WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:25.000 --> 00:28.000
‫مترجم: «محمدعلی sm »

00:48.910 --> 00:50.200
‫می‌خوای بری تو؟

01:16.330 --> 01:18.330
‫مکس، واسه چی اومدیم اینجا؟

01:27.160 --> 01:29.000
‫« همراه باهام نقش بازی کن »

01:32.000 --> 01:33.500
‫« دارن به حرفامون گوش می‌کنن »

02:01.120 --> 02:03.750
‫ما همش دنبال اینیم که به
‫همدیگه زخم‌زبون بزنیم

02:03.750 --> 02:07.480
‫فکر کنم دلیلش اینـه که چون
‫بدجوری خاطرخواه همدیگه‌ایم

02:08.660 --> 02:10.700
‫« با مینروا حرف زدم »

02:12.160 --> 02:15.280
‫یه بیمارستان هست که فاصله‌ش تا اینجا
‫پنج دقیقه هم نمیشه

02:15.500 --> 02:16.870
‫دقیقاً اینجاست

02:16.870 --> 02:20.080
‫باید یه تیم بفرستی به سطح زمین تا
‫یه دستگاه دیالیز گیر بیاریم

02:20.080 --> 02:22.553
‫گوش کن مکس. با دقت گوش کن

02:22.577 --> 02:24.386
‫کسی پاش رو از اینجا بیرون نمی‌ذاره

02:24.410 --> 02:25.896
‫« کسی پاش رو از اینجا بیرون نمی‌ذاره »

02:28.290 --> 02:31.271
‫« خیلی با بیمارستان فاصله‌ نداریم.
‫خودم میرم بیرون »

02:33.290 --> 02:35.450
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی مکس،
‫دیوونگیـه

02:40.580 --> 02:43.950
‫خب دیوونگی باشه، مگه چیه؟
‫این پایین همه دیوونه‌ن

02:44.660 --> 02:46.560
‫چیزی که بین من و توئـه واقعیـه

02:46.910 --> 02:48.500
‫بگو که تو هم همین حس رو داری

02:50.980 --> 02:52.410
‫آسیا؟

02:52.410 --> 02:53.540
‫تو همچین حسی نداری؟

02:56.000 --> 02:57.790
‫« همراه باهام نقش بازی کن »

02:59.500 --> 03:02.450
‫آره، درست میگی.
‫من هم حسش می‌کنم مکس

03:04.080 --> 03:06.870
‫از وقتی پامون رو گذاشتیم تو
‫پناهگاه، حسش کردم

03:07.580 --> 03:10.790
‫شاید... حتی قبل از اومدن‌مون هم
‫حسش کرده باشم

03:14.950 --> 03:16.870
‫« با پدرت حرف زدم »

03:19.000 --> 03:21.200
‫دیگه طاقت مرگ زن دیگه‌ای توی
‫زندگیم رو ندارم

03:29.000 --> 03:31.450
‫«تحمل مرگ زن دیگه‌ای توی زندگیش رو نداره»

03:31.450 --> 03:32.790
‫«می‌خوام کمکش کنم»

03:33.370 --> 03:35.290
‫«به‌خاطر اون، به‌خاطر این که بهش مدیونم»

03:35.290 --> 03:37.500
‫«و به‌خاطر خودم چون مجبورم»

03:38.250 --> 03:40.188
‫« باید بهم کمک کنی »

03:42.540 --> 03:43.910
‫هرچی تو بگی

03:43.910 --> 03:46.540
‫هر کاری که تو بگی می‌کنم مکس

03:46.900 --> 03:49.000
‫فکر می‌کردم افسارش دست تو باشه

03:50.580 --> 03:51.580
‫خب مشخصاً نیست

03:52.450 --> 03:55.910
‫حالا که این‌طور شد...
‫میشه یه چیزی ازت بخوام؟

03:57.500 --> 03:59.021
‫میشه بوست کنم؟

04:02.540 --> 04:05.790
‫آره. دوست دارم

04:20.540 --> 04:23.790
‫«من یه نقشه دارم. باید کل سیستم امنیتی رو
‫از کار بندازیم»

04:23.790 --> 04:26.370
‫نه، مکس. نمیشه. نشدنیـه

04:30.290 --> 04:33.120
‫نمی‌تونیم این کار رو بکنیم.
‫اشتباهـه. خودت هم می‌دونی مکس

04:33.120 --> 04:35.700
‫پس بابام چی میشه؟ مامان‌‌بابای خودت؟
‫من نمی‌تونم... نمی‌دونم...

04:35.700 --> 04:37.660
‫من گیج شدم مکس. اگه...

04:52.250 --> 04:53.620
‫«رکسان می‌تونه ما رو ببینه»

04:55.660 --> 04:57.720
‫حالا که این‌طور شد... دیگه اهمیت نمیدم

05:03.870 --> 05:07.000
‫«باید کمکم کنی سیستم هوش‌مصنوعیِ
‫پناهگاه رو قطع کنم»

05:08.120 --> 05:10.370
‫«خیلی چیزها هست که باید بهت توضیح بدم»

05:16.790 --> 05:18.200
‫پس موافقی؟

05:19.540 --> 05:22.000
‫که با همدیگه رابطه‌ی پنهونی داشته باشیم؟

05:22.000 --> 05:24.540
‫آره

05:25.040 --> 05:26.750
‫«باید نقشه‌م رو بهت بگم»

05:29.370 --> 05:32.580
‫«لباس نارنجی‌ها باید باورشون بشه که ما
‫تو رابطه‌ی احساسی‌ایم و

05:32.580 --> 05:34.290
‫داریم این رو از پدرت مخفی می‌کنیم»

05:34.290 --> 05:35.880
‫باهام سکس می‌کنی؟

05:37.580 --> 05:40.910
‫آره... من هم می‌خواستم بهت بگم

05:42.830 --> 05:44.700
‫یه ساعت دیگه بیا تو اتاقم

05:45.200 --> 05:47.380
‫«نوار و بلندگوت رو هم بیار»

05:47.380 --> 05:48.380
‫باشه

06:11.750 --> 06:12.750
‫صبر کن

06:15.870 --> 06:17.290
‫یه چیزی اینجاتـه

06:18.450 --> 06:21.410
‫یه لحظه تصور کن چی داره بهش می‌گذره

06:21.410 --> 06:22.950
‫داره از خواهر کوچیکه‌ی...

06:22.950 --> 06:25.700
‫دوست‌دخترش که مُرده لب می‌گیره

06:26.750 --> 06:29.660
‫پسر خوشگله‌ی زندونی میلیونر
‫دو هیچ ازت جلوئـه

06:30.540 --> 06:32.290
‫این فقط یه رقابتـه نانو پارکر

06:32.290 --> 06:35.700
‫فقط یه رقابتـه.
‫می‌بینیم کی برنده‌ی این جنگ میشه

06:49.330 --> 06:51.910
‫من باید برم.
‫باید برگردم درمونگاه

07:17.330 --> 07:23.290
‫« پناهگاه میلیاردرها »

07:27.330 --> 07:28.620
‫- سلام
‫- سلام

07:31.250 --> 07:33.830
‫- حالت بهتره؟
‫- یکم آره

07:33.830 --> 07:36.830
‫آنتی‌بوتیک‌ها دارن کم‌کم اثر می‌کنن

07:37.700 --> 07:38.870
‫آسیا

07:45.200 --> 07:48.540
‫گفتیم میمی رو برگردونیم خونه

07:48.540 --> 07:50.410
‫خونه‌ی من

07:50.410 --> 07:53.500
‫فکر نمی‌کنی اونجا براش خیلی بهتر باشه؟

07:53.500 --> 07:56.250
‫همه‌مون کنار همدیگه زندگی کنیم،
‫عین یه خونواده حامیش باشیم

07:56.250 --> 07:58.790
‫- به‌نظرم باید بمونه...
‫- آنتونیو پرستار خیلی مجربیـه

07:58.790 --> 08:01.950
‫بالای ۱۱ سال تو آی‌سی‌یو کار کرده

08:07.120 --> 08:09.080
‫میمی، دلت می‌خواد برگردی باهاشون؟

08:09.950 --> 08:11.120
‫خیلی

08:22.120 --> 08:25.450
‫- مدارکی که فرستادم به دستت رسید؟
‫- آره. همه‌شون رسیدن

08:25.450 --> 08:30.000
‫نکسوس‌تای فقط تو همین یک‌سال
‫سودش رو ۳۴ برابر کرده

08:30.000 --> 08:31.953
‫اظهارنامه‌های مالیاتی سالانه و

08:31.977 --> 08:33.977
‫پیش‌بینی‌های مالی‌شون رو بررسی کردم

08:34.000 --> 08:35.790
‫گزارش حسابرسی‌شون خیلی عالی بوده

08:35.790 --> 08:38.040
‫اتحادیه‌ها و داده‌های
‫تأمین اجتماعی‌شون چطور؟

08:38.040 --> 08:40.870
‫۳۵۶ تا کارمند تمام‌وقت ثبت‌‌‌شده دارن

08:40.870 --> 08:44.120
‫بنابراین نظر من به‌طور کلی مثبتـه.
‫سرمایه‌گذاری بسیار مطمئنی به‌نظر میاد

08:44.120 --> 08:47.120
‫منظورت چیه که «به‌نظر میاد»؟
‫چی می‌خوای بگی؟

08:47.120 --> 08:49.200
‫ویلی، به‌نظر من داریم خیلی سریع پیش میریم

08:50.540 --> 08:53.040
‫آخه تو نگاه اول منطقی به‌نظر میاد

08:53.040 --> 08:55.410
‫اما عین همه‌ی شرکت‌های نوپاست

08:55.410 --> 08:58.080
‫تاحالا صدتا از این شرکت‌ها دیدیم،
‫با سوابق مالی عالی و

08:58.080 --> 09:00.620
‫کلی پول اما یهو توی چندماه
‫همش از هم می‌پاشه

09:04.370 --> 09:06.120
‫به‌نظرت دارم اشتباه می‌کنم؟

09:06.120 --> 09:08.700
‫چون اگه این‌طوریـه که کنسلش کنیم

09:13.540 --> 09:15.750
‫تو اصلاً مثل قبلت نیستی ویلی

09:15.750 --> 09:18.250
‫- از چه نظر؟
‫- خب... همین‌طوری میگم...

09:18.250 --> 09:20.410
‫تو هیچ‌وقت اهل طمع کردن نبودی

09:20.410 --> 09:23.910
‫منظورم اینـه که...
‫تو قبلاً خیلی حواس‌جمع‌تر بودی

09:24.500 --> 09:26.410
‫اما من دیگه اون آدم سابق نیستم

09:27.120 --> 09:28.620
‫نیازی ندارم که حواس‌جمع باشم

09:38.370 --> 09:40.140
‫پسر...

09:40.140 --> 09:42.410
‫تو این مورد باهات موافقم

09:42.410 --> 09:46.290
‫دوست خوب من، تا ۴۸ ساعت دیگه،

09:47.200 --> 09:48.860
‫نکسوس‌تای...

09:48.860 --> 09:51.000
‫مال ما میشه

09:51.000 --> 09:52.410
‫تبریک میگم!

09:52.410 --> 09:56.500
‫چطوری یه نفر رو قانع کنیم شرکت نوپایی رو
‫بخره که اصلاً وجود نداره؟

09:56.500 --> 09:59.420
‫این که بهشون اطمینان بدیم حتی اگه
‫حساب‌ها رو زیر ذره‌بین هم ببرن،

09:59.420 --> 10:00.330
‫‌همه‌چیز تراز باشه و

10:00.330 --> 10:02.500
‫گزارش‌های سالانه هم حاکی از
‫سودآوری قابل‌توجه باشن

10:02.500 --> 10:03.800
‫و این که...

10:03.800 --> 10:05.790
‫کاملاً هم واقعی باشه

10:05.790 --> 10:09.200
‫برای همین تو سه سال اخیر،
‫همه‌ی مالیات‌های شرکتی رو دادیم

10:09.200 --> 10:11.660
‫به لحاظ فنی و از تمومی جنبه‌ها،

10:11.660 --> 10:14.020
‫تله‌ی عسل هیچ نقصی نداره،
‫فقط یه موردی هست

10:14.440 --> 10:16.660
‫این که اون چند میلیونی که
‫ما سرمایه‌گذاری می‌کنیم

10:16.660 --> 10:18.460
‫پولش از یه جای دیگه میاد

10:19.543 --> 10:23.330
‫نئوسیرسه از باهاما،
‫نانی‌کای تکنوکال از آنتیل هلند

10:23.330 --> 10:26.240
‫کاتروس دینامیکس از لوکزامبورگ،
‫بلو نان تی از پاناما

10:26.240 --> 10:30.950
‫سیل درایو اینک از جزایر ویرجین،
‫کورینتیا وارت ام‌ام از ایرلند

10:31.830 --> 10:34.540
‫یه شبکه‌ی جهانی وب متشکل از ۹۳ شرکت نوپا

10:34.540 --> 10:37.370
‫پول‌ رو مثل موج، تو سراسر دنیا پخش می‌کنن

10:37.370 --> 10:39.490
‫به فکر هیچ بنی‌بشری نمی‌رسه که

10:39.514 --> 10:42.396
‫همه‌ی این دم و تشکیلات،
‫یه توهم اسپانیایی باشه

10:42.421 --> 10:43.870
‫حالا چقدر می‌خوان پول بدن؟

10:43.870 --> 10:45.410
‫اوه...

10:45.410 --> 10:48.440
‫با ۷۲۰ میلیون شروع کن تا
‫واکنش‌شون رو ببینی

10:48.440 --> 10:51.660
‫و یه پنی هم از ۸۵۰ میلیون بالاتر نرو و
‫وقت برای فکر کردن بهشون نده

10:51.660 --> 10:54.500
‫بهشون بگو ۲۴ ساعت بعد از امضا
‫پول رو انتقال میده

10:54.500 --> 10:56.750
‫باشه. متوجهم

10:57.500 --> 10:58.750
‫الان میرم سروقتش، ویلی

11:06.790 --> 11:08.500
‫- داری میری بیرون؟
‫- میرم باشگاه

11:09.040 --> 11:10.790
‫تا این سموم رو از بدنم دفع کنم

11:16.500 --> 11:18.290
‫گوش کن بابا

11:18.290 --> 11:20.370
‫قبل از رفتن یه خواهشی ازت داشتم

11:20.370 --> 11:21.370
‫بفرما

11:21.370 --> 11:24.290
‫آسیا یه سر میاد اینجا و
‫میاد تو اتاق من

11:27.500 --> 11:28.910
‫- آسیا فالکون؟
‫- آره

11:29.620 --> 11:33.410
‫من هیچی نمیگم، تو هم هیچی ازم نپرس،‌ خب؟

11:33.410 --> 11:36.290
‫و از همه مهم‌تر، هیچی به گی‌یرمو نگو

11:36.290 --> 11:37.620
‫باید بهم قول بدی

11:41.540 --> 11:42.870
‫نمی‌دونم فکر می‌کردی...

11:44.950 --> 11:47.000
‫...چی بهت میگم اما...

11:50.500 --> 11:52.080
‫ممنون که بهم اعتماد کردی

12:01.330 --> 12:02.330
‫بیا

12:03.950 --> 12:05.080
‫بشین کنارم

12:09.290 --> 12:12.750
‫حالا که این راز خونوادگی رو
‫پیش من گفتی،

12:12.750 --> 12:14.830
‫من هم باید یه اعترافی بکنم

12:15.330 --> 12:17.950
‫این‌طوری شاید با رحم و مروت بیشتری،
‫پدرت رو قضاوت کنی

12:19.200 --> 12:21.750
‫چون تو هیچ‌وقت ماجرای کامل رو نشنیدی

12:30.450 --> 12:33.250
‫چطوری بعد از تصادف
‫این‌قدر سریع خودت رو رسوندی؟

12:35.040 --> 12:36.370
‫داشتی تعقیب‌شون می‌کردی؟

12:39.700 --> 12:40.950
‫بهو بگو چرا

12:46.200 --> 12:49.450
‫دیگه چه اتفاقی افتاد؟
‫باید بدونم

12:50.250 --> 12:51.700
‫باید بدونم

12:52.680 --> 12:54.980
‫رافا، من رو نگاه کن!

12:57.790 --> 12:59.040
‫چه اتفاقی افتاد؟

13:06.370 --> 13:07.700
‫بارون شدیدی بود

13:11.120 --> 13:12.950
‫توی گاراژ دیدم‌شون

13:13.580 --> 13:16.000
‫می‌خواستم جلوشون رو بگیرم که
‫ماشین رو نبرن

13:16.370 --> 13:18.450
‫دیدم مکس زیادی الکل خورده بود

13:19.410 --> 13:21.450
‫خیلی سعی کردم جلوش رو بگیرم

13:25.740 --> 13:28.580
‫هیچ‌کاری از دستم بر نیومد، گی‌یرمو

13:29.450 --> 13:31.500
‫افتادم دنبال‌شون اما وقتی رسیدم...

13:33.290 --> 13:35.271
‫اَنی مُرده بود

13:36.700 --> 13:37.700
‫مکس چی؟

13:42.580 --> 13:44.620
‫بهش گفتم از اونجا بره تا پلیس

13:44.620 --> 13:46.188
‫با اون وضع مستی نبینتش

14:02.160 --> 14:04.313
‫باید همه‌ی این‌ها رو به قاضی بگی

14:05.450 --> 14:07.800
‫من دیگه هیچوقت دخترم رو نمی‌بینم

14:07.800 --> 14:11.290
‫تو هم باید همون‌طوری که قانون حکم می‌کنه،
‫قبول کنی که پسرت رو از دست بدی

14:11.290 --> 14:12.938
‫چون کار درست همینـه

14:13.700 --> 14:14.910
‫چون اخلاق حکم می‌کنه

14:17.290 --> 14:18.820
‫و چون من دوستتم

14:18.820 --> 14:22.200
‫بزرگ‌ترین حسرت زندگیم، از دست دادن اَنیـه

14:23.750 --> 14:27.910
‫اما جلوی قاضی واینمیسم تا
‫علیه مکس شهادت بدم

14:31.500 --> 14:35.313
‫اگه بزنی زیر باورهات به

14:35.337 --> 14:37.337
عدالت و اخلاق و

14:37.660 --> 14:39.250
‫زیر دوستی‌مون،

14:39.250 --> 14:41.450
‫و پسرت بتونه از این ماجرا قسر در بره،

14:42.950 --> 14:44.250
‫مشکلی نیست

14:45.790 --> 14:48.160
‫اما نوبت من هم میشه

14:48.160 --> 14:50.660
‫من هم می‌زنم زیر باورهام و
‫یه روزی

14:50.660 --> 14:54.370
‫درگیر یه دعوا، بیرون یه کلوب شبونه میشه

14:55.120 --> 14:57.946
‫شاید هم بخوره به پست یه معتاد دیوونه که

14:57.970 --> 15:00.229
‫در به در دنبال پول واسه مواد زدنـه

15:00.254 --> 15:01.967
‫چون دوست من،

15:03.040 --> 15:06.160
‫پیدا کردن یه آدم‌کش برای من
‫یه زنگ تلفن خرج داره

15:15.580 --> 15:16.870
‫هر کاری که بگی می‌کنم

15:34.290 --> 15:36.330
‫تهدید کرد که میده من رو بکشن؟

15:38.580 --> 15:41.600
‫چطوری می‌تونی با مردی دوست باشی که
‫حاضره بهت خیانت کنه؟

15:42.860 --> 15:44.300
‫خیانت...

15:45.540 --> 15:49.620
‫خیانت یه کلمه‌ی قلمبه سلمبه‌ست که
‫تو فیلم‌هایی مثل پدرخوانده میگن

15:49.620 --> 15:53.120
‫می‌دونی نظر من درمورد خیانت چیه؟
‫کوچیک‌ترین اهمیتی برام نداره

15:53.120 --> 15:54.486
‫شرافت...

15:54.510 --> 15:56.283
‫وفاداری...

15:56.307 --> 15:57.800
خیانت

15:57.825 --> 16:01.075
‫یه‌جوری این کلمات رو به زبون میاریم
‫که انگار معنایی دارن

16:03.120 --> 16:06.160
‫اما یه چیزی بگم؟
‫ما اون شوالیه‌های سابق نیستیم

16:06.160 --> 16:09.750
‫تو قرون وسطی زندگی نمی‌کنیم.
‫یه زندگی معمولی و عادی داریم

16:09.750 --> 16:13.830
‫و تنها چیزی که ما رو از
‫روزمرگی نجات میده، خونواده...

16:13.830 --> 16:15.540
‫و دوستامونن

16:15.540 --> 16:17.620
‫پس وقتی دوستت میاد پیشت و

16:17.620 --> 16:21.950
‫خاکستر دختر از دست‌رفته‌ش تو دستشـه و
یه خواهشی ‫ازت می‌کنه،

16:21.950 --> 16:23.330
‫تو کار درست رو می‌کنی

16:23.330 --> 16:25.200
‫متوجهی پسرم؟

16:25.200 --> 16:27.160
‫چون من کاملاً درک کردم

16:27.160 --> 16:29.250
‫گی‌یرمو هم همین‌طور.
‫اینـه که مهمـه

16:30.160 --> 16:33.540
‫و اگه نتونی همچین آدمی رو درک کنی و
‫باهاش هم‌دردی کنی،

16:33.540 --> 16:35.750
‫یعنی هیچ‌وقت یه دوست واقعی نداشتی

16:36.700 --> 16:39.750
‫آخرش هم خودم نفهمیدم
‫به‌خاطر گی‌یرمو رفتم پیش قاضی

16:39.750 --> 16:43.096
‫یا به‌خاطر محافظت از تو یا...

16:43.120 --> 16:45.120
‫به‌خاطر انصافی که داشتم

16:45.450 --> 16:46.450
‫نمی‌دونم

16:51.330 --> 16:54.040
‫از روز محاکمه، دیگه بهت اعتماد نداشتم بابا

16:56.750 --> 16:58.940
‫هیچ‌وقت نفهمیدم چرا اون کار رو کردی

17:00.290 --> 17:01.580
‫حالا می‌فهمم

17:03.980 --> 17:05.896
‫حالا می‌فهمم

17:15.040 --> 17:18.080
‫امروز روز خوبی برای ریلکس کردن تو
حموم آب گرمـه

17:18.080 --> 17:21.580
‫کلاس‌های ذهن‌آگاهی و پیلاتس‌مون رو
‫از دست ندید

17:24.160 --> 17:25.250
‫سلام

17:26.250 --> 17:27.410
‫ببین کی اینجاست

17:29.160 --> 17:31.200
‫سلام رافا. چه تصادفی

17:31.200 --> 17:34.160
‫چه اتفاقی توی پناهگاه دیدمت.
‫عجب دنیای کوچیکیـه!

17:34.740 --> 17:36.580
‫کاملاً درست میگی

17:36.580 --> 17:39.160
‫خب، من دارم میرم...

17:39.160 --> 17:41.200
‫...دارم میرم باشگاه تمرین کنم

17:41.200 --> 17:43.450
‫باشه پس. من هم باهات میام

17:43.450 --> 17:44.580
‫باشه

17:45.700 --> 17:49.120
‫راستی، دیشب خیلی بهم خوش گذشت

17:50.500 --> 17:51.870
‫خیلی باحال بود

17:51.870 --> 17:54.950
‫مخصوصاً آخرش

18:14.700 --> 18:17.370
‫رکسان، آتیش رو روشن کن

18:22.566 --> 18:26.086
‫راستی، تو نیم‌ساعت گذشته

18:26.110 --> 18:27.386
‫صدایی شنیدی؟

18:27.410 --> 18:30.700
من جوری برنامه‌نویسی شدم که
‫۲۴ ساعته، آماده‌ی شنیدن باشم

18:30.700 --> 18:33.580
‫رکسان، می‌خوام بدونم دقیقاً چیا شنیدی؟

18:33.580 --> 18:36.000
‫«بکن توش. محکم‌تر. محکم‌تر. واینسا»

18:36.000 --> 18:38.080
‫«هنوز زوده بخواد آبت بیاد حرومزاده»

18:38.080 --> 18:40.000
‫خب دیگه، خب دیگه. بسه!
‫می‌تونی دیگه بس کنی!

18:40.000 --> 18:42.910
‫دیشب که با همدیگه تو می‌کده بودیم

18:42.910 --> 18:45.790
‫انگار... تو عالم خودمون بودیم

18:45.790 --> 18:48.250
‫تنهایی داخل یه کلبه توی جنگل

18:52.910 --> 18:56.700
‫وای! نگاش کن، یهو واسه من خجالتی شد

18:57.410 --> 18:58.910
‫بگو ببینم رافا

18:59.910 --> 19:02.330
‫سه جا توی پناهگاه رو بگو که

19:02.330 --> 19:05.450
‫دلت می‌خواد اونجا باهام
‫سکس وحشی و خشن بکنی؟

19:06.450 --> 19:08.540
‫راستش نمی‌دونم...

19:09.700 --> 19:10.700
‫آخه باید...

19:12.620 --> 19:14.750
‫یکم اول اطراف رو بگردم

19:14.750 --> 19:15.700
‫آره...

19:15.700 --> 19:18.290
‫راستش خیلی فرصت نکردم دور بزنم

19:18.290 --> 19:21.830
‫عالیـه. پس وقتی دور زدن‌هات تموم شد

19:21.830 --> 19:26.040
‫بیا دم اتاقم، سی-۰۵

19:26.040 --> 19:27.160
‫اینـه

19:29.950 --> 19:32.080
‫- باشه؟
‫- سی-۰۵

19:33.833 --> 19:36.453
‫رستوران از همین حالا بازه

19:40.420 --> 19:41.854
‫سی-۰۵

20:04.080 --> 20:05.450
‫افتضاحـه

20:06.160 --> 20:08.870
‫از وقتی اومدیم اینجا، اوضاع فقط بدتر شده

20:09.260 --> 20:11.950
‫داری منفی‌بافی می‌کنی عزیزم

20:11.950 --> 20:13.790
‫چطوری می‌تونم منفی‌بافی نکنم؟

20:14.790 --> 20:18.950
‫تو یه پناهگاه گیر افتادیم،
‫دنیا داره به پایان می‌رسه و

20:18.950 --> 20:22.000
‫من بدجوری تو این دنیا مریض و تنها شدم

20:22.000 --> 20:23.830
‫گوش کن چی میگم میمی

20:23.830 --> 20:27.830
‫غرن زدن و افسوس خوردن به حالت،
‫دردی رو ازت دوا نمی‌کنه

20:27.830 --> 20:29.910
‫این طرز برخورد خودتـه که ضعیفت کرده

20:29.910 --> 20:32.000
‫راحت نشستی رو مبلت و

20:32.000 --> 20:35.540
‫همش غر می‌زنی که مریضی و
‫ادای قربانی‌ها رو در میاری

20:38.120 --> 20:40.910
‫اگه می‌خوای غر بزنی و ناله کنی،
تو تنهایی‌هات بکن

20:40.910 --> 20:42.980
‫مامان، تو رو خدا یکم رحم داشته باش

20:43.330 --> 20:45.700
‫من با دل‌رحمی به اینجا نرسیدم

20:46.700 --> 20:48.660
‫عزیزم، طرز برخورد مهم‌ترین چیزه

20:49.080 --> 20:51.760
‫تمایل به زندگی تنها چیزیـه که آدم
واسه بقا لازم داره

20:51.760 --> 20:53.040
‫بد هم نمیگه

20:53.040 --> 20:56.250
‫به مادرم گفتن ۶ ماه بیشتر زنده می‌مونه و
‫الان ۱۱ ماه رو هم رد کرده

20:56.250 --> 20:57.580
‫نگاش کن

20:57.580 --> 21:00.040
‫البته میگم، مطمئنم مورفین هم
‫تاثیرش رو گذاشته

21:00.660 --> 21:03.960
‫راستش خودم هم بدم نمیاد یه برچسب بزنم

21:03.960 --> 21:05.560
‫بگذریم‌ خانم‌ها،

21:06.370 --> 21:08.040
‫وقت تمرین باسنـه

21:11.750 --> 21:14.910
‫تو چطوری می‌تونی این‌قدر
‫قوی بمونی ویکتوریا؟

21:16.940 --> 21:18.813
‫خب، اصلش اینـه که

21:19.950 --> 21:21.500
‫هر کاری که عشقم بکشه می‌کنم

21:23.700 --> 21:27.160
‫از وقتی فهمیدم سرطان دارم اینطوری نشدم‌ها

21:27.160 --> 21:29.790
‫خیلی‌ها سعی کردن بهم بگن که
‫چیکار با زندگیم بکنم

21:29.790 --> 21:31.790
‫چه کتر، چه غیر دکتر، همه‌شون لنگه‌ی همن

21:32.540 --> 21:35.330
‫مراقب خودت باش، منطقی باش،
‫مراقب سلامتیت باش...

21:37.120 --> 21:41.600
‫اگه نتونم بشینم و از یه خرچنگ پر از
‫اوریک اسید لذت ببرم،

21:41.600 --> 21:43.200
‫زندگی اصلاً بهم نمی‌چسبه

21:43.200 --> 21:45.080
‫یا این که یه سیگار خوب بکشم

21:45.580 --> 21:47.540
‫یا قبل از شام اسکاچم رو نوش‌ جون کنم

21:47.540 --> 21:48.910
‫می‌دونی چرا؟

21:49.750 --> 21:53.780
‫چون زندگی خیلی ساده و
‫کسل‌کننده و کاملاً ناکافیـه،

21:53.780 --> 21:55.604
‫مگه این که خودت بهش رنگ و لعاب بدی

21:58.500 --> 22:01.620
‫فقط زندگی نیست که مهمـه،
‫زندگی کردن هم مهمـه

22:03.080 --> 22:04.910
‫یه پک می‌زنی عزیزم؟

22:17.370 --> 22:20.920
‫خدایا، چندین سال بود سیگار نکشیده بودم

22:21.120 --> 22:23.330
‫یادم رفته بود که چقدر حال میده

22:30.750 --> 22:33.370
‫بیا اینجا. بشیم کنارم

22:36.500 --> 22:38.620
‫« مورفین »

22:38.620 --> 22:40.330
‫گردنت رو بیار جلو

22:42.200 --> 22:44.158
‫نه ویکتوریا

22:44.183 --> 22:45.893
‫میمی، موهات رو بده عقب

23:15.160 --> 23:17.040
‫نظرت راجع به تک به تک چیه؟

23:17.540 --> 23:18.790
‫عین دوران خوش گذشته

23:20.047 --> 23:25.047
‫♪ آهنگ Gimme Your Love از Stephen Collins ♪

23:43.790 --> 23:46.420
‫می‌دونم الان تو اوجت نیستی اما

23:46.420 --> 23:49.290
‫چرا لب و لوچه‌‌هات آویزونـه؟

23:49.290 --> 23:51.640
‫تو از اون آدم‌ها نیستی که
‫عذاب‌وجدان اَمونش رو ببره

23:56.160 --> 23:58.580
‫وقت کردی به چیزی که گفتم فکر کنی؟

24:02.910 --> 24:04.660
‫تو یه مورد حق با تو بود فریدا

24:04.660 --> 24:07.000
تمام عمرم تو زنی بودی که
همه‌ی فکر و ذکرم بودی

24:07.000 --> 24:10.410
‫زنی که بیشتر از همه دوستش داشتم

24:11.500 --> 24:13.000
‫زندگی که هنوز هم دوستش دارم

24:18.620 --> 24:20.830
‫اما این‌ها فقط تو ذهنم بودن

24:20.830 --> 24:22.800
‫ما نه تا حالا با هم آشپزی کردیم،

24:22.800 --> 24:24.620
‫نه نشستیم رو مبل تلویزیون ببینیم

24:24.620 --> 24:28.653
‫و آره،‌ خیلی دوست دارم که...

24:28.677 --> 24:30.596
‫رابطه‌مون دیگه پنهونی نباشه

24:30.620 --> 24:31.870
‫که به همه بگیم

24:31.870 --> 24:33.790
‫پس حالا می‌خوای چیکار کنی؟

24:34.950 --> 24:36.450
‫حرکت اول رو من زدم

24:36.950 --> 24:38.080
‫شوهرم رو ول کردم

24:39.750 --> 24:42.500
‫و آماده و حاضرم که

24:43.000 --> 24:45.750
‫به همه‌ی دنیا بگم چقدر دوستت دارم

24:47.080 --> 24:48.700
‫تو چی؟

24:55.290 --> 24:56.500
‫تو چیکار می‌کنی؟

25:00.000 --> 25:01.250
‫هیچی

25:04.870 --> 25:06.330
‫منظورت چیه که هیچی؟

25:08.120 --> 25:10.080
‫هرکسی یه اولویتی تو زندگیش داره

25:13.580 --> 25:16.790
‫و اولویت‌های تو دقیقاً چیا هستن؟

25:18.500 --> 25:25.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25:27.700 --> 25:29.000
‫اولویت اولم دخترمـه

25:30.000 --> 25:33.830
‫بعدش هم... با اختلاف کمی رفاقت قرار داره

25:36.040 --> 25:37.140
‫بعدش عشقـه

25:41.200 --> 25:44.660
‫خودت می‌دونی اگه رابطه‌مون رو علنی کنم
‫چه اتفاقی میفته

25:45.700 --> 25:47.000
‫رافا داغون میشه

25:47.000 --> 25:51.860
‫عقیده‌ی من اینـه که دوستی ابدی و
‫متأسفانه عشق...

25:51.884 --> 25:53.884
گذراست

25:55.410 --> 25:57.870
‫حتی اگه ۳۰‌ سال ازش گذشته باشه

26:25.750 --> 26:27.620
‫این آخرین بوسه‌مون بود گی‌یرمو...

26:28.910 --> 26:31.410
‫مگه این که درمورد اولویت‌هات
‫یه تجدیدنظری بکنی

26:31.910 --> 26:34.500
‫از این فرصت استفاده کن و به زندگیت...

26:36.160 --> 26:37.700
‫بدون من، فکر کن

26:40.330 --> 26:42.540
‫هروقت فکرات رو کردی، می‌تونی بهم بگی

26:43.040 --> 26:44.370
‫من رفتم باشگاه

26:53.460 --> 26:54.563
‫بابات اینجا نیست؟

26:55.200 --> 26:56.450
‫رفته باشگاه

26:57.290 --> 26:58.580
‫می‌خوای بیای تو؟

26:59.370 --> 27:02.336
‫آره، حتماً

27:02.360 --> 27:04.776
‫به‌گمونم باید بیشترین استفاده رو ببریم

27:18.500 --> 27:19.580
‫ضایع‌ست، نه؟

27:21.410 --> 27:22.700
‫آره، یه جورایی

27:26.830 --> 27:29.790
‫- رکسان، صدام رو می‌شنوی؟
‫- گوش می‌کنم مکس

27:32.700 --> 27:34.750
‫مجبورم یکم روت رو بپوشونم

27:34.750 --> 27:36.580
‫امیدوارم ناراحت نشی

27:44.080 --> 27:47.950
‫مینروا! مکس وارلا داره روی
‫رکسان رو می‌پوشونه

27:50.580 --> 27:52.580
‫الان دیگه چی تو سرشونـه؟

27:52.580 --> 27:54.500
‫با وجود همه‌ی حرفایی که زدن

27:54.500 --> 27:56.870
‫انگار بدجوری خاطرخواه همدیگه‌ن

28:00.500 --> 28:02.580
‫نباید الان تو جای اون باشی؟

28:02.580 --> 28:04.790
‫از پسش بر میام.
‫فقط وقت بیشتری می‌خوام

28:05.220 --> 28:06.870
‫واسه رسیدن به من، باید یکم گرم کنه

28:06.870 --> 28:10.330
‫راستش من این‌طور فکر می‌کنم که...
‫می‌دونه رکسان داره می‌بینه

28:10.330 --> 28:13.410
شکاکـه. آدم تو زندان همین‌طوری میشه

28:13.410 --> 28:16.290
‫یهو حس بدبینیت گل می‌کنه

28:24.250 --> 28:25.330
‫می‌خوای برقصیم؟

28:25.330 --> 28:26.500
‫حتماً

28:27.660 --> 28:30.563
‫فکر کنم الان بهترین موقع واسه رقص
‫توی پناهگاه باشه

28:39.938 --> 28:44.938
‫♪ آهنگ Lose Control از Teddy Swims ♪

29:54.950 --> 29:56.250
‫دیگه می‌تونی راحت حرف بزنی

30:00.200 --> 30:03.040
‫- میمی چطوره؟
‫- وضعیتش پایداره

30:03.040 --> 30:06.200
‫پیش مادربزرگتـه اما ممکنه هر لحظه
‫اوضاع بدتر شه

30:06.200 --> 30:07.295
‫آره، می‌دونم

30:07.320 --> 30:10.450
‫فکر کنم اگه یه لباس محافظ پیدا کنم و
‫برسم به سطح زمین،

30:10.450 --> 30:13.320
‫می‌تونم تو کمتر از ۴ ساعت
تا بیمارستان برم و برگردم

30:13.320 --> 30:15.660
‫مکس، ما نمی‌دونیم دما اون بیرون چقدره

30:15.660 --> 30:17.870
‫نمی‌دونم میزان تشعشعات چقدره.
‫هیچی نمی‌دونیم

30:17.870 --> 30:20.469
میگی می‌تونی خودت رو به
یمارستان برسونی ‫اما

30:20.493 --> 30:21.661
ممکنه حتی به پل هم نرسی

30:21.686 --> 30:23.779
‫واسه همینـه به کمکت احتیاح دارم آسیا

30:24.620 --> 30:25.790
‫کمکم می‌کنی؟

30:27.950 --> 30:30.200
‫سوگندنامه بقراط رو شنیدی دیگه؟

30:30.200 --> 30:33.120
‫خب، من هنوز سوگند یاد نکردم اما
‫قصد داشتم بکنم

30:34.290 --> 30:37.450
‫پس جوابم مثبتـه.
‫می‌تونی رو کمکم حساب کنی مکس

30:38.040 --> 30:39.271
‫ممنون

30:43.370 --> 30:45.160
‫- کاری که می‌کنم اینـه
‫- صبر کن

30:46.870 --> 30:48.750
‫یه چیزی هست که باید بگم مکس

30:50.370 --> 30:54.540
‫اگه... اگه واقعاً قراره این مأموریت رو
‫با هم انجام بدیم

30:55.200 --> 30:57.200
‫قبلش باید یه چیزی بهت بگم

30:57.200 --> 31:00.660
‫این که به فکرت زده بری سطح زمین،

31:00.660 --> 31:02.580
‫با اون همه تشعشع،

31:02.580 --> 31:05.580
‫واسه اینـه که فکر کردی
تنهایی داری میری اونجا

31:08.160 --> 31:09.860
‫خب...

31:09.860 --> 31:12.860
‫‌همه‌ی حرفایی که اون روز بهت زدم...

31:12.910 --> 31:14.250
‫این که می‌گفتم ازت متنفرم...

31:15.120 --> 31:19.040
‫خب حقیقت اینـه که من هیچ منظوری نداشتم

31:19.040 --> 31:21.790
‫و... همه‌ی حرفایی که تو بهم زدی...

31:23.370 --> 31:25.580
‫درمورد این که بلد نیستم از
‫زندگی لذت ببرم...

31:25.580 --> 31:26.830
‫همه‌ش درست بود

31:26.830 --> 31:30.540
‫تصمیم گرفتم از الان عشق دنیا رو بکنم.
‫دیگه جلوی خودم رو نمی گیرم

31:30.540 --> 31:34.000
‫و می‌دونم این تصمیم عجیبیـه که
‫تو یه پناهگاه گرفته بشه

31:34.540 --> 31:36.080
‫پس نقشه‌ت رو واسم بگو

31:36.080 --> 31:38.540
‫چون همه‌جوره پایه‌م

31:38.540 --> 31:40.060
‫آدرنالین

31:40.060 --> 31:42.080
‫شنا

31:43.160 --> 31:46.000
‫این چندروزه که دارم توی پناهگاه می‌چرخم،

31:46.000 --> 31:47.370
‫فقط به یه چیز فکر کردم

31:48.040 --> 31:51.290
‫اگه آدم بخواد یه پناهگاه بسازه که
‫۲۷۰‌ متر زیر زمین باشه

31:52.000 --> 31:54.563
‫باید حتماً یه راه خروج اضطراری
واسه‌ش می‌ذاره

31:54.580 --> 31:56.760
‫اما هیچ‌جا هیچ تابلویی نمی‌بینیم

31:57.910 --> 32:00.040
‫واسه گنبدها تابلو هست

32:00.040 --> 32:01.500
‫واسه همه‌‌چیز تابلو هست

32:02.100 --> 32:05.140
‫تابلو واسه باشگاه، واسه حموم آبِ گرم

32:05.640 --> 32:07.860
‫یه راه خروج اضطراری هم هست اما

32:07.860 --> 32:09.750
‫یه جای خوب مخفی شده

32:09.750 --> 32:11.870
‫شاید مخفیش کردن تا جلوی همهمه رو بگیرن

32:11.870 --> 32:14.000
‫شاید هم یه چیزی که هنوز متوجهش نشدم

32:14.940 --> 32:17.410
‫اما وقتی داشتم تو یکی از اون
‫راهرو‌های دراز قدم می‌زدم

32:17.410 --> 32:18.980
‫یه تابلوی مخفی پیدا کردم

32:23.185 --> 32:24.278
‫زدم تو خال

32:26.040 --> 32:28.540
‫تنها راه خروج اضطراری پناهگاه رو پیدا کردم

32:29.290 --> 32:32.200
‫یه راه‌پله... توی سقفـه

32:33.040 --> 32:35.540
باید با قضیه‌ی مهمی
حواس‌شون رو پرت کنیم

32:35.540 --> 32:38.500
‫- باید سروصدا کنیم
‫- سروصدا؟ مثلاً‌ چی؟

32:38.500 --> 32:41.040
‫یه چیزی می‌خوایم که سر کارکنا رو گرم کنه

32:41.580 --> 32:43.580
‫این‌طوری واسه فرار کردن وقت می‌خرم

32:43.580 --> 32:45.200
‫خب، من بلدم بمب بسازم

32:47.830 --> 32:48.950
‫نظر تو چیه؟

33:04.080 --> 33:06.330
‫خیلی محشره اونجا باشی، مگه نه؟

33:07.830 --> 33:09.290
‫اون مناظر رو نگاه کن

33:09.290 --> 33:13.040
‫اسکاتلند! دفعه اولـه که می‌بینم
‫این‌قدر زیبا شدی

33:13.040 --> 33:14.120
‫همم

33:14.120 --> 33:15.370
‫زمان از حرکت وایساده

33:20.500 --> 33:23.000
‫می‌دونستی من قبلاً هیچوقت
‫نمی‌تونستم آروم بگیرم؟

33:23.000 --> 33:25.540
‫کل روز رو در حال رفتن از اتاق بیمارستان

33:25.540 --> 33:27.410
‫به اتاق هیئت‌مدیره‌ی پر از مدیر بودم

33:27.410 --> 33:30.540
‫اما حالا دیگه مجبور نیستم
‫به هیچ‌کدوم‌شون اهمیت بدم

33:30.540 --> 33:32.790
‫چون تا اونجا که من می‌دونم
‫همه‌شون مُرده‌ن

33:37.870 --> 33:40.663
‫مِه اسکاتلندی بهت ساخته

33:40.687 --> 33:42.687
‫محشر شدی

33:42.950 --> 33:44.870
‫از کی تا حالا به زن‌ها گرایش پیدا کردی؟

33:45.540 --> 33:47.260
‫من همیشه زن‌ها رو دوست داشتم

33:47.260 --> 33:51.410
‫از وقتی که فهمیدم اغوا کردن‌شون
‫خیلی سخت‌تره

33:53.000 --> 33:55.870
‫به‌نظرم مردها موجودات خیلی ساده‌این

33:55.870 --> 33:57.160
‫خب، همیشه این‌طور نیست

33:57.160 --> 34:00.380
‫چون فریدا هم ثمره‌ی همچین رابطه‌ایـه

34:00.380 --> 34:03.146
‫چه دوران سردرگم‌کننده‌ای هم بود

34:16.910 --> 34:18.370
‫حالا می‌فهمم

34:21.450 --> 34:22.450
‫چی رو عزیزم؟

34:26.830 --> 34:28.660
‫- حالت خوبـه؟
‫ - چیزی نیست

34:29.500 --> 34:31.160
‫یهو یه خرده دردم گرفت

34:31.160 --> 34:33.540
‫این یعنی تو رگیت تموم شده

34:35.160 --> 34:37.938
‫آنتویو! تو رگی

34:43.120 --> 34:45.410
‫شاید بهتره یه کادوی کوچیک هم بهش بدی

34:55.160 --> 34:59.450
‫« مورفین »
‫« محلول قابل تزریق »

35:15.500 --> 35:16.580
‫سلام رفیق

35:18.120 --> 35:19.160
‫چه خبر؟

35:26.040 --> 35:27.830
‫قضیه میمیـه؟

35:30.000 --> 35:32.080
‫اون پیش ویکتوریاست.
‫نمی‌خواد من رو ببینه

35:34.000 --> 35:36.120
‫یه چیزی بود که می‌خواستم ازت بپرسم

35:36.480 --> 35:38.040
‫خب بپرس

35:38.790 --> 35:40.040
‫سه روز بعد از تصادف

35:40.040 --> 35:42.660
‫پلیس چندتا از وسایل شخصی مارتا رو
‫بهم برگردوند

35:42.660 --> 35:44.910
‫کیف دستیش، موبایلش...

35:46.160 --> 35:47.830
‫حتماً برات خیلی سخت بوده

35:48.830 --> 35:51.116
‫اصلاً نتونستم کیفش رو باز کنم

35:51.140 --> 35:53.140
‫نتونستم خودم رو راضی کنم که بازش کنم

35:53.660 --> 35:55.120
‫چندهفته پیش...

35:57.330 --> 36:00.330
‫گوشیش رو آوردم. شارژش کردم

36:00.330 --> 36:04.080
‫و دیدم که درست قبل از تصادف
‫به تو زنگ زده

36:04.790 --> 36:06.660
‫حرف‌تون هفت دقیقه طول کشیده

36:07.450 --> 36:09.950
‫و سه دقیقه بعدش هم مُرده

36:14.320 --> 36:15.980
‫درمورد چی داشتید حرف می‌زدید؟

36:20.790 --> 36:22.620
‫زنگ زده بود که بگه...

36:24.540 --> 36:26.950
‫هنوز به مرگ اَنی فکر می‌کنه

36:27.580 --> 36:29.200
‫اون دلش شکسته بود گی‌یرمو

36:29.700 --> 36:32.240
‫چرا به تو زنگ زده بود تا
‫درموردش حرف بزنه؟

36:34.660 --> 36:35.700
‫زنگ زد که بهم بگه

36:35.700 --> 36:37.910
‫هیچ کینه‌ای ازمون به دل نداره

36:37.910 --> 36:40.250
‫نه از مکس، نه از من

36:40.250 --> 36:42.040
‫با اون تماس، دلگرمم کرد

36:43.720 --> 36:45.700
‫این واقعاً سخاوتش رو نشون داد

36:45.700 --> 36:48.250
‫یه نمونه‌ی دیگه از فوق‌العاده بودنش

36:48.250 --> 36:51.250
‫تصمیم گرفته اون لحظه زنگ بزنه تا
‫درمورد آشتی و بخشش حرف بزنه

36:51.250 --> 36:52.950
‫تا این‌طوری کسی احساس گناه نکنه

37:02.200 --> 37:04.750
‫همه‌ی مسائل نیمه‌تموم رو گفت و...

37:07.750 --> 37:09.200
‫...بهشون خاتمه داد

37:21.450 --> 37:24.580
‫پس اولین کاری که باید بکنیم
‫اینـه که رکسان رو قطع کنیم

37:24.580 --> 37:25.790
‫رکسان؟

37:26.790 --> 37:29.950
‫باشه، اما اگه موقع قطع کردنش،
‫زدیم یه چیزی رو خراب کردیم چی؟

37:29.950 --> 37:32.540
‫مثلاً هواکشی چیزی

37:32.540 --> 37:35.120
‫می‌دونی که باید بتونیم نفس بکشیم دیگه؟

37:38.330 --> 37:41.830
‫نگران اون نباش.
‫اکسیژن تموم نمیشه

37:41.830 --> 37:43.950
‫واسه چی داره این‌قدر نزدیک میشه؟

37:43.950 --> 37:46.080
‫با صدای زیاد آهنگ دلیلی نداره

37:46.080 --> 37:48.040
‫که رکسان نتونه جاسوسی‌مون رو بکنه...

37:48.040 --> 37:51.830
‫چون منظوری از حرفاش نداشته...
‫این که ازم بدش میومده و اینا

37:51.830 --> 37:54.120
‫نه، منظور داشته. مطمئنم داشته اما

37:54.120 --> 37:56.870
‫واسه چی همش انگار می‌خواد بوسم کنه؟

37:58.160 --> 38:01.300
‫بدنم داره بهش واکنش نشون میده و
‫دارم فرومون ترشح می‌کنم و

38:01.300 --> 38:03.120
‫اصلاً به نقشه‌ش گوش نمیدم

38:03.120 --> 38:05.120
‫میشه دوباره اون قسمت رکسان رو بگی؟

38:07.330 --> 38:09.863
‫باشه. داشتم می‌گفتم...

38:09.887 --> 38:11.975
‫یه جایی از دیوار رو سوراخ می‌کنیم که

38:12.000 --> 38:14.120
‫رکسان نتونه جاسوسی‌مون رو بکنه

38:14.120 --> 38:16.410
‫بعدش هرچی سیم پیدا کنیم رو قطع می‌کنیم و

38:16.410 --> 38:18.620
‫یه اتصال کوتاه توی سیستم ایجاد می‌کنیم

38:18.620 --> 38:21.410
‫بعدش سیستم برای محافظت از خودش
‫از کار میفته

38:21.410 --> 38:24.750
‫باید دیفرانسیل یا جعبه فیوز یا
‫همچین چیزی باشه

38:25.500 --> 38:27.250
‫کی وقت کردی الکترونیک یاد بگیری؟

38:28.410 --> 38:30.750
‫تو زندان، وقت آزاد زیاد داشتم

38:30.750 --> 38:35.040
‫چه بامزه. داشته تو سلولش درس می‌خونده...

38:35.040 --> 38:37.950
‫بس کن، بس کن، بس کن!
!رو نقشه تمرکز کن

38:37.950 --> 38:39.370
‫پس هروقت رکسان از کار افتاد،

38:39.370 --> 38:41.330
‫همه‌ی مانیتورها و کل سیستم نظارتی هم

38:41.330 --> 38:42.950
‫از کار میفته

38:42.950 --> 38:46.500
‫این‌طوری دوربین‌های جاهای
عمومی پناهگاه قطع میشن

38:46.500 --> 38:48.813
‫اون‌وقت چطوری می‌خوای دیوار رو سوراخ کنی؟

38:49.920 --> 38:52.000
‫هنوز به نتیجه‌ای نرسیدم

38:52.000 --> 38:55.200
‫باید یه چندتا ابزار کش برم و
‫یه راهی واسه سوراخ کردن دیوار پیدا کنم

38:55.200 --> 38:56.830
‫شاید یکم طول بکشه

38:56.830 --> 38:59.540
‫تو می‌تونی برگردی اتاق خودت.
‫یا همینجا بمونی

39:00.250 --> 39:01.250
‫باشه

41:04.420 --> 41:05.960
‫ببخشید

41:07.000 --> 41:08.790
‫تو یاکویی، آره؟

41:09.500 --> 41:10.580
‫برو

41:11.410 --> 41:12.500
‫آره، خودمم

41:12.500 --> 41:14.120
‫یه دقیقه وقت داری؟

41:14.620 --> 41:16.450
‫تو همونی که با پسرم دعوات شده بود؟

41:17.540 --> 41:18.540
‫بله

41:21.410 --> 41:23.870
‫میشه لطفاً یه جای خلوت باهات حرف بزنم؟

41:24.450 --> 41:26.290
‫توی اتاق حراست چطوره؟

41:26.290 --> 41:27.410
‫حتماً

41:27.910 --> 41:29.120
‫بیاید دنبالم

41:38.750 --> 41:39.870
‫بفرمایید

41:46.420 --> 41:48.380
‫شنیدم تو دعوا رو شروع کردی

41:48.380 --> 41:49.640
‫درستـه؟

41:49.640 --> 41:53.120
‫با کمال احترام، من فقط داشتم
‫کارم رو می‌کردم

41:53.120 --> 41:55.450
‫بگو ببینم. کار تو دقیقاً چیه؟

41:55.950 --> 41:59.410
‫کتک زدن کسایی که استخدامت کردن،
‫جزو وظایفت شغلیتـه؟

41:59.410 --> 42:02.450
‫به‌خاطر تو، پسرم رو کلی بخیه زدن

42:02.450 --> 42:03.950
‫کل صورتش داغون شد

42:03.950 --> 42:06.603
‫یعنی نمی‌تونی بابت اشتباهاتی که کردی

42:06.627 --> 42:08.627
‫از کسایی که استخدامت کردن عذرخواهی کنی؟

42:09.540 --> 42:12.830
‫یعنی من.
‫قوانین این بازی یادت رفته

42:12.830 --> 42:15.160
‫و این بی‌احترامی خیلی بزرگی رو نشون میده

42:15.790 --> 42:17.450
‫ببخشید

42:18.660 --> 42:21.000
‫یه جوری گفتی که معلوم بود داری الکی میگی

42:21.580 --> 42:23.160
‫هیچ احساسی توش نبود

42:23.160 --> 42:26.250
‫من که چیزی حس نکردم.
‫این گناهت رو پاک نمی‌کنه

42:27.290 --> 42:29.040
‫من رو هم راضی نمی‌کنه

42:32.330 --> 42:35.120
‫انتظار یه عذرخواهی از ته دل رو دارم

42:36.250 --> 42:37.700
‫بشین رو زانوهات

42:50.620 --> 42:52.000
‫ببخشید

42:57.750 --> 42:59.500
‫دوباره بگو

43:00.450 --> 43:01.500
‫ببخشید

43:09.540 --> 43:10.910
‫بلندتر

43:11.910 --> 43:13.290
‫ببخشید

43:14.000 --> 43:17.120
‫ببخشید

43:21.290 --> 43:23.330
‫ببخشید. ببخشید

44:12.250 --> 44:13.290
‫آسیا؟

44:14.330 --> 44:15.410
‫آسیا

44:28.870 --> 44:30.290
‫سلام

44:30.870 --> 44:32.000
‫سلام

44:32.950 --> 44:34.660
‫لابد خوابم برده

44:36.120 --> 44:39.450
‫دراز کشیدم رو تختت و
‫به گمونم یهو بی‌هوش شدم

44:52.620 --> 44:54.160
‫یکم سردم بود

45:15.320 --> 45:16.406
‫صبح‌ به‌خیر

45:26.330 --> 45:28.160
‫شرکت نوپای جدیدمون استثنایی میشه

45:28.160 --> 45:31.330
‫و البته که باید مسخره و شدیداً مدرن باشه

45:34.000 --> 45:36.500
‫این‌قدر هرج و مرج بچگونه درست می‌کنیم تا

45:36.500 --> 45:39.040
‫به این نتیجه برسه که واقعیـه

45:39.040 --> 45:41.620
‫چون شرکت‌های تکنولوژی نوپا همین‌طورین

45:45.620 --> 45:49.160
‫اونا دیوونه، بی‌نظم و نابغه‌ن

45:52.240 --> 45:53.440
‫صبح ‌به‌خیر خانم

45:53.440 --> 45:54.370
‫صبح ‌به‌خیر قربان

45:54.370 --> 45:55.910
‫بنده اُسوالدو فرناندز هستم

45:55.910 --> 45:59.500
‫مدیر کل صنایع فالکوم و فالکوم و

45:59.500 --> 46:04.104
‫با آقای پاک پائو قرار ملاقات داشتم

46:04.540 --> 46:08.250
‫و اینجاست که فاز آخر نقشه‌مون رو
‫شروع می‌کنیم

46:09.660 --> 46:12.830
‫حساس‌ترین ۴۸ ساعتی که یه مرد
‫می‌تونه توی بانکوک بگذرونه

46:14.860 --> 46:19.330
‫خیلی‌خب، یه خبر خوب دارم، یه خبر بد.
‫کدومش رو اول بگم؟

46:19.330 --> 46:20.660
‫هرکدوم که خودت خواستی

46:20.660 --> 46:22.160
‫خبر بد اینـه که نکسوس‌تای...

46:22.160 --> 46:24.580
‫عین همه‌ی شرکت‌های ‫تکنولوژیِ
نوپای مزخرف دیگه‌ست

46:24.580 --> 46:26.540
‫همون زباله‌هایی که توی سیلیکون‌ولی می‌بینی

46:26.540 --> 46:29.500
‫اون گاراژ اپل مزخرف کلی خسارت بهمون زده

46:29.500 --> 46:30.500
‫ویلی، اینجا رو باش

46:30.500 --> 46:34.040
‫چه باور کنی چه نه،
‫ این یارو مدیر مالی شرکتـه

46:34.040 --> 46:37.080
‫سلام! به همه سلام کن!

46:37.080 --> 46:42.370
‫داره ناهارش رو با خوک ویتنامیش که
‫بهش روحیه میده، می‌خوره

46:42.370 --> 46:43.870
‫نگاه کن! اونجا رو باش!

46:43.870 --> 46:46.660
‫یه خانمی با اسکوتر تو اداره رژه میره

46:46.660 --> 46:48.080
‫باورنکردنیـه

46:48.080 --> 46:49.290
‫تازه اینجا رو باش!

46:49.290 --> 46:50.410
‫این دو نفر رو نگاه کن!

46:50.410 --> 46:54.120
‫این اُسکله لباس زنونه پوشیده و
‫داره با همکارش پین‌بال بازی می‌کنه

46:54.120 --> 46:55.620
‫ویلی، اینجا با جنگل فرقی نداره

46:55.620 --> 46:57.330
‫یه جنگل پر از بچه‌ست که

46:57.330 --> 46:59.910
‫شک نکن هر روز پارتی می‌گیرن

47:02.620 --> 47:06.000
‫مکس؟ آب داغ شد.
‫می‌خوای دوش بگیریم؟

47:06.830 --> 47:09.450
‫من وقتی خیلی داغ باشه دوست دارم.
‫تو چی؟

47:11.080 --> 47:12.160
‫این‌قدر که بسوزونه

47:12.160 --> 47:13.500
‫عالیـه

47:16.620 --> 47:18.250
‫پس از شر این لباس‌ها هم خلاص شم

47:25.540 --> 47:26.729
‫آهنگ بذارم؟

47:31.333 --> 47:36.333
‫♪ آهنگ I Just Want You از Caleb Hawley ♪

47:59.950 --> 48:03.000
‫ویلی، خبر خوب اینـه که
‫ما قرار نیست بخریمش

48:03.000 --> 48:05.660
‫می‌دونم ناامید شدی،
‫فکر می‌کنی خبر بدیـه اما

48:05.660 --> 48:07.660
‫باور کن که نیست

48:07.660 --> 48:10.910
‫دوست من، به قول معروف،
‫هر گردی که گردو نیست

48:26.660 --> 48:28.480
‫خب چرا نخریمش؟

48:28.480 --> 48:29.950
‫یکی رو دست ما بلند شده

48:29.950 --> 48:31.500
‫ویلی، همین حالا با مدیرعامل حرف زدم

48:31.500 --> 48:33.120
‫اون هم یه چند دقیقه اومد باهام حرف زد و

48:33.120 --> 48:35.580
‫این‌طور که پیداست،
‫پیشنهادشون از مال ما بهتر بوده

48:35.580 --> 48:37.200
‫یه شرکت اروپایی بوده

48:37.200 --> 48:38.250
‫ایتالیایی، فکر کنم

48:49.080 --> 48:52.540
‫طرف اونجاست. داره میاد این‌ور.
‫داش ایتالیایی‌مون رو نگاه، نگاش کن

49:19.660 --> 49:20.700
‫بدرود!

49:23.750 --> 49:25.370
‫تا ۳ می‌شمارم

49:25.370 --> 49:27.120
‫یک. دو

49:27.750 --> 49:29.330
‫سه

49:34.290 --> 49:37.410
‫فعلاً قطع امید نکن.
‫فعلاً قطع امید... فعلاً قطع امید...

49:37.410 --> 49:38.980
‫کل سیستم خاموش شده

49:38.980 --> 49:40.680
‫فعلاً قطع امید...
‫فعلاً قطع امید...

49:41.410 --> 49:43.370
‫باید کامپیوتر اصلی رو خاموش کنیم

49:43.370 --> 49:45.620
‫ویلی؟ چی شد ویلی؟

49:45.620 --> 49:47.330
‫فعلاً قطع امید...
‫فعلاً قطع امید...

49:48.620 --> 49:50.040
‫رکسان؟

49:52.160 --> 49:53.910
‫رکسان دیگه کدوم خریـه؟

49:56.880 --> 50:16.880
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
