WEBVTT

00:04.940 --> 00:08.980
‫ترجمه و تایپ‌ست: Onyx

00:08.420 --> 00:10.430
‫آخ... از وسایل جمع‌کردن متنفرم!

00:10.760 --> 00:12.430
‫همین‌قدری خوبه.

00:12.720 --> 00:15.310
‫تا وقتی یه لباس‌زیر و یه دست لباس
‫ برای عوض‌کردن داشته باشم، کافیه.

00:15.850 --> 00:17.310
‫مطمئنی؟

00:17.560 --> 00:18.390
‫ها؟

00:18.480 --> 00:21.940
‫کی می‌دونه چه نقشه‌ای برامون کشیدن.

00:22.350 --> 00:25.820
‫شاید این آخرین باری باشه که اینجا رو می‌بینی.

00:27.530 --> 00:28.570
‫چی شده؟

00:28.740 --> 00:30.320
‫نکنه کسی نگرانم شده؟

00:30.490 --> 00:33.570
‫مـ ـ منظورم این نبود!

00:35.200 --> 00:36.030
‫خب...

00:36.790 --> 00:38.450
‫این‌طور هم نیست که ترسیدن کمکی بکنه.

00:45.960 --> 00:47.550
‫چرا تو اومدی اینجا؟

00:47.880 --> 00:49.090
‫من نگهبان و همراهت هستم.

00:49.510 --> 00:52.470
‫باید مطمئن بشم دوباره فکر فرار به سرت نمی‌زنه.

00:53.050 --> 00:55.430
‫ماشین گشتمون اون‌جا منتظره.

00:55.890 --> 00:58.560
‫تو عقب با من می‌شینی.

00:59.560 --> 01:01.600
‫اگه سوالی نداری، راه بیفتیم.

01:02.020 --> 01:03.900
‫ترجیح می‌دم بیشتر از این وقت تلف نکنم.

01:04.690 --> 01:06.900
‫باشه، باشه، فقط رئیس‌بازی بلده...

01:07.480 --> 01:09.650
‫خب، من دیگه باید برم.

01:11.150 --> 01:13.950
‫بهتره نری اون‌جا بمیری، الف‌بچه‌ی عوضی!

01:14.200 --> 01:15.660
‫نگران من نباش.

01:15.820 --> 01:18.620
‫تو فقط مطمئن شو تا وقتی نیستم
‫غزل خداحافظی رو نخونی، فسیل‌خان.

01:21.710 --> 01:23.540
‫خیلی‌خب، دیگه راه میفتم.

01:23.560 --> 01:33.560
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:55.450 --> 03:00.330
اسم من چیه؟

03:01.180 --> 03:02.100
‫هوی...

03:02.680 --> 03:03.930
‫داستان این چیزا چیه؟

03:04.140 --> 03:05.020
‫واقعاً که...

03:05.060 --> 03:07.770
‫من آخه چطوری اسکورت این یارو شدم؟

03:07.980 --> 03:08.810
‫یا خدا!

03:09.400 --> 03:10.650
‫مسخره‌ست!

03:10.810 --> 03:12.690
‫منو مثل یه زندانی حبس کردین!

03:12.820 --> 03:14.070
‫بهتره دهنت رو ببندی.

03:14.690 --> 03:16.490
‫تو عملاً زندانی‌مون هستی.

03:16.610 --> 03:18.280
‫مثلاً این چه معنی‌ای میده؟

03:18.820 --> 03:20.820
‫تو دیگه انسان نیستی.

03:21.160 --> 03:23.580
‫تو یه موجود عجیب‌الخلقه‌ی نصف انسان و نصف مونونوکه هستی!

03:23.870 --> 03:25.200
‫چی؟

03:25.500 --> 03:29.960
‫مونونوکه‌ها هدف‌های اصلی سازمان هستن.

03:30.330 --> 03:33.710
‫و تو هم ازش مستثنی نیستی.

03:34.500 --> 03:37.300
‫واقعاً نمی‌فهمم رئیس و بالادستی‌ها چه فکری دارن می‌کنن،

03:37.670 --> 03:40.800
‫اما من یه حرفه‌ای هستم و ‫کارمو خیلی جدی می‌گیرم.

03:41.800 --> 03:43.760
‫اگه وظیفه‌ی بادیگارد بودن بهم محول بشه،

03:43.850 --> 03:45.830
‫فارغ از اینکه محافظت از چی باشه،

03:45.830 --> 03:47.350
‫تعهداتم رو عملی می‌کنم.

03:47.600 --> 03:51.980
‫عوضی، پس الان داری بهم میگی عجیب‌الخلقه.

03:52.230 --> 03:54.730
‫چون دختری داشتم دهنمو بسته نگه می‌داشتم!

03:57.940 --> 03:58.840
‫اوه...

03:58.900 --> 04:01.490
‫اون صدا رو شنیدی؟

04:01.700 --> 04:02.950
‫داری توهم می‌زنی.

04:04.830 --> 04:05.910
‫من دوتا دارم.

04:06.160 --> 04:09.120
‫دوتا چیز که بدجوری رو مخم میرن و کلافه‌م می‌کنن.

04:09.460 --> 04:13.130
‫یکی مونونوکه‌ها، و یکی هم آدم‌های سن‌ستیزِ عوضی مثل تو!

04:13.420 --> 04:15.000
‫حرفم واضح بود؟

04:15.500 --> 04:16.500
‫به عبارتی...

04:16.960 --> 04:19.840
‫برای من تو اصلاً وجود خارجی نداری.

04:21.050 --> 04:22.680
‫حالا دهنت رو ببند و...

04:22.720 --> 04:25.390
‫تمومش می‌کنید یا نه!

04:25.890 --> 04:29.390
‫آدم اینجا یه چرت هم نمی‌تونه بزنه!

04:30.890 --> 04:32.900
‫بعد تعجب می‌کنید چرا از بچه‌ها متنفرم.

04:33.060 --> 04:34.520
‫راگو، عوضی...

04:34.730 --> 04:36.820
‫تو فکر این بودم چرا انقدر ساکتی!

04:36.980 --> 04:38.940
‫فقط می‌خواستی بیشتر بخوابی، نه؟

04:39.070 --> 04:42.200
‫داشتم می‌خوابیدم، تا اینکه شما دوتا شروع کردید به وراجی.

04:43.030 --> 04:44.030
‫اما بیخیال اون...

04:44.780 --> 04:48.160
‫تعجب می‌کنم که قرار شده یه دختربچه از ما محافظت کنه...

04:48.370 --> 04:51.750
‫پسر، سازمان باید خیلی کمبود نیرو داشته باشه.

04:51.960 --> 04:53.080
‫مونونوکه‌ی کثیف...

04:53.120 --> 04:54.540
‫تو اصلاً نباید با من حرف بزنی!

04:55.880 --> 04:58.170
‫حداقلش اینه که پررو و زبون‌درازه.

04:58.590 --> 05:01.800
‫چیز دیگه‌ای نیست که لازم باشه نگرانش باشی؟

05:02.220 --> 05:03.800
‫منظورت چیه؟

05:05.260 --> 05:07.720
‫داره... به طرز عجیبی مه‌آلود می‌شه.

05:08.680 --> 05:11.180
‫خب، داریم وارد کوهستان می‌شیم.

05:11.290 --> 05:13.440
‫فکر کنم بهتره چراغ‌های جلو رو روشن کنم.

05:14.810 --> 05:15.940
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

05:17.690 --> 05:19.690
‫هوی، هرچی که باشه، خیلی گنده‌ست!

05:19.780 --> 05:20.900
‫یو!

05:24.950 --> 05:28.370
‫وای وای، این ون بدجوری داره تکون‌تکون می‌خوره!

05:30.410 --> 05:31.870
‫ای لعنت بهش!

05:32.540 --> 05:34.620
‫این دفعه دیگه چی شده؟

05:35.120 --> 05:36.380
‫حس بدی دارم.

05:36.790 --> 05:38.340
‫من می‌رم بررسی کنم!

05:38.460 --> 05:39.710
‫تو همین‌جا بمون!

05:39.840 --> 05:41.630
‫هان؟! چـ...؟

05:42.800 --> 05:43.630
‫این مه...

05:44.720 --> 05:45.890
‫هیچ شکی توش نیست.

05:46.470 --> 05:48.260
‫وارد یه قلمرو ماورایی شدیم.

05:48.510 --> 05:50.810
‫لعنتی... چطور متوجهش نشدم؟!

05:52.770 --> 05:55.520
‫اوه، اومدش، اومدش!

05:56.480 --> 05:58.400
‫هوی، این دیگه چه صیغه‌ایه؟!

05:58.520 --> 05:59.650
‫مونونوکه.

05:59.730 --> 06:02.650
‫امیدوار بودم یه گوشت لذیذ و آب‌دار گیرم بیاد.

06:04.610 --> 06:06.910
‫چقدر ناامیدکننده!

06:07.280 --> 06:11.660
‫خیلی ذوق داشتم که دوباره همچین مأموریتی بهم خورده!

06:12.250 --> 06:16.170
‫بعد فهمیدم از راننده‌ها
‫یه پیش‌غذای درست‌وحسابی هم در نمیاد!

06:16.500 --> 06:18.290
‫فکر می‌کردم نگهبانه خوردنیِ خوبی باشه،

06:18.330 --> 06:19.920
‫ولی فقط یه دختر فسقلیه!

06:20.250 --> 06:23.800
‫این بساطِ سازمان خیلی مسخره‌ست!

06:24.630 --> 06:26.300
‫کثافت‌ها...

06:26.430 --> 06:27.260
‫هان؟

06:27.470 --> 06:30.140
‫همه‌تون مثل همید، آشغال‌های زن‌ستیز...

06:30.430 --> 06:31.930
‫خب، دیگه بسمه!

06:32.560 --> 06:35.060
‫شماها حتی صبرِ یه فرشته هم سر میارین!

06:40.400 --> 06:41.940
‫وو-هو!

06:42.150 --> 06:43.940
‫پسر، خیلی باحال بود!

06:44.530 --> 06:45.650
‫معرکه‌ست!

06:45.740 --> 06:47.200
‫انگار قراره حسابی خوش بگذرونیم!

06:47.990 --> 06:50.450
‫هوی! چقدر می‌خوای اون دست رو بلمبونی، گنده‌بک!

06:50.740 --> 06:53.240
‫حالا بذار حالت جنگی رو نشونت بدم.

07:02.170 --> 07:03.460
‫خیلی‌خب...

07:03.630 --> 07:06.720
‫وقت دسر رسیده!

07:24.900 --> 07:27.610
‫لعنتی، دوتا کثافت، و جفت‌شون باهم فرق دارن.

07:28.070 --> 07:30.570
‫اون بزرگه هیکلیه و کند حرکت می‌کنه،

07:30.820 --> 07:33.240
‫ولی مثل سنگ سفته.

07:34.200 --> 07:36.450
‫اول از اون لاغر و سریعه شروع می‌کنم...

07:36.500 --> 07:38.250
‫داری کار رو برام راحت می‌کنی!

07:41.960 --> 07:42.960
‫هوی، هوی!

07:43.250 --> 07:44.840
‫اون بیرون چه خبره؟

07:45.090 --> 07:46.170
‫مونونوکه‌ست.

07:46.340 --> 07:47.170
‫می‌دونی؟

07:47.220 --> 07:48.470
‫یادت رفته داری با کی حرف می‌زنی؟

07:48.800 --> 07:51.680
‫تا وقتی شما دوتا کفتر عاشق داشتید لاسـ...

07:51.720 --> 07:54.350
‫اون لاس‌زدن نبود! دلت می‌خواد بمیری؟

07:54.560 --> 07:57.560
‫حس بویایی من بهم گفت که وارد قلمرو شدیم.

07:57.890 --> 07:59.600
‫قلمرو؟

07:59.890 --> 08:01.480
‫یه قلمروی ماورایی.

08:01.600 --> 08:04.820
‫این منطقه‌ی مه‌آلود یه جورایی تبدیل به یه آمِنتیِ موقت می‌شه،

08:04.980 --> 08:07.320
‫دنیایی که از این جهان مادی جداست.

08:07.780 --> 08:08.610
‫آمِنتی؟

08:08.690 --> 08:12.320
‫یه بُعدِ جدا از دنیای فانیِ شما انسان‌ها...

08:12.740 --> 08:15.330
‫قلمرو مونونوکه‌هاست.

08:16.660 --> 08:17.910
‫سردرنمیارم چی میگی،

08:17.950 --> 08:19.410
‫ولی حدس می‌زنم چیز خوبی نباشه!

08:19.710 --> 08:21.870
‫پس عجله کن و کمکم کن این چیزا رو باز کنم!

08:22.080 --> 08:22.920
‫نمی‌شه.

08:22.960 --> 08:23.790
‫چرا آخه؟!

08:23.920 --> 08:26.000
‫اینا دست‌بندهای معمولی نیستن.

08:26.210 --> 08:28.760
‫طوری طراحی شدن که انرژی ماورایی رو مسدود کنن.

08:29.220 --> 08:31.970
‫الان قدرتش رو ندارم که بازشون کنم.

08:32.180 --> 08:35.300
‫ااااه! باورم نمی‌شه!

08:35.390 --> 08:38.640
‫باشه! خودم می‌رم اون بیرون تا مجبورش کنم اینا رو باز کنه!

08:38.980 --> 08:40.270
‫من باشم بیخیالش می‌شم.

08:40.270 --> 08:41.140
‫ها؟

08:41.230 --> 08:44.480
‫اون دست‌بندها به اندازه‌ی کافی واضح نبودن؟

08:45.150 --> 08:48.400
‫سازمان و مونونوکه‌ها فرقی با هم ندارن.

08:48.690 --> 08:51.700
‫اونا فقط می‌خوان از ما سوءاستفاده کنن.

08:52.780 --> 08:56.490
‫برای اونا، ما فقط یه دارایی هستیم.

08:56.700 --> 09:00.660
‫هیچ دلیلی نداریم که خودمون رو درگیر امثال اونا کنیم.

09:01.080 --> 09:03.080
‫بذار با هم بجنگن...

09:03.370 --> 09:05.840
‫بذار همدیگه رو بکشن، ما هم جیم می‌شیم.

09:06.880 --> 09:08.420
‫می‌گم، راگو.

09:08.500 --> 09:09.340
‫ها؟

09:09.800 --> 09:11.590
چی داری واسه خودت می‌گی؟

09:11.720 --> 09:12.840
‫دوباره از حرفات سردرنمیارم.

09:13.050 --> 09:15.390
‫چی؟ اصلاً داشتی گوش می‌دادی؟!

09:15.640 --> 09:18.890
‫بحث سر سازمان یا مونونوکه‌ها نیست.

09:19.390 --> 09:21.140
‫الان فقط یه چیز مهمه...

09:21.980 --> 09:23.640
‫یکی اون بیرونه،

09:23.850 --> 09:25.650
‫و داره خاطر ما می‌جنگه!

09:26.400 --> 09:28.150
‫تو رو نمی‌دونم...

09:28.360 --> 09:29.650
‫اما به عنوان یه مرد،

09:30.280 --> 09:32.400
‫نمی‌تونم همین‌طور دست رو دست بذارم و تماشا کنم!

09:43.080 --> 09:46.170
‫اون همه حرف از مرد بودن زدی، ولی داری مثل بید می‌لرزی.

09:46.750 --> 09:47.920
‫فقط خفه شو!

09:49.000 --> 09:51.590
‫ببین کی اینجاست!

09:52.170 --> 09:54.680
‫خودتی، همون الف‌بچه‌ای که راگو تسخیرش کرده.

09:55.130 --> 09:57.890
‫بهمون گفتن تو رو زنده دستگیر کنیم.

09:58.180 --> 10:01.180
‫ولی راستش اصلاً برام مهم نیست. انتخاب با خودته!

10:01.390 --> 10:03.060
‫ده ثانیه وقت داری!

10:03.350 --> 10:06.190
‫تسلیم شو یا اینکه لقمه‌ی چپم شو.

10:06.850 --> 10:08.060
‫یک...

10:08.190 --> 10:10.270
‫پس واقعاً دنبال راگو هستن...

10:10.900 --> 10:13.150
‫اما چطور از این جابه‌جایی باخبر شدن؟

10:13.610 --> 10:14.820
‫هوی، تو!

10:14.900 --> 10:15.950
‫چیه؟

10:16.030 --> 10:17.490
‫منظورت چیه «چیه؟»

10:17.870 --> 10:20.580
‫اینا رو باز کن تا بتونیم کمک کنیم!

10:20.910 --> 10:23.910
‫ولی من با هیچ‌کدومش موافق نیستما.

10:24.000 --> 10:24.870
‫عوضی!

10:24.910 --> 10:25.830
‫عمراً.

10:25.870 --> 10:26.710
‫چی؟!

10:26.870 --> 10:28.540
‫با اون دست‌های چندش‌آورِ مونونوکه‌ای؟

10:28.670 --> 10:30.130
‫شوخیت گرفته؟!

10:30.210 --> 10:32.260
‫دیوونه شدی؟ الان وقت این حرفا-

10:33.260 --> 10:35.050
‫وقت تمومه!

10:35.260 --> 10:37.720
‫قرارِ خورده بشی!

10:39.050 --> 10:40.640
‫کثافتِ غول‌تشن!

10:40.930 --> 10:42.600
‫خیلی‌خب، مزخرفات رو تمومش کن!

10:42.850 --> 10:45.640
‫اگه از دنده‌ی چپ نیای پایین،
‫جفت‌مون غذای این شکم‌گنده می‌شیم!

10:45.940 --> 10:47.650
‫هوی، داری گوش میدی؟!

10:48.850 --> 10:50.900
‫لعنتی.

11:00.530 --> 11:02.910
‫شنیدم حین انجام وظیفه این اتفاق افتاده.

11:03.120 --> 11:06.580
‫فکرش رو بکن، زندگی‌شو توسط یه مونونوکه از دست داد!

11:06.710 --> 11:10.670
‫و بانو ایچیکا تازه پنج سالش شده.

11:10.840 --> 11:11.920
‫واقعاً جای تأسف داره.

11:12.340 --> 11:15.420
‫برام سواله ارباب با نسل و اصالت خونواده چیکار می‌کنه؟

11:15.510 --> 11:19.680
‫یه دختر هیچ‌وقت نمی‌تونه وارث‌شون بشه.

11:21.510 --> 11:22.640
‫پدر...

11:23.390 --> 11:26.390
‫من کسی می‌شم که وارث خاندان کیشموجین می‌شه.

11:27.390 --> 11:31.360
‫درس می‌خونم و تمرین می‌کنم.

11:32.770 --> 11:36.610
‫من، ایچیکا، قول می‌دم،

11:36.820 --> 11:39.990
m 529 24 l 753 24 753 91 529 91

11:36.820 --> 11:39.990
خاندان کیموجین

11:37.610 --> 11:39.860
‫یه روز کاری کنم که هردوتون بهم افتخار کنید...

11:40.410 --> 11:42.580
‫یه کارآگاه باافتخار و ماهر می‌شم!

11:42.660 --> 11:43.620
‫هوی!

11:44.330 --> 11:45.160
‫هوی!

11:46.370 --> 11:47.660
‫خودت قبلاً گفتی.

11:48.150 --> 11:50.370
‫که کارِت رو جدی می‌گیری.

11:50.580 --> 11:52.880
‫تعهداتت رو عملی می‌کنم، مهم نیست چی باشه.

11:53.340 --> 11:55.760
‫پس هر کاری لازمه بکن تا این مأموریت رو تمومش کنی!

11:58.340 --> 11:59.380
‫تو یه حرفه‌ای هستم...

11:59.880 --> 12:01.140
‫مگه نه؟

12:05.720 --> 12:07.060
‫خیلی‌خب، راگو!

12:08.350 --> 12:10.310
‫بیا این غائله رو ختمش کنیم!

12:12.020 --> 12:13.020
‫باشه!

12:19.070 --> 12:20.860
‫چـ ـ چی؟! ا ـ امکان نداره...!

12:21.360 --> 12:23.200
‫داری کار رو برام راحت می‌کنی...

12:23.490 --> 12:24.330
‫لعنتی!

12:40.050 --> 12:41.840
‫تو واقعاً بلد نیستی کار رو تموم کنی.

12:42.010 --> 12:46.810
‫خفه شو. وقت نداشتم فرودم رو تنظیم کنم.

12:47.390 --> 12:52.770
‫آخ... لعنتی، این چندمین بار می‌شه امروز؟

12:52.940 --> 12:54.190
‫فقط محض اطلاعت...

12:54.190 --> 12:55.060
‫ها؟

12:55.940 --> 12:58.150
‫قرار نیست از من یه «دستت درد نکنه» بشنوی.

12:58.800 --> 13:01.900
‫دختره‌ی لوسِ نمک‌نشناس!

13:01.900 --> 13:03.160
‫هیکلت رو از روی سرم جمع کن!

13:03.320 --> 13:05.830
‫بهت گفتم، باید می‌ذاشتی بمیره.

13:06.950 --> 13:08.990
‫انتظار همچین چیزیو نداشتم.

13:09.250 --> 13:10.830
‫تو هم قرار نیست چیزی از من بشنوی.

13:11.080 --> 13:13.500
‫ببین، تو جنگیدی تا از ما محافظت کنی،

13:13.580 --> 13:16.170
‫و ما هم جنگیدیم تا بهت کمک کنیم.

13:17.090 --> 13:19.710
‫این یعنی بی‌حساب شدیم.

13:20.420 --> 13:21.470
‫پس، ردیفی؟

13:24.390 --> 13:25.470
‫به اسم صدام بزن!

13:25.510 --> 13:26.350
‫چی؟

13:27.300 --> 13:28.390
‫اسمم ایچیکاـه.

13:28.850 --> 13:30.600
‫کیشیموجین ایچیکا.

13:31.020 --> 13:32.850
‫سعی کن یادت بمونه، باشه؟

13:33.190 --> 13:35.730
‫دیگه لازم نیست انقدر «هوی» و «تو» بگی.

13:36.230 --> 13:37.360
‫باشه، باشه.

13:38.070 --> 13:40.150
‫خب، می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم، ایچیکا؟

13:40.690 --> 13:41.530
‫چیه؟

13:43.320 --> 13:45.240
‫حالا باید چیکار کنیم؟

13:47.200 --> 13:48.410
‫پیاده می‌ریم.

13:48.530 --> 13:49.870
‫خدایی؟

13:51.830 --> 13:56.040
‫این تمام اطلاعاتیه که از راگو و آزوما جیرو داریم.

13:56.630 --> 14:00.880
‫با این حال، من یه پیشنهاد دارم.

14:01.630 --> 14:02.880
‫بسیار خب.

14:03.420 --> 14:04.930
‫می‌تونی ادامه بدی.

14:06.470 --> 14:08.010
‫خلاصه می‌گم.

14:08.180 --> 14:12.270
‫من، شیبا ریوسکه، به عنوان رئیس بخش ۲ عملیات‌های ویژه،

14:12.640 --> 14:15.020
‫درخواست مجوز برای تشکیل یه تیم جدید دارم،

14:15.190 --> 14:18.020
‫و می‌خوام آزوما جیرو یکی از کارآگاه‌هام باشه.

14:18.860 --> 14:20.150
‫عقلت رو از دست دادی؟

14:20.230 --> 14:23.650
‫می‌خوای یه پسرِ نیمه‌مونونوکه رو ‫مأمور مخفی کنی؟

14:23.780 --> 14:27.030
‫راگو هنوز هیچ خصومت مستقیمی نسبت به ما نشون نداده.

14:27.450 --> 14:30.990
‫به نظر می‌رسه با آزوما جیرو هم همکاری می‌کنه.

14:31.740 --> 14:34.710
‫به هر حال، مشخصه که دشمن دنبال راگوـه.

14:35.160 --> 14:37.040
‫به جای اینکه محکومش کنیم تا توی اسارت بپوسه،

14:37.120 --> 14:39.960
‫حتی می‌تونم بگم می‌تونه یه طعمه‌ی بی‌نقص باشه.

14:40.290 --> 14:44.170
‫اما طعمه فقط زمانی به کار میاد که قلابی در کار باشه.

14:46.510 --> 14:48.840
‫پس شماها موقع جنگیدن تغییر شکل میدید؟

14:49.350 --> 14:51.350
‫ما «تغییر شکل» نمیدیم.

14:51.640 --> 14:54.310
‫فقط با توهم ظاهرمون رو عوض می‌کنیم.

14:54.850 --> 14:57.730
‫نمی‌تونیم با اون قیافه توی شهر راه بریم، مگه نه؟

14:58.100 --> 15:00.820
‫آره، فکر کنم حق با توئه.

15:01.190 --> 15:04.440
‫پس این واسطه‌ی جوان مونونوکه‌ی ما، از نسل نینجاهاست؟

15:04.610 --> 15:05.820
‫مفید واقع می‌شه؟

15:06.320 --> 15:09.570
‫خب، تمام مأمورهای ما این اواخر
‫فقط جلوی انسان‌های ضعیف تمرین کردن،

15:09.620 --> 15:11.580
‫پس به نظرم اون دستِ بالا رو داره.

15:11.830 --> 15:16.080
‫من کاملاً مطمئنم ‫که مبارزه کردن، مهارت‌هاش رو بیشتر صیقل میده.

15:16.290 --> 15:20.420
‫و مسئولیت کامل این سلاحِ تازه ساخته‌شده رو به عهده می‌گیرم.

15:20.880 --> 15:24.090
‫برنامه‌ام یه واحد کوچیک و آزمایشیه.

15:24.380 --> 15:28.090
‫متشکل از پنج مأمور، از جمله خودم.

15:28.510 --> 15:30.090
‫اوسامی به عنوان دستیارم حضور داره،

15:30.430 --> 15:32.350
‫و یه تازه‌کارِ دیگه.

15:32.890 --> 15:35.770
‫این یه نیروی ضربتِ متحرک و مخفی ضد-مونونوکه می‌شه،

15:36.100 --> 15:39.350
‫با اسم رمزِ «بلک تورچ».

15:39.900 --> 15:41.020
‫خب؟

15:41.440 --> 15:43.860
‫تونستم توجهتون رو جلب کنم؟

15:53.870 --> 15:55.620
‫فقط توی یک هفته...

15:55.910 --> 15:57.710
‫عجیب‌ترین گربه‌ی سیاه رو دیدم،

15:58.120 --> 15:59.920
‫که از قضا یه مونونوکه‌ست.

16:00.120 --> 16:03.880
‫بعدش یه مومونوکه‌ی غول‌پیکر منو ‫تا پای مرگ کشوند،

16:04.040 --> 16:05.920
‫و اون گربه با ترکیب شدن با بدنم نجاتم داد.

16:06.550 --> 16:09.260
‫بعدش این مأمورهای مخفیِ دولتی یهو از ناکجاآباد پیداشون شد...

16:10.180 --> 16:11.740
‫من و بابابزرگ بدترین دعوامون رو کردیم،

16:11.760 --> 16:13.730
‫و بعد مونونوکه‌های بیشتری بهم حمله کردن.

16:14.350 --> 16:15.680
‫و الان اینجام.

16:16.180 --> 16:19.180
‫اگه یه آدم غریبه ازم بپرسه خب هفته‌ات چطور بود،

16:19.230 --> 16:21.150
‫واقعاً نمی‌دونم چه کوفتی باید بهش بگم.

16:22.520 --> 16:24.520
‫هنوز به زندگی جدیدت عادت نکردی؟

16:24.730 --> 16:25.570
‫ها؟

16:25.860 --> 16:29.070
‫لازم نیست از کله‌ی سحر منو زیر نظر داشته باشی. ‫فرار نمی‌کنم.

16:29.190 --> 16:31.860
‫این رو کسی میگه که از بیمارستان‌مون فرار کرد.

16:32.360 --> 16:34.160
‫زندگی جدید پیشکشت...

16:34.830 --> 16:37.830
‫فکر کنم تقریباً هر آزمایش پزشکی‌ای که بشه رو انجام دادم.

16:38.000 --> 16:40.080
‫یه دقیقه هم برای خودم وقت نداشتم!

16:40.790 --> 16:42.790
‫خیلی‌خب، متوجه شدم.

16:43.210 --> 16:44.250
‫اولویت اصلی من...

16:44.590 --> 16:48.340
‫این بود که مطمئن بشم هیچ تهدیدی برامون حساب نمی‌شی.

16:49.050 --> 16:52.050
‫هم برای سازمان... و هم برای خودت.

16:53.550 --> 16:56.720
‫به هر حال، هنوز نمی‌تونم هضمش کنم.

16:57.600 --> 16:58.930
‫چی رو؟

16:59.350 --> 17:01.310
‫اینجا واقعاً مقر اصلی‌تونه؟

17:01.690 --> 17:03.060
‫چی، این‌جا؟

17:03.270 --> 17:07.150
‫متأسفانه اینجا پایگاه اصلیِ بخش ۲ عملیات‌های ویژه است.

17:07.980 --> 17:11.780
‫هر بخش پایگاه عملیاتیِ مخصوص به خودش رو داره.

17:12.150 --> 17:13.160
‫از هر نظر که نگاه کنی،

17:13.240 --> 17:15.950
‫اونا مثل هر سازمان یا کسب‌وکارِ دیگه‌ای کار می‌کنن.

17:16.200 --> 17:18.700
‫ساختمون‌های اداری، کارخونه، بیمارستان دارن.

17:18.910 --> 17:21.500
‫حتی کتابخونه‌ها و معبد هم توش پیدا می‌شن.

17:22.120 --> 17:25.960
‫همه‌شون به مراتب قشنگ‌تر از این چیزی‌ان که ما داریم.

17:26.250 --> 17:28.420
‫تهِ جدول بودن اصلاً راحت نیست.

17:30.050 --> 17:32.010
‫پس وضع شماها هم خیلی تعریف نداره.

17:32.260 --> 17:33.800
‫نگو «شماها».

17:33.930 --> 17:34.760
‫ها؟

17:34.760 --> 17:37.930
‫توی این وضعیت، نباید بگیم «ما»؟

17:38.560 --> 17:42.430
‫تو دیگه یکی از مایی، آزوما جیرو.

17:43.810 --> 17:45.190
‫یکی از شماها؟

17:45.650 --> 17:46.560
‫همونه دیگه، نه؟

17:46.610 --> 17:49.440
‫همون تیمی که اسمش بلک چی‌چیه.

17:49.690 --> 17:51.190
‫اسمش بلک تورچ‌ـه.

17:51.400 --> 17:52.440
‫باحاله، مگه نه؟

17:52.570 --> 17:54.860
‫حالا هر کوفتی که هست.

17:55.410 --> 17:57.950
‫من اینجام تا مواظب جون خودم باشم.

17:58.490 --> 18:01.370
‫یادم نمیاد قبول کرده باشم یکی از زیردست‌های شما بشم.

18:02.250 --> 18:05.960
‫هدف ما اینه که هر کدوممون آزادانه زندگی کنیم.

18:06.540 --> 18:09.000
‫با هر کسی که مجبور بشیم می‌جنگیم، حتی مونونوکه‌ها.

18:09.380 --> 18:10.960
‫به همین سادگی.

18:11.210 --> 18:12.880
‫«ما»، هان؟

18:13.170 --> 18:16.970
‫فکر کنم یه کم طول می‌کشه تا بتونه همه‌چیز رو هضم کنه.

18:17.470 --> 18:21.220
‫منطقِ معمولی روی اون جواب نمیده.

18:21.470 --> 18:23.230
‫فکر کنم باید قدم به قدم پیش بریم.

18:24.730 --> 18:27.860
‫هووف! این انبار قدیمی هیچ تغییری نکرده!

18:28.360 --> 18:30.650
‫اوه، صبح قشنگتون بخیر، رئیس!

18:30.900 --> 18:32.480
‫صبح تو هم بخیر.

18:32.570 --> 18:36.860
‫همم؟ این همون آزوما جیرو-کونه که انقدر تعریفش رو شنیدم؟

18:37.360 --> 18:38.240
‫کی؟

18:38.320 --> 18:40.580
‫اون یکی از معدود زیردست‌های منه.

18:41.040 --> 18:43.620
‫معرفی می‌کنم، معاون بخش ۲ عملیات‌های ویژه، اوسامی هانا.

18:44.160 --> 18:47.080
‫سرش حسابی گرمِ یه مأموریت دیگه بود.

18:47.960 --> 18:48.830
‫یه مأموریت دیگه؟

18:49.130 --> 18:51.500
‫اوه، به این زودی رسیدیم؟

18:51.670 --> 18:52.840
‫حیف شد.

18:53.460 --> 18:57.340
‫امیدوار بودم بتونم زمانِ بیشتری رو
‫با شما بگذرونم، دوشیزه اوسامی-سان.

18:57.630 --> 19:00.010
‫آه، اجازه بدید توی آوردن وسایلتون کمکتون کنم.

19:00.510 --> 19:03.100
‫شما لطف کردید و این همه راه منو رسوندید.

19:03.640 --> 19:06.140
‫درضمن، نمی‌تونم ببینم بانوی جوانی مثل شما...

19:06.310 --> 19:08.770
‫زیر بارِ کارهای سخت و طاقت‌فرسا بره.

19:09.150 --> 19:10.230
‫اوه، لطفاً تمومش کنید!

19:10.310 --> 19:11.860
‫هندونه زیر بغلم نذار!

19:11.900 --> 19:15.110
‫خب، جمعمون جمع شد.

19:15.320 --> 19:17.490
‫خب، این یارو آویزونه کیه؟

19:17.650 --> 19:19.360
‫دوست جدیدت.

19:19.740 --> 19:21.120
‫چی؟!

19:21.620 --> 19:22.620
‫خب...

19:22.700 --> 19:25.790
‫یه تازه‌کارِ دیگه داریم که از همین الان به بخش ۲ ملحق می‌شه.

19:25.910 --> 19:27.620
‫ایشون کیریهارا ریجی‌ـه.

19:27.710 --> 19:30.000
‫اونم مثل همه‌ی شما هفده سالشه...

19:30.210 --> 19:31.340
‫و مثل ایچیکا،

19:31.540 --> 19:34.380
‫از یه خونواده‌ی جاسوسِ سرشناس، یعنی خاندان کیریهارا میاد.

19:34.800 --> 19:36.880
‫مطمئنم از آشنایی با همدیگه لذت می‌برید.

19:37.670 --> 19:38.880
‫بچه‌ی لوس و ازخودراضی.

19:39.180 --> 19:41.350
‫من دستورات رو اجرا می‌کنم،

19:41.550 --> 19:44.520
‫ولی دارم بهتون میگم که دیگه
‫کششِ دردسرسازهای بیشتری رو ندارم.

19:44.890 --> 19:47.390
‫هوی، منظورت از «بیشتری» چیه؟

19:47.850 --> 19:50.150
‫و شما هم باید کیشیموجین ایچیکا-سان باشید، درسته؟

19:50.850 --> 19:51.860
‫خب، بله، خودمم.

19:52.440 --> 19:55.650
‫آوازه‌تون زودتر از خودتون رسیده.

19:56.030 --> 19:58.400
‫شنیده بودم یه زن جوان و بلندپرواز، انقدر شجاع هست...

19:58.530 --> 20:01.240
‫که سنت‌ها رو بشکنه و تلاش کنه تا رئیس جدید خاندانش بشه.

20:01.280 --> 20:04.240
‫واقعاً کنجکاوم کرده بود.

20:04.740 --> 20:08.250
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم انقدر زیبا و ناز باشه!

20:08.500 --> 20:09.540
نـ ـ ناز؟

20:10.120 --> 20:13.340
‫خب، ما تازه با هم آشنا شدیم و...

20:13.500 --> 20:15.050
‫به خودت بیا، داره مختو می‌زنه.

20:15.670 --> 20:18.170
‫و اونم اون‌جا حتماً باید...

20:19.130 --> 20:20.050
‫ها؟

20:20.220 --> 20:22.970
‫درباره‌ت چیزایی خوندم...

20:23.640 --> 20:24.890
‫حالا فهمیدم.

20:25.180 --> 20:27.310
‫از نزدیک حتی بدتر هم هستی.

20:28.020 --> 20:31.150
‫راستش رو بخوای، هنوز یه کم باورم نمیشه.

20:31.770 --> 20:35.070
‫که یه احمق مثل تو چطوری خودش رو توی واحد من جا کرده.

20:35.900 --> 20:37.190
‫چطوره فقط بذاری بری؟

20:37.320 --> 20:39.570
‫برگردی به همون سلول بیمارستانت که توش امن و امانی؟

20:40.070 --> 20:42.320
‫اوه اوه. پس قضیه اینه.

20:43.530 --> 20:46.410
‫چرا حرف دلت رو رک و راست نمی‌گی...

20:46.830 --> 20:48.080
‫دخترباز.

20:48.370 --> 20:49.500
‫شرمنده.

20:49.790 --> 20:52.290
‫صداقت همیشه بهترین داروئه، این‌طور فکر نمی‌کنی؟

20:53.000 --> 20:55.840
‫داری میگی دلت دعوا می‌خواد، چهارچشمیِ عوضی؟

20:56.130 --> 20:57.920
‫اگه بخوام چی؟

20:58.260 --> 20:59.420
‫احمقِ نیمه‌هیولا؟

20:59.510 --> 21:00.340
‫نیمه...؟

21:00.380 --> 21:04.220
‫هی، هی! شماها دیگه خیلی دارین شلوغش می‌کنین!

21:04.640 --> 21:06.220
‫اوضاع خیطه، رئیس!

21:06.350 --> 21:07.560
‫باید جلوشون رو بگیریم!

21:07.640 --> 21:09.140
‫اوه، عجب زمان‌بندیِ به‌موقعی.

21:09.350 --> 21:10.230
‫چی؟!

21:10.310 --> 21:12.730
‫هی، چهارچشمیِ عوضی، احمقِ نیمه‌هیولا...

21:12.770 --> 21:13.600
‫هان؟!

21:13.980 --> 21:16.650
‫همین الان دست به کار شید و با هم بجنگید.

21:17.360 --> 21:19.400
‫و اصلاً هم مراعات همدیگه رو نکنید.

21:21.010 --> 21:26.560
‫امم... ضبط... با کیفیت بالا...

21:24.570 --> 21:26.200
‫این چیه، یه جور دوئل؟

21:26.450 --> 21:28.080
‫یه چیزی تو همین مایه ها...

21:28.490 --> 21:31.120
‫واسه این هم هست که درست‌حسابی تیم‌مونو تشکلی بدیم.

21:31.540 --> 21:32.660
‫منظورت چیه؟

21:32.790 --> 21:34.630
‫وقتی ایده‌م رو برای تیم جدید مطرح کردم،

21:34.710 --> 21:37.590
‫بالادستی‌ها یه سری شروط داشتن.

21:37.960 --> 21:42.630
‫یکیش این بود که ثابت بشه آیا آزوما جیرو
‫ برای سازمان مهره‌ی مفیدی هست یا نه.

21:42.880 --> 21:48.010
‫سازمان می‌دونه چه جور پتانسیل‌هایی
‫ ‫توی قدرتِ نهفته‌ی راگو وجود داره.

21:48.720 --> 21:52.390
‫اما همه‌ش بی‌معنی میشه اگه جیرو و راگو نتونن با ما همکاری کنن.

21:52.640 --> 21:55.770
‫پس داری توانایی‌های مأموریتی‌شون رو تست می‌کنی؟

21:56.730 --> 21:59.150
‫من مجبور شدم یه ماه تمام تست بدم!

21:59.650 --> 22:01.530
‫خب، هر موقعیتی متفاوته.

22:02.030 --> 22:04.860
‫فهمیدن اینکه این بچه چقدر قویه، شروع خوبیه.

22:05.110 --> 22:06.620
‫این به نظر اونقدرا...

22:06.700 --> 22:10.040
‫خیلی‌خب، به دوربین لبخند بزنید، بچه‌ها!

22:15.000 --> 22:25.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
