1
00:00:04,940 --> 00:00:08,980
‫ترجمه و تایپ‌ست: Onyx

2
00:00:05,590 --> 00:00:08,220
‫خوبه، حداقل تونستم از حصار رد بشم...

3
00:00:08,510 --> 00:00:10,140
‫حالا چه خاکی توی سرم بریزم؟

4
00:00:10,560 --> 00:00:12,970
‫گفتن قدرتت رو کنترل کن، ولی...

5
00:00:13,220 --> 00:00:15,480
‫یه آدم اینجاست!

6
00:00:15,560 --> 00:00:17,100
‫یه آدمِ واقعی و زنده!

7
00:00:17,150 --> 00:00:18,560
‫چه بلایی سر حصار اومد؟

8
00:00:18,610 --> 00:00:20,070
‫حالا چیکار کنیم؟

9
00:00:20,230 --> 00:00:23,990
‫یه آدم اینجا چیکار می‌کنه؟

10
00:00:20,230 --> 00:00:23,990
‫اونا حیوونن که دارن حرف می‌زنن...؟

11
00:00:24,070 --> 00:00:26,990
‫برو بیرون، برو بیرون، برو بیرون...

12
00:00:24,070 --> 00:00:26,990
‫گم شو! بزن به چاک!

13
00:00:27,070 --> 00:00:29,490
‫سلام به همگی!!

14
00:00:32,040 --> 00:00:34,120
‫اسم من آزوما جیرو‌ئه!

15
00:00:34,580 --> 00:00:36,750
‫قراره یه مدت اینجا باشم، پس...

16
00:00:37,250 --> 00:00:39,000
‫ببخشید که ترسوندم‌تون، قصد بدی ندارم!

17
00:00:39,460 --> 00:00:41,500
‫و اگه مشکلی دارین، بیاید جلو حالیتون کنم!

18
00:00:41,880 --> 00:00:43,050
‫همین دیگه، تشکر!

19
00:00:43,070 --> 00:00:53,070
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

20
00:02:16,490 --> 00:02:21,370
‫مهارت‌های کشنده

21
00:02:18,060 --> 00:02:19,350
‫خیلی خب.

22
00:02:19,770 --> 00:02:22,100
‫فکر کنم همین‌جا جای مناسبی باشه.

23
00:02:22,440 --> 00:02:23,860
‫یه کم آب گیر آوردم.

24
00:02:24,060 --> 00:02:25,480
‫یه مقدار هیزم.

25
00:02:25,650 --> 00:02:26,980
‫تنها مشکل اینه که...

26
00:02:27,730 --> 00:02:28,990
‫این‌ها.

27
00:02:29,610 --> 00:02:32,900
‫یه جورایی شبیه اونایی‌ان که قدیما
‫اطراف‌مون که ‫با بابابزرگ کمپ می‌زدیم، بودن.

28
00:02:32,950 --> 00:02:36,160
‫گیاه‌های دیگه‌ای هم هست، ‫
‫ولی هنوز چیزی لازم دارم که توش بپزم‌شون.

29
00:02:38,330 --> 00:02:39,370
‫اوه!

30
00:02:40,000 --> 00:02:40,870
‫چـ ـ چی؟!

31
00:02:41,580 --> 00:02:42,460
‫اوهو!

32
00:02:42,500 --> 00:02:44,380
‫پس اولین چالشگر یه مار سفیده!

33
00:02:44,960 --> 00:02:46,340
‫هی، آروم باش!

34
00:02:46,380 --> 00:02:48,000
‫نمی‌خوام بخورمت، باشه؟

35
00:02:48,920 --> 00:02:50,880
‫اوه، چه فاجعه‌ای! اونم توسط یه انسان فانی...

36
00:02:50,970 --> 00:02:53,130
‫خوش به حالت که من یه انسان معمولی نیستم!

37
00:02:53,680 --> 00:02:55,720
‫می‌تونی بفهمی چی می‌گم؟

38
00:02:55,760 --> 00:02:58,390
‫آره، مادرزادی بلدم... مثل یه جور توانایی.

39
00:02:58,470 --> 00:02:59,600
‫مادرزادی؟!

40
00:02:59,640 --> 00:03:00,640
‫یعنی چی؟ حالم به‌هم-

41
00:03:01,480 --> 00:03:02,350
‫ببخشید، ببخشید!

42
00:03:02,390 --> 00:03:03,650
‫شوخی کردم!

43
00:03:04,690 --> 00:03:05,650
‫هوم.

44
00:03:05,730 --> 00:03:08,020
‫پس یعنی تنهایی اومدی اینجا؟

45
00:03:08,110 --> 00:03:09,110
‫یه‌جورایی.

46
00:03:09,320 --> 00:03:10,650
‫ولی باید بپرسم...

47
00:03:10,940 --> 00:03:12,650
‫سرت جایی خورده؟

48
00:03:12,950 --> 00:03:15,740
‫می‌دونی، همه می‌گن مار مزه‌ش مثل مرغ‌ئه.

49
00:03:15,820 --> 00:03:16,910
‫باشه، باشه!

50
00:03:17,490 --> 00:03:19,160
‫باید اعتراف کنی یه کم عجیبه دیگه؟

51
00:03:19,700 --> 00:03:22,460
‫معلومه که اون یارویی که گفتی هنوز دنبال قدرت راگو‌ئه.

52
00:03:22,710 --> 00:03:25,790
‫منطقی نیست بذاری سازمان یه‌مدت تو رو بازداشت نگه داره؟

53
00:03:26,460 --> 00:03:28,170
‫نه فقط به خاطر بشریت...

54
00:03:28,250 --> 00:03:30,800
‫به خاطر خودت هم هست.

55
00:03:31,840 --> 00:03:34,050
‫آره، خب، فقط نمی‌خواستم.

56
00:03:34,180 --> 00:03:35,220
‫چرا خب؟

57
00:03:35,390 --> 00:03:37,300
‫فقط... نمی‌دونم.

58
00:03:37,680 --> 00:03:40,310
‫همه، سازمان، آماگی،

59
00:03:40,350 --> 00:03:41,930
‫تنها چیزی که ازش حرف می‌زنن قدرته.

60
00:03:42,270 --> 00:03:44,810
‫هیچ‌کس یه ثانیه هم به راگو فکر نمی‌کنه.

61
00:03:46,020 --> 00:03:48,940
‫راستش رو بخوای، کوچک‌ترین اهمیتی به این قدرت نمی‌دم.

62
00:03:49,940 --> 00:03:52,440
‫فکر نمی‌کنی احتمالاً همین الان هم راگو رو کشته باشن؟

63
00:03:52,990 --> 00:03:55,320
‫برای اون اراذل، خودش به‌درد نمی‌خوره.

64
00:03:56,820 --> 00:03:58,320
‫اون زنده‌ست.

65
00:03:58,740 --> 00:04:00,200
‫چرا این‌قدر مطمئنی؟

66
00:04:00,330 --> 00:04:00,800
‫حسم می‌گه.

67
00:04:00,800 --> 00:04:01,700
‫حست؟!

68
00:04:01,790 --> 00:04:04,960
‫به هر حال، دلم واسه اون گوله پشم تنگ شده.

69
00:04:05,620 --> 00:04:07,920
‫وقتی اون کوچولو رو ببینم، قدرتش رو بهش پس می‌دم،

70
00:04:07,960 --> 00:04:10,210
‫یه نصیحت درست‌حسابی هم بارش می‌کنم!

71
00:04:10,630 --> 00:04:11,750
‫بهش می‌گم...

72
00:04:11,800 --> 00:04:15,720
‫من تنها کسی نمی‌شم که با این آشغال سروکله می‌زنه!

73
00:04:17,680 --> 00:04:19,430
‫بچه‌ی عجیبی هستی.

74
00:04:19,510 --> 00:04:20,970
‫هی، هنوز می‌تونم کبابت کنما!

75
00:04:24,680 --> 00:04:25,560
‫لعنتی...

76
00:04:25,600 --> 00:04:28,100
‫احساس می‌کنم دارم می‌سوزم!

77
00:04:28,520 --> 00:04:29,610
‫ممکنه...؟

78
00:04:29,650 --> 00:04:31,440
‫انرژی راگو قراره دوباره منفجر بشه؟

79
00:04:31,480 --> 00:04:33,480
‫امم... فکر کنم از غذا باشه.

80
00:04:33,610 --> 00:04:35,150
‫آره، حتماً همونه...

81
00:04:36,320 --> 00:04:38,450
‫اوه نه، این بده.

82
00:04:38,660 --> 00:04:40,070
‫فکر کنم دارم بالا میارم...

83
00:04:40,160 --> 00:04:41,280
‫اوه...

84
00:04:41,330 --> 00:04:43,120
‫مراقب باشیا.

85
00:04:44,620 --> 00:04:45,960
‫تف بهش...

86
00:04:46,120 --> 00:04:48,750
‫روز اولمه و همین الانشم احساس مردن می‌کنم.

87
00:04:55,260 --> 00:04:56,300
‫بهت...

88
00:04:56,670 --> 00:04:58,010
‫...هشدار داده شده بود.

89
00:05:00,180 --> 00:05:02,260
‫فقط می‌تونم فرض کنم که آماده اومدی.

90
00:05:02,970 --> 00:05:03,810
‫انسان.

91
00:05:06,770 --> 00:05:07,600
‫لعنتی...

92
00:05:07,640 --> 00:05:09,520
‫حالا باید با این یارو سر و کله بزنم؟

93
00:05:10,490 --> 00:05:11,990
‫اون باید ایبوکی باشه.

94
00:05:12,360 --> 00:05:14,610
‫عالی شد... حالا چشم‌هام هم تار می‌بینه.

95
00:05:14,940 --> 00:05:17,150
‫کاش می‌تونستم یه ذره از قدرت راگو استفاده کنم...

96
00:05:25,540 --> 00:05:27,660
‫ظاهر به‌نسبت جالبی داری.

97
00:05:28,080 --> 00:05:31,670
‫افسوس که این فقط محصول حقارت انسانیه.

98
00:05:31,960 --> 00:05:34,920
‫در مقایسه با تواناییِ مونو‌نوکه‌ها، هیچی نیست.

99
00:05:35,170 --> 00:05:36,460
‫باید ببینم.

100
00:05:36,510 --> 00:05:39,180
‫توانایی واقعی‌ت رو بهم نشون بده.

101
00:05:39,510 --> 00:05:41,260
‫ولی اگه نمی‌تونی،

102
00:05:41,340 --> 00:05:43,930
‫پس با ضربه‌ی بعدیم، نابود می‌شی.

103
00:05:44,350 --> 00:05:47,060
‫اگه می‌تونستم، خیلی وقت پیش انجامش داده بودم!

104
00:05:47,350 --> 00:05:48,310
‫تازه...

105
00:05:48,810 --> 00:05:50,310
‫این قدرت متعلق به من نیست.

106
00:05:50,350 --> 00:05:51,480
‫مال راگو‌ئه!

107
00:05:52,060 --> 00:05:53,400
‫من فقط دارم برای...

108
00:05:55,270 --> 00:05:57,190
‫لعنتی...

109
00:05:57,860 --> 00:05:59,700
‫لعنت بهت...

110
00:06:00,700 --> 00:06:02,070
‫گوش کن...

111
00:06:02,120 --> 00:06:05,580
‫بهم حرفم گوش کن!

112
00:06:11,460 --> 00:06:12,580
‫لعنت...

113
00:06:13,290 --> 00:06:15,210
‫گفتم... گوش کن...

114
00:06:15,670 --> 00:06:16,880
‫انگار واقعاً برات زیادیه.

115
00:06:17,880 --> 00:06:18,920
‫چه حیف...

116
00:06:19,300 --> 00:06:20,680
‫این پایان توئه!

117
00:06:20,760 --> 00:06:22,180
‫آزوما جیرو!

118
00:06:28,060 --> 00:06:28,930
‫ها؟

119
00:06:29,020 --> 00:06:30,390
‫یهو چی شد؟

120
00:06:30,640 --> 00:06:32,810
‫این همونیه که می‌گن زندگی جلو چشمات میاد؟

121
00:06:32,850 --> 00:06:33,860
‫پسر احمق.

122
00:06:33,980 --> 00:06:36,820
‫فکر نمی‌کنی این‌طوری باید تصویرهایی از گذشته‌تو ببینی؟

123
00:06:37,940 --> 00:06:39,440
‫تو...؟!

124
00:06:39,740 --> 00:06:42,070
‫همه‌ی این کارا رو تو کردی؟!

125
00:06:42,410 --> 00:06:44,870
‫فکر کنم چیزای مهم‌تری برای نگرانی داری.

126
00:06:45,070 --> 00:06:46,330
‫و با این وضع...

127
00:06:46,490 --> 00:06:48,200
‫قراره جونتو پیشکش کنی.

128
00:06:48,950 --> 00:06:51,080
‫پس این یه توهم نیست؟

129
00:06:52,920 --> 00:06:54,250
‫داری شوخی می‌کنی...

130
00:06:55,290 --> 00:06:58,340
‫نمی‌تونم این‌طوری اینجا بمیرم!

131
00:06:58,500 --> 00:07:01,340
‫لعنتی، اگه فقط می‌تونستم از این قدرت استفاده کنم...

132
00:07:01,630 --> 00:07:03,470
‫پس واقعاً احمقی.

133
00:07:03,890 --> 00:07:05,550
‫اون قدرتِ ماورایی، انرژی راگو‌ئه.

134
00:07:05,890 --> 00:07:08,510
‫هیچ انسانِ فانی‌ای نمی‌تونه ازش استفاده کنه!

135
00:07:08,640 --> 00:07:10,810
‫پسباید چه غلطی کنم؟

136
00:07:11,020 --> 00:07:11,980
‫سوال خوبیه.

137
00:07:12,390 --> 00:07:14,730
‫تا اینجا چیکار می‌کردی؟

138
00:07:15,020 --> 00:07:16,110
‫تا الان؟

139
00:07:16,310 --> 00:07:18,070
‫گذاشتی راگو تسلیمت بشه؟

140
00:07:18,440 --> 00:07:20,230
‫یا تو تسلیمش شدی؟

141
00:07:21,650 --> 00:07:24,110
‫راگو برای تو کیه یا حتی چیه؟

142
00:07:24,320 --> 00:07:25,490
‫یه سلاح خطرناک؟

143
00:07:26,160 --> 00:07:27,740
‫یه دیو ترسناک؟

144
00:07:28,160 --> 00:07:29,990
‫دشمن بشریت؟

145
00:07:30,620 --> 00:07:31,450
‫نه.

146
00:07:32,210 --> 00:07:33,250
‫هیچ‌کدومش نیست.

147
00:07:34,460 --> 00:07:35,370
‫اون...

148
00:07:36,420 --> 00:07:37,750
‫راگو...

149
00:07:41,760 --> 00:07:43,130
‫کافیه!!

150
00:07:43,550 --> 00:07:44,680
‫به خودت مسلط باش!

151
00:07:44,760 --> 00:07:47,090
‫هرچی بیشتر کنترلت رو از دست بدی، اون وحشی‌تر می‌شه!

152
00:07:47,180 --> 00:07:48,050
‫چی؟!

153
00:07:48,140 --> 00:07:51,930
‫تو الان شاهد یه توده‌ی ماورایی هستی
‫که از صاحبش راگو جدا افتاده و در حال طغیانه.

154
00:07:52,270 --> 00:07:55,650
‫توی این لحظه، سکان هدایت دست ذهنِ توئه.

155
00:07:55,980 --> 00:07:58,520
‫اگه انکارش کنی، اون هم تو رو انکار می‌کنه!

156
00:07:58,770 --> 00:08:00,690
‫هرچی بیشتر سعی کنی به زور مطیعش کنی،

157
00:08:00,730 --> 00:08:02,740
‫اون هم بیشتر سعی می‌کنه تو رو به اطاعت وادار کنه.

158
00:08:03,490 --> 00:08:05,150
‫دنبالِ ارباب بودن براش نباش.

159
00:08:05,400 --> 00:08:07,110
‫اما نذار اسیرش هم بشی.

160
00:08:07,370 --> 00:08:09,370
‫این مبارزه‌ای نیست یه قدرت به دیگری غلبه کنه.

161
00:08:09,660 --> 00:08:10,910
‫این دیوونگیه...

162
00:08:11,240 --> 00:08:13,910
‫رهمین دیوونگیِ تو بود که تا اینجا رسوندت.

163
00:08:14,370 --> 00:08:15,750
‫چرا الان می‌خوای دست بکشی؟

164
00:08:16,330 --> 00:08:18,250
‫تا تهش برو.

165
00:08:18,250 --> 00:08:19,880
‫بذار اون دیوونگی خودی نشون بده.

166
00:08:24,510 --> 00:08:25,930
‫داسم شکست!

167
00:08:31,350 --> 00:08:32,560
‫خب، نگاش کن.

168
00:08:32,770 --> 00:08:35,060
‫انگار... تمام مدت این قدرت رو داشتم.

169
00:08:38,690 --> 00:08:40,310
‫پسرک تحسین‌برانگیزیه.

170
00:08:40,480 --> 00:08:42,940
‫در آخرین لحظه، کلید پیروزی رو پیدا می‌کنه.

171
00:08:43,730 --> 00:08:44,690
‫با این‌حال...

172
00:08:45,610 --> 00:08:47,070
‫برام مهم نیست مردم چی می‌گن...

173
00:08:47,320 --> 00:08:51,200
‫هنوزم قلبِ مهربونی داری.

174
00:08:55,580 --> 00:08:57,710
‫اوه، بالاخره تصمیم گرفتی بیدار بشی.

175
00:08:59,670 --> 00:09:00,590
‫صبح بخیر.

176
00:09:01,460 --> 00:09:04,210
‫به‌نظر میاد پاهام بالشت خوبی برات شده.

177
00:09:08,180 --> 00:09:09,720
‫تـ ـ تو کی هستی؟

178
00:09:09,760 --> 00:09:11,510
‫این طرزِ حرف زدن با فرشته‌ی نگهبان نیست.

179
00:09:11,550 --> 00:09:15,450
‫تازه، تمامِ شب هم روی پام نوازشت کردم.

180
00:09:15,560 --> 00:09:17,140
‫فرشته‌ی نگهبان...؟

181
00:09:17,390 --> 00:09:18,980
‫صبر کن، اون صدا...

182
00:09:19,730 --> 00:09:21,190
‫عمراً، تو...

183
00:09:21,270 --> 00:09:22,730
‫همون مار سفیدی؟

184
00:09:22,980 --> 00:09:24,230
‫خودِ خودشم.

185
00:09:24,860 --> 00:09:28,320
‫و همینطور فرمانروای مونونوکه‌ها در جنگلِ آویدیا.

186
00:09:28,780 --> 00:09:31,990
‫خدای شیطانِ زیبارو،‌ ایبوکی.

187
00:09:32,450 --> 00:09:33,950
‫پس تو ایبوکی هستی...

188
00:09:34,450 --> 00:09:36,000
‫پس اون یارو که جمجمه داشت کی بود؟

189
00:09:36,080 --> 00:09:36,910
‫آها!

190
00:09:36,950 --> 00:09:38,330
‫حتماً یه جادو جمبل زدی که-

191
00:09:38,370 --> 00:09:39,330
‫شگفت‌انگیزه!

192
00:09:39,370 --> 00:09:42,540
‫از چیزی که تصور می‌کردم هم سرحال‌تری!

193
00:09:43,460 --> 00:09:44,500
‫سلام.

194
00:09:46,340 --> 00:09:49,990
‫این‌جا چه خبره؟ یکی توضیح بده!

195
00:09:47,300 --> 00:09:49,990
‫یه‌ذره گیاه خشک آوردم، چایی درست کنم؟

196
00:09:50,010 --> 00:09:51,240
‫عالیه.

197
00:09:50,490 --> 00:09:51,240
‫یکی گوش بده!

198
00:09:51,760 --> 00:09:53,390
‫این مونجومارو‌ئه.

199
00:09:53,760 --> 00:09:56,520
‫ایشون همسرِ منه، ‫و با وجودِ ظاهرش،

200
00:09:56,600 --> 00:09:57,770
‫یه زمانی انسان بوده.

201
00:09:59,350 --> 00:10:00,980
‫ها؟

202
00:10:06,730 --> 00:10:09,740
‫گمونم، یه‌چیزی حدود دویست سالی گذشته؟

203
00:10:09,990 --> 00:10:11,240
‫دویست سال؟!

204
00:10:11,360 --> 00:10:14,490
‫به عنوان عضوی از اونیوابان ماموریت داشتم ‫که ایبوکی رو از بین ببرم.

205
00:10:15,450 --> 00:10:17,240
‫یه مامور مخفی بودی؟

206
00:10:17,290 --> 00:10:18,250
‫آره.

207
00:10:18,790 --> 00:10:21,290
‫اگه مجبوری جونم رو بگیری، پس سریع‌تر انجامش بده!

208
00:10:21,540 --> 00:10:22,830
‫وگرنه...

209
00:10:23,380 --> 00:10:24,840
‫وگرنه چی؟

210
00:10:25,210 --> 00:10:29,840
‫من، مونجومارو، باقیِ عمرم رو وقفِ مبارزه‌ی بی‌وقفه با تو می‌کنم...

211
00:10:29,920 --> 00:10:32,840
‫تا یه‌روز پیروزی از آنِ من بشه!

212
00:10:33,220 --> 00:10:34,180
‫حالا چی می‌گی؟!

213
00:10:34,220 --> 00:10:37,070
‫چیزی عذاب‌آور‌تر از این به فکرت می‌رسه؟

214
00:10:38,720 --> 00:10:40,350
‫چـ ـ چرا می‌خندی؟

215
00:10:40,730 --> 00:10:42,350
‫چون...

216
00:10:42,440 --> 00:10:46,110
‫این‌همه خودتو وقف می‌کنی، انگار داری پیشنهادِ ازدواج می‌دی.

217
00:10:46,190 --> 00:10:50,030
‫ازد...؟! مـ ـ مـ ـ من اصلاً همچین منظوری نداشتم!

218
00:10:50,110 --> 00:10:51,240
‫می‌دونم.

219
00:10:51,570 --> 00:10:54,240
‫خب، صرف‌نظر از اون، من پیشنهاد دیگه‌ای دارم.

220
00:10:55,740 --> 00:10:58,700
‫اینکه این‌همه خودتو وقفِ یه مونونوکه مثل من کنی...

221
00:10:58,910 --> 00:11:01,460
‫...فقط می‌تونه برای انسانی مثل تو دردسرساز بشه.

222
00:11:01,750 --> 00:11:05,130
‫نگران نباش، برنامه‌ای برای ترکِ این جنگل ندارم.

223
00:11:05,670 --> 00:11:08,380
‫به شرطی که شما انسان‌ها هم توی کارم دخالت نکنید.

224
00:11:09,130 --> 00:11:11,340
‫پس برو...

225
00:11:11,800 --> 00:11:12,640
‫برو یه-

226
00:11:12,680 --> 00:11:13,970
‫دارم بهت هشدار می‌دم!

227
00:11:14,050 --> 00:11:15,510
‫من یه آدم با اصول و اخلاقم!

228
00:11:15,600 --> 00:11:17,720
‫با تمامِ وجودم حرفی که می‌زنم رو قبول دارم!

229
00:11:18,220 --> 00:11:19,270
‫پس...

230
00:11:19,430 --> 00:11:20,730
‫من می‌خوام...

231
00:11:21,190 --> 00:11:23,350
‫...زندگیم رو وقفِ تو کنم!!

232
00:11:23,730 --> 00:11:25,520
‫خودتو آماده کن!

233
00:11:27,940 --> 00:11:30,190
‫خب، از یه جایی همه‌چیز دست‌به‌دست هم داد،

234
00:11:30,240 --> 00:11:32,610
‫که بخشی از قدرت‌های ماورایی ایبوکی به من رسید،

235
00:11:32,660 --> 00:11:34,370
‫من به عنوان یه نیمه‌مونونوکه همسرش شدم،

236
00:11:34,410 --> 00:11:36,080
‫و بقیه‌ی ماجرا هم که مشخصه!

237
00:11:36,160 --> 00:11:38,990
‫به‌عبارتی، بهش تسلیم شدم.

238
00:11:39,040 --> 00:11:40,620
‫شماها خیلی عجیبید...

239
00:11:41,000 --> 00:11:43,870
‫اعتراف می‌کنم که زوجِ غیرمعمولی هستیم...

240
00:11:44,130 --> 00:11:45,630
‫اما عشق همیشه منطقی نیست.

241
00:11:46,500 --> 00:11:47,840
‫در دوستی و در عشق،

242
00:11:47,880 --> 00:11:50,260
‫اینکه از چه قبیله‌ای هستی فقط یه چیز جزئیه.

243
00:11:50,720 --> 00:11:54,890
‫حس می‌کنم می‌فهمی چی می‌گم.

244
00:11:59,520 --> 00:12:00,810
‫می‌فهمم.

245
00:12:00,930 --> 00:12:03,850
‫گذشته‌ی پرفراز و نشیبی داشتی تا این‌ها رو یاد بگیری.

246
00:12:04,060 --> 00:12:05,310
‫درسته.

247
00:12:05,650 --> 00:12:09,400
‫اما وضعیتِ تو خیلی با مونجومارو فرق داره.

248
00:12:09,940 --> 00:12:13,570
‫مونجومارو این مزیت رو داشت که طیِ چندین دهه
‫ ‫به‌مرور با قدرت‌های جدیدش خو بگیره.

249
00:12:13,650 --> 00:12:15,570
‫تو متأسفانه، همچین شانسی نداری.

250
00:12:16,280 --> 00:12:19,540
‫بنابراین، با تو به‌زور انجامش می‌دیم.

251
00:12:20,040 --> 00:12:22,370
‫مونجومارو شریکِ تمرینیِ تو می‌شه.

252
00:12:23,000 --> 00:12:25,250
‫حواستو جوری تیز کن که انگار جونت بهش بسته‌ست!

253
00:12:25,290 --> 00:12:26,170
‫همین و بس!

254
00:12:26,670 --> 00:12:27,920
‫یه سوال می‌تونم بپرسم؟

255
00:12:28,090 --> 00:12:29,000
‫همم؟

256
00:12:29,090 --> 00:12:30,920
‫چرا این کارها رو برای من می‌کنی؟

257
00:12:31,260 --> 00:12:33,800
‫برای یه انسان... کسی که عضوی از سازمانه.

258
00:12:34,300 --> 00:12:37,260
‫صادقانه بگم، فکرشو نمی‌کردم دیشب زنده بمونی.

259
00:12:37,300 --> 00:12:38,300
‫اوی اوی.

260
00:12:38,470 --> 00:12:40,810
‫اما به‌هرحال زنده موندی.

261
00:12:40,930 --> 00:12:43,180
‫حداقل حالا باید زیرِ بال‌وپرتو بگیرم.

262
00:12:43,270 --> 00:12:46,440
‫تازه، نمی‌تونیم آماگی رو به حالِ خودش رها کنیم.

263
00:12:46,810 --> 00:12:48,560
‫آماگی رو می‌شناسی؟

264
00:12:49,110 --> 00:12:50,190
‫کم‌وبیش...

265
00:12:51,860 --> 00:12:55,320
‫اون هیچ‌وقت با بقیه‌ی مونونوکه‌ها نمی‌جوشید.

266
00:12:56,200 --> 00:12:58,200
‫هیچ‌وقت احساسی از خودش نشون نمی‌داد.

267
00:12:58,530 --> 00:13:01,830
‫چهره‌ی سردش و با اون شاخ‌ها... انگار تجسمِ تنهایی بود.

268
00:13:02,330 --> 00:13:05,160
‫مدام با بقیه‌ی مونونوکه‌ها درگیر می‌شد.

269
00:13:05,620 --> 00:13:08,080
‫شایدم تا حدی به‌خاطر این بود که توانایی خاصی...

270
00:13:09,170 --> 00:13:10,590
‫توی هم‌نوع‌خواری داشت.

271
00:13:11,000 --> 00:13:12,880
‫با خوردن گوشت هم‌نوعانِ مونونوکه‌ش،

272
00:13:13,050 --> 00:13:15,090
‫قدرت‌شون رو جذب می‌کرد.

273
00:13:15,550 --> 00:13:18,840
‫این شرارت آماگی بود.

274
00:13:19,720 --> 00:13:21,850
‫همون‌طور که می‌گن، ضعیف‌ها چیزی جز خوراک نیستن.

275
00:13:22,560 --> 00:13:24,600
‫اما وقتی از قدرتِ خودش راضی شد،

276
00:13:24,640 --> 00:13:26,390
‫هم‌نوع‌‌خواری رو کنار گذاشت.

277
00:13:26,600 --> 00:13:28,600
‫و به فکر جم کردن متحدینش افتاد.

278
00:13:29,150 --> 00:13:32,610
‫همه فقط برای اینکه بتونه دسته‌های عظیمی از انسان‌ها رو مطیع کنه.

279
00:13:32,980 --> 00:13:36,610
‫کاری کرد که انسان‌ها مثل خدا پرستشش کنن،

280
00:13:36,900 --> 00:13:39,110
‫و کوچک‌ترین نافرمانی رو...

281
00:13:39,660 --> 00:13:42,370
‫...به فرصتی برای نشون دادنِ قدرتش تبدیل می‌کرد.

282
00:13:43,040 --> 00:13:47,000
‫نهایتاً، وقتی دوره‌ی جنگ‌های داخلی ‫جاش
‫رو به صلح و پایتختِ جدید در دوره‌ی ادو داد...

283
00:13:48,040 --> 00:13:50,920
‫هیچ میلی برای متحد شدن با تو ندارم.

284
00:13:51,210 --> 00:13:52,170
‫چرا؟

285
00:13:52,210 --> 00:13:54,510
‫هم‌رزمِ من شو و از زندگی‌ای که-

286
00:13:54,550 --> 00:13:55,920
‫گفتم نه.

287
00:13:56,260 --> 00:13:59,970
‫خودت می‌دونی چقدر از آدمای بی‌رحمی مثل تو متنفرم.

288
00:14:00,220 --> 00:14:01,340
‫متحد بودن که پیشکشت،

289
00:14:01,390 --> 00:14:04,140
‫اول سعی کن دنبال یه دوست باشی که باهاش حرف بزنی.

290
00:14:04,890 --> 00:14:05,970
‫که این‌طور.

291
00:14:07,470 --> 00:14:09,440
‫همین‌طوری می‌خوای راهتو بکشی و برگردی؟

292
00:14:09,810 --> 00:14:13,230
‫کامل با قدرتی که داری آشنام.

293
00:14:13,400 --> 00:14:16,820
‫تخمین می‌زنم مبارزه‌ی الانم با تو 70% به پیروزیِ من منجر می‌شه.

294
00:14:17,190 --> 00:14:20,990
‫البته که این یعنی ۳۰ درصد احتمالِ باخت دارم.

295
00:14:21,570 --> 00:14:23,820
‫هنوز خیلی کارها هست که باید انجام بدم.

296
00:14:24,280 --> 00:14:26,990
‫باختن به تو در این لحظه، ریسکیه که حاضر نیستم بپذیرم.

297
00:14:27,580 --> 00:14:30,210
‫بشریت فقط قراره رشد کنه.

298
00:14:30,750 --> 00:14:34,000
‫اون‌وقت مونونوکه‌های در اقلیت هستن باید چیکار کنن؟

299
00:14:34,540 --> 00:14:40,510
‫ترجیح می‌دم بمیرم تا اینکه در یه تسلیمِ خفت‌بار
‫ زیرِ سایه‌ی یه گونه‌ی پست‌تر زندگی کنم .

300
00:14:41,180 --> 00:14:43,550
‫به‌زودی می‌فهمی کی برتره.

301
00:14:44,390 --> 00:14:47,350
‫همگان رو نسبت به نظم واقعیِ زندگی آگاه می‌کنم.

302
00:14:49,640 --> 00:14:51,520
‫۲۵۰ سال پیش قسمش رو خوردم.

303
00:14:51,770 --> 00:14:53,980
‫و اولین تلاشم با شکست مواجه شد.

304
00:14:54,690 --> 00:14:57,320
‫کاملاً ساده‌لوح بودم.

305
00:14:58,030 --> 00:14:59,320
‫انسان‌ها رو دست‌کم گرفتم.

306
00:14:59,360 --> 00:15:01,740
‫به مونونوکه‌ها بیش از حد اعتماد کردم.

307
00:15:01,990 --> 00:15:04,120
‫اما دیگه اون اشتباهات رو تکرار نمی‌کنم.

308
00:15:04,530 --> 00:15:07,950
‫کمبودهای من نباید توسطِ دیگران جبران بشه...

309
00:15:08,370 --> 00:15:10,750
‫...بلکه فقط با رشد خودم امکان‌پذیره.

310
00:15:11,290 --> 00:15:15,750
‫ضعیف‌ها همیشه باید خوراکِ قوی‌ها باشن.

311
00:15:16,550 --> 00:15:19,300
‫بیاید، همرزمان من، بهم ملحق شید.

312
00:15:20,090 --> 00:15:24,510
‫در تاج‌وتخت مونونوکه‌ها به من بپیوندید!

313
00:15:29,640 --> 00:15:34,020
‫همه‌شون اومدن اینجا چون بهت ایمان داشتن،
‫ ‫و تو هم مثل یه مشت حشره لهشون کردی.

314
00:15:34,520 --> 00:15:37,520
‫البته نه که برام اهمیتِ چندانی داشته باشه.

315
00:15:38,030 --> 00:15:40,240
‫تو همون پسربچه‌ای هستی که طوفانِ جهنمی رو داره...

316
00:15:40,400 --> 00:15:41,530
‫اسمم کیریهارا‌ئه.

317
00:15:41,700 --> 00:15:44,530
‫وقت ندارم با امثالِ تو سر و کله بزنم.

318
00:15:44,740 --> 00:15:46,280
‫چیه، نمی‌خوای منو بخوری؟

319
00:15:47,790 --> 00:15:50,000
‫یه انسانِ فانی الان به چه دردم می‌خوره؟

320
00:15:50,080 --> 00:15:52,040
‫و این کنجکاوت نمی‌کنه؟

321
00:15:53,170 --> 00:15:55,380
‫بلعیدنِ یه مونونوکه وقتی که جسمی رو تسخیر کرده،

322
00:15:55,420 --> 00:15:56,960
‫هیچ انرژی‌ای بهم نمی‌ده.

323
00:15:58,880 --> 00:16:00,420
‫آها، گرفتم چی شد.

324
00:16:01,090 --> 00:16:05,720
‫واسه همینه که اون‌همه دردسر کشیدی
‫ تا راگو رو ‫از آبسیدینِ مرگ و اون پسره جدا کنی.

325
00:16:06,300 --> 00:16:07,760
‫الان داری متوجه می‌شی.

326
00:16:07,890 --> 00:16:08,930
‫حرومزاده...

327
00:16:08,970 --> 00:16:10,470
‫آماگی...

328
00:16:10,520 --> 00:16:11,430
‫ای خیانتکار پست‌فطـ ـ

329
00:16:13,270 --> 00:16:17,690
‫باید قلبِ یه مونونوکه رو قبل از اینکه
‫ انرژیِ ماوراییش به گردوغبار تبدیل بشه، بخوری ‫.

330
00:16:18,480 --> 00:16:22,700
‫هر زندگی ارزشمنده و نباید هدر بره.

331
00:16:23,200 --> 00:16:27,200
‫و هر لقمه قراره پله‌ی صعودِ من به سمت جاه‌طلبی‌هام باشه.

332
00:16:27,740 --> 00:16:28,830
‫حالا اگه متوجه شدی...

333
00:16:28,870 --> 00:16:31,450
‫از جلوی چشمم دور شو!

334
00:16:33,710 --> 00:16:37,210
‫خودم خروجی رو پیدا می‌کنم، نمی‌خواد بدرقه‌م کنی.

335
00:16:37,710 --> 00:16:41,210
‫شاید اهدافِ مشابهی داشته باشیم، اما...

336
00:16:42,090 --> 00:16:44,010
‫دارم با خودم حرف می‌زنم.

337
00:16:46,800 --> 00:16:47,850
‫اوی!

338
00:16:48,390 --> 00:16:49,810
‫چه خبره؟

339
00:16:50,890 --> 00:16:51,930
‫باید کارِ آماگی باشه.

340
00:16:52,020 --> 00:16:52,850
‫ها؟

341
00:16:52,890 --> 00:16:55,850
‫این فضا از قدرتِ ماوراییِ آماگی ساخته شده.

342
00:16:56,190 --> 00:16:59,860
‫هر اتفاقی برای اون بیفته، تأثیرش رو اینجا می‌بینیم.

343
00:17:01,440 --> 00:17:02,570
‫هوی!

344
00:17:02,650 --> 00:17:06,110
‫مگه نگفت که قراره با تمامِ ‫همرزماش ملاقات کنه؟

345
00:17:06,530 --> 00:17:07,360
‫آره.

346
00:17:07,450 --> 00:17:09,830
‫از آماده‌سازی حرف زد، اینکه زمان می‌بره.

347
00:17:09,910 --> 00:17:11,120
‫اون عوضی...

348
00:17:11,910 --> 00:17:13,000
‫تو کوگا هستی، درسته؟

349
00:17:13,290 --> 00:17:15,540
‫دختره رو بردار و از اینجا بزن بیرون!

350
00:17:15,580 --> 00:17:18,580
‫هـــا؟! چرا من باید ببرمش؟

351
00:17:18,630 --> 00:17:19,590
‫گوش کن، احمق!

352
00:17:19,630 --> 00:17:21,290
‫چون قراره تو و این دختره رو بخوره!

353
00:17:21,300 --> 00:17:23,260
‫بـ ـ بخورتمون؟

354
00:17:23,380 --> 00:17:24,760
‫چی واسه خودت می‌گی؟

355
00:17:32,970 --> 00:17:35,270
‫اوه، آماگی‌ای دیگه...؟

356
00:17:35,980 --> 00:17:37,270
‫حق با من بود.

357
00:17:37,350 --> 00:17:39,190
‫این تغییر توی انرژیِ ماورایی برای چـ ـ

358
00:17:42,610 --> 00:17:45,190
‫آخ... دردم گرفت...

359
00:17:45,990 --> 00:17:47,950
‫کو... گا...

360
00:17:48,450 --> 00:17:49,280
‫کمـ...

361
00:17:53,540 --> 00:17:56,460
‫همچین بدک نبود.

362
00:17:58,040 --> 00:18:00,750
‫عـــــوضــــی!

363
00:18:08,050 --> 00:18:09,430
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟

364
00:18:09,510 --> 00:18:11,260
‫اینو من باید بگم، حرومی!

365
00:18:11,300 --> 00:18:12,930
‫با تو نبودم.

366
00:18:13,390 --> 00:18:16,180
‫دوباره می‌پرسم، فکر کردی داری چیکار می‌کنی، راگو؟

367
00:18:16,520 --> 00:18:18,810
‫به این بچه یه بدهی دارم، یادته؟

368
00:18:19,100 --> 00:18:22,110
‫می‌خوای از اینکه جونتو نجات داده، جبرانش کنی؟

369
00:18:22,230 --> 00:18:25,820
‫اما الان چه کاری از دستت برمیاد؟

370
00:18:26,190 --> 00:18:30,950
‫تمامِ چیزی که برات مهمه، اون قدرتیه که توی جیرو به جا گذاشتم، نه؟

371
00:18:31,450 --> 00:18:34,660
‫پس فکر کنم هنوزم به دردت می‌خورم.

372
00:18:35,370 --> 00:18:36,330
‫هو؟

373
00:18:36,620 --> 00:18:39,750
‫به جیرو نشون بده که زنده‌ام و هنوز نفس می‌کشم.

374
00:18:39,960 --> 00:18:42,290
‫تضمین می‌کنم اون بچه مثل برق و باد میاد اینجا!

375
00:18:42,330 --> 00:18:44,750
‫این‌طوری کارت راحت‌تر می‌شه، مگه نه؟

376
00:18:45,000 --> 00:18:48,340
‫قطعاً اعتمادبه‌نفسِ خیلی بالایی داری.

377
00:18:48,510 --> 00:18:50,550
‫چطوری اینو می‌تونی ثابت کنی؟

378
00:18:50,720 --> 00:18:52,890
‫راهی واسه ثابت کردنش ندارم.

379
00:18:53,720 --> 00:18:54,600
‫اما...

380
00:18:55,100 --> 00:18:58,600
‫فقط می‌دونم همچین آدمیه.

381
00:18:59,940 --> 00:19:01,100
‫پس این‌طور.

382
00:19:01,520 --> 00:19:03,110
‫شنیدی دیگه، کوگا؟

383
00:19:03,150 --> 00:19:04,060
‫ها؟

384
00:19:04,150 --> 00:19:05,320
‫فقط راه بیفت برو،

385
00:19:05,360 --> 00:19:06,980
‫و همه‌چیز رو به سازمان گزارش کن!

386
00:19:07,030 --> 00:19:09,280
‫و ـ ولی چرا باید همچین کاری کنم؟!

387
00:19:09,360 --> 00:19:10,860
‫پس می‌خوای چه غلطی کنی؟

388
00:19:10,900 --> 00:19:13,490
‫می‌خوای ناهارِ این هیولای عجیب‌غریب شی؟

389
00:19:13,660 --> 00:19:15,450
‫با چشمای خودت مگه ندیدی؟

390
00:19:15,530 --> 00:19:19,250
‫با وضع فعلی‌ت، هیچ ‫شانسی برای شکست دادنِ آماگی نداری!

391
00:19:19,540 --> 00:19:22,710
‫الان وقت به خطر انداختن زندگیت نیست...

392
00:19:22,920 --> 00:19:24,500
‫منظورم رو فهمیدی؟

393
00:19:36,310 --> 00:19:37,390
‫آماگی.

394
00:19:37,560 --> 00:19:40,310
‫تو نه دیگه یه مونونوکه‌ای، یا نه حتی چیز دیگه‌ای.

395
00:19:41,480 --> 00:19:43,310
‫فقط یه هیولای کثیفی!

396
00:19:46,190 --> 00:19:47,570
‫هیولای کثیف، ها؟

397
00:19:47,690 --> 00:19:49,320
‫فکر نکنم خیلی ازت خوشش بیاد.

398
00:19:49,400 --> 00:19:51,990
‫موجوداتی که فراتر از درکِ عموم هستن...

399
00:19:52,030 --> 00:19:54,160
‫معمولاً پذیرفتنشون برای مردمِ عادی سخته.

400
00:19:54,870 --> 00:19:55,820
‫حالا...

401
00:19:56,070 --> 00:19:59,490
‫منتظر حرکت بعدیِ سازمان می‌مونیم.

402
00:20:03,500 --> 00:20:04,960
‫یه گل زیبا راستم دارم...

403
00:20:05,040 --> 00:20:06,710
‫و یه شکوفه‌ی خوشگل چپم دارم...

404
00:20:06,790 --> 00:20:09,710
‫کی فکرشو می‌کرد بازداشت شدن انقدر جذاب باشه!

405
00:20:09,760 --> 00:20:11,980
‫خیلی پررویی توی این موقعیت بلبل‌زبونی می‌کنی!

406
00:20:12,470 --> 00:20:14,720
‫مطمئنی این همون‌جاست؟

407
00:20:15,220 --> 00:20:17,100
‫هزار بار بهت گفتم!

408
00:20:17,140 --> 00:20:19,100
‫چرا الان باید دروغ بگم؟

409
00:20:19,140 --> 00:20:20,720
‫مدیر کوسومی، صدام رو داری؟

410
00:20:21,060 --> 00:20:22,230
‫چیزی پیدا کردید؟

411
00:20:22,480 --> 00:20:24,730
‫بله، همون‌جا که پیش‌بینی می‌شد، دروازه رو پیدا کردیم.

412
00:20:24,810 --> 00:20:27,610
‫اما به نظر میاد از قبل بسته شده.

413
00:20:28,190 --> 00:20:29,150
‫فهمیدم.

414
00:20:29,900 --> 00:20:31,110
‫پس... حالا.

415
00:20:32,190 --> 00:20:33,740
‫آماده‌ای، بلبل‌زبون؟

416
00:20:33,780 --> 00:20:35,110
‫وایـ ـ وایسا!

417
00:20:35,380 --> 00:20:37,210
‫دروازه دقیقاً همون‌جاییه که گفتم، مگه نه؟!

418
00:20:37,240 --> 00:20:40,240
‫از کجا باید می‌دونستم بازه یا بسته؟!

419
00:20:40,330 --> 00:20:42,290
‫تو خیلی حال‌به‌هم‌زنی، می‌دونی؟

420
00:20:42,330 --> 00:20:45,330
‫چه دلیلی داشتم که بخوام گول‌تون بزنم؟

421
00:20:43,580 --> 00:20:45,330
‫خوب بهمون کلک زد...

422
00:20:45,620 --> 00:20:49,250
‫آماگی حتماً پیش‌بینی کرده بود که ما این مسیر رو انتخاب می‌کنیم.

423
00:20:49,800 --> 00:20:50,750
‫فهمیدم.

424
00:20:51,130 --> 00:20:53,130
‫نه، جیرو هنوز بیرون نیومده.

425
00:20:53,420 --> 00:20:55,260
‫آره، خوبه.

426
00:20:55,970 --> 00:20:57,640
‫پس فعلاً خبری از حمله غافلگیرکننده نیست، ها؟

427
00:20:57,800 --> 00:21:00,890
‫آره، طرف خیلی باهوش‌تر از این حرف‌هاست
‫ که بخواد کارو برامون آسون کنه.

428
00:21:02,220 --> 00:21:04,390
‫تقریباً سه روز گذشته که رفته تو.

429
00:21:04,480 --> 00:21:06,600
‫و حتی یه سانت هم تکون نخورده...

430
00:21:11,440 --> 00:21:14,280
‫آزوما-سان، چرا نمی‌رید یه کم استراحت کنید؟

431
00:21:15,240 --> 00:21:19,280
‫چرا باید این اتفاق میفتاد؟

432
00:21:19,870 --> 00:21:22,790
‫به‌خاطرِ مونونوکه‌هایی مثل راگو و آماگی‌ئه؟

433
00:21:23,080 --> 00:21:25,290
‫یا تقصیرِ جیروئه که خودش رو درگیر کرد؟

434
00:21:26,500 --> 00:21:29,290
‫اون همیشه همین‌جوری بوده.

435
00:21:30,380 --> 00:21:33,210
‫اگه مشغول نجاتِ حیوون‌ها از دست قلدرهای محل نباشه،

436
00:21:33,510 --> 00:21:38,340
‫داره یه مونونوکه رو نجات میده.
‫ ‫همیشه‌ی خدا خودشو تو دردسر میندازه.

437
00:21:39,140 --> 00:21:41,810
‫همیشه مثل یه احمق مستقیم به دلِ خطر میره.

438
00:21:41,890 --> 00:21:44,930
‫هرچقدر هم کتک بخوره، هیچ‌وقت عقب نمی‌کشه.

439
00:21:45,730 --> 00:21:49,440
‫چرا نوه‌ی من باید انقدر احمق باشه؟

440
00:21:50,860 --> 00:21:52,440
‫چرا؟

441
00:21:53,190 --> 00:21:57,450
‫چرا اون باید کسی باشه که همه‌ی این بار رو به دوش می‌کشه؟

442
00:21:59,160 --> 00:22:00,950
‫بهم بگو، شیبا.

443
00:22:01,240 --> 00:22:02,700
‫با اون پسر چیکار کنم؟

444
00:22:04,450 --> 00:22:06,460
‫هوی، بچه‌ها، دارن میان!

445
00:22:06,480 --> 00:22:14,480
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

446
00:22:14,510 --> 00:22:24,510
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
