1
00:00:04,940 --> 00:00:08,980
‫ترجمه و تایپ‌ست: Onyx

2
00:00:05,630 --> 00:00:07,760
‫آه... امم...

3
00:00:07,970 --> 00:00:09,340
‫جیرو اَم!

4
00:00:09,470 --> 00:00:11,090
‫این واقعاً کار می‌کنه؟

5
00:00:11,300 --> 00:00:12,970
‫آره، صداتو واضح می‌شنوم.

6
00:00:13,300 --> 00:00:14,140
‫حالت خوبه؟

7
00:00:14,180 --> 00:00:16,560
‫خب... یه جورایی، فکر کنم.

8
00:00:16,770 --> 00:00:18,310
‫یه جورایی؟ داری نگرانم می‌کنی.

9
00:00:18,770 --> 00:00:19,980
‫آه، ببخشید.

10
00:00:20,400 --> 00:00:23,110
‫جوگیر شدم و یه جورایی یارو رو لت‌وپار کردم.

11
00:00:23,440 --> 00:00:24,320
‫که این‌طور...

12
00:00:24,960 --> 00:00:30,470
‫تکون نخور!

13
00:00:24,980 --> 00:00:26,320
‫خب، نگرانش نباش.

14
00:00:26,460 --> 00:00:30,470
‫آخ! انقدر خشن نباش...!

15
00:00:26,860 --> 00:00:29,830
‫خوشبختانه، به نظر میاد ایچیکا مال خودش رو زنده دستگیر کرده.

16
00:00:29,830 --> 00:00:30,320
‫جدی؟

17
00:00:30,610 --> 00:00:31,490
‫ریجی چی؟

18
00:00:31,530 --> 00:00:32,700
‫هنوز خبری ازش نیست.

19
00:00:33,280 --> 00:00:34,120
‫خیلی خب...

20
00:00:34,160 --> 00:00:36,700
‫الان می‌ریم یه سر بهش می‌زنیم.

21
00:00:37,040 --> 00:00:38,410
‫خوبه، ممنون.

22
00:00:38,710 --> 00:00:40,170
‫کار عجولانه‌ای نکن.

23
00:00:40,420 --> 00:00:42,080
‫اگه اوضاع خراب شد، می‌خوام از اونجا بیای بیرون.

24
00:00:42,210 --> 00:00:43,040
‫باشه.

25
00:00:43,460 --> 00:00:45,960
‫چطور متوجه نشدم؟

26
00:00:46,710 --> 00:00:49,050
‫اگه به تسخیر کردن جیرو ادامه بدم...

27
00:00:49,420 --> 00:00:53,050
‫یا بدتر، اگه تو مبارزات به مصرف انرژی ماورایی ادامه بدم...

28
00:00:53,720 --> 00:00:54,550
‫اوی!

29
00:00:54,850 --> 00:00:56,060
‫خفه بمیر!

30
00:00:56,100 --> 00:00:57,770
‫چه مرگته، عوضی!

31
00:00:57,810 --> 00:00:59,710
‫بالأخره یه‌جور باید حواستو جمع می‌کردم!

32
00:01:00,310 --> 00:01:03,210
‫بعد از اینکه اون چهارچشمی رو پیدا کردیم، می‌تونیم استراحت کنیم.

33
00:01:03,520 --> 00:01:04,480
‫حالا بیا بریم.

34
00:01:04,730 --> 00:01:06,070
‫آره...

35
00:01:07,070 --> 00:01:08,320
‫عـــه...

36
00:01:08,860 --> 00:01:12,070
‫همیشه توی جاخالی دادن توی آخرین لحظه‌ی ممکن استعداد داشتی...

37
00:01:12,320 --> 00:01:15,330
‫اما به نظر میاد این‌بار رو دست خودت زدی، ریجی.

38
00:01:16,200 --> 00:01:17,330
‫شونجین...

39
00:01:18,080 --> 00:01:22,500
‫بدن همیشه عادت‌ها رو یادش می‌مونه...
‫چندین‌بار با همون حرکت گیرم انداختی.

40
00:01:22,540 --> 00:01:24,460
‫این حرکت مخصوص توئه.

41
00:01:25,920 --> 00:01:27,800
‫شینجی...

42
00:01:27,820 --> 00:01:37,820
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

43
00:02:58,490 --> 00:03:03,370
‫تو سری‌خور

44
00:02:58,510 --> 00:03:01,100
‫پس حالا فقط «شینجی»ام، ها؟

45
00:03:01,600 --> 00:03:03,020
‫قلبم شکست!

46
00:03:03,310 --> 00:03:05,520
‫می‌بینم روزایی که بهم می‌گفتی «نی-سان» گذشته.

47
00:03:06,020 --> 00:03:07,100
‫البته.

48
00:03:07,770 --> 00:03:10,110
‫من برادرمو تو اون روزِ نحس از دست دادم.

49
00:03:10,190 --> 00:03:13,510
‫روزی که توی آیین شمشیر شکست خورد
‫ و گردباد جهنمی روحش رو بلعید.

50
00:03:13,940 --> 00:03:15,360
‫اون روز برادرم مرد.

51
00:03:16,280 --> 00:03:18,360
‫نباید از حقیقت فرار کنی، ریجی.

52
00:03:18,870 --> 00:03:20,870
‫من توهم نیستم.

53
00:03:21,490 --> 00:03:23,870
‫گردباد جهنمی هیچ‌وقت روح منو نبلعید،

54
00:03:23,910 --> 00:03:25,790
‫هیچ‌وقت هم نمردم.

55
00:03:26,080 --> 00:03:29,380
‫اون موقع شینجی بودم، و الان هم همون شینجی سابقم.

56
00:03:30,080 --> 00:03:32,130
‫اما از اونجایی که باورم نمی‌کنی،

57
00:03:32,460 --> 00:03:34,170
‫فکر کنم باید بهت ثابتش کنم!

58
00:03:36,130 --> 00:03:37,590
‫الانشم حقیقت رو می‌دونم!

59
00:03:39,090 --> 00:03:41,140
‫از همون ضربه‌ی اول!

60
00:03:41,470 --> 00:03:43,680
‫با هر برخورد شمشیرهامون...

61
00:03:44,310 --> 00:03:45,730
‫حقیقت رو به‌چشم می‌بینم...

62
00:03:45,770 --> 00:03:47,060
‫...و عذاب می‌کشم!

63
00:03:52,400 --> 00:03:54,360
‫همون شینجی سابق، ها؟

64
00:03:54,820 --> 00:03:56,110
‫پس چرا...

65
00:03:56,440 --> 00:03:58,490
‫چرا طرف مونونوکه‌ها رو گرفتی؟

66
00:04:00,740 --> 00:04:03,280
‫فقط برای راحتی کار بود.

67
00:04:03,990 --> 00:04:05,290
‫می‌تونستم ناشناس بمونم،

68
00:04:05,330 --> 00:04:08,000
‫در حالی که در برابر سازمان مقاومت می‌کنم.

69
00:04:08,290 --> 00:04:09,870
‫همه‌ش...

70
00:04:10,170 --> 00:04:12,460
‫تقصیر توئه، ریجی.

71
00:04:13,000 --> 00:04:15,340
‫و همه‌ش از همون موقع شروع شد.

72
00:04:26,220 --> 00:04:27,680
‫وای!

73
00:04:28,180 --> 00:04:30,440
‫این‌بار هم من بردم، مگه نه، نی-سان؟

74
00:04:30,940 --> 00:04:32,610
‫فوق‌العاده بود، ریجی.

75
00:04:33,560 --> 00:04:34,520
‫شینجی!

76
00:04:34,820 --> 00:04:36,110
‫آه... بـ ـ بله...

77
00:04:36,190 --> 00:04:37,110
‫پدر-

78
00:04:37,610 --> 00:04:39,570
‫الان چندتا باخت شد؟

79
00:04:39,900 --> 00:04:43,700
‫تو دوقلوی بزرگتری، خجالت نمی‌کشی؟

80
00:04:44,030 --> 00:04:47,370
‫تو پسر ارشدی، وارث خانواده‌ی کیریهارا!

81
00:04:49,710 --> 00:04:50,960
‫اوه!

82
00:04:51,540 --> 00:04:53,630
‫حالا اشتباه برداشت نکن، ریجی!

83
00:04:54,000 --> 00:04:54,840
‫تو باهوشی...

84
00:04:54,880 --> 00:04:57,210
‫لازم نیست درد باختن رو برات توضیح بدم.

85
00:04:57,630 --> 00:05:00,260
‫یا وحشت کتک خوردن و سرزنش شدن توسط پدرمون رو!

86
00:05:00,590 --> 00:05:01,550
‫ولی...

87
00:05:05,350 --> 00:05:07,220
‫اون بدترین قسمتش نبود.

88
00:05:07,520 --> 00:05:12,480
‫می‌خوای بدونی چی از اونم دردناک‌تر بود، ریجی؟

89
00:05:12,770 --> 00:05:14,440
‫دونستن این بود که...

90
00:05:14,480 --> 00:05:16,980
‫...از اون روز به بعد، عمداً به من می‌باختی.

91
00:05:17,400 --> 00:05:18,990
‫چرت نگو!

92
00:05:19,150 --> 00:05:20,490
‫من همچین کاری نکردم!

93
00:05:20,530 --> 00:05:23,110
‫به اون کارت می‌گن ناخودآگاه عمدی!

94
00:05:23,820 --> 00:05:26,870
‫وگرنه پدر متوجه می‌شد.

95
00:05:27,540 --> 00:05:28,410
‫اما...

96
00:05:28,450 --> 00:05:31,540
‫ضربات شمشیرت همه‌چیز رو برام روشن می‌کرد.

97
00:05:32,460 --> 00:05:35,630
‫در نهایت، از باختن رسیدم به جایی که تقریباً هم‌سطح شدیم...

98
00:05:36,250 --> 00:05:38,760
‫بعد من شدم کسی که همیشه می‌برد...

99
00:05:39,090 --> 00:05:42,630
‫دیگه تقریباً یادم رفته بود باختن چه حسی داره.

100
00:05:43,470 --> 00:05:44,390
‫از اون بدتر...

101
00:05:45,140 --> 00:05:48,640
‫می‌باختی، ولی اون نیشخندِ احمقانه‌ت رو می‌زدی.

102
00:05:49,270 --> 00:05:52,190
‫اولش فکر می‌کردم این فقط روشت برای مهربون بودنه.

103
00:05:52,810 --> 00:05:55,150
‫پس حتی بیشتر تلاش کردم.

104
00:05:55,440 --> 00:05:57,400
‫اونقدر شمشیرمو تاب دادم تا دستام زخم شد.

105
00:05:57,480 --> 00:05:59,900
‫شرشر عرق ریختم و زمین رو با خونم رنگین کردم.

106
00:05:59,940 --> 00:06:02,070
‫فُرمم رو ده‌ها هزار بار تمرین کردم.

107
00:06:02,990 --> 00:06:03,910
‫و با این حال...

108
00:06:03,950 --> 00:06:05,950
‫با وجود همه‌چیز...

109
00:06:06,320 --> 00:06:09,160
‫تو دقیقاً یک قدم پشت سر من موندی.

110
00:06:09,660 --> 00:06:11,450
‫نه یه قدم بیشتر...

111
00:06:11,500 --> 00:06:13,660
‫نه یه قدم کمتر.

112
00:06:14,120 --> 00:06:15,960
‫برمی‌گشتم و تو اونجا بودی.

113
00:06:16,170 --> 00:06:17,920
‫و با اون نیشخند همیشه می‌گفتی...

114
00:06:18,540 --> 00:06:21,170
‫تو خیلی بااستعدادی، نی-سان!

115
00:06:22,840 --> 00:06:24,180
‫نمی‌فهمی؟

116
00:06:24,800 --> 00:06:27,350
‫من واقعاً هیچ‌وقت یه قدم جلوتر نبودم.

117
00:06:28,220 --> 00:06:31,180
‫تو فقط داشتی تحقیرم می‌کردی!

118
00:06:31,770 --> 00:06:33,940
‫شاید من دوقلوی بزرگتر باشم،

119
00:06:34,060 --> 00:06:36,940
‫ولی تو کسی هستی که روح مبارزه‌ی کیریهارا رو به ارث برده.

120
00:06:38,730 --> 00:06:40,820
‫اما تو نمی‌فهمی...

121
00:06:41,150 --> 00:06:43,030
‫درد اون حقیقتِ عذاب‌آور رو!

122
00:06:43,110 --> 00:06:44,820
‫از اینکه هر روز بکوبنش تو صورتت!

123
00:06:45,200 --> 00:06:46,780
‫ناامیدی رو!

124
00:06:50,990 --> 00:06:53,370
‫برای همینه، ریجی...

125
00:06:54,120 --> 00:06:56,870
‫می‌خواستم قوی بشم.

126
00:06:57,210 --> 00:06:59,040
‫که یه وارث شایسته باشم...

127
00:06:59,250 --> 00:07:01,130
‫که یه برادر شایسته باشم...

128
00:07:01,250 --> 00:07:02,590
‫و مهم‌تر از همه...

129
00:07:02,670 --> 00:07:04,380
‫که برای خودم ارزشی پیدا کنم...

130
00:07:04,970 --> 00:07:06,470
‫حاضر بودم از هر چیزی استفاده کنم...

131
00:07:06,550 --> 00:07:07,760
‫هر کاری بکنم.

132
00:07:09,390 --> 00:07:11,010
‫مزخرف نگو!

133
00:07:11,310 --> 00:07:13,610
‫همه‌ش به‌خاطر همین بود؟

134
00:07:13,610 --> 00:07:15,270
‫به‌خاطر همین پدرمونو کشتی؟

135
00:07:16,980 --> 00:07:18,520
‫تکنیک کیریهارا-ریو...

136
00:07:18,900 --> 00:07:20,440
‫اونیکوبی-اوتوشی!

137
00:07:24,490 --> 00:07:25,400
‫همینه...

138
00:07:25,700 --> 00:07:27,660
‫همین عالیه، ریجی.

139
00:07:27,820 --> 00:07:31,240
‫ازم کینه به دل بگیر، ازم متنفر باش، تحقیرم کن!

140
00:07:31,240 --> 00:07:32,490
‫ترحم رو فراموش کن!

141
00:07:33,040 --> 00:07:36,120
‫می‌خوام اون ریجیِ واقعی رو ببینم!

142
00:07:37,210 --> 00:07:38,460
‫نه، این کافی نیست...

143
00:07:38,670 --> 00:07:40,000
‫حتی نزدیکش هم نیست...

144
00:07:40,590 --> 00:07:42,090
‫بیشتر می‌خوام... بیشتر...

145
00:07:42,590 --> 00:07:47,630
‫بیشتر... بیشتر... بیشتر... بیشتر... بیشتر!

146
00:07:47,720 --> 00:07:49,140
‫بیشتر نشونم بده!

147
00:07:49,220 --> 00:07:50,600
‫که می‌خوای...

148
00:07:50,640 --> 00:07:51,760
‫منو بکشی!

149
00:07:59,650 --> 00:08:00,690
‫چرا...؟

150
00:08:00,900 --> 00:08:02,610
‫چرا باید این‌طوری می‌شد؟

151
00:08:03,230 --> 00:08:04,530
‫تقصیر من بود؟

152
00:08:04,730 --> 00:08:07,110
‫واقعاً من عوضش کردم؟

153
00:08:07,400 --> 00:08:08,780
‫من اونو...

154
00:08:09,570 --> 00:08:11,620
‫تبدیل به یه هیولا کردم؟

155
00:08:11,910 --> 00:08:13,950
‫عه‌وا، نزدیک بودا!

156
00:08:14,200 --> 00:08:15,750
‫شرمنده، ریجی.

157
00:08:15,910 --> 00:08:18,370
‫نزدیک بود بزنم بکشمت.

158
00:08:18,790 --> 00:08:21,880
‫اما هیچ‌وقت نمی‌تونم وقتی انقدر آشفته و متزلزلی بکشمت.

159
00:08:22,460 --> 00:08:25,670
‫خب، من هرچی که لازم بود بگم رو گفتم.

160
00:08:26,420 --> 00:08:28,630
‫برای امروز کافیه!

161
00:08:29,130 --> 00:08:30,840
‫خداحافظ، ریجی.

162
00:08:31,470 --> 00:08:33,890
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت، از دیدنت خوشحال شدم!

163
00:08:34,470 --> 00:08:35,970
‫اما دفعه‌ی بعد...

164
00:08:36,100 --> 00:08:38,140
‫بیا تا پای مرگ بجنگیم، خب؟

165
00:08:39,560 --> 00:08:40,900
‫دوباره...

166
00:08:41,400 --> 00:08:42,900
‫دقیقاً مثل همون شب...

167
00:08:44,150 --> 00:08:46,650
‫نکشتم و تنهام گذاشت!

168
00:09:04,130 --> 00:09:05,920
‫لعنتی، حالم خیلی بده!

169
00:09:06,130 --> 00:09:07,760
‫ای گاومیش احمق...

170
00:09:07,800 --> 00:09:11,430
‫مثل یه گاو وحشی رم کرده بود.

171
00:09:11,680 --> 00:09:13,640
‫این خستگی...

172
00:09:13,890 --> 00:09:16,430
‫این چیزی بیشتر از یه آسیب جسمیِ معمولیه.

173
00:09:17,310 --> 00:09:20,020
‫هیچ توجیه دیگه‌ای غیر از اون نداره...

174
00:09:20,520 --> 00:09:22,690
‫می‌گم، می‌شه حرف بزنیم؟

175
00:09:22,770 --> 00:09:24,270
‫ها؟ در مورد چی؟

176
00:09:24,730 --> 00:09:25,730
‫خب...

177
00:09:25,820 --> 00:09:28,690
‫یه چیزی درباره‌ت بود که داشتم بهش فکر می‌کرد-

178
00:09:28,730 --> 00:09:30,280
‫اوی، یه‌دقه زبون به دهن بگیر.

179
00:09:30,360 --> 00:09:31,740
‫اوی، می‌زنم لهت می‌کنما!

180
00:09:31,860 --> 00:09:33,070
‫هنوز حرفم تموم-

181
00:09:36,200 --> 00:09:38,540
‫مشتاق دیدار، راگو...

182
00:09:38,950 --> 00:09:41,790
‫خیلی وقت می‌شه از نزدیک ندیدمت.

183
00:09:42,330 --> 00:09:44,790
‫به نظر میاد زندگی خوبی رو می‌گذروندی...

184
00:09:45,250 --> 00:09:46,790
‫...دوست قدیمی.

185
00:09:47,420 --> 00:09:48,300
‫آماگی؟!

186
00:09:48,750 --> 00:09:50,720
‫اوه، چه جالب...

187
00:09:51,220 --> 00:09:53,300
‫پس همه‌چیز رو راجع بهم می‌دونی.

188
00:09:53,550 --> 00:09:57,050
‫ظاهراً از گذشته‌ی راگو مطلعی.

189
00:09:57,510 --> 00:10:01,310
‫کی فکرشو می‌کرد همچین روحِ صادق و حساسی داشته باشی، راگو.

190
00:10:01,600 --> 00:10:03,690
‫که همین ماجرا رو کنایه‌آمیزتر می‌کنه...

191
00:10:03,980 --> 00:10:07,900
‫همون انسانی که سفره‌ی دلتو براش باز کردی، ‫کسیه که باید ببلعی.

192
00:10:08,400 --> 00:10:09,230
‫ها؟

193
00:10:09,320 --> 00:10:10,320
‫اوه!

194
00:10:10,360 --> 00:10:12,570
‫این جزئیات کوچیک رو از قلم انداختی؟

195
00:10:12,950 --> 00:10:15,160
‫البته، بهش فکر کنی خیلی منطقی می‌شه.

196
00:10:15,360 --> 00:10:17,700
‫دو موجود که توی یه کالبد ساکن هستن...

197
00:10:17,780 --> 00:10:20,580
‫تصور اینکه چنین چیزی عملی بشه، سخته.

198
00:10:21,080 --> 00:10:23,160
‫حتی اگه نیت خوبی هم پشتش باشه،

199
00:10:23,330 --> 00:10:27,080
‫انسان‌ها و مونونوکه‌ها مثل آب و روغن می‌مونن.

200
00:10:27,340 --> 00:10:28,590
‫در واقع...

201
00:10:28,920 --> 00:10:32,210
‫هر تلاشی برای استفاده از قدرت‌های ماوراییت...

202
00:10:32,380 --> 00:10:36,090
‫فقط از انرژی حیاتیِ اون پسر تغذیه می‌کنه.

203
00:10:37,050 --> 00:10:39,600
‫البته خب، تا زمانی که کامل جونشو بگیری.

204
00:10:41,060 --> 00:10:42,100
‫هی، راگو...

205
00:10:42,890 --> 00:10:45,100
‫یادته با اون گاومیش چیکار کردیم؟

206
00:10:45,150 --> 00:10:46,460
‫باز همون حرکتو می‌زنیم.

207
00:10:46,600 --> 00:10:47,480
‫چـ...؟

208
00:10:47,560 --> 00:10:50,440
‫اصلاً به حرفاش گوش دادی؟!

209
00:10:50,480 --> 00:10:51,780
‫همه رو شنفتم!

210
00:10:51,860 --> 00:10:52,690
‫خب که چی؟

211
00:10:53,320 --> 00:10:54,400
‫که چی؟!

212
00:10:54,450 --> 00:10:55,990
‫هرچی بیشتر از قدرتم استفاده کنی،

213
00:10:56,030 --> 00:10:57,030
‫منم بیشتر از انرژی حیات‌تو-

214
00:10:57,070 --> 00:10:58,660
‫اونشو گرفتم.

215
00:10:59,530 --> 00:11:01,540
‫اما اگه بذاریم ترس برمون داره،

216
00:11:01,620 --> 00:11:03,370
‫مشکلی هم حل می‌شه؟

217
00:11:03,790 --> 00:11:06,120
‫حالا زیاد از ایده‌ی اینکه ناهارت بشم خوشم نمیاد...

218
00:11:06,290 --> 00:11:09,130
‫ولی قطعاً نمی‌خوام کارم به دست این یارو تموم بشه.

219
00:11:09,540 --> 00:11:13,880
‫اگه قراره برای مبارزه باهاش یکم جون بدم، خب می‌دم!

220
00:11:15,630 --> 00:11:18,590
‫اگه انقدر احمق و کوته‌فکر نبودی، می‌گفتم حرفت منطقیه...

221
00:11:18,680 --> 00:11:20,890
‫اصلاً نمی‌شه درکت کرد، پسرجون.

222
00:11:21,010 --> 00:11:22,060
‫حرف دهنتو بفهم!

223
00:11:22,470 --> 00:11:23,310
‫با این حال...

224
00:11:24,930 --> 00:11:26,580
‫ساده‌لوحیت خیلی واضحه.

225
00:11:27,310 --> 00:11:29,110
‫افسوس که تو وضعیت فعلیت،

226
00:11:29,150 --> 00:11:31,690
‫مبارزه کردن کمترین نگرانیته.

227
00:11:32,480 --> 00:11:33,360
‫جیرو!

228
00:11:33,440 --> 00:11:35,570
‫یادت نره، اون میزبانته.

229
00:11:35,780 --> 00:11:37,700
‫نباید هنوز بکشیش.

230
00:11:37,910 --> 00:11:41,080
‫حداقل، نه تا زمانی که شما دوتا رو از هم جدا کنم.

231
00:11:41,410 --> 00:11:43,240
‫آماگی، ای حرومزاده،

232
00:11:43,290 --> 00:11:45,580
‫اگه فقط یه انگشتت بهش بخوره...

233
00:11:46,290 --> 00:11:49,580
‫خیلی بیشتر از فقط یدونه دست از دست می‌دی!

234
00:11:50,000 --> 00:11:51,460
‫چه اعتمادبه‌نفسی...

235
00:11:51,960 --> 00:11:56,340
‫توی اون پوسته‌ی انسانی، تو هیچ تهدیدی برام نیستی...

236
00:11:56,510 --> 00:12:00,140
‫ولی خیلی دردسر می‌شه اگه با مصرف انرژی ماوراییِ ارزشمندت،

237
00:12:00,180 --> 00:12:02,720
‫مرگ جفت‌تون رو جلو بندازم.

238
00:12:03,010 --> 00:12:04,220
‫پس...

239
00:12:04,390 --> 00:12:06,100
‫حاضرم باهات معامله کنم.

240
00:12:06,560 --> 00:12:10,310
‫وفاداری مطلقت رو بهم قسم بخور.

241
00:12:10,600 --> 00:12:12,270
‫قسم بخور دنبالم میای،

242
00:12:12,310 --> 00:12:14,360
‫قسم بخور دقیقاً همون کاری که می‌گم رو می‌کنی.

243
00:12:14,780 --> 00:12:18,860
‫فقط و فقط در این صورته که می‌ذارم این پسر زنده بمونه.

244
00:12:19,490 --> 00:12:21,870
‫خب، تصمیمت چیه...

245
00:12:22,160 --> 00:12:23,870
‫راگو؟

246
00:12:29,870 --> 00:12:31,330
‫برای آخرین بار می‌گم...

247
00:12:31,540 --> 00:12:34,380
‫همین الان وفاداریِ کامل و مطلقتو بهم بده.

248
00:12:36,210 --> 00:12:38,380
‫آه، بالاخره رسیدم!

249
00:12:38,840 --> 00:12:40,010
‫تو...!

250
00:12:40,090 --> 00:12:41,510
‫یو، راگو.

251
00:12:42,180 --> 00:12:44,390
‫از دیدنت خوشحال شدم!

252
00:12:44,680 --> 00:12:47,020
‫طبق معمول دیر کردی، کوگا.

253
00:12:47,180 --> 00:12:48,520
‫آره، خب...

254
00:12:48,680 --> 00:12:50,310
‫یکم بار اضافه داشتم.

255
00:12:50,520 --> 00:12:52,770
‫ناروکو، محدوده‌ی ماورایی رو منحل کن،

256
00:12:52,810 --> 00:12:55,230
‫و فوراً انرژی رو دوباره جذب کن.

257
00:12:55,440 --> 00:12:56,280
‫باشه.

258
00:12:56,320 --> 00:12:57,280
‫خیلی خب...

259
00:12:57,360 --> 00:12:59,650
‫همه‌چیز آماده‌ست.

260
00:12:59,740 --> 00:13:00,650
‫راگو...

261
00:13:00,700 --> 00:13:04,160
‫آماده باش تا از اون پوسته‌ی فانیت بیرون کشیده بشی.

262
00:13:04,410 --> 00:13:05,700
‫منظورت همین الانه؟

263
00:13:06,040 --> 00:13:08,000
‫خارج کردن مونونوکه از فانی‌های معمولی...

264
00:13:08,040 --> 00:13:10,410
‫اتفاقاً خیلی ساده‌ست.

265
00:13:10,500 --> 00:13:14,750
‫به‌محض اینکه یه میدان نیروی متمرکز از انرژی ماورایی
‫ اعمال کنم، یه جور پورتال ظاهر می‌شه،

266
00:13:14,790 --> 00:13:16,710
‫که بهت اجازه می‌ده راحت از اون پسر خارج شی.

267
00:13:17,000 --> 00:13:19,800
‫اما ساختن یه پورتال باعث می‌شه...

268
00:13:20,010 --> 00:13:21,550
‫واقعاً تیزبینی!

269
00:13:21,880 --> 00:13:23,590
‫بله، هرچی بیشتر مقاومت کنی،

270
00:13:23,640 --> 00:13:25,930
‫خطر جسمیِ بیشتری برای میزبان به‌همراه داره.

271
00:13:26,310 --> 00:13:28,180
‫تو وضعیت فعلیش،

272
00:13:28,390 --> 00:13:32,060
‫کوچک‌ترین فشار جسمی می‌شه گفت به‌معنای مرگ حتمیه.

273
00:13:32,850 --> 00:13:34,400
‫می‌تونم حرفتو باور کنم؟

274
00:13:34,480 --> 00:13:35,310
‫همم؟

275
00:13:35,560 --> 00:13:37,610
‫اگه کاری که می‌گیو بکنم،

276
00:13:37,650 --> 00:13:40,800
‫قول می‌دی ولش کنی بره؟

277
00:13:42,530 --> 00:13:44,910
‫به محض رسیدن به اتاق جراحی منتقلش می‌کنیم.

278
00:13:45,030 --> 00:13:47,080
‫خوبه. به خودتون می‌سپارمش.

279
00:13:48,330 --> 00:13:49,500
‫ایچیکا.

280
00:13:49,580 --> 00:13:52,160
‫تو باهاشون برو و با اوسامی در ارتباط باش.

281
00:13:52,500 --> 00:13:53,830
‫چشم!

282
00:13:57,710 --> 00:13:58,750
‫کوسومی؟

283
00:13:58,840 --> 00:13:59,840
‫الان کجایی؟

284
00:14:00,130 --> 00:14:03,090
‫تازه رسیدیم به محوطه‌ی غربی.

285
00:14:03,180 --> 00:14:05,510
‫محل رو ایمن کردیم، پس نمی‌خواد نگران دسترسیِ رسانه‌ها باشیم،

286
00:14:05,590 --> 00:14:07,760
‫و به تمام اشخاص مربوطه اطلاع داده شده.

287
00:14:08,010 --> 00:14:10,350
‫بالاخره می‌خواستم یه نفس راحت بکشم...

288
00:14:10,680 --> 00:14:13,140
‫و حالا یه درخواست پشتیبانی از جنابعالی گرفتم.

289
00:14:13,390 --> 00:14:14,600
‫داری صبرمو سر میاری.

290
00:14:15,020 --> 00:14:16,730
‫گمونم بهونه‌هام تموم شده.

291
00:14:16,900 --> 00:14:19,690
‫تأیید کردیم که حصار از بین رفته.

292
00:14:20,150 --> 00:14:22,360
‫داریم می‌ریم داخل.

293
00:14:22,820 --> 00:14:24,320
‫فقط با نیروهای عادی؟

294
00:14:24,610 --> 00:14:27,370
‫نه، من شخصاً تیم رو رهبری می‌کنم.

295
00:14:27,830 --> 00:14:30,620
‫برای همین هیمتسوکا و اینویی رو با خودم میارم.

296
00:14:30,830 --> 00:14:32,290
‫نخبه‌های شنل‌مشکی؟

297
00:14:32,450 --> 00:14:34,580
‫بهترین و ماهر‌ترین‌های بخش ۱؟

298
00:14:34,870 --> 00:14:38,880
‫باید از توکیدا تشکر کنی که مدیریت رو راضی کرد تا بهمون کمک بدن.

299
00:14:39,340 --> 00:14:41,300
‫البته تو این مورد، انتخاب دیگه‌ای نداریم.

300
00:14:41,590 --> 00:14:43,510
‫از حالا به بعد، کارها به روش من انجام می‌شه.

301
00:14:44,340 --> 00:14:48,140
‫مکان آزوما جیرو رو پیدا کن و هرچه سریع‌تر بهم خبر بده.

302
00:14:48,220 --> 00:14:49,560
‫فهمیدم.

303
00:14:49,600 --> 00:14:50,890
‫کوسومی...

304
00:14:51,270 --> 00:14:53,060
‫مسئولیت کاملش رو به عهده می‌گیرم.

305
00:14:53,560 --> 00:14:54,640
‫فقط اونا رو بیار بیرون.

306
00:14:58,190 --> 00:15:00,110
‫هیمتسوکا، اینویی... بریم.

307
00:15:00,150 --> 00:15:01,400
‫اطاعت!

308
00:15:00,150 --> 00:15:01,400
‫رو چشمم!

309
00:15:08,700 --> 00:15:10,410
‫لعنت بهش!

310
00:15:10,620 --> 00:15:15,160
‫با چنگ و دندون جنگیدیم، اما آخرش این حرومزاده‌ها بردن!

311
00:15:15,660 --> 00:15:19,130
‫جیرو رو قاطیِ این ماجرا کردم و این‌طوری جوابشو می‌دم؟

312
00:15:19,380 --> 00:15:20,500
‫با این وضع...

313
00:15:20,590 --> 00:15:22,170
‫هیچ‌جوره نمی‌تونم از قدرتم...

314
00:15:23,260 --> 00:15:26,430
‫اینجا چه خبره؟

315
00:15:26,510 --> 00:15:28,050
‫جـ ـ جیرو؟

316
00:15:28,550 --> 00:15:29,930
‫پشمالوی لعنتی...

317
00:15:29,970 --> 00:15:33,430
‫واسه چی نشستی نگام می‌کنی؟

318
00:15:33,520 --> 00:15:35,230
‫این مبارزه...

319
00:15:35,270 --> 00:15:38,440
‫همیشه قرار بود کار تیمیِ من و تو باشه.

320
00:15:38,850 --> 00:15:40,940
‫عقلت رو از دست دادی...

321
00:15:41,270 --> 00:15:44,440
‫...اگه فکر می‌کنی می‌ذارم تنهایی انجامش بدی!

322
00:15:45,990 --> 00:15:47,990
‫منتظر چی هستی، راگو؟

323
00:15:48,240 --> 00:15:50,740
‫پورتال برای رفتنت آماده‌ست.

324
00:15:51,120 --> 00:15:53,240
‫انقدر لفتش نده و بپر توش.

325
00:15:53,330 --> 00:15:58,000
‫یا... ترجیح می‌دی کنار میزبانت از بین بری؟

326
00:15:58,290 --> 00:16:01,210
‫هوی، هوی... باهاش دعوا نکنا.

327
00:16:01,500 --> 00:16:03,500
‫راگو قراره رفیقم بشه...

328
00:16:07,420 --> 00:16:08,380
‫چی...؟

329
00:16:08,800 --> 00:16:10,140
‫اون دیگه چه کوفتیه؟!

330
00:16:10,390 --> 00:16:11,510
‫آماده‌ای، سگ کوچولو؟

331
00:16:11,600 --> 00:16:13,010
‫خیلی خب، هیمه-سنپای...

332
00:16:14,470 --> 00:16:16,520
‫لگدِ...

333
00:16:16,600 --> 00:16:18,390
‫تبری!

334
00:16:21,270 --> 00:16:22,360
‫کندی!

335
00:16:26,280 --> 00:16:27,470
‫زمان‌بندی عالی!

336
00:16:27,900 --> 00:16:29,590
‫کار تیمیِ خوبی بود، هیمه-سنپای!

337
00:16:30,320 --> 00:16:32,450
‫گمونم بدک نبود، اما...

338
00:16:32,660 --> 00:16:36,830
‫چندبار بهت بگم اون‌طوری حرکت‌هاتو نعره نکشی، سگ‌گنده؟!

339
00:16:36,870 --> 00:16:38,330
‫خیلی ازتون ممنونم!

340
00:16:38,410 --> 00:16:39,620
‫چـ ـ چی...

341
00:16:40,330 --> 00:16:42,210
‫اینا دیگه کین؟

342
00:16:49,590 --> 00:16:51,470
‫رو مخیا...

343
00:16:51,930 --> 00:16:56,180
‫دوتا انسانِ احمق واسه‌مون پررو نشین!

344
00:16:58,640 --> 00:17:00,310
‫ببین...

345
00:17:00,600 --> 00:17:03,690
‫من وقت ندارم با بازنده‌هایی مثل شما وقت بگذرونم!

346
00:17:07,030 --> 00:17:08,320
‫مثل همیشه دیر کردین.

347
00:17:08,440 --> 00:17:09,780
‫دلقک‌های سازمان.

348
00:17:10,320 --> 00:17:13,450
‫من این سوغاتی رو با خودم می‌برم.

349
00:17:13,950 --> 00:17:15,700
‫بدرود...

350
00:17:16,080 --> 00:17:16,600
‫اینو!

351
00:17:16,600 --> 00:17:17,450
‫رو چشمم!

352
00:17:36,140 --> 00:17:38,470
‫آخ...

353
00:17:37,040 --> 00:17:39,010
‫آهای آهای...

354
00:17:39,010 --> 00:17:40,730
‫هنوز نباید بلند شی!

355
00:17:41,100 --> 00:17:43,900
‫پسر، داری بخیه‌هاتو باز می‌کنی!

356
00:17:43,980 --> 00:17:45,560
‫اوه، خدا رو شکر!

357
00:17:45,610 --> 00:17:46,480
‫حالت خوبه؟

358
00:17:48,110 --> 00:17:49,230
‫من توی...

359
00:17:50,360 --> 00:17:51,490
‫...بهشتم؟

360
00:17:51,570 --> 00:17:53,240
‫بیمارستانی!

361
00:17:53,740 --> 00:17:56,330
‫می‌رم به رئیس خبر بدم بیدار شدی!

362
00:17:56,370 --> 00:17:57,490
‫خیلی ممنون می‌شم.

363
00:17:57,990 --> 00:17:59,290
‫که این‌طور...

364
00:17:59,540 --> 00:18:01,330
‫پس یه روز گذشته...

365
00:18:01,540 --> 00:18:05,210
‫آره، و من و اوسامی-سان تمام مدت اینجا پیشت بودیم.

366
00:18:05,250 --> 00:18:07,250
‫تشکر کنی نمی‌میری!

367
00:18:07,540 --> 00:18:12,300
‫و اینکه فکر کنم فقط من تونستم هدفم رو دستگیر کنم...

368
00:18:12,470 --> 00:18:14,760
‫واقعاً که رقت‌انگیزه.

369
00:18:15,590 --> 00:18:17,510
‫حق با توئه.

370
00:18:17,760 --> 00:18:20,100
‫رقت‌انگیزه.

371
00:18:21,100 --> 00:18:22,310
‫واقعاً ببخشید.

372
00:18:22,430 --> 00:18:25,650
‫اوه... حالا منظورم که این نبود...

373
00:18:26,230 --> 00:18:28,650
‫خب، جیرو و راگو چی شدن...؟

374
00:18:43,290 --> 00:18:45,290
‫حالت چطوره، راگو؟

375
00:18:45,920 --> 00:18:47,330
‫حالمو می‌پرسی؟

376
00:18:48,420 --> 00:18:51,300
‫منو چپوندی اینجا و اینو می‌گی؟

377
00:18:51,630 --> 00:18:53,550
‫اوه، این‌طوری نگو.

378
00:18:54,170 --> 00:18:56,760
‫برات یه تخت راحت و یه غذای خوشمزه فراهم کردم.

379
00:18:57,010 --> 00:18:58,140
‫نمی‌خوای بخوری؟

380
00:18:58,300 --> 00:18:59,560
‫نه ممنون.

381
00:19:00,100 --> 00:19:01,180
‫که این‌طور.

382
00:19:01,520 --> 00:19:03,730
‫پس نیازی بهش نداریم.

383
00:19:03,770 --> 00:19:04,980
‫وایـ...!

384
00:19:06,770 --> 00:19:09,440
‫چقدر شکننده.

385
00:19:09,770 --> 00:19:13,150
‫و با این حال، این گونه‌ی پست‌فطرت
‫ فکر می‌کنن در اوج قدرت قرار دارن.

386
00:19:13,690 --> 00:19:17,700
‫تا حالا چیزی احمقانه‌تر یا مضحک‌تر از این شنیدی؟

387
00:19:18,030 --> 00:19:21,080
‫پس واسه همینه که فکر می‌کنی مونونوکه‌ها باید جاشونو بگیرن؟

388
00:19:21,620 --> 00:19:23,450
‫نه اینکه جاشون رو بگیرن.

389
00:19:23,620 --> 00:19:25,790
‫فقط برگردوندن این دنیا به حالت برحقش.

390
00:19:26,000 --> 00:19:28,040
‫دنیایی که توش قوی‌ها مورد احترام و ستایش قرار می‌گیرن.

391
00:19:28,130 --> 00:19:30,630
‫جایی که قوانین طبیعت همون‌طور که باید اجرا بشن.

392
00:19:30,960 --> 00:19:32,090
‫اصلاً نمی‌فهمم.

393
00:19:32,710 --> 00:19:35,380
‫چرا این‌همه دردسر کشیدی تا منو قاطی این ماجرا کنی؟

394
00:19:35,800 --> 00:19:38,050
‫اگه می‌خوای با آدما وارد جنگ بشی،

395
00:19:38,090 --> 00:19:39,850
‫پس چرا فقط نمی‌ری همون کارو بکنی؟

396
00:19:40,800 --> 00:19:42,350
‫قرن‌ها پیش، همین کارو کردم.

397
00:19:44,730 --> 00:19:46,980
‫بعد از اینکه تصمیم گرفتی خودت رو تو اون سنگ مهروموم کنی،

398
00:19:47,060 --> 00:19:50,230
‫همرزم‌هامو دور هم جمع کردم و شورش کردیم.

399
00:19:50,270 --> 00:19:52,360
‫اما شکست خوردیم.

400
00:19:52,690 --> 00:19:55,280
‫تحقیرآمیز بود،

401
00:19:55,320 --> 00:19:59,360
‫اما اون شکست چشمام رو باز کرد.

402
00:19:59,700 --> 00:20:01,700
‫آدما به‌تنهایی ضعیفن.

403
00:20:01,950 --> 00:20:04,870
‫اما با هم، ‫اون موقع‌ست که قدرت واقعی‌شونو نشون می‌دن.

404
00:20:05,370 --> 00:20:07,630
‫نیازی به گفتن نیست که تعداد آدما از ما خیلی بیشتره.

405
00:20:07,630 --> 00:20:09,920
‫باید از راه‌های دیگه‌ای برای پس گرفتن پیروزی استفاده کنیم.

406
00:20:10,500 --> 00:20:13,460
‫برای اینکه تعداد کممون در برابر تعداد بالای اونا ایستادگی کنه،

407
00:20:13,500 --> 00:20:16,800
‫یه یه قدرت واحد و درهم‌شکننده نیاز داریم.

408
00:20:17,670 --> 00:20:22,140
‫و بر حسب اتفاق، اون قدرت تویی، راگو...

409
00:20:22,680 --> 00:20:27,730
‫بعد از این‌همه سال، سازمان راهش رو گم کرده
‫و فراموش کرده چرا تشکیل شده.

410
00:20:28,020 --> 00:20:31,650
‫با بهبودیِ کاملت، اونا هیچ شانسی ندارن.

411
00:20:33,650 --> 00:20:35,150
‫چی انقدر خنده‌داره؟

412
00:20:35,230 --> 00:20:36,900
‫ها؟ نه، چیزی نیست...

413
00:20:37,240 --> 00:20:38,530
‫باید خیلی ناامید باشی...

414
00:20:38,570 --> 00:20:41,240
‫که داری از یه پیشی کمک می‌گیری.

415
00:20:42,030 --> 00:20:43,030
‫اما باشه...

416
00:20:43,120 --> 00:20:45,540
‫اگه فکر می‌کنی می‌تونم کمک کنم، چرا که نه؟

417
00:20:46,120 --> 00:20:48,040
‫سریع‌تر از انتظارم راه اومدی.

418
00:20:48,120 --> 00:20:49,710
‫نه که انتخاب دیگه‌ای داشته باشم.

419
00:20:49,830 --> 00:20:52,420
‫خوشم نمیاد، اما معامله معامله‌ست دیگه، نه؟

420
00:20:56,550 --> 00:20:57,920
‫چـ ـ چی...؟!

421
00:20:58,670 --> 00:21:00,680
‫آخ...

422
00:21:00,880 --> 00:21:03,180
‫این کارا چیه می‌کنی؟

423
00:21:03,600 --> 00:21:07,680
‫اگه نشونه‌گیریت بهتر بود، مرده بودم، احمق...

424
00:21:07,810 --> 00:21:08,640
‫آی آی...!

425
00:21:08,680 --> 00:21:09,690
‫هوی عوضی، هوی!

426
00:21:09,730 --> 00:21:11,770
‫یکم آروم‌تر، وگرنه جدی می‌زنی می‌کشیـ ـ

427
00:21:11,810 --> 00:21:12,690
‫ساکت.

428
00:21:13,810 --> 00:21:14,820
‫راگو...

429
00:21:15,360 --> 00:21:17,860
‫دمت کجاست؟

430
00:21:18,650 --> 00:21:19,570
‫هه...

431
00:21:19,820 --> 00:21:23,910
‫خب، وقتی منو از تو اون بچه کشیدی بیرون،
‫خیلی باهام خشن رفتار کردی.

432
00:21:24,120 --> 00:21:26,580
‫سر همین زدی کلاً کندیش!

433
00:21:27,080 --> 00:21:31,580
‫همراه با تمام انرژی ماوراییم پیش جیرو جا موند!

434
00:21:32,290 --> 00:21:35,340
‫من الان فقط یه گوله پشم بانمکم.

435
00:21:35,380 --> 00:21:38,170
‫داری به یه بچه‌گربه‌ی معمولی نگاه می‌کنی.

436
00:21:39,130 --> 00:21:40,670
‫همم؟ چی شد؟

437
00:21:40,920 --> 00:21:43,340
‫اگه یکم بیشتر شبیه گربه‌ها رفتار کنم حس بهتری پیدا می‌کنی؟

438
00:21:43,430 --> 00:21:45,050
‫میو میـو-

439
00:21:45,100 --> 00:21:46,100
‫آه!

440
00:21:46,640 --> 00:21:49,600
‫از شوخی خوشم نمیاد.

441
00:21:49,890 --> 00:21:53,350
‫پس چطوره این‌دفعه نشونه‌گیریتو بهتر کنی...

442
00:21:53,690 --> 00:21:55,770
‫نه اینکه دلم بخواد بمیرم.

443
00:21:55,900 --> 00:21:59,230
‫ولی الان تمام چیزی که برام مونده سرعت و رفلکس‌های یه گربه‌ست.

444
00:22:02,360 --> 00:22:04,160
‫زل زدن تو چشمای مرگ یه جورایی ترسناکه.

445
00:22:04,200 --> 00:22:05,120
‫ای تف...

446
00:22:09,580 --> 00:22:12,470
‫حالا همه‌چیز دست توئه...

447
00:22:12,790 --> 00:22:15,020
‫جیرو...

448
00:22:15,040 --> 00:22:25,040
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
