1
00:00:04,940 --> 00:00:08,980
‫ترجمه و تایپ‌ست: Onyx

2
00:00:08,420 --> 00:00:10,430
‫آخ... از وسایل جمع‌کردن متنفرم!

3
00:00:10,760 --> 00:00:12,430
‫همین‌قدری خوبه.

4
00:00:12,720 --> 00:00:15,310
‫تا وقتی یه لباس‌زیر و یه دست لباس
‫ برای عوض‌کردن داشته باشم، کافیه.

5
00:00:15,850 --> 00:00:17,310
‫مطمئنی؟

6
00:00:17,560 --> 00:00:18,390
‫ها؟

7
00:00:18,480 --> 00:00:21,940
‫کی می‌دونه چه نقشه‌ای برامون کشیدن.

8
00:00:22,350 --> 00:00:25,820
‫شاید این آخرین باری باشه که اینجا رو می‌بینی.

9
00:00:27,530 --> 00:00:28,570
‫چی شده؟

10
00:00:28,740 --> 00:00:30,320
‫نکنه کسی نگرانم شده؟

11
00:00:30,490 --> 00:00:33,570
‫مـ ـ منظورم این نبود!

12
00:00:35,200 --> 00:00:36,030
‫خب...

13
00:00:36,790 --> 00:00:38,450
‫این‌طور هم نیست که ترسیدن کمکی بکنه.

14
00:00:45,960 --> 00:00:47,550
‫چرا تو اومدی اینجا؟

15
00:00:47,880 --> 00:00:49,090
‫من نگهبان و همراهت هستم.

16
00:00:49,510 --> 00:00:52,470
‫باید مطمئن بشم دوباره فکر فرار به سرت نمی‌زنه.

17
00:00:53,050 --> 00:00:55,430
‫ماشین گشتمون اون‌جا منتظره.

18
00:00:55,890 --> 00:00:58,560
‫تو عقب با من می‌شینی.

19
00:00:59,560 --> 00:01:01,600
‫اگه سوالی نداری، راه بیفتیم.

20
00:01:02,020 --> 00:01:03,900
‫ترجیح می‌دم بیشتر از این وقت تلف نکنم.

21
00:01:04,690 --> 00:01:06,900
‫باشه، باشه، فقط رئیس‌بازی بلده...

22
00:01:07,480 --> 00:01:09,650
‫خب، من دیگه باید برم.

23
00:01:11,150 --> 00:01:13,950
‫بهتره نری اون‌جا بمیری، الف‌بچه‌ی عوضی!

24
00:01:14,200 --> 00:01:15,660
‫نگران من نباش.

25
00:01:15,820 --> 00:01:18,620
‫تو فقط مطمئن شو تا وقتی نیستم
‫غزل خداحافظی رو نخونی، فسیل‌خان.

26
00:01:21,710 --> 00:01:23,540
‫خیلی‌خب، دیگه راه میفتم.

27
00:01:23,560 --> 00:01:33,560
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

28
00:02:55,450 --> 00:03:00,330
اسم من چیه؟

29
00:03:01,180 --> 00:03:02,100
‫هوی...

30
00:03:02,680 --> 00:03:03,930
‫داستان این چیزا چیه؟

31
00:03:04,140 --> 00:03:05,020
‫واقعاً که...

32
00:03:05,060 --> 00:03:07,770
‫من آخه چطوری اسکورت این یارو شدم؟

33
00:03:07,980 --> 00:03:08,810
‫یا خدا!

34
00:03:09,400 --> 00:03:10,650
‫مسخره‌ست!

35
00:03:10,810 --> 00:03:12,690
‫منو مثل یه زندانی حبس کردین!

36
00:03:12,820 --> 00:03:14,070
‫بهتره دهنت رو ببندی.

37
00:03:14,690 --> 00:03:16,490
‫تو عملاً زندانی‌مون هستی.

38
00:03:16,610 --> 00:03:18,280
‫مثلاً این چه معنی‌ای میده؟

39
00:03:18,820 --> 00:03:20,820
‫تو دیگه انسان نیستی.

40
00:03:21,160 --> 00:03:23,580
‫تو یه موجود عجیب‌الخلقه‌ی نصف انسان و نصف مونونوکه هستی!

41
00:03:23,870 --> 00:03:25,200
‫چی؟

42
00:03:25,500 --> 00:03:29,960
‫مونونوکه‌ها هدف‌های اصلی سازمان هستن.

43
00:03:30,330 --> 00:03:33,710
‫و تو هم ازش مستثنی نیستی.

44
00:03:34,500 --> 00:03:37,300
‫واقعاً نمی‌فهمم رئیس و بالادستی‌ها چه فکری دارن می‌کنن،

45
00:03:37,670 --> 00:03:40,800
‫اما من یه حرفه‌ای هستم و ‫کارمو خیلی جدی می‌گیرم.

46
00:03:41,800 --> 00:03:43,760
‫اگه وظیفه‌ی بادیگارد بودن بهم محول بشه،

47
00:03:43,850 --> 00:03:45,830
‫فارغ از اینکه محافظت از چی باشه،

48
00:03:45,830 --> 00:03:47,350
‫تعهداتم رو عملی می‌کنم.

49
00:03:47,600 --> 00:03:51,980
‫عوضی، پس الان داری بهم میگی عجیب‌الخلقه.

50
00:03:52,230 --> 00:03:54,730
‫چون دختری داشتم دهنمو بسته نگه می‌داشتم!

51
00:03:57,940 --> 00:03:58,840
‫اوه...

52
00:03:58,900 --> 00:04:01,490
‫اون صدا رو شنیدی؟

53
00:04:01,700 --> 00:04:02,950
‫داری توهم می‌زنی.

54
00:04:04,830 --> 00:04:05,910
‫من دوتا دارم.

55
00:04:06,160 --> 00:04:09,120
‫دوتا چیز که بدجوری رو مخم میرن و کلافه‌م می‌کنن.

56
00:04:09,460 --> 00:04:13,130
‫یکی مونونوکه‌ها، و یکی هم آدم‌های سن‌ستیزِ عوضی مثل تو!

57
00:04:13,420 --> 00:04:15,000
‫حرفم واضح بود؟

58
00:04:15,500 --> 00:04:16,500
‫به عبارتی...

59
00:04:16,960 --> 00:04:19,840
‫برای من تو اصلاً وجود خارجی نداری.

60
00:04:21,050 --> 00:04:22,680
‫حالا دهنت رو ببند و...

61
00:04:22,720 --> 00:04:25,390
‫تمومش می‌کنید یا نه!

62
00:04:25,890 --> 00:04:29,390
‫آدم اینجا یه چرت هم نمی‌تونه بزنه!

63
00:04:30,890 --> 00:04:32,900
‫بعد تعجب می‌کنید چرا از بچه‌ها متنفرم.

64
00:04:33,060 --> 00:04:34,520
‫راگو، عوضی...

65
00:04:34,730 --> 00:04:36,820
‫تو فکر این بودم چرا انقدر ساکتی!

66
00:04:36,980 --> 00:04:38,940
‫فقط می‌خواستی بیشتر بخوابی، نه؟

67
00:04:39,070 --> 00:04:42,200
‫داشتم می‌خوابیدم، تا اینکه شما دوتا شروع کردید به وراجی.

68
00:04:43,030 --> 00:04:44,030
‫اما بیخیال اون...

69
00:04:44,780 --> 00:04:48,160
‫تعجب می‌کنم که قرار شده یه دختربچه از ما محافظت کنه...

70
00:04:48,370 --> 00:04:51,750
‫پسر، سازمان باید خیلی کمبود نیرو داشته باشه.

71
00:04:51,960 --> 00:04:53,080
‫مونونوکه‌ی کثیف...

72
00:04:53,120 --> 00:04:54,540
‫تو اصلاً نباید با من حرف بزنی!

73
00:04:55,880 --> 00:04:58,170
‫حداقلش اینه که پررو و زبون‌درازه.

74
00:04:58,590 --> 00:05:01,800
‫چیز دیگه‌ای نیست که لازم باشه نگرانش باشی؟

75
00:05:02,220 --> 00:05:03,800
‫منظورت چیه؟

76
00:05:05,260 --> 00:05:07,720
‫داره... به طرز عجیبی مه‌آلود می‌شه.

77
00:05:08,680 --> 00:05:11,180
‫خب، داریم وارد کوهستان می‌شیم.

78
00:05:11,290 --> 00:05:13,440
‫فکر کنم بهتره چراغ‌های جلو رو روشن کنم.

79
00:05:14,810 --> 00:05:15,940
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

80
00:05:17,690 --> 00:05:19,690
‫هوی، هرچی که باشه، خیلی گنده‌ست!

81
00:05:19,780 --> 00:05:20,900
‫یو!

82
00:05:24,950 --> 00:05:28,370
‫وای وای، این ون بدجوری داره تکون‌تکون می‌خوره!

83
00:05:30,410 --> 00:05:31,870
‫ای لعنت بهش!

84
00:05:32,540 --> 00:05:34,620
‫این دفعه دیگه چی شده؟

85
00:05:35,120 --> 00:05:36,380
‫حس بدی دارم.

86
00:05:36,790 --> 00:05:38,340
‫من می‌رم بررسی کنم!

87
00:05:38,460 --> 00:05:39,710
‫تو همین‌جا بمون!

88
00:05:39,840 --> 00:05:41,630
‫هان؟! چـ...؟

89
00:05:42,800 --> 00:05:43,630
‫این مه...

90
00:05:44,720 --> 00:05:45,890
‫هیچ شکی توش نیست.

91
00:05:46,470 --> 00:05:48,260
‫وارد یه قلمرو ماورایی شدیم.

92
00:05:48,510 --> 00:05:50,810
‫لعنتی... چطور متوجهش نشدم؟!

93
00:05:52,770 --> 00:05:55,520
‫اوه، اومدش، اومدش!

94
00:05:56,480 --> 00:05:58,400
‫هوی، این دیگه چه صیغه‌ایه؟!

95
00:05:58,520 --> 00:05:59,650
‫مونونوکه.

96
00:05:59,730 --> 00:06:02,650
‫امیدوار بودم یه گوشت لذیذ و آب‌دار گیرم بیاد.

97
00:06:04,610 --> 00:06:06,910
‫چقدر ناامیدکننده!

98
00:06:07,280 --> 00:06:11,660
‫خیلی ذوق داشتم که دوباره همچین مأموریتی بهم خورده!

99
00:06:12,250 --> 00:06:16,170
‫بعد فهمیدم از راننده‌ها
‫یه پیش‌غذای درست‌وحسابی هم در نمیاد!

100
00:06:16,500 --> 00:06:18,290
‫فکر می‌کردم نگهبانه خوردنیِ خوبی باشه،

101
00:06:18,330 --> 00:06:19,920
‫ولی فقط یه دختر فسقلیه!

102
00:06:20,250 --> 00:06:23,800
‫این بساطِ سازمان خیلی مسخره‌ست!

103
00:06:24,630 --> 00:06:26,300
‫کثافت‌ها...

104
00:06:26,430 --> 00:06:27,260
‫هان؟

105
00:06:27,470 --> 00:06:30,140
‫همه‌تون مثل همید، آشغال‌های زن‌ستیز...

106
00:06:30,430 --> 00:06:31,930
‫خب، دیگه بسمه!

107
00:06:32,560 --> 00:06:35,060
‫شماها حتی صبرِ یه فرشته هم سر میارین!

108
00:06:40,400 --> 00:06:41,940
‫وو-هو!

109
00:06:42,150 --> 00:06:43,940
‫پسر، خیلی باحال بود!

110
00:06:44,530 --> 00:06:45,650
‫معرکه‌ست!

111
00:06:45,740 --> 00:06:47,200
‫انگار قراره حسابی خوش بگذرونیم!

112
00:06:47,990 --> 00:06:50,450
‫هوی! چقدر می‌خوای اون دست رو بلمبونی، گنده‌بک!

113
00:06:50,740 --> 00:06:53,240
‫حالا بذار حالت جنگی رو نشونت بدم.

114
00:07:02,170 --> 00:07:03,460
‫خیلی‌خب...

115
00:07:03,630 --> 00:07:06,720
‫وقت دسر رسیده!

116
00:07:24,900 --> 00:07:27,610
‫لعنتی، دوتا کثافت، و جفت‌شون باهم فرق دارن.

117
00:07:28,070 --> 00:07:30,570
‫اون بزرگه هیکلیه و کند حرکت می‌کنه،

118
00:07:30,820 --> 00:07:33,240
‫ولی مثل سنگ سفته.

119
00:07:34,200 --> 00:07:36,450
‫اول از اون لاغر و سریعه شروع می‌کنم...

120
00:07:36,500 --> 00:07:38,250
‫داری کار رو برام راحت می‌کنی!

121
00:07:41,960 --> 00:07:42,960
‫هوی، هوی!

122
00:07:43,250 --> 00:07:44,840
‫اون بیرون چه خبره؟

123
00:07:45,090 --> 00:07:46,170
‫مونونوکه‌ست.

124
00:07:46,340 --> 00:07:47,170
‫می‌دونی؟

125
00:07:47,220 --> 00:07:48,470
‫یادت رفته داری با کی حرف می‌زنی؟

126
00:07:48,800 --> 00:07:51,680
‫تا وقتی شما دوتا کفتر عاشق داشتید لاسـ...

127
00:07:51,720 --> 00:07:54,350
‫اون لاس‌زدن نبود! دلت می‌خواد بمیری؟

128
00:07:54,560 --> 00:07:57,560
‫حس بویایی من بهم گفت که وارد قلمرو شدیم.

129
00:07:57,890 --> 00:07:59,600
‫قلمرو؟

130
00:07:59,890 --> 00:08:01,480
‫یه قلمروی ماورایی.

131
00:08:01,600 --> 00:08:04,820
‫این منطقه‌ی مه‌آلود یه جورایی تبدیل به یه آمِنتیِ موقت می‌شه،

132
00:08:04,980 --> 00:08:07,320
‫دنیایی که از این جهان مادی جداست.

133
00:08:07,780 --> 00:08:08,610
‫آمِنتی؟

134
00:08:08,690 --> 00:08:12,320
‫یه بُعدِ جدا از دنیای فانیِ شما انسان‌ها...

135
00:08:12,740 --> 00:08:15,330
‫قلمرو مونونوکه‌هاست.

136
00:08:16,660 --> 00:08:17,910
‫سردرنمیارم چی میگی،

137
00:08:17,950 --> 00:08:19,410
‫ولی حدس می‌زنم چیز خوبی نباشه!

138
00:08:19,710 --> 00:08:21,870
‫پس عجله کن و کمکم کن این چیزا رو باز کنم!

139
00:08:22,080 --> 00:08:22,920
‫نمی‌شه.

140
00:08:22,960 --> 00:08:23,790
‫چرا آخه؟!

141
00:08:23,920 --> 00:08:26,000
‫اینا دست‌بندهای معمولی نیستن.

142
00:08:26,210 --> 00:08:28,760
‫طوری طراحی شدن که انرژی ماورایی رو مسدود کنن.

143
00:08:29,220 --> 00:08:31,970
‫الان قدرتش رو ندارم که بازشون کنم.

144
00:08:32,180 --> 00:08:35,300
‫ااااه! باورم نمی‌شه!

145
00:08:35,390 --> 00:08:38,640
‫باشه! خودم می‌رم اون بیرون تا مجبورش کنم اینا رو باز کنه!

146
00:08:38,980 --> 00:08:40,270
‫من باشم بیخیالش می‌شم.

147
00:08:40,270 --> 00:08:41,140
‫ها؟

148
00:08:41,230 --> 00:08:44,480
‫اون دست‌بندها به اندازه‌ی کافی واضح نبودن؟

149
00:08:45,150 --> 00:08:48,400
‫سازمان و مونونوکه‌ها فرقی با هم ندارن.

150
00:08:48,690 --> 00:08:51,700
‫اونا فقط می‌خوان از ما سوءاستفاده کنن.

151
00:08:52,780 --> 00:08:56,490
‫برای اونا، ما فقط یه دارایی هستیم.

152
00:08:56,700 --> 00:09:00,660
‫هیچ دلیلی نداریم که خودمون رو درگیر امثال اونا کنیم.

153
00:09:01,080 --> 00:09:03,080
‫بذار با هم بجنگن...

154
00:09:03,370 --> 00:09:05,840
‫بذار همدیگه رو بکشن، ما هم جیم می‌شیم.

155
00:09:06,880 --> 00:09:08,420
‫می‌گم، راگو.

156
00:09:08,500 --> 00:09:09,340
‫ها؟

157
00:09:09,800 --> 00:09:11,590
چی داری واسه خودت می‌گی؟

158
00:09:11,720 --> 00:09:12,840
‫دوباره از حرفات سردرنمیارم.

159
00:09:13,050 --> 00:09:15,390
‫چی؟ اصلاً داشتی گوش می‌دادی؟!

160
00:09:15,640 --> 00:09:18,890
‫بحث سر سازمان یا مونونوکه‌ها نیست.

161
00:09:19,390 --> 00:09:21,140
‫الان فقط یه چیز مهمه...

162
00:09:21,980 --> 00:09:23,640
‫یکی اون بیرونه،

163
00:09:23,850 --> 00:09:25,650
‫و داره خاطر ما می‌جنگه!

164
00:09:26,400 --> 00:09:28,150
‫تو رو نمی‌دونم...

165
00:09:28,360 --> 00:09:29,650
‫اما به عنوان یه مرد،

166
00:09:30,280 --> 00:09:32,400
‫نمی‌تونم همین‌طور دست رو دست بذارم و تماشا کنم!

167
00:09:43,080 --> 00:09:46,170
‫اون همه حرف از مرد بودن زدی، ولی داری مثل بید می‌لرزی.

168
00:09:46,750 --> 00:09:47,920
‫فقط خفه شو!

169
00:09:49,000 --> 00:09:51,590
‫ببین کی اینجاست!

170
00:09:52,170 --> 00:09:54,680
‫خودتی، همون الف‌بچه‌ای که راگو تسخیرش کرده.

171
00:09:55,130 --> 00:09:57,890
‫بهمون گفتن تو رو زنده دستگیر کنیم.

172
00:09:58,180 --> 00:10:01,180
‫ولی راستش اصلاً برام مهم نیست. انتخاب با خودته!

173
00:10:01,390 --> 00:10:03,060
‫ده ثانیه وقت داری!

174
00:10:03,350 --> 00:10:06,190
‫تسلیم شو یا اینکه لقمه‌ی چپم شو.

175
00:10:06,850 --> 00:10:08,060
‫یک...

176
00:10:08,190 --> 00:10:10,270
‫پس واقعاً دنبال راگو هستن...

177
00:10:10,900 --> 00:10:13,150
‫اما چطور از این جابه‌جایی باخبر شدن؟

178
00:10:13,610 --> 00:10:14,820
‫هوی، تو!

179
00:10:14,900 --> 00:10:15,950
‫چیه؟

180
00:10:16,030 --> 00:10:17,490
‫منظورت چیه «چیه؟»

181
00:10:17,870 --> 00:10:20,580
‫اینا رو باز کن تا بتونیم کمک کنیم!

182
00:10:20,910 --> 00:10:23,910
‫ولی من با هیچ‌کدومش موافق نیستما.

183
00:10:24,000 --> 00:10:24,870
‫عوضی!

184
00:10:24,910 --> 00:10:25,830
‫عمراً.

185
00:10:25,870 --> 00:10:26,710
‫چی؟!

186
00:10:26,870 --> 00:10:28,540
‫با اون دست‌های چندش‌آورِ مونونوکه‌ای؟

187
00:10:28,670 --> 00:10:30,130
‫شوخیت گرفته؟!

188
00:10:30,210 --> 00:10:32,260
‫دیوونه شدی؟ الان وقت این حرفا-

189
00:10:33,260 --> 00:10:35,050
‫وقت تمومه!

190
00:10:35,260 --> 00:10:37,720
‫قرارِ خورده بشی!

191
00:10:39,050 --> 00:10:40,640
‫کثافتِ غول‌تشن!

192
00:10:40,930 --> 00:10:42,600
‫خیلی‌خب، مزخرفات رو تمومش کن!

193
00:10:42,850 --> 00:10:45,640
‫اگه از دنده‌ی چپ نیای پایین،
‫جفت‌مون غذای این شکم‌گنده می‌شیم!

194
00:10:45,940 --> 00:10:47,650
‫هوی، داری گوش میدی؟!

195
00:10:48,850 --> 00:10:50,900
‫لعنتی.

196
00:11:00,530 --> 00:11:02,910
‫شنیدم حین انجام وظیفه این اتفاق افتاده.

197
00:11:03,120 --> 00:11:06,580
‫فکرش رو بکن، زندگی‌شو توسط یه مونونوکه از دست داد!

198
00:11:06,710 --> 00:11:10,670
‫و بانو ایچیکا تازه پنج سالش شده.

199
00:11:10,840 --> 00:11:11,920
‫واقعاً جای تأسف داره.

200
00:11:12,340 --> 00:11:15,420
‫برام سواله ارباب با نسل و اصالت خونواده چیکار می‌کنه؟

201
00:11:15,510 --> 00:11:19,680
‫یه دختر هیچ‌وقت نمی‌تونه وارث‌شون بشه.

202
00:11:21,510 --> 00:11:22,640
‫پدر...

203
00:11:23,390 --> 00:11:26,390
‫من کسی می‌شم که وارث خاندان کیشموجین می‌شه.

204
00:11:27,390 --> 00:11:31,360
‫درس می‌خونم و تمرین می‌کنم.

205
00:11:32,770 --> 00:11:36,610
‫من، ایچیکا، قول می‌دم،

206
00:11:36,820 --> 00:11:39,990
m 529 24 l 753 24 753 91 529 91

207
00:11:36,820 --> 00:11:39,990
خاندان کیموجین

208
00:11:37,610 --> 00:11:39,860
‫یه روز کاری کنم که هردوتون بهم افتخار کنید...

209
00:11:40,410 --> 00:11:42,580
‫یه کارآگاه باافتخار و ماهر می‌شم!

210
00:11:42,660 --> 00:11:43,620
‫هوی!

211
00:11:44,330 --> 00:11:45,160
‫هوی!

212
00:11:46,370 --> 00:11:47,660
‫خودت قبلاً گفتی.

213
00:11:48,150 --> 00:11:50,370
‫که کارِت رو جدی می‌گیری.

214
00:11:50,580 --> 00:11:52,880
‫تعهداتت رو عملی می‌کنم، مهم نیست چی باشه.

215
00:11:53,340 --> 00:11:55,760
‫پس هر کاری لازمه بکن تا این مأموریت رو تمومش کنی!

216
00:11:58,340 --> 00:11:59,380
‫تو یه حرفه‌ای هستم...

217
00:11:59,880 --> 00:12:01,140
‫مگه نه؟

218
00:12:05,720 --> 00:12:07,060
‫خیلی‌خب، راگو!

219
00:12:08,350 --> 00:12:10,310
‫بیا این غائله رو ختمش کنیم!

220
00:12:12,020 --> 00:12:13,020
‫باشه!

221
00:12:19,070 --> 00:12:20,860
‫چـ ـ چی؟! ا ـ امکان نداره...!

222
00:12:21,360 --> 00:12:23,200
‫داری کار رو برام راحت می‌کنی...

223
00:12:23,490 --> 00:12:24,330
‫لعنتی!

224
00:12:40,050 --> 00:12:41,840
‫تو واقعاً بلد نیستی کار رو تموم کنی.

225
00:12:42,010 --> 00:12:46,810
‫خفه شو. وقت نداشتم فرودم رو تنظیم کنم.

226
00:12:47,390 --> 00:12:52,770
‫آخ... لعنتی، این چندمین بار می‌شه امروز؟

227
00:12:52,940 --> 00:12:54,190
‫فقط محض اطلاعت...

228
00:12:54,190 --> 00:12:55,060
‫ها؟

229
00:12:55,940 --> 00:12:58,150
‫قرار نیست از من یه «دستت درد نکنه» بشنوی.

230
00:12:58,800 --> 00:13:01,900
‫دختره‌ی لوسِ نمک‌نشناس!

231
00:13:01,900 --> 00:13:03,160
‫هیکلت رو از روی سرم جمع کن!

232
00:13:03,320 --> 00:13:05,830
‫بهت گفتم، باید می‌ذاشتی بمیره.

233
00:13:06,950 --> 00:13:08,990
‫انتظار همچین چیزیو نداشتم.

234
00:13:09,250 --> 00:13:10,830
‫تو هم قرار نیست چیزی از من بشنوی.

235
00:13:11,080 --> 00:13:13,500
‫ببین، تو جنگیدی تا از ما محافظت کنی،

236
00:13:13,580 --> 00:13:16,170
‫و ما هم جنگیدیم تا بهت کمک کنیم.

237
00:13:17,090 --> 00:13:19,710
‫این یعنی بی‌حساب شدیم.

238
00:13:20,420 --> 00:13:21,470
‫پس، ردیفی؟

239
00:13:24,390 --> 00:13:25,470
‫به اسم صدام بزن!

240
00:13:25,510 --> 00:13:26,350
‫چی؟

241
00:13:27,300 --> 00:13:28,390
‫اسمم ایچیکاـه.

242
00:13:28,850 --> 00:13:30,600
‫کیشیموجین ایچیکا.

243
00:13:31,020 --> 00:13:32,850
‫سعی کن یادت بمونه، باشه؟

244
00:13:33,190 --> 00:13:35,730
‫دیگه لازم نیست انقدر «هوی» و «تو» بگی.

245
00:13:36,230 --> 00:13:37,360
‫باشه، باشه.

246
00:13:38,070 --> 00:13:40,150
‫خب، می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم، ایچیکا؟

247
00:13:40,690 --> 00:13:41,530
‫چیه؟

248
00:13:43,320 --> 00:13:45,240
‫حالا باید چیکار کنیم؟

249
00:13:47,200 --> 00:13:48,410
‫پیاده می‌ریم.

250
00:13:48,530 --> 00:13:49,870
‫خدایی؟

251
00:13:51,830 --> 00:13:56,040
‫این تمام اطلاعاتیه که از راگو و آزوما جیرو داریم.

252
00:13:56,630 --> 00:14:00,880
‫با این حال، من یه پیشنهاد دارم.

253
00:14:01,630 --> 00:14:02,880
‫بسیار خب.

254
00:14:03,420 --> 00:14:04,930
‫می‌تونی ادامه بدی.

255
00:14:06,470 --> 00:14:08,010
‫خلاصه می‌گم.

256
00:14:08,180 --> 00:14:12,270
‫من، شیبا ریوسکه، به عنوان رئیس بخش ۲ عملیات‌های ویژه،

257
00:14:12,640 --> 00:14:15,020
‫درخواست مجوز برای تشکیل یه تیم جدید دارم،

258
00:14:15,190 --> 00:14:18,020
‫و می‌خوام آزوما جیرو یکی از کارآگاه‌هام باشه.

259
00:14:18,860 --> 00:14:20,150
‫عقلت رو از دست دادی؟

260
00:14:20,230 --> 00:14:23,650
‫می‌خوای یه پسرِ نیمه‌مونونوکه رو ‫مأمور مخفی کنی؟

261
00:14:23,780 --> 00:14:27,030
‫راگو هنوز هیچ خصومت مستقیمی نسبت به ما نشون نداده.

262
00:14:27,450 --> 00:14:30,990
‫به نظر می‌رسه با آزوما جیرو هم همکاری می‌کنه.

263
00:14:31,740 --> 00:14:34,710
‫به هر حال، مشخصه که دشمن دنبال راگوـه.

264
00:14:35,160 --> 00:14:37,040
‫به جای اینکه محکومش کنیم تا توی اسارت بپوسه،

265
00:14:37,120 --> 00:14:39,960
‫حتی می‌تونم بگم می‌تونه یه طعمه‌ی بی‌نقص باشه.

266
00:14:40,290 --> 00:14:44,170
‫اما طعمه فقط زمانی به کار میاد که قلابی در کار باشه.

267
00:14:46,510 --> 00:14:48,840
‫پس شماها موقع جنگیدن تغییر شکل میدید؟

268
00:14:49,350 --> 00:14:51,350
‫ما «تغییر شکل» نمیدیم.

269
00:14:51,640 --> 00:14:54,310
‫فقط با توهم ظاهرمون رو عوض می‌کنیم.

270
00:14:54,850 --> 00:14:57,730
‫نمی‌تونیم با اون قیافه توی شهر راه بریم، مگه نه؟

271
00:14:58,100 --> 00:15:00,820
‫آره، فکر کنم حق با توئه.

272
00:15:01,190 --> 00:15:04,440
‫پس این واسطه‌ی جوان مونونوکه‌ی ما، از نسل نینجاهاست؟

273
00:15:04,610 --> 00:15:05,820
‫مفید واقع می‌شه؟

274
00:15:06,320 --> 00:15:09,570
‫خب، تمام مأمورهای ما این اواخر
‫فقط جلوی انسان‌های ضعیف تمرین کردن،

275
00:15:09,620 --> 00:15:11,580
‫پس به نظرم اون دستِ بالا رو داره.

276
00:15:11,830 --> 00:15:16,080
‫من کاملاً مطمئنم ‫که مبارزه کردن، مهارت‌هاش رو بیشتر صیقل میده.

277
00:15:16,290 --> 00:15:20,420
‫و مسئولیت کامل این سلاحِ تازه ساخته‌شده رو به عهده می‌گیرم.

278
00:15:20,880 --> 00:15:24,090
‫برنامه‌ام یه واحد کوچیک و آزمایشیه.

279
00:15:24,380 --> 00:15:28,090
‫متشکل از پنج مأمور، از جمله خودم.

280
00:15:28,510 --> 00:15:30,090
‫اوسامی به عنوان دستیارم حضور داره،

281
00:15:30,430 --> 00:15:32,350
‫و یه تازه‌کارِ دیگه.

282
00:15:32,890 --> 00:15:35,770
‫این یه نیروی ضربتِ متحرک و مخفی ضد-مونونوکه می‌شه،

283
00:15:36,100 --> 00:15:39,350
‫با اسم رمزِ «بلک تورچ».

284
00:15:39,900 --> 00:15:41,020
‫خب؟

285
00:15:41,440 --> 00:15:43,860
‫تونستم توجهتون رو جلب کنم؟

286
00:15:53,870 --> 00:15:55,620
‫فقط توی یک هفته...

287
00:15:55,910 --> 00:15:57,710
‫عجیب‌ترین گربه‌ی سیاه رو دیدم،

288
00:15:58,120 --> 00:15:59,920
‫که از قضا یه مونونوکه‌ست.

289
00:16:00,120 --> 00:16:03,880
‫بعدش یه مومونوکه‌ی غول‌پیکر منو ‫تا پای مرگ کشوند،

290
00:16:04,040 --> 00:16:05,920
‫و اون گربه با ترکیب شدن با بدنم نجاتم داد.

291
00:16:06,550 --> 00:16:09,260
‫بعدش این مأمورهای مخفیِ دولتی یهو از ناکجاآباد پیداشون شد...

292
00:16:10,180 --> 00:16:11,740
‫من و بابابزرگ بدترین دعوامون رو کردیم،

293
00:16:11,760 --> 00:16:13,730
‫و بعد مونونوکه‌های بیشتری بهم حمله کردن.

294
00:16:14,350 --> 00:16:15,680
‫و الان اینجام.

295
00:16:16,180 --> 00:16:19,180
‫اگه یه آدم غریبه ازم بپرسه خب هفته‌ات چطور بود،

296
00:16:19,230 --> 00:16:21,150
‫واقعاً نمی‌دونم چه کوفتی باید بهش بگم.

297
00:16:22,520 --> 00:16:24,520
‫هنوز به زندگی جدیدت عادت نکردی؟

298
00:16:24,730 --> 00:16:25,570
‫ها؟

299
00:16:25,860 --> 00:16:29,070
‫لازم نیست از کله‌ی سحر منو زیر نظر داشته باشی. ‫فرار نمی‌کنم.

300
00:16:29,190 --> 00:16:31,860
‫این رو کسی میگه که از بیمارستان‌مون فرار کرد.

301
00:16:32,360 --> 00:16:34,160
‫زندگی جدید پیشکشت...

302
00:16:34,830 --> 00:16:37,830
‫فکر کنم تقریباً هر آزمایش پزشکی‌ای که بشه رو انجام دادم.

303
00:16:38,000 --> 00:16:40,080
‫یه دقیقه هم برای خودم وقت نداشتم!

304
00:16:40,790 --> 00:16:42,790
‫خیلی‌خب، متوجه شدم.

305
00:16:43,210 --> 00:16:44,250
‫اولویت اصلی من...

306
00:16:44,590 --> 00:16:48,340
‫این بود که مطمئن بشم هیچ تهدیدی برامون حساب نمی‌شی.

307
00:16:49,050 --> 00:16:52,050
‫هم برای سازمان... و هم برای خودت.

308
00:16:53,550 --> 00:16:56,720
‫به هر حال، هنوز نمی‌تونم هضمش کنم.

309
00:16:57,600 --> 00:16:58,930
‫چی رو؟

310
00:16:59,350 --> 00:17:01,310
‫اینجا واقعاً مقر اصلی‌تونه؟

311
00:17:01,690 --> 00:17:03,060
‫چی، این‌جا؟

312
00:17:03,270 --> 00:17:07,150
‫متأسفانه اینجا پایگاه اصلیِ بخش ۲ عملیات‌های ویژه است.

313
00:17:07,980 --> 00:17:11,780
‫هر بخش پایگاه عملیاتیِ مخصوص به خودش رو داره.

314
00:17:12,150 --> 00:17:13,160
‫از هر نظر که نگاه کنی،

315
00:17:13,240 --> 00:17:15,950
‫اونا مثل هر سازمان یا کسب‌وکارِ دیگه‌ای کار می‌کنن.

316
00:17:16,200 --> 00:17:18,700
‫ساختمون‌های اداری، کارخونه، بیمارستان دارن.

317
00:17:18,910 --> 00:17:21,500
‫حتی کتابخونه‌ها و معبد هم توش پیدا می‌شن.

318
00:17:22,120 --> 00:17:25,960
‫همه‌شون به مراتب قشنگ‌تر از این چیزی‌ان که ما داریم.

319
00:17:26,250 --> 00:17:28,420
‫تهِ جدول بودن اصلاً راحت نیست.

320
00:17:30,050 --> 00:17:32,010
‫پس وضع شماها هم خیلی تعریف نداره.

321
00:17:32,260 --> 00:17:33,800
‫نگو «شماها».

322
00:17:33,930 --> 00:17:34,760
‫ها؟

323
00:17:34,760 --> 00:17:37,930
‫توی این وضعیت، نباید بگیم «ما»؟

324
00:17:38,560 --> 00:17:42,430
‫تو دیگه یکی از مایی، آزوما جیرو.

325
00:17:43,810 --> 00:17:45,190
‫یکی از شماها؟

326
00:17:45,650 --> 00:17:46,560
‫همونه دیگه، نه؟

327
00:17:46,610 --> 00:17:49,440
‫همون تیمی که اسمش بلک چی‌چیه.

328
00:17:49,690 --> 00:17:51,190
‫اسمش بلک تورچ‌ـه.

329
00:17:51,400 --> 00:17:52,440
‫باحاله، مگه نه؟

330
00:17:52,570 --> 00:17:54,860
‫حالا هر کوفتی که هست.

331
00:17:55,410 --> 00:17:57,950
‫من اینجام تا مواظب جون خودم باشم.

332
00:17:58,490 --> 00:18:01,370
‫یادم نمیاد قبول کرده باشم یکی از زیردست‌های شما بشم.

333
00:18:02,250 --> 00:18:05,960
‫هدف ما اینه که هر کدوممون آزادانه زندگی کنیم.

334
00:18:06,540 --> 00:18:09,000
‫با هر کسی که مجبور بشیم می‌جنگیم، حتی مونونوکه‌ها.

335
00:18:09,380 --> 00:18:10,960
‫به همین سادگی.

336
00:18:11,210 --> 00:18:12,880
‫«ما»، هان؟

337
00:18:13,170 --> 00:18:16,970
‫فکر کنم یه کم طول می‌کشه تا بتونه همه‌چیز رو هضم کنه.

338
00:18:17,470 --> 00:18:21,220
‫منطقِ معمولی روی اون جواب نمیده.

339
00:18:21,470 --> 00:18:23,230
‫فکر کنم باید قدم به قدم پیش بریم.

340
00:18:24,730 --> 00:18:27,860
‫هووف! این انبار قدیمی هیچ تغییری نکرده!

341
00:18:28,360 --> 00:18:30,650
‫اوه، صبح قشنگتون بخیر، رئیس!

342
00:18:30,900 --> 00:18:32,480
‫صبح تو هم بخیر.

343
00:18:32,570 --> 00:18:36,860
‫همم؟ این همون آزوما جیرو-کونه که انقدر تعریفش رو شنیدم؟

344
00:18:37,360 --> 00:18:38,240
‫کی؟

345
00:18:38,320 --> 00:18:40,580
‫اون یکی از معدود زیردست‌های منه.

346
00:18:41,040 --> 00:18:43,620
‫معرفی می‌کنم، معاون بخش ۲ عملیات‌های ویژه، اوسامی هانا.

347
00:18:44,160 --> 00:18:47,080
‫سرش حسابی گرمِ یه مأموریت دیگه بود.

348
00:18:47,960 --> 00:18:48,830
‫یه مأموریت دیگه؟

349
00:18:49,130 --> 00:18:51,500
‫اوه، به این زودی رسیدیم؟

350
00:18:51,670 --> 00:18:52,840
‫حیف شد.

351
00:18:53,460 --> 00:18:57,340
‫امیدوار بودم بتونم زمانِ بیشتری رو
‫با شما بگذرونم، دوشیزه اوسامی-سان.

352
00:18:57,630 --> 00:19:00,010
‫آه، اجازه بدید توی آوردن وسایلتون کمکتون کنم.

353
00:19:00,510 --> 00:19:03,100
‫شما لطف کردید و این همه راه منو رسوندید.

354
00:19:03,640 --> 00:19:06,140
‫درضمن، نمی‌تونم ببینم بانوی جوانی مثل شما...

355
00:19:06,310 --> 00:19:08,770
‫زیر بارِ کارهای سخت و طاقت‌فرسا بره.

356
00:19:09,150 --> 00:19:10,230
‫اوه، لطفاً تمومش کنید!

357
00:19:10,310 --> 00:19:11,860
‫هندونه زیر بغلم نذار!

358
00:19:11,900 --> 00:19:15,110
‫خب، جمعمون جمع شد.

359
00:19:15,320 --> 00:19:17,490
‫خب، این یارو آویزونه کیه؟

360
00:19:17,650 --> 00:19:19,360
‫دوست جدیدت.

361
00:19:19,740 --> 00:19:21,120
‫چی؟!

362
00:19:21,620 --> 00:19:22,620
‫خب...

363
00:19:22,700 --> 00:19:25,790
‫یه تازه‌کارِ دیگه داریم که از همین الان به بخش ۲ ملحق می‌شه.

364
00:19:25,910 --> 00:19:27,620
‫ایشون کیریهارا ریجی‌ـه.

365
00:19:27,710 --> 00:19:30,000
‫اونم مثل همه‌ی شما هفده سالشه...

366
00:19:30,210 --> 00:19:31,340
‫و مثل ایچیکا،

367
00:19:31,540 --> 00:19:34,380
‫از یه خونواده‌ی جاسوسِ سرشناس، یعنی خاندان کیریهارا میاد.

368
00:19:34,800 --> 00:19:36,880
‫مطمئنم از آشنایی با همدیگه لذت می‌برید.

369
00:19:37,670 --> 00:19:38,880
‫بچه‌ی لوس و ازخودراضی.

370
00:19:39,180 --> 00:19:41,350
‫من دستورات رو اجرا می‌کنم،

371
00:19:41,550 --> 00:19:44,520
‫ولی دارم بهتون میگم که دیگه
‫کششِ دردسرسازهای بیشتری رو ندارم.

372
00:19:44,890 --> 00:19:47,390
‫هوی، منظورت از «بیشتری» چیه؟

373
00:19:47,850 --> 00:19:50,150
‫و شما هم باید کیشیموجین ایچیکا-سان باشید، درسته؟

374
00:19:50,850 --> 00:19:51,860
‫خب، بله، خودمم.

375
00:19:52,440 --> 00:19:55,650
‫آوازه‌تون زودتر از خودتون رسیده.

376
00:19:56,030 --> 00:19:58,400
‫شنیده بودم یه زن جوان و بلندپرواز، انقدر شجاع هست...

377
00:19:58,530 --> 00:20:01,240
‫که سنت‌ها رو بشکنه و تلاش کنه تا رئیس جدید خاندانش بشه.

378
00:20:01,280 --> 00:20:04,240
‫واقعاً کنجکاوم کرده بود.

379
00:20:04,740 --> 00:20:08,250
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم انقدر زیبا و ناز باشه!

380
00:20:08,500 --> 00:20:09,540
نـ ـ ناز؟

381
00:20:10,120 --> 00:20:13,340
‫خب، ما تازه با هم آشنا شدیم و...

382
00:20:13,500 --> 00:20:15,050
‫به خودت بیا، داره مختو می‌زنه.

383
00:20:15,670 --> 00:20:18,170
‫و اونم اون‌جا حتماً باید...

384
00:20:19,130 --> 00:20:20,050
‫ها؟

385
00:20:20,220 --> 00:20:22,970
‫درباره‌ت چیزایی خوندم...

386
00:20:23,640 --> 00:20:24,890
‫حالا فهمیدم.

387
00:20:25,180 --> 00:20:27,310
‫از نزدیک حتی بدتر هم هستی.

388
00:20:28,020 --> 00:20:31,150
‫راستش رو بخوای، هنوز یه کم باورم نمیشه.

389
00:20:31,770 --> 00:20:35,070
‫که یه احمق مثل تو چطوری خودش رو توی واحد من جا کرده.

390
00:20:35,900 --> 00:20:37,190
‫چطوره فقط بذاری بری؟

391
00:20:37,320 --> 00:20:39,570
‫برگردی به همون سلول بیمارستانت که توش امن و امانی؟

392
00:20:40,070 --> 00:20:42,320
‫اوه اوه. پس قضیه اینه.

393
00:20:43,530 --> 00:20:46,410
‫چرا حرف دلت رو رک و راست نمی‌گی...

394
00:20:46,830 --> 00:20:48,080
‫دخترباز.

395
00:20:48,370 --> 00:20:49,500
‫شرمنده.

396
00:20:49,790 --> 00:20:52,290
‫صداقت همیشه بهترین داروئه، این‌طور فکر نمی‌کنی؟

397
00:20:53,000 --> 00:20:55,840
‫داری میگی دلت دعوا می‌خواد، چهارچشمیِ عوضی؟

398
00:20:56,130 --> 00:20:57,920
‫اگه بخوام چی؟

399
00:20:58,260 --> 00:20:59,420
‫احمقِ نیمه‌هیولا؟

400
00:20:59,510 --> 00:21:00,340
‫نیمه...؟

401
00:21:00,380 --> 00:21:04,220
‫هی، هی! شماها دیگه خیلی دارین شلوغش می‌کنین!

402
00:21:04,640 --> 00:21:06,220
‫اوضاع خیطه، رئیس!

403
00:21:06,350 --> 00:21:07,560
‫باید جلوشون رو بگیریم!

404
00:21:07,640 --> 00:21:09,140
‫اوه، عجب زمان‌بندیِ به‌موقعی.

405
00:21:09,350 --> 00:21:10,230
‫چی؟!

406
00:21:10,310 --> 00:21:12,730
‫هی، چهارچشمیِ عوضی، احمقِ نیمه‌هیولا...

407
00:21:12,770 --> 00:21:13,600
‫هان؟!

408
00:21:13,980 --> 00:21:16,650
‫همین الان دست به کار شید و با هم بجنگید.

409
00:21:17,360 --> 00:21:19,400
‫و اصلاً هم مراعات همدیگه رو نکنید.

410
00:21:21,010 --> 00:21:26,560
‫امم... ضبط... با کیفیت بالا...

411
00:21:24,570 --> 00:21:26,200
‫این چیه، یه جور دوئل؟

412
00:21:26,450 --> 00:21:28,080
‫یه چیزی تو همین مایه ها...

413
00:21:28,490 --> 00:21:31,120
‫واسه این هم هست که درست‌حسابی تیم‌مونو تشکلی بدیم.

414
00:21:31,540 --> 00:21:32,660
‫منظورت چیه؟

415
00:21:32,790 --> 00:21:34,630
‫وقتی ایده‌م رو برای تیم جدید مطرح کردم،

416
00:21:34,710 --> 00:21:37,590
‫بالادستی‌ها یه سری شروط داشتن.

417
00:21:37,960 --> 00:21:42,630
‫یکیش این بود که ثابت بشه آیا آزوما جیرو
‫ برای سازمان مهره‌ی مفیدی هست یا نه.

418
00:21:42,880 --> 00:21:48,010
‫سازمان می‌دونه چه جور پتانسیل‌هایی
‫ ‫توی قدرتِ نهفته‌ی راگو وجود داره.

419
00:21:48,720 --> 00:21:52,390
‫اما همه‌ش بی‌معنی میشه اگه جیرو و راگو نتونن با ما همکاری کنن.

420
00:21:52,640 --> 00:21:55,770
‫پس داری توانایی‌های مأموریتی‌شون رو تست می‌کنی؟

421
00:21:56,730 --> 00:21:59,150
‫من مجبور شدم یه ماه تمام تست بدم!

422
00:21:59,650 --> 00:22:01,530
‫خب، هر موقعیتی متفاوته.

423
00:22:02,030 --> 00:22:04,860
‫فهمیدن اینکه این بچه چقدر قویه، شروع خوبیه.

424
00:22:05,110 --> 00:22:06,620
‫این به نظر اونقدرا...

425
00:22:06,700 --> 00:22:10,040
‫خیلی‌خب، به دوربین لبخند بزنید، بچه‌ها!

426
00:22:15,000 --> 00:22:25,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
