1
00:00:04,940 --> 00:00:08,980
‫ترجمه و تایپ‌ست: Onyx

2
00:00:06,220 --> 00:00:08,100
‫فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی؟

3
00:00:08,640 --> 00:00:11,600
‫وقتی بیهوش بودم یه دستگاهِ عجیب‌غریب بهم چسبوندین،

4
00:00:11,770 --> 00:00:13,890
‫بعدشم مثل یه حیوون اینجا حبسم کردین!

5
00:00:14,100 --> 00:00:16,450
‫انتظار دارین حسی خوبی داشته باشم؟

6
00:00:16,850 --> 00:00:19,610
‫احساساتت توی این موضوع بی‌اهمیته.

7
00:00:19,940 --> 00:00:21,780
‫تصمیم‌ها رو ما می‌گیریم.

8
00:00:21,820 --> 00:00:23,610
‫تو هم باید اطاعت کنی.

9
00:00:23,990 --> 00:00:26,490
‫به پروتکلِ شماره‌ی 101 سازمان خوش اومدی.

10
00:00:26,740 --> 00:00:27,740
‫محض اطلاعت،

11
00:00:27,780 --> 00:00:30,970
‫این تضعیف‌کننده‌ی انرژیِ ماورایی به نفع خودت هم هست.

12
00:00:31,700 --> 00:00:37,420
‫غیب شدنِ راگو و وارد کردن تمام قدرتش داخل
‫ یه میزبانِ انسانی، چیزی نبود که پیش‌بینی کرده باشیم.

13
00:00:37,750 --> 00:00:40,710
‫باید قبل از اینکه تصمیم بگیریم در موردت چیکار کنیم،

14
00:00:40,710 --> 00:00:42,880
‫یه عالمه آزمایشِ مختلف انجام بدیم.

15
00:00:43,590 --> 00:00:45,220
‫این‌طوری که به جایی نمی‌رسیم.

16
00:00:45,720 --> 00:00:46,970
‫شیبا رو بیارین اینجا.

17
00:00:47,220 --> 00:00:50,140
‫شیبا تحت بازجوییه.

18
00:00:50,220 --> 00:00:52,310
‫به این زودی‌ها نمی‌تونه بیاد این مرکز.

19
00:00:53,520 --> 00:00:54,560
‫خیلی خب!

20
00:00:54,640 --> 00:00:56,900
‫اگه اون نمی‌تونه پیشِ من بیاد، من میرم پیشش.

21
00:00:57,190 --> 00:00:58,900
‫فکر کنم متوجه نیستی.

22
00:00:59,230 --> 00:01:01,150
‫حالا بشین سر جات و خفه شو، جغله!

23
00:01:03,030 --> 00:01:05,280
‫ترجیح میدم جغله باشم تا آدم به‌دردنخوری مثل شماها!

24
00:01:05,820 --> 00:01:07,660
‫به نفع خودمه، ها؟

25
00:01:07,860 --> 00:01:10,280
‫بیشتر انگار می‌خواین خودتونو راحت کنین!

26
00:01:10,530 --> 00:01:13,160
‫شماها جز خودتون، به هیچ‌کس اهمیت نمی‌دین!

27
00:01:13,830 --> 00:01:16,830
‫برای همینه که این دفعه می‌خوام هر کاری دلم بخواد بکنم!

28
00:01:19,040 --> 00:01:21,340
‫و یه خبر داغ، من خودم از پس مشکلاتم برمیام!

29
00:01:22,000 --> 00:01:23,670
‫آماگی کارش تمومه...

30
00:01:23,710 --> 00:01:25,920
‫خودم می‌رم می‌کشمش!

31
00:01:25,940 --> 00:01:35,940
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

32
00:02:56,530 --> 00:03:01,370
‫یک

33
00:02:57,100 --> 00:02:58,470
‫شیبا.

34
00:02:58,850 --> 00:03:03,230
‫صرف‌نظر از عملکرد افتضاحت به عنوان ناظر...

35
00:03:03,980 --> 00:03:08,230
‫...مسئله‌ی مهم‌تر الان اینه که با جیرو آزوما چیکار کنیم.

36
00:03:08,440 --> 00:03:12,660
‫اگه می‌خوایم جلوی تهدیدهای بیشتر رو بگیریم،
‫گزینه‌ای جز حذف فوریش نمی‌بینم.

37
00:03:12,740 --> 00:03:16,780
‫بله، ولی مرگ جسمی اون، قدرت‌های راگو رو از بین نمی‌بره.

38
00:03:16,910 --> 00:03:18,240
‫خیلی پرخطر.

39
00:03:18,540 --> 00:03:20,580
‫پس باید پسره رو قرنطینه کنیم.

40
00:03:20,660 --> 00:03:22,750
‫کدوم مرکز و با کدوم پرسنل؟

41
00:03:22,830 --> 00:03:25,340
‫آژانس دفاع ژاپن می‌تونه کمک کنه.

42
00:03:23,920 --> 00:03:25,340
‫گیری کردیما...

43
00:03:25,380 --> 00:03:28,730
‫افزایش پرسنل با وجود...

44
00:03:25,380 --> 00:03:27,590
‫پیرهای خرفتی که قدرت دستشونه همینن دیگه...

45
00:03:29,090 --> 00:03:32,260
‫شیبا، دفاعتو می‌شنویم.

46
00:03:32,720 --> 00:03:35,680
‫فکر می‌کنم محافظت ایزوله مناسب باشه.

47
00:03:36,430 --> 00:03:37,260
‫اما...

48
00:03:37,640 --> 00:03:40,890
‫یه حسی بهم میگه این پسربچه‌مون...

49
00:03:40,930 --> 00:03:43,270
‫بدجوری قراره دردسر درست کنه.

50
00:03:46,150 --> 00:03:47,020
‫خب...

51
00:03:47,360 --> 00:03:49,360
‫بعد از اون کج‌خلقی، الان حالت بهتر شده؟

52
00:03:49,440 --> 00:03:51,030
‫حالا دیگه مزخرفاتتو بس کن.

53
00:03:51,320 --> 00:03:54,530
‫می‌دونی دارم مراعاتتو می‌کنم دیگه، نه؟

54
00:03:55,110 --> 00:03:56,700
‫قدرت ماورایی یه چیزه،

55
00:03:56,780 --> 00:03:59,490
‫ولی اگه ندونی چطوری ازش استفاده کنی، هیچ ارزشی نداره.

56
00:03:59,620 --> 00:04:03,410
‫حالا پسر خوبی باش و به حرف بزرگ‌ترهات گوش کن.

57
00:04:03,960 --> 00:04:04,750
‫خفه شو!

58
00:04:04,750 --> 00:04:06,420
‫عجب عوضی سرکشی هستی.

59
00:04:06,500 --> 00:04:08,170
‫این کله‌شقی‌هات دیگه قدیمی شده...

60
00:04:08,590 --> 00:04:10,670
‫بهتره یه چرت بزنی!

61
00:04:11,510 --> 00:04:12,630
‫می‌دونی...

62
00:04:13,340 --> 00:04:16,680
‫تو یه جورایی مثل یه شمشیر بی‌غلاف می‌مونی.

63
00:04:17,350 --> 00:04:21,060
‫قبلش راگو که دسته و غلافت بود رو داشتی.

64
00:04:21,100 --> 00:04:23,690
‫عملاً کنترل قدرتشو دستت می‌داد.

65
00:04:23,980 --> 00:04:31,280
‫حالا فقط یه تیغه‌ی سرگردونی
‫که ‫حتی برای خودتم خطر محسوب می‌شی.

66
00:04:32,190 --> 00:04:35,700
‫راستشو بخوای، از سرسختی‌ت بدم نمیاد.

67
00:04:36,030 --> 00:04:37,370
‫ولی خب...

68
00:04:37,530 --> 00:04:40,080
‫توی این وضعیت، عملاً بی‌فایده‌ای.

69
00:04:40,580 --> 00:04:42,660
‫پس بذار بزرگ‌ترها گندکاری‌ها رو جمع کنن.

70
00:04:42,700 --> 00:04:44,080
‫صبور باش و همین‌جا بمون.

71
00:04:46,500 --> 00:04:48,330
‫مطمئنین این بهترین کار بود؟

72
00:04:48,420 --> 00:04:50,340
‫که اینویی رو اونجا تنها بذاریم؟

73
00:04:50,590 --> 00:04:52,710
‫اینویی فقط داره برامون زمان می‌خره.

74
00:04:53,050 --> 00:04:53,880
‫برای چی؟

75
00:04:54,340 --> 00:04:57,590
‫برای رسیدن تنها کسی که می‌تونه سر عقل بیارتش.

76
00:04:57,970 --> 00:05:02,100
‫بله، می‌تونم بگم الان یه درک کلی‌ای از وضعیت داره، خانم.

77
00:05:02,390 --> 00:05:05,600
‫بله، می‌تونید حدود پانزده دقیقه‌ی دیگه رو ما حساب کنید.

78
00:05:05,770 --> 00:05:10,190
‫طبق دستور، تجهیزات مناسب رو همراهشون داره.

79
00:05:10,570 --> 00:05:12,110
‫وضعیت همچنان...؟

80
00:05:12,360 --> 00:05:13,080
‫آره...

81
00:05:13,530 --> 00:05:15,860
‫اما معلوم نیست که از بد، بدتر بشه یا نه.

82
00:05:18,740 --> 00:05:19,620
‫ای بابا!

83
00:05:20,490 --> 00:05:21,410
‫اینو!

84
00:05:21,490 --> 00:05:23,080
‫همه‌چیز مرتبه، خانم؟

85
00:05:23,620 --> 00:05:24,750
‫خب، گفتی نیست که...

86
00:05:25,200 --> 00:05:27,250
‫وضعیت بدتر از این نمی‌شه.

87
00:05:30,500 --> 00:05:33,380
‫متأسفانه باید بگم وضعیت تغییر کرده.

88
00:05:33,460 --> 00:05:35,470
‫تچ، ای احمق لعنتی...

89
00:05:35,590 --> 00:05:39,010
‫مقصدمونا درست پشت این کوه قرار داره.

90
00:05:39,090 --> 00:05:43,010
‫ماشین رو همین‌جا می‌ذاریم و از یه راه مستقیم‌تر میریم.

91
00:05:44,270 --> 00:05:46,180
‫فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی، اینو؟

92
00:05:46,310 --> 00:05:47,140
‫ها؟!

93
00:05:47,230 --> 00:05:50,270
‫خب همون‌طوری که دستور گرفته بودم،
‫داشتم مجبورش می‌کردم اطاعت کنه!

94
00:05:50,690 --> 00:05:54,280
‫از نظر جسمی و روانی به ته خط رسیده.

95
00:05:55,900 --> 00:05:58,400
‫تچ... پس بالاخره رد دادی.

96
00:05:58,820 --> 00:06:00,280
‫به دل نگیریا...

97
00:06:00,700 --> 00:06:02,280
‫ولی الان مراعات کردن—

98
00:06:03,530 --> 00:06:04,540
‫ها؟!

99
00:06:04,870 --> 00:06:05,790
‫اینو!

100
00:06:06,620 --> 00:06:08,160
‫کثافت عوضی...

101
00:06:08,330 --> 00:06:10,830
‫تنها کت‌وشلوارمو خراب کردی!

102
00:06:11,580 --> 00:06:13,630
‫خودت خواستی!

103
00:06:20,130 --> 00:06:21,260
‫لعنتی!

104
00:06:21,390 --> 00:06:23,760
‫فکر نکنم حتی بدنشو کبود کرده باشم!

105
00:06:24,180 --> 00:06:27,310
‫این لباس طراحی‌شده تا جلوی ضربه‌ی یه بازوکا هم بگیره...

106
00:06:27,680 --> 00:06:30,770
‫اگه خودمو جمع‌وجور نکنم، کارم ساخته‌ست!

107
00:06:37,190 --> 00:06:38,530
‫اوی، اوی...

108
00:06:38,780 --> 00:06:41,070
‫حتماً شوخیت گرفته!

109
00:06:58,010 --> 00:07:00,430
‫از صبر و شکیبایی شما بسیار سپاسگزارم.

110
00:07:00,510 --> 00:07:04,930
‫توکیدا بانجورو، در خدمت شما هستم.

111
00:07:05,720 --> 00:07:06,930
‫لعنتی...

112
00:07:07,640 --> 00:07:10,180
‫می‌بینم مثل همیشه داری دردسر درست می‌کنی.

113
00:07:10,810 --> 00:07:12,850
‫امروزم خیلی عصبی شدیا.

114
00:07:12,940 --> 00:07:15,190
‫باز سرت به جایی خورده.

115
00:07:16,020 --> 00:07:16,940
‫مگه نه؟

116
00:07:17,400 --> 00:07:18,940
‫جیرو؟

117
00:07:21,360 --> 00:07:22,700
‫ناامیدم می‌کنی.

118
00:07:23,660 --> 00:07:27,330
‫حتی دیگه منم نمی‌شناسی!

119
00:07:29,540 --> 00:07:31,540
‫وقتشه چشماتو باز کنی!

120
00:07:31,750 --> 00:07:34,580
‫بیدار شو، پسرک احمق!

121
00:07:44,430 --> 00:07:46,970
‫مسئولیتش رو کامل قبول می‌کنم.

122
00:07:47,350 --> 00:07:48,970
‫واقعاً عذر می‌خوام...

123
00:07:49,100 --> 00:07:50,490
‫پروفسور آزوما.

124
00:07:50,930 --> 00:07:53,690
‫این پیرمرد دیگه کیه؟

125
00:07:53,980 --> 00:07:56,270
‫ها؟ چطور هنوز داری نفس می‌کشی؟

126
00:07:56,440 --> 00:07:58,610
‫چی بگم، جون‌سختم دیگه.

127
00:07:58,690 --> 00:08:01,190
‫هوی، می‌شه انقدر بدجنس نباشی؟

128
00:08:02,240 --> 00:08:04,200
‫اون یارو آزوما توشیماساـه.

129
00:08:04,360 --> 00:08:06,910
‫پدربزرگ آزوما جیرو و مامور بازنشسته‌ی سازمان.

130
00:08:07,280 --> 00:08:10,830
‫ظاهراً مربیِ کوسومی هم بوده.

131
00:08:10,950 --> 00:08:13,920
‫جدی؟! پس می‌شه رئیسِ رئیس‌مون که!

132
00:08:14,040 --> 00:08:16,540
‫من می‌رم یه سلامی بهش—

133
00:08:16,750 --> 00:08:18,130
‫یه کم فکر کن، سگ گنده!

134
00:08:18,210 --> 00:08:20,000
‫خیلی ممنونم، خانم!

135
00:08:20,300 --> 00:08:22,970
‫خب، می‌خواین با جیرو چیکار کنین؟

136
00:08:23,720 --> 00:08:24,970
‫حبس؟

137
00:08:25,380 --> 00:08:26,470
‫یا شایدم...

138
00:08:26,720 --> 00:08:29,560
‫اون روش معروف سازمان، پاک کردن بدون هیچ ردی؟

139
00:08:30,720 --> 00:08:32,480
‫نهایتاً که تصمیمش با مدیریته.

140
00:08:32,640 --> 00:08:35,560
‫با توجه به ریسک‌هایی که داره، شک دارم دومی باشه.

141
00:08:36,100 --> 00:08:39,320
‫پس فقط ریسکِ ناسازگاری‌شه که نمی‌ذاره بکشینش، ها؟

142
00:08:39,940 --> 00:08:41,610
‫انگار هیچی عوض نشده.

143
00:08:42,780 --> 00:08:45,030
‫شوخی نمی‌کنم.

144
00:08:45,320 --> 00:08:47,490
‫می‌خواین حبسم کنین یا بکشینم؟ خب رخصت.

145
00:08:48,530 --> 00:08:50,490
‫اما دفعه‌ی بعدی...

146
00:08:50,870 --> 00:08:53,500
‫شاید واقعاً یکیو بزنم بکشم.

147
00:08:53,750 --> 00:08:54,750
‫ها؟

148
00:08:55,120 --> 00:08:57,630
‫کنترلی روی بدنم نداشتم،

149
00:08:57,750 --> 00:08:59,500
‫ولی همه‌چیز رو می‌دیدم.

150
00:08:59,920 --> 00:09:01,500
‫حتی اون عوضیِ اون‌جا رو.

151
00:09:01,880 --> 00:09:02,760
‫و تو رو، پدربزرگ.

152
00:09:03,210 --> 00:09:05,760
‫این بدن داشت سعی می‌کرد جفت‌تونو بکشه.

153
00:09:06,130 --> 00:09:10,390
‫تقریباً کشتم‌تون... با همین دست‌هام.

154
00:09:11,600 --> 00:09:13,890
‫آی، پیرمردِ عوضی، واسه چی این‌طوری می‌کنی؟!

155
00:09:13,980 --> 00:09:15,230
‫خفه شو!

156
00:09:15,310 --> 00:09:17,520
‫لازم بود یه کم عقلتو سرجاش بیارم!

157
00:09:17,560 --> 00:09:19,060
‫نمی‌فهمم چی می‌گی!

158
00:09:19,270 --> 00:09:21,940
‫فکر کردی نزدیک بود منو بکشی؟

159
00:09:22,070 --> 00:09:23,380
‫خواب دیدی خیره.

160
00:09:24,690 --> 00:09:26,860
‫اون قدرتِ قرضی‌ت مثل عروسک این‌ور و اون‌ور کشوندت.

161
00:09:26,900 --> 00:09:29,780
‫حالا فکر کردی قوی شدی؟‫ دیگه نه حیوونی، نه آدم!

162
00:09:30,200 --> 00:09:32,160
‫برای کشتنم بیشتر از این چیزا لازم داری...

163
00:09:32,330 --> 00:09:33,950
‫یه پیرمردِ زپرتی نیستما!

164
00:09:34,200 --> 00:09:35,540
‫احمق!

165
00:09:36,540 --> 00:09:39,040
‫می‌دونم آشفته و ناراحتی،

166
00:09:39,080 --> 00:09:41,040
‫ولی باید آروم بگیری!

167
00:09:41,880 --> 00:09:45,550
‫باید دست از این برداری که تنهایی همه‌چیو درست کنی!

168
00:09:46,920 --> 00:09:50,300
‫از دست یه‌نفر بیشتر از این برنمیاد!

169
00:09:51,430 --> 00:09:53,810
‫به آدم‌های اطرافت فرصت بده کمکت کنن.

170
00:09:55,430 --> 00:09:57,980
‫از حالا به بعد، من هستم که کمکت کنم.

171
00:09:58,190 --> 00:09:59,810
‫پس دیگه لازم نیست نگران باشی.

172
00:10:01,020 --> 00:10:02,820
‫خوب شد؟

173
00:10:04,440 --> 00:10:07,070
‫آره، ممنون، بابابزرگ.

174
00:10:08,740 --> 00:10:10,320
‫و در مورد شما دوتا.

175
00:10:10,410 --> 00:10:11,320
‫قربان!

176
00:10:11,620 --> 00:10:14,160
‫کاملاً به وضعیت فعلی واقفم.

177
00:10:14,240 --> 00:10:16,790
‫ولی اون هنوز یه انسانه، درست مثل شماها.

178
00:10:17,000 --> 00:10:21,130
‫اگه بفهمم طوری باهاش رفتار می‌کنین که
‫باهاتون برابر نیست، ‫باید به من جواب پس بدین!

179
00:10:21,210 --> 00:10:23,340
‫اطاعت، به شرفم قسم می‌خورم، قربان!

180
00:10:23,380 --> 00:10:24,380
‫اطاعت.

181
00:10:25,090 --> 00:10:28,840
‫تو هم گرفتی چی شد، کوسومی؟

182
00:10:29,590 --> 00:10:31,220
‫بله.

183
00:10:37,180 --> 00:10:38,230
‫هی!

184
00:10:38,850 --> 00:10:40,650
‫چرا یهو این‌طوری می‌کنی؟

185
00:10:40,770 --> 00:10:44,230
‫خب، خیلی جدی به نظر می‌رسیدی، مجبور شدم.

186
00:10:44,320 --> 00:10:46,610
‫اینم شد دلیل؟

187
00:10:47,150 --> 00:10:48,740
‫خب، همه‌چیز مرتبه؟

188
00:10:49,070 --> 00:10:51,990
‫اگه بخوای می‌تونم به حرفات گوش بدم.

189
00:10:54,410 --> 00:10:56,790
‫واقعاً موضوع خیلی مهمی نیست...

190
00:10:57,660 --> 00:11:00,500
‫خب، فقط اینکه جیرو، ریجی، و رئیس...

191
00:11:01,040 --> 00:11:03,540
‫همه‌شون دارن با چیزهای خیلی سنگینی دست‌ و پنجه نرم می‌کنن...

192
00:11:03,630 --> 00:11:07,340
‫و منم این‌جا نشستم دارم وقت تلف می‌کنم.

193
00:11:08,840 --> 00:11:11,010
‫گوش کن، ایچیکا-چان.

194
00:11:11,300 --> 00:11:13,300
‫منم مثل خودتما!

195
00:11:13,390 --> 00:11:16,010
‫نه، منظورم این نبود!

196
00:11:17,140 --> 00:11:19,020
‫فقط اینکه...

197
00:11:19,890 --> 00:11:25,020
‫حس می‌کنم باید بتونم کارهای بیشتری انجام بدم...

198
00:11:26,270 --> 00:11:28,530
‫همه این افکار رو دارن.

199
00:11:28,900 --> 00:11:32,570
‫من در مقایسه با شماها حس می‌کنم توی مبارزه کاملاً تعطیلم.

200
00:11:32,660 --> 00:11:36,200
‫تنها کاری که می‌کنم کاغذبازی و مراقبت از دفتره.

201
00:11:36,660 --> 00:11:37,700
‫اما...

202
00:11:37,740 --> 00:11:39,330
‫همینم باعث میشه الان این‌جا باشم.

203
00:11:39,370 --> 00:11:41,540
‫که به حرفات گوش بدم.

204
00:11:41,870 --> 00:11:45,210
‫می‌دونم استعداد خیلی خاصی نیست...

205
00:11:45,290 --> 00:11:49,460
‫ولی به نظر من چیزیه که منحصربه‌فرده و فقط من می‌تونم انجام بدم.

206
00:11:50,590 --> 00:11:53,050
‫سعی کن انقدر نگران نباشی، باشه؟

207
00:11:53,340 --> 00:11:56,550
‫می‌دونم تو هم چیزهای منحصربه‌فردی تو خودت داری.

208
00:11:57,220 --> 00:12:00,180
‫چیزهایی خیلی مهم‌تر از سرایدار دفتر بودن!

209
00:12:00,470 --> 00:12:02,560
‫آخریو شوخی کردم!

210
00:12:03,640 --> 00:12:04,770
‫حرفای دخترونه؟

211
00:12:05,900 --> 00:12:08,520
‫رئیس! برگشتین؟

212
00:12:08,650 --> 00:12:10,320
‫آره، تازه رسیدم.

213
00:12:10,740 --> 00:12:13,070
‫اوسامی، ببخش که بی‌خبر غافلگیرت کردم، ولی...

214
00:12:13,240 --> 00:12:14,200
‫بله؟

215
00:12:14,280 --> 00:12:16,720
‫می‌شه لطف کنی و پول اون راننده تاکسی رو بدی؟

216
00:12:16,720 --> 00:12:17,700
‫واای!

217
00:12:17,780 --> 00:12:20,120
‫بله، الان پولتونو می‌دم!

218
00:12:20,200 --> 00:12:21,200
‫و ایچیکا.

219
00:12:21,540 --> 00:12:23,460
‫یه چیزی می‌خواستم ازت بپرسم.

220
00:12:23,540 --> 00:12:26,580
‫در واقع، تو تنها کسی هستی که می‌تونه این کار رو بکنه.

221
00:12:26,710 --> 00:12:27,540
‫ها؟

222
00:12:27,590 --> 00:12:28,710
‫اتفاقی افتاده؟

223
00:12:29,420 --> 00:12:33,300
‫اوه نه، فقط زمانی که رسیدین یکم ناجور بود...

224
00:12:35,300 --> 00:12:37,430
‫توی اداره‌ی پلیس دفتر داریم؟

225
00:12:37,640 --> 00:12:39,600
‫فضای زیرزمین‌شون رو اجاره کردیم...

226
00:12:39,810 --> 00:12:43,230
‫تا یه‌سری از خطرناک‌ترین متهم‌هامون رو اونجا نگه داریم.

227
00:12:43,520 --> 00:12:47,730
‫هرچند، متهمی که اونجا داریم خیلی هم انسان نیست.

228
00:12:48,440 --> 00:12:49,730
‫اسمش رورن‌ـه.

229
00:12:49,860 --> 00:12:52,070
‫همون مونونوکه‌ای که یکم پیش آوردینش.

230
00:12:52,690 --> 00:12:54,490
‫اون گمان می‌ره یه منبع اطلاعاتی مهم باشه...

231
00:12:54,530 --> 00:12:56,160
‫ولی اگه بخوایم چیزی بیشتر از اسمش بدونیم،

232
00:12:56,200 --> 00:12:58,740
‫اصرار داره که حتماً تو رو پیشش ببریم.

233
00:12:58,820 --> 00:13:00,240
‫یعنی چی می‌خواد...؟

234
00:13:00,790 --> 00:13:03,620
‫دستبندهای سرکوب‌کننده‌ی انرژی ماورایی دستشه،

235
00:13:03,700 --> 00:13:05,750
‫ولی مراقب باش.

236
00:13:07,120 --> 00:13:08,250
‫چی...؟

237
00:13:08,500 --> 00:13:10,250
‫این دیگه چیه...؟!

238
00:13:10,340 --> 00:13:12,000
‫پس بالاخره اومدی!

239
00:13:12,090 --> 00:13:15,010
‫منتظرت بودم، کیشیموجین ایچیکا-سان.

240
00:13:15,220 --> 00:13:17,800
‫اما چطور... و با اون دستبندها...

241
00:13:17,840 --> 00:13:19,430
‫یادت رفت؟

242
00:13:19,470 --> 00:13:21,760
‫توهم زدن تخصصمه.

243
00:13:22,010 --> 00:13:25,270
‫اینکه اون احمق‌ها فکر کنن بهم دستبند زدن...

244
00:13:25,390 --> 00:13:26,770
‫...بچه بازیه!

245
00:13:27,390 --> 00:13:31,270
‫حالا، که تکی گیرت آوردم.

246
00:13:31,690 --> 00:13:34,190
‫وقتشه...

247
00:13:35,690 --> 00:13:38,530
‫عروس من بشی!

248
00:13:43,160 --> 00:13:45,000
‫ها؟

249
00:13:50,380 --> 00:13:54,050
‫ببین، وقتی زیاد روی این زمین بمونی، یه بلایی سرت میاد.

250
00:13:54,340 --> 00:13:57,510
‫اون شور و حال زندگی رو از دست می‌دی...
‫اون جرقه محو میشه، می‌دونی؟

251
00:13:58,130 --> 00:14:01,640
‫مخصوصاً وقتی توی سایه‌ی انسان‌ها گیر افتاده باشی.

252
00:14:02,010 --> 00:14:05,020
‫این تنها دلیلی بود که پیشنهاد آماگی رو قبول کردم.

253
00:14:05,350 --> 00:14:08,310
‫صادقانه بگم، اصلاً برام مهم نیست که اون چه جاه‌طلبی‌هایی داره.

254
00:14:09,350 --> 00:14:11,270
‫با تو اون جرقه رو حس می‌کنم.

255
00:14:12,310 --> 00:14:14,230
‫چشم‌هات عملاً صدام می‌کنن.

256
00:14:14,360 --> 00:14:16,070
‫بعدشم اون زبون‌درازی‌ت.

257
00:14:16,150 --> 00:14:18,490
‫همه‌چیزش هیجان‌انگیز و چشمگیره.

258
00:14:18,950 --> 00:14:21,280
‫بعد فهمیدم...

259
00:14:21,570 --> 00:14:24,290
‫هیچی مثل یه عشق ممنوعه به آدم حس زنده بودن نمیده!

260
00:14:24,370 --> 00:14:25,370
‫وااای!

261
00:14:25,410 --> 00:14:28,540
‫چرا انقدر با نگاه ترحم‌انگیزی بهم نگاه می‌کنی؟

262
00:14:28,620 --> 00:14:31,170
‫آه، ولی خب، همینم جذابه.

263
00:14:31,330 --> 00:14:32,290
‫دیوونه‌ای؟!

264
00:14:32,500 --> 00:14:35,300
‫من اینجام تا بازجویی‌ت کنم!

265
00:14:35,460 --> 00:14:37,800
‫زود باش اعتراف کن، چی در مورد آماگی می‌دونی؟

266
00:14:38,050 --> 00:14:39,130
‫خیلی خب.

267
00:14:39,170 --> 00:14:41,260
‫بعد از اینکه عروسم شدی!

268
00:14:41,430 --> 00:14:44,010
‫آآآه، چقدر می‌شد می‌تونستم خفه‌ش کنم...

269
00:14:44,510 --> 00:14:46,560
‫نه... می‌تونم انجامش بدم...

270
00:14:48,060 --> 00:14:51,440
‫فکر کن. این عوضی شیفته‌ی منه.

271
00:14:51,940 --> 00:14:55,320
‫می‌تونم از این استفاده کنم، بعد راحت دور انگشتم می‌چرخونمش.

272
00:14:55,820 --> 00:14:56,940
‫همینه...

273
00:14:57,400 --> 00:14:58,690
‫باشه.

274
00:14:59,150 --> 00:15:00,450
‫هر چی باشه...

275
00:15:01,110 --> 00:15:03,870
‫سلاح مخفی یه کونوایچی، جذابیتشه!

276
00:15:04,030 --> 00:15:06,620
‫ا-اگه مهربون باشی...

277
00:15:07,160 --> 00:15:09,960
‫شاید... بتونیم با هم قرار بذاریم...

278
00:15:10,500 --> 00:15:12,630
‫یا یه همچین چیزی...

279
00:15:13,380 --> 00:15:15,340
‫اگه بخوای... خب؟

280
00:15:15,750 --> 00:15:17,630
‫ام... چطوری بگم...؟

281
00:15:17,670 --> 00:15:19,590
‫دنبال همچین چیزی نیستم.

282
00:15:20,970 --> 00:15:22,760
‫اعتراف کن، وگرنه شکمتو پاره می‌کنم!

283
00:15:22,840 --> 00:15:24,220
‫بله، خانم!

284
00:15:25,010 --> 00:15:27,970
‫خیلی خب، بذار زود تمومش کنیم.

285
00:15:28,390 --> 00:15:29,980
‫اول، آماگی کجاست؟

286
00:15:30,060 --> 00:15:32,730
‫دوم، نقشه‌ش چیه؟

287
00:15:35,560 --> 00:15:36,730
‫بذارید بیام بیرون!

288
00:15:37,110 --> 00:15:38,530
‫عوضی کثافت...

289
00:15:38,570 --> 00:15:39,990
‫لعنت بهت، آماگی.

290
00:15:40,030 --> 00:15:42,240
‫چرا اون حصار رو بستی؟

291
00:15:42,490 --> 00:15:44,740
‫خیلی خب، من خودم این آشغال رو می‌شکونم و—

292
00:15:44,820 --> 00:15:46,160
‫من بودم نمی‌کردم، احمق.

293
00:15:46,370 --> 00:15:48,580
‫اون رو بشکونی، تا ابد اینجا گیر افتادیم.

294
00:15:48,740 --> 00:15:49,750
‫خفه شو!

295
00:15:50,000 --> 00:15:52,370
‫تا الان باید می‌مردی!

296
00:15:52,580 --> 00:15:54,330
‫بهم امر و نهی نکنا!

297
00:15:54,380 --> 00:15:57,380
‫می‌دونم شاکی هستی، ولی سر من خالی نکن!

298
00:15:57,670 --> 00:15:59,880
‫به‌علاوه، من زنده بودنمو مدیون یه نفرم...

299
00:16:00,210 --> 00:16:01,880
‫و اونم تویی.

300
00:16:10,270 --> 00:16:12,390
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنی، کوگا؟

301
00:16:12,690 --> 00:16:14,810
‫همینو می‌خواستم از تو بپرسم، کثافت!

302
00:16:15,060 --> 00:16:17,230
‫چه غلطی داشتی می‌کردی، آماگی؟

303
00:16:17,270 --> 00:16:19,020
‫کلی زحمت کشیدیم بگیریمش،

304
00:16:19,070 --> 00:16:20,900
‫بعد می‌خوای زرتی بزنی بکشیش؟

305
00:16:21,740 --> 00:16:24,610
‫اون راگویی که من دنبالش بودم نیست.

306
00:16:24,740 --> 00:16:25,660
‫چی؟!

307
00:16:25,700 --> 00:16:29,410
‫راگوی واقعی، قدرتش، توی اون انسان؛ آزوما جیرو باقی مونده.

308
00:16:29,660 --> 00:16:31,500
‫شوخی می‌کنی...

309
00:16:31,830 --> 00:16:34,000
‫شاید تو بهتر بتونی حسش کنی.

310
00:16:34,080 --> 00:16:37,000
‫یه ذره انرژی ماورایی هم توش پیدا نمی‌کنی.

311
00:16:37,500 --> 00:16:38,750
‫آره، خب...

312
00:16:39,170 --> 00:16:41,260
‫این که دلیل نمیشه بخوای بکشیش!

313
00:16:41,710 --> 00:16:43,260
‫که چی اگه انرژی ماورایی‌ش ته کشیده!

314
00:16:43,300 --> 00:16:45,260
‫اونم درست مثل ما هنوز یه مونونوکه‌ست!

315
00:16:46,760 --> 00:16:48,680
‫درست مثل ما؟

316
00:16:48,800 --> 00:16:50,260
‫ای کوگای ساده‌لوح.

317
00:16:50,810 --> 00:16:54,520
‫خب، از یه بچه‌ی نوجوون هم همین انتظار می‌رفت.

318
00:16:54,770 --> 00:16:56,520
‫هی، با من مثل بچه‌ها حرف نزن!

319
00:16:56,980 --> 00:16:59,060
‫با این حال، حق با توئه.

320
00:16:59,480 --> 00:17:04,030
‫اون گوله‌پشم شاید هنوز به درد بخوره.

321
00:17:04,530 --> 00:17:06,530
‫فعلاً میذارم پیش خودت بمونه.

322
00:17:06,740 --> 00:17:08,910
‫هـ ـ هوی، کجا داری می‌ری؟

323
00:17:09,070 --> 00:17:12,040
‫همرزم‌هامو از سراسر کشور فرا خوندم.

324
00:17:12,660 --> 00:17:16,540
‫قبل از رسیدنشون کارهای ناتمومِ زیادی دارم.

325
00:17:16,920 --> 00:17:19,330
‫باید اعتراف کنم که ترتیب رویدادها تغییر کرده،

326
00:17:19,420 --> 00:17:22,300
‫اما نقشه‌ی من تا حد زیادی همون‌طوری که بود باقی مونده.

327
00:17:22,840 --> 00:17:24,340
‫مطمئن باش.

328
00:17:25,340 --> 00:17:28,300
‫همه‌چیز عالی پیش می‌ره.

329
00:17:28,550 --> 00:17:30,050
‫ای بابا..

330
00:17:30,140 --> 00:17:31,680
‫منظورش چیه اصلاً؟

331
00:17:31,760 --> 00:17:34,060
‫«نقشه‌ی من تا حد زیادی همون‌طوری که بود باقی مونده.»

332
00:17:34,520 --> 00:17:38,810
‫قرار نبود با راگو متحد شیم و
‫اون عوضی‌های سازمان رو بفرستیم اون دنیا؟

333
00:17:39,770 --> 00:17:40,650
‫اون حالا هیچی...

334
00:17:40,940 --> 00:17:43,030
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

335
00:17:43,480 --> 00:17:45,570
‫اوی! اصلاً گوش می‌دی، ناروکو؟

336
00:17:45,860 --> 00:17:46,820
‫اوم...

337
00:17:47,030 --> 00:17:50,410
‫گفت هوا داره تاریک می‌شه، بهتره بیام داخل.

338
00:17:50,950 --> 00:17:52,030
‫چی می‌گی...؟

339
00:17:52,280 --> 00:17:53,330
‫بذار برات توضیح بدم.

340
00:17:53,450 --> 00:17:54,260
‫احمق

341
00:17:53,790 --> 00:17:56,330
‫یه احمق، یه اسکل، و یه گوله‌پشم رو برداشت...

342
00:17:54,260 --> 00:17:54,300
‫احمق

343
00:17:54,470 --> 00:17:55,140
‫اسکل

344
00:17:55,140 --> 00:17:55,180
‫اسکل

345
00:17:55,180 --> 00:17:55,220
‫اسکل

346
00:17:55,220 --> 00:17:55,260
‫اسکل

347
00:17:55,260 --> 00:17:55,300
‫اسکل

348
00:17:55,350 --> 00:17:57,260
‫گوله‌پشم

349
00:17:56,370 --> 00:17:59,210
‫و همه‌مونو محض اطمینان انداخت اینجا، گرفتی؟

350
00:17:59,420 --> 00:18:00,710
‫مرسی، آقای ضدحال!

351
00:18:00,920 --> 00:18:03,710
‫خوبه می‌دونیم پیش چه حلال‌زاده‌هایی هستیم!

352
00:18:04,550 --> 00:18:06,970
‫یه چیزی در مورد رفتار آماگی نگرانم می‌کنه...

353
00:18:07,300 --> 00:18:10,640
‫داره چیزی رو از اینا هم مخفی می‌کنه؟

354
00:18:12,470 --> 00:18:13,720
‫چی می‌خوای؟

355
00:18:13,930 --> 00:18:15,270
‫تو هم می‌خوای؟

356
00:18:15,520 --> 00:18:16,950
‫می‌خوام.

357
00:18:15,520 --> 00:18:16,950
‫مال خودت.

358
00:18:19,390 --> 00:18:21,230
‫آروم باش، بچه.

359
00:18:22,190 --> 00:18:24,230
‫تا می‌تونم باید انرژی جمع کنم.

360
00:18:24,780 --> 00:18:27,990
‫یه گاوچرون با شکم خالی نمی‌تونه گله‌شو جمع کنه، مگه نه؟

361
00:18:28,070 --> 00:18:30,070
‫درستش اینه که بگی «با شکم خالی نمی‌شه...»!

362
00:18:30,530 --> 00:18:32,030
‫حالا فرق نداره.

363
00:18:33,620 --> 00:18:37,370
‫اون بالادستی‌ها بی‌صبرانه منتظرن که
‫ تو رو با قدرتِ راگو برای همیشه مهروموم کنن!

364
00:18:37,830 --> 00:18:40,920
‫برای تو این یعنی حبس ابد، یا بدتر...

365
00:18:41,040 --> 00:18:43,210
‫اگه می‌خوای از هر کدوم از این سرنوشت‌ها فرار کنی،

366
00:18:43,340 --> 00:18:47,880
‫اول باید بتونی کنترل اون قدرت رو به دست بیاری.

367
00:18:49,010 --> 00:18:52,300
‫انسان‌ها و مونونوکه‌ها رو مثل یین و یانگ در نظر بگیر.

368
00:18:52,510 --> 00:18:56,430
‫با هم مخالفن، و همدیگه رو دفع می‌کنن.

369
00:18:56,520 --> 00:18:59,640
‫با تعامل زیاد، این نیروها ویرانی به بار میارن.

370
00:19:00,310 --> 00:19:01,900
‫در مورد تو...

371
00:19:01,980 --> 00:19:03,690
‫انسانیتت رو کنار می‌ذاری!

372
00:19:03,730 --> 00:19:05,230
‫دیگه واقعاً رد دادی، پیرمرد.

373
00:19:05,270 --> 00:19:08,570
‫دقیق‌تر بگم، خودت رو غرق حیات وحش می‌کنی...

374
00:19:08,610 --> 00:19:11,530
‫و تا حد ممکن اون پوستِ انسانی‌ت رو دور می‌ریزی،

375
00:19:11,610 --> 00:19:14,490
‫و از نظر ذهنی و جسمی، اون هیولای درون رو در آغوش می‌گیری.

376
00:19:14,530 --> 00:19:16,540
‫فقط این موقع‌ست که قادر هستی...

377
00:19:16,620 --> 00:19:19,540
‫که گوشت و روح ماورایی رو کنار هم قرار بدی.

378
00:19:19,750 --> 00:19:22,420
‫اینکه اون قدرت رو ببلعی، یا اون قدرت تو رو ببلعه...

379
00:19:22,540 --> 00:19:24,540
‫به خودت بستگی داره.

380
00:19:24,960 --> 00:19:27,170
‫توی جنگل آویدیا تمرین می‌کنی.

381
00:19:27,210 --> 00:19:30,050
‫و این کار رو تنهایی انجام میدی.

382
00:19:30,630 --> 00:19:33,050
‫پشت اون درخت‌ها قلمرو دیگه‌ای قرار داره.

383
00:19:33,640 --> 00:19:36,560
‫قلمرویی که متعلق به مونونوکه‌ای به اسم ایبوکی‌ـه.

384
00:19:36,760 --> 00:19:37,810
‫مونونوکه؟!

385
00:19:38,100 --> 00:19:43,230
‫خیلی وقت پیش، اونیوابان و ایبوکی
‫پیمانی مبنی بر عدم تعرض متقابل بستن.

386
00:19:43,350 --> 00:19:44,690
‫عدم تعرض چی‌چی؟

387
00:19:44,860 --> 00:19:48,190
‫این‌طوری که اگه مزاحم‌مون نشی، ما هم مزاحمت نمی‌شیم.

388
00:19:48,440 --> 00:19:49,690
‫آه، گرفتم.

389
00:19:50,110 --> 00:19:51,070
‫صبر کن.

390
00:19:51,150 --> 00:19:52,740
‫پس بهتر نیست از یه راه دیگه برم؟

391
00:19:52,780 --> 00:19:54,320
‫عجله نکن.

392
00:19:54,450 --> 00:19:58,490
‫ما یه نماینده‌ی ویژه فرستادیم تا وضعیت رو براش توضیح بده.

393
00:19:58,620 --> 00:19:59,620
‫نماینده؟

394
00:19:59,870 --> 00:20:01,210
‫خب خب، جیرو!

395
00:20:01,460 --> 00:20:05,130
‫شنیدم یه گند بزرگ‌تری نسبت به آخرین باری که همو دیدیم بالا آوردی.

396
00:20:05,250 --> 00:20:06,460
‫فویو!

397
00:20:06,540 --> 00:20:08,960
‫ممنون برای کمک، روباه پیر!

398
00:20:09,380 --> 00:20:12,340
‫برای خودت گرون تموم میشه، توش پیر!

399
00:20:12,720 --> 00:20:14,380
‫صبر کن ببینم، شما همدیگه رو می‌شناسید؟

400
00:20:14,430 --> 00:20:15,970
‫یه همچین چیزی.

401
00:20:16,300 --> 00:20:18,640
‫زمانی که فقط یه تازه‌کار بود، داشت تمرین می‌کرد و...

402
00:20:19,260 --> 00:20:21,980
‫فکر نمی‌کنم وقت خوبی برای این حرف‌ها باشه!

403
00:20:23,140 --> 00:20:24,730
‫خب ایبوکی چی گفت؟

404
00:20:25,730 --> 00:20:27,230
‫مختصر و مفید.

405
00:20:27,810 --> 00:20:29,980
‫یه قدم تو قلمروم بذارین، مردین.

406
00:20:30,360 --> 00:20:31,360
‫عجب...

407
00:20:31,490 --> 00:20:32,990
‫خیلی خب، برو، جیرو.

408
00:20:33,240 --> 00:20:36,160
‫دیوونه شدی پیرمرد؟ داشتی گوش می‌دادی؟

409
00:20:36,200 --> 00:20:37,990
‫اگه برم اون تو، مرده‌م!

410
00:20:38,240 --> 00:20:40,620
‫آره، ولی کلمه‌ی «نیا» رو نگفت.

411
00:20:40,740 --> 00:20:41,660
‫ها؟!

412
00:20:41,790 --> 00:20:43,660
‫به نظر من خیلی به «نیا» نزدیک بود!

413
00:20:43,710 --> 00:20:45,500
‫نه، فکر نکنم اینطور باشه.

414
00:20:46,330 --> 00:20:47,750
‫ایبوکی اهل حاشیه رفتن نیست.

415
00:20:47,790 --> 00:20:51,000
‫اگه ایبوکی می‌خواست، می‌گفت «نیا».

416
00:20:51,590 --> 00:20:53,340
‫شاید این یه‌جور ترحم باشه،

417
00:20:53,380 --> 00:20:55,930
‫یا شاید ایبوکی داره بهت علاقه‌مند می‌شه...

418
00:20:56,260 --> 00:20:58,510
‫ایبوکی همیشه یه‌ذره عجیب‌غریب بوده.

419
00:20:58,720 --> 00:21:00,100
‫چیکار می‌کنی، جیرو؟

420
00:21:00,140 --> 00:21:00,970
‫ها؟

421
00:21:01,220 --> 00:21:03,270
‫اگه می‌خوای برگردی، الان وقتشه.

422
00:21:05,140 --> 00:21:07,350
‫فکر کردی الان پا پس می‌کشم؟

423
00:21:10,070 --> 00:21:14,650
‫ایبوکی یه سد ماوراییِ قدرتمند دور جنگل کشیده.

424
00:21:14,950 --> 00:21:18,570
‫این نیلوفر بهت اجازه می‌ده از سد رد بشی، ولی...

425
00:21:18,700 --> 00:21:20,660
‫...بلیتت یه‌طرفه‌ست.

426
00:21:21,030 --> 00:21:23,830
‫وقتی داخل بشی، قدرت‌هام دیگه نمی‌تونن بهت برسن.

427
00:21:24,040 --> 00:21:25,000
‫این یعنی...

428
00:21:25,080 --> 00:21:28,670
‫برای اینکه بتونی بیای بیرون، تنهایی.

429
00:21:28,920 --> 00:21:29,880
‫کی می‌دونه،

430
00:21:30,000 --> 00:21:33,090
‫شاید بهتر باشه با قدرت راگو، برای خودت یه راه خروج بسازی...

431
00:21:34,510 --> 00:21:36,300
‫و اونم رفت...

432
00:21:36,380 --> 00:21:38,930
‫نمی‌دونم واقعاً وضعیت رو درک می‌کنه یا نه.

433
00:21:39,050 --> 00:21:41,050
‫من یه ترسو ام.

434
00:21:41,760 --> 00:21:44,180
‫همه‌چیز رو می‌دونستم.

435
00:21:44,350 --> 00:21:48,190
‫می‌دونستم چطوری جیرو رو ترغیب کنم که این کار رو انجام بده.

436
00:21:48,350 --> 00:21:52,820
‫و می‌دونستم مدیرها هم اجازه‌شو میدن،
‫به این امید که تا ابد اونجا گیر بیفته.

437
00:21:53,230 --> 00:21:56,070
‫همه‌ش رو می‌دونستم، و با این حال...

438
00:21:56,240 --> 00:21:58,200
‫چرا انقدر ناراحتی؟

439
00:21:58,490 --> 00:22:00,700
‫این بهترین گزینه برای همه‌ست، مگه نه؟

440
00:22:01,070 --> 00:22:03,660
‫حالا چطوره یه کم به این بچه ایمان داشته باشی!

441
00:22:04,240 --> 00:22:09,210
‫بالأخره هر چی باشه، نوه‌ی خودته.

442
00:22:15,000 --> 00:22:25,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
