم.

20:24.810 --> 20:27.610
‫اما به نظر میاد از قبل بسته شده.

20:28.190 --> 20:29.150
‫فهمیدم.

20:29.900 --> 20:31.110
‫پس... حالا.

20:32.190 --> 20:33.740
‫آماده‌ای، بلبل‌زبون؟

20:33.780 --> 20:35.110
‫وایـ ـ وایسا!

20:35.380 --> 20:37.210
‫دروازه دقیقاً همون‌جاییه که گفتم، مگه نه؟!

20:37.240 --> 20:40.240
‫از کجا باید می‌دونستم بازه یا بسته؟!

20:40.330 --> 20:42.290
‫تو خیلی حال‌به‌هم‌زنی، می‌دونی؟

20:42.330 --> 20:45.330
‫چه دلیلی داشتم که بخوام گول‌تون بزنم؟

20:43.580 --> 20:45.330
‫خوب بهمون کلک زد...

20:45.620 --> 20:49.250
‫آماگی حتماً پیش‌بینی کرده بود که ما این مسیر رو انتخاب می‌کنیم.

20:49.800 --> 20:50.750
‫فهمیدم.

20:51.130 --> 20:53.130
‫نه، جیرو هنوز بیرون نیومده.

20:53.420 --> 20:55.260
‫آره، خوبه.

20:55.970 --> 20:57.640
‫پس فعلاً خبری از حمله غافلگیرکننده نیست، ها؟

20:57.800 --> 21:00.890
‫آره، طرف خیلی باهوش‌تر از این حرف‌هاست
‫ که بخواد کارو برامون آسون کنه.

21:02.220 --> 21:04.390
‫تقریباً سه روز گذشته که رفته تو.

21:04.480 --> 21:06.600
‫و حتی یه سانت هم تکون نخورده...

21:11.440 --> 21:14.280
‫آزوما-سان، چرا نمی‌رید یه کم استراحت کنید؟

21:15.240 --> 21:19.280
‫چرا باید این اتفاق میفتاد؟

21:19.870 --> 21:22.790
‫به‌خاطرِ مونونوکه‌هایی مثل راگو و آماگی‌ئه؟

21:23.080 --> 21:25.290
‫یا تقصیرِ جیروئه که خودش رو درگیر کرد؟

21:26.500 --> 21:29.290
‫اون همیشه همین‌جوری بوده.

21:30.380 --> 21:33.210
‫اگه مشغول نجاتِ حیوون‌ها از دست قلدرهای محل نباشه،

21:33.510 --> 21:38.340
‫داره یه مونونوکه رو نجات میده.
‫ ‫همیشه‌ی خدا خودشو تو دردسر میندازه.

21:39.140 --> 21:41.810
‫همیشه مثل یه احمق مستقیم به دلِ خطر میره.

21:41.890 --> 21:44.930
‫هرچقدر هم کتک بخوره، هیچ‌وقت عقب نمی‌کشه.

21:45.730 --> 21:49.440
‫چرا نوه‌ی من باید انقدر احمق باشه؟

21:50.860 --> 21:52.440
‫چرا؟

21:53.190 --> 21:57.450
‫چرا اون باید کسی باشه که همه‌ی این بار رو به دوش می‌کشه؟

21:59.160 --> 22:00.950
‫بهم بگو، شیبا.

22:01.240 --> 22:02.700
‫با اون پسر چیکار کنم؟

22:04.450 --> 22:06.460
‫هوی، بچه‌ها، دارن میان!

22:06.480 --> 22:14.480
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

22:14.510 --> 22:24.510
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
