1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:12,750 --> 00:00:15,940
‫شرور بودن خیلی خوبه!

3
00:00:17,280 --> 00:00:19,020
‫شهر تحت فرمان ماست!

4
00:00:19,020 --> 00:00:22,200
‫سلاح‌ها رو آماده کنید و
‫جریان هلیوم رو مختل کنید!

5
00:00:24,380 --> 00:00:27,450
‫یه ریشه غول پیکر‫ دست و بالم رو بسته!

6
00:00:29,420 --> 00:00:30,360
‫ریشه؟

7
00:00:30,360 --> 00:00:31,780
‫یه کم فکر کن رفیق.

8
00:00:31,780 --> 00:00:33,230
‫من یه تاک ام!

9
00:00:40,370 --> 00:00:42,890
‫! PARDICITUS METALLIARKA

10
00:00:48,560 --> 00:00:49,570
موتورخانه

11
00:00:49,570 --> 00:00:49,650
موتورخانه

12
00:00:49,650 --> 00:00:49,730
موتورخانه

13
00:00:49,740 --> 00:00:49,820
موتورخانه

14
00:00:49,820 --> 00:00:49,900
موتورخانه

15
00:00:49,900 --> 00:00:49,990
موتورخانه

16
00:00:49,990 --> 00:00:50,070
موتورخانه

17
00:00:54,050 --> 00:00:57,260
‫من به نوه‌هام قول یه ‫سفر آروم رو داده بودم...

18
00:00:57,260 --> 00:00:58,300
‫نه به تو!

19
00:01:09,530 --> 00:01:11,550
‫دیگه زمینگیر شدی!

20
00:01:23,080 --> 00:01:25,380
‫بابابزرگ، برنامه بعدی چیه؟

21
00:01:25,380 --> 00:01:27,150
‫بفرستیمت مدرسه، بن.

22
00:01:27,150 --> 00:01:27,970
‫تابستون تموم شد.

23
00:01:38,160 --> 00:01:41,710
♪ این داستان وقتی شروع شد که یک    ♪
♪ .دستگاه فضایی کارش رو آغاز کرد   ♪

24
00:01:41,710 --> 00:01:45,250
‫
‫♪   و با تمام راز هایی که پنهان کرده‌‌بود،  ♪
‫♪   خودش رو به مچِ اون پسر چسبوند.   ♪

25
00:01:45,250 --> 00:01:48,420
♪ ،حالا اون ابرقدرت داره  ♪
♪ .اون یه بچه‌ی عادی نیست   ♪

26
00:01:48,420 --> 00:01:49,680
♪ !اون بن 10ـــه   ♪

27
00:01:52,280 --> 00:01:55,860
‫♪ پس اگه اون‌ــو ببینید،   ممکنه با   ♪
‫♪   یک شگفتی بزرگ مواجه بشید. ♪

28
00:01:55,860 --> 00:01:59,380
‫♪  اون جلوی چشمان شما    ♪
‫♪   به یک فضایی تبدیل می‌شه. ♪

29
00:01:59,380 --> 00:02:02,570
‫
‫♪   اون لزج،  عجیب،  سریع و قوی‌ــه. ♪
‫♪   و هر شکل و اندازه‌ای داره. ♪

30
00:02:02,570 --> 00:02:03,780
♪  !اون بن 10ـــه   ♪

31
00:02:06,650 --> 00:02:09,980
♪  مسلح به قدرت هایی    ♪
♪  .که در اختیار داره    ♪

32
00:02:09,980 --> 00:02:13,500
‫♪ ، به مبارزه با شر    ♪
‫♪    از  زمین یا فضا می‌ره. ♪

33
00:02:13,500 --> 00:02:17,010
‫♪ اون هیچ‌وقت متوقف نمی‌شه   ♪
‫♪   تا زمانی که دخل‌شون رو بیاره. ♪

34
00:02:17,010 --> 00:02:20,300
‫♪ چون اون خفن‌ترین بچه‌ای‌ـه   ♪
‫♪   که تا حالا دنیا رو نجات داده. ♪

35
00:02:20,300 --> 00:02:22,070
♪ !بن 10  ♪

36
00:02:30,480 --> 00:02:32,240
(بن 10 - فصل چهارم قسمت سیزدهم (آخر
 !نام قسمت : خدانگهدار و شرتون کم

37
00:02:34,140 --> 00:02:36,870
‫یک داستان به راه های
‫متعددی می‌تونه شروع بشه...

38
00:02:36,870 --> 00:02:39,760
‫همونطور که راه های متعددی
‫ برای تموم کردنش هست.

39
00:02:39,760 --> 00:02:45,020
‫و برای بن تنیسون،
‫این یکی از اون راه هاست.

40
00:02:45,020 --> 00:02:46,140
‫اوه، مرد.

41
00:02:46,140 --> 00:02:48,300
نمی‌شه ‫یه‌کم آروم‌تر بریم؟

42
00:02:48,300 --> 00:02:51,970
‫اگه از این آروم‌تر بریم، ‫روز
اول مدرسه رو ‫از دست می‌دیم.

43
00:02:51,970 --> 00:02:54,280
‫خب! نکته همینه، نابغه!

44
00:02:54,280 --> 00:02:56,020
‫نمی‌خوای تابستون ‫تموم بشه، قهرمان؟

45
00:02:56,020 --> 00:02:56,610
‫که چی؟

46
00:02:56,610 --> 00:03:02,520
برگردم به زندگی ‫معمولی و کسل کننده‌ام
  ‫توی بلوود معمولی و کسل‌کننده؟

47
00:02:57,410 --> 00:03:00,990
"!خدانگهدار و شرتون کم"

48
00:03:02,520 --> 00:03:04,690
[ .به بلوود خوش آمدید. عادی ترین شهر در آمریکا ]

49
00:03:04,690 --> 00:03:07,120
‫معمولی بودن به نظر
‫من خیلیم خوبه!

50
00:03:07,120 --> 00:03:11,470
‫از این به بعد تنها ورد بازی‌ای که
‫می‌خوام انجام بدم توی کلاس املاست.

51
00:03:07,120 --> 00:03:11,470
‫( واژۀ Spell هم به معنی هجی
‫کردن کلماته و هم ورد/طلسم. )

52
00:03:11,470 --> 00:03:15,380
‫خب، وقتی تو سرت ‫تو کتاباست،
‫من سرم تو کون آدم بداست.

53
00:03:15,380 --> 00:03:20,420
‫شرط می‌بندم پلیس بلوود ‫چهارتا دست
 ‫یا یه دم یا چندتا بال ‫به کارش میاد.

54
00:03:20,420 --> 00:03:24,960
‫بن، متاسفانه مجبوری ‫فعلا قضیه
آمنی‌تریکس ‫رو مخفی نگه داری.

55
00:03:24,960 --> 00:03:27,520
‫هرچی کمتر بدونن، بهتره.

56
00:03:27,520 --> 00:03:28,730
‫حتی مامان و بابا؟

57
00:03:28,730 --> 00:03:30,720
‫آره، متاسفانه.

58
00:03:30,720 --> 00:03:34,060
‫از یه ابرقهرمان، به یه ابر خرخون.

59
00:03:34,060 --> 00:03:35,560
‫مدرسه خوش بگذره.

60
00:03:35,560 --> 00:03:39,000
‫خب، مدرسۀ من ‫یه نکتۀ مثبتی داره...

61
00:03:39,000 --> 00:03:39,980
‫چی؟

62
00:03:39,980 --> 00:03:42,130
‫این که تو داخلش نیستی!

63
00:03:43,220 --> 00:03:44,470
‫می‌خوام اینو بدونی،

64
00:03:44,470 --> 00:03:47,170
‫شاید این تابستون اونطوری که
‫من برنامه‌ریزی کرده بودم نشد،

65
00:03:47,170 --> 00:03:50,020
‫اما اگه بر می‌گشتم عقب، یک
‫ثانیه اش هم عوض نمیکردم.

66
00:03:50,020 --> 00:03:51,730
‫منم، بابابزرگ.

67
00:03:51,730 --> 00:03:53,160
‫ممنونم.

68
00:03:53,160 --> 00:03:54,420
‫من ازت ممنونم.

69
00:03:54,420 --> 00:03:56,990
‫تو به این پلامبر پیر، ‫زندگی تازه ای دادی.

70
00:03:56,990 --> 00:04:01,060
‫باعث افتخار بود که در کنارت
 جنگیدم، ‫بنجامین تنیسون.

71
00:04:01,060 --> 00:04:03,080
‫خودتم بد نبودی.

72
00:04:06,130 --> 00:04:06,970
‫بن!

73
00:04:16,920 --> 00:04:18,740
‫سلام...  بابا.

74
00:04:18,740 --> 00:04:20,430
‫پسرم، خوشحالم می‌بینمت.

75
00:04:20,430 --> 00:04:22,920
‫سلام عمو کارل، ‫زن‌عمو ساندرا!

76
00:04:22,920 --> 00:04:24,810
‫سلام گوئن.

77
00:04:24,810 --> 00:04:27,320
‫می‌دونم تو و بن ‫باهم اختلاف داشتید،

78
00:04:27,320 --> 00:04:30,120
‫ولی امیدوارم شخصیتش این
‫تابستون به دلت نِشسته باشه.

79
00:04:30,120 --> 00:04:33,880
‫فکر کنم یکی دوتاشون
‫خیلی هم چندش‌آور نبودن.

80
00:04:36,630 --> 00:04:38,270
‫یه کار جدید پیدا کردم ‫بابا...

81
00:04:38,270 --> 00:04:39,500
‫مهندسی شهرسازی.

82
00:04:39,500 --> 00:04:41,330
‫عالیه!

83
00:04:41,330 --> 00:04:42,220
‫ نمیای داخل؟

84
00:04:42,220 --> 00:04:46,040
‫ خب، دوست داشتم، ‫ولی به فرنک و لیلی
قول دادم ‫گوئن چند ساعت پیش خونه باشه.

85
00:04:46,040 --> 00:04:48,170
‫و حرف‌هایی که بهت
زدم ‫رو هم یادت باشه.

86
00:04:48,170 --> 00:04:51,860
‫از اون حرف‌های عاقلانه ‫لوله‌کشی‌ش با تو هم زده، بن؟

87
00:04:48,170 --> 00:04:51,860
‫(اینجا منظور از لوله‌کش پلامبر
‫نیست. ولی بن فکر میکنه هست.)

88
00:04:51,860 --> 00:04:53,050
‫ از کجا میدو ... ‫-

89
00:04:53,050 --> 00:04:57,290
بابابزرگت هیچ‌وقت توی ‫ربط دادن همه
چیز به آچار ‫سوکت و لوله شکست نمی‌خورد.

90
00:04:57,290 --> 00:05:00,410
‫همیشه یه مشکل اضطراری ‫لوله‌کشی
 ‫یه جایی تو دنیا وجود داشت.

91
00:05:09,200 --> 00:05:11,380
‫خب، فکر کنم دیگه...

92
00:05:11,380 --> 00:05:13,170
‫شرت کم!

93
00:05:13,170 --> 00:05:15,130
‫می‌خواستم بگم دلم ‫برات تنگ می‌شه، اما...

94
00:05:15,130 --> 00:05:16,680
‫نمی‌خوام دروغ بگم!

95
00:05:22,270 --> 00:05:23,460
‫خب، این جدیده.

96
00:05:23,460 --> 00:05:25,140
‫اوه، این آشغال؟

97
00:05:25,140 --> 00:05:26,910
‫از یه آرکید گرفتمش.

98
00:05:26,910 --> 00:05:28,970
‫اصلا یادم نبود ‫که روی مچمه.

99
00:05:47,970 --> 00:05:49,770
‫دقیقا همونطوریه که ‫ولش کردی، بن.

100
00:05:49,770 --> 00:05:51,270
‫حالا لطفا تمیزش کن.

101
00:05:51,270 --> 00:05:53,600
‫برام مهم نیست چقدر طول می‌کشه.

102
00:05:53,600 --> 00:05:55,370
‫اصلا طول نمی‌کشه.

103
00:06:02,810 --> 00:06:05,140
‫خب حالا برم یکم ‫خود شیرینی کنم.

104
00:06:07,750 --> 00:06:09,550
‫نه تنها اتاقت رو تمیز کردی،

105
00:06:09,550 --> 00:06:12,970
‫بلکه آشغال‌ها رو بیرون گذاشتی، ‫برگ‌ها
رو جمع کردی، ‫و گاراژ رو هم مرتب کردی،

106
00:06:12,970 --> 00:06:14,410
‫همش قبل از شام؟

107
00:06:14,410 --> 00:06:15,160
‫آره.

108
00:06:15,160 --> 00:06:17,600
‫و از اونجایی که وقت طلاست،

109
00:06:17,600 --> 00:06:20,360
‫فکر کنم وقتشه پول تو
جیبی ‫منو دو برابر کنید!

110
00:06:21,560 --> 00:06:22,990
‫خب، نکته خوبیه، ...

111
00:06:22,990 --> 00:06:25,280
ولی‫ با این همه وقت آزادی که داری،

112
00:06:25,270 --> 00:06:28,230
‫فکر نکنم یه وظیفه دیگه
‫برات مشکلی داشته باشه...

113
00:06:29,970 --> 00:06:32,650
‫جمع کردن عن های حیاط پشتی.

114
00:06:41,180 --> 00:06:43,450
‫شاید بعد از مدرسه ‫بتونی بیای سر کار پیشم.

115
00:06:43,450 --> 00:06:46,560
‫خط لوله گاز طبیعی‌ای که
داریم ‫می‌کشیم خیلی جالبه.

116
00:06:46,560 --> 00:06:49,610
‫آره، به نظر... جالب میاد.

117
00:06:50,290 --> 00:06:51,180
‫- می‌خوای تا مدرسه باهات...

118
00:06:51,180 --> 00:06:52,100
‫- نه!

119
00:06:52,100 --> 00:06:53,030
‫ـ... یعنی،

120
00:06:53,030 --> 00:06:54,340
‫ حله بابا.

121
00:06:59,240 --> 00:07:01,300
‫تمام تابستون دنیا رو ‫ نجات دادی رفیق.

122
00:07:01,310 --> 00:07:04,320
‫کلاس پنجم مگه چقدر می‌تونه سخت باشه؟

123
00:07:06,750 --> 00:07:08,140
‫یعنی واقعا پشمام!

124
00:07:08,140 --> 00:07:10,390
‫من عاشق اون یارو آتیشیه ام.

125
00:07:10,390 --> 00:07:14,650
‫می‌دونی، پسر عموم تو اون آتیش سوزی
‫ساختمون بود و اون همه رو نجات داد.

126
00:07:14,650 --> 00:07:16,210
‫آره، اون خوب بود، ‫ولی...

127
00:07:16,210 --> 00:07:17,720
بقیه‌شون چی؟

128
00:07:17,720 --> 00:07:19,220
‫مثلا اون یارو گنده هه.

129
00:07:19,220 --> 00:07:24,030
‫ یه کلیپ خفن ازش دانلود ‫ کردم که با
یه هیولا ‫روی پل گلدن گیت می‌جنگید!

130
00:07:24,030 --> 00:07:27,260
‫اسمش چی بود... کواد هندز ؟

131
00:07:27,260 --> 00:07:29,030
‫فور آرمز!

132
00:07:29,030 --> 00:07:30,540
‫من باهاش رفیق شیشم!

133
00:07:30,540 --> 00:07:31,760
‫اوه... آره،

134
00:07:31,760 --> 00:07:32,700
‫حتما.

135
00:07:41,240 --> 00:07:44,680
‫فکرشم نمی‌کردم بگم صد
‫رحمت به دستپخت بابابزرگ.

136
00:07:44,680 --> 00:07:46,380
‫خیلی شیک، ‫شِیکتو بده بیاد.

137
00:07:46,380 --> 00:07:47,680
‫فهمیدی، بدبخت؟

138
00:07:47,680 --> 00:07:49,200
‫هی!

139
00:07:49,200 --> 00:07:50,590
‫ولش کن!

140
00:07:50,590 --> 00:07:52,150
‫حله.

141
00:08:06,840 --> 00:08:11,300
‫فکر کنم زنگ ما رو از
‫دستت نجات داد، تنیسون.

142
00:08:21,090 --> 00:08:24,040
‫من توی یه همایش جادوگری ‫توی لاس وگاس بودم.

143
00:08:24,040 --> 00:08:28,120
‫که یهو یه سگ غول‌پیکر
‫فضایی روی صحنه ظاهر شد!

144
00:08:28,120 --> 00:08:29,760
‫آه بله، راجع بهش شنیدم.

145
00:08:29,760 --> 00:08:33,030
‫در واقع، باید مشاهدات اخیرم درباره
‫موجودات فضایی رو تو وبلاگم بخونی.

146
00:08:33,030 --> 00:08:38,160
‫مخصوصا گزارش دست‌اول من ‫از یه موجود عضلانی گیاه
شکل، ‫که یه مرکز خرید رو‫ توی مینه‌سوتا نجات داد.

147
00:08:38,640 --> 00:08:40,850
‫باید خوندنش جذاب باشه.

148
00:08:40,850 --> 00:08:42,540
‫تو این تابستون چیکار کردی؟

149
00:08:42,540 --> 00:08:43,600
‫من؟

150
00:08:43,760 --> 00:08:44,730
‫خب، من...

151
00:08:46,110 --> 00:08:49,940
‫با بابابزرگ و دختر عموم تو
یه آر وی ‫سفر جاده ای کردم.

152
00:08:49,940 --> 00:08:51,840
‫اونوقت من فکر ‫می‌کردم ما نِردیم!

153
00:08:51,840 --> 00:08:53,050
‫پیترسون مال من.

154
00:08:53,050 --> 00:08:54,950
‫آرنولد!

155
00:08:55,550 --> 00:08:57,680
‫بیاین داج‌بال بازی کنیم!

156
00:09:04,670 --> 00:09:06,830
‫مگه می‌شه یه روز از اینم بدتر بشه؟

157
00:09:09,470 --> 00:09:11,080
‫اونا چی می‌خوان؟

158
00:09:40,530 --> 00:09:42,220
‫وقت قهرمان شدنه.

159
00:10:01,430 --> 00:10:04,650
‫این همون یاروئه که تو
‫مسابقات جهانی لیگ کوچیک بود!

160
00:10:04,730 --> 00:10:06,610
‫چطوری اومده اینجا؟

161
00:10:06,610 --> 00:10:08,340
‫قهرمان ما!

162
00:10:16,510 --> 00:10:17,840
‫همگی تخلیه کنید!

163
00:10:17,840 --> 00:10:19,030
‫اوضاع تحت کنترلمه.

164
00:10:21,200 --> 00:10:24,800
‫این فقط بین خودمونه، ‫پس بیاین جلو!

165
00:10:30,720 --> 00:10:32,540
‫پشت سرت! ‫مواظب باش!

166
00:10:41,350 --> 00:10:43,010
‫هی، تنیسون کجا رفت؟

167
00:10:43,010 --> 00:10:46,660
‫فکر کردم با اون ‫یارو براقه دوسته.

168
00:10:46,660 --> 00:10:49,460
‫احتمالا رفته زیر سکوها
‫قایم شده، بچه‌ساله دیگه.

169
00:11:33,540 --> 00:11:34,670
‫یخ زدی.

170
00:11:40,510 --> 00:11:43,320
‫یه سیگنال گرفتم، ‫پهپادها توی منطقه بودن.

171
00:11:43,320 --> 00:11:44,930
‫فکر می‌کنی ویلگکس ‫فرستاده‌ـــتشون؟

172
00:11:56,410 --> 00:11:57,710
‫اون اینجا چی‌کار می‌کنه؟

173
00:11:58,500 --> 00:12:03,470
‫ام... بن بهم گفت امروز روز
‫«بابابزرگتو بیار مدرسه» ست.

174
00:12:03,470 --> 00:12:09,170
‫اینم بهتون گفت که وقتی ‫کل اکشن
اتفاق افتاد، ‫تو کافه‌تریا قایم شده بود؟

175
00:12:09,170 --> 00:12:10,690
‫فکر می‌کنی قایم شده بودم؟

176
00:12:10,690 --> 00:12:12,150
‫اونا دنبال من اومده بودن.

177
00:12:13,830 --> 00:12:18,140
‫و اون قهرمان‌های فضایی ‫که همه تو
مدرسه راجع ‫بهشون حرف می‌زنن، اونا...

178
00:12:20,250 --> 00:12:23,220
‫اونا... خیلی خفنن، فکر کنم.

179
00:12:23,220 --> 00:12:24,780
‫آره، برعکس تو.

180
00:12:24,780 --> 00:12:26,860
‫امکان نداره اون
موجودات ‫تو رو بخوان.

181
00:12:26,860 --> 00:12:28,100
‫جوجه دوست ندارن.

182
00:12:33,770 --> 00:12:35,890
‫رازداری هیچوقت ‫ آسون نیست.

183
00:12:35,890 --> 00:12:37,000
‫بهم اعتماد کن.

184
00:12:37,000 --> 00:12:40,940
‫هر روز می‌خواستم حقیقت رو به
‫مادربزرگت و بچه‌هامون بگم.

185
00:12:40,940 --> 00:12:43,870
‫خب، شاید اگه گفته بودی،
‫الان تو و بابا رابطه‌تون بهتر بود.

186
00:12:44,780 --> 00:12:46,440
‫نمی‌تونی گذشته رو ‫تغییر بدی، بن.

187
00:12:56,780 --> 00:12:58,520
‫حالا که حرف از گذشته شد،

188
00:12:58,520 --> 00:13:00,760
‫یادم رفت اون روز‫ اینو بهت بدم...

189
00:13:00,760 --> 00:13:02,360
‫سوغاتی‌های تابستونت.

190
00:13:02,360 --> 00:13:04,340
‫ایول!

191
00:13:13,140 --> 00:13:14,960
‫انگار یکی خونه‌ ست.

192
00:13:14,960 --> 00:13:16,150
‫- میای تو؟

193
00:13:16,150 --> 00:13:17,200
‫- نمی‌تونم.

194
00:13:17,210 --> 00:13:20,740
‫به گوئن قول دادم امروز
‫ ببرمش مسابقه کاراته.

195
00:13:20,740 --> 00:13:22,210
‫هنوز دلتنگش نشدی؟

196
00:13:22,210 --> 00:13:24,760
‫یه بارم بهش ‫فکر نکردم.

197
00:13:37,220 --> 00:13:39,200
‫سلام، بن.

198
00:13:39,200 --> 00:13:43,120
‫من و پدرت تازه داشتیم آشنا می‌شدیم.

199
00:13:49,360 --> 00:13:50,460
‫بن!

200
00:13:50,460 --> 00:13:52,770
‫تو و بابابزرگ این تابستون
 ‫با کیا آشنا شدین؟

201
00:13:52,770 --> 00:13:55,070
‫بابا، اونقدری که به ‫نظر میاد بد نیست.

202
00:13:58,600 --> 00:14:00,840
‫باشه، دروغ گفتم. ‫خیلی بدتره.

203
00:14:00,840 --> 00:14:02,640
‫آمنی‌تریکس!

204
00:14:02,640 --> 00:14:06,410
‫وگرنه پدرت با عواقبش ‫روبرو خواهد شد.

205
00:14:10,280 --> 00:14:12,340
‫باشه. تو بردی.

206
00:14:31,810 --> 00:14:34,420
‫اگه یه چیزی باشه که باعث
‫ شده باشی باور کنم، ویلگکس،

207
00:14:34,420 --> 00:14:36,220
‫اینه که هیچ‌وقت
‫حرفت رو باور نکنم!

208
00:14:44,400 --> 00:14:46,790
‫بن، چه خبر شده؟

209
00:14:47,920 --> 00:14:50,090
‫حرف بعدا، ‫زنده موندن الان.

210
00:14:50,090 --> 00:14:51,670
‫بیا تو.

211
00:14:56,720 --> 00:15:00,050
‫چطور بابابزرگ تو رو ‫با
رادار پلامبریش پیدا نکرد؟

212
00:15:00,050 --> 00:15:02,880
‫اون پهپادهای اولی ‫فقط طعمه بودن،

213
00:15:02,880 --> 00:15:08,760
‫یه میدان الکترومغناطیسی ‫ایجاد کردن تا من
و بقیه ‫بدون این که ردیابی ‫بشیم، وارد بشیم.

214
00:15:08,760 --> 00:15:09,860
‫بقیه؟

215
00:15:09,860 --> 00:15:14,040
‫من فقط قانع به نابودی ‫تو و خانواده‌ ات نیستم،

216
00:15:14,040 --> 00:15:18,640
‫من قصد نابودی کل ‫شهر نگون‌‌بختتون رو دارم!

217
00:15:59,610 --> 00:16:02,960
‫هیچوقت نباید می‌ذاشتم باهاش بری تعطیلات.

218
00:16:02,960 --> 00:16:05,430
‫بابا، هیچکدوم اینا ‫تقصیر بابابزرگ نیست.

219
00:16:05,430 --> 00:16:07,300
‫من آمنی‌تریکس ‫رو بستم به دستم.

220
00:16:07,300 --> 00:16:09,130
‫باید بابابزرگو حین عمل ببینی!

221
00:16:09,130 --> 00:16:10,520
‫بهش افتخار می‌کنی.

222
00:16:10,520 --> 00:16:11,950
‫افتخار، ها؟

223
00:16:11,960 --> 00:16:15,090
‫این چیزیه که فکر نمی‌کنم اون
‫هیچ‌وقت نسبت به من داشته باشه.

224
00:16:16,580 --> 00:16:20,610
‫ فکر کنم می‌تونیم به ‫نیمه پر لیوان نگاه کنیم.

225
00:16:20,610 --> 00:16:23,040
‫مامانت می‌خواست ‫خونه رو بازسازی کنه.

226
00:16:38,140 --> 00:16:39,990
‫نمی‌تونیم بذاریم ویلگکس
‫از این قضیه قسر در بره.

227
00:16:39,990 --> 00:16:41,250
‫بن؟

228
00:16:46,320 --> 00:16:49,070
‫پسرم، می‌دونم یه سری
چیزارو ‫باید بهت توضیح بدم،

229
00:16:49,070 --> 00:16:52,050
‫ولی الان، عمل از کلمات مهم تره،

230
00:16:52,050 --> 00:16:55,280
‫و منم سه تا کلمه دارم:
‫نشونه‌گیری و شلیک!

231
00:17:04,800 --> 00:17:06,350
‫آره خودشه!

232
00:17:06,350 --> 00:17:08,680
‫ولی این هیچی رو ‫عوض نمی‌کنه.

233
00:17:10,390 --> 00:17:11,550
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

234
00:17:12,260 --> 00:17:14,420
‫مسابقه کاراته‌ام ‫کنسل شد.

235
00:17:22,800 --> 00:17:24,900
‫چقدر رنج و عذاب.

236
00:17:25,310 --> 00:17:28,640
‫برای بیشترش آماده‌ای، تنیسون؟

237
00:17:28,910 --> 00:17:31,470
‫با منی، بی‌ریخت؟

238
00:17:38,800 --> 00:17:40,840
‫بی من چی‌کار ‫می‌کردی، ها؟

239
00:17:50,130 --> 00:17:51,800
‫بابابزرگ.

240
00:17:51,800 --> 00:17:52,470
‫انجامش بده.

241
00:17:56,080 --> 00:17:57,180
‫وقت قهرمان شدنه!

242
00:18:13,660 --> 00:18:15,520
‫تنیسون؟

243
00:18:15,520 --> 00:18:16,340
‫تو...

244
00:18:16,340 --> 00:18:19,530
‫تک تک اون‫ قهرمان‌ها منم.

245
00:18:26,950 --> 00:18:29,110
‫یادته اولین بار که بهت ‫رانندگی یاد دادم چی شد؟

246
00:18:29,110 --> 00:18:30,960
‫آره، هی می‌خوردم
‫ به در و دیوار.

247
00:18:30,960 --> 00:18:32,380
‫دقیقا منظورم همینه.

248
00:18:58,930 --> 00:19:04,020
‫خودتو برای چشیدن طعم
‫خشم مطلق من آماده کن!

249
00:19:26,580 --> 00:19:28,980
‫باید برای همیشه جلوشو بگیریم!

250
00:19:28,980 --> 00:19:31,240
‫بن، اون فناناپذیره.

251
00:19:31,240 --> 00:19:33,180
‫شایدم نباشه. ‫یه فکری دارم.

252
00:19:33,180 --> 00:19:35,860
‫یادته ازت پرسیدم می‌خوای
‫ باهام بیای سر کار؟

253
00:19:43,350 --> 00:19:45,880
‫باشه. شهر ‫رو نابود کن.

254
00:19:45,880 --> 00:19:48,870
‫ولی دیگه هیچوقت نه منو می‌بینی نه آمنی‌تریکس رو.

255
00:19:56,390 --> 00:19:59,760
‫هیچکس به این راحتی ‫ازم فرار نمی‌کنه!

256
00:20:12,480 --> 00:20:16,100
‫می‌دونستم قایم موشک ‫بازی می‌کنی، بازنده.

257
00:20:16,100 --> 00:20:17,460
‫بابا!

258
00:20:20,580 --> 00:20:22,350
‫همه زحماتم به باد رفت.

259
00:20:46,140 --> 00:20:48,640
‫بالاخره کار ‫ویلگکس تمومه.

260
00:20:48,640 --> 00:20:49,760
‫موفق شدی!

261
00:20:49,760 --> 00:20:51,390
‫موفق شدیم.

262
00:20:54,040 --> 00:20:56,650
‫هنوز یه کار ‫دیگه دارم.

263
00:20:56,650 --> 00:20:58,210
‫زود برمی‌گردم.

264
00:21:02,520 --> 00:21:05,490
‫گفتم حالا که ‫رازم فاش شده...

265
00:21:12,200 --> 00:21:14,880
‫می‌خواستم بگم شام ‫بیا خونه ما، ولی...

266
00:21:14,880 --> 00:21:17,070
‫ولی دیگه آشپزخونه نداریم.

267
00:21:17,070 --> 00:21:19,420
‫هی، من تو راست‌باکت یه چیزی
‫برای همه‌مون درست می‌کنم.

268
00:21:21,040 --> 00:21:22,780
‫تو آشپزی می‌کنی؟

269
00:21:22,780 --> 00:21:25,310
‫ بهتره بریم ‫بیرون غذا بخوریم، بابا.

270
00:21:26,310 --> 00:21:28,030
‫خب...

271
00:21:28,030 --> 00:21:30,070
‫شرت کم.

272
00:21:34,590 --> 00:21:35,620
‫اوه، آره!

273
00:21:35,620 --> 00:21:37,730
‫حالا شد یه چیزی.

274
00:21:43,010 --> 00:21:44,810
‫ تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

275
00:21:44,810 --> 00:21:45,910
‫دیگه میام اینجا.

276
00:21:45,910 --> 00:21:47,970
‫بابام اخیرا تو بلوود ‫یه کار جدید پیدا کرده.

277
00:21:47,970 --> 00:21:49,800
‫وای، نه!

278
00:21:49,800 --> 00:21:52,670
‫حسابی تو این درس‌ها می‌ترکونم.

279
00:22:00,310 --> 00:22:03,050
‫بعد از این‌که انیمو ‫و جهشیافته هاشو ترکوندیم.

280
00:22:03,050 --> 00:22:06,320
‫وقت یه زنگ تفریح ‫زودهنگامه، مگه نه، بن؟

281
00:22:06,320 --> 00:22:07,790
‫آره!

282
00:22:07,790 --> 00:22:09,520
‫وقت قهرمان شدنه!

283
00:22:09,520 --> 00:22:13,660
‫و برای بن تنیسون، که
‫نمی‌خواست تابستون تموم بشه،

284
00:22:13,660 --> 00:22:19,310
‫فاش شد که بازگشت به مدرسه،
‫صرفا یک شروع تازه بود.

285
00:22:20,000 --> 00:22:30,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
