WEBVTT

00:04.940 --> 00:08.980
‫ترجمه و تایپ‌ست: Onyx

00:06.220 --> 00:08.100
‫فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی؟

00:08.640 --> 00:11.600
‫وقتی بیهوش بودم یه دستگاهِ عجیب‌غریب بهم چسبوندین،

00:11.770 --> 00:13.890
‫بعدشم مثل یه حیوون اینجا حبسم کردین!

00:14.100 --> 00:16.450
‫انتظار دارین حسی خوبی داشته باشم؟

00:16.850 --> 00:19.610
‫احساساتت توی این موضوع بی‌اهمیته.

00:19.940 --> 00:21.780
‫تصمیم‌ها رو ما می‌گیریم.

00:21.820 --> 00:23.610
‫تو هم باید اطاعت کنی.

00:23.990 --> 00:26.490
‫به پروتکلِ شماره‌ی 101 سازمان خوش اومدی.

00:26.740 --> 00:27.740
‫محض اطلاعت،

00:27.780 --> 00:30.970
‫این تضعیف‌کننده‌ی انرژیِ ماورایی به نفع خودت هم هست.

00:31.700 --> 00:37.420
‫غیب شدنِ راگو و وارد کردن تمام قدرتش داخل
‫ یه میزبانِ انسانی، چیزی نبود که پیش‌بینی کرده باشیم.

00:37.750 --> 00:40.710
‫باید قبل از اینکه تصمیم بگیریم در موردت چیکار کنیم،

00:40.710 --> 00:42.880
‫یه عالمه آزمایشِ مختلف انجام بدیم.

00:43.590 --> 00:45.220
‫این‌طوری که به جایی نمی‌رسیم.

00:45.720 --> 00:46.970
‫شیبا رو بیارین اینجا.

00:47.220 --> 00:50.140
‫شیبا تحت بازجوییه.

00:50.220 --> 00:52.310
‫به این زودی‌ها نمی‌تونه بیاد این مرکز.

00:53.520 --> 00:54.560
‫خیلی خب!

00:54.640 --> 00:56.900
‫اگه اون نمی‌تونه پیشِ من بیاد، من میرم پیشش.

00:57.190 --> 00:58.900
‫فکر کنم متوجه نیستی.

00:59.230 --> 01:01.150
‫حالا بشین سر جات و خفه شو، جغله!

01:03.030 --> 01:05.280
‫ترجیح میدم جغله باشم تا آدم به‌دردنخوری مثل شماها!

01:05.820 --> 01:07.660
‫به نفع خودمه، ها؟

01:07.860 --> 01:10.280
‫بیشتر انگار می‌خواین خودتونو راحت کنین!

01:10.530 --> 01:13.160
‫شماها جز خودتون، به هیچ‌کس اهمیت نمی‌دین!

01:13.830 --> 01:16.830
‫برای همینه که این دفعه می‌خوام هر کاری دلم بخواد بکنم!

01:19.040 --> 01:21.340
‫و یه خبر داغ، من خودم از پس مشکلاتم برمیام!

01:22.000 --> 01:23.670
‫آماگی کارش تمومه...

01:23.710 --> 01:25.920
‫خودم می‌رم می‌کشمش!

01:25.940 --> 01:35.940
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:56.530 --> 03:01.370
‫یک

02:57.100 --> 02:58.470
‫شیبا.

02:58.850 --> 03:03.230
‫صرف‌نظر از عملکرد افتضاحت به عنوان ناظر...

03:03.980 --> 03:08.230
‫...مسئله‌ی مهم‌تر الان اینه که با جیرو آزوما چیکار کنیم.

03:08.440 --> 03:12.660
‫اگه می‌خوایم جلوی تهدیدهای بیشتر رو بگیریم،
‫گزینه‌ای جز حذف فوریش نمی‌بینم.

03:12.740 --> 03:16.780
‫بله، ولی مرگ جسمی اون، قدرت‌های راگو رو از بین نمی‌بره.

03:16.910 --> 03:18.240
‫خیلی پرخطر.

03:18.540 --> 03:20.580
‫پس باید پسره رو قرنطینه کنیم.

03:20.660 --> 03:22.750
‫کدوم مرکز و با کدوم پرسنل؟

03:22.830 --> 03:25.340
‫آژانس دفاع ژاپن می‌تونه کمک کنه.

03:23.920 --> 03:25.340
‫گیری کردیما...

03:25.380 --> 03:28.730
‫افزایش پرسنل با وجود...

03:25.380 --> 03:27.590
‫پیرهای خرفتی که قدرت دستشونه همینن دیگه...

03:29.090 --> 03:32.260
‫شیبا، دفاعتو می‌شنویم.

03:32.720 --> 03:35.680
‫فکر می‌کنم محافظت ایزوله مناسب باشه.

03:36.430 --> 03:37.260
‫اما...

03:37.640 --> 03:40.890
‫یه حسی بهم میگه این پسربچه‌مون...

03:40.930 --> 03:43.270
‫بدجوری قراره دردسر درست کنه.

03:46.150 --> 03:47.020
‫خب...

03:47.360 --> 03:49.360
‫بعد از اون کج‌خلقی، الان حالت بهتر شده؟

03:49.440 --> 03:51.030
‫حالا دیگه مزخرفاتتو بس کن.

03:51.320 --> 03:54.530
‫می‌دونی دارم مراعاتتو می‌کنم دیگه، نه؟

03:55.110 --> 03:56.700
‫قدرت ماورایی یه چیزه،

03:56.780 --> 03:59.490
‫ولی اگه ندونی چطوری ازش استفاده کنی، هیچ ارزشی نداره.

03:59.620 --> 04:03.410
‫حالا پسر خوبی باش و به حرف بزرگ‌ترهات گوش کن.

04:03.960 --> 04:04.750
‫خفه شو!

04:04.750 --> 04:06.420
‫عجب عوضی سرکشی هستی.

04:06.500 --> 04:08.170
‫این کله‌شقی‌هات دیگه قدیمی شده...

04:08.590 --> 04:10.670
‫بهتره یه چرت بزنی!

04:11.510 --> 04:12.630
‫می‌دونی...

04:13.340 --> 04:16.680
‫تو یه جورایی مثل یه شمشیر بی‌غلاف می‌مونی.

04:17.350 --> 04:21.060
‫قبلش راگو که دسته و غلافت بود رو داشتی.

04:21.100 --> 04:23.690
‫عملاً کنترل قدرتشو دستت می‌داد.

04:23.980 --> 04:31.280
‫حالا فقط یه تیغه‌ی سرگردونی
‫که ‫حتی برای خودتم خطر محسوب می‌شی.

04:32.190 --> 04:35.700
‫راستشو بخوای، از سرسختی‌ت بدم نمیاد.

04:36.030 --> 04:37.370
‫ولی خب...

04:37.530 --> 04:40.080
‫توی این وضعیت، عملاً بی‌فایده‌ای.

04:40.580 --> 04:42.660
‫پس بذار بزرگ‌ترها گندکاری‌ها رو جمع کنن.

04:42.700 --> 04:44.080
‫صبور باش و همین‌جا بمون.

04:46.500 --> 04:48.330
‫مطمئنین این بهترین کار بود؟

04:48.420 --> 04:50.340
‫که اینویی رو اونجا تنها بذاریم؟

04:50.590 --> 04:52.710
‫اینویی فقط داره برامون زمان می‌خره.

04:53.050 --> 04:53.880
‫برای چی؟

04:54.340 --> 04:57.590
‫برای رسیدن تنها کسی که می‌تونه سر عقل بیارتش.

04:57.970 --> 05:02.100
‫بله، می‌تونم بگم الان یه درک کلی‌ای از وضعیت داره، خانم.

05:02.390 --> 05:05.600
‫بله، می‌تونید حدود پانزده دقیقه‌ی دیگه رو ما حساب کنید.

05:05.770 --> 05:10.190
‫طبق دستور، تجهیزات مناسب رو همراهشون داره.

05:10.570 --> 05:12.110
‫وضعیت همچنان...؟

05:12.360 --> 05:13.080
‫آره...

05:13.530 --> 05:15.860
‫اما معلوم نیست که از بد، بدتر بشه یا نه.

05:18.740 --> 05:19.620
‫ای بابا!

05:20.490 --> 05:21.410
‫اینو!

05:21.490 --> 05:23.080
‫همه‌چیز مرتبه، خانم؟

05:23.620 --> 05:24.750
‫خب، گفتی نیست که...

05:25.200 --> 05:27.250
‫وضعیت بدتر از این نمی‌شه.

05:30.500 --> 05:33.380
‫متأسفانه باید بگم وضعیت تغییر کرده.

05:33.460 --> 05:35.470
‫تچ، ای احمق لعنتی...

05:35.590 --> 05:39.010
‫مقصدمونا درست پشت این کوه قرار داره.

05:39.090 --> 05:43.010
‫ماشین رو همین‌جا می‌ذاریم و از یه راه مستقیم‌تر میریم.

05:44.270 --> 05:46.180
‫فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی، اینو؟

05:46.310 --> 05:47.140
‫ها؟!

05:47.230 --> 05:50.270
‫خب همون‌طوری که دستور گرفته بودم،
‫داشتم مجبورش می‌کردم اطاعت کنه!

05:50.690 --> 05:54.280
‫از نظر جسمی و روانی به ته خط رسیده.

05:55.900 --> 05:58.400
‫تچ... پس بالاخره رد دادی.

05:58.820 --> 06:00.280
‫به دل نگیریا...

06:00.700 --> 06:02.280
‫ولی الان مراعات کردن—

06:03.530 --> 06:04.540
‫ها؟!

06:04.870 --> 06:05.790
‫اینو!

06:06.620 --> 06:08.160
‫کثافت عوضی...

06:08.330 --> 06:10.830
‫تنها کت‌وشلوارمو خراب کردی!

06:11.580 --> 06:13.630
‫خودت خواستی!

06:20.130 --> 06:21.260
‫لعنتی!

06:21.390 --> 06:23.760
‫فکر نکنم حتی بدنشو کبود کرده باشم!

06:24.180 --> 06:27.310
‫این لباس طراحی‌شده تا جلوی ضربه‌ی یه بازوکا هم بگیره...

06:27.680 --> 06:30.770
‫اگه خودمو جمع‌وجور نکنم، کارم ساخته‌ست!

06:37.190 --> 06:38.530
‫اوی، اوی...

06:38.780 --> 06:41.070
‫حتماً شوخیت گرفته!

06:58.010 --> 07:00.430
‫از صبر و شکیبایی شما بسیار سپاسگزارم.

07:00.510 --> 07:04.930
‫توکیدا بانجورو، در خدمت شما هستم.

07:05.720 --> 07:06.930
‫لعنتی...

07:07.640 --> 07:10.180
‫می‌بینم مثل همیشه داری دردسر درست می‌کنی.

07:10.810 --> 07:12.850
‫امروزم خیلی عصبی شدیا.

07:12.940 --> 07:15.190
‫باز سرت به جایی خورده.

07:16.020 --> 07:16.940
‫مگه نه؟

07:17.400 --> 07:18.940
‫جیرو؟

07:21.360 --> 07:22.700
‫ناامیدم می‌کنی.

07:23.660 --> 07:27.330
‫حتی دیگه منم نمی‌شناسی!

07:29.540 --> 07:31.540
‫وقتشه چشماتو باز کنی!

07:31.750 --> 07:34.580
‫بیدار شو، پسرک احمق!

07:44.430 --> 07:46.970
‫مسئولیتش رو کامل قبول می‌کنم.

07:47.350 --> 07:48.970
‫واقعاً عذر می‌خوام...

07:49.100 --> 07:50.490
‫پروفسور آزوما.

07:50.930 --> 07:53.690
‫این پیرمرد دیگه کیه؟

07:53.980 --> 07:56.270
‫ها؟ چطور هنوز داری نفس می‌کشی؟

07:56.440 --> 07:58.610
‫چی بگم، جون‌سختم دیگه.

07:58.690 --> 08:01.190
‫هوی، می‌شه انقدر بدجنس نباشی؟

08:02.240 --> 08:04.200
‫اون یارو آزوما توشیماساـه.

08:04.360 --> 08:06.910
‫پدربزرگ آزوما جیرو و مامور بازنشسته‌ی سازمان.

08:07.280 --> 08:10.830
‫ظاهراً مربیِ کوسومی هم بوده.

08:10.950 --> 08:13.920
‫جدی؟! پس می‌شه رئیسِ رئیس‌مون که!

08:14.040 --> 08:16.540
‫من می‌رم یه سلامی بهش—

08:16.750 --> 08:18.130
‫یه کم فکر کن، سگ گنده!

08:18.210 --> 08:20.000
‫خیلی ممنونم، خانم!

08:20.300 --> 08:22.970
‫خب، می‌خواین با جیرو چیکار کنین؟

08:23.720 --> 08:24.970
‫حبس؟

08:25.380 --> 08:26.470
‫یا شایدم...

08:26.720 --> 08:29.560
‫اون روش معروف سازمان، پاک کردن بدون هیچ ردی؟

08:30.720 --> 08:32.480
‫نهایتاً که تصمیمش با مدیریته.

08:32.640 --> 08:35.560
‫با توجه به ریسک‌هایی که داره، شک دارم دومی باشه.

08:36.100 --> 08:39.320
‫پس فقط ریسکِ ناسازگاری‌شه که نمی‌ذاره بکشینش، ها؟

08:39.940 --> 08:41.610
‫انگار هیچی عوض نشده.

08:42.780 --> 08:45.030
‫شوخی نمی‌کنم.

08:45.320 --> 08:47.490
‫می‌خواین حبسم کنین یا بکشینم؟ خب رخصت.

08:48.530 --> 08:50.490
‫اما دفعه‌ی بعدی...

08:50.870 --> 08:53.500
‫شاید واقعاً یکیو بزنم بکشم.

08:53.750 --> 08:54.750
‫ها؟

08:55.120 --> 08:57.630
‫کنترلی روی بدنم نداشتم،

08:57.750 --> 08:59.500
‫ولی همه‌چیز رو می‌دیدم.

08:59.920 --> 09:01.500
‫حتی اون عوضیِ اون‌جا رو.

09:01.880 --> 09:02.760
‫و تو رو، پدربزرگ.

09:03.210 --> 09:05.760
‫این بدن داشت سعی می‌کرد جفت‌تونو بکشه.

09:06.130 --> 09:10.390
‫تقریباً کشتم‌تون... با همین دست‌هام.

09:11.600 --> 09:13.890
‫آی، پیرمردِ عوضی، واسه چی این‌طوری می‌کنی؟!

09:13.980 --> 09:15.230
‫خفه شو!

09:15.310 --> 09:17.520
‫لازم بود یه کم عقلتو سرجاش بیارم!

09:17.560 --> 09:19.060
‫نمی‌فهمم چی می‌گی!

09:19.270 --> 09:21.940
‫فکر کردی نزدیک بود منو بکشی؟

09:22.070 --> 09:23.380
‫خواب دیدی خیره.

09:24.690 --> 09:26.860
‫اون قدرتِ قرضی‌ت مثل عروسک این‌ور و اون‌ور کشوندت.

09:26.900 --> 09:29.780
‫حالا فکر کردی قوی شدی؟‫ دیگه نه حیوونی، نه آدم!

09:30.200 --> 09:32.160
‫برای کشتنم بیشتر از این چیزا لازم داری...

09:32.330 --> 09:33.950
‫یه پیرمردِ زپرتی نیستما!

09:34.200 --> 09:35.540
‫احمق!

09:36.540 --> 09:39.040
‫می‌دونم آشفته و ناراحتی،

09:39.080 --> 09:41.040
‫ولی باید آروم بگیری!

09:41.880 --> 09:45.550
‫باید دست از این برداری که تنهایی همه‌چیو درست کنی!

09:46.920 --> 09:50.300
‫از دست یه‌نفر بیشتر از این برنمیاد!

09:51.430 --> 09:53.810
‫به آدم‌های اطرافت فرصت بده کمکت کنن.

09:55.430 --> 09:57.980
‫از حالا به بعد، من هستم که کمکت کنم.

09:58.190 --> 09:59.810
‫پس دیگه لازم نیست نگران باشی.

10:01.020 --> 10:02.820
‫خوب شد؟

10:04.440 --> 10:07.070
‫آره، ممنون، بابابزرگ.

10:08.740 --> 10:10.320
‫و در مورد شما دوتا.

10:10.410 --> 10:11.320
‫قربان!

10:11.620 --> 10:14.160
‫کاملاً به وضعیت فعلی واقفم.

10:14.240 --> 10:16.790
‫ولی اون هنوز یه انسانه، درست مثل شماها.

10:17.000 --> 10:21.130
‫اگه بفهمم طوری باهاش رفتار می‌کنین که
‫باهاتون برابر نیست، ‫باید به من جواب پس بدین!

10:21.210 --> 10:23.340
‫اطاعت، به شرفم قسم می‌خورم، قربان!

10:23.380 --> 10:24.380
‫اطاعت.

10:25.090 --> 10:28.840
‫تو هم گرفتی چی شد، کوسومی؟

10:29.590 --> 10:31.220
‫بله.

10:37.180 --> 10:38.230
‫هی!

10:38.850 --> 10:40.650
‫چرا یهو این‌طوری می‌کنی؟

10:40.770 --> 10:44.230
‫خب، خیلی جدی به نظر می‌رسیدی، مجبور شدم.

10:44.320 --> 10:46.610
‫اینم شد دلیل؟

10:47.150 --> 10:48.740
‫خب، همه‌چیز مرتبه؟

10:49.070 --> 10:51.990
‫اگه بخوای می‌تونم به حرفات گوش بدم.

10:54.410 --> 10:56.790
‫واقعاً موضوع خیلی مهمی نیست...

10:57.660 --> 11:00.500
‫خب، فقط اینکه جیرو، ریجی، و رئیس...

11:01.040 --> 11:03.540
‫همه‌شون دارن با چیزهای خیلی سنگینی دست‌ و پنجه نرم می‌کنن...

11:03.630 --> 11:07.340
‫و منم این‌جا نشستم دارم وقت تلف می‌کنم.

11:08.840 --> 11:11.010
‫گوش کن، ایچیکا-چان.

11:11.300 --> 11:13.300
‫منم مثل خودتما!

11:13.390 --> 11:16.010
‫نه، منظورم این نبود!

11:17.140 --> 11:19.020
‫فقط اینکه...

11:19.890 --> 11:25.020
‫حس می‌کنم باید بتونم کارهای بیشتری انجام بدم...

11:26.270 --> 11:28.530
‫همه این افکار رو دارن.

11:28.900 --> 11:32.570
‫من در مقایسه با شماها حس می‌کنم توی مبارزه کاملاً تعطیلم.

11:32.660 --> 11:36.200
‫تنها کاری که می‌کنم کاغذبازی و مراقبت از دفتره.

11:36.660 --> 11:37.700
‫اما...

11:37.740 --> 11:39.330
‫همینم باعث میشه الان این‌جا باشم.

11:39.370 --> 11:41.540
‫که به حرفات گوش بدم.

11:41.870 --> 11:45.210
‫می‌دونم استعداد خیلی خاصی نیست...

11:45.290 --> 11:49.460
‫ولی به نظر من چیزیه که منحصربه‌فرده و فقط من می‌تونم انجام بدم.

11:50.590 --> 11:53.050
‫سعی کن انقدر نگران نباشی، باشه؟

11:53.340 --> 11:56.550
‫می‌دونم تو هم چیزهای منحصربه‌فردی تو خودت داری.

11:57.220 --> 12:00.180
‫چیزهایی خیلی مهم‌تر از سرایدار دفتر بودن!

12:00.470 --> 12:02.560
‫آخریو شوخی کردم!

12:03.640 --> 12:04.770
‫حرفای دخترونه؟

12:05.900 --> 12:08.520
‫رئیس! برگشتین؟

12:08.650 --> 12:10.320
‫آره، تازه رسیدم.

12:10.740 --> 12:13.070
‫اوسامی، ببخش که بی‌خبر غافلگیرت کردم، ولی...

12:13.240 --> 12:14.200
‫بله؟

12:14.280 --> 12:16.720
‫می‌شه لطف کنی و پول اون راننده تاکسی رو بدی؟

12:16.720 --> 12:17.700
‫واای!

12:17.780 --> 12:20.120
‫بله، الان پولتونو می‌دم!

12:20.200 --> 12:21.200
‫و ایچیکا.

12:21.540 --> 12:23.460
‫یه چیزی می‌خواستم ازت بپرسم.

12:23.540 --> 12:26.580
‫در واقع، تو تنها کسی هستی که می‌تونه این کار رو بکنه.

12:26.710 --> 12:27.540
‫ها؟

12:27.590 --> 12:28.710
‫اتفاقی افتاده؟

12:29.420 --> 12:33.300
‫اوه نه، فقط زمانی که رسیدین یکم ناجور بود...

12:35.300 --> 12:37.430
‫توی اداره‌ی پلیس دفتر داریم؟

12:37.640 --> 12:39.600
‫فضای زیرزمین‌شون رو اجاره کردیم...

12:39.810 --> 12:43.230
‫تا یه‌سری از خطرناک‌ترین متهم‌هامون رو اونجا نگه داریم.

12:43.520 --> 12:47.730
‫هرچند، متهمی که اونجا داریم خیلی هم انسان نیست.

12:48.440 --> 12:49.730
‫اسمش رورن‌ـه.

12:49.860 --> 12:52.070
‫همون مونونوکه‌ای که یکم پیش آوردینش.

12:52.690 --> 12:54.490
‫اون گمان می‌ره یه منبع اطلاعاتی مهم باشه...

12:54.530 --> 12:56.160
‫ولی اگه بخوایم چیزی بیشتر از اسمش بدونیم،

12:56.200 --> 12:58.740
‫اصرار داره که حتماً تو رو پیشش ببریم.

12:58.820 --> 13:00.240
‫یعنی چی می‌خواد...؟

13:00.790 --> 13:03.620
‫دستبندهای سرکوب‌کننده‌ی انرژی ماورایی دستشه،

13:03.700 --> 13:05.750
‫ولی مراقب باش.

13:07.120 --> 13:08.250
‫چی...؟

13:08.500 --> 13:10.250
‫این دیگه چیه...؟!

13:10.340 --> 13:12.000
‫پس بالاخره اومدی!

13:12.090 --> 13:15.010
‫منتظرت بودم، کیشیموجین ایچیکا-سان.

13:15.220 --> 13:17.800
‫اما چطور... و با اون دستبندها...

13:17.840 --> 13:19.430
‫یادت رفت؟

13:19.470 --> 13:21.760
‫توهم زدن تخصصمه.

13:22.010 --> 13:25.270
‫اینکه اون احمق‌ها فکر کنن بهم دستبند زدن...

13:25.390 --> 13:26.770
‫...بچه بازیه!

13:27.390 --> 13:31.270
‫حالا، که تکی گیرت آوردم.

13:31.690 --> 13:34.190
‫وقتشه...

13:35.690 --> 13:38.530
‫عروس من بشی!

13:43.160 --> 13:45.000
‫ها؟

13:50.380 --> 13:54.050
‫ببین، وقتی زیاد روی این زمین بمونی، یه بلایی سرت میاد.

13:54.340 --> 13:57.510
‫اون شور و حال زندگی رو از دست می‌دی...
‫اون جرقه محو میشه، می‌دونی؟

13:58.130 --> 14:01.640
‫مخصوصاً وقتی توی سایه‌ی انسان‌ها گیر افتاده باشی.

14:02.010 --> 14:05.020
‫این تنها دلیلی بود که پیشنهاد آماگی رو قبول کردم.

14:05.350 --> 14:08.310
‫صادقانه بگم، اصلاً برام مهم نیست که اون چه جاه‌طلبی‌هایی داره.

14:09.350 --> 14:11.270
‫با تو اون جرقه رو حس می‌کنم.

14:12.310 --> 14:14.230
‫چشم‌هات عملاً صدام می‌کنن.

14:14.360 --> 14:16.070
‫بعدشم اون زبون‌درازی‌ت.

14:16.150 --> 14:18.490
‫همه‌چیزش هیجان‌انگیز و چشمگیره.

14:18.950 --> 14:21.280
‫بعد فهمیدم...

14:21.570 --> 14:24.290
‫هیچی مثل یه عشق ممنوعه به آدم حس زنده بودن نمیده!

14:24.370 --> 14:25.370
‫وااای!

14:25.410 --> 14:28.540
‫چرا انقدر با نگاه ترحم‌انگیزی بهم نگاه می‌کنی؟

14:28.620 --> 14:31.170
‫آه، ولی خب، همینم جذابه.

14:31.330 --> 14:32.290
‫دیوونه‌ای؟!

14:32.500 --> 14:35.300
‫من اینجام تا بازجویی‌ت کنم!

14:35.460 --> 14:37.800
‫زود باش اعتراف کن، چی در مورد آماگی می‌دونی؟

14:38.050 --> 14:39.130
‫خیلی خب.

14:39.170 --> 14:41.260
‫بعد از اینکه عروسم شدی!

14:41.430 --> 14:44.010
‫آآآه، چقدر می‌شد می‌تونستم خفه‌ش کنم...

14:44.510 --> 14:46.560
‫نه... می‌تونم انجامش بدم...

14:48.060 --> 14:51.440
‫فکر کن. این عوضی شیفته‌ی منه.

14:51.940 --> 14:55.320
‫می‌تونم از این استفاده کنم، بعد راحت دور انگشتم می‌چرخونمش.

14:55.820 --> 14:56.940
‫همینه...

14:57.400 --> 14:58.690
‫باشه.

14:59.150 --> 15:00.450
‫هر چی باشه...

15:01.110 --> 15:03.870
‫سلاح مخفی یه کونوایچی، جذابیتشه!

15:04.030 --> 15:06.620
‫ا-اگه مهربون باشی...

15:07.160 --> 15:09.960
‫شاید... بتونیم با هم قرار بذاریم...

15:10.500 --> 15:12.630
‫یا یه همچین چیزی...

15:13.380 --> 15:15.340
‫اگه بخوای... خب؟

15:15.750 --> 15:17.630
‫ام... چطوری بگم...؟

15:17.670 --> 15:19.590
‫دنبال همچین چیزی نیستم.

15:20.970 --> 15:22.760
‫اعتراف کن، وگرنه شکمتو پاره می‌کنم!

15:22.840 --> 15:24.220
‫بله، خانم!

15:25.010 --> 15:27.970
‫خیلی خب، بذار زود تمومش کنیم.

15:28.390 --> 15:29.980
‫اول، آماگی کجاست؟

15:30.060 --> 15:32.730
‫دوم، نقشه‌ش چیه؟

15:35.560 --> 15:36.730
‫بذارید بیام بیرون!

15:37.110 --> 15:38.530
‫عوضی کثافت...

15:38.570 --> 15:39.990
‫لعنت بهت، آماگی.

15:40.030 --> 15:42.240
‫چرا اون حصار رو بستی؟

15:42.490 --> 15:44.740
‫خیلی خب، من خودم این آشغال رو می‌شکونم و—

15:44.820 --> 15:46.160
‫من بودم نمی‌کردم، احمق.

15:46.370 --> 15:48.580
‫اون رو بشکونی، تا ابد اینجا گیر افتادیم.

15:48.740 --> 15:49.750
‫خفه شو!

15:50.000 --> 15:52.370
‫تا الان باید می‌مردی!

15:52.580 --> 15:54.330
‫بهم امر و نهی نکنا!

15:54.380 --> 15:57.380
‫می‌دونم شاکی هستی، ولی سر من خالی نکن!

15:57.670 --> 15:59.880
‫به‌علاوه، من زنده بودنمو مدیون یه نفرم...

16:00.210 --> 16:01.880
‫و اونم تویی.

16:10.270 --> 16:12.390
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنی، کوگا؟

16:12.690 --> 16:14.810
‫همینو می‌خواستم از تو بپرسم، کثافت!

16:15.060 --> 16:17.230
‫چه غلطی داشتی می‌کردی، آماگی؟

16:17.270 --> 16:19.020
‫کلی زحمت کشیدیم بگیریمش،

16:19.070 --> 16:20.900
‫بعد می‌خوای زرتی بزنی بکشیش؟

16:21.740 --> 16:24.610
‫اون راگویی که من دنبالش بودم نیست.

16:24.740 --> 16:25.660
‫چی؟!

16:25.700 --> 16:29.410
‫راگوی واقعی، قدرتش، توی اون انسان؛ آزوما جیرو باقی مونده.

16:29.660 --> 16:31.500
‫شوخی می‌کنی...

16:31.830 --> 16:34.000
‫شاید تو بهتر بتونی حسش کنی.

16:34.080 --> 16:37.000
‫یه ذره انرژی ماورایی هم توش پیدا نمی‌کنی.

16:37.500 --> 16:38.750
‫آره، خب...

16:39.170 --> 16:41.260
‫این که دلیل نمیشه بخوای بکشیش!

16:41.710 --> 16:43.260
‫که چی اگه انرژی ماورایی‌ش ته کشیده!

16:43.300 --> 16:45.260
‫اونم درست مثل ما هنوز یه مونونوکه‌ست!

16:46.760 --> 16:48.680
‫درست مثل ما؟

16:48.800 --> 16:50.260
‫ای کوگای ساده‌لوح.

16:50.810 --> 16:54.520
‫خب، از یه بچه‌ی نوجوون هم همین انتظار می‌رفت.

16:54.770 --> 16:56.520
‫هی، با من مثل بچه‌ها حرف نزن!

16:56.980 --> 16:59.060
‫با این حال، حق با توئه.

16:59.480 --> 17:04.030
‫اون گوله‌پشم شاید هنوز به درد بخوره.

17:04.530 --> 17:06.530
‫فعلاً میذارم پیش خودت بمونه.

17:06.740 --> 17:08.910
‫هـ ـ هوی، کجا داری می‌ری؟

17:09.070 --> 17:12.040
‫همرزم‌هامو از سراسر کشور فرا خوندم.

17:12.660 --> 17:16.540
‫قبل از رسیدنشون کارهای ناتمومِ زیادی دارم.

17:16.920 --> 17:19.330
‫باید اعتراف کنم که ترتیب رویدادها تغییر کرده،

17:19.420 --> 17:22.300
‫اما نقشه‌ی من تا حد زیادی همون‌طوری که بود باقی مونده.

17:22.840 --> 17:24.340
‫مطمئن باش.

17:25.340 --> 17:28.300
‫همه‌چیز عالی پیش می‌ره.

17:28.550 --> 17:30.050
‫ای بابا..

17:30.140 --> 17:31.680
‫منظورش چیه اصلاً؟

17:31.760 --> 17:34.060
‫«نقشه‌ی من تا حد زیادی همون‌طوری که بود باقی مونده.»

17:34.520 --> 17:38.810
‫قرار نبود با راگو متحد شیم و
‫اون عوضی‌های سازمان رو بفرستیم اون دنیا؟

17:39.770 --> 17:40.650
‫اون حالا هیچی...

17:40.940 --> 17:43.030
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

17:43.480 --> 17:45.570
‫اوی! اصلاً گوش می‌دی، ناروکو؟

17:45.860 --> 17:46.820
‫اوم...

17:47.030 --> 17:50.410
‫گفت هوا داره تاریک می‌شه، بهتره بیام داخل.

17:50.950 --> 17:52.030
‫چی می‌گی...؟

17:52.280 --> 17:53.330
‫بذار برات توضیح بدم.

17:53.450 --> 17:54.260
‫احمق

17:53.790 --> 17:56.330
‫یه احمق، یه اسکل، و یه گوله‌پشم رو برداشت...

17:54.260 --> 17:54.300
‫احمق

17:54.470 --> 17:55.140
‫اسکل

17:55.140 --> 17:55.180
‫اسکل

17:55.180 --> 17:55.220
‫اسکل

17:55.220 --> 17:55.260
‫اسکل

17:55.260 --> 17:55.300
‫اسکل

17:55.350 --> 17:57.260
‫گوله‌پشم

17:56.370 --> 17:59.210
‫و همه‌مونو محض اطمینان انداخت اینجا، گرفتی؟

17:59.420 --> 18:00.710
‫مرسی، آقای ضدحال!

18:00.920 --> 18:03.710
‫خوبه می‌دونیم پیش چه حلال‌زاده‌هایی هستیم!

18:04.550 --> 18:06.970
‫یه چیزی در مورد رفتار آماگی نگرانم می‌کنه...

18:07.300 --> 18:10.640
‫داره چیزی رو از اینا هم مخفی می‌کنه؟

18:12.470 --> 18:13.720
‫چی می‌خوای؟

18:13.930 --> 18:15.270
‫تو هم می‌خوای؟

18:15.520 --> 18:16.950
‫می‌خوام.

18:15.520 --> 18:16.950
‫مال خودت.

18:19.390 --> 18:21.230
‫آروم باش، بچه.

18:22.190 --> 18:24.230
‫تا می‌تونم باید انرژی جمع کنم.

18:24.780 --> 18:27.990
‫یه گاوچرون با شکم خالی نمی‌تونه گله‌شو جمع کنه، مگه نه؟

18:28.070 --> 18:30.070
‫درستش اینه که بگی «با شکم خالی نمی‌شه...»!

18:30.530 --> 18:32.030
‫حالا فرق نداره.

18:33.620 --> 18:37.370
‫اون بالادستی‌ها بی‌صبرانه منتظرن که
‫ تو رو با قدرتِ راگو برای همیشه مهروموم کنن!

18:37.830 --> 18:40.920
‫برای تو این یعنی حبس ابد، یا بدتر...

18:41.040 --> 18:43.210
‫اگه می‌خوای از هر کدوم از این سرنوشت‌ها فرار کنی،

18:43.340 --> 18:47.880
‫اول باید بتونی کنترل اون قدرت رو به دست بیاری.

18:49.010 --> 18:52.300
‫انسان‌ها و مونونوکه‌ها رو مثل یین و یانگ در نظر بگیر.

18:52.510 --> 18:56.430
‫با هم مخالفن، و همدیگه رو دفع می‌کنن.

18:56.520 --> 18:59.640
‫با تعامل زیاد، این نیروها ویرانی به بار میارن.

19:00.310 --> 19:01.900
‫در مورد تو...

19:01.980 --> 19:03.690
‫انسانیتت رو کنار می‌ذاری!

19:03.730 --> 19:05.230
‫دیگه واقعاً رد دادی، پیرمرد.

19:05.270 --> 19:08.570
‫دقیق‌تر بگم، خودت رو غرق حیات وحش می‌کنی...

19:08.610 --> 19:11.530
‫و تا حد ممکن اون پوستِ انسانی‌ت رو دور می‌ریزی،

19:11.610 --> 19:14.490
‫و از نظر ذهنی و جسمی، اون هیولای درون رو در آغوش می‌گیری.

19:14.530 --> 19:16.540
‫فقط این موقع‌ست که قادر هستی...

19:16.620 --> 19:19.540
‫که گوشت و روح ماورایی رو کنار هم قرار بدی.

19:19.750 --> 19:22.420
‫اینکه اون قدرت رو ببلعی، یا اون قدرت تو رو ببلعه...

19:22.540 --> 19:24.540
‫به خودت بستگی داره.

19:24.960 --> 19:27.170
‫توی جنگل آویدیا تمرین می‌کنی.

19:27.210 --> 19:30.050
‫و این کار رو تنهایی انجام میدی.

19:30.630 --> 19:33.050
‫پشت اون درخت‌ها قلمرو دیگه‌ای قرار داره.

19:33.640 --> 19:36.560
‫قلمرویی که متعلق به مونونوکه‌ای به اسم ایبوکی‌ـه.

19:36.760 --> 19:37.810
‫مونونوکه؟!

19:38.100 --> 19:43.230
‫خیلی وقت پیش، اونیوابان و ایبوکی
‫پیمانی مبنی بر عدم تعرض متقابل بستن.

19:43.350 --> 19:44.690
‫عدم تعرض چی‌چی؟

19:44.860 --> 19:48.190
‫این‌طوری که اگه مزاحم‌مون نشی، ما هم مزاحمت نمی‌شیم.

19:48.440 --> 19:49.690
‫آه، گرفتم.

19:50.110 --> 19:51.070
‫صبر کن.

19:51.150 --> 19:52.740
‫پس بهتر نیست از یه راه دیگه برم؟

19:52.780 --> 19:54.320
‫عجله نکن.

19:54.450 --> 19:58.490
‫ما یه نماینده‌ی ویژه فرستادیم تا وضعیت رو براش توضیح بده.

19:58.620 --> 19:59.620
‫نماینده؟

19:59.870 --> 20:01.210
‫خب خب، جیرو!

20:01.460 --> 20:05.130
‫شنیدم یه گند بزرگ‌تری نسبت به آخرین باری که همو دیدیم بالا آوردی.

20:05.250 --> 20:06.460
‫فویو!

20:06.540 --> 20:08.960
‫ممنون برای کمک، روباه پیر!

20:09.380 --> 20:12.340
‫برای خودت گرون تموم میشه، توش پیر!

20:12.720 --> 20:14.380
‫صبر کن ببینم، شما همدیگه رو می‌شناسید؟

20:14.430 --> 20:15.970
‫یه همچین چیزی.

20:16.300 --> 20:18.640
‫زمانی که فقط یه تازه‌کار بود، داشت تمرین می‌کرد و...

20:19.260 --> 20:21.980
‫فکر نمی‌کنم وقت خوبی برای این حرف‌ها باشه!

20:23.140 --> 20:24.730
‫خب ایبوکی چی گفت؟

20:25.730 --> 20:27.230
‫مختصر و مفید.

20:27.810 --> 20:29.980
‫یه قدم تو قلمروم بذارین، مردین.

20:30.360 --> 20:31.360
‫عجب...

20:31.490 --> 20:32.990
‫خیلی خب، برو، جیرو.

20:33.240 --> 20:36.160
‫دیوونه شدی پیرمرد؟ داشتی گوش می‌دادی؟

20:36.200 --> 20:37.990
‫اگه برم اون تو، مرده‌م!

20:38.240 --> 20:40.620
‫آره، ولی کلمه‌ی «نیا» رو نگفت.

20:40.740 --> 20:41.660
‫ها؟!

20:41.790 --> 20:43.660
‫به نظر من خیلی به «نیا» نزدیک بود!

20:43.710 --> 20:45.500
‫نه، فکر نکنم اینطور باشه.

20:46.330 --> 20:47.750
‫ایبوکی اهل حاشیه رفتن نیست.

20:47.790 --> 20:51.000
‫اگه ایبوکی می‌خواست، می‌گفت «نیا».

20:51.590 --> 20:53.340
‫شاید این یه‌جور ترحم باشه،

20:53.380 --> 20:55.930
‫یا شاید ایبوکی داره بهت علاقه‌مند می‌شه...

20:56.260 --> 20:58.510
‫ایبوکی همیشه یه‌ذره عجیب‌غریب بوده.

20:58.720 --> 21:00.100
‫چیکار می‌کنی، جیرو؟

21:00.140 --> 21:00.970
‫ها؟

21:01.220 --> 21:03.270
‫اگه می‌خوای برگردی، الان وقتشه.

21:05.140 --> 21:07.350
‫فکر کردی الان پا پس می‌کشم؟

21:10.070 --> 21:14.650
‫ایبوکی یه سد ماوراییِ قدرتمند دور جنگل کشیده.

21:14.950 --> 21:18.570
‫این نیلوفر بهت اجازه می‌ده از سد رد بشی، ولی...

21:18.700 --> 21:20.660
‫...بلیتت یه‌طرفه‌ست.

21:21.030 --> 21:23.830
‫وقتی داخل بشی، قدرت‌هام دیگه نمی‌تونن بهت برسن.

21:24.040 --> 21:25.000
‫این یعنی...

21:25.080 --> 21:28.670
‫برای اینکه بتونی بیای بیرون، تنهایی.

21:28.920 --> 21:29.880
‫کی می‌دونه،

21:30.000 --> 21:33.090
‫شاید بهتر باشه با قدرت راگو، برای خودت یه راه خروج بسازی...

21:34.510 --> 21:36.300
‫و اونم رفت...

21:36.380 --> 21:38.930
‫نمی‌دونم واقعاً وضعیت رو درک می‌کنه یا نه.

21:39.050 --> 21:41.050
‫من یه ترسو ام.

21:41.760 --> 21:44.180
‫همه‌چیز رو می‌دونستم.

21:44.350 --> 21:48.190
‫می‌دونستم چطوری جیرو رو ترغیب کنم که این کار رو انجام بده.

21:48.350 --> 21:52.820
‫و می‌دونستم مدیرها هم اجازه‌شو میدن،
‫به این امید که تا ابد اونجا گیر بیفته.

21:53.230 --> 21:56.070
‫همه‌ش رو می‌دونستم، و با این حال...

21:56.240 --> 21:58.200
‫چرا انقدر ناراحتی؟

21:58.490 --> 22:00.700
‫این بهترین گزینه برای همه‌ست، مگه نه؟

22:01.070 --> 22:03.660
‫حالا چطوره یه کم به این بچه ایمان داشته باشی!

22:04.240 --> 22:09.210
‫بالأخره هر چی باشه، نوه‌ی خودته.

22:15.000 --> 22:25.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
