WEBVTT

00:01.000 --> 00:11.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:11.833 --> 00:12.833
‫رکسان،

00:13.417 --> 00:16.792
‫تمام مراجعی که با «بی‌جی۳»
‫مطابقت دارن رو پیدا کن

00:17.000 --> 00:20.208
‫هر چیز مربوط به فالکوم و صنایع فالکوم،

00:20.291 --> 00:23.833
‫زندگی‌نامه‌ی گی‌یرمو فالکون،
‫کارمندهاش یا هر چیزی

00:24.750 --> 00:27.166
‫در حال جستجوی موارد مطابق با بی‌جی۳

00:27.666 --> 00:29.500
‫ما کارِ غیرممکن رو انجام داده بودیم

00:29.583 --> 00:32.750
‫شاهکار مهندسی، شبیه‌سازی آخرالزمان

00:32.833 --> 00:36.833
‫وسط یه طوفانِ رادیواکتیو
‫دو کاوشگر به بیرون فرستاده بودیم

00:36.916 --> 00:39.791
‫و اون مولتی‌میلیونرها رو توی پناهگاه داشتیم،

00:39.875 --> 00:43.375
‫که احساس می‌کردن پایانِ جهان
‫روی سرشون سایه انداخته

00:43.958 --> 00:47.416
‫ولی همه چی به خاطر یه مسئله‌ی حل‌نشده
‫شروع به از هم پاشیدن کرد،

00:47.500 --> 00:49.666
‫جوابی که ما نداشتیم

00:49.750 --> 00:50.958
‫بی‌جی۳ چی بود؟

00:52.000 --> 00:55.791
‫با احساس سرگیجه،
‫خلاء رو زیر پاهام احساس کردم

00:56.791 --> 00:59.458
‫و وقتی که داشتم در ژرفای پناهگاه فرو می‌رفتم

00:59.867 --> 01:01.792
‫به روزی که همه چی شروع شد برگشتم

01:02.916 --> 01:05.708
‫من ۱۲ سالم بود و زیرو ۶ سالش بود

01:07.666 --> 01:11.333
‫مثل هر روز رفتم پیداش کنم
‫تا نذارم کسی براش قلدری کنه

01:12.166 --> 01:15.458
اون روز بچه‌ها با رنگ
پشتش «ر» نوشته بودن

01:15.541 --> 01:17.166
‫«ر» مثل «ردّی»

01:21.083 --> 01:23.458
‫حرفِ تو چیه؟
‫«الف» مثل احمق؟ «میم» مثل مُرده؟

01:23.541 --> 01:25.958
‫«الف»! من احمقم! کمک!

01:26.708 --> 01:27.666
‫مامان!

01:29.583 --> 01:31.916
‫وقتی برگشتیم خونه، مادرم نبود

01:32.000 --> 01:33.875
‫با خودم فکر می‌کردم: «برمی‌گرده»

01:34.750 --> 01:38.791
‫اون شب تخم‌مرغ آب‌پز درست کردم
‫و مادرم نیومد خونه

01:39.291 --> 01:42.666
‫از اون موقع از تخم‌مرغ آب‌پز متنفر شدم

01:42.750 --> 01:45.000
‫تا دو روز بعد یادداشتش رو پیدا نکردم

01:45.500 --> 01:47.166
‫روی یخچال بود،

01:47.666 --> 01:50.708
‫کنارِ لیست چیزهایی که هرگز نتونست بخره

01:51.333 --> 01:55.625
‫نوشته بود: «متأسفم.
‫من برای مادر بودن ساخته نشدم»

01:56.125 --> 02:00.250
‫بنابراین از بهزیستی اومدن
‫و ما رو بردن یتیم‌خونه

02:00.333 --> 02:02.291
‫جزئیات جالبی داره

02:02.375 --> 02:04.875
‫روان‌پزشکِ اونجا می‌خواست
‫ما رو از هم جدا کنه

02:05.375 --> 02:09.833
‫می‌گفت برادرم اختلال رفتاری داره

02:10.375 --> 02:11.708
‫آگورافوبیا

02:11.791 --> 02:14.083
‫و یه چیز دیگه که یادم نمیاد

02:15.208 --> 02:19.375
‫واسه همین ماشینش رو تبدیل به آکواریوم کردیم
‫و این نظرش رو عوض کرد

02:19.458 --> 02:22.208
اینجوری توی یه پرونده
کنار هم قرار می‌گرفتیم

02:22.291 --> 02:25.958
‫چون دو نفر بودیم و عجیب
‫و مستعد درگیری بودیم،

02:26.041 --> 02:29.291
‫هیچوقت مناسب کارت پستال کریسمس
‫هیچ خانواده‌ای نبودیم

02:30.458 --> 02:33.708
‫توی ۱۳ سالگی، می‌تونستم تشخیص بدم
‫در آینده چی می‌شیم،

02:33.791 --> 02:35.583
دوتا آدم طردشده

02:35.666 --> 02:40.000
‫فقط یه راه نجات داشتیم.
این که مثل چی درس بخونیم

02:40.083 --> 02:42.000
‫بورسیه‌های تحصیلی سرازیر شدن

02:42.083 --> 02:44.916
‫تا ۲۴ سالگی، زیرو سه تا مدرک داشت،

02:45.000 --> 02:47.875
‫در رشته‌های مهندسی سیستم‌ها، فیزیک و ریاضیات

02:47.958 --> 02:51.125
‫و من دو مدرک داشتم،
‫در رشته‌های معماری و مهندسی عمران

02:52.125 --> 02:54.833
‫من متخصص سازه‌های بزرگ بودم

02:54.916 --> 02:58.083
‫و هشت سال توی یه شرکتِ عمرانی کردم

02:58.166 --> 03:00.333
‫پل‌های دره‌گذر و تونل‌های زیرآبی می‌ساختم

03:00.416 --> 03:04.458
‫ماهی ۵,۷۳۹ یورو در می‌آوردم

03:04.541 --> 03:08.708
‫ولی وقتی قطار سریع‌السیر رو
‫توی صحرا ساختم، به حقیقت پی بردم

03:09.208 --> 03:12.875
‫این پروژه برای شرکت
‫بیش از یک میلیارد دلار سود داشت

03:12.958 --> 03:17.125
‫و من که سازه‌ی راه‌آهن رو ساخته بودم
‫که جلوی توفان‌های شن دوام بیاره،

03:17.708 --> 03:21.833
‫ارتفاع سکو رو محاسبه کرده بودم
‫و دیوارهای ضدتل‌ماسه طراحی کرده بودم،

03:21.916 --> 03:25.125
‫یه پاداش ۲۲ هزار یورویی گرفتم

03:25.208 --> 03:27.875
‫اینجوری بود که فهمیدم
‫هر قدر هم که با استعداد باشم،

03:27.958 --> 03:30.333
‫هرگز بیشتر از یه آدم معمولی
‫از طبقه‌ی متوسط نمیشم

03:30.416 --> 03:32.833
‫که سی سال واسه یه خونه
‫قسط وام مسکن میده

03:32.916 --> 03:37.416
‫و بعدش بهترین ایده‌ی عمرم به ذهنم رسید،
‫پناهگاهی برای ثروتمندان

03:37.500 --> 03:38.791
‫یه طرح خودبزرگ‌بینانه

03:38.875 --> 03:43.125
‫که هر کدوم از این پولدارها
‫بابتش ۴۰ تا ۸۰ میلیون پرداخت می‌کردن

03:43.208 --> 03:45.000
‫ولی بعداً نوبت به بهترین بخشش رسید،

03:45.083 --> 03:48.625
‫وقتی که فهمیدم
‫اگه ثروتمندان اروپا رو زندانی کنم،

03:48.708 --> 03:50.291
‫و ارتباطشون رو با دنیای بیرون قطع کنم

03:50.375 --> 03:52.583
‫می‌تونم پولِ خیلی بیشتری
ازشون به جیب بزنم

03:52.666 --> 03:57.333
‫و بخشِ باحال‌ترش این بود که کاری می‌کردم
‫خودشون پولِ کلاهبرداری ازشون رو بدن

03:57.416 --> 03:59.708
‫ولی این نقشه‌ی عظیم داشت از هم می‌پاشید

03:59.791 --> 04:03.208
‫چون ما معنای دو حرف و یه عدد رو نمی‌دونستیم،
‫بی‌جی۳

04:05.083 --> 04:06.083
‫« بی‌جی۳ »

04:09.958 --> 04:12.333
‫« تماس دریافتی »
« اُسوالدو فرناندز »

04:14.541 --> 04:15.791
‫یه چیزی پیدا کردم

04:16.541 --> 04:19.125
‫«بوستون اند جکسون»
‫یه پتنت الکترونیکی

04:25.583 --> 04:26.875
‫بوستون اند جکسون

04:27.875 --> 04:29.791
‫مثل تمام معجزه‌های بزرگ تاریخ...

04:29.875 --> 04:31.250
‫یه پتنت الکترونیکی

04:32.041 --> 04:34.458
‫که وقتی امیدت رو
‫از دست میدی رخ میدن،

04:37.416 --> 04:40.791
‫رکسان لحظه‌ی آخر یه چیزی پیدا کرد

04:40.875 --> 04:43.583
‫توی داده‌های دانلود شده از موبایلی
‫که مکس وارلا آورد

04:43.666 --> 04:46.666
‫مورد مطابقی با بی‌جی۳ پیدا کردم

04:46.750 --> 04:49.708
‫ویدیویی که توش به کلمه‌ی «بی‌جی۳»
‫اشاره میشه

04:50.291 --> 04:51.416
‫بندازش روی صفحه

04:52.416 --> 04:56.125
‫بیا اینجا، خوشگله. بیا اینجا. بیا!

04:57.166 --> 05:00.708
‫انگار حتی اسب خانم فالکون هم
‫ازش اطاعت نمی‌کنه

05:02.750 --> 05:04.208
‫حالا می‌بینی، بابا

05:06.208 --> 05:09.291
‫بیا اینجا، بی‌جی. بیا!

05:09.375 --> 05:10.625
‫آفرین پسرِ خوب!

05:10.708 --> 05:13.625
‫- مثل پدرش دمدمی مزاجه
‫- خودشیفه‌ای، آره، بی‌جی؟

05:18.666 --> 05:21.916
‫«بی‌جی۳» می‌تونه اسم مستعاری
‫برای یه اسبِ اصیل انگلیسی

05:22.000 --> 05:25.250
‫از یک نژاد معروف با ارزش ۴۰ میلیون یورو باشه

05:25.333 --> 05:28.583
‫قهرمان چهار دوره مسابقات بزرگ کشوری بوده
‫و دو بار برنده‌ی مسابقات ملبورن کاپ شده

05:28.666 --> 05:30.375
‫پدربزرگش بلک‌جک بود،

05:30.458 --> 05:33.541
‫اسبِ نر قهرمانی که نسلی از اسب‌های
‫مسابقه‌ای مشهور به دنیا آورد

05:33.625 --> 05:37.541
‫اسمِ این اسب فیروئه،
‫ولی به نظر میاد دخترِ فالکون

05:37.625 --> 05:42.791
‫هنوز اون رو به مخفف اسمِ پدربزرگش یعنی
‫«بی‌جی» و «۳» برای نسل سوم صدا می‌کنه

05:42.875 --> 05:43.916
‫بی‌جی۳

05:44.541 --> 05:45.916
‫بی‌جی۳ نمی‌تونه اسب باشه

05:46.000 --> 05:48.833
‫توی یه تراکنش تجاری
‫به ارزش ۱.۴ میلیارد یورو،

05:48.916 --> 05:52.750
‫گنجوندن یه اسب ۴۰ میلیون یورویی مسخره‌ست.
‫باید همون پتنت الکترونیکی باشه

05:52.833 --> 05:56.375
‫رکسان، احتمال این که مکزیکی
‫پتنت رو بخواد چقدره؟

05:56.458 --> 05:57.708
‫هشتاد درصد

05:58.375 --> 05:59.791
‫این رو از کجا آوردی؟

05:59.875 --> 06:03.500
‫اوردونیا مالکِ ۳۴۴ پتنت
‫فناوری فوق‌پیشرفته‌ست

06:03.583 --> 06:06.458
‫و در پنج سال گذشته هم
‫پتنت‌های زیادی خریده

06:06.541 --> 06:08.250
‫ارتباطی با مسابقات اسب‌سواری داره؟

06:08.333 --> 06:12.708
‫خیلی کم. برادرزاده‌اش آلوارو هر از گاهی
‫توی مسابقات پرش با اسب شرکت می‌کنه

06:12.791 --> 06:15.875
‫احتمال این که بخواد یه اسب نر
‫بین دارایی‌هاش باشه

06:15.958 --> 06:17.041
‫کمتر از ۲۰ درصده

06:17.125 --> 06:18.583
‫پس اون پتنت رو می‌خواد

06:18.666 --> 06:20.916
‫- نه!
‫- چرا؟

06:22.250 --> 06:24.166
‫چون اون داره بازنشسته میشه

06:24.250 --> 06:27.333
‫یه میلیونر پیر یه پتنتِ دیگه رو می‌خواد چیکار؟

06:27.416 --> 06:28.875
‫اون می‌خواد فالکون رو تحقیر کنه

06:28.958 --> 06:31.458
‫می‌خواد اسبِ دخترش رو بگیره و اذیتش کنه

06:31.541 --> 06:34.291
حتی شاید کیرش با این کار شق میشه

06:35.250 --> 06:37.541
‫رکسان، اون اسبه کجاست؟

06:37.625 --> 06:41.250
‫طبق تنها اطلاعاتی که از فیرو،
‫اسمِ واقعی اسب دارم

06:41.333 --> 06:43.916
‫۴ سال گذشته رو توی اکسترمادورا بوده

06:44.000 --> 06:47.000
از اون موقع در هیچ مسابقه‌ای شرکت نداشته

06:47.083 --> 06:49.291
‫« تماس دریافتی »

06:50.083 --> 06:51.375
‫خب چیکار کنیم؟

06:52.375 --> 06:54.041
بر اساس همین اطلاعات ریسک کنیم

06:57.333 --> 06:59.583
‫۱۵ دقیقه‌ست که بهت زنگ می‌زنم

06:59.666 --> 07:02.041
‫چرا یه تلفنِ ماهواره‌ای نمی‌گیری، لامصب؟

07:02.125 --> 07:05.250
‫تو بیدارم می‌کنی، مدام بهم زنگ می‌زنی،

07:05.333 --> 07:08.458
‫تهدید می‌کنی با سفیر میای دنبالم، واسه چی؟

07:10.166 --> 07:11.666
‫واسه این که اسبِ اَنی رو بفروشم؟

07:14.958 --> 07:17.583
‫تنها خاطره‌ی زنده‌ای که ازش دارم؟

07:19.791 --> 07:21.125
‫گوش کن، گی‌یرمو،

07:21.916 --> 07:25.166
‫من ارزشِ عاطفی حیوانات رو کاملاً درک می‌کنم،

07:25.250 --> 07:29.875
‫ولی وظیفه‌ی منه که بهت یادآوری کنم
‫این بهترین فرصتیه که داشتیم

07:32.833 --> 07:35.958
‫اون اسب روزهاش رو
‫توی اسطبل‌های اسکترمادورا سپری می‌کنه

07:37.291 --> 07:40.250
‫و من به دیدنش نمیرم
‫چون قلبم رو می‌شکنه

07:45.708 --> 07:46.666
‫بفروشش

07:49.791 --> 07:50.666
‫بفروشش

07:51.166 --> 07:53.792
‫باشه. پاسپورتِ اسب اصیل رو لازم دارم

07:54.292 --> 07:56.125
‫رمزِ گاوصندوقت رو بهم بگو

07:59.333 --> 08:01.083
‫- الو؟
‫- لعنتی!

08:01.166 --> 08:02.875
‫- اُسوالدو؟
‫- باورم نمیشه

08:02.958 --> 08:06.333
‫- اون رمز رو داریم، رکسان؟
‫- داده‌های کافی ندارم

08:06.833 --> 08:07.916
‫- ویلی
‫- الو

08:08.000 --> 08:09.583
‫- صدام رو می‌شنوی؟
‫- می‌بینمت

08:09.666 --> 08:14.708
‫فردا برو پیش اسبم، بهم زنگ بزن
‫و باهم گاوصندوق رو باز می‌کنیم

08:14.791 --> 08:17.291
‫ساعت ۸ صبح به وقتِ اسپانیا اونجام

08:18.958 --> 08:21.083
‫باید قبل از طلوع آفتاب
‫اون رمز رو گیر بیاریم

08:32.541 --> 08:35.041
‫قبل از باز کردنِ در این بطری،
‫باید یه چیزی رو بدونی

08:36.375 --> 08:39.416
‫من اومدم اینجا چون نیاز داشتم
‫از دغدغه‌هام دور شم

08:41.250 --> 08:44.333
‫ولی باید بدونی که تهش
‫با تو هم‌خواب نمیشم

08:45.416 --> 08:47.125
‫نه امشب، نه هیچوقت دیگه

08:49.666 --> 08:52.041
‫اگه یه وقت خواستی برگردی
توی واحد خانوادگیت

08:52.541 --> 08:54.625
‫این رو یه تعریف در نظر می‌گیرم

08:54.708 --> 08:57.000
‫وقتی زنی همچین چیزی میگه،

08:58.625 --> 09:00.583
‫به خاطر اینه که ایده‌اش به ذهنش رسیده

09:02.625 --> 09:03.666
‫ولی امروز...

09:05.500 --> 09:07.541
‫فقط به خاطر دوستم اینجام

09:07.625 --> 09:09.250
‫پس می‌تونی درِ بطری رو بازی کنی

09:12.916 --> 09:14.666
‫دوستم...

09:20.250 --> 09:21.500
‫این آخرین نوشیدنیه

09:24.083 --> 09:25.250
‫خب، بفرمایید

09:25.333 --> 09:28.250
‫بذارید شما رو با جریان همراه کنم

09:28.958 --> 09:30.416
‫اینگرید، گوش کن

09:30.500 --> 09:34.208
‫باید رمزِ گاوصندوق گی‌یرمو رو گیر بیاری

09:34.708 --> 09:37.875
‫باید دل به کار بدی.
‫فقط امشب رو وقت داریم

09:41.308 --> 09:48.350
‫« پناهگاه میلیاردرها »
‫« قسمت پنجم: حقیقت بزرگ‌نمایی شده »

09:53.000 --> 10:00.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

10:01.000 --> 10:04.000
‫« ترجمه از سینـا صداقت »

10:07.125 --> 10:10.916
‫روزی که به زندگی برگشتم،
‫قصد داشتم هرگز به جهنم برنگردم

10:14.625 --> 10:17.125
‫بازمانده بودن یعنی این

10:18.708 --> 10:22.041
‫یعنی رقصیدن...
‫حتی وقتی دنیا در حال فروپاشیه

10:23.625 --> 10:25.625
‫حتی اگه عشق زندگیت بمیره

10:26.708 --> 10:28.625
‫حتی اگه پدرت بهت خیانت کنه

10:30.125 --> 10:32.625
‫حتی اگه خانواده‌ات از هم بپاشه

10:34.416 --> 10:38.333
‫من به رقصیدن ادامه میدم،
‫حتی اگه آسیا بهم بگه ازم متنفره

10:40.791 --> 10:42.333
‫و بهم بگه قاتل

10:43.000 --> 10:46.041
‫که روزی که خواهرش رو کشتم،
‫خودش رو هم کشتم

10:48.875 --> 10:50.333
‫به رقصیدن ادامه میدم

10:51.708 --> 10:54.500
‫حتی اگه توی یه پارتی تک و تنها باشم

11:28.750 --> 11:30.750
‫از همراه شدن با جریان حرف نزن

11:30.833 --> 11:33.541
‫شروع به خوندن کارائوکه می‌کنم
‫و هیچی جلودارم نیست

11:33.625 --> 11:34.583
‫ویلی!

11:35.416 --> 11:37.416
‫اگه بخوای می‌تونیم دونفره آهنگ بخونیم

11:37.500 --> 11:38.750
‫واقعاً؟ عاشقشم

11:38.833 --> 11:42.333
‫یه گیتار هست. تو می‌تونی ساکسیفون بزنی

11:42.416 --> 11:44.333
‫ساکسیفون؟ آره

11:44.416 --> 11:46.666
‫- از ساکسیفون خوشت میاد؟
‫- عاشق ساکسیفونم

11:48.708 --> 11:50.458
‫مکس وارلا یه گوشی داره

11:51.291 --> 11:52.291
‫مالِ یاکوئه

11:54.166 --> 11:57.250
‫مراقب باشید. داره روی کانال داخلی
‫به صدای پدرش گوش میده

11:57.333 --> 11:58.750
‫قطعش کن. قطعش کن!

12:25.916 --> 12:26.916
‫اون رو بده به من

12:38.208 --> 12:39.208
‫سریع رسیدی

12:39.875 --> 12:42.166
‫مثل «بیگ برادر» تمام روز
‫ما رو زیر نظر دارید، هان؟

12:42.750 --> 12:43.875
‫خونریزی داری

12:48.166 --> 12:52.000
‫یه ذره الکل لازم دارم.
‫برای ضدعفونی کردنش

12:54.250 --> 12:55.916
‫با من بیا درمانگاه

13:09.541 --> 13:10.791
‫بهم چی تزریق می‌کنی؟

13:10.875 --> 13:12.166
‫دگزامتازون

13:12.250 --> 13:14.666
‫و یه آرام‌بخش. می‌خوام وضعیتت پایدار باشه

13:15.833 --> 13:18.958
‫ضربه به سر ریسکِ خونریزی مغزی داره

13:19.041 --> 13:22.250
‫برای همین امشب تحت نظر می‌مونی

13:29.500 --> 13:30.500
‫ممنون

13:31.541 --> 13:32.666
‫که جونم رو نجات دادی

13:33.166 --> 13:35.333
‫به عنوان یه دکترِ داوطلب خیلی شجاع بودی

13:38.500 --> 13:40.375
‫می‌دونم از یه دنیای دیگه هستی

13:40.458 --> 13:43.458
‫تو لباس نارنجی می‌پوشی
‫و من آبی می‌پوشم...

13:43.541 --> 13:46.208
‫نه. برعکس. فقط...

13:47.958 --> 13:51.291
‫منظورم اینه که ما مثل جک و رُز توی تایتانیکیم

13:51.791 --> 13:55.958
‫تو توی بخش درجه یکی
‫و من توی خوابگاه درجه سه‌ام

13:56.041 --> 13:59.583
‫ولی توی کوله‌پشتی‌ام یه سوسیس
‫و یه بطری شراب دارم

13:59.666 --> 14:03.875
‫من رو به پیک‌نیک دعوت می‌کنی؟
‫قرار عاشقانه که نیست، نه؟

14:04.458 --> 14:06.041
‫یه پیک‌نیکِ تشکر

14:07.041 --> 14:08.041
‫باشه

14:09.208 --> 14:10.750
‫و من رو کجا می‌بری؟

14:12.375 --> 14:13.958
‫من رو می‌بری موتورخونه؟

14:13.982 --> 14:15.667
‫یا می‌بری ماشین حفّاری رو ببینم؟

14:16.833 --> 14:19.708
‫بذار فکر کنم. آره، یه جای قشنگ

14:20.375 --> 14:22.166
‫یه جای قشنگ...

15:27.458 --> 15:28.541
‫اونجا بشین

16:02.583 --> 16:04.291
‫این شیشه خالیه

16:04.791 --> 16:06.291
‫چیزیه که توی زندان می‌خوردم

16:07.375 --> 16:08.875
‫چیز دیگه‌ای نبود

16:21.541 --> 16:22.916
‫ازت یه سؤالی دارم

16:24.333 --> 16:26.791
‫امروز فهمیدم نه تنها ما رو تماشا می‌کنید،

16:26.875 --> 16:28.000
‫بلکه شنودمون هم می‌کنید

16:28.583 --> 16:29.833
‫ولی نمی‌فهمم

16:31.333 --> 16:32.458
‫میکروفن‌ها کجان؟

16:35.166 --> 16:37.375
‫امور امنیتی به من مربوط نیست

16:40.666 --> 16:43.750
‫من زخمت رو بخیه می‌زنم
‫و بعدش میری می‌گیری می‌خوابی

16:56.541 --> 16:57.750
‫آسیا!

17:01.458 --> 17:02.458
‫خوبی؟

17:03.416 --> 17:04.416
‫چی شده؟

17:05.500 --> 17:07.375
الان از کنار مکس رد شدم

17:07.458 --> 17:08.291
‫آهان

17:08.375 --> 17:10.625
‫و کنار نرفتی، درسته؟

17:10.708 --> 17:11.916
‫نه

17:13.333 --> 17:14.541
‫اون کنار رفت

17:17.750 --> 17:18.625
‫تریسو، میشه...

17:19.500 --> 17:21.625
‫میشه بغلم کنی؟

17:22.791 --> 17:23.916
‫لطفاً

17:29.500 --> 17:30.625
‫محکم‌تر

17:42.541 --> 17:43.708
‫فوق‌العاده‌ست

17:44.833 --> 17:46.291
‫تریسو دوستش نیست

17:46.791 --> 17:49.291
‫اون در واقع مسئول زیر نظر گرفتنشه

17:50.375 --> 17:53.041
‫و هیچی حقیقت نداره.
‫جنگ و دوستی در کار نیست

17:53.708 --> 17:55.916
‫ولی حس می‌کنه اون بغل آرامبخشه

17:56.000 --> 17:57.916
‫انگار بهترین دوستش بغلش کرده

18:01.791 --> 18:03.166
‫حیرت‌انگیز نیست؟

18:04.833 --> 18:07.458
‫حقیقت بزرگ‌نمایی شده

18:23.666 --> 18:26.333
‫- رافا؟ گی‌یرمو؟ اونجایید؟
‫- میمی

18:27.916 --> 18:29.041
‫مشکلی پیش اومده؟

18:35.625 --> 18:38.916
‫می‌تونی با اثر انگشتت
‫این درو برام باز کنی؟

18:39.958 --> 18:42.041
‫نمی‌تونم گی‌یرمو رو پیدا کنم

18:43.208 --> 18:44.291
‫البته

18:54.000 --> 18:56.583
‫ممنون. خیلی وقته دنبالش می‌گردم

19:09.166 --> 19:10.250
‫هیچکس اینجا نیست

19:10.333 --> 19:11.541
‫کجا می‌تونه باشه؟

19:12.250 --> 19:14.958
‫تمام اماکن عمومی پناهگاه قبلاً بسته شدن

19:16.208 --> 19:17.291
‫حالم خوش نیست

19:23.375 --> 19:25.833
‫با ویکتوریا برو بالا و یکم چای گیاهی بخور

19:25.916 --> 19:28.750
‫من یه نگاهی به اطراف میندازم
‫ببینم می‌تونم پیداش کنم

19:32.333 --> 19:34.916
‫خب، یه نفر چطور می‌تونه
‫توی پناهگاه استخدام شه؟

19:35.416 --> 19:37.458
‫سه چهار بار مصاحبه‌ی شغلی دادم

19:37.541 --> 19:38.708
‫خوب پیش نرفتن

19:38.791 --> 19:41.541
‫چون با مریض شدن مادرم همزمان شدن

19:42.375 --> 19:43.375
‫مشکلش جدی بود؟

19:44.291 --> 19:45.750
چشم‌هاش خوب نمی‌دیدن

19:45.833 --> 19:49.416
‫اولش، ازش عصبانی شدم چون بهم می‌گفت

19:50.666 --> 19:53.125
‫نمی‌خواد واسه خرید عینک جدید پول بده

19:53.708 --> 19:55.208
‫و عینکِ قبلی‌اش رو تازه خریده

19:55.291 --> 19:57.166
‫واسه همین سعی می‌کرد بهم دروغ بگه

19:58.666 --> 20:01.291
‫ولی می‌دیدم که به چارچوب‌های در می‌خورد

20:04.750 --> 20:08.250
‫یه تومور مغزی داشت که
‫به عصب‌های بینایی‌اش فشار می‌آورد

20:10.958 --> 20:12.333
‫به سرعت پیشرفت کرد

20:15.500 --> 20:16.500
‫سه ماه طول کشید

20:20.541 --> 20:23.500
‫و... وقتی که مُرد،

20:24.916 --> 20:27.291
‫برای مصاحبه‌ی آخر بهم زنگ زدن

20:31.541 --> 20:33.291
‫و من همونجا زدم زیر گریه

20:35.541 --> 20:38.291
‫در کمال تعجب، همون روز استخدامم کردن

20:41.708 --> 20:42.750
‫می‌دونی...

20:44.750 --> 20:45.916
‫انگار...

20:46.750 --> 20:49.375
‫انگار مرگِ مادرم به نفعشون بود

20:50.625 --> 20:51.875
‫چرا این رو میگی؟

20:53.875 --> 20:55.208
‫منطقیه، درسته؟

20:57.708 --> 21:00.166
‫پیدا کردن آدم‌هایی که حاضرن
‫توی یه سوراخ حبس بشن

21:00.666 --> 21:02.583
‫توی یه چشم بهم زدن
‫بدون نگاه کردن به پشت سرشون

21:07.208 --> 21:08.833
‫من هیچ فامیل دیگه‌ای ندارم

21:10.458 --> 21:11.958
‫کارش خیلی خوبه

21:17.541 --> 21:20.958
‫پس برای ورود به اینجا یا باید
‫مولتی میلیونر باشی یا درمونده

21:21.541 --> 21:23.500
‫یا هردو. اینا باهم ناسازگار نیستن

21:24.791 --> 21:28.041
‫- در مورد من چی می‌دونی؟
‫- چیزی که توی روزنامه‌ها خوندم

21:28.541 --> 21:30.708
‫مقاله‌های زیادی در موردت منتشر شدن

21:31.708 --> 21:33.000
‫بعضی‌هاشون دردناکن

21:34.000 --> 21:35.625
‫ولی بعضی‌های دیگه خیلی بامزه‌ان

21:37.291 --> 21:40.791
‫ایده‌ی کی بود که ازت با یه اسب
‫توی حموم عکس بگیره؟

21:41.375 --> 21:42.208
‫نه، واقعاً

21:42.291 --> 21:46.250
‫از خواب بیدار شدی، سوت زدی
‫و اسبه اومد توی حموم؟

21:46.333 --> 21:47.833
‫یا بهت پیشنهاد دادن؟

21:47.916 --> 21:51.000
‫«آقای فالکون، ما یه ایده‌ی عالی داریم»

21:51.083 --> 21:53.833
‫«توی حموم با اسبتون ازتون عکس می‌گیریم»

21:53.916 --> 21:54.958
‫«خیلی مردونه‌ست»

21:56.166 --> 21:58.291
‫نه. نه، امکان نداره

21:59.083 --> 22:00.208
‫صبر کن

22:02.291 --> 22:03.541
‫ایده‌ی خودت بود

22:04.500 --> 22:06.083
‫از لبخندت معلومه

22:06.666 --> 22:07.666
‫عجب خودشیفته‌ای

22:13.041 --> 22:14.583
‫اون بیرون چیکاره بودی؟

22:16.416 --> 22:17.333
‫قیافه‌شناس

22:19.791 --> 22:20.958
‫چی؟

22:21.041 --> 22:22.916
‫متخصص ارتباط غیرکلامی

22:23.000 --> 22:26.333
‫ولی... کی یه قیافه‌شناس استخدام می‌کنه؟

22:26.416 --> 22:30.583
‫من به عنوان مشاور سیاسی
‫برای پلیس کار کردم،

22:30.666 --> 22:33.250
‫و توی کازینو برای گرفتنِ متقلب‌هایی مثل تو

22:35.916 --> 22:38.000
از چهره‌ی آدم‌ها راز دلشون رو می‌فهمم

22:41.666 --> 22:42.791
چهره‌ات پر از نشونه‌هاییه

22:44.083 --> 22:46.500
‫که فکر می‌کنی یاد گرفتی پنهان کنی

22:46.583 --> 22:48.500
ولی من اونا رو کامل می‌بینم

22:48.583 --> 22:50.333
‫به نظرت حیرت‌انگیز نیست؟

22:51.000 --> 22:52.541
‫وحشتناکه

22:54.458 --> 22:58.083
‫قبلاً نمی‌خواستی باهام بخوابی
‫و حالا داری لختم می‌کنی

22:59.041 --> 23:00.041
‫اینگرید

23:00.708 --> 23:02.458
‫یه بطری شامپاین دیگه باز کن

23:04.000 --> 23:10.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:12.625 --> 23:13.625
‫بچه‌ها؟

23:14.458 --> 23:15.500
‫یه نوشیدنی دیگه می‌خورید؟

23:16.000 --> 23:17.041
‫نه، مرسی

23:17.125 --> 23:19.250
‫فکر کنم اینجا راحتیم

23:19.333 --> 23:20.333
‫من یکی می‌خوام

23:21.166 --> 23:22.541
‫یه بطریِ دیگه باز کن

23:25.500 --> 23:28.083
‫وقتی زمانِ تراپی داستانت رو تعریف کردی
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

23:28.583 --> 23:31.083
‫- نقاط مشترک زیادی با داستانِ من داره
‫- واقعاً؟

23:31.916 --> 23:34.666
‫تو هم با یه هوش مصنوعی ازدواج کرده بودی؟

23:35.958 --> 23:38.458
‫از رابطه‌ام با شوهرم خسته شده بودم

23:38.541 --> 23:39.708
‫می‌دونی که چی میگن

23:39.791 --> 23:43.041
‫ازدواج‌ها به خاطر خوش رفتاری دو سال
‫بیشتر از اونی که باید دوام میارن

23:44.208 --> 23:47.625
‫در اون مدت، قبول می‌کنی که تموم شده،

23:47.708 --> 23:52.125
‫ولی همسرت رو ترک نمی‌کنی
‫و کم کم ازش متنفر میشی

23:53.416 --> 23:57.625
‫دستش که قبلاً موهای تنت رو سیخ می‌کرد،

23:58.250 --> 24:02.833
‫ناگهان مثل یه ماهیِ سرد و لزج
‫روی پات میشه

24:03.541 --> 24:06.958
‫باید برای خلاص شدن از شرش
بری توی دستشویی قایم شی

24:07.041 --> 24:10.833
‫هرچی که منحصربفردش می‌کرد
به یه خصلتِ آزاردهنده تبدیل میشه

24:11.458 --> 24:12.750
‫و روز به روز،

24:13.250 --> 24:15.291
‫حالت از کیرش بهم می‌خوره

24:15.375 --> 24:17.791
‫چه برسه به این که بخوای براش بخوری

24:18.666 --> 24:20.500
‫تنبلی نیست، چندشه

24:21.875 --> 24:23.958
‫و وقتی که بالأخره می‌خواستم ترکش کنم،

24:24.041 --> 24:27.458
‫تصادف کرد و رفت کُما

24:32.041 --> 24:33.958
‫بدترین اتفاق بعداً توی بیمارستان افتاد

24:34.833 --> 24:36.833
‫خانواده‌اش شبانه روز اونجا بودن،

24:36.916 --> 24:40.291
‫بهم می‌گفتن قوی باشم
‫و ازم تشکر می‌کردن که ازش مراقبت می‌کردم

24:40.375 --> 24:43.291
‫پدر و مادرش، خواهرهاش، پسرعموهاش،

24:43.375 --> 24:45.166
کلی فک و فامیل داره

24:45.250 --> 24:48.708
‫آدم‌های خیلی مذهبی‌ای هستن.
‫تمام روز دعا می‌کردن

24:48.791 --> 24:50.833
‫حتی منی که مؤمن هم نیستم دعا می‌کردم

24:50.916 --> 24:53.458
مشتاق به هوش اومدنش بودم

24:54.250 --> 24:55.750
‫تا بتونم زودتر ترکش کنم

25:01.083 --> 25:02.291
‫ممنون

25:02.375 --> 25:07.208
‫هر طور که به فکرم می‌رسید
‫سعی کردم به هوش بیارمش

25:07.875 --> 25:09.500
‫آهنگ مورد علاقه‌اش رو پخش کردم،

25:09.583 --> 25:13.583
‫عطرم رو زیر دماغش گرفتم،

25:14.250 --> 25:16.083
‫ساعت‌ها براش کتاب خوندم

25:17.708 --> 25:19.541
‫براش جق زدم. هیچ واکنشی نشون نداد

25:21.125 --> 25:23.041
‫پدر و مادرش دیدن چقدر بهش متعهدم

25:23.125 --> 25:25.958
‫مدام به خاطر دوست داشتنش ازم تشکر می‌کردن

25:26.041 --> 25:28.750
‫و همون احساس گناه باعث شد
‫دنبال تفریح بگردم

25:29.541 --> 25:30.916
‫چجور تفریحی؟

25:31.000 --> 25:34.666
‫تاکسی می‌گرفتم می‌رفتم مِیخونه
‫و با اولین کسی که می‌دیدم سکس می‌کردم

25:35.583 --> 25:39.916
‫باغبون، پستچی، برق‌کار، حتی با زن‌ها

25:40.000 --> 25:41.458
‫هیچ قید و بندی نداشتم

25:42.291 --> 25:45.916
‫تا وقتی نذاری یکی توی میکسرِ بتن
‫ممه‌هات رو میک بزنه

25:46.000 --> 25:49.791
‫متوجه نمیشی توی ورطه‌ی خودتخریبی افتادی

25:52.458 --> 25:55.291
‫- البته منظورم توی کابین میکسرِ بتنه
‫- البته

25:55.375 --> 26:00.541
‫وقتی سرکارگر مُچ ما رو گرفت،
‫می‌دونستم به پیسی خوردم

26:01.458 --> 26:04.708
‫و اون موقع بود که بهم زنگ زدن
‫بیام پناهگاه، واسه همین...

26:06.333 --> 26:07.458
‫فرار کردم

26:07.958 --> 26:09.125
‫پشت سرم رو هم نگاه نکردم

26:10.583 --> 26:14.458
‫درست وقتی که چند روز بود
‫به خودکشی فکر می‌کردم...

26:21.083 --> 26:22.791
‫آخرالزمان نجاتم داد

26:28.416 --> 26:30.375
‫خب، واقعاً چیز مهمی نیست

26:31.791 --> 26:34.958
‫همه‌مون یه زمانی در مورد میکسرِ بتن
‫فانتزی‌هایی داشتیم

26:37.041 --> 26:38.041
‫نه، جدای از شوخی،

26:38.875 --> 26:40.583
‫کاملاً درکت می‌کنم

26:40.666 --> 26:45.333
‫یه زمانی توی زندگی‌هامون،
‫همه‌مون از اعماق وجود...

26:47.500 --> 26:48.541
‫بغل لازم داشتیم

26:51.750 --> 26:55.875
‫رافا، ما فقط باید بدونیم
‫کِی نیاز به تغییر داریم

26:57.833 --> 27:02.041
‫مسئله دونستن این نیست که نیاز به تغییر داری

27:05.500 --> 27:06.708
‫بلکه اینه که بخوای تغییر کنی

27:08.291 --> 27:10.250
‫من نمی‌خوام زندگی‌ام رو تغییر بدم، الینا

27:10.750 --> 27:12.458
‫اونا می‌خوان برام تغییرش بدن

27:14.333 --> 27:15.333
‫ولی دارم مقاومت می‌کنم

27:15.916 --> 27:19.208
‫باید قبول کنی که تموم شده

27:20.958 --> 27:24.083
‫اگه نمی‌خوای تهش از لوله‌های پناهگاه آویزون شی

27:35.916 --> 27:37.083
‫خب، بذار ببینیم...

27:41.250 --> 27:44.291
‫اینجا خبری از رقصیدن نیست یا چی؟

27:45.291 --> 27:46.291
‫ویلی!

27:47.000 --> 27:50.625
‫ویلی، هی، چطوره یه ذره قِر بدیم؟
‫هان؟ یه ذره...

27:52.166 --> 27:53.333
‫بابا. باز کن، بابا

27:56.166 --> 27:57.958
‫مکس وارلا اونجا چیکار می‌کنه؟

28:03.833 --> 28:05.333
‫مطمئن نیستم. من بردمش خونه

28:05.916 --> 28:08.250
‫از اونجا ببرش بیرون. پیشش بمون

28:11.833 --> 28:14.291
‫اینجا چیکار می‌کنی؟ دیر وقته

28:15.000 --> 28:18.333
‫یه صداهایی شنیدم
‫و فکر کردم بیام باهات نوشیدنی بخورم

28:18.416 --> 28:20.000
‫مثل «بیگ برادر» ما رو زیر نظر دارید

28:20.083 --> 28:21.666
‫چطوری زخمی شدی؟

28:21.750 --> 28:24.666
‫ولی نمی‌فهمم. میکروفن‌ها کجان؟

28:25.166 --> 28:28.125
‫مکس، چطور زخمی شدی؟

28:32.083 --> 28:33.958
‫هیچی. چیزی نیست

28:35.875 --> 28:38.208
‫با یکی از نگهبان‌ها دعوا کردم

28:38.291 --> 28:39.666
‫در واقع با یکی دیگه

28:40.708 --> 28:43.125
‫همون گوریله که توی سالن غذاخوری بود. یادته؟

28:43.208 --> 28:44.166
‫آره، یادمه

28:44.250 --> 28:47.041
‫به نظر میاد بالأخره زندانم اصلاحت نکرده

28:50.875 --> 28:53.166
‫مکس، کی زخمت رو بخیه زد؟

28:53.250 --> 28:54.250
‫سیندی

28:55.625 --> 28:57.833
‫نصفش رو سیندی انجام داد
‫و نصفِ دیگه رو هم آسیا

29:00.625 --> 29:04.083
‫دخترت آخرین دکترِ دنیاست
‫و به نظر میاد کارش عالیه

29:09.416 --> 29:11.083
‫میشه لطفاً یه آبجو برام بریزی؟

29:11.166 --> 29:12.375
‫خودشه. عالیه

29:13.291 --> 29:14.291
‫بخوریم به سلامتی

29:14.375 --> 29:17.875
‫خیلی وقته که ما سه نفر باهم خلوت نکردیم

29:20.833 --> 29:21.750
‫نگران نباش

29:25.625 --> 29:27.833
‫اینجا ماشینی نیست که باهاش تصادف کنی

29:28.958 --> 29:30.000
‫به‌به

29:31.541 --> 29:33.458
‫می‌بینم که جمعتون جمعه

29:34.083 --> 29:35.500
‫من میرم خونه

29:35.583 --> 29:36.583
‫گند زدیم

29:36.666 --> 29:38.791
‫اینگرید، نذار بره. سیندی مکس رو می‌بره

29:38.875 --> 29:41.666
‫مکس، چطوره بزرگ‌ترها رو تنها بذاریم؟

29:42.333 --> 29:44.750
‫نه، نه، اینگرید، یه کاری بکن.
‫داریم از دستش می‌دیم

29:50.500 --> 29:51.500
‫اینگرید!

29:52.458 --> 29:54.666
‫لعنتی!

29:56.875 --> 30:01.625
‫هی، اونجا چه اتفاقی افتاد؟
‫جو خیلی متشنج بود

30:01.708 --> 30:04.291
‫هیچی. قصه‌اش داره

30:04.375 --> 30:06.208
‫آبِ من و اون پسره توی یه جوب نمیره

30:06.291 --> 30:07.708
‫یه راه حلی دارم

30:20.833 --> 30:23.250
‫می‌دونم کجا می‌تونیم مشروبِ آخر رو بزنیم

30:24.541 --> 30:26.208
‫دفترِ رئیس

30:26.291 --> 30:29.750
‫هیچکس نمی‌تونه وارد اون اتاق بشه،
‫ولی دستِ من اون درو باز می‌کنه

30:29.833 --> 30:33.958
‫به عنوان کسی که نمی‌خواد با من بخوابه،
‫داری خیلی تلاش می‌کنی

30:35.083 --> 30:36.833
‫می‌خوام به حرف زدن ادامه بدیم

30:38.416 --> 30:40.666
‫چون زیاد به دوستت توجه نمی‌کردی

31:11.541 --> 31:13.666
‫لابد فکر کردی من زیادی حساسم

31:14.375 --> 31:17.833
‫که نصفِ شبی به جای خوابیدن
‫دنبال گی‌یرمو می‌گردم

31:18.333 --> 31:21.291
‫ببین، عزیزم، نیازی نیست خودت رو توضیح بدی

31:22.000 --> 31:24.083
‫زن‌ها از همه چی خجالت می‌کشن

31:24.166 --> 31:27.875
‫این بزرگ‌ترین مشکل ما زن‌ها
‫و عامل پیروزی نهایی مردهاست

31:28.875 --> 31:30.875
‫باید برعکس باشه

31:30.958 --> 31:32.125
‫می‌دونی چرا؟

31:32.625 --> 31:36.958
‫چون کلیتوریس ۱۰ هزارتا گیرنده‌ی عصبی داره

31:37.041 --> 31:38.833
‫می‌دونی سرِ کیر چندتا گیرنده‌ی عصبی داره؟

31:40.666 --> 31:41.666
‫نصفش

31:43.333 --> 31:47.416
‫که یعنی ما می‌تونیم دو برابر مردها
‫لذت جنسی رو تجربه کنیم

31:47.958 --> 31:51.500
‫اونا خیلی دوست داشتن
‫این آپشن رو داشته باشن

31:52.333 --> 31:54.916
‫بنابراین برای این که نذارن
‫از هدیه‌ی طبیعت استفاده کنیم

31:55.000 --> 31:57.958
‫کاری کردن ما از همه چی خجالت بکشیم

31:58.041 --> 32:03.666
‫کلیتوریس هدیه‌ی طبیعته. جوری میگی
‫انگار یه جور قدرتِ ماوراییه

32:03.750 --> 32:06.666
‫هست، عزیزم. هست

32:08.041 --> 32:10.791
‫یه سلاح کشتارِ جمعیه

32:13.208 --> 32:15.208
‫رازِ من این بود

32:30.625 --> 32:33.458
‫باید من رو ببخشی،
‫ولی خبرِ خوبی ندارم

32:33.541 --> 32:34.916
‫گی‌یرمو پیش رافا نیست

32:37.083 --> 32:38.916
‫پیش مدیرِ اسپاست

32:41.041 --> 32:44.500
‫از میخونه خارج شدن
‫و رفتن دفترِ مینروا

32:46.958 --> 32:48.791
‫ظاهراً برای این که بازم مشروب بخورن

32:49.583 --> 32:53.541
‫از یه بطریِ کوچیک که دختره
‫از توی شورتش در آورد

32:54.375 --> 32:59.000
‫جوری رفتن تو که انگار می‌رفتن کلوبِ شبانه.
‫بی‌خیال و خندون...

32:59.083 --> 33:02.000
‫یعنی، داشتن لاس می‌زدن

33:04.000 --> 33:05.333
‫پرده‌ها رو هم کشیدن

33:07.125 --> 33:08.125
‫وای

33:09.750 --> 33:11.708
‫میمی، حالت خوبه؟

33:12.291 --> 33:16.375
‫از وقتی که رسیدیم، حالت تهوع دارم

33:16.458 --> 33:17.875
‫نمی‌تونم برم دستشویی

33:17.958 --> 33:19.000
‫گوش کن، عزیزم

33:19.708 --> 33:22.791
‫این که همه چی رو لاپوشونی می‌کنی
‫و می‌ریزی تو خودت مریضت می‌کنه

33:23.416 --> 33:24.916
‫باید بگی: «بسه»

33:25.000 --> 33:29.208
‫این مثل قبل نیست که وقتی
‫میموسا سفارش می‌دادی

33:29.291 --> 33:32.583
‫می‌فهمیدی با منشی‌اش رابطه داره،
‫مثل اتفاقی که برای مارتا افتاد

33:32.666 --> 33:35.083
‫این خیلی نفرت‌انگیزتره

33:36.291 --> 33:39.833
‫نه چون افتاده دنبال یه دخترِ معمولی
‫که اینجا کار می‌کنه

33:39.916 --> 33:44.041
‫چیزی که واقعاً جدیه شرم‌آور بودن
‫انجام دادنش زیر بمبارانه

33:44.125 --> 33:47.125
‫اینجا، نمی‌تونی ناخن‌هات رو مانیکور کنی
‫یا بری خرید

33:47.208 --> 33:49.958
‫تا وانمود کنی نمی‌دونی چه خبره

33:58.666 --> 34:00.541
‫میرم با شوهرم حرف می‌زنم

34:06.000 --> 34:07.125
‫بهتره باهاش بریم

34:07.208 --> 34:08.500
‫البته

34:28.833 --> 34:30.583
‫اینگرید، یه مشکلی داریم

34:30.666 --> 34:32.416
‫زنِ فالکون داره میاد اونجا

34:32.500 --> 34:34.041
‫وقتِ زیادی نداریم

34:36.833 --> 34:37.833
‫از جاز خوشت میاد؟

34:37.916 --> 34:40.875
‫برای همچین لحظه‌ای عالیه،
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

35:01.583 --> 35:03.416
‫از کجا می‌فهمی این بوسه واقعیه؟

35:05.375 --> 35:07.500
‫هرچی که امشب بهم گفتی دروغ بود

35:07.583 --> 35:09.333
‫- من دروغ گفتم؟
‫- آره

35:09.416 --> 35:11.041
‫چه دروغی گفتم؟

35:11.125 --> 35:13.875
‫ماجرای ماساژ و داستانِ دوستت

35:14.375 --> 35:16.083
‫بهت که گفتم من قیافه‌شناسم

35:17.125 --> 35:19.458
‫هر بار که دروغ میگی،
‫از حرکاتت می‌فهمم

35:19.541 --> 35:21.000
‫و اون حرکات چیا هستن؟

35:21.083 --> 35:22.833
‫انقباض عضلات صورتت

35:24.333 --> 35:26.416
‫حرکاتِ چشمی نامحسوست

35:26.500 --> 35:32.458
‫و اون حرکاتِ چشمی نامحسوس...
‫نمی‌تونن اشتباه باشن؟

35:33.041 --> 35:34.041
‫نه

35:40.875 --> 35:42.375
‫می‌خوای بهت ثابتش کنم؟

35:43.375 --> 35:44.458
‫خوشحال میشم

35:45.375 --> 35:47.375
‫تا حالا زنِ دروغ‌سنج ندیدم

35:48.375 --> 35:49.875
‫میشه اول همدیگه رو ببوسیم؟

35:50.791 --> 35:51.833
‫معلومه که نه

35:59.333 --> 36:01.416
‫بهت ثابتش می‌کنم

36:03.000 --> 36:04.708
‫ازت پنج تا سؤال می‌پرسم

36:05.666 --> 36:08.875
‫وقتی که جواب میدی،
‫بهت میگم دروغ میگی یا نه

36:08.958 --> 36:11.416
‫و از کجا می‌فهمی درست تشخیص دادی؟

36:11.500 --> 36:13.750
‫چون جواب درست رو می‌نویسی

36:14.333 --> 36:15.291
‫اینجا

36:16.416 --> 36:17.500
‫نذار ببینمش

36:21.125 --> 36:23.166
‫اگه ببازی چی گیرم میاد؟

36:23.833 --> 36:25.125
‫بوسه

36:27.416 --> 36:29.166
‫و تمام اتفاقاتی که می‌تونه بعدش بیفته

36:30.625 --> 36:33.208
‫که شاید تا ابد از یادت نره

36:33.291 --> 36:34.625
‫چه تحریک کننده

36:44.250 --> 36:45.708
اوضاع چطوره، اینگرید؟

36:45.791 --> 36:48.750
‫یه تاکتیکِ لاس‌زنی به کار گرفته.
‫به نظر میاد داره جواب میده

36:51.250 --> 36:53.583
‫ضربانِ قلب یارو به ۱۰۲ رسیده

36:59.666 --> 37:01.333
‫وقتِ کافی نداره

37:01.416 --> 37:03.333
‫زنِ یارو دو دقیقه‌ای می‌رسه اونجا

37:05.458 --> 37:06.750
‫بگا رفتیم

37:08.416 --> 37:09.958
‫چیکار کنیم، مینروا؟

37:36.833 --> 37:38.333
‫اینگرید، وقت داره تموم میشه

37:39.625 --> 37:40.791
‫سؤال اول

37:42.416 --> 37:44.291
‫کجا باکرگی‌ات رو از دست دادی؟

37:45.083 --> 37:46.083
‫و توی چند سالگی؟

37:48.208 --> 37:49.583
‫این دوتا سؤاله

37:50.125 --> 37:51.125
‫آره، دوتاست

38:06.666 --> 38:07.958
‫توی ۱۷ سالگی،

38:08.666 --> 38:09.666
‫توی یه ماشین

38:13.916 --> 38:14.916
‫دروغه

38:19.125 --> 38:21.000
‫توی ۱۶ سالگی، روی تاب کنار استخر

38:21.583 --> 38:22.500
‫دو بر صفر

38:24.875 --> 38:27.291
‫نمی‌فهمم چرا انقدر طولش میدن.
‫بذار ببینم

38:29.583 --> 38:31.500
‫تقریباً به طبقه‌ی آخر رسیدیم

38:32.458 --> 38:34.416
‫اگه درها رو باز کنیم،
‫می‌تونیم بریم بالا

38:36.666 --> 38:38.291
‫بیاید درها رو به زور باز کنیم

38:38.375 --> 38:39.416
‫یالا

38:40.666 --> 38:41.666
‫یالا

38:46.541 --> 38:49.041
‫درها قفل نیستن. فقط برق رو قطع کردیم

38:49.125 --> 38:51.166
‫با یکم زور می‌تونن بازشون کنن

38:54.541 --> 38:56.500
‫تا حالا با یه مرد سکس داشتی؟

39:00.333 --> 39:01.958
‫نه

39:02.041 --> 39:03.416
‫نوشت: «نه»

39:07.291 --> 39:08.666
‫نمی‌تونم بازش کنم!

39:14.041 --> 39:14.875
‫آره

39:14.958 --> 39:18.000
‫جوابِ درست... نه‌ست

39:23.041 --> 39:25.291
‫یالا! نمی‌تونم بازش کنم!

39:25.375 --> 39:26.625
‫بذار ببینم

39:26.708 --> 39:27.833
‫چیکار می‌کنی؟

39:27.916 --> 39:29.958
‫تا حالا عاشق شدی؟

39:30.041 --> 39:32.208
‫این سؤال خیلی نسبیه

39:34.041 --> 39:35.958
‫بعضی از روزها سرشار از عشق بیدار میشم،

39:36.041 --> 39:39.333
‫ولی شب که می‌خوابم
‫از اعماق وجود ناامیدم

39:39.416 --> 39:40.708
‫از کجا باید بدونم؟

39:48.791 --> 39:50.333
‫گندش بزنن!

39:53.000 --> 39:56.000
‫اینگرید، عجله کن. وقتمون تمومه

39:56.083 --> 39:57.458
‫این رو راست گفتی

39:57.541 --> 40:00.416
‫سؤال‌های دقیق با جواب‌های قطعی لازم داریم

40:00.500 --> 40:01.625
‫یه عدد ثابت چطوره؟

40:03.333 --> 40:05.166
‫مثلاً رمز گاوصندوقت

40:10.416 --> 40:11.416
‫قلاب بگیر

40:11.500 --> 40:13.416
‫- هان؟
‫- قلاب بگیر دیگه

40:13.500 --> 40:15.375
‫- چی؟
‫- دست‌هات رو قلاب کن!

40:26.083 --> 40:27.833
‫- نمی‌نویسه
‫- زوم کن

40:31.875 --> 40:33.291
‫اینگرید، نمی‌نویسه

40:39.625 --> 40:40.625
‫یالا!

40:58.375 --> 41:00.125
‫۳-۱-۱-۰-۲-۰-۰

41:02.625 --> 41:05.875
‫رُکسان، احتمال این که
‫گی‌یرمو راست بگه چقدره؟

41:05.958 --> 41:07.416
‫۶۳ درصد

41:07.500 --> 41:09.291
‫هیچ تردیدی تشخیص نمیدم

41:09.375 --> 41:12.166
‫عصبِ چشمی هیچ ضربانی نشون نمیده

41:15.125 --> 41:16.875
‫اینگرید، فکر می‌کنیم حقیقت داره

41:17.416 --> 41:20.666
‫به نظرم حقیقت داره،
‫ولی... واقعاً مطمئن نیستم

41:20.750 --> 41:22.125
‫نمی‌دونم چرا

41:26.291 --> 41:28.875
‫زنِ فالکون کمتر از یک دقیقه دیگه می‌رسه

41:28.958 --> 41:32.041
‫- یالا، قلاب بگیر ببینم. من میرم بالا
‫- چی؟ نه

41:32.125 --> 41:33.875
‫نمایش رو از دست می‌دیم!

41:33.958 --> 41:36.125
‫نمی‌دونم چرا ولی یه چیزی رو متوجه نمیشم

41:48.625 --> 41:49.625
‫دروغ گفتی

41:53.583 --> 41:54.708
‫راست گفتم

41:57.333 --> 41:59.791
‫عادت دارم هیچوقت رمزهام رو جایی ننویسم

41:59.875 --> 42:01.416
‫نه روی کاغذ نه توی گوشی

42:03.583 --> 42:04.583
‫همش اینجاست

42:06.708 --> 42:09.250
‫پس از نظر فنی، برنده شدم

42:10.166 --> 42:12.000
‫ایول!

42:14.833 --> 42:16.166
‫گیرش آوردیم

42:16.250 --> 42:19.333
‫اینگرید، گیرش آوردیم. از اونجا بزن بیرون.
‫الان میمی می‌رسه

42:19.416 --> 42:20.916
‫یه بوس بهم بدهکاری

42:23.125 --> 42:27.083
‫در واقع تو قانون رو زیر پا گذاشتی
‫و من راهی برای فهمیدن حقیقت ندارم

42:27.166 --> 42:28.625
‫در ضمن تو متأهلی

42:35.458 --> 42:39.958
‫الان انقدر دلم می‌خواد ببوسمت
‫که هیچوقت نمی‌خواستم زنم رو ببوسم

42:53.916 --> 42:58.208
‫ممنون که نصفِ شبی اینجا هستی

42:58.291 --> 43:00.166
‫و همه چی رو برام روشن کردی

43:01.916 --> 43:05.416
‫تصور کن این مرد چه سلطه‌ای روی من داره...

43:06.916 --> 43:10.416
‫که یه شب بهم میگه رابطه‌مون یتیمی دوطرفه‌ست

43:11.000 --> 43:13.958
‫یه رابطه‌ی همزیستی مثل مستندهای طبیعت

43:15.125 --> 43:17.875
‫و فرداش بهم میگه رابطه‌ی شگفت انگیزی داریم

43:19.250 --> 43:23.583
‫و به تدریج بین این همه کشمکش
‫غرورم رو زیر پا میذارم،

43:23.666 --> 43:27.250
‫تا حدی که دیگه هیچی ازش نمی‌مونه

43:31.500 --> 43:33.000
‫ولی به لطف امشب...

43:35.791 --> 43:39.833
‫بالأخره به نتیجه رسیدم که
‫باید ترکت کنم، گی‌یرمو

43:41.875 --> 43:43.333
‫و اگه حتی لحظه‌ای

43:43.958 --> 43:47.375
‫ذره‌ای قصد داشتی که چیزی بهم بگی،

43:47.958 --> 43:51.458
‫مثل این که قبلاً با مخفی بودن خیانتت
‫رابطه‌مون بهتر بود،

43:51.541 --> 43:54.000
‫لطفاً نگو

43:54.708 --> 43:56.875
‫چون ما دیگه هیچوقت پیش هم برنمی‌گردم

43:58.208 --> 43:59.208
‫هرگز

45:00.291 --> 45:01.833
‫نه، این حساب نیست. نه

45:04.291 --> 45:05.291
‫داری فیلم می‌گیری؟

45:06.833 --> 45:07.875
‫خیلی خب، من پرتاب می‌کنم

45:09.458 --> 45:11.666
‫ایول! ضربه‌ات عالی بود!

45:18.333 --> 45:21.291
‫- به این زودی می‌ریم خونه؟
‫- آره

45:21.958 --> 45:24.416
‫امشب دومین باریه که دارم می‌برمت خونه

45:24.500 --> 45:26.166
‫امیدوارم دوباره فرار نکنی

45:26.250 --> 45:27.916
‫واقعاً می‌ریم اونجا؟

45:30.000 --> 45:30.958
‫آره

45:52.583 --> 45:53.708
‫چه پسر خوش‌تیپی

46:33.375 --> 46:36.000
‫مکس، چیکار می‌کنی؟

46:36.083 --> 46:37.458
‫بیا تو. آب عالیه!

46:37.541 --> 46:38.375
‫میای تو آب؟

46:39.250 --> 46:41.500
‫- وایسا! نه! خواهش می‌کنم!
‫ یالا!

46:43.958 --> 46:45.291
‫چیکار می‌کنی؟

46:46.500 --> 46:48.708
‫تو دیوونه‌ای!

46:50.583 --> 46:51.833
‫چیکار می‌کنی؟

46:53.583 --> 46:55.333
‫دارم یخ می‌زنم!

46:55.916 --> 46:58.541
‫تو رو خدا بیا بیرون

46:59.875 --> 47:01.125
‫تو دیوونه‌ای!

47:03.625 --> 47:04.791
‫چیکار می‌کنی؟

47:04.875 --> 47:06.291
‫باهام بیا!

47:06.375 --> 47:08.541
‫- من نمیام توی آب!
‫- چی؟

47:09.416 --> 47:11.625
‫گوشیِ خواهرت رو از کجا آوردی؟

47:12.791 --> 47:13.958
اون پسره بهت داد؟

47:14.666 --> 47:16.166
‫امکان نداره بیام!

47:21.458 --> 47:22.666
‫بیخیال. خواهش می‌کنم نکن

47:24.416 --> 47:25.750
‫نکن، خیلی سرده!

47:27.041 --> 47:28.041
‫وایسا!

47:59.583 --> 48:01.500
‫تو این گوشی رو به دخترم دادی؟

48:06.208 --> 48:07.375
برای چی؟

48:08.833 --> 48:10.458
‫برای نمک پاشیدن روی زخمش؟

48:10.541 --> 48:11.875
‫برای به دست آوردن دلش؟

48:12.583 --> 48:15.916
‫برای این که باور کنه تو لاشی نیستی، حروم‌زاده؟

48:16.000 --> 48:17.375
‫هیچکدوم از اینا نیست

48:21.208 --> 48:23.625
‫دیدم توی سالن غذاخوری باهاش لاس می‌زدی

48:23.708 --> 48:25.750
‫هیچ احترامی برای گذشته قائل نیستی

48:25.833 --> 48:27.708
‫و حالا می‌خوای تورش کنی؟

48:34.208 --> 48:35.875
‫تو دخترم رو ازم گرفتی

48:37.625 --> 48:39.208
‫تو زنم رو ازم گرفتی

48:39.291 --> 48:41.791
‫چون اون توی تصادف نمرد

48:41.875 --> 48:43.916
‫اون به خاطر تو خودکشی کرد

48:45.250 --> 48:49.500
‫و قبل از این که به آسیا نزدیک بشی،
‫خودم می‌کشمت

49:07.375 --> 49:08.208
‫پسرم

49:09.000 --> 49:10.250
‫بیا، بذار ببینمت

49:12.541 --> 49:14.833
‫چطوری؟ خوبی؟ خوبی، آره؟

49:15.958 --> 49:18.666
‫از اینجا برو بیرون

49:18.750 --> 49:22.000
‫یالا، برو بیرون. برو

49:25.541 --> 49:26.750
‫گفتم برو!

49:33.958 --> 49:34.958
‫مکس

49:43.583 --> 49:47.000
‫تو کی هستی که با پسرم اینجوری
‫حرف بزنی یا کتکش بزنی؟

49:47.083 --> 49:48.708
‫دیگه هیچوقت همچین کاری نکن

49:49.375 --> 49:50.583
ببخشید

49:52.458 --> 49:53.708
‫کنترلم رو از دست دادم

49:56.833 --> 49:58.708
‫به خاطر میمی شوکه بودم

49:58.791 --> 50:01.583
و... ببخشید

50:49.541 --> 50:52.000
‫من شوهرم رو ترک کردم
‫و میمی هم تو رو ترک کرد

50:52.083 --> 50:54.666
‫ما ۲۰ ساله که رابطه‌مون رو پنهان کردیم

50:54.750 --> 50:56.417
‫الان وقتشه که باهم باشیم

50:57.500 --> 51:17.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
