WEBVTT

00:01.000 --> 00:11.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:11.020 --> 00:21.020
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:48.900 --> 00:51.140
!آمنی‌تریکس

00:58.560 --> 01:02.110
♪ این داستان وقتی شروع شد که یک    ♪
♪ .دستگاه فضایی کارش رو آغاز کرد   ♪

01:02.110 --> 01:05.650
‫
‫♪   و با تمام راز هایی که پنهان کرده‌‌بود،  ♪
‫♪   خودش رو به مچِ اون پسر چسبوند.   ♪

01:05.650 --> 01:08.820
♪ ،حالا اون ابرقدرت داره  ♪
♪ .اون یه بچه‌ی عادی نیست   ♪

01:08.820 --> 01:10.080
♪ !اون بن 10ـــه   ♪

01:12.680 --> 01:16.260
‫♪ پس اگه اون‌ــو ببینید،   ممکنه با   ♪
‫♪   یک شگفتی بزرگ مواجه بشید. ♪

01:16.260 --> 01:19.780
‫♪  اون جلوی چشمان شما    ♪
‫♪   به یک فضایی تبدیل می‌شه. ♪

01:19.780 --> 01:22.970
‫
‫♪   اون لزج،  عجیب،  سریع و قوی‌ــه. ♪
‫♪   و هر شکل و اندازه‌ای داره. ♪

01:22.970 --> 01:24.180
♪  !اون بن 10ـــه   ♪

01:27.050 --> 01:30.380
♪  مسلح به قدرت هایی    ♪
♪  .که در اختیار داره    ♪

01:30.380 --> 01:33.900
‫♪ ، به مبارزه با شر    ♪
‫♪    از  زمین یا فضا می‌ره. ♪

01:33.900 --> 01:37.410
‫♪ اون هیچ‌وقت متوقف نمی‌شه   ♪
‫♪   تا زمانی که دخل‌شون رو بیاره. ♪

01:37.410 --> 01:40.700
‫♪ چون اون خفن‌ترین بچه‌ای‌ـه   ♪
‫♪   که تا حالا دنیا رو نجات داده. ♪

01:40.700 --> 01:42.470
♪ !بن 10  ♪

01:42.480 --> 01:50.880
Mamood                :        تنظیم       از
Mamood                :       ترجمه       از

01:50.880 --> 01:52.730
بن 10 - فصل سوم قسمت یازدهم
نام قسمت : مهمان

02:00.680 --> 02:03.690
" مهمان "

02:04.750 --> 02:07.440
‫بن، به بابابزرگ میگم!

02:10.750 --> 02:13.600
AMOROUS INFECTI !

02:38.580 --> 02:40.640
‫ عاشق اینم که کارها خوب پیش برن.

02:46.400 --> 02:47.450
‫هی،

02:47.450 --> 02:49.980
تو اونی هستی که همیشه توجه بیشتر می‌خواد.

02:55.820 --> 02:58.230
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم از
‫خودم بودن انقدر خوشحال بشم.

02:58.230 --> 03:01.060
‫متاسفم، هاپویی ها، وقت بازی تمومه.

03:02.380 --> 03:03.820
‫اوه، مرد!

03:10.000 --> 03:12.390
‫هی، بابابزرگ، اینو ببین.

03:16.540 --> 03:19.990
‫نباید با قدرت‌هات مسخره
‫بازی کنی گوئن، جدی می‌گم.

03:19.990 --> 03:22.130
‫فکر می‌کردم بالغ تر از اینا باشی.

03:22.130 --> 03:24.330
‫انگار بابابزرگ خیلی غمگینه.

03:24.330 --> 03:25.580
واقعا؟

03:27.070 --> 03:29.240
بابابزرگ، مشکل چیه؟

03:29.240 --> 03:30.630
‫هیچی، هیچی.

03:30.630 --> 03:32.000
‫ من خوبم.

03:32.000 --> 03:35.150
‫فقط یکم باید با خودم خلوت کنم ...

03:35.150 --> 03:36.740
‫مشکلی نیست.

03:36.740 --> 03:38.740
‫پس ما میریم تو زمین بازی کنیم.

03:38.740 --> 03:40.740
‫هی، درد داشت!

03:43.080 --> 03:44.700
چت شده؟

03:44.700 --> 03:46.800
‫جدا از اون مشکل همیشگیت.

03:47.120 --> 03:50.640
‫مامانم گفته بود که بابابزرگ و مادربزرگ
‫توی سنت لوئیس با هم آشنا شدن.

03:50.640 --> 03:52.310
‫آره، خب که چی؟

03:52.310 --> 03:55.790
‫اینجا بودن یاد مادربزرگ رو براش زنده می‌کنه.

03:56.200 --> 03:58.220
‫فکر می‌کنم اون احساس تنهایی می‌کنه.

03:58.220 --> 03:59.950
‫هه! فکر کنم متوجه نیستی.

03:59.950 --> 04:02.880
‫چطور ممکنه بابابزرگ احساس تنهایی
کنه، وقتی ما همیشه کنارشیم؟

04:02.880 --> 04:05.910
‫فکر نمی‌کردم انقدر ساده باشی ...

04:19.410 --> 04:20.740
!آمنی‌تریکس

04:20.740 --> 04:21.910
‫از کجا پیداش کردی؟

04:21.910 --> 04:22.910
‫جواب بده!

04:23.200 --> 04:25.300
‫داستانش طولانیه،

04:25.300 --> 04:27.600
‫ولی اگه بخوام کوتاه بگم ...

04:27.600 --> 04:30.570
‫اهمیتی نداره، چون قرار نیست بگیریش!

04:32.960 --> 04:34.410
‫اون کجا رفت؟

04:48.790 --> 04:51.880
‫هی، آقای قهرمان، وقت استراحت تموم شد.

04:51.880 --> 04:53.530
‫برو اون آدم بده رو سرخ کن.

04:54.090 --> 04:57.000
‫من خیس آبم. حتی یه جرقه هم نمی‌تونم بزنم.

05:00.850 --> 05:03.420
!این فقط تنها شلیک اخطارمه

05:03.420 --> 05:05.500
‫حالا آروم برگرد!

05:05.500 --> 05:06.930
‫اون صدا ...

05:06.930 --> 05:07.740
مکس !؟

05:07.740 --> 05:08.840
زایلین !؟

05:08.840 --> 05:10.380
خودتی؟

05:11.960 --> 05:13.430
چیزی رو از دست دادم؟

05:13.430 --> 05:15.210
‫این بچه‌ها همراه تو هستن؟

05:34.010 --> 05:35.740
‫من هیچ خزنده بزرگی نمی‌بینم.

05:35.740 --> 05:37.510
!اینجا فقط یه مشت زباله‌ست

06:00.730 --> 06:04.340
‫اون تقریبا سه ساعته این‌جاست،
‫و یه کلمه هم باهامون حرف نزده!

06:04.340 --> 06:06.260
‫انگار اصلا وجود نداریم!

06:06.260 --> 06:08.360
‫زیاد به خودت نگیر.

06:08.360 --> 06:10.280
‫اونا فقط دارن حال و احوال همو می‌پرسن.

06:10.280 --> 06:12.340
‫خب، شما دو تا چجوری با هم آشنا شدین؟

06:12.340 --> 06:14.360
.ما خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم

06:14.360 --> 06:16.380
‫از همون روزای اول پلامبر بودنم.

06:16.740 --> 06:19.470
‫داخل سال های اول، خیلی با هم کار کردیم.

06:19.470 --> 06:21.990
‫تو حتی منو عضوِ افتخاری پلامبرها کردی.

06:27.160 --> 06:28.430
‫ خوشمزه‌ست.

06:29.820 --> 06:34.490
‫خوبه که اینجا کسی هست که
‫از دست‌پخت من خوشش میاد.

06:34.490 --> 06:39.250
‫معلومه که خانم مارمولک شام بابابزرگو دوست داره، اون کرما یکساعت پیش رو زمین داشتن راه میرفتن!

06:39.250 --> 06:41.060
‫خب، زایلین ...

06:41.060 --> 06:44.300
‫چی تو رو بعد از این همه سال به زمین برگردونده؟

06:44.300 --> 06:45.460
‫اون!

06:45.460 --> 06:47.880
‫می‌دونستم! اونم مثل بقیه‌ست.

06:47.880 --> 06:50.140
‫  فقط به آمنی‌تریکس علاقه داره.

06:50.410 --> 06:52.810
‫حالا آروم باش، بن.

06:52.810 --> 06:55.440
‫ زایلین، بهش بگو این حقیقت نداره.

06:55.440 --> 06:58.060
‫چرا نباید به آمنی‌تریکس علاقه داشته باشم؟

06:58.060 --> 06:59.640
‫من کسی هستم که اونو به زمین فرستاد.

07:00.750 --> 07:02.630
‫من داشتم آمنی‌تریکس رو حمل می‌کردم،

07:02.630 --> 07:05.930
‫که توسط دوست قدیمیمون مورد حمله قرار گرفتم.

07:26.560 --> 07:30.820
‫متوجه شدم که دیگه نمی‌تونم آمنی‌
‫تریکس رو از ویلگکس محافظت کنم،

07:30.820 --> 07:32.510
‫گذاشتمش توی یک کپسول نجات،

07:41.330 --> 07:44.060
و پرتابش ‫کردم به سیارۀ زیرین تا در امان بمونه.

07:45.750 --> 07:49.520
‫وقتی سقوط کردم، بدنم
رفت ‫تو حالت خواب زمستانی.

07:49.520 --> 07:50.420
‫ تا اینکه ...

07:50.970 --> 07:55.120
‫خب، خبر خوب اینه که ویلگکس دیگه تهدیدی نیست.

07:55.120 --> 07:59.060
‫ به لطف بن، اون داره تو نول وید آب خنک می‌خوره.

07:59.060 --> 08:03.570
‫درسته، ولی مطمئنم تو هم نقش بزرگی درش داشتی.

08:03.570 --> 08:05.810
‫خب، از اونجایی که کار ویلگکس تموم شده،

08:05.810 --> 08:07.830
‫فکر کنم دیگه نیازی نیست اینجا بمونی.

08:08.380 --> 08:10.840
‫اصلا مودبانه نبود، بنجامین.

08:14.010 --> 08:16.690
‫وسیله نقلیه من به زودی راهی میشه.

08:16.690 --> 08:19.400
‫طی این مدت، تو مهمون ما هستی.

08:19.400 --> 08:22.530
‫از این زمان برای گپ و گفت استفاده می‌کنیم.

08:22.530 --> 08:24.690
شماها با تمیزکاری که مشکلی ندارید، نه؟

08:25.560 --> 08:27.200
‫من از اون خوشم نمیاد.

08:27.200 --> 08:28.520
‫واقعا !؟

08:28.520 --> 08:30.730
کی فکرشو می‌کرد !؟

08:30.740 --> 08:33.550
مگه «فیل»، همکار قدیمی بابابزرگ رو یادت رفته؟

08:33.550 --> 08:35.570
‫باید یه تحقیق مخفیانه انجام بدم.

08:36.100 --> 08:37.320
!به سبک قهرمانا

08:38.380 --> 08:41.640
‫این ظرفا که خودشون شسته نمیشنا !

08:42.100 --> 08:43.850
‫شایدم بشن ...

08:47.620 --> 08:48.970
‫نوه هات...

08:48.970 --> 08:52.060
‫فکر نمی‌کردم روزی خانواده‌دار بشی.

08:52.330 --> 08:53.840
دلت برای دوران پلامبریت تنگ نشده؟

08:53.840 --> 08:58.010
‫خب، ما اینجا هنوزم هیجان های خودمونو داریم.

08:58.630 --> 09:01.690
‫مخصوصا از وقتی  اون هدیۀ
‫ کوچیک رو برامون فرستادی.

09:02.140 --> 09:05.990
‫ از آخرین باری که دیدمت اصلا پیر نشدی.

09:05.990 --> 09:08.850
‫اگه اینطوری پیش بره، شیرۀ درخت بالا میارم!

09:08.850 --> 09:10.640
‫اون شبو یادت میاد؟

09:10.640 --> 09:12.250
‫چطور می‌تونم فراموش کنم؟

09:14.120 --> 09:17.360
‫شایعات میگن که یه سلاح ژنتیکی جدید پیدا شده.

09:17.750 --> 09:19.950
‫مطمئنی نظرتو عوض نمی‌کنی و با من نمیای؟

09:20.330 --> 09:21.510
‫وسوسه‌کننده‌ست،

09:21.510 --> 09:23.630
‫ولی تا وقتی ویلگکس رو از پا درنیاوردم،

09:23.630 --> 09:25.150
‫باید اینجا بمونم.

09:25.930 --> 09:27.950
‫ولی ما همیشه «رازول» رو خواهیم داشت.

09:25.930 --> 09:27.950
رازوِل، یک شهر در نیومکزیکو هست، که مکس )
و زایلین بیشتر وقتشونو اونجا گذروندن. در دنیای

09:25.930 --> 09:27.950
واقعی،   شهر رازول به‌خاطر مشاهده‌ی سقوط یه
(.یو‌اف‌او ‌ مشکوک در سال 1947 شناخته می‌شه

09:42.030 --> 09:46.110
‫با نبود ویلگکس، دیگه چیزی تو رو اینجا نگه نمی‌داره.

09:46.110 --> 09:48.380
‫می‌تونم اونجا رو کمکت تو حساب کنم.

09:48.380 --> 09:50.370
‫یه پیشنهاد وسوسه‌کنندۀ دیگه...

09:51.220 --> 09:52.720
!امکان نداره

09:55.240 --> 09:56.640
‫نپرس.

09:57.230 --> 09:59.770
‫خب، جریان بابابزرگ و زایلین چیه؟

09:59.770 --> 10:03.590
‫باید تو همون فرصتی که داشتم
‫ شوتش می‌کردم به فضا.

10:03.590 --> 10:05.550
‫انگار بابابزرگ اونو دوست داره.

10:05.550 --> 10:07.550
‫شاید باید بهش فرصت بدیم.

10:08.510 --> 10:09.480
‫درسته.

10:09.480 --> 10:12.200
‫بعدشم ازمون می‌خواد صداش
‫کنیم "مامان‌بزرگ مارمولک".

10:12.200 --> 10:13.260
.بیخیالش شو

10:29.160 --> 10:31.630
‫اون یکی از رفقای رباتی ویلگکس نیست؟

10:36.280 --> 10:38.160
‫حتما دنبال ‌آمنی‌تریکس‌ـــه!

10:43.000 --> 10:44.820
‫اینو می‌خوای؟

10:50.150 --> 10:52.340
‫ باید از من بگیریش!

10:58.070 --> 10:59.630
چه خبر شده !؟

11:02.600 --> 11:05.840
‫خودم از پسش برمیام! نیازی به کمک تو ندارم!

11:17.010 --> 11:19.190
EMOCHA OBJECTIA !

11:33.880 --> 11:35.910
‫داره راست‌باکت رو کنترل می‌کنه!

12:01.640 --> 12:02.390
! زایلین

12:10.670 --> 12:12.670
‫ما تیم خوبی هستیم.

12:12.670 --> 12:14.160
‫همیشه بودیم.

12:23.420 --> 12:26.450
.بابت راست‌باکت متاسفم بابابزرگ

12:26.450 --> 12:28.900
‫فکر کنم یکم زیاده روی کردم.

12:28.900 --> 12:31.640
‫آره ... شاید فقط یکم.

12:41.550 --> 12:44.940
‫حدس می‌زنم اون «مکا دروید»
‫همراه با تو سقوط کرد روی زمین.

12:45.210 --> 12:48.530
‫و انگار می‌خواد خودشو ادغام کنه، مثل اون ‌یکی ربات.

12:45.210 --> 12:48.530
(.منظورش اون رباتیه که داخل قسمت 9 فصل 1 با روجو ادغام شد)

12:48.890 --> 12:52.790
‫ظاهرا اونا قابلیت اینو پیدا کردن که
‫وسایل مکانیکی رو با هم ادغام کنن.

12:52.790 --> 12:54.830
‫تا برنامه‌شون رو به انجام برسونن ...

12:54.830 --> 12:56.540
‫ یعنی آمنی‌تریکس رو بدست بیارن.

12:56.990 --> 13:00.220
‫تو مطمئنی مکا دروید
نابود شده، درسته؟

13:00.220 --> 13:02.970
‫ آره، من مطمئنم که مکا دروید نابود شده بود.

13:02.970 --> 13:04.230
‫بی‌خیال.

13:15.140 --> 13:16.780
‫ اگه واقعا می‌خواستی مفید باشی،

13:16.780 --> 13:19.630
یه ‫«گالوانیک مکامورف» رو انتخاب می‌کردی.

13:20.890 --> 13:22.440
‫منظورش نژاد آپگریده.

13:22.780 --> 13:25.030
‫درسته، ولی تو رئیس من نیستی.

13:25.030 --> 13:26.680
.بیخیال، بن

13:26.680 --> 13:29.940
‫زایلین احتمالا یه چیزایی درباره آمنی‌تریکس بدونه.

13:29.940 --> 13:31.620
‫شاید باید بهش گوش بدی.

13:31.900 --> 13:33.460
‫تو طرف اونی؟

13:33.460 --> 13:35.240
‫داری غیر منطقی رفتار می‌کنی.

13:35.240 --> 13:39.790
‫اگه من اینقدر بی‌لیاقتم، اصلا
چرا ساعت رو برای من فرستادی؟

13:39.790 --> 13:42.270
‫من آمنی‌تریکس رو برای تو نفرستادم.

13:42.270 --> 13:46.130
‫تو اون رو قبل از اینکه به مالک اصلی‌اش برسه پیدا کردی.

13:46.350 --> 13:47.210
‫چی؟

13:47.210 --> 13:51.300
‫کپسول نجات کمی از مسیر اصلیش منحرف شد.

13:55.140 --> 13:57.370
‫من به‌اشتباه مالک ساعت شدم؟

13:59.160 --> 14:00.110
.صدالبته

14:00.110 --> 14:05.210
‫نو که فکر نکردی من عمدا قوی‌ترین
دستگاه دنیا رو ‫برای یه بچه فرستادم،

14:05.210 --> 14:06.060
درسته؟

14:06.060 --> 14:08.400
‫داشتم اونو برای مکس می‌فرستادم.

14:09.270 --> 14:11.110
‫فکر کنم اینطوری منطقی‌تره،

14:11.110 --> 14:13.080
‫چون بابابزرگ یه پلامبره و اینا ...

14:14.110 --> 14:15.480
‫اوه، خب، عالیه!

14:15.480 --> 14:16.800
‫پس پسش بگیر،

14:16.800 --> 14:19.330
‫اونموقع می‌تونید باهم دور دنیا بگردید.

14:19.330 --> 14:21.090
! به یه ورمم نیست

14:21.090 --> 14:22.720
‫بن !

14:22.720 --> 14:23.650
‫برو پیشش گوئن.

14:25.850 --> 14:27.050
چیز اشتباهی گفتم؟

14:29.750 --> 14:30.870
‫منو تنها بذارید.

14:32.490 --> 14:36.390
‫ساعت قرار نبود مال تو باشه؟ خب که چی؟

14:36.390 --> 14:39.300
‫تا الان هم خیلی خوب باهاش کار کردی.

14:39.300 --> 14:41.110
‫مسئله فقط ساعت نیست، اسکل.

14:41.430 --> 14:42.590
‫نمی‌فهمی؟

14:42.590 --> 14:45.660
‫اون می‌خواد بابابزرگو با خودش ببره، مثل قبل،

14:45.660 --> 14:48.970
‫فقط این دفعه، اون دلیلی برای موندن نداره.

14:54.850 --> 14:56.500
‫متاسفم، مکس.

14:56.500 --> 15:00.130
‫بچه‌های انسانی برای من خیلی مبهم هستن.

15:00.120 --> 15:02.830
‫در سیارۀ من، وقتی از تخم بیرون
‫میای، باید روی پای خودت باشی.

15:02.830 --> 15:06.450
.خب، به زودی دیگه نیازی نیست نگرانشون باشی

15:09.470 --> 15:11.040
‫مکا دروید.

15:17.850 --> 15:18.850
! زایلین

15:41.850 --> 15:42.760
‫نه!

15:46.090 --> 15:47.550
‫بابابزرگ!

15:52.630 --> 15:54.630
‫تو گفتی نابودش کردی.

15:55.160 --> 15:57.830
‫هممون اینطور فکر می‌کردیم.
‫ولی الان دیگه مهم نیست.

15:58.230 --> 15:59.470
‫ نیست؟

15:59.470 --> 16:00.080
‫صبر کن.

16:00.080 --> 16:05.230
اگه اون چیز فقط آمنی‌تریکس رو
می‌خواد، چرا بابابزرگ رو دزدید؟

16:05.790 --> 16:08.140
‫چون می‌دونه من میرم نجاتش بدم.

16:08.140 --> 16:09.330
‫ یه تله‌ست.

16:09.340 --> 16:10.350
‫دقیقا.

16:10.350 --> 16:11.000
‫ به همین دلیل-

16:11.000 --> 16:16.450
‫ببین، می‌دونم می‌خوای بگی
‫آمنی‌تریکس از هر موجودی مهم‌تره.

16:16.450 --> 16:17.600
‫خب، هست.

16:17.600 --> 16:20.520
‫ولی محاله بذاریم اون سطل
‫‌آشغال متحرک بهش آسیبی برسونه.

16:20.520 --> 16:21.420
‫موافقم-

16:21.420 --> 16:23.910
‫پس کمکمون کن یا از سر راهمون کنار برو چون-

16:29.000 --> 16:31.060
‫ساکت شو و گوش بده.

16:31.060 --> 16:33.590
‫شما تنها کسانی نیستید که به مکس اهمیت میدید.

16:33.590 --> 16:37.560
‫اگه با هم کار کنیم، می‌تونیم هم اون،
‫و هم آمنی‌تریکس رو نجات بدیم.

16:39.360 --> 16:40.640
‫آتش‌بس؟

16:44.050 --> 16:44.960
‫آتش‌بس.

16:44.960 --> 16:46.110
‫زمان برامون حیاتیه.

16:46.110 --> 16:48.970
‫درحالی که ما اینجا ایستادیم،
‫اون داره مدام چیز جمع می‌کنه.

16:48.970 --> 16:51.490
‫و برای نبرد نهاییش با ما قوی‌تر میشه.

16:52.020 --> 16:55.740
‫مکا دروید کجا به بیشترین
اقلام مکانیکی دسترسی داره؟

16:55.740 --> 16:59.320
‫سنت لوئیس بزرگ‌ترین بندر
‫رودخانه‌ای تو ایالات متحده‌ست.

16:59.900 --> 17:01.520
‫اسکله‌ها.

17:12.840 --> 17:13.850
‫بابابزرگ!

17:14.870 --> 17:16.580
‫بن، برو!

17:16.580 --> 17:20.100
‫اون کنترلِ نانوتکِ داخلِ لباس
‫پلامبریِ منو بدست گرفته.

17:26.300 --> 17:28.980
‫هر کاری که لازمه انجام بده تا اینو از پا بندازی.

17:29.240 --> 17:31.630
‫حتی اگه منم همراهش از بین برم.

17:31.630 --> 17:32.620
‫ببخشید، بابابزرگ.

17:32.620 --> 17:34.010
‫ولی این گزینه وجود نداره.

17:34.010 --> 17:35.540
‫اینو می‌خوای؟!

17:35.540 --> 17:39.240
‫بابابزرگم رو مستقیما باهاش معاوضه می‌کنم!

17:39.620 --> 17:40.960
!بن، این کارو نکن

17:43.530 --> 17:45.100
‫ما می‌دونیم چی کار می‌کنیم.

17:45.100 --> 17:45.870
ما ؟

17:51.860 --> 17:54.700
‫مکس، باید جاهای بهتری همدیگه‌رو ببینیم.

18:02.110 --> 18:02.890
‫گوئن !

18:56.140 --> 18:59.310
‫برای شکست دادنش باید مکا
‫دروید اصلی رو نابود کنیم.

18:59.710 --> 19:02.070
!آپگرید مخصوص این کاره

19:02.070 --> 19:04.940
‫من ایده بهتری دارم، ولی باید بهم اعتماد کنی.

19:04.940 --> 19:06.710
‫زندگی بابابزرگت به این بستگی داره.

19:13.240 --> 19:16.300
‫این یارو قراره چیکار کنه؟

19:16.300 --> 19:17.760
‫قراره اونو ببلعی.

19:18.970 --> 19:22.210
‫به معنای واقعی کلمه ببلعش، قدرتت همینه.

19:22.210 --> 19:24.600
‫خب، راستش یکم گشنمه.

19:52.040 --> 19:53.090
‫حالا، تف کن!

19:55.970 --> 19:58.600
‫باحاله! تف‌های انفجاری!

19:59.400 --> 20:01.340
‫من قدرت «آپچاکی» دارم!

19:59.400 --> 20:01.340
(.آپچاک به معنی استفراغ و تهوع هست)

20:01.340 --> 20:05.780
‫اوه، عالیه! از قبل هم چندش تر شدی!

20:06.040 --> 20:07.510
‫من مکس رو نجات میدم.

20:08.250 --> 20:09.620
‫ولش کن!

20:17.000 --> 20:18.350
‫بن، صبر کن!

20:24.930 --> 20:26.440
!حالا وقت دسره

20:45.770 --> 20:47.150
‫کارت حرف نداشت، بن!

20:51.500 --> 20:52.900
‫ربات بد.

20:52.900 --> 20:54.770
‫یه دهان‌شویه ای چیزی دارید؟

20:57.830 --> 21:01.520
‫می‌خواستم بابت اسکل‌بازی هام عذر‌خواهی کنم.

21:01.520 --> 21:03.900
‫فکر کنم فقط حسود بودم.

21:03.900 --> 21:07.610
‫ ولی اگه تو بابابزرگ رو خوشحال کنی، منم خوشحالم.

21:08.200 --> 21:11.250
تو قطعا یه تنیسون واقعی ای. درسته؟

21:12.970 --> 21:14.820
‫خوب ازش مراقبت کن، بن.

21:14.820 --> 21:17.480
.ویلگکس تنها کسی نیست که بهش علاقه‌منده

21:17.910 --> 21:18.800
‫خب،

21:18.800 --> 21:21.990
‫موفق شدی یه فضایی دیگه
‫رو هم تحت تأثیر قرار بدی.

21:22.310 --> 21:24.760
‫ وقتشه بذاریم بابابزرگ خداحافظیش رو کنه.

21:24.770 --> 21:26.800
‫آره، ولی با کی؟

21:26.800 --> 21:29.040
‫تو نمیای، درسته؟

21:29.040 --> 21:35.650
‫کهکشان واقعا وسیعه، ولی در حال
‫حاضر، کل دنیای من این بچه‌ها هستن.

21:40.830 --> 21:41.980
!چندش

21:47.330 --> 21:49.550
‫ولی ما همیشه «رازول» رو خواهیم داشت.

21:57.480 --> 21:59.240
‫فکر کردیم قراره از دستت بدیم، بابابزرگ.

21:59.750 --> 22:02.570
‫نه، به این راحتی نمی‌تونید از شر من خلاص شید.

22:02.570 --> 22:03.850
!بیاید بریم

22:04.950 --> 22:06.130
‫- صندلی جلو!
‫- صندلی جلو!

22:06.130 --> 22:08.190
‫- من اول گفتم!
‫- من اول گفتم!

22:08.190 --> 22:09.760
‫- نگفتی!
‫-   گفتم!

22:17.000 --> 22:27.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
