WEBVTT

00:04.150 --> 00:06.690
[ .به دری‌ویل خوش آمدید ]

00:12.210 --> 00:13.850
‫ش-شاید ما نباید این‌جا باشیم.

00:16.870 --> 00:20.580
‫می‌دونستم نباید ‫میاوردیمش. ‫اون یه بچه‌ننه‌ست.

00:20.580 --> 00:23.710
‫یالا، تاد. ‫الان جا نزن. ‫فقط یکم خوش‌گذرونیه.

00:23.710 --> 00:26.960
‫گاو رو هل می‌دی و دیگه نمی‌تونه پاشه.

00:26.960 --> 00:28.930
‫حتی بهت اجازه میدیم ‫اولی‌ رو تو بندازی،

00:28.940 --> 00:32.100
‫مگر این‌که، نی‌نی کوچولو بخواد بره خونه.

00:32.100 --> 00:36.050
‫تا مامان جون پوشکشو عوض کنه.

00:58.980 --> 01:00.070
‫محشره!

01:06.950 --> 01:08.450
‫هی، دارن کجا میرن؟

01:16.480 --> 01:17.950
‫برو عقب، گاونیش!

01:22.880 --> 01:24.730
‫آره. خودشه.

01:24.730 --> 01:27.320
‫ با ‫تاد مِیپِل‌وود در نیوفتین!

01:32.660 --> 01:34.170
‫مومیایی!

01:34.190 --> 01:44.190
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:44.770 --> 01:48.320
♪ این داستان وقتی شروع شد که یک    ♪
♪ .دستگاه فضایی کارش رو آغاز کرد   ♪

01:48.320 --> 01:51.860
‫
‫♪   و با تمام راز هایی که پنهان کرده‌‌بود،  ♪
‫♪   خودش رو به مچِ اون پسر چسبوند.   ♪

01:51.860 --> 01:55.030
♪ ،حالا اون ابرقدرت داره  ♪
♪ .اون یه بچه‌ی عادی نیست   ♪

01:55.030 --> 01:56.290
♪ !اون بن 10ـــه   ♪

01:58.890 --> 02:02.470
‫♪ پس اگه اون‌ــو ببینید،   ممکنه با   ♪
‫♪   یک شگفتی بزرگ مواجه بشید. ♪

02:02.470 --> 02:05.990
‫♪  اون جلوی چشمان شما    ♪
‫♪   به یک فضایی تبدیل می‌شه. ♪

02:05.990 --> 02:09.180
‫
‫♪   اون لزج،  عجیب، سریع و قوی‌ــه. ♪
‫♪   و هر شکل و اندازه‌ای داره. ♪

02:09.180 --> 02:10.390
♪  !اون بن 10ـــه   ♪

02:13.260 --> 02:16.590
♪  مسلح به قدرت هایی    ♪
♪  .که در اختیار داره    ♪

02:16.590 --> 02:20.110
‫♪ ، به مبارزه با شر    ♪
‫♪    از  زمین یا فضا می‌ره. ♪

02:20.110 --> 02:23.620
‫♪ اون هیچ‌وقت متوقف نمی‌شه   ♪
‫♪   تا زمانی که دخل‌شون رو بیاره. ♪

02:23.620 --> 02:26.910
‫♪ چون اون خفن‌ترین بچه‌ای‌ـه   ♪
‫♪   که تا حالا دنیا رو نجات داده. ♪

02:26.910 --> 02:28.680
♪ !بن 10  ♪

02:28.690 --> 02:37.090
Mamood                :        تنظیم       از
Mamood                :       ترجمه       از

02:37.090 --> 02:38.930
بن 10 - فصل سوم قسمت هشتم
نام قسمت : تحت پوشش

02:43.540 --> 02:46.690
"تحت پوشش"

02:47.270 --> 02:49.510
‫تابستون عالیه ها!

02:49.510 --> 02:52.650
‫کل روز کاری نمی‌کنی و فقط می‌شینی- ...

02:53.160 --> 02:53.670
‫هی.

02:54.930 --> 02:57.180
‫بابابزرگ، چه خبره؟

02:57.180 --> 02:59.870
‫خبر اینه که آبِ حموم تموم شده.

03:00.040 --> 03:01.200
‫دوباره.

03:01.200 --> 03:03.670
‫وظیفۀ توـــه که مخزن رو ‫پر نگه داری، بن.

03:03.670 --> 03:05.800
.‫درسته، ولی بعدا

03:06.010 --> 03:06.760
‫آره حتما.

03:06.760 --> 03:10.500
‫مثل مرتب کردن تختت و بیرون بردن آشغالا.

03:10.500 --> 03:12.860
‫تو یکی دیگه حرف نزن، ‫خانم خانما.

03:12.860 --> 03:16.840
‫بنظرت اون ظرفا خودشون شسته می‌شن؟

03:16.840 --> 03:19.290
‫ولی الان تعطیلات ‫تابستونه، بابابزرگ.

03:19.590 --> 03:20.250
‫آره.

03:20.250 --> 03:24.170
‫اگه قرار بود کارای خونه رو کنیم، همونجا می‌موندیم.

03:24.170 --> 03:26.230
‫همگی برای یکم ‫هوای تازه آماده‌این؟

03:26.230 --> 03:28.790
دنبال یه فرصت برای برقراری ارتباط با حیوانات‌ــید؟

03:28.790 --> 03:33.530
‫کسی رو می‌شناسین که باید
‫ارزشِ یکم کار سخت رو بفهمه؟

03:33.530 --> 03:38.580
‫پس خانواده‌تون رو برای یک هفته در کمپ
‫خانوادگیِ مزرعه "دری‌ویل" ثبت نام کنید.

03:38.580 --> 03:43.260
‫و زندگی رو در یک مزرعۀ واقعی تجربه کنید.

03:43.260 --> 03:46.390
‫از اون نگاه توی چشماش ‫خوشم نمیاد.

03:46.390 --> 03:48.200
‫به من اعتماد کنین. ‫عاشقش میشید.

03:48.200 --> 03:52.610
‫وقتی بچه بودم، هر تابستون
‫رو داخل مزرعۀ عموم بودم.

03:52.610 --> 03:56.770
‫فهمیدن ارزشِ یکم کار سخت دقیقا
‫همون چیزیه که شماها لازم دارید.

04:00.530 --> 04:02.130
‫خوش اومدین. ‫من جُون میپل‌وودم.

04:02.130 --> 04:03.690
‫اینم پسرم، تاد.

04:03.690 --> 04:05.210
‫شما باید تنیسون‌ها باشین.

04:05.210 --> 04:07.180
‫بله. مکس صدام کنین.

04:07.180 --> 04:11.190
‫و این تازه‌کارا هم نوه‌هام، ‫بن و گوئن هستن.

04:11.190 --> 04:12.100
‫سلام!

04:12.100 --> 04:13.190
‫- هی.
‫- هی.

04:13.940 --> 04:15.240
‫خب، خوش‌ و بش کردن کافیه.

04:15.240 --> 04:16.240
‫شما اینجایید که کار کنید.

04:16.240 --> 04:18.690
‫می‌تونین با خالی کردن بار اون ماشین شروع کنید.

04:19.550 --> 04:21.380
.بسیار خب

04:29.090 --> 04:30.060
.اوه، مرد

04:30.060 --> 04:32.760
‫حتما هزار تا از اینا اینجاست.

04:32.760 --> 04:34.340
‫این مثل یه کار واسه...

04:34.340 --> 04:38.240
‫بن «برای پر کردن یه مخزن
‫آب زیادی تنبلم» تنیسونه...

04:38.240 --> 04:41.150
‫و فقط خودش... اگه بفهمی ‫چی میگم.

04:43.060 --> 04:48.710
‫چرا حس می‌کنم قسمت باحال
‫تابستونمون یهو تموم شد؟

04:52.620 --> 04:54.970
‫خب، اینم از آخریش.

04:55.740 --> 05:01.810
‫هیچی مثل یه عرقِ حسابی
‫ ریختن نمیشه، نه بچه‌ها؟

05:01.810 --> 05:04.240
‫بیاین غذا بخوریم!
‫وقتِ شامه!

05:09.300 --> 05:11.020
‫غذای خوبیه، جون.

05:11.020 --> 05:14.850
‫آره، حداقل این‌دفعه ‫توش کرم نیست.

05:14.850 --> 05:19.080
‫ نه تلویزیون، نه بازی
ویدیویی، ‫نه مرکز خرید.

05:19.080 --> 05:21.130
‫شماها اینجا برای ‫هیجان چیکار می‌کنین؟

05:21.140 --> 05:23.260
‫باورت نمیشه ‫دیشب چی دیدم.

05:23.260 --> 05:24.670
‫ از این حرفا نزن.

05:24.670 --> 05:27.350
‫هیچکس به داستانای ‫خیالیت علاقه نداره.

05:27.350 --> 05:30.470
‫بیاین این ظرفارو بشوریم ‫و بعد بخوابیم.

05:30.470 --> 05:31.910
‫چی؟!

05:31.910 --> 05:33.780
‫ولی هنوز هوا روشنه.

05:33.780 --> 05:34.730
‫بهم اعتماد کنین.

05:34.730 --> 05:38.030
‫صبح که بشه خوشحال میشید که زود خوابیدید.

05:41.070 --> 05:42.740
‫خب، بگو ببینم چیه.

05:42.740 --> 05:44.370
‫دیشب چی دیدی؟

05:44.370 --> 05:47.010
‫هیچی. ‫به هرحال شماها باور نمی‌کنین.

05:47.010 --> 05:48.090
‫می‌تونی اعتماد کنی.

05:48.090 --> 05:50.970
‫ما این تابستون کُلی چیزای ‫عجیب غریب دیدیم.

05:50.970 --> 05:54.560
‫خب، من تو چراگاه پیرمرد ‫جانسون بودم که،

05:54.560 --> 05:58.860
‫درست جلو چشمام،
‫بزرگتر از هرچیزی که فکرشو کنید...

05:58.860 --> 05:59.620
‫یه مومیایی بود!

05:59.610 --> 06:02.420
‫یه مومیایی مصریِ ‫واقعی و زنده.

06:02.420 --> 06:04.140
‫- واقعا؟
‫- واقعا؟

06:07.360 --> 06:09.980
‫اینم از این... خونۀ قشنگتون تا هفتۀ بعد.

06:11.490 --> 06:13.110
‫این چه بو‌ـــیه؟

06:13.110 --> 06:15.640
‫اوه، اینجا لونۀ مرغا هم هست.

06:15.640 --> 06:16.270
‫صبح میبینمتون.

06:18.940 --> 06:20.920
‫عالی نیست؟

06:20.920 --> 06:23.420
‫هیچی مثل بوی هوای ‫روستا نمیشه.

06:24.300 --> 06:26.440
‫از اینم میتونه بدتر بشه؟

06:28.000 --> 06:29.250
‫هی!

06:33.080 --> 06:35.740
‫انگار تخم مرغ صبحونه‌مون هم جور شد.

06:44.940 --> 06:46.840
‫جایی میری؟

06:47.390 --> 06:48.950
‫همون‌جایی که تو میری.

06:50.230 --> 06:52.370
‫- شکار مومیایی.
‫- شکار مومیایی.

07:08.350 --> 07:10.120
‫فکر می‌کنی مقبره‌ــش اونجا بوده؟

07:10.120 --> 07:13.700
‫یه مقبرۀ مصری ‫تو کارولینای جنوبی؟

07:23.720 --> 07:25.230
‫درسته من بچۀ شهرم،

07:25.230 --> 07:28.510
‫ولی گاوها که نباید ‫این شکلی باشن، درسته؟

07:31.550 --> 07:32.590
‫برو اونور!

07:41.240 --> 07:42.370
‫مرسی.

07:48.000 --> 07:50.590
‫تورو، تورو!

07:48.000 --> 07:52.640
(.اصطلاحاتی که ماتادورها برای تحریک گاو به کار می‌برند)

07:51.410 --> 07:52.640
‫اوله!

07:57.170 --> 07:58.750
‫بن، پشت سرت!

08:01.860 --> 08:02.730
‫بیخیالش.

08:23.030 --> 08:25.680
‫اول مومیایی، حالا هم گاوهای جهش‌یافته؟

08:25.680 --> 08:28.120
تو این مزرعۀ عجیب چه‌خبره؟

08:28.120 --> 08:29.860
‫یه راه برای فهمیدنش هست.

08:29.860 --> 08:33.080
‫ردِ درخشان رو دنبال می‌کنم.

08:33.760 --> 08:38.530
‫بنجامین تنیسون، اصلا به
‫سرت نزنه که منو همین‌جا...

08:38.530 --> 08:39.540
‫تنها بذاری...

08:46.220 --> 08:47.160
‫واو.

08:47.160 --> 08:49.080
‫انگار حق با تاد بود.

08:49.080 --> 08:52.140
‫ولی چرا یه مومیایی باید بخواد برگرده زیر زمین؟

09:04.960 --> 09:06.980
‫واو!

09:50.490 --> 09:53.110
‫متنفرم از وقتی این اتفاق میوفته.

10:05.320 --> 10:08.250
سر نجات دادن هم‌دیگه بی‌حساب شدیم؟

10:08.250 --> 10:09.380
‫آره.

10:09.380 --> 10:10.720
‫ولی مومیاییه کو؟

10:10.720 --> 10:11.960
‫مثل فیلما بود...

10:13.420 --> 10:16.230
‫داشت تو اون گودال دنبال یه چیز ‫درخشان می‌گشت،

10:16.230 --> 10:17.150
‫ولی الان غیبش زده.

10:20.640 --> 10:22.780
‫اوه مرد، خیلی کوفته‌ام.

10:22.780 --> 10:24.960
‫می‌تونم تا یه هفته بخوابم.

10:28.380 --> 10:30.700
‫از خواب پاشید، خوابالوها.

10:30.700 --> 10:31.920
‫شوخیت گرفته؟

10:31.920 --> 10:33.700
‫ساعت ۵ صبحه.

10:33.700 --> 10:36.690
‫اون گاوا که خودشون ‫دوشیده نمی‌شن.

10:39.960 --> 10:42.740
‫خوشحال نیستید که ‫زود خوابیدید؟

10:46.270 --> 10:48.120
‫فقط فشار بده و بکش.

10:48.120 --> 10:49.680
‫فشار بده و بکش.

10:50.340 --> 10:52.310
‫مگه دستگاهی برای این ‫کار وجود نداره؟

10:52.310 --> 10:55.590
‫مامان اعتقادی بهشون نداره.
‫می‌گه گاوها رو می‌ترسونه.

10:55.950 --> 10:58.230
‫هیچ کار دیگه‌ای نیست که ‫انجام بدیم؟

10:58.230 --> 11:02.270
‫خب، فضولات باید ‫با بیل جمع بشه.

11:02.930 --> 11:03.760
‫- شیر دوشی.
‫- شیر دوشی.

11:09.420 --> 11:11.540
‫این تا ابد طول می‌کشه...

11:11.540 --> 11:14.780
‫مگه این‌که یه کمک ریز ‫ویژه بگیریم.

11:14.780 --> 11:19.480
‫بن، بابابزرگ عینا ‫گفت برای این کارا تبدیل به فضایی نشی.

11:19.480 --> 11:21.950
‫آره، فکر کنم حق با توئه.

11:21.950 --> 11:27.370
‫تو که نمی‌خوای تجربۀ دوشیدن
‫این‌همه گاو رو از دست بدی؟

11:30.210 --> 11:31.600
‫پس منتظر چی هستی؟

11:31.600 --> 11:33.040
‫زودباش تبدیل شو.

11:35.770 --> 11:39.450
‫ایول! داره عالی پیش میره.

11:39.450 --> 11:41.340
‫وایسا ببینم.

11:41.340 --> 11:45.450
‫منم به اندازۀ تو ‫از این کار خوشم نمیاد.

11:45.450 --> 11:47.490
‫هی، اون یکی تقریبا پر شده بود!

11:52.320 --> 11:54.720
‫اون تو اوضاع چطوره؟

11:58.600 --> 12:01.270
‫اوه، فقط دارم می‌دوشم.

12:03.500 --> 12:05.310
‫اون پسرعموت کجاست؟

12:05.310 --> 12:08.090
‫اون... رفت چند تا سطل دیگه بیاره.

12:09.570 --> 12:13.000
‫خب، وقتی کارت تموم
‫شد، تاد رو پیدا کن...

12:14.450 --> 12:17.160
‫اون بقیه کارا رو بهت می‌گه.

13:29.770 --> 13:32.900
‫خب، تو باید هر روز ‫این‌جوری کار کنی؟

13:32.900 --> 13:33.510
‫نه.

13:33.510 --> 13:36.080
‫حین فصلای کاشت ‫و برداشت،
‫کارمون انقدر آسون نیست.

13:36.080 --> 13:39.010
‫ولی راستشو بخوای،
‫حداقل سرت گرم می‌مونه.

13:39.010 --> 13:40.900
‫معمولا اینجا خیلی ‫کسل کننده‌ست.

13:40.900 --> 13:44.750
‫مگه هرروز یه ‫مومیامی با
صاعقۀ بنفش پیداش می‌شه؟

13:44.750 --> 13:46.840
‫- صاعقه‌ی بنفش؟
‫- صاعقه‌ی بنفش؟

13:46.840 --> 13:48.570
‫صاعقه‌ی بنفش؟

13:48.570 --> 13:51.590
‫درست مثل وقتی که با اون
‫گرگینۀ فضایی برخورد کردیم.

13:51.590 --> 13:54.230
‫امکان نداره فقط ‫یه تصادف باشه.

13:54.230 --> 13:55.520
‫مطمئن نیستم،

13:55.520 --> 13:57.450
‫ولی نمی‌تونه چیز خوبی باشه.

13:57.450 --> 13:58.350
‫بیاین.

13:58.350 --> 14:02.070
‫وقتی یه‌سری وسایل
‫برمی‌دارم بقیش رو تعریف کنید.

14:02.070 --> 14:04.970
‫خب، این قضیه گاوای
جهش‌یافته‌ ‫رو توضیح میده،

14:04.970 --> 14:07.220
‫ولی ما یه مشکل بزرگ‌تر داریم.

14:07.220 --> 14:10.380
‫بزرگتر از یه مومیایی وحشی ‫و گاوهای هیولا؟

14:10.380 --> 14:13.420
‫ردی از ‫'کرودیوم' پیدا کردم.

14:13.420 --> 14:17.170
‫اون یه مادۀ معدنی پرانرژیه که
‫به طور طبیعی رو زمین پیدا نمیشه.

14:17.170 --> 14:21.550
‫به‌نظرم یک شهاب سنگ چندهزار
‫سال پیش به اینجا خورده باشه.

14:21.550 --> 14:23.800
‫و تکه‌هاش تو کل منطقه ‫پخش شده باشه.

14:23.800 --> 14:26.010
‫مومیاییه کلکسیون سنگ داره؟

14:26.010 --> 14:27.740
‫متاسفانه نه، بن.

14:27.740 --> 14:31.570
‫اون یه منبع انرژی قدرتمنده
‫که خیلی غیرقابل پیشبینیه.

14:31.570 --> 14:33.570
‫همین باعث ‫جهش گاو ها شده.

14:33.570 --> 14:36.880
‫پس اگه مومیاییه بازم کرودیوم گیر بیاره،

14:36.880 --> 14:42.290
‫می‌تونه هر موجود زنده‌ای ‫در ساحل
شرقی رو ‫تبدیل به همین هیولاها بکنه.

14:47.300 --> 14:51.840
‫اسکنر نشون میده که مقدار
‫کرودیوم ‫اونجا از همه جا بیشتره.

14:51.840 --> 14:53.020
‫'لبنیات دیگبی' ؟

14:53.020 --> 14:54.580
‫اونا بستنی مورد علاقه‌ی منو میسازن!

15:06.770 --> 15:10.390
‫ یه تیکه‌ی بزرگ از ‫کرودیوم همینجا دفن شده،

15:10.390 --> 15:11.920
‫زیر بتن.

15:11.920 --> 15:12.900
‫بسپارش به من.

15:28.990 --> 15:30.030
‫بن، صبر کن.

15:34.400 --> 15:35.370
‫پیداش کردم.

15:37.850 --> 15:39.830
.خسته نباشی، نابغه

15:39.830 --> 15:42.350
‫تو همین الان کارِ مومیایی
رو ‫براش انجام دادی.

15:42.350 --> 15:44.180
‫اوه...  آره.

15:45.220 --> 15:46.990
‫مهمون داریم.

15:56.560 --> 16:00.190
‫فکر نکنم واسه شکلات خوردن اینجا باشه.

16:03.560 --> 16:05.480
‫این باید درد داشته باشه.

16:06.060 --> 16:06.780
‫هی، ولم کن.

16:13.010 --> 16:14.650
‫کرودیوم دستشه.

16:43.450 --> 16:45.680
‫می‌خواد ما رو ‫در معرض کرودیوم قرار بده.

16:46.790 --> 16:48.860
‫هی، چه خبره...

16:48.860 --> 16:50.910
‫نه. برو عقب.

17:07.550 --> 17:09.770
‫لباس‌های محافظ سطح 10.

17:09.770 --> 17:13.730
‫فکر نکنم خانواده‌هاتون بخوان
‫وقتی جهش‌یافته اید برگردید خونه.

17:13.730 --> 17:15.250
‫هی، پس من چی؟

17:15.820 --> 17:17.460
‫تا وقتی در حالت فضایی هستی،

17:17.460 --> 17:20.030
‫احتمالا از اثرات جهش‌زایی ‫در امان باشی.

17:20.030 --> 17:21.050
‫احتمالا ؟

17:25.000 --> 17:26.630
‫فرار کن! حالا!

17:28.220 --> 17:30.530
‫خب، هرچه بادا باد.

17:30.530 --> 17:32.810
( MULCHA OBJECTIA )

17:44.290 --> 17:49.740
‫اوکی... ‫یادم بمونه هیچوقت
داخل لباس ‫محافظ طلسم اجرا نکنم.

18:02.860 --> 18:04.020
‫خیلی خب،

18:04.020 --> 18:05.450
‫نمیخوام بهت صدمه بزنم.

18:07.340 --> 18:09.250
‫عجب ایده ای ...

18:40.950 --> 18:42.670
‫بیا تمومش کنیم.

19:10.380 --> 19:11.150
‫اوکی ...

19:11.150 --> 19:12.670
‫زیاد بهم نمیاد، ولی...

19:26.490 --> 19:28.500
‫بن، به خوکا غذا بده!

19:36.570 --> 19:38.490
‫هی، حق با بابابزرگ بود.

19:38.490 --> 19:41.960
‫کار در مزرعه واقعا یه نتیجه‌ای داره.

19:41.960 --> 19:44.650
‫یکی از اینا باید یه ‫کاری بکنه.

19:44.650 --> 19:45.280
‫ایناهاش!

19:47.660 --> 19:49.900
‫مارشمالو بخور، مومیایی!

19:53.690 --> 19:56.800
‫یا شاید بادوم زمینی ترجیح میدی!

20:01.320 --> 20:02.940
‫- آره!
‫- آره!

20:11.040 --> 20:13.210
‫آخ! بابابزرگ!

20:22.380 --> 20:23.830
‫لباسش داره پاره میشه.

20:23.830 --> 20:25.680
‫داره در معرض کرودیوم قرار می‌گیره.

20:28.750 --> 20:29.940
‫آمنی‌تریکس...

20:29.940 --> 20:33.610
داره از دی‌ان‌ایِ فضاییِ
‫مومیایی نمونه‌برداری میکنه.

20:33.610 --> 20:36.850
‫بن، قبل از اینکه جهش پیدا کنی ‫فضایی شو.

20:36.850 --> 20:38.030
.اون تنها شانسته

20:38.030 --> 20:40.490
‫وقتشه با مومیایی با مومیایی بجنگم.

20:42.220 --> 20:44.580
‫آپگرید؟ اوه مرد!

20:47.280 --> 20:48.580
‫مراقب باش، بن.

20:48.580 --> 20:50.630
‫اون نیتروژن مایع‌ــست.

20:50.630 --> 20:52.500
‫می‌تونه تو چند ثانیه ‫منجمدت کنه.

20:58.230 --> 21:02.560
‫فقط می‌خواستم آماده‌ات کنم، تا حسابی خنکت کنم.

21:02.560 --> 21:03.870
‫برای همیشه.

21:10.550 --> 21:13.720
‫کسی یه ‫بستنی فالودۀ مومیایی می‌خواد؟

21:18.580 --> 21:20.170
‫کارت عالی بود، بن.

21:20.170 --> 21:23.400
‫تا وقتی که شیفتِ ‫صبح
شروع بشه، ‫بتن سفت شده،

21:23.400 --> 21:27.440
‫و هیچکس نمی‌فهمه یه مومیایی
یخی ‫اون زیر دفن شده.

21:28.480 --> 21:31.660
‫کرودیوم بن رو تبدیل به یه
‫جهش‌یافته‌ی زشت و بی‌ریخت کرد!

21:31.660 --> 21:32.770
‫اوه، وایسا.

21:32.770 --> 21:34.380
‫تو همیشه همین شکلی‌ای.

21:35.740 --> 21:38.080
‫انقدر بامزه بود
‫یادم رفت بخندم.

21:38.080 --> 21:39.860
‫حالا که حرف جهش‌یافته‌ها شد،

21:39.860 --> 21:42.230
‫گاوها و اون نگهبان
‫امنیتی چی شدن؟

21:42.230 --> 21:43.670
‫نگران اونا نباشین.

21:43.670 --> 21:45.820
‫به اندازۀ کافی در معرض کرودیوم نبودن.

21:48.250 --> 21:50.480
‫فکر کنم بهتره برگردیم ‫مزرعه.

21:50.480 --> 21:53.780
‫مطمئنم جون ‫برامون کارای بیشتری سراغ داره.

21:53.780 --> 21:56.480
‫بله... راجع به اون، بابابزرگ...

21:56.480 --> 21:58.610
‫من و گوئن فقط می‌خوایم بگیم...

21:58.610 --> 22:00.500
‫- لطفا مجبورمون نکن برگردیم اونجا!
‫- لطفا مجبورمون نکن برگردیم اونجا!

22:00.500 --> 22:01.960
‫- ما درسمون رو گرفتیم، بابابزرگ!
‫- ما درسمون رو گرفتیم، بابابزرگ!

22:01.960 --> 22:03.320
‫- از این به بعد کارامون رو می‌کنیم...
‫- از این به بعد کارامون رو می‌کنیم...

22:03.320 --> 22:04.430
‫- قول میدیم!
‫- قول میدیم!

22:05.230 --> 22:06.770
‫اوه، خدارو شکر.

22:06.770 --> 22:10.840
‫یادم رفته بود چقدر از کار کردن
‫تو مزرعۀ عموم متنفر بودم.

22:12.270 --> 22:13.770
‫حالا بیاید از اینجا بریم.

22:13.770 --> 22:17.370
‫قبل از اینکه دوباره مجبور
شم ‫فضولات رو جمع کنم.

22:17.390 --> 22:27.390
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
