WEBVTT

00:04.940 --> 00:08.980
‫ترجمه و تایپ‌ست: Onyx

00:05.630 --> 00:07.760
‫آه... امم...

00:07.970 --> 00:09.340
‫جیرو اَم!

00:09.470 --> 00:11.090
‫این واقعاً کار می‌کنه؟

00:11.300 --> 00:12.970
‫آره، صداتو واضح می‌شنوم.

00:13.300 --> 00:14.140
‫حالت خوبه؟

00:14.180 --> 00:16.560
‫خب... یه جورایی، فکر کنم.

00:16.770 --> 00:18.310
‫یه جورایی؟ داری نگرانم می‌کنی.

00:18.770 --> 00:19.980
‫آه، ببخشید.

00:20.400 --> 00:23.110
‫جوگیر شدم و یه جورایی یارو رو لت‌وپار کردم.

00:23.440 --> 00:24.320
‫که این‌طور...

00:24.960 --> 00:30.470
‫تکون نخور!

00:24.980 --> 00:26.320
‫خب، نگرانش نباش.

00:26.460 --> 00:30.470
‫آخ! انقدر خشن نباش...!

00:26.860 --> 00:29.830
‫خوشبختانه، به نظر میاد ایچیکا مال خودش رو زنده دستگیر کرده.

00:29.830 --> 00:30.320
‫جدی؟

00:30.610 --> 00:31.490
‫ریجی چی؟

00:31.530 --> 00:32.700
‫هنوز خبری ازش نیست.

00:33.280 --> 00:34.120
‫خیلی خب...

00:34.160 --> 00:36.700
‫الان می‌ریم یه سر بهش می‌زنیم.

00:37.040 --> 00:38.410
‫خوبه، ممنون.

00:38.710 --> 00:40.170
‫کار عجولانه‌ای نکن.

00:40.420 --> 00:42.080
‫اگه اوضاع خراب شد، می‌خوام از اونجا بیای بیرون.

00:42.210 --> 00:43.040
‫باشه.

00:43.460 --> 00:45.960
‫چطور متوجه نشدم؟

00:46.710 --> 00:49.050
‫اگه به تسخیر کردن جیرو ادامه بدم...

00:49.420 --> 00:53.050
‫یا بدتر، اگه تو مبارزات به مصرف انرژی ماورایی ادامه بدم...

00:53.720 --> 00:54.550
‫اوی!

00:54.850 --> 00:56.060
‫خفه بمیر!

00:56.100 --> 00:57.770
‫چه مرگته، عوضی!

00:57.810 --> 00:59.710
‫بالأخره یه‌جور باید حواستو جمع می‌کردم!

01:00.310 --> 01:03.210
‫بعد از اینکه اون چهارچشمی رو پیدا کردیم، می‌تونیم استراحت کنیم.

01:03.520 --> 01:04.480
‫حالا بیا بریم.

01:04.730 --> 01:06.070
‫آره...

01:07.070 --> 01:08.320
‫عـــه...

01:08.860 --> 01:12.070
‫همیشه توی جاخالی دادن توی آخرین لحظه‌ی ممکن استعداد داشتی...

01:12.320 --> 01:15.330
‫اما به نظر میاد این‌بار رو دست خودت زدی، ریجی.

01:16.200 --> 01:17.330
‫شونجین...

01:18.080 --> 01:22.500
‫بدن همیشه عادت‌ها رو یادش می‌مونه...
‫چندین‌بار با همون حرکت گیرم انداختی.

01:22.540 --> 01:24.460
‫این حرکت مخصوص توئه.

01:25.920 --> 01:27.800
‫شینجی...

01:27.820 --> 01:37.820
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:58.490 --> 03:03.370
‫تو سری‌خور

02:58.510 --> 03:01.100
‫پس حالا فقط «شینجی»ام، ها؟

03:01.600 --> 03:03.020
‫قلبم شکست!

03:03.310 --> 03:05.520
‫می‌بینم روزایی که بهم می‌گفتی «نی-سان» گذشته.

03:06.020 --> 03:07.100
‫البته.

03:07.770 --> 03:10.110
‫من برادرمو تو اون روزِ نحس از دست دادم.

03:10.190 --> 03:13.510
‫روزی که توی آیین شمشیر شکست خورد
‫ و گردباد جهنمی روحش رو بلعید.

03:13.940 --> 03:15.360
‫اون روز برادرم مرد.

03:16.280 --> 03:18.360
‫نباید از حقیقت فرار کنی، ریجی.

03:18.870 --> 03:20.870
‫من توهم نیستم.

03:21.490 --> 03:23.870
‫گردباد جهنمی هیچ‌وقت روح منو نبلعید،

03:23.910 --> 03:25.790
‫هیچ‌وقت هم نمردم.

03:26.080 --> 03:29.380
‫اون موقع شینجی بودم، و الان هم همون شینجی سابقم.

03:30.080 --> 03:32.130
‫اما از اونجایی که باورم نمی‌کنی،

03:32.460 --> 03:34.170
‫فکر کنم باید بهت ثابتش کنم!

03:36.130 --> 03:37.590
‫الانشم حقیقت رو می‌دونم!

03:39.090 --> 03:41.140
‫از همون ضربه‌ی اول!

03:41.470 --> 03:43.680
‫با هر برخورد شمشیرهامون...

03:44.310 --> 03:45.730
‫حقیقت رو به‌چشم می‌بینم...

03:45.770 --> 03:47.060
‫...و عذاب می‌کشم!

03:52.400 --> 03:54.360
‫همون شینجی سابق، ها؟

03:54.820 --> 03:56.110
‫پس چرا...

03:56.440 --> 03:58.490
‫چرا طرف مونونوکه‌ها رو گرفتی؟

04:00.740 --> 04:03.280
‫فقط برای راحتی کار بود.

04:03.990 --> 04:05.290
‫می‌تونستم ناشناس بمونم،

04:05.330 --> 04:08.000
‫در حالی که در برابر سازمان مقاومت می‌کنم.

04:08.290 --> 04:09.870
‫همه‌ش...

04:10.170 --> 04:12.460
‫تقصیر توئه، ریجی.

04:13.000 --> 04:15.340
‫و همه‌ش از همون موقع شروع شد.

04:26.220 --> 04:27.680
‫وای!

04:28.180 --> 04:30.440
‫این‌بار هم من بردم، مگه نه، نی-سان؟

04:30.940 --> 04:32.610
‫فوق‌العاده بود، ریجی.

04:33.560 --> 04:34.520
‫شینجی!

04:34.820 --> 04:36.110
‫آه... بـ ـ بله...

04:36.190 --> 04:37.110
‫پدر-

04:37.610 --> 04:39.570
‫الان چندتا باخت شد؟

04:39.900 --> 04:43.700
‫تو دوقلوی بزرگتری، خجالت نمی‌کشی؟

04:44.030 --> 04:47.370
‫تو پسر ارشدی، وارث خانواده‌ی کیریهارا!

04:49.710 --> 04:50.960
‫اوه!

04:51.540 --> 04:53.630
‫حالا اشتباه برداشت نکن، ریجی!

04:54.000 --> 04:54.840
‫تو باهوشی...

04:54.880 --> 04:57.210
‫لازم نیست درد باختن رو برات توضیح بدم.

04:57.630 --> 05:00.260
‫یا وحشت کتک خوردن و سرزنش شدن توسط پدرمون رو!

05:00.590 --> 05:01.550
‫ولی...

05:05.350 --> 05:07.220
‫اون بدترین قسمتش نبود.

05:07.520 --> 05:12.480
‫می‌خوای بدونی چی از اونم دردناک‌تر بود، ریجی؟

05:12.770 --> 05:14.440
‫دونستن این بود که...

05:14.480 --> 05:16.980
‫...از اون روز به بعد، عمداً به من می‌باختی.

05:17.400 --> 05:18.990
‫چرت نگو!

05:19.150 --> 05:20.490
‫من همچین کاری نکردم!

05:20.530 --> 05:23.110
‫به اون کارت می‌گن ناخودآگاه عمدی!

05:23.820 --> 05:26.870
‫وگرنه پدر متوجه می‌شد.

05:27.540 --> 05:28.410
‫اما...

05:28.450 --> 05:31.540
‫ضربات شمشیرت همه‌چیز رو برام روشن می‌کرد.

05:32.460 --> 05:35.630
‫در نهایت، از باختن رسیدم به جایی که تقریباً هم‌سطح شدیم...

05:36.250 --> 05:38.760
‫بعد من شدم کسی که همیشه می‌برد...

05:39.090 --> 05:42.630
‫دیگه تقریباً یادم رفته بود باختن چه حسی داره.

05:43.470 --> 05:44.390
‫از اون بدتر...

05:45.140 --> 05:48.640
‫می‌باختی، ولی اون نیشخندِ احمقانه‌ت رو می‌زدی.

05:49.270 --> 05:52.190
‫اولش فکر می‌کردم این فقط روشت برای مهربون بودنه.

05:52.810 --> 05:55.150
‫پس حتی بیشتر تلاش کردم.

05:55.440 --> 05:57.400
‫اونقدر شمشیرمو تاب دادم تا دستام زخم شد.

05:57.480 --> 05:59.900
‫شرشر عرق ریختم و زمین رو با خونم رنگین کردم.

05:59.940 --> 06:02.070
‫فُرمم رو ده‌ها هزار بار تمرین کردم.

06:02.990 --> 06:03.910
‫و با این حال...

06:03.950 --> 06:05.950
‫با وجود همه‌چیز...

06:06.320 --> 06:09.160
‫تو دقیقاً یک قدم پشت سر من موندی.

06:09.660 --> 06:11.450
‫نه یه قدم بیشتر...

06:11.500 --> 06:13.660
‫نه یه قدم کمتر.

06:14.120 --> 06:15.960
‫برمی‌گشتم و تو اونجا بودی.

06:16.170 --> 06:17.920
‫و با اون نیشخند همیشه می‌گفتی...

06:18.540 --> 06:21.170
‫تو خیلی بااستعدادی، نی-سان!

06:22.840 --> 06:24.180
‫نمی‌فهمی؟

06:24.800 --> 06:27.350
‫من واقعاً هیچ‌وقت یه قدم جلوتر نبودم.

06:28.220 --> 06:31.180
‫تو فقط داشتی تحقیرم می‌کردی!

06:31.770 --> 06:33.940
‫شاید من دوقلوی بزرگتر باشم،

06:34.060 --> 06:36.940
‫ولی تو کسی هستی که روح مبارزه‌ی کیریهارا رو به ارث برده.

06:38.730 --> 06:40.820
‫اما تو نمی‌فهمی...

06:41.150 --> 06:43.030
‫درد اون حقیقتِ عذاب‌آور رو!

06:43.110 --> 06:44.820
‫از اینکه هر روز بکوبنش تو صورتت!

06:45.200 --> 06:46.780
‫ناامیدی رو!

06:50.990 --> 06:53.370
‫برای همینه، ریجی...

06:54.120 --> 06:56.870
‫می‌خواستم قوی بشم.

06:57.210 --> 06:59.040
‫که یه وارث شایسته باشم...

06:59.250 --> 07:01.130
‫که یه برادر شایسته باشم...

07:01.250 --> 07:02.590
‫و مهم‌تر از همه...

07:02.670 --> 07:04.380
‫که برای خودم ارزشی پیدا کنم...

07:04.970 --> 07:06.470
‫حاضر بودم از هر چیزی استفاده کنم...

07:06.550 --> 07:07.760
‫هر کاری بکنم.

07:09.390 --> 07:11.010
‫مزخرف نگو!

07:11.310 --> 07:13.610
‫همه‌ش به‌خاطر همین بود؟

07:13.610 --> 07:15.270
‫به‌خاطر همین پدرمونو کشتی؟

07:16.980 --> 07:18.520
‫تکنیک کیریهارا-ریو...

07:18.900 --> 07:20.440
‫اونیکوبی-اوتوشی!

07:24.490 --> 07:25.400
‫همینه...

07:25.700 --> 07:27.660
‫همین عالیه، ریجی.

07:27.820 --> 07:31.240
‫ازم کینه به دل بگیر، ازم متنفر باش، تحقیرم کن!

07:31.240 --> 07:32.490
‫ترحم رو فراموش کن!

07:33.040 --> 07:36.120
‫می‌خوام اون ریجیِ واقعی رو ببینم!

07:37.210 --> 07:38.460
‫نه، این کافی نیست...

07:38.670 --> 07:40.000
‫حتی نزدیکش هم نیست...

07:40.590 --> 07:42.090
‫بیشتر می‌خوام... بیشتر...

07:42.590 --> 07:47.630
‫بیشتر... بیشتر... بیشتر... بیشتر... بیشتر!

07:47.720 --> 07:49.140
‫بیشتر نشونم بده!

07:49.220 --> 07:50.600
‫که می‌خوای...

07:50.640 --> 07:51.760
‫منو بکشی!

07:59.650 --> 08:00.690
‫چرا...؟

08:00.900 --> 08:02.610
‫چرا باید این‌طوری می‌شد؟

08:03.230 --> 08:04.530
‫تقصیر من بود؟

08:04.730 --> 08:07.110
‫واقعاً من عوضش کردم؟

08:07.400 --> 08:08.780
‫من اونو...

08:09.570 --> 08:11.620
‫تبدیل به یه هیولا کردم؟

08:11.910 --> 08:13.950
‫عه‌وا، نزدیک بودا!

08:14.200 --> 08:15.750
‫شرمنده، ریجی.

08:15.910 --> 08:18.370
‫نزدیک بود بزنم بکشمت.

08:18.790 --> 08:21.880
‫اما هیچ‌وقت نمی‌تونم وقتی انقدر آشفته و متزلزلی بکشمت.

08:22.460 --> 08:25.670
‫خب، من هرچی که لازم بود بگم رو گفتم.

08:26.420 --> 08:28.630
‫برای امروز کافیه!

08:29.130 --> 08:30.840
‫خداحافظ، ریجی.

08:31.470 --> 08:33.890
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت، از دیدنت خوشحال شدم!

08:34.470 --> 08:35.970
‫اما دفعه‌ی بعد...

08:36.100 --> 08:38.140
‫بیا تا پای مرگ بجنگیم، خب؟

08:39.560 --> 08:40.900
‫دوباره...

08:41.400 --> 08:42.900
‫دقیقاً مثل همون شب...

08:44.150 --> 08:46.650
‫نکشتم و تنهام گذاشت!

09:04.130 --> 09:05.920
‫لعنتی، حالم خیلی بده!

09:06.130 --> 09:07.760
‫ای گاومیش احمق...

09:07.800 --> 09:11.430
‫مثل یه گاو وحشی رم کرده بود.

09:11.680 --> 09:13.640
‫این خستگی...

09:13.890 --> 09:16.430
‫این چیزی بیشتر از یه آسیب جسمیِ معمولیه.

09:17.310 --> 09:20.020
‫هیچ توجیه دیگه‌ای غیر از اون نداره...

09:20.520 --> 09:22.690
‫می‌گم، می‌شه حرف بزنیم؟

09:22.770 --> 09:24.270
‫ها؟ در مورد چی؟

09:24.730 --> 09:25.730
‫خب...

09:25.820 --> 09:28.690
‫یه چیزی درباره‌ت بود که داشتم بهش فکر می‌کرد-

09:28.730 --> 09:30.280
‫اوی، یه‌دقه زبون به دهن بگیر.

09:30.360 --> 09:31.740
‫اوی، می‌زنم لهت می‌کنما!

09:31.860 --> 09:33.070
‫هنوز حرفم تموم-

09:36.200 --> 09:38.540
‫مشتاق دیدار، راگو...

09:38.950 --> 09:41.790
‫خیلی وقت می‌شه از نزدیک ندیدمت.

09:42.330 --> 09:44.790
‫به نظر میاد زندگی خوبی رو می‌گذروندی...

09:45.250 --> 09:46.790
‫...دوست قدیمی.

09:47.420 --> 09:48.300
‫آماگی؟!

09:48.750 --> 09:50.720
‫اوه، چه جالب...

09:51.220 --> 09:53.300
‫پس همه‌چیز رو راجع بهم می‌دونی.

09:53.550 --> 09:57.050
‫ظاهراً از گذشته‌ی راگو مطلعی.

09:57.510 --> 10:01.310
‫کی فکرشو می‌کرد همچین روحِ صادق و حساسی داشته باشی، راگو.

10:01.600 --> 10:03.690
‫که همین ماجرا رو کنایه‌آمیزتر می‌کنه...

10:03.980 --> 10:07.900
‫همون انسانی که سفره‌ی دلتو براش باز کردی، ‫کسیه که باید ببلعی.

10:08.400 --> 10:09.230
‫ها؟

10:09.320 --> 10:10.320
‫اوه!

10:10.360 --> 10:12.570
‫این جزئیات کوچیک رو از قلم انداختی؟

10:12.950 --> 10:15.160
‫البته، بهش فکر کنی خیلی منطقی می‌شه.

10:15.360 --> 10:17.700
‫دو موجود که توی یه کالبد ساکن هستن...

10:17.780 --> 10:20.580
‫تصور اینکه چنین چیزی عملی بشه، سخته.

10:21.080 --> 10:23.160
‫حتی اگه نیت خوبی هم پشتش باشه،

10:23.330 --> 10:27.080
‫انسان‌ها و مونونوکه‌ها مثل آب و روغن می‌مونن.

10:27.340 --> 10:28.590
‫در واقع...

10:28.920 --> 10:32.210
‫هر تلاشی برای استفاده از قدرت‌های ماوراییت...

10:32.380 --> 10:36.090
‫فقط از انرژی حیاتیِ اون پسر تغذیه می‌کنه.

10:37.050 --> 10:39.600
‫البته خب، تا زمانی که کامل جونشو بگیری.

10:41.060 --> 10:42.100
‫هی، راگو...

10:42.890 --> 10:45.100
‫یادته با اون گاومیش چیکار کردیم؟

10:45.150 --> 10:46.460
‫باز همون حرکتو می‌زنیم.

10:46.600 --> 10:47.480
‫چـ...؟

10:47.560 --> 10:50.440
‫اصلاً به حرفاش گوش دادی؟!

10:50.480 --> 10:51.780
‫همه رو شنفتم!

10:51.860 --> 10:52.690
‫خب که چی؟

10:53.320 --> 10:54.400
‫که چی؟!

10:54.450 --> 10:55.990
‫هرچی بیشتر از قدرتم استفاده کنی،

10:56.030 --> 10:57.030
‫منم بیشتر از انرژی حیات‌تو-

10:57.070 --> 10:58.660
‫اونشو گرفتم.

10:59.530 --> 11:01.540
‫اما اگه بذاریم ترس برمون داره،

11:01.620 --> 11:03.370
‫مشکلی هم حل می‌شه؟

11:03.790 --> 11:06.120
‫حالا زیاد از ایده‌ی اینکه ناهارت بشم خوشم نمیاد...

11:06.290 --> 11:09.130
‫ولی قطعاً نمی‌خوام کارم به دست این یارو تموم بشه.

11:09.540 --> 11:13.880
‫اگه قراره برای مبارزه باهاش یکم جون بدم، خب می‌دم!

11:15.630 --> 11:18.590
‫اگه انقدر احمق و کوته‌فکر نبودی، می‌گفتم حرفت منطقیه...

11:18.680 --> 11:20.890
‫اصلاً نمی‌شه درکت کرد، پسرجون.

11:21.010 --> 11:22.060
‫حرف دهنتو بفهم!

11:22.470 --> 11:23.310
‫با این حال...

11:24.930 --> 11:26.580
‫ساده‌لوحیت خیلی واضحه.

11:27.310 --> 11:29.110
‫افسوس که تو وضعیت فعلیت،

11:29.150 --> 11:31.690
‫مبارزه کردن کمترین نگرانیته.

11:32.480 --> 11:33.360
‫جیرو!

11:33.440 --> 11:35.570
‫یادت نره، اون میزبانته.

11:35.780 --> 11:37.700
‫نباید هنوز بکشیش.

11:37.910 --> 11:41.080
‫حداقل، نه تا زمانی که شما دوتا رو از هم جدا کنم.

11:41.410 --> 11:43.240
‫آماگی، ای حرومزاده،

11:43.290 --> 11:45.580
‫اگه فقط یه انگشتت بهش بخوره...

11:46.290 --> 11:49.580
‫خیلی بیشتر از فقط یدونه دست از دست می‌دی!

11:50.000 --> 11:51.460
‫چه اعتمادبه‌نفسی...

11:51.960 --> 11:56.340
‫توی اون پوسته‌ی انسانی، تو هیچ تهدیدی برام نیستی...

11:56.510 --> 12:00.140
‫ولی خیلی دردسر می‌شه اگه با مصرف انرژی ماوراییِ ارزشمندت،

12:00.180 --> 12:02.720
‫مرگ جفت‌تون رو جلو بندازم.

12:03.010 --> 12:04.220
‫پس...

12:04.390 --> 12:06.100
‫حاضرم باهات معامله کنم.

12:06.560 --> 12:10.310
‫وفاداری مطلقت رو بهم قسم بخور.

12:10.600 --> 12:12.270
‫قسم بخور دنبالم میای،

12:12.310 --> 12:14.360
‫قسم بخور دقیقاً همون کاری که می‌گم رو می‌کنی.

12:14.780 --> 12:18.860
‫فقط و فقط در این صورته که می‌ذارم این پسر زنده بمونه.

12:19.490 --> 12:21.870
‫خب، تصمیمت چیه...

12:22.160 --> 12:23.870
‫راگو؟

12:29.870 --> 12:31.330
‫برای آخرین بار می‌گم...

12:31.540 --> 12:34.380
‫همین الان وفاداریِ کامل و مطلقتو بهم بده.

12:36.210 --> 12:38.380
‫آه، بالاخره رسیدم!

12:38.840 --> 12:40.010
‫تو...!

12:40.090 --> 12:41.510
‫یو، راگو.

12:42.180 --> 12:44.390
‫از دیدنت خوشحال شدم!

12:44.680 --> 12:47.020
‫طبق معمول دیر کردی، کوگا.

12:47.180 --> 12:48.520
‫آره، خب...

12:48.680 --> 12:50.310
‫یکم بار اضافه داشتم.

12:50.520 --> 12:52.770
‫ناروکو، محدوده‌ی ماورایی رو منحل کن،

12:52.810 --> 12:55.230
‫و فوراً انرژی رو دوباره جذب کن.

12:55.440 --> 12:56.280
‫باشه.

12:56.320 --> 12:57.280
‫خیلی خب...

12:57.360 --> 12:59.650
‫همه‌چیز آماده‌ست.

12:59.740 --> 13:00.650
‫راگو...

13:00.700 --> 13:04.160
‫آماده باش تا از اون پوسته‌ی فانیت بیرون کشیده بشی.

13:04.410 --> 13:05.700
‫منظورت همین الانه؟

13:06.040 --> 13:08.000
‫خارج کردن مونونوکه از فانی‌های معمولی...

13:08.040 --> 13:10.410
‫اتفاقاً خیلی ساده‌ست.

13:10.500 --> 13:14.750
‫به‌محض اینکه یه میدان نیروی متمرکز از انرژی ماورایی
‫ اعمال کنم، یه جور پورتال ظاهر می‌شه،

13:14.790 --> 13:16.710
‫که بهت اجازه می‌ده راحت از اون پسر خارج شی.

13:17.000 --> 13:19.800
‫اما ساختن یه پورتال باعث می‌شه...

13:20.010 --> 13:21.550
‫واقعاً تیزبینی!

13:21.880 --> 13:23.590
‫بله، هرچی بیشتر مقاومت کنی،

13:23.640 --> 13:25.930
‫خطر جسمیِ بیشتری برای میزبان به‌همراه داره.

13:26.310 --> 13:28.180
‫تو وضعیت فعلیش،

13:28.390 --> 13:32.060
‫کوچک‌ترین فشار جسمی می‌شه گفت به‌معنای مرگ حتمیه.

13:32.850 --> 13:34.400
‫می‌تونم حرفتو باور کنم؟

13:34.480 --> 13:35.310
‫همم؟

13:35.560 --> 13:37.610
‫اگه کاری که می‌گیو بکنم،

13:37.650 --> 13:40.800
‫قول می‌دی ولش کنی بره؟

13:42.530 --> 13:44.910
‫به محض رسیدن به اتاق جراحی منتقلش می‌کنیم.

13:45.030 --> 13:47.080
‫خوبه. به خودتون می‌سپارمش.

13:48.330 --> 13:49.500
‫ایچیکا.

13:49.580 --> 13:52.160
‫تو باهاشون برو و با اوسامی در ارتباط باش.

13:52.500 --> 13:53.830
‫چشم!

13:57.710 --> 13:58.750
‫کوسومی؟

13:58.840 --> 13:59.840
‫الان کجایی؟

14:00.130 --> 14:03.090
‫تازه رسیدیم به محوطه‌ی غربی.

14:03.180 --> 14:05.510
‫محل رو ایمن کردیم، پس نمی‌خواد نگران دسترسیِ رسانه‌ها باشیم،

14:05.590 --> 14:07.760
‫و به تمام اشخاص مربوطه اطلاع داده شده.

14:08.010 --> 14:10.350
‫بالاخره می‌خواستم یه نفس راحت بکشم...

14:10.680 --> 14:13.140
‫و حالا یه درخواست پشتیبانی از جنابعالی گرفتم.

14:13.390 --> 14:14.600
‫داری صبرمو سر میاری.

14:15.020 --> 14:16.730
‫گمونم بهونه‌هام تموم شده.

14:16.900 --> 14:19.690
‫تأیید کردیم که حصار از بین رفته.

14:20.150 --> 14:22.360
‫داریم می‌ریم داخل.

14:22.820 --> 14:24.320
‫فقط با نیروهای عادی؟

14:24.610 --> 14:27.370
‫نه، من شخصاً تیم رو رهبری می‌کنم.

14:27.830 --> 14:30.620
‫برای همین هیمتسوکا و اینویی رو با خودم میارم.

14:30.830 --> 14:32.290
‫نخبه‌های شنل‌مشکی؟

14:32.450 --> 14:34.580
‫بهترین و ماهر‌ترین‌های بخش ۱؟

14:34.870 --> 14:38.880
‫باید از توکیدا تشکر کنی که مدیریت رو راضی کرد تا بهمون کمک بدن.

14:39.340 --> 14:41.300
‫البته تو این مورد، انتخاب دیگه‌ای نداریم.

14:41.590 --> 14:43.510
‫از حالا به بعد، کارها به روش من انجام می‌شه.

14:44.340 --> 14:48.140
‫مکان آزوما جیرو رو پیدا کن و هرچه سریع‌تر بهم خبر بده.

14:48.220 --> 14:49.560
‫فهمیدم.

14:49.600 --> 14:50.890
‫کوسومی...

14:51.270 --> 14:53.060
‫مسئولیت کاملش رو به عهده می‌گیرم.

14:53.560 --> 14:54.640
‫فقط اونا رو بیار بیرون.

14:58.190 --> 15:00.110
‫هیمتسوکا، اینویی... بریم.

15:00.150 --> 15:01.400
‫اطاعت!

15:00.150 --> 15:01.400
‫رو چشمم!

15:08.700 --> 15:10.410
‫لعنت بهش!

15:10.620 --> 15:15.160
‫با چنگ و دندون جنگیدیم، اما آخرش این حرومزاده‌ها بردن!

15:15.660 --> 15:19.130
‫جیرو رو قاطیِ این ماجرا کردم و این‌طوری جوابشو می‌دم؟

15:19.380 --> 15:20.500
‫با این وضع...

15:20.590 --> 15:22.170
‫هیچ‌جوره نمی‌تونم از قدرتم...

15:23.260 --> 15:26.430
‫اینجا چه خبره؟

15:26.510 --> 15:28.050
‫جـ ـ جیرو؟

15:28.550 --> 15:29.930
‫پشمالوی لعنتی...

15:29.970 --> 15:33.430
‫واسه چی نشستی نگام می‌کنی؟

15:33.520 --> 15:35.230
‫این مبارزه...

15:35.270 --> 15:38.440
‫همیشه قرار بود کار تیمیِ من و تو باشه.

15:38.850 --> 15:40.940
‫عقلت رو از دست دادی...

15:41.270 --> 15:44.440
‫...اگه فکر می‌کنی می‌ذارم تنهایی انجامش بدی!

15:45.990 --> 15:47.990
‫منتظر چی هستی، راگو؟

15:48.240 --> 15:50.740
‫پورتال برای رفتنت آماده‌ست.

15:51.120 --> 15:53.240
‫انقدر لفتش نده و بپر توش.

15:53.330 --> 15:58.000
‫یا... ترجیح می‌دی کنار میزبانت از بین بری؟

15:58.290 --> 16:01.210
‫هوی، هوی... باهاش دعوا نکنا.

16:01.500 --> 16:03.500
‫راگو قراره رفیقم بشه...

16:07.420 --> 16:08.380
‫چی...؟

16:08.800 --> 16:10.140
‫اون دیگه چه کوفتیه؟!

16:10.390 --> 16:11.510
‫آماده‌ای، سگ کوچولو؟

16:11.600 --> 16:13.010
‫خیلی خب، هیمه-سنپای...

16:14.470 --> 16:16.520
‫لگدِ...

16:16.600 --> 16:18.390
‫تبری!

16:21.270 --> 16:22.360
‫کندی!

16:26.280 --> 16:27.470
‫زمان‌بندی عالی!

16:27.900 --> 16:29.590
‫کار تیمیِ خوبی بود، هیمه-سنپای!

16:30.320 --> 16:32.450
‫گمونم بدک نبود، اما...

16:32.660 --> 16:36.830
‫چندبار بهت بگم اون‌طوری حرکت‌هاتو نعره نکشی، سگ‌گنده؟!

16:36.870 --> 16:38.330
‫خیلی ازتون ممنونم!

16:38.410 --> 16:39.620
‫چـ ـ چی...

16:40.330 --> 16:42.210
‫اینا دیگه کین؟

16:49.590 --> 16:51.470
‫رو مخیا...

16:51.930 --> 16:56.180
‫دوتا انسانِ احمق واسه‌مون پررو نشین!

16:58.640 --> 17:00.310
‫ببین...

17:00.600 --> 17:03.690
‫من وقت ندارم با بازنده‌هایی مثل شما وقت بگذرونم!

17:07.030 --> 17:08.320
‫مثل همیشه دیر کردین.

17:08.440 --> 17:09.780
‫دلقک‌های سازمان.

17:10.320 --> 17:13.450
‫من این سوغاتی رو با خودم می‌برم.

17:13.950 --> 17:15.700
‫بدرود...

17:16.080 --> 17:16.600
‫اینو!

17:16.600 --> 17:17.450
‫رو چشمم!

17:36.140 --> 17:38.470
‫آخ...

17:37.040 --> 17:39.010
‫آهای آهای...

17:39.010 --> 17:40.730
‫هنوز نباید بلند شی!

17:41.100 --> 17:43.900
‫پسر، داری بخیه‌هاتو باز می‌کنی!

17:43.980 --> 17:45.560
‫اوه، خدا رو شکر!

17:45.610 --> 17:46.480
‫حالت خوبه؟

17:48.110 --> 17:49.230
‫من توی...

17:50.360 --> 17:51.490
‫...بهشتم؟

17:51.570 --> 17:53.240
‫بیمارستانی!

17:53.740 --> 17:56.330
‫می‌رم به رئیس خبر بدم بیدار شدی!

17:56.370 --> 17:57.490
‫خیلی ممنون می‌شم.

17:57.990 --> 17:59.290
‫که این‌طور...

17:59.540 --> 18:01.330
‫پس یه روز گذشته...

18:01.540 --> 18:05.210
‫آره، و من و اوسامی-سان تمام مدت اینجا پیشت بودیم.

18:05.250 --> 18:07.250
‫تشکر کنی نمی‌میری!

18:07.540 --> 18:12.300
‫و اینکه فکر کنم فقط من تونستم هدفم رو دستگیر کنم...

18:12.470 --> 18:14.760
‫واقعاً که رقت‌انگیزه.

18:15.590 --> 18:17.510
‫حق با توئه.

18:17.760 --> 18:20.100
‫رقت‌انگیزه.

18:21.100 --> 18:22.310
‫واقعاً ببخشید.

18:22.430 --> 18:25.650
‫اوه... حالا منظورم که این نبود...

18:26.230 --> 18:28.650
‫خب، جیرو و راگو چی شدن...؟

18:43.290 --> 18:45.290
‫حالت چطوره، راگو؟

18:45.920 --> 18:47.330
‫حالمو می‌پرسی؟

18:48.420 --> 18:51.300
‫منو چپوندی اینجا و اینو می‌گی؟

18:51.630 --> 18:53.550
‫اوه، این‌طوری نگو.

18:54.170 --> 18:56.760
‫برات یه تخت راحت و یه غذای خوشمزه فراهم کردم.

18:57.010 --> 18:58.140
‫نمی‌خوای بخوری؟

18:58.300 --> 18:59.560
‫نه ممنون.

19:00.100 --> 19:01.180
‫که این‌طور.

19:01.520 --> 19:03.730
‫پس نیازی بهش نداریم.

19:03.770 --> 19:04.980
‫وایـ...!

19:06.770 --> 19:09.440
‫چقدر شکننده.

19:09.770 --> 19:13.150
‫و با این حال، این گونه‌ی پست‌فطرت
‫ فکر می‌کنن در اوج قدرت قرار دارن.

19:13.690 --> 19:17.700
‫تا حالا چیزی احمقانه‌تر یا مضحک‌تر از این شنیدی؟

19:18.030 --> 19:21.080
‫پس واسه همینه که فکر می‌کنی مونونوکه‌ها باید جاشونو بگیرن؟

19:21.620 --> 19:23.450
‫نه اینکه جاشون رو بگیرن.

19:23.620 --> 19:25.790
‫فقط برگردوندن این دنیا به حالت برحقش.

19:26.000 --> 19:28.040
‫دنیایی که توش قوی‌ها مورد احترام و ستایش قرار می‌گیرن.

19:28.130 --> 19:30.630
‫جایی که قوانین طبیعت همون‌طور که باید اجرا بشن.

19:30.960 --> 19:32.090
‫اصلاً نمی‌فهمم.

19:32.710 --> 19:35.380
‫چرا این‌همه دردسر کشیدی تا منو قاطی این ماجرا کنی؟

19:35.800 --> 19:38.050
‫اگه می‌خوای با آدما وارد جنگ بشی،

19:38.090 --> 19:39.850
‫پس چرا فقط نمی‌ری همون کارو بکنی؟

19:40.800 --> 19:42.350
‫قرن‌ها پیش، همین کارو کردم.

19:44.730 --> 19:46.980
‫بعد از اینکه تصمیم گرفتی خودت رو تو اون سنگ مهروموم کنی،

19:47.060 --> 19:50.230
‫همرزم‌هامو دور هم جمع کردم و شورش کردیم.

19:50.270 --> 19:52.360
‫اما شکست خوردیم.

19:52.690 --> 19:55.280
‫تحقیرآمیز بود،

19:55.320 --> 19:59.360
‫اما اون شکست چشمام رو باز کرد.

19:59.700 --> 20:01.700
‫آدما به‌تنهایی ضعیفن.

20:01.950 --> 20:04.870
‫اما با هم، ‫اون موقع‌ست که قدرت واقعی‌شونو نشون می‌دن.

20:05.370 --> 20:07.630
‫نیازی به گفتن نیست که تعداد آدما از ما خیلی بیشتره.

20:07.630 --> 20:09.920
‫باید از راه‌های دیگه‌ای برای پس گرفتن پیروزی استفاده کنیم.

20:10.500 --> 20:13.460
‫برای اینکه تعداد کممون در برابر تعداد بالای اونا ایستادگی کنه،

20:13.500 --> 20:16.800
‫یه یه قدرت واحد و درهم‌شکننده نیاز داریم.

20:17.670 --> 20:22.140
‫و بر حسب اتفاق، اون قدرت تویی، راگو...

20:22.680 --> 20:27.730
‫بعد از این‌همه سال، سازمان راهش رو گم کرده
‫و فراموش کرده چرا تشکیل شده.

20:28.020 --> 20:31.650
‫با بهبودیِ کاملت، اونا هیچ شانسی ندارن.

20:33.650 --> 20:35.150
‫چی انقدر خنده‌داره؟

20:35.230 --> 20:36.900
‫ها؟ نه، چیزی نیست...

20:37.240 --> 20:38.530
‫باید خیلی ناامید باشی...

20:38.570 --> 20:41.240
‫که داری از یه پیشی کمک می‌گیری.

20:42.030 --> 20:43.030
‫اما باشه...

20:43.120 --> 20:45.540
‫اگه فکر می‌کنی می‌تونم کمک کنم، چرا که نه؟

20:46.120 --> 20:48.040
‫سریع‌تر از انتظارم راه اومدی.

20:48.120 --> 20:49.710
‫نه که انتخاب دیگه‌ای داشته باشم.

20:49.830 --> 20:52.420
‫خوشم نمیاد، اما معامله معامله‌ست دیگه، نه؟

20:56.550 --> 20:57.920
‫چـ ـ چی...؟!

20:58.670 --> 21:00.680
‫آخ...

21:00.880 --> 21:03.180
‫این کارا چیه می‌کنی؟

21:03.600 --> 21:07.680
‫اگه نشونه‌گیریت بهتر بود، مرده بودم، احمق...

21:07.810 --> 21:08.640
‫آی آی...!

21:08.680 --> 21:09.690
‫هوی عوضی، هوی!

21:09.730 --> 21:11.770
‫یکم آروم‌تر، وگرنه جدی می‌زنی می‌کشیـ ـ

21:11.810 --> 21:12.690
‫ساکت.

21:13.810 --> 21:14.820
‫راگو...

21:15.360 --> 21:17.860
‫دمت کجاست؟

21:18.650 --> 21:19.570
‫هه...

21:19.820 --> 21:23.910
‫خب، وقتی منو از تو اون بچه کشیدی بیرون،
‫خیلی باهام خشن رفتار کردی.

21:24.120 --> 21:26.580
‫سر همین زدی کلاً کندیش!

21:27.080 --> 21:31.580
‫همراه با تمام انرژی ماوراییم پیش جیرو جا موند!

21:32.290 --> 21:35.340
‫من الان فقط یه گوله پشم بانمکم.

21:35.380 --> 21:38.170
‫داری به یه بچه‌گربه‌ی معمولی نگاه می‌کنی.

21:39.130 --> 21:40.670
‫همم؟ چی شد؟

21:40.920 --> 21:43.340
‫اگه یکم بیشتر شبیه گربه‌ها رفتار کنم حس بهتری پیدا می‌کنی؟

21:43.430 --> 21:45.050
‫میو میـو-

21:45.100 --> 21:46.100
‫آه!

21:46.640 --> 21:49.600
‫از شوخی خوشم نمیاد.

21:49.890 --> 21:53.350
‫پس چطوره این‌دفعه نشونه‌گیریتو بهتر کنی...

21:53.690 --> 21:55.770
‫نه اینکه دلم بخواد بمیرم.

21:55.900 --> 21:59.230
‫ولی الان تمام چیزی که برام مونده سرعت و رفلکس‌های یه گربه‌ست.

22:02.360 --> 22:04.160
‫زل زدن تو چشمای مرگ یه جورایی ترسناکه.

22:04.200 --> 22:05.120
‫ای تف...

22:09.580 --> 22:12.470
‫حالا همه‌چیز دست توئه...

22:12.790 --> 22:15.020
‫جیرو...

22:15.040 --> 22:25.040
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
